جمعه ۲۹ دی ۱۳۹۶ / Friday, 19 January, 2018

ویـژگـیـهـای قـرآن


ویـژگـیـهـای قـرآن
واژه «قـُرآن» از مصدر «قـرء» می آیـد و خود نیز هـم مـصـدر می باشـد. به مـعـنی: "بترتیب چیدن و پیش رفـتن". بعـد به خواندن (از روخوانی) اطـلاق شـده، چـون در وضعـیـت مـزبـور خوانـنده حروف و واژه ها را بترتیب می چیند و پیش می رود. قـرآن به معنی اسمی به معنی: "خواندنی ـــ از رو خـوانـی، و به نـظـم و ترتیب چـیـنی" است. قـرآن ۱۴۰۰ سال عـمـر دارد. در مـدت بـیـن ۲۲ الی ۲۳ سال به محمد وحی شده است. وقـتی مـحـمـد آیه یا آیاتی که نازل می شـده اند را بـر دیگـران می خوانده آنـها آنرا بر روی چیزهای مختـلفی که آن زمان برای نوشتن روی آن استفاده می شده می نوشته اند. و برخی نیز آیات را از بر می کرده اند. محل قرار دادن آیات در سوره ها نیز خود محمد مشخص می کرده است. در زمان محمد قرآن بصورت یک کـتـاب کـه هـمـه آن یکجا جمع بوده باشد وجود نداشته، بلکه دوسال پس از وفات وی برای اولین بار قرآن جمع آوری شده و بصورت یک کتاب درآورده شده است.
از آنجا که محمد آخرین پیامبر است و پس از وی اسلام گسترش پیدا می کـنـد و مـسـلـمانان در شرایط مختلفی خواهند بود، قرآن با ویژه گیهائی پرداخته شده است که بتواند برای همیشه و همه جا مناسب و پاسخگو باشد. ویژگیهای آن از جمله:
۱) آیات محکم و متشابه داشتن آن است.
۲) مـنسوخ شدن آیات آن است.
۳) تـفـسیر و تأویل و تبیین شدنِ آیات آن است.
۴) راهـهای متنوعی برای رستگاری ارائه دادنِ آن است. (که عـمـدتا موارد سه گانه هستند).
۵) حروف و واژه های آن حساب شده و قانونمند بکار برده شده اند.
هر کدام از این موارد را بطور فـشرده بررسی می کنیم:
▪ آیات محکم و متشابه
آل عمران ۷: «هُـوَ الـَّذی اَنـْزَلَ عَـلَـیْکَ الْکِتابَ مِنـْهُ آیاتٌ مُحْکَماتٌ هُـنَّ اُمُّ الْکِتابِ وَ اُخَـرُ مُتـَشابِهاتٌ. فـَمـّا الـَّذیـنَ فـی قـُلـُوبـِهِـمْ زَیْـغٌ فـَیَـتـَّبـِعُـونَ مـا تـشـابَـهَ مِـنـْهُ اِبـْتِـغـاءَ الْـفِـتـْـنـَهِٔ و ابْـتِـغـاءَ تـَأویـلِـهِ. وَ مـا یَـعْـلـَمُ تـأویـلِـهِ اِلاّ اللهُ و الرّاسِخوُنَ فی الْعِـلْـمِ یَـقـُولُـونَ آمَنـّا بـِهِ کُـلٌّ مِنْ عِـنْـدِ ربِّـنـا».
«این خداست که قرآن را بر تـو نازل نـمـود. برخی از آیات آن محکم هسـتـنـد که آنها اصل این کتاب می باشند و بـقـیه متشابه. و امّا افرادی که مسائلی در دل دارند همیشه به متشابهات آن استناد می کنند، کـه بـرخی از مـوضـع مسئله سازی این کار را می کنند و برخی نیز از موضع ارتـبـاط دادن آیات بـه مـسائل مربوط به آنها! در حالیکه ارتباط آیات با مسائل فقط خـدا می داند و انـدیـشـمـنـدانی می دانـنـد کـه می گـویند: ما به تمامیت آن ایمان داریم، محکم و متشابه آن همه حرف خداست».
