دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۷ / Monday, 18 June, 2018

زندگی نامه سالارالدوله تا انقلاب مشروطیت


زندگی نامه سالارالدوله تا انقلاب مشروطیت
سالارالدوله ،ابوالفتح میرزا پسرسوم مظفرالدین شاه كه این رساله درباره شورشهای او پس از انقلاب مشروطیت است، در سال۱۲۹۸ه.ق درشهر تبریزبه دنیا آمد در همان جا تحصیلات خودرا شروع كرد.ازلحاظ اخلاقی فاقدهرگونه ثبات شخصیتی بود. اكثرمنابع درباره اودیدمثبتی ندارندواوراشخصی ساده لوح معرفی میكننداحمدكسروی ازاوبه عنوان«شــــاهزاده سبكسر»و«سبكمغز»ومورگان شوسترآمریكایی ازاوبه عنوان«دیوانه»یاد می كند..گروته درسفرنامه خود می نویسد:
«او همیشه با اروپائیان رفتاری دوستانه داشت وهمواره می كوشید با فرهنگ وتمدن اروپائی بیشتر آشنا گردد.» اودر ادامه می نویسد:«در اینجا(كرمانشاه)شخصیتهای زیادی كه سالارالدوله را از نزدیك می شناختند اظهار ملآدارندكه او یك تئوریسین ذهن گرا است و از قدرت سازماندهی برخودار نیست و نملآداند چگونه باید عملاً هدفش را دنبال كند.شاهزاده سالارالدوله به ناپلئون عشق ملآورزیدو تمام آثارش را به زبان فرانسه ، كه آن را خوب ملآدانست خوانده بود.او همچنین به مطالعه كتب نظامی ، بخصوص آنهایی كه به كاربرد توپخانه مربوط می شد علاقه وافری داشت.»
ناصرالدین شاه در سفر سوم خود به فرنگ در سال ۱۳۰۶ه.ق هنگام عبور از تبریزبه اولقب سالارالدوله داد.
سالارالدوله درسال۱۳۱۵ ه .ق با وزارت وپیشكاری زین العابدین خان حسام الملك قراگزلو به حكمرانی ایالت كرمانشاهان وسرحد داری عراقین تعیین شد.اومدت ۶ ماه دركرمانشاه حكمرانی رابرعهده داشت.وی ظلم وتعدی بسیاری به مردم نمودمردم كرمانشاه نیزازاوبه مظفرالدین شاه شكایت نمودند,مظفرالدین شاه نیزاورامعزول ساخت.در سال ۱۳۱۶ه.ق اورابه حكومت منطقه خمسه(زنجان) فرستادندكه پیشكاری او در این دوره میرزا محمود خان مدیرالدوله بود.در آنجا نیز ظلم وستم را ازحدگذرانیده ، اورا معزول كردند.باقر عاقلی درذیل حوادث سال۱۳۱۸ه.ق می نویسد:«فرمانفرمایی خوزستان،لرستان،بروجردوبختیاری وریاست ایلات آن حدودبه انضمام ریاست تمام قشون آن صفحه به ابوالفتح میرزاسالارالدوله واگذارشد».در این مدت پیشكاری او را میرزا شفیع مستشارالملك گرگانی برعهده داشت.در این ایام بود كه با دختر غلامرضاخان والی پشتكوه ازدواج كرد،تا در شورشهای بعدی از آنها به عنوان متحدی نیرومند استفاده نماید.او در طول ایام حكمرانی خود به راهنمایی های همراهانش توجهی نملآكرده و ازسربیرحمی وقساوت با مردم رفتار ملآكرد.درسال۱۳۲۳ه.ق حكومت همدان وكردستان را به اوداده بودند راضی نشده بود.ولی بعد از مدتی موافقت كرد وبه كردستان رفت. او از همان بدو ورود به كردستان شروع به ظلم وستم به اهالی مظلوم آن دیاركرد.مردوخ می نویسد:
«هنگام رسیدن به میان كسبه از توی كالسكه خودش امر می داد وبا دست هم اشاره می كردكه به خاك بیفتید, به خاك بیفتید مردم بیچاره هم به خاك افتاده و زمین اطاعت را بوسیدند خود شاهزاده از خاك افتادن مردم می خندید.به توپخانه مرتضی خان شجاع لشكر اردلان را كه ریاست توپخانه را داشت امر داد دراز كشیدند و كتك كاری كردند كه چرا توپ كم صدا بود.»مردوخ پس از آوردن سخنان سالارالدوله كه بیشتر راجع به تهدید مردم وترساندن آنها بود می نویسد:
«در دوره شاهزاده بگیر و ببند وجرم و زور و كلاه كاغذی شدت پیدا كرده اطمینان مالی وجانی برای احدی باقی نبود .»
عاقبت به دلیل این همه ظلم وجنایت به مردم ,آنها تلگرافاتی به مركز مخابره كردند عین الدوله هم كه صدر اعظم ورئیس الوزراء بود دل خوشی از سالارالدوله نداشت تلگرافات تظلم را ترتیب اثر داده,در ۱۱ شوال همان سال سالارالدوله را احضار كرد و او دیگر به عنوان حكمران به كردستان بر نگشت.بعد از بركناری مدتی در اعتراض ونارضایتی به سر می برد تا اینكه در سال ۱۳۲۵ه.ق دست به شورش زد .

علیرضا گودرزی

مطالب مرتبط

مدرس:ما قدرت داریم رضاخان را عزل کنیم از هیچ‌چیز واهمه نداریم

مدرس:ما قدرت داریم رضاخان را عزل کنیم از هیچ‌چیز واهمه نداریم
سید‌حسن مدرس از علما و نمایندگان برجسته، مبارز و ضداستبدادی مجلس شورای ملی ایران در قرن چهاردهم هجری است. وی در ۱۲۸۷ در سرابه اردستان به دنیا آمد. پدرش سید‌اسماعیل از سادات طباطبایی بود. در شش سالگی به همراه پدرش به قمشه رفت و نزد پدربزرگش میرعبدالباقی درس خواندو پس از درگذشت میرعبدالباقی در شانزده سالگی برای ادامه تحصیلات به اصفهان رفت.
بعد از گذراندن مقدمات، به فراگیری دروس سطح پرداخت و در ضمن معقول را نزد میرزا جهانگیرخان قشقایی آموخت. دروس خارج فقه و اصول را نیز نزد استادانی چون شیخ مرتضی ریزی و آقا سید‌محمد‌باقر دُرچه‌ای خواند و سپس برای تکمیل تحصیلات خود در ۱۳۱۱ق‌ عازم نجف اشرف گردید و در مدرسه صدر ساکن شد. سید‌‌حسن مدرس در طول دوران تحصیل در نجف روزهای پنجشنبه و جمعه کارگری می‌کرد و از آن راه امرار معاش می‌نمود. وی به مدت هفت سال از محضردرس آخوند خراسانی و سید‌محمد‌کاظم طباطبایی یزدی استفاده کرد و به درجه اجتهاد نایل شد و در ۱۳۲۴ ق، در سی و هفت سالگی از راه اهواز و بختیاری، به اصفهان وارد شد و در آن شهر در منزلی محقر سکونت گزید.
مدرس به زودی در میان مردم اصفهان مشهور گردید. بزرگترین عامل اشتهار وی، ساده‌زیستی، صراحت کلام و مبارزه آشتی‌ناپذیر وی با متنفذان و مالکان بزرگ اصفهان بودکه همواره منافع خود را بر همه چیز ترجیح می‌دادند. او در جریان جنبش مشروطیت به حمایت از آن برخاست و در دوران استبداد صغیر با کمک حاج‌آقا نورالله اصفهانی، انجمن مخفی بر ضدمستبدان را تشکیل داد و با مشروطه‌خواهان بختیاری مخفیانه در تماس بود و همکاری داشت.
با دعوت و همکاری مدرس، نیروهای مشروطه‌خواه بختیاری به رهبری صمصام‌السلطنه، قوای دولتی را در اصفهان شکست دادند و حکومت آن شهر را در دست خود گرفتند و به عنوان غرامت خسارات خود، درصدد گرفتن مالیات از مردم برآمدند که این امر با انتقاد و اعتراض شدید مدرس مواجه شد. صمصام‌السلطنه نیز وی را دستگیر و تبعید نمود اما به خاطر اعتراض علما و مردم او را به شهر بازگرداند و در وضع مالیات تجدید نظر نمود، اما آنان همچنان توطئه می‌کردند و دوبار به او سوءقصد نمودند که مدرس از آنها جان سالم به در برد.
همزمان با تشکیل دوره دوم مجلس شورای ملی، مدرس از سوی آخوند خراسانی و شیخ‌عبدالله مازندرانی ـ مطابق اصل دوم متمم قانون اساسی ـ به عنوان یکی از مجتهدان طراز اول به مجلس شورای ملی معرفی گردید و از سوی مجلس نیز پذیرفته شد و به ناچار اصفهان را به قصد تهران ترک گفت. در ذیحجه ۱۳۲۹ ق دولت روسیه تزاری به بهانه‌ی حضور شوستر امریکایی ـ که امور مالیه کشور را بر عهده داشت ـ به دولت ایران اولتیماتوم داد و متعاقب آن، قشون روس وارد بندر انزلی شد و تا قزوین پیشروی کرد. گرچه دولت این اولتیماتوم را پذیرفت لکن مجلس به شدت با آن مخالفت کرد.
در رمضان ۱۳۳۲ ق که جنگ جهانی اول شروع شد، دولت ایران رسماً اعلام بی‌طرفی کرد اما قوای روسیه، انگلیس و عثمانی، بدون توجه به این بی‌طرفی وارد کشور شدند و به زد و خورد با یکدیگر پرداختند.
در محرم ۱۳۳۴ ق بیست و هفت نفر از نمایندگان مجلس و گروهی از رجال سیاسی و مردم عادی به منظور مقابله با تجاوزات روس و انگلیس به ایران، به طرف قم حرکت کردند و در آن شهر «کمیته‌ی دفاع ملی» را تشکیل دادند و یک هیأت چهارنفری را برای اداره امور برگزیدند که مدرس یکی از آنان بود. قوای روس، مهاجران را تعقیب کرد و آنان ناگزیر به غرب کشور رفته و از راه کرمانشاه، کرند و قصر شیرین خود را به اسلامبول رساندند. در همه مسیرهای داخل ایران، نیروهای روس مهاجران را تعقیب می‌کردند و زد و خوردهایی نیز میان آنان در می‌گرفت.
مهاجران در تبعید، دولتی به ریاست نظام‌السلطنه تشکیل دادند که در آن مدرس، وزیر عدلیه و اوقاف بود. مدرس در اسلامبول، در مدرسه ایرانیان آن شهر به تدریس پرداخت و اعضای دولت در تبعید نیز با سلطان عثمانی ملاقات کردند. در شعبان ۱۳۳۶ ق و با پایان یافتن جنگ جهانی اول، مدرس به همراه دیگر مهاجران به تهران بازگشت و در مدرسه دینی سپهسالار ـ‌که نیابت تولیت آن را داشت ـ به تدریس پرداخت و در نظام اداری و آموزشی آن، تحولی به وجود آورد.
در ذیقعده ۱۳۳۷ ق، وثوق‌الدوله قرارداد ننگین ۱۹۱۹ را با انگلستان منعقد ساخت که براساس آن اختیار امور مالی و نظامی دولت ایران در دست مستشاران انگلیسی قرار می‌گرفت. وثوق‌الدوله تصمیم داشت تا این قرارداد را در مجلس به وسیله‌ی طرفداران و دست‌نشاندگان خود به تصویب برساند اما بر اثر مخالفت‌های مدرس در مجلس و افکار عمومی، مجلس قرارداد مذکور را رد کرد و وثوق‌الدوله به ناچار از کار برکنار گردید.
پس از کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ که توسط رضاخان و سید‌ضیاءالدین طباطبایی صورت گرفت، بسیاری از آزادیخواهان دستگیر شدند که از جمله‌ی آنان مدرس بود که به قزوین تبعید و در آنجا زندانی گردید. وی بیش از سه ماه در حبس بود و پس از عزل سید‌ضیاء آزاد شد.
مدرس در انتخابات دوره چهارم مجلس شورای ملی که در ۱۳۳۹ ق برگزار گردید، به نمایندگی مردم تهران انتخاب شد و در رأی‌گیری میان نمایندگان به نایب رییسی مجلس نیز رسید. وی در آغاز این دوره با تصویب اعتبارنامه نمایندگان موافق قرارداد ۱۹۱۹ و همکاران وثوق‌الدوله مخالفت کرد و مانع تصویب اعتبارنامه آنان شد. مدرس در این دوره از رضاخان، سردار سپه، عامل کودتا که پست وزارت جنگ را داشت و پایه‌های دیکتاتوری خود را مستحکم می‌ کرد به شدت انتقاد نمود و گفت: «عجالتاً امنیت در دست کسی است که اغلب ماها خوشوقت نیستیم. شما مگر ضعف نفس دارید که این حرف‌ها را می‌زنید و در پرده سخن می‌گویید؟ ما [نمایندگان] بر هر کس قدرت داریم. از رضاخان هم هیچ ترس و واهمه نداریم. ما قدرت داریم پادشاه را عزل کنیم، رئیس‌الوزرا را بیاوریم سؤال کنیم، استیضاح کنیم، عزلش کنیم و همچنین رضاخان را استیضاح کنیم، عزل کنیم. می‌روند در خانه‌شان می‌نشینند. قدرتی که مجلس دارد هیچ‌چیز نمی‌تواند در مقابلش بایستد...»
مدرس با دولت مستوفی‌الممالک به دلیل عدم قاطعیت کافی او، نقص برنامه‌هایش و وجود رضاخان در پست وزارت جنگ مخالفت کرد و در خرداد ۱۳۰۲ دولت مستوفی‌ را استیضاح نمود.
مدرس در انتخابات دوره پنجم مجلس شورای ملی که در اواخر ۱۳۰۲ برگزار شد، علیرغم اِعمال نفوذ نظامیان و مأموران شهربانی، به نمایندگی مردم تهران انتخاب گردید واز طرفی رضاخان به فرمان احمد‌شاه به نخست‌وزیری منصوب شد.
طرفداران رضاخان در داخل و خارج برای برچیدن رژیم قاجار و روی کار آمدن رضاخان، زمزمه ایجاد جمهوری در کشور را سردادند. مدرس که به نیت اصلی رضاخان و طرفدارانش پی برده بود با تغییر رژیم به مخالفت برخاست، اما همچنان نمایندگان هوادار رضاخان بر آن امر اصرار داشتند و به منظور خاموش ساختن و عقب نشاندن مدرس، یکی از نمایندگان به او سیلی زد. خبر سیلی خوردن مدرس به بیرون از مجلس نیز کشیده شد و بلافاصله بازار تهران به عنوان اعتراض بسته شد و گروه وسیعی از مردم و روحانیون به تظاهرات پرداختند.
در ۲ فروردین ۱۳۰۳ تظاهرات دیگری در طرفداری از مدرس و مخالفت با جمهوری در اطراف مجلس شورای ملی برپا شد. رضاخان که مخالفت شدید مدرس و نگرانی و اعتراض بسیاری از علما را از ایجاد جمهوری مشاهده کرد طی اعلامیه‌ای در فروردین آن سال، انصراف خود را از ایجاد جمهوری اعلام کرد، و برای اطمینان دادن به علما به قم رفت و با علمای آنجا دیدار نمود.
مدرس که در مجلس در اقلیت قرار داشت از هر فرصت جهت افشای شخصیت دیکتاتوری رضاخان استفاده و مخالفان مدرس نیز از ایراد نطق وی در مجلس جلوگیری می‌کردند. سرانجام در روز ۷ مرداد ۱۳۰۳، مدرس به همراه شش تن دیگر از نمایندگان مخالف، رضاخان رئیس‌الوزراء را به دلیل سوء سیاست داخلی و خارجی، قیام و اقدام بر ضد قانون اساسی وحکومت مشروطه استیضاح نمودند.
رضاخان با تهدید و تطمیع و تزویر، همه را به همکاری و یا سکوت و انفعال کشانده بود و دیگر امکان موفقیت برای مدرس نمانده بود. مدرس این نکته را به خوبی دریافته بود و در پاسخ این سؤال که آیا از این پس در مبارزه‌ی خود امید موفقیت دارد،‌ گفت: «من در این کشمکش، چشم از حیات پوشیده و از مرگ باک ندارم. آرزو دارم اگر خونم بریزد، فایده‌ای در حصول آزادی داشته باشد. منِ تنها، از دستگاه سردار سپه نمی‌ترسم،‌اما او با تمام قدرت و جلال سلطنتش از من می‌ترسد.»
در دوره ششم مجلس با وجود آنکه تحت نظر کامل رضاخان و دخالت صریح نظامیان در سراسر کشور برگزار شد بار دیگر مدرس و تعداد دیگری از نمایندگان مستقل و مخالف رضاخان به مجلس راه یافتند. اندکی بعد به اشاره رضاخان، مدرس در ۷ آبان ۱۳۰۵ موردسوء قصد قرار گرفت اما به نحو معجزه‌آسایی نجات یافت و مدرس آن اقدام را تلویحاً به تحریک رضاخان دانست. او به مدت دو ماه بستری بود و در دی ماه آن سال در مجلس شرکت نمود. در آبان ۱۳۰۶، حاج‌آقا نورالله اصفهانی، عالم مجاهد و متنفذ اصفهان همراه عده‌ای روحانیون آن شهر در اعتراض به برخی از برنامه‌ها و اقدامات رضاخان به قم مهاجرت کرد و از علمای سراسر کشور خواست تا به منظور اعلام همدردی و اعتراض به رضاخان به قم مهاجرت کنند. مدرس نیز طی تلگرافی که به حاج‌آقا نورالله مخابره نمود اقدام آنان را تأیید و اظهار همدردی و همکاری نمود.
در انتخابات دوره هفتم که بار دیگر تحت نظارت شدید مأموران نظامی برگزار شد، اعلام گردید که مدرس حتی یک رأی نیز نیاورده است و او با اشاره به تقلب وسیع در انتخابات به طنز گفت که لااقل یک رأیی را که به خودم دادم می‌خوندید! مدرس که امکان ورود به مجلس را از دست داده بود، دیگر امکانی برای ابراز مخالفت نداشت و از مصونیت پارلمانی نیز برخوردار نبود. رضاخان که مترصد چنین فرصتی بود دستور دستگیری او را صادر کرد. رئیس شهربانی وقت و چند تن دیگر از افسران و درجه‌داران در نیمه شب ۱۶ مهر ۱۳۰۷ به منزل وی یورش برده و او را مورد ضرب و شتم شدید قرار دادند و سپس به اتومبیلی منتقل کرده و بدون درنگ به یکی از روستاهای اطراف مشهد و سپس به شهر کوچک و دورافتاده کویری خواف تبعید نمودند. وی به مدت نُه سال در آنجا تحت نظر شدید مأموران امنیتی قرار داشت و ممنوع‌الملاقات بود. در آبان‌ماه ۱۳۱۶، مدرس به دستوررضاخان به کاشمر انتقال یافت و در روز ۱۰ آذر ۱۳۱۶ توسط چند تن از مأموران رژیم به شهادت رسید.
مدرس، مردی پرهیزگار، شجاع، عالم و وارسته بود و در بیان حقایق از هیچ‌کس پروا نداشت. امام خمینی(ره) در بیانات خود مدرس را به دلیل صفات مذکور بیش از هر عالم دیگر می‌ستود و او نقش عمده‌ای در تکوین شخصیت سیاسی امام داشت. اوراقی که از دست نوشته‌های او باقی‌مانده گواه آن است که وی آثاری در زمینه فقه و اصول و تفسیر قرآن نیز داشته که به دلیل غارت منزلش و انتقال کتاب‌ها و دست‌نوشته‌هایش به شهربانی، اثری از آنها بر جای نمانده است.


کلمات در حال جستجو
صحا , نیکی ه والدین , گربه های خانگی , فترت , انجام میدم دات کام , فروز رجایی فر , ساندویچ مرغ , استعفای سجادانوشیروانی , وزیر دفاع دولت دوازدهم , واوری ,

برخی از مطالبی که کاربران هم اکنون در حال خواندن آن هستند
ای دننده همچو دن کرده رخان از خون دن , بوم‌شناختی سلامتی , آموزش و پرورش دورهٔ متوسطه , می‌گفت چشم شوخش با طره سیاهش , جدول بازارهای عمدهٔ صادراتی سنگاپور در دو سال ۱۹۶۰ و ۱۹۵۵، ۱۰ بازار عمدهٔ صادراتی سنگاپور (تمامی ارقام براساس میلیون دلار سنگاپور هستند) , قوه مجریه , داده‌های آزمایشگاهی , دل در گره زلف تو بستیم دگربار , ملحقات و مفردات , آب‌انبار گرمسار، گرمسار، قاجاریان ,

برخی منابع مهم خبری
banifilm.ir روزنامه بانی فیلم , persiankhodro.com پرشین خودرو , fa.alalam.ir العالم , donya-e-eqtesad.com دنیای اقتصاد , sourehcinema.ir سوره سینما , pana.ir خبرگزاری پانا , icana.ir خانه ملت , tejarat.donya-e-eqtesad.com تجارت فردا , hamshahrilinks.org روزنامه همشهری , musiceiranian.ir موسیقی ایرانیان ,

وبگردی
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان !
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان ! - لازم است ذکر شود جنبش عدالتخواه دانشجویی در صورت ادامه تعلل دستگاه‌های مربوطه در تخلیه ملک بیت‌المال، حق اقدامات انقلابی را برای اجبار فرد نامبرده به تخلیه ویلای لواسان، برای خود محفوظ می‌داند.
فیلم | مشکل مقبولیت و مشروعیت در کشور
فیلم | مشکل مقبولیت و مشروعیت در کشور - دکتر حمید ابوطالبی مشاور سیاسی رئیس جمهوری معتقد است که ما یک بار برای همیشه باید مشکل مشروعیت و مقبولیت را در کشور حل کنیم. این درست نیست که بخشی از نظام هم مشروع باشد هم مقبول اما بخش دیگری که از دل همین نظام در آمده است فقط مقبول باشد.
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر - امام جمعه اهل سنت ایرانشهر : در ماه رمضان به ۴۱ دختر تجاوز شده که از این میان فقط ۳ دختر شکایت کرده اند.
فیلم مهران مدیری در برنامه خندوانه
فیلم مهران مدیری در برنامه خندوانه - برنامه کامل خندوانه با حضور مهران مدیری مهمان ویژه برنامه عید فطر برنامه خندوانه بود و این قسمت از مجموعه خندوانه را خاص کرد.
ویدئو / لطفاً در این مکان اعتراض کنید!
ویدئو / لطفاً در این مکان اعتراض کنید! - بر این اساس، ورزشگاه‌های دستگردی، تختی، معتمدی، آزادی، شیرودی، بوستان‌های گفت‌وگو، طالقانی، ولایت، پردیسان، هنرمندان، پارک شهر و ضلع شمالی ساختمان مجلس شورای اسلامی به عنوان محل‌های مناسب تجمع در تهران تعیین شده‌اند و از این پس معترضان می‌توانند در این محل‌ها تجمع کنند.
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!