دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۷ / Monday, 18 June, 2018

چه نیازی است به شریعتی


چه نیازی است به شریعتی
۱) یکم - علی شریعتی را باید در شمار روشنفکران تاثیرگذار ایرانی قرار داد. گروهی که بعد از مرگ خود نیز تاثیرشان بر آرا و اندیشه دیگران ساری و جاری بوده است. شریعتی ۳۰ سال بعد از هجرت ابدیش همچنان به عنوان یک مساله روشنفکری در ایران حضور دارد و کنکاش در آرای او و تلاش برای ساخت مدل حکومتی شریعتی به یکی از دغدغه های پیروان فکری او تبدیل شده است.
به گونه ای که در چند سال اخیر برخی از روشنفکران نزدیک به اصلاح طلبان و همچنین جریان ملی مذهبی که خود را میراث دار شریعتی می داند کوشش بسیار به کار گرفته اند تا مدل حکومتی او را باب میل خود و آن چه که خویش درست می پندارند سامان دهند.اما شاید واقعیت ماجرا سخنان سوسن شریعتی باشد در سالروز سفر ابدی او که پدر را روشنفکری دولبه خواند. این یک واقعیت است که شریعتی دو لبه دارد و سراسر تناقض است.
برای هر مساله ای در میان آرای شریعتی می توان دو نگاه یافت. یکی آنجا که به ستایش لیبرالیسم می رود و جان بشریت را لیبرالیته می خواند و جای دیگر که لیبرالیسم را اسارت می داند و فلاح را راه رستگاری.
البته نمی توان بر او سخت گرفت که چرا این گونه سخن گفته و تا به این حد آرای متناقض از خود به جای گذاشته چرا که وی فرزند دوران انقلاب است. دورانی که می توان روشنفکرانش را بسان رهبران جهاد علیه دشمن در میدان دید و برای شوراندن شور انقلابی ملت گاه ممکن است چیزی را بر زبان بیاورند که خود چندان به آن اعتقادی ندارند.
شاید اگر علی شریعتی فرصت این را می یافت که زندگی طولانی تری داشته باشد خود امروز بسیاری از آرای خویش را به نقد می کشید اما حال او نیست و این مفسران آرای شریعتی هستند که به دلخواه خود گاه او را یک مدافع دموکراسی می خوانند و گاه از دل اندیشه هایش نظر دیگر در می آورند.
گاه او را مدافع حکومت روحانیت می دانند و گاه سکولارش می نامند. گاه روشنفکر دینی اش نام می نهند که آبشخور روشنفکران امروزی است و گاه حکم می دهند که او روشنفکر مذهبی بوده و نه دینی. تمام اینها صفاتی است که از دل آثارش به در آورده اند. روشنفکر متناقض ایرانی که هم می خواست دل به دموکراسی بسپارد و هم هراس داشت از این که در جامعه ای توسعه نیافته دموکراسی رای ها نیست، دموکراسی راس هاست، به نظر می رسد برای تحلیل شریعتی باید به دوران او رفت.
آن هنگام که جامعه ایران به یمن افزایش قیمت نفت شتاب بیشتری برای رسیدن به ابواب مدرنیزاسیون می گیرد. جامعه ای سنتی که در دل خود مردمانی بی تفاوت به سیاست دارد و دینداری تنها براساس عمل به احکام است دوره شریعتی دوره سرخوردگی و از هم پاشیدگی روشنفکران و دوره استبداد پهلوی در پس سال های بعد از کودتا.
۲) دوم - شریعتی اما الهام گرفته از جمال الدین اسدآبادی و اقبال لاهوری در پی کشف قدرت اسلام برای ساماندهی امور جامعه و بازگشت به خویشتن خویش است. او نیز چون جمال در جامعه ای زندگی می کند که اگر چه دیندار است اما کسی به دنبال بازخوانی این سنت و دیدارش با مدرنیته نیست. این است که کار او به عنوان یک روشنفکر سخت آغاز می شود. باید هم بر مذهب تکیه کند و هم بر مذهب سنتی غالب بشورد.
