جمعه ۲۹ دی ۱۳۹۶ / Friday, 19 January, 2018

لباس ارتش آمریکا در ایران چه می کند


لباس ارتش آمریکا در ایران چه می کند
هنوز هیچ‌كس نمی‌داند كه البسه نظامیان آمریكایی، پوتین‌های رسمی نیروی زمینی آمریكا و وسایل و ادوات نظامی آنها چگونه از میدان گمرك تهران سر در آوردند!
وقتی از اجناسی كه در مغازه‌های كوچك حاشیه میدان گمرك فروخته می‌شوند باخبر شوید ممكن است تصور كنید گمرك واقعا یك پادگان شخصی است! تا حدی درست تصور كرده‌اید.
فروش لباس‌های نظامی، قمقمه و... موارد و اجناس عجیبی نیستند! اما فروش قطب‌نما، پوتین‌های ضد مین، دوربین‌های مادون قرمز، فشنگ، پوكه، سرنیزه، لباس غواصی، كپسول اكسیژن و حتی لباس خلبانان آمریكایی و ماسك‌های ویژه خلبانی و... تصویری از انبار یك پادگان تمام‌عیار و مدرن را در ذهن شما زنده می‌كند!بخشی از این وسایل و ادوات نظامی از پوشاك نظامی گرفته تا سرنیزه اسلحه‌های سازمانی نیروهای نظامی ایران كه در این بازار فروخته می‌شوند كمی منطقی به نظر می‌رسد اما فروش لوازم و ادوات نظامیان آمریكایی كه بعضی از آنها دسته دوم هم نیستند جای سوال دارد!
میدان گمرك و مغازه‌های اطراف آن از قدیم یدطولایی در فروش این نوع اجناس داشته است. بعضی از دلالان این منطقه در معاملات خود در زمان‌های نه چندان دور معامله با طرف‌ها و مبالغ بزرگی را تجربه كرده‌اند! هر چند امروز این دلالان به نوعی بی‌كرك و پر شده‌اند اما هنوز هم وجهه خاص مغازه‌های گمرك وجود دارد!
گویا بعضی از كالاهای این بازار اشتباها برای فروش به گمرك منتقل شده‌اند! قمقمه رزمنده‌ای كه اسم خودش را روی آن نوشته است! از این دست كالاها هستند كه البته قیمت خود را دارند.فروش پوتین‌های نظامیان روسیه نیز در این بازار جالب توجه است، چه كسی از این پوتین‌های بلند با شكل‌های عجیب استفاده می‌كند؟
فروش كپسول اكسیژن و لباس‌های غواصی، ساعت‌های نظامی آمریكایی كه قابلیت فیلمبرداری هم دارندو از جمله كالاهای عجیبی هستند كه معلوم نیست متقاضی خرید آنها چه كسانی هستند؟
اما مسلم است در هر بازاری تا تقاضا برای كالای خاصی وجود نداشته باشد عرضه‌ای هم صورت نمی‌گیرد. حالا این سوال مطرح می‌شود كه متقاضی خرید پوتین ضدمین، دوربین‌های مادون قرمز، فشنگ‌ها و سرنیزه‌های اسلحه‌های سازمانی نیروهای نظامی چه كسانی هستند؟
با اینكه بسیاری از مردم از فروش اینگونه كالاها درحاشیه میدان گمرك باخبر هستند، هیچ مركز خاصی برای بررسی فروش این كالاها در كشور فعالیت می‌كند؟ اینكه پوتین كار نكرده، لباس دست دوم و سایر تجهیزات نظامیان آمریكایی چگونه به بازار گمرك آمده‌اند و با این قیمت پایین فروخته می‌شوند! و به راستی فشنگ و سرنیزه اسلحه ژ-۳ و كلاشینكف چگونه به دست این فروشندگان می‌رسد؟
البته باید متذكر شد كه فروش بسیاری از این اقلام به صورت علنی و توسط همه كسبه گمرك صورت نمی‌گیرد. در حال حاضر اكثر كالاهای غیرمجاز توسط دلالان گمرك كه مدام در حال پرسه زدن در اطراف میدان هستند فروخته می‌شوند.