واژه «مُحْکـَم» به معنی: "ثابت، پابـرجا، استوار، خلل ناپذیر" و مـواردی از این قبیل است. و واژه «مُـتـَشـابـِه»: در لغت در اصل به معنی: "چیزی است که با چیز دیگری همانند نمائی و همگون نمائی می کند" (یعنی هـمانـنـدیـها و همگونیهائی زیادی را با آن دارد). و در معـنی دوم خود بـطور ضمنی و تلویحی به معنی: "چیز مناسب، متناسب، هـمگـون، هـم سـنخ" و غیره بکار رفـته است.
با توجه به معنی واژه های «محکم» و «متشابه»، آیات «مـحـکـم» آیـاتِ "ثابت" هـستند. یعنی: در هـر زمــان و مکـان و شرایطی همچنان بـقــوت خود باقـی هستند. و آیات «متشابه» آیاتِ "مناسب و متناسب" هستند. یعـنی: هـمـیـشه بقـوت خود باقی نیستند بلکه «مناسب و متناسب وضعیت و شرایط خاص فـردی، اجتماعی، تاریخی و غـیره هستند.
در آیه ۲۰ سوره مزمل در رابطه با نحوه بکارگیری قـرآن چنین می خوانیم:
« عَـلِـمَ اَنْ سَـیَـکُـونُ مِـنْـکُـمْ مَـرْضـی، وَ آخَـرُونَ یَـضْـرِبُـونَ فِـی الاَرضِ یَـبْـتـَغـُونَ مِـنْ فَـضْـلِ اللهِ وَ آخَـرُونَ یُـقـاتِـلـوُنَ فی سَـبـیـلِ اللهِ، فـَاقـْرَؤُا ما تـَیَـسَّـرَ مِـنْـهُ».
«خدا می داند کسانی از شماها مریض خواهند شد، کسانی برای امرار معاش خود در مسافرت خواهند بود و کسانی نیز در راه وی در جنگ خـواهـنـد بـود. بـنـابـر ایـن آنچه از قرآن مناسب شما است آنرا بگیرید».
مثال برای آیه متشابه:
احزاب ۵۸ ـ ۶۰:«وَالَّذِینَ یُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغـَیْرِ مَا اكْـتَسَـبُوا فَـقـَدِ احْـتَمَلُوا بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُبِینًا ــ یَاأَیُّهَا النَّبِیُّ قُـلْ لِأَزْوَاجِـكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَـلَیْهِنَّ مِنْ جَلَابِیبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَی أَنْ یُعْـرَفْـنَ فَـلَا یُؤْذَیْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِیمًا ــ لَئِنْ لَمْ یَـنْـتَهِ الْمُنَافِـقُـونَ وَالَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدِینَهِٔ لَنُغْرِیَـنّـَكَ بِهِمْ ثُمَّ لَا یُجَاوِرُونَكَ فِیهَا إِلَّا قَلِیلًا».
« و کسانیکه بـه زنان و مردان ایمان آورده بـرای کار ناکرده زخم زبان می زنند، مرتکب تهمت زنی و گناه بزدلانه سنگینی می شوند. ای پیامبر! به زنـان و دخـتـران خـود و زنـان مــردان ایـمـان آورده بگو بخشی از جلباب خود را روی خود بکشند. این کار بهترین راه بـرای شناخته نشدن و از زخم زبان رنجیده نشدنِ آنها است. خـدا مسائل را بـرای آمرزیدن شدن فعلاً کنار می گذارد و بیش از استحقاق نـیـز می بخشد. اگر منافـقـیـن و کسـانیکـه مـرض دارند و افراد هرزه شهر نیز دست برندارند به تو امکان برخورد با آنها را می دهیم، و پس از آن جز تعداد کمی از آنها همسایه تو نخواهند ماند».