هم روح پیکارجویی در جامعه اش بدمد و بسان قهرمانان ملی برای چریک های مبارز از اسلام پیکاری سخن بگوید و هم روشنفکران و روحانیون را به تعامل با هم فرا بخواند. این شرایط متناقض جامعه است که او را بر آن می دارد تا دو لبه باشد. از دو دیدگاه به هر پدیده بنگرد و زاویه دیدش هر دو سو را راضی نگاه دارد. چرا که قرار است او نقش یک روشنفکر دینی را بر عهده بگیرد که علیه نظم موجود بوده و عاصی و تصمیم بر دگرگونی گرفته است.
این گونه است که او دو لبه می شود یک سویش دموکرات و سوسیال خوانده می شود چرا که یاوری چون محمد نخشب دارد که علی در مکتب او خداپرست و سوسیال بوده و اسلام را قرائت سوسیالی کرده و در فرانسه سرزمین دموکراسی دنیا درس خوانده در مکتب روسو. او بر استبداد می تازد و در دفاع از پلورالیسم می گوید؛ «هرجا در هر ملتی، در هر مذهبی، هر حزبی و هر جامعه ای که وحدت علمی و وحدت قالب های اعتقادی به وجود آید علامت این است که در آن جامعه استبداد فکری و اعتقادی وجود دارد یا نه مرگ گریبانگیر اندیشه و فکر شده....» به اعتقاد او؛ «ملتی که همه الگویی و قالبی فکر می کنند ملت مرده ای هستند زیرا فکر نمی کنند وگرنه افکار همه یک کاسه نمی شد.»
یا به تعبیر او «کمترین خدشه به آزادی فکری آدمی و کمترین بی تابی در برابر تحمل تنوع اندیشه ها و ابتکارها یک فاجعه است.»او حتی دموکراسی را بهترین شیوه حکومت می داند اما در هنگام ارائه نظریه ای که به امت و امامت شهره شده مدلی را ارائه می کند که به باور برخی از منتقدینش به بند کشیدن دموکراسی است.
اگرچه در نظر او دموکراسی شیوه مناسبی برای حکومت است اما در جوامع در حال گذاری چون ایران که در آستانه دگرگونی و بر هم خوردن نظم موجود قرار داشت البته دموکراسی پاسخگو نبود؛ «من دموکراسی را مترقی ترین شکل حکومت می دانم و حتی اسلامی ترین شکل ولی در جامعه قبایلی، بودن آن را غیر ممکن می دانم و معتقدم که طی یک دوره رهبری متعهد انقلابی باید جامعه متمدن دموکراتیک ساخت.» «دموکراسی حقیقی یک شکل نیست بلکه یک مرحله از رشد و استقلال جامعه است. جامعه را باید برای رسیدن به آن تربیت کرد.
دموکراسی مانند فرهنگ و تمدن است. یعنی همانطور که فرهنگ و تمدن را نمی شود صادر کرد، دموکراسی را هم نمی شود صادر کرد.» این گونه است که یکی از تناقض های او عیان می شود و او می گوید دموکراسی اداره است و امام به دنبال هدایت. به اعتقاد او در جوامع عقب افتاده و جهان سومی چون ایران توده هنوز آگاهی لازم را برای برقراری حکومت دموکراتیک و مراجعه به آرای عمومی ندارد. بر همین اساس است که او دیدگاه دموکراسی متعهد را که نگاه مدرن و غربی به نظریه امت و امامت بوده بیان می کند.
«طرز تفکری که در امت و امامت هست تنها، مساله اداره و حفظ و نگهبانی امت مطرح نیست، بلکه تکامل و پیشرفت انسان، فرد و جامعه مطرح است. پس در اینجا مساله رهبری یا سیاست انسان مطرح است نه سیادت برای انسان، نه آقایی نه نگهبانی و نه نگهداری بلکه تربیت و تکامل، اصلاح نه خدمت، کمال و نه سعادت، شدن و نه بودن... مطرح است.» به اعتقاد او در امت و امامت رهبر نه بر اساس خواست های فردی که بر اساس ایدئولوژی حرکت می کند. «امامت یا رهبری است که عامل حیات و حرکت امت است.
