پنج شنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۷ / Thursday, 26 April, 2018

آیندهٔ جهان در قرآن


آیندهٔ جهان در قرآن
آیندهٔ عالم و فرجام امت اسلامی، به شیوه‌ای در قرآن بیان شده است كه پیامبر اكرم(ص) و وارثان علم آن حضرت، یعنی ائمه(ع)، آن‌را به طور كامل می‌دانند و به تمام مراحل و تطورات آن نیز دانا هستند، اما راهی كه ما برای شناخت آن داریم، به مقداری است كه از آیات و روایات شریفی، كه در این باره به ما رسیده، می‌فهمیم.
و تعداد آیاتی كه از آیندهٔ امت و عالم صحبت می‌كند به ده‌ها آیه می‌رسد؛ از قبیل:
وعد الله الذّین آمنوا و عملوا الصّالحات لیستخلفنّهم فی الأرض... .۷
خدا به كسانی از شما كه ایمان آورده و كارهای شایسته كرده‌اند، وعده داد كه در روی زمین جانشین دیگرانشان كند.
و این آیه:
سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی أنفسهم حتّی یتبیّن لهم أنّه الحقّ ... .۸
زودا كه آیات قدرت خود را در آفاق و در وجود خودشان به آنها نشان خواهیم داد تا برایشان آشكار شود كه او حق است.
و آیهٔ:
و من أظلم ممّن منع مساجد الله... لهم فی الدّنیا خزیٌ... .۹
كیست ستمكارتر از آن كه نگذاشت كه نام خدا در مسجدهای خدا برده شود... نصیبشان در دنیا خواری است... .
و آیات دیگری كه مجموعاً به ده‌ها آیه می‌رسد. و روایات و احادیث در این باره به صدها روایت می‌رسد كه در مصادر حدیثی شیعه و سنی آمده است. و برخی از آنها در ابواب مستقلی جمع‌آوری شده‌اند. مانند ابواب «ملاحم و فتن» و... كه در این روایات پیرامون حوادث بزرگ و كوچكی كه بعد از نبی‌اكرم(ص) تا آخرالزمان برای امت اسلامی رخ می‌دهد، بحث شده است.
و شاید بیشترین و صحیح‌ترین روایات نزد شیعه و سنی، روایاتی باشد كه از مرحلهٔ ظهور اسلام و داخل شدن اقوام مختلف در اسلام و تشكیل حكومت الهی به دست مهدی منتظر(ع) از فرزندان نبی اكرم(ص) صحبت می‌كند و هنگامی كه روایت و آیه دربارهٔ یك موضوع، اتفاق پیدا می‌‌كنند، آن قضیه دارای ارزش علمی بالایی می‌شود.همان‌طور كه در روایات وارده در تفسیر آیات مربوط به ظهور اسلام یا ظهور امام مهدی(ع) چنین است.
● نگاهی اجمالی به آیات تفسیر شده به ظهور حضرت مهدی(ع)
علامه بحرانی در كتاب المحجّهٔ حدود یكصد روایت وارده دربارهٔ تفسیر آیات به امام مهدی(ع) را گرد آورده است. بعد از بررسی بیش از چهارصد مصدر كتب تفسیری و حدیث، بیش از پانصد روایت كه ده‌ها آیه را به امام مهدی(عج) تفسیر می‌كند، یافتم؛ كه بیشتر آن روایات از طرق شیعه از امامان اهل بیت(ع) و اندكی نیز از طریق اهل سنت روایت شده است.
موضوعات این روایات بسیار متنوع می‌باشند. من جمله، صحبت از پاره‌ای وقایع قبل از ظهور ایشان؛ جمع شدن یاران آن حضرت(ع) در مكه، آغاز قیام حضرت مهدی(ع) از مسجدالحرام، حركت ایشان به سوی قدس، متوجه شدن ایشان به عالم، و جنگ‌ها و پیروزی‌های حضرت حجت(ع) و رفاه و گشایش در عصر ایشان، و عدالت و رحمت و دوست داشتن ایشان توسط مردم، و ده‌ها موضوع كلی و تفصیلی از این مرحله از ظهور اسلام بر سایر ادیان، و آنچه به دنبال این مرحله به وقوع می‌پیوندد از نزول حضرت مسیح(ع) و تصدیق حضرت مهدی(ع) و حمایت و یاری حضرت مهدی(ع) توسط ایشان، و از آنچه بعداز امام مهدی(ع) رخ می‌دهد؛ از رجعت پیامبر اكرم(ص) و ائمه (ع) به دنیا و حكومت نمودن به مدت طولانی، پس از آغاز شدن علایم قیامت، و خروج جنبده‌ای از زمین (دابهٔ الأرض) و یأجوج و مأجوج و... .
● نمونه‌هایی از مصادر شیعه و سنی
۱) طبری در تفسیر خود۱۰ می‌گوید: سُدّی دربارهٔ این سخن خداوند تعالی:
و من أظلم ممّن منع مساجد الله أن یذكر فیها اسمه و سعی فی خرابها.
می‌گوید: «رومیان بخت‌النصر را در تخریب بیت المقدس یاری كردند» و دربارهٔ این قول خداوند:
أولئك ماكان لهم أن یدخلوها إلاّ خائفین.۱۲
آنان حق ندارند جز ترسان و لرزان در آن [مسجد] درآیند؛
گفته است: در زمین، هیچ رومی وجود ندارد مگر اینكه اگر بخواهد وارد آن شود، می‌ترسد كه گردنش زده شود، و به پرداخت جزیه ترسانده شده، آنرا می‌پردازد. و دربارهٔ این آیهٔ قرآن:
لهم فی الدّنیا خزیٌ.۱۳
در دنیا، ایشان را خواری است.
می‌گوید: اما خواری و ذلت رومیان در دنیا، هنگامی است كه امام مهدی(ع) قیام نموده و «قسطنطنیه» را فتح نماید و آنها را به قتل رساند؛ این ذلت آنها در دنیاست.
همین روایت را شیخ طوسی از سدی در تفسیر التبیان۱۴ روایت كرده، و به آخر آن این جمله را اضافه نموده است: «و برای آنان، خواری در دنیا به این است كه كشته شوند، اگر حربی باشند.»
مشابه این بیان را «سیوطی» در تفسیر درّ المنثور۱۵، نقل كرده است. همچنین در كتاب العرف الوردی فی أخبار المهدیّ الحاوی۱۶ و در كتاب البرهان۱۷ و صاحب جریدهٔ العجائب۱۸، نیز این روایت نقل شده است.
