یکشنبه ۳ تیر ۱۳۹۷ / Sunday, 24 June, 2018

چهره دوستانه استاد ما


چهره دوستانه استاد ما
کسی که با شعر شاملو الفتی دارد تصویری که غایبانه از او در ذهن می سازد مردی است باشکوه، با زندگی دریاوار، رفتاری جذاب و تاثیرگذار که چهره ای دارد جدی، با نگاهی عصیانگر، صدایی حماسی، داوری های صریح و بی پروا، دلی عاشق، و سری اندیشناک فردا.
وقتی خواننده کنجکاو او را می بیند این تصویر را تا حد زیادی مقرون به واقعیت می یابد که شاملو از جمله هنرمندان انگشت شماری است صاحب این موهبت که خودشان هم به قدر هنرشان زیبا و دوست داشتنی اند.
این واقعیتی تلخ است که پاره ای هنرمندان را فقط باید دید چون زندگی شگفتی دارند. کار بعضی را باید خواند و از خیر دیدنشان گذشت، چرا که دیدارشان آن خیال عالی را که درباره شان داشته ایم باطل می کند.
در این جا می کوشم طرح دقیق تری از چهره شاملو ترسیم کنم که بیشتر در جلسات دوستانه از او می دیدیم که منافاتی با چهره و رفتار عام او ندارد، اما شاعر با آن رفتار طبیعی تر، آزادی بیشتری در جمع رفیقان دارد. این چهره سرشار از شور زندگی است، بی پروا در کار و در عشرت، اما بیشتر از هرچه شادخو و طنزپرداز است.
من کمتر هنرمند بزرگی را دیده ام که شادخو و طنز اندیش و تندزبان نباشد، انگار آدم های عبوس، یک چیزی شان می شود که یکی از آن چیزها استبداد رای است، یا پنهان کردن عیب و علتی، یا نفرت از دیگران و مقایسه خودخواهانه خود با این و آن و یا توهم غریبی که شخص از مقام فضلایی اش دارد و نمی تواند در جمع مثل آدم، راحت و طبیعی باشد.
هنرمندان بزرگ از مرزبندی های حقیر، از چارچوب های جعلی، از بسته بندی های مطمئنی که فقط ارواح کوچک را محافظت می کند فراتر می روند و بر فراز قراردادهای یک عصر، به هنجار دیگر و اخلاقی فراتر می رسند که قادرند فقط خود را در میانه نبینند، با دیگران راحت و طبیعی باشند، در میان گریه چون مولوی و حافظ خندان باشند، مگر نه اینکه طنز سیاه واکنش انفجاری عالمی رنج و اندوه است؟
در این سی سال کمتر او را دیده ام که در محفلی دوستانه حضور داشته باشد و بتوان در آن عبوس و جدی ماند، تا می آمد و فراغتی می یافت سر شوخی را باز می کرد، به ندرت با افراد مجلس بلکه بیشتر با مطرح کردن لطیفه ای که تازه شنیده بود، شوخی ای که می شد با فلان کتاب رسمی یا مقاله ظاهراً جدی کرد، حرف هایی که از فلان فرد خودپرست شنیده یا خوانده بود و در بازسازی اش سطح ابتذال آن حرف و حرکت را آشکار می کرد، از منابع کهن بیشتر از عبید، از معاصران بیشتر از ذبیح بهروز چیزهایی از حفظ می خواند.
به دنبال جست وجویش در فرهنگ مردم کتاب هایی پیدا می کرد از رساله های فکاهی عهد صفوی مثل بدایع الوقایع و رستم التواریخ و کتاب های قاجاری مثل کتاب های ملااسماعیل و پیشیک چی که تکه های طنز آمیز آنها را با روایتی دراماتیک اجرا می کرد. و این پیشیک چی کاسبکاری پرمدعا بوده است که در حیات بی ثمرش خواسته بود به سبک گلستان کتابی نصیحت آموز بنویسد و خلایق را ارشاد کند و الحق کاریکاتوری از آن ساخته بود.
اولین بار مضمون های روده برکننده این کتاب را از شاملو شنیدیم که در فرصت مغتنم تفریح، تکه هایی از آن را از بر می خواند و آن را نمونه کتاب های بی ربطی معرفی می کرد که به دلیل همین بی ضرر بودن و جدیت مضحک شان، همیشه اجازه انتشار رسمی می گیرند. به خاطر علاقه ای که به این کتاب مستطاب داشت چند حکایت را هم خودش به شیوه آن ساخته بود که روح فضای مبتذل کاسبکار عصر را افشا می کرد. آنچه این روایت ها را که دیگران هم کمابیش می دانستند اما از زبان شاملو شنیدنی بود نحوه اجرای هنرمندانه آنها بود.
در شاملو علاوه بر هنرهای شناخته اش کنجکاوی های عطشناک یک موسیقیدان و ظرفیت های یک بازیگر توانای تئاتر آشکار بود. در خانه اش که مهمان بودیم همیشه با علاقه ای غریب ما را به شنیدن صفحات تازه ای که به دستش رسیده بود دعوت می کرد. با دقتی فنی بیشتر از موسیقی می گفت تا شعر. و در محفل های گاهگاهی وقتی که کیفش کوک بود بیشتر چون هنرمندی حرفه ای به اجرا نه بازگویی لطیفه ها می پرداخت.
بعضی از این لطیفه ها را خودش ساخته بود یا چندان در اجراهای مختلف به قضیه ای رنگ و لعاب خاص داده بود که لحن او را داشت. یک بار پس از چند اجرای مختلف که از ماجرای نیما و ابوالحسن خان صبا شنیده بودم پیشنهاد کردم که این ماجرا را ضبط کند که اگر شده باشد غنیمتی صوتی است. این ماجرا یکی از چند قضیه ای بود که شاملو به خواهش ما تعریف می کرد. قصه ساده بود نیما صدتومان به خویشاوندش صبا قرض می دهد و وقتی آن پول را لازم دارد با حجب خاص مطالبه می کند. صبا می گوید متاسفانه حاضر ندارم، اما پته ای می نویسم برو از فلان حاجی بگیر. نیما صبح زود به آن نشانی راه می افتد طرف بازار.
حاجی آقا، با شنیدن اسم نیما- که البته برایش نامانوس بوده- طبق روال او را به گرمی تحویل می گیرد، وقتی می بیند طلبکار است او را به بدهکار خودش به حجره ای دیگر روانه می کند، نیما از این حجره به آن حجره پاس داده می شود و سرآخر طرف عصر حاجی آخری پته ای می نویسد که بدهکار آن ابوالحسن خان صبا است.
ویژگی روایت در این بود که هر حاجی اهل یک شهر است و با لهجه خاص و ترفندهای مردم آن سامان با شاعر محجوب روبه رو می شود. به این بهانه شاملو بیش از ده لهجه و ده نوع برخورد اجتماعی متفاوت را در این ماجرا اجرا می کرد و دقت او در تقلید لهجه ها و مهارتش بر فرهنگ هر منطقه و روانشناسی مردمی این روایت ساده را به اثری هنری و مستندی ظریف از فرهنگ ایرانی بدل می کرد.
اعتدال روحی که شاملو به عنوان یک هنرمند مدرن مدنی الطبع داشت، او را جدا می کرد از بسیاری از فضلا و «ادبیات کار»هایی که ادا، اطوارهای خودنمایانه دارند و هر جا که می روند توهم امتیازات قشری شان را هم با خود حمل می کنند و می خواهند به همه خلایق تحمیل و اثبات کنند که هان منم طاووس علیین شده.
شاملو در هر محفلی که ظاهر می شد نه آن گونه که مرسوم است با ژست یک شاعر و هنرمند معروف بلکه با وقار و ظرافت یک شهروند عادی حضور می یافت، بحث های درازدامن سیاسی و ادبی که ضمن آن مراتب فضل خود را به دیگران بنمایاند راه نمی انداخت، بی آنکه خود را با کسی مقایسه کند، در مقام معارضه یا رقابت با کسی برآید، کسی را دست بیندازد، کوچک بشمارد- که البته بعضی دانسته و ندانسته این کارها را می کنند- می کوشید پس از یک روز پرمشغله - حجم عظیم کارهایش گواه پرکاری شگرف این آدم خلاق است- در فضای جامعه ای که از اضطراب و مسکنت سرشار است، از اعماق رنجی که می برد به رغم آن همه اندوه و مصیبت، سبک روح و شادخو بماند و کریمانه شادی هایش را با دیگران قسمت کند.
طنزهایی که در سفرنامه چاپ نشده اش و داستان ها و پاره ای از مقالاتش هست، اصلاً نشان نمی دهد شاملویی را که ما در این خلوت ها دریافته ایم؛ روحی شکیبا بود مخالف سرسخت ابتذال و ابتلائات دوران واژگون نابجا و حماقت های مستدام و خودپسندی های تاریخی و توهم های شغال های درخم رفته و اوضاع درب و داغون خاورمیانه ای.
می کوشید زهرخند خود را که از اعماق خشم و عصیانش می تراوید تا حد لبخندی رندانه کاهش دهد. مهرخندش با شفقتی انسانی، فضای دشواری را که در آن دم می زنیم، لحظه ای در فراموشی جادویی خنده، بر ما و بر خویش آسان می کرد.

جواد مجابی

منبع : روزنامه شرق

مطالب مرتبط

عشق بالاتر از آزادی

عشق بالاتر از آزادی
آندره برتون در ۱۹ فوریه ۱۸۹۶ در نورماندی فرانسه به دنیا آمد. پدرش پلیسی بوده که پس از ترک حرفه، کسب و کار کوچکی را راه انداخته بود و مادرش خیاط زنانه‌دوز بود. بین سال‌های ۱۹۰۰ تا ۱۹۱۴ که خانواده برتون در حومه پاریس زندگی می‌کردند، برتون در همان منطقه به مدرسه رفته و تحت تاثیر سمبلیست‌ها به سرودن شعر روی می‌آورد و تحصیل در رشته پزشکی را آغاز می‌کند.
یک سال بعد برتون با درجه بهیار رسته بهداری به خدمت نظام فراخوانده می‌شود؛ نظریه‌های فروید را کشف می‌کند و به درمان بیماران روانی می‌پردازد. این فعالیت نظرات او را دربار‌ه ذهن و ناخودآگاه شکل می‌بخشد.
مهم‌ترین اتفاق زندگی برتون در این دوران آشنایی‌اش با ژاک واشه هنرمند نامتعارف آن زمان است که او را به سنجش دوباره عقایدش درباره ادبیات و هنر وامی‌دارد.
اما دیری نمی‌گذرد که در سال ۱۹۱۹ واشه به نحوی اسرارآمیز درمی‌گذرد! در این هنگام برتون به جنبش نهیلیستی و خودنمایانه دادا علاقه‌مند می‌شود. در سال ۱۹۲۰ رهبر جنبش دادا، تریستان تسارا به پاریس می‌آید و برتون مشتاقانه به فعالیت‌های این جنبش پای می‌گذارد.
در سال ۱۹۲۱ برتون با سیمون کان ازدواج می‌کند و آنها زندگی مشترک‌شان را در آپارتمانی در خیابان فونتن آغاز می‌کنند، آپارتمانی که تا آخر عمر برتون، منزل او محسوب می‌شد.
دیری نمی‌گذرد که در حوالی سال‌های ۱۹۲۴ برتون از دادائیست‌ها جدا می‌شود و جنبش سوررئالیسم (فرا واقع‌گرایی) را بنا می‌نهد؛ این جنبش که ویژگی عمده‌اش توجه به رویا و فعالیت خودبه‌خودی ذهن است، برخی از برجسته‌ترین شاعران آن زمان را چون لویی آراگون و پل الوار را که نزدیک‌ترین دوستان برتون نیز به‌حساب می‌آمدند، به‌سوی خود می‌کشاند.
از دیگر اعضای نخستین جنبش سوررئالیسم می‌توان به روبر دسنوس، ماتکس ارنست، آنتونن آرتو، ژاک پرهرو، ایو تانگی، بنجامین پره، ریمون کنو، میشل لیریس، آندره ماسون و من ری اشاره کرد.
برتون در همان سال به هوای تأثیر نهادن بر فضای اجتماعی و سیاسی، رابطه‌ای پرتلاطم با حزب کمونیست را آغاز می‌کند و برای مدتی کوتاه، در سال ۱۹۲۷ به آن حزب می‌پیوندد. در این زمان باورهای سیاسی برتون سبب شد تا بسیاری از یاران سوررئالیست وی از این جنبش اخراج شوند. در همین سال است که او متن آتشین بیانیه دوم سوررئالیسم را منتشر می‌کند. در همین سال برتون از همسرش سیمون جدا می‌شود و از سویی سالوادور دالی، لوییس بونوئل، رنه شار و آلبرتو جاکوموتی به جنبش هنری سوررئالیسم می‌پیوندند.
هر چند برتون برای نزدیکی به حزب کمونیست (که اکنون سخت استالینیست شده) قدم پیش گذاشته‌بود اما این حزب همچنان به هرچیزی جز واقع‌گرایی (رئالیسم) در هنر بدگمان بود! در بهار این سال، آنگاه که آراگون جنبش سوررئالیسم را به هوای عضویت در حزب کمونیست ترک می‌کند، رابطه برتون با حزب نیز خراب‌تر می‌شود.
در این بین و در سال ۱۹۳۲ برتون با ژاکلین لامبا آشنا می‌شود و با او ازدواج می‌کند. این زن الهام بخش کتاب عشق دیوانه‌وار برای برتون است و از برتون صاحب دختری می‌شود.
در سال ۱۹۳۵ برتون از حق سخنرانی در کنگره نویسندگان برای دفاع از فرهنگ محروم و به واسطه این اتفاق از حزب کمونیست جدا می‌شود.
هر چند که برتون از این زمان تا پایان عمر در فعالیت‌های سیاسی شرکت می‌جوید اما دشمن سرسخت استالینیسم می‌شود؛ وی در سال ۱۹۳۸ در مکزیک با رهبر تبعیدی انقلاب اکتبر، لئون تروتسکی دیدار می‌کند و متن بیانیه برای هنر مستقل انقلابی را با او می‌نویسد.
پس از بازگشت به فرانسه در تشکیل سازمان تروتسکیستی فدراسیون بین‌المللی هنر مستقل فعالیت می‌کند اما شروع جنگ برنامه او را ناتمام می‌گذارد و بعد از شکست فرانسه، برتون در هراس از خفقان و سرکوب حکومت ویشی همراه خانواده‌اش اروپا را ترک می‌کنند و به نیویورک پناه می‌برد و در آنجا فعالیت‌های گوناگون هنر سوررئالیستی را با تبعیدیان دیگر، از جمله ارنست، ماسون، کلود روی‌اشتروس و مارسل دوشان سامان می‌دهند.
در این دوره از ژاکلین نیز جدا می‌شود و با الیسا بیندهوف ازدواج می‌کند که در سال ۱۹۴۶ همراه با وی به فرانسه باز می‌گردد و در بین سال‌های ۴۸- ۱۹۴۶ می‌کوشد با دوستان گذشته‌اش از گروه سوررئالیست‌ها ارتباط برقرار کند، که چندان موفق نمی‌شود. در سال‌های آغازین دهه ۵۰ مدت کوتاهی با آنارشیست‌ها همکاری می‌کند، و آخرین کتاب‌اش با نام کلید‌های دشت در سال ۱۹۵۳ منتشر می‌شود.
برتون که شماری از زنان و مردان جوان دور او جمع شده‌اند همچنان رهبری جنبش سازمان‌یافته سوررئالیسم را در دست دارد و سرانجام در ۲۸ سپتامبر ۱۹۶۶ چشم از جهان فرو می‌بندد و با مرگ وی این جنبش هنری نیز رو به زوال می‌گذارد.
● تعاریف و تعابیر اندیشگی
درباره برتون روایتی است که وی شبی در سال ۱۹۱۹ از شنیدن جمله که به ذهنش خطور کرد، تکان خورد. تصویر محو شد ولی جمله در یادش ماند «پنجره، مردی را دو تکه کرده است». این مکاشفه عجیب با یک تصویر بصری همراه بود و بلافاصله بعد از آن چند جمله بی‌ربط دیگر، بدون اراده آگاهانه او، به ذهنش آمد. از آنجا که برتون با شیوه‌های روانکاوی فرویدی آشنایی داشت و پیش از آن دیداری هم با فروید داشته، سعی کرد به این جریان خود سر تصاویر، بدون دخالت عقلانی خود، آزادانه مجال جولان بدهد، در آن حالات و تاثیرات، در حقیقت اولین واکنش‌های یک جنبش تجربی مصمم نهان بود به نام سوررئالیسم، که برتون و راهبر ازلی ـ ابدی آن به شمار می‌رفت.
آندره برتون به کمک چند تن از شاعران و نویسندگان عاصی دیگر در دوران خود به کشف دنیای لایشعر و ضمیر پنهان پرداختند. سوررئالیسم یکی از جنبش‌های ادبی معروف و تاثیرگذار در قرن بیستم بود که دامنه آن از ادبیات به هنرهای تجسمی و سینما نیز بسط داده شد.
گفتن از مکتب‌ها و نحله‌ها در مفهوم عام آن گفتن از آن ساز و کارهایی است که در همراه‌کردن اجتماعی از هنرمندان، نویسندگان یا هر قشر دیگری زیر چتری از توافقات کلی موثر افتاده‌ باشد.
سوررئالیسم مورد نظر برتون درست با همان چالشی روبه‌رو بود که مفاهیمی مثل ادبیات و هنر.
با این وجود برتون سوررئالیسم را پاسخگوی دو محور یا وجه کلی می‌دید که نوشته است: «سوررئالیسم همیشه کوشیده بود به دو نوع مساله پاسخ دهد: نوع اول به [مفاهیم] جاودان مربوط می‌شود، نوع دوم با [مفاهیم] جاری؛ ما عقیده داریم، هم در واقعیت و هم در رویا ذهن باید به چیزی فراتر از لایه آشکار رویدادها برسد و به آگاهی از لایه پنهان رویدادها دست بیابد.»
برتون می‌گوید: «ازامروز تا قرن‌ها بعد هر هنری که راهی جدید برای رهایی بیشتر ذهن پیش بگیرد سوررئالیست است.» برتون این جمله را در حالی به عنوان یکی از مهم‌ترین بنیانگذاران سوررئالیسم بیان می‌کند که غالب منتقدان عقیده دارند باوجود اینکه در نظام زیبایی شناختی قرن بیستم پدیده‌ای مهمتر از سوررئالیسم وجود ندارد؛ با این همه هیچ چیز مشکل‌تر از ارائه تعریف دقیقی از این جنبش نیست.
برتون در بیانیه سوررئالیسم که در سال ۱۹۲۴ منتشر کرد واقع‌گرایی را که با هر گونه پیشرفت ذهنی و اخلاقی دشمنی می‌ورزد و خلاقیت‌های هنری را که از این شیوه کم ارزش منشأ می‌گیرد ملامت و متهم کرد.
برتون اقدام سوررئالیسم را به‌صورت واژه‌ای در لغتنامه چنین تعریف کرد: «سوررئالیسم. اسم، مذکر، عمل غیرارادی مطلقاً روانی که با توسل به آن عملکرد واقعی اندیشه را به کلام یا نوشتار یا هر روش دیگری بیان کنیم. اندیشه باید بدون دخالت هرگونه کنترل از جانب عقل، خارج از هرگونه دغدغه زیبایی‌شناختی القا شود.»
● آثار و اثرات
به جز اشعار بسیار زیاد و پراکنده برتون که تاکنون به زبان‌های مختلف و با نام‌های مختلف منتشر شده، سه اثر منثور آندره برتون، نادیا، عشق دیوانه‌وار و آرکان ۱۷ قابل توجه‌تر هستند؛ این سه اثر که همگی در تجلیل و تحسین عشق به وجود آمده‌اند.
رمان نادیا شرح ملاقات تصادفی برتون با زنی نیمه دیوانه به همین نام است. این زن تأثیر شگرفی روی برتون می‌گذارد و همچون مخلوق الهام‌بخشی در برابر آنچه سوررئالیست‌ها جادوی روزمره می‌نامند قیام می‌کند و همچون الهه‌ای در برابر قواعد و چارچوب‌های خشک ذهن ظاهر می‌شود. برخورد با نادیا برتون را به کشف عوالم دیوانگی و شیدایی می‌رساند و این همان دنیایی است که سوررئالیست‌ها در پی گریز از منطق ذهن انسان جست‌وجو می‌کنند.
عشق و شعر از نظر برتون فعالیت‌های ضداجتماعی هستند در رمان آرکان ۱۷ عشق و شعر و هنر همچون ابزارهای اصلی احیای اعتمادبه‌نفس انسان نمایانده شده‌اند که از طریق آنها تفکر انسان قدرت می‌یابد تا بار دیگر به جانب دریای باز راه بگشاید.
در سراسر آرکان ۱۷ عشق برتون به الیزا که در سال ۱۹۴۳ با او آشنا شد و در سال ۱۹۴۵ با او ازدواج کرد، مطرح می‌شود. تأکید برتون بر واژه‌هایی نظیر اکسیر و تجدد حیات نشان این است که او عشق را به مراتب بالاتر از شور و هیجانی آزاد از قید و سلطه اجتماعی می‌داند. با این همه شخصیت‌های آثار برتون اکثراً موجودات تنها و مطرودی هستند که دیگران درکشان نمی‌کنند.
برتون با اعتقاد به اینکه تفکر مرد ارمغانی جز درد و رنج نداشته، پذیرفته است که مسولیت را به زن بسپاریم. او به‌دنبال زن گمشده ابدی است. او معتقد است چنین موجودی همواره برای شاعران جذاب است.

وبگردی
قیمتهای روانی  / این آقایان عاقل / بیجاره مردم
قیمتهای روانی / این آقایان عاقل / بیجاره مردم - افاضات امروز معاون اول رییس جمهور، البته قبلتر نیز از زبان دیگر مقامات اقتصادی دولت از جمله نهاوندیان و نوبخت شنیده شده بود. یک اظهارنظر کلی و تاکید بر «عدم نگرانی مردم درباره وضعیت معیشتی» ! عجیب است این جملات شگفت انگیز از زبان جهانگیری که خود از منتقدان وضعیت مشابه در دوران احمدی نژاد بود. او حالا همان جملات را با همان ادبیات تکرار می کند! اما آقای جهانگیری! حقیقتاً این دلار و آن سکه و و قیمت های…
لادن طباطبایی در شبکه من و تو / فیلم
لادن طباطبایی در شبکه من و تو / فیلم - لادن طباطبایی، بازیگر شناخته شده سینما و تلویزیون ایران که برای درمان بیماری فرزندش مدتی است در خارج از ایران به سر می برد امروز مهمان شبکه «من و تو» بود و بدون حجاب مقابل دوربین این شبکه حاضر شد.
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی - مردم تهران برای اولین بار و برای تماشای مسابقه‌ی فوتبال ایران و اسپانیا در جام جهانی ۲۰۱۸ بهمراه خانواده‌های خود به ورزشگاه صدهزار نفری آزادی رفتند
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال - جواد یساری پس از ۴۰ سال با خواندن در فیلم «دشمن زن» دوباره به عرصه هنر بازگشت.این گزارش توسط تماشا تهیه و منتشر شده است. منبع
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!