جمعه ۳۱ فروردین ۱۳۹۷ / Friday, 20 April, 2018

نگرشی قرآنی به عوامل انتقال از جهان


نگرشی قرآنی به عوامل انتقال از جهان
انسان ها در برخورد با اموری كه برایشان ناشناخته است، تفسیر و برداشت های متفاوتی ارائه می دهند. گاه این تفاوت ها، ریشه در محیط اجتماعی و حتّی طبقاتی فرد دارد; گاهی یك چیز در جوامع متفاوتی، چیزی هایی متفاوت انگاشته می شود. در ضمن، واكنش های متفاوت نیز در هنگام بروز این چیزها از سوی افراد جوامع مختلف رخ می دهد. این واكنش های عاطفی چون عشق، هراس و خشم، گستره وسیع و متضاد و حتی متناقضی را باز می نماید.
البتّه چنین عواطفی به دلایل مشخص و قابل فهمی بروز می كند به گونه ای اگر كسی موقعیت و یا زمینه های معیّن بروز آن را بداند، در می یابد كه چرا این عواطف احساس می شوند و رخ می دهند; ولی مشكل فهم عاطفه این است كه به هیچ وجه پیدا نیست كه چرا برای افراد مختلف عاطفه های متفاوت رخ می دهد، چنانچه موقعیت و چیزهایی كه این عاطفه ها را بر می انگیزد نیز روشن نیست.
به نظر می رسد كه نوع اعتقاد و پیش زمینه های فرهنگی در تفاوت واكنش ها مؤثر هستند; چنانچه یك نام، یك زمان و یك مكان برای مردمی كه در یك زمینه فرهنگی خاص زندگی می كنند دارای قدرت و اقتدار است و برای مردمی دیگر، هیچ گونه تأثیر مثبت یا منفی در بر ندارد; به این معنا كه واكنش های عاطفی و یا تفاوت در واكنش ها برخاسته از یك رشته باور داشت ها و تأثیرهای محیطی، اجتماعی، فرهنگی و حتی طبقاتی است. بنابر این نمی توان عامل آن را یك «عامل شناختی» دانست. در حقیقت این عواطف واكنش ها و ریشه در امور و عواملی دارد كه به معنایی، شناخته شده و به معنای دیگر، ناشناخته اند. از آن رو ناشناخته است كه یك عامل، شناخته و مشخصی نیست و از آن و شناخته شده است كه ریشه در عوامل چندی كه مشخص هستند، دارند. این ابهام را نمی توان بدون توجّه به مورد از سر وا كرد و به حكم كلی در آن بسنده نمود; از این جا می توان به این مطلب رسید كه چرا برخورد انسان با امور ناشناخته دارای واكنش ها، تفسیرها و برداشت های متفاوت است; و حتی یك چیز در جوامع فرهنگی مختلف، تفاوت های عاطفی، كنشی و واكنشی بر می انگیزد; بنابر این نمی توان زمینه های فرهنگی، شخصی، اجتماعی و مانند آن را در تفسیرها و واكنش ها نادیده گرفت.
بسیاری از افراد كه با چیزهای ناشناخته برخورد می كنند، تفسیرهای متفاوتی به دست می دهند. شاید قضیه به این صورت باشد كه افرادی تجربه ها، عواطف و احساسات معینی را به حضور خدا یا جن یا فرشتگان تفسیر می كنند، چون چنین آمادگی فرهنگی و روانی در آنان وجود دارد، چنان چه كسانی كه مفهوم الهی یا جن و فرشتگان را رد می كنند، ممكن است آن را به شیوه متفاوتی تفسیر كنند.
به سخنی دیگر، آدم ها در توضیح تجربه های غیر عادی شان به اندیشه ها و باور داشت هایی توسل می جویند كه برای آن ها آشنا و تا اندازه ای معتبر باشد; آن ها حتی ممكن است كه به خاطر فقدان هر گونه تفسیر معتبر دیگر، ناچار به توسل به یك چنین اندیشه ها و نتیجه گیری هایی شوند، قضیه ای كه شاید مایه شگفتی خود آنها نیز باشد.
واكنش های عاطفی چون عشق، هراس و خشم، واكنشی طبیعی است، حتی اگر این واكنش نسبت به یك چیز معین باشد; چون تفاوت واكنش ها، ریشه در تفاوت هایی دارد كه بیان شد. مرگ، یك واقعیت انكارناپذیر و ناگریز است. تفاوت واكنشی افراد با این واقعیت، برخاسته از تفاوت هایی شخصی، اجتماعی، فرهنگی و مانند آن است. واكنش طبیعی بسیاری از افراد در قبال آن، چیزی جز هراس نیست. وقتی مرگی پیش می آید، هراس ها و عواطف نیرومندی در نزدیكان شخص مرده پدید می آورد; چون هر مرگی روابط را از هم می گسلد و الگوی معمولی زندگی آدم ها را درهم می شكند و بنیادهای اخلاقی جامعه را به لرزه در می آورد. بسیاری از سوگواران گرایش دارند كه خود را تسلیم نومیدی كنند، وظایف شان را نادیده گیرند و به شیوه ای رفتار كنند كه برای خودشان و دیگران زیانبار است.
واكنش برخی دیگر به گونه ای بسیار متفاوت است. آنان نه تنها از مرگ نمی هراسند، بلكه به جای هراس بدان عشق میورزند و آن را شیرین تر از عسل و هر چیز گوارای دیگری می بینند. بسیاری از اهل یقین از متدینان به خدا و جهان واپسین چنین واكنشی از خود نشان و بروز می دهند. از نظر قرآن مرگ دروازه انتقال از جهان ناپایدار به جهانی پایدار، از سعادتی شكننده به سعادت جاودانه است.
● مرگ در نگرش قرآنی
مرگ در منطق قرآنی به معنای فنا و نابودی نیست بلكه دریچه ای به سوی جهان جاودانگی و بقاست. حقیقت مرگ چون حقیقت حیات و زندگی از اسرار هستی است به گونه ای كه حقیقت آن تا كنون بر كسی روشن شده نشده است. بلكه آن چه ما از حقیقت آن می شناسیم تنها آثار آن است.
آن چه از قرآن بر می آید آن است كه مرگ یك امر عدمی و به معنای فنا و نیستی نیست بلكه یك امر وجودی است. یك انتقال و عبور از جهان به جهان دیگر است، از این رو بسیاری از آیات قرآن از مرگ به توفّی تعبیر كرده اند كه به معنای باز گرفتن و دریافت روح از تن است.
خداوند در بیان این امر وجودی می فرماید: الَّذی خَلَقَ المَوتَ والحَیوهٔ خداوندی كه مرگ و زندگی را آفرید. در این جا خداوند، مرگ را همانند زندگی یك آفریده از آفریده های خویش بیان می دارد. چون اگر مرگ امری عدمی بود مخلوق و آفریده به شمار نمی آمد و خلقت هیچ گاه جز به «امور وجودی» تعلق نمی گیرد.
به هر حال مرگ از مخلوقات و امر وجودی و دریچه ای است به سوی زندگی دیگر، در سطحی بسیار وسیع تر و آمیخته با ابدیت; خداوند می فرماید: ولئن مُتُّم اَو قُتِلتُم لاَِلَی اللّهِ تُحشَرون اگر بمیرید و یا كشته (شهید) شوید به سوی خدا باز می گردید.
در حقیقت مرگ پایان راه نیست بلكه آغاز راهی است كه بدان به جهان های دیگر منتقل می شوید; و این جهان با همه عظمتش تنها مقدمه ای برای جهان های گسترده تر و فراخ تر، جاودانی و ابدی است. و به سخنی دیگر مرگ نه تنها موجب نمی شود تا زندگی، پوچ و بیهوده جلوه كند بلكه به زندگی این جهانی معنا و مفهوم می بخشد و از كار كردهای مرگ می توان معنا بخشی به زندگی دنیایی دانست; چون مرگ است كه آفرینش هستی را از بیهودگی خارج می سازد و بدان جهت، معنا و مفهوم می بخشد.
● سبب ترس از مرگ
بی گمان واكنش طبیعی انسان در برابر ناشناخته ای چون مرگ، ترس و هراس است. ریشه ترس را می توان در این جست كه مرگ را پایان، فنا و نیستی تصور می كنند و انسان به طور طبیعی و ذاتی گرایش به بقا و جاودانگی دارد و از نیستی و نابودی می گریزد. در قرآن آمده است كه ابلیس با بهره گیری از همین عامل، آدم را وسوسه كرد تا نافرمانی خداوند كرده و از میوه درخت ممنوعه بخورد; ابلیس به آدم می گوید: قالَ یــادَمُ هَل اَدُلُّكَ عَلی شَجَرَهِٔ الخُلدِ ومُلك لا یَبلی گفت ای آدم! آیا تو را به درخت جاودانگی و حكومت و ملك نافرسودنی راهنمایی نكنم؟
بنابر این وحشت و هراس انسان از فنا و نیستی، امری طبیعی و واكنشی عادی است. بنابر این از «مرگ» به جهت آن كه در باورش پایان كار و عامل نیستی و نابودی اوست، می هراسد و از آن می گریزد. بسیاری از مردم مرگ را به معنای فنا و نیستی تفسیر می كنند، و بدیهی است كه انسان از فنا و نیستی وحشت و هراس دارد. اگر انسان مرگ را به این معنا تفسیر كند، به طور یقین از آن گریزان خواهد بود و همین امر عاملی برای اضطراب و عدم آرامش او در طول زندگی خواهد بود و حتی در بهترین حالات زندگی و در اوج پیروزی و سعادت دنیوی و خوشبختی، اندیشه و تصور این مطلب كه روزی این زندگی به پایان خواهد رسید، شهد زندگی را در كام او زهر می كند و همواره در نگرانی و اضطراب به سر می برد.
البتّه چنین نیست كه همه كسانی كه به مرگ به عنوان پل و دروازه و عامل انتقال به هستی و سرای دیگر می نگرند، در آرامش بوده و از مرگ استقبال نمایند، چون افرادی كه آن را مقدمه ای برای ورود به جهان وسیع تر، عالی تر و حیاتی جاودان می نگرند به خاطر اعمال و خلاف كاری های خویش از مرگ وحشت دارند، زیرا بر این باورند كه پس از مرگ وارد جهانی می شوند كه وضعیت زندگی ایشان در آن چیزی جز تجسّم اعمال دنیایی ایشان نخواهد بود، اعمالی كه آنان را از سعادت ابدی دور می كند. بنابر این برای فرار از محاسبه و كیفر الهی گرایش به گریز از مرگ دارند.
اعتقاد به عالم پس از مرگ و بقای آثار اعمال و جاودانگی كارها تأثیر مهمی در رفتار و كنش و واكنش انسانی برجای می گذارد; و به عنوان یك عامل مؤثر در ترغیب و تشویق انسان به نیكی ها و مبارزه با زشتی ها به شمار می آید.
اثراتی كه ایمان به زندگی پس از مرگ می تواند در اصلاح افراد فاسد و تشویق افراد فداكار و مجاهد بگذارد به مراتب از هر عامل دیگری بیش تر است; چنان چه عدم ایمان به آن و یا فراموشی مرگ و جهان دیگر، سرچشمه بسیاری از گناهان و رفتارهای زشت و ناپسند است. خداوند می فرماید: فَذوقوا بِما نَسیتُم لِقاءَ یَومِكُم هـذا آتش دوزخ را بچشید به خاطر آن كه دیدار امروز را فراموش كردید.
امّا اگر انسان بپذیرد كه مرگ عامل انتقال به جهان دیگر است و یا آن را فراموش نكند بلكه همواره مرگ را حاضر داشته باشد و «حضور» مرگ، حضوری شهودی باشد; آن گاه حماسه های جاویدانی را رقم خواهد زد. حماسه هایی كه یك انسان باورمند پدید می آورد، حماسه های جاویدانی چون حماسه حسینی است. سربازی كه منطقش این است كه: قُل هَل تَرَبَّصونَ بِنا اِلآَّ اِحدَی الحُسنَیَینِ بگو شما دشمنان درباره ما چه می اندیشید؟ جز رسیدن به یكی از دو خیر، سعادت و افتخار، یا پیروزی بر شما یا رسیدن به لقاء اللّه و افتخار شهادت، قطعاً چنین سربازی شكست ناپذیر در عرصه زندگی، جهاد، تلاش و سایر عرصه ها است.
مرگ در عقیده باورمندان و شاهدان نه تنها زیبا نیست بلكه دریچه ای به جهانی بزرگ، شكستن قفس و آزاد شدن روح انسان، گشودن بندها و قیدها و رسیدن به آزادی مطلق است، طبیعی است كه باورمندان و شاهدان نه تنها از مرگ و شهادت در راه هدف ترس و وحشتی ندارند بلكه از مرگ به عنوان عامل جاودانگی، ابدیت و «عَلی شَجَرَهِٔ الخُلدِ ومُلك لا یَبلی» استقبال می كنند و می گویند: واللّه لابن ابی طالب آنس بالموت من الطفل بثدی امّه به خدا سوگند فرزند ابی طالب علاقه اش به مرگ بیشتر از كودك شیرخوار به پستان مادرش است. و ضربه ای را كه باعث انتقال و لقاء اللّه می شود، ضربه رستگاری می بیند: فزت و ربّ الكعبه; به خدای كعبه رستگار شدم.
چون «مرگ برای مؤمن همانند كندن جامه چركین و پر از حشرات و جانوران موذی، گشودن بند و زنجیرهای سنگین و تبدیل آن به جامه های فاخر، لباس های خوشبو و مركب های راهوار و خانه های مناسب است ]امام سجاد(ع) [و یا همانند خوابی است كه هر شب به سراغ آدمی می آید جز آن كه زمان طولانی تری در خواب مرگ است».
امام حسین(ع) می فرماید: صبراً بنی الكرام فما الموت إلاّ قنطرهٔ تعبر بكم من البؤس و الضراء الی الجنان الواسعهٔ و النعیم الدائمهٔ فأیّكم یكره أن ینتقل من سجن الی قصر و ما هو لأعدائكم إلاّ كمن ینتقل من قصر الی سجن و عذاب; ان أبی حدّثنی عن رسول اللّه(ص) ان الدنیا سجن المؤمن و جنهٔ الكافر و الموت جسر هؤلاء الی جنانهم و جسر هؤلاء الی جحیمهم ; شكیبایی كنید ای فرزندان مردان بزرگوار! مرگ تنها پلی است كه شما را از ناراحتی ها و رنج ها به باغ های وسیع بهشت و نعمت های جاودان منتقل می كند، كدام یك از شما از انتقال یافتن از زندان به كاخ ناراحت هستید؟ و امّا نسبت به دشمنان شما همانند این است كه شخصی را از كاخی به زندان و عذاب منتقل كنند. پدرم از رسول خدا(ص) نقل فرمود كه دنیا زندان مؤمن و بهشت كافر است; مرگ پل آن ها به باغ های بهشت و پل این ها به دوزخ و جهنم است.
و در حدیث است كه در عاشورا، هر قدر حلقه محاصره دشمن تنگ تر و فشار بیشتر می شد، چهره های عاشورائیان حسینی بر افروخته تر و شكوفاتر می شد و حتی پیر مردان اصحاب و یارانش صبح عاشورا خندان بودند و وقتی از آن ها پرسش می شد چرا؟ می گفتند: برای این كه ساعاتی دیگر شربت شهادت و حورالعین را در آغوش می گیریم .

خلیل منصوری

مطالب مرتبط

جهان کامل

جهان کامل
نخستین چیزی که هنگام مطالعه ی سوره ی حجرات بر دیدگان جلوه گر ی می کند ، این است که نزدیک است خود این سوره به تنهایی نشانه های کاملی رابرای جهان والا و پاک و سالمی وضع کند و بگذارد . نشانه های کاملی از اصول و ارکان و مقررات و برنامه هائی را در بر داشته باشد که همچون جهانی بر استوار و برقرار گردد . نشانه های کاملی که بیش از هر چیز برپایی چنین جهانی را عهده دار گردد ، آنگاه خودش آن جهان را بپاید و مصون و محفوظش نماید ... این چنین جهانی ، جهانی است که ساخته ی خداست ، و به سوی خدا رو می کند و سزاوار آن است که به خدا نسبت داده شود ...
جهانی است دل پاک ، دارای احساس و اندیشه هایی پاک و پیش از هر چیز پر از راز و رمزهای پاک است ... جهانی است که با خدا ، با پیغمبر خدا ، با خودش و با دیگران نیز ادب دارد، سراپا ادب است در اندیشه ها و خواطری که بر درونش می گذرد و در حرکات و سکنات اندامهایی که دارد . در عین حال دارای قوانین و مقررات منظّم برای احوال و اوضاع خود است . دارای قوانین و قواعدی است که آن را می پاید و نگه داری می کند . این قواعد و قوانین و نظم و نظام نیز بر آن ادب استوار و برقرار می شوند ، و از همان ادب بر می جوشند ، و با خود آن ادب هماهنگ می گردند ، و ردون و بیرون جهان به تمام و کمال هم آوا می شود و قوانین و احساسات آن با یکدیگر مرتبط می گردد و با همدیگر پیوند می خورد ، و انگیزه ها و بازدارنده های آن هماهنگ می شود ، و اندیشه ها و گامهای آن متحد . متّفق می گردد ، و رو به خدا و به سوی خدا می رود .
بدین سبب برپایی چنین جهانی والا و پاک و سالم و حفاظت از آن ، تنها به ادب درون ، پاکی احساس پ، و همچنین تنها به قانونگذاری و تعیین مقررات واگذار نمی گردد . بلکه هر دوی اینها دست در دست هم با همنوایی و همراهی چنین جهان زیبایی را می سازند .
همچنین این جهان به احساس تنها و تلاش تنهای فردی ، و همچنین به قوانین و مقررات دولت واگذار نمی گردد . بلکه در آن افراد با دولت ، و دولت با افراد ف دست به دست همدیگر می دهند و وظایف و تکالیف و فعالیتها و تلاشهای هر دوی آنها در کنار همدیگر و با یکدیگر به همکاری و همیاری و همنوائی و هماوائی می پردازند .
این جهان جهانی است با خدا ادب دارد ، با پیامبر خدا ادب دارد . این ادب جلوه گر می آید در درک و فهمی که بنده از حدود و وظایف خود در برابر خدا و پیغمبرش دارد. لذا بنده ی مؤمن در کار امر و نهی بر خدای خود پیشی نمی گیرد و پیشدستی نمی کند ، و چیزی را در کار داوری و فرمانروائی به خدا پیشنهاد نمی دهد ، و از امر و نهی و حدود الهی تخطی و تجاوز نمی کند ، و برای خودش در برابر پروردگارش هیچ گونه اراده و نطری قائل نمی شود و آنچه استاد ازل گفت ، بگو و بکن ، می گوید و می کند ... چون از خدا می ترسد و می هراسد و از خدا شرم می کند و با او ادب دارد و نسبت به خطابی که به پیغمبر خدا آمده ، ادب ویژه و احترام خاصّی دارد .
این جهان دنیایی است که برنامه ی ویژه ی خود را در اثبات اقوال و افعال ، و در اطمینان از سرچشمه ی اقوال و افعال دارد . باید پیش از صدور حکم ، از ثبوت افعال و اقوال اطینان پیدا کرد و از منبع آنها اطلاع کامل داشت . در آن هیچ حکمی بر حکم خدا و رسولش مقدّم داشته نمی شود .
این جهان دنیایی است که دارای نظم ونظام و قوانین ومقررات علمی خود در رویاروئی با چیز هائی است که در آن از اختلافات و فتنه ها و آزمونها و پریشانیها و نابسامانیها و پرشها و جهشها روی می دهد ، چیزهایی که اگر به حال خوذ رها شموند و چاره جویی نشوند ، چنین دنیایی را متزلزل و نابود می کند . این جهان زیبا و والا با چنین چیزهایی با عملیّات عملی و برجوشیده از قائده ی برادری میان مؤمنان ، و بر آمده از حقیقت عدالت و اصلاح ، ئ نشأت گرفته از ترس و هراس از خدا و امید به رحمت و رضایت او ، رویاروی می شود و می رزمد .
این جهان دنیایی است که آداب و رسوم روحی وروانی خود را دارد ، و رفتار و کردارش و در برخرود و تعامل با دیگران آداب ویژه ی خود را دارد .
این جهان دنیایی است که دارای اندیشه ی کاملی درباره ی یگانگی بشریّت است . همه ی مردمان را با نژادها و قبیله ها و ملیّتهای گوناگونی که دارد یکسان می داند . این جهان دنیایی است که ترازوی یگانه ای دارد و همگان را با آن بر می کشد و می سنجد . این ترازو ترازوی خداست ، ترازوئی که با هواها و هوسها بالا و پایین نمی افتد و لرزان و نابسامان نمی گردد.
(( یا ایها الذین إنا خلقناکم من ذکر و أنثی ، و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا ، إنّ اکرمکم عند الله أتقاکم ، إنَّ الله علیم خبیر ))
اینگونه خداوند این حقائق بزرگ و سترگ که از نشانه های جهان متصور در اسلام را بیان میکند ، و نشانه های ایمان را معیّن و مقرر کی دترد ف ایمانی که به نام آن مؤمنان دعوت گردیده اند به برقراری و پابر جائی آن جهان ، و به نام آن فرا خوانده شده اند که دعوت خدا را لبیک گویند ، این دعوت ندای دوست داشتنی و دلربائی است که کسی که بدان از سوی یزدان فرا خوانده شود ، خجالت زده و شرمنده می گردد که به آن پاسخ مثبت ندهد . ندای دل انگیزی است که هر گونه وظیفه و تکلیفی را آسان می سازد ، و هر گونه رنج و مشقتی را می زداید ، و هر دلی را ترغیب و تشویق می کند که بشنود و بپذیرد و فرمان برد .

وبگردی
عصر ما - پرونده حضور زنان در ورزشگاه ها
عصر ما - پرونده حضور زنان در ورزشگاه ها - بررسی حضور زنان در ورزشگاه ها با حضور نرگس آبیار، لاله افتخاری، حمید رسایی، حجت الاسلام محسن غرویان و فائزه هاشمی.
مراسم افتتاحیه سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر
مراسم افتتاحیه سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر - سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر شامگاه چهارشنبه با نمایش «آن سوی ابرها» ساخته مجید مجیدی در سینما فلسطین آغاز بکار کرد.
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس - بازیگر سریال "تعطیلات رویایی" از حمله افراد ناشناس به خود خبر داد. مریم معصومی، بازیگر سینما و تلویزیون مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت.
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت - سعید مرتضوی که در روزهای گذشته خبری از او نبود و حتی سخنگوی دستگاه قضایی گفته بود حکم جلبش صادر شده اما گیرش نیاورده‌اند، به گفته همسرش در تهران است.
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد - «احمد مهران فر» بازيگر نقش «ارسطو عامل» در سريال پايتخت ۵ در اینستاگرام خود از ازدواجش با «مونا فائض پور» خبر داد.
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی - صحبت های جنجالی رییسی پیرامون استفاده روحانی از نام امام رضا در انتخابات
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند!
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند! - محمد غرضی می‌گوید: زمانی که به عنوان وزیر در وزارت حضور یافتم بیش از ۵۰۰ نفر را دیدم نامه‌هایی که از داخل به خارج و از خارج به داخل کشور ارسال می‌شدند را چک می‌کردند و به صورت سه شیفت فعالیت می‌کردند و نامه‌ها را می‌خواندند.
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟ - در قسمت های اخیر سریال پایتخت بازیگر جدیدی به جمع خانواده معمولی پیوسته است؛ نیلوفر رجایی فر نقش الیزابت را در سریال پایتخت ۵ ایفا می کند ؛ این بازیگر با جلب اعتماد سیروس مقدم این فرصت ط بازی در سریال پر طرفدار پایتخت را به دست آورد .
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم - ویدیوهایی از نسیم نجفی اقدم در شبکه های اجتماعی به زبان های انگلیسی و فارسی موجود است که در آن ها وی از حذف ویدیوهای خود توسط یوتیوب شکایت دارد.
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟ - بگذارید اینطور بپرسم: مگر کیروش، مربی تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران عرق نمی‌خورد؟ نمی‌رقصد؟ مگر برانکو و شفر نمازشب می‌خوانند و روزه می‌گیرند و اصولگرا و ارزشی و انقلابی هستند؟!