یکشنبه ۱ مهر ۱۳۹۷ / Sunday, 23 September, 2018

ویژگیهای حضرت ولی عصر(ع)


ویژگیهای حضرت ولی عصر(ع)
خصائص و ویژگیهایی كه از طرف حضرت حق، جلّت عظمته به حضرت ولی عصر روحی له الفدا افاضه شده چیست؟ با بررسی كه بنده كرده ام، حدود ۴۴ یا ۴۵ خصیصه برای امام زمان (ع) نقل شده است. كه در اینجا به برخی از آنها اشاره می كنیم:
۱) خصیصه اول، نور امام زمان (ع) است. در بعضی از زیارات می خوانیم: »السلام علیكم یا نوراللَّه السّاطع«. چهارده معصوم انوار الهی هستند منتها نور امام زمان (ع) داری جذابیت خاصی است. چهارده نور مقدس به نور توحید و ولایت و در عالم انوار منورند و نور هر كدام داری رنگ و جلوه خاصی است. اما نور حضرت بقیهٔاللَّه (ع) جاذبه بیشتری دارد و جلب توجه بیشتری می كند.
همان طور كه راجع به حضرت فرموده اند: »المهدی طاووس اهل الجنهٔ«.
در میان پرندگان زیبا طاووس جلوه دیگری و جذابیت خاصی دارد. لذا شب معراج نبی اكرم(ص) وقتی به انوار معصومین رسیدند نور امام زمان (ع) بیشتر جلب توجه كرد. سؤال كردند: پروردگارا این نور سبزی كه شمشیر به دست ایستاده نور كیست؟
حضرت حق در پاسخ پیامبر(ص) حالات و آثار وجودیه امام زمان(ع) را بیان فرمودند. بنابراین می توان گفت كه نور امام عصر(ع) در عالم انوار هم متمایز بوده است و این یكی از امتیازات و خصائص ایشان است.
۲) خصیصه دوم، یكی دیگر از امتیازات و خصایص حضرت بقیهٔاللَّه(ع) سیر نسبی حضرت است. همانطوری كه می دانید سادات بعضی منسوب به امیرالمؤمنین هستند. یعنی »علوی«اند. عده ای نسبشان به امام مجتبی(ع) می رسد و حسنی و طباطبایی اند.
عده ای نسبشان به امام حسین(ع) می رسد؛ یعنی »حسینی«اند. برخی دیگر نیز سجادی، باقری، موسوی، رضوی اند. اما حضرت بقیهٔاللَّه (ع) در اصلاب معصومین بیشتری بوده اند. از امیرالمومنین تا امام حسن عسكری علیهم السلام. و این سیر به این كیفیت از مختصات حضرت بقیهٔاللَّه روحی له الفدا است.
۳) خصیصه سوم، از دیگر ویژگیهای حضرت بقیهٔاللَّه(ع) این است كه در وقت ولادت آن حضرت دو ملك از طرف حضرت حق نازل شدند و قنداقه حضرت را به آسمان بردند و حضرت حق خطاب به ایشان فرمود: مَرحبا به تو ای بنده من كه یاری كننده دین منی و ظاهر كننده امر من و هادی عباد من هستی. قسم خوردام كه به تو اخذ كنم و به تو بیامرزم.
۴) خصیصه چهارم، وارد شده كه: در آسمان چهارم و عالم انوار خانه ای است كه به آن »بیت الحمد« گویند. در آن خانه نوری است كه از روز تولد حضرت بقیهٔاللَّه(ع) تا روز فرج ایشان آن نور خاموش نمی شود.
۵) خصیصه پنجم، در شرع مقدس جمع كردن بین اسم و كنیه حضرت نبی اكرم(ص) جایز نیست، مگر در مورد خاتم الاوصیا(ص) كه ایشان نامشان نام نبی اكرم(ص) و كنیه اش كنیه نبی اكرم؛ یعنی ابوالقاسم است.
