یکشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۷ / Sunday, 18 November, 2018

کدام دانشگاه مستقل از کجا


کدام دانشگاه مستقل از کجا
«استقلال دانشگاه» چندی است که ذهن بسیاری از علم پژوهان را به خود مشغول کرده است. آنان استدلال می کنند که تا دانشگاه ها به استقلال نرسند، فعالیت های آزاد علمی شکل نخواهد گرفت و دانشمندان نخواهند توانست با فراغ بال و فارغ از فشارهای «حکومت» آرزوی باروری و «توسعه عملی» را جامه تحقق بپوشانند.
اما درباره هر استقلالی حتی اگر پیش شرط بارور شدن جامعه علمی استقلال آن باشد باید این پرسش را مطرح کرد که «استقلال از کجا» مورد نظر است و البته در ادامه هم باید پرسید «استقلال برای رسیدن به چه هدفی»؟ معمولاً در این مورد هدف دستیابی به آزادی به منظور باروری و توسعه فعالیت های علمی بیان می شود و منظور از استقلال، استقلال از دولت و حاکمیت است. اما اگر استقلال را برای دستیابی به آزادی پژوهشی بخواهیم استقلال از دولت نمی تواند به تنهایی ما را به آن برساند.
چرا که نهادهای دیگری هم هستند که می کوشند دانشگاه را به انقیاد درآورند و با استفاده از توان دانشگاه به اهداف خود برسند. برای مثال نهاد صنعت یکی از این نهادها است. اگر دانشگاه ها در اختیار نهاد صنعت قرار بگیرند، از «آزادی پژوهش های علمی» خبری نخواهد بود و دانشگاه تبدیل خواهد شد به واحد پژوهشی بنگاه های بزرگ صنعتی؛ اتفاقی که در مورد بسیاری از دانشگاه ها در ایران و همه جای جهان افتاده است.
دانشگاه ها در بسیاری از کشورها از دولت ها مستقل اند اما از بنگاه های صنعتی نه. برای مثال سوگیری پژوهش های پزشکی در جهان به سمت بیماری های خطرناک در جوامع مدرن مانند ایدز ناشی از این امر نیست که ایدز بزرگترین بیماری کشنده در جهان است بلکه بیشتر از همه ناشی از این است که جوامع مدرن از این بیماری هراس دارند و بنگاه های اقتصادی فعال در صنعت داروسازی برآنند با یافتن درمان و ساختن داروهایی برای ایدز از این نگرانی ها سودی به جیب بزنند. (حال بماند که اگر بپرسیم این نگرانی ها از کجا ناشی شده است دیگر در چرخه ای می افتیم که یک سرش رسانه هایی هستند که همان بنگاه های اقتصادی تغذیه شان می کنند و سر دیگرش متخصصانی که در همان بنگاه ها مشغول به کارند.)
به طور خلاصه باید گفت استقلال نهاد دانشگاه از دولت و حاکمیت همیشه به نفع «مردم» و جامعه علمی تمام نخواهد شد، البته اگر از «مردم» مراد تمام آنها و نه کسانی که می توانند پولی به جیب صاحبان سرمایه بریزند، باشد. اما در ایران به سبب شرایط خاص اقتصادی و مدیریت واحدهای صنعتی قضیه شکل دیگری به خود می گیرد.
نهادهای اقتصادی بزرگ در ایران همگی در اختیار دولتند. بسیاری از کارخانه های بزرگ حامی دانشگاه، بسیاری از کارخانه های سازنده لوازم پزشکی و تمام صنایع مادر در اختیار دولت است. در ایران هنوز بخش خصوصی قدرتمندی که بتواند سرمایه گذاری های بلندمدت انجام دهد شکل نگرفته است.
هیچ بنگاه اقتصادی به شکل کارتل یا شرکت های زنجیره ای مشترک المنافع در اقتصاد ایران جایگاهی ندارد و در یک کلام «پول» دست دولت است و هر جا که به پشتوانه مالی بزرگ و سرمایه گذاری اقتصادی کلان نیاز باشد، مدیران دولتی در صف اول ایستاده اند. به همین دلیل در ایران استقلال دانشگاه از دولت به معنای حذف پشتوانه مالی دانشگاه است.
و البته نداشتن پشتوانه مالی برای دانشگاه به معنای مرگ آن است و این خواسته هیچ یک از کسانی که دم از استقلال دانشگاه می زنند، نیست. شاید بتوان ساده دلانه گفت که بهتر است دولت هر ساله بودجه ای در اختیار دانشگاه قرار دهد تا دانشگاهیان خود آن را صرف فعالیت های پژوهشی کنند تا آزادی علمی به دست آید و دانشگاهیان با فراغ بال به توسعه علمی کمک کنند. این خیال خام شاید با استعاره دولت به عنوان پدری مهربان و دلسوز که در پی تامین نیازهای اولیه کودکان خود است شکل گرفته، اما این پدر نه مهربان است و نه دلسوز. دولت هم در نهایت تنها در جایی سرمایه گذاری می کند که سودی در آن تشخیص دهد.
قوانین اقتصاد و سرمایه حتی اگر دولت سرمایه گذار باشد از اعتبار نخواهد افتاد، در نهایت تنها فرق این خواهد بود که دولت می تواند منافع عام را در نظر بگیرد و یک بنگاه اقتصادی بنا بر قانون بقا تنها به فکر منفعت خود است.
اما در ایران اتفاق دیگری هم همزمان رخ می دهد. استادان دانشگاه با نظر دولت انتخاب می شوند و بدین شکل حتی اگر مدیریت دانشگاه در اختیار آنها قرار بگیرد، مدیریت در دست عده ای قرار گرفته است که خود دولت (دولت به معنای حاکمیت سیاسی) آنها را برگزیده و حتی در مناصب دیگری هم آنها را به کار گرفته است. با این شرایط استقلال دانشگاه دیگر معنای خود را از دست می دهد و دیگر نمی توان با گرم کردن تنور بحث های مربوط به استقلال دانشگاه به هدف «آزادی های پژوهشی» و «توسعه علمی» اندیشید.
درست به دلیل همین شرایط است که استقلال دانشگاه اینجا از معنای خود تهی می شود و بر ضدخود عمل می کند، یعنی استقلال دانشگاه به حذف دانشگاه فعلی منجر می شود.
در این شرایط یا می توان با حذف چنین دانشگاهی که ما امروزه داریم، دانشگاهی جدید تاسیس کرد یا اینکه باید از ایده دانشگاه برای همیشه دست کشید و یک «یا»ی سومی هم وجود دارد و آن این است که باید با توجه به شرایط خودمان چاره ای برای دانشگاه ها پیدا کنیم. اما آن چاره هرچه باشد استقلال دانشگاه نیست.

بابک ذاکری

منبع : روزنامه شرق

مطالب مرتبط

عقدغیابی صنعت و دانشگاه

عقدغیابی صنعت و دانشگاه
طرح ارتباط موثر بحث صنعت و دانشگاه سابقه ای ۷۰ ساله - برابر با عمر دانشگاه در کشور ما دارد. اما برغم توافق عمومی بر ضرورت و اهمیت این مهم، سوال اینجاست که چرا قدم جدی و موثری در این قلمرو برداشته نشده است؟ و از آنجا که یکی از مهمترین حلقه های مفقوده تحقق جنبش نرم افزاری ارتباط صنعت و دانشگاه می باشد باید دید چه عواملی مانع شکل گیری بزرگراه صنعت و دانشگاه است؟ و چه راهکارهای عملی در جهت رفع موانع پیش رو و تحقق این رویای دیرینه که شرط لازم سمت گیری تولید علم بسوی تولید ثروت است می توانند موثر باشند؟ اولین حرکتی که دولت در این راستا انجام داد اواخر اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۱ اتفاق افتاد. در پی مصوبه ای، دولت از گروهی از متخصصان صنعت در دانشگاه خواست موضوع ارتباط صنعت و دانشگاه را در جهت ایجاد پیوندی نزدیک و مستمر بین مراکز علمی و صنعتی بررسی نمایند. حاصل این بررسی به استقرار دفتر مرکزی ارتباط صنعت و دانشگاه در حوزه معاونت پژوهشی وزارت فرهنگ و آموزش عالی وقت انجامید.
وبه این طریق فعالیت دفاتر ارتباط با صنعت در دانشگاه ها با اهدافی همچون: « ایجاد ارتباط مستقیم و موثر بین واحدهای صنعتی و مراکز آموزشی به منظور اتخاذ سیاست صنعتی صحیح در جهت رسیدن به استقلال و خودکفایی صنعتی و هماهنگی امر آموزش با سیاست مذکور»، آغاز گردید. به منظور تحقق این اهداف طی بخشنامه ای در تاریخ ۶۱/۱۱/۱۲، چهارده وظیفه برای دفاتر ارتباط با صنعت، به دانشگاه ها ابلاغ شد که مهمترین آنها عبارت بودند از:دریافت پروژه های پیشنهادی و مورد نیاز صنایع و انجام تحقیقات در مورد آنها.پیگیری تشکیل کلاسهای بازآموزی شاغلان بخش صنعت در دانشگاه.معرفی کادر علمی دانشگاههای نیازمند به گذراندن دوره های علمی به مراکز صنعتی منطقه.اما علی رغم هزینه ها و تلاشهای صورت گرفته، پس از گذشت بیش از دو دهه شواهد و قرائن، خبرهای خوشحال کننده ای برای ما ندارند. در دو دهه ۶۰ و ۷۰ اوضاع به همین منوال گذشت تا اینکه در ابتدای دهه ۸۰ ایجاد پارکهای علمی و فناوری حلقه مفقوده ارتباط صنعت و دانشگاه بارقه ای از امید را روشن نمود.طرحی که در دنیا سابقه ای ۵۰ ساله دارد و تجربه موفقی در اروپا و آمریکا داشته است، لکن با وجود شرایط حاکم بر صنعت و دانشگاه در کشور ما، اشکالاتی که در بخش موانع ذکر خواهیم کرد دامنگیر این طرح نیز خواهد شد.
● موانع و مشکلات این طرح
▪ اولین و مهمترین مشکل در خصوص ارتباط صنعت و دانشگاه، نبودن یک استراتژی مدون و همه جانبه در مورد پیوند این دو نهاد موثر و میزان نقش دولت در این میان است. به عقیده نویسنده هر حرکتی بدون لحاظ این استراتژی از آنجا که مقطعی و بخشی است محکوم به زوال خواهد بود. استراتژی مذکور خط مشی منظومه ای است از تمام عوامل و بخشهایی که در این جهت می توانند موثر باشند.
▪ مانع دیگری که شاید از صعب العبورترین موانع باشد نظام آموزشی است. اهمیت این موضوع بقدری است که اغلب موانع دیگر وقتی کالبدشکافی می شوند بنوعی سر از نظام آموزشی در می آورند. شکل نظام آموزشی غیر مرتبط با نظام صنعتی کشور همچون سدی بزرگ در مقابل جریان ارتباط صنعت و دانشگاه ایستاده است. عدم تطبیق عناوین دروس دانشگاهی با نیازهای واقعی صنعت، از صنعت و دانشگاه دو دنیای کاملا متفاوت ساخته است. چنانکه همواره جای این سوال باقی است که آنچه به عنوان دانش در دانشگاههای ما تدریس می شود تا چه حد در جهت نیل به آرمانها و مسائل جاری کشور موثر بوده است؟ آیا رشته مکانیک ما در خدمت تحول صنعت خودرو و کشتی بوده است؟و آیا رشته اقتصاد ما بسمت حل معضلات ریشه ای اقتصاد از جمله فقر و تبعیض و شکاف طبقاتی رفته است؟ در این میان درصد بزرگی از اساتیدی که با صنعت آشنایی چندانی ندارند و صرفا چهره هایی علمی و تئوری هستند نیز کار را مشکلتر می کنند. ۲ یا ۳ واحد کارآموزی اجباری که تنها نقطه امید است به بدترین وضع ممکن برگزار می شود. مجموعه این معضلات به همراه موانع دیگر کار را بگونه ای جلو می برد که وقتی دانشجو از دانشگاه فارغ التحصیل و وارد صنعت می شود به دنیای جدیدی پا گذاشته که تقریبا هیچ چیزی از آن نمی داند. مشکل سوم وجود برخی تضادها در ماهیت صنعت و دانشگاه است. دانشگاه تولید علم می کند، تولید علم به تحقیقات و پژوهش نیاز دارد و تحقیقات به زمان. از طرف دیگر صنعت که تولید ثروت می کند می خواهد در کمترین زمان به بیشترین سود دست یابد و در برابر پژوهش کم حوصله است. در پژوهش اصلی کلی وجود دارد و آن اینست که تحقیقات ممکن است به موفقیت نرسد و یا در طولانی مدت نتیجه بخش باشد، اما این مسئله ای است که صنعت کم طاقت، بسادگی آن را برنمی تابد. به تعبیر دیگر، عقل بازاری صنعت، زبان علمی دانشگاه را نمی فهمد با این وجود یافتن زبانی مشترک برای صنعت و دانشگاه قدری دشوار بنظر می رسد. تضاد دیگر در ارزشهای بعضا نامتناظر حاکم بر صنعت و دانشگاه است. در دانشگاه معیار ارزش برای کیفیت علمی اساتید و ارتقای هیئت علمی میزان درج مقالات علمی در مجلات خارجی است چه آنکه بکار مشکلات روز صنعت کشور بیاید یا نیاید. حال آنکه صنعت بدنبال مرهمی برای زخمهای خود می گردد و در پی راه حل هایی اجرایی و کاربردی برای مسائل واقعی خود است.
▪ آفت دیگری که برخی از صاحب نظران برآن اذعان دارند اینست که صنعت و دانشگاه در کشور ما هردو مقوله هایی وارداتی هستند و در اثر یک نیاز درون زای اجتماعی مطرح نشده اند.اولین صنعت به معنای فنی و مدرن آن در کشور ما صنعت نساجی است که به سال ۱۲۸۰ مربوط می شود و همچنین صنعت نفت که تمام ارکان آن توسط خارجی ها اداره می شده، و اولین دانشگاه با ساختار آموزشی و اداری امروزینش دانشگاه تهران است که سابقه آن به سال ۱۳۱۳ باز می گردد، هر دوی اینها بهمراه سیل خروشان تکنوکراسی و مدرنیته که از غرب جاری می شد در حالی که روح خود را جا گذاشته بودند تنها جسدشان به کشور ما رسید. بهمین دلیل با گذشت نزدیک به ۷ دهه از قدمت آن دو، هنوز جایگاه واقعی خود را بدست نیاورده اند و نیازشان به یکدیگر، آنگونه که طراحان و تولیدکنندگان اصلی آنها فهمیده اند، بدرستی درک نشده است. چنین است که هریک به راه خود می روند و مسیری واحد برای نیل به هدفی واحد را نمی پیمایند.
▪ دیگر آنکه اگرچه کوشش هایی در جهت پیوند صنعت و دانشگاه صورت گرفته اما عیب مهم و مشترک اغلب این کوششها اینست که آنها خواسته اند رابطه ای فرمایشی و اجباری و گاهی تشویقی بین این دو نهاد موثر ایجاد نمایند. آنچه روشن است اینست که تا زمانی که مقوله صنعت و دانشگاه در حد نسخه ای تاخورده باقی بماند و همچون کادویی زرورق شده بین اصحاب صنعت و اهالی دانشگاه رد و بدل گردد، انتظار وقوع کار بزرگی را نباید داشت.
● چه باید کرد؟
پشت میز مذاکره دو نفر نشسته اند، صنعت و دانشگاه. درحالی که جای شخص ثالثی خالی است و آن دولت است. دولت با نگاهی از بالاتر و قدرتی نافذتر باید مثلث ارتباط صنعت و دانشگاه را تکمیل کند و این راس فوقانی به کمک رئوس دیگر طی استراتژی جامعی، مسیر اضلاع مثلث مذکور را ترسیم نمایند- تا کنون جهت ارتباط، بیشتر از دانشگاه به سمت صنعت بوده است تا صنعت بسمت دانشگاه. دلیل آنهم بی اعتمادی صنعت نسبت به دانشگاه و دلیل این نیز عدم تطبیق خروجی دانشگاه با ورودی صنعت است. صنعت باید بیشتر وارد میدان شود و در دانشگاهها سرمایه گذاری کند تا چرخه پژوهش بگردش در آید و حتی صنایع بزرگ که در استراتژی صنعتی آینده نقش اصلی دارند خود صاحب دانشگاه تخصصی شوند. از سوی دیگر دانشگاه نیز باید اعتماد صنعت را فراهم نماید. باید با مشورت و نیازسنجی از صنعت در مورد سیلابس دروس ارائه شده تجدید نظر کند. واحدهای بین رشته ای مانند مدیریت، اقتصاد، مبانی حقوق و اصول بازرگانی، آشنایی با بازار کار و شیوه های کارآفرینی بطور جدی به واحدهای اجباری اضافه شوند. نمایشگاههای فصلی صنایع و بنگاههای صنعتی در دانشگاهها برپا گردند تا فضای تئوریک مطلق قدری شکسته شود و بینش و انگیزه دانشجویان نسبت به دنیای پیش رویشان تقویت گردد.دانشگاه باید برای اساتیدی که به اصطلاح یک دستشان به گچ دانشگاه و دست دیگرشان به روغن صنعت آغشته است اعتبار بیشتری قائل شود و از آنها در جهت ایجاد این پیوند بیشتر کمک بگیرد. ظرفیت پذیرش دانشجو بخصوص در رشته های مهندسی کاربردی( و نه علوم پایه) با نیاز صنعت متوازن شود و در این جهت دانشگاهها از کمیت بسمت کیفیت حرکت نمایند.
● بررسی چند طرح
▪ پارکهای علمی و فناوری:
پارکهای علمی و فناوری در جهان قدمتی ۵۰ ساله دارد و اکثر دانشگاههای معتبر دنیا برای ارتباط با صنعت به سراغ این پارکها رفته اند. چراکه فعالیت انجام شده از نوع تحقیق و توسعه(RD) بوده و ارتباط نزدیکی را با شرکتها بوجود می آورد. در این مسیر « پارک پژوهشی مثلثی» کارولینای شمالی در آمریکا و « پارک علمی کمبریج» و « هریوت وات» در انگلستان پیش قدم بودند. امروز پس از گذشت ۵ دهه بیش از ۸۰۰ پارک علمی، تحقیقاتی و فناوری در بیش از ۵۵ کشور دنیا فعالیت می کنند که اکثر آنها توسط دانشگاهها پایه گذاری شده یا وابسته به آنها می باشند. در ایران نیز مدتی است به پارکهای علمی توجه بیشتری شده است بطوریکه اکنون حدود ۸ پارک علمی و فناوری و ۲۸ مرکز رشد در استانهای مختلف به ثبت رسیده اند. که البته برای پیدا کردن جایگاه واقعی خود به زمان بیشتری نیاز دارند.
▪ کانون های تفکر( tank think):
در دهه ۱۹۶۰ واژه « کانون تفکر» به شکل رسمی مورد استفاده قرار گرفت و هدف آن، ایجاد ارتباط بین دانش و سیاست بود. موسسه رند، اولین نهادی بود که رسما درسال ۱۹۴۷ با عنوان « کانون تفکر» در نیروی هوایی آمریکا تاسیس شد. بطور کلی کانون های تفکر، مراکز مستقل سیاست پژوهی و استراتژی پردازی هستند که با بهره گیری از خبرگان جامعه و جمع آوری آرای آنها درواقع به مثابه پلی میان آنان و دولت عمل می کنند و تصمیمات و سیاست های کاربردی و مشخصی را به مسئولین پیشنهاد می دهند. هدف دیگر کانونهای تفکر، ایفای نقش یک مرجع مستقل و ارزیابی نقادانه سیاست ها و برنامه های دولت یا دستگاه سیاستگذار است.یکی از بهترین حوزه های فعالیت کانونهای تفکر دانشگاهها هستند که می توانند در جهت تقویت و گسترش نقش خود به عنوان ناظری آگاه بر نظام ملی تکنولوژی و صنعتی کشور گام بردارند. و در تکمیل چرخه دولت، دانشگاه و صنعت نقش کاتالیزوری موثر را بازی نمایند.

وبگردی
(+18) اولین تصاویر از لحظه تکه تکه کردن جسد جمال خاشقجی
(+18) اولین تصاویر از لحظه تکه تکه کردن جسد جمال خاشقجی - با اینکه عوامل اطلاعاتی عربستان، پیش از آغاز عملیات بازداشت و قتل خاشقجی، دوربین‌های امنیتی را از کار انداختند، اما روز گذشته تصاویر زیر در شبکه‌های اجتماعی و همچنین برخی سایت‌های عربی مخالف رژیم سعودی منتشر شده است. هنوز مشخص نیست که این تصاویر، واقعاً مربوط به این جنایت است، یا اینکه آن را شبیه‌سازی و صحنه‌سازی کرده‌اند. و همینطور هیچ مرجع رسمی این تصاویر را تایید نکرده است.
فیلم/تغییر محسوس و عجیب ورزشگاه آزادی نسبت به بازی فینال آسیا!
فیلم/تغییر محسوس و عجیب ورزشگاه آزادی نسبت به بازی فینال آسیا! - پس از دیدار پرسپولیس و کاشیما، در اولین بازی برگزار شده در ورزشگاه آزادی تغییرات محسوس و عجیبی نسبت به دیدار فینال آسیا دیده می‌شود.
آتش فشان خاموش / خودروهای گران و بی‌کیفیتی که تحویل نخواهند شد
آتش فشان خاموش / خودروهای گران و بی‌کیفیتی که تحویل نخواهند شد - چرا خودرو سازان با وجود مشکلات عرضه بازهم پیش فروش می کنند؟
روایتی دردآور از تن‌فروشی زنان در خیابان‌های تهران
روایتی دردآور از تن‌فروشی زنان در خیابان‌های تهران - سه نفر کنار هم حوالی میدان مادر ایستاده‌اند. زنی قد بلند که موهایش زمینه نسکافه‌ای دارد به هر ماشینی که بلندتر بوق می‌زند نزدیک می‌شود و قیمت را آرام و به سرعت بیان می‌کند. او می‌گوید: «... صد هزار تومان، تو ماشین ۷۰ هزار تومان، گروپ ۳۰۰ هزار تومان و جا هم داریم»، جملات کوتاه و بی‌تفاوت بیان می‌شود. جلوتر دختر کم سن و سالی که شاید ۱۶ سال هم نداشته باشد، ایستاده و از سرما نوک بینی‌اش قرمز شده است، با…
اشراف متواضع!
اشراف متواضع! - افرادی هستند که در دروس زندگی میکنند اما ماشین زیر پایشان پراید است. افرادی که چند ده میلیون از جوجه‌مایه‌دارهای پدرریشو میگیرند که خوب تربیتشان کنند برای مدیر شدن در جمهوری اسلامی و بعد چند هفته در سال هم آنها را می‌برند اردوی جهادی تا از نزدیک ببینند فردا که به لطف جیب پدر در کنکور ترکاندند و مدرک معتبر گرفتند و مدیر شدند قرار است به چه بدبختهای مستضعفی که بخاطر پول نداشتن در آموزش و پرورش رایگان…
چالش جدید با نام «نوه آیت‌ا... یزدی»!
چالش جدید با نام «نوه آیت‌ا... یزدی»! - روز پنجشنبه تصویری در فضای مجازی منتشر شد که قابل تامل بود. زهرا تخشید نوه آیت‌ا... یزدی است که با انتشار تصویری که از دانشگاهش در نیویورک منتشر کرده بود، نوشت: «عکسی که دیروز عصر از دانشگاهم گرفتم با چراغ‌های همیشه روشنش».
روایت تجاوز عجیب به بازیگر لبنانی سریال «حوالی پاییز»
روایت تجاوز عجیب به بازیگر لبنانی سریال «حوالی پاییز» - ماجرای تجاوز به آن ماری سلامه، بازیگر زن عرب سریال تلویزیونی صدا و سیمای ایران.
عکس | همسر جدید نماینده سابق اردبیل در آمریکا
عکس | همسر جدید نماینده سابق اردبیل در آمریکا - «نورالدین پیرموذن» نماینده سابق اردبیل در مجلس شورای اسلامی که سالهاست در آمریکا زندگی می‌کند چند عکس از خود و همسر جدیدش را در اینستاگرام منتشر کرده است.