دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۶ / Monday, 19 February, 2018

به خانه برمی گردیم


به خانه برمی گردیم
«این زندگی نیست که، مرگ تدریجی یه.» این جمله را این روزها زیاد می شنویم. خیل افرادی که پشت در دادگاه های خانواده صف می کشند و تعداد آدم هایی که به کلینیک های مشاوره مراجعه می کنند و افزایش فروش انواع و اقسام کتاب های آموزش ارتباط موفق همه نشان دهنده این است که در زندگی همه ما نوعی بحران وجود دارد. بحرانی به نام بحران روابط زناشویی.
گزارش های منتشر شده حاکی از آن است که آمار طلاق در شهرهای بزرگ رو به افزایش است. خردادماه سال جاری مشاور استاندار تهران در امور بانوان اعلام کرد که در تهران از هر پنج و نیم ازدواج یکی از آنها به طلاق منجر می شود. گذشته از مسائل اقتصادی که متاسفانه این روزها رکن اصلی در تداوم خانواده هاست، بسیاری از مشکلات زناشویی به نوع فرهنگ زوجین و ساختار فکری آنها مربوط می شود. اگر جزئیات زندگی هر کدام از زوجین را که به دادگاه های خانواده برای طلاق مراجعه می کنند بررسی کنیم، ریشه همه آنها در یک کلام خلاصه می شود؛ تفاهم. درد و مشکل سوءتفاهم و درمان و راه حل تفاهم است. البته نباید تصور کرد که پایه اختلافات، همواره ناشی از سوءنیت یا بدذاتی طرفین یا یکی از آنهاست. بلکه در اکثر موارد ناشی از این واقعیت است که هر یک از آنها مساله را به نحوی متفاوت از دیگری می بیند. در بسیاری موارد ریشه اختلافات زناشویی در تفاوت های جسمی و روانی زن و مرد نهفته است. برخی از تفاوت های اولیه اما به خوبی درک نشده میان دو جنس مذکر و مونث ناشی از تنش هایی است که در روابط عاشقانه آنها بروز می کند. وقتی دلایل تفاوت ها را بدانیم بسیاری از اختلافات ریشه کن می شود. بسیاری از زنان شب و روز با این فکر به سر می برند که همسران شان آنها را دوست ندارند و در قبول تقاضا و خواسته های احساسی و عاطفی آنها مردد هستند. اما نکته اصلی اینجاست که موضوع بر سر دوست داشتن یا نداشتن نیست و همه از اختلافات جنسیتی زن و مرد ناشی می شود.
زنان و مردان هر کدام با عشق به طرز متفاوتی برخورد می کنند که این دلیل کاملاً مشخصی دارد. پسرها هویت خود را با الگو قرار دادن پدرانشان به دست می آورند اما دختران برعکس به مادران شان استناد می کنند و آنها را الگوی خود قرار می دهند. این تفاوت میان دختران و پسران زمانی خود را نشان می دهد و صورت خارجی پیدا می کند که زن و مرد عاشق می شوند و باید اندیشه ها و احساسات درونی خود را برای یکدیگر بازگو کنند. بررسی ها نشان می دهد زنان در مقایسه با مردان برای پیوندجویی در روابط شان بیش از مردها ارزش قائل می شوند.
اما زن ها یک واقعیت را نمی دانند و آن این است که مردان رفتار دوقطبی دارند. بسیاری از زنان احساس می کنند که مردها از برقراری ارتباط صمیمانه، احساس تعهد و بازگو کردن احساسات و نیات درونی خود می ترسند ولی واقعیت این است که مردان هم خواستار پیوندجویی و صمیمیت هستند و هم نمی خواهند ذره ای از حس استقلال و خودمختاری شان کاسته شود. برای آنها باقی ماندن در این دو وضعیت کار دشواری است. وقتی مردها در شرایط دلبستگی و اتصال قرار می گیرند از اینکه دچار گسست عاطفی شوند به شدت هراس دارند و از طرفی هم به خاطر اینکه روحیه خودمختاری و جاه طلبی شان همچنان حفظ شود از دلبستگی دوری می جویند. مردها زمانی احساس راحتی بیشتر دارند که در وضعیت میان اتصال و جدایی به سر می برند. مردان ترجیح می دهند میان اتصال و انفصال زندگی کنند و زن ها دوست دارند فقط مورد مهر و محبت قرار گیرند و رابطه ای سرشار از صمیمیت داشته باشند و این موضوع دقیقاً یکی از دلایل مهم اختلاف بین دو جنس مذکر و مونث است که در زندگی زناشویی به بحران می انجامد. زن ها دوست دارند شنیده شوند، اندیشه هایشان تایید شود و همان طور که آنها برای برآورده ساختن انتظارات همسرشان تلاش می کنند، همسرشان نیز واکنش های قابل پیش بینی نشان دهد. اما واکنش های مردان در ارتباطات خانوادگی مبدل و پنهان است. مردها به ندرت احساس خود را به زبان می آورند و انتظاراتشان در ایجاد یک رابطه را بازگو می کنند. این بدین معنا نیست که مردان نسبت به تعهد سپردن بی علاقه اند، از وابسته شدن و ایجاد دلبستگی هراس دارند یا در ابراز عشق ناتوانند و اهمیتی به زندگی مشترک نمی دهند، واقعیت این است که مردها هم می خواهند شناسایی شوند، مورد عشق و علاقه قرار گیرند. به همین دلیل خواهان رابطه با زنی هستند که بتواند روحیه میانه رو مردان بین اتصال و انفصال را درک کند و بپذیرد. مشکل عمده دیگری که بین زنان و مردان وجود دارد و رابطه شیرین بدو ازدواج را به زهر تبدیل می کند، عدم توانایی در بیان نیازها و خواسته ها و مخابره افکار و امیال و احساسات است. بعضی خواسته هایشان را چنان مطرح می کنند که طرف مقابل از درک آن عاجز می ماند. عقاید خود را مبهم طرح می کنند، از طرح موضوع اصلی طفره می روند و به حاشیه پردازی می پردازند و چنان در شرح جزئیات کم اهمیت گم می شوند که همسرشان نمی تواند موضوع را آن طور که هست، درک کند و بفهمد. با اینکه به زبان ساده صحبت می کنند ولی نمی توانند منظور خود را از بیان جملات به طرف مقابل برسانند.
بسیاری تصور می کنند چون در محیط کار و اجتماع گوینده خوبی هستند در منزل نیز می توانند به راحتی حرف خود را تفهیم کنند اما فرآیند ارتباطی که خارج از زندگی زناشویی موفق است، در محدوده زندگی مشترک معمولاً با شکست مواجه می شود. اگر به نحوه صحبت کردن آنهایی که از همسر خود گله می کنند که «هرگز به حرف های من توجه نمی کند و بی اهمیت است» به خوبی دقت کنید متوجه می شوید که این افراد مهارت خاصی در صحبت کردن و آن هم حرف های حاشیه ای دارند و متاسفانه آن قدر در بیان جزئیات پرحرفی می کنند که با تمام پرگویی نمی توانند مقصود خود را به همسرشان بفهمانند. عده ای هم هستند که به خاطر سکوتی که در زمان گوش دادن به همسر خود دارند به بی توجهی محکوم می شوند. در این موارد که نمونه اش بسیار زیاد است، شوهر کم حرف است، سکوت می کند تا حرف های زنش را به دقت گوش دهد اما چون از حاشیه رفتن های وی کلافه شده حالت چهره اش و نوع برخوردش به گونه ای می شود که زنش او را به بی توجهی نسبت به حرف هایش متهم می کند. حال آنکه اگر از شوهر بپرسیم می تواند کلمه به کلمه صحبت های همسرش را نقل کند.
مطالعات نشان می دهد که شیوه گوش دادن زن و مرد با هم متفاوت است. مردها در هنگام گوش دادن سکوت می کنند اما زن ها با تغییر حالات چهره و اشارات مختلف گوش دادن خود را اعلام می کنند و البته از همسرشان انتظار دارند چنین واکنشی نشان دهد. تمام این عدم درک تفاوت های جنسیتی زن و مرد به اینجا خاتمه می یابد که زن مدعی می شود شوهرم هیچ گاه به حرف های من توجه نمی کند و ذره ای برایش اهمیت ندارم.
ریشه اغلب مشاجرات خانوادگی سوءتفاهم است. اگر زن و شوهر بتوانند به رغم شیوه های ارتباطی متفاوت و با در نظر گرفتن حالات و روحیات یکدیگر در نوع صحبت و طرز برخورد با هم به توافق برسند بسیاری از ناراحتی ها و دلگیری هایشان فروکش می کند. تفاوت های گفتاری زن و مرد بسیار زیاد است که دانستن آنها کمک بزرگی به حل اختلافات کوچک که بعدها به صورت یک مشکل عظیم درمی آید، می کند. مردها در مقایسه با زن ها بیشتر رشته کلام را قطع می کنند و به اظهارنظر و توصیه می پردازند ولی زن ها ترجیح می دهند تا پایان صحبت دیگران صبر کنند. مردها کمتر به صحبت های همسرشان واکنش نشان می دهند ضمن اینکه بیشتر به مخالفت می پردازند. به همین دلیل به جاه طلبی و خودخواهی متهم می شوند.
زن ها بیشتر از مردها عواطف و احساسات و اسرارشان را بروز می دهند و حال آنکه مردها ترجیح می دهند کمتر به بروز عواطف خود بپردازند و در مورد مسائلی صحبت کنند که هیچ رابطه ای با کلمات عاشقانه و محبت آمیز ندارد. زن ها به گفت وگو و مشورت علاقه مندند و حال آنکه مردها ترجیح می دهند زن ها به جای درددل کردن با آنها مشکلات خود را رک و راست بیان کنند.
در بسیاری موارد سوءتفاهم های گفتاری باعث می شود که زن و شوهر درک درستی از میزان علاقه و محبت یکدیگر نداشته باشند و روابط شان به تاریکی و کدورت بینجامد.
از دیگر مواردی که به اختلاف میان زوجین منجر می شود، می توان به سوءتفاهم های ذهنی اشاره کرد. یکی از گرفتاری های عمده زوج ها این است که فکر می کنند در پس هر گونه عمل و حرف همسرشان یک انگیزه منفی و ناخوشایند وجود دارد. تفسیرهای منفی درازمدت کینه درونی ما نسبت به طرف مقابل را بی آنکه خود فرد تصویری از نیت درونی ما داشته باشد، افزایش می دهد و به مرور باعث دلسردی می شود. اگر این پیش داوری ها کنار گذاشته شود روابط به هیچ وجه آسیب نخواهند دید. در بسیاری از موارد زن و شوهر بی دلیل از افکار و انگیزه های یکدیگر برداشت نادرست می کنند.
یکی دیگر از اشتباهات رایج بین زن ها و مردها این است که بدون در نظر گرفتن عوامل حاشیه ای، همسر خود را به خاطر جزیی ترین سهل انگاری ها متهم می کنند که اگر زندگی ما دچار شکست شده به خاطر ضعف مدیریتی توست. زن و شوهری که مدام یکدیگر را متهم به بدخواهی و بداندیشی می کنند و تقصیر را به گردن یکدیگر می اندازند، روابط شان بیش از پیش تیره و تار می شود که شاید شبیه کردن آن به زمان سابق مدت زمان زیادی طول بکشد و متاسفانه در نهایت جوابی هم ندهد جز اینکه کدورت ها را بیشتر می کند و اختلافات را دامن می زند.

بهاره مهرنژاد

منبع : روزنامه شرق

مطالب مرتبط

ماهیت عشق محور ازدواج نه شرط کافی آن


ماهیت عشق محور ازدواج نه شرط کافی آن
امروز مایلم درباره موضوع مهم کسانی که در سنین جوانی با آن دست و پنجه نرم میکنند صحبت کنم . بار ها مطالبی در خصوص قدرت عشق , کی عاشق میشویم , زمینه های عاشقی و… صحبت کردم و یا به نقل قول پرداختم .
وارد شدن به این روابط مطمئنا باعث ایجاد استرس نیز می شود .اضطرابی ناشی از اینکه آیا انتخابم صحیح بوده , آیا این رابطه مستمر خواهد بود ؟ آیا توانایی راهبری این رابطه را دارم ؟ آیا توانایی پاسخ به عکس العمل های معشوقم را خواهم داشت و هزاران ایای دیگر … البته موضوع عشق موضوع پیچیده ای نیست بلکه به نظر من تفاوت های فرهنگی و تربیتی , سلیقه ای , جنسیتی , اوضاع حاکم بر افراد , نوع نگرش افراد به رابطه ها در کنار ماهیت آن رابطه ها نکات کلیدی و تاثیر گذار در این رابطه هاست .
این موارد عشق های متعددی را برای یک نفر رقم میزند که ارتباط مستقیمی با عناوین یاد شده دارد .مثلا رابطه مادر و فرزند بیانگر عشقی عظیم از نوعی منحصر بفرد است .
رابطه یک زوج نمونه ای دیگر و … در معانی مختلف در فرهنگ های گوناگون عشق را بصورت یک کشش قدرمتند به سوی یک هدف مشاهده کردم . نمونه متعالی آن عشق به کمال و زیبایی مطلق است که فرای فرهنگ مختلف , اشاره به هدفی مقدس و والا دارد . با این وصفی که نمودم مطمئنا عشق چیزی نیست جز چیزی که زمینه تکامل انسان را فراهم میکند .
یکی از مشکلاتی که در ذهن بسیاری از ما بدون پاسخ مانده تمایز میان عشق و هوس هست . چرا بیشتر مواقع این دو با هم در امیخته میشه؟ عشق که مایه تکامل همه جانبه انسانه چگونه به این راحتی با هوس اشتباه گرفته میشه ؟
باید آن را از ارضای نیازهای معمولی و مشترک حیوانی متمایز نماییم. اگر ما برای رفع نیازهای خود به چیزی یا به انسانی نیازمند باشیم ، این نیاز میان ما و آن شی‏ء یا انسان، نوعی وابستگی ایجاد می‏کنه؛ ولی این وابستگی را نباید با کشش عاشقانه یکی بدانیم بلکه ماهیت آن چیزی جز هوس نیست ؛ بر عکس عشق که مایه رشد هر انسانه ولی هدف هوای نفس، ارضای شخصه.
یکی از نکاتی که بشدت کمبود اگاهی عمومی در مورد آن را مشاهده نمودم این است که هدف عشق، بقا و حضور معشوق است؛ حتی اگر به فنای عاشق بینجامد. بنابراین، عاشق درصدد رضایت معشوق و نه رضایت خویش است .
سوال مهم دیگری که بارها به آن برخورد نموده ام اینست که آیا امکان دارد با قدرت عشق قدم در مسیر انتخاب و سپس شروع زندگی مشترک گذارم ؟ با در نظر گرفتن جملاتی که در بالا به آنها اشاره نمودم , یک نکته غیر قابل انکار در زندگی را باید بیان کنم و آن نیاز های افراد است . نیاز هایی که انسان ها به طور فیزیکی و عینی با آنها دست و پنجه نرم میکنند .
بر خلاف عشق که قدرتی خارق العاده در حیطه معنوی دارد . انسان عاشق نمی‏تواند به عشق اکتفا کند و از نیازهای خود از این طریق چشم بپوشد . اگر به جملاتم در سطر های بالا دقت کرده باشید بیان کردم که عاشق واقعی آمادگی کاملی در براورده کردن درخواست های معشوق خود دارد و افتخار خود به حساب میآورد و به آن مبالد .
با توجه به این دیدگاهم , آیا اگر دو نفر دارای تفاوت های اساسی در برآورده نمودن نیاز های یکدیگر دباشند قادرند این موضوع را محقق کنند ؟ازدواجی که بدون توجه به نیازهای گوناگون انسان، حتی نیازهای مربوط به تغذیه ها , خواب و امیال جنسی صورت پذیرد و تنها بخواهد عشق را تأمین نماید، بسیار زود شکست خواهد خورد.
صحبت در این موضوع بسیار جای بیان داره .اما تنها در حد معلومات خودم بسنده میکنم و برای جلوگیری از حاشیه رفتن موضوع رو به زمینه های دیگر نمیکشونم . سعیم بر این خواهد بود تا در آینده بیشتر این موضوع رو باز کنم .مطمئنا با گذشت زمان بهتر نظر خواهم داد ….

مدیریت زمان
مدیریت زمان ابزاری برای استفاده بهتر از زمان در جهت دست یابی به اهداف می باشد و كلید آن، انضباط فردی است؛ یعنی این توانایی را داشته باشیم كه خود را مجبور به انجام كاری در یك زمان …
وبگردی
سقوط «خرمشهر»، هواپیمایی که چندین سال زمین‌گیر شده بود!
سقوط «خرمشهر»، هواپیمایی که چندین سال زمین‌گیر شده بود! - رویدادی که در بطن آن، هواپیمای ATR شرکت آسمان قرار داشت که با کد EP-ATS رجیستر شده و مسئولان شرکت هواپیمایی آسمان بر آن نام «خرمشهر» را گذارده بودند. نامی که هدف از انتخاب آن هرچه بوده، حتما یادآوری سقوط خرمشهر در ابتدای جنگ تحمیلی نبوده است. رویدادی که ساعاتی پیش بار دیگر رخ داد؛ این بار با سقوط هواپیمایی که خرمشهر نام داشت.
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
فیلم | سریع‌القلم: تقابل ما با جهان چقدر هزینه دارد؟
فیلم | سریع‌القلم: تقابل ما با جهان چقدر هزینه دارد؟ - اقتصاد سیاسی - محمودسریع القلم با بیان اینکه تقابل ما با جهان هزینه دارد،گفت:»هیچ انسانی پیدا نمی شود که بگوید با ظلم موافقم هستم،اما حکمرانی در کشور باید سود و زیان کند که با چه هزینه ای می خواهد این موضوع را پیش ببرد.»
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
چه کسی به وقت شام را کمدی خطاب کرد؟!!
چه کسی به وقت شام را کمدی خطاب کرد؟!! - امیرقادری منتقد سینما: حاتمی کیا یک فیلم بد و کاریکاتوری ساخته است
تصاویر/ حاشیه و متن اختتامیه جشنواره فیلم فجر
تصاویر/ حاشیه و متن اختتامیه جشنواره فیلم فجر - آیین اختتامیه سی و ششمین جشنواره فیلم فجر در مرکز همایش‌های برج میلاد با حضور اسحاق جهانگیری معاون اول رییس جمهور و سید عباس صالحی وزیر ارشاد برپا شد.