آنچه را كه دربارهٔ قیمت و ارزش علمی روایت نقل شده از سدی گفتیم، در حالی‌كه فقراتی را كه سدّی بر زمان خودش تطبیق نموده است، رد نمودیم به این دلیل است كه روایت، این نكته را آشكار می‌كند كه در ذهن تابعینی مثل سدی این بوده است كه پیروزی كامل مسلمین بر روم و فتح پایتخت آنان‌، كه در این روایت قسطنطنیه نامیده شده، به دست مهدی موعود(ع) انجام شده و عزت مسلمین در مقابل آنها به دست ایشان تحقق خواهد یافت.
۲) در كمال‌الدین۱۹ از امام صادق(ع) روایت شده است كه دربارهٔ آیهٔ:
هو الّذی أرسل رسوله بالهدی و دین الحقّ لیظهره علی الدّین كلّه و لوكره المشركون.۲۰
او كسی است كه پیامبر خود را برای هدایت مردم با دینی درست و برحق، فرستاد، تا او را بر همهٔ دین‌ها پیروز گرداند، هرچند مشركان را خوش نیاید.
چنین فرمودند:
به خدا قسم، تأویل این آیه رخ نداده و رخ نخواهد داد تا قائم(ع) خروج نماید. پس آنگاه كه خروج نماید، هیچ كافری به خدای عظیم و هیچ مشركی به امام وجود نخواهد داشت مگر اینكه خروج آن حضرت(ع) را ناخوش دارد. حتی اگر در میان صخره‌ای مشرك یا كافری پنهان شده باشد، آن صخره ندا می‌دهد: ای مؤمن، در میان من كافری پنهان شده، مرا بشكن و او را بكش.
و بخشی از این روایت را «فرات»۲۱ و «عیاشی»۲۲ در تفاسیر خود، نقل كرده‌اند و همچنین در العدد القویّه۲۳ و در تأویل الآیات۲۴ و برخی از مصادر دیگر شیعه نیز ذكر شده است.
در مجمع البیان۲۵ از امیرالمؤمنین(ع) روایت شده كه پس از تلاوت این آیه فرمودند:
آیا دین اسلام بر سایر ادیان غالب شده است؟
همراهان حضرت(ع) پاسخ دادند: بلی.
ایشان فرمودند: هرگز، قسم به كسی كه جانم در دست اوست، این اتفاق نمی‌افتد تا اینكه هیچ شهر و روستایی نباشد مگر اینكه در آن، هر صبح و شام، شهادت بر وحدانیت خدا و رسالت پیامبر اسلام(ص) داده شود.
همین روایت در تأویل الآیات۲۶ و تفسیر صافی۲۷ و دیگر مصادر شیعه نیز بیان شده است.
مصادر اهل سنت، تفسیر این آیه را به نزول عیسی(ع) روایت كرده‌اند. همان‌طور كه در جامع طبری۲۸ و سنن بیهقی۲۹ و الدّرالمنثور۳۰ ذكر شده است. شافعی، صاحب البیان۳۱ از سعید بن‌جبیر در تفسیر این قسمت از آیه:
لیظهره علی الدّین كلّه و لوكره المشركون.
چنین نقل كرده است كه: «او، مهدی از عترت فاطمه(س) است.» و سپس می‌افزاید:
بین این قول، و قول كسانی كه می‌گویند: منظور، عیسی(ع) است؛ منافاتی وجود ندارد، زیرا همان‌طور كه گفته شد، عیسی(ع) یاری دهندهٔ امام مهدی(ع) است.
همچنین فخر رازی در تفسیر خود۳۲ از ابوهریره نقل می‌كند كه گفت:
این وعده‌ای از جانب خداوند تعالی است كه اسلام را بالاتر و برتر از جمیع ادیان قرار دهد. او سپس گفت ... و تمامیت یافتن این امر در زمان خروج عیسی(ع) است.
سدّی می‌گوید:
این امر هنگام قیام مهدی(ع) است. كه هیچ كس باقی نمی‌ماند مگر اینكه اسلام آورده یا مجبور به پرداخت خراج می‌گردد.
و احادیث متواتری در نزد شیعه و سنی وجود دارد كه نزول عیسی(ع) در زمان ظهور حضرت مهدی(ع) خواهد بود و ایشان پشت سر امام مهدی(ع) نماز خواهد خواند.
۳) همچنین مصادر فریقین در تفسیر آیهٔ:
ولو تری إذ فزعوا فلا فوت و أخذوا من مكانٍ قریبٍ.۳۳
اگر ببینی، آنگاه كه سخت بترسند و رهاییشان نباشد و از مكانی نزدیك گرفتارشان سازند.
اتفاق نظر دارند كه منظور آیه، «جیش خسف» است. یعنی در ابتدای ظهور، لشكری وارد مدینهٔ منوره شده، آنگاه جهت جنگ با امام مهدی(ع)، قصد مكهٔ مكرمه می‌كنند كه خداوند متعال آنها را قبل از رسیدن به مكه، در زمین فرو می‌برد. این مطلب در تفسیر طبری۳۴، و ثعلبی۳۵ و كتاب البداء و التاریخ۳۶ و عقد الدّرر۳۷ و تفسیر الدّر المنثور۳۸ نقل گردیده است.
بسیاری از مصادر شیعی نیز نظیر این تفسیر را از این آیه روایت كرده‌اند كه مجال بر شمردن آنها نیست. البته قطع نظر از این آیه، روایات متواتری از پیامبر اكرم(ص) ناظر به فرو رفتن لشكر در زمین (خسف جیش) در منابع شیعه و سنی از جمله در صحّاح سته آمده است.
۴) مصادر شیعه و سنی در تفسیر آیهٔ متعلق به نزول حضرت عیسی(ع) اتفاق نظر دارند:
و إن من أهل الكتاب إلّا لیؤمننّ به قبل موته و یوم القیامهٔ یكون علیهم شهیداً.۳۹
و هیچ یك از اهل كتاب نیست مگر آنكه پیش از مرگش به او ایمان آورد و عیسی در روز قیامت به ایمانشان گواهی خواهد داد.
این مطلب در تفسیر طبری۴۰ آمده است، و شیخ طوسی نیز تبیان۴۱ می‌فرماید:
... گویی آیه می‌خواهد بگوید: احدی از یهود باقی نمی‌ماند، مگر اینكه قبل از موت حضرت عیسی(ع) به ایشان ایمان می‌آورد. به این صورت كه با خروج امام مهدی(ع) خداوند حضرت عیسی(ع) را برای قتل دجال به سوی زمین می‌فرستد و همهٔ مردم جهان، ملت واحد می‌شوند كه همان ملت اسلام حنیف و دین ابراهیم(ع) می‌باشد.
و ابن عباس و ابومالك و حسن بصری و قتاده و ابن زید و... همین نظر را دارند و طبری نیز این قول را اختیار كرده است. و این آیه، مخصوص یهودیانی است كه در آن زمان زندگی می‌كنند. و از شیعیان، علی بن ابراهیم این قول را در تفسیرش ذكر كرده است.● نمونه‌هایی از مصادر شیعی:
۱) شیخ صدوق، در كمال الدین۴۲، از امام باقر(ع) نقل می‌كند كه فرمودند:
قائم ما (اهل بیت) با ترس و رعب (كه در دل دشمنانش ایجاد می‌شود) یاری می‌شود، با نصرت و پیروزی تأیید می‌شود، زمین رام وی می‌شود، گنج‌ها برایش آشكار می‌گردد، حكومتش شرق و غرب عالم را فرا خواهد گرفت، خداوند عزوجل به‌وسیلهٔ او دینش را بر سایر ادیان غالب خواهد نمود، هرچند كافران اكراه داشته باشند، هیچ خرابی باقی نمی‌ماند مگر اینكه آباد می‌شود، و روح الله، عیسی بن مریم(ع) ، نزول كرده و پشت سر حضرت مهدی(ع) نماز خواهد گذارد. پس آنگاه كه حضرت بقیهٔ الله(عج) ظهور نماید به كعبه تكیه نموده و سیصد و سیزده مرد اطرافش اجتماع می‌نمایند. و اولین چیزی كه می‌گوید این آیهٔ شریفه است:
بقیهٔالله خیرٌ لكم إن كنتم مؤمنین.۴۳
اگر ایمان آورده‌اید، آنچه خدا باقی می‌گذارد برایتان بهتر است.
آنگاه می‌فرمایند:
من بقیهٔالله در زمین هستم و خلیفه و حجت خدا بر شما می‌باشم، هیچ مسلمانی بر ایشان سلام نمی‌كند مگر با این جمله:
السّلام علیك یا بقیّهٔالله فی أرضه.
۲) نعمانی در كتاب غیبت۴۴ خود، از ابوبصیر نقل كرده است كه گفت:
از امام باقر(ع) دربارهٔ این آیهٔ شریفه پرسیدم كه:
سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی أنفسهم حتّی یتبینّ لهم أنّه الحقّ.۴۵
امام باقر(ع) پاسخ فرمودند:
در درونشان، مسخ را و در بیرونشان، حركت و خروش آفاق، علیه آنان را نشانشان می‌دهد. پس قدرت خدا را در انفس خویش و در آفاق می‌بینند و ضعفشان برایشان آشكار می‌شود. و معنای این سخن خداوند تعالی (حتّی یتبیّن لهم أنّه الحقّ) خروج قائم(ع) و چه بسا معنای مسخ مذكور برای سركشان، مسخ در شخصیت و روحیاتشان باشد كه با آن ضعفشان آشكار می‌شود.
۳) در غیبت نعمانی۴۶ از حضرت امیرالمؤمنین(ع) دربارهٔ این سخن خداوند عزوجل:
فاختلف الأحزاب من بینهم.۴۷
گروه‌ها با هم اختلاف كردند.
سؤال شد، ایشان فرمودند:
با دیدن سه چیز منتظر فرج باشید.
گفته شد ای امیرالمؤمنین(ع) آنها چیستند؟
حضرت علی(ع) فرمودند:
اختلاف اهل شما به خاطر آنچه كه در بین آنهاست، پرچم‌های سیاه از خراسان، فزع (صیحهٔ) آسمانی در ماه رمضان.
دوبارهٔ سؤال شد: این صیحه در ماه رمضان چیست؟ امیرالمؤمنین(ع) فرمودند:
آیا سخن خداوند عزوجل را در قرآن نشنیده‌اید كه می‌فرماید:
إن نشأ ننزّل علیهم من السّماء آیهًٔ فضلّت أعناقهم لها خاضعین.۴۸
اگر بخواهم از آسمان برایشان آیتی نازل می‌كنیم كه در برابر آن به خضوع سر فرود آورند.
[سپس فرمودند:] آن، نشانه‌ای است كه زنان جوان را از سراپردهٔ خود خارج می‌كند و خواب رفته را بیدار می‌نماید و كسی را كه در حال چرت است به فزع وامی‌دارد.
و همین روایت را سلمی، از اهل سنت، در عقدالدرر۴۹ و بسیاری دیگر از منابع شیعی، كه مجال ذكرشان نیست، روایت كرده‌اند. و برخی از آنها این روایت را از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) و از ابن عباس نقل كرده‌اند. و روایات دیگری صیحه یا آیه و نشانهٔ ماه رمضان را این‌گونه تفسیر نموده‌اند كه آن صدایی است از آسمان، خطاب به همهٔ ملت‌های عالم به این‌كه جنگ و نزاع‌ها و دوری از دین را كنار گذاشته و از امام مهدی موعود(ع) اطاعت نمایند و حضرت مهدی(ع) را با اسم و اسم پدرش نام می‌برد. با قطع نظر از تفسیر آیه، دربارهٔ این ندای آسمانی روایات دیگری نیز در مصادر شیعه و سنی نقل شده‌است كه مجال ذكر مصادر آنها نیست.
۴) در مصادر شیعه، در تفسیر آیهٔ:
و لئن أخّرنا عنهم العذاب إلی أمّهٍٔ معدودهٔ لیقولنّ مایحبسه ألا یوم یأتیهم لیس مصروفاً عنهم و حاق بهم ما كانوا به یستهزؤن.۵۰
و اگر چندگاهی عذابشان را به تأخیر بیفكنیم می‌پرسند: چه جیز مانع آن شده است؟ آگاه باشید چون عذابشان فرا رسد، آن‌را بازنگردانند، و آنچه را مسخره می‌كردند، آنان را دربرخواهد گرفت.
چنین آمده است كه مقصود از «امّهٔ معدودهٔ» اصحاب حضرت مهدی(ع) می‌باشند و در تفسیر قمی۵۱ ذیل این آیه از امام معصوم(ع) نقل شده است كه فرمودند:
«أمّهٔ معدودهٔ» اصحاب قائم(ع) اند كه سیصد و ده و اندی می‌باشند.
و عیاشی نیز همین روایت را از امام باقر(ع) در تفسیر خود نقل كرده و به آن افزوده است كه؛
در یك لحظه، مانند برگ پاییزی كه فرو می‌ریزد، گرداگرد آن حضرت گسیل می‌گردند.۵۲
و خود او از امام صادق(ع) با لفظ «او، قائم(ع) و اصحابش می‌باشند» روایت كرده است.۵۳ همچنین نعمانی در آن را از امام صادق(ع) روایت كرده است.۵۴ در تعداد دیگری از منابع شیعه نیز این مطلب موجود است كه مجال ذكرشان نیست.
همانطور كه ملاحظه می‌شود تفسیر «الأُمّهٔ» در این آیه به «جماعتی از مردم» صحیح‌تر از تفسیر آن به «مدتی از زمان» است، كه برخی از مفسران آن‌را ذكر كرده‌اند. چرا كه اصل در استعمال‌های قرآنی، معنای حقیقی كلمه است و عدول از معنای حقیقی به معنای مجازی، تا زمانی كه راه باز است، صحیح نمی‌باشد. كلمهٔ «الأُمّهٔ» بر طبق آنچه در المعجم المفهرس آمده چهل و نه بار در قرآن به كار رفته است كه در مورد آن مفسران اتفاق نظر دارند كه معنایش جماعت واحدی از مردم است كه همان معنای حقیقی «الأُمّهٔ» می‌باشد. و مفسران ذكر كرده‌اند كه در آیهٔ مذكور و آیهٔ ۱۱۸ سورهٔ یوسف به معنای «مدت» و در آیهٔ ۲۲ و ۲۳ سورهٔ زخرف به معنای «دین و ملت» است.
و البته در همهٔ موارد می‌توان آن‌را به معنای حقیقی‌اش با حذف مضاف یا بدون حذف مضاف تفسیر نمود، كما اینكه در آیهٔ مذكور چنین كردیم.
۵) در بعضی از روایات «مطلع الفجر» در سورهٔ قدر را به ظهور امام مهدی(ع) تفسیر نموده‌اند؛ مانند تفسیر فرات كوفی۵۵ و تأویل الآیات از محمد بن عباس۵۶.
ممكن است اشكال شود به اینكه معنا ندارد كه بگوییم انتهای سلام در شب قدر، با ظهور امام مهدی(ع) می‌باشد. بلكه معنا این می‌شود كه در هنگام ظهور آن حضرت(ع) در شب قدر تحولی حاصل می‌‌شود و سلام بر حضرت مهدی(ع) و بر مؤمنین می‌باشد. لذا مقصود این است كه سلام و عطا در شب قدر، قبل از ظهور ایشان تا طلوع فجر ادامه دارد. اما هنگامی كه فجر اسلام طالع شود و با ظهورش عالم را فرا بگیرد، در سلام الهی بر اهل زمین و بر امامشان، به تبع تحول ایمانی كه در خود اهل زمین ایجاد شده است، تحول و تطوری ایجاد خواهد ‌شد.

علی كورانی
ترجمه: حسین رضایی فرد
پی‌نوشت‌ها:
منبع: سایت القرآن نور.
۱. سورهٔ نحل (۱۶)، آیهٔ ۸۹.
۲. سورهٔ اعراف (۷)، آیهٔ ۱۴۵.
۳. سورهٔ زخرف (۴۳)، آیهٔ ۶۳.
۴. سورهٔ نحل(۱۶)، آیهٔ ۸۹.
۵. الكینی، محمد بن یعقوب،كافی، ج ۲، ص ۵۹۹، ح ۳.
۶. حسینی بحرانی، سیدهاشم، البرهان، ج ۱، ص ۳۷۸.
۷. سورهٔ نور (۲۴)، آیهٔ ۵۵.
۸. سورهٔ فصلت (۴۱)، آیهٔ ۵۳.
۹. سورهٔ بقره(۲)، آیهٔ ۱۱۴.
۱۰. تفسیر طبری، ج ۱، صص ۳۹۹ـ۳۹۸.
۱۱. سورهٔ بقره(۲)، آیهٔ ۱۱۴.
۱۲. همان.
۱۳. همان.
۱۴. شیخ طوسی، تفسیر التبیان، ج ۱، ص ۴۲۰.
۱۵. درالمنثور، ج ۱، ص ۱۰۸.
۱۶. العرف الوردی فی أخبار المهدی الحاوی، ج ۲، ص ۵۷.
۱۷. حسینی بحرانی، همان، ص ۱۴۴.
۱۸. العجائب، ص ۲۷۵.
۱۹. شیخ صدوق، محمد بن علی بن الحسین، كمال‌الدین و تمام‌النعمهٔ، ج ۲، ص ۶۷۰، ب ۵۷، ح ۱۶.
۲۰. سورهٔ توبه (۹)، آیهٔ ۳۳.
۲۱. تفسیر فرات، ص ۱۸۴.
۲۲. تفسیر عیاشی، ج ۲، ص ۸۷، ح ۵۲.
۲۳. العدد القویه، ص ۶۹، ح ۱۰۴.
۲۴. تأویل الآیات، ج۲، ص ۶۸۸.
۲۵. شیخ طبرسی، تفسیر مجمع البیان، ج ۵، ص ۲۸۰.
۲۶. تأویل الآیات، ج ۲، ص ۶۹۸، ج ۶.
۲۷. تفسیر صافی، ج ۲، ص ۳۳۸.
۲۸. جامع طبری، ج ۱۰، ص ۸۲.
۲۹. سنن بیهقی، ج ۹، ص ۱۸.
۳۰. سیوطی، همان، ج ۳، ص ۲۱۳.
۳۱. شیخ طبرسی، همان، ص ۵۲۸، ح ۲۵.
۳۲. تفسیر فخررازی، ج ۱۶ ، ص ۴۰.
۳۳. سورهٔ سبأ (۳۴)، آیهٔ ۵۱.
۳۴. تفسیر طبری، ج ۲۲، ص ۷۲.
۳۵. تفسیر ثعلبی، ج ۳، ص ۱۵۴.
۳۶. البدء و التاریخ، ج ۲، ص ۱۷۷.
۳۷. سلمی، عقدرالدّرر، ص ۷۶، ب ۴، ح ۲.
۳۸. سیوطی، همان، ج ۵، ص ۲۴۰.
۳۹. سورهٔ نساء(۴)، آیهٔ ۱۵۹.
۴۰. تفسیر طبری، ج ۶، ص ۱۴.
۴۱. شیخ طوسی، همان، ج ۳، ص ۳۸۶.
۴۲. شیخ صدوق، همان، ج ۱، ص ۳۳۰، ب ۳۲، ح ۱۶.
۴۳. سورهٔ هود(۱۱)، آیهٔ ۸۶.
۴۴. النعمانی، الغیبهٔ، ص ۲۲۹، ب ۱۴، ح ۴۰.
۴۵. سورهٔ فصلت(۴۱)، آیهٔ ۵۳.
۴۶. النعمانی، همان، ص ۲۲۹، ب ۱۴، ح ۴۰.
۴۷. سورهٔ مریم(۱۹)، آیهٔ ۳۷.
۴۸. سورهٔ شعرا(۲۶)، آیهٔ ۴.
۴۹. سلمی، همان، ص ۱۰۴، ب۴،ح۲.
۵۰. سورهٔ هود(۱۱)، آیهٔ ۸.
۵۱. تفسیر قمی، ج ۱، س ۳۲۳.
۵۲. تفسیر عیاشی، ج ۲، ص ۵۷.
۵۳. همان، ج ۲، ص ۱۴۱.
۵۴. النعانی، همان ص ۲۴۱، ب ۱۳، ح ۳۶.
۵۵. تفسیر فرات، ص ۲۱۸.
۵۶. تأویل الآیات، ج۲، ص ۸۱۸، ح ۳ و ص ۸۲۰، ح۹.

منبع : ماهنامه موعود

مطالب مرتبط

قرآن؛ کتاب همه‌ی انسان‌ها

قرآن؛ کتاب همه‌ی انسان‌ها
علاوه بر آنچه گذشت، قرآن کتاب همه‌ی انسانها و کتاب همه‌ی دوران‌های زندگی بشر است، و خداوند آن را وسیله‌ی هدایت برای همه‌ی مردم و همه‌ی جهانیان قرار داده است؛ چنانکه می‌فرماید:
شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِی أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدًی لِّلنَّاسِ (بقره: ۱۸۵)
ماه رمضان که در آن قرآن برای هدایت مردم نازل شده است.
و می‌فرماید:
اِنْ هُوَ اِلاّ ذِکْرٌ لِلْعالَمین (تکویر: ۲۷)
نیست آن مگر آگاهی و بینش برای جهانیان.
لِیکُونَ لِلْعالَمینَ نَذِیرًا (فرقان: ۱)
تا اینکه هشدار دهنده‌ای برای جهانیان باشد.
قرآن، کتاب مخصوص به این نژاد یا آن نژاد نیست؛ از آنِ صاحبان این رنگ و پوست یا آن رنگ و پوست نیست؛ کتاب این اقلیم و سرزمین، یا آن اقلیم و سرزمین نیست؛ کتاب این گروه و این صنف، یا آن گروه و آن صنف نیست؛ نه فقط از آنِ عقلگرایان است، و نه بر عکس، فقط از آنِ احساس‌گرایان؛ نه فقط از آنِ بُرون‌گرایان است، و نه بر عکس، فقط از آنِ درون‌گرایان؛ نه کتاب ایده‌آلیست‌هاست، و نه بر عکس، کتاب رئالیست‌ها؛ نه از آنِ فردگرایان است، و نه برعکس، از آنِ جامعه‌گرایان؛ نه کتاب دولتمردان است، و نه برعکس، کتبا شهروندان؛ نه از آنِ ثروتمندان است، و نه برعکس، از آنِ مستمندان؛ نه کتاب مردان است، و نه بر عکس، کتاب زنان؛ قرآن کتاب همگان است، و قانون اساسی برای جهانیان، که از سوی خدای همگان و پروردگار عالمیان فرود آمده است.
قرآن برنامه‌ی جامع زندگی انسان است که صاحب آن، آفریدگار و پروردگار همه‌ی آفریدگان اینگونه آن را توصیف کرده و خطاب به پیامبرش که آن را بر او فرو فرستاده، فرموده است:
وَنَزَّلْنَا عَلَیکَ الْکِتَابَ تِبْیانًا لِّکُلِّ شَیءٍ وَهُدًی وَرَحْمَةً وَبُشْرَی لِلْمُسْلِمِینَ (نحل: ۸۹)
ما قرآن را بر تو فرو فرستادیم که بیان‌کننده‌ی همه چیز و مایه‌ی هدایت و رحمت و بشارت برای مسلمانان است.
و در رابطه با شأن و منزلت قرآن می‌فرماید:
مَا کَانَ حَدِیثًا یفْتَرَی وَلَکِن تَصْدِیقَ الَّذِی بَینَ یدَیهِ وَتَفْصِیلَ کُلَّ شَیءٍ وَهُدًی وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ یؤْمِنُونَ (یوسف: ۱۱۱)
(قرآن) سخنی ساختگی نیست، بلکه تصدیق‌کننده‌ی کتابهایی است که بیش از آن آمده‌اند و توضیح دهنده‌ی همه چیز و وسیله‌ی هدایت و رحمت برای گروهی است که ایمان می‌آورند.
عبدالله بن عباس مشهور به «ترجمان القرآن» می‌گوید: اگر افسار شترم را هم گم کنم، حکم آن را در کتاب خداوند خواهم یافت!
خداوند قرآن را تنها برای بیان اصول عقاید یا آیین‌های عبادت فرو نفرستاده است تا کتاب الهیات و متافیزیک باشد؛ و تنها برای توضیح دادن فضایل و ارزش‌های اخلاقی و آداب معاشرت نازل نشده است تا در ردیف کتاب‌های اخلاق جای بگیرد؛ و صرفاً کتابی نیست که در آن از قوانین و نظام‌ها سخن به میان آمده باشد، تا به عنوان کتاب قانون مورد توجه قرار گیرد؛ کتابی است که همه‌ی اینها و بیشتر از اینها را در بر دارد، آن هم با ساختاری بی‌نظیر و اسلوبی بدیع و دل‌انگیز.
دو آیه‌ی ذیل را بخوانید:
وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النَّسَاء فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِکُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَلاَ تُمْسِکُوهُنَّ ضِرَارًا لَّتَعْتَدُواْ وَمَن یفْعَلْ ذَلِکَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ وَلاَ تَتَّخِذُوَاْ آیاتِ اللّهِ هُزُوًا وَاذْکُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ عَلَیکُمْ وَمَا أَنزَلَ عَلَیکُمْ مِّنَ الْکِتَابِ وَالْحِکْمَةِ یعِظُکُم بِهِ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ بِکُلِّ شَیءٍ عَلِیمٌ *وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاء فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلاَ تَعْضُلُوهُنَّ أَن ینکِحْنَ أَزْوَاجَهُنَّ إِذَا تَرَاضَوْاْ بَینَهُم بِالْمَعْرُوفِ ذَلِکَ یوعَظُ بِهِ مَن کَانَ مِنکُمْ یؤْمِنُ بِاللّهِ وَالْیوْمِ الآخِرِ ذَلِکُمْ أَزْکَی لَکُمْ وَأَطْهَرُ وَاللّهُ یعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ (بقره: ۲۳۲-۲۳۱)
و هنگامی که زنان را طلاق دادید و به (آخرین روزهای) عده‌ی خود رسیدند؛ یا به روش صحیح و عادلانه‌ای با آنان زندگی کنید و یا ایشان را به شیوه‌ی پسندیده‌ای رها سازید؛ و به منظور زیان رسانیدن به ایشان و تعدّی نمودن بر آنان هیچ‌گاه ایشان را نگاه ندارید. کسی که چنین کند، بی‌گمان به خویشتن ستم کرده است؛ و آیات خداوند را به باد استهزا نگیرید و نعمت خداوند را بر خود و آنچه را که از کتاب و حکمت بر شما نازل نموده است و شما را به آن پند می‌دهد، به خاطر بیاورید و از (خشم) خدا پروا کنید و بدانید که بی‌گمان خداوند بر همه چیز آگاه است. و هنگامی که زنان را طلاق دادید و مدّت عدّه‌ی خود را به پایان بردند، مانع از آن نشوید که با شوهران (سابق خود دوباره) ازدواج کنند، اگر در میان آنها به صورتی پسندیده رضایت متقابل حاصل گردد؛ با این پند و یادآوری، آن عدّه از شما به خود می‌آیند که به خدا و آخرت ایمان دارند؛ این برای شما پربرکت‌تر و پاکیزه‌تر است، و خدا می‌داند و شما نمی‌دانید.
به نظر شما، این دو آیه از قرآن را تحت چه عنوانی باید قرار داد؟ در واقع این دو آیه ضمن آنکه شامل قوانین و احکامی برای خانواده هستند، در کنار آن، دربرگیرنده‌ی مسائل تربیتی و تعالیم اخلاقی، و دستورالعمل‌های دینی و یادآوری خداوند و جهان پس از مرگ نیز هستند، و بر علم خداوند نسبت به همه چیز تأکید می‌نمایند، در حالی که انسان‌های از بیشتر چیز‌ها آگاه نیستند. آیا می‌توان این دو آیه را آیاتی در ارتباط با قانون‌گذاری یا تعلیم و تربیت، یا اصول عقاید، یا آداب معاشرت تلقّی نمود؟ حقیقت این است که این دو آیه همه‌ی این موضوعات را در آنِ واحد در خود جای داده‌اند.
یکی دیگر از جنبه‌های فراگیری و جامعیت قرآن این است که تنها عقل را مورد خطاب قرار نمی‌دهد، یا، روی سخن قرآن صرفاً با قلب انسان نیست بلکه تمامی کیان انسانی را مورد خطاب قرار می‌دهد، و در عین آنکه عقل را قانع می‌کند، همزمان قلب را نیز از جای بر‌می‌کَنَد. برای مثال وقتی انسان این آیات را قرائت می‌نماید، یا می‌شنود که خداوند می‌فرماید:
یا أَیهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَرِیمِ * الَّذِی خَلَقَکَ فَسَوَّاکَ فَعَدَلَکَ * فِی أَی صُورَةٍ مَّا شَاء رَکَّبَکَ (انفطار: ۸-۶)
ای انسان، چه چیز تو را در برابر پروردگار بزرگوارت مغرور ساخته است؟! پروردگاری که تو را آفرید و سر و سامان داد و معتدل و متناسب گردانید. و آنگاه، به هر شکلی که خواست، تو را درآورد.
در می یابد که همه‌ی ابعاد وجودی انسان، اعمّ از عقل و وجدان و روح و روان او را مورد خطاب قرار می‌دهد، و مانند دیگر کتاب‌های دینی و الهیات پیش از قرآن به مخاطب قرار دادن قلب و ضمیر او اکتفا نمی‌نماید، یا همانند کتاب‌های فلسفی قدیمی و جدید، تنها با فکر و عقل انسان سخن نمی‌گوید؛ بلکه ذات و هویت انسانی را با همه‌ی ارکان و ویژگی‌ها و ابعاد آن مورد خطاب قرار می‌دهد.
استاد عباس العقاد (رح) می‌فرماید: «اسلام عقل انسان را مورد خطاب قرار می‌دهد، اما در مورد سخن گفتن با وجدان و روان او نیز کوتاهی نمی‌کند، و از دیدگاه اسلام، کنکاش عقلی راهی است که از طریق آن وجدان و قلب انسان به حقیقت می‌رسد، و اندیشیدن بابی از ابواب هدایت است که به وسیله‌ی آن ایمان تحقق پیدا می‌نماید:
قُلْ إِنَّمَا أَعِظُکُم بِوَاحِدَةٍ أَن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَی وَفُرَادَی ثُمَّ تَتَفَکَّرُوا (سبأ: ۴۶)
بگو: من شما را تنها یک نصیحت می‌کنم و آن این است که خالصانه برای خداوند دو به دو یا یک به یک از جای برخیزید (و اندیشه‌ها و دلهای خفته را بیدار کنید و) سپس بیندیشید.
کَذَلِکَ یبینُ اللّهُ لَکُمُ الآیاتِ لَعَلَّکُمْ تَتَفَکَّرُونَ (بقره: ۲۱۹)
اینگونه خداوند آیاتش را برای شما بیان می‌نماید شاید که بیندیشید.
گستردگی و فراگیری در عقیده هیچ‌گاه از این فراتر نمی‌تواند برود که همزمان روح و جسم و عقل و ضمیر انسان را مورد خطاب قرار دهد، و در حقّ هیچ‌یک از مَلَکات و ابعاد وجودی انسان اجحاف ننماید، و راه افراط را نیز در پیش نگیرد».[۱]
قرآن گروه خاصی از انسان‌ها را با توجه به نگرش فکری یا روانی معینی مورد خطاب قرار نمی‌دهد و از دیگر رویکرد‌ها و نگرشها غفلت نماید، بلکه همه‌ی قشرها را همزمان مورد خطاب قرار می‌دهد و همه‌ی گرایش‌های سالم انسانی را، با آنچنان هماهنگی و موازنه‌ای که تنها در توان نازل کننده‌ی قرآن و آفریدگار انسان است، پاسخگویی و تغذیه می‌نماید.
الف) جویندگان حقایق عقلی مطالبی را که منطق آنان را راضی گرداند در قرآن می‌یابند، و زمانی که می‌شنوند قرآن با صدای بلند، عقل انسان را به اندیشیدن در ملکوت آسمان‌ها و زمین و آفریدگان خداوند، و آنان را در عرصه‌ی عقلیات به اعتماد بر دلیل و برهان فرا می‌خواند، از اعماق درونشان به آن دلبستگی پیدا می‌نمایند:
قُلْ هَاتُواْ بُرْهَانَکُمْ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ (بقره: ۱۱۱)
بگو: اگر راستگو هستید، دلایل خود را ارائه بدهید.
همچنین، در عرصه‌ی محسوسات و تجربیات، قرآن انسان را به مشاهده و تجربه فرا می‌خواند:
أَوَلَمْ ینظُرُواْ فِی مَلَکُوتِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا خَلَقَ اللّهُ مِن شَیءٍ (اعراف: ۱۸۵)
چرا به ملکوت آسمان‌ها و زمین و آن چیزهایی که خداوند آفریده است، نگاه نمی‌کنند (و در آنها نمی‌اندیشند).
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیفَ بَدَأَ الْخَلْقَ (عنکبوت: ۲۰)
بگو: در سراسر زمین بگردید (و تحقیق کنید) که خداوند آفرینش مخلوقات را چگونه آغاز کرده‌است.
وَجَعَلُوا الْمَلَائِکَةَ الَّذِینَ هُمْ عِبَادُ الرَّحْمَنِ إِنَاثًا أَشَهِدُوا خَلْقَهُمْ (زخرف: ۱۹)
و فرشتگانی را که بندگان خدای رحمان هستند مؤنث قلمداد می‌کنند، مگر اینان شاهد آفرینش فرشتگان بوده‌اند؟
در زمینه‌ی منقولات، قرآن به انسان توصیه می‌کند که از راستی و درستی آنها اطمینان حاصل کند:
اِئْتُونِی بِکِتَابٍ مِّن قَبْلِ هَذَا أَوْ أَثَارَةٍ مِّنْ عِلْمٍ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ (احقاف: ۴)
نوشته‌ای را پیش از این، یا یک اثر علمی (باستانی) را برایم بیاورید، اگر شما راستگو هستید؟
قرآن، عقل و اندیشه‌ی انسان را ترغیب و تشویق می‌کند که بر اساس حدس و گمان و تخمین و تبعیت از کشش‌های ناروا و تقلید‌های کورکورانه از آباء و اجداد یا بزرگان و رؤسا، مطالب را نپذیرند.[۲]
همین کافی است که مشتقات عقل، مانند «یعقِلون» و «تعقِلون» پنجاه و هشت بار و مشتقات فکر هفده بار در قرآن آمده‌اند، و کلمه‌ی «اَلباب» به معنای عقول، شانزده بار در قرآن ذکر شده است. اینها غیر از آیاتی است که کلمات و تعبیرات دیگری مانند: نظر و اعتبار و تدبّر و حجّت و برهان و نُهی و حکمت و علم و امثال آن را دربردارند؛ مسائلی که جویندگان حقایق و معارف عقلی آنها را در هیچ کتاب دینی غیر از قرآن نمی‌یابند.
ب) جویندگان حقایق معنوی و روحانی نیز، مطالبی را که ذوق و عرفان و وجدان آنان را تغذیه و اِرضا می‌کند و رغبت و شوق ایشان را به سیر در آفاق روح و معنویت پاسخ می‌گوید، در قرآن می‌یابند. در ماجرای موسی و عبد صالح خداوند در مورد آن می‌فرماید:
فَوَجَدَا عَبْدًا مِّنْ عِبَادِنَا آتَینَاهُ رَحْمَةً مِنْ عِندِنَا وَعَلَّمْنَاهُ مِن لَّدُنَّا عِلْمًا (کهف: ۶۵)
آنگاه بنده‌ای از بندگان (صالح) ما را (بنام خضر) یافتند که او را مشمول رحمت خویش ساخته و از جانب خود به او علم فراوانی داده بودیم.
آنان که در گفتار قرآن به دنبال «ایمان» هستند، در پیامهای قرآنی مباحث و مطالبی را که باعث پدید‌آمدن ایمانی آگاهانه به خدا و پیامبران و لقاءالله و حساب و کتاب پس از مرگ می‌شوند، در قرآن می‌یابند، دلایلی که انکار و شکّ و نفاق را از میان می‌برند، و برای اثبات وجود خداوند و وحدانیت و عظمت و قدرت و منتهای حکمت و گستردگی رحمت او و بعثت پیامبران صاحب رسالت از جانب او، براهین روشن و قاطع ارائه می‌دهند.
رُّسُلاً مُّبَشِّرِینَ وَمُنذِرِینَ لِئَلاَّ یکُونَ لِلنَّاسِ عَلَی اللّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ (نساء: ۱۶۵)
پیامبرانی بشارتگر و هشداردهنده، تا اینکه پس از آمدن پیامبران مردم حجّت و عذر و بهانه‌ای در برابر خداوند نداشته باشند.
همچنین، دلایلی که عدالت کیفر و پاداش را در آخرت اثبات می‌نمایند؟
لِیجْزِی الَّذِینَ أَسَاؤُوا بِمَا عَمِلُوا وَیجْزِی الَّذِینَ أَحْسَنُوا بِالْحُسْنَی (نجم: ۳۱)
تا آنهایی را که کار بد انجام داده‌اند، بر اساس عمل خودشان مجازات نماید و آنان را که خوب عمل کرده‌اند به نیکی پاداش بدهد.
قرآن برای چنین اشخاصی، سرنوشت اهل ایمان را که در دنیا زندگی بی‌آلایش و افتخار آمیز، و در آخرت نجات و سعادت است، و در مقابل، فرجام و سرانجام آنان را که راه تکذیب م‌پیمایند، و در دنیا عبارت از خواری و شقاوت، و در آخرت عبارت از ذلّت و عذاب است، روشن می‌نماید.
ویژگی ایمان قرآنی آن است که سازنده است نه ویرانگر؛ وحدت‌آفرین است نه تفرقه‌انگیز؛ و اهل مداراست نه اهل تعصُّب. قرآن باور داشتن همه‌ی کتابهای نازل شده از آسمان، و ایمان به همه‌ی پیامبران فرستاده شده از جانب خدا را لازم می‌داند:
کُلٌّ آمَنَ بِاللّهِ وَمَلآئِکَتِهِ وَکُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لاَ نُفَرِّقُ بَینَ أَحَدٍ مِّن رُّسُلِهِ (بقره: ۲۸۵)
همه‌ی آنان به خداوند و ملائک و کتاب‌ها (ی آسمانی) و پیامبران او ایمان آورده‌اند؛ ما میان هیچ‌یک از پیامبران الهی تفاوتی قائل نیستیم.
ج) کسانی که به ارزش‌های اخلاقی عشق می‌ورزند نیز، مطلوب و گمشده‌ی خود را در قرآن می‌یابند. موضوع اخلاق خیر و فضیلت است، قرآن نیز، همچنان که انسانها را به حق راهنمایی می‌نماید، آنان را به خیر و نیکی هم فرا می‌خواند، و عمل نیک و کار خیر را یکی از مسئولیت‌های سه‌گانه‌ی جامعه‌ی اسلامی دانسته است؛ چنانکه می‌فرماید:
وَ افْعَلُوا الخَیرَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُون (حج: ۷۷)
از این گذشته، قرآن از انسان مسلمان صرفاً به انجام کارهای نیک خشنود نمی‌گردد، بلکه از او می‌خواهد تا دیگران را نیز به کارهای نیک فرا بخواند و راهنمایی کند:
وَلْتَکُنْ مِنْکُمْ اُمَّةٌ یدْعُونَ اِلَی الخَیرِ (آل عمران: ۱۰۴)
اخلاق بخش وسیعی از قرآن را به خود اختصاص داده است که در این مقام گنجایش سخن گفتن پیرامون آن وجود ندارد. توصیه می‌کنیم، برای تفصیل بیشتر در این‌باره به کتاب ارزشمند «دستور الاخلاق فی القرآن» نوشته‌ی استاد ما علاّمه دکتر محمّد عبدالله درّاز (رح) مراجعه شود.
د) آن دسته از انسان‌ها نیز که به ارزش‌های زیبا‌شناختی و امور هنری اهتمام می‌ورزند، مطالب بسیاری را در قرآن می‌یابند که احساس زیباشناسانه‌ی آنان را رشد و نموّ می‌بخشد
و گرایش و روحیه‌ی هنری ایشان را تقویت می‌نماید. قرآن توجه آنان را به بهره‌گیری از زیبایی منظره‌ی آسمانها فرا می‌خواند که:
وَ زَینَّاهَا لِلنَّاظِرین (حجر: ۱۶)
وَ لَقَدْ زَینَّا السِّماءَ الدُّنیا بِمَصابیحَ (مُلک: ۵)
براستی ما آسمان دنیا را با چراغ‌هایی درخشنده آذین بسته‌ایم.
قرآن توجه انسان را به زیبایی‌های طبیعت در زمین، و بیش از همه گیاهان و درختان، جلب می‌نماید و می‌فرماید:
وَ اَنْبَتَتْ مِنْ کُلِّ زَوْجٍ بَهیجٍ (حج: ۵)
... و انواع گیاهان زیبا و شادی‌بخش را می‌رویاند.
فَاَنْبَتْنَا بِهِ حَدائِقَ ذاتَ بَهْجَةٍ (نمل: ۶۰)
به وسیله‌ی آب باران، باغهای سرسبز و شادی‌بخش را می‌رویانیم.
و زیبایی‌های موجود در جانداران:
وَ لَکُمْ فیهَا جَمالٌ حِینَ تُرِیحُونَ وَ حِینَ تَسْرَحُونَ (نحل: ۶)
برایتان در آنها زیبایی است، آنگاه که آنها را شامگاهان از چرا باز می‌آورید و بامدادان به چرا می‌برید. و زیبایی‌هایی که در خلقت انسان تدارک دیده است:
وَ صَوَّرَکُمْ فَاَحْسَنَ صُوَرَکُمْ (تغابن: ۳)
و شما را تصویر نمود و در بهترین صورت آفرید.
همچنین، در رابطه با زیبایی‌های موجود در دیگر مخلوقات می‌فرماید:
صُنْعُ اللهِ الّذِی أتْقَنَ کُلَّ شَیء (نمل: ۸۸)
صنعت و آفرینش الهی که هر چیزی را در نهایت انسجام و استحکام آفریده است.
افزون بر همه‌ی اینها، زیبایی‌های بیانی و معجزاتی در نظم و اسلوب و شکل و مضمون قرآن وجود دارد؛ تا آنجا که حتی مشرکین درباره‌ی آن می‌گفتند: «براستی سراسر حلاوت و شیرینی و زیبایی و درخشندگی است؛ سرآغاز آن سودمند و سرانجام آن سعادتبخش، و هر زمان فروغش فروزان‌تر، و برتری‌اش نمایان‌تر می‌گردد».

وبگردی
تلگرام جایگزین داخلی ندارد / در پیام رسان داخلی در حال تکمیل پرونده احتمالی خود هستید !
تلگرام جایگزین داخلی ندارد / در پیام رسان داخلی در حال تکمیل پرونده احتمالی خود هستید ! - به فرض محال که اطلاعات مردم مورد سوءاستفاده کشورهای دیگر قرار بگیرد، برای‌شان پیامد امنیتی مستقیمی ندارد. بسیاری از کاربران ایرانی در تلگرام به دریافتن و فرستادن اخبار و طیفی از جوک‌ها (از سیاسی گرفته تا خانوادگی) می‌پردازند. این مسائل هم برای کشورهای دیگر اهمیتی ندارد (البته اگر از تحلیل محتوا و کاربردهای بعدی‌شان بگذریم) و نمی‌تواند پیامد مستقیمی برای کاربر ایرانی داشته باشد. اما همین اطلاعات چنانچه…
ماجرای انحصار عربستان بر روغن مایع ایران / تا 100 درصد پالم !
ماجرای انحصار عربستان بر روغن مایع ایران / تا 100 درصد پالم ! - روغن های نباتی را خوب بشناسید. سخنان یک تولید کننده سابق روغن نباتی.
آشغال‌سازها گرفتار خانم مدیر شدند
آشغال‌سازها گرفتار خانم مدیر شدند - رییس سازمان ملی استاندارد ایران مجددا با خودروسازان در ارتباط با رعایت استانداردهای ۸۵‌گانه خودرویی از ابتدای دی‌ماه سال جاری اتمام حجت کرد.
ایران نیاز به مردانی بزرگ و دانشمند دارد / چرا اینهمه انسانهای ...
ایران نیاز به مردانی بزرگ و دانشمند دارد / چرا اینهمه انسانهای ... - مرتضوی هیچ گاه قاضی و حقوق دان نبود و نباید کار قضایی انجام می‌داد. اما این ضعف ماست که چنین فردی در جایگاه بالایی قرار می‌گیرد. شگفتی من از قاضی مرتضوی و رفتار او نیست که چرا خودش را برای اجرای حکم خود به زندان معرفی نکرد. من رفتار او با زهرا کاظمی را دیده بودم.
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟ - بعد از انقلاب، به واسطه تنیده شدن حکومت و دین بسیاری از پست‌ها و سمت‌های سیاسی با هاله‌ای رو به رو شد که اجازه نمی‌داد صاحب آن منصب مورد نقد قرار بگیرد....
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس - بازیگر سریال "تعطیلات رویایی" از حمله افراد ناشناس به خود خبر داد. مریم معصومی، بازیگر سینما و تلویزیون مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت.
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد - «احمد مهران فر» بازيگر نقش «ارسطو عامل» در سريال پايتخت ۵ در اینستاگرام خود از ازدواجش با «مونا فائض پور» خبر داد.
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی - صحبت های جنجالی رییسی پیرامون استفاده روحانی از نام امام رضا در انتخابات
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند!
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند! - محمد غرضی می‌گوید: زمانی که به عنوان وزیر در وزارت حضور یافتم بیش از ۵۰۰ نفر را دیدم نامه‌هایی که از داخل به خارج و از خارج به داخل کشور ارسال می‌شدند را چک می‌کردند و به صورت سه شیفت فعالیت می‌کردند و نامه‌ها را می‌خواندند.
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم - ویدیوهایی از نسیم نجفی اقدم در شبکه های اجتماعی به زبان های انگلیسی و فارسی موجود است که در آن ها وی از حذف ویدیوهای خود توسط یوتیوب شکایت دارد.
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟ - بگذارید اینطور بپرسم: مگر کیروش، مربی تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران عرق نمی‌خورد؟ نمی‌رقصد؟ مگر برانکو و شفر نمازشب می‌خوانند و روزه می‌گیرند و اصولگرا و ارزشی و انقلابی هستند؟!