چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۶ / Wednesday, 21 February, 2018

چهره دوستانه استاد ما


چهره دوستانه استاد ما
کسی که با شعر شاملو الفتی دارد تصویری که غایبانه از او در ذهن می سازد مردی است باشکوه، با زندگی دریاوار، رفتاری جذاب و تاثیرگذار که چهره ای دارد جدی، با نگاهی عصیانگر، صدایی حماسی، داوری های صریح و بی پروا، دلی عاشق، و سری اندیشناک فردا.
وقتی خواننده کنجکاو او را می بیند این تصویر را تا حد زیادی مقرون به واقعیت می یابد که شاملو از جمله هنرمندان انگشت شماری است صاحب این موهبت که خودشان هم به قدر هنرشان زیبا و دوست داشتنی اند.
این واقعیتی تلخ است که پاره ای هنرمندان را فقط باید دید چون زندگی شگفتی دارند. کار بعضی را باید خواند و از خیر دیدنشان گذشت، چرا که دیدارشان آن خیال عالی را که درباره شان داشته ایم باطل می کند.
در این جا می کوشم طرح دقیق تری از چهره شاملو ترسیم کنم که بیشتر در جلسات دوستانه از او می دیدیم که منافاتی با چهره و رفتار عام او ندارد، اما شاعر با آن رفتار طبیعی تر، آزادی بیشتری در جمع رفیقان دارد. این چهره سرشار از شور زندگی است، بی پروا در کار و در عشرت، اما بیشتر از هرچه شادخو و طنزپرداز است.
من کمتر هنرمند بزرگی را دیده ام که شادخو و طنز اندیش و تندزبان نباشد، انگار آدم های عبوس، یک چیزی شان می شود که یکی از آن چیزها استبداد رای است، یا پنهان کردن عیب و علتی، یا نفرت از دیگران و مقایسه خودخواهانه خود با این و آن و یا توهم غریبی که شخص از مقام فضلایی اش دارد و نمی تواند در جمع مثل آدم، راحت و طبیعی باشد.
هنرمندان بزرگ از مرزبندی های حقیر، از چارچوب های جعلی، از بسته بندی های مطمئنی که فقط ارواح کوچک را محافظت می کند فراتر می روند و بر فراز قراردادهای یک عصر، به هنجار دیگر و اخلاقی فراتر می رسند که قادرند فقط خود را در میانه نبینند، با دیگران راحت و طبیعی باشند، در میان گریه چون مولوی و حافظ خندان باشند، مگر نه اینکه طنز سیاه واکنش انفجاری عالمی رنج و اندوه است؟
در این سی سال کمتر او را دیده ام که در محفلی دوستانه حضور داشته باشد و بتوان در آن عبوس و جدی ماند، تا می آمد و فراغتی می یافت سر شوخی را باز می کرد، به ندرت با افراد مجلس بلکه بیشتر با مطرح کردن لطیفه ای که تازه شنیده بود، شوخی ای که می شد با فلان کتاب رسمی یا مقاله ظاهراً جدی کرد، حرف هایی که از فلان فرد خودپرست شنیده یا خوانده بود و در بازسازی اش سطح ابتذال آن حرف و حرکت را آشکار می کرد، از منابع کهن بیشتر از عبید، از معاصران بیشتر از ذبیح بهروز چیزهایی از حفظ می خواند.
به دنبال جست وجویش در فرهنگ مردم کتاب هایی پیدا می کرد از رساله های فکاهی عهد صفوی مثل بدایع الوقایع و رستم التواریخ و کتاب های قاجاری مثل کتاب های ملااسماعیل و پیشیک چی که تکه های طنز آمیز آنها را با روایتی دراماتیک اجرا می کرد. و این پیشیک چی کاسبکاری پرمدعا بوده است که در حیات بی ثمرش خواسته بود به سبک گلستان کتابی نصیحت آموز بنویسد و خلایق را ارشاد کند و الحق کاریکاتوری از آن ساخته بود.
