دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۶ / Monday, 19 February, 2018

سیر تاریخی قرائت و موسیقی قرآن کریم


سیر تاریخی قرائت و موسیقی قرآن کریم
شاید بر بسیاری از اذهان چنین خطور كند كه این نغمات و الحانی كه سبكهای تلاوت قرآن را در بر می گیرد ، از كجا نشأت گرفته و چگونه است ؟ شاید بتوان پاسخ این سؤال را چنین مطرح كرد كه این فن تا حدود زیادی مرهون طریقه صوفیه است ؛ چرا كه یكی از طرق وصول به خداوند در نزد صوفیه فن غنا بوده است كه تأثیری شگرف بر قلوب و نفوس داشته است . آری ، اینكه حیات صوفیه با غنا و موسیقی آمیخته بوده ، قابل انكار نیست . آنان در موالید و اعیاد مذهبی به سرودن اشعار و اجرای آنها با الحان و مقامات می پرداختند و از آنجا كه در میان مردم جایگاه عظیمی داشتند ، می توانستند در این الحان دخل و تصرف كنند.
زمانی كه تاریخ زندگی موسیقیدانان بزرگ عرب را ورق می زنیم ، می بینیم همگی زندگی خویش را در حلقه های ذكر صوفیه گذرانده اند ؛ امثال «شیخ علی محمود» كه سبكی جدید در علم قرائت پدید آورد و یا شیخ «زكریا احمد» ، «شیخ سید درویش» ، «شیخ یوسف المنیلاوی» و یا «محمد عثمان» كه اینان در حلقه های ذكر ، تواشیح و مدایح نبوی و دینی همراه با نغمات و الحان موسیقی در موقعیتهای مختلف می خوانده اند .از این رو حتی زمانی كه به خواندن الحانی غیر از قرآن می پرداختند ، تأثیرپذیری شان از طریق صوفیه بسیار مشهود است . آنچه كه در پیشرفت و درخشش غنا در میان صوفیه تأثیری بسزا داشته ، برپایی موالید و ابتهالات و تواشیح برای اهل البیت حضرت رسول(ص) بوده است .چرا كه فاطمیون مصر كه خود را منتسب به حضرت فاطمه(س) دخت مكرم رسول اكرم می دانستند . در برپایی جشنهای شش گانه : مولد حضرت رسول ، مولد امام علی(ع) ، مولد حضرت فاطمه(س) ، مولد امام حسن(ع) ، و مولد امام حسین(ع) و موالید جانشینان آنان اهتمام تمام می ورزیده اند تا بدانجا كه در برپایی جشنها و سرودن و تلحین اشعار و قصاید بر یكدیگر سبقت می گرفتند ؛ حتی پس از زوال عهد فاطمیون در مصر این امر همچنان گسترش یافت وشامل دیگر ائمه نیز شد . در حقیقت این موالید باعث شد كه صوفیه به خلق الحان و نغمات جدیدتری بپردازند . سرانجام گسترش این الحان نویسندگانی را به گردآوری آنها واداشت . در این میان می توان به كتاب «شیخ محمد بن اسماعیل» اشاره كرد كه تمامی این تواشیح و ابتهالات را با الحان ونغماتشان در كتابی به نام «سفینه الملك» جمع آوری كرده است .
بعدها این نغمات از محدوده مصر به كشورهای مجاور نیز نفوذ پیدا كرد و بدین سان با نغمات و مقاماتی از نواحی فارس ،تركیه و هند در هم آمیخت . از این رو امروزه در میان عرب به نغمات والحانی برمی خوریم كه نظیر آن در ایران نیز به چشم می خورد و اهل فن در موسیقی خود به این نكته واقفند .
سرانجام گذشت لیالی و ایام ، نغمات را به دامنه قرآن نیز می كشاند و بخصوص در زمینه قرائت ، آنرا به اوج خود می رساند . در اینجاست كه بسیاری از موسیقی دانان این نغمات را در قرائت بكار برده و روشی نوین را ابداع می كنند كه به معرفی برخی از این بزرگان خواهیم پرداخت.
بهترین گواه بر این مطلب این است كه اهتمام حضرت رسول به صوت و آهنگ خوش داشتن از همان صدر اسلام بر همگان مشهود بوده است . آنجا كه خود فرمود : «به بلال بگوئید اذان دهد ، چه او را صوتی خوش و نیكوست» و نیز آنجا كه فرماید : «لكل شیء حلیه و حلیه القرآن الصوت الحسن» . بر هیچ اهل فنی پوشیده نیست كه كه از همان ایام نزول قرآن و حتی پیش از آن چنین امری در میان اعراب مطرح بوده است و حتی در این رابطه با یكدیگر بهرقابت پرداخته اند .
استاد عبدالباسط نیز در این زمینه می گوید : «صوت خوش ، فی نفسه خودش موسیقی است» . اگر در جستجوی ابتدایی ترین مراحل و اولین طلیعه موسیقی باشیم ، باید به میان اعراب صحرا رفته و به عصر جاهلیت باز گردیم . آن زمان كه اعراب برای به حركت درآوردن شترها از آواز «حُدِیْ» استفاده می كردند و آنگاه كه ساربانها این آهنگها را سرمی دادند تا اشتران در حركت خویش بشتابند . بعدها اعراب جاهلی در بازارهایی جمع می آمدند و اشعار خود را به لحن می خواندند . بدین سان این روند همچنان ادامه داشت . اینك آنچه كه مورد بحث است ، ظهور نغمات و موسیقی به شكل كنونی است .
ایجاد مدارس جهت آموزش موسیقی و نغمات - در بحث و بررسی روند كنونی ظهور و پیدایش نغمات موسیقی قرآن كریم لازم است اشاره ای به مدارس آموزش این فنون داشته باشیم . این مدارس تمامی سعی خویش مبذول داشت تا آنكه تمامی اصوات را در مقامات ونغمات مستعد سازد . در این مدارس تعدادی از بزرگترین و مشهورترین علماء ، فن نغمات و الحان را فرا گرفته و از این مدارس فارغ التحصیل شدند و توانستند با تأثیرپذیری از نغمات بیگانه به آن رشد و نموی بهتر بخشند . در این راستا برخی را عقیده بر آن است كه حضور اساتیدی چون «شیخ علی محمود» و «شیخ رفعت» سنگ بنای این مدارس و این روند است . اما حقیقت آن است كه در این میان اسامی گمنامی نیز وجود دارد كه اولین گامها توسط آنها در این طریق برداشته شده است . بزرگانی چون «شیخ احمد ندا» ، «شیخ السعودی» ، «شیخ شفیق ابوشهبه» ، «شیخ عبده الحامولی» و دیگر بزرگانی كه به جهت نبودن روزنامه و رادیو شاید هیچ نامی از آنان در میان نباشد . در واقع نهضت برپایی روزنامه ها از حدود ۵۰ سال پیش به شیوه كنونی در مصر پا گرفت و از ۱۵۰ سال قبل نه روزنامه ای در مصر وجود داشت و نه رادیو و تلویزیونی ، كه توسط آن به معرفی چنین اشخاصی پرداخته شود ؛ اگر هم به روزنامه هایی برمی خوریم ، همه مطبوعات غیرجهانی بوده است كه توسط برخی از كشورها در مصر ایجاد شده و از اهمیت چندانی برخوردار نبوده است از این رو گزافه نیست اگر بگوییم در رابطه با این بزرگان اطلاعاتی در میان نیست .