این آیات مـربوط به دستشوئی رفـتن افراد در زمانی بوده که عربها دستشوئی را جدا و دور از واحد مسکونی خود درست می کرده اند. وقـتی خانواده محمد و بقـیه ایمان آورندگان به دستشوئی می رفته اند مخالـفـیـن محمد چنانکه آیه مـطرح کرده به ایمان آورندگان تـهـمت و زخم زبان می زنده اند. (مـصدر «اذی» مربوط به آزار دادن با زبان است). آیه به محمد گفـته که به "دختران و زنان خود و زنان ایمان آورندگان" بگوید که بخشی از جلباب خود (جـلـبـاب پـوشـشی اسـت کـه روی پوشش اصلی و رسـمی می پوشـند و لـبـاس سـنتی عربها است. فرق آن با چادر این است که جلباب آستین و دکمه دارد ولی چـادر ندارد) را روی صـورت خود بیندازند تا شناخته نشوند. و با شناخته نشدن از زخم زبان آزرده نمی شوند. (یعنی اگر کسی روی خـود را بپوشاند و دیگران او را در حالـیـکـه نمی شـناسـنـد بـدگـوئی کـنـنـد، او آزرده نمی شـود. چون او می داند که هوچی گرها او را نمی شناسند). و بعـد آیه می گوید: خدا غـفـوز رحیم است. غـفـور یـعـنی: کـسیکه مسئله ای را فعلاً کنار می گذارد تا اینکه بـعـدهـا به آن رسیدگی کند. و رحیم یعنی: کسیکه بیش از استحقاق می بخشد. و «غـفـور رحـیـم» در آیه یعنی اینکه: خدا فعلاً از کـردار کسانیکه دختران و زنان پیامبر و و زنان ایمان آورندگان را اذیت می کـنـنـد صـرف نظـر می کند تا اگر بعـدها آدمهای درستی شدند این عـمـلـکـردهـای آنـهـا را ببخشد. بعـد نیز در ادامه می گوید: اگر دست برندارند بـه مـحـمـد امـکـان بـرخـورد بـا آنها داده خواهد داد تا جائی که جز تعداد کمی از آنها بـقـیه از همسایگی وی بروند.
این آیات آیات متشابه است. یعنی هـمـیـشه و هـمه جا بقوت خود باقی نیستند، بلکه مربوط به شرایطی است که مـسـلـمانـان مورد اذیت و آزار و تهـمت واقع شوند. (الـبـته اگر مـناسبترین راه برخورد با افـراد هـرزه در آن شرایط همین باشد).
نمـونـه دیگـر بـرای آیـات مـتـشـابـه:
بقره ۲۰۴ــ ۲۰۵: وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یُعْجِبُكَ قَـوْلُهُ فِی الْحَیَاهِٔ الدُّنْیَا وَیُـشْـهِـدُ اللَّهَ عَلَی مَا فِی قَـلْـبِـهِ وَهُـوَ أَلَـدُّ الْخِصَامِ ـــ وَإِذَا تَوَلَّی سَعَی فِی الْأَرْضِ لِیُـفْـسِـدَ فِیهَا وَیُهْـلِـكَ الْحَـرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللَّهُ لَا یُحِبُّ الْـفَـسَـادَ.
«در میان مردم افرادی هستند کـه حـرف آنها پیش از رسیدن به حاکـمیت چـشم انسان را می گیرد، خدا آنچه در دل وی می گذرد را می بیند، او کسی است که هـیچ فضا و امکانی را به کسی نخواهد داد ـــ وقـتی به حاکمیت می رسد همه فعالیتهای خود در کشور را بر بی عـدالتی می گـذارد(یعنی برای خود کار می کند) و اقـتصاد و انسانها هر دو را نابود می کـند».
