چهارشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۷ / Wednesday, 20 June, 2018

تاریخچه علوم قرآنی


تاریخچه علوم قرآنی
● سهم امامان در پی ریزی علوم قرآن
آن روز كـه نخستین آیات قرآن بر پیامبر(ص) فرود آمد, مخاطبان آن گرامی, قریش و مردمان مكه بودند و محور آیات را مسائلی چون مبدا و معاد تشكیل می داد.
مـردم مكه با زبان فرهنگ مشترك, به روشنی مفهوم پیام وحی را در می یافتند و اگر در موارد اندكی, نیاز به پرسش بود, پیامبر برای آنان توضیر می داد.
بـا گـذشـت زمـان و گسترش اسلام در سرتاسر جزیره العرب و رهیافت قرآن به آن سوی مـرزهـای عرب, شرایط جدیدی را پدید آورد كه فهم قرآن برای همگان چندان بی نیاز از راهنمایی و شناخت قواعد و قوانین ویژه نبود.
قـبایل مختلف عرب با لهجه و گویشهای متفاوت و شرایط متفاوت جغرافیایی و اقلیمی و گـونـه گـونی رخدادها و نیازها, به طور طبیعی مستلزم آن بود كه شكل و محتوای سـوره هـا و آیات مدنی با مكی تفاوت داشته باشند و مدنی یا مكی بودن آیه در فهم آیـات و تعیین مطلق و مقید, خاص و عام و یا ناسخ و منسوخ بودن آنها موثر شمرده شود.
از آن جا كه زمینه های نزول یك آیه در فهم برخی آییات می توانست موثر باشد, گذشت زمـان و فـرامـوش شـان نـزول و یـا نـاآگـاهـی بـسـیـاری از مـردم نیست به شان نـزول,ابـهـامـهـایـی را پدید میآورد و ایشان را برای فهم این دسته از آیات به آگاهان رجوع می داد.
به هر حال وجود آیات عام و خاص, مطلق و مقید, ناسخ و منسوخ, محكم و متشابه, در زمـیـنـه مـسـائل گوناگون اعتقادی و عبادی و روابط و قرار دادهای اجتماعی و...گـردیـد تـا مـسـلـمانان در سالهای آخر حیات پیامبر(ص) كه حجم آیات نازل شده و قـلـمـرو جـغـرافـیایی و انسانی و قومی گسترش یافته بود, برای استفاده از آیات قـرآن, نـیـازمـنـد دقـت و درنـگ و شناخت ملاكها و ضوابط خاصی باشند كه بتوانند مـرادهـای قـرآنی را آن گونه كه باید دریابند و این نیاز با رحلت پیامبر(ص) به عـنوان مرجع قطعی فهم قرآن, فزونی یافت, بویژه كه میدان نقل حدیث و چه بسا جعل حـدیـث و راهـیـابـی افـكـار اهل كتاب و آرا و انظار اصحاب نظر, گسترده تر شد و پـیوستن ملتهای غیر عرب به جرگه مسلمانان, فهم قرآن را منوط به آگاهیهایی ساخت كه بعدها علوم قرآن نام گرفت.
ایـن نیازهای روز افزون و دشواریها نمی توانست بر شخصی چون پیامبر پوشیده باشد, از ایـن روی انـتـظـار می رفت كه آن حضرت برای پیش گیری از انحرافهای اجتماعی و راهـنمایی امت به شیوه صحیر بهره گیری از قرآن, معلمان ویژه ای را ترتیب كرده و به امت شناسانده باشد.
امـامـیـه بر این اعتقادند كه پبامبر(ص) این ضرورت را می دانست و اهل بیت(ع) را برای این مهم معرفی كرده است.
اكـنون هدف ما در این نوشتار, نشان دادن نقش اهل بیت(ع) در شكل گیری علوم قرآن و پی ریزی بنیادهای آن است.
اشـارتهای راهگشا و بنیادین ائمه(ع) در شناخت قرآن و تبیین و تفسیر و تعلیم آن اشـارتـهـا و گـاه بـیـانهای تفصیلی دارند كه بعدها نشان آن اشارتها و بیانهای تـفـصـیـلـی را مـی تـوانیم در سر فصل دانش((علوم قرآن)) و نیز محتوای آن, شاهد باشیم.
پـیـشـگامی اهل بیت در طرر این سر فصلها و پردازش به آنها, این نظریه را تثبیت مـی كـند كه شكل گیری مجموعه ای تحت عنوان ((علوم قرآن)) وام گرفته از سرمایه های نخستینی است كه ائمه در اختیار شاگردان خود و قرآن پژوهان آینده قرار داده اند.
سـخنانی كه از اهل بیت در باره روش شناخت و تفسیر قرآن, یا همان ((علوم قرآن)) بـه دسـت ما رسیده, یا به شناخت واژگان مربوط می شود و یا شناخت معنی, كه هر دو نـوع بـا دیـدی زبان شناختی است. مسائل مربوط به زبان شناسی قرآن هم, یا مربوط بـه عـنـاصـر عمومی زبان است, چه در قرآن و چه در غیر آن, كاربرد دارد و یا به عناصر سبكی ویژه قرآن, یعنی آنچه به شیوه بیان و چگونگی تدوین و نزول و... قرآن اختصاص دارد.
مـسـائل عـمومی زبان, از قبیل اطلاق و تقیید, عام و خاص, ظهور صیغه امر در وجوب و... كـه بـرخـی از مباحث آن در مباحث اصلی یا مقدماتی علم اصول (مباحث الفاظ) بحث شده و گسترش یافته است.
مـسـائل ویـژه سـبك قرآن, مثل ارتباط معنی با شان نزول, محكم و متشابه, ناسخ و منسوخ ظهر و بطن, تاویل و تنزیل و...
گـونـه هـای مـختلف روایات ائمه روایات اهل بیت در تبیین متن قرآنی به پنج دسته تـقسیم می شوند:
۱) پاره ای از روایات اهل بیت, عهده دار بیان پیش فرضهایی است كه مفسر قرآن باید آگاهیهایی در مورد آنها داشته باشد.
۲) روایـاتـی كـه می نمایاند كه مفسر قرآن چه انتظارهایی از قرآن می تواند داشته باشد, و به سراغ چه نوع معارفی باید باشد.
۳) احادیثی كه ویژگیها و شرایط زمانی نزول قرآن را مطرر كرده اند و مفاهیم برخی از واژگـان را كه در زمان جاهلیت مورد استفاده قرار می گرفته و قرآن در صدد نفی آن مـفـاهـیـم و یا نقد آنها بوده است توضیر می دهند و این, یعنی معنی شناسی در ظرف زمانی نزول و موقعیت تاریخی.
۴) تاكید اهل بیت بر محور اصلی مباحث قرآنآ كه آن را همچون پیكره ای واحد دارای معنی می سازد.
۵) روایاتی كه آیاتی را, بر حسب فهم زمان خود امام معنا می كنند.
بیانهای ائمه در تقسیم بندی و عنوان كردن مطالب مربوط به ((علوم قرآن)) در خور تـقـسـیـم بـه دو بخشند:
الف) یكی تقسیم بندی كلی معارف قرآن, كه مطالب آن بیش تر به ((شناخت معنی)) نظر دارند.
ب) دیـگـر تـقسیمات سبك شناختی و زبان شناختی, كه به بیان مسائل مربوط به زبان, و زبان قرآن می پردازد.
تـقـسیم كلی معارف قرآن یكی از تقسیمهایی كه در باره قرآن در كلام اهل بیت وجود دارد, تـقسیم بندی كلی محتوای قرآن است, تا تدبر كنندگان در قرآن بدانند كه چه انتظاری باید از آن داشته باشند.
ایـن تـقـسیم بندی بسیار كلی است, و می توان آن را نوعی((غایت شناسی)) یا شناخت هدف بیانی قرآن دانست.
