دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۷ / Monday, 20 August, 2018

مبانی روش‏شناسی علوم قرآنی


مبانی روش‏شناسی علوم قرآنی
این مقاله درصدد تبیین مبانی و زیرساخت‏های كلان روش‏شناسی علوم قرآنی است كه در چهار محور به بحث و بررسی فشرده درباره آن می‏پردازد: هویت‏شناسی علوم قرآنی، جایگاه روش‏شناسی علوم قرآنی، روش‏شناسی علوم قرآنی در پرتو نگرش‏شناسی و تمایز و تشابه روش‏های علوم قرآنی . نخست، مفهوم علوم قرآنی در فرهنگ كلاسیك مطرح می‏شود و سه علم مورد تعریف و شناسایی قرار می‏گیرد: فلسفه علوم قرآنی، فلسفه قرآن‏شناسی و علم تفسیر . سپس، جایگاه روش‏شناسی علوم قرآنی در میان روش‏شناسی عمومی تحقیق، روش‏شناسی علوم، روش‏شناسی علوم اسلامی و روش‏شناسی احیای دین تبیین می‏گردد و آنگاه، رابطه روش‏شناسی علوم قرآنی با نوع نگرش به قرآن مورد بررسی قرار می‏گیرد و بر لزوم بازسازی و اصلاح نگرش به قرآن تاكید می‏شود و سرانجام، تمایز و تشابه روش‏های علوم قرآنی مطرح می‏گردد و موضوع‏شناسی و نوع نگرش ما به آن به عنوان قابل دفاع‏ترین نظریه در تبیین فلسفی تمایز و تشابه روش‏ها معرفی می‏شود .
● مقدمه
علم در لغت‏به مفهوم دانایی است كه به صورت تصوری یا تصدیقی و هر كدام به گونه بدیهی و نظری مصداق پیدا می‏كنند . البته این دانایی ممكن است‏به نحو شهودی و حضوری نیز محقق شود كه اهل عرفان بر آن تاكید ویژه‏ای دارند . اما در اصطلاح فلاسفه و دانشمندان تجربی و علوم انسانی در معانی مختلفی به كار رفته است: در میان فلاسفه یونان باستان و قرون وسطی به مطلق دانستنی‏های دارای مبادی و مسائل روشمند و دارای موضوع و رئوس ثمانیه یا اصول هشتگانه اطلاق می‏شده‏است; ولی پس از پیدایش فلسفه‏های حسی و تجربی به ویژه پوزیتیویسم منطقی، علم به مفهوم دانش تجربی شناخته شد و در فلسفه ماتریالیسم دیالكتیك و عرف علم‏محوران، تنها راه نیل به واقع قلمداد گردید.
علوم به لحاظ موضوع و هویت، به بشری و دینی تقسیم می‏شوند . علوم بشری، علومی هستند كه منشا پیدایش و تكامل آنها استعداد علمی و كنجكاوی بشری است; ولی علوم دینی منشا الهی و آسمانی دارند و اندیشه بشر در پیدایش آن نقشی ایفا نمی‏كند; بلكه در حفظ و نگهداری اصالت و بازسازی و پیرایش آن نقش‏آفرینی دارد . علوم بشری به علوم مبادی چون فلسفه علوم، فلسفه فیزیك، فلسفه ریاضی و . . . و علوم مسائل چون علم هندسه، حساب، فیزیك، زیست‏شناسی و . . . تقسیم می‏شود; چنان كه علوم اسلامی نیز به علوم مبادی چون فلسفه كلام، فلسفه دین، فلسفه عرفان و . . . و علوم مسائل تقسیم می‏شود; مانند: انسان‏شناسی اسلامی، فلسفه اسلامی، كلام، اصول، علوم قرآن و حدیث و . . . .
بنابراین، علوم قرآنی بخشی از علوم اسلامی است و آن عبارت است از: مجموعه اصول و قواعدی كه فهم قرآن به آنها بستگی دارد .
● محورهای مطالعه مبانی روش‏شناسی علوم قرآنی
هدف این مقاله بررسی معرفت‏شناسانه مبانی روش‏شناسی علوم قرآنی است . برای نیل به این مقصود در چهار محور كلان به بررسی فشرده آنها خواهیم پرداخت: هویت‏شناسی علوم قرآنی، جایگاه روش‏شناسی علوم قرآنی، روش‏شناسی علوم قرآنی در پرتو نگرش‏شناسی و فلسفه تمایز و تشابه روشهای علوم قرآنی .
▪ هویت‏شناسی علوم قرآنی
علوم قرآنی در نگاه پیشینیان با نگاه معاصرین متفاوت است . علوم قرآنی در منظر آنان عبارت بوده است از: علم محكم و متشابه، علم قرائت‏ها، جمع و تدوین، تحریف و عدم آن، علم ناسخ و منسوخ و . . . ; ولی در نگاه معاصرین علوم قرآنی را می‏توان در نگرشی كلان به سه قسم تقسیم نمود:
الف) فلسفه علوم قرآنی:
این علم درباره مبانی یا مبادی علوم قرآنی به بحث می‏پردازد و از این جهت مانند فلسفه علوم است . مسائل این علم در اصل همان اصول موضوعه علوم قرآنی‏اند; چون، پیش‏نیازهای فهم علوم قرآنی، تاریخ پیدایش علوم قرآنی، رابطه علوم قرآنی با علوم حدیثی، رابطه علوم قرآنی با هنر و ادبیات، روش‏شناسی علوم قرآنی و . . . .
ب) فلسفه قرآن‏شناسی:
در این دانش كه همان مباحث علوم قرآنی به مفهوم كلاسیك آن است، اصول و مبانی قرآن‏شناسی (نه علوم قرآنی) بحث می‏شود . تفاوت این دانش با دانش پیشین در این است كه در فلسفه علوم قرآنی، موضوع بحث، علوم قرآنی است; ولی در این علم، موضوع، خود قرآن است . در آنجا با علم‏شناسی سروكار داریم و در اینجا با معلوم خارجی كه قرآن كریم است .
از مهم‏ترین مسائل این علم عبارتند از: تاریخ تدوین قرآن كریم، امكان و فلسفه وحی، اعجاز قرآن، سبك‏شناسی ادبی قرآن و این كه آیا قرآن زبانش علمی است‏یا تمثیلی و اسطوره‏ای و یا عرفانی، آیات محكم و متشابه و ویژگی‏ها و فلسفه آن دو، مساله تحریف لفظی و معنوی، مفهوم مكی و مدنی و تعیین مصداق‏های آن، شاان نزول آیات و چگونگی نزول قرآن و . . . .
اینها مسائلی هستند كه فهم و شناخت‏حقیقت قرآن به عنوان یك حقیقت و كتاب آسمانی به آنها بستگی دارد . پیشینیان، این مسائل بنیادین را همان علوم قرآن می‏دانستند .
ج) علم مسائل قرآنی یا دانش نگرش قرآن به مسائل:
دانشی كه درباره شناخت مراد خداوند و نوع نگرش قرآن به مسائل مورد نیاز انسان به بررسی می‏پردازد، علم تفسیر خوانده می‏شود . این دانش خود به دو نوع تقسیم می‏شود: تفسیر تجزیه‏ای یا تفسیر آیه به آیه و تفسیر موضوعی یا تفسیر آیاتی كه موضوع واحدی دارند . هر كدام از این دو نوع تفسیر روش خاصی دارد كه باید در فلسفه قرآن‏شناسی مورد بحث و بررسی قرار گیرد . تفاوت این دانش نیز با دانش‏های پیشین این است كه علم نخست‏بحثی فلسفی درباره علوم قرآنی است; اما دانش دوم به قرآن‏شناسی به عنوان یك پدیده و حقیقت اختصاص دارد . این علم با تك‏تك آیات یا بخشی از آن‏ها سروكار دارد، نه همه آن‏ها .