این آیات مـربـوط به زمان انـتخـابـات است. در زمـان محـمـد مـوضـوعـیتی نداشته است. پس از محمد تا به امروز نیز جز گهگاهی در مدت کوتاهی، اساساً موضوعیت پیدا نکرده است. امروزه نیز در مـیان مسـلـمانان موضوعـیـتی ندارد.
هرگاه جائی انتخابات شد وقـت بکار گرفـتن ایـن آیات است. و منظورِ آیات نرفـتن دنـبال شعر شعار افـراد و بلکه مراجعه نمـودن به عـملکرد و کارنامه آنها و مواردی از این قـبیل است. آیات اینچنینی که مـربـوط به شـرایـط خـاصـی اسـت آیـات مـتـشـابـه است.
مـثـال بـرای آیـه مـحـکـم:
بقره ۱۸۴: « أَیَّامًا مَعْـدُودَاتٍ فَـمَـنْ كَـانَ مِـنْـكُـمْ مَرِیضًا أَوْ عَـلَی سَـفَـرٍ فَـعِـدَّهٌٔ مِـنْ أَیَّامٍ أُخَـرَ وَعَـلَی الَّذِینَ یُطِـیـقُـونَهُ فِدْیَهٌٔ طَعَامُ مِسْكِینٍ فَمَنْ تَطَوَّعَ خَیْرًا فَـهـُوَ خَیْرٌ لَهُ وَأَنْ تَصُـومُـوا خَیْرٌ لَكُمْ إِنْ كُـنْـتُمْ تَعْـلَمُونَ».
« روزه در روزهـای مشـخصی است. اگـر کـسی از شـما در آن روزها مریض بـود یـا در مسافـرت، روزهای دیگری را روزه بگیرد. کسانیکه از روزه گـرفـتـن رنـج می برند، بجای روزه گـرفـتـن فـرد بـیـنـوائـی را غــذا بدهند. اگر کسی نفرات بیشتری را غذا بدهد برای خود خوبی بیشتر کرده. و روزه گرفتنِ شما وقتی آنرا بشناسید آنرا بنفع خود خواهید دید».
این آیه از آیات «مُحْکـَم» است. یعنی: ماه رمضان در هر زمان و مکان و شرایطی که واقع شود، این آیه بقوت خـود باقی است. هر که بتواند روزه بگیرد روزه می گـیـرد و هـر کـه مریض باشـد یا در مـسـافـرت، روز های دیگری (پس از ماه رمضان) روزه می گـیرد و هـر کـه از روزه گرفـتـن رنـج می برد بجای روزه گرفـتـن فـرد بینوائی ( یا اگر خواست بینوایان بیشتری را) غـذا می دهـد.
▪ آیـات مـنـسـوخ
بـقـره ۱۰۶: «مَا نَنْسَخْ مِنْ آیَهٍٔ أَوْ نُنْسِهَا نَأْتِ بِخَیْرٍ مِنْهَا أَوْ مِـثـْلِهَا. أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلَی كُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ».
« آیه ای را منسوخ یا فراموش نمی کنیم مگر اینکه بهتر از آن یا مانند آن را میآوریم».
واژه « نـَسْـخ» به معنی: "از دور اسـتـفـاده خارج نـمـودن و کـنار گـذاشتن" است. و «منسوخ» به معنی: "از دور استفاده خارج شده و کنار گـذاشـتـه شده" است. قرآن آیاتی دارد که مربوط به وضعـیت یا دوران خاصی است و پـس از عـبور از آن وضعیت دیگر اعتبار و موضوعیت خود را از دست می دهند و مطلقاً بکار گرفته نمی شوند. این آیات آیات «منسوخ» (یعنی: آیات از دور اسـتـفـاده خارج شده) نامیده می شوند. مانند:
نـسـاء ۴۳: « یا اَیُّـهَـا الذیـنَ آمَـنـُوا لاتـَقـْرَبُـوا الـصَّـلاهَٔ وَ اَنـْتـُمْ سُـکـاری حَـتـّی تـَعـْلَـمُـوا ما تـَقـُولـُونَ».