۱) ((عن اصبغ بن نباته, قال سمعت امیر المومنین(ع) یقول: نزل القرآن اثلاثا,ثلث فـیـنـا و فی عدونا, و ثلث سنن و امثال, و ثلث فرائض و احكام.)) اصبغ بن نباته گـفت از امیر مومنان(ع) شنیدم: قرآن در سه زمینه نازل شده است: یك سوم در باره مـا و دشـمـنـان مـا, یـك سوم در باره سنتها و امثال و یك سوم در باره فرائض و احكام.
۲) ((عـن ابی عبدالله(ع):ان القرآن نزل اربعه ارباع,ربع حلال و ربع حرام, و ربع سنن و احكام و ربع خبر ما كان قبلكم و نبا ما یكون بعدكم و فصل ما بینكم.)) از امـام صـادق(ع) روایـت شده كه آن حضرت فرمود: قرآن بر چهار قسمت نازل شده است:
یـك چـهـارم در بـاره حـلال و یك چهارم در باره حرام, یك چهارم در باره سنتها و احـكـام, یك چهارم در باره اخبار آنان كه قبل از شما بوده اند و آنان كه بعد از شما خواهند آمد و حل و فصل مسائل جاری شما.
۳) ((عـن ابـی الجارود, قال سمعت اباجعفر(ع) یقول:نزل القرآن علی اربعه ارباع, ربـع فـیـنـا و ربـع فی عدونا, و ربع فرائض و احكام, و ربع سنن و امثال, و لنا كـرائم الـقـرآن.)) امام باقر(ع) فرمود: قرآن بر چهار محور نازل شده است: بخشی در بـاره مـا, بـخشی در باره دشمنان ما, قسمتی در باره واجبات و احكام و قسمتی سـنـتـهـا و امثال است و آیات كریمه قرآن كه بیانگر كرامتهاست, تعلق به ما اهل بیت دارد.
در ایـن سه روایت, تقسیم بندی بر حسب موضوع است و تنها تعیین محورهای كلی و ما این نوع تقسیم بندی را كه بر اساس محورهای مورد نظر گوینده انجام می شود, تقسیم بـنـدی معنا شناختی می نامیم و این می تواند ما را در شناخت مقاصد اصلی قرآن كمك كـند. طبیعی است كه وقتی بفهمیم كلام گوینده یا نویسنده آن در چه زمینه و بر چه محوری است, فهم معنای سخن او آسان خواهد بود.
در فـهـم و تـفسیر قرآن این نكته بسیار مهم است كه انتظار از آن را مشخص كنیم.
ایـن روایات پژوهشگر قرآنی را یاری می دهد تا در مراجعه به قرآن بداند با چگونه متنی روبه رو است, با چه نوع مطالبی مواجه خواهد بود.
احـكام واجب و حرام, حقوق و سنتهای اجتماعی,امثال و حكمتها و ولایت اولیای الهی و شناخت مخالفان و دشمنان ایشان.
تـقـسیمهای زبان شناختی و سبك شناسی همانگونه كه در آغاز اشاره شد, اهل بیت(ع) بـرای شـنـاخـت و فهم قرآن به گونه های كلی موضوعات, هدفهای هدایتی قرآن, مسائل زبـان شـناختی عام (كه هم در قرآن هست و هم در غیر قرآن) و مسائل مربوط به سبك ویژه قرآنی اشاره داشته اند.
تـوجـه به این تقسیم بندیها و عناوین مطرر شده در مكتب اهل بیت(ع) و مقایسه آن بـا آنچه كه بعدها به نام ((علوم قرآن)) گسترش یافت, به ما نشان می دهد كه ریشه مـبـاحث علوم قرآن در گفتار اهل بیت پیامبر(ص) است. آنان كه علومشان از تعالیم وحی و آموزش محمدی سر چشمه گرفته است.
در تـفـسیر نعمانی(كه رساله ای است مستقل, و تمامی آن در جلد ۹۳ بحارالانوار نقل شـده است) از امام صادق(ع) این روایت آمده است: ((شیعیان علی(ع) از آن حضرت در بـاره گـونـه هـای آیـات قـرآن سوال كردند آن حضرت در پاسخ فرمود: خدای تبارك و تـعـالـی قـرآن را به هفت گونه فرستاده است كه هر كدام از آن گونه ها داروی درد اسـت و بـسـنـده (بـرای سعادت بشر) آن هفت قسم عبارتند از:
۱) امر,
۲) نهی,
۳)ترغیب,
۴) ترهیب (ترساندن و انذار),
۵) جدل,
۶)مثل,
۷)قصص.
و در قـرآن ناسخ و منسوخ, محكم و متشابه, خاص و عام, مقدم و موخر,عزائم(فرائض) و رخص(مـباحها), حلال و حرام, فرائض و احكام,منقطعی كه معطوف است,منقطعی كه معطوف نیست و حرفی كه به جای حرفی دیگر قرار گرفته است, وجود دارد.
برخی از قسمتهای قرآن, لفظش خاص است ومعنایش عام و برخی دیگر كه لفظش عام و احـتـمـال عـمومیت دارد. برخی از قسمتها لفظش واحد و معنایش جمع است و در قرآن نـاسـخ و مـنـسـوخ, مـحـكـم و مـتشابه,خاص و عام, مقدم و موخر, عزائم(فرایض) و رخـص(مـباحها), حلال و حرام, فرائض و احكام, منقطعی كه معطوف است, منقطعی كه معطوف نیست و حرفی كه به جای حرفی دیگر قرار گرفته است, وجود دارد.
برخی ازقسمتهای قرآن, لفظش خاص است, ومعنایش عام و برخی دیگر كه لفظش عام و احتمال عمومیت دارد. برخی از قسمتها لفظش واحد و معنایش جمع است و برخی دیگر لفظش جمع و معنایش واحد. برخی از قسمتها لفظش ماضی است و معنایش آینده, برخی از قسمتها لفظش خبر است, ولی معنایش نظر به قومی دیگر دارد.
بـرخـی از قـسمتها به حال خود باقی اند, ولی از جهتی كه داشته برگردانده شده اند (تفسـیر یـا جهت تفسیری آنها عوض شده) و برخی از قسمتهای آن, معنایش بر خلاف تـنـزیـلـش هست و برخی دیگر تاویلش در همان تنزیلش است, برخی از قسمتها تاویلش قبل از تنزیلش و برخی دیگر بعد از تنزیلش.
بـرخی از قسمتها به گونه ای هستند كه قسمتی از آیه در یك سوره, و قسمتی دیگر از آن در سـوره ای دیـگـر قرار گرفته است. در برخی از قسمتها, آیاتی وجود دارند كه نـصـف آنـها منسوخ و نصف دیگر به حال باقی اند. آیاتی را می توان شاهد بود كه از نـظـر لفظ متفاوت, ولی از نظر معنا به یك جهت نظر دارند و نیز آیاتی را می توان یافت كه الفاظی هعمانند و معنا و نظرگاهی متفاوت دارند.
آیـاتـی كـه در آنها رخصتی بعد از وجوب است چه این كه خداوند عزوجل, دوست دارد اجـازه هـا و رخصتهایش همان گونه مورد عمل قرار گیرند كه واجباتش مورد عمل قرار مـی گـیـرنـد. در برخی از قسمتهای قرآن رهنمودهایی است كه مردمان در به كارگیری آنها مختارند, اگر خواستند انجام می دهند و اگر نخواستند, ترك می كنند.