برخی از لباس‌های نظامی كه با نام آمریكایی عرضه می‌شوند در حقیقت دوخت ایران اما پارچه‌ها اصل هستند! فروشندگان می‌گویند این لباس‌ها از پارچه‌های لباس‌های اصل آمریكایی تهیه می‌شود كه بعد از تهیه در كشورهای پاكستان یا افغانستان، شكافته شده و دوباره در اندازه و قواره‌های ایرانی دوخته می‌شوند.
البته پارچه‌های البسه نظامی آمریكایی در كشور پاكستان به وفور یافت می‌شود و اكثر پارچه‌های آمریكایی از مرزهای شرقی با كشور پاكستان و افغانستان وارد می‌شوند.
اما اگر كمی بیشتر جست‌وجو كنید لباس‌هایی با پارچه و دوخت آمریكایی هم خواهید یافت. ا البته اجناسی از بعضی از كشورهای دیگر مانند كره، پاكستان و چین را هم در این بازار می‌توانید سراغ بگیرید اما بهترین اجناس با بالاترین قیمت‌ها مربوط به اجناس آمریكایی هستند.
چادرهای مسافرتی (جمع شو) و كیسه‌خواب‌های آمریكایی از كالاهایی هستند كه بیشترین متقاضی را به خود اختصاص می‌دهند.
● تاجران نامرئی
تقریبا با هیچ ترفندی از طریق فروشندگان گمرك نمی‌توان مبدا اصلی ورود این كالاها را به داخل كشور پیگیر شد اما به طور یقین می‌توان گفت كه این كالاها از كشورهای همسایه یعنی پاكستان، افغانستان و عراق به كشور وارد می‌شوند!
چگونگی ورود این کالاها از جمله رازهایی است كه این فروشندگان ابدا آن را فاش نمی‌كنند! گفته می‌شود در زمان جنگ ایران و عراق و در زمان تحریم ایران لوازم یدكی بسیاری از ماشین‌آلات جنگی مربوط به نیروهای زرهی نیز در این بازار فروخته می‌شده است، البته در حال حاضر كه نه جنگی هست و نه تحریمی این گفته‌ها تنها به عنوان یك خاطره قابل استناد هستند.
مرز كشور عراق و مرز‌ غربی كشورما پس از حمله آمریكا و نیروهای ائتلاف به كشور عراق در چند سال اخیر در زمینه قاچاق این كالاها رونق خاصی پیدا كرده‌ است اما پیش از آن و از سال‌های دورتر این كشورهای پاكستان و افغانستان بوده‌اند كه بیشترین حجم این كالاها از طریق آنها به كشور وارد می‌شدند.
با توجه به قیمت پایین این كالاها نسبت به دیگر كالاهای مشابه می‌توان گفت كه این كالاها یا رایگان به دست فروشندگان می‌رسند یا به صورت عمده به تهران می‌رسند.
وقتی یك پوتین آمریكایی در میدان گمرك به قیمت ۴۰ هزار تومان به فروش می‌رسد بی‌شك فروشنده آن را تقریبا با ۵۰ درصد كمتر از قیمت فروش از دلال تهیه كرده است! بنابراین دلالان این دست كالاها برای مثال یك پوتین آمریكایی اصل را به قیمت ۲۰ هزار تومان به فروشندگان گمرك می‌فروشند.
با توجه به هزینه حمل و نقل به خصوص برای كالاهای قاچاق این قیمت از توجیه اقتصادی برای قاچاقچی و دلال برخوردار نیست بنابراین تنها یك حالت باقی می‌ماند و آن اینكه این كالاها اولا به صورت رایگان یا دست‌كم با قیمت بسیار پایین به دست قاچاقچیان می‌رسد و ثانیا آنها را به صورت عمده و بدون مشكل خاصی به تهران می‌رسانند!
