شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۷ / Saturday, 22 September, 2018

چمران، چریک تمام عیار و بی‌ادعا


چمران، چریک تمام عیار و بی‌ادعا
دکتر مصطفی چمران، در همان هفته اولی که جنگ تحمیلی آغاز شد، با حدود سی نفر از مردانی که با وی در نبردهای کردستان شرکت داشتند، با قطار به اهواز آمد. او ستاد عملیاتی خود را در دانشگاه این شهر تشکیل داد تا عملاً کار مقابله با تهاجم همه جانبه ارتش بعثی به سرزمین‌های ایران را آغاز کند.
چمران پیشتر با دستور حضرت امام خمینی ـ رضوان الله تعالی علیه ـ به کردستان رفته و نقش مهمی در انهدام گروه‌های مسلح وابسته به صدام در آن دیار ایفا کرده و با شجاعت‌های خود، شهر پاوه را از محاصره دشمن نجات داده بود.
او بر این باور بود که اگر اعلامیه امام و درخواست ایشان از مردم و نیروهای مسلح برای حرکت به سوی شهر پاوه نبود، ما در پاوه شکست خورده بودیم. او قدر انقلاب اسلامی و حاکم شدن مکتب اسلام را در ایران به خوبی درک می‌کرد، زیرا طعم تلخ نداشتن حکومت مردمی را در لبنان چشیده و با چشم خود، حملات اسرائیل را به مردم بی‌پناه فسطین و لبنان دیده بود. وی زمانی به اهواز آمد که ترس تصرف شهر از سوی دشمن می‌رفت و ارتش و سپاه و مردم، همه در پی راهی برای مقابله با دشمن بودند. او چند شبی را در محله گلستان در جنوب اهواز و در نزدیکی خط مقدم در منزل دوستش، شیخ علی شوشتری گذراند؛ شخصی که مغازه‌ای داشت که آن را مغازه «صلوات» می‌نامیدند، زیرا بر بالای مغازه‌اش نوشته بود: «اللهم صل علی محمد و آل محمد».
دکتر چمران، ستاد عملیات جنگ‌های نامنظم را با کمک انسان‌هایی با انگیزه و داوطلب از همه نوع و از سراسر کشور فعال کرد تا با شیوه خود و با تاکتیک‌های چریکی به مصاف دشمن برود. البته شیوه جذب نیروی انسانی شهید چمران، که از همه ‌گروه‌‌ها، افراد رزمنده را می‌پذیرفت، مورد اعتراض برخی از کسانی که معتقد بودند افراد مؤمن‌تر باید در سازمان‌های رزمی شرکت کنند، قرار می‌گرفت، ولی چمران بر این باور بود: هرکس که آماده دفاع در برابر تهاجم ارتش صدام است، می‌تواند در جبهه حضور یابد و جزو همراهان رزمنده وی قرار گیرد.
او از درد و رنج و سختی جبهه و جنگ استقبال می‌كرد و بر این باور بود که درد، دل آدمی را بیدار می‌کند، روح را صفا می‌دهد، غرور و خودخواهی را نابود می‌کند، نخوت و فراموشی را از بین می‌برد و انسان را متوجه وجود خود می‌کند و ارزش هر انسانی به ‌اندازه درد و رنجی است که در راه خدا تحمل کرده است.
دکتر چمران در آن زمان، نماینده مجلس و از طرفی، نماینده حضرت امام خمینی ـ رضوان الله تعالی علیه ـ در شورای عالی دفاع هم بود. در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی و در دوره دولت موقت، مدتی نیز وزیر دفاع بود. در همان روزهایی که او با تمام وجود در جبهه‌های جنوب حضور یافته بود، برخی از افراد و نمایندگان مجلس از وی خواسته بودند تا به مجلس بازگردد و در تدوین قوانین مناسب، فعال شود، ولی چمران به آنان گفت: «خدایا، تو شاهد باش که من میدان رزم را بر نشستن بر صندلی مجلس ترجیح می‌دهم».