اولین بار مضمون های روده برکننده این کتاب را از شاملو شنیدیم که در فرصت مغتنم تفریح، تکه هایی از آن را از بر می خواند و آن را نمونه کتاب های بی ربطی معرفی می کرد که به دلیل همین بی ضرر بودن و جدیت مضحک شان، همیشه اجازه انتشار رسمی می گیرند. به خاطر علاقه ای که به این کتاب مستطاب داشت چند حکایت را هم خودش به شیوه آن ساخته بود که روح فضای مبتذل کاسبکار عصر را افشا می کرد. آنچه این روایت ها را که دیگران هم کمابیش می دانستند اما از زبان شاملو شنیدنی بود نحوه اجرای هنرمندانه آنها بود.
در شاملو علاوه بر هنرهای شناخته اش کنجکاوی های عطشناک یک موسیقیدان و ظرفیت های یک بازیگر توانای تئاتر آشکار بود. در خانه اش که مهمان بودیم همیشه با علاقه ای غریب ما را به شنیدن صفحات تازه ای که به دستش رسیده بود دعوت می کرد. با دقتی فنی بیشتر از موسیقی می گفت تا شعر. و در محفل های گاهگاهی وقتی که کیفش کوک بود بیشتر چون هنرمندی حرفه ای به اجرا نه بازگویی لطیفه ها می پرداخت.
بعضی از این لطیفه ها را خودش ساخته بود یا چندان در اجراهای مختلف به قضیه ای رنگ و لعاب خاص داده بود که لحن او را داشت. یک بار پس از چند اجرای مختلف که از ماجرای نیما و ابوالحسن خان صبا شنیده بودم پیشنهاد کردم که این ماجرا را ضبط کند که اگر شده باشد غنیمتی صوتی است. این ماجرا یکی از چند قضیه ای بود که شاملو به خواهش ما تعریف می کرد. قصه ساده بود نیما صدتومان به خویشاوندش صبا قرض می دهد و وقتی آن پول را لازم دارد با حجب خاص مطالبه می کند. صبا می گوید متاسفانه حاضر ندارم، اما پته ای می نویسم برو از فلان حاجی بگیر. نیما صبح زود به آن نشانی راه می افتد طرف بازار.
حاجی آقا، با شنیدن اسم نیما- که البته برایش نامانوس بوده- طبق روال او را به گرمی تحویل می گیرد، وقتی می بیند طلبکار است او را به بدهکار خودش به حجره ای دیگر روانه می کند، نیما از این حجره به آن حجره پاس داده می شود و سرآخر طرف عصر حاجی آخری پته ای می نویسد که بدهکار آن ابوالحسن خان صبا است.
ویژگی روایت در این بود که هر حاجی اهل یک شهر است و با لهجه خاص و ترفندهای مردم آن سامان با شاعر محجوب روبه رو می شود. به این بهانه شاملو بیش از ده لهجه و ده نوع برخورد اجتماعی متفاوت را در این ماجرا اجرا می کرد و دقت او در تقلید لهجه ها و مهارتش بر فرهنگ هر منطقه و روانشناسی مردمی این روایت ساده را به اثری هنری و مستندی ظریف از فرهنگ ایرانی بدل می کرد.
اعتدال روحی که شاملو به عنوان یک هنرمند مدرن مدنی الطبع داشت، او را جدا می کرد از بسیاری از فضلا و «ادبیات کار»هایی که ادا، اطوارهای خودنمایانه دارند و هر جا که می روند توهم امتیازات قشری شان را هم با خود حمل می کنند و می خواهند به همه خلایق تحمیل و اثبات کنند که هان منم طاووس علیین شده.
شاملو در هر محفلی که ظاهر می شد نه آن گونه که مرسوم است با ژست یک شاعر و هنرمند معروف بلکه با وقار و ظرافت یک شهروند عادی حضور می یافت، بحث های درازدامن سیاسی و ادبی که ضمن آن مراتب فضل خود را به دیگران بنمایاند راه نمی انداخت، بی آنکه خود را با کسی مقایسه کند، در مقام معارضه یا رقابت با کسی برآید، کسی را دست بیندازد، کوچک بشمارد- که البته بعضی دانسته و ندانسته این کارها را می کنند- می کوشید پس از یک روز پرمشغله - حجم عظیم کارهایش گواه پرکاری شگرف این آدم خلاق است- در فضای جامعه ای که از اضطراب و مسکنت سرشار است، از اعماق رنجی که می برد به رغم آن همه اندوه و مصیبت، سبک روح و شادخو بماند و کریمانه شادی هایش را با دیگران قسمت کند.
