دوشنبه ۴ تیر ۱۳۹۷ / Monday, 25 June, 2018

تأویل در قرآن (با نگاهی به داستان موسی و خضرعلیهما السلام)


تأویل در قرآن (با نگاهی به داستان موسی و خضرعلیهما السلام)
داستانهای قرآن كریم سرشار از حقایق ناب و پندهای آموزنده است.هر داستان بنابر حكمت خاص خود، افقهای روشن و متعددی را درنظر خواننده می گشاید و او را با دانشهای عمیق و وسیع آشنا می سازد.
در این مقاله، نویسنده، كوشیده است كه با توجه به داستان حضرت موسی و خضر، بحثی پیرامون تأویل در قرآن كریم داشته باشد. مطلب را با هم از نظر می گذرانیم.
● فلسفه داستان موسی و خضر
در داستان حضرت موسی(ع) و عالم ربانی كه به نام خضر(ع) اورا می شناسیم، محور اصلی داستان، دانش پژوهی و دانشجویی است. (نگاه كنید به سوره كهف آیات ۶۰ تا ۸۲) موسی(ع) سفری را از سرزمینش به همراهی جوانی آغاز می كند كه آن را هم به نام یوشع(ع) می شناسیم. آن حضرت مقداری ماهی شوركرده، توشه راه داشت كه بدان ها، راه گرسنگی و مرگ را برخود می بستند.
با نشانه ای از فراموشی توشه راه و گریز ماهی و رفتنش به شكل شگفت بر آب كه جوان همراه موسی را به خود جذب كرد، آن دو دانستند كه مكان دیدار موعودشان این جاست. این واقع شگفت گریز ماهی، در كناره دریایی است كه «مجمع البحرین» خوانده اند. آن دو با انسان دانشمندی روبه رو می شوند كه ربانی بودنش وجه امتیاز او از دیگران است. موسی(ع) خواهش شاگردی و نیز همراهی و دانش خاصی به نام دانش رشدی را بیان می كند و شگفت آن كه استاد از همان آغاز بدون هیچ پیشینه ذهنی و رفتاری و گفتاری او را ناتوان می نامد. پس از پافشاری موسی(ع) استاد می پذیرد كه با وی همراه شود. آنان دونفری بدون آن كه نفر سومی ایشان را همراهی كند راه می افتند. این را در ادامه داستان می فهمیم؛ چون در ادامه سیر و سفر دیگر سخنی از جوان همراه موسی(ع) نیست.
هم چنین پذیرش شاگردی و همراهی مشروط به این است كه حضرت موسی(ع) هیچ نپرسد نه این كه هیچ نگوید. به این معنا كه پرسش در هنگام دیدن هر واقعه و مطلب شگفت و دور از عقل و چرا و چگونه كردن تا پایان كار و هنگامی كه استاد خود به تأویل بپردازد، ممنوع است. اما شگفت آن كه موسی در هر سه مرحله داستان تخلف می ورزد و می پرسد و دانشمند ربانی او را سرزنش می كند و موسی اظهار پشیمانی كرده و می پذیرد كه دیگر نپرسد. اما اعمال و رفتار استاد بیرون از دایره توان درك و فهم شاگرد است و نمی تواند جلوی خود را بگیرد و چرا و چگونه می كند.
این گونه است كه پس از سه بار شكست و تخلف و پیمان شكنی، استاد شاگرد را در میانه راه رها می سازد و به تأویل رفتار خود می پردازد و در پایان به نوعی شكست و ناتوانی شاگرد را در ادامه سیر و سلوك اعلام می كند و می گوید: هذا فراق بینی و بینك؛ اینك زمانه جدایی من و توست. در این داستان آن چنان عناصر پیچیده و همراه با تعلیق و نامفهوم است كه خواننده خود را با موسی همراه و همدرد می بیند. گونه ای از هم پنداری با شخصیت اصلی داستان درخواننده پدیدار می گردد. تو گویی خواننده و شنونده در مجموعه ای از راز و رمزها گرفتار آمده است كه نمی تواند از آن بگریزد.
شنونده و خواننده هم می خواهد بفهمد و همان پرسش ها به سراغش می آید كه به سر وقت موسی(ع) رفته است و در نهایت او را از وفا به شرط باز داشته و از همراهی محروم ساخته است. این همه راز و رمز در بیان داستان موسی و عالم ربانی آدمی را در متن داستان قرار می دهد و هر خواننده و شنونده ای می پندارد كه خود اسیر و دربند این رازها و رمزهاست. البته در داستان های دیگر قرآن چون داستان ذوالقرنین كه در همین سوره آمده، داستان گاو سوره بقره و داستان اصحاب كهف نیز با چنین وضعیتی مواجه هستیم ولی اوج آن را باید در این داستان جست و یافت زیرا تعلیق و راز و رمز در آن موج می زند. هیچ نشانه مستقیمی در میان نیست. همه نشانه ها نوع فضایی خاكستری را به نمایش می گذارند. گویی موجی از مه فضای داستان را آكنده است.
شخصیت ها جز موسی (ع) در این فضا ناآشنا هستند و رفتارها و گفتارها بسیار دلهره آور و هراسناك رخ می دهد. خواننده همراه موسی(ع) می رود؛ تو گویی دوربین با موسی(ع) حركت می كند و زاویه ها از منظر او نمایان می شود. همان تشویش و اضطراب از موسی(ع) به بیننده و خواننده و شنونده منتقل می شود. آن چه معلوم است خیلی ناچیز است. آن چه آشكار می شود هیچ روشنایی بر فضای داستان نمی افكند.
افرادی كه در طول سفر با آن ها آشنا می شویم نیز خود به جای این كه مسأله را روشن تر كنند، بر ابهام و رازها می افزایند. تنها چیزی كه از اصل سفر معلوم و مشخص است، سفر برای دانشی است كه رشدش خوانده اند، بدون آن كه معلوم شود این دانش رشدی چیست؟ ]مجموعه رازهای این داستان كه تا پایان نیز معلوم نمی شود عبارتند از جوان همراه، مسافت طی شده، مجمع البحرین، زنده شدن و یا سراب ماهی شور شده، علت تعبیر به تجاوز از مكان، بنده خدا با مشخصه عالم ربانی، علم رشدی، علت عدم صبر، غلام، قریه، مدینه، غلامین و مانند آن.[ در پایان داستان ناگهان با مسأله دیگری مواجه و روبه رو می گردیم كه تمام منطق ما را به هم می ریزد و چشم انداز دیگری را در برابر ما می گشاید.
گویی سال ها در یك فضایی زندگی كرده ایم كه می توان آن را مثل افلاطونی و داستان ریسمان های رنگی و سایه ها مطرح شده است. اكنون در پایان سفر و گذشت از سه مرحله سخت و دشوار به جایی می رسیم كه ناگهان همه آن فضایی آشنا ناآشنا و همه آن منطقی كه بدان می زیستم و خود و زندگی را توجیه و تفسیر می كردیم به هم پیچیده است و مصداق «الیوم بصرك الحدید» شده است. به جای آن كه حوادث تفسیر درست یابد، به نظر می رسد كه تفسیر درستی نیافته است و خواننده با چیزی مواجه می شود كه آن را تأویل می نامند. این تأویل كه حضرت موسی(ع) آن را دانش رشدی خوانده و عالم ربانی آن را تأویل نامیده است، جهان را به گونه ای دیگر تفسیر می كند.
● مفهوم تاویل در قرآن
اگر بخواهیم همانند و همسانی برای آن بیابیم همانند روز رستاخیز است كه آدمی چون چشم باز كند جهانی با تفسیر دیگری می بیند. در این زمان است كه آن چه آشنا بود، غیر آشنا می شود و آن چه منطقی و عقلانی بود، غیرعقلانی می گردد و منطق و عقلانیت دیگری به جای آن می نشیند. این را قرآن تأویل نام نهاده است و می فرماید: هل ینظرون الا تأویله یوم یأتی تاویله (اعراف آیه۵۳) در روز رستاخیز تأویل اعمال خود را می یابند.
پرسش ما این است كه این تأویل و دانش رشدی به تعبیر موسی(ع) چیست؟ آیا بیان حقیقت است و یا ظهور حقیقت است؟ آیا منطق تأویل همان منطق صوری و دیالكتیك(جدلی) و یا فازی است یا منطق دیگری است؟ عقلانیتی كه آن را درك می كند همان عقلانیت موجود كنونی ماست و یا عقلانیت دیگری است؟ در مفهوم و اصطلاح قرآنی، تأویل چیست؟
راغب اصفهانی در كتاب مفردات لغات القرآن خود برای تأویل یك معنا با چهار اصطلاح در قرآن بیان می كند. وی می نویسد: تأویل بازگشت دادن هرچیزی به هدف موردنظر از آن است و در اصطلاح قرآن به چهار معنا و اصطلاح به كار رفته است:
۱) تأویل به معنای عاقبت و نتیجه كار (مانند آیه ۳۵ سوره اسراء)؛
۲) تأویل به معنای تعبیر خواب (مانند آیه ۶ سوره یوسف)؛
۳) تأویل به معنای حقیقت معاد و قیامت (مانند آیه ۵۳ سوره اعراف)؛
۴) تأویل به معنای تعیین مراد و مقصود خداوند از آیات مجمل و متشابه قرآن (آیه ۷ سوره آل عمران)
آن چه در این جا مراد است معنای سه گانه نخست است كه نوعی مشابهت و مسانخت را می توان در همه آن ها یافت؛ زیرا در همه آن ها به امور واقعی و خارجی اشاره می شود. به خلاف معنای چهارم كه به مسأله بیان و روشنگری ارتباط یافته است.البته به نظر می رسد كه در تأویل آیات مجمل و متشابه نیز نوعی بیان خارجی و اظهار حقایق نه بیان حقایق مراد باشد. به این معنا كه برای آیات قرآنی حقایقی است كه در ورای لفظ و مفهوم آن است و این حقیقت امری وجودی است كه برای برخی در دنیا و برای همگان در روز قیامت آشكار می شود. (اعراف آیات ۵۲و ۵۳ و نیز یونس آیات ۳۷تا ۳۹)
اگر هم این معنا را نتوان برای معنای چهارم بیان و اثبات نمود، آن چه مراد و مقصود این نوشتار است، تنها مسأله تأویل مرتبط با امور خارجی و حقایق عینی است. پس آن چه كه در مسأله داستان موسی(ع) و یا تأویل در روز قیامت و حتی تعبیر خواب یوسفی(ع) مطرح است، اظهار حقایق است نه صرف بیان حقایق و گفتن آن.
● مفهوم دانش رشدی در قرآن
در داستان موسی(ع) و عالم ربانی، حضرت موسی(ع) خواهان علم و دانش رشدی است. رشد در قرآن به معنای رسیدن به كمال بلوغ عقلی و عملی است. به این معناست كه انسان در سیر تكاملی وجودی خود به مرحله ای از علم و دانش شهودی و حضوری برسد كه واقعیت و حقایق اشیا را چنان كه هست ببیند و لمس و درك نماید. دانش رشدی نعمتی خاص است كه به انسان كامل می رسد هرچند كه دیگران نیز با تلاش و كوششی به مراحل و مراتب فروتر آن دست می یابند ولی از آن جایی كه علم امری وجودی و تشكیكی و دارای مراتب و از شدت و ضعف برخوردار است، برخی به مراتب پایین آن دسترسی می یابند و توانایی درك حقایق را در فراروی واقعیت ها و وقایع می یابند.
● برنامه ریزی برای سفر
حضرت موسی(ع) خود را با برنامه ای از پیش تعیین شده به وحی الهی آماده سفر می كند. سفر در این جا شاید سفر زندگی باشد. به این معنا كه همه در مسیر تكاملی خود در سیر هستند و در زندگی خود اگر به نشانه ها توجه داشته باشند به كمال می رسند. سیر و سفر در داستان موسی(ع) و عالم، نشانه ای از سیر و سفر در زندگی انسان به سوی كمال مطلق است. در هر سفری انسان همراهی دارد كه تا برخی از منازل رفیق راه خواهند بود ولی توانایی برتر جویی را ندارند. این در داستان به ما گوشزد می شود. موسی(ع) با جوانی همراه است ولی این همراهی تا مرتبه ای است.
بسیار دیده شده است كه آدمی در زندگی معمولی خود دوستی را به عنوان همراه و همدل و همزبان برمی گزیند ولی پس از رسیدن به مرتبه و مرحله ای او را وا می نهد و درپی دوستی دیگر می رود، به توجیه این كه آن دوست پیشین، دیگر هم راه و هم دل و هم اندیشه با او نیست. در داستان موسی (ع) این ناتوانی در همراهی با نشانه ای به موسی(ع) نمایانده می شود. همراه تا زمانی با اوست كه گرفتار فراموشی نیست. اما وقتی توشه را فراموش می كند و می گوید كه این فراموشی از سوی شیطان پدیدار شده است، دیگر امكان همراهی برای این رفیق و دوست همراه وجود نخواهد داشت.
● برداشت توشه راه
نشانه دیگر، توشه است. توشه می بایست در هر سیر و سفری مناسب باشد. آسانی در بردن و خوردن و بهره مندی از آن از شرایط توشه هر سفری است. نباید به گونه ای باشد كه دست و پاگیر باشد. این توشه برداری تا زمانی درست است ولی از زمانی این نیز نادرست است. آدمی كه به مقام برتری می رسد توشه برنمی دارد. در داستان می بینیم كه عالم چیزی با خود برنمی دارد و ره توشه ای را بار نمی كند، چون این برداشتن ره توشه خود مزاحم سیر و حركت است. از این رو گرفتار گرسنگی می شوند و عالم چون در مقامی برتر است از خود بی تابی نشان نمی دهد ولی موسی(ع) بی تاب می شود و در مرحله به گلایه روی می آورد كه چرا توشه بر نگرفته ایم و چرا برای كار خود مزد خوراكی نجسته ایم. از زمانی كه همراه پیشین را ترك كرد و ماهی خود راه خود در پیش گرفت، موسی(ع) بی توشه سیر و سفر می كرد. عالم در مقام توكل بود و علمی داشت كه: «ما من دابه الا و علی الله رزقها»، هیچ موجود و جانداری نیست مگر آن كه خداوند روزی اش را تعهد كرده است.
پس از سیر و سفر ره توشه ای برنمی گرفت كه این خود بیرون از منطق و عقل و حساب گری انسانی است كه خود بدان خوی و عادت كرده است. مگر می شود سفری دور و دراز بدون ره توشه داشته باشیم؟ این پرسش هر عاقل و خردمند و اهل منطق و حسابی است. اما چه می شود كرد كه استاد تاویل و علم رشدی این گونه می رود و سیر می كند.
● مشكلات تاویلی موسی(ع)
موسی بر پایه منطق و عقلانیت و شریعت آسمانی و وحیانی با مشكلات چندی رو به رو بود. اعمال و رفتار استاد نه در عقل می گنجید و نه مورد موافقت عرف و شرع و وحی بود. این گونه است كه اعتراض شدید همراه با پرسش را پیشه می گیرد و از پیمان تخلف می ورزد.
پرسش این است كه موسی به نشانه دانسته بود كه این همان عالم ربانی است كه می بایست از او پیروی كند و آموزش دانش رشدی و تاویلی را از او یاد بگیرد، اما چرا این همه اعتراض؟
به نظر می رسد كه موسی(ع) ناتوان از درك علم رشدی و تاویلی بوده است. از این رو با آن كه به فرستاده بودن آن عالم ربانی آگاه بود، ولی بر پایه معیارهای شناخته شده نمی توانست رفتار ناهنجار، غیرمعقول و غیرمنطقی و حتی خلاف شریعت و عرف عالم ربانی را توجیه و تبیین كرده و آن را بپذیرد. پرسش های مكرر او برای رهایی از این مشكل و درگیری بود كه بدان دچار شده و وجدانش را معذب می ساخت.
انسان به طور طبیعی تا اندازه ای می تواند با كسی همراهی و همدلی كند كه رفتاری دور از شأن عقل و اجتماع و شریعت انجام می دهد. در ادامه از خود می پرسد كه چرا خود را با كسی همراه می سازم كه رفتارش دل را می آزارد و جان و روح را می شكند و عقل را تباه می سازد. اگر تنها مشكل خود او بود می توانست با آن كنار آید اما رفتار آن به گروه و یا اشخاصی زیان های جبران ناپذیر وارد می ساخت. چه كسی می تواند بپذیرد كه همراهش بدون هیچ دلیل عقلی و عرفی و شرعی جوانی را بكشد بدون آن كه احساس عذاب وجدان داشته باشد؟ این چه رفتار و دانشی است؟
معیارهای دانشی موسوی اجازه چنین رفتاری را نمی داد و در منطق موسوی، عالم ربانی باید به مجازات قصاص و زیان و ضرر محكوم می شد.
به هر حال از مجموعه اعتراضات موسوی و رفتار سرتا پا به ظاهر ناهنجار عالم ربانی این نكته ظاهر می شود كه نه تنها علم تاویل و رشد را هر كسی تاب نمی آورد بلكه نباید به هر كس آموخت. این علم خاص راسخان در علم است (آل عمران آیه۷ و كهف آیه۶۶ و ۷۸) بنابراین تاویل به این مفهوم بیرون از درك عموم حتی عاقلان و خردمندان است؛ زیرا معیارهای آن بیرون از دایره عقل عادی و مناطق معمولی و شرع ظاهری است.
● علت طرح دانش تاویلی در قرآن
پرسش این است كه اگر چنین علم و دانشی، بیرون از دایره منطق زمین و عقل عادی بشر است، چرا می بایست قرآن آن را طرح كند و به بیان نمونه های تاریخی و عینی آن بپردازد؟ هدف از نقل این علوم بیرون از دایره توان و درك بشر چیست؟
قرآن به این منظور این داستان و مانند آن را بیان می دارد تا آدمی را با مسایل و مباحثی آشنا سازد كه بیرون از توان عادی بشر است. این بدان معنا نیست كه بیرون از توان بشر است بلكه می توان با شیوه هایی كه قرآن بیان می دارد به صورت اكتسابی چون تعلم از استاد و پیران فن آن را به دست آورد چنان كه موسی(ع) تلاش كرد هر چند كه موفق نشد ولی این بدان معنا نیست كه بیرون از توان و اقتدار بشر باشد؛ چرا كه عالم ربانی كه شاید پیامبر هم نباشد بدان دست یافته است و این به معنای امكان آن برای نوع بشر است. از سوی دیگر بیان داستان برای آن است تا آدمی با هر چیزی كه غیر منطقی و غیرمعقول و گاه غیرشرعی است مخالفت نورزد. بسیاری از مسایل و رخدادها است كه بیرون از درك آدمی است و تا تاویل آن دانسته نشود نمی توان با آن كنار آمد.
بسیاری از كسانی كه به شرك روی آورده و مشرك شدند به این جهت بود كه چون تاویل امری را بر پایه معیارها و ملاك های خود نمی یافتند، آن را منكر می شدند. (یونس آیه ۳۷و ۳۹) بنابراین هشداری است به مؤمنان كه نباید به جهت نرسیدن به تأویل و عدم آگاهی به آن، امری وحیانی را تكذیب و انكار كنند. امور وحیانی از اموری هستند كه گاه در دایره عقل عادی بشر و حتی شریعت نمی گنجد، این امر نباید به انكار بینجامد. (اعراف آیات ۵۲و ۵۳)
این بخشی از مباحث تاویل بود كه بر پایه داستان سوره كهف بیان شده است.

علی حیدری

منبع : روزنامه کیهان

مطالب مرتبط

چرایی عدم تصریح نام ائمه در قرآن

چرایی عدم تصریح نام ائمه در قرآن
● چرا نام ائمه(ع) و مقام پیشوایی آنان در قرآن تصریح نشده است؟
پیشینة این پرسش به عصر ائمة معصومین می‌رسد و نصوص روایی بر جای مانده در مصادر فریقین شاهد آن است. ـ که برخی از آنها را خواهید دید ـ در پاسخ به این پرسش سه دیدگاه مطرح است:
۱) دیدگاه افراطی: در این دیدگاه گفته‌ می‌شود نام اهل بیت (علیهم السلام) و مقام پیشوایی آنان در قرآن به طور صریح بوده، لیکن پس از وفات پیامبر خدا"صلی الله علیه و آله" و در عصر جمع آوری قرآن و تدوین آن، قرآن تحریف گشته و نام اهل بیت از آن ساقط شده است. این دیدگاه در میان فریقین طرفدارانی بسیار اندک دارد.استناد این افراد چیزی جز روایات نیست، روایاتی که از نظر سند و دلالت مخدوش و بسیاری از مصادر آن‌ بی‌اعتبار است. ابن شنبوذ بغدادی از علمای اهل سنّت، آیة شریفة "وَ لَقَدْ نَصَرَکُمُ اللهُ بِبَدْرٍ وَ اَنْتُمْ اَذِلّةُ..."۱ را چنین قرائت می‌کرده‌ است: "وَ لَقَدْ نَصَرَکُمُ اللهُ بِبَدْرٍ ـ بسیف علیّ ـ وَ اَنْتُمْ أَذِلَّة"۲... ابن شنبوذ تأویل آیه و مورد نزول آن را با تنزیل آیه خلط کرده، بدون آنکه بر این توهّم خود دلیلی اقامه کند. و یا مانند محدّث نوری از علمای شیعه که گفته شده انگیزه‌ وی در تدوین کتاب " فصل الخطاب" اثبات همین مدعاست که نام اهل بیت در قرآن بوده و سپس به تحریف ساقط شده است.
وی در دلیل نهم خود می‌گوید: "نام اوصیای خاتم پیامبران و دختر ایشان حضرت زهرای مرضیه ـ علیها السلام ـ و برخی از صفات و ویژگی‌های آنان در تمام کتاب‌های آسمانی گذشته بوده است... پس باید نام آنان در قرآن نیز که بر کتاب‌های پیشین سیطره دارد و کتاب جاودانه است، بوده باشد."۳ در واقع محدّث نوری با این قول، ناخواسته با خود قرآن مخالفت کرده است، چون اگر قرآن سیطره بر کتاب‌های آسمانی پیشین دارد، همان‌گونه که فرموده: "وَ اَنْزلْنا إلَیْکَ الْکِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکتابِ وَ مٌهَیْمناَ عَلَیْه؛۴ و ما این کتابِ قرآن را که سراسر حق است، بر تو فرود آوردیم در حالی که حقانیت کتاب‌های آسمانی پیش از خود را، تأیید می‌کند و بر آنها سیطره و نگهبانی دارد" بنابراین، باید قرآن معیار صحّت و سقم محتوای کتاب‌های پیشین باشد و تکلیف آنها را تعیین کند، لیکن محدّث نوری معیار صحت و سقم آیات قرآن را کتاب‌های آسمانی قبلی می‌داند و تکلیف قرآن را با آنها روشن می‌کند، از این رو حکم به تحریف قرآن کرده و می‌گوید: "نام ائمه از قرآن ساقط شده است." محدث نوری در این باره دلایل‌ دیگری ـ بنابر گمان خود ـ آورده است که از دیدگاه محققان، جملگی آنها از نظر سند و دلالت مخدوشند.۵
۲) دیدگاه تفریطی: در این دیدگاه گفته می‌شود، نه تنها نام اهل بیت در قرآن نیامده بلکه هرگز مقام پیشوایی و امامت آنان به طور مطلق در قرآن مطرح نشده است و هر آیه‌ای که دربارة اهل بیت به طور عام و یا امام علی"علیه‌السلام" به طور خاص نازل شده باشد تنها بیان کنندة فضایل و مناقب آن‌هاست. نه آنکه خداوند از امامت آنان سخنی گفته باشد. این دیدگاه جمهور اهل سنّت است که ضعف این دیدگاه در بررسی تطبیقی آیات ولایت اهل بیت، آشکار می‌شود.
۳) دیدگاه معتدل: این دیدگاهِ جمهور متکلّمان، مفسّران و محدثان شیعه است. آنان بر این باورند که نام اهل بیت به طور صریح در قرآن نیامده است، لیکن خداوند آیاتی متعدد دربارة پیشوایی اهل بیت ـ به ویژه امام علی"علیه‌السلام" ـ و مناقب آنان نازل کرده است و پیامبر خدا ـ‌ صلی الله علیه و آله ـ که مبیّن و معلّم آیات خداست، آنها را به طور صریح و روشن برای امّت بیان کرده است، به گونه‌ای که اگر جهالت‌ها و عنادها رخت بربندد برای هرکس این مطلب روشن و هویدا خواهد شد.۶ و در پی آن تبیینی معقول از برخی احادیث به دست خواهد داد که می‌گوید: "اگر قرآن را همان گونه که نازل شده بخوانند، ما را با نام می‌یابند"۷
در منابع فریقین، روایاتی به چشم می‌خورد که دلالت بر حجم عظیمی از آیات قرآن دربارة اهل بیت ‌ـ علیهم السلام ـ دارد. مانند این حدیث که با سندهای متعدد نقل شده است: "[آیات] قرآن به چهار گروه نازل شده است؛ یک چهارم آن دربارة ما و یک چهارم دربارة دشمنان ما و..."۸
احادیث دیگری به این مضمون در مصادر فریقین فراوانند، مانند احادیثی که به نقل از ابن عباس می‌گوید: "دربارة هیچ کس به اندازه امام علی آیه نازل نشده است"۹
همچنین حدیثی دیگر به نقل از ابن عباس می‌گوید: "خداوند خطاب یا أیهاالذین آمنوا در قرآن را نازل نکرد جز آن که علی(ع) پیشگام در این خطاب است، خداوند یاران پیامبر را در مواردی متعدد مورد عتاب قرار داد اما از علی(ع) جز با خیر و خوبی یاد نکرده است"۱۰
در این میان احادیث دیگری نیز وجود دارد که از این مقوله در تمام کتاب‌های آسمانی حکایت می‌کند. مانند حدیث: "ولایت علی بن ابیطالب در تمام کتاب‌های انبیا آمده است و خداوند هیچ پیامبری را نفرستاد، جز آنکه بر نبوت حضرت محمد(ص) و ولایت علی وصی او‍ ]اقرار گرفت]"۱۱
تفسیر پیامبر خدا(ص) و دیگر معصومان از آیاتی که درباره اهل بیت نازل شده این دیدگاه را تأیید می‌کند. به طور نمونه مرحوم کلینی با سند صحیح از ابابصیر چنین نقل می‌کند: "از امام صادق(ع) دربارة آیة "أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الأمْرِ مِنْکُمْ"۱۲ پرسیدم فرمود: آیه دربارة علی و حسن و حسین نازل شده [و مراد از اولی‌الامر آنانند] گفتم: مردم می‌گویند: چرا نام امام علی و اهل بیت او در کتاب خدا نیامده است؟‌ فرمود:‌ به آنان بگویید [کلیات] نماز بر رسول خدا(ص) نازل شده ولی تعداد رکعات آن بیان نشده است و رسول خدا(ص) آن را برای مردم تفسیر کرد... [به همین گونه کلیات ولایت به طور عام در قرآن نازل شده و پیامبر اکرم آن را تبیین کرد]"۱۳
در حدیث صحیح السند دیگری از امام باقر(ع) نقل شده است که: "فأمَرَ الله محمداً(ص) أن یُفسِّر لَهم الولایة کما فسّر لهم الصلاة و الزکاة و الصوم...؛ خداوند به حضرت محمد(ص) فرمان داد، ولایت [امام علی] را برای آنان تفسیر کند، همانگونه که احکام نماز، زکات، روزه و حج را تفسیر می‌کند..."۱۴
ابن طاوس ضمن نقل این نمونه از احادیث از کتاب تفسیر ابوالعباس بن عقده ـ که هم اکنون مفقود است ـ مضمون این حدیث را آورده و می‌‌گوید: "وی با سندهای متعدد آن را نقل کرده است"۱۵
در مصادر اهل سنت نیز از این نمونه احادیث (که در آن تبیین ولایت به عهدة رسول خدا(ص) نهاده شده است) به چشم می‌خورد.۱۶
پاسخ امام صادق(ع) به ابابصیر در آن روایت بر اساس جدال احسن است یعنی آنچه که مورد قبول خصم است،‌ مقدمه برای احتجاج علیه او به کار رفته است؛ چون آنان قبول دارند که کلیات نماز و سایر احکام در قرآن آمده، ولی شرح و تبیین جزییات، شروط و قیود آنها بر عهدة پیامبر خداست؛ نام ائمه و ولایت آنان نیز به همین شکل است. اگر راوی پرسش خود را ادامه می‌داد و از امام می‌پرسید: چرا خداوند این تبیین را به عهده پیامبرش گذاشته است؟ شاید پاسخ امام به گونه‌ای دیگر، غیر از شکل جدال احسن،‌ مطرح می‌شد.
آزمون امت، حکمت عدم تصریح ـ به نظر می‌رسد یکی از حکمت‌های عدم تصریح نام ائمه در قرآن و واگذاشتن تبیین آیات در این زمینه به عهده پیامبر خدا(ص) (و دیگر معصومان) به خاطر آزمون این امت بوده که در سرنوشت نسل‌ها، اثر مستقیم دارد. برای توضیح این مطلب ذکر چند نکته ضروری است.
۱) آزمون خداوند از همة افراد بشر (به صورت فردی) و نیز تمام امت‌ها (به صورت گروهی)‌ قطعی است و آیاتی متعدد از قرآن بر آن دلالت دارد.۱۷
۲) شیوة آزمون خداوند از افراد و امت‌ها متفاوت است، برخی را با گِل خشکیده که در آن روح دمیده۱۸ برخی را با ممنوعیت ماهیگیری در روز شنبه و فراوانی ماهی در نهر‌ها در آن روز۱۹، امتی را با دستور به رفتن به سرزمینی غیر زراعی در کنار خانه‌ای سنگی۲۰ (برای حج گزاردن)، افرادی را با ترس و گرسنگی و نقصان در دارایی‌ها و جان‌ها۲۱... و بالاخره هر فرد و امتی را با امتحان‌های گوناگون در سطوح مختلف و شیوه‌های متفاوت می‌آزماید.
۳) یکی از آزمون‌های الهی از این امت در چگونگی پیروی آنان از پیامبر خداست. خداوند برای اجرای این آزمون و پیشگیری از هر نوع عذر و بهانه مقدمات آن را به این گونه فراهم کرد:
▪ اولاً: حرمت و منزلت رسولش را به امت نمایاند مانند آیاتی که می‌فرماید: "... لا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ وَلا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ کَجَهْرِ بَعْضِکُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمَالُکُمْ وَأَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ * إِنَّ الَّذِینَ یَغُضُّونَ أَصْوَاتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ أُولَئِکَ الَّذِینَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَی لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِیمٌ؛۲۲ صدایتان را برتر از صدای پیامبر نکنید و با ایشان با صدای بلند مانند موقعی که با یکدیگر سخن بلند می‌گویید، سخن نگویید که اعمالتان نابود می‌شود و شما نمی‌دانید * آنان که صدایشان را نزد رسول خدا پایین می‌آورند کسانی‌اند که خداوند دلشان را با تقوا آزموده و برای آنان مغفرت و پاداش بزرگ قرار داده است"
▪ ثانیاً: دستور به اطاعت محض از پیامبرش را صادر کرد و فرمود: "مَا کَانَ لأهْلِ الْمَدِینَةِ وَمَنْ حَوْلَهُمْ مِنَ الأعْرَابِ أَنْ یَتَخَلَّفُوا عَنْ رَسُولِ اللَّهِ وَلا یَرْغَبُوا بِأَنْفُسِهِمْ عَنْ نَفْسِهِ؛۲۳ هرگز نباید اهل مدینه و اعرابی که در اطراف آن هستند از امر رسول خدا تخلف کرده و از وی روی گردانند و بر میل خود رفتار کنند" بلکه قرآن، تسلیم قلبی و صادقانة پیامبر را نشانة وجود ایمان می‌داند و می‌فرماید: "فَلا وَ رَبِّکَ لا یُؤْمِنُونَ حَتَّی یُحَکِّمُوکَ فِیمَا شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لا یَجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَیْتَ وَیُسَلِّمُوا تَسْلِیمًا؛۲۴ پس چنین نیست، به پروردگارت سوگند که آنان ایمان ندارند مگر آنکه تو را در نزاع‌های خود داور قرار دهند و بر آنچه که حکم کردی در دل خود احساس دلتنگی نکنند و تسلیم محض باشند" و باز آیاتی دیگر در این زمینه که پیروی مطلق و بدون قید و شرط از اوامر و نواهی پیامبر خدا(ص) را درخواست کرد و فرمود: "... َمَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا؛۲۵ پیامبر هر چه را به شما داد بگیرید و هر آنچه شما را از آن بازداشت شما هم بازدارید" و بالاخره آیاتی دیگر که قرآن در یک جمع‌بندی کلی از آنها، اطاعت رسول را اطاعت خدا دانسته و چنین اعلام کرد: "مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ...؛۲۶ هر کس رسول [خدا] را اطاعت کند، خدا را اطاعت کرده است" در روایات نیز بر این مطلب تأکید فراوان شده است از جمله مرحوم کلینی بابی تحت عنوان "التفویض الی رسول الله(ص) و الی الأمة فی امر الدین" گشوده و در آن ده حدیث۲۷ که در آن احادیثی با سند صحیح نیز به چشم می‌خورد، آورده است.۲۸ پیام مشترک این روایات این است: خداوند پیامبرش را به نیکوترین شکل بر اساس محبت خود تأدیب کرد و ادب را در آن وجود به حد کمال رساند و فرمود: "وَإِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظِیمٍ؛۲۹ تو بر منش بزرگی هستی" و سپس امر خلقش را [در امور دین] به ایشان سپرد تا بداند مردم چگونه از ایشان پیروی می‌کنند؛ مانند روایت زرارة از قول امام باقر و امام صادق(ع) که چنین نقل می‌کند: "أنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَوَّضَ إِلَی نَبِیِّهِ (ص) أَمْرَ خَلْقِهِ لِیَنْظُرَ کَیْفَ طَاعَتُهُمْ" ثُمَّ تَلَی هَذِهِ الْآیَةَ "ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا...؛ خداوند بلند مرتبه امور خلقش را [دربارة دین] به پیامبرش سپرد تا ببیند چگونه اطاعت می‌کنند حضرت سپس این آیه را قرائت فرمود: "هرچه پیامبر به شما داد بگیرید و هر آنچه شما را از آن بازداشت بازدارید"۳۰
در برخی از این احادیث می‌گوید: خداوند چنین کرد تا اهل اطاعت از اهل معصیت شناخته شوند۳۱، از این رو بر بندگان واجب است که تسلیم امر رسول خدا شوند، همان گونه که تسلیم خدا می‌شوند.۳۲
▪ ثالثاً: پیامبر خدا(ص) نیز بر مشروعیت اطاعت از سنت خود و پیروی از تبیین و تفسیرش از قرآن در همة اعصار تأکید کرده‌ و وقوع تخلف در این امر را پیش‌بینی نموده و امت را از این تخلف و نافرمانی بر حذر داشته‌ است. در این زمینه احادیثی با سندهای متعدد از پیامبر خدا(ص) نقل شده از جمله، این حدیث صحیح السند که می‌گوید: "لا أعرِفَنَّ الرّجلَ یأتیه الأمر مِن أمری، امّا أمرتُ به و إمّا نَهیتُ عَنْهُ فیقولُ: ما نَدْری ما هذا، عندنا کتابَ‌ الله لَیس هذا فیه؛‌ نشناسم (کنایه از اینکه نباید چنین امری رخ دهد)‌ مردی را که امری از من به وی رسد که یا به آن دستور داده و یا از آن نهی کرده باشم، پس بگوید: نمی‌دانم این چیست! نزد ما کتاب خداست در آن این امر به چشم نمی‌خورد [پس ملزم به اطاعت آن نیستیم]"۳۳
▪ رابعا: خداوند در این پیروی و اطاعت، تفاوتی بین دستورها و تبیین‌های رسولش نگذاشته است و هیچ مرزبندی در قرآن و روایات در این مورد، بین امور اعتقادی و غیراعتقادیِ فرعی نیست. از این رو کسی نمی‌تواند بهانه کند یا عذر بیاورد و بگوید: چون فلان مسأله جزو اعتقادات است (مثلاً مسألة امامت که یکی از ارکان مذهب شیعه است)‌ باید در قرآن به صورت نص بیان می‌شد (نه آن که در ظاهر آیات به صورت کلی و سربسته مطرح شود و پیامبر خدا آن را ـ مانند مسایل دیگر ـ تبیین کند) ما دلیلی بر این عذرها نمی‌شناسیم جز آنکه آن را از رسوبات تفکّر "حسبنا کتاب الله" بدانیم. و الّا این مسأله از این جهت همانند نزاع اهل سنت با یکدیگر دربارة "خلق قرآن" است. آنان قدیم بودن قرآن را جزو اعتقادات می‌شمرند. و هر کس آن را منکر شود، کافر و مرتد می‌دانند، با آنکه این امر اعتقادی در قرآن نیامده و کسی هم که به این عذر آن را منکر شود، عذرش نزد آنان پذیرفته نیست۳۴ و نیز مواردی دیگر از این دست که متعددند. به هر حال اطلاق پیروی از رسول خدا و تأکید فراوان بر آن مرزبندی را در هم می‌شکند؛ بلکه بعید است آن همه آیات و روایات در پیروی مطلق از رسول مکرّم اسلام(ص) تنها در مورد پیروی از احکام فرعی باشد؛ چون برای هر کس روشن است که هرگز نمی‌توان تنها با قرآن به دستورهای خدا در احکام فرعی، عمل کرد چون قرآن جزئیات آنها را نگفته و نیازی هم به این همه تأکید ندارد.
کوتاه سخن آنکه خداوند نام ائمه اهل بیت را به صورت صریح در قرآن نیاورده و با بیان مفاهیم کلی تبیین آیات دربارة مقام ولایت، عصمت و... اهل بیت را به عهدة پیامبرش نهاده تا یکی از راه‌های آزمون این امت هموار شود و جوهرة ایمان آنان در فرمان‌برداری یا نافرمانی از پیامبر خدا، آشکار گردد. پیامبر خدا نیز بدون هیچ مدارا و کوتاهی آن را به انجام رسانده است. همانگونه که مدارک فراوان فریقین در این زمینه را در بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت ملاحظه خواهید کرد. با این حال، بیشتر این امت ـ مانند امت‌های پیشین ـ در این آزمون موفق نبوده‌اند.

وبگردی
قیمتهای روانی  / این آقایان عاقل / و بیجاره مردم
قیمتهای روانی / این آقایان عاقل / و بیجاره مردم - افاضات امروز معاون اول رییس جمهور، البته قبلتر نیز از زبان دیگر مقامات اقتصادی دولت از جمله نهاوندیان و نوبخت شنیده شده بود. یک اظهارنظر کلی و تاکید بر «عدم نگرانی مردم درباره وضعیت معیشتی» ! عجیب است این جملات شگفت انگیز از زبان جهانگیری که خود از منتقدان وضعیت مشابه در دوران احمدی نژاد بود. او حالا همان جملات را با همان ادبیات تکرار می کند! اما آقای جهانگیری! حقیقتاً این دلار و آن سکه و و قیمت های…
لادن طباطبایی در شبکه من و تو / فیلم
لادن طباطبایی در شبکه من و تو / فیلم - لادن طباطبایی، بازیگر شناخته شده سینما و تلویزیون ایران که برای درمان بیماری فرزندش مدتی است در خارج از ایران به سر می برد امروز مهمان شبکه «من و تو» بود و بدون حجاب مقابل دوربین این شبکه حاضر شد.
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی - مردم تهران برای اولین بار و برای تماشای مسابقه‌ی فوتبال ایران و اسپانیا در جام جهانی ۲۰۱۸ بهمراه خانواده‌های خود به ورزشگاه صدهزار نفری آزادی رفتند
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال - جواد یساری پس از ۴۰ سال با خواندن در فیلم «دشمن زن» دوباره به عرصه هنر بازگشت.این گزارش توسط تماشا تهیه و منتشر شده است. منبع
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!