در این میان «شیخ عبده الحامولی» از مؤسسین نغمات و الحان عربی ، كار كار خویش را در حلقه های ذكر آغاز كرد و به ادامه آن در انشاد تواشیح و ابتهالات و قصاید در موالید و اعیاد مذهبی پرداخت . كسی كه آوای زیبا و حلاوت غیر قابل وصف لحن دلنشین چنان بر اذهان می نشست كه آنان را مدهوش و مسحور می ساخت . در واقع او اولین مؤسس این فن به سبك و شیوه امروزی است . مردی كه بارها برضد اشغال انگلیس قصاید و قطعاتی سرود و آنچنان دلنشین زمزمه می كرد كه همگان را متأثر می ساخت . از دیگر این علما «استاد یوسف المنیلاوی» از شاگردان «شیخ الحامولی» بود كه در شهرت و تبحر بر وی سبقت جست . همینطور «شیخ سلامه حجازی» كه به لحنی بسیار زیبا و صوتی دل انگیز قرآن را تلاوت می كرد . وی به عنوان یكی از اساتید بی نظیر موسیقی و الحان در مصر مطرح بوده است .
پس از این دسته باید به «شیخ علی محمود» اشاره كرد كه بحق از بزرگترین علمای این فن است ؛ چنانكه «محمد عبدالوهاب» بزرگترین آهنگساز و موسیقی دان عرب ، آهنگهای خویش را با اقتباس از الحان این استاد بزرگ تهیه كرده است . همچنین «شیخ سید درویش» و «شیخ زكریا احمد» كه از معاصران وی و از بزرگان این علم بودند . به حقیقت اینان همه در ایجاد مدارس آموزش این فن تأثیری عظیم داشته اند . به هر حال اگر بخواهیم اولین طلیعه های این نهضت را بررسی كنیم ، باید به مدارس قدیمی مصر اشاره داشته باشیم ؛ كه دارای مدارس قدیمی در امر آموزش و تعلیم قرائت و حفظ قرآن كریم می باشد . دقیقاً پس از فتوحات اسلامی كه مصر نیز به جرگه كشورهای اسلامی پیوست ، این مدارس و مكتبخانه ها در مصر تأسیس شدند و اهتمام اولیه در امور قرآنی توسط این مكتبخانه ها انجام گرفته است . تعداد این مكتبخانه ها بسیار است ، فی المثل «شیخ رفعت» صاحب مدرسه بزرگی بود كه پس از او نیز مدارس دیگری تأسیس شدند ؛ چون مدارس «شیخ شعیشع» ، «شیخ مصطفی اسماعیل» ، «شیخ خلیل الحصری» ، «شیخ محمد صدیق المنشاوی» و «شیخ محمد سلامه» كه از بنیانگذاران فنون تلاوت قرآن كریم در مصر بوده اند .
رفته رفته با پیشرفت حكومتهای عربی در بغداد و پس از آن در قاهره تلاوت قرآن نیز رونق گرفت ؛ با شروع قرن بیستم روح دوباره ای به آن دمیده شد . نخستین گام را در این طریق نوجوانی گندمگون ، با جثه ای نحیف و چهره ای زیبا طی كرد . كسی كه قرآن را با صوتی بسیار دلنشین و به شیوه ای نوین تلاوت می كرد . چنان شیوه ای كه شنوندگان را ساعتها در جایگاهشان متوقف ساخته و آنان با تمامی وجود به استماع ترتیل زیبای او مشغول می شدند . بدینسان این شیوه تلاوت او نهضتی نو به پا كرد ؛ تا آنجا كه در میان عامه مردم این سؤال مطرح می شد كه آیا این طریقه نوین حرام است یا حلال ؟ و این جوان ، «شیخ احمد ندا» ، آنان را بدون آنكه پاسخی گوید به حال خویش رها می ساخت .سرانجام این شیوه نوین پیروان بسیار یافت و پیشرفت چشمگیرش بر همگان آشكار گردید . شاید گزاف نباشد اگر بگوئیم پیش از «استاد احمد ندا» صوت قرآنی بدین سان مسموع نبوده است . در آن ایام اشخاصی بودند به نام «اولاد اللیل» كه اینان تواشیح و ابتهال می خواندند . در میان آنان طلاب الازهر نیز به چشم می‌خوردند كه به سرودن برخی قصاید قدیمی كه بسیار محدود هم بود می پرداختند . از مشهورترین این قصاید ، قصیده «اذا جاء یوم العرض والعرش واللقاء» بود . برخی معتقدند كه اینان اصواتی بسیار خشك و سخت داشتند ، اصواتی كه هیچ انعطافی نداشت وهیچ اجر و مزدی جز اندك چیزی ، به آنها تعلق نمی گرفت . اما نابغه زمان ، «شیخ احمد ندا» چنان موازین را درهم شكست كه بزرگان علما شبها را بیدار مانده و به سوی محل تلاوت او می شتافتند . اینان همان كسانی بودند كه از روش قرائت وی به شگفت آمده و با شنیدن صوت او به شادی و وجد می آمدند . گویی او بود كه زمینه رشد و ظهور را برای نوایغ این فن عظیم پدید آورد .
در اینجا بد نیست اشاره ای نیز به اماكن مؤثر در گسترش قرائت قرآن داشته باشیم . از اماكنی كه در زمینه قرائت و علوم قرآنی خدمات بسیار به ثمر رسانده است ، «الازهر شریف» می باشد . «جامع الازهر» در در سال ۳۵۹ هه. ق . به توسط یكی از سرداران فاطمی به نام «جوهر صقلی» كه خلیفه عباسی سپاهیان مهاجم خود را تحت فرماندهی او قرار داد ، بنا گردید . این سردار فاطمی پس از تصرف شهر اسكندریه ، مركز نظامی جدیدی به نام «مدینه القاهره المعزیه» بنا كرد كه بعدها به اختصار «قاهره» خوانده شد . در اطراف این مركز جدید ، خندقی حفر كردند و بر گرداگرد آن باروی آجری دفاعی برپا ساختند . یك خیابان مركزی ، این محوطه را به دو بخش تقسیم می كرد كه در سمت شرقی آن قصر ، برج و بارویی برای خلیفه بنا شده بود . برای هر یك از قبایل بربر محلی برای خیمه زدن تعیین شد و «جوهر» محلی را در جنوب قصر برای ادای نماز جماعت انتخاب كرد كه بعدها به «الازهر» معروف شد . در واقع نام «الازهر» اشاره به «زهرا» لقب حضرت فاطمه (س) دخت مكرم حضرت رسول می باشد .این وجه تسمیه به جهت علاقه و اهتمام فراوان فاطمیون به اهل بیت رسول اكرم بوده است ، چه آنان پیرو مذهب شیعی (اسماعیلیه) بوده اند ، از این رو اولین درسی كه در «جامع الازهر» تدریس شد ، پیرامون فقه شیعی به نام «الاقتصار» تألیف «ابو حنیفه النعمان» بود .
