سه شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۷ / Tuesday, 13 November, 2018

علم و دانش آموزی از منظر قرآن


علم و دانش آموزی از منظر قرآن
اگر گفته شود دین اسلام، دین دانش و آموزش برای زندگی سعادتمندانه دنیوی و اخروی است، سخنی به گزاف گفته نشده است. اهمیت علم ودانش در اسلام بقدری است كه اولین كلمه ای كه خداوند متعال بر پیامبر اكرم (ص) نازل فرمود: اقرأ (بخوان)! بوده است.
در مقاله حاضر نویسنده سعی كرده است به انواع دانش ها و نیز آداب دانش آموزی بپردازد. اینك مطلب را با هم از نظر می گذرانیم.
● جایگاه و اهمیت علم و دانش
بی گمان ارزش انسان در آموزه های قرآنی به دانش است؛ از این روست كه تسخیر فرشتگان و هستی، زمانی برای انسان شدنی شد كه خداوند به انسان اسمای خویش را تعلیم داد و انسان به دانش اسمایی آگاه شد. (بقره آیه ۳۱ تا ۳۴) این آگاهی هر چند به شكل آگاهی حضوری و شهودی است كه از آن به دانش وجودی نیز تعبیر می شود؛ زیرا در جان و وجود انسان جای می گیرد و بخشی بلكه همه وجود وی را شكل می بخشد كه در تعبیر مولوی: ای برادر تو همه اندیشه ای.
مابقی جز استخوان و ریشه ای، به خوبی تبیین شده است؛ با این همه دانشی دارای ارزش است كه انسان را به مقام خودش بازگرداند و از مقام هبوط به عروج رساند و صعود دوباره ای را از خاك به عرش افلاك برین تا عرش سدره المنتهی آغاز كند.
از این روست كه قرآن ارزش و اعتبار آدمی را به دانش اسمایی دانسته است كه دانش توانایی و ظرفیت به همه آن چیزهایی است كه خداوند را به خداوندی متصف ساخته است. آدمی با دانش اسمایی می تواند به كمال مطلق برسد. تفاوت اسما و صفات در خداوند با انسان در این است كه اسما در خداوند عین ذات و ازلی و ابدی است و در انسان عین ذات نیست بلكه به شكلی عارض ذات و عنایت الهی است. با این همه این انسان است كه می تواند با دانش خویش به جایی برسد كه كسی در هستی بدان دست نیافته است.
سخن را با این پرسش آغاز می كنیم نیازهای علمی انسان كه اگر انسان همه اسمای الهی را به جعل تعلیمی دانسته و داراست، چه لزومی دارد تا آن را بیاموزد و به این دانش داشته دست یابد؟ اصولا آیا پذیرفتنی است كه انسان چیزی را كه خود داراست دوباره بجوید و بخواهد؟
به نظر می رسد كه این پرسش به جهت مهمی اشاره داشته است.
از این رو سخن گفتن از دانش آموزی به معنای یادگیری هیچ سخنی نادرست است؛ زیرا انسان همان گونه كه نمی تواند چیزی را كه داراست بجویید و بخواهد هم چنین نمی تواند چیزی كه اصلا ندارد را بخواهد و بجوید.
بنابر این در هر خواستنی می بایست به این مساله توجه داشت كه امری به شكل مطلق مجهول نخواهد بود بلكه امری معلوم به شكل اجمالی است كه می بایست به طور كامل روشن و دانسته شود. از این رو می توان گفت كه انسان تنها اموری را می جوید و می خواهد كه دانش اجمالی از آن دارد به این معنا كه دانشی را كه در اوست و به شكل اجمالی و نهان و ظرفیت وجود دارد می جوید و می كوشد تا آن را به فعلیت در آورد و به شكل عینی و واقعی در خود ظهور و بروز دهد.
از این روست كه در آیات قرآنی سخن از تذكر و رهایی از غفلت است.
انسان با دارایی موجود در نهاد و نهان خویش می بایست آن چه را كه از آن غافل شده را به یاد آورد و به فعلیت در آورد. این دانش همان اسمای الهی است؛ زیرا اسمای الهی تنها نام و اسم نیست بلكه هر یك دانشی از دانش ها و علمی از علم ها و توانایی ای از توانایی هاست. انسان با داشتن اسم بصیر به توان درك و دیدن درست می رسد و با اسم سمیع و شنوا به توان و ظرفیت شنوایی دست می یابد. بنابر این هر یك از اسمای خود یك ظرفیت و دانشی است كه انسان را قادر و توانا می سازد تا با آن خود را به كمال برساند و به كمال مطلق یعنی خدا دست یابد.
این ظرفیت در همه بشر به تعلیم و جعل الهی قرار داده شده است و انسان به هبوط خویش از آن غافل شده است و می بایست دوباره با تلاش و بهره گیری از آموزه های وحیانی و دستورهای قرآن و كتب آسمانی به فعلیت برساند.
در حقیقت گزاره ها و آموزه های وحیانی الهی چیزی جز راه دست یابی به دانش موجود در نهاد و رهایی آن از غفلت نیست تا دوباره به فعلیت برسد.
از این رو دانش آموزی نیز چیزی جز به فعلیت آوردن و یا آوردن و تذكر آن دانش اسمایی نیست كه در نهاد و سرشت انسان وجود دارد. به بیان دیگر می توان مدعی شد كه دانش چیزی جز تذكر و یادآوری و رهایی از غفلت و دانش آموزی نیز چیزی جز یادآوری نیست.
● راههای كسب دانش
بنابراین آموزه و تعلم به دو معنا در آیات قرآنی به كار رفته است؛ گاه به معنای جعل و ایجاد ظرفیت و توانایی است كه به آن تعلیم اسمایی در آیه ۳۱ سوره بقره گفته شده است و گاه دیگر به معنای تذكر و یادآوری و یا پدیداری بستر و زمینه ای مناسب برای بروز و ظهور استعداد و دانش اسمایی است كه در انسان به ودیعت نهاده شده است.
انسان هرچند همه علوم و دانش ها را از منشا آن خداوند به هر دو معنای آموزش و دانش آموزشی می آموزد ولی این آموزش نیز به دو شیوه مستقیم و غیرمستقیم انجام می شود. به این معنا كه گاه این تذكر و به فعلیت آوری به طور مستقیم و بی واسطه صورت می گیرد كه از آن به آموزش و تعلیم لدنی یاد می شود كه از آن جمله می توان به آموزش و تعلم آموخته های رشدآفرین خضر نام برد كه خداوند در آیه ۶۵ و ۶۶ سوره كهف به این مسئله چنین اشاره می كند: فوجدا عبدا من عبادنا آتیناه رحمه من عندنا و علمناه من لدنا علما قال له موسی هل اتبعك علی ان تعلمن مما علمت رشدا؛ پس موسی و همراهش (یوشع بن نون) در كناره مجمع البحرین (جایی كه دو رود بزرگ و یا دو دریا به صورت خلیج به هم می رسند) بنده ای از بندگان ما را یافتند كه از پیش ما به رحمتی داده بودیم و دانشی را از نزد ما آموخته بود.
موسی به آن بنده خدا گفت: آیا می توانم از تو پیروی كنم تا از آن دانش رشدی خویش چیزی را به من بیاموزی؟
در این آیه به نوعی علم خاص كه خداوند از آن به علم لدنی و موسی به علم رشدی تعبیر می كند اشاره شده است. این دانش و علم، از آن جایی كه در شیوه یادآوری و تلقی و تكمیل و فعلیت یابی به طور مستقیم از خدا كسب می شود، دانش گرفته شده از منشا و سرچشمه آن می باشد و از هرگونه آلودگی و شبهات و تردیدها مبرا و پاك می باشد.
دسته دیگر از دانش ها به صورت غیرمستقیم و از راه ابزار و روش های دیگر به دست می آید كه از این دسته می توان به تمام دانش هایی اشاره كرد كه از راه حواس و تجربه كسب می شود و بلكه حتی شامل دانش هایی نیز می شود كه به واسطه وحی به دیگر بشر می رسد.
● مفید بودن دانش
در دانش آموزی می توان هم از شیوه مستقیم و غیرمستقیم بهره برد. هرچند كه بهره گیری از دانش مستقیم به جهتی كه از سر منشا و سرچشمه آن گرفته می شود از خلوص و كمال زایی و كمال بخشی بیش تری برخوردار می باشد ولی این بدان معنا نخواهد بود كه هر دانشی برای هر كسی مفید خواهد بود.
در داستان حضرت موسی(ع) و عالم ربانی (خضر) ما با آن كه می بینیم كه با كم ترین واسطه حضرت موسی(ع) می كوشد تا از دانش خاصی برخوردار گردد كه بیرون از دایره نبوت عامه و حتی نبوت خاصه است و شخص دارای آن توان یعنی خضر از آن دانش برای مأموریت های ویژه بهره می گیرد چنان كه در سه رخداد به خوبی نمایانده شده است .با این همه این دانش خاص به درد حضرت موسی(ع) نمی خورد و در مأموریت او فایده و تأثیر چندانی نمی بخشد؛ از این رو می بینیم كه پس از كسب بخشی از دانش كه می توان آن را نوعی دانش تصرف در تكوین و برتر از دانش شریعت دانست ولی هیچ تأثیری از آن در زندگی موسی(ع) به جا نمی گذارد و در ادامه داستان و یا در جایی دیگر قرآن به تأثیر این دانش در زندگی موسی(ع) اشاره نكرده است كه این خود نشان می دهد كه آن حضرت از این دانش اگر نگوییم چیزی نیاموخته است دست كم بهره ای نبرده و در زندگی فردی و مأموریت وی تأثیری به جا نگذاشته است.
بنابراین هر دانش خاص و رشدی هرچند كه از مقام و سرچشمه و یا از نزدیك سرچشمه گرفته شود به این معنا نیست كه برای هر كسی مفید و سازنده باشد. انسان دانشی را می بایست بجوید كه برای او مفید و سازنده باشد و بتواند باتوجه به آن ظرفیت های خویش را بروز و ظهور دهد و آشكار نماید.
در داستان هاروت و ماروت كه دو فرشته خداوند در سرزمین بابل در میانرودان بوده است، مشكل به شكل دیگری نشان داده و بیان می شود. قرآن در آیه ۱۰۲ سوره بقره به دانشی اشاره می كند كه از نزدیك سرچشمه برداشته می شود و به گونه ای دانش مستقیم و پاك و مبراست ولی از آن جایی كه اشخاصی كه به تعلم آن می پردازند یا ظرفیت برخورداری از آن را ندارند و یا در بهره گیری برای اهداف رشدی از آن سود نمی برند، چنین دانش كامل و رشدی كه نوعی علم لدنی است نیز سودی برای مردمان بابل نداشته بلكه آنان را گرفتار درد و رنج نمود.
● نقش ظرفیتها در فراگیری دانش
جادو و سحر دانشی فرازمینی همانند دانش خضر است و می توان از آن به دانش برتر یاد كرد ولی همین دانش با آن كه برتر و به نوعی لدنی است برای یهودیان و بابلیان سودی نداشته بلكه به جهت كاربردهای نادرست موجبات تفرقه و اختلاف در میان مردمان شد. (همان)
این نشان می دهد كه هر دانشی هرچند كه برتر و از منبع بالا و خالصی برداشته شود می بایست از دو ظرفیت در شخص و نیز اهداف به كارگیری از آن برخوردار باشد تا مفید و سودمند بوده و به تعبیر موسوی دانش رشدی باشد.
بنابراین حتی دانش لدنی نیز نمی تواند در هر حال دانش رشدی باشد و موجبات تكامل و رشد شخص و جامعه را فراهم آورد. از این روست كه دانش لدنی و برتر بلعم باعورا برای او و جامعه اش سودی نبخشید و به جای آن كه وی را به كمال و عرش برساند موجب شد تا به تعبیر خداوند: اخلد فی الارض؛ شود و در خود را در ماهیت زمینی خویش گرفتار و جاویدان سازد.
بنابراین دانش برتر نیز گاه نه تنها سازنده و مفید و رشدی نیست بلكه دانشی به حسب ظاهر گمراه كننده است كه موجبات كفر شخص و جامعه را به دنبال خواهد داشت. (بقره آیه ۱۰۲) تنها زمانی دانش برتر مفید خواهدبود كه هم شخص از ظرفیت بالایی برخوردار باشد و هم به قصد رشد آن را بیاموزد.
در داستان بابلیان نه تنها ظرفیت وجود نداشت بلكه هدف نیز فراموش شد و در داستان حضرت موسی(ع) هرچند كه قصد رشدی مطرح است (كهف آیه ۶۶) ولی ظرفیت چنین دانشی در آن حضرت وجود نداشته است چنان كه هم عالم ربانی و هم موسی(ع) در نهایت بدان اقرار كرده و از هم جدا می شوند. (كهف آیات ۶۶ تا ۷۸) در داستان بلعم باعورا با آن كه ظرفیت وجود داشته است ولی وی از آن به قصد رشد و تكامل بهره نبرده و در نهایت دچار خلود در زمین و كفر و بدبختی شد.
این به معنای آن خواهد بود كه اگر شخصی در حوزه ای از ظرفیت بالایی برخوردار گردید به معنای آن نیست كه در بخش ها و زمینه های دیگر نیز از چنین ظرفیتی برخوردار خواهد بود. واكنش موسی(ع) به دانش برتر و به تعبیر موسی(ع) رشدی، آن چنان تند و شتاب آلود است كه گاه خضر را به گمراهی و خروج از شریعت متهم می سازد و رفتار و كنش هایش را نادرست و برخلاف شریعت آسمانی تحلیل و تبیین كرده و حكم به بطلان عمل وی می دهد.
این در حالی است كه آن حضرت خود مامور بوده است كه از خضر(ع) پیروی كند و از دانش او بیاموزد. با این همه با علم و دانش به حقانیت خضر(ع) واكنش های موسی(ع) نشان می دهد كه وی از ظرفیت برخورداری از دانش برتر بهره مند نبوده است و برخلاف گمانش نه تنها این دانش برای او رشدی نبود بلكه نزدیك بود كه با مامور خداوند در افتد و موجبات گمراهی و تباهی خود را فراهم آورد.
● مضر بودن برخی دانشها برای همگان
از باب مضر بودن برخی دانشها برای همگان است كه اساتید بزرگ علوم و دانش های برتر چون عالم ربانی شیخ بهایی حاضر نمی شوند تا برخی از علوم خویش را به دیگران بیاموزد و اگر می آموزد به راز و رمز بیان می كند كه دور از دسترس همگان باشد.
بنابراین هر دانش برتر، برای هر كسی دانش رشدی و تكامل نیست بلكه گاه موجبات تباهی و گمراهی و كفر شخص و یا جامعه را سبب می شود. در روایات است كه علت این كه موسی(ع) به این ماموریت فرستاده شد به جهت آن بود كه وی خود را در همه دانش ها سرآمد می یافت و چون در دانش شریعت به كمال بود گمان برد كه دانشی نیست كه او نتواند از عهده او برآید و خداوند با این ماموریت به وی فهماند كه وی تنها در دانش شریعت و نیز رهبری امت كه وظیفه پیامبری او بود به برتری دست یافته و از ظرفیت خوبی برخوردار بوده است ولی در دانش های دیگری كه بیرون از حیطه ماموریت وی قرار داشت و نیازی نیز به آن ها نبود از این ظرفیت برخوردار نبوده است.
از این جا می توان به این نكته نیز دست یافت كه دانش موردنیاز هر چند ضروری و لازمه مسئولیت پذیری در پست و یا مقامی است و نیاز نیست كه شخص در همه امور سرآمد باشد بلكه در حوزه ماموریت و مسئولیت خویش می بایست از دانش خاص همان مسئولیت بهره مند باشد. چنان كه حضرت موسی در نزد دختران شعیب در مساله چوپانی از دو ویژگی مورد نیاز برخوردار بوده و به حكم انه قوی امین، از وی به چوپانی دعوت به عمل می آید. در داستان حضرت یوسف(ع) نیز به حكم مسئولیت وزارت خزینه داری و یا نخست وزیری از صفات خاص و در داستان طالوت به حكم مسئولیت فرماندهی جنگی و نظامی نیز از ویـژگی های خاص یاد می شود.
● لزوم تلاش علمی روشمند
دانش چه به صورت دانش لدنی و یا واسطه ای به دست آید نیازمند تلاش و كوشش بسیار است و دانش آموز می بایست رنج های بسیار برد كه از آن جمله می توان به رنج سفر (كهف آیه ۶۰) محرومیت از آسایش و راحتی (همان) تندی استاد (كهف آیه ۶۶) علاقه شدید به كسب دانش موردنظر (كهف آیه ۶۶ تا ۶۹) یاد كرد.
روش تعلیم می بایست با توجه به نوع دانش و نیز كاربرد آن تغییر یابد. از این رو ما با روش های مختلفی در دانش های گوناگون رو به رو هستیم. از آن جمله نیز می توان به روش مشاهده و بررسی شیوه زندگی جانوران و حیوانات برای آموختن تجربیات در زندگی (مائده آیه ۳۱) و همراهی در عمل و همكاری با استاد (كهف آیات ۶۶ تا ۷۰) و مانند آن یاد كرد.
هدف از دانش نیز می بایست همواره رشدی (كهف آیه ۶۰) و به این قصد باشد كه به دیگران كمك و یاری شود نه آن كه موجبات اذیت و آزار دیگران به این دانش آموزی فراهم گردد. (بقره آیه ۱۰۲) زیرا چنین نگرشی موجب می شود تا هم از مواهب الهی محروم و هم دچار بدبختی ابدی شود. (بقره آیه ۱۰۲)
● آداب دانش آموزی
از آداب دانش آموزی آن است كه شخص همواره از استاد و معلم خویش اجازه بگیرد و بدون اذن و اجازه وی بخش هایی را كه استاد اجازه نداده نیاموزد. شتاب و پیش افتادن از استاد گاه موجب می شود كه دانش آموز دانش را به درستی نیاموزد و یا به خطا چیزی را بیاموزد كه دست كم برای از میان بردن آن خطا، وقت و هزینه بسیاری باید صرف شود. (كهف آیه ۶۶)
احترام و تكریم معلم و استاد در همه حال واجب و ضروری است و دانش آموز می بایست در هر حال احترام استاد را نگه دارد به ویژه آن كه ثابت شده است كه ارتباط روحی میان استاد و شاگرد در آموزش بسیار تاثیرگذار است و انسان پیش از آن كه چیزی بیاموزد از انرژی و فعالیت های روحی و روانی استاد تاثیر می پذیرد و زمینه كسب دانش برایش فراهم تر می گردد (كهف آیه ۶۶)
اطاعت و پیروی از استاد و معلم نیز برای دانش آموز امری بایسته است و دانش آموز در حوزه علمی كه می آموزد می بایست مطیع باشد و از سرپیچی خودداری ورزد. این مساله به ویژه در دانش های تجربی و عملی ضروری تر است. هر حركت اشتباه دانش آموز خطرساز است. (كهف آیه ۶۶ تا ۶۹)
پذیرش تذكرات و یادآوری های استاد از سوی دانش آموز و صبر و شكیبایی در برابر ناملایمات و سخت گیری های استاد و توكل و واگذاری همه امور به مشیت الهی از مهم ترین آداب دانش آموزی است كه در داستان خضر و موسی (علیهما السلام) به خوبی آشكار و تبیین شده است.
به هر حال دانش آموزی اصول و مبانی و آدابی دارد كه بدون آن نمی توان از دانش آموز خوب سخن گفت. قرآن با بررسی همه جزئیات دانش آموزی می كوشد تا شرایط دانش آموزی درست و مطلوب را به انسان مومن و جامعه برتر ایمانی بیاموزد.

علی جواهردهی

منبع : روزنامه کیهان

مطالب مرتبط

لطایف قرآنی

لطایف قرآنی
ازحافظان جهان کس چوبنده جمع نکرد
لطایف حکمی با نکات قرآنی (حافظ)
قرآن، چراغ راه آکدلان و حقیقت‌جویان است و هماره در پهنای زمین و وسعت زمان، نور هدایتی بوده است در فرارویی حقیقت‌طلبان.
معجزه بودن آن نیز از آن‌روست که احدی توانایی آوردن مانند آن را ندارد و از میان کتب آسمانی، تنها کتابی است که تحریف نشده است. بشر آشنا با این صحیفه بیکران، حقیقت ناب رااز چشمه زلال معرفت قرانی طلب می‌کند و راه افسانه را نخواهد پیمود.
جنگ هفتاد ودو ملت همه را عذر بنه چـون ندیدند حـقیقت ره افسانه زدند
قرآن در میان مسلمانان، همچون قلب در پیکرر انسان است و هرگاه که قرآن در میان آنان حاکم بوده هیچ‌گاه غبار ندامت بر پیشانی آنان ننشسته است. اهتمام به‌قرآن در میان مسلمانان تا‌آنجا پیش‌رفته است که حتّی در ادبیات آنان، ضرب‌المثل‌های روزمره و اشعار و حکایات آنان، جایگاهی درخور یافته است. استشهادهای ظریف به‌آیات قرآنی نیز از همان جمله است کهمادر این نوشتار سعی خواهیم کرد با جمع‌آوری آنها از کتب مختلف مجموعه‌ای را فراهم آوریم که نکات و لطایف حکمی را دربرداشته باشد.
● سلطان پابرهنه
سلطان سلیمان، که از سلاطین عثمانی بوده است، روزی قصد زیارت مرقد مطهّر حضرت علی‌(ع) را در نجف کرد. نزدیکی حرم از اسب پایین آمد تا به‌احترام حضرت امیر (ع) تا حرم پیاده رود.
یکی از همراهان او که از دیدن این صحنه به شگفت آمده بود بر سلطان خرده گرفت که شما شأن خود را با این عمل پایین آوردید و سلطان در پاسخ گفت:‌احترام امیر‌المؤمنین‌(ع) بر من واجب است.
قاضی قانع نشد و اصرار کرد تا به‌قرآن تفأل زده شود. سلطان نیز چنین کرد این آیه در اول صفحه ظاهر شد:‌«فاخلع نعلیک إنک بالواد المقدس طوی؛ کفشهای خود را درآور چرا که در مکان مقدسی هستی». طه‌(۲۰)، آیه ۱۲
● بخیل زیرک
بخیلی سفارش ساخت کوزه و کاسه‌ای را به کوزه‌گر داد. کوزه‌گر پرسید:‌بر کوزه‌ات چه نویسم؟
بخیل گفت بنویس:‌«فمن شرب منه فلیس منّی؛ یعنی هرکس از آن بنوشد از من نیست»!
کوزه‌گر پرسید:‌بر کاسه‌ات چه نویسم؟ بخیل گفت بنویس:‌«و من لم یطعمه فأنّه منّی؛ یعنی هرکس از آن نخورد او از من است». بقره (۲)،و آیه ۲۴۹
● سهم برادری
مسکینی به نزد امیر آمد و گفت به‌مقتضای آیه «انما‌المؤمنون اخوة؛ مؤمنان برادر یکدیگرند»، مرا در مال تو سهمی است، چرا که برادرت هستم. حجرات (۴۹)، آیه ۱۰
امیر گفت تا یک دینار به او دادند. مسکین گفت: ای امیر این مبلغ کم است. امیر گفت:‌ای درویش، تنها تو برادر من نیستی، بلکه همه مؤمنان عالم برادر من هستند، پس اگر مال مرا به‌همه ایشان قسمت کنند به تو بیش از نرسد.
● زن نکته سنج
روزی زنی را نزد حجاج آوردند که قبیله او سرکشی کرده بود.
حجاج به او گفت:‌ای زن! آیه‌ای مناسب بخوان تا تو را ببخشم. زن این آیه را خواند:‌«اذا جاء نصراللّه والفتح. ورأیت النّاس یخرجون من دین‌اللّه أفواجاً».
حجاج گفت:‌وای بر تو! اشتباه گفتی، بلکه «یدخلون فی‌دین‌اللّه» درست است. زن گفت:‌‌ای حجّاج «دخلوا و انت تخرجهم؛ یعنی آن‌ها داخل در دین خدا شدند و تو آن‌ها را خارج می‌کنی».
● از ماست که بر ماست
شخصی شیر می‌فروخت و آب در آن می‌ریخت، پس از چندین سال، سیلابی بیامد و گوسفندان و اموالش را برد. به‌پسر خود گفت:‌نمی‌دانم این سیل از چه آمد؟
پسر گفت:‌ای پدر، این آبی است که به‌شیر داخل می‌کردی اندک اندک جمع شد و هرچه داشتیم برد.
«وما اصابکم من مصیبة فبما کسبت ایدیکم؛ و آن‌چه از رنج و مصائب به‌شما می‌رسد، همه از اعمال زشت خود شما است». شوری (۴۲)، آیه ۳۰
● فیلمنامه حضرت یوسف
بدون تردید بهترین الگو برای انسان‌ها زندگی پیامبران الهی است که بحمد‌للّه در سال‌های اخیر تلاشهای زیادی برای کودکان و نوجوانان در مجلات و کتب داستانی شده است، امّا خلأ کمبود داستان‌های پیامبران و قصص قرآنی در حوزه فیلم و تصویر به‌شدت مشهود است و علی‌رغم گستردگی موضوعات و غنای سوژه‌های قرآنی، متأسفانه کمتر به‌آنها توجه شده است و می‌توان گفت مورد بی‌مهری هنرمندان قرار گرفته است.
فیلمنامه مجموعه تلویزیونی حضرت یوسف از تلاش‌های درخوری است که آهنگ جبران چنین کمبودی را دارد. جناب آقای نجف‌علی حسن‌زاده، که خود از طلاّب و فضلای برجسته و روشنفکر حوزه علمیه مشهد است، پس از دوسال تحقیق در تفاسیر و تاریخ و قصص قرآن، فیلمنامه حضرت یوسف را به رشته تحریر درآورده و در یک سریال ۱۸ قسمتی در ۳۱۶ صفحه تقدیم هنر دوستان و علاقه‌مندان داستان‌های قرآنی کرده‌اند.
داستان حضرت یوسف علاوه بر آن‌که خداوند در قرآن آن را بهتر قصه‌ها (احسن‌القصص) نامیده است، کامل‌ترین داستانی است که در قرآن آمده است و به‌همین جهت بیشترین نکات آموزنده قرآنی و مسائل اخلاقی، تربیتی، سیاسی به‌صورت سازنده و مفید در آن یافت می‌شود.
داستان حضرت یوسف داستان روز جامعه جوان ماست. تشریح عنایت پروردگار جهان به‌بنده عفیف، پاکدامن، باتقوا و عاشق خود در این داستان، حدیث دلربایی است که جان‌های پاک را به‌سوی خود می‌کشد. داستان حضرت یوسف تنها قصه‌ای است که در آن از عشق سخن می‌گوید، از عشق مجازی زلیخا و عشق حقیقی یوسف، که با بیانی زیبا و لطیف سرانجام این دو به‌تصویر کشیده شده است.
روان بودن متن گفتگوهای فیلمنامه، زیبایی این مجموعه تلویزیونی را در ایجاد ارتباط راحت‌تر و مأنوس‌تر با بینندگان خود دو چندان کرده است.
▪ با توجّه به اهمیتی که برای قرآن گفته می‌شود چرا خواندن قرآن یکی از واجبات نیست؟
ـ واجبات عبادی در اسلام مانند نماز، روزه و … از کمترین اموری هستند که فرد مسلمان با انجام آن نخستین مراحل رشد و تعالی را طی می‌کند، امّا برای تقرّب بیشتر و کسب کمالات معنوی اموری را خداوند مستحب کرده است. قرائت قرآن همراه با تفکّر و تأمل از آن امور است. پس امکان دارد یک امر از جهت کمک به رشد معنوی بسیار مهم باشد ولی واجب نباشد و خداوند خواسته افراد با آزادی و میل و رغبت بیشتر آن اعمال را انجام دهند. در عین حال باید به‌دو نکته توجه داشت:‌اوّل آن‌که در نماز، که مهمترین واجب الهی است بخش زیادی از آن سوره حمد و یک سوره دیگر از قرآن است و به عبارتی بر هر مسلمان مکلّف واجب است در روز ده مرتبه، بخشی از قرآن را به قصد نماز بخواند، و نکته دوّم آن‌که خداوند مهربان و آگاه بر حالات انسانها است و توانایی‌ها و ظرفیت‌های او را در رابطه با احکام می‌داند و چه‌بسا از این جهت قرائت همه قرآن را واجب نکرده باشد.
▪ ما که به‌زبان عربی آشنا نیستیم برای فهمیدن قرآن چه‌باید بکنیم؟
ـ فهم قرآن اختصاصی به‌طبقه خاصّی ندارد وهمه می‌توانند قرآن بخوانند و به‌اندازه استعداد و ظرفیت‌های علمی از آن بهره‌مند شوند، طبعاً برای کسانی که آشنا به‌زبان عربی نیستند ترجمه‌های خوبی از قرآن به‌چاپ رسیده است که به‌فهم قرآن کمک فراوانی می‌کند، ضمن این‌که تفاسیری نیز به‌زبان فارسی منتشر شده است که می توان برای فهم عمیق‌تر به‌آن تفاسیر مراجعه کرد.
▪ برای اینکه قرآن به قلب و روح انسان تأثیر بگذارد چه باید بکنیم؟
ـ برای تأثیر‌پذیری از قرآن کریم، روایات فراوانی از ائمه معصومین (ع) رسیده از جمله این‌که: قرآن به‌صورت ترتیل (آهسته، شمرده، روشن و واضح) خوانده شود. فرد به هنگام خواندن قرآن متوجه باشد قرآن سخن خداست و خدا با او سخن می‌گوید، به‌معنای آیات توجه کند و به‌هنگامی که به‌آیات انذار و ترس از خدا می‌رسد بترسد و آثار ترس در او نمایات شود و هنگامی که آیات رحمت و اوصاف بهشت را می‌خواند امید به‌رحمت را در خود زنده کند. و یا اینکه قرآن با صوت حزین خوانده شود و…
از همه این امور مهم‌تر آن‌که فرد هرچه طهارت و پاکی نفس و دوری از گناهان را بیشتر رعایت کند زمینه‌ای فراهم کرده که هم قرآن را بهتر می‌فهمد و هم اثر بیشتری بر او می‌گذارد چنانکه در خود قرآن کریم آمده است: که این [پیام&#۶۳۵۵۲; قطعاً قرآنی است ارجمند، در کتابی نهفته، که جز پاک‌شدگان بر‌آن دست ندارند. واقعه (۵۶) آیه ۷۷ـ۷۹
▪ چرا قرآن خصوصاً زمانی که با آهنگ حزین خوانده شود مات را بیشتر تحت تأثیر قرار می‌دهد؟
ـ در روایات متعددی آمده است که قرآن با حزن نازل شده است و شما هم آن را با حزن بخوانید گویا صوت حزین یک نوع ارتباط، سنخیت و سازگاری بین قاری قرآن و خود قرآن ایجاد می‌کند و فرد را تحت تأثیر خود قرار می‌دهد. علاوه بر آن، حزن ظاهر مقدمه خشیت و نرمی دل و باطن انسان می‌شود و همین امر زمینه تأثیرگذاری سخن خداوند را فراهم می‌سازد. چنان‌که امیرالمؤمنین علی (ع) فرمود: حزن و شکستگی دل‌ها گناهان را از بین می‌برد. البته حزنی که در این‌جا نام بردیم، حزن ممدوح و پسندیده است که آغاز حرکت است و امید به آینده را در دل روشن می‌کند،خلاف حزن بر امور دنیوی که به‌تعبیر امام علی (ع) نشانه خشم و نارضایتی از قضای الهی است و باعث رکود، تنبلی، سردی و ناامیدی می‌شود.
▪ چرا در قرآن کریم خطاب به زنان در ضمن خطاب به‌مردان و به‌صورت صیغه مذکر بیان می‌شود؟ سؤال دیگر آن‌که چرا برای خداوند ضمیر مذکر به‌کار می‌رود؟
ـ قرآن کریم بر پیامبری نازل شد که خود عرب زبان بوده و در جامعه‌ای عرب‌زبان می‌زیسته که بی‌شک نخستین مخاطبان وی به‌شمار می‌رفتند و طبیعی است که قرآن نیز خصوصیت‌های زبان وفرهنگ عربی را داشته باشد تا بتواند با مردم رابطه برقرار کند. دراین زبان قاعده بر آن است که هنگامی که مخاطبین مذکر هستند از ضمیر مذکر و زمانی که مؤنث هستند از ضمیر مؤنث و زمانی که انسان یا گروه انسان‌ها، اعم از مذکر و مؤنث مورد نظر است از ضمیر مذکر استفاده می‌شود. پس در واقع برگشت سؤال به‌این است که چرا زبان عربی چنین است که آن هم به‌دلیل اشتقاق صیغه‌های مؤنث از صیغه‌های مذکر است. بنابراین ما هیج وقت ضمایر مذکر قرآن را تا قرینه‌ای نباشد، که خصوص مردان مورد نظر هستند، به‌صورت مذکر ترجمه نمی‌کنیم، برای مثال «یا ایها الذین آمنوا» را ترجمه می‌کنیم «ای کسانی که ایمان آوردید» و نمی‌گوییم «ای مردانی ایمان آوردید». به‌همین جهت آنجا، که خداوند از ضمایر مذکر خصوص مردان را اراده کرده است ضمایر و صیغه‌های مؤنث را نیز بعد از آن ذکر کرده مثلاً در آیه۳۵ سوره مبارکه احزاب می‌فرماید:‌«مردان مسلمان و زنان مسلمان، و مردان با ایمان و زنان باایمان، و مردان عبادت پیشه و زنان عبادت پیشه…» آوردن اوصاف و ضمائر مذکر برای خداوند نیز تابع خصوصیات زبان عربی است. بنابراین اگر قرآن به‌زبان فارسی نازل شده بود هیچ تفاوتی میان مذکر ومؤنث در آن نبود.

وبگردی
اشراف متواضع!
اشراف متواضع! - افرادی هستند که در دروس زندگی میکنند اما ماشین زیر پایشان پراید است. افرادی که چند ده میلیون از جوجه‌مایه‌دارهای پدرریشو میگیرند که خوب تربیتشان کنند برای مدیر شدن در جمهوری اسلامی و بعد چند هفته در سال هم آنها را می‌برند اردوی جهادی تا از نزدیک ببینند فردا که به لطف جیب پدر در کنکور ترکاندند و مدرک معتبر گرفتند و مدیر شدند قرار است به چه بدبختهای مستضعفی که بخاطر پول نداشتن در آموزش و پرورش رایگان…
پدیده آلاچیق نشین‌ها در قلب شهر
پدیده آلاچیق نشین‌ها در قلب شهر - اینجا زندگی یخ زده است، اینجا درست در وسط شلوغ‌ترین نقطه شهر ری، در گوشه به گوشه بوستانی که قرار بود زیر آلاچیق هایش، انسان‌ها در کنار عزیزان، قهقهه‌های شادیشان فضا را لبریز کند.
زاکانی: خطاهای برادر رئیس جمهور فاجعه است!
زاکانی: خطاهای برادر رئیس جمهور فاجعه است! - علیرضا زاکانی فعالی سیاسی مهمان برنامه«رو در رو» بود و در این برنامه واکنش تندی نسبت به حسین فریدون(برادر رئیس جمهور) نشان داد.
شویِ زنان گزینشی! برای حفظ آبرو
شویِ زنان گزینشی! برای حفظ آبرو - اما حقیقت این شویِ توهین‌آمیز، آبروداری آقایان مسئولین در مقابل نماینده فیفا و ای‌اف‌سی فشار این مقام‌ها برای ورود زنان به ورزشگاه است.
چالش جدید با نام «نوه آیت‌ا... یزدی»!
چالش جدید با نام «نوه آیت‌ا... یزدی»! - روز پنجشنبه تصویری در فضای مجازی منتشر شد که قابل تامل بود. زهرا تخشید نوه آیت‌ا... یزدی است که با انتشار تصویری که از دانشگاهش در نیویورک منتشر کرده بود، نوشت: «عکسی که دیروز عصر از دانشگاهم گرفتم با چراغ‌های همیشه روشنش».
روایت تجاوز عجیب به بازیگر لبنانی سریال «حوالی پاییز»
روایت تجاوز عجیب به بازیگر لبنانی سریال «حوالی پاییز» - ماجرای تجاوز به آن ماری سلامه، بازیگر زن عرب سریال تلویزیونی صدا و سیمای ایران.
عکس | همسر جدید نماینده سابق اردبیل در آمریکا
عکس | همسر جدید نماینده سابق اردبیل در آمریکا - «نورالدین پیرموذن» نماینده سابق اردبیل در مجلس شورای اسلامی که سالهاست در آمریکا زندگی می‌کند چند عکس از خود و همسر جدیدش را در اینستاگرام منتشر کرده است.
گزارشی تکان دهنده از تولید و توزیع سیب زمینی و پیاز سمی در کشور
گزارشی تکان دهنده از تولید و توزیع سیب زمینی و پیاز سمی در کشور - در این گزارش اسنادی ارائه میشود که یک واقعیت عجیب را بازگو میکند.