طنزهایی که در سفرنامه چاپ نشده اش و داستان ها و پاره ای از مقالاتش هست، اصلاً نشان نمی دهد شاملویی را که ما در این خلوت ها دریافته ایم؛ روحی شکیبا بود مخالف سرسخت ابتذال و ابتلائات دوران واژگون نابجا و حماقت های مستدام و خودپسندی های تاریخی و توهم های شغال های درخم رفته و اوضاع درب و داغون خاورمیانه ای.
می کوشید زهرخند خود را که از اعماق خشم و عصیانش می تراوید تا حد لبخندی رندانه کاهش دهد. مهرخندش با شفقتی انسانی، فضای دشواری را که در آن دم می زنیم، لحظه ای در فراموشی جادویی خنده، بر ما و بر خویش آسان می کرد.

جواد مجابی

منبع : روزنامه شرق

مطالب مرتبط

« پروین آنسوتر از پروین»


« پروین آنسوتر از پروین»
از این منظر هم جوانان در دنیای دانش مو سپیدند و هم اینکه حادثه‌ها تجربه سازند و مصداق بارز این مهم نیز پروین اعتصامی است. پروین اعتصامی همانطور که از نامش پیداست بسان پروین آسمان در آسمان شعر و ادب ایران می‌درخشد و همانطور که از فامیلی‌اش هویداست در دریای شعر نیز به مانند قطره‌ای زلال است، قطره‌ای بدور از گناه و معصیت. پروین اگرچه دو حادثه‌ی بزرگ بر حیات آن سایه می‌افکند، اما هرگز حوادث شخصی زندگی را وارد شعرش نمی‌کند و بدین سان است که شعرش برای همیشه مانا و ماندگار است. او کسی است که از همه چیز و همه کس می‌گوید اِلا دردها و مصائب تلخ و ناگوار زندگی خویش و همین مقوله‌ی خویشتن داری است که پروین را در دنیای شعر معروف کرده است. آری همه می‌بینیم که عمر پروین کوتاست، به نحوی که فقط کمی بیش از سی و چهار سال می‌زید، اما برعکس عمر شعری آن پیر و بلند است. شعر پروین در هر دو جنبه‌ی کلی شعر یعنی محتوا و فرم شعریست کامل و نمونه و اغلب از این حیث است که شاعر جایگاه شعری خود را به همه نشان داده است. شعر پروین همچنانکه استاد ملک الشعرای بهار در مقدمه‌ی نخستین چاپ دیوان او اشاره کرده است «ترکیبی از دو سبک و شیوه لفظی و معنوی آمیخته با سبکی مستقل است و آن دو، یکی شیوه‌ی خراسانی خاصّه استاد ناصرخسرو و دیگر شیوه‌ی شعرای عراق و فارس به ویژه شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی و از حیث معانی نیز بین افکار و خیالات حکما و عرفاست و این جمله با سبک و اسلوب مستقلی که خاص عصر امروزی و بیشتر پیرو تجسّم معانی و حقیقت جویی است، ترکیب یافته و شیوه‌ای بدیع به وجود آورده است.» او شاعری است که هم قصائدی شیرین دارد و هم با زبان مثنوی و تمثیل و مقطعات اخت و آشنایی کامل گرفته است. او را باید در آسمان فرهنگ و ادب ایران به مانند خورشیدی در آسمان یکه تاز و بی‌رقیب خواند. اگر چه شعرایی در هنرِ مناظره‌ی اشیاء موفق نشان داده‌اند، ولی هرگز این مناظرات توان رقابت و مقایسه با مناظرات پروین اعتصامی را ندارند. پروین اعتصامی از معدود شعرایی است که در هنرِ مناظره دارای سبک و سیاق خاص خود می‌باشد، به طوری که با تکنیک خاص خود توانسته پیامهای شیوا و آموزنده‌ای را به جامعه انتقال دهد و به بیانی می‌توان چنین گفت که پروین بدنبال مفاهیم و مصادیق اساسی‌ای است که در بطن اجتماع رقم می‌خورد و نه چیز دیگر، که این مهم را نیز با مناظره‌ی اشیاء به تصویر می‌کشد.
نکته‌ی دیگر در کلیّات دیوان این شاعر ساده گویی و استفاده از کلمات ساده و روان است. با اینکه از نظر محتوا و معنی نیز بسیار غنی و پربار. ویژگی دیگر شعر پروین درد و رنج مردم است که شاعر توانسته با استادی و مهارت ویژه‌ای این مهم را با شعر خود عجین سازد. آری شاعر گویی که لهجه‌ی رنج کشیده‌ی مردم زمان عصر خویش را بخوبی فهمیده است و از بهتر اینکه این نوع پیام اجتماعی را در مناظره‌ی بین اشیاء چهره می‌کند به نحوی که در شعر «اشک یتیم» و «بی پدر» و یا شعر «تهیدست» این هنر را می‌توان دید.
گریه‌ام بهر پدر نیست که او
مُرد و از رنج تهیدستی رَست
و یا در شعر اشک یتیم که در این شعر شاعر دو هدف عمده را دنبال می‌کند: نخست احترام و ارج نهادن به سرشت و ماهیت زلال یتیم است ودیگر بی‌عدالتی و جور و ظلم ، متمول و یا پادشاه است. چه اینکه در خصوص یتیم می‌سراید:
بر قطره‌ی سرشک یتیمان نظاره کن
تا بنگری که روشنی گوهر از کجاست
و در خصوص پادشاه نیز در همین شعر یعنی اشک یتیم چنین می‌سراید:
ما را به رخت و چوب شبانی فریفته است
این گرگ سالهاست که با گلّه آشناست
علاوه بر این موارد که در کلیّات دیوان پروین اعتصامی به چشم می‌آید؛ باید گفت که مهمترین و اساسی‌ترین فاکتور و ویژگی ارزنده و آموزنده در اشعار این شاعر پیام اجتماعی است. پیام اجتماعی بدین معنا که پروین با ظرافت و تکنیک خاصی توانسته در هر شعری پیام خود را به جامعه منتقل کند. به بیانی اشعار پروین مشحون از پیام و فهم اجتماعی است. چه این که در «چند پند» می‌خوانیم:
نداشت دیده‌ی تحقیق، مردمی کز دور
بدید خیمه‌ی اهریمن و فرار نکرد
مشو چو وقت، که یک لحظه پایدار نماند
مشو چو دهر، که یک عهد پایدار نکرد
بُرو زِ مورچه آموز بردباری و سعی
که کار کرد و شکایت زِ روزگار نکرد
مباف جامه‌ی روی ور یا که جز ابلیس
کسی این دو رشته‌ی پوسیده، پود و تار نکرد
تردیدی نیست که ابیات فوق بیانگر پیام اجتماعی شاعرند، به گونه‌ای که هر کدام از این ابیات در زوایای مختلف و متنوع در زمینه‌های اجتماعی قابل بحث و وارسی است. یعنی به بیانی اشعار پروین می‌تواند نوع الانواع هم باشد و دیگر تنوع گویی و حقیقت بینی در اشعارش می‌باشد که جایگاهی بس وسیع و ویژه را به این شاعر داده است. در بیت اول شاعر می‌خواهد چنین عنوان دارد که از افراد بد و بدشگون و یا دشمن نما باید پرهیز و امتناع کرد و جالب این جاست که پرهیز و دوری از خانه اهریمن را شاعر از دور توصیه می‌کند و نه در نزدیک. لذا این همان واقعیّاتی است که شاعر بدان دست یافته است و به صراحت پیامش را به مردم می‌رساند. در بیت دوم شاعر آدمی را به «وقت» و «دهر» که پایدار نیستند تشبیه می‌کند، ولی این تشبیه به منزله‌ی این نیست که باید به مانند وقت و دهر بود که لحظه‌ای و در حال گذارند، بلکه بدین معناست که باید برعکس این دو عمل کرد. در بیت سوم صحبت از مورچه و تلاش بی‌وقفه‌ی آنست. مورچه موجودی است که صدها بار دانه را تا در خانه‌اش می‌برد، ولی موفق نمی‌شود، اما هیچ وقت از تلاش و کوشش دست برنمی‌دارد. و زیباتر اینکه بار مورچه در خیلی از مواقع چند برابر خودِ مورچه می‌باشد، ولی آنچه که از خود مورچه و بار آن بزرگتر است، تلاش آنست و این خیلی مهم است. پس شاعر در این بیت نیز می‌خواهد که به اجتماع تفهیم کند که بردباری و سعی و تلاش را در زندگی از مورچه یاد بگیرید که تحت هیچ شرایطی از روزگار گلایه و شکایت نمی‌کند و البته ظرافت کاری در این بیت نیز می‌تواند این باشد که انسان باید نسبت به تلاش و کوشش در زندگی جدی باشد و نه با یک تلنگر و سختی و یا فرود در زندگی، خود را ببازد.
ای که همیشه بر شانه‌های زمینی
ولی همیشه می‌نالی
به خود آی
که زمین هرگز آه نگفته است.
و آخرین بیت شاعر باز پیام اجتماعی است چون باز شاعر مفاهیم و مصادیقی اجتماعی را به تصویر می‌کشد، چه اینکه انسانها را به ابلیس تشبیه می‌کند که به صوّر مختلف درمی‌آیند تا که نتیجه‌ی پلشتی و بی‌عدالتی و ناپسندی خود را ببینند و شاعر چه زیبا و پربار این مهم را تصویر می‌کند. چرا که انسانهای شیطان گون به مانند شیطان در طراحی اهداف شوم خود جوری عمل می‌کنند که به واقعیت بیشتر نزدیک است تا به دروغ و ریا. و شاعر در این جا می‌خواهد که بیان دارد: انسانهای شیطان نما به مانند خود شیطان عمل می‌کنند. به طوری که جامه‌ی روی و یا ظاهر را با جامه‌ی ریا یا باطن (منفی و دورویی) را به مانند پود و تار جوری در هم می‌تند که کسی متوجه آن نمی‌شود و به ظاهر جلوه‌ای مثبت را نشان می‌دهد.
حسن سخن اینکه شاعری چون پروین اعتصامی قابل ستایش و تحسین است، چه این که افق دید ادبی آن فراتر از زمان خویش می‌باشد و به همین خاطر است که هنر آن مجزا از دیگر هنرهاست و برای همیشه ماندگار می‌ماند و دیگر رسیدن به خصوصیات بارز و آموزنده‌ی حیوانات، جمادات و طبیعت است که شاعر به سهولت توانسته با زبان این موالید سه گانه شعر بگوید و در واقع این زبان موالید سه گانه است که با شاعر به مناظره می‌نشینند و نه مناظره‌ای در بین اشیاء و یا حیوانات و... به پایان آمدیم این دفتر اما حکایت همچنان باقی است.


وبگردی
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش - باز هم زیر گرفتن ماموران امنیتی و نیروی انتظامی توسط یک ماشین دیگر سواری توسط اراذل خیابان گلستان هفتم
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران - کی از دراویش گنابادی با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در خیابان پاسداران تهران / گفته میشود تعداد شهدای ناجا در حمله آشوبگران فرقه ضاله گنابادی و حامیان نورعلی تابنده به ۴ تن رسیده است.
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای - به دنبال سقوط هواپیمای تهران-یاسوج ویدیو لحظه مواجه خانواده های جانباختگان را با وزیر مشاهده می کنید.
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو - تصاویری دردناک از حمله مرد موتور سوار با چاقو به یک مرد راننده در حضور همسر و فرزندش در شهرستان داراب استان فارس را در ویدئوی زیر می بینید. به نظر میرسد این اتفاق در پی جرو بحثی بر سر پارک کردن وسایل نقلیه روی داده است!
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟ - آنچه مشخص است جمهوری اسلامی ایران باید تصمیم مشخص و درستی درباره سیاست عدم رویارویی با ورزشکاران رژیم صهیونیستی بگیرد. دیگر نمی‌توان با این روش تعقیب و گریزی با این مسئله برخورد کرد. دیگر نمی‌توان ورزشکاران را از مقابله با کشتی‌گیران اسرائیلی باز داشت و در برابر رسانه‌های جهانی گفت به خاطر مصدومیت در میدان حاضر نمی‌شویم و در داخل جشن بگیریم که ما عزت‌مان را حفظ کردیم و...
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
    غذاهای محلی استان تهران؛ پایتخت ایران
    در این سری مجموعه مطالب خوشمزه قصد کرده ایم غذاهای محلی و معروف هر استان را به تفکیک به شما معرفی کرده و آموزش دهیم. امروز با غذاهای محلی استان تهران ما را همراهی کنید.