یكی از گمانه‌زنی‌های اصلی در مورد چگونگی تهیه این وسایل این است كه نظامیان آمریكایی تجهیزاتی مانند البسه و پوتین‌هایی كه از سوی دولت آمریكا به صورت سهمیه‌بندی به آنها داده می‌شود را به بهای پایین و به صورت كالا به كالا به دلالان خاصی می‌فروشند و پس از آن این وسایل به صورت قاچاق به داخل كشور وارد می‌شود.
با توجه به انواع خاص این کالاها بسیاری از آنها به لحاظ هزینه‌های پایین‌تر حمل‌ونقل از کشورهای آسیای شرقی مانند کره و ژاپن به کشور وارد می‌شوند. اما برخی دیگر از این ادوات که انواع مرغوب آنها فقط توسط تولیدکنندگان اروپایی تولید می‌شود همچنان از کشورهای اروپایی به کشور وارد می‌شوند.
اگرچه كالاهایی مانند كوله پشتی، قمقمه و پوتین آمریكایی ممكن است توسط كوهنوردان و صخره‌نوردان تهیه و مورد استفاده قرار گیرد اما چه كسانی دوربین‌های مادون قرمز به منظور دید در شب، پوتین‌های ضد مین، فشنگ‌ها، پوكه‌ها و سرنیزه‌های اسلحه ژ-۳ یا كلاشینكف را خریداری می‌كنند؟
اخیرا خبر داغ گمرك برخورد با فروشندگان گازهای اشك‌آور بود! البته در حال حاضر گاز اشك‌آور به صورت رسمی در این بازار فروخته نمی‌شود اما نكته جالب اینجاست كه گاز اشك‌آور به صورت عمده چگونه به یك بازار عمومی نظیر گمرك راه پیدا كرده است؟
● از چاله میدان تا میدان رازی
از دیر باز، در زمان تهران قدیم گمرك در واقع یكی از مرزهای تهران به شمار می‌رفت؛ بخشی از چاله میدان بود و محل تجمع مهاجرانی كه اكثرا برای كار به تهران می‌آمدند. از مدت ها پیش در این مناطق فروش البسه دست‌دوم رواج داشت اما اینكه فروش این انواع خاص كالا از چه زمانی در میدان گمرك مرسوم شده است معلوم نیست!
البته این بازار باید از زمانی رونق پیدا كرده باشد كه مجموعه‌ای به نام ارتش در ایران شكل پیدا كرده است.
تقریبا پستوها و انبارهای مغازه‌های گمرك یك كلكسیون تمام‌عیار از البسه و ادوات تمام رسته‌ها و نیروهای ارتشی كشور‌های مختلف و به خصوص آمریكاست! فروش اجناس عجیب و غریب در میدان گمرك یك اتفاق تازه به شمار نمی‌رود. گمرك از قدیم بازار فروش این دست كالاها بوده است.
میدان گمرك و میدان رازی امروزی در واقع از سابقه‌ای طولانی در مناطق قدیمی تهران برخوردار است. گمرك در ابتدا و حدودا در دوره قاجاریه بخشی از چاله میدان به شمار می‌رفته، به مرور و با گسترش شهر تهران و اضافه شدن ده‌های اطراف مانند نازی آباد و.. به تهران گمرك رسما وارد شهر تهران شد.
از آنجا كه در ابتدا گمرك در حاشیه تهران واقع شده بود به فراخور همین امر افرادی كه در این محلات رفت و آمد داشتند بیشتر مهاجران به تهران و تا حدی اشرار بودند. همین امر موجب شد تا فروش كالاهایی مانند البسه دست دوم، چاقو، قمه و... بازار خوبی را در حاشیه این میدان پیدا كند.
این امر ادامه داشت تا ایران از ارتشی تقریبا منسجم با مولفه‌های یك ارتش واقعی مانند لباس فرم و... برخوردار شود. پس از آن بود كه فروش لباس‌های نظامی در این بازار رونق گرفت، این مساله تاكنون ادامه داشته است.
● لباس ارتش سرخ
فروش البسه نظامی داخلی بخشی از این بازار است، اما بازار عمده دیگر فروش البسه نظامی خارجی و به طور خاص آمریكایی و تا حدی روسی است! از آنجا كه ارتش ایران قبل از انقلاب از نظر وسایل و تجهیزات بیشتر از طریق ارتش آمریكا تغذیه می‌شد انبار‌های پادگان‌های كشور پر بود از البسه و ادوات نظامی آمریكایی.
پیش از انقلاب، بعضی از این البسه و ادوات به طور مخفیانه از انبار پادگان‌ها خارج و در این محل به فروش می‌رسید، بعضی دیگر هم از سهمیه‌ای بود كه به نظامیان از طرف ارتش داده می‌شد و آن دسته از كالاهایی كه برای نظامیان غیرضروری بود در این بازار به فروش می‌رسید. همین مسائل موجب شد تا میدان گمرك وجهه كنونی خود را كسب كند.
در حال حاضر نیز بسیاری از كالاهایی كه در این بازار به فروش می‌رسند در واقع باقی مانده‌های همان دوران هستند كه به مرور از انبار بعضی از خانه‌ها به این محل برای فروش آورده می‌شوند. فروش چكمه‌های ارتش سرخ كه گاه تا نیم قرن عمر دارند دلیلی بر این مدعاست.
در چند سال اخیر و به ویژه در ماه‌های پایانی سال گذشته با فروش بعضی از كالاها در میدان گمرك به طور جدی برخورد شد، مانند فروش چاقو، پنجه بوكس، قمه، پاسور. از اصلی‌ترین خبرهای بازار گمرك برخورد با فروش گازهای اشك‌آور بود كه برای مدت كوتاهی وارد این بازار شد.
در حال حاضر این كالاها در ویترین مغازه‌ها و آزادانه كمتر به فروش می‌رسند. البته فروش كالاهای غیرمجاز از سوی برخی دلالان كه مغازه‌دار هم نیستند به طور مخفیانه صورت می‌گیرد.
به دلیل برخوردهای اخیر، بسیاری از «نظامی فروش‌ها» تغییر شغل داده و به سمت «شخصی فروشی» كشیده شده‌اند. وجود بازار مناسب برای فروش البسه معمولی و عادی و بی‌دردسر بودن فروش این اجناس از اصلی‌ترین دلایل این امر به شمار می‌رود.
با افزایش جمعیت شهر تهران وجود بازار فروش البسه شخصی در میدان‌هایی مانند میدان گمرك با قیمت‌های پایین از تقاضای مناسبی برخوردار است.
بیشتر خریداران این البسه ساكنان مناطق جنوبی تهران هستند كه به خاطر قیمت پایین و مناسب كه متناسب با قدرت خرید آنهاست به این بازار مراجعه می‌كنند. البته نظامی فروش‌های قدیمی هنوز هم با همان قدرت و اقتدار سابق به فعالیت خود ادامه می‌دهند.

امیرهادی انواری

منبع : روزنامه هم‌میهن

مطالب مرتبط

ستادهای چاق، صف‌های خسته و پادشاهان لخت


ستادهای چاق، صف‌های خسته و پادشاهان لخت
یکی از بچه‌های جنگ تعریف می‌کرد: «بعد از عملیات والفجر۸ بعثی‌ها از ۲۲بهمن تا نیمه فروردین پاتک می‌کردند که فاو را پس بگیرند. حجم و شدت پاتک‌ها بچه‌ها را خسته کرده بود و کم کم زمزمه‌هایی در گرفته بود که چرا مرخصی نمی‌دهید. چرا نیروی تازه نفس نمی‌آورید و... یک روز دیدیم ماشین‌های تبلیغات آمدند خط. بلندگوها‌یشان را راه انداختند و سرود پخش کردند و توی هرکدام از سنگرها بسته ای انداختند. بسته را باز کردم دیدم جزوه‌ای است. نوشته بود: "آه نفسم به من می‌گوید برو مرخصی ولی ای نفس! من..." ادامه ندادم. با فحشی زیر لب جزوه را پرت کردم آن طرف خاکریز. گذشت تا بالاخره ترخیص شدیم. آمدیم اهواز که برگردیم تهران. در اهواز یکی از بچه های دانشگاه را دیدم. گفت راستی فلانی و فلانی و فلانی آمده‌اند جبهه. تعجب کردم! گروه خونشان به این جور حرف‌ها نمی‌خورد. آدرس گرفتم. رفتم پیششان. در یکی از خانه مصادره‌ای های بالای شهر اهواز زیارتشان کردم. با عرقگیر زیر باد کولر گازی دراز کشیده بودند و داشتند برای "خط" جزوه می‌نوشتند: "آه نفسم به من می‌گوید برو مرخصی!"
۱) نظام جمهوری اسلامی تا دلتان بخواهد چشم اندازنویس و سیاست گذار و ممیز و ناظر و بازرس دارد.
وارد هرکدام از دستگاه های عریض و طویل فرهنگی جمهوری اسلامی که بشوید با آدم های یقه سفیدی طرفید که سرگرم راهبرد نویسی و سیاستگذاری هستند و هر منتقدی را هم به ورود در این سرگرمی دعوت می کنند.
نیروهای ستادی با اشتیاق از هر ایده ای که بشود برایش فراخوان ها و همایش های آنچنانی برگزار و ویژه نامه ها و دبیرخانه های آنچنانی تر ایجاد کرد، استقبال می کنند، خواه آن ایده «جامعه مهدوی» باشد یا «مهندسی فرهنگی» یا «چشم انداز بیست ساله» یا «دولت اسلامی» یا «جامعه مدنی» یا «گفتگوی تمدنها» یا...
۲) مدیران اجرایی و ستادی در رسانه ها سرگرم طرح بحث های جدید و عمیق و گسترده نظری هستند. طرف سالهاست مدیر یک دستگاه هنری یا رسانه ای است و می بینی با چه شدت و حدتی از عدم تبیین نسبت رسانه با سنت یا فقدان تعریف هنر دینی یا... سخن می گوید و اینکه باید در زمینه این مباحث کار بشود! جالب است که برای صمیمی تر شدن بحث و شکستن گارد مخاطب افعال اول شخص هم بکار می برند: «متأسفانه ما هنوز تبیین نکرده ایم، تعاریف را، مرزها را مشخص نکرده ایم... پس می بینید که باید ابتدا تکلیفمان را با این مفاهیم مشخص کنیم تا...»
و البته صیغه اول شخص جمع بر همه تطبیق می کند جز بر خود گوینده! شخص اول هر کدام از این دستگاهها اولین ویژگی اش آن است که هیچکدام از معایب آن مجموعه به او ربطی ندارد و فقط با یک سری مفاهیم انتزاعی که هنوز تکلیفمان را بقول آقای رییس با آنها مشخص نکرده ایم، ربط دارد.
در ادارات طرح و برنامه و پژوهشکده ها و سمینارهای تحت مدیریت این حضرات هم سالهاست که مطالعاتی در دست اقدام و کار کارشناسی دقیقی در حوزه های مختلف در حال اجراست. کار کارشناسی و تئوریک در نگاه حضرات معنایی معکوس دارد و به جای آنکه به دنبال ساده کردن و به جواب رساندن پیچیده ها باشد، در پی پیچیده کردن بداهت هاست تا هر یقینی را به تردید و هر عزمی را به حزم تبدیل کند. به حداکثر رساندن "مطالعات" از آن دست تنها غایتش این است: به صفر رساندن « مطالبات ».
۳) فساد نهادینه شده در ستادهای چاق عملیاتها را به شکست نزدیک و نزدیک تر می کند. جماعت «یقولون ما لا یفعلون» که در ستادها پناه گرفته اند و وظیفه ای جز بیلان کار بافتن و ویترین ساختن و توجیه سردرگمی و بی آرمانی برای خود نمی شناسند حتی بیش از دشمنانی که روبروی «صف» به خط شده اند، نیروهای عملیاتی را می آزارند.
ستادها آماس کرده اند و صف ها روز به روز لاغرتر می شوند.
هر چه عملیاتی ها افسرده تر و منزوی تر می شوند، لپ ستادی ها بیشتر گل می اندازد و جلسات و محافل پر زرق و برقشان رونق بیشتری می گیرد و گنده گویی هایشان بیشتر می شود.
جالب اینجاست که یک دهم دغدغه ای که برای پاسخ به شبهات و تربیت نیروی فکری! و کارشناس! پروری در ستاد ها موج می زند، انگیزه ای برای پر کردن خط و حمایت از عملیاتی ها وجود ندارد. ملالی هم نیست. تا دلتان بخواهد تکنوکرات ها و فرصت طلب ها هستند و می توانند همزمان که ستادی ها به خاله بازیهای تئوریک و استراتژیکشان مشغولند و از آن لذت می برند، با استفاده از امکانات نظام مقدس جمهوری اسلامی صف ها را تسخیر و بیلان کار آقایان را تزیین و فساد سفیدشان را پنهان کنند. وقتی که بیلان کار با مانور هم پر می شود، دیگر چه نیازی به عملیات؟ چه نیازی به خط شکن ها؟
۴) در سالهای اخیر هم با به راه افتادن اردوهای تئوریک متعدد و دوره های متنوع آشنایی با مبانی و پاسخ به شبهات نسل جدیدی از ستادی های جوان تربیت شده اند که زینت المجالس مدیران کار کشته قبلی اند و محفل آرای جلسات محافظه کارها و بوروکرات های بی آرمان.
نسل نو هم می تواند انتخاب کند: یا به اردوی یقه سفیدهای ستادی بپیوندد و در سر خیال پست و پول و پرستی‍‍‍‍‍ز و پیشرفت بپزد یا به سلک عملیاتی ها در آید و زیر بار نگاه عاقل اندر سفیه پادشاهان لخت ستادها کمر خم کند.
۵) اگر امسال سال نوآوری است باید حواسمان باشد که این ستادهای کهنه که هر ازچندی بزک دوزک جدیدی می کنند، آمادگی دارند که هر ایده جدیدی را به زیباترین شکل ممکن خنثی کنند چرا که آنها ستادند! و اگر قرار باشد«عملیات» جدی بشود که ستادها -این ستادها- دیگر شأنی ندارند. خصوصاً که آن ایده "نوآوری" باشد و در تضاد با ماهیت "محافظه کاری" که مکتب مقدس ستادی هاست. "مانور" نوآوری مطمئناً از عملیاتش آسان تر و کم خطر تر است.
۶) تعارف ها و تملق های رایج در ستادهای چاق و بی مصرف، بر مفهوم مبهمی به نام «تعریف» بنا شده است. هرچه بگویی بلافاصله سر بر می دارند که «تعریف شما از این مسئله چیست؟» و از کجا معلوم که این تعریف درست باشد؟ و تعریف در نگاه اینان بیشتر به تحریف شبیه است. آنقدر راجع به واژه ها حرف بزنند تا یادتان برود که هدف از همه این بحث ها و تعریف ها عمل و اقدام و تحقق بوده است.
قاعدتاً وقتی هیچ تعریفی قطعیت نداشته باشد، هیچ معروفی هم وجود نخواهد داشت و «امر به معروف» نیز سالبه به انتفای موضوع است!
۷) «مباحث تئوریکِ بدون توجه به خارج و واقعیات؛ غلط است ...گفتیم دارد تهاجم فرهنگی انجام می‏گیرد ...اگر می‏خواستند که تهاجم فرهنگی را نشان بدهم، با چشم خودم کأنّه دارم تهاجم فرهنگی را می‏بینم، می‏توانستم موارد را نشان بدهم. نشان هم دادم؛ اما بعضیها شروع کردند به انکار و گفتند نه آقا، چنین چیزی وجود ندارد.
...در اول جنگ تحمیلی عراق، دلسوزهای محلی می‏آمدند و می‏گفتند عراقیها به خاک ما حمله کردند؛ به مرز ما نفوذ و تجاوز کردند. به بنی صدر می‏گفتیم رئیس جمهور! شما چه خبر دارید؟ می‏گویند عراقیها حمله کردند؛ می‏گفت دروغ می‏گویند؛ این سپاه برای اینکه خودش امکانات دست و پا کند، این حرفها را می‏زند! آنها را متهم می‏کردند. بعد هم به دهلران رفت -که هنوز آن وقت دهلران را نگرفته بودند-، ایستاد و مصاحبه کرد؛ گفت: من الان در دهلرانم؛ می‏گویند عراقیها آمده‏اند؛ عراقیها کجایند؟! از دهلران بیرون آمد و دو ساعت بعد دهلران به وسیله‏ی عراقیها تصرف شد. نمی‏شود که واقعیات را با چشم روی هم گذاشتن انکار کرد.
بعضی این‏طوری‏اند؛ چشمشان را روی هم می‏گذارند؛ گفتند تهاجم فرهنگی نیست. بعد که قبول کردند تهاجم فرهنگی هست، به دنبال بحثهای ذهنی رفتند! «تهاجم یعنی چه؟»، «فرهنگ یعنی چه؟»، «فرهنگی چه چیزهایی را شامل می‏شود و چه چیزهایی را شامل نمی‏شود؟» ما به اینها چه کار داریم؟! نقل می‏کنند قدیمها که در یک شهری، یک سینما درست کرده بودند؛ یک عده‏ای رفتند پیش عالِم شهر -که آدم گوشه‏گیری بود- تا وادارش کنند که با این سینما مخالفت کند. گفتند آقا! در این شهر سینما ساخته‏اند، شما یک اقدامی بکنید. عالِم یک فکری کرد، گفت حالا ببینیم این سی‏نُماست یا سی‏نَماست یا سی‏نِماست! کدام درست است؟! بنا کردند بحث نظری کردن که ضبط لفظ سینما را پیدا کنند!» (۱)
۸) سی نما؟ یا سی نما؟ یا سی نما؟
بسیاری از مباحثی که امروز در ستادهای چاق در دست بررسی است، از این زمره است و صفی ها نیز با ترس از متهم شدن به افراطی گری، عمل زدگی و شعار محوری باید در وصف لباس های زربفت ستادیون برهنه چکامه سرایی کنند. از عجب و تفرعنی که در این ستادها موج می زند، صف هایی را که قرار است اجتماع مجاهدان مخلص همدل و همدست باشد، جز امواج یأس و خستگی نصیب می شود؟
جبهه فر هنگی انقلاب اسلامی مدت ها در چنبره اختاپوسی ستادهای چاق بی مصرف گرفتار بوده است. ستادهایی که مروج علم منهای عمل، راهبرد منهای کاربرد، حرف منهای اقدام، سلب منهای ایجاب، انقلاب فرهنگی منهای فرهنگ انقلابی و انقلاب اسلامی منهای اسلام انقلابی هستند.
پادشاهان لخت مستقر در ستادها انگشت اتهام خود را به سوی تفکرات بچگانه ای که ادعای بدیهی بودن بسیاری از محکمات انقلاب را دارند، گرفته اند تا برهنگی خود را از واضح ترین ارزشهای مدیریتی جمهوری اسلامی پنهان کنند.
۹) چه باید کرد؟
باید بداهت برهنگی این پادشاهان لخت را فریاد زد و لباسهای فاخری را که نه بر خود بلکه بر دیدگان ما پوشانده اند، خرق کرد.

وبگردی
کشتی قرآن مطلا و واقعیت جامعه
کشتی قرآن مطلا و واقعیت جامعه - خبر «قرآن مطلا» در روزهای اخیر احساسات بسیاری را جریحه­ دار کرده است. اگربه جامعه و واقعیت ­های آن سری بزنیم چه می توانیم بگوییم؟ گیریم که قران مطلا کار درستی است. آیا با توجه به وجود فقط 100 خانوادۀ زیر فقر در جامعه، باز هم باید برخلاف سیره رسول خدا و امیرمومنان(علیهما السلام) آنان را نادیده گرفت و به کاری ازین دست پرداخت؟ در آن صورت، آیا قرآن مطلا با سیره و سنت رسول...
ابعاد حقوقی جدال علی مطهری با آستان قدس
ابعاد حقوقی جدال علی مطهری با آستان قدس - 38 شرکت که جزء بزرگترین کارتل های اقتصادی کشور هستند، متعلق به آستان قدس است. بنابراین آستان قدس کنونی، آستان قدسی نیست که حضرت امام در نامه خود از آن سخن گفته‌اند.
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها - به‌جز وزارت ارشاد، هیچ‌یک از این 40 ارگان و نهاد در قبال میلیاردها تومان بودجه‌هایی که دریافت می‌دارند پاسخگو نبوده نیستند.
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار - ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی»
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی» - علی ربیعی وزیر کار، رفاه و امور اجتماعی در گفت‌وگوی تلفنی با خانواده یکی از خدمه نفتکش «سانچی» اظهار همدردی کرد.
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی - توقف عملیات خنک سازی و مهار آتش در شب گذشته، موجب رسیدن آتش به مخازن سمت چپ کشتی و انفجارهای شدید صبح امروز شد که در نهایت پس از چند ساعت به غرق شدن کامل نفتکش ایرانی انجامید.
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت - رسانه های مطرح یونانی با انتشار تصاویری از رابطه عاطفی ملی پوش ایرانی باشگاه المپیاکوس با یک میلیاردر یونانی - آمریکایی پرده برداشتند و مدعی شدند این دو تصمیم خود را برای ازدواج قطعی کرده اند.
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟ - بخشی از تکثر مسئولیت های بعضی چهره‌های سیاسی به بی‌اعتمادی نظام به افراد کارآمد برمی‌گردد و علت دیگر این موضوع، اعتماد غیرمعقول به این افراد است. با این حال این افراد هرچقدر هم که توانمند باشند، از نظر روان شناسی و انسان شناسی در بخشی از مسئولیت های خود ناموفقند.
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود!
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود! - فیلم - حسین عطایی ۱۰ سال دارد و در حوزه طراحی مفهومی خودرو فعالیت می کند. او ۶ اختراع ثبت شده دارد، مدرسه نمی رود و از دو شرکت تسلا و ولوو دعوت به همکاری شده است. او مشاور رییس سازمان برنامه و بودجه است. گفتگوی رضا رشیدپور با نابغه ١٠ساله طراحی خودرو را اینجا ببینید.
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت !
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت ! - تست برخورد جلوی خودرو با سرعت 50 کیلومتر در ساعت برای سمند TU5 ، توسط یکی از سازمانهای معتبر ارزیابی خودرو در انگلستان صورت گرفت.
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه - این فیلم حواشی زیادی را در فضای مجازی به همراه داشته است.
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم - اولین قسمت از برنامه هاردتاک کاکتوس را با صحبت های جذاب نیوشا ضیغمی در مورد خانواده و همسرش ، ماجرای صحبت های جنجالی یک هواپیما ، 8 سال احمدی نژاد و ...
    پربازدیدها