او حتی در میدان جنگ هم به سنگرهای مطمئن یا پایگاه‌های نظامی دارای دفاع نسبتـاً مناسب نرفت، بلکه با شجاعت فوق‌العاده‌ای که داشت، مرتب در خط مقدم درگیری با دشمن حاضر می‌شد و با تمام قدرت در زیر رگبار گلوله‌های دشمن، با خصم می‌جنگید و پایداری خود را نشان می‌داد. چمران بهتر از هر کسی، معنی «جنگ»، «اشغال»، «آوارگی»، «دشمن» و «مقاومت» را می‌دانست و پیشتر در صف مقدم جبهه علیه اسرائیل و در جریان جنایات غاصبان بی‌رحم فلسطین، مفهوم این لغات را به خوبی دریافته بود.
چمران پس از تحصیل در رشته فیزیک هسته‌ای، تصمیم گرفت به قدس شریف برود و علیه اسرائیل بجنگد. او برای آزادی قدس، پای به خاک لبنان گذاشت و توانست در کنار امام موسی صدر قرار گیرد و به همراه ‌ایشان جنبش حرکت محرومان لبنان را پایه‌گذاری كند. چمران در این ایام با سفر به فلسطین و مصر، توانست جنگ‌های چریکی را فراگیرد تا در کنار مقاومت مردم لبنان باشد.
چمران پس از آغاز جنگ تحمیلی و حضور در جبهه‌های جنوب، شرایط آن روز کشور را ارزیابی کرده و دریافته بود که نمی‌توان تنها با تکیه بر توان ارتش موجود، با دشمن مقابله کرد و ارتش بعثی را از تهاجم بازداشت. در آن دوران، ارتش ایران با مشکلات عدیده‌ای؛ از جمله مسئله فرماندهی، ساختار، سازمان و مسائل روحی ـ روانی روبه‌رو بود و نیاز به یک بازسازی اساسی داشت تا بتواند با دیدگاه‌های جدیدی، خود را سازمان داده و وارد عمل علیه دشمن شود. از طرفی، چنانچه حتی این مشکلات هم برای ارتش وجود نداشت استعداد و قدرت سازمانی آن نسبت به توان رزمی دشمن کمتر بود، به ویژه از نظر تعداد یگان‌های زرهی و مکانیزه، نسبت به دشمن در شرایط نامساعدتری بود.
چمران همانند بسیاری دیگر از فرماندهان و برجستگان دفاع مقدس، به ‌این نتیجه رسیده بود که باید در برابر برنامه گسترده دشمن، قدرت عظیم مردم را وارد صحنه نبرد کرد تا توازن قوا پدید و امکان غلبه بر دشمن فراهم آید، برای همین، با آموزش افراد داوطلب، آنان را در گروه‌های کوچک چریکی سازماندهی کرده و به محورهایی که ارتش بعثی در حال پیشروی بود، اعزام می‌کرد تا بتواند در کنار ارتش و سپاه و دیگر رزمندگان، جلوی تهاجمات دشمن را گرفته نگذارد شهرهای بزرگی چون اهواز و سوسنگرد به تصرف دشمن درآیند.
او خود همیشه اسلحه بر دوش داشت و در خط مقدم جبهه حضور می‌یافت و با دشمن از نزدیک درگیر می‌شد. چمران یک چریک واقعی بود و نحوه جنگیدن با دشمن و نیز شیوه جنگ تن به تن را به خوبی می‌دانست و بر این باور بود که تنها با تکیه بر روش‌ها و تاکتیک‌های کلاسیک ـ که معمولاً ارتش‌های منظم در نبردها به کار می‌برند ـ نمی‌توان با دشمنی که با قدرت انبوه آتش و با یگان‌های زرهی و مکانیزه متعدد در دشت‌های خوزستان برای اشغال سرزمین ایران به سرعت می‌تازد، مقابله و او را متوقف كرد.