به نظر می‏رسد مهم‏ترین علم از علوم قرآن، علم سوم باشد و بقیه از جهتی نقش پیش‏نیاز را نسبت‏به آن ایفا می‏كنند .
باید خاطر نشان ساخت كه علوم قرآنی به طور كلان در همین سه مورد خلاصه می‏شوند و بقیه دانش‏های مربوط به قرآن‏شناسی به نحوی در یكی از این علوم قابل اندراجند .
▪ جایگاه روش‏شناسی علوم قرآنی
یكی از مباحث مهم و مقدماتی، پس از جایگاه و مفهوم علوم قرآنی، جایگاه روش‏شناسی تحقیق در علوم قرآنی است; یعنی، در میان روش‏شناسی‏های دیگر، روش این علوم چه جایگاهی دارد؟ آیا این بحث همان بحث روش‏شناسی دین یا همان روش تفسیر قرآن است‏یا همان بحث روش‏شناسی احیای دین؟ به عبارت دیگر، جایگاه این گفتمان كجاست؟
در عرصه علوم به طور عام، شش روش كلان قابل طرح و بررسی است:
روش‏شناسی عمومی تحقیق، روش‏شناسی علوم، روش‏شناسی احیای دین، روش‏شناسی تفسیر قرآن، روش‏شناسی علوم اسلامی و روش‏شناسی تحقیق در علوم قرآنی .
در شیوه نخست، اصول و قواعد حاكم بر مراحل تحقیق به طور عام مورد بحث قرار می‏گیرد; یعنی، بیان می‏شود كه هر تحقیقی از طرح سؤال و ایجاد مساله آغاز می‏شود و در مرحله دوم اسناد و مدارك مربوط به آن موضوع و مساله جمع‏آوری می‏شود و در گام سوم، فرضیه یا فرضیه‏ها ارائه می‏شود تا آنكه نوبت‏بررسی و ارزیابی می‏رسد كه محقق با اتخاذ روش متناسب با موضوع به ارزیابی و تجزیه و تحلیل مساله می‏پردازد و در گام بعدی به استنتاج و تدوین همت می‏گمارد و حاصل تحقیق خویش را به صورت قانون و قاعده و اصل در اختیار حقیقت جویان قرار می‏دهد .
روش‏شناسی تحقیق، عهده‏دار تبیین وظایف و شرایط هر یك از منازل و مراحل یاد شده است كه هر پژوهشگری باید به آنها عنایت كامل داشته باشد .
روش‏شناسی علوم یا متدولوژی یكی از مسائل مهم فلسفه علم است . در این قلمرو، اصول و قواعد حاكم بر علوم در عرصه حقیقت‏یابی و یا علم خاص مورد بررسی قرار می‏گیرد .
تفاوت این دانش با دانش پیشین در عام و خاص بودن است; روش‏شناسی عمومی تحقیق عام است و بسان كلیدی است كه به تمامی درهای پژوهشی می‏خورد; ولی متدولوژی، خاص هر علم ویژه همان علم است .
روش‏شناسی احیای دین عهده‏دار تبیین اصول و قواعد مربوط به شیوه احیای دین در قلمرو معرفت و عینیت است . دین ممكن است در دو عرصه اندیشه و اعمال فردی و عینیت جامعه با انحطاط و ضعف مواجه شود . آنگاه احیاگران دین به بازسازی آنها همت می‏گمارند و این عمل كه در قلمرو اندیشه و عمل صورت می‏پذیرد، روش‏شناسی خاصی لازم دارد كه بر اساس نگرش‏های مختلف اتخاذ می‏گردد . بررسی شیوه‏ها و اصول و قواعد آن را دانش روش‏شناسی احیای دین بر عهده دارد (۱).
روش‏شناسی تفسیر قرآن یكی از مسائل مهم فلسفه علوم قرآنی است و آن عبارت از بررسی اصول و قواعدی است كه در تفسیر و تبیین مراد خداوند از آیات به كار می‏رود .
تفاوت این نوع از روش‏شناسی با شیوه احیای دین در این است كه احیای دین به مجموعه متون و منابع دینی اعم از قرآن و سنت، مربوط می‏شود و عرصه رفتار فردی و اجتماع را نیز در بر می‏گیرد; ولی روش تفسیر قرآن ویژه قرآن كریم است .
علوم اسلامی نیز روش‏شناسی خاص خود را دارد كه فرزانگان غالبا از این روش به «روش اجتهاد» تعبیر می‏كنند و قواعد آن را نیز در علم اصول فقه و قواعد فقهی بیان می‏كنند; اما روشن است كه علوم اسلامی بسی فراتر از وادی فقه و مسائل فرعی است .
تفاوت این دانش با دانش پیشین در این است كه در این شیوه با علم‏شناسی دین سروكار داریم; ولی در احیای دین با معرفت دینی و آثار فردی و اجتماعی دین به طور عام . از سوی دیگر، در گفتمان احیا قید بازسازی و زنده كردن دین، ملاك اصلی در شناخت دین است; اما در روش‏شناسی علوم اسلامی چنان قیدی لحاظ نمی‏شود .
اینك مناسب به نظر می‏رسد، از جایگاه روش‏شناسی علوم قرآنی بحث‏به عمل آید .
در این كه آن از روش‏شناسی علوم بشری و روش‏شناسی عمومی تحقیق متمایز است، بحثی نیست; زیرا كه موضوع آن دو تماز آشكاری دارند . آنچه در خورد بحث است، تفاوت آن با روش‏شناسی احیای دین و روش‏شناسی علوم اسلامی است .
وجه مشترك آنها در این است كه همگی روش‏شناسی دینی به شمار می‏آیند; اما تفاوت آن با روش‏شناسی احیای دین در این است كه محور بحث در روش‏شناسی علوم قرآنی «علم‏» است; ولی در احیای دین، محور بحث اعم از علم‏شناسی و پدیدارشناسی است .
تمایز آن با روش‏شناسی علوم اسلامی نیز مورد تردید نیست; زیرا كه در علوم دین شناختی با تمامیت معارف دین، اما در علوم قرآنی فقط با علوم مربوط به قرآن سروكار داریم . وجه اشتراك آن دو نیز، دینی بودن و با علم‏شناسی سروكار داشتن است . بنابراین، یكی از مسائل اساسی فلسفه علوم قرآنی «روش‏شناسی علوم قرآنی‏» است كه با روش‏های دیگر علوم اسلامی، روش عمومی تحقیق و روش‏شناسی علوم متمایز است .
▪ روش‏شناسی علوم قرآنی در پرتو نگرش‏شناسی
چگونگی نگرش به موضوع پژوهش است كه چگونگی اتخاذ روش تحقیق در آن موضوع را رقم می‏زند . پس نگرش‏شناسی، زیربنای روش‏شناسی خواهد بود .
بحث ما در روش‏شناسی علوم قرآنی نمی‏تواند، بدون طرح انواع نگرش‏ها و نوع نگرش مطلوب به قرآن به انجام برسد . هفت نوع نگرش كلان به قرآن مطرح شده است كه هر كدام، روش خاصی را در فهم آن توصیه می‏كند . آن نگرش‏ها عبارتند از: نگرش عامیانه، نگرش فلسفی و عقلانی، نگرش عرفانی، نگرش نقلی (اخباریگرانه)، نگرش انقلابی وایدئولوژیك، نگرش علمی (ساینتیستی) و نگرش ربانی یا نگرش جامع و مطلوب .
در نگرش عامیانه، قرآن كتابی است كه وجود آن در خانه و یا همراه آدمی مایه بركت است و خواندن آن بر مزار مردگان وسیله تحصیل اجر و ثواب اخروی است و اینكه نباید بدون وضو به آن دست زد و قرائت آن نیز بر اجر و ثواب اخروی می‏افزاید .