۶) خصیصه ششم، در زمان غیبت، نام بردن از آن حضرت به اسمی كه اسم نبی اكرم(ص) است، حرام است. البته در این زمینه بین بزرگان اختلاف است و هشت قول در اینجا وجود دارد؛ بعضی به عدم جواز به طور مطلق بعضی دیگر به جواز به طور مطلق و بعضی دیگر هم به تفصیل قائل شده اند. البته بزرگان مذهب؛ مثل شیخ مفید و شیخ طوسی معتقد به حرمت هستند. اما اینكه منظور از بردن اسم ایشان چیست؟ آیا به لفظ گفتن است؛ به كتابت نوشتن است؛ در مجالس خصوصی گفتن است؛ در زیارات خواندن است یا... خودش بحث جداگانه ای است. در هر حال، معروف این است كه نام حضرت بقیهٔاللَّه، روحی له الفداه، در زمان غیبت احتیاطاً برده نشود و به جای آن از القاب و كنیه ایشان - كه حدود ۱۸۲ لقب و كنیه است - استفاده شود.
۷) خصیصه هفتم، حضرت مهدی(ع) را بعد از تولد - كه توسط پدرشان اذان در گوش ایشان گفته شد و پدر فرمود: فرزندم مطالبی را بیان نما و بیان نمودند - به روح القدس سپردند و بعد از چهل روز برگرداندند كه رشد زیادی كرده بودند.
۸) خصیصه هشتم، عدم معاشرت و مصاحبت ایشان با كفار، مشركان، منافقان و فاسقان است. حضرت مهدی(ع) الان ۱۱۶۸ سال دارند۴ ولی در این مدت هیچ گونه مجالستی با این گروه ها نداشته و ندارند به خلاف پیامبر(ص) و سایر ائمه(ع) كه بالاجبار با مشركان و منافقان و... مجالست داشتند.
۹) خصیصه نهم، بیعت احدی از جبّاران بر گردن آن حضرت نیست. تمام ائمه معصومین(ع) در زمان جبّاری از جباران، بودند و زیر فرمان آنها، امّا حضرت بقیهٔاللَّه(ع) زیر فرمان احدی نیستند.
۱۰) خصیصه دهم، بر بازوی راست حضرت بقیهٔاللَّه در زمان تولدشان، با خط جلّی نوشته شده بود: »جاءالحق و زهق الباطل إنّ الباطل كان زهوقاً« و بر بازوی چپ ایشان نوشته شده بود: »بقیهٔاللَّه خیر لكم إن كنتم مؤمنین«. حضرت نبی اكرم(ص) در بین دو كتف مفهر خاتمیت داشتند و حضرت خدیجه هم بعد از دیدن آن مهر شیفته حضرت شد و به آن عظمت [مهر نبوت] حاضر شد ملامتها را به جان بخرد و در خدمت آن حضرت باشد. حتی مشركان هم آن مهر را دیده بودند. پس همانطور كه مهر پیامبر اكرم(ص) نشان این بود كه آن حضرت خاتم الانبیاء است، مهر حضرت بقیهٔاللَّه هم نشان این است كه آن حضرت خاتم الاوصیاست و بعد از ایشان وصی نیست.۵
۱۱) خصیصه یازدهم، حضرت حق، جلّ و علا، در روایت معراجیه و غیر معراجیه، تمام انبیا را نام برده؛ مانند موسی، عیسی و...، لكن حضرت نبی اكرم(ص) را به لقب ذكر كرده مگر در یك یا دو جای قرآن؛ مثلاً »یس والقرآن الحكیم«، »ن والقلم«، »یا أیّهاالرسول...« و... - به لقب اسم بردن به خاطر عظمت است - در مورد حضرت بقیهٔاللَّه هم همین است. خداوند این بزرگوار را نیز به اسم نام نبرده، بلكه در قرآن و روایات معراجیه با لقب از ایشان یاد كرده است؛ مثل »جاءالحق« كه اشاره به امام زمان(ع) است یا »بقیهٔاللَّه« كه از القاب ایشان است.