شبیخون زدن به واحدهای دشمن و انجام جنگ‌های پارتیزانی و آرام نگذاشتن دشمن، یکی از تاکتیک‌هایی بود که چمران عارف با کمک مردان جنگی‌اش علیه دشمن انجام می‌داد. او به قدری در جنگیدن با دشمن مصمم بود که ‌این روحیه و اطمینان به نفس را به هم‌رزمانش تزریق می‌کرد و به این ترتیب، روح سلحشوری را در میان دیگران می‌دمید و با نترسیدن از مرگ، روش چگونه جنگیدن با دشمن را در میدان نبرد به دیگران می‌آموخت و به نیروهایش توصیه می‌کرد تلاش كنند تا سلاح و مهمات و حتی غذایشان را از دشمن بگیرند.
دکتر چمران در روزهای نخست جنگ تحمیلی، نیروهای خود را در جبهه‌های اطراف اهواز و سوسنگرد از جمله محورهای نوَرد، طراح و کرخه نور گسیل داشته بود و خود متناوب در این جبهه‌ها حاضر می‌شد و با دشمن به صورت رو در رو و از نزدیک می‌جنگید.
چمران فردی ورزیده‌ای و از نظر جسمی بسیار قوی بود و یك رزمنده به تمام معنا و بسیار چابک و ورزشکار بود. در ورزش‌های صبحگاهی با اسلحه می‌دوید و دیگران را آنقدر می‌دوانید که همه رزمندگان را از نفس می‌انداخت. دوره‌های کامل چریکی را دیده بود و می‌توانست یک تنه بجنگد. از دشمن نمی‌ترسید و خیلی خوب تیراندازی می‌کرد و با شجاعت تمام با نیروهای دشمن می‌جنگید.
یک بار در نبرد با ارتش صدام در جاده حمیدیه ـ سوسنگرد مجروح شد و با پای زخمی به یک کامیون ارتش بعثی حمله کرد و آن را با سرنشینانش به تصرف خود درآورد و با آن کامیون به عقب برگشت و نفرات آن را نیز اسیر کرد. چمران در نجات سوسنگرد، نقش مهمی داشت؛ زمانی که ارتش صدام، یگان‌های زرهی و مکانیزه خود را برای محاصره شهر سوسنگرد گسیل داشته بود، این چمران بود که توانست با نیروهای چریکی‌اش به تیپ زرهی دشمن حمله کند و جلوی تهاجم آنان را بگیرد و با کمک رزمندگان سپاه و ارتش، شهر سوسنگرد را از محاصره ارتش دشمن درآورد.
چمران در عین حال، انسانی یکپارچه صفا، محبت، صمیمیت و مهربانی بود؛ اهل تظاهر و مطرح کردن «خود» نبود، هرچند سخنان زیبایی می‌گفت و مطالب عارفانه جالبی می‌نوشت. دکتر چمران آنچه را که می‌گفت و می‌نوشت در عمل خود پیاده می‌کرد. نگاه چمران به جهاد، نگاهی هنرمندانه بود. او خود، الگوی یک مجاهد هنرمند است.
چمران به امام خمینی ـ رضوان الله تعالی علیه ـ عشق می‌ورزید و او را با تمام وجود دوست می‌داشت. امام هم به او علاقه‌مند بود. علاقه امام به وی را می‌توان از نوشته ‌ایشان در شهادت دکتر چمران دریافت. امام خمینی، چمران را «سردار پرافتخار اسلام»، «مجاهد بیدار و متعهد راه تعالی و پیوستن به ملأ اعلی»و «معلم متعهد» می‌دانستند. ایشان در پیامی که در اول تیر ماه سال۱۳۶۰ به مناسبت شهادت دکتر مصطفی چمران چنین مرقوم فرمودند:
«او با سر افرازی زیست و با سرافرازی شهید شد و به حق رسید. هنر آن است که بی‌هیاهوی سیاسی و خودنمایی‌های شیطانی، برای خدا به جهاد برخیزد و خود را فدای هدف کند نه هوی، و این هنر مردان خداست. او در پیشگاه خدای بزرگ با آبرو رفت. روانش شاد و یادش به خیر».