دانشگاه الازهر علاوه بر چندین دانشكده ، دارای مؤسسات و مدارس فراوانی می باشد . از جمله این مؤسسات مؤسسه قرائت (مهد القرائه) است كه شامل دوره چهار ساله ای برای آموختن قرائت و تلحین قرآن به پیران جوان است . كلاسهای آنان نیز در بنای قدیمی «مسجد الازهر» دایر می شود . این معهد شامل یكدوره سه ساله و یك دوره چهار ساله قرائت می باشد . در هر دو دوره ، حدود ۱۵ یا ۱۸ ساعت در هفته به قرائت اختصاص دارد . ضمناً دروس صرف و نحو ، تفسیر و حدیث نیز تدریس می شود . در دوره سه ساله اصول فقه و توحید نیز تا حدودی آموخته می شود . در حالیكه در دوره چهار ساله ، این دروس حذف شده و علوم بلاغت به جای آن تدریس می شود . دوره یكساله تجوید قرآن هم در پایان این دوره ها وجود دارد . در این دوره ، چهار ساعت در هفته به تعلیم نظری و ۱۵ ساعت به تمرین عملی تجوید قرآن اختصاص دارد و چند ساعت در هفته نیز به آموزش دروس دینی و زبان عربی پرداخته می شود .
در مصر مكتب خانه های متعددی وجود داشت كه قبل از انسجام و تشكیلات امروزی الازهر پسران به طور گسترده در آنجا به تعلیم علوم قرآنی می پرداختند ، سپس وارد جامع الازهر می شدند . در این مكتب خانه ها علاوه بر قرآن ، علوم مربوط به آن نیز نظیر تجوید اختلاف قرائات و... تدریس می شد . در عصر حاضر مكتب خانه ها جای خود را به مدارس آموزش قرآن و دانشكده های مربوطه و معهد القرائات بخشیده است و آنان كه تمایل ، دارند می‌توانند برای تكمیل دوره های آموزشی خویش تا دوره های عالی ادامه تحصیل دهند و پس از آن نیز به دریافت نشان استادی نایل آیند .
گرچه امروزه در مصر مدرسه قرائات تاسیس شده است و در این مدرسه به كسانی كه حافظ قرآن هستند قرائت های هفتگانه ، چهارده گانه و قواعد قرآن و زبان عرب و به طور كلی علوم قرآنی و دیگر علوم وابسته به آن تدریس می شود ، اما با این وجود دوباره سازی مكتب خانه ها باز تشویق می شود . از جمله مؤسسات و سازمان های بسیار مهمی كه در جهت تعلیم مسایل قرآنی به وجود آمده اند « نقابه القراء » یا سندیكای قاریان و حافظان قرآن كریم است كه در سال ۱۹۸۳ در مصر تاسیس شده و دبیر كل این سندیكا استاد احمد الرزیقی می باشد . مهمترین اهداف سندیكا آن است كه تمامی حاملان قرآن در جهان را به عضویت این مجمع در آورده ؛ آنان را با هم پیوند دهد . هدف دوم نیز اهتمام ورزیدن به حفظ قرآن است . این سندیكا ( نقابه القراء ) هر ساله مسابقه ای در میان علمای بزرگ فن تلاوت قرآن برگزار می كند و نیز در لیالی متبركه قدر برای حافظانی كه موفق به حفظ صحیح آیات قرآن شده اند مراسم جشنی برگزار می كند كه در این جشن به آن ها از سوی مقامات كشور جوایز و هدایایی تقدیم می شود .
علاوه بر این در مصر منصبی نیز تحت عنوان شیخ القرایی وجود دارد كه استاد راغب مصطفی غلوش در این باره می گوید : « در مصر هیئت و مجموعه ای برای قاریان قرآن وجود دارد كه آنان را گزینش كرده و جهت ورود به صدا و سیما انتخاب می كنند و ریاست آن را به نام شیخ القراء می شناسند كه قبلاً این مقام را شیخ « محمود علی البناء » برعهده داشت و پس از فوت ایشان شیخ عبدالباسط عهده دار این مقام گردید » .
از جمله مساجد و اماكن متبركه ای كه قاریان در این كشور بارها و بارها در آن اماكن به تلاوت قرآن پرداخته اند : مسجد راس الحسین (ع) می باشد كه وجه تسمیه ی مسجد به این نام بدان خاطر است كه مدتی سر مبارك حضرت حسین بن علی (ع) در این مكان بوده كه بعد ها به جهت تبرّك مبدل به مسجد عظیمی شده است و قاریان مشهور در مراسم و اعیاد مذهبی در آن به تلاوت قرآن پرداخته اند . چه در مصر ، در جشن ها و اعیاد مذهبی قاریان قرآن به اجرای برنامه ی تلاوت می پردازند و مورد استقبال شدید مردم قرار می گیرند . آقای محمد مهتدی كه مدتی را در مصر اقامت داشته اند در جریان خاطرات خویش می گویند : « در مصر قاری قرآن مقام والایی دارد ، گویا كه جامعه و زمین مصر قاری پرور است و شاید فضای عرفانی خاصی كه در آنجا حاكم است باعث چنین امری باشد ... در آنجا یك قاری ، یك مقام اجتماعی دارد ، مقامی كه مثلاً در مجامع رسمی كاملاً مشاهده می شود در آنجا در سطح مقامات بالای مملكتی از یك قاری تجلیل می شود و مورد احترام قرار می گیرد . مردم علاقه ی شدیدی در آنجا به تلاوت قرآن دارند تا بدان حدّ كه هر فردی حتی اگر از لحاظ تعبدی متعهد و ملتزم هم نباشد ، باز هم در روز یك بخشی از وقت خود را صرف استماع تلاوت های اساتید می كند ».
همچنین در این كشور قوانینی در رابطه با سربازی وجود دارد كه حافظان قرآن مانند كسانی كه دارای دانشنامه یا مدارك بالا هستند تنها یك سال به خدمت نظام وظیفه اعزام می شوند و این مشوقی بر حفظ قرآن كریم می باشد . از این رو بعید به نظر نمی رسد كه قرائت قرآن جنبه هنری پیدا كرده و مبدل به هنری ارزنده گردد ، و آنگاه كه در پاریس فستیوالی به عنوان فستیوال هنرهای مردمی دنیای عرب و یا هنرهای فولكلوریك برگزار گردید، بسیاری از اساتید در این مراسم شركت كردند ، و فضای عرفانی كه در اثر استماع تلاوت دل انگیز آنان حاكم گردید دیدگان غیر مسلمین را نیز متعجب و مبهوت ساخت كه این چگونه هنری است كه این گونه مسحور كننده عقل ها و دیده هاست .
اینك تلاش ما در این مجموعه مبتنی بر معرفی تنی چند از قاریان و اساتید برجسته جهان اسلام است . اساتیدی كه طنین صوت ملكوتی شان در سرتاسر جهان شیفتگان بسیار بر جا گذارده است . گرچه این مجموعه از كاستی و نقص به دور نیست اما امید آن داریم كه علاقه مندان قرآن ما را در رفع خطا ها و نواقص یاری و بر ادامه كار دلگرم نمایند .


منبع : سایت قاریان

مطالب مرتبط

اصطلاحات علوم قرآنی


اصطلاحات علوم قرآنی
بیان مفهوم لغوی و اصطلاحی اعجاز و لزوم معجزه برای هر پیامبری و بیان اثبات اعجاز قرآن و تحدی و عجز مردم از آوردن مثل آن و بیان مفهوم لغوی فواتح سور و تفسیر آنها بحسب روایات و اقوال دانشمندان و ذکر بعضی خرافات و بیان ممتاز و نیز بیان مفهوم قرائت و ذکر قراء دهگانه وعدم تواترقرائات و جواز قرائت‏به هر یک از آنها و بهترین قرائت از قرائتها از عمده مطالبی است که در این مقاله آمده است.
● اعجاز
اعجاز در لغت دارای معانی زیادی است که احتمالا برای هر یک از آن معانی بطور مستقل‏وضع شده‏باشد وآن‏معانی عبارتند از:
۱) ناتوان و عاجزساختن درجایی‏که گفته می‏شود: (عجز فلان فلانا) یعنی فلانی او را عاجز ساخت.
۲) فوت شدن در جایی که می‏گویند (اعجزنی فلان) یعنی آن چیز ازمن فوت شد.
۳) احساس عجز در جایی که می‏گویند (اعجز فلان فلانا) یعنی فلانی عجز او رااحساس کرد. (۱)
● اعجاز دراصطلاح:
برای اعجاز در اصطلاح تعریفات زیادی کرده‏اند که محتمل است همه آنها به مفهوم واحدی برگردند.خواجه طوسی می‏فرماید:
«معجزه ثبوت چیزی و یا نفی چیزی است‏بر خلاف عادت در صورتی که با ادعا موافق باشد». (۲)
از تعریف استفاده می‏شود، معجزه خلاف عادت است نه خلاف حکم عقل پس اجتماع نقیضین که محال عقلی است‏به معجزه نیز ممکن نخواهد شد و اما اینکه فرموده خلاف عادت است صحیح است‏یعنی مثلا یک درخت‏بارور که بخواهد میوه خود را به ثمر برساند و قابل خوردن باشد نیاز به گذشت زمان و چند ماه دارد اما همین جریان و ارتباطات در اسباب با معجزه و با اراده خداوند متعال در آن واحد وجود می‏یابند و درخت، میوه خود را می‏رساند.علامه خویی قدس سره می‏نویسد:
معجزه آوردن چیزی توسط مدعی است که منصبی از مناصب الهی را ادعا می‏کند در صورتیکه آن چیز بر خلاف نوامیس طبیعت و بر وفق ادعا باشد و دیگران از آوردن آن عاجز باشند. (۳)
سیوطی می‏نویسد: معجزه امری است‏خارق عادت، مقرون به تحدی و سالم از معارضه. (۴)
علامه طباطبائی قدس سره می‏نویسد: معجزه امری است‏خارق عادت در اثر تصرف ماوراءالطبیعه در طبیعت و ماده حاصل می‏شود نه بمعنای چیزی که مبطل ضرورت عقل باشد. (۵)
● اعجاز قرآن
قرآن کریم معجزه‏ایست که خداوند متعال برای اثبات نبوت پیامبر اسلام‏صلی الله علیه وآله وسلم نازل فرموده و در این امر احدی از مسلمین مخالفتی نکرده‏است، جز تعداد کمی که در مقام معارضه با قرآن کریم برآمده و خود را رسوا نموده‏اند مثلا مسیلمه کذاب که در یمامه ادعای پیامبری کرد و برای خود قرآنی ساخت و از جمله کلمات او (الفیل ماالفیل و ما ادریک ماالفیل له مشغر طویل و ذنب اصیل و ما ذلک من خلق ربنا بقلیل) می‏باشد این جملات علاوه بر اینکه نسخه‏اش مانند نسخه قرآن است و در معارضه نباید از روش دیگری استفاده کرد، دارای مفاهیمی سبک و بدون تناسب صدر و ذیل و واهی است چنانکه خطابی می‏گوید: گوینده جملات بسیار جاهل به ادبیات عرب بوده و کلام خود را با الفیل ماالفیل شروع کرده و بایستی مطالب مهمی را ذکر کند که ذکر نکرده بلکه به دم و خرطوم و ... فیل اکتفا کرده‏است آیا نمی‏بینید خداوند متعال در چند جا که باین ترتیب شروع کرده مثلا (القارعة ماالقارعة و ما ادریک ماالقارعة) و (الحاقة ماالحاقة و ما ادریک ماالحاقة) در دنبال آنها احوالات سخت و اوصاف هولناک و آن چه مناسب با مقدمه بوده بیان فرموده است. (۶)
● بیان وجه اعجاز
وجه اعجاز قران کریم همواره مورد بحث دانشمندان علوم قرآنی بوده و می‏باشد و آنان در این امر اختلاف کرده‏اند که آیا وجه اعجاز قرآن فصاحت و بلاغت و اسلوب آنست و یا محتوای آن از قبیل اخبار غیبی و تحقیق آنها در خارج و بیان احکام فقهی و اخلاقی و سیاسی و یا در جهت (صرفه) یعنی خداوند خود از آوردن مثل قرآن مانع می‏شود و در واقع اعجاز در منع است و نه در قرآن یکی از دانشمندان نیز اظهار ناتوانی در بیان وجه اعجاز می‏کند و می‏نویسد: قرآنیکه عقل و فهم دانشمندان را به عجز رسانده اولی است که زبان آنانرا به عجز برساند بلی دانشمندان به آنچه از قرآن فهمیده‏اند بیان می‏کنند به بیان وجه اعجاز واقعا (۷) .
و بعضی از دانشمندان به بیان اقرال اکتفا کرده‏اند چنانکه محقق طوسی در وجه اعجاز چنین فرموده است:
گفته‏اند اعجاز قرآن یا از جهت فصاحت آنست و یا فصاحت واسلوب آن ویا صرفه وهمه آنهامحتمل است (۸)
به هر حال بنظر می‏رسد وجه قرآن که در تمام سوره‏ها موجود است همان فصاحت و بلاغت و اسلوب قرآن کریم باشد زیرا آیات تحدی از جمله آیه شریفه(ام یقولون افتراه قل فاتوا بسورة مثله و ادعوا من استطعتم من دون الله ان کنتم صادقین.) (۹) دلالت دارند براینکه آنان از آوردن کوچکترین سوره عاجز بودند. پس اگر وجه اعجاز اخبار غیبی و یا احکام فقهی و اخلاقی و سیاسی باشد نباید سوره شریفه کوثر مثلامعجزه باشد زیرا نه اخبار غیبی را در بر دارد و نه احکام را بنابراین وجه اعجاز همان فصاحت و بلاغت و اسلوب است که در تمام سوره‏ها یافت می‏شود چنانکه مشهور است.
و قصه ولید بن مغیره نیز شاهد خوبی است‏برای مختار ما و خلاصه آن چنین است: روزی ولید از پیامبر اسلام تقاضا کرد تا آیاتی از قرآن تلاوت کند حضرت به قرائت‏سوره سجده (فصلت) مشغول شد وقتی به آیات «فان اعرضوا فقل اندرزتکم صاعقه مثل صاعقه عاد و ثمود» رسید ولید لرزید و از جای خود برخاست و به خانه رفت و به جمع دوستان خود پیوست آنان خیال کردند که او مسلمان شده و از آن پس جزو آنان نخواهد بود تا اینکه ابوجهل به خانه او رفت و گفت تو وعده دادی درباره قرآن فکری نکنی چه شد به خانه‏ات برگشتی آیا اسلام آورده‏ای در پاسخ گفت: نه، بلکه هنگامیکه از محمد تلاوت قرآن شنیدم برخود لرزیدم سپس ابوجهل سئوال کرد آیا کلامش شعر است گفت:نه آیا خطبه است گفت:نه، خطبه کلامی است متصل و قرآن متفرق است پس کهانه (غییب‏گویی) است گفت نه آنگاه پرسید پس چیست گفت: اگر مهلت دهی خواهم گفت: فردای آنروز اظهار کرد که بگوئید آن سحر است زیرا در قلوب تاثیر می‏گذارد آنگاه آیات شریفه (ذر نی و من خلقت وحیدا) تا آیه (تسعة عشر) نازل شد.
از این روایت‏بخوبی استفاده می‏شود که قرآن خصوصیت و امتیازاتی دارد که در متن آنست و نه در غیر آن باشد مانند صرفه و امثال آن و این مطلب منافات ندارد که جهات دیگر قرآن از قبیل اخبار غیبی و تحقق آن در خارج، معجزه باشند.
● فواتح السور و مقطعات
از جمله عناوینی که در علوم قرآنی مورد بحث قرار گرفته واژه فواتح و مقطعات است (۱۰) و در لسان احادیث نیز به آنها اشاره شده است. (۱۱)
● فواتح و مقطعات در لغت
فواتح در لغت جمع فاتحه بمعنی اول هر چیز است همانطور که خواستیم جمع خاتمه به معنی آخر هر چیز است و مقطعات جمع مقطع بمعنی چیز پاره شده و منحل گشته‏است چنانکه درکتب لغت آمده است:
لسان العرب: فواتح القرآن اوائل السوره الواحد فاتحة و ام الکتاب یقال لها فاتحه القرآن مقطعات الشی‏ء طرائفه التی یتحلل الیها و یترک عنها و المقطعات من الشعر ما تحلیل و تبرک عنه.
جمهرة اللغة: هلم فاتحتی ای حاکمتی. یعنی فاتحه اسم فاعل از فتح بمعنی حکم است
اقرب الموارد: فواتح القرآن اوائل السور خلاف خواتمه و مقطعات الشی‏ء طرائفه التی تحلیل الیها
مجمع‏البحرین: فاتحه کلی‏شی‏ء اوله و خاتمته آخره فهی، اما مصدر بمعنی الفتح کالکاذبه بمعنی الکذب او صفة و التاء فیها للنقل من الوصفیه الی الاسمیة‏مفردات راغب: فاتحة کل شی‏ء مبدئه الذی یفتح به ما بعده و به سمی فاتحة الکتاب
● فواتح و مقطعات در اصطلاح
فواتح و مقطعات در اصطلاح، حروف هجایی را گویند که در اوائل ۲۹ سوره قرآن واقعند مانند الم، الر، طس ...
● تفسیر فواتح سور
در معانی فواتح سور اختلاف شده و اقوال بسیاری دیده می‏شود که بعضی تعداد آنها را تا بیست قول رسانیده نه و همین طور روایات وارده نیز با هم مختلف و متعارضند که قهرا نمی‏توان به آنها تمسک کرد بنابراین، قول باینکه آنها از متشابهاتند و احدی جز خداوند متعال و راسخین در علم از آنها اطلاعی ندارند صحیح بنظر می‏رسد.
● فواتح و روایات
روایات در این موضوع بسیار ولی مختلف می‏باشد که خوب است از هر گروه آنها حدیثی از باب نمونه نقل کنیم.
۱) محدت بحرانی از محمدبن قیس روایت می‏کند که امام باقرعلیه السلام می‏فرمود: حی بن اخطب و ابا یاسربن اخطب و عده‏ای از یهود نجران به محضر پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم رسیدند و سئوال کردند آیا در میان آیات نازله کلمه «الم‏» وجود دارد؟ فرمود بلی سپس گفتند آیا جبرئیل آنرا آورده؟ فرمود بلی آنگاه گفتند در انبیاء کسی نبوده که مدت حکومتش معین شده باشد جز تو که مدت حکومتت‏بیان شده‏است پس حی‏بن اخطب متوجه اصحابش شد و اظهار کرد «الف‏» در (الم) یک و «لام‏» سی و «میم‏» چهل محسوبند و پس جمعا ۷۱ سال می‏شود و عجب است از کسی که وارد امتی شده که عمر آن ۷۱ سال است‏سپس پرسید آیا کلمه دیگری نیز وجود دارد فرمود بلی آنگاه گفت مطلب بر ما مشتبه شد. (۱۲)
۲) شیخ صدوق از سفیان بن سعد الثوری نقل می‏کند: خدمت امام باقرعلیه السلام عرض کردم ای پسر رسول خدا معنی کلام خدا («الم‏» و «المص‏») تا آخر حروف چیست؟ فرمود: اما الم یعنی انا الله المجید و «المص‏» یعنی اناالله المقتدر الصادق. (۱۳)
۳) شیخ صدوق از علی‏بن محمدبن سیار از امام حسن بن علی‏علیه السلام روایت می‏کند: خداوند در قرآن مجید می‏فرماید «الم ذلک الکتاب‏» یعنی ای محمد این کتابی که بتو فرستادم مرکب از الف و لام و میم است که حروف هجای شما است اگر راست می‏گویند نظیر آنرا بیاورند. (۱۴)
۴) شیخ صدوق از ابوبصیر از امام صادق‏علیه السلام روایت می‏کند (الم) حرفی است از حروف اسم اعظم که در قرآن تقطیع شده هر وقت پیغمبرعلیه السلام و یا امام بخواهد دعایش مستجاب گردد آنها را در قالب مرکبی ترکیب می‏دهد و خدا را با آن اسم می‏خواند. (۱۵)
۵) سیوطی از سدی نقل می‏کند از ابن عباس روایت‏شده که «الم‏» اسمی است از اسماء اعظم خدا و نیز می‏نویسد: گفته‏اند: این حروف اسم اعظم خدا است ولی ما تالیف آنها را نمی‏دانیم و از ابن عطیه نیز همین مطلب منقول است و نیز می‏نویسد: «الم‏»، «طسم‏» و «ص‏»، سوگندهای خدا هستند (۱۶)
● فواتح و آراء
آراء مفسرین طبق نوشته شیخ الطائفه بالغ بر ده قول است.