پس به خاطر عظمت حضرت ولی عصر(ع) مكرراً از ایشان به لقب و كنیه نام برده شده و اسم ایشان برده نشده است. به هر حال بحث از امام زمان(ع) مفصل است و چنانكه گفتیم ایشان حدود ۴۴-۴۵ خصیصه دارند.
هر امامی در زمان خود مسئولیت عالم وجود، هم از حیث تكوین و هم از حیث تشریع، را به عهده دارد لكن حضرت بقیهٔاللَّه موقعی كه مسئولیت تشریعی به عهده ایشان موكول می شود، آثار و علائمی ایجاد می شود كه در دنیا نمونه خواهد بود.
وظایف ما سنگین است. مكرراً عرض كرده ام - چنان كه بزرگان فرموده اند - فرج خیلی نزدیك است. البته باید هر كس را كه برای ظهور وقت تعیین می كند تكذیب كنید؛ چون حتی اگر كسی هم زمان ظهور را بداند حق بیان كردن ندارد. مضافاً اینكه ما كسی هم نداریم كه بداند. اما ما وظیفه داریم كه انتظار داشته باشیم... یكی از وظایف ما دعا كردن برای فرج است. كسی مدتی قبل خدمت حضرت تشرف پیدا كرده بود، حضرت فرموده بودند: به دوستان ما بگویید: چرا شما به فكر ما نیستید؟ فرج شما و رفع گرفتاری شما در فرج من است. فرج من نزدیك شده است از خدا بخواهید كه بداء حاصل نشود.
بعد از هر نمازی دو دعای مستجاب داریم - دعا كنید برای تعجیل فرج. در مكیال المكارم مفصلاً نوشته كه چه موقع دعا كنید. اما مثل اینكه تمام اوقات باید برای فرج آن حضرت دعا كرد، به گونه ای كه ارتباط و سیم دائماً وصل باشد تا از مزایای ولایت دائماً بهره مند شویم.
راجع به كسانی كه به خدمت حضرت مشرف شده اند در كتابها زیاد نوشته اند ولی خیلی ها را بیخودی نوشته اند و تشرف ندارند؛ چون كسانی كه ملازم حضرت اند پنج طایفه اند: نجبا، نقبا، اوتاد، رجال الغیب و صلحا و هر كدام هم عدد محصوری هستند.
در روایات متعدد آمده است كه سی نفر همیشه ملازم حضرت هستند و مجموع این پنج طایفه هم حدود ۵۰۰ نفرند و در مواقع اضطرار كه بنده و امثال بنده، التجا به آن حضرت پیدا می كنیم یكی از اینها می آیند و كار ما را اصلاح می كنند و تو گمان می كنی كه امام زمان است. تو مگر ایشان را دیده بودی كه می گویی امام زمان است؟ چون اشخاص یك دفعه با این ملازمان امام زمان(ع) برخورد می كنند، گمان می كنند امام زمان(ع) را دیده اند. هر كس كه تشرف یابد خیلی درجه اش بالا می رود؛ یعنی انوار قدیسه ولایت در او منشعب می شود و او را جذب ولایت می كند كه این برای كسانی مانند شیخ انصاری ها، مقدس اردبیلی ها و... رخ می دهد. حالا هر كسی پیدا شده این را می گوید. بله، ممكن است به هنگام گرفتاری و توسل به آن حضرت، یكی از نقبا كار را حل كرده باشد.

سخنرانی حضرت آیت اللَّه ناصری

منبع : ماهنامه موعود

مطالب مرتبط

مولای سبز پوش

مولای سبز پوش
- چقدر از دیدنت خوشحالم. کار خوبی کردی که دوباره به کوفه بازگشتی.
- من هم از دیدن تو خوشحالم و هنوز باورم نمی‌شود که در کوفه هستم.
- چرا؟ مگر چه اتفاقی افتاده است؟
- زمانی که من از کوفه می‌رفتم، این شهر این‌قدر بزرگ و زیبا نبود. نگاه کن! تمام شهر سبز است. هر جا نگاه می‌کنی نخلی قد برافراشته است.