اما در نگرش اهل فلسفه و عقل گرایان، كتابی است كه با منطق و برهان سر و كار دارد و همواره خردپذیر است و بر خلاف عقل و برهان سخن نمی‏گوید و اصولا كتابی است كه به تمامی امور به دیده برهانی می‏نگرد و مطالب خرد گریز و خرافه به حریم آن راه نمی‏یابد .
در برابر این نگرش، نگرش صوفیه و اهل عرفان قرار دارد . آنان بر این باورند كه قرآن كتاب عشق است و به امور به دیده باطن می‏نگرد و درصدد است از ظاهر برای عبور به باطن بهره‏گیرد . بنابراین، قرآن كتابی است دارای اسرار، و اسرار آن را نیز فقط اولیا و عرفای حق‏بین می‏دانند و اهل ظاهر یعنی، فلاسفه و متكلمان و فقها جز به پوسته‏ای از آن پی نمی‏برند . در این بینش، زبان قرآن زبان رمزی و تاویلی خواهد بود و این كه باید برای فهم حقایق آن اهل اشارت بود; نه اهل عبارت یا دقت فلسفی و فقهی.
اخباریون و اهل حدیث نیز مانند حنابله و مرحوم ملاامین استرآبادی در فهم قرآن به نفی نقش عقل آدمی و لزوم تمسك كامل به سنت پیامبر (ص) و صحابه و اهل بیت (ع) تاكید می‏ورزند و بر این باورند كه جز راسخان در علم به معارف قرآن راه نمی‏یابند و قرآن كتابی است كه ظاهرش حجت نیست، مگر این كه سنت نبوی یا صحابه و اهل بیت (ع) بر مراد آن صحه بگذارد .
دو نگرش دیگر كه حاصل راهیابی فرهنگ و ادبیات غرب و شرق به دنیای اسلام است، عبارت است از: نگرش انقلابی و مبارزه‏ای و دیگر، نگرش علمی و تجربه‏گرایانه . ماركسیسم طرز تفكری بود كه به همه مسائل به دیده انقلابی و ایدئولوژی مبارزاتی می‏نگریست . این مكتب به طور عمیق در جوامع غربی و شرقی موج نویی ایجادكرد تا آنجا كه به قرآن‏نگری گروهی از مسلمانان تاثیر گذاشت و قرآن در نظر آنان كتابی تلقی گردید كه دارای ایدئولوژی انقلابی با نگرش ضد طبقاتی است . آنان حتی آیات عبادی و عرفانی را بر پایه تفكر انقلابی و ضد طبقاتی تاویل كردند . هدف اصلی این نگرش آن بود كه در برابر ایدئولوژی انقلابی سوسیالیستی رقیبی درست كنند و اسلام را به عنوان مكتب همگام با انقلاب ضد طبقاتی به خورد جامعه دهند (۲).
عده‏ای دیگر از متفكران اسلامی چون رشیدرضا در مصر و مهندس بازرگان و دكتر رهسپار در ایران و سرسید احمدخان هندی تحت تاثیر موج علم‏گرایی و تجربه مداری در غرب به نگرش علمی نسبت‏به قرآن روی آوردند و بر این اصل تاكید ورزیدند كه قرآن كتابی است كه با علوم و زبان تجربی قابل درك عمیق است و راه فلاسفه، اهل عرفان و اخباریون ما را به جایی نمی‏رساند (۳).
نگرش دیگر، نگرش جامع یا نگرش ربانی است; یعنی، نگرشی كه قرآن را آینه خدانما می‏شمارد و بر این باور است كه قرآن كتابی است مظهر تجلیات اسمائی حضرت حق . به عبارت دیگر، خداوند وجودی است واحد در عین تلازم با كثرت، نامحدود و مطلق، دارای عشق و محبت نسبت‏به خود و آثار خود، توانایی و قدرت نامتناهی، علم و دانش بی‏نهایت، عزت و شكست ناپذیری در برابر طاغوت‏ها و مستكبران .
قرآن نیز كه مظهر اسماء و صفات اوست، كتابی خواهد بود، مشتمل بر مفاهیم عشق، علم و آگاهی، قدرت و توانایی، عزت و مبارزه با كفر و شرك و متلازم با معارف اجتماعی و كثرت .
در پرتو این نگرش‏ها بدیهی است كه روش‏های فهم و تبیین قرآن متفاوت و متمایز خواهد بود; یعنی، به تعداد نگرش‏های متفكرانه، روش‏های متعدد خواهیم داشت . پس، باید پیش از شناخت روش تحقیق در علوم قرآنی، نگرش خود را به قرآن مطالعه و معین كنیم .
قرآن كریم برای خود ویژگی‏هایی را ذكر كرده‏است كه از مجموعه آنها می‏توان نگرش قرآن به خود را به دست آورد; به قرار زیر:
قرآن دارای مقام جمع و تفصیل است; قرآن خود را «كتاب‏» ، «آیات‏» و «كلام‏» نامیده است; نوراست; یعنی، حقایق آن آشكار و نیز آشكار كننده حقایق است; هدایتگر است; یعنی جامعه را به سوی سعادت و كمال راستین رهبری می‏كند; كتاب حكمت است; ذكر و شفا و رحمت است; عزیز، عظیم و كریم است; مبین، یعنی، روشن و عاری از تكلف زبانی یا معنوی است; میزان و معیار و معجزه جاویدان است; دارای محكم و متشابه و تاویل است; جز پاكان، به حقیقت آن راه نمی‏یابند; عاری از شبهه سندی و معنایی است; سخن نهایی و قول فصل است; روشنگر هر چیزی است; با زبان قوم سخن می‏گوید، بی‏آنكه به قومی خاص نظر داشته باشد; كتاب تدبر و تامل است; حق است; یعنی، ثابت و تغییرناپذیر و جاودانه است; در عین كتاب تدبر بودن، آسان و عاری پیچیدگی است; حقیقت كتاب‏های آسمانی پیشین را تصدیق می‏كند و بر حقایق آنها نظر دارد; قرآن ممكن است‏به طور یك جانبه و آیات آن بریده از هم مورد تفسیر قرار گیرد كه كار ناشایستگان است (۴).
قرآن در نگرش نهج‏البلاغه نیز دارای این ویژگی‏هاست: برخی آیات آن برخی دیگر را تفسیر می‏كند; یعنی، آیات وحدت، همسویی و هماهنگی محتوایی دارند (۵) ; ظاهرش زیبا وهنرمندانه و باطنش عمیق و ناپیدا كرانه است (۶) ; قابل تحریف معنوی و تفسیر به رای است (۷) ; عمق آن را اولیای الهی می‏فهمند و اجرای آن نیز در شان آنان است (۸) ; مظهر و تجلیگاه حضرت حق است (۹) ; نیازمند به استنطاق است و تمامی معارف مورد نیاز انسان را دربردارد (۱۰).
از دیدگاه امام خمینی (ره) نیز قرآن كتابی است جامع، دارای ابعاد عمیق اجتماعی، مظهر صفات و اسماء حضرت حق، دارای كثرت ظاهری در عین وحدت باطنی و دارای ظاهر و بطون كه حقیقت‏باطنی آن را فقط پاكان و اولیای حق می‏فهمند (۱۱).
