دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۷ / Monday, 18 June, 2018

ملاقات دو دریا


ملاقات دو دریا
مرج البحرین لفظ قرآنی است به معنای مرز و محل تلاقی دو دریا که در آیه ۲۵ سوره فرقان آمده است. مناقب نامه نویسان که شرح زندگانی مولانا جلال الدین را نوشته اند مثل سپهسالار و افلاکی این تعبیر را از قرآن آورده اند و درباره نخستین دیدار مولانا و شمس که در قونیه اتفاق افتاد نه در دمشق یا جای دیگر به کار بردند.
به عبارتی دیگر از مولانا جلال الدین و شمس تبریزی تعبیر به دو دریا کردند که به هم رسیدند. تعبیر زیبا و دلنشینی است و البته خالی از واقعیت هم نیست زیرا این هر دو مردانی بزرگ بودند و دریا نشانه بزرگی و عظمت است، هم از نظر وسعت و بی کرانگی و هم از جهت عمق و نیز از این جهت که دریا را می توان استعاره گرفت از ذات پاک و بی کرانه خداوندی که شیفتگان معرفتش را در خود مستغرق می دارد و شاید آنان که این تعبیر قرآنی را درباره مولانا جلال الدین و شمس تبریزی به کار برده اند خواستند نشان دهند که این دو نفر دریایی بودند یعنی اهل دریا بودند و شناآموخته بحر معارف الهی.
درباره شمس باید گفت که برخلاف آنچه اغلب مشهور شده و به خصوص مناقب نامه نویسان حال به اعتماد خود یا از زبان یاران و مریدان مولانا انتشار داده اند شمس به هیچ روی آدمی بی سواد و درس ناخوانده نبوده است.
او در زمینه معارف اسلامی درس خوانده بود و سال ها تحقیق کرده بود و دانش او در این علوم تا آنجایی بود که می توانست با افرادی چون ابن عربی به مباحثه علمی بنشیند که نشانه های آن را در مقالات شمس می توان خواند.
شمس همه این عالمان و حتی عارفانی چون اوحدالدین کرمانی را هم بارها آزموده بود منتها هیچ یک را شایسته شیخی کردن بر خود نمی دید. اگر در وجود آنان بارقه ای هم از عشق الهی بود چندان نبود که عطش سوزان او را کفایت کند. این جمله را از سخنان شمس در ذهن دارم که حتی درباره ابوبکر گفته که در وجود من چیزی بود که پیرم آن را ندید و مولانا دید.
بنابراین همچنان که گفته ام شمس در پی همان آتشی بود که بتواند شعله آن را فراراه روح عشق جوی خود قرار دهد. این آتش را در روح بزرگ مولانا یافت و مولانا نیز آتش عشقی را که از وجود شمس زبانه می کشید و می خواست خود را به منبع آتش در روح مولانا پیوند دهد، بازشناخت و این دو دریای علم و معرفت که شعله های عشق الهی از آن زبانه می کشید بنا بر این به هم پیوستند.
اما آنچه در آن نخستین لحظه دیدار در قونیه روی داد، باز هم مطالبی است که همین مناقب نامه نویسان نقد کردند از این قبیل که مولانا بر سکوی خانه شکرفروشان یا برنج فروشان و از این قبیل نشسته بود و شمس ناگاه از راه رسید با اینکه مولانا سوار بر مرکب از مدرسه به خانه بازمی گشت و جمیع مریدان ملازم رکاب بودند و شمس ناگهان افسار مرکب مولانا را فروکشید، یا اینکه مولانا در مدرسه مشغول تدریس بود و شمس از در درآمد و همه اوراق دفتر را به آب ریخت یا اینکه گفته اند شمس در برابر جمع از مولانا پرسید که مقام محمد بزرگتر است یا مقام بایزید، از این قبیل که در همان مناقب نامه ها آمده و بعدها دیگران هم بالطبع آنها را نقل کرده اند دارای سند معین و مسلمی نیست و ضرورتی هم به این گونه کارهای نمایشی نبوده است.
تصور بفرمایید دو نفر انسان دانشمند، آراسته به بینش معنوی، برخوردار از روحی آسمانی و عشق پاک و آشنایی با معارف و اسرار الهی چگونه ممکن است درصدد آزمایش ظاهری یکدیگر و ابراز علم و توانایی های ظاهر و باطن خود به یکدیگر برآیند؟ این حرف ها به افسانه بیشتر شبیه است و از مردان حق بعید.
در اینکه مولانا و شمس الدین نه یک بار که بارها و به کرات با هم خلوت می کردند و با یکدیگر از اسرار و معارف الهی سخن می گفتند و از نیروی علمی و قلبی یکدیگر بهره می گرفتند جای تردید نیست. این کشش و کوشش دوسویه بوده است و به همین سبب است که شمس همیشه با لفظ مولانا از جلال الدین یاد می کند و نه تنها خود را برتر از او نمی داند که همیشه خود را نسبت به مولانا فروتن نشان می دهد و حق هم همین است.
مقام علمی مولانا به هیچ وجه کمتر از دانش شمس یا مقامات معنوی او نبود بلکه بالاتر هم بود و معلوم می شود که از وجود مبارک مولانا کسب فیض می کرد.
مولانا هم از گرمی عشق و صفای روح بزرگ شمس الدین نیرو می گرفته است که نشانه هایش را در مثنوی مکرر و در غزلیات مولانا فراوان می بینیم. دوستی این دو نفر با یکدیگر ورای دوستی های ظاهری و امروزی بوده است.
البته نباید فراموش کنیم که شمس در واقع آینه ای بود شفاف که مولانا صورت کمالات و فضایل معنوی خود را در او مشاهده می کرد و در واقع شمس تماشاگه حقیقت وجودی مولانا برای خود مولانا بود و به نحوی مولانا حقیقت وجودی خود را شمس می دانست و در این تلاقی خود را دریافت. به عبارت دیگر نیرویی و آتشی که در وجود آنان بوده از یک منشأ سرچشمه می گرفته و از یک جنس بوده و به نظر من این نیرو و این آتش واحد هدفی واحد را در برابر هر دو آنان قرار داده بوده است.
و آن هدف عبارت بوده است از آشنا ساختن جان های افسرده خلق با آتش عشق الهی تا از آن آتش گرمی یابند و به نیروی آن گرمی راه تعالی به سوی حقیقت را پیمایند. مقالات شمس نشان می دهد که شمس تبریزی در قونیه بیکار نبوده و در کنار مولانا به تبلیغ معارف اسلامی و انتشار حقایق الهی مشغول بوده است.
بنابراین می بینیم که این دو دریا به هم می رسند و دست در دست هم می گذارند تا راه نجات خلق را هموار سازند. عبث است اگر بپنداریم دوستی و همنشینی مولانا جلال الدین و شمس الدین از سر هوا و هوس و خواهش دل بوده است.
اینها مردمانی بودند دانش آموخته، پاک نهاد، بافضیلت و بینش و فراست و صاحب بصیرت و عاشق خدا و خلق خدا که تصور می کردند در کنار یکدیگر و به کمک یکدیگر بهتر و بیشتر توفیق خدمت به خلق را پیدا می کنند و آموزش دانش و انتقال معارف الهی و اسرار سعادت دنیوی و اخروی به این شیوه موثرتر است و البته تصورشان غلط هم نبوده است.
نهایت آنکه گروهی از همان مردم جاهلی که اینان به نجاتشان از کوردلی و کج فهمی و بی دانشی برخاسته بودند سبب جدایی آنان از یکدیگر شدند. هنوز هم باید تحقیق کنیم و ببینیم علت دشمنی آن گروه از مریدان و یاران مولانا با شمس الدین چه بوده است، ترس از مثلاً اینکه شمس الدین خلیفه مولانا شود و جای او را بگیرد و زمام امور مریدان را در دست گیرد، یا به ظن قوی تر تلاطم روحی و تندی خوی شمس در برابر خلق و خوی ملایم و اخلاق خوش و نرم دلی مولانا و شاید مطلبی دیگر و شاید هم مجموعه ای از این قبیل عوامل سبب شده باشد که اسباب رنجش خاطر شمس را فراهم آورند و او را از قونیه برانند و این دو دریای عظیم را از یکدیگر جدا سازند.

حسن لاهوتی

منبع : روزنامه شرق

مطالب مرتبط

از زن تا قسمت تاریک ذهن

از زن تا قسمت تاریک ذهن
● نظری بر مجموعه شعر «زن، تاریكی، كلمات» اثر حافظ موسوی
حافظ موسوی را باید شاعری موفق دانست. كسی كه پس از انتشار دو مجموعه شعر موفق «سطرهای پنهانی» و «شعرهای جمهوری» به خوبی توانست خود را به عنوان یك شاعر تثبیت شده در دایره شعر امروز ایران قرار دهد. زبان، ساختار و فرم شعرهای حافظ موسوی به گونه ای است كه مختص به حدود ذهن و احساس و اندیشه خود موسوی است. در همین ابتدای سال ۸۵ و در آستانه نمایشگاه بین المللی كتاب چهارمین مجموعه شعر او با نام «زن، تاریكی، كلمات» از سوی نشر آهنگی دیگر منتشر شده است. «زن، تاریكی، كلمات» را از لحاظ زبان و ساختار شعری حافظ موسوی باید در ادامه منطقی و تكاملی «شعرهای جمهوری» دانست. این مجموعه شعر شامل سه بخش است كه هر بخش شعرهای مختص به خود را دارا است. بخش زن، بخش تاریكی و بخش كلمات سه بخشی هستند كه اسكلت آخرین مجموعه شعر حافظ موسوی را تشكیل داده اند. تاملی كوتاه بر چگونگی شعرهای «زن، تاریكی، كلمات» می تواند در آسان شدن مسیر خواندن این مجموعه شعر موثر باشد.
● قبله عالم زمان
حافظ موسوی در آخرین مجموعه خود و آن هم در ابتدایش به سراغ «زن» می رود. زنی كه در طول قرن گذشته به قدرت و برابری با مرد دست یافته و به نوعی تبدیل قدرت برابر ترازوی جهان شده است. موسوی آگاهانه به سمت انتخاب زن برای قرار دادن آن به عنوان یك ویژگی در مجموعه شعرش رفته است. زن در شعرهای او كاركردهای متفاوتی دارد و نگاه حافظ موسوی به زن نگاهی دیگرگونه است. زن در كلمات شاعر را به اشتباه می اندازد. او زن را در برابر خود می بیند. در برابر یك مرد. آن هم از جنس شاعرش. پس باید متفكرانه به سراغ او رفت. هر چند كه شاعر نمی تواند هیچ گاه از لبریز شدن حسش نسبت به زن جلوگیری كند. حافظ موسوی از همان نخستین شعر مجموعه اش زن را روایت می كند. روایت در شعرهای او یك مشخصه است. موسوی كمتر به توصیف می پردازد. زن در این مجموعه خودش را روایت می كند. موفقیت روایت موسوی، در زبانی است كه فرمت آن فرمت روایت است. زن در روایت شعرهای او زنده بوده و ایستاده با گل نیلوفری در دست. مرد در مقابل این زن تكه تكه شده و فرو ریخته است. تمام عناصر شعری حافظ موسوی در حال حركت هستند زیرا در روایت قرار دارند. شاعر در كنار نگاه فلسفی و اندیشمندانه ای كه به زن دارد، به ستایش زن هم می پردازد. زنی كه به راستی بالابلند بوده و با عصای خود استواری زمین را می سنجد. نگاه حافظ موسوی به زن نگاهی ارزشی است. هر چند كه روح سركش شاعری او در قبال زن هم كوتاه نمی آید. اما در مجموع می باید نگاه او را در این مجموعه شعر ارزشی محسوب كرد. ارزشی كه روایت نقش پیدا كرده است.
تمام این مسافرخانه/ از عطر دست های تو/ پر خواهد شد/ دهان اگر باز كند/ این چمدان!
● قسمت تاریك ذهن
پس از عبور از زن در قسمت اول مجموعه، به تاریكی می رسیم. به قسمت تاریك ذهن شاعر. قسمتی از ذهن هر شاعر فضایی است كه در آن تصورات سیاه اندیشه اش نقش می بندد. حافظ موسوی در آخرین مجموعه شعرش بخشی را به این فضا اختصاص داده است. بخشی كه در آن خواننده با برزخ كلمات مواجه می شود. مادیان های پیر شیهه می كشند و دهان های سوخته ای كه جهنم را می سوزانند. به نظر من موسوی در ارائه تفكرات و احساسات تاریك ذهنش در شعرهای این مجموعه موفق بوده است زیرا هیچ گاه بیهوده به سمت توصیفات اضافه و شعارهای فلسفی- سیاسی رایج نرفته است. روایت و آن هم روایتی عمیق و كارشده در بخش «تاریكی». مجموعه شعر «زن، تاریكی، كلمات» همانند بخش «زن» از مشخصه های ذاتی شعرهای حافظ موسوی است. شاعر در این بخش می خواهد از كوچه های دیو و دد عبور كند اما ملول نیست. موسوی هیچ گاه نمی خواهد سیاهی ذهن خود را به دیگری كه مخاطبش باشد انتقال دهد بلكه تنها می خواهد راوی قسمتی از ذهن خود باشد. تصاویر شعرهای حافظ موسوی برای آن موفقند كه به جاهای متفاوتی سرك می كشند و هیچ گاه ثابت و ایستا نیستند و این از خاصیت های ذهن روایت گرا است. اما از دیگر مشخصه های بخش تاریكی در این مجموعه، طنزی است كه در بسیاری از سطرهای شعرهای او موجود است. موسوی از امكان طنز در شعرهایش سود می برد تا بتواند آن قسمت تاریك ذهن خود را با طنز بیامیزد و از سیاهی مفرط آن بكاهد.
سوختن/ در این تمنای محال/ ابلهانه است/ دستم را بگیر/ در كوچه های همین دیو و دد/ بگردانم.
● كلمات پراكنده
از وجوه مشخص دو قسمت اول مجموعه، متمركز بودن مشخصه های محتوایی و ساختار و فرمی شعرها با مضمونی بود كه به نام آن بخش انتخاب شده بود. (زن و تاریكی). اما در بخش كلمات ما با انسجام محتوایی و اصولی شعرها روبه رو نیستیم. در این بخش كه به اعتقاد نگارنده این سطور از قدرت بسیار كمتری نسبت به دو بخش نخست برخوردار است، شاعر دست به گردآوری شعرهایی زده كه از لحاظ محتوا و ساختار و فرم تناسب منسجمی ندارند و به گونه ای پراكنده هستند. شعرهایی كه مشخصاً در وضعیت های متفاوتی با اندیشه ها و احساسات گوناگونی سرایش شده اند. در این بخش خواننده بیشتر با بیرون ریزی حس حافظ موسوی در كلمات مواجه است. گاهی شاعر می خواهد سنگ را روی سنگ قرار دهد و گاهی در دادگاه مرد را به جرم قتل همسرش متهم كند. سطح ذهنیت حافظ موسوی در این بخش بیشتر درگیر مضامین شخصی است. شعرهای بخش «كلمات» پراكنده گویی هایی هستند كه البته در بین آنها آثاری هم هستند كه از قوت خوبی برخوردارند. در میان این شعرها، كارهایی وجود دارند كه به لحاظ فرم و ساختار به طور كلی نسبت به باقی شعرهای موسوی دیگرگونه هستند.

وبگردی
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان !
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان ! - لازم است ذکر شود جنبش عدالتخواه دانشجویی در صورت ادامه تعلل دستگاه‌های مربوطه در تخلیه ملک بیت‌المال، حق اقدامات انقلابی را برای اجبار فرد نامبرده به تخلیه ویلای لواسان، برای خود محفوظ می‌داند.
فیلم | مشکل مقبولیت و مشروعیت در کشور
فیلم | مشکل مقبولیت و مشروعیت در کشور - دکتر حمید ابوطالبی مشاور سیاسی رئیس جمهوری معتقد است که ما یک بار برای همیشه باید مشکل مشروعیت و مقبولیت را در کشور حل کنیم. این درست نیست که بخشی از نظام هم مشروع باشد هم مقبول اما بخش دیگری که از دل همین نظام در آمده است فقط مقبول باشد.
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر - امام جمعه اهل سنت ایرانشهر : در ماه رمضان به ۴۱ دختر تجاوز شده که از این میان فقط ۳ دختر شکایت کرده اند.
فیلم مهران مدیری در برنامه خندوانه
فیلم مهران مدیری در برنامه خندوانه - برنامه کامل خندوانه با حضور مهران مدیری مهمان ویژه برنامه عید فطر برنامه خندوانه بود و این قسمت از مجموعه خندوانه را خاص کرد.
ویدئو / لطفاً در این مکان اعتراض کنید!
ویدئو / لطفاً در این مکان اعتراض کنید! - بر این اساس، ورزشگاه‌های دستگردی، تختی، معتمدی، آزادی، شیرودی، بوستان‌های گفت‌وگو، طالقانی، ولایت، پردیسان، هنرمندان، پارک شهر و ضلع شمالی ساختمان مجلس شورای اسلامی به عنوان محل‌های مناسب تجمع در تهران تعیین شده‌اند و از این پس معترضان می‌توانند در این محل‌ها تجمع کنند.
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!