«کسانیکه ایمان دارید! وقـتی که مست هستید به نماز خواندن نزدیک نشوید تا وقـتیکه بدانید (در نماز) چه می گوئید».
این آیه با آیه ۹۰ سوره مائده منسوخ شده: « یا اَیُّـهَـا الـّذیـنَ آمَـنـُوا اِنـَّمـا الْـخَـمْـرُ وَ الْـمَـیْـسِـرُ وَ الاَنـْصـابُ وَ الاَزْلامُ رِجْـسٌ مِـنْ عَـمَـلِ الشَّـیْـطـانِ فـَاجْـتـَنِـبُـوهُ لـَعَـلـَّکُـمْ تـُفـْـلِـحـُونَ».
در جاهای دیگر نیز به تحریم مشروب اشاره شده از جـمـله در آخر آیـه بعـدی آیه مزبور گفـته: فـَهَـلْ اَنـْتـُمْ مُـنـْتـَهُـون = آیا می خواهید از آن دست بردارید (یعنی از آن دست بردارید).
("فـراموش کردن" آیه ای به معنی: "رها کردن آن تا بکارگیری مجدد آن در شرایط مشابه بعدی" است. ولی"نـَسْخ نمودن" آیه به معنی: "مـطـلـق کـنار گذاشتن آن برای همیشه" است).
چرا قرآن آیات محکم و متشابه و ناسخ و منسوخ دارد؟
پاسخ روشن است. محکم و متشابه و ناسخ و منسوخ خاص قرآن نیست. به هر چیزی که ما در جهان و در زندگی نگاه کنیم بنوعی و بنحوی و در رابطه ای ناسخ و منسوخ و محکم و متشابه دارند. مثلاً وقتی ما به کلاس دوم دبستان می رویم. کلاس اول توسط کلاس دوم منسوخ می شود. و این به این معنی نیست که به کلاس اول رفتن چیز بی خود یا اشتباه بوده است.
همینطور در رابطه با پوشاکها و ابزارهائی که استفاده می کنیم، یا روند و فرایند رشد و شکل گیری پدیده ها، و همینطور مسائل سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و غیره، همه و همه محکم و متشابه و ناسخ و منسوخ دارند.
▪ تـفـسـیـر
واژه «تـَفـسیر» به معـنی: "روشن نـمـودن چیز ناروشن" است. مثلاً وقتی بیمار به پزشک مراجعه میکند و مشکل خود را به پـزشـک می گـوید، کاری که پزشک می کند (یعنی معاینه و آزمـایـشـاتی که بـرای روشـن و مشخص نمودن نوع و دلیل ناراحتی بیمار انجام می دهد) تـفـسـیر است.
تـفـسـیـر نمودن قـرآن نیز به همین ترتیب است. یعنی قـرآن از نظر معنی آیات ناروشن دارد که باید روشن کرده شوند. مثال:
« وَ جَـعَـلَ لَـکُـمُ الـسَّـمْـعَ وَ الاَبـْـصـارَ = و برای شما شنوائی و بـیـنـائـیـهـا قرار داد» (سجده ۹).
در این آیه واژه «سَـمع (شنوائی)» مـفـرد آمده و واژه «ابصار (بینائیها)» جمع آمده است. مـفـرد بـودن شـنـوائی و جـمـع بودن بینائی" مـقـوله ناروشنی است و باید آنرا روشن کرد. روشن نمودن آن تفـسیر نمودن آن است.
مـثـال دیـگـر:
فصلت ۳۷: «لا تـَسْـجُـدوا لِلشَّـمْـسِ وَ لا لِـلْـقَـمَـرِ وَ اسْـجُـدوا لِلهِ الـَّذی خَـلـَقـَهُـنَّ».
« نه به خورشید و نه ماه هیچکدام سجده نکنید بلکه برای کسی سجده کنید که آنها را آفـریده است».