علامه طباطبایی (ره) دو نكته اساسی در قلمرو روش‏شناسی قرآن را مطرح می‏كند: یكی این كه نگرش‏های تفسیری به برهانی، عرفانی، علمی، ادبی و . . . تقسیم می‏شوند و تفسیر قرآن در پرتو این نگرش‏ها در واقع تطبیق است، نه تفسیر; یعنی، اینان ابتدا به باور و یقین خاصی در معرفت قرآن رسیده‏اند و پس از آن، نگرش خود را بر قرآن تطبیق می‏كنند . نكته دیگر اینكه به دو اصل كلیدی در روش خود اشاره می‏كند: یكی لزوم تفسیر قرآن به قرآن و دیگر نقش اهل بیت (ع) و تفكیك‏ناپذیری آن دو; یعنی، قرآن كتابی است كه روش‏شناسی خاص خود را دارد كه در آن، تفسیر قرآن به قرآن و اهل‏بیت (ع) نقش عمده‏ای ایفا می‏كنند .
حاصل سخن این كه علامه با نگرش‏های یك بعدی و غیر قرآن محوری مخالف است و آن‏ها را تطبیق می‏داند و دیگر این كه در روش خود به نقش قرآن و اهل‏بیت (ع) تاكید خاصی می‏ورزد . پس نگرش علامه به قرآن همان نگرش ربانی و جامع است . این تمایز در نگرش، روش علامه را نیز از روش‏های دیگر متمایز می‏كند .
بدین سان، روش تفسیری علامه را نمی‏توان از فیلسوف‏بودن یا عارف‏بودن او به دست آورد . بلكه باید، مجموعه آثار آن بزرگ را در این زمینه مطالعه كرد و پس از آن نوع نگرش‏های دیگر مقایسه نمود و آنگاه روش تفسیری او را روش‏های تفسیری دیگر مفسران باز شناخت .
برخی از محققان گفته‏اند: علامه در مقدمه المیزان میان نگرش یا گرایش تفسیری و روش‏شناسی تفسیر خلط كرده‏است و برخی دیگر بر این باورند كه علامه قرآن پژوهان را به تخلیه ذهن از باورها و معرفت‏های پیشین فرا خوانده‏است; حال آنكه این امر در عرصه تفكر امكان‏پذیر نیست . ولی با توجه به مباحث پیشین می‏توان گفت كه علامه (ره) نگرش‏شناسی را مقدمه روش‏شناسی می‏دانسته است و این بیانگر اوج دقت اوست . از سوی دیگر، علامه در مقدمه، قرآن پژوهان را از پیش داوری و یك سونگری در نگرش به قرآن و تفسیر منع می‏كند و به اتخاذ روش خاص و جامع دعوت می‏كند، نه تخلیه ذهن از شناخت‏های لازم و پیش‏نیازهای ضروری تفسیر .
▪ تمایز وتشابه روش‏های علوم قرآنی
یكی از مباحث‏بنیادین روش‏شناسی علوم، فلسفه تمایز و تشابه روش‏هاست; یعنی، این بحث كه سبب اختلاف یا اشتراك روش‏های علوم چیست؟ برای مثال چرا در علم فیزیك روش تجربی و در علم فلسفه روش برهانی به كار می‏رود؟ و اصولا آیا در علوم قرآنی نیز اختلاف و تمایز روش‏های معنا دارد، یا اینكه در علت تمایز و تشابه علوم قرآنی اختلافی نیست؟
چنانكه گذشت، اركان تحقیق علمی در میان مراحل آن، موضوع یا مساله‏شناسی، روش‏شناسی و هدف است; یعنی، قدم اول در تحقیق علمی، شناخت موضوع یا مساله است; قدم بعدی، جمع‏آوری اسناد و مدارك با شیوه‏های ویژه است . در قدم سوم; فرضیه یا فرضیه‏ها ارائه می‏شود . پس از آن، فرضیه‏ها با روشهای مناسب مورد آزمون و بررسی قرار می‏گیرند تا آن كه تحقیق به پایان خود یعنی مرحله استنتاج می‏رسد .
چنان كه ملاحظه می‏شود موضوع تحقیق، روش‏شناسی مساله و هدف‏شناسی بسیار مهم است . از همین روی فیلسوفان علم، فلسفه تمایز و تشابه علوم را غالبا در اركان یادشده جستجو كرده‏اند .
شهید مطهری تمایز و تشابه علوم یا خانوادگی میان آن‏ها را در هویت موضوع می‏داند. (۱۳) از میان نظریه‏های مطرح در قلمرو تمایز علوم فقط نظریه موضوع قابل دفاع است . این موضوع علم است كه روش علم و تحقیق را تعیین می‏كند; چنان كه كثرت و وحدت علوم نیز بر گرد همان محور می‏چرخد . بنابراین، باید فلسفه تمایز و تشابه علوم قرآنی نیز بر مدار موضوع‏شناسی و نوع نگرش ما به آن بچرخد .
موضوعات علوم قرآنی از این نظر كه پیرامون قرآن و مسائل قرآن شناختی بحث می‏كنند، با یكدیگر خویشاوندی دارند; اما از جهت این كه فلسفه علوم قرآنی، موضوعش «علوم قرآنی‏» ، فلسفه قرآن‏شناسی موضوعش «قرآن‏» و تفسیر قرآن، مدارش «مراد حضرت حق‏» است، از یكدیگر متمایز خواهند بود .
این تمایز و تشابه به طور منطقی و طبیعی به خود آن علوم و پس از آن به هدف و روش آن‏ها سرایت‏خواهد كرد . در نتیجه، روش‏شناسی علوم قرآنی دو قلمرو كلان خواهد داشت: روش‏شناسی مشترك كه از اصول و قواعد روش شناسنانه عام و مشترك میان علوم قرآنی بحث می‏كند و روش‏شناسی ویژه یا مختص كه پیرامون اصول و قواعد خاص در هر یك از علوم سه‏گانه به بحث می‏پردازد .
با توجه به اینكه نگرش مورد قبول ما، نگرش جامع و ربانی به قرآن و موضوعات علوم قرآنی بود، ماهیت روش‏شناسی ما در علوم قرآنی نیز هویت ربانی و الهی جامع را خواهد داشت و از روش‏های پژوهشگران دیگر متمایز خواهد شد .
● نتیجه
چكیده سخن این كه روش‏شناسی علوم قرآنی بر چهار مبنای مهم و كلان استوار است: هویت‏شناسی علوم قرآنی، جایگاه روش‏شناسی علوم قرآنی در میان روش‏شناسی‏های دیگر، رابطه روش‏شناسی با نگرش‏شناسی ما به قرآن و تمایز و تشابه روش‏شناسی‏های مطرح در علوم قرآنی كه می‏تواند در چهار عرصه مطرح شود: اصول روش‏شناختی مشترك در علوم قرآنی، اصول روش‏شناختی فلسفه علوم قرآنی، اصول روش‏شناختی فلسفه قرآن‏شناسی و اصول روش‏شناختی تفسیر قرآن . بحث و بررسی پیرامون روش‏شناسی‏های چهارگانه نیاز به مجال و مقال گسترده‏تری دارد .

عباس ایزدپناه
۱. ر . ك: مؤلف; «رهیافتی بر روش‏شناسی احیای دین‏» ، مجموعه مقالات دومین كنگره بین‏المللی امام‏خمینی (ره) و احیای تفكر دینی، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، تهران، ۱۳۷۷ .
۲. در این زمینه آثار تفسیری «سازمان مجاهدین خلق ایران‏» ، «گروه آرمان مستضعفین‏» و «گروه فرقان‏» مصداق بارزی است .
۳. ر . ك: رشیدرضا، تفسیر «المنار» ; مهدی بازرگان، آثار تفسیری وی; احمد رهسپار; هفت آسمان .
۴. ر . ك: قرآن، هود/۱، حجر/۱ و بقره/۲ و شوری/۵۱، نساء/۱۷۴، اسراء/۹، زخرف/۴۴، اسراء/۸۲، فصلت/۴ و حجر/۷۸، یوسف/۱، حدید/۲۵، اسراء/۸۸، آل عمران/۷، واقعه/۷۷- ۷۹، بقره/۹ و ۲، طارق/۱۳- ۱۵، نحل/۸۹، یوسف/۲، محمد/۲۴، رعد/۱، قمر/۱۷، مائده/۴۸ و حجر/۹۱ .
۵. صبحی صالح، نهج‏البلاغه، خطبه ۱۳۳ .
۶. همان، خطبه ۱۸
۷. همان، خطبه ۱۳۸
۸. همان، حكمت ۴۳۲ و خطبه ۱۲۵
۹. همان، خطبه ۱۴۷
۱۰. همان، خطبه ۱۵۸
۱۱. ر . ك: امام خمینی، روح‏الله، سرالصلوهٔ، ص ۴۷۳ و ۴۹۲; قرآن، كتاب هدایت، ص‏۳۶; چهل حدیث، ص‏۶۶۹; شرح دعای سحر، ص‏۷۲ و زین العابدین، عبدالسلام، منهج‏الامام الخمینی فی‏التفسیر، ص‏۸۲ .
۱۲. طباطبایی، محمدحسین، المیزان، ج‏۱، ص ۴- ۱۴، اسماعیلیان، قم .
۱۳. ر . ك، مطهری، مرتضی; مجموعه آثار، ج‏۶، ص‏۴۷۹ .
صحیفه مبین شماره ۲۲

منبع : بلاغ

مطالب مرتبط

نور در نور

نور در نور
قرآن و حدیث از مهم ترین منابع سهروردی است. او بیش از هر فیلسوف مسلمان دیگر به قرآن و سنت توجه كرده و بدین ترتیب هویت اسلامی فلسفه خویش را تحقق می‌بخشد.
وی در سلوك فلسفی و عرفانی خود به تامل و اندیشه در قرآن پرداخت و درپرتو آن به مطلوب خود راه برد.
وی در «كلمه التصوف» فصلی را به «لزوم تمسك به كتاب و سنت» اختصاص داده و در آن «دوستان» خود را به تقوای الهی توصیه می‌كند. سهروردی آنها را به حفظ شریعت و رعایت قوانین الهی توصیه می‌كند و در ادامه می‌گوید: «هر گونه ادعا و سخنی كه شاهدی برای آن در كتاب خدا و سنت [رسول‌الله (ص)] نباشد بیهوده است و كسی كه به رشته محكم قرآن اعتصام نجوید در چاه ضلالت و گمراهی سرنگون خواهد شد.» او وصول به حقیقت اعلی را با تمسك به كتاب خدا و سنت رسول میسر می‌داند. به نظر او در پرتو نورمحمدی می‌توان به حقیقت ادیان و حكمت پیشینیان دست یافت.
سهروردی در آثارخود آیات بسیاری را تأویل یا تفسیر كرده است. این معنویت در رساله‌های كوتاه تر وی مثل پرتونامه، بستان القلوب، كلمه التصوف، قصه الغربه الغربیه و الالواح العمادیه بیشتر مشهود است. مخصوصاً در منبع اخیر بنا بر تصریح خود سعی بسیار كرده تا آراء فلسفی را پس از مستدل كردن آنها به برهان، توسط شاهدی از قرآن تایید كند. درنوع استناد و استفاده او از قرآن و احادیث نكاتی چند قابل ملاحظه است. این مقاله این نكات را درهفت محور بر می‌رسد.
سهروردی در موارد بسیاری برای تفسیر و تأویل آیه‌ای به آیات دیگر متمسك می‌شود.
به عنوان نمونه در الواح عمادی، (ص ۱۹۴- ۱۹۵) درباره خلیفه بودن نفس چنین می‌گوید:«نفس خلیفه خداست در زمین، چنان كه گفت «هو الذی جعلكم خلائف الارض و رفع بعضكم فوق بعض درجات» [انعام، ۱۶۵] به قدر درجات علوم مردم و فضیلت نفوس و غایت همت ایشان. آیتی دیگر: «انی جاعل فی الارض خلیفه» [بقره، ۳۰]. آیتی دیگر: «یا داود انا جعلناك خلیفهً فی الارض»[ص، ۲۶] و قبیح باشد از خلیفه خدا كه ملك فانی وی سبب بطلان ملك عالی دائم او باشد، و این در حق ملوك ظاهرتر است ؛ زیرا كه قبیح است كه در آخرت پیشی گیرند بر ایشان كسانی كه ایشان زیر دست او بوده باشند، و خسرتی عظیم است كه بر او سبق برد كسی در آخرت كه او بر آن كس در این جهان پیشی گرفته بوده است.»
یا بدبختان و سرنوشت آنان را در الواح عمادی، (ص ۱۷۳- ۱۷۵) با توجه با آیات متعدد توصیف می‌نماید: «و اما بدبختان متألم می‌شوند به جهل مركب ایشان، و آن، آن است كه اعتقاد حق ندارند و نقیض آن را اعتقاد كرده باشند. و این جهل بسیط سخت‌ترست و آن، آن است كه اعتقاد آن چه حق ا ست ندارند و بس. و جهل مركب را هیچ خیر نیست چنان كه در قرآن مجید آمده است كه «و من كان فی هذه اعمی فهو فی الآخره اعمی>» [اسراء،۷۲] یعنی هر كه در این عالم كور است از شناختن معارف و حقائق مطلع نشود بر اسرار عالم ملك و ملكوت او در آخرت همچنین كور باشد از ادراك این معانی و ادراك لذات «و اضل سبیلاً» [اسراء،۷۲] زیرا كه طریق اكتساب به واسطه آلت مسدود گشت و حجت و موانع ادراك عذاب و الم برخاست.
آیتی دیگر گفت: «فانها لاتعمی الابصار و لكن تعمی القلوب التی فی الصدور» [حج، ۴۶] یعنی چشم‌ها كور نشود و لكن بصیرت دل كور شود و متعذب و متألم شوند به عذاب دوری و به حجاب از انوار حق و حیرت و سلب آلات و هیآت بد چنان كه در آیتی دیگر آمده است: «كلا انهم عن ربهم یومئذ لمحجوبون» [مطففین، ۱۵] حقا كه ایشان روز قیامت از حق تعالی محجوب‌اند. «كلا بل ران علی قلوبهم ما كانوا یكسبون» [مطففین، ۱۴] حقا كه زنگ مكاسب و افعال ایشان بپوشانید مر دل‌های ایشان را.
و آیتی دیگر گفت: «و لایكلمهم الله یوم القیامه و لایزكیهم» [بقره، ۱۷۴] و متألم می‌شوند از بهر شوق ایشان به بدن‌های ایشان و به لذات آخرت. و ایشان را از آن باز داشته‌اند چنان كه در قرآن آمده است: «و حیل بینهم و بین ما یشتهون» [سبا،۵۴] از آن چه با آن پرورده بودند و بدان خو كردند. آیتی دیگر گفت: «و تقطعت بهم الاسباب»[بقره، ۱۶۶] قوای ایشان را سلب كردند. كه بدان نور نبینند و گوش ندارند كه بدان صفیر شنوند و پای ندارند كه بگریزند و خلاص یابند. و پیدا شد ایشان را آن چه در حساب ایشان نبود چنان كه قرآن از آن خبر داد: «بدا لهم من الله ما لم یكونوا یحتسبون»[زمر،۴۷] و آیتی دیگر:«و بدا لهم سیئات ما كسبوا»[زمر،۴۸].
سهروردی برخی آیات را فقط در یك جا ذكر كرده است و برخی را در چند جا از آثارش اشاره كرده است.
به عنوان نمونه آیه ۳۵ سوره مباركه نور را كه مبنای اندیشه اصالت نور نزد وی است در حكمه الاشراق، لغت موران، یزدان شناخت و الالواح العمادیه ضمن استناد به سایر آیات و استفاده از روایات، توضیح و تفسیر كرده است: در حكمه الاشراق، (ص ۱۶۲-۱۶۴) درباره این كه مبدع كل و عالم عقل، نور است ضمن نقل سخن پیامبر اكرم (ص)، می‌گوید: «قال شارع العرب و العجم:ان لله سبعاً و سبعین حجاباً من نوره لو كشفت عن وجهه لاحرقت سبحات وجهه ما ادرك بصره» و اوحی الیه «الله نور السموات و الارض» و قال:ان العرشی من نوری». یا در الواح عمادی، (ص ۱۸۲- ۱۸۳) حق اول را نور همه انوار می‌داند؛ زیرا كه معطی حیات است و بخشنده نوریت است و او ظاهراست از بهر ذات خویش و ظاهر كننده دیگری».
و به این آیه شریفه استناد می‌كند كه: «الله نور السموات و الارض» با این توضیح كه «نوریت او آن است كه از بهر ذات خود ظاهرست و دیگری بدو ظاهر می‌شود. پس نور همه نورهاست و نوریت هر نیّر سایه نور اوست، پس به نور او روشن گشت آسمان‌ها و زمین» و آیه: «و اشرقت الارض بنور ربها» [زمر،۶۹ ] را نیز دال بر این مطلب می‌داند.
همچنین در لغت موران، (ص ۲۹۵)، ضمن تمثیلی چنین می‌گوید: «موران در این بودند كه آفتاب گرم شد و شبنم از هیكل نباتی آهنگ بالا كرد، موران را معلوم گشت كه از زمین نیست، چون از هوا بود با هوا رفت، «نور علی نور یهدی الله لنوره من یشاء و یضرب الله الامثال للناس»، «وان الی ربك المنتهی» [نجم،۴۲]، «الیه یصعد الكلم الطیب و العمل الصالح» [فاطر، ۱۰]».
نیزدر«یزدان شناخت» (ص ۴۳۰- ۴۳۲) ادراك انسان را مستفیض از نور عقل فعال دانسته و به این آیه شریفه استناد می‌كند و می‌گوید: «تابش نور عقل فعال كه بر نفس انسانی افتد تا او را مدرك همی گرداند و به واسطه او صورت معقولات را ادراك همی كند، چون مثال تابش نور آفتاب است كه بصر را مدرك همی گرداند تا به واسطه او محسوسات جسمانی را ابصار همی كند، همچنان كه بصر مدرك به قوت است و به واسطه نور آفتاب به فعل همی‌آید، نفس ناطقه انسانی عاقل به قوت است و به واسطه عقل فعال و تابش نور او به فعل می‌آید. عقل فعال و دیگر عقول به افاضت این نور بخیل نیستند و افاضت این نور بر سبیل كلی بر همه موجودات عالم روحانی و جسمانی بگسترانیده‌اند. اما قصوری كه هست از قابلان و مستعدان است و قصور ایشان نیز به سبب تركیبات این عالم كون و فساد است و به چند لوازم دیگر.
پس چون در ایشان كه فیض از باری تعالی و تقدس می‌پذیرند و این نور به عاریت دارند، این جود و این افاضت هست، پس مبدأ اول به جود و افاضت اولی‌تر، كه این نور مر او را ذاتی است. و آن نور حقیقی كه به حس بصر مرئی نیست؛چون به سلسله نظام بدین عالم جسمانی می‌رسد، یكی از جسمانیات چون آفتاب چندین نور می‌دهد كه به واسطه او چندین چیز در عالم كون و فساد پدید می‌آید، تا هر یك از موجودات این عالم به قدر حظ خویش از وجود آن نور چه نصیب می‌گیرند.
و اگر صاحب بصیرتی اندرین یك مسئله تأملی شافی‌تر به جای آرد، بسیار معانی مستور او را مكشوف شود. قال الله تعالی: «الله نور السموات و الارض مثل نوره كمشكوه فیها مصباح المصباح فی زجاجه الزجاجه كانها كوكب دری یوقد من شجره مباركه زیتونه لاشرقیه و لاغربیه یكاد زیتها یضیء و لو لم تمسسه نار نور علی نور یهدی الله لنوره من یشاء» حجتی و برهانی است بر این یك مسئله.» و یا در«الواح عمادی»، (ص ۱۲۷- ۱۲۸) ضمن اشاره به آیات دیگر نفس ناطقه را امر حق و نور او توصیف كرده و به این آیه استناد می‌كند: «مراد از نفس آن است كه حكماء آن را نفس ناطقه خوانند و در قرآن در این نفس آیات بسیار آمده است و از آن جمله یكی این است كه «ثمّ سوّیه و نفخ فیه من روحه» [سجده، ۹]؛ یعنی چون مزاج تمام شد و راست گشت نفسی آن مزاج را حاصل شود لایق آن مزاج.
و آیت دیگر كه این را مثنی می‌گرداند: «فاذا سویته ونفخت فیه من روحی» [حجر، ۲۹] یعنی از روح القدس و این اضافت به‌ذات خود دلالت می‌كند بر شرف نفس و بر تجردش و بدان كه او جوهر الهی است. و آیتی دیگر در حق مسیح «روح منه»[نساء، ۱۷۱] و ظاهر است كه مسیح از نوع بشر است همچنان كه گفت «احصنت فرجها فنفخنا فیه من روحنا» [انبیاء، ۹۱] و آیتی گفت: «قل الروح من امر ربی»[اسراء،۸۵] یعنی نفس چیزی مفارق است و از عالم روحانی است نه از عالم جسمانی.
وحق تعالی او را به خود اضافت كرد در آیتی دیگر: «مثل نوره كمشكوه» [نور، ۳۵] پس نفس امر حق است و نور اوست و همه مقید است به اضافت به ربوبیت. وقوه فكر را كه به امور روحانی مشغول شود و به معارف حقیقی روی آرد، شجره مباركه می‌داند، زیرا همچنان كه درخت را شاخه و میوه‌ها دارد، فكر را نیز شاخه‌هاست و آن انواع افكار است كه به آن میوه نور یقین می‌رسد، چنان كه در قرآن آمده: «الذی جعل لكم من الشجر الاخضر ناراً» [یس، ۸۰]. الشجره فكرت است، سبزی او آن است كه بر طریق نظر و به باز گشتن به عالم قدس مطلع شود.و آیه ای دیگر: «افرأیتم النار التی تورون»[واقعه، ۷۱] یعنی علوم ثوانی و نفحات قدسی، آن كه از علوم اوائل به علوم ثوانی بدو توصل كنند. «ءانتم انشاتم شجرتها ام نحن المنشئون» [واقعه، ۷۲] یعنی كه این درخت را شما انشاء كردید یا ما انشاء كردیم. و آیتی دیگر: «شجره تخرج من طور سینا» [مومنون، ۲۰] یعنی به واسطه اندیشه حاصل كند و روغن معقولات را مستعد قبول فیض الهی گرداند و چراغ یقینی برافروزد و آتش مقام سكینه در نفس برافروزد. و معارف نان ایشان است [و آن نان] فریشتگانند، و آن است كه فیثاغورس به آن در رموز او و داوود پیغمبر در مزامیر اشاره كرد.
و نانِ خورش ایشان انوار درخشنده است، و در قرآن به آن درخت اشاره كرد آنجا كه گفت «یوقد من شجره مباركه زیتونه لاشرقیه و لاغربیه» [نور،‌۳۵] یعنی نه عقل محض است نه هیولای محض. و این درخت به عینه درخت موسی است كه در بقعه مباركه از شجره، ندا شنید و گفت «انی آنست ناراً» [طه،۱۰؛ نمل، ۸] و این آتش آن است كه گفت: «اَن بورك مَن فی النار» [نمل، ۸] یعنی كسانی كه به دو متصلند «و من حولها» [نمل، ۸] یعنی محبان ومتصلان.
تایید مبانی فلسفی با شواهد قرآنی، ثمره استنادهای سهروردی به قرآن است.
به عنوان نمونه:
این كه غنیِ مطلق، یكی است و او واجب الوجود است به آیه: «و الله الغنی و انتم الفقراء» (محمد/۳۸) استناد كرده است كه الف و لام در محمول (الغنی) مبین حصر محمول در موضوع است.. برای بقاءنفس به چندین آیه استناد می‌كند؛ از جمله: الف- «افحسبتم انما خلقناكم عبثا و انكم الینا لاترجعون» (مومنون/۱۱۵) ؛ ب- «لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون»
(آل‌عمران/۱۶۹)؛ ج- «فرحین بما آتیهم الله من فضله» (آل‌عمران/ ۱۷۰).
او مراتب نفس را از قرآن استنباط كرده آن جا كه می‌گوید: «تو را چندین نام است: «نفس»خوانند، چنان كه حق تعالی در قرآن مجید فرموده «یا ایها النفس المطمئنه ارجعی الی ربك راضیه مرضیه» [فجر، ۲۷- ۲۸]، و «كلمه» خوانند چنان كه گفت «الیه یصعد الكلم الطیب و العمل الصالح یرفعه» [فاطر،۱۰] و «كلمه طیبه» [ابراهیم، ۲۴] و «نفس مطمئنه» [فجر، ۲۷] یكی معنا دارد همچنان كه تا نفس ما مطمئنه نشود، <ارجعی الی ربك> [فجر، ۲۸] در حق او درست نیاید، و تا «كلمه طیبه» [ابراهیم، ۲۴] نباشد «الیه یصعد الكلم الطیب» در شان او ممتنع بود.
و «روح» خوانند چنان كه گفت «و روح منه» و «لوامه» خوانند چنان كه فرمود «لا اقسم بالنفس اللوامه» [قیامه، ۲] و «اماره» خوانند چنان كه فرمود «ان النفس لاماره بالسوء» [یوسف، ۵۳].
و یا در جایی كه می‌گوید: «چون نفس طاهر گردد روشن شود به نور حق تعالی، مثنی در تنزیل آمد و گفت «الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور» [بقره، ۲۵۶] یعنی از تاریكی جهل به نور معارف. و آیتی دیگر گفت:«یهدی به الله من اتّبع رضوانه سُبُل السلام» [مائده، ۱۶] یعنی كه میسر شود طریق خالص به عالم قدس و طهارت. «و یخرجهم من الظلمات الی النور» [بقره، ۲۵۶] از ظلمات جهل به نور معارف و حقایق. چون نور الهی و سكوت قدسی در ایشان حاصل آید روشن شود و تأثیر كند در اجسام و نفوس.»
نیز در مخالفت با عقول ده گانه مشائیان به قرآن استناد كرده و می‌گوید: «متأخران را رأی این است كه عدد عقول ده است، نه آن است كه نه فلك به ترتیب از ایشان حاصل می‌شود و از دهم عالم عنصری. و حق آن است كه عقول بسیارند چنان كه در قرآن آمده است «و ما یعلم جنود ربك الا هو»[مدثر، ۳۱] و آیتی دیگر «و یخلق ما لا تعلمون» [نحل، ۸]. سهروردی احتمالاً اصطلاح«غاسق» را نیز از قرآن اقتباس كرده است آیه ای كه می‌فرماید: «من شر غاسق اذا وقب» (فلق/۳).
او در مواردی از تفسیر گذشته و ظاهر آیه را به تأویل می‌برد؛
مانند تعبیری كه از نفس و احوالات آن در رساله«فی حقیقه العشق» (ص۲۹۰)، دارد: «نفس گاوی است كه در این شهر خرابی‌ها می‌كند و او را دو سر است: یكی حرص و یكی امل و رنگی خوش دارد زردی روشن است فریبنده، هر كه درو نگاه كند خرم شود «صفراء فاقع لونها تسر الناظرین» [بقره،۶۹] نه پیر است كه به حكم البركه مع اكابركم بدو تبرك جویند نه جوان است كه به فتوای الشباب شعبه من الجنون، قلم تكلیف از وی بردارند، نه مشروع دریابد، نه معقول فهم كند، نه به بهشت نازد، نه از دوزخ ترسد، كه «لا فارض و لا بكر عوان بین ذلك».
در برخی موارد صرفاً به عنوان شاهد و بدون هیچ تفسیری به آیه ای استناد می‌كند.
مانند: «یا صاحب الكلمه العلیاء و رب السكینه الكبری «هب لنا من لدنك رحمه انك انت الوهاب».
نیز برخی مراحل سلوك را به آیات الهی مزین می‌نماید.
به عنوان نمونه در بستان القلوب، (ص۳۹۶- ۳۹۷)، می‌گوید: «بدان كه بنای ریاضت بر گرسنگی است و همچنان كه اگر كسی خواهد كه خانه‌ای سازد و بنیاد نیفكنده باشد،خانه نتواند ساختن، اگر كسی خواهد كه مجاهده كند و گرسنگی نكشد هیچ حاصل نشود، و هر آفتی كه پیدا می‌شود از سیری و پر خوردن می‌شود.
و رسول علیه السلام می‌گوید عایشه را رضی الله عنها: ضیّقی مجاری الشیطان بالجوع؛ یعنی تنگ گردان رهگذر شیطان را به گرسنگی. و حق تعالی در حق جماعتی فرمود: <«ذرهم یاكلوا و یتمتعوا و یُلههم الامل فسوف یعلمون» [حجر، ۳] و گرسنگی را همه پسندیده‌اند. از جمله صفات حق تعالی یكی آن است كه هرگز نخورد و بخوراند چنان كه قرآن خبر می‌دهد «و هو یُطعِم و لا یُطعَم>» [انعام، ۱۴]. و جنید می‌گوید رضی الله عنه:الجوع طعام الله فی ارضه.
پس چندان كه كمتر خورند به صفات حق موصوف‌تر باشند، و نیز چندان كه كمتر خورند كمتر خسبند. و از جمله صفات حق تعالی یكی این است كه هرگز نخسبد «لا تاخذه سنه و لا نوم» [بقره، ۲۵۵]».
همچنین سهروردی در برخی موارد به احادیث نبوی و سخنان امام علی(ع) استناد كرده‌است.
به عنوان نمونه:
ـ«شناخت حق موقوف به شناخت نفس است چنان كه پیامبر(ص) فرموده است: «من عرف نفسه فقد عرف ربه»
در عظمت نفس به سخن امام‌علی‌(ع) استناد می‌كند: «ما قلّعت باب خیبر بقوه جسمانیه بل قلعتها بقوه ملكوتیه و نفس من نور ربها مضیئه».
توصیف او از «امام» مطابق سخنان امامان شیعه است. برای نمونه امام باقر (ع) در تفسیر «نور علی نور» كه بخشی از آیه نور است می‌فرماید: «نور علی نور یعنی امامی كه به نور علم حكمت در پی امامی از آل محمد علیهم‌السلام تأیید شده و این از آدم تا قیامت است و آنها اوصیایی اند كه خدای عز و جل ایشان را خلفاء خویش در زمین و حجت خود بر خلق قرار داده است و هیچ گاه زمین از ایشان خالی نیست».
سهروردی نیز در توصیف مقام معنوی امام می‌گوید: امام خلیفه خدا در زمین است و تا زمین و آسمان برپاست هیچ گاه از حكمت و از شخصی كه قائم به آن است و واجد حجت‌ها و بینات است خالی نیست. و زمین هیچ‌گاه از ژرف اندیش در تأله تهی نیست.
او زمان را هنگامی نورانی می‌داند كه سیاست و حكومت بدست چنین امامی باشد و چنان چه زمان از تدبیر الهی تهی باشد ظلمات غالب است. و این تقریر فلسفی از مقام امام در جهان تشیع تأثیر فراوان نهاد .

وبگردی
پشت پرده سفر مجرّدی عراقی‌ها به مشهد
پشت پرده سفر مجرّدی عراقی‌ها به مشهد - اردیبهشت ۹۴ بود که روزنامۀ انگلیسی «گاردین»، در فقدان رسانه‌های کارآمد محلّی، گزارشی منتشر کرد با عنوان «عبادت، غذا، سکس و پارکِ آبی در شهر مقدس مشهدِ ایران»
ویدئو / تشییع پیکر «آقای بازیگر» سینمای ایران
ویدئو / تشییع پیکر «آقای بازیگر» سینمای ایران - پیکر مرحوم عزت‌الله انتظامی بازیگر باسابقۀ سینما و تئاتر ایران صبح یکشنبه (۲۸ مرداد) با حضور جمعی از اهالی فرهنگ و هنر، وزیر ارشاد و علاقه‌مندان سینما و تئاتر، از تالار وحدت تشییع شد. عزت سینمای ایران بامداد جمعه (۲۶ مرداد) در سن ۹۴ سالگی درگذشت.
مراسم تشییع پیکر عزت‌الله انتظامی
مراسم تشییع پیکر عزت‌الله انتظامی - پیکر عزت‌الله انتظامی، بازیگر فقید سینما، تئاتر و تلویزیون، صبح یکشنبه - ۲۸ مرداد - با حضور جمع زیادی از هنرمندان و علاقه‌مندان، از تالار وحدت تشییع و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) تهران به خاک سپرده شد.
عکسی عجیب از  تجمع حوزویان قم
عکسی عجیب از تجمع حوزویان قم - براستی داستان درگذشت آقای هاشمی و استخر چه بوده است؟ چرا از تهدید سیاسی و امنیتی در این تصویر استفاده شده است؟ چه افراد و جریانی پشت این پلاکارد هستند؟
واکنش اشک آلود جمشید مشایخی به درگذشت انتظامی
واکنش اشک آلود جمشید مشایخی به درگذشت انتظامی - اشک های جمشید مشایخی برای عزت الله انتظامی در بیمارستان و واکنشش به درگذشت همبازی و همکار چندین دهه اش
سفیر آلمان تعطیلات خود را در بین عشایر بختیاری گذراند
سفیر آلمان تعطیلات خود را در بین عشایر بختیاری گذراند - میشائل کلور برشتولد، سفیر آلمان در ایران برای گذراندن تعطیلات تابستانی خود با عشایر بختیاری در دره کوهرنگ زاگرس همراه شده است. منبع
تریلی در اهواز چپ کرد، مردم بارش را غارت کردند!
تریلی در اهواز چپ کرد، مردم بارش را غارت کردند! - یک تریلی در اهواز واژگون شد و مردم به جای کمک به راننده مصدوم بار تریلی را بردند
بازگشت گوگوش به ایران و نحوه برخورد با او در فرودگاه
بازگشت گوگوش به ایران و نحوه برخورد با او در فرودگاه - در ویدئوی زیر روایت فائقه آتشین (گوگوش) را از بازگشت به ایران بعد از انقلاب و نحوه برخورد پاسدار فرودگاه و دادستانی با او می شنوید. او این خاطرات را سال ۲۰۰۰ در تورنتوی کانادا روایت کرد.
ماجرای عکس متفاوت وزیر جوان و هشتگ‌های توییتری
ماجرای عکس متفاوت وزیر جوان و هشتگ‌های توییتری - نكته جالب در اين ميان، گستردگي و تنوع واكنش‌ها به پوشش «وزير جوان» بود. تا آن‌جا كه در ميان كاربران بودند گروهي كه اين پوشش را در حد «شق‌القمر» بالا برده و اين تفاوت ظاهري را نشانه‌اي از تفاوتي عميق در نوع نگاه آذري‌جهرمي تحليل كردند و در مقابل، طيفي نيز «وزير جوان» را به‌خاطر تلاش براي آنچه ازسوي اين كاربران نوعي «پوپوليسم» و «عوام‌فريبي» خوانده شد
اظهارات تند احمدی نژاد علیه روحانی و دولت!
اظهارات تند احمدی نژاد علیه روحانی و دولت! - محمود احمدی نژاد با انتشار پیام ویدیویی تندی علیه رئیس جمهور، وی را هم دست رئیس دو قوه دیگر نامید و خواستار کناره گیری حسن روحانی از مقام ریاست جمهوری شد.
فیلم | قرار نبود روحانیت در همه چیز اظهارنظر کند!
فیلم | قرار نبود روحانیت در همه چیز اظهارنظر کند! - فیلم - مدتی قبل حجت الاسلام زائری مهمان خبرآنلاین بود و در کافه خبر به بررسی مسایل فرهنگی و اجتماعی ایران و نقش روحانیت در جامعه پرداخت.
فیلم | چرا مردم مسئولین را مسخره می‌کنند؟
فیلم | چرا مردم مسئولین را مسخره می‌کنند؟ - فیلم - چرا مردم مسئولین را مسخره می‌کنند؟ پاسخ این سوال را در ویدئوی زیر ببینید.
فیلم سانسور شده خوانندگی سحر قریشی در یک برنامه
فیلم سانسور شده خوانندگی سحر قریشی در یک برنامه - سکانس سانسور شده مسابقه «13 شمالی» که در آن سحر قریشی ترانه های مشهور چند تن از خوانندگان را می خواند، ببینید. اولین قسمت این مسابقه در شبکه نمایش خانگی توزیع شده است.
عاشق شدن لیلای سریال پدر،داستانی کاملا واقعی!
عاشق شدن لیلای سریال پدر،داستانی کاملا واقعی! - روایت نازنین پیرکاری،مجری و تهیه کننده تلویزیون از عاشق شدن خود که داستان سریال پدر شد...
یک ژن خوب تازه: جان متاعی است که هر بی سروپایی دارد
یک ژن خوب تازه: جان متاعی است که هر بی سروپایی دارد - مهمترین بخش های سخنان او اینجاست که عنوان می کند: چه کسی در جریان انقلاب بوده؟ اگر یک عده ای جان دادند، یک عده ای هم این وسط پول دادند. او که گویا دستی در شعر هم دارد، سخن عجیب تری از آنچه پیش از این گفته بر زبان جاری می سازد و با به کار بردن این بیت که «جان چه باشد که نثار قدم دوست کنم *** این (جان) متاعی است که هر بی سروپایی دارد» ...
ترامپ حتی به شلیک یک گلوله نیاز ندارد
ترامپ حتی به شلیک یک گلوله نیاز ندارد - برای آمریکا کم هزینه‌ترین استراتژی ادامه وضع موجود است. ترامپ در یک سال گذشته کاری کرد که ۳۰ میلیارد دلار دارایی ایران از کشور خارج شود. این پول به کشور‌هایی مثل ترکیه، گرجستان، ارمنستان، مالزی و ... که از ثبات و امنیت برخوردارند رفت و در این کشور‌ها سرمایه گذاری شد. همین موضوع کمر اقتصاد ایران را می‌شکند. در این یک سال دلار به نزدیک ۱۰ هزار تومان رسیده است. ترامپ حتی به شلیک یک گلوله نیاز ندارد. اگر…
سحر تبر چهره واقعی‌اش را آشکار کرد!
سحر تبر چهره واقعی‌اش را آشکار کرد! - سحر تبر سال گذشته برای اولین بار در رسانه‌های جهان دیده شد. گمانه زنی می‌شد که او برای شباهت پیدا کردن به آنجلینا جولی ۵۰ عمل جراحی داشته است. اما او در نهلایت شبیه شخصیت "عروس مرده" تیم برتون به نظر می‌رسید.