۱) آنها یعنی فواتح، اسامی قرآنند.
۲) آنها بر انتهای سوره سابق و ابتدای سوره لاحق علامتند
۳) آنها اسامی سوری است که در آنها واقعند و مرحوم شیخ این قول را پسندیده و فرمود بهترین معنا همین است که گفته شود آنها نامهای سوره‏هایی هستند که در آنها واقعند.
۴) سوگندهایی هستند که خداوند به آنها قسم یادکرده‏است.
۵) اسم اعظم خدایند.
۶) اوائل کلمه‏هایی هستند که رسول‏خداصلی الله علیه وآله وسلم آنها را می‏داند مانند شاعر که می‏گوید: (قلنا لها قفی فقالت ق) یعنی گفتیم به او توقف کن گفت (ق) یعنی توقف می‏کنم.
۷) حروفی هستند از حروف هجا که برای ترکیباتی وضع شده‏اند
۸) حروفی هستند که هر یک از آنها به معنای اشاره دارد
۹) حروفی هستند از حروف جمل
۱۰) اسرار قرآن مجیدند چنانکه هر کتابی را سری است (۱۷)
علامه طباطبائی در ارتباط با ده قول مذکور می‏فرماید اقوال دهگانه صرف احتمال و فرض بیش نیستندو هیچ یک دارای دلیل و برهان نسیت‏سپس می‏فرماید: این حروف رموزیست‏بین خداوند سبحان و رسول اکرمش که علم آن مستور بوده و برای کشف آنها راهی نیست
● خرافات
نولد که مستشرق آلمانی طبق نقلی ادعا کرده است که هریک از این حروف اشاره‏ای دارد مثلا(س) به سعد وقاص (م) به مغیره (ن) به عثمان (ه) به ابو هریره اشاره‏است ولی در اواخر به خطای خود واقف شده از حرف خود بر گشته است اما عده‏ای مانند بهل و هرشفلید از نو برای مطلب او حماسه آفریده دو باره آنرا زنده گرده‏اند. (۱۸)
نصوح طاهر فلسطینی نیز طبق نقلی ادعا کرده است که حروف بر حسب حساب جمل اشاره به آیات سوره‏ایست که در اوایل آنها واقعند و این تطابق تا زمان عثمان بوده و بعد از او بهم خورده است. (۱۹)
پس به نظر او سوره بقره که (الم) در اول آنست ۷۱ آیه بوده و پس از عثمان تحریف شد و به ۲۸۶ آیه رسیده است و همینطور سوره عنکبوت که اول آن (الم) واقعست ۷۱ آیه بوده و پس از عثمان تحریف شده و به ۲۰۰ آیه رسیده‏است.
شیخ محی‏الدین ابن عربی طبق نقلی ادعا کرده است که این حروف جمعا به ۷۸ حرف می‏رسد و بنا بفرمایش پیغمبر اسلام ایمان (سبعین و بضع) یعنی هفتاد و خورده‏ای جزء دارد و این ۸ که در ۷۸ است اشاره به بضعی است که در روایت است و ایمان کسی بکمال نمی‏رسد مگر اینکه حقایق این حروف را که در سوره‏ها است‏بداند. (۲۰)
به هر حال به نظر می‏رسد قول باینکه این حروف از اسرار و متشابهات قرآن مجید است صحیح باشد زیرا اولا) تعریف متشابهات شامل بر آنها است
ثانیا) روایات چنانکه دیدیم مختلف است و متعارض بوده، و صلاحیت‏برای تمسک ندارند.
ثالثا) اقوال در مسئله بسیار متشتت و مختلف است و اتفاقی در میان آنها نیست و بعلاوه هیچ یک از آنها چنانکه گفته‏اند دلیل و برهانی ندارد همانطور که از قاضی ابوبکربن‏عربی نقل شده که او بیش از بیست قول در مسئله دیده و کسیکه در تفسیر این حروف رای قطعی داده باشد ندیده‏است (۲۱) و همانطور که علامه طباطبایی در خصوص اقوال دهگانه فرموده‏است که آنها حدس و احتمالند و دلیل و برهانی ندارند. (۲۲)
● قرائت
قرائت در لغت‏بمعنای تلفظ نامه و کتاب است و اسم فاعل آن قاری و جمع آن قراء بضم قاف است و به معنای مرور الفاظ بذهن بدون تلفظ نیز آمده‏است چنانکه در کتب لغت نوشته‏اند.
ـ قاموس: قراه و به کنصر و منع قرء و قرائة تلاه فهو قاری‏ء و جمعه قراء و قارئین
ـ لسان العرب: قرات الشیی‏ء قرآنا جمعته و ضممت‏بعضه الی بعض و معنی قرات القرآن لفظت‏به ای القیته و سمی القرآن قرآنا لانه یجمع السور
ـ اقرب الموارد: قرء الکتاب نطق بالمکتوب فیه او القی النظر علیه و لم یجهر الکلام و ربما عدی بالباء قرء بالکتاب
ـ قرائت در اصطلاح: قرائت‏خاصی را گویند یعنی قرائتی که به قراء هفتگانه و یا دهگانه منسوب باشد که در تلاوت قرآن ارائه داده‏اند و چون قرآنها در عصر پیامبراکرم‏صلی الله علیه وآله وسلم و زمانی پس از آنحضرت بدون اعراب و لغت‏بوده متخصصین علم لغت و ادب آنها را با قواعدیکه در دست داشتند تلاوت می‏کردند و طبعا در میان آنها اختلاف می‏شده است و کتابهایی که در موضوع قرائت نوشته‏شده و کیفیت قرائت هر یک از آن را قراء بیان می‏کرده‏اند مانند کتاب (التیسیر فی القرائات السبع) تالیف ابوعمر دانی متوفای سال ۴۴۴ و کتاب (النشر فی القرائات العشر) تالیف حافظ ابی‏الخیر مشهور به ابن الجزری متوفای سال ۸۸۳ هجری در این دو کتاب محل اختلاف قراء که در کیفیت تلفظ حروف و کلمات بوده‏است‏بیان می‏کنند.
● قراء
اما قراء قرآن مجید که بعنوان قراء سبعة و یا قراء عشره نام گرفته‏اند شرح حالشان درکتب تراجم و قرائات بطور گسترده آمده‏است ولی ما به لحاظ مقاله فقط به ذکر نام و تاریخ فوت و نام چند نفر از راویان آنها بسنده می‏کنیم.
۱) عبدالله بن عامر دمشقی که در زمان ولیدبن‏عبدالملک قاضی دمشق بوده‏است و در میان قراء فقط او از عرب بوده‏است (۲۳) وی در سنه ۱۱۸ هجری از دنیا رفته و قرائت او را دو نفر بنام ابن ذکوان و هشام بن عمار روایت می‏کنند (۲۴)
۲) عبدالله بن کثیر مکی: وی از تابعین بوده که در سنه ۱۲۰ درمکه معظمه وفات کرده‏است و قرائت او را دو نفر بنام قنبل و بزی روایت می‏کنند. (۲۵)
۳) عاصم بن بهدله کوفی: وی از تابعین بوده و در سنه ۱۲۷ و یا ۱۲۹ هجری در کوفه فوت کرده‏است و قرائت او را دو نفر بنام حفص و ابوبکر بن عیاش روایت کرده‏اند. (۲۶)
۴) ابوعمروبن‏العلاءالبصری: وی که نام او را زبان نیز گفته‏اند در سنه ۱۵۴ در کوفه فوت کرده‏است و قرائت او را دو نفر بنام ابوعمرو و ابوشعیب از یحیی بن مبارک یرندی نقل کرده‏اند. (۲۷)
۵) حمزه کوفی: وی فرزند حبیب و در سنة ۱۵۶ هجری فوت کرده و قرائت او را دو نفر بنام خلف‏بن‏هشام و خلادبن‏خالد با یک واسطه نقل کرده‏اند. (۲۸)
۶) نافع مدنی: وی فرزند عبدالرحمن و اصلش از اصفهان بوده و در سال ۱۶۹ هجری در مدینه فوت کرده‏است و قرائت او را دو نفر بنام قالون و ورش بلاواسطه نقل کرده‏اند. (۲۹)
۷) کسائی کوفی: وی فرزند حمزه النحوی درسال ۱۸۹ هجری فوت کرده است وقرائت او را دو نفر بنام حفص بن عمر نحوی و لیث‏بن خالد بدون واسطه نقل کرده‏اند. (۳۰)
درکتاب تیسیر می‏نویسد: گفته می‏شود بجهت اینکه او در کساء خود احرام بسته کسائی خوانده‏اند.
۸) خلف بن هشام بغدادی: وی ملقب به بزار بوده و درسال ۲۲۹ هجری دربغداد فوت کرده‏است و قرائت او را دو نفر بنامهای اسحق و ادریس نقل نموده‏اند. (۳۱
۹ ) یعقوب بن اسحاق: وی اهل بصره بوده و در سال ۲۰۵ هجری در ۸۸ سالگی فوت کرده‏است و قرائت او دو نفر بنام‏های رویس و روح نقل کرده‏اند. (۳۲)
۱۰) یزید بن جعفر: کنیه وی ابو جعفراست که از اهل مدینه بوده و در سال ۱۳۰ هجری فوت شده‏است و قرائت او را دو نفر بنام عیسی و ابن جماز نقل کرده‏اند (۳۳)
این ده نفر که ترجمه آنها اجمالا ذکر شد هفت نفر اول آنها از قراء سبعه مورد اتفاقند و سه نفر اخیر از قراء عشره مورد اختلافند
● قرآن کریم
شکی نیست در اینکه قرآن کریم نام یک سلسله الفاظی که مواد و صور آنها از پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم اخذ شده و صحابه و تابعین آنحضرت آنرا نقل کرده‏اند بنابر این باید بحث‏شود که آیا قرائت قراء سبعه و یا عشره بطور متواتر از آنحضرت نقل شده و یا دلیل معتبری بر صحت آنها ارائه گشته است.
علماء و دانشمندان د رتواتر قرائات اختلاف کرده‏اند و ما به تعدادی از موافقین و مخالفین اشاره می‏کنیم.
کسانی که موافق بر تواتر هستند:
۱) علامه حلی (ره) می‏نویسد: با هر یک از قرائات سبعة می‏شود قرآن را قرآئت کرد زیرا آنها متواترند. (۳۴)
۲) شهید اول (شیخ محمد بن مکی)می‏نویسد: قرآئت‏با هر یک از قرآئات متواتر جایز است اما با قرآئت‏شاذه جایز نیست و بعضی از اصحاب، قرائت ابو جعفر و یعقوب و خلف را منکرند ولی اصح آنست که قرائات آنها نیز مانند قرائات سبعه معتبر است زیرا آنها هم متواترند. (۳۵)
۳) حاجبی و عضدی می‏نویسند: قرائات سبعة متواترند زیرا اگر متواتر نباشند نا چار بعضی از این قرائات مانند مالک و ملک نباید متواتر باشند و چنین چیزی صحیح نیست و باطل است آنگاه استدلال خود را توجیه می‏کند. (۳۶)
۴) احمد بن محمد مشهور به بناء: وی پس از آنکه از بعضی نقل می‏کند قرائات عشره متواتر بلکه از ضروریات دین‏است و آنها بر رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم نازل شده است می‏گوید:قرائات سبعة بالاتفاق متواتر است و اصح این است که بگوئیم قرائات سه‏گانه دیگر نیز چنین است و این مطلبی است که ما از تمام شیوخ خود تلقی کرده‏ایم. (۳۷)
ـ اما مخالفین: شهید اول می‏نویسد: مقصود از تواتر قرائات نه این است که همه آنها متواترند بلکه مقصود این است که قرائت متواتر در میان آنها است زیرا بعضی ازقرائات - سبعة چه برسد به قرائات دیگر شاذند چنانکه بعضی از محققین تحقیق کرده‏اند. (۳۸)
۲) میرزای قمی می‏نویسد: اگر مقصود از تواتر قرائات این باشد که آنها با تواتر از پیامبر اسلام نقل شده باشد مشکل است چنانکه در قانون سابق گفتیم و اگر مقصود این باشد که ائمه اطهارعلیه السلام قرائت آنها را تجویز فرموده‏اند سخنی صحیح است، بلکه می‏شود ادعای علم کرد زیرا آن بزرگواران دستور داده‏اند قرآن را همانطور که مردم می‏خوانند قرائت کنید. (۳۹)
۳) شیخ انصاری در (فرائد) و آخوند خراسانی در (کفایة الاصول) و شیخ حائری یزدی در (کتاب الصلوة) و آیة الله خوئی در (البیان) و دیگری از علمای نزدیک عصرما همگی معتقدند که هیچ یک از قرائات تواتر ندارد ولی قرائت همه آنها جایز است. گرچه امام خمینی قدس سره در نماز قرائت آنجه را که شایع در میان مسلمین است مطابق احتیاط دانسته‏اند آنچه بنظر می‏رسد اینکه گفته شود: گفتار مخالفین تواتر،صحیح و مقتضای ادله است و قرائات قراء سبعه یا عشره متواتر نیستند و آنها از رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم متواترا نقل نکرده‏اند و این قول بجهاتی است که می‏بینیم)
۱ )الله علیه وآله وسلم و آنان تواتری دیده نمی‏شود گرچه ممکن است‏بین ما و قرآء تواتری باشد.
