پنج شنبه ۳ خرداد ۱۳۹۷ / Thursday, 24 May, 2018

ملاقات صدام حسین و رامسفیلد


ملاقات صدام حسین و رامسفیلد
گفته می شود كه ملاقات میان صدام حسین و رامسفلد بدون نتیجه انجام گرفت.
مكالماتی كه گفته می شود میان صدام حسین و دونالد رامسفلد در سفر اخیر وی به بغداد و دیدار با رهبر در بند عراق انجام گرفت به چاپ رساند. الاسبوع گزارش می دهد كه منابع سیاسی آگاه جزئیات این ملاقات را فراموش كرده بودند و در اینجا نسخه كامل آن ارائه می گردد.
متن مذاكرات پرزیدنت صدام حسین و وزیر دفاع آمریكا دونالد رامسفلد
در آغاز دیدار ، پرزیدنت صدام حسین فوق العاده آرام بنظر می رسید و شاید از اینكه رامسفلد به ملاقات وی آمده بود تعجب می كرد ولی هیچگونه علائم نگرانی یا فشار عصبی در او دیده نمی شد.
رامسفلد گفت و گو را آغاز كرد :
▪ رامسفلد :
من به منظور مذاكره در مورد اوضاع عراق به دیدار شما آمده ام. ما با بعضی از حامیان شما در داخل و خارج عراق در تماس بوده ایم و آنها به ما توصیه كردند تا سخنان شما را بشنویم.
ـ حسین :
و آنچه می خواهید چیست ؟ نیروهای شما سرزمین شكوهمند عراق را به اشغال خود در آورده اند، شما رژیم حاكم را بدون هیچ پایه و اساس قانونی به زیر كشیدید ، به استقلال و حاكمیت كشوری مستقل ، آزاد و خودمختار تجاوز نموده و مرتكب جنایاتی شدید كه تاریخ بعنوان گواهی بر فرهنگ و تمدن خونبار شما آن را ثبت خواهد كرد. بنابراین پس از این همه ، دیگر چه می خواهید؟
▪ رامسفلد ( در حالیكه سعی در پنهان داشتن خشم خود داشت ) :
چه لزومی دارد كه به گذشته بازگردیم. من مخصوصا به اینجا آمده ام تا پیشنهادی روشن و صریح به شما ارائه كنم و مایلم پاسخی روشن و صریح از شما بشنوم.
ـ حسین ( با تمسخر ) :
تصور می كنم كه برای عذر خواهی و بازگرداندن قدرت به ملت عراق به اینجا آمده اید.
▪ رامسفلد :
ما دلیلی برای عذر خواهی نداریم. شما خطری برای همسایگان خود و در تلاش برای بدست آوردن سلاح كشتار جمعی بودید و ملت خود را تحت استبداد و دیكتاتوری داشتید.بنابراین طبیعی بود كه برای كمك به مردم عراق اقدام كردیم تا آنها خود را از مخاطراتی كه بیش از سی سال با آن روبرو بودند خلاص كنند.
ـ حسین :
می دانم كه شما از تاریخ بی اطلاع هستید و نیز می دانم كه رئیس جمهوری شما نیز در این زمینه دست كمی از شما ندارد. ولی بنظر می رسد كه مدتهای مدید آنقدر دروغ گفته اید كه سرانجام خودتان آنها را باور كرده اید. چنانچه منظور شما از « همسایگان ما » صهیونیست ها هستند ، در این صورت ، آری ، ما براستی برای آنان خطرناك و در تدارك آزاد سازی سرزمین به یغما رفته خود در فلسطین بودیم. این اعتقادِ نه تنها ملت عراق بلكه اعتقاد هر فرد عرب است ، چرا كه آن سرزمین ، سرزمینی عرب می باشد و مردم آن عرب هستند و صهیونیست ها كاری نكرده اند مگر اشغال آن سرزمین. آنان از نقاط مختلف دنیا به كمك شما و قدرت های استعماری قدیم به سوی ما آمدند. ولی چنانچه منظور شما كویت است مایلم از شما سؤال كنم :
آیا از كویت خارج شده اید یا نه ؟
▪ رامسفلد :
اینها مسائل امنیتی هستند. بعلاوه میان ما و كویت و سایر كشورهای حوزه خلیج توافق نامه های امنیتی وضع شده است. ما بنا به درخواست آنها وارد سرزمین شما شدیم تا از آنان در مقابل تهدیدات شما دفاع كنیم.
ـ حسین :
مضحك نیست كه گوسفند را به گرگ بسپاریم ؟ ملت كویت مردمانی عرب هستند و كویت بخشی از قلمرو عراق است. بنابراین از شما می خواهم بروید و تاریخ را بخوبی مطالعه كنید ، در غیر این صورت اطمینان دارم هرگز قادر به درك این موضوع نخواهید بود.
▪ رامسفلد : پرگویی كافیست. من به شما پیشنهاد می كنم ………
ـ حسین ( صحبت او را قطع می كند ) :
پیش از ارائه كالای فاسد خود به من، مایلم سؤال كنم آیا هیچگونه سلاح كشتار جمعی یافتید یا خیر ؟
▪ رامسفلد (سردر گم ) :
تا بحال كه نه ، ولی بطور قطع روزی آنها را خواهیم یافت. آیا انكار می كنید كه قصد تولید بمب هسته یی داشتید؟
ـ پرزیدنت حسین :
از سال ۱۹۹۱ ما هیچگونه سلاح كشتار جمعی نداشته ایم. آنچه به گروه بازرسان بین المللی گفتیم صادقانه بود و در مكاتبات خود به كوفی عنان نیز صادق بودیم و شما از این حقایق آگاه بودید ولی بدنبال هر بهانه و عذر دروغین برای اشغال عراق و سرنگونی حكومت قانونی بودید.
▪ رامسفلد :
مردم عراق با شادی از ما استقبال كردند و به ما خوش آمد گفتند و دلیل آن اقدامات خونبار رژیم شما بود كه در تمام سالهای حكمرانی بر عراق روا داشتید.
ـ حسین :
آقای رامسفلد خواهش می كنم دروغ پردازی را بس كنید. شما كسانی هستید كه در سرزمین ما دریای خون راه انداختید، علیه ما توطئه كردید و همراه با عده یی خائن وطن فروش آمدید تا سرزمین بزرگ عراق را تحت سلطه خود درآورید.
▪ رامسفلد :
كسانی كه شما خائن وطن فروش می نامید به روشهای دموكراتیك و با انتخابات روشن و واضح توسط مردم عراق بعنوان رهبر انتخاب شدند ، روشهایی كه هرگز در دوران حكومت شما در كشور بكار گرفته نشد.
ـ حسین :
من می دانستم كه شما با گروهی از خائنین وطن فروش وارد عراق شدید كه { جلال} طالبانی در صف اول آنان قرار داشت ( و به تمسخر می خندد) . عراق بزرگ تحت فرمانروایی طالبانی و جعفری ، آیا مضحك نیست ؟ و شما در مورد چه نوع انتخاباتی صحبت می كنید؟آیا در حالیكه كشور ما تحت اشغال است برگزاری به گفته شما ، انتخابات آزاد ، امكان پذیر است ؟ آقای رامسفلد ، ما از تاریخ چنین آموخته ایم كه اشغالگران تنها همراه با نوكران و عاملین خود می آیند و با این همه می خواهید مرا متقاعد كنید كه مردم عراق از آزادی و دموكراسی برخوردار هستند؟ شما براستی باید دیوانه باشید.
▪ رامسفلد ( در تلاش برای كنترل خشم خود ) :
شما در انزوا هستید و از حقیقت آنچه در خارج از این مكان می گذرد بی خبرید. مردم عراق از قید فشار و ظلم شما رها شده اند. اگر آنان شما یا هر یك از افرادتان را در خیابان دیده بودند نابودتان می كردند ! !
ـ حسین :
و حتم دارم چنانچه قادر بودید محل استقرار خود در عراق را اعلام كنید و « مقاومت عراق » از آن مطلع می شد نمی توانستید جان سالم بدر برید. مایلم توصیه ها و پیشنهادات مرا به رئیس جمهوری ابله تان انتقال دهید : باید به او بگویید كه باقیمانده نفرات و سربازان خود را نجات دهد. مرگ در هر كجا در تعقیب آنهاست و تاریخ او را نخواهد بخشید.
▪ رامسفلد : من به منظور گفت وگو در مورد عملیات « تروریستی » كه افراد شما مرتكب می شوند به اینجا آمده ام . اخیرا افراد شما به زندان ابو قریب حملاتی شنیع نمودند كه بیش از پنجاه آمریكایی كشته یا زخمی شدند و نیز تعدادی از كسانی را كه به اتهامات مختلف زندانی بودند به قتل رساندند. افراد شما از تروریست های نقاط مختلف جهان كمك دریافت می كنند و تهدیدی برای تجربه دموكراسی در عراق هستند.
ـ حسین :
آنچه می خواهید دقیقا چیست ؟
▪ رامسفلد:
من پیشنهادی برای شما دارم و آن این است كه شما آزاد خواهید شد و می توانید آزادانه محلی را برای تبعید ا نتخاب كنید ، هر كشوری كه مایل باشید، به این شرط كه در تلویزیون ظاهر شوید و تروریسم را محكوم كرده به افراد خود دستور دهید كه این اقدامات را متوقف سازند.
ـ حسین :
آیا موافقت رئیس جمهوری تان را در این زمینه بدست آورده اید؟
▪ رامسفلد :
بله ، در جلسه یی كه رئیس جمهوری ، مشاور رئیس جمهوری ، وزیر امور خارجه و رئیس اداره اطلاعات شركت داشتند در این زمینه موافقت حاصل شد و مسؤولیت انتقال این پیشنهاد به شما به عهده من گذاشته شده است.
ـ حسین :
پیشنهاد بی ارزشی است.
▪ رامسفلد( آهی می كشد) :
ما همچنین حاضریم كه روابط نزدیكی میان شما و دولت برقرار نماییم.
ـ پرزیدنت حسین :
دیگر چه ؟
▪ رامسفلد:
از شما و افراد خانواده تان پشتیبانی مالی و امنیتی گسترده یی در كشور مورد نظرتان به عمل خواهد آمد.
ـ حسین :
آیا مایلید شرایط مرا بشنوید؟
▪ رامسفلد :
بسیار علاقه مندم.
ـ حسین ( با حالتی حاكی از تبختر و نخوت ) :
نخست از شما می خواهم كه برای خروج از عراق جدولی زمانی تنظیم كنید و دولت شما در برابر جهان خود را متعهد به انجام این كار كند و اینكه سریعا اقدام به خروج از خاك عراق نمایید.
دوم ، از شما می خواهم كه زندانیان عراقی و عرب را از زندانهایی كه ساخته اید یا در آن آزادی دهها هزار تن از مردم محترم عراق را به زنجیر كشیده اید آزاد سازید.
سوم ، از شما می خواهم كه جبران كامل خسارات مادی كه در نتیجه تجاوز به كشور ما از زمان مادرِ جنگها در ۱۹۹۱ تا به امروز به مردم عراق تحمیل كرده اید بپذیرید و من در این زمینه كمك و همكاری یك كمیته عرب و بین الملل را برای تخمین وسعت این خسارات می پذیرم.
چهارم، می خواهم كه مبالغی را كه شما و افرادتان از گنجینه ها و منابع سرشار عراق و نفت آن به یغما و غارت برده اید بازگردانید ، خصوصا این {ل . پل} برمر جنایتكار و باند وطن فروشان و خیانت پیشگان او.
پنجم ، باز پس دادن آثار باستانی كه به سرقت برده اید و به مافیای آثار باستانی داده اید. اینها گنجینه هایی هستند كه ارزش آن فراتر از ارزشهای مادی و پولی در تمام دنیاست ، چرا كه تاریخ و تمدن عراق را در خود نهفته دارند. درست است كه شما فاقد هرگونه تمدن یا تاریخ هستید و عمر كشور شما بیش از چند صد سال نمی باشد ولی هیچ یك از اینها سرقت و نفرت شما را از تمدن و ثروت عراق توجیه نمی كند.
و ششم ،در صورتی كه هر گونه سلاح كشتار جمعی یافته باشید باید آنها را به ما تسلیم كنید و زندگی كلیه شهیدان را كه از آنها گرفتید به ما بازگردانید و احترام و حیثیت بانوان شریف و اصیل عراق كه بدست شما پایمال گشته مسترد دارید.▪ رامسفلد :
شوخی می كنید ؟
ـ حسین :
خیر ! این همان حقیقت تلخی است … كه از آن آگاهید آقای رامسفلد .شما مرتكب بزرگترین جنایات تاریخ علیه یك كشور عرب امن و آرام شده اید. ما در سالهای ۱۹۸۰ با یكدیگر ملاقات كردیم. آیا پیشنهادات خود را بخاطر دارید؟
▪ رامسفلد :
از گذشته صحبت نكنید. ما در حال تجدید نظر در مواضع خود نسبت به شما و چندین قدرتی كه در گذشته نسبت به ما شیوه یی خصمانه داشتند هستیم و تصمیم گرفته ایم كه با اسلام گرایان میانه رو مذاكره و گفت و گو نماییم و با به قدرت رسیدن آنان از طریق رأی گیری مخالفتی نداریم.از آن مهم تر این كه در صدد گشودن باب مذاكره با سازمانهای « تروریستی » مانند حماس،جهاد اسلامی و حزب الله كه طرفدار ایرانیان است و همچنین سایر سازمان های بنیادگرا در سراسر جهان هستیم. ما حتی طرحی برای تماس با جنبش طالبان در افغانستان در نظر داریم تا به بررسی امكان مشاركت آنان در قدرت ، در برابر تسلیم تسلیحاتشان بپردازیم.
ـ حسین :
بدین ترتیب تجدید نظر در روش و رفتار پر از اشتباه خود را آغاز كرده اید ؟
▪ رامسفلد :
این سیر طبیعی تكوین و تحول رویدادهاست.ما در تلاش برای گسترش دموكراسی در تمام ممالك و جنبش هایی هستیم كه تحت استبداد و ستم قرار دارند.
ـ حسین :
اگر صادق باشید برایتان آرزوی موفقیت دارم. اگرچه من از هدف واقعی شما آگاهم.اگر براستی صادق بودید ، شما و متحدانتان باید این كار را با خروج فوری از عراق آغاز می كردید و نیز باید از حمایت و پشتیبانی از « اسراییل » صرف نظر می كردید. لیكن می دانم كه رئیس جمهوری شما خودبین و خود رأی است و واقعیات را نمی گوید.
▪ رامسفلد :
او رئیس جمهوری است كه بر اساس انتخابات دموكراتیك به این مقام رسیده نه یك حاكم خون ریز مانند شما.
ـ حسین :
ترور دستاورد شماست و دروغ گویی راه و روشتان.
▪ رامسفلد :
این پیشنهاد فرصتی تاریخی برای شما به حساب می آید . آزاد خواهید شد و ما در مورد هر امری كه مربوط به اداره عراق است با شما مشورت خواهیم نمود. چنانچه پیشنهاد را رد كنید این فرصت از دست می رود.
ـ حسین :
من در جست و جوی فرصتها نیستم. من در جست و جوی راهی برای نجات گردن خویش از طناب داری كه برای تمام مردم عراق تدارك دیده اید نیستم. اگر می خواستم پیشنهاد روسیه را مبنی بر نجات پسران و نوه ام از شكنجه و عذاب می پذیرفتم. من نمی دانم كه چه بر سر خانواده و دختران و نوه هایم آمده است ولی باور كنید كه بیش از آنكه نگران خود و خانواده ام باشم نگران تك تك شهروندان عراقی و آینده عراق بزرگ هستم.
پیش تر از طریق افرادتان به من پیشنهاد كردید كه چنانچه اعلام كنم تسلیحات كشتار جمعی به صورت قاچاق به سوریه انتقال داده شده اند مرا آزاد می كنید.در آن زمان این پیشنهاد را رد كردم و اكنون نیز دوباره آن را رد می كنم.
▪ رامسفلد :
من نمی خواهم كه آن را رد كنید. می خواهم در این مورد فكر كنید. ما هم اكنون در حال ادامه تجدید نظر و بازنگری مواضع خود هستیم و می خواهیم خونریزی در هر دو طرف متوقف گردد و بدین ترتیب بر اساس منطق قدرت و نه منطق ضعف چنین پیشنهادی را مطرح نموده ایم.
ما از جلال طالبانی خواستیم به انكار قصد اعدام شما به عنوان نشانه یی از حسن نیت ما بپردازد. ما آماده تجدید نظر در تمامی مواضع خود در زمینه توافقات و آرایش سیاسی در كل عراق هستیم و می خواهیم این موضوع را با شما و افرادتان به بحث بگذاریم.
ـ پرزیدنت حسین :
آیا آماده خروج هستید یا خیر؟
▪ رامسفلد :
احتمالا می توانیم در این مورد مذاكره كنیم. نیروهای ما به منظور اقامتی طولانی پادگانهایی ساخته اند. ما احتمالا می توانیم از خیابانها و شهرها خارج شویم ولی برای مدتی در پادگانها خواهیم ماند.
ـ حسین :
به این ترتیب شما علاوه بر صف طویل آلت دستهای خود به بازیچه و آلت دست جدیدی نیاز دارید. خیر آقای رامسفلد .فراموش نكنید كه با صدام حسین ، رئیس جمهوری عراق صحبت می كنید.
▪ رامسفلد :
ولی شما قدرتتان را از دست داده اید.
ـ حسین :
من چیزی ندارم مگر شرافت و شرافت قابل خرید و فروش نیست.
▪ رامسفلد : ولی زندگی گرانبهاست.
ـ حسین :
زندگی بدون شرافت ارزشی ندارد.شما با لگد مال كردن این سرزمین ، حیثیت و احترام عراق را به یغما بردیدو ما شرافت و احترام خود را دوباره بدست خواهیم آورد چه صدام حسین زنده بماند چه به شهادت رسد.
▪ رامسفلد :
حامیانتان كه با آنان گفت و گو و مذاكره نمودیم می گفتند كه شما اولین و آخرین تصمیم گیرنده بودید.آیا آنها انتظار چنین واكنشی را از شما داشتند؟
ـ حسین :
یقینا، آنان می دانند كه صدام حسین نمی تواند به قیمت زادگاه و شرافتش كوتاه بیاید.
▪ رامسفلد :
تاریخ شما را مسؤول خونریزی امروز عراق خواهد شناخت.
ـ حسین :
البته تاریخ به قضاوت جنایات شما خواهد پرداخت. پیش از آن به شما هشدار می دهم كه در دیواره های عراق دست به خودكشی خواهید زد و تاوان آن را همینجا خواهید پرداخت. از شما می خواهم به لندن بروید و گزارشهای دفتر امور خارجه بریتانیا را مطالعه كنید و در مورد تلاش و مبارزات ملت عراق در برابر دوستان بریتانیایی تان چیزی بیاموزید، همان كسانی كه اشتباهات خود را تكرار می كنند و دوشادوش شما در جنگ شركت كرده اند.مردم عراق مردمانی یك دنده و قاطع هستند و از مرگ نمی هراسند. « مقاومت » نیرومندتر از آن است كه تصور می كنید. بنابراین به شما قول می دهم كه بیش از اینها نتیجه اعمالتان را خواهید دید.

گزارشگر :محمد ابو نصر
بازگردان به فارسی: ف. الف
منبع: www.ayenehtrooz.de

منبع : سایر منابع

مطالب مرتبط

مدرس و جمهوری رضاخانی

مدرس و جمهوری رضاخانی
قیامی را كه مدرس علیه جمهوری رضاخانی ایجاد و رهبری كرد، به یكی از نقطه‌های عطف تاریخ مبدل شد و در زمره مبارزات این قهرمان عرصه دیانت و سیاست، جایگاه ویژه‌ای احراز نمود.
گرچه برخی بر این باورند كه مبارزه با جمهوری‌خواهی شاید تنها اشتباه مدرس بوده و جای انتقاد را در تاریخ پرافتخار مبارزات آزادیخواهانه او باز نموده است، اما با دقت در شرایط سیاسی ـ اجتماعی ایران آن روزگار و نیز با اتخاذ یك رویكرد تحلیلی به مساله جمهوری‌خواهی‌، احتمالا مدرس و همفكران او در این ماجرا در جایگاه بس والایی قرار خواهند گرفت.
منتقدان مرحوم مدرس بر این باورند كه گرچه جمهوری به دست شخصی چون رضاخان تحقق می‌یافت و دستهای پیدا و پنهان استعمار در آن پیدا بود، اما بالاخره تحمل یك جمهوری ولو چندساله بهتر از دیكتاتوری پنجاه‌ساله پهلویها به‌نظر می‌رسید! از طرف دیگر، آنان استدلال می‌كنند كه دست نیروهای ملی و مذهبی در یك حكومت جمهوری بازتر از سلطنتی است و آنها می‌توانستند در اصلاح و هدایت جمهوری ایران نقش ایفا كنند.
جواب این ایراد چیزی نیست كه در طی چند صفحه ادا شود و نیازمند پژوهشهای كاملا پخته و جاندار در حیطه تاریخ و علوم سیاسی می‌باشد ولیكن باید دانست كه مخالفت مدرس با مساله جمهوری كه به‌زودی به یك قیام یكپارچه تبدیل شد، بدون این پیش‌فرض بوده كه به‌قدرت‌رسیدن رضاشاه چه از راه جمهوری و چه از راه سلطنت یك امر حتمی بوده باشد. اتفاقا بخش عمده هدف مخالفت با جمهوریت، مبارزه با شخص رضاخان بود كه از طریق حمایتهای خارجی روزبه‌روز قدرت بیشتری می‌یافت و مرحوم شهید مدرس نیز هم صراحتا گفته بود كه «اگر كاندیدای جمهوری شخص دیگری جز رضاخان بود، از آن حمایت و پشتیبانی می‌كردم.»
تاسیس حكومت جمهوری در نظام مشروطه سلطنتی، اساس مشروطیت را به هم می‌ریخت و صرف‌نظر از آن‌كه نمی‌دانیم آیا امكان برقراری صحیح چنین رژیمی در آن دوران پر فتنه و آشوب ممكن بوده یا نه، باید گفت جمهوری برای ایران، آن هم به دست یك فرد نظامی و مستبد، تمامی مجاهدات مشروطه را بر باد می‌داد و ای بسا كه مجلس شورای ملی را هم به‌تدریج فاسد و ناكارآمد می‌ساخت و این اتفاق چیزی بود كه در آن شرایط احساس می‌شد؛ چنان‌كه عاقبت همین نیز شد و استعمارگران كه به‌هرحال می‌بایست روح قرارداد ۱۹۱۹ را به‌نحوی در ایران و سایر مستعمرات پیاده می‌كردند، پس از شكست طرح جمهوری با انجام دسیسه‌ای مزورانه از احمدشاه قاجار و رجال آزادیخواه ایران به‌یكباره انتقام گرفته و با تاسیس سلطنت پهلوی نیات چندین‌ساله خود را برآورده ساختند.
مخالفت مدرس با مساله جمهوریت اذهان بسیاری را به این سوال واداشته كه به‌راستی علت مخالفت او با مساله‌ای به این مهمی كه باعث ایجاد تحولی بزرگ در كشور می‌شد چه بود؟
ماجرای جمهوریت به دنبال قدرت‌طلبی رضاخان و انتقام‌جویی دولت بریتانیا از احمدشاه ـ به‌خاطر رد صریح قرارداد ۱۹۱۹ ـ مطرح شد. رضاخان نیز به‌ عنوان عامل انگلستان همواره در این فكر بود كه به‌نحوی نظام سلطنت را به جمهوری تغییر دهد. از جمله اقداماتی كه در راستای برپایی نظام جمهوری صورت گرفت تا این نظام، قانونی و مشروع جلوه كند و هم مقبولیت مردمی داشته باشد، این بود كه حتما مجلس پنجم تشكیل شود تا پایان سلسله قاجاریه و ایجاد نظام جمهوری را اعلام كند؛ لذا سردارسپه طی تلگرافی، كلیه حكام ایالات و ولایات را به تسریع در امر انتخابات واداشت و حتی به این منظور، ماموران خاصی را به بخشهایی از كشور اعزام نمود. به تبع ترتیباتی كه رضاخان اتخاذ كرد، سرانجام پنجمین دوره مجلس شورای ملی در تاریخ بیست‌ودوم بهمن‌ماه سال ۱۳۰۲. ش افتتاح شد.
مجلس برای آن‌كه هرچه زودتر به صلاحیت طرح مساله جمهوری دست یابد، پس از انتخاب شعب، فورا به بررسی اعتبارنامه‌ها پرداخت تا با تصویب سریع آنها مجلس را به حدنصاب برساند. بااین‌وجود، كسانی‌كه نمایندگان حقیقی و وجیه‌المله بودند، از جریان خطرناك پس‌پرده و نقشه‌های سردارسپه كاملا آگاهی داشتند و لذا برای خنثی‌كردن این نقشه خطرناك در مقابل طرفداران جمهوری صف‌آرایی كرده و با آن به مخالفت برخاستند. افرادی نظیر میرزاهاشم آشتیانی، حایری‌زاده، ملك‌الشعراء بهار، سیدحسن زعیم، سید‌محی‌الدین مزارعی و در راس آنها سید‌حسن مدرس تصمیم به مقاومت و مخالفت با سردارسپه گرفته و سعی كردند از تصویب اعتبارنامه‌ برخی وكلا كه به دستور سردارسپه انتخاب شده بودند و یا با او تبانی داشتند ممانعت به عمل آورند تا بتوانند این عناصر را از مجلس خارج كنند. آنها همچنین با به راه‌انداختن مباحث طولانی به هنگام تصویب اعتبارنامه‌های نمایندگان طیف خودی، به‌اصطلاح وقت‌كشی می‌كردند تا مجلس نتواند قبل از عید به حد نصاب رسیده و صورت رسمی و قانونی پیدا كند و درواقع از این طریق می‌خواستند به وقت بیشتری برای توجیه مردم و تغییر نظر نمایندگان دست پیدا كنند. علاوه‌براین، آنان فراكسیون اقلیت را تشكیل دادند و به‌قدری فعالیت از خود نشان دادند كه حتی تصمیمات اكثریت مجلس را عقیم می‌گذاشتند.
در هفتمین جلسه مجلس، نمایندگان طرفدار جمهوریت طرحی را، مشتمل بر سه ماده، به شرح زیر به مجلس ارائه كردند:
«مقام رفیع مجلس شورای ملی،‌ نظر به تلگرافات عدیده كه از تمام ایالات و ولایات و تمام طبقات مملكت در مخالفت با سلسله سلاطین قاجاریه و رای به انقراض سلطنت خاندان مذكور رسیده و نظر به اینكه تقریبا در تمام تلگرافات واصله اظهار تمایل به جمهوریت شده و صراحتا اختیار تغییر رژیم را به مجلس شورا داده‌اند و چون قانونا این تلگرافات كافی برای تغییر رژیم نیست، ما امضاءكنندگان، سه ماده ذیل را به مجلس شورای ملی با قید فوریت پیشنهاد می‌نماییم كه به معرض آراء عامه گذاشته شود:
ماده اول: تبدیل رژیم مشروطیت به جمهوریت.
ماده دوم: اعتباردادن به وكلاء دوره پنجم كه در مواد قانون اساسی، موافق مصالح حكومت و رژیم تجدید‌نظر نمایند.
ماده سوم: پس از معلوم‌شدن نتیجه آراء عمومی، تغییر رژیم به وسیله مجلس شورای ملی اعلام گردد.»
اكثریت نمایندگان مجلس، از جمله فراكسیون تجدد به ریاست سیدمحمد تدین و فراكسیون سوسیالیست به ریاست سلیمان‌میرزا و سیدمحمد‌صادق طباطبایی، طرفدار این طرح و از موافقان جمهوری رضاخان بودند. هركدام از این فراكسیونها چهل نفر عضو داشت. آنها نیز برای‌این‌كه به مدرس نشان دهند چنانچه وی با جمهوریت مخالفت كند با او مقابله به مثل خواهد شد، اعتبارنامه‌ برخی از دوستان مدرس و تیپ مخالف جمهوری را عقب انداختند تا هنگام طرح مساله جمهوری، اعتبارنامه موافقان را تصویب و در عوض اعتبارنامه مخالفان را رد كنند.
بعد از اتمام جلسه پنجم مجلس در بیست‌وهفتم اسفند ۱۳۰۲. ش، بین نمایندگان نزاع و مشاجره درگرفت. در این میان، حسین بهرامی، به تحریك تدین، سیلی محكمی به صورت مدرس زد كه این موضوع به‌سرعت در تهران و در تمام محافل و مجالس پیچید و ابراز انزجار همگانی را برانگیخت و همین امر زمینه را برای مخالفت با جمهوری و حمایت از مدرس آماده ‌ساخت.
عده‌ای از طرفداران سردارسپه بنا به درخواست او، در دفاع از جمهوری به تظاهرات ‌پرداختند، اما در مقابل مردمی كه از این اوضاع و از جمهوری تحمیلی، عاریتی و ساختگی تنفر داشتند نیز برای برهم‌زدن اساس و موسس آن به منزل علمای تهران رفته و بنای مخالفت را گذاشتند و عصرها در مسجدشاه تهران تجمع نموده و بی‌پروا خطابه‌های مهیج علیه سردارسپه، جمهوری، تدین و سایر طرفداران جمهوری ایراد می‌كردند.
پیش از ظهر بیست‌وهشتم اسفند ۱۳۰۲. ش، حاج‌معین‌الدوله، حاج‌مخبر‌السلطنه و احتشام‌السلطنه از طرف سردار‌سپه مامور شدند كه به دربار و به نزد ولیعهد محمدحسن‌میرزا رفته، او را هرطورشده به استعفاء از ولیعهدی راضی كنند؛ اما وی با امتناع از این خواسته آنان، گفت: سلطنت، امری موهبتی است و این مقام را ملت و قانون به من اهدا كرده، لذا تا ملت و مجلس شورای ملی ـ علی‌رغم آن‌كه حق صدور چنین رایی را ندارد ـ تصویب نكنند، من از ایران خارج نخواهم شد و ابدا استعفا نمی‌دهم. این افراد بدون اخذ نتیجه به نزد سردارسپه برگشتند ولی سردارسپه بازهم آنها را برای مذاكره با ولیعهد به دربار بر‌گرداند، اما ولیعهد تهدیدات آنها را با خونسردی رد كرده و زیر بار استعفا نرفت. در روز بیست‌ونهم اسفند، سردارسپه این افراد را به منزل یمین‌الدوله (پسر ناصرالدین‌شاه) ـ كه از خواص ولیعهد بود ـ فرستاد تا از قول سردارسپه به او بگوید كه چون وی (شاهزاده یمین‌الدوله) مورد اعتماد ولیعهد محمد‌حسن‌ میرزا می‌باشد، از طرف سردارسپه به مشارالیه پیشنهاد و اطمینان دهد كه اگر ـ بی‌توجه به احمدشاه ـ به مجلس رفته و استعفای خود را تقدیم كند، ماهیانه حقوق مكفی به وی پرداخت خواهد شد و نیز یكی از قصرهای سلطنتی اطراف شهر با گارد مخصوص در اختیار او قرار خواهد گرفت. اما یمین‌الدوله از این كه این كار را خود او انجام دهد سر باز ‌زد و گفت كه بهتر است دكتر صحت‌السلطنه (طبیب مخصوص دربار) این پیشنهاد را به ولیعهد ابلاغ دهد. روز بعد، همین كه ولیعهد،‌ شاهزاده یمین‌الدوله را دید، به او گفت به سردارسپه بگویید مگر از روی نعش من بگذرد تا به تخت سلطنت بنشیند. افراد رضاخان، بعدازظهر همان روز (بیست‌ونهم اسفند) در قصر گلستان به ولیعهد گفتند كه به دستور سردارسپه وی باید قصر را واگذار كند. ولیعهد نیز موتمن‌الملك را به همراه هیاتی به قصر احضار كرده و جریان را به آنها بازگو ‌كرد. این افراد فورا به مجلس رفتند و طی تشكیل جلسه‌ای موضوع را مطرح نمودند، اما نمایندگان طرفدار جمهوری با طرح مباحث دیگر، مجلس را از هدف اصلی منحرف كرده و اجازه ندادند كه این مساله به نتیجه برسد.
از سوی دیگر سیلی‌خوردن مدرس در تركیب مجلس تغییرات اساسی ایجاد كرده بود. به‌هرحال او مرجع عالیقدر و مورد احترام مردم و علما بود و پیش از آن چندین‌ بار ریاست مجلس و همچنین رهبری اكثریت و حزب اصلاح‌طلب را برعهده داشت. پس از این واقعه، برخی از نمایندگان طرفدار اكثریت، یا به همكاری با مدرس آوردند و یا جزو منفردین قرار گرفتند. ملك‌الشعراء بهار نیز به نشانه اعتراض به فشار رضاخان و بی‌حرمتی به مدرس، كتبا استعفای خود را به رئیس مجلس تقدیم كرد. بعد از این تاریخ بود كه عده‌ای از نمایندگان از جمهوری‌خواهان و سردارسپه فاصله گرفتند و فراكسیون اقلیت به رهبری مدرس را تشكیل دادند.
سیلی كه به صورت مدرس خورد، درواقع باعث شكست سیاسی حزب اكثریت و جمهوری‌خواهان شد. در عصر روز بیست‌وهشتم اسفند ۱۳۰۲، جمعی از مردم و اطرافیان سردارسپه و نیز عده‌ای از نظامیان به طرف مجلس راهپیمایی كردند و برخی از آنان در آنجا با اظهار تنفر از سلطنت قاجار، از نمایندگان خواستند كه هرچه‌زودتر مواد قانون اساسی را تغییر داده و رژیم جمهوری را مستقر كنند. همچنین همزمان با این مساله، همه روسای ادارات و وزارتخانه‌ها را به منظور نشان‌دادن هماهنگی با سردارسپه، نزد وی بردند.
جمهوری‌خواهان می‌خواستند هرطورشده بازار را تعطیل كنند، اما خالصی‌زاده با اقامه نماز و اقتداء مردم و بازاریان به وی و سپس حركت به سمت مجلس، طرح آنها را نقش بر آب كرد. مخالفان جمهوری احتمال دادند كه احزاب طرفدار جمهوری مباحثی را درخصوص مساله جمهوری در مجلس مطرح كنند و لذا به بهانه تحویل سال و زیارت حرم حضرت معصومه(س) از تهران به قم رفتند تا تعداد نمایندگان به حدنصاب نرسد و مجلس از اكثریت بیفتد و عملا امكان طرح چنین مسائلی از آنها گرفته شود و لذا جلسه بعد به دوم فروردین ۱۳۰۳ موكول شد.جمعیت زیادی از محلات دور و نزدیك به جلسه مجلس در دوم فروردین آمدند؛ به‌گونه‌ای كه فضای داخلی مجلس مملو از جمعیت شد و چون جا نبود دستور داده شد در مجلس را ببندند، اما مردم فشار آورده در را باز كردند. كم‌كم میدان بهارستان نیز پر شد. عده‌ای از علما علیه جمهوری سخنرانی می‌كردند. نمایندگان موافق جمهوری از ترس مردم موضوع را تلفنی به سردارسپه اطلاع داده و از او تقاضای كمك كردند. رضاخان كه از قبل پیش‌بینی این وضع را می‌كرد، عده‌ای از نظامیان ارمنی و سربازانی را كه به زبان فارسی آشنایی نداشتند، به مجلس فرستاد و به آنها دستور داد كه فقط از فرامین و دستورات اطاعت كنند. قزاقها اطراف مجلس را محاصره كردند. سردارسپه به همراه تعدادی از افسران به میدان بهارستان آمد و بر روی پله‌های مجلس، با شلاقی كه در دست داشت، به شیخ مهدی‌سلطان واعظ كه مشغول سخنرانی علیه جمهوری بود، حمله‌ور شد و دستور داد او را پایین آورند. در همان هنگام، شخصی از میان جمعیت برخاست و یك‌ پاره‌ آجر به سوی سردارسپه پرتاپ كرد. رضاخان دستور داد با سرنیزه به مردم حمله كرده و آنها را متفرق سازند. نظامیان به مردم بی‌گناه و بی‌سلاح حمله‌ور شده و تعداد زیادی را مجروح كردند كه برخی از آنها بر اثر شدت جراحات كشته شدند. وقتی سردارسپه وارد مجلس شد، موتمن‌الملك شدیدا به او اعتراض كرد. رضاخان گفت: من رئیس دولتم و حفظ انتظامات و جلوگیری از اغتشاشات وظیفه من است. اما وقتی رئیس مجلس ـ مؤتمن‌الملك ـ تهدید كرد كه همان موقع در مورد او تصمیم‌گیری خواهد شد، رضاخان ترسید و برخی نمایندگان از جمله مشیرالدوله را واسطه عذرخواهی از نمایندگان و علماء حاضر در مجلس قرار داد و مظلوم‌نمایی كرد حال كه ملت ایران جمهوری نمی‌خواهد من هم از آن صرف‌نظر می‌كنم، ولی آقایان باید تكلیف مرا با احمدشاه معین كنند چون من دیگر نمی‌توانم با او كار كنم.
همچنین سردارسپه در دوازدهم فروردین اطلاعیه‌ای صادركرد مبنی بر این‌كه دیگر از جمهوریت منصرف شده و بعد از بازگشت از سفر قم، به نمایندگان و مجلس بی‌اعتنایی كرد. نمایندگان هم كه نسبت به وی مظنون شده بودند، درصدد برآمدند تا او را از مقام نخست‌وزیری عزل نمایند. در همان موقع، تلگرافی از طرف احمدشاه مبنی بر عزل سردارسپه به مجلس مخابره شد. سردارسپه كه موقعیت خود را متزلزل می‌دید، حال‌كه نتوانسته بود از طریق مجلس، جمهوریت مورد نظر خود را تصویب كند و همچنین زور و قلدری و تهدید و تطمیع هم جواب نداده بود، از آنجا كه از بابت قدرتهای خارجی و حمایت آنان مطمئن بود، در پانزدهم فروردین ۱۳۰۳ اعلام كناره‌گیری كرد و به‌عنوان اعتراض و قهر از تهران خارج و رهسپار رودهن شد. سردارسپه با این اقدام خود، درواقع مبارزه برای قدرت را از جهت معكوس به جریان می‌انداخت و این بازی را به این صورت هدایت كرد كه وقتی خود او از تهران خارج شد، برخی روزنامه‌ها و جراید طرفدارش حملات شدیدی را علیه آزادیخواهان و مخالفان جمهوری و سردارسپه آغاز كردند و امرای لشكر و هواخواهان رضاخان با تهدید و ارعاب و نیز با ارسال تلگرافهای ساختگی مجلس را به اظهار تمایل به تداوم نخست‌وزیری او واداشتند.
درواقع این كناره‌گیری به نفع سردارسپه تمام شد؛ چون پس از رفتن او، براساس یك طرح ازپیش‌تعیین‌شده، تظاهرات و تهدیدات شدیدی علیه امنیت كشور و مجلس بروز داده شد و طوری وانمود كردند كه به‌زودی شیرازه امنیت كشور گسیخته خواهد شد و قتل و غارت پایتخت را فرا خواهد گرفت. این وقایع و اخبار در مجلس اثر بخشید؛ به طوری‌كه همه نمایندگان منفرد، مخالف و موافق را به تشكیل جلسات سری واداشت. برخی از نمایندگان، علی‌رغم‌آن‌كه مخالف رضاخان بودند، اما چون هرج‌و‌مرج پیش‌آمده را به صلاح كشور نمی‌‌دیدند، ناگزیر با نمایندگان موافق سردارسپه هم‌عقیده شدند تا از اغتشاشاتی كه ممكن‌الوقوع به نظر می‌رسید جلوگیری شود؛ به این امید كه بعدا راهی برای محدودكردن قدرت سردارسپه پیدا نمایند. اما افزایش نفوذ و قدرت رضاخان كه كم‌وبیش همه‌چیز را در دست گرفته بود، احمدشاه را نیز ـ كه شخصی جوان و پول‌پرست بود ـ وادار كرد سردارسپه را به ریاست‌وزرایی انتخاب نماید.
دراین‌میان، تنها مدرس و برخی از نمایندگان تحت رهبری او (فراكسیون اقلیت) بودند كه مغلوب رعب‌آفرینی‌های رضاخان و هواداران او نشدند و از رای‌ندادن یا امتناع و مخالفت صریح ابایی نداشتند ولی این مخالفتهای آنها نیز نتیجه نداد و آنان سرانجام در مقابل طرفداران رضاخان دچار شكست سیاسی شدند.
اما این‌كه طرفداران جمهوری چگونه موفق شدند علی‌رغم همه مخالفتها، اوضاع را بر وفق مراد سردارسپه پیش ببرند، خود حكایت جالبی دارد. بعد از كناره‌گیری رضاخان، اطرافیانش دست به كار شدند و برای این‌كه مجلس بتواند درمورد وی به یك نتیجه قطعی و دلخواه برسد، درصدد برآمدند درخصوص مساله كناره‌گیری سردارسپه جلسه‌ای خصوصی تشكیل دهند كه مدرس در آن حضور نداشته باشد تا آنها بتوانند رای اكثریت را به نفع سردارسپه كسب كنند. به‌همین‌منظور، از طریق چندنفر از دوستان مدرس به دروغ به او اطلاع دادند كه سردارسپه حاضر شده دستورات، اوامر و حرفهای مشارالیه را بشنود. آنها می‌دانستند كه مدرس كسی نیست كه دست از مخالفت بردارد، لذا به او این چنین وانمود كردند حال كه سردارسپه راضی شده دستورات شما را به اجرا گذارد بهتر است مجلس آشتی‌كنان برقرار شود. البته مدرس به این مساله تن نمی‌داد، اما با اصرار دوستان مقرر شد فردای آن روز به این منظور در منزل قوام‌الدوله حضور یابد. روز بعد مدرس به آنجا رفت و آنها او را تا پایان روز به بهانه‌های مختلف در منزل قوام الدوله نگه‌داشتند و سرانجام نیز با بیان این‌كه سردارسپه با عذرخواهی جلسه را به وقت دیگری موكول كرده، او را به منزل خودش فرستادند. فردا زمانی‌كه مدرس به مجلس آمد و به كم و كیف مساله پی برد، سخت عصبانی شد، اما دیگر كاری از او ساخته نبود. به این ترتیب بود كه سردارسپه موفق شد نخست‌وزیر شود و مدرس و یاران او شكست خوردند.
●علل مخالفت مدرس با جمهوری رضاخانی
مدرس در واقع به‌ صوری و یا به قول معروف به فرمالیته‌بودن جمهوری‌ پیشنهادی رضاخان كاملا واقف بود و آن را بهانه‌ای برای تامین مقاصد شخصی او در جهت هموارشدن راه دیكتاتوری و كسب قدرت مطلقه می‌دانست. مدرس نیز همچون بسیاری از صاحبنظران معاصر خود شكی نداشت كه رضاخان دریافته است كه هیچ راهی سریعتر از تغییر رژیم برای كنارزدن قاجاریه و دستیابی به قدرت موثر نیست. مدرس به این نكته توجه داشت كه یك انقلاب اصیل از میان توده مردم برمی‌خیزد، در حالی‌كه موضوع جمهوری‌خواهی رضاخان از بالا شروع شده بود و از طریق سران دولت و برخی نمایندگان و با همكاری روزنامه‌ها در جامعه تبلیغ شده و درواقع مردم را بازیچه قرارداده بود. اتفاقا حدس مدرس در عمل درست از آب درآمد؛ زیرا زمینه مردمی جمهوری‌خواهی آن‌قدر ضعیف بود كه مدرس به‌آسانی توانست با تحریك مستقیم توده مردم، به ویژه در مراسم دیدوبازدیدهای عید نوروز نیروی عظیمی را علیه آن فراهم آورد!
مرحوم مدرس ازیك‌سو به قانون اساسی موجود و به سوگند خود در ابتدای نمایندگی مقید بود و رژیم مشروطه با قید سلطنت قاجار نیز جزئی از این سوگند به حساب می‌آمد و ازسوی‌دیگر، این مطلب را هم درك می‌كرد كه قانون مشروطه وحی آسمانی نیست بلكه به خواست مردم به وجود آمده و می‌تواند به ‌خواست مردم یا به مصلحت ایشان نیز تغییر یابد؛ با این وجود شخصا ارادتی هم به قاجاریه، از جمله به احمدشاه نداشت و این‌طور نبود كه آنها را بهترین افراد برای اداره مملكت بداند.
البته باید شرایط و مقتضیات آن زمان را هم درك كرد. درواقع مدرس به كسانی كه با رژیم جمهوری مخالفت می‌كردند گفته بود من با جمهوری واقعی مخالف نیستم و حكومت صدراسلام هم تقریبا حكومت جمهوری بوده است اما این جمهوری مورد ادعای رضاخان، بر اراده مردم مبتنی نیست بلكه انگلیسیها می‌خواهند آن را بر ملت ایران تحمیل نمایند و حكومتی را كه از هر جهت دست‌نشانده و تحت اراده آنان باشد در ایران برقرار سازند وگرنه چنانچه واقعا نامزد و كاندیدای جمهوری‌خواهی، فردی آزادیخواه و ملی بود، حتما با او موافقت می‌كردم و از هیچ نوع كمك و مساعده‌ای به او دریغ نمی‌كردم.
بررسی وقایع آن دوران آشكار می‌سازد كه اكثر صاحبنظران و روشنفكران ـ كه بعضی از آنها موافق نظام جمهوری بودند و در توجیه و تشریح آن می‌كوشیدند ـ با رژیم جمهوری منتسب به سردارسپه مخالف بودند. از جمله این افراد میرزاده عشقی بود كه خود او از مروجان و طرفداران رژیم جمهوری به شمار می‌آمد، اما وقتی رضاخان این مساله را مطرح نمود، وی و بسیاری دیگر به مخالفت با او برخاستند. عشقی مدرس را برحق و جمهوری پیشنهادی سردارسپه را یك نوع عوامفریبی برای مقاصد شخصی می‌دانست.
مدرس برخلاف گروههای فراوانی كه فریب ظاهر مترقی شعار جمهوری‌خواهی را خورده بودند، هنرمندانه پوسته را شكافته و ماهیت آن حركت را شناسایی كرده بود و با ایستادگی خود نشان داد در پی تغییرات شكلی و ظاهری نیست، بلكه طالب تغییرات ماهوی در كشور می‌باشد.

وبگردی
نخل طلای کن در فرودگاه به جعفر پناهی رسید
نخل طلای کن در فرودگاه به جعفر پناهی رسید - عوامل فیلم «سه رخ» با استقبال جعفر پناهی به ایران بازگشتند و جایزه جشنواره فیلم کن را به او رساندند. جعفر پناهی به همراه نادی ساعی ور، برای فیلم "سه رخ" جایزه بهترین فیلمنامه جشنواره فیلم کن امسال را دریافت کردند اما به دلیل آنکه پناهی ممنوعیت قانونی برای خروج از کشور داشت، موفق به حضور در جشنواره و دریافت جایزه نشد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!
حمله ماموران شهرداری به پلیس راهور!
حمله ماموران شهرداری به پلیس راهور! - حمله ور شدن ماموران سد معبر شهرداری به ماموران راهنمایی رانندگی
دستگیری معروف ترین شرور تهران، در ۵۰۰ متری مرز ترکیه
دستگیری معروف ترین شرور تهران، در ۵۰۰ متری مرز ترکیه - شرور سطح یک که در آخرین اقدام خود یکی از دوستانش را در منطقه ولنجک به قتل رسانده بود؛ در ۵۰۰ متری مرز ترکیه دستگیر شد.
لحظه ریزش وحشتناک کوه در جاده هراز!
لحظه ریزش وحشتناک کوه در جاده هراز! - ریزش ناگهانی کوه که توسط مسافران به ثبت رسیده است...!
همسر محسن افشانی با ریش و سبیل در استادیوم آزادی دستگیر شد
همسر محسن افشانی با ریش و سبیل در استادیوم آزادی دستگیر شد - قبل از شروع بازی تیم‌های پرسپولیس و الجزیره یکی از بازیگران سینما کشورمان قصد داشت به همراه همسرش وارد ورزشگاه آزادی شوند که این دو نفر توسط نیروهای انتظامی بازداشت شدند.
فیلم | خسرو معتضد: جسد مومیایی قطعا متعلق به رضاخان است
فیلم | خسرو معتضد: جسد مومیایی قطعا متعلق به رضاخان است - فیلم - در ویدئوی زیر بخشی از صحبت های خسرو معتضد، مورخ را می شنوید که نتیجه تحقیقاتش را درباره مومیایی پیدا شده در حرم حضرت عبدالعظیم بیان می کند.
پهلوانان این روزهای ما
پهلوانان این روزهای ما - تصویری زننده و به شدت ناراحت کننده بر جا مانده از مسابقه انتخابی تیم ملی کشتی ایران که به کتک کاری و جنجال کشید. خانواده عبدولی باز هم پای ثابت این درگیری بود که چهره ورزش پهلوانی ایران را تیره کرد
(ویدئو) تشویق اصغر فرهادی در جشنواره کن توسط بزرگان سینمای جهان
(ویدئو) تشویق اصغر فرهادی در جشنواره کن توسط بزرگان سینمای جهان - در این ویدئو تشویق اصغر فرهادی و پنه لوپه کروز، خاویر باردم و دیگر عوامل فیلم «همه میﺩﺍنند» در جشنواره کن توسط بزرگان سینمای جهان را مشاهده می‌کنید.
فیلم حجوم داعشی‌های حاتمی کیا به یک مرکز خرید و وحشت و اعتراض مردم
فیلم حجوم داعشی‌های حاتمی کیا به یک مرکز خرید و وحشت و اعتراض مردم - عوامل فیلم «به وقت شام» روز گذشته با حضور عجیب و رعب آور در پردیس سینمایی کوروش مردم را وحشت زده کردند. در این حرکت تبلیغاتی بازیگران نقش داعش، با گریم و پوشش داعشی ها، سوار بر اسب راهی پردیس سینمایی کوروش شدند و با حضور در مرکز خرید و فودکورت مجموعه، رفتارهای عجیبی نشان دادند که باعث وحشت و اعتراض مردم شد.
تصاویر مخفی از بزرگترین مرکز فروش مواد مخدر در جنوب تهران / فیلم
تصاویر مخفی از بزرگترین مرکز فروش مواد مخدر در جنوب تهران / فیلم - این گزارش حاوی تصاویری از بزرگترین مرکز فروش و مصرف مواد مخدر در جنوب شرق تهران است که مخفیانه ضبط شده‌است.
کشتار اسب‌های کولبران / فیلم
کشتار اسب‌های کولبران / فیلم - متاسفانه طی یک ماه گذشته دستکم سه نوبت و هر نوبت دستکم 30 اسب باربر متعلق به کولبران در جنگل میرآباد شهرستان اشنویه با شلیک گلوله از پای درآمده‌اند.
سید احمد خمینی معمم شد
سید احمد خمینی معمم شد - سید احمد خمینی فرزند آیت‌الله سید حسن خمینی در حضور جمعی از علما و پدر و پدربزرگ خود در حسینیه جماران معمم شد.
دختران پرسپولیسی با ریش و سبیل در ورزشگاه آزادی!
دختران پرسپولیسی با ریش و سبیل در ورزشگاه آزادی! - امروز عکسی از 5 تماشاگر بازی روز گذشته در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که نشان می‌دهد 5 دختر جوان با گریم‌های عجیب و حرفه‌ای خودشان را به عنوان پسر جا زده و وارد ورزشگاه شده‌اند.
اگر با وجود این مشکلات ملت قیام کند همه ما را به دریا خواهد ریخت
اگر با وجود این مشکلات ملت قیام کند همه ما را به دریا خواهد ریخت - از ملتی که ستون فقراتش شکسته انتظار مقاومت دارید؟ بسیاری از کشور فرار کردند یا جای فرار خود را فراهم آوردند اما ما جای فرار نداریم
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!