در این آیه یک نکته ناروشن وجود دارد و آن این است که در زبـان عـربی ضـمـیـر بـرای مـفـرد (یک چیز) و برای مثنی (دو چـیز) و برای جمع (سه چیز به بالا) صرف می شود. در حالـیـکـه آیـه از مـاه و خورشـیـد کـه دو چیز هستند صحبت می کند ولی بجای ضـمیر مناسب آنها که ضمیر دوتائی «هُـمـا» به معنی آنـدو باشد ضمـیر جمع « هُـنَّ » بمعـنـی «آنها» بکار برده،؟ یعنی گفـته «ماهـهـا و خورشیدها» را آفرید! این موضـوع روشـن نیست و نیاز به روشن شدن دارد. روشـن نـمـودن آن تفـسـیـر نمودن آنست.
تفسیر قرآن اساساً مربوط به معانی واژه ها و جملات و دستور و زبان و ادبیات می شود. و از این فراتر نمی رود.
▪ تـأویـل
«تأویل» در اصل به معنی: "برگشتن یا برگرداندن چـیـزی بجای خـودش یـا بحالـت خودش یا به اصل خودش" و مواردی از این قـبیل است.
تـأویـل نمـودن آیات قـرآن نیز به معنی: بـرگرداندن آنها بـه اصل خودشان است. یعنی: ربط دادن آنها به مسائل و وضعیتها و واقعیتهای مربوط به آنها است. مثال:
انفطار ۳: « وَ اِذا الْـبـِحارُ فـُجـِّـرَتْ = و وقتی دریاها طغـیان کنند».
تکویر ۶: «وَ اِذا الْـبـِحـارُ سُـجـِرَّتْ = «و وقتی دریاها بغـلیان آمده و تبخیر شوند».
این دو آیه مربوط به دریاها مربوط به چه زمـان و شـرایطی است؟ یعنی: چه وقت آب آنها زیاد می شود و وارد خشکی و شهرهای ساحلی می شوند؟ و چه وقت بجوش می آیند و تبخیر می شوند؟
وقـتی ما زمان و موضوعـیت این آیه ها را پیدا کنیم و آنها را در مجموعه رخدادهای مربوط به طبیعـت در جای خود قرار دهـیم آنها را تأویل کرده ایم!
تأویل قرآن اساساً مربوط به مسائل علمی میشود. که شامل علوم طبیعی و سیاسی و اجتماعی و تاریخی و غیره همه میشود. (و تفسیر چنانکه گفتیم مربوط به معنی واژه و جمله و دستور و زبان و کلاً ادبیات میشود).
▪ تـبـیـیـن
«تـَبـیـیـن» بمعنی: باز و بررسی نمودنِ چیز کلّی، پرداختن به جزئیات یک چیز کلّی، و مفاهیمی از این قبیل است. و عمل تبیین در رابطه های مختلف به شیوه های گوناگون صورت می گیرد. مثلاً وقتی دولت در بودجه خود یک میلیارد تومان به وزارت آموزش و پرورش اختصاص می دهد، این یک چیز کلی است. بعد وزارت آموزش و پروش این یک میلیارد را باز و بررسی و برنامه ریزی میکند. مثلاً می گوید اینقدر آموزگار داریم، اینقدر امکانات آموزشی نیاز داریم، اینقدر هزینه فلان چیز خواهد شد و الی آخر. این نوعی «تبیین» است.
قرآن نیز آیاتی دارد که یک چیز کلی هستند. و در هر زمانی اسلام شناسانی که در زمینه حقوقی و قانونگذاری کار میکنند می بایست آنها را تبیین کنند. مثلاً قرآن می گوید دست دزد را قطع کنید ولی میزان و مبلغ موردِ دزدی را تعیین نمی کند. در هر زمانی با توجه به مسائل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و ماهیت نظام حاکم و غیره، مبلغ و میزان دزدی که در حد قطع نمودن دست دزد بشود از طرف قانونگذاران اسلام شناس تعیین می شود.
▪ مـوارد مختلف بـرای رسـتـگـار شـدن
از آنجا که مـسـلـمانان در شـرایط مخـتلفی خواهند زیست و مسائل و شرایط مختلف فکری، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و غیره خواهند داشت، قرآن برای رسـتگار شـدن مـوارد مـتـنوعی که عـمـدتاً موارد سه گانه هستند را ارائه داده تا هر کسی به فـراخور وضعیت خود بتواند رویه مناسب خود را برای رستگار شدن در پیش بگیرد. از جمله:
بقره ۳ــ ۵: « الـَّذیـنَ یُـؤمِـنـُونَ بـِالْـغـَیْـبِ وَ یُـقـیمُـونَ الصَّـلاهَٔ وَ مِـمّـا رَزَقـْـناهُـمْ یُـنـْفِـقـُونَ ـــ وَ الـَّذیـنَ یُـؤْمِـنـُونَ بـِمـا اُنـْزِلَ اِلـَیْکَ وَ ما اُنـْزِلَ مِـنْ قـَبْـلِکَ وَ بـِالآخِـرَهِٔ هُـمْ یُـوقِـنـُونَ ــ اُولئِکَ عَـلی هُـدیً مِـنْ رَبـِّهـِمْ وَ اُولـئِکَ هُـمُ الْـمُـفـْلِحُونَ».
« کـسـانـیکه "در جائیکه کسی نیست" بخدا ایمان دارند و نـماز را پـایـدار می دارند و از درآمد خود انفاق می کـنـنـد ـــ و کسانیکه به آنچه بر تو نازل شده و آنچه پیش از تو نازل شده ایمان دارند و به آخرت یقـین ـــ آنها بر هدایت پرودگار خود هستند و آنها رستگار خواهـند شد».
لقمان ۴ــ۵: « اَلَّـذیـنَ یُـقـیـمُـونَ الصَّـلاهَٔ وَ یُـؤتـُونَ الـزَّکوهَٔ وَ هُـمْ بـِالآخِرَهِٔ هُمْ یُـوقِـنـُونَ ــ اُولئِکَ عَـلی هُـدیً مِـنْ رَبـِّهـِمْ وَ اُولـئِکَ هُمُ الْـمُـفـْلِحُونَ».
«کسانیکه نماز خود را بپا می دارند و مازاد بر نیاز و هزینه و مصرف خود را می دهـند و به آخرت یقـین دارند، آنها بر هدایت پروردگار خود هستند و آنها رستگار خواهـند شد».
آل عمران ۱۰۴: « وَلْـتـَکُـنْ مِـنـْکـُمْ اُمَّـهٌٔ یَـدْعُـونَ اِلَی الْـخَـیْـرِ وَ یَأمُـرُونَ بـِالْـمَـعْـرُوفِ وَ یَـنـْهَـوْنَ عَـنِ الْـمُـنـْکَـرِ وَ اُولـئِـکَ هُـمُ الْـمُـلِحُونَ».
«از شما کسانی باشند که دیگران را به اسلام دعـوت کـنـنـد و به انجام خوبیها و دست کشیدن از بدیها سفارش بدهـنـد. آنها رستگار خواهند شد».
ذاریات ۱۷ ــ ۱۹: « كَانُوا قَلِیلًا مِنَ اللَّیْلِ مَا یَهْجَعُونَ ــ وَ بِالْأَسْحَارِ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ ــ وَفِی أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ ».
« اوقات کمی از شب می خوابیدند ــ و بامدادان آمرزش می طلبیدند ــ و از مال خود همیشه به کسانیکه کمک می خواستند و کسانیکه کسی نداشتند کمک می کردند».
(این آیات از کسانی صحبت می کنند که روز رستاخیز رستگار شده اند، و بعنوان متقین از آنها یاد شده).
آل عمران ۱۳۴ ــ ۱۳۵: « الَّذِینَ یُنْفِقُونَ فِی السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ وَالْكَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ وَاللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ ـــ وَالَّذِینَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَهًٔ أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَمَنْ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاّ اللَّهُ وَلَمْ یُصِرُّوا عَلَی مَا فَعَلُوا وَهُمْ یَعْلَمُونَ».
« کسانیکه در شرایط نامناسب بدنی و مالی خود انفاق می کنند، و علی رغم داشتن توان خشم خود را فرو می نشانند، و مردم را می بخشند. و خدا افرادی که بیش از آنچه به آنها خوبی شده خوبی میکنند را دوست دارد ـــ و کسانیکه وقتی مرتکب موردی از فحشاء میشوند یا به خود ستمی می کنند خدا را یاد می کنند و بیدرنگ آمرزش می طلبند. که کسی غیر از خدا نیز نیست که بخواهد گناهان را ببخشد. و در صورت آگاه بودن از (بد بودن) آنچه انجام داده اند سعی نمی کنند که (برای دیگران) استدلال بیاورند».
در آیه اول سه موردِ "انفاق نمودن"، "فروخوردن خشم در زمانی که فرد توان پاسخ دادن دارد" و "بخشیدن مردم" برای رستگار شدن مطرح شده، و در آیه بعدی نیز سه موردِ "یادِ خدا پس از گناه یا ستم"، "آمرزش خواستن" و "بهانه جوئی ننمودن برای کرده بد خود" مطرح کرده است. و در آیه پس از آن گفته که اینها رستگار خواهند شد.
هر کسی که یکی از آیاتی که دیدیم را در زندگی خود بکار بگیرد رستگار می شود و به بهشت می رود. البته رستگار شدن و در بهشت بودن سلسله مراتبی دارد. بالاترین آنها به گفته قرآن از جمله کسانی هستند که با زندگی و دارائی خود در راه خدا مبارزه می کنند. و کسانیکه پیشتاز هستند.
حروف و واژه های قرآن حساب شده و قانونمند بکار برده شده اند
قرآن از نظر بکارگیری واژه ها و حروف و حتی تعداد آنها خیلی دقـیق و حساب شده است. از جمله:
۱) وقتی در آغاز سوره از قـرآن بنام «قرآن» نام می برد، در آن سوره واژه «قرآن» بیش از واژه «کتاب» بکار رفته. و وقتی در آغاز سوره از قـرآن بـنام «کـتـاب» نـام می برد در آن سـوره واژه «کـتـاب» بیش از واژه قرآن بکار رفته. و چنانچه در آغاز سوره از قرآن بنام «کتاب» و «قرآن» هر دو یاد می کند در آن سوره واژه های «کتاب و قـرآن» بطور مساوی و یا تـقـریباً مساوی بکار رفـته اند. مثال:
ـ در آغـاز سوره بـقـره می گوید: ذلک الـکـتاب. در ایـن سـوره واژه «کـتاب» و مشـتقات آن ۴۷ بار آمـده در حالیکه واژه «قرآن» و مـشـتـقـات آن فـقـط یک بار آمده است. در جمله: شهر رمضان الذی انزل فـیه الـقـرآن.
ـ در آغاز سوره طه می گوید: ما انزلنا علیک القرآن لتشقی. در این سوره واژه «قرآن» سه بار آمده و واژه «کتاب» یک بار.
ـ در آغاز سوره نمل می گوید: تلک آیات الـقـرآن و کتاب مبین. در این سوره واژه «قـرآن» چهار بار آمده و واژه «کـتاب» ۵ بار. (وقـتی «کتاب» و «قـرآن» با واژه «مبین» می آیند، آنکه با واژه «مبین» آمده در سوره بیشتر بکار رفـته است).
۲) خط مشی و رویه ای که در اسلام برای مسلمانان تعیین و پیشنهاد شده «صراط مستقیم» است.«صراط مستقیم» راه و رویه بینابینی، مـیانی، مـتـوازن، مـتعـارف، معتدل، مـیانه روