جمعه ۴ اسفند ۱۳۹۶ / Friday, 23 February, 2018

علم و دانش آموزی از منظر قرآن


علم و دانش آموزی از منظر قرآن
اگر گفته شود دین اسلام، دین دانش و آموزش برای زندگی سعادتمندانه دنیوی و اخروی است، سخنی به گزاف گفته نشده است. اهمیت علم ودانش در اسلام بقدری است كه اولین كلمه ای كه خداوند متعال بر پیامبر اكرم (ص) نازل فرمود: اقرأ (بخوان)! بوده است.
در مقاله حاضر نویسنده سعی كرده است به انواع دانش ها و نیز آداب دانش آموزی بپردازد. اینك مطلب را با هم از نظر می گذرانیم.
● جایگاه و اهمیت علم و دانش
بی گمان ارزش انسان در آموزه های قرآنی به دانش است؛ از این روست كه تسخیر فرشتگان و هستی، زمانی برای انسان شدنی شد كه خداوند به انسان اسمای خویش را تعلیم داد و انسان به دانش اسمایی آگاه شد. (بقره آیه ۳۱ تا ۳۴) این آگاهی هر چند به شكل آگاهی حضوری و شهودی است كه از آن به دانش وجودی نیز تعبیر می شود؛ زیرا در جان و وجود انسان جای می گیرد و بخشی بلكه همه وجود وی را شكل می بخشد كه در تعبیر مولوی: ای برادر تو همه اندیشه ای.
مابقی جز استخوان و ریشه ای، به خوبی تبیین شده است؛ با این همه دانشی دارای ارزش است كه انسان را به مقام خودش بازگرداند و از مقام هبوط به عروج رساند و صعود دوباره ای را از خاك به عرش افلاك برین تا عرش سدره المنتهی آغاز كند.
از این روست كه قرآن ارزش و اعتبار آدمی را به دانش اسمایی دانسته است كه دانش توانایی و ظرفیت به همه آن چیزهایی است كه خداوند را به خداوندی متصف ساخته است. آدمی با دانش اسمایی می تواند به كمال مطلق برسد. تفاوت اسما و صفات در خداوند با انسان در این است كه اسما در خداوند عین ذات و ازلی و ابدی است و در انسان عین ذات نیست بلكه به شكلی عارض ذات و عنایت الهی است. با این همه این انسان است كه می تواند با دانش خویش به جایی برسد كه كسی در هستی بدان دست نیافته است.
سخن را با این پرسش آغاز می كنیم نیازهای علمی انسان كه اگر انسان همه اسمای الهی را به جعل تعلیمی دانسته و داراست، چه لزومی دارد تا آن را بیاموزد و به این دانش داشته دست یابد؟ اصولا آیا پذیرفتنی است كه انسان چیزی را كه خود داراست دوباره بجوید و بخواهد؟
به نظر می رسد كه این پرسش به جهت مهمی اشاره داشته است.
از این رو سخن گفتن از دانش آموزی به معنای یادگیری هیچ سخنی نادرست است؛ زیرا انسان همان گونه كه نمی تواند چیزی را كه داراست بجویید و بخواهد هم چنین نمی تواند چیزی كه اصلا ندارد را بخواهد و بجوید.
بنابر این در هر خواستنی می بایست به این مساله توجه داشت كه امری به شكل مطلق مجهول نخواهد بود بلكه امری معلوم به شكل اجمالی است كه می بایست به طور كامل روشن و دانسته شود. از این رو می توان گفت كه انسان تنها اموری را می جوید و می خواهد كه دانش اجمالی از آن دارد به این معنا كه دانشی را كه در اوست و به شكل اجمالی و نهان و ظرفیت وجود دارد می جوید و می كوشد تا آن را به فعلیت در آورد و به شكل عینی و واقعی در خود ظهور و بروز دهد.
از این روست كه در آیات قرآنی سخن از تذكر و رهایی از غفلت است.
انسان با دارایی موجود در نهاد و نهان خویش می بایست آن چه را كه از آن غافل شده را به یاد آورد و به فعلیت در آورد. این دانش همان اسمای الهی است؛ زیرا اسمای الهی تنها نام و اسم نیست بلكه هر یك دانشی از دانش ها و علمی از علم ها و توانایی ای از توانایی هاست. انسان با داشتن اسم بصیر به توان درك و دیدن درست می رسد و با اسم سمیع و شنوا به توان و ظرفیت شنوایی دست می یابد. بنابر این هر یك از اسمای خود یك ظرفیت و دانشی است كه انسان را قادر و توانا می سازد تا با آن خود را به كمال برساند و به كمال مطلق یعنی خدا دست یابد.
این ظرفیت در همه بشر به تعلیم و جعل الهی قرار داده شده است و انسان به هبوط خویش از آن غافل شده است و می بایست دوباره با تلاش و بهره گیری از آموزه های وحیانی و دستورهای قرآن و كتب آسمانی به فعلیت برساند.
در حقیقت گزاره ها و آموزه های وحیانی الهی چیزی جز راه دست یابی به دانش موجود در نهاد و رهایی آن از غفلت نیست تا دوباره به فعلیت برسد.
از این رو دانش آموزی نیز چیزی جز به فعلیت آوردن و یا آوردن و تذكر آن دانش اسمایی نیست كه در نهاد و سرشت انسان وجود دارد. به بیان دیگر می توان مدعی شد كه دانش چیزی جز تذكر و یادآوری و رهایی از غفلت و دانش آموزی نیز چیزی جز یادآوری نیست.
● راههای كسب دانش
بنابراین آموزه و تعلم به دو معنا در آیات قرآنی به كار رفته است؛ گاه به معنای جعل و ایجاد ظرفیت و توانایی است كه به آن تعلیم اسمایی در آیه ۳۱ سوره بقره گفته شده است و گاه دیگر به معنای تذكر و یادآوری و یا پدیداری بستر و زمینه ای مناسب برای بروز و ظهور استعداد و دانش اسمایی است كه در انسان به ودیعت نهاده شده است.
انسان هرچند همه علوم و دانش ها را از منشا آن خداوند به هر دو معنای آموزش و دانش آموزشی می آموزد ولی این آموزش نیز به دو شیوه مستقیم و غیرمستقیم انجام می شود. به این معنا كه گاه این تذكر و به فعلیت آوری به طور مستقیم و بی واسطه صورت می گیرد كه از آن به آموزش و تعلیم لدنی یاد می شود كه از آن جمله می توان به آموزش و تعلم آموخته های رشدآفرین خضر نام برد كه خداوند در آیه ۶۵ و ۶۶ سوره كهف به این مسئله چنین اشاره می كند: فوجدا عبدا من عبادنا آتیناه رحمه من عندنا و علمناه من لدنا علما قال له موسی هل اتبعك علی ان تعلمن مما علمت رشدا؛ پس موسی و همراهش (یوشع بن نون) در كناره مجمع البحرین (جایی كه دو رود بزرگ و یا دو دریا به صورت خلیج به هم می رسند) بنده ای از بندگان ما را یافتند كه از پیش ما به رحمتی داده بودیم و دانشی را از نزد ما آموخته بود.
موسی به آن بنده خدا گفت: آیا می توانم از تو پیروی كنم تا از آن دانش رشدی خویش چیزی را به من بیاموزی؟
در این آیه به نوعی علم خاص كه خداوند از آن به علم لدنی و موسی به علم رشدی تعبیر می كند اشاره شده است. این دانش و علم، از آن جایی كه در شیوه یادآوری و تلقی و تكمیل و فعلیت یابی به طور مستقیم از خدا كسب می شود، دانش گرفته شده از منشا و سرچشمه آن می باشد و از هرگونه آلودگی و شبهات و تردیدها مبرا و پاك می باشد.
دسته دیگر از دانش ها به صورت غیرمستقیم و از راه ابزار و روش های دیگر به دست می آید كه از این دسته می توان به تمام دانش هایی اشاره كرد كه از راه حواس و تجربه كسب می شود و بلكه حتی شامل دانش هایی نیز می شود كه به واسطه وحی به دیگر بشر می رسد.
● مفید بودن دانش
در دانش آموزی می توان هم از شیوه مستقیم و غیرمستقیم بهره برد. هرچند كه بهره گیری از دانش مستقیم به جهتی كه از سر منشا و سرچشمه آن گرفته می شود از خلوص و كمال زایی و كمال بخشی بیش تری برخوردار می باشد ولی این بدان معنا نخواهد بود كه هر دانشی برای هر كسی مفید خواهد بود.
در داستان حضرت موسی(ع) و عالم ربانی (خضر) ما با آن كه می بینیم كه با كم ترین واسطه حضرت موسی(ع) می كوشد تا از دانش خاصی برخوردار گردد كه بیرون از دایره نبوت عامه و حتی نبوت خاصه است و شخص دارای آن توان یعنی خضر از آن دانش برای مأموریت های ویژه بهره می گیرد چنان كه در سه رخداد به خوبی نمایانده شده است .با این همه این دانش خاص به درد حضرت موسی(ع) نمی خورد و در مأموریت او فایده و تأثیر چندانی نمی بخشد؛ از این رو می بینیم كه پس از كسب بخشی از دانش كه می توان آن را نوعی دانش تصرف در تكوین و برتر از دانش شریعت دانست ولی هیچ تأثیری از آن در زندگی موسی(ع) به جا نمی گذارد و در ادامه داستان و یا در جایی دیگر قرآن به تأثیر این دانش در زندگی موسی(ع) اشاره نكرده است كه این خود نشان می دهد كه آن حضرت از این دانش اگر نگوییم چیزی نیاموخته است دست كم بهره ای نبرده و در زندگی فردی و مأموریت وی تأثیری به جا نگذاشته است.
بنابراین هر دانش خاص و رشدی هرچند كه از مقام و سرچشمه و یا از نزدیك سرچشمه گرفته شود به این معنا نیست كه برای هر كسی مفید و سازنده باشد. انسان دانشی را می بایست بجوید كه برای او مفید و سازنده باشد و بتواند باتوجه به آن ظرفیت های خویش را بروز و ظهور دهد و آشكار نماید.
در داستان هاروت و ماروت كه دو فرشته خداوند در سرزمین بابل در میانرودان بوده است، مشكل به شكل دیگری نشان داده و بیان می شود. قرآن در آیه ۱۰۲ سوره بقره به دانشی اشاره می كند كه از نزدیك سرچشمه برداشته می شود و به گونه ای دانش مستقیم و پاك و مبراست ولی از آن جایی كه اشخاصی كه به تعلم آن می پردازند یا ظرفیت برخورداری از آن را ندارند و یا در بهره گیری برای اهداف رشدی از آن سود نمی برند، چنین دانش كامل و رشدی كه نوعی علم لدنی است نیز سودی برای مردمان بابل نداشته بلكه آنان را گرفتار درد و رنج نمود.
● نقش ظرفیتها در فراگیری دانش
جادو و سحر دانشی فرازمینی همانند دانش خضر است و می توان از آن به دانش برتر یاد كرد ولی همین دانش با آن كه برتر و به نوعی لدنی است برای یهودیان و بابلیان سودی نداشته بلكه به جهت كاربردهای نادرست موجبات تفرقه و اختلاف در میان مردمان شد. (همان)
این نشان می دهد كه هر دانشی هرچند كه برتر و از منبع بالا و خالصی برداشته شود می بایست از دو ظرفیت در شخص و نیز اهداف به كارگیری از آن برخوردار باشد تا مفید و سودمند بوده و به تعبیر موسوی دانش رشدی باشد.
بنابراین حتی دانش لدنی نیز نمی تواند در هر حال دانش رشدی باشد و موجبات تكامل و رشد شخص و جامعه را فراهم آورد. از این روست كه دانش لدنی و برتر بلعم باعورا برای او و جامعه اش سودی نبخشید و به جای آن كه وی را به كمال و عرش برساند موجب شد تا به تعبیر خداوند: اخلد فی الارض؛ شود و در خود را در ماهیت زمینی خویش گرفتار و جاویدان سازد.
بنابراین دانش برتر نیز گاه نه تنها سازنده و مفید و رشدی نیست بلكه دانشی به حسب ظاهر گمراه كننده است كه موجبات كفر شخص و جامعه را به دنبال خواهد داشت. (بقره آیه ۱۰۲) تنها زمانی دانش برتر مفید خواهدبود كه هم شخص از ظرفیت بالایی برخوردار باشد و هم به قصد رشد آن را بیاموزد.
در داستان بابلیان نه تنها ظرفیت وجود نداشت بلكه هدف نیز فراموش شد و در داستان حضرت موسی(ع) هرچند كه قصد رشدی مطرح است (كهف آیه ۶۶) ولی ظرفیت چنین دانشی در آن حضرت وجود نداشته است چنان كه هم عالم ربانی و هم موسی(ع) در نهایت بدان اقرار كرده و از هم جدا می شوند. (كهف آیات ۶۶ تا ۷۸) در داستان بلعم باعورا با آن كه ظرفیت وجود داشته است ولی وی از آن به قصد رشد و تكامل بهره نبرده و در نهایت دچار خلود در زمین و كفر و بدبختی شد.
این به معنای آن خواهد بود كه اگر شخصی در حوزه ای از ظرفیت بالایی برخوردار گردید به معنای آن نیست كه در بخش ها و زمینه های دیگر نیز از چنین ظرفیتی برخوردار خواهد بود. واكنش موسی(ع) به دانش برتر و به تعبیر موسی(ع) رشدی، آن چنان تند و شتاب آلود است كه گاه خضر را به گمراهی و خروج از شریعت متهم می سازد و رفتار و كنش هایش را نادرست و برخلاف شریعت آسمانی تحلیل و تبیین كرده و حكم به بطلان عمل وی می دهد.
این در حالی است كه آن حضرت خود مامور بوده است كه از خضر(ع) پیروی كند و از دانش او بیاموزد. با این همه با علم و دانش به حقانیت خضر(ع) واكنش های موسی(ع) نشان می دهد كه وی از ظرفیت برخورداری از دانش برتر بهره مند نبوده است و برخلاف گمانش نه تنها این دانش برای او رشدی نبود بلكه نزدیك بود كه با مامور خداوند در افتد و موجبات گمراهی و تباهی خود را فراهم آورد.
● مضر بودن برخی دانشها برای همگان
از باب مضر بودن برخی دانشها برای همگان است كه اساتید بزرگ علوم و دانش های برتر چون عالم ربانی شیخ بهایی حاضر نمی شوند تا برخی از علوم خویش را به دیگران بیاموزد و اگر می آموزد به راز و رمز بیان می كند كه دور از دسترس همگان باشد.
بنابراین هر دانش برتر، برای هر كسی دانش رشدی و تكامل نیست بلكه گاه موجبات تباهی و گمراهی و كفر شخص و یا جامعه را سبب می شود. در روایات است كه علت این كه موسی(ع) به این ماموریت فرستاده شد به جهت آن بود كه وی خود را در همه دانش ها سرآمد می یافت و چون در دانش شریعت به كمال بود گمان برد كه دانشی نیست كه او نتواند از عهده او برآید و خداوند با این ماموریت به وی فهماند كه وی تنها در دانش شریعت و نیز رهبری امت كه وظیفه پیامبری او بود به برتری دست یافته و از ظرفیت خوبی برخوردار بوده است ولی در دانش های دیگری كه بیرون از حیطه ماموریت وی قرار داشت و نیازی نیز به آن ها نبود از این ظرفیت برخوردار نبوده است.
از این جا می توان به این نكته نیز دست یافت كه دانش موردنیاز هر چند ضروری و لازمه مسئولیت پذیری در پست و یا مقامی است و نیاز نیست كه شخص در همه امور سرآمد باشد بلكه در حوزه ماموریت و مسئولیت خویش می بایست از دانش خاص همان مسئولیت بهره مند باشد. چنان كه حضرت موسی در نزد دختران شعیب در مساله چوپانی از دو ویژگی مورد نیاز برخوردار بوده و به حكم انه قوی امین، از وی به چوپانی دعوت به عمل می آید. در داستان حضرت یوسف(ع) نیز به حكم مسئولیت وزارت خزینه داری و یا نخست وزیری از صفات خاص و در داستان طالوت به حكم مسئولیت فرماندهی جنگی و نظامی نیز از ویـژگی های خاص یاد می شود.
● لزوم تلاش علمی روشمند
دانش چه به صورت دانش لدنی و یا واسطه ای به دست آید نیازمند تلاش و كوشش بسیار است و دانش آموز می بایست رنج های بسیار برد كه از آن جمله می توان به رنج سفر (كهف آیه ۶۰) محرومیت از آسایش و راحتی (همان) تندی استاد (كهف آیه ۶۶) علاقه شدید به كسب دانش موردنظر (كهف آیه ۶۶ تا ۶۹) یاد كرد.
روش تعلیم می بایست با توجه به نوع دانش و نیز كاربرد آن تغییر یابد. از این رو ما با روش های مختلفی در دانش های گوناگون رو به رو هستیم. از آن جمله نیز می توان به روش مشاهده و بررسی شیوه زندگی جانوران و حیوانات برای آموختن تجربیات در زندگی (مائده آیه ۳۱) و همراهی در عمل و همكاری با استاد (كهف آیات ۶۶ تا ۷۰) و مانند آن یاد كرد.
هدف از دانش نیز می بایست همواره رشدی (كهف آیه ۶۰) و به این قصد باشد كه به دیگران كمك و یاری شود نه آن كه موجبات اذیت و آزار دیگران به این دانش آموزی فراهم گردد. (بقره آیه ۱۰۲) زیرا چنین نگرشی موجب می شود تا هم از مواهب الهی محروم و هم دچار بدبختی ابدی شود. (بقره آیه ۱۰۲)
● آداب دانش آموزی
از آداب دانش آموزی آن است كه شخص همواره از استاد و معلم خویش اجازه بگیرد و بدون اذن و اجازه وی بخش هایی را كه استاد اجازه نداده نیاموزد. شتاب و پیش افتادن از استاد گاه موجب می شود كه دانش آموز دانش را به درستی نیاموزد و یا به خطا چیزی را بیاموزد كه دست كم برای از میان بردن آن خطا، وقت و هزینه بسیاری باید صرف شود. (كهف آیه ۶۶)
احترام و تكریم معلم و استاد در همه حال واجب و ضروری است و دانش آموز می بایست در هر حال احترام استاد را نگه دارد به ویژه آن كه ثابت شده است كه ارتباط روحی میان استاد و شاگرد در آموزش بسیار تاثیرگذار است و انسان پیش از آن كه چیزی بیاموزد از انرژی و فعالیت های روحی و روانی استاد تاثیر می پذیرد و زمینه كسب دانش برایش فراهم تر می گردد (كهف آیه ۶۶)
اطاعت و پیروی از استاد و معلم نیز برای دانش آموز امری بایسته است و دانش آموز در حوزه علمی كه می آموزد می بایست مطیع باشد و از سرپیچی خودداری ورزد. این مساله به ویژه در دانش های تجربی و عملی ضروری تر است. هر حركت اشتباه دانش آموز خطرساز است. (كهف آیه ۶۶ تا ۶۹)
پذیرش تذكرات و یادآوری های استاد از سوی دانش آموز و صبر و شكیبایی در برابر ناملایمات و سخت گیری های استاد و توكل و واگذاری همه امور به مشیت الهی از مهم ترین آداب دانش آموزی است كه در داستان خضر و موسی (علیهما السلام) به خوبی آشكار و تبیین شده است.
به هر حال دانش آموزی اصول و مبانی و آدابی دارد كه بدون آن نمی توان از دانش آموز خوب سخن گفت. قرآن با بررسی همه جزئیات دانش آموزی می كوشد تا شرایط دانش آموزی درست و مطلوب را به انسان مومن و جامعه برتر ایمانی بیاموزد.

علی جواهردهی

منبع : روزنامه کیهان

مطالب مرتبط

خاورشناسان و ترجمه قرآن


خاورشناسان و ترجمه قرآن
● درآمدی بر مترجمان قرآن
مقدمهٔ «پروفسور آربری» بر قرآن مشتمل بر مطالب گویایی است که ‌آرا و نظریات مترجمان و اهداف آن‌ها را در ترجمهٔ قرآن، از قرن دوازدهم میلادی، به زبان‌های اروپایی به عرصهٔ نقد و تحلیل می‌کشاند و نکات مهمی را از لابلای فحوای کلام ایشان ارائه می‌دهد. آربری در بخشی از ترجمه و شرح رموز بی‌خودی مرحوم «علامه اقبال لاهوری» می‌گوید:
اروپا در طیّ قرن‌ها نسبت به اسلام نظر مساعدی نداشت‏، به این معنا که از توجه به کارهای مثبت و تمدن مسلمانان چشم‌پوشی شد, زیرا تحقیق دست‌خوش اغراض حرفه‌ای مذهبی شده بود.
آربری نیز مانند سایر محققان عقیده دارد که اکنون اغراض ناشی از حرفهٔ مذهبی از بین رفته است‏, در صورتی که چنین نیست و هنوز همان عوامل و ایادی مشغول تحریف و قلب حقایق و سم‌پاشی هستند.
در تاریخ می‌خوانیم که نمایندگان «مسیحیان نجران» وقتی به مدینه وارد شدند، با کمال احترام مورد پذیرایی رسول اکرم(ص) و سایر مسلمانان قرار گرفتند و و رسول خدا(ص) پیام توحید و نفی شرک و انسان‌پرستی و وحدت بین ادیان را بر آن‌ها عرضه فرمود و کار به «مباهله» (نفرین بر دروغ پردازان) کشید, ولی نمایندگان برجستهٔ مسیحی از قبول آن خودداری نموده و از تسلیم شدن به حق طفره رفتند! از آن پس که راه توافق و همکاری میان پیروان دو دین مسدود شد، بازار جعل، تزویر و تحریف حقایق رواج گرفت، و پدران روحانی به جای نشر حقیقت، به افسانه‌بافی و اسطوره سازی پرداختند و نگذاشتند مسیحیان جهان از نعمت برادری جهانی با مسلمانان برخوردار شوند و در این زمینه از ابراز هیچ نوع تهمت و افترایی دربارهٔ اسلام پرهیز نکردند, به گونه‌ای که اسلام با بغض مسیحیت و عناد کلیسا مواجه گردید و در حقیقت معارضه بلکه مبارزهٔ غرب با شرق به صورت جنگ‌های مذهبی درآمد و در نتیجه دورهٔ دویست سالهٔ جنگ‌های صلیبی جهان را به خاک و خون کشید. «برتراند راسل» فیلسوف اندیشمند و ریاضی‌دان قرن‌ بیستم، در تبیین ماهیت این فرایند می‌گوید:
اگر اروپا را با قاره‌های دیگر مقایسه کنیم, اروپا قارهٔ شکنجه و آزار معرفی می‌شود. در این قاره, شکنجه و آزار پس از تجربه‌های طولانی تلخی که از بی‌ثمر بودن آن حاصل شد پایان یافت والّا تا وقتی که پروتستان‌ها یا کاتولیک‌ها به نابود کردن دستهٔ مخالف خود امیدوار بودند‏‏، ادامه داشت! صفحات تاریخ اروپا از این حیث سیاه‌تر از تاریخ مسلمین یا هندی‌ها و چینی‌‌ها است و اگر غرب ادعای برتری در چیزی داشته باشد، قطعاً در فضایل اخلاقی نیست بلکه در علم و صنعت علمی است.۱
جنگ‌های دویست سالهٔ صلیبی برای جهان بشریت گرفتاری‌ها و مشکلاتی فراهم ساخت که بیانش در این مختصر نمی‌گنجد، و چون از آن جنگ‌ها نتیجه نگرفتند، دوباره دست به کار جعل، تزویر و تحریف حقایق شدند و به گفتهٔ «توماس کارلایل»، دانشمند معروف انگلیسی:
دستگاه کلیسا مدت سیزده قرن بین اروپا و اسلام حایل شد و اجازه نداد مردم غرب با اسلام و رسالت آن آشنا شوند.
هنوز عرق پیشانی کلیسا از ایجاد عناد وخصومت علیه‌ اسلام خشک نشده بود که دانشمندان و محققانی به نام «مستشرق و خاورشناس» براساس همان تعصبات مذهبی قدیم پای در میدان مطالعه وتحقیق گذاشتند و به منظور تقویت بنیان دستگاه استعماری، دست به کار بررسی و تحقیق عملی شدند و به عنوان «خاورشناسی» ازجعل و قلب حقیقت خودداری نکردند و کتاب‌ها نوشتند و رساله‌ها و مقاله‌‌‌ها نشر دادند‏‏‌‏‏، و شگفت این‌که در میان این خیل عظیم محقق و اسلام‌شناس‏، چهره‌های سرشناس اربابان کلیسا و ایادی آن‌ها به‌وفور یافت می‌شوند که در کسوت روحانی و کشیش و اسقف و ... شرف قلم و تحقیق را ملکوک و ملوّث نمودند و حیثیت و اعتبار پژوهش را به حراج گذاشتند و انسانیت را شرم‌‌آگین ساختند، گرچه در میان همین خاورشناسان‏، مردان باانصاف و صاحب وجدانی نیز پیدا شدند که با طیب خاطر کیش اسلام را پذیرفتند و افراد منصف دیگری، بدون این که آیین اسلام را پذیرا شوند، حقایقی را که طیّ مطالعات و پژوهش‌ها درک کردند، با صراحت به نفع اسلام نوشتند و هراسی هم به خود راه ندادند. پیشاهنگ این جماعت نسبتاً باانصاف توماس کارلایل انگلیسی و سپس «گوته» شاعر و فیلسوف آلمانی و دیگر «جان دی‌ون پورت» مؤلف کتاب عذر تقصیر به پیشگاه محمد و قرآن، «دکتر توماس بالنتین» که از مسیحیت به اسلام گروید، «آن ماری شیمل» و ده‌ها شخصیت منصف هستند که ذکر نام همهٔ آن‌ها از حوصلهٔ این بحث خارج است. این اندیشمندان فرهیخته مردانه و تمام قد از اسلام دفاع کرده‌اند. ولی این افراد معدود در برابر لشکر معاند و معارضی از خاورشناسان قرار گرفته‌اند و وجودشان در حکم نادر است، اما صفا و صمیمت قلب و روشنایی وجدانشان در برابر صدها متعصب و مغرض دلیلی است شگفت و برهانی است کوبنده.
پرفسور آربری از جملهٔ معدود کسانی است که تلاش می‌کنند ضمن نقد و بررسی وتحلیل ترجمه‌های قرآنی به زبان‌های اروپایی، نقاط ضعف و قوت آن‌ها را تبیین نمایند. وی در نقد و بررسی این ترجمه‌ها‏، میزان خدمت و خیانت مترجمان و خاورشناسان را واگو می‌کند و با تجزیه و تحلیل مقدمه‌هایی که بر این ترجمه‌ها نوشته‌اند، میزان تعصبات و اغراض مسموم ایشان را مشخص می‌سازد. او که خود ادیبی پرمایه و نکته‌سنج و معنایاب است، معیار ترجمهٔ شفاف و معتدل و بی‌غرض را در پرهیز از رسوبات فکریِ کشیشان از آموزه‌های کلیسا و تعالیم کتاب مقدس می‌داند.
او همواره بر این نکته تأکید می‌ورزد که برای شناخت و تأیید یک ترجمهٔ خوب و منصفانه از قرآن باید به واژه‌‌ها و مترادف‌ها و تعابیر معادل آن‌ها نیز توجه داشت، حال آن‌که دسته‌ای از مترجمان قرآن تحت تأثیر واژه‌ها و تعابیر کتاب مقدس (تورات و انجیل) متون ترجمهٔ قرآن را سخیف و شبهه‌ناک ساخته‌اند، و برخی دیگر متأسفانه با ایجاد شبهه و القای تردید در ذهن خوانندهٔ مسیحی و غربی، زمینهٔ ایجاد تفاهم را تیره و تار و عرصهٔ نواندیشیِ مسیحیان را تنگ و تاریک نموده‌اند.
بعضی از مستشرقان و مترجمان در کتاب‌ها و یا در مقدمه‌های توضیحیِ ترجمهٔ خود از قرآن، چنان بر جعل اکاذیب و گزارش‌های تحریف‌شدهٔ مسیحیان پیشین و افترا بستن به ساحت مقدس قرآن و پیامبر اسلام تکیه کرده‌اند که گاهی قلم از واگوییِ آن احساس شرم می‌کند.۲
در تأیید مطالب فوق، «دوزی‌»‌‌‌ خاورشناس هلندی تصریح می‌کند:
غرب از همان آغاز امر نسبت به اسلام بغض ریشه‌دار و عداوت غیرقابل وصفی نشان می‌داد.
«سِر دنیسن راس» خاورشناس انگلیسی اعتراف می‌کند:
طی چندین قرن، اطلاعاتی که اکثریت اروپاییان راجع به اسلام داشتند، روی هم رفته و به طور کلی مبتنی بر روایت‌ها یعنی گزارش‌های تحریف‌شدهٔ مسیحیان متعصب بود و همین معنا منتهی به شیوع مجموعه‌ای از تهمت‌های ناروا و دور از انصاف گردید و راجع به چیزهایی که در نظر اروپا خوب و پسندیده نمی‌نمود، اغراق و مبالغه و سوء تعبیر می‌شد.‌
نویسندگان غربی مسلمانان را ‍‍«کافر»، «شرور»، «بت‌پرست»، «جهنمی»، «سگ‌های جهنم»، «دشمنان خدا»، «دجّال»، «ژانتیل»، «نابودکنندهٔ‌ صنعت و هنر» و امثال این عناوین خطاب می‌کردند! اما پروفسور آربری با نقد ادبیانه و عالمانهٔ خود، بر این قبیل یاوه‌سرایی‌ها خط بطلان می‌کشد که نویسندگان قدیم مسیحیت از این قبیل اباطیل راجع به اسلام فراوان نوشته‌اند و متأسفانه همین اباطیل، مأخذ پژوهش قرار گرفته است و از آن اسف‌بارتر، محققانی که در قرون اخیر زاییده شدند، با تسلط کافی بر زبان و ادبیات عرب، همان شیوه و ساز و کار گذشته را پیش گرفته‌اند.
چو دزدی با چراغ آید، گزیده‌تر برد کالا
نمونه‌هایی‌از‌یاوه‌سرایی‌ها‌ و‌ کینه‌توزی‌های غربیان
«پروفسور مارگولیوت» در کتابی که دربارهٔ زندگی پیامبر(ص) نوشته است،‌ آن حضرت را با بی‌شرمی و گستاخی، راه‌زن عربستان معرفی می‌کند! این خاورشناس نامی و محقق(!) دو چهره‌ای را که در ترجمهٔ حال حضرتش از ایشان تصویر کرده عبارت است از: زهد و راه‌زنی! و می‌گوید: جنبهٔ دوم بر جنبهٔ اول تقدّم دارد!‌ به نظر این خاورشناس معروف، پیغمبر(ص) هنگام اقامت در مدینه در رأس امّت غارتگری جاری گرفته بود! به هر تقدیر این یاوه‌گویی‌ها پایانی ندارد.
«ه‍ . م. ک. شیرانی» در کتابش می‌نویسد:
تاریخ اسلام در اروپا به صورت‌های متعددی درآمده است. نخستین اندیشه‌ای که مسیحیان از شخص پیغمبر (ص) در ذهن خود جای داده و آن را شکل داده بودند، این بود که: محمّد خدای صحرانوردان و بیابان نشین‌ها (اعراب) است که امتیازات ملکوتی و الهی به او داده شده است و از آفریده‌ای که به عقیدهٔ عموم مسیحیان «عیسی مسیح» خدای حقیقی شناخته شده بود، محمّد خدای کاذب معرفی شده است. عامهٔ مسیحیان باور کرده بودند که محمّد به شکل بتی مورد پرستش است. «تاریخ شارل بزرگ»، تألیف «اسقف تورپین» که مأخذ آن تصنیف‌ها و سروده‌ها و حماسه‌هاست، یکی از قدیم‌ترین و اولین آثاری است که توصیف چنین بتی را در اختیار اطلاعات ما می‌گذارد. مؤلّف این تاریخ به ما می‌گوید: «محمّدِ بت» که صحرانشینان آن را می‌پرستیدند، به دست شخص محمّد ساخته شده بود(!) وی در زمان حیات خود به وسیلهٔ یک دسته جنیان و شیاطین با هنر سحر و جادو، دارای چنان نیروی غیر قابل مقاومتی شده بود که به هیچ وجه شکسته نمی‌شد. این بت نسبت به مسیحیان عداوت خاصی داشت(!) و درنتیجهٔ این عداوت و سوء نظر، اگر مسیحیان جرئت و جسارت نزدیک شدن به آن را به خود می‌دادند، بلافاصله در معرض خطر قرار می‌گرفتند! و نیز گفته بود که اگر پرندگان هوا اتفاقاً روی آن می‌نشستند، کر می‌شدند....!۳
آرای خاورشناسان غربی دربارهٔ قرآن کریم نیز مشحون از بد فهمی و سوء تعبیر و قلب حقیقت و جعل و تزویر است به گونه‌ای که «پروفسور حِتّی» که خود عرب مسیحی است، با کمال جسارت می‌نویسد:
محمّد با کمال بی‌باکی به تبلیغ ادامه می‌داد و افرادی را از پرستش خدایان کاذب به پرستش خدای یگانه (الله) دعوت می‌کرد. وحی بدون انقطاع نازل می‌شد. او که به یهودیان و مسیحیان رشک می‌برد، از این که کتاب مقدسی دارند، تصمیم گرفت تا ملّت او نیز کتاب مقدسی داشته باشند.۴
کار تعصّب این جماعت مغرض به جایی کشیده بود که در قرن بیستم، «لامنس» بلژیکی که بعداً به تابعیت دولت فرانسه درآمد، بالغ بر چهل سال در سوریه و لبنان پس از تحصیل زبان و ادبیات عرب و تألیف کتاب‌هایی در صرف و نحو عربی، صدها مقاله بر ضدّ اسلام در مطبوعات عربی و فرانسوی به چاپ رسانید و بیش از سیصد کتاب و رساله(!) دربارهٔ اسلام نگاشت و به گفتهٔ «جورج جرداق» مسیحی، در میان خاورشناسان هیچ کس به اندازهٔ این مرد در ادبیات و تاریخ عرب و اسلام مطالعه و تحقیق نداشته ولی تمام نیروهای ذهنی خود را صرف حمله به اسلام نموده و کسی است که به گفتهٔ مؤلّف کتاب المستشرقون هفده مرتبه دورهٔ کتاب الأغانی را ـ که جز افسانه و غزل ندارد ـ خوانده و از آن یادداشت برداشته و آن همه اباطیل و اکاذیب را به صورت مدرک تاریخی، مورد تحقیق و استفاده قرار داده است و از جمله تألیفاتش(!) کتابی است دربارهٔ فضایل و محامد معاویه(!) و حمله و تعرّض به حضرت علی(ع)، به طوری که مرحوم «علاّمه قزوینی» ضمن شرح کتاب وفیات الأعیان، از او نام می‌برد و می‌نویسد:
کشیش بسیار بسیار متعصّبی که «حجّاج بن یوسف» را ستوده و او را مردی عادل می‌شناسد(!) و بر نویسندگان مسلمان اعتراض می‌کند که او را عادل نشناخته‌اند!!
«لامنس» پیشنهاد مضحک دیگری نیز دارد که می‌گوید: چه خوب است اروپاییان به پاس خدمات معاویه و تقدیر از او، مجسمه‌اش را در برخی از میادین مهم اروپا نصب کنند، زیرا همو بود که مانع پیشرفت اسلام در اروپا و باعث جلوگیری از سقوط و فروپاشی مسیحیت گردید(!).
بحث راجع به تعصّب و غرض‌ورزی خاورشناسان در این مختصر نمی‌گنجد و آنچه نگاشتیم، قطره‌ای است از دریا،‌ اما به هر تقدیر ما بر این باوریم که نباید به تمجیدها و تحسین‌ها و بدگویی‌ها و تهمت‌ها و افترائات، دل خوش داریم یا از اشاعهٔ تهمت‌ها و اکاذیب غربی‌ها علیه اسلام و قرآن و پیامبر نگران وغمین باشیم. اگر بصیرت و آگاهی داشته باشیم و حقایق را از مجرای صحیح آن یعنی متن آسمانی قرآن و متون دست اول گزارش‌های دینی به دست آوریم، هیچ دغدغه‌ای ما را تهدید نخواهد کرد، زیرا اباطیل منتشره از سوی خاورشناسان مغرض، خباثتی است که از طینت پست آن‌ها سرچشمه می‌گیرد. امروزه چهرهٔ درخشان پیامبراسلام(ص)، در پرتو توجهات عمیق پژوهشگران، چون ماه می‌درخشد و اسلام راستین منهای خرافات و وابستگی‌های دروغین، هر روز تبلور فزایند‌ه‌ای می‌یابد.
پروفسور آربری در تحلیل گزارش‌های پژوهشی مترجمان، نقّادانه به بحث می‌نشیند و تبلور صحیح از سقیم را در آیینهٔ جان و روح پژوهندگان باز می‌تاباند، و احتمالاً بر اساس همین رویکرد است که «آلفرد گیوم» ـ اندیشمند فرهیخته ـ در تقریظی که بر پشت جلد قرآن ترجمهٔ «آرتور جان آربری» درج شده، شگفتی آشکار خود را از ناشناس ماندن قرآن مجید این گونه ابراز کرده است:
هیچ کتابی در تاریخ جهان به استثنای احتمالاً کتاب مقدس (تورات و انجیل)، به اندازهٔ قرآن در تمدن بشری تأثیر شگرف نبخشیده و در عین حال هیچ کتابی با امتیازات مشابه در مغرب زمین، ناشناخته‌تر از قرآن نبوده و نیست که قسمت اعظم آن بر می‌گردد به مشکلات انتقال ‍[صحیح و روشنگر] و ترجمهٔ آن که در مقدمه [‍ قرآن پروفسور آربری] مورد بحث و مداقه قرار گرفته است. از زمان اولین چاپ ترجمهٔ قرآن پروفسور آربری در ۱۹۵۵، این اثر به عنوان بهترین ترجمهٔ موجود شناخته شده که [آربری] در آن ترجمه؛ فصاحت و بلاغت و هنر بدیع یک متن نوین عربی را به طور دقیق منتقل ساخته و با مفهومی واضح به زبان انگلیسی شفاف ترجمه نموده است.
آلفرد گیوم در پایان تفریظ خود می‌نویسد:
ترجمه‌های زیادی از قرآن وجود دارد، اما ترجمهٔ آرتور جان آربری بهترین آن‌هاست.
● تلاش غریبان و کوتاهی مسلمانان
حدوداً سی سال قبل که «مولوی عبدالحمید» ـ مدیر مجلّهٔ اسلامی «اسلامیک ری ویو» در انگلستان ـ به ایران آمده بود، در مسجد هدایت خطابه‌ای ایراد کرد و ضمن آن خطابه از تیرهای زهرآگین خاورشناسان که با آن اسلام و پیامبر خدا را نشانه گرفته‌اند، شکایت‌هایی بر زبان راند و گفت:
روی همین سوابق مملو از جعل، افترا و تهمت که بر ضدّ اسلام نشر داده‌اند، ما تاکنون نتوانسته‌ایم سیمای محمد(ص) را در حدّ قیافهٔ «کنفوسیوس» یا «گاندی» در انگلستان نشان دهیم....
به هر تقدیر، به شرحی که گذشت، محققان بی‌نظر و بی‌طرفی در این اواخر، موضع معتدل و بی‌طرفانه و با رویکرد دوستی به خود گرفته‌اند، لیک با این حال محیط عمومی غرب هنوز نسبتاً‌ آلوده به جهالت و تعصّب است و بدین لحاظ آموزه‌های حقیقی اسلام هنوز برای غربی‌ها مجهول و اطلاعات آن‌ها در خصوص گذشته و حال اسلام مغلوط است و مغفول. وضع عمومی روی هم رفته به هر چیزی شباهت دارد جز به محبت و حقیقت‌گویی و حقیقت‌جویی.۵


وبگردی
ممنوعیت پروازهای «هواپیمایی آسمان» در اروپا
ممنوعیت پروازهای «هواپیمایی آسمان» در اروپا - پرواز تمام هواپیماهای «آسمان» در اروپا ممنوع است
استحاله! / بررسی نامه احمدی‌نژاد به رهبری
استحاله! / بررسی نامه احمدی‌نژاد به رهبری - دگرديسي‌هاي فراواني در ايران صورت گرفته‌است؛ اصولگرايان اصلاح‌طلب شده‌اند، تحول‌طلبان محافظه‌كار شده‌اند، مسئولان پاسخ ناكارآمدي‌هاي خود را از مردم مي‌خواهند و در تازه‌ترين نوع اين استحاله‌ها فردي كه بسياري مدعي هستند او برآمده از مهندسي انتخابات است با ارسال نامه به رهبرمعظم انقلاب درخواست برگزاري انتخاباتي آزاد، زودهنگام و به دور از مهندسي كرده‌است! محموداحمدي‌نژاد همان پديده خانمان براندازي كه براي…
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز - فیلم - زهرا خوش نواز در گفتوگو با یورونیوز از مراحلی که برای آماده سازی ظاهرش طی کرد تا با چهره‌ای متفاوت وارد استادیوم شود گفت. او می‌گوید: «زمانی که از تونل گذر کردم و وارد ورزشگاه شدم و چشمانم به چمن ورزشگاه افتاد گریه‌ام گرفت.»
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش - باز هم زیر گرفتن ماموران امنیتی و نیروی انتظامی توسط یک ماشین دیگر سواری توسط اراذل خیابان گلستان هفتم
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران - کی از دراویش گنابادی با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در خیابان پاسداران تهران / گفته میشود تعداد شهدای ناجا در حمله آشوبگران فرقه ضاله گنابادی و حامیان نورعلی تابنده به ۴ تن رسیده است.
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای - به دنبال سقوط هواپیمای تهران-یاسوج ویدیو لحظه مواجه خانواده های جانباختگان را با وزیر مشاهده می کنید.
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو - تصاویری دردناک از حمله مرد موتور سوار با چاقو به یک مرد راننده در حضور همسر و فرزندش در شهرستان داراب استان فارس را در ویدئوی زیر می بینید. به نظر میرسد این اتفاق در پی جرو بحثی بر سر پارک کردن وسایل نقلیه روی داده است!
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟ - آنچه مشخص است جمهوری اسلامی ایران باید تصمیم مشخص و درستی درباره سیاست عدم رویارویی با ورزشکاران رژیم صهیونیستی بگیرد. دیگر نمی‌توان با این روش تعقیب و گریزی با این مسئله برخورد کرد. دیگر نمی‌توان ورزشکاران را از مقابله با کشتی‌گیران اسرائیلی باز داشت و در برابر رسانه‌های جهانی گفت به خاطر مصدومیت در میدان حاضر نمی‌شویم و در داخل جشن بگیریم که ما عزت‌مان را حفظ کردیم و...
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
    ارزش غذایی ماکارونی
    فرآورده های ماکارونی (PASTA PRODUCTS)، فرآورده هایی مانند اسپاگتی، ماکارونی، ورمیشل، نودل و لازانیا را در بر می گیرد. علاوه بر این، انواع مختلف دیگری بر حسب فرهنگ غذایی وجود دارد. تحقیقات تاریخی به طور دقیق منشاء اصلی ماکار...