در بـرخـی از قـسـمتها, آیاتی وجود دارند كه ظاهر آنها بر خلاف باطنشان است, در هـنگام تقیه به ظاهر آن عمل می شود و نه به باطن آنها. برخی از آیات قرآن, خطاب بـه قـومـی خاص دارند, ولی مضمون و معنای آنها برای دیگران است. برخی از آیات, بـه پـیـامـبر(ص) خطاب دارند, ولی در حقیقت نظر به امت آن حضرت دارند, برخی از قـسـمتها به گونه ای است كه تحریم آنها جز با تحلیلشان شناخته نمی شود و برخی از قـسـمتها تالیف و تنزیلشان بر غیر معنایی است كه در آن نازل شده اند...)) پس از ایـن, امام(ع)مسائلی را در تقسیم بندی موضوعی مطرر می فرمایند كه در خور توجه و ژرف نگریند.
در آغـاز هـمـان كتاب امام صادق(ع) روایت شده است: ((خدای متعال محمد(ص) را به پـیـامـبری بر انگیخت و او را خاتم انبیا… قرار داد, بنابر این پیامبری بعد از او نـخـواهـد بـود, و بر آن حضرت كتابی فرو فرستاد و آن را ختم كتابهای آسمانی قـرار داد و از ایـن رو بعد از آن كتابی نازل نخواهد شد. خداوند در آن چیزهایی را حـلال و چیزهایی را حرام كرده است, پس حلال آن تا روز قیامت حلال و حرام آن تا روز قیامت حرام است. شریعت شما و اخبار گذشتگان و آیندگان در آن است.
پیامبر(ص) آن را به عنوان دانشی در میان اوصیای خویش قرار داد. اوصیای پیامبر, شـاهـدان بـر اهل تمام عصرهایند(اما مردم) از آنان روی گرداندند و ایشان را به قـتـل رساندند و از دیگران پیروی كردند و در پیروی دیگران اخلاص نشان دادند, تا جـایـی كـه هـر كـس اعتقاد خود را به ولایت ((اولیا… امر)) آشكار كرد, اینان به دشـمـنی با وی برخاستند, به طلب دانش از غیر اوصیا پیامبر(ص) پرداختند. خداوند مـی فـرمـایـد: ((و نـسـوا حظا مما ذكروا به و لا تزال تطلع علی خائنه منهم...)) مـائده/ ۱۳ و بـخشی از آنچه را به آنها گوشزد شده بود, فراموش كردند و هر زمان از خیانتی (تازه) از آنها آگاه شوی.
و ایـن بـدان سـبب است كه آنان قسمتی از قرآن را با قسمتی دیگر رد كرده اند, به مـنـسـوخ احتجاج كرده اند, به پندار این كه ناسخ است, به متشابه احتجاج كرده اند بـه ایـن اعتقاد كه محكم است, به خاص تمسك كرده اند و گمان كرده اند كه عام است, بـه اول آیـه احـتـجاج كرده اند, ولی سبب تاویل آن را فرو گذاشته اند, به مطلع و خـتـام سـخن توجه نكرده اند, به موارد و مصادر سخن نیندیشیده اند, زیرا آن را از اهلش فرا نگرفته اند, در نتیجه گمراه شده و گمراه كرده اند.
خـدا شـما را بیامرزد, بدانید كه هر كس در كتاب خدا, ناسخ را از منسوخ, خاص را از عـام, مـحـكـم را از متشابه, رخص (مباحات) را از عزائم (واجبات), مكی را از مـدنـی, اسـباب نزول, مبهمات قرآن در الفاظ مقطعه و غیر مقطعه, مطالب مربوط به قـضـا و قدر, تقدیم و تاخیر, مبین و عمیق, و ظاهر و باطن, ابتدا و انتها, سوال و جـواب, قـطـع و وصل, مستثنی را از غیر مستثنی, و صفت ما قبل را كه در ما بعد جـاری اسـت, مـوكـد, مـوصـول را از محمول بر ما قبل و ما بعدش نشناسد و امتیاز نـدهـد, آگـاه بـه قـرآن نـیـست, و اهل قرآن به شمار نمی رود. هر گاه فردی بدون آشـنـایـی بـا ایـن امـور ادعای فهم قرآن كند دروغ گو و مفتری است كه بر خدا و پـیـامبرش(ص) به دروغ افترا می بندد, جایگاه او جهنم است, كه بد جایگاهی است.))
((عـن سـلـیـم بـن قیس عن امیر المومنین(ع) قال: كنت اذا سالت رسول الله(ص) اجـابـنی و ان فنیت مسائلی ابتدانی, فما نزلت علیه آیه فی لیل و لانهار و لاسما… و لا ارض و لا دنـیـا و لاآخره و لا جنه و لانار, و لا سهل و لا جبل و لاضیا… و لا ظلمه الا اقـرانـیها و املاها علی و كتبتها بیدی, و علمنی تاویلها و تفسیرها و محكمها و مـتـشـابـهـهـا و خاصها و عامها, و كیف نزلت و این نزلت و فیمن نزلت الی یوم الـقـیـامـه دعا الله لی ان یعطینی فهما و حفظا فما نسیت آیه من كتاب الله و لا عـلـی مـن انزلت الا املاه علی.)) سلیم بن قیس از امیر مومنان علی(ع) روایت كرده اسـت: مـن, هر گاه چیزی را از حضرت رسول(ع) می پرسیدم, پاسخم را می داد و اگر من می پرسیدم آن حضرت خود آغاز به سخن می كرد. هیچ آیه ای بر آن حضرت نازل نشد, در شـب و یا در روز, در آسمان یا در زمین, در باره دنیا و آخرت, بهشت یا جهنم, در دشـت یـا در كـوه, در تـاریـكی یا روشنایی, مگر این كه آن آیه را برای من تلاوت فرموده و آن را برای من املا كرده و من آن را با دست خود نوشته ام.
پـیـامـبـر, تـاویل, تفسیر, محكم و متشابه, خاص و عام را به من آموخت و این كه چـگـونـه در كجا و در باره چه كسی نازل شده است, تا روز قیامت (در جهت حفظ و نـگـهـداری ایـن مـعـارف گـسترده) پیامبر از درگاه الهی خواست تا خداوند فهم و حـافـظـه ام را نـیـرومـنـد گـرداند,از این روی, هیچ یك از آیات قرآن را از یاد نبرده ام.
اگـر به طور فشرده فهرستی از همین دو سه روایت (صرف نظر از روایات دیگر در این زمـیـنه) تهیه كنیم و آن را با فهرست عناوین مهم ترین كتابهای علوم قرآن مقایسه كنیم, اهمیت طرر مباحث علوم قرآن در نگاه اهل بیت(ع) برای ما روشن خواهد شد.
۱) امر(۱).
۲) نهی (۲).
۳) ترغیب(۱).
۴) ترهیب (۱).
۵) جدل(۱).
۶) مثل(۱).
۷) قصص (۱).
۸) ناسخ و منسوخ(۱,۲).
۹) محكم و متشابه (۱,۲,۳).
۱۰) خاص و عام(۱,۲,۳).
۱۱) مقدم و ماخر(۱,۲).
۱۲) عزائم و رخص(۱,۲).
۱۳) مواضع حلال و حرام (۱,۲).
۱۴) فرائض و احكام(۱).
۱۵) منقطع معطوف(۱).
۱۶) منقطع غیر معطوف(۱).
۱۷) حرفی به جای حرفی(۱).
۱۸) تنزیل(۱).
۱۹) تاویل(۱,۲,۳).
۲۰) تفسیر(۳).
۲۱) ابتدا و انتهای كلام(۲).
۲۲) موارد و مصادر كلام(۲).
۲۳) مكی و مدنی (۲,۳).
۲۴) چگونگی نزول(۳).
۲۵) شان نزول قرآن(۳).
۲۶) محل نزول: آسمان, زمین,دشت, كوه, روز, شب(۳).
۲۷) مبهمات قرآن (۲).
۲۸) مقطعه و مولفه(۲).
۲۹) دانش قضا و قدر(۲).
۳۰) مبین و عمیق(۲).
۳۱) ظاهر و باطن(۲).
۳۲) سوال و جواب(۲).
۳۳) قطع و وصل(۲).
۳۴) مستثنی و غیر مستثنی(۲).
۳۵) موكد(۲).
۳۶) مفصل(۲).
۳۷) موصول(۲).
۳۸) معطوف(۲).
در روایـاتـی دیـگر, مسائل دیگری, چون: اعجاز قرآن, كنایات قرآن, عدم تناقض در قـرآن قـرا…ت و... بیان شده است و موارد یاد شده در روایات ائمه به آنچه گفتیم محدود نیست.
اهـل بـیـت(ع) در توضیر برخی از این عناوین آگاهیهای گسترده ای را در اختیار ما گـذاشـتـه انـد, از آن جـمـله در باره محكم و متشابه, ناسخ و منسوخ, ظهر و بطن, تـفـسـیر و تاویل, شان نزول, مكی و مدنی و... كه نمونه هایی از آن مباحث به طور مـسـتـقـل مـورد بـحـث قرار گرفته است. اگر تمام موارد تقسیم بندیهای كلی(زبان شـنـاختی, معنی شناختی و سبك شناختی) كه امامان معصوم بیان داشته اند, به ضمیمه شرحهای آن بزرگواران در باره هر یك از عنوانهای یاد شده گرد آوری و تدوین شود, به یقین كتابی مستقل و ارجمند در علوم قرآن شكل خواهد گرفت.
شـایـان توجه این كه بیان ائمه در باره شناخت قرآن و علوم قرآن سه زمینه را در بـر دارد:
۱) آنـچـه مـربـوط به طبیعت زبان است و عمومیت دارد, مثل عام و خاص, مـوصـول و مـعـطـوف, قـطـع و وصل, مستثنی و غیر مستثنی, مطلق و مقید, مبهمات و مبینات و...
ایـن مـوارد در هر كتابی و نوشته ای و حتی بیان شفاهی می تواند موجود باشد. قرآن نـیـز مـثل هر كتاب دیگر, به دلیل استفاده اش از ((زبان مردم)) این عناصر زبانی را درل خود دارد.
۲) آنـچـه مـخـصـوص قـرآن اسـت و به سبك ویژه قرآنی, نظر دارد, مانند محكمات و متشابهات, ناسخ و منسوخ, ظهر و بطن, مكی و مدنی, حروف مقطعه, تاویل و...
ایـن گـونـه مـبـاحـث ویژه سبك قرآنی است, صرف نظر از اعجاز بیانی قرآن, كه از ویـژگـیـهـای آن اسـت, ایـن دو دسـتـه مـربـوط به زبان, زمان و مكان نزول قرآن هـسـتـنـد:دسـتـه اول مطالب عمومی تر زبان شناسی و مطالب دسته دوم مربوط به سبك شناسی می شود.
بـرخـی از روایات دیگر در باره عناصر كلی تری در سبك بیان قرآن سخن دارد مانند:
روایـتـی كـه می گوید: لحن قرآن كنایی است: عبدالله بن بكیر از امام صادق روایت كـه حـضـرت فرمود: ((نزل القرآن بایاك اعنی و اسمعی یا جاره.)) قرآن به گونه ای نـازل شـده كـه تـو را می گویم, ولی همسایه بشنو(به در می گویم كه دیوار بشنود.) آنـچـه در بـاره مـحـتـوا, هدفها و گونه های مطالب موجود در قرآن بیان شده است, بـیـش تـر بر معنا شناسی قرآن نظر دارد, مثل روایاتی كه در اول نوشتار در تقسیم بندیهای كلی مطالب قرآن نقل كردیم.
آنـچـه تـا بدین جا آوردیم, می تواند اشاره ای باشد به زمینه ها و میدانهای شایان كاوش و درنگ و راهی باشد پیش روی پژوهشگران قرآنی در ردیابی بنیانهای علوم از قرآن, در معارف اهل بیت پیامبر(ص).

علِی حیدری

منبع : بلاغ

مطالب مرتبط

ویـژگـیـهـای قـرآن

ویـژگـیـهـای قـرآن
واژه «قـُرآن» از مصدر «قـرء» می آیـد و خود نیز هـم مـصـدر می باشـد. به مـعـنی: "بترتیب چیدن و پیش رفـتن". بعـد به خواندن (از روخوانی) اطـلاق شـده، چـون در وضعـیـت مـزبـور خوانـنده حروف و واژه ها را بترتیب می چیند و پیش می رود. قـرآن به معنی اسمی به معنی: "خواندنی ـــ از رو خـوانـی، و به نـظـم و ترتیب چـیـنی" است. قـرآن ۱۴۰۰ سال عـمـر دارد. در مـدت بـیـن ۲۲ الی ۲۳ سال به محمد وحی شده است. وقـتی مـحـمـد آیه یا آیاتی که نازل می شـده اند را بـر دیگـران می خوانده آنـها آنرا بر روی چیزهای مختـلفی که آن زمان برای نوشتن روی آن استفاده می شده می نوشته اند. و برخی نیز آیات را از بر می کرده اند. محل قرار دادن آیات در سوره ها نیز خود محمد مشخص می کرده است. در زمان محمد قرآن بصورت یک کـتـاب کـه هـمـه آن یکجا جمع بوده باشد وجود نداشته، بلکه دوسال پس از وفات وی برای اولین بار قرآن جمع آوری شده و بصورت یک کتاب درآورده شده است.
از آنجا که محمد آخرین پیامبر است و پس از وی اسلام گسترش پیدا می کـنـد و مـسـلـمانان در شرایط مختلفی خواهند بود، قرآن با ویژه گیهائی پرداخته شده است که بتواند برای همیشه و همه جا مناسب و پاسخگو باشد. ویژگیهای آن از جمله:
۱) آیات محکم و متشابه داشتن آن است.
۲) مـنسوخ شدن آیات آن است.
۳) تـفـسیر و تأویل و تبیین شدنِ آیات آن است.
۴) راهـهای متنوعی برای رستگاری ارائه دادنِ آن است. (که عـمـدتا موارد سه گانه هستند).
۵) حروف و واژه های آن حساب شده و قانونمند بکار برده شده اند.
هر کدام از این موارد را بطور فـشرده بررسی می کنیم:
▪ آیات محکم و متشابه
آل عمران ۷: «هُـوَ الـَّذی اَنـْزَلَ عَـلَـیْکَ الْکِتابَ مِنـْهُ آیاتٌ مُحْکَماتٌ هُـنَّ اُمُّ الْکِتابِ وَ اُخَـرُ مُتـَشابِهاتٌ. فـَمـّا الـَّذیـنَ فـی قـُلـُوبـِهِـمْ زَیْـغٌ فـَیَـتـَّبـِعُـونَ مـا تـشـابَـهَ مِـنـْهُ اِبـْتِـغـاءَ الْـفِـتـْـنـَهِٔ و ابْـتِـغـاءَ تـَأویـلِـهِ. وَ مـا یَـعْـلـَمُ تـأویـلِـهِ اِلاّ اللهُ و الرّاسِخوُنَ فی الْعِـلْـمِ یَـقـُولُـونَ آمَنـّا بـِهِ کُـلٌّ مِنْ عِـنْـدِ ربِّـنـا».
«این خداست که قرآن را بر تـو نازل نـمـود. برخی از آیات آن محکم هسـتـنـد که آنها اصل این کتاب می باشند و بـقـیه متشابه. و امّا افرادی که مسائلی در دل دارند همیشه به متشابهات آن استناد می کنند، کـه بـرخی از مـوضـع مسئله سازی این کار را می کنند و برخی نیز از موضع ارتـبـاط دادن آیات بـه مـسائل مربوط به آنها! در حالیکه ارتباط آیات با مسائل فقط خـدا می داند و انـدیـشـمـنـدانی می دانـنـد کـه می گـویند: ما به تمامیت آن ایمان داریم، محکم و متشابه آن همه حرف خداست».
واژه «مُحْکـَم» به معنی: "ثابت، پابـرجا، استوار، خلل ناپذیر" و مـواردی از این قبیل است. و واژه «مُـتـَشـابـِه»: در لغت در اصل به معنی: "چیزی است که با چیز دیگری همانند نمائی و همگون نمائی می کند" (یعنی هـمانـنـدیـها و همگونیهائی زیادی را با آن دارد). و در معـنی دوم خود بـطور ضمنی و تلویحی به معنی: "چیز مناسب، متناسب، هـمگـون، هـم سـنخ" و غیره بکار رفـته است.
با توجه به معنی واژه های «محکم» و «متشابه»، آیات «مـحـکـم» آیـاتِ "ثابت" هـستند. یعنی: در هـر زمــان و مکـان و شرایطی همچنان بـقــوت خود باقـی هستند. و آیات «متشابه» آیاتِ "مناسب و متناسب" هستند. یعـنی: هـمـیـشه بقـوت خود باقی نیستند بلکه «مناسب و متناسب وضعیت و شرایط خاص فـردی، اجتماعی، تاریخی و غـیره هستند.
در آیه ۲۰ سوره مزمل در رابطه با نحوه بکارگیری قـرآن چنین می خوانیم:
« عَـلِـمَ اَنْ سَـیَـکُـونُ مِـنْـکُـمْ مَـرْضـی، وَ آخَـرُونَ یَـضْـرِبُـونَ فِـی الاَرضِ یَـبْـتـَغـُونَ مِـنْ فَـضْـلِ اللهِ وَ آخَـرُونَ یُـقـاتِـلـوُنَ فی سَـبـیـلِ اللهِ، فـَاقـْرَؤُا ما تـَیَـسَّـرَ مِـنْـهُ».
«خدا می داند کسانی از شماها مریض خواهند شد، کسانی برای امرار معاش خود در مسافرت خواهند بود و کسانی نیز در راه وی در جنگ خـواهـنـد بـود. بـنـابـر ایـن آنچه از قرآن مناسب شما است آنرا بگیرید».
مثال برای آیه متشابه:
احزاب ۵۸ ـ ۶۰:«وَالَّذِینَ یُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغـَیْرِ مَا اكْـتَسَـبُوا فَـقـَدِ احْـتَمَلُوا بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُبِینًا ــ یَاأَیُّهَا النَّبِیُّ قُـلْ لِأَزْوَاجِـكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَـلَیْهِنَّ مِنْ جَلَابِیبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَی أَنْ یُعْـرَفْـنَ فَـلَا یُؤْذَیْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِیمًا ــ لَئِنْ لَمْ یَـنْـتَهِ الْمُنَافِـقُـونَ وَالَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدِینَهِٔ لَنُغْرِیَـنّـَكَ بِهِمْ ثُمَّ لَا یُجَاوِرُونَكَ فِیهَا إِلَّا قَلِیلًا».
« و کسانیکه بـه زنان و مردان ایمان آورده بـرای کار ناکرده زخم زبان می زنند، مرتکب تهمت زنی و گناه بزدلانه سنگینی می شوند. ای پیامبر! به زنـان و دخـتـران خـود و زنـان مــردان ایـمـان آورده بگو بخشی از جلباب خود را روی خود بکشند. این کار بهترین راه بـرای شناخته نشدن و از زخم زبان رنجیده نشدنِ آنها است. خـدا مسائل را بـرای آمرزیدن شدن فعلاً کنار می گذارد و بیش از استحقاق نـیـز می بخشد. اگر منافـقـیـن و کسـانیکـه مـرض دارند و افراد هرزه شهر نیز دست برندارند به تو امکان برخورد با آنها را می دهیم، و پس از آن جز تعداد کمی از آنها همسایه تو نخواهند ماند».
این آیات مـربوط به دستشوئی رفـتن افراد در زمانی بوده که عربها دستشوئی را جدا و دور از واحد مسکونی خود درست می کرده اند. وقـتی خانواده محمد و بقـیه ایمان آورندگان به دستشوئی می رفته اند مخالـفـیـن محمد چنانکه آیه مـطرح کرده به ایمان آورندگان تـهـمت و زخم زبان می زنده اند. (مـصدر «اذی» مربوط به آزار دادن با زبان است). آیه به محمد گفـته که به "دختران و زنان خود و زنان ایمان آورندگان" بگوید که بخشی از جلباب خود (جـلـبـاب پـوشـشی اسـت کـه روی پوشش اصلی و رسـمی می پوشـند و لـبـاس سـنتی عربها است. فرق آن با چادر این است که جلباب آستین و دکمه دارد ولی چـادر ندارد) را روی صـورت خود بیندازند تا شناخته نشوند. و با شناخته نشدن از زخم زبان آزرده نمی شوند. (یعنی اگر کسی روی خـود را بپوشاند و دیگران او را در حالـیـکـه نمی شـناسـنـد بـدگـوئی کـنـنـد، او آزرده نمی شـود. چون او می داند که هوچی گرها او را نمی شناسند). و بعـد آیه می گوید: خدا غـفـوز رحیم است. غـفـور یـعـنی: کـسیکه مسئله ای را فعلاً کنار می گذارد تا اینکه بـعـدهـا به آن رسیدگی کند. و رحیم یعنی: کسیکه بیش از استحقاق می بخشد. و «غـفـور رحـیـم» در آیه یعنی اینکه: خدا فعلاً از کـردار کسانیکه دختران و زنان پیامبر و و زنان ایمان آورندگان را اذیت می کـنـنـد صـرف نظـر می کند تا اگر بعـدها آدمهای درستی شدند این عـمـلـکـردهـای آنـهـا را ببخشد. بعـد نیز در ادامه می گوید: اگر دست برندارند بـه مـحـمـد امـکـان بـرخـورد بـا آنها داده خواهد داد تا جائی که جز تعداد کمی از آنها بـقـیه از همسایگی وی بروند.
این آیات آیات متشابه است. یعنی هـمـیـشه و هـمه جا بقوت خود باقی نیستند، بلکه مربوط به شرایطی است که مـسـلـمانـان مورد اذیت و آزار و تهـمت واقع شوند. (الـبـته اگر مـناسبترین راه برخورد با افـراد هـرزه در آن شرایط همین باشد).
نمـونـه دیگـر بـرای آیـات مـتـشـابـه:
بقره ۲۰۴ــ ۲۰۵: وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یُعْجِبُكَ قَـوْلُهُ فِی الْحَیَاهِٔ الدُّنْیَا وَیُـشْـهِـدُ اللَّهَ عَلَی مَا فِی قَـلْـبِـهِ وَهُـوَ أَلَـدُّ الْخِصَامِ ـــ وَإِذَا تَوَلَّی سَعَی فِی الْأَرْضِ لِیُـفْـسِـدَ فِیهَا وَیُهْـلِـكَ الْحَـرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللَّهُ لَا یُحِبُّ الْـفَـسَـادَ.
«در میان مردم افرادی هستند کـه حـرف آنها پیش از رسیدن به حاکـمیت چـشم انسان را می گیرد، خدا آنچه در دل وی می گذرد را می بیند، او کسی است که هـیچ فضا و امکانی را به کسی نخواهد داد ـــ وقـتی به حاکمیت می رسد همه فعالیتهای خود در کشور را بر بی عـدالتی می گـذارد(یعنی برای خود کار می کند) و اقـتصاد و انسانها هر دو را نابود می کـند».
این آیات مـربـوط به زمان انـتخـابـات است. در زمـان محـمـد مـوضـوعـیتی نداشته است. پس از محمد تا به امروز نیز جز گهگاهی در مدت کوتاهی، اساساً موضوعیت پیدا نکرده است. امروزه نیز در مـیان مسـلـمانان موضوعـیـتی ندارد.
هرگاه جائی انتخابات شد وقـت بکار گرفـتن ایـن آیات است. و منظورِ آیات نرفـتن دنـبال شعر شعار افـراد و بلکه مراجعه نمـودن به عـملکرد و کارنامه آنها و مواردی از این قـبیل است. آیات اینچنینی که مـربـوط به شـرایـط خـاصـی اسـت آیـات مـتـشـابـه است.
مـثـال بـرای آیـه مـحـکـم:
بقره ۱۸۴: « أَیَّامًا مَعْـدُودَاتٍ فَـمَـنْ كَـانَ مِـنْـكُـمْ مَرِیضًا أَوْ عَـلَی سَـفَـرٍ فَـعِـدَّهٌٔ مِـنْ أَیَّامٍ أُخَـرَ وَعَـلَی الَّذِینَ یُطِـیـقُـونَهُ فِدْیَهٌٔ طَعَامُ مِسْكِینٍ فَمَنْ تَطَوَّعَ خَیْرًا فَـهـُوَ خَیْرٌ لَهُ وَأَنْ تَصُـومُـوا خَیْرٌ لَكُمْ إِنْ كُـنْـتُمْ تَعْـلَمُونَ».
« روزه در روزهـای مشـخصی است. اگـر کـسی از شـما در آن روزها مریض بـود یـا در مسافـرت، روزهای دیگری را روزه بگیرد. کسانیکه از روزه گـرفـتـن رنـج می برند، بجای روزه گـرفـتـن فـرد بـیـنـوائـی را غــذا بدهند. اگر کسی نفرات بیشتری را غذا بدهد برای خود خوبی بیشتر کرده. و روزه گرفتنِ شما وقتی آنرا بشناسید آنرا بنفع خود خواهید دید».
این آیه از آیات «مُحْکـَم» است. یعنی: ماه رمضان در هر زمان و مکان و شرایطی که واقع شود، این آیه بقوت خـود باقی است. هر که بتواند روزه بگیرد روزه می گـیـرد و هـر کـه مریض باشـد یا در مـسـافـرت، روز های دیگری (پس از ماه رمضان) روزه می گـیرد و هـر کـه از روزه گرفـتـن رنـج می برد بجای روزه گرفـتـن فـرد بینوائی ( یا اگر خواست بینوایان بیشتری را) غـذا می دهـد.
▪ آیـات مـنـسـوخ
بـقـره ۱۰۶: «مَا نَنْسَخْ مِنْ آیَهٍٔ أَوْ نُنْسِهَا نَأْتِ بِخَیْرٍ مِنْهَا أَوْ مِـثـْلِهَا. أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلَی كُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ».
« آیه ای را منسوخ یا فراموش نمی کنیم مگر اینکه بهتر از آن یا مانند آن را میآوریم».
واژه « نـَسْـخ» به معنی: "از دور اسـتـفـاده خارج نـمـودن و کـنار گـذاشتن" است. و «منسوخ» به معنی: "از دور استفاده خارج شده و کنار گـذاشـتـه شده" است. قرآن آیاتی دارد که مربوط به وضعـیت یا دوران خاصی است و پـس از عـبور از آن وضعیت دیگر اعتبار و موضوعیت خود را از دست می دهند و مطلقاً بکار گرفته نمی شوند. این آیات آیات «منسوخ» (یعنی: آیات از دور اسـتـفـاده خارج شده) نامیده می شوند. مانند:
نـسـاء ۴۳: « یا اَیُّـهَـا الذیـنَ آمَـنـُوا لاتـَقـْرَبُـوا الـصَّـلاهَٔ وَ اَنـْتـُمْ سُـکـاری حَـتـّی تـَعـْلَـمُـوا ما تـَقـُولـُونَ».
«کسانیکه ایمان دارید! وقـتی که مست هستید به نماز خواندن نزدیک نشوید تا وقـتیکه بدانید (در نماز) چه می گوئید».
این آیه با آیه ۹۰ سوره مائده منسوخ شده: « یا اَیُّـهَـا الـّذیـنَ آمَـنـُوا اِنـَّمـا الْـخَـمْـرُ وَ الْـمَـیْـسِـرُ وَ الاَنـْصـابُ وَ الاَزْلامُ رِجْـسٌ مِـنْ عَـمَـلِ الشَّـیْـطـانِ فـَاجْـتـَنِـبُـوهُ لـَعَـلـَّکُـمْ تـُفـْـلِـحـُونَ».
در جاهای دیگر نیز به تحریم مشروب اشاره شده از جـمـله در آخر آیـه بعـدی آیه مزبور گفـته: فـَهَـلْ اَنـْتـُمْ مُـنـْتـَهُـون = آیا می خواهید از آن دست بردارید (یعنی از آن دست بردارید).
("فـراموش کردن" آیه ای به معنی: "رها کردن آن تا بکارگیری مجدد آن در شرایط مشابه بعدی" است. ولی"نـَسْخ نمودن" آیه به معنی: "مـطـلـق کـنار گذاشتن آن برای همیشه" است).
چرا قرآن آیات محکم و متشابه و ناسخ و منسوخ دارد؟
پاسخ روشن است. محکم و متشابه و ناسخ و منسوخ خاص قرآن نیست. به هر چیزی که ما در جهان و در زندگی نگاه کنیم بنوعی و بنحوی و در رابطه ای ناسخ و منسوخ و محکم و متشابه دارند. مثلاً وقتی ما به کلاس دوم دبستان می رویم. کلاس اول توسط کلاس دوم منسوخ می شود. و این به این معنی نیست که به کلاس اول رفتن چیز بی خود یا اشتباه بوده است.
همینطور در رابطه با پوشاکها و ابزارهائی که استفاده می کنیم، یا روند و فرایند رشد و شکل گیری پدیده ها، و همینطور مسائل سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و غیره، همه و همه محکم و متشابه و ناسخ و منسوخ دارند.
▪ تـفـسـیـر
واژه «تـَفـسیر» به معـنی: "روشن نـمـودن چیز ناروشن" است. مثلاً وقتی بیمار به پزشک مراجعه میکند و مشکل خود را به پـزشـک می گـوید، کاری که پزشک می کند (یعنی معاینه و آزمـایـشـاتی که بـرای روشـن و مشخص نمودن نوع و دلیل ناراحتی بیمار انجام می دهد) تـفـسـیر است.
تـفـسـیـر نمودن قـرآن نیز به همین ترتیب است. یعنی قـرآن از نظر معنی آیات ناروشن دارد که باید روشن کرده شوند. مثال:
« وَ جَـعَـلَ لَـکُـمُ الـسَّـمْـعَ وَ الاَبـْـصـارَ = و برای شما شنوائی و بـیـنـائـیـهـا قرار داد» (سجده ۹).
در این آیه واژه «سَـمع (شنوائی)» مـفـرد آمده و واژه «ابصار (بینائیها)» جمع آمده است. مـفـرد بـودن شـنـوائی و جـمـع بودن بینائی" مـقـوله ناروشنی است و باید آنرا روشن کرد. روشن نمودن آن تفـسیر نمودن آن است.
مـثـال دیـگـر:
فصلت ۳۷: «لا تـَسْـجُـدوا لِلشَّـمْـسِ وَ لا لِـلْـقَـمَـرِ وَ اسْـجُـدوا لِلهِ الـَّذی خَـلـَقـَهُـنَّ».
« نه به خورشید و نه ماه هیچکدام سجده نکنید بلکه برای کسی سجده کنید که آنها را آفـریده است».
در این آیه یک نکته ناروشن وجود دارد و آن این است که در زبـان عـربی ضـمـیـر بـرای مـفـرد (یک چیز) و برای مثنی (دو چـیز) و برای جمع (سه چیز به بالا) صرف می شود. در حالـیـکـه آیـه از مـاه و خورشـیـد کـه دو چیز هستند صحبت می کند ولی بجای ضـمیر مناسب آنها که ضمیر دوتائی «هُـمـا» به معنی آنـدو باشد ضمـیر جمع « هُـنَّ » بمعـنـی «آنها» بکار برده،؟ یعنی گفـته «ماهـهـا و خورشیدها» را آفرید! این موضـوع روشـن نیست و نیاز به روشن شدن دارد. روشـن نـمـودن آن تفـسـیـر نمودن آنست.
تفسیر قرآن اساساً مربوط به معانی واژه ها و جملات و دستور و زبان و ادبیات می شود. و از این فراتر نمی رود.
▪ تـأویـل
«تأویل» در اصل به معنی: "برگشتن یا برگرداندن چـیـزی بجای خـودش یـا بحالـت خودش یا به اصل خودش" و مواردی از این قـبیل است.
تـأویـل نمـودن آیات قـرآن نیز به معنی: بـرگرداندن آنها بـه اصل خودشان است. یعنی: ربط دادن آنها به مسائل و وضعیتها و واقعیتهای مربوط به آنها است. مثال:
انفطار ۳: « وَ اِذا الْـبـِحارُ فـُجـِّـرَتْ = و وقتی دریاها طغـیان کنند».
تکویر ۶: «وَ اِذا الْـبـِحـارُ سُـجـِرَّتْ = «و وقتی دریاها بغـلیان آمده و تبخیر شوند».
این دو آیه مربوط به دریاها مربوط به چه زمـان و شـرایطی است؟ یعنی: چه وقت آب آنها زیاد می شود و وارد خشکی و شهرهای ساحلی می شوند؟ و چه وقت بجوش می آیند و تبخیر می شوند؟
وقـتی ما زمان و موضوعـیت این آیه ها را پیدا کنیم و آنها را در مجموعه رخدادهای مربوط به طبیعـت در جای خود قرار دهـیم آنها را تأویل کرده ایم!
تأویل قرآن اساساً مربوط به مسائل علمی میشود. که شامل علوم طبیعی و سیاسی و اجتماعی و تاریخی و غیره همه میشود. (و تفسیر چنانکه گفتیم مربوط به معنی واژه و جمله و دستور و زبان و کلاً ادبیات میشود).
▪ تـبـیـیـن
«تـَبـیـیـن» بمعنی: باز و بررسی نمودنِ چیز کلّی، پرداختن به جزئیات یک چیز کلّی، و مفاهیمی از این قبیل است. و عمل تبیین در رابطه های مختلف به شیوه های گوناگون صورت می گیرد. مثلاً وقتی دولت در بودجه خود یک میلیارد تومان به وزارت آموزش و پرورش اختصاص می دهد، این یک چیز کلی است. بعد وزارت آموزش و پروش این یک میلیارد را باز و بررسی و برنامه ریزی میکند. مثلاً می گوید اینقدر آموزگار داریم، اینقدر امکانات آموزشی نیاز داریم، اینقدر هزینه فلان چیز خواهد شد و الی آخر. این نوعی «تبیین» است.
قرآن نیز آیاتی دارد که یک چیز کلی هستند. و در هر زمانی اسلام شناسانی که در زمینه حقوقی و قانونگذاری کار میکنند می بایست آنها را تبیین کنند. مثلاً قرآن می گوید دست دزد را قطع کنید ولی میزان و مبلغ موردِ دزدی را تعیین نمی کند. در هر زمانی با توجه به مسائل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و ماهیت نظام حاکم و غیره، مبلغ و میزان دزدی که در حد قطع نمودن دست دزد بشود از طرف قانونگذاران اسلام شناس تعیین می شود.
▪ مـوارد مختلف بـرای رسـتـگـار شـدن
از آنجا که مـسـلـمانان در شـرایط مخـتلفی خواهند زیست و مسائل و شرایط مختلف فکری، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و غیره خواهند داشت، قرآن برای رسـتگار شـدن مـوارد مـتـنوعی که عـمـدتاً موارد سه گانه هستند را ارائه داده تا هر کسی به فـراخور وضعیت خود بتواند رویه مناسب خود را برای رستگار شدن در پیش بگیرد. از جمله:
بقره ۳ــ ۵: « الـَّذیـنَ یُـؤمِـنـُونَ بـِالْـغـَیْـبِ وَ یُـقـیمُـونَ الصَّـلاهَٔ وَ مِـمّـا رَزَقـْـناهُـمْ یُـنـْفِـقـُونَ ـــ وَ الـَّذیـنَ یُـؤْمِـنـُونَ بـِمـا اُنـْزِلَ اِلـَیْکَ وَ ما اُنـْزِلَ مِـنْ قـَبْـلِکَ وَ بـِالآخِـرَهِٔ هُـمْ یُـوقِـنـُونَ ــ اُولئِکَ عَـلی هُـدیً مِـنْ رَبـِّهـِمْ وَ اُولـئِکَ هُـمُ الْـمُـفـْلِحُونَ».
« کـسـانـیکه "در جائیکه کسی نیست" بخدا ایمان دارند و نـماز را پـایـدار می دارند و از درآمد خود انفاق می کـنـنـد ـــ و کسانیکه به آنچه بر تو نازل شده و آنچه پیش از تو نازل شده ایمان دارند و به آخرت یقـین ـــ آنها بر هدایت پرودگار خود هستند و آنها رستگار خواهـند شد».
لقمان ۴ــ۵: « اَلَّـذیـنَ یُـقـیـمُـونَ الصَّـلاهَٔ وَ یُـؤتـُونَ الـزَّکوهَٔ وَ هُـمْ بـِالآخِرَهِٔ هُمْ یُـوقِـنـُونَ ــ اُولئِکَ عَـلی هُـدیً مِـنْ رَبـِّهـِمْ وَ اُولـئِکَ هُمُ الْـمُـفـْلِحُونَ».
«کسانیکه نماز خود را بپا می دارند و مازاد بر نیاز و هزینه و مصرف خود را می دهـند و به آخرت یقـین دارند، آنها بر هدایت پروردگار خود هستند و آنها رستگار خواهـند شد».
آل عمران ۱۰۴: « وَلْـتـَکُـنْ مِـنـْکـُمْ اُمَّـهٌٔ یَـدْعُـونَ اِلَی الْـخَـیْـرِ وَ یَأمُـرُونَ بـِالْـمَـعْـرُوفِ وَ یَـنـْهَـوْنَ عَـنِ الْـمُـنـْکَـرِ وَ اُولـئِـکَ هُـمُ الْـمُـلِحُونَ».
«از شما کسانی باشند که دیگران را به اسلام دعـوت کـنـنـد و به انجام خوبیها و دست کشیدن از بدیها سفارش بدهـنـد. آنها رستگار خواهند شد».
ذاریات ۱۷ ــ ۱۹: « كَانُوا قَلِیلًا مِنَ اللَّیْلِ مَا یَهْجَعُونَ ــ وَ بِالْأَسْحَارِ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ ــ وَفِی أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ ».
« اوقات کمی از شب می خوابیدند ــ و بامدادان آمرزش می طلبیدند ــ و از مال خود همیشه به کسانیکه کمک می خواستند و کسانیکه کسی نداشتند کمک می کردند».
(این آیات از کسانی صحبت می کنند که روز رستاخیز رستگار شده اند، و بعنوان متقین از آنها یاد شده).
آل عمران ۱۳۴ ــ ۱۳۵: « الَّذِینَ یُنْفِقُونَ فِی السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ وَالْكَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ وَاللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ ـــ وَالَّذِینَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَهًٔ أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَمَنْ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاّ اللَّهُ وَلَمْ یُصِرُّوا عَلَی مَا فَعَلُوا وَهُمْ یَعْلَمُونَ».
« کسانیکه در شرایط نامناسب بدنی و مالی خود انفاق می کنند، و علی رغم داشتن توان خشم خود را فرو می نشانند، و مردم را می بخشند. و خدا افرادی که بیش از آنچه به آنها خوبی شده خوبی میکنند را دوست دارد ـــ و کسانیکه وقتی مرتکب موردی از فحشاء میشوند یا به خود ستمی می کنند خدا را یاد می کنند و بیدرنگ آمرزش می طلبند. که کسی غیر از خدا نیز نیست که بخواهد گناهان را ببخشد. و در صورت آگاه بودن از (بد بودن) آنچه انجام داده اند سعی نمی کنند که (برای دیگران) استدلال بیاورند».
در آیه اول سه موردِ "انفاق نمودن"، "فروخوردن خشم در زمانی که فرد توان پاسخ دادن دارد" و "بخشیدن مردم" برای رستگار شدن مطرح شده، و در آیه بعدی نیز سه موردِ "یادِ خدا پس از گناه یا ستم"، "آمرزش خواستن" و "بهانه جوئی ننمودن برای کرده بد خود" مطرح کرده است. و در آیه پس از آن گفته که اینها رستگار خواهند شد.
هر کسی که یکی از آیاتی که دیدیم را در زندگی خود بکار بگیرد رستگار می شود و به بهشت می رود. البته رستگار شدن و در بهشت بودن سلسله مراتبی دارد. بالاترین آنها به گفته قرآن از جمله کسانی هستند که با زندگی و دارائی خود در راه خدا مبارزه می کنند. و کسانیکه پیشتاز هستند.
حروف و واژه های قرآن حساب شده و قانونمند بکار برده شده اند
قرآن از نظر بکارگیری واژه ها و حروف و حتی تعداد آنها خیلی دقـیق و حساب شده است. از جمله:
۱) وقتی در آغاز سوره از قـرآن بنام «قرآن» نام می برد، در آن سوره واژه «قرآن» بیش از واژه «کتاب» بکار رفته. و وقتی در آغاز سوره از قـرآن بـنام «کـتـاب» نـام می برد در آن سـوره واژه «کـتـاب» بیش از واژه قرآن بکار رفته. و چنانچه در آغاز سوره از قرآن بنام «کتاب» و «قرآن» هر دو یاد می کند در آن سوره واژه های «کتاب و قـرآن» بطور مساوی و یا تـقـریباً مساوی بکار رفـته اند. مثال:
ـ در آغـاز سوره بـقـره می گوید: ذلک الـکـتاب. در ایـن سـوره واژه «کـتاب» و مشـتقات آن ۴۷ بار آمـده در حالیکه واژه «قرآن» و مـشـتـقـات آن فـقـط یک بار آمده است. در جمله: شهر رمضان الذی انزل فـیه الـقـرآن.
ـ در آغاز سوره طه می گوید: ما انزلنا علیک القرآن لتشقی. در این سوره واژه «قرآن» سه بار آمده و واژه «کتاب» یک بار.
ـ در آغاز سوره نمل می گوید: تلک آیات الـقـرآن و کتاب مبین. در این سوره واژه «قـرآن» چهار بار آمده و واژه «کـتاب» ۵ بار. (وقـتی «کتاب» و «قـرآن» با واژه «مبین» می آیند، آنکه با واژه «مبین» آمده در سوره بیشتر بکار رفـته است).
۲) خط مشی و رویه ای که در اسلام برای مسلمانان تعیین و پیشنهاد شده «صراط مستقیم» است.«صراط مستقیم» راه و رویه بینابینی، مـیانی، مـتـوازن، مـتعـارف، معتدل، مـیانه روانه و مواردی از این قـبـیـل است. یعنی مثلاً ایـنکه فـرد نـه باید ستم کند و نه ستم بپدیرد ـــ نه مصرفی و تجملاتی زندگی کند و نه هـمـه دار و نـدار خـود را انـفـاق کند و در تنگدستی زندگی کند ـــ نه دنیا را رها کند و به آخرت بچسبد و نه آخرت را رهـا کـند و به دنیا بچسبد بلکه آنها را پنجاه پنجاه بگیرد ـــ هـمـینطـور در رابـطه با پوشش و سایر مسائل دیگر. همه مسائل آن در موضع و وضعیت میانی و بینابینی است.
در همین رابطه خود قـرآن نیز راه و رویه «صراط مستقیم» را در پیش گرفته است. مثلاً: واژه «دنیا» و «آخرت» را هر کدام ۱۱۵ بار بکار برده است.
۳) در اسلام بالاترین ارزش خـدا است. در هـمـین رابطه بیشترین اسمی که در قرآن بکار برده شده واژه «الله» است که ۲۷۰۲ بار بکار رفته. و پس از واژه «الله» واژه «رب» که از صفات خداوند است بیشترین واژه ای است که در قــرآن بکار رفته است که تعداد آن ۹۸۰ بار است.
۴) واژه بَـحْـر به معنی دریا ۴۱ بار در قـرآن بکار رفـته و واژه بَـرّ به معنی خشـکی ۱۲ بـار. عــدد «۱۲» ۲۹ درصـد عدد «۴۱» است. خشکی سـطح زمـیـن نیز ۲۹ درصد است و ۷۱ درصد بـقـیه آن آب است.
۵) واژه یوم بمعنی روز ۳۶۵ بار بکار رفته که به تعداد روزهای سال است (البته سال ۳۶۵ روز و ربع است ولی عدد ۳۶۵ نزدیکترین عدد ممکن برای آنست). در جمع و مثنای خود ۳۰ بار بکار رفته که به تعداد روزهای ماه است. و واژه ماه ۱۲ بار بکار رفته که به تعداد ماه های سال است.

وبگردی
(ویدئو) پرواز تماشاگران ایرانی از سن پترزبورگ به کازان
(ویدئو) پرواز تماشاگران ایرانی از سن پترزبورگ به کازان - به گزارش ورزش سه، هواداران تیم ملی ایران در جام جهانی روسیه برای حمایت از تیم کشورمان مقابل اسپانیا به شهر کازان رسیدند.
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان !
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان ! - لازم است ذکر شود جنبش عدالتخواه دانشجویی در صورت ادامه تعلل دستگاه‌های مربوطه در تخلیه ملک بیت‌المال، حق اقدامات انقلابی را برای اجبار فرد نامبرده به تخلیه ویلای لواسان، برای خود محفوظ می‌داند.
فیلم | مشکل مقبولیت و مشروعیت در کشور
فیلم | مشکل مقبولیت و مشروعیت در کشور - دکتر حمید ابوطالبی مشاور سیاسی رئیس جمهوری معتقد است که ما یک بار برای همیشه باید مشکل مشروعیت و مقبولیت را در کشور حل کنیم. این درست نیست که بخشی از نظام هم مشروع باشد هم مقبول اما بخش دیگری که از دل همین نظام در آمده است فقط مقبول باشد.
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر - امام جمعه اهل سنت ایرانشهر : در ماه رمضان به ۴۱ دختر تجاوز شده که از این میان فقط ۳ دختر شکایت کرده اند.
فیلم مهران مدیری در برنامه خندوانه
فیلم مهران مدیری در برنامه خندوانه - برنامه کامل خندوانه با حضور مهران مدیری مهمان ویژه برنامه عید فطر برنامه خندوانه بود و این قسمت از مجموعه خندوانه را خاص کرد.
ویدئو / لطفاً در این مکان اعتراض کنید!
ویدئو / لطفاً در این مکان اعتراض کنید! - بر این اساس، ورزشگاه‌های دستگردی، تختی، معتمدی، آزادی، شیرودی، بوستان‌های گفت‌وگو، طالقانی، ولایت، پردیسان، هنرمندان، پارک شهر و ضلع شمالی ساختمان مجلس شورای اسلامی به عنوان محل‌های مناسب تجمع در تهران تعیین شده‌اند و از این پس معترضان می‌توانند در این محل‌ها تجمع کنند.
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!