برخی بزرگان مانند شهید آیت‌الله سید اسدالله مدنی(ره)، او را «مالک اشتر امام خمینی» می‌نامید، زیرا وی در اوایل آغاز جنگ تحمیلی، توانست با تمام قوای فکری و جسمی اش به مقابله با تجاوز بعثیان بپردازد.
چمران خدای بزرگ را که لذت معراج را بر روحش ارزانی داشت، شکر می‌گذاشت و خود، مصداق کسانی بود که خداوند آنان را دوست دارد و می‌فرماید: «ان الله حب الذین یقاتلون فی سبیله صفاً کانّهم بنیانٌ مَرصوص» (سوره صف ـ آیه ۴).
چمران همیشه می‌خواست مظهر فداکاری و شجاعت باشد و پرچم شهادت در راه خدا را به دوش خویش کشد. او احساس می‌کرد که ‌این دنیا، دیگر جای او نیست و می‌خواست که تنها با خدای خود باشد و از خداوند بزرگ می‌خواست او را در جوار رحمتش سکنی دهند و سرانجام نیز اینچنین شد و او پس از گذشت حدود نه ماه از آغاز جنگ تحمیلی در جبهه جنوب و در حین حضور در خط مقدم در دهلاویه و در ۳۱ خرداد ماه سال ۱۳۶۰ به فوز عظیم شهادت و به آرزوی بزرگ خویش رسید.
«روحش شاد و راه امامش پر رهرو باد».

دكتر حسین علایی

مطالب مرتبط

بنی صدر اشتباه یا خیانت !

بنی صدر اشتباه یا خیانت !
برخی از رسانه ها از قول یکی ـ دو تا از موجهین نقل کردند که بنی صدر به علت عدم آشنایی با تاکتیک و فنون جنگ دچار اشتباه شد و خائن نبود! گر چه یکی از آن دو نفر بعدا گفته اش را تصحیح کرد و به نوعی اشتباه را رفو نمود لکن اشتباهاتی از این نوع ممکن است در آینده نیز ذهن نسل دوم و سومی که جنگ را ندیده اند و دوران بنی صدر را درک نکرده اند دچار انحراف نماید.
از این رو در این روزهایی که دوران سالگرد عزل بنی صدر از فرماندهی کل قوا و رای مجلس شورای اسلامی به عدم کفایت سیاسی بنی صدر است برخود فرض می دانم برای ثبت در تاریخ و روشن شدن ذهن ها در امروز و آینده نکاتی را تبیین نمایم :
دوازده سال پس از تهاجم ارتش بعث به خاک جمهوری اسلامی ایران ; یعنی در سال هزار و سیصد و هفتاد و یک بنی صدر در شهر برلین در خانه فرهنگ ملت ها در پاسخ به سئوالی گفت : « در سال پنجاه و نه این من بودم که به نیروهای کرد به کومله ها و دموکرات پیغام دادم که اسلحه را بر زمین نگذارند! » ۱.
جنگ کومله و دموکرات در کردستان جنگ با جمهوری اسلامی ایران و جنگ با ملت مسلمان ایران بود. جنگ با اسلام و انقلاب اسلامی بود. این حمایت از گروهک های ضدانقلاب درست در آستانه شروع جنگ تحمیلی به وقوع می پیوست . در روزهایی که فرماندهان سپاه و افرادی چون شهید صیاد شیرازی به وی متذکر می شدند : آتش فتنه ای در منطقه در حال وقوع است وعراق آماده ی نبردی نابرابر با جمهوری اسلامی ایران می شود و بنی صدر توجهی نمی کرد.
شهید حاج محمد ابراهیم همت می گوید : « قبل از جنگ برادران سپاه در مناطق غرب و جنوب به دفعات مکرر اخطار می کردند : عراق چند ماهی است که نیروهایش را در مرز جا به جا کرده است ; اما هر بار که ما این مطالب را می گفتیم بنی صدر و عوامل دست نشانده او در ارتش می گفتند : چنین چیزی امکان ندارد . عراق غلط می کند به ایران حمله کند! » ۲
همه ی این حرف ها و نگاه برای همکاری با دشمن بود. این خیانت را در مبحث خرمشهر بهتر می توان دید.
مقام معظم رهبری می فرمایند : « من قبل از سقوط خرمشهر پیشنهاد کردم که ما یک واحد منظم به خرمشهر بفرستیم که راه ما بین خرمشهر ـ شلمچه را ببندند و نگذارند دشمن را که مرتبا به وسیله ی نیروهای ما رانده می شد و تا شلمچه پس می نشست بازگردد. بنی صدر نه تنها این حرف را نشنیده می گرفت بلکه تحت تاثیر اظهارنظرهای چند نفری که دوروبرش بودند مسخره هم می کرد . » ۳
شهید همت می گوید : با شروع جنگ بنی صدر این تز را مطرح کرد که « ما زمین می دهیم و زمان می گیریم . » ۴
بنی صدر و پادوهای تبلیغاتی لیبرالیزم منحط برای فریب افکار عمومی اجرای شگرد « جنگ به شیوه اشکانیان » را با شعار « فدا کردن زمین در قبال گرفتن زمان جهت تجدید قوا » مطرح می کردند. همین مساله مشخص می کند که قبل از جنگ و پس از آن در داخل توطئه هایی برای سرگرم سازی ما و فرصت دادن به دشمن بعثی برای تجاوز هر چه بیشتر در کار بوده است .
مقام معظم رهبری در این خصوص می فرمایند : « به او (بنی صدر) القا شده بود که ما زمین می دهیم و زمان می گیریم . به این معنا که طولانی شدن مدت به سود ما و به زیان دشمن است . پس برای این که مقداری خودمان را پیش ببریم و آماده بشویم اگر زمین هم دادیم دادیم ! غافل از این که در آن روزها هم زمین و هم زمان هر دو را داشتیم از دست می دادیم : چون زمان هم واقعا به نفع ما نبود و هر چه می گذشت دشمن مستقرتر و در زمین فرو رفته تر می شد و دفاع خود را قوی تر می کرد. بنابراین اینطور نبود که او می گفت . ولی به هر حال این فکر در آبادان در ذهن بنی صدر بود و خدا رحم کرد که آن فرمان امام در امر شکستن حصر آبادان صادر شد والا اگر امام نبود این ها کوتاهی می کردند و حصر آبادان تا مدت ها بعد هم شاید می ماند . » ۵
با محاصره آبادان توسط نیروهای حزب بعث عراق امام خمینی (ره ) فرمان آزادسازی آبادان از محاصره را در تاریخ ۵۹ ۸ ۱۴ صادر کردند .
پس از آن رزمندگان اسلام خود را برای اجرای فرمان امام امت آماده کردند اما حضور بنی صدر و برخورد حذفی او با نیروهای انقلاب اجرای هر نوع عملیات موثر علیه جبهه دشمن را غیرممکن می کرد.
مقام معظم رهبری که در آن زمان نماینده حضرت امام (ره ) در شورای عالی دفاع بودند در تبیین وضعیت جنگ و برخورد بنی صدر با نیروهای سپاه می فرمایند : « کلا تا قبل از عملیات ثامن الائمه علیه السلام عملیات ها غالبا موفق نبوده است و شاید یک یا دو عملیات را بتوان نشان داد که تا حدودی موفق بوده و علتش هم این است که تا قبل از عملیات ثامن الائمه علیه السلام نیروهای مردمی به کار گرفته نمی شد. یعنی از بسیج و سپاه در عملیات به صورت کامل خبری نبود و سپاه امکانات نداشت و گذشته از این مسئولان نظامی حاضر نبودند حتی سپاه را در حیطه کار نظامی راه بدهند و لذا یکی از درگیریهای ما با بنی صدر همین مساله بود . » ۶
معظم له می فرمایند : « وقتی که طرح عملیات ثامن الائمه از سوی برادران سپاهی مطرح شد بنی صدر به عنوان فرمانده وقت کل قوا حتی حاضر به شنیدن حرف ایشان نبود . » ۷
علت این کار را از خود بنی صدر جویا شویم . این حرف خیانت بنی صدر را روشن تر می کند. در یکی از ملاقات هایی که شورای عالی سپاه با بنی صدر در زمان فرماندهی کل قوایی او و بستری شدن حضرت امام (ره ) در بیمارستان داشتند یکی از اعضای شورای عالی سپاه از بنی صدر می پرسید : « چرا هر وقت ما می خواهیم با شما ملاقات کنیم باید روزها منتظر بمانیم ولی آقای مسعود رجوی ـ سرکرده منافقین ـ هر وقت اراده کند می تواند با شما ملاقات کند »
بنی صدر می گوید : « من باید این گروه ها را داشته باشم زیرا وقتی که ما از دولت آلمان علت شرکتشان در تحریم اقتصادی نسبت به ایران را پرسیدیم به ما گفتند : ما با مطالعه بولتن های پزشکی امام به این نتیجه رسیده ایم که امام بیش از سه ما دیگر زنده نیست . بنابر این امام سه ماه دیگر فوت می کند و روحانیت دسته دسته می شوند. تنها این گروه ها هستند که به علت داشتن تشکیلات در ایران باقی می مانند و قدرت را در دست می گیرند . من باید این گروه ها را داشته باشم . » ۸
با این بیان بهتر می شود خیانت ها و علت عدم همکاری بنی صدر باسپاه و نیروهای مومن به انقلاب اسلامی را فهمید. گویا همه ی این طرح ها با تلاش سازمان منافقین و همکاری آمریکا صورت می پذیرفت .
شهید همت می گوید : « در ماه های نخستین جنگ ما پیش بنی صدر رفتیم و عنوان کردیم که از طریق نوسود می توانیم خیلی خوب روی مواضع عراق کار کنیم . عراق شهرهای نزدیکی به نوسود دارد فقط مشکل ما کمبود نیرو است . اما او می گفت : من حتی یک نفر نیرو به منطقه شما نمی دهم ! هر چه به او اصرار کردیم کمترین کمکی به ما نکرد! » ۹
یکی از سرداران سپاه می گوید : « بچه های سپاه در جبهه باهماهنگی ارتش مقداری سلاح و مهمات تحویل گرفتند تا این که بنی صدر خائن متوجه این قضیه شد. او که نمی توانست وحدت سپاهی و ارتشی را تحمل کنند بعد از گذشت سه ماه از شروع جنگ تحمیلی با ابلاغ دستوری به ارتش فرمان داد که حتی یک فشنگ هم به سپاه تحویل داده نشود! » ۱۰
مقام معظم رهبری می فرمایند : « یکی از دردهای بزرگ سپاه در آن روز نداشتن تجهیزات بود و این را دست کم می توانست تامین کند; ولی هر بار که این ها برای چیز کوچکی مراجعه می کردند با ترش رویی مواجه می شدند. این را فراموش نمی کنم که گاه برای تهیه پنجاه قبضه آر . پی . جی غصه ای درست می شد ... تلفن می کردیم به تهران می گفتند نیست و اصلا امکانات به سختی به این ها داده می شد . » ۱۱
شاید برخی تصور کنند که بنی صدر با سپاه بد بود. اگر در ارتش هم کسی به سپاه اسلحه می داد و یا به مقابله با دشمن بر می خاست بنی صدر با او برخورد می کرد. بیشترین ضدیت را در این عرصه با شهید صیاد شیرازی داشت . کسی که به وحدت ارتش و سپاه می اندیشید و دلش برای اسلام و انقلاب اسلامی می سوخت . بنی صدر برای رسیدن به اهداف خود شهید صیاد شیرازی را از فرماندهی عزل کرد و درجه ی او را هم گرفت !
این ها گوشه ای از خیانت های بنی صدر به انقلاب اسلامی و جنگ است . هزاران زوایای پنهان از جمله حادثه ۱۴ اسفند ۵۹ در دانشگاه تهران تلاش بنی صدر به همراه ضد انقلاب و منافقین در داخل کشور توطئه هایی هستند که در نهایت امام (ره ) را وارد عرصه ای نمود تا در ۲۰ خرداد ۶۰ فرمان عزل بنی صدر از فرماندهی کل قوا را صادر نمایند .
ده روز بعد هم نمایندگان مجلس شورای اسلامی رای به عدم کفایت سیاسی بنی صدر دادند و وی را از صحنه سیاسی کشور حذف نمودند. در نهایت بنی صدر پس از یک ماه مجبور شد با لباس و آرایش زنانه به همراه مسعود رجوی ـ سرکرده منافقین ـ از ایران فرار کند و به پاریس پناه ببرد!!
اما این فرار هرگز بنی صدر را تبرئه نکرد. بلکه خیانتش را روشن تر نمود و صدها سئوال را در ذهن ها مطرح کرد. ازجمله آن سئوال ها در خصوص عملکرد گذشته وی بود; در موضوع جنگ و خیانت های بنی صدر و همکاری با ضدانقلاب داخلی و خارجی .
مقام معظم رهبری در ۲۹ خرداد ۶۰ در نمازجمعه تهران بنی صدر و همکاران وی را مخاطب قرار داده و فرمودند : « نزدیک به هفت ماه قبل از جنگ شما فرمانده کل قوا بودید. چرا نیروهای نظامی ما هنگام شروع جنگ نتوانستند مقاومت کنند حضرت امام شما را اول اسفند هزار و سیصد و پنجاه و هشت به فرماندهی کل قوا برگمارد. در اول مهرماه هزار و سیصد و پنجاه و نه یعنی هفت ما تمام بعد از فرماندهی کل قوایی شما جنگ شروع شد. در این هفت ماه شما چه کردید چرا ارتش را مرمت نکردید چرا نظامیان را آموزش ندادید آیا این ها را چه کسی می بایست انجام می داد چرا شما وقتی جنگ شروع شد و خرابی کار شما در هفت ماه گذشته آشکار شد تقصیرها را به گردن این و آن می اندازید وقتی از ایشان می پرسند چرا ارتش را سر و سامان نداده اید می گوید : چون کسان دیگری در ارتش دخالت کرده اند. منظور ایشان دادگاه های انقلاب در ارتش است ; چون افراد متهم به کودتا را دستگیر کرده بود. آقای بنی صدر توقع داشتند در ارتش علیه جمهوری اسلامی کودتا شود و کودتاچیان آزاد گردند و دستگیر نشوند! »
با این تبیین روشن شد که علت این همه اشتباه و خلاف بنی صدر عدم آشنایی وی با فنون نظامی و جنگ نیست . بنی صدر یک خائن بود و به ملت ایران خیانت کرد. ملت ما هرگز خیانت های این فرد لیبرال مسلک را فراموش نخواهد کرد و هرگز او را نخواهد بخشید.

وبگردی
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص - کاش در این میان یکی به ما بگوید که بالاخره بی حجاب بد است، خوب است؟ چه زمانی بد است؟ چه زمانی خوب است؟
پاییز بازار ثانویه
پاییز بازار ثانویه - اگر ما نتوانیم تفاوت فاحش قیمت ارز در بازار آزاد و ثانویه را جبران کنیم و نتوانیم به بازار ثانویه عمق کافی ببخشیم عملا بازار ثانویه از دور خارج خواهد شد. قرار بود بازار ثانویه و آزاد یک تفاوت حداقلی داشته باشند. قرار بود نهایتا اختلاف قیمت در این دو بازار ۲۰۰ یا ۳۰۰ تومان باشد نه هفت هزار تومان!
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی - حمید رسایی عضو جبهه پایداری در صفحه شخصی خود در شبکه توییتر نسبت به اهانت زشت امیر تتلو به امام حسین (ع) و 72 تن از یاران باوفایش واکنش تندی نشان داد.
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+)
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+) - پزشکان هنگامی که یک نوزاد دختر اندونزیایی را در یکی از بیمارستان های این کشور به دنیا آوردند بسیار وحشت زده شدند. نوزاد تازه متولد شده با یک چشم بزرگ روی پیشانی اش متولد شد و پس از هفت ساعت درگذشت.
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای !
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای ! - فردی به نام علی‌اکبر رائفی‌پور كه رسانه‌‌های اصولگرا از او به عنوان «استاد، محقق و پژوهشگر» یاد می‌كنند! در تاریخ 29 اردیبهشت 96 (در كوران انتخابات ریاست‌جمهوری) در نامه‌ای سرگشاده به امیرحسین مقصودلو (تتلو) نوشت: «امیر جان بخوان، تو باید بخوانی، عیبی ندارد! سرت را بالا بگیر و خدا را شکر کن که به واسطه تو این همه نفاق را آشکار کرد! دلت محکم باشد پهلوان! تو فقط بخوان، بخوان
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی - انتشار عکس‌های نشستن احمد خمینی زیر کولر در بخش وی‌آی‌پی هیات که پوششی شیشه‌ای دارد و از سینه‌زنان جداست، پس از توضیح او که گفت آن جایگاه مربوط به «روحانیون درجه یک و دو قم» است و «اون بالا معممین میشینن که لباسشون چون زیاده باعث گرمازدگی نشه»، با واکنش‌های تندتری هم همراه بود.
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن!
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن! - واکنش جالب مقام معظم رهبری به روبوسی کیارستمی با خانم داور جشنواره کن از زبان عزت الله ضرغامی
لحظه هولناک در چاه انداختن دختر بچه توسط پسرعمویش
لحظه هولناک در چاه انداختن دختر بچه توسط پسرعمویش - این فیلم که توسط دوربین های امنیتی گرفته شده لحظه به چاه انداختن دختر 5 ساله ای در اصفهان توسط پسر بچه ای کوچک را به تصویر کشیده است.
آشنایی با لامبورگینی! کاملا ایرانی
آشنایی با لامبورگینی! کاملا ایرانی - جوان خوش ذوق ایرانی لامبورگینی! تماما ایرانی را طراحی و تولید کرده است.
سلطان سکه
سلطان سکه - اولین جلسه دادگاه "وحید مظلومین" معروف به سلطان سکه به همراه ۱۴ نفر از همدستانش امروز در شعبه دو دادگاه ویژه مفاسد اقتصادی به ریاست قاضی زرگر و به صورت علنی برگزار شد.
ریحانه یا لیلا؟! / حاشیه سازی ریحانه پارسا بازیگر سریال پدر
ریحانه یا لیلا؟! / حاشیه سازی ریحانه پارسا بازیگر سریال پدر - با وجود اینکه چند روزی است سریال پر حاشیه "پدر" به پایان رسیده است، اما انتشار تصاویر ریحانه پارسا بازیگر نقش اول زن این سریال جنجال تازه‌ای به پا کرده است. این جنجال در حالی ایجاد شده که سازندگان سریال "پدر" به دنبال تولید فصل دوم آن هستند.
لیلای سریال "پدر" مدل شد / عکس‌ها
لیلای سریال "پدر" مدل شد / عکس‌ها - ریحانه پارسا، بازیگر نقش لیلا در سریال "پدر" فعالیت خودش را به عنوان مدل تبلیغاتی آغاز کرد. این بازیگر متولد سال 1377 است.