چه وجود و بقای اوست که وجود و بقای امت را ممکن می شود و موتور حرکت جامعه اعتقادی و عامل جهت دهنده آن می شود و امام شخصیتی است که در وجود خود الگوی شدن و در عمل خود، رهبری امت را تحقق می بخشد.» در واقع از دیدگاه او وظیفه اصلی امام امت هدایت جامعه به سمت کمال «امر اخروی» و نه اداره امور «امر دنیوی است».
بر اساس یک مکتب انقلابی، یک ایدئولوژی اصلاحی به سوی تحقق ایده آل ها و خواست ها و ارزش ها و اشکال متکامل و رهبری مردم در جهت متعالی و بالاخره کمال، نه سعادت، خوبی، نه خوشی، اصلاح، نه خدمت، ترقی، نه رفاه، خیر، نه قدرت، حقیقت، نه واقعیت، بالا رفتن، نه خوش ماندن و در یک کلمه مردم سازی است نه مردم داری.
«به اعتقاد او امام امت در دام دیکتاتوری گرفتار نخواهد شد. چرا که «انسانی ایده آل است که بر اساس ایدئولوژی حرکت می کند.» این نقش نیز برعهده گروهی است که «جامعه جدید و نهضت انقلابی و ایدئولوژیک برپا کرده اند» و باید «تا زمانی که جامعه به مرحله رشد سیاسی و فکری و پرورش کامل انقلابی نرسیده جامعه را به شیوه انقلابی و دموکراتیک رهبری کنند». و دموکراسی در نگاه او بر دو گونه است؛ دموکراسی آزاد و دموکراسی متعهد.
«دموکراسی غیرمتعهد حکومت آزادی است که تنها با رای دادن مردم روی کار می آید و تعهدی جز آن چه مردم با همین سنن و خصوصیات می خواهند، ندارد» اما دموکراسی متعهد یا هدایت شده، «حکومت گروهی است که می خواهد بر اساس یک برنامه انقلابی مترقی، افراد را، بینش افراد را، زبان و فرهنگ افراد را، مردم را، روابط اجتماعی و سطح زندگی مردم و شکل جامعه را دگرگون کند و به بهترین شکلش برساند و برای این کار ایدئولوژی دارد.» البته شریعتی این حکومت را تنها برای دوره گذار و رسیدن به مرحله تثبیت می خواهد و نه همیشگی.
۳) سوم - حال اما سوال های بی شماری که درذهن می آید و بی جواب می ماند این است که؛ کدام تضمین برای عدم تداوم حکومت همیشگی آن چه که او نخبگان یا امامت می خواند وجود دارد؟ پیش از این نیز گفته شد که شریعتی در هوای بلوک شرق و سوسیالیسم تنفس کرده و دلبسته ایدئولوژی بوده است. حکومت های آن روزگار سوسیال ها نیز سرشار از رهبرانی بوده که به ندرت حاضر شده اند چرخه قدرت را بپذیرند و تن به جابه جایی قدرت بدهند. چگونه باردیگر علی شریعتی به دامان دموکراسی هدایت شده می گریزد.