۲) خود قراء که ناقلین قرائتند معدودند پس تواتری هم اگر باشد بجهت آنها قطع می‏گردد
۳) بعضی از قراء مورد نکوهش بعضی از دانشمندان قرار گرفته‏اند پس اگر تواتری در میان بود نبایستی مورد ایراد قرار گیرد چنانکه از امام احمد نقل شده که نماز جماعت‏با امامی که قرائت‏حمزه می‏کند مکروه‏است و از ابن مهدی دانشمند معروف نقل شده که می‏گفته من اگر قدرت داشتم کسی که قرائت‏حمزه می‏کند پشتش را بخاک می‏مالیدم. (۴۰)
● قرائات سبعه و جواز آن
قرائت‏به هر یک از قرائات سبعه ظاهرا بی اشکال جواز آن و مورد اتفاق است‏بلکه بعضی از فقهاء نزدیک عصر ما آنرا مطابق احتیاط دانسته‏است. (۴۱)
آیة الله خوئی می‏نویسد: بزرگان علمای شیعی و سنی معتقدند به جواز قرائت‏به هر یک از قرائات سبع و خواندن آنها د رنماز سپس می‏نویسد: اخباری از ائمه معصومین‏علیهم‏السلام روایت‏شده که شیعیان خود را به طور قطع دستور می دادند که به هر یک از قرائات شایع در آنزمان قرائت کنند. (۴۲)
بنظر می‏رسد: مطلب همانست که علما فرموده‏اند زیرا از روایاتی که ائمه اطهارعلیهم‏السلام به شیعیان خود دستور دادند که به قرائت متداول قرائت کنند بخوبی پیدااست که به هر یک از قرائات سبع می‏توان در نماز و غیر نماز اکتفا کرد زیرا وقتی شیعیان که از بلاد مختلفند بشنوند که وظیفه آنها خواندن قرائت متداول است قهرا موظف می‏شوند به خواندن قرائت متداول در محلهای خود که خالی از قرائت‏سبعه نیستند.اما روایات در حد کثرت با تعبیرات مختلف دلالت دارند بر اینکه می‏توان قرائت‏شایع را در نماز و غیر نماز قرائت کرد مانند:
۱) اقرا کما یقرء الناس یعنی تو هم بمانند مردم قرائت کن.
۲)اقرؤا کما تعلمتم یعنی طبق آنچه یادگرفته‏اید قرائت کنید.
۳) اقرؤا کما علمتم این جمله را امام در جواب سئوال راوی که عرض کرده بود من حروفی را از قرآن می‏شنوم که با آنچه مردم قرائت می‏کنند مطابقت ندارد، فرمود: شما مطابق آنچه یاد گرفته‏اید قرائت کنید (۴۳)
معلوم است قرائاتی که مردم می‏خوانند همان قرائات سبعة متداول در آنزمان بوده‏است
● قرائت‏بهتر
اما بهترین قرائت در میان قرائات سبعه قرائت عاصم است که از طریق ابی عبد الرحمان سلمی از علی‏علیه السلام یاد گرفته‏است که خوشبختانه قرآن موجود بر اساس همان قرائت عاصم است‏و حفص روایت کرده که عاصم به من گفت قرائتی که ترا یاد دادم از ابی عبدالرحمن سلمی و او از علی علیه السلام آموخته است. (۴۴)
ابن جزری می‏گوید: عاصم در کوفه ریاست قرائت را داشته و او جانشین ابی عبد الرحمن سلمی بوده و مردم بعد از سلمی برای یاد گرفتن قرائت‏به او مراجعه می‏کردند او جامع فصاحت و دقت و بیان و تجوید بوده و در زمان خود از بهترین صدا برخوردار بوده‏است. (۴۵)
و علامه حلی نیز فرموده: محبوب‏ترین قرائات نزد من قرائت عاصم است که از ابو بکر بن عیاش نقل شده و قرائت ابی‏عمروبن‏ابی‏العلاء است. (۴۶)

گیاه دارویی جینگو بیلوبا  (Ginkgo Biloba)
*جینگو بیلوبا چه کار می کند؟ یک گیاه دارویی است که در درمان بیماری های زیر موثر است: مشکلات گردش خون سرخرگی، تصلب شرائین مغزی...
وبگردی
حمله با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در پاسداران
حمله با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در پاسداران - کی از دراویش گنابادی با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در خیابان پاسداران تهران / گفته میشود تعداد شهدای ناجا در حمله آشوبگران فرقه ضاله گنابادی و حامیان نورعلی تابنده به ۴ تن رسیده است.
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟ - آنچه مشخص است جمهوری اسلامی ایران باید تصمیم مشخص و درستی درباره سیاست عدم رویارویی با ورزشکاران رژیم صهیونیستی بگیرد. دیگر نمی‌توان با این روش تعقیب و گریزی با این مسئله برخورد کرد. دیگر نمی‌توان ورزشکاران را از مقابله با کشتی‌گیران اسرائیلی باز داشت و در برابر رسانه‌های جهانی گفت به خاطر مصدومیت در میدان حاضر نمی‌شویم و در داخل جشن بگیریم که ما عزت‌مان را حفظ کردیم و...
خوشحالی عجیب معاون رئیس‌جمهور از افزایش هزینه سفر به خارج از کشور !
خوشحالی عجیب معاون رئیس‌جمهور از افزایش هزینه سفر به خارج از کشور ! - دولت - معاون رئیس‌جمهور با بیان اینکه نوسان قیمت ارز کلا آزار دهنده است، گفت: افزایش قیمت ارز به لحاظ محاسبه عددی هزینه تمام‌شده سفر به خارج از کشور را افزایش می‌دهد.
ویدئو / حضور خانواده مسافران هواپیمای یاسوج در محل حادثه
ویدئو / حضور خانواده مسافران هواپیمای یاسوج در محل حادثه - برخی از خانواده‌های مسافران هواپیمای تهران - یاسوج که صبح یکشنبه (۲۹ بهمن) در ارتفاعات سقوط کرد، در حوالی مناطق احتمالی وقوع حادثه حضور یافته‌اند تا از نزدیک در جریان عملیات جست‌وجوی لاشه هواپیما قرار بگیرند. نیروهای حاضر در محل نیز برای آنها توضیح می‌دهند که چرا کار این عملیات با دشواری‌هایی مواجه است.
اسنادی که نشان می دهد فرودگاه یاسوج رادار ندارد
اسنادی که نشان می دهد فرودگاه یاسوج رادار ندارد - رضا رشیدپور در برنامه حالا خورشید از اسنادی رونمایی کرد که نشان می دهد، فرودگاه یاسوج علیرغم تکذیب مسئولان، رادار و تجهیزات کافی برای فرود امن هواپیماها ندارد. گفته می شود یکی از دلایل دخیل در سقوط هواپیمای تهران - یاسوج فعال نبودن رادار فرودگاه یاسوج بوده است.
سقوط «خرمشهر»، هواپیمایی که چندین سال زمین‌گیر شده بود!
سقوط «خرمشهر»، هواپیمایی که چندین سال زمین‌گیر شده بود! - رویدادی که در بطن آن، هواپیمای ATR شرکت آسمان قرار داشت که با کد EP-ATS رجیستر شده و مسئولان شرکت هواپیمایی آسمان بر آن نام «خرمشهر» را گذارده بودند. نامی که هدف از انتخاب آن هرچه بوده، حتما یادآوری سقوط خرمشهر در ابتدای جنگ تحمیلی نبوده است. رویدادی که ساعاتی پیش بار دیگر رخ داد؛ این بار با سقوط هواپیمایی که خرمشهر نام داشت.
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی