پنج شنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۷ / Thursday, 19 July, 2018

هدیه خدا به بشریت


هدیه خدا به بشریت
و خداوند، جان دردمند و مهربان محمد(ص) را خطاب قرار داد كه:«ای محمد! آسوده باش كه نامت در جهان، جاودانه خواهد بود. آنان كه دل مهربانت را به نیش طعنه آزردند، از یادها خواهند رفت و در گمنامی خواهند مرد و هیچ از ایشان برجای نخواهد ماند.»
و این گونه بود كه آن «بسیار»، آن «بیكران» و آن «یاس اطهر» مشام هستی را به عطر حضور خویش میهمان و تا همیشه زمان، زمین و زمینیان را وامدار بركت وجود مستوفای خویش كرد.
در تعیین سال تولد زهرای اطهر، فاطمه (س)، نور چشم محمد مصطفی(ص)، تفاوت بسیار است. همان گونه كه درباره یازده فرزند آن سلاله نور. همین قدر می دانیم كه عرب، حادثه مهمی را نشانه آن سال می گرفت و مردمان به سبب آن رویداد، تولد و مرگ خویشان خویش را به خاطر می سپردند. از جمله آن كه گفته اند عام الفیل سالی است كه ابرهه با سپاهیان فراوان خود به قصد ویرانی كعبه آمد و شد آنچه شد و پیامبر (ص) در این سال زاده شد.
درباره سال تولد فاطمه زهرا (س) نیز، اغلب مورخین این ولادت خجسته را مقارن با بازسازی كعبه می دانند. آن سال كعبه بر اثر سیل ویران شده بود و آن را از نو بنا نهادند. هنگامی كه بنا شد حجرالاسود را نصب كنند، بزرگان قریش بر سر نصب آن با یكدیگر به نزاع پرداختند و نزدیك بود كه كار از دست بشود و نزاع بالا بگیرد كه پیامبر (ص) از در، درآمد و ایشان او را به داوری خواندند. پیامبر (ص) فرمود ردایی را بگسترانند و حجرالاسود را در آن میان نهند و مهتران قبایل، هر یك گوشه ای را بگیرند و سنگ را از زمین بردارند. آنگاه خود، سنگ را از میان ردا برداشت و آن را برجای مناسب نهاد.
این رویداد بی تردید پیش از بعثت بوده است، زیرا در سال پنجم بعثت، قریش با محمد (ص) خصومتی عمیق داشتند و بدیهی است كه داوری وی را نمی پذیرفتند و لذا اگر به قول مورخانی كه معتقدند فاطمه (س) در سال تجدید بنای كعبه به دنیا آمده است، اعتماد كنیم، باید بپذیریم كه تولد ایشان قبل از بعثت روی داده است. اما محدثان شیعه و راویان بی شماری، ولادت فاطمه زهرا (س) را بعد از معراج رسول اكرم (ص) می دانند. طبق روایات معراج، رسول خدا (ص) فرموده اند كه در شب معراج سیبی بهشتی را به او هدیه دادند و نطفه فاطمه(س) از آن میوه تكوین یافت.
تعیین تاریخ دقیق تولد شخصیت ها هر چند از نظر تاریخ نگاران امری مهم و شایسته تحقیق و تفحص است، اما از نگاه كسانی كه در پی ارزیابی مقام و شخصیت روحانی و تأثیر آنان بر سرنوشت بشر هستند، چندان وزنی نمی یابد و فاطمه زهرا (س) در هر روز و هر سالی كه پا به عرصه هستی نهاده باشد، همواره با حضور باشكوه و پر جلال و سراپا بركتش، سرنوشت آدمی را با زیبا ترین تجلی های عفت، مهربانی، ایثار، تفكر متعالی و عشقی مثال زدنی به انسان ها، آذین بسته و او را شایسته «تبارك الله احسن الخالقین» كرده است.
آنگاه كه خدیجه(س) ازقبیله بنی مخزوم، دل در گرو مهر محمد (ص) نهاد، می دانست كه عالمی را از دست می دهد تا محمد (ص) را در كنار خویش داشته باشد كه به عالمی می ارزید و بیش هم! گفته اند كه زنان بنی مخزوم به زیبایی شهره بودند و مردان بنی هاشم نیز؛ و پیداست كه از پیوند چنین خوبرویان و نیك سیرتانی، «زهرایی» پدید می آید كه دنیا را با تجلی درخشان خویش، نورباران می كند. محمد (ص) كه از صورت و سیرت زیبا، به كمال بهره مند بود، به رغم دستی تهی، پیوسته مورد تمنای خاندان های سرشناس مكه بود، اما چنین دلی و روحی را، همتایی با شكوه و با درایت، همچون خدیجه(س) می باید تا وحی را برتابد و همدم روزان و شبان پرتپش و شگفت رسول الله (ص) باشد.
گفته اند كه پیامبر به دستور خداوند، چهل روز در خانه ام هانی، دختر ابوطالب و خواهر علی (ع) ماند و در آنجا به عبادت پرداخت. روزها روزه بود و شب ها مشغول ذكر و عبادت و سحری و افطار اش از مائده های بهشتی و چون چهل شب و چهل روز برآمد، محمد (ص) نزد خدیجه بازگشت و نطفه فاطمه (س) بسته شد.
امام جعفر صادق (ع) درباره فاطمه زهرا (س) می فرمایند:
«فاطمه، حوریه بهشتی است و پیامبر هر گاه كه یاد بهشت می فرمود، او را می بوسید.»
خدیجه (س) چون با رسول خدا(ص) پیوند كرد، زنان مكه پیوند از او بریدند و روی از او برتافتند. دیگر نه به او سلام می كردند و نه حرمتش را نگاه می داشتند. چون هنگام زایمان شد، او از زنان قریش و بنی هاشم، استمداد طلبید، لیكن ایشان پاسخش ندادند و به جرم همسری محمد (ص) او را از خود راندند.
نگارنده این چنین روایت هایی را اسباب شگفتی می داند، زیرا مگر خدیجه (س) نمی دانست با قبول همسری محمد(ص) و همراهی و همدلی با او، از كسانی كه از سنخ و جنس او و شوی بزرگوارش نیستند، جدا خواهد افتاد و مگر عمری در طلب این جدایی انسان ساز و وصل به سرچشمه معرفت و وحی كه از وجود مبارك محمد (ص) به زندگی سرد و تهی او جاری می شد، تلاش نكرده بود؟ گیریم كه دیگرانی نه از قبیله او و محمد (ص) تنهایشان می گذاشتند. زهی سعادت! تنزیل ارواح متعالی و باشكوهی چون خدیجه (س) كه كوثری چون فاطمه را در بطن خویش پروراند و تطابق چنین زنان یكتایی با زنان عادی و ناشكیبایی كه گرفتار گلایه های نحیف و دلتنگی های كودكانه می شوند، جفا بر وی و بر شأن «آدمی» است كه تنها اینان است كه به تمامی جلوه می كند.
من نمی دانم كه مورخان چه می گویند و دلایل ایشان برای اثبات رأی خود در رد رأی دیگران كدام است. همین قدر می دانیم خداوندی كه شأن همسری با محمد (ص) و مادری فاطمه(س) را بر خدیجه (س) ارزانی داشت، نیك می دانست چگونه غبار اندوه را از دل او بزداید و در لحظات دشوار، چگونه جان او را با زیباترین نغمه های بهشتی بنوازد و دلنشین ترین كسان را به یاری اش فراخواند، همچنان كه فراخواند. گویند مریم عذرا (س) مادر مكرمه عیسی مسیح (ع)، آسیه (س) همسر فرعون، كلثوم (س) دختر موسی بن عمران و ساره(س) زن ابراهیم نبی (ع) بر او تجلی كردند و گفتند، «محزون مباش كه پروردگار مهربان تو، ما را به یاری ات فرستاده است.»
و فاطمه (س) بدین سان پای به عرصه هستی نهاد.
و عرب، دختركان خویش را ارج نمی نهاد و چون خبر تولد دختری را می شنید، روی ترش می كرد و از خشم سیاه می شد و برای رهایی از این ننگ، نوباوگان خویش را زنده به گور می كرد؛ همان نوباوگانی كه خداوند در سوره «تكویر» از ایشان می پرسد كه به كدامین گناه كشته شدند. در چنین محیط رعب و وحشتی بود كه پیامبر (ص) فاطمه (س) را بر دل و دیده می نهاد و می فرمود:«فاطمه پاره تن من است و نور چشمان من و میوه دل و روح من.»
كارن آرمسترانگ، مورخ آمریكایی در كتاب «محمد(ص) رسول خدا» می نویسد:
«در روزگاری كه اروپا در اوج توحش بود و بخصوص زنان كمترین ارج و قربی نداشتند، پیامبر (ص) اسلام، نهایت لطف و احترام را نسبت به زنان جامعه خویش روامی داشت و همسران خود را بسیار ارج می نهاد و در این كار چنان مبالغه می كرد كه به محض ورود دخترش فاطمه (س) در هر جمع و محفلی كه بود از جای برمی خاست و با نهایت لطف و مرحمت و با رفتار و گفتاری روشن و بی تفسیر نسبت به او، به دیگرانی كه تا دیروز دختران خود را زنده به گور می كردند و او را به سبب مرگ پسرانش، مورد تمسخر و تحقیر قرار می دادند، با شیوه ای صریح و عملی می آموخت كه جایگاه زن نزد محمد (ص) و خدای او در بالاترین مرتبه هاست. نهایت بی انصافی غرب است كه چشم خود را به روی بدیهی ترین حقایق تاریخی می بندد و رهبر چنین آئینی را به خشونت و ضدیت با زنان محكوم می سازد.»
و فاطمه(س)، دختر خدیجه (س) و محمد (ص) همسر علی (ع) مادر حسن (ع) و حسین (ع) و زینب (س) است و جز اینها نیز فاطمه(س) كوثری است هدیه شده به محمد (ص) و خدیجه (س) و تمامی بشریت تا به بركت جلال و شكوه و محبت و عشق و مهربانی او، كام تشنه انسان ها، لحظه ای طعم خوش و گوارای «امان داشتن» را مزمزه كند كه با شفاعت او، جان ها بیایند و دل ها آرام گیرند. ایدون باد!

تهمینه مهربانی

منبع : روزنامه ایران

مطالب مرتبط

حدیث سلسله` الذهب به روایت ادبیات

حدیث سلسله` الذهب به روایت ادبیات
حضرت ثامن الائمه امام علی‌بن موسی الرضا (ع) در جریان سفر بزرگ و سرنوشت‌ساز خویش از مدینه طیبه به «مرو» هنگامی به شهر تاریخی نیشابور رسیدند، یکی دیگر از فرازهای تاریخ اسلام، به شکوه هر چه تمام‌تر رقم خورد. استقبال اقشار گوناگون جامعه که از راه‌های دور و نزدیک برای زیارت آن حضرت در نیشابور گرد آمده بودند یکی از شگفت‌انگیزترین و زیباترین صحنه‌های تاریخ تشیع و جلوه درخشان دیگری از عظمت آن حضرت و جایگاه والای ایشان در قلب توده‌های مردم دین باور و مومن است.
توقف حضرت امام رضا (ع) در مسیر هجرت پر برکت ایشان از چنان تاثیر و گستره‌ای برخوردار بود، که از آن به عنوان یک نقطه عطف یاد می‌شود و شعاع این واقعه از آن روز شگفت و سرشار از نور تا روزگار ما، و روزگاران آینده امتداد دارد. حضور دلباختگان عترت رسول اکرم (ص)در آن رویداد سترگ که در آن عصر بی‌همتا بود، نشانگر محبوبیت امام رئوف در نزد امت اسلامی بود و از سوی دیگر برای دستگاه خلافت بنی عباس این پیام را داشت که تمام توطئه‌های این دستگاه که ادامه دسیسه‌های دستگاه امویان بود، هیچ‌گونه ثمر و نتیجه‌ای در بی‌اعتبار کردن خاندان پاک وحی علیهم السلام نداشته است و از نگاه جامعه اسلامی هیچ کس شایسته‌تر و سزاوارتر از فرزندان پیامبر (ص) برای رهبری و هدایت امت اسلامی، وجود ندارد.
دستگاه خلافت بنی‌عباس که گمان می‌برد با دور کردن امام رضا (ع) از مدینه منوره- شهر پیامبر و خانواده او، و کانون علویان- آن حضرت را منزوی خواهد کرد، از دیدن منظره شکوهمند اجتماع مردم در نیشابور چنان متوحش و غافلگیر شد که نتوانست هیچ کنترلی بر اوضاع داشته باشد، زیرا دستور مامون به فرستاده خود این بود که از هرگونه تماسی بین امام رضا (ع) و مردم جلوگیری نماید.
در عظمت این رویداد بزرگ و ماندگار همین بس که این واقعه به نحو حیرت‌انگیزی در شمارگان متعدد ثبت و مکتوب گردید و به سرعت انتشار یافت، آنچنان که در اکثر منابع تاریخی مربوط به آن دوران این رخداد با نقل جزئیات آن دیده می‌‌شود وهیچ تردید در صحت و سقم آن وجود ندارد. پیام بزرگ توقف امام رضا (ع) دفاع شجاعانه آن حضرت از حریم مقدس ولایت است و تاکید بر حقانیت اهل بیت عصمت و طهارت (ع) که حق آنان توسط زورمداران و زرمداران غصب شده است. حقی که غصب آن موجب شده تا جامعه اسلامی دچار انحراف و انحطاط شود و از صراط مستقیم به دور افتد. در نیشابور امام طریق رهایی و رسیدن جامعه را به امنیت، به مفهوم گسترده کلمه، معرفت به عترت و پیروی از پیشوایان بر حق برمی‌شمارد و در بیانی ساده و موجز اما عمیق و بسیار پر معنا جان کلام را باز می‌‌گوید و حجت را تمام می‌کند بر خلق.
دعوت امام رضا (ع) در آن روز دلپذیر و مبارک، دعوت به تمام حق جویان و آزادگان، و پیامی برای همه عصرها و نسل‌هاست تا راه را از بیراهه باز شناسند و با گرویدن به جبهه حق، در د‌ژ مستحکم الله امان یابند، نظر به اهمیت این واقعه که اوج آن بیان حدیثی توسط امام رضا (ع) و اشاره و سفارش آن حضرت به خاندان پاک وحی (ع) به عنوان محک و معیار است از آن غالبا به عنوان حدیث (سلسله الذهب) نام برده می‌شود.
● حدیث سلسله الذهب:
حدیث سلسله الذهب که در جریان سفر امام رضا (ع) از مدینه منوره به مرو و حضور در نیشابور توسط آن حضرت بیان شده است، از جمله احادیثی است که هیچ شک و شائبه‌ای در آن وجود ندارد و در منابع متعددی به صورت متواتر بیان و بر صحت آن تاکید شده است. در تاریخ نیشابور و نیز در کتاب (الفصوص المهمه) نوشته ابن صباغ مالکی ذکر شده است که امام رضا (ع) در مسیر حرکت خویش به سمت مرو وارد نیشابور شد، در حالی که در هود جی قرار داشت. در این هنگام دو تن از حافظان احادیث نبوی به نام‌های ابوذرعه رازی و محمدبن اسلم طوسی به همراه گروه بی‌‌شماری از جویندگان دانش و حدیث پیش شتافته و عرضه داشتند، ای امام بزرگ و ای فرزند امامان بزرگوار، تو را به حق پدران پاک و اسلاف بزرگوارت قسم می‌دهیم که رخسار مبارک خود را به ما نشان دهی و حدیثی از پدران و جد بزرگوارت پیامبر خدا (ص) برای ما بیان فرما تا یادگاری از آن حضرت نزد ما باشد. امام پذیرفتند و پرده هود جی بالا رفت. مردم از مشاهده طلعت مبارک امام از خود بی‌خود شدند و گریستند.
هنگامی که جمعیت برای شنیدن سخنان امام آرام شد، آن حضرت حدیثی را به طور مسلسل از قول آباء طاهرین خویش تا حضرت علی (ع) سپس رسول اکرم (ص) جبرئیل و در نهایت از قول پروردگار متعال به این شرح بیان فرمودند: لا اله الا الله حصنی فمن قال‌ها دخل حصنی امن من عذابی.
یعنی: (کلمه لا اله الا الله د‌ژ من است، هر کس آن را بگوید به این د‌ژ در می‌آید و از عذاب من ایمن می‌گردد.) امام پس از اندکی سکوت سر برآورد و در ادامه فرمود: (بشرطها و شروطها و انا من شروطها)
یعنی: (این را شرطی و من از جمله شروط آنم)
این حدیث شریف در کتاب‌های متعددی مانند عیون اخبار الرضا (ج -۲ ص ۲۹۶) منتهی الآمال (ج -۲ ص ۸۹۱) بحارالانوار، (ج ۱۰۹ -۱۲) حدیثه الشیعه (ص ۶۴۲) و ... درج گردیده است.
● امام رضا (ع) و ادب و هنر:
در طول تاریخ پر فراز و نشیب حیات بشر چه بسیار وقایع بزرگی که روی داده، و چه بسیار اشخاص صاحب نفوذ که ظهور کرده و چه بسیار سخنانی که گفته شده است، اما بخش بسیار اعظمی از همه آنچه گفته شد به فراموشی سپرده شده است و امکان راه یافتن به قلمرو گسترده و سحرانگیز هنر و ادبیات را نیافته است و اگر یافته است نیز دوام چندانی نداشته و با گذشت ایام به تدریج رنگ باخته و یادی از آن باقی نمانده است. به همین اعتبار یکی از شاخص‌های عظمت انسان‌ها، رخدادها و گفتارها را می‌توان در رویکرد ادبیات و هنر به آن جستجو کرد. حدیث سلسله الذهب واقعه‌ای است که نه تنها در عصر وقوع بلکه در همه اعصار و قرون پس از آن همواره مورد استقبال سخنوران نکته سنج و هنرمندان قرار گرفته است و با الهام از این واقعه چه بسیار آثار ارزنده‌ای که خلق شده و خواهد شد. در واقع این استقبال شگفت و شورانگیز اظهار ارادتی است به ساحت مقدس خورشید فروزان خراسان حضرت ثامن الائمه (ع) است که خود همانند اجداد بزرگوارشان در شمار فصیح‌ترین و بلیغ‌ترین مردمان عصر خویش بودند و محضر آن بزرگوار همواره مجمع برجسته‌ترین جماعت اهل قلم و ادب بود. همچنین زیباترین جلوه‌های تجلیل و تکریم از هنر را در دوران ایشان شاهد هستیم، که برخوردهای زیبا و عطایای ایشان به شاعر شهید، دعبل خزاعی در اکثر کتب و منابع ثبت شده است.
نگاه امام رضا (ع) و ملاطفت ایشان با شاعران امتداد همان روش رسول اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) که زبان هنر را ماندگارترین و موثرترین روش برای ثبت و ضبط و انتقال مفاهیم عالی دین می‌دانستند و همواره حامی و مشوق هنر ناب و هنرمندان متعهد بودند.
● حدیث سلسله الذهب به روایت ادبیات:
واقعه بزرگ حضور امام رضا (ع) در اجتماع پر شور مردم نیشابور و نقل حدیث آسمانی سلسله الذهب از چنان جایگاه رفیعی برخوردار است که در آثار بسیاری از سخن سرایان بزرگ مورد اشاره قرار گرفته است.
روایت منظوم حدیث سلسله الذهب در دیوان شاعران کهن و معاصر غالبا به ۳ شکل دیده می‌شود که عبارتند از:
۱) به صورت بسیار بلند و تفصیلی و با شرح جزئیات از هنگامه سفر امام رضا (ع) به خراسان، توقف در نیشابور، بیان حدیث و تحلیل آن.
۲) به صورت موجز در حد یک، دو و یا چند بیت، با اشاره‌ای تقریبا مستقیم به واقعه یا حدیث و یا هر دو.
۳) اشاره غیر مستقیم در متن اثر در قالب استعاره، و در بخشی از اثر که در مدح و منقبت آن حضرت سروده شده است.
نظر به آنکه امام رضا (ع) از سوی دستگاه خلافت بنی عباس همواره تحت الحفظ بودند و خصوصا دستگاه خلافت نسبت به شاعران که دارنده هنر غالب آن عصر بودند حساسیت فراوانی داشتند و نیز با توجه به دستگاهی که وظیفه سانسور و اختناق را داشت و از دوران منصور دوانقی ایجاد شده و یکی از وظایفش یافتن و از بین بردن آثاری بود که در مدح و حمایت از خاندان پاک وحی (ع) خلق شده بود، آثار چندانی درباره حدیث سلسله الذهب به روایت منظوم شاعران و سخنوران آن روزگار در دست نیست مگر سروده‌هایی که به طور پراکنده در کتاب‌های مربوط به آن عهد می‌توان یافت. در کتاب (عیون اخبار الرضا) از علی بن محمد نوفلی نقل شده است که هنگامی که حضرت امام رضا (ع) به خراسان آمدند شعرا به محضر ایشان شرفیاب می‌شدند و در حالی که به جانب مامون می‌آمدند حضرت را مدح می‌کردند و مامون ناگزیر به آنان صله و پاداش می‌داد و اینان از شعرای معروف بودند که همه آمدند و در مدح امام رضا (ع) شعر خواندند، به جز ابونواس که از شاعران بزرگ عصر بود. وقتی مامون از ابونواس پرسید که چرا شعری در منزلت علی بن موسی الرضا (ع) نسروده است، شاعر ضمن بر شمردن جایگاه والای خود در قلمرو شعر و به زبان شعر چنین سرود:
قلت لا اهتدی لمدح امام
کان جبرئیل خادما لابیه
یعنی: در آن اندازه نیستم که امامی را که جبرئیل خادم جد بزرگوارش بوده مدح گویم.
(عیون اخبار الرضا- ج -۲ ص ۳۲۰)
این سخن شجاعانه که در قالب شعر و در برابر مامون اظهار شده است و نیز اثر دیگری که شاعر به حضرت امام رضا (ع) در دیداری تقدیم نموده است، به مرتبه الهی آن حضرت اشاره دارد که مراد حدیث سلسله الذهب است. همچنین در روایت دیگری که حسین بن ابراهیم مکتب نقل کرده است. در سروده دیگری چنین به استقبال مرتبه الهی حضرت امام رضا (ع) پرداخته است:
مطهرون نقیات ثیابهم
تجری الصلاه علیهم اینما ذکروا
من لم یکن علویا حین تنسبه
فماله من قدیم الدهر مفتخر
فالله لما براخلقا فاتقنه
صفاکم و اصطفاکم ایها البشر
فانتم الملا الاعلی و عندکم
علم الکتاب و ما جات به السور
یعنی: (آل رسول (ص) کسانی هستند که دامنشان از هر گناه و آلودگی پاک و مطهر است (اشاره به آیه تطهیر) و درود و سلام و صلوات بر ایشان است هرگاه که ذکرشان به میان می‌آید (اشاره به آیه ان الله و ملائکته یصلون علی النبی) و هر آن کس را که تبارش را یاد می‌کنی، چنانچه علوی نباشد، در قدیم الایام برای او اعتباری نبوده است، خداوند عزیز هنگامی که بندگانش را آفرید با چنین اتقان و نظمی از میان همه مخلوقاتش آل شما را برگزید و در میان همه، شما را انتخاب کرد، ای انسان‌ها! شمایید آن ملا اعلی، و نزد شما است علم کتاب و هر آنچه از سوره‌ها آمده است.)
(عیون اخبار الرضا - ج -۲ ص ۳۲۱)
از دیگر شاعران بزرگ و نامدار معاصر امام رضا (ع) که سعادت دیدار سه تن از امامان عالیقدر شیعه را داشته است، دعبل خزاعی، (۲۴۶ ه-) است که سرانجام به دست عوامل دستگاه خلافت عباسیان به شهادت رسید. وی شاعری آزاده، شجاع، عالم، آگاه و دلباخته اهل بیت (ع) بود که در خراسان به محضر امام رضا (ع) شرفیاب شد و قصیده تائیه خویش را تقدیم آن حضرت کرد ومورد لطف امام واقع شد.
علامه امینی، زندگی دعبل را به ۴ ناحیه تقسیم کرده است که «روایت حدیث» نیز از جمله آن است. وی تا سال ۲۰۵ هجری در خدمت امام ماند و پس از شهادت آن حضرت نیز در سوگ آن حضرت به مرثیه‌سرایی پرداخت. وی در قصیده تائیه با الهام از حدیث منزلت که شرط امان یافتن را در پیروی از خاندان پاک وحی می‌داند چنین سروده است:
فیارب زدنی من یقینی بصیره
و زد حبهم یا رب فی حسناتی
یعنی: (پروردگارا! بر بصیرت و باورم بیفزا، و محبت این خانواده را در زمره حسناتم قرار ده ...
(ادبیات انقلاب در شیعه، ص ۱۳۴)
یکی از زیباترین جلوه‌های تجلی حدیث سلسله الذهب شعری است که به روایت ابونصر محمد بن حسن کرخی بر روی سنگ مزار دعبل خزاعی حک شده بود:
اعدلله یوم یلقاه
دعبل ان لا اله الا هو
یقولها مخلصا عساه بها
یرحمه فی القیامه الله
الله مولاه و الرسول و من
بعد هما فالوصی مولاه
(بحارالانوار، ج -۱۲ ص ۲۳۲)
یعنی: (آماده کنید دعبل را برای روزی که دیدار می‌کند خدا و رخت از جهان برمی‌بندد. ذخیره خود کلمه لا اله الا الله را و آن را با اخلاص و حقیقت شهادت می‌دهد، به امید آنکه خداوند او را از دشواری‌های رستاخیر رهایی ببخشد، مولای او خداست و رسولش و بعد از این دو همانا وحی پیامبر مولای اوست.)
در این سروده کاملا آشکار است که شاعر با عنایت به اینکه از محدثین عصر خویش نیز بوده است، با الهام از حدیث شریف سلسله الذهب، طریق نجات را در اعتقاد به لااله الا الله و پیروی از پیامبر عظیم الشان و عترت گرامی آن حضرت می‌جوید و می‌نمایاند، تا جایی که حتی این مهم را بر سنگ مزار خویش فریاد می‌زند.
● حدیث سلسله الذهب در ادبیات پارسی:
ادبیات پارسی بحق یکی از عالیترین شکل‌های ادبیات مقدس جهان است و اشعار شاعران پارسی غالبا ملهم از آیات قرآن کریم، احادیث نبوی و روایات پیشوایان عالیقدر مکتب نورانی تشیع است. با آنکه سرودن نخستین شعرها به زبان پارسی را (پس از اسلام) به حوالی سال‌های ۱۹۳ هـ.. ق نسبت می‌دهند، اما آثاری در مدح و منقبت پیشوایان عالی مقام مکتب تشیع در این سال‌ها دیده نمی‌‌شود و یا بر جای نمانده است. این ایام هنگامه مامون خلیفه عباسی است که درباره وی گفته‌اند که از مادری ایرانی (خراسانی) متولد شده و بدین جهت مرو را برای فرمانروایی برگزیده و به سبب سال‌ها حضور در این منطقه به تدریج زبان فارسی را نیز آموخته بوده است.
(تاریخ ادبیات ایران- ص ۵۱۱)
بزرگترین قله‌ای که در خصوص شعر مدح و منقبت اهل بیت (ع) بتوان سراغ گرفت شاعریست به نام جعفر بن محمد مشهور به رودکی سمرقندی که در سده سوم می‌زیسته است و دارای مذهب شیعی بوده است چنانکه معروف بلخی درباره وی گفته است:
از رودکی شنیدم استاد شاعران
اندر جهان به کس مگرو، جز به فاطمی
با این اوصاف که اشعار رودکی را بیش از هفتصد تا یک میلیون بیت ذکر کرده‌اند، اما بخش اندکی از این آثار به ما رسیده است که در این میان اشعار آیینی و شیعی وی را اثری نیست، مگر بسیار اندک:
کسی را باشد به دل مهر حیدر
شود سرخ رو در دو گیتی به آور
(دیوان رودکی- ص ۳۱)
قرن چهارم هجری را می‌توان طلیعه شعر آیینی و عصر آغاز مدح و منقبت خاندان پاک وحی در شعر پارسی به شمار آورد. ظهور شاعرانی شیعی یا به تعابیر دیگر فاطمی و امامی مانند حکیم کسایی مروزی، حکیم فردوسی، ناصر خسرو، قبادیانی و ... به تدریج حصار دیر پایی را که در این راه وجود داشت، شکست و راه برای سرودن از عظمت، حقانیت و مظلومیت اهل بیت (ع) هموارتر شد.
نخستین سروده‌ای که در آن ایام در مدح حضرت امام علی‌بن موسی الرضا (ع) سروده شده است چکامه‌ای دل انگیز و استوار از ابوالمجد مجدود بن آدم، مشهور به حکیم سنایی غزنوی در سبک خراسانی است که شاعران بلند آوازه قرن ششم هجری است. این قصیده با مطلع زیبایی به این صورت آغاز می‌شود:
دین را حرمیست در خراسان
دشوار تو را به محشر آسان
و پس از بیان فضایل و کرامات حضرت امام رضا (ع) به حدیث سلسله الذهب اشاره و از شرط توحید که اقرار به امامت و ولایت است سخن می‌گوید:
از جمله شرط‌های توحید
از حاصل اصل‌های ایمان
زین معنی زاد در مدینه
این دعوی کرده در خراسان
(دیوان حکیم سنایی- ص ۱۲۵)
پس از عصر تیموریان و رواج و رونق تشیع، به تدریج بر شمار شاعران شیعی افزوده شد و آثاری که به مناقب اهل بیت عصمت و طهارت (ع) می‌پرداخت رو به فزونی نهاد. این روند با ظهور دولت‌های شیعی مانند آل بویه و صفویه شتاب وسیع‌تری یافت. در پی فضای مساعدی که فراهم شد، شاعران متعهد شیعی توانستند تا اندیشه‌ها و احساسات خویش را درباره خاندان عصمت و طهارت بی هیچ گونه هراس و واهمه‌ای به زبان شعر درآورند و امکان ماندگاری این آثار نیز از تاراج عوامل گوناگون بیشتر شد. از این دوران به بعد در ادبیات فارسی شاهد آفرینش آثار ادبی متعددی در ستایش سجایا و کرامات حضرت امام رضا (ع) هستیم که در برخی از این آثار به شکل‌های مختلفی از حدیث سلسله الذهب سخن گفته شده است. نکته قابل توجهی که در این خصوص قابل ذکر است اینکه گویی با گذشت زمان اهمیت این حدیث و پیام بزرگ آن بیشتر آشکار شده است و شاعران افزون‌تری از آن به عنوان مضمون شعر خویش بهره جسته‌اند که در این مجال به ذکر نمونه‌هایی بسنده خواهیم کرد:
ـ میرزا جهانگیرخان ضیایی:
هست حبل المتین ولایت او
ای دل این رشته را مکن اهمال
فطرت هر که پاک در مبدا
به ولایش بود خجسته مال
در گهش کشتی نجات امم
ای غریق گنه تعال تعال
(مدایح رضوی- ص ۱۶۶)
ـ اشراق آصفی:
اشراق نشد کسی پس از ذات الله
از مرتبه شاه خراسان آگاه
شرطی است قوی ز لا اله الا الله
لا حول و لا قوه الا با الله
(مدایح رضوی- ص ۱۸)
ـ محمد حسین میرزا نادری (امیر الشعراء:)
سر مطلق، مظهر حق، مظهر غیب و شهود
حجت یزدان علی موسی الرضا سلطان دین
لا اله الا الله ارحصنی حصین و متقنست
شد ولای حضرت او باب این حصن حصین
(مدایح رضوی- ص ۱۷۱)
ـ شیخ محمدحسین غروی اصفهانی (مفتقر:)
در تو مهبط روح‌ الامین و حصن حصین
ز شرفه شرف عرش و فرش، ایوان داشت
(مدایح رضوی- ص ۱۷۴)
ـ مقصود کرمانی:
... شنید از قلم و او ز علم ربانی
که این حدیث موثق رسید از ماور
که قلعه‌ای‌ست ز حق لا اله لا الله
حصین وزفت و مشید بدیع و خوش منظر
هر آن‌که قایل این قول گشت و داخل شد
در این حصار بود ایمن از عذاب و خطر
به محض اینکه برون آمد این حدیث شریف
ز لفظ آن شه قا آن مطیع و جم چاکر
دو شش هزار قلمدان که هر قلمدانی
کتیبه‌اش ز طلاهای فانی احمر
به یک روایت هجده هزار یا افزون
قلم، دوات مرصع به دانه‌‌های گهر
ز هر کناری آمد ز جیب‌ها بیرون
پی تحفظ و تحریر این خجسته خبر
چون ملتفت شد آن شه که این حدیث شریف
از این نوشتن تازه ز محشر است سمر
دو دفعه شد متکلم به این کلام متین
که این سخن را شرط است مطلبی دیگر
مسلم است که در لا اله الا الله
نه جای شهبه بودنی محل بوک و مگر
ولی متمم این مطلب است شرطی چند
که از شرایط او یک منم چو سکه به زر
(مدایح رضوی- ص ۱۸۵)
ـ شیخ عبدالسلام محمد ابراهیم (شهاب:)
سزد آن شهی را بزرگی و شوکت
که از درج توحید چون شد در افشان
ده و دو هزارش نگارنده آمد
به آب طلا از مرصع قلمدان
گرت هست رغبت به تفصیل مطلب
حدیث نیشابور و آن قصه برخوان ...
(مدایح رضوی- ص ۱۸۸)
ـ آیت الله علامه حائری مازندرانی (صالح:)
به یاد آر روز ورود نیشابور
وز آن مهد زرکوب و آن سیم محمل
فزون چار بر بیست شد از هزاران
مرصع قلمدان به دست افاضل ...
(مدایح رضوی- ص ۱۹۴)
ـ عاشق طبسی:
رخ او جلوه‌ای نمود و هنوز
شهر خیام محو طلعت اوست
این همه رفعت و بزرگی و جاه
شمه‌ای از شکوه شوکت اوست ...
(مدایح رضوی- ص ۲۵۷)
ـ دکتر قیصر امین پور:
از نیشابور با موجی از «لا» گذشتی
ای که امواج توفان تو را می‌شناسند
بوی توحید مشروط بر بودن توست
ای که آیات قرآن تو را می‌شناسند
(تنفس صبح- ص ۴۵)
ـ مرتضی آخرتی:
گفتند بلا بلا بلا گفتم چشم
از روز الست با رضا گفتم چشم
من آمده به ولایت برسم
گفتی: «انا من شروطها» گفتم چشم
ـ عباس براتی‌پور:
در نیشابور آن امام انس و جان چون لب گشود
عالمان مبهوت گشتند از بیان محکمش
و در قصیده‌ای دیگر:
تا به شهر نیشابور، درج لب چو بگشودی
عالمان شده مبهوت، زان کلام ربانی
لا اله الا الله، حصن محکم دین است
حصن محکم دین را، این تویی، تویی بانی
ـ دکتر قاسم رسا:
آن لئالی کز لبش بر خاک نیشابور ریخت
جمله را بر لوح دل با خط زرین کن رقم
(آیینه رجا- ص ۲۴۴)
ـ محمدحسین بهجتی (شفق:)
در شهر نیشابور چون افتاد راهت
برخاست رستاخیز از ناز نگاهت
گویی زمان واماند و چرخ از گردش افتاد
عالم تماشا را سر راه تو استاد ...
... از مبدع عالم حدیثی باز خواندی
قدسی حدیثی با لب اعجاز خواندی
گفتی که فرمود از کرم خلاق هستی
باشد حصار امن من یکتاپرستی
هر کس که توحید است در جان و زبانش
جاوید بخشم از عذاب خود امانش
آنگه براندی مرکب و باز ایستادی
در موجی از اعجاب مردم لب گشادی
گفتی که هان توحید را شرط است بسیار
من از شروط این رهم شرطی سزاوار ...
(آیینه رجا- ص ۳۴۰)
ـ صابر همدانی
من غیر حق ندانمت ای منبع کرم
وز حق جدا نخوانمت ای مظهر الاه
(آیینه رجا- ص ۳۵۰)
ـ قاآنی شیرازی:
زده در دشت لا خرگه که لا معبود الا الله
ز کاخ نفی جسته در، به خلوتگاه استثناء ....
(آیینه رجا- ص ۵۱۱)
ـ غلامرضا قدسی:
ثمر دهد شجر لا اله الا الله
به شرط آنکه کنی بر ولایتش اقرار
(آیینه رجا- ص ۵۳۴)
ـ محمد علی مجاهدی (پروانه)
از شرق کوچه باغ نیشابور، آن غریب
مثل بهار آمد و آغاز عید شد
وقتی حدیث سلسله مشکات راه گشت
شب پیش نور مرد و جهان رو سفید شد

وبگردی
وقتی یک دامدار با مدرک دیپلم و ۱۱۹ فقره چک برگشتی مدیرعامل «ثامن‌الحجج» شد
وقتی یک دامدار با مدرک دیپلم و ۱۱۹ فقره چک برگشتی مدیرعامل «ثامن‌الحجج» شد - تصاویر با شما سخن می گویند؛ تصاویری بی روتوش با سخنانی بی روتوش‌تر؛ می‌خواهیم با بخش خبری «فوتونیوز»، مقامات با شما بی روتوش و رودررو سخن بگویند. از این پس، عصرگاه هر روز با «فوتو نیوز» تابناک، حرف و سخن مقامات داخلی و خارجی را به عکس بی روتوش‌شان الصاق می‌کنیم، تا بهتر بدانیم چه کسی حرف زده و از چه سخن گفته است. کوتاه و مختصر؛ به احترام وقت شما و فرصتی که برای دانستن می‌گذارید.
جزییاتی تکان‌دهنده از اقدامات موسسه ثامن‌الحجج
جزییاتی تکان‌دهنده از اقدامات موسسه ثامن‌الحجج - دو چهره مشهور تلویزیون نیز از مواهب موسسه ثامن الحجج بی نصیب نبوده‌اند. مؤسسه ثامن‌الحجج دو مبلغ ۱۸۰ میلیون‌تومانی و ۴۰۰ میلیون‌تومانی را به حساب «م.م» مجری یک برنامه تلویزیونی واریز می‌کند و عنوانی که روبه‌روی این اعداد در توضیح دلیل وجه ذکر شده، یک کلمه است؛ هدیه. اما رقم هدیه‌ای که آقای «م.م» به‌عنوان هدیه دریافت کرده، در مقابل تسهیلات دریافتی او از ثامن‌الحجج تقریبا ناچیز است.
ترجیح می‌دهید کدام‌ زن همکار شوهر شما باشد!
ترجیح می‌دهید کدام‌ زن همکار شوهر شما باشد! - یک بنر تبلیغاتی که ظاهراً با هدف ترویج فرهنگ حجاب طراحی شده، سبب‌ساز واکنش‌های کاربران شبکه اجتماعی توییتر شده است. در این بنر، از رهگذران خواسته شده بین دو گزینه موجود، زنی چادری و زنی مانتویی، انتخاب کنند ترجیح می‌دهند کدام‌یک همکار همسرشان باشد!
نمایش دستاورد آزادی و دموکراسی
نمایش دستاورد آزادی و دموکراسی - آقای مطهری بازیکنان آفریقایی تیم فرانسه را دیده ولی دورگه‌های تیم ملی خودمان را ندیده!
فیلم قتل عجیب زن جوان توسط شوهرش در اسلامشهر!
فیلم قتل عجیب زن جوان توسط شوهرش در اسلامشهر! - در اتفاقی عجیب و غیر قابل باور فردی امروز به دلیل درخواست طلاق همسرش در خیابان اسلامشهر وی را با ضربات چاقو از پای درآورد، از سرنوشت این خانم اطلاع دقیقی در دست نیست.
مائده‌ها و دلارهای رانتی
مائده‌ها و دلارهای رانتی - اشارت‌هایی که برخی نکات جالب توجهی دیگری در خصوص آن بیان می‌کنند، مثل مطرح شدن مساله مانتو‌های جلوباز و اشکالی که برخی مسئولان به آن وارد می‌دانند. موضوعی که موجب شد تا بعد از مدت‌های مدید و در شرایطی که بسیاری بر این باورند که شناسایی و مقابله با اخلال گران بازار می‌بایست در اولویت همه امور باشد، گشت‌های ارشاد به خیابان‌ها باز گردند.
دورهمی کثیف‌ترین برنامه جنسی  ! تفکرات پیچیده یک استاد علوم انسانی !
دورهمی کثیف‌ترین برنامه جنسی ! تفکرات پیچیده یک استاد علوم انسانی ! - یکی از بحث های جنجالی دکتر فیاض در سال های اخیر اظهار نظر او در مورد وقوع بحران جنسی در ایران بوده است که حالا او معتقد است تبدیل به انقلاب جنسی شده است. با او در این زمینه مصاحبه مفصلی انجام دادیم که به زودی منتشر می شود. بخشی از این مصاحبه که درباره برنامه دورهمی است را تماشا کنید.
آغوش جنسی یا مادرانه ! مشغله فکری مطهری
آغوش جنسی یا مادرانه ! مشغله فکری مطهری - وی در بخش دیگری از صحبت‌هایش با اشاره به نمایش در آغوش کشیدن تیم ملی کروواسی توسط رئیس‌جمهور کشورشان،گفت: ایشان با یک حس مادرانه این کار را انجام داد و این آغوش، جنسی نبود، البته که پخش آن نباید انجام می‌شد.
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟ - سرنوشت فرزند بزرگ حسن روحانی از جمله مواردی است که در سال‌های گذشته بارها مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته است. پیش از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۲ نیز یکی از وب‌سایت‌های اصولگرا مدعی بود که او به دنبال “شکست عشقی” دست به “خودکشی” زده است. بنا به ادعای برخی از رسانه‌های اصو‌لگرا، فرزند روحانی با کلت کمری پدر خودکشی کرد.
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا - کاربران شبکه های اجتماعی فیلمی را منتشر کرده اند که گفته می شود مربوط به خانه مجلل محمود خاوری در کانادا است. صحت و سقم این قضیه هنوز تایید نشده است.
چرا آیت‌الله جنتی اینگونه فکر می‌کند؟
چرا آیت‌الله جنتی اینگونه فکر می‌کند؟ - احزاب و شخصیت‌ها - زندگی ساده آیت‌الله جنتی گرچه از ویژگی‌های مثبت شخصیت وی است اما نوع نگاهش به عرصه سیاسی و مصداق‌یابی های وی درخصوص افراد انقلابی انتقادهای زیادی را متوجه او می‌کند.
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول - امیرحسین مقصودلو (تتلو) با انتشار عکسی از خودش و مائده هژبری، دختر نوجوانی که پس از اعتراف تلویزیونی اش معروف شد، از کنسرت مشترک در استانبول خبر داد.
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد!
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد! - تصاویر با شما سخن می گویند؛ تصاویری بی روتوش با سخنانی بی روتوش‌تر؛ می‌خواهیم با بخش خبری «فوتونیوز»، مقامات با شما بی روتوش و رودررو سخن بگویند. از این پس، عصرگاه هر روز با «فوتو نیوز» تابناک، حرف و سخن مقامات داخلی و خارجی را به عکس بی روتوش‌شان الصاق می‌کنیم، تا بهتر بدانیم چه کسی حرف زده و از چه سخن گفته است. کوتاه و مختصر؛ به احترام وقت شما و فرصتی که برای دانستن می‌گذارید.
اول مرگ بر ربا بعد مرگ برآمریکا
اول مرگ بر ربا بعد مرگ برآمریکا - صحبت های تامل برانگیز آیت الله رودباری درمورد ربا در کشور
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟ - دختر بازداشت شده در بخشی از مصاحبه توضیح می‌دهد که صبح دستگیر شده و خانواده‌اش در جریان این موضوع قرار گرفته‌اند و این ادعا نشان می‌دهد تهیه فیلم اعترافات به فاصله یک صبح تا عصر انجام شده که خود نشان‌دهنده این است که برای متهم هنوز دادگاهی تشکیل نشده و جرمی به اثبات نرسیده ‌است.
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر!
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر! - پس از آنکه فیلم تازه محمدحسین فرح‌بخش در سالن‌های سینمای شهر تهران اکران نشد. احمدی مدیر سینماشهر که از قضا تهیه کننده برنامه خندوانه نیز هست و سوله مدیریت بحران شهر تهران در دوره تهیه کنندگی او به «خندوانه» اختصاص یافت، مانع از این اکران شده بود و همین مسئله واکنش فرح بخش را به دنبال داشت و او را رانت‌‎‌خوار خواند و پای رامبد جوان را به میان کشید.
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم - یکی از دختران که به شدت مورد توجه قرار گرفته است مائده نام دارد. او از چهره‌های شناخته شده اینستاگرام است که ویدئو‌هایی از رقص هایش را در صفحه خود منتشر کرده است. او متولد سال 1380 است. به گفته خودش حدود 600هزار فالوئر دارد. او حالا با قرار وثیقه آزاد است.
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس)
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس) - سردار آزمون نیمه شب گذشته و در نزدیکی‌های صبح امروز با خودوری پورشه شخصی خود در محور نکا بهشهر پس از عبور از روستای کمیشان با تصادف زنجیره‌ای مواجه شد که در این حادثه خودروهای زیادی خسارت دیدند