- در این چند سال اخیر کوفه شهر آبادی شده است. با حفر چاه‌ها و قنات‌ها مشکل کم آبی تا حد خیلی زیادی برطرف شده و کشاورزی و دامداری رونق فراوانی یافته است.
- می‌خواهم واقعیتی را برایت بگویم. به شرطی که به من نخندی و مسخره‌ام نکنی.
- قول می‌دهم. بگو.
- وقتی به کوفه رسیدم. به شک افتادم که راه را اشتباهی آمده‌ام و از شهر دیگری سر درآورده‌ام. اما هر چه فکر کردم دیدم که در حوالی کوفه هیچ شهری به این بزرگی و زیبایی نیست.
- خیلی مضحک است. یعنی تو وطن خودت را نشناختی؟!
- مگر قول ندادی که مسخره‌ام نکنی؟
- مرا ببخش. آخر چطور ممکن است مردی پس از چند سال دوری، هنگامی که به وطنش باز می‌گردد، در شناسایی آن دچار شک و شبهه شود؟
- حق با توست. شاید اگر تو هم مثل من. این چند سال را از کوفه دور بودی و اینک دوباره به آن بازمی‌گشتی، همین اتفاق برای تو هم پیش می‌آمد.
- کوفه، کوفه است. از جای خودش تکان که نخورده است.
- اما چهره‌اش عوض شده. وقتی که من از کوفه می‌رفتم، فرسنگ‌ها فرسنگ اطراف شهر بیابان خشک و بی‌آب و علف بود، اما اکنون تا چشم کار می‌کند نخلستان و مزرعه است.
- به تو گفتم که کوفه شهر آبادی شده است.
- گفتی و من هم شنیدم. ولی قبول کن که این همه آبادانی در طول مدت چند سال خیلی عظیم و باور نکردنی است. این نخلستان‌ها مثل بهشت است.
- پس اگر اینجا مثل بهشت است، همین جا بمان.
- همین تصمیم را هم دارم. البته آمده بودم سری به اقوام و آشنایان بزنم و بازگردم، اما این مناظر دلفریب و این هوای پاک و لطیف دل از من ربوده است.
- خوشحالم از اینکه می‌شنوم قصد ماندن داری.
- می‌بینی عمر آدمی به چه سرعتی می‌گذرد. پنج سال به یک چشم بر هم زدن گذشت. من پنج سال از عمر خود را بی‌هیچ فایده‌ای از دست دادم و در همین پنج سال دوری من، این شهر به اندازه پنجاه سال و شاید هم بیشتر، پیشرفت کرده است.
- سفر چقدر تو را عوض کرده، مثل شاعران حرف می‌زنی.
- شعر مگر چیست؟ آیا این زمین که بر روی آن ایستاده‌ایم و پر از درخت و پرنده است، همان خرابه دوران کودکی ما نیست؟
- چرا، همان زمین خرابه است. یادت هست بچه‌ها به اینجا می‌گفتند صحرای جهنم!
- اما دیگر اینجا صحرای جهنم نیست. باغ است. مثل بهشت است.
- حالا که از مناظر اینجا خوشت آمده بیا تا این اطراف را خوب به تو نشان بدهم. حال و حوصله‌اش را داری؟
- با کمال میل.
- پس برویم. فقط مواظب شاخه‌ها باش.
- خیلی دلم می‌خواهد بدانم این همه عمران و آبادانی کار چه کسانی است؟
- نگو چه کسانی. بگو چه کسی است.
- شوخی نکن.
- شوخی نمی‌کنم.
- راست می‌گویی؟
- قسم می‌خورم.
- چطور ممکن است یک نفر در کمتر از پنج سال این همه کار کرده باشد؟
- بستگی دارد که آن یک نفر چه کسی باشد.
- هر که باشد یک آدم معمولی نیست . خیلی دلم می‌خواهد او را بشناسم.
- آیا نمی‌خواهی او را به من معرفی کنی؟
- او کسی نیست جز امیرالمومنین علی‌بن‌ابیطالب (ع.)
- علی بن ابیطالب (ع)، خلیفه مسلمین؟!
- سعادت از هنگامی به کوفه رو کرد که آن حضرت این شهر را به عنوان مرکز حکومت خود برگزید و با ورود ایشان به کوفه، آبادانی در این شهر آغاز شد و روز به روز وضع زندگی مردم بهتر شد. هر چه می‌بینی حاصل تدبیر و کوشش اوست.
- مگر ایشان کار هم می‌کرد؟
- من بارها شاهد بوده‌ام که آن حضرت مانند یک کارگر ساده بیل می‌زند، چاه می‌کند و درخت می‌کارد. تلاش ایشان شب و روز نمی‌شناخت و هرگاه که از تدریس و تعلیم و قضاوت و رسیدگی به امور مردم فارغ می‌شد و یا از جبهه جنگ باز می‌گشت، کار خود را دوباره از سر می‌گرفت و دیگران را نیز تشویق به این کار می‌کرد.
- عجب! ایشان چه لزوم می‌دید که خود را این همه به زحمت بیندازد؟
- حیات او با کار و تلاش و خدمت به همنوع عجین بود. او همانطور که در تمام فضایل بی‌نظیر بود، در سختکوشی و خیرخواهی نیز همتا و مانندی نداشت. اوایل که به اینجا آمده بود، روزی از “او پرسیدم: علت این همه کار و تلاش شما در چیست؟” آن حضرت فرمود: “خداوند به مردم امر کرده است زمین را با کشاورزی آباد سازند تا به این وسیله خوراکشان از غلات و حبوبات و میوه‌ها و سایر روییدنی‌ها تامین گردد و در آسایش زندگی کنند.” (۱) همچنین آن حضرت فرمود: کسی که آب و خاک در اختیار دارد و نیروی خود را برای بهره‌برداری از آن به کار نمی‌گیردو با فقر به زندگی خود ادامه می‌دهد، نفرین خدا بر او باد. (۲) آن حضرت بیکاری را دوست نداشت و می‌فرمود: “اگر تن به کار دادن مایه رنج و زحمت است، بیکاری نیز موجب نادرستی و فساد است.” (۳)
- شنیده‌ام که رسول خدا (ص) نیز این گونه اهل کار و مشوق افراد کوشا بوده است.
- چه کار خوبی کردی که از پیامبر گرامی خدا (ص) سخن به میان آوردی. امام (ع) هرگاه فرصتی می‌یافت خاطرات شیرینی از رسول خدا‌(ص) بیان می‌فرمود و سخنان حکیمانه و عبرت آموز ایشان را برایم نقل می‌کرد. مثلا امام می‌فرمود: هرگاه نزد پیامبر معلوم می‌شد که کسی بیکاره است، رسول خدا (ص) می‌فرمود: “از چشمم افتاد.” (۴) همچنین آن حضرت ضمن سفارش به تلاش، اجر کسی را که زندگیش را از راه دسترنج و حلال به دست می‌آورد و با مجاهدان در راه خدا برابر دانسته (۵) و فرموده است که آنان در روز قیامت با پیامبران محشورند. (۶) راستی هیچ می‌دانی که رسول خدا (ص) در بازگشت از جنگ تبوک دستان پینه بسته کارگری به نام سعد انصاری را بوسیده است؟
- می‌دانم. این را همه می‌دانند. خودمانیم، تو هم خیلی عوض شده‌ای. مانند حکیمان حرف می‌زنی.
- هر چه آموخته‌ام در این پنج سال و در محضر مولایم علی‌بن ابیطالب (ع) بوده. من همیشه در محضرش بودم و سخنانش را با گوش جان می‌شنیدم. او دریای بیکران دانش بود. کم سخن می‌گفت. اما سخنانش عمیق و ارزشمند بود. به یاد ندارم که هیچ پرسش مرا بی‌پاسخ گذاشته و مرا قانع نکرده باشد.
- پس با این اوصاف هیچ وقت دلت برای من تنگ نشده است!
- اگر دلخور نمی‌شوی باید بگویم وقتی در کنار ایشان بودم دلم برای هیچ کس تنگ نمی‌شد.
- این درختها چقدر محصول آورده‌اند. چه خرماهای درشتی دارند.
- حتما خیلی شیرین هم هست!
- بگذار خاطره‌ای درباره این درختها برایت تعریف کنم. یک روز تقریبا حوالی همین ایام بود که امام (ع) را دیدم در حالی که کیسه‌ای به دوش دارد و شتابان در حال خارج شدن از شهر است. سلام کردم و پرسیدم که داخل کیسه چیست؟! امام (ع) ایستاد و با خوشرویی سلام مرا پاسخ گفت. آن گاه در حالی که تبسم دلپذیری بر لب داشت فرمود: درخت خرما، ان‌شاء‌الله ... فهمیدم که در درون کیسه چیزی جز هسته خرما نیست. هسته‌هایی که سال بعد هر کدام درختی شد. (۸) همین درخت‌های سبز و سرافرازی که می‌بینی.
- خیلی جالب است. یعنی این درختها دست ایشان را بوسیده‌اند؟
- امام (ع) همان طور که با انسان‌ها مهربان بود به طبیعت هم مهر می‌ورزید آن حضرت می‌فرمود: “کسی که درختی را بفروشد و به جای آن نهالی غرس نکند، پول آن درخت مانند خاکستری است که در برابر توفان بر باد رفته باشد.” و از رسول خدا نقل می‌فرمود که اگر کسی درختی بکارد یا زراعتی سبز نماید و مردم و پرندگان و چرندگان از آن بخورند اجر صدقه دارد.” (۹) همچنین از آن بزرگوار نقل می‌فرمود که “اگر ساعت انقراض عالم فرا برسد و یکی از شما نهال درختی در دست دارید؟ چنانچه به اندازه کاشتن آن درخت فرصت دارید، حتما آن را بکارید.”
- هیچ نمی‌دانستم درختکاری و کشاورزی این‌قدر فضیلت و اهمیت دارد.
- من هم نمی‌دانستم، اما امام (ع) به من آموخت که انسان در مقابل جامعه و محیطی که در آن زندگی می‌‌کند موظف و مسئول است. آیا هیچ می‌دانستی که به جز حضرت ادریس پیامبر تمامی پیامبران الهی در کار کاشتن درخت و کشاورزی کوشا بوده‌اند؟
- نه. نمی‌دانستم. مگر اهمیت کشاورزی در چیست؟
- باز هم می‌پرسی اهمیت کشاورزی در چیست؟! آیا این همه دلیل و فایده که برشمردم برای تو قانع کننده نبود؟ اصلا چه دلیلی برتر و بالاتر از اینکه اهمیت دادن به کشاورزی در یک سرزمین، استقلالش را تضمین می‌کند و آن را از بیگانگان بی‌نیاز می‌سازد. خوب به یاد دارم روزی، اواسط ماه مبارک رمضان خدمت مولایم علی (ع) رسیدم. تابستان گرمی بود و حضرت با آنکه روزه بود با جدیت کار می‌کرد و عرق از سر و رویش جاری بود. گفتم: بیل را به من بدهید و قدری استراحت کنید.” حضرت نپذیرفت و فرمود: “اگر قصد کمک کردن داری همراه من تو هم مشغول کار شو.” بی‌معطلی اطاعت کردم و در حین کار، راز این تلاش خستگی ناپذیر را از آن حضرت جویا شدم. حضرت برای لحظه‌ای دست از کار کشید و با پشت دست، عرق پیشانی مبارکش را پاک کرد و در حالی که به دور دست‌ها نگاه می‌کرد فرمود: “وای بر مردمی که از محلی که کشت نکرده‌اند، می‌خورند و از چیزی که خود نبافته‌اند، می‌پوشند.” (۱۰)
- قصد رنجاندن تو را ندارم. ولی تا به حال آیا فکر کرده‌ای که قصد علی (ع) از این همه تلاش، گردآوری مال و دارایی بیشتری بوده است؟!
- دریغا که او را ندیده‌ای و نمی‌شناسی، او به مال دنیا هیچ اعتنایی نداشت. وقتی عاقبت به خلافت برگزیده شد بر منبر رفت و گفت: “تا هنگامی که حتی یک نخل در مدینه داشته باشم، هیچ سهمی از بیت‌المال نمی‌خواهم.‌ (۱۱) او تمام در آمدش را بی‌دریغ و به طور پنهانی صرف کمک به بهبود زندگی محرومان و درماندگان می‌کرد. این را تمام اهالی کوفه می‌داند که او هر شب به صورت ناشناس به خانه‌های یتیمان و زن‌های بی‌سرپرستی که شوهرانشان در جبهه‌های نبرد به شهادت رسیده‌اند، آذوقه می‌رساند و خود به تکه نان خشکی قناعت می‌ورزید.
- مردی با این مقام و با این همه کار و تلاش خستگی ناپذیر وقتی در محراب مسجد کوفه ضربت خورد، هیچ دارایی قابل ملاحظه‌ای نداشت. حسن بن علی (ع) فرزند ارشد آن بزرگوار در خطبه‌ای که در روز شهادت آن حضرت بیان فرمود به صراحت اعلام کرد که “آن حضرت هیچ درهم و دیناری پس از خود بر جای نگذاشته است.” (۱۲)
- مرا ببخش که با پرسش‌هایم باعث ناراحتی و اندوه تو شدم. باید می‌پرسیدم. من پنج سال پیش به دنبال یافتن حقیقت شهر و دیارم را ترک کردم. غافل از آنکه اگر می‌ماندم به پاسخ تمام پرسشهایم می‌رسیدم. خوشا به حال تو. به سعادت تو حسودیم می‌شود.
- من در این پنج سال جز دروغ و فتنه و ریا ندیدم و نشنیدم، هیچ می‌دانی که من در این پنج سال کجا بودم؟
- از کجا بدانم. من که علم غیب ندارم. خودت بگو.
- شام.
- شام؟!
- آری شام. شهری که اینک معاویه در آنجا خلافت خود را جشن گرفته است. او در تمام این سال‌ها با دروغ پراکنی مانع آن بود که مردم شخصیت واقعی امام علی‌بن ابیطالب (ع) را بشناسند اما اینجا این نهرهای روان، این نخل‌های سربلند، با زبان بی‌زبانی با من سخن می‌گویند. این شاهدان خاموش گواهی می‌دهند بر عظمت صداقت مردی که در زیر آسمان آبی این شهر می‌زیست و نیتی جز جلب رضای خدا و خدمت به مردم نداشت.
- حال که به اینجا رسیدیم بگذار راز شگفت انگیز دیگری را برایت بگویم. این نهرهای جاری، این نخل‌های سربلند و این چاه که می‌بینی همراز خلوت نیمه شب آن مرد بزرگ و گریه‌های غریبانه اوست. او هر شب تنها به نخلستان می‌آمد و در تنهایی به مناجات و نیایش می‌پرداخت و آن‌گاه تنهایی بزرگ خود را در دل این چاه می‌گریست. درد غربت او مثل خودش بزرگ و بی‌انتها بود و ای کاش این چاه، یا این نخل‌ها لب به سخن می‌گشودند و کلامی، تنها کلامی از آنچه شنیده‌اند با ما باز می‌گفتند. بی‌تردید این چاه و این درخت‌های خاموش در رازداری از ما سزوارتر بوده‌اند.
-.. .
- بیا، سرت را داخل چاه کن. چشمهایت را ببند و به هیچ چیز دیگری فکر نکن. شاید صدای ناله‌های مولایم را بشنوی. او را بخوان. با تمام وجود او را فریاد بزن. او مهربان است. درخواست تو را بی‌اجابت نمی‌گذارد...

وبگردی
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص - کاش در این میان یکی به ما بگوید که بالاخره بی حجاب بد است، خوب است؟ چه زمانی بد است؟ چه زمانی خوب است؟
پاییز بازار ثانویه
پاییز بازار ثانویه - اگر ما نتوانیم تفاوت فاحش قیمت ارز در بازار آزاد و ثانویه را جبران کنیم و نتوانیم به بازار ثانویه عمق کافی ببخشیم عملا بازار ثانویه از دور خارج خواهد شد. قرار بود بازار ثانویه و آزاد یک تفاوت حداقلی داشته باشند. قرار بود نهایتا اختلاف قیمت در این دو بازار ۲۰۰ یا ۳۰۰ تومان باشد نه هفت هزار تومان!
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی - حمید رسایی عضو جبهه پایداری در صفحه شخصی خود در شبکه توییتر نسبت به اهانت زشت امیر تتلو به امام حسین (ع) و 72 تن از یاران باوفایش واکنش تندی نشان داد.
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+)
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+) - پزشکان هنگامی که یک نوزاد دختر اندونزیایی را در یکی از بیمارستان های این کشور به دنیا آوردند بسیار وحشت زده شدند. نوزاد تازه متولد شده با یک چشم بزرگ روی پیشانی اش متولد شد و پس از هفت ساعت درگذشت.
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای !
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای ! - فردی به نام علی‌اکبر رائفی‌پور كه رسانه‌‌های اصولگرا از او به عنوان «استاد، محقق و پژوهشگر» یاد می‌كنند! در تاریخ 29 اردیبهشت 96 (در كوران انتخابات ریاست‌جمهوری) در نامه‌ای سرگشاده به امیرحسین مقصودلو (تتلو) نوشت: «امیر جان بخوان، تو باید بخوانی، عیبی ندارد! سرت را بالا بگیر و خدا را شکر کن که به واسطه تو این همه نفاق را آشکار کرد! دلت محکم باشد پهلوان! تو فقط بخوان، بخوان
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی - انتشار عکس‌های نشستن احمد خمینی زیر کولر در بخش وی‌آی‌پی هیات که پوششی شیشه‌ای دارد و از سینه‌زنان جداست، پس از توضیح او که گفت آن جایگاه مربوط به «روحانیون درجه یک و دو قم» است و «اون بالا معممین میشینن که لباسشون چون زیاده باعث گرمازدگی نشه»، با واکنش‌های تندتری هم همراه بود.
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن!
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن! - واکنش جالب مقام معظم رهبری به روبوسی کیارستمی با خانم داور جشنواره کن از زبان عزت الله ضرغامی
لحظه هولناک در چاه انداختن دختر بچه توسط پسرعمویش
لحظه هولناک در چاه انداختن دختر بچه توسط پسرعمویش - این فیلم که توسط دوربین های امنیتی گرفته شده لحظه به چاه انداختن دختر 5 ساله ای در اصفهان توسط پسر بچه ای کوچک را به تصویر کشیده است.
آشنایی با لامبورگینی! کاملا ایرانی
آشنایی با لامبورگینی! کاملا ایرانی - جوان خوش ذوق ایرانی لامبورگینی! تماما ایرانی را طراحی و تولید کرده است.
سلطان سکه
سلطان سکه - اولین جلسه دادگاه "وحید مظلومین" معروف به سلطان سکه به همراه ۱۴ نفر از همدستانش امروز در شعبه دو دادگاه ویژه مفاسد اقتصادی به ریاست قاضی زرگر و به صورت علنی برگزار شد.
ریحانه یا لیلا؟! / حاشیه سازی ریحانه پارسا بازیگر سریال پدر
ریحانه یا لیلا؟! / حاشیه سازی ریحانه پارسا بازیگر سریال پدر - با وجود اینکه چند روزی است سریال پر حاشیه "پدر" به پایان رسیده است، اما انتشار تصاویر ریحانه پارسا بازیگر نقش اول زن این سریال جنجال تازه‌ای به پا کرده است. این جنجال در حالی ایجاد شده که سازندگان سریال "پدر" به دنبال تولید فصل دوم آن هستند.
لیلای سریال "پدر" مدل شد / عکس‌ها
لیلای سریال "پدر" مدل شد / عکس‌ها - ریحانه پارسا، بازیگر نقش لیلا در سریال "پدر" فعالیت خودش را به عنوان مدل تبلیغاتی آغاز کرد. این بازیگر متولد سال 1377 است.