شریعتی مدافع حکومت ایدئولوژیک است و در حکومت های مبتنی بر ایدئولوژی همه باید بسان هم بیندیشند و پیرو یک ایدئولوژی باشند. ممکن است در تفسیر عملیاتی آن اختلاف نظر وجود داشته باشد. آیا روح حکومت ایدئولوژیک با دموکراسی سازگار است؟ آیا آزادی فردی که شریعتی در گفتارش بسیار برآن تاکید می ورزد محترم شمرده می شود و آن چه که دفاع شریعتی از پلورالیسم عنوان می شود را دربرمی گیرد؟دغدغه شریعتی نه رفاه آدم ها که سعادت و کمال آنان است، در واقع او حاکم را نه مسوول امروز که مسوول آخرت افراد می داند. آن گاه با چنین توجیهی هر اقدامی برای آخرت سعادتمند امکان پذیر نیست؟
شریعتی یک سوسیال است و در دفاع از این مساله منشور سه گانه اش را عرفان، برابری و آزادی می شود تعبیر کرد. در روزگاری که سوسیال ها در بلوک شرق و لیبرال ها در بلوک غرب بوده اند طبیعی است که لیبرالیسم در حال درنوردیدن جامعه جهانی بوده و شریعتی نیز در بسیاری از گفتارهایش در دفاع از لیبرالیسم سخن می گوید اما در نهایت ترجیح می دهد که سوسیال باقی بماند و دوستدارانش مدل او را نزدیک به سوسیال دموکراسی می دانند. آیا می توان گفت او در ۳۰سال قبل به دنبال راهی برای تلفیق سوسیال و لیبرال بوده است یا این نیز یکی از تناقض های درونی اوست؟حال در کنار تمام این سوال ها مساله اساسی این است که گفتار شریعتی در سه ده قبل و ایران آن دوران به زبان آمده است.
دوره ای که توصیفش در قبل رفت. حال آیا نیازی به شریعتی هست؟ اگر آری چگونه؟ ما باید به دوران شریعتی رجعت کنیم یا او را به دوره خود بیاوریم. دوره ای که به جای حکومت غیرمذهبی حکومت مذهبی پابرجاست و روحانیون نیز درگیر حکومت داری و حکومت در بسیاری از موارد نگران آخرت امت است و اسلام دین راکد احکام نیست، بلکه یک دین اجتماعی سیاسی به شمار می آید. طبقه متوسط جامعه رشد یافته و تحولات فرهنگی بسیاری در درون به بار آمده است. بلوک شرق از هم گسیخته و دوران سوسیال ها در حکومت داری به بن بست رسیده است. در چنین شرایطی با شریعتی باید چه کرد؟
۴) چهارم- «ما بر شانه های شریعتی ایستاده ایم.» روشنفکر عاصی پرسشگری که ذهن را به غلیان وا می دارد و آتش شک را در درون همه برمی انگیزد. اکنون اما رابطه ما با او متفاوت است از زمانه ای که خود می زیسته است. هم اکنون دغدغه جامعه ایران آزادی و دموکراسی و استقلال حوزه های خصوصی و عمومی و دولتی است.
امروز روشنفکران جامعه نه با مدرنیته غریبه اند و نه گوشه گیر و روحانیت نقشی تاثیرگذار در حکومت و جامعه دارد. برای همین برخی از دغدغه های او به امروز کارساز نیست. اما «برابری» و «آزادی» او هنوز نیاز ماست و می توان از دل آثارش راهی برای رسیدن به این دو جست، چنانچه او را به نقد منصفانه بگیریم و با بازخوانی آرایش واقعیت های شریعتی را بپذیریم. اما از خاطر نبریم که روشنفکران جامعه نیز بر روی شانه های او ایستاده اند و باید تکلیف خود را با او هرچند بعد از سی سال، روشن کنند. چرا که او هنوز زنده است و در جامعه و ذهن ما جریان دارد و سوال برانگیز است. سوال هایی که آتش شک را زنده نگاه می دارد.

حمید مافی

منبع : روزنامه شرق

مطالب مرتبط

آشنایی با رجال عصر پهلوی

آشنایی با رجال عصر پهلوی
غلامرضا نیك‌پی آخرین شهردار تهران در عصر پهلوی دوم فرزند «اعزازالملك» نوه ظل‌السلطان (برادر مظفر‌الدین شاه قاجار) بود. نیك‌پی در ۱۳۰۸ در اصفهان به دنیا آمددر ۱۳۱۳ به دبستان پهلوی اصفهان رفت و پس از آنكه پدرش به حكمرانی كرمانشاه منصوب شد سال آخر دوره ابتدائی و سال اول دبیرستان را در مدارس هدایت و شاهپور كرمانشاه سپری كرد و با برچیده شدن حكومت رضاخان در ۱۳۲۰ به اصفهان بازگشت.
غلامرضا نیك‌پی ادامه تحصیلات متوسطه را در دبیرستان‌های ادب، سعدی و صارمیه اصفهان گذراند و همزمان با وزارت پدرش در كابینهٔ قوام‌السلطنه در سال ۱۳۲۵، دیپلم گرفت و راهی دانشكده حقوق و علوم سیاسی در دانشگاه تهران شد و در سال ۱۳۲۸ لیسانس گرفت.
در سال ۱۳۲۹ كه همزمان با مرگ مادرش ـ تركان خانم ـ بود، به انگلستان رفت و ضمن اقامت ۶ ساله در لندن، از دانشگاه آ‌ن شهر، دكترای اقتصاد در رشته روابط بین‌الملل گرفت و در شهریور ماه سال ۱۳۳۵ به كشور بازگشت.
او كه به قید قرعه از سربازی معاف شده بود، پس از یك دوره كارآموزی در سال ۱۳۳۶ ، پروانه وكالت پایه یك دادگستری گرفت و در ۱۸ خرداد همان سال در شركت ملی نفت ایران، استخدام شد.
استخدام غلامرضا نیك‌پی در شركت ملی نفت كه مصادف با حضور امیر عباس هویدا به عنوان معاون اداری آن شركت بود، باعث شد تا هویدا او را كه از منسوبین مادری‌اش بود به ریاست دفتر اموراداری منصوب نماید.
پس از گذشت مدت زمانی او را در امور قضایی و پس از آن به عنوان متصدی تهیه آمار شركت نفت به كارگرفتند تا اینكه ریاست اداره كل آمار و بررسی‌های اقتصادی را به عهده او گذاشتند. شغلی كه ارتباط مستقیم با فعالیت‌های حسنعلی منصور ـ كه ریاست شورای عالی اقتصاد را به عهده داشت ـ پیدا می‌كرد. ارتباط امیر عباس هویدا با حسنعلی منصور، و همزمانی تقریبی تحصیل نیك‌پی در دانشكده حقوق و علوم سیاسی،‌با تحصیل حسنعلی در همان دانشكده، و داشتن نقاط مشترك، باعث شد تا غلامرضا نیك‌پی نیز از اعضای اصلی «كانون مترقی» شود.
ساواك در این باره می‌نویسد:
«نیك‌پی از دوستان قدیمی حسنعلی منصور بوده ـ دوستی آنها از پاریس شروع شد. ۱ اهل عیش و طرب است و علت آشنایی او با منصور مانند هویدا از مجالس تفریح و عیش و عشرت شروع شد و همین آشنایی در زمان نخست‌وزیری منصور او را به سمت معاون نخست‌وزیر رسانید. ۲
یكی از تناقضات موجود در سوابق غلامرضا نیك‌پی، مسئله ازدواج اول او می‌باشد كه در هیچ كجا از آن بحثی نشده است.
مسئله از این قرار است كه در فرم بیوگرافی مورخه ۶/۱۰/۱۳۴۳ ، غلامرضا نیك‌پی، مجرد معرفی شده است در حالی كه در فرم دیگری به تاریخ ۲۶/۱۲/۱۳۴۳، یعنی هشتاد روز بعد،‌ ‌او را فردی متأهل معرفی كرده و در مقابل گزینهٔ مربوطه نوشته است:
«همسرش دختر ابوالفتح قهرمانی۳ (سردار اعظم) است.»
در همین سند است كه نسبت علاقمندی او به مذهب و خانواده، معمولی و به مقام و قدرت و شهرت، زیاد ارزیابی شده و در مقابل گزینهٔ میزان علاقمندی وی نسبت به زن آمده است:
«زیاد و اصولاً اهل زن‌بازی است.» ۴
این ارزیابی در حالی صورت می‌گرفت كه، غلامرضا نیك‌پی از تاریخ دوازدهم فروردین ۱۳۴۳ به عنوان معاون نخست‌وزیر مشغول به كار شده و محمد‌رضا پهلوی نیز، فرمان انتصاب وی را در تاریخ سی‌ام فروردین امضا كرده بود و ادارات كل سوم، چهارم، هشتم و نهم ساواك، پیرامون او به تحقیق پرداخته و وی را فاقد سابقه مضره معرفی كرده بودند.
از دیگر مواردی كه در این ارزیابی، به طور مشخص بیان شده بود، صراحت انگلیسی بودن خانواده او و طرفداری خودش از امریكا بود و قماربازی او نیز ـ البته نه به طور مرتب ـ بیان شده بود.
غلامرضا نیك‌پی كه با تبدیل «كانون مترقی» به «حزب ایران نوین»، به عضویت هیئت اجرائی حزب و به واسطهٔ ارتباطات خود، به عضویت كانون وكلای دادگستری و انجمن نفت ایران نیز درآمده بود و با نشریاتی چون: روزنامه اطلاعات، بورس تهران و اكونومیست و برخی نشریات انگلیسی زبان نیز همكاری می‌كرد، از جمله افرادی بود كه به طور تمام و كمال در اختیار برنامه‌های حسنعلی منصور قرار داشت.
در دی ماه ۱۳۴۳ به عضویت شورای سازمان ایرانی مجامع بین‌المللی درآمد، سپس وزیر مشاور و معاون اجرائی نخست‌وزیر شد. در همین سمت بود كه مسئولیت اداره كاخ جوانان به وی واگذار شد. نیك‌پی در این سمت از مدیر اجرائی كاخ جوانان خواست تعدادی كارشناس به اسرائیل اعزام كند تا برای رهبری نسل جوان ایران، از تجارب آنان استفاده شود.
نیك‌پی در اردیبهشت ۱۳۴۷ با حكم وزیر علوم و آموزش عالی به عضویت هیأت امنای دانشگاه اصفهان درآمد و در شهریور این سال وزیر مسكن شد. در اردیبهشت سال ۱۳۴۸ گزارشهای مستندی درباره عضویت نیك‌پی در شبكه فراماسوری منتشر شد. همچنین در زمینه بحثهای مربوط به «مبارزه با فساد» نام نیك‌پی در فهرست مقاماتی كه به گرفتن رشوه‌های كلان متهم است قرار گرفت.
در مرداد ۱۳۴۸ غلامرضا نیك‌پی وزیر مسكن و عطاءالله خسروانی وزیر كشور در پی یك زد و خورد فیزیكی با یكدگیر از كابینه هویدا اخراج شدند. بعضی از آگاهان این زد و خورد و نتیجه حاصل از آن راسناریوی از پیش نوشته شده هویدا برای خلاصی از شر خسروانی می‌دانند كه در مقام دبیر كل حزب ایران نوین، برای او به یك «مانع» و «مزاحم» تبدیل شده بود. با این حال نیك‌پی پس از اخراج از كابینه، در مهر ۱۳۴۸ شهردار تهران شد.
در دوران شهرداری نیك‌پی، فساد، دزدی، سوءاستفاده‌های مالی و رشوه‌خواری گسترش بی‌سابقه‌ای یافت. به طوری كه ساواك در گزارشهای متعدد خود به این پدیده اشاره كرده است.
در یكی از گزارشهای ساواك به اقدام نیك‌پی در اخذ رشوه ۲۰ میلیون تومانی از چند كلیمی در شمال غرب تهران برای قرار دادن املاك آنها در محدوده شهری اشاره شد و در گزارشی دیگر می‌خوانیم كه به دستور نیك‌پی یكی از چشمه‌های بزرگ و قدیمی منطقه شمیران پوشانیده شده و آب فراوان آن به طور شبانه‌روزی با استفاده از لوله‌ای یك كیلومتری به باغ پدرش «اعزاز نیك‌پی» منتقل گردیده است.
غلامرضا نیك‌پی تا ۲۵ مرداد ۱۳۵۶ به مدت ۸ سال عهده‌دار شهرداری تهران بود و سپس در این تاریخ با بركناری هویدا از مقام نخست‌وزیری، كنار نهاده شد. او سپس به دستور شاه سناتور انتصابی دربار شد. هنوز یك سال از این انتصاب سپری نشده بود كه شعله‌های انقلاب اسلامی در حال سوزاندن ریشه‌های رژیم شاهنشاهی گردید و غلامرضا نیك‌پی در جریان طرح عوامفریبانه دستگیری برخی دولتمردان منفور رژیم بازداشت شد . (۲۱/۸/۵۷)
در ماه آذر ۱۳۵۷، همسر و فرزندان نیك‌پی به خارج از كشور رفتند ولی وی در زندان باقی ماند و نامه‌نگاری‌هایش برای سران حكومت پهلوی در دو كابینه ازهاری و بختیار سودی نبخشید تا اینكه با پیروزی انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ درهای زندان گشوده شد و زندانیان به همراه نیك‌پی از زندان آزاد شدند. نیك‌پی پس از آزادی مجالی برای فرار نیافت و مجدداً به دست نیروهای انقلاب دستگیر شد و پس از محاكمه در دادگاه انقلاب اسلامی به اعدام محكوم شد. وی روز چهارشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۵۸ به همراه جمعی از بلندپایگان رژیم پهلوی تیرباران شد.
نیك‌پی از جمله افرادی بود كه در رژیم پهلوی نشان‌های متعددی دریافت كرد كه از آن جمله است: مدال درجه یك همایونی، مدال درجه سه تاج، مدال درجه یك اصلاحات ارضی، مدال تاجگذاری، مدال درجه یك سپاس و مدال درجه یك ورزش.

وبگردی
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان !
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان ! - لازم است ذکر شود جنبش عدالتخواه دانشجویی در صورت ادامه تعلل دستگاه‌های مربوطه در تخلیه ملک بیت‌المال، حق اقدامات انقلابی را برای اجبار فرد نامبرده به تخلیه ویلای لواسان، برای خود محفوظ می‌داند.
فیلم | مشکل مقبولیت و مشروعیت در کشور
فیلم | مشکل مقبولیت و مشروعیت در کشور - دکتر حمید ابوطالبی مشاور سیاسی رئیس جمهوری معتقد است که ما یک بار برای همیشه باید مشکل مشروعیت و مقبولیت را در کشور حل کنیم. این درست نیست که بخشی از نظام هم مشروع باشد هم مقبول اما بخش دیگری که از دل همین نظام در آمده است فقط مقبول باشد.
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر - امام جمعه اهل سنت ایرانشهر : در ماه رمضان به ۴۱ دختر تجاوز شده که از این میان فقط ۳ دختر شکایت کرده اند.
فیلم مهران مدیری در برنامه خندوانه
فیلم مهران مدیری در برنامه خندوانه - برنامه کامل خندوانه با حضور مهران مدیری مهمان ویژه برنامه عید فطر برنامه خندوانه بود و این قسمت از مجموعه خندوانه را خاص کرد.
ویدئو / لطفاً در این مکان اعتراض کنید!
ویدئو / لطفاً در این مکان اعتراض کنید! - بر این اساس، ورزشگاه‌های دستگردی، تختی، معتمدی، آزادی، شیرودی، بوستان‌های گفت‌وگو، طالقانی، ولایت، پردیسان، هنرمندان، پارک شهر و ضلع شمالی ساختمان مجلس شورای اسلامی به عنوان محل‌های مناسب تجمع در تهران تعیین شده‌اند و از این پس معترضان می‌توانند در این محل‌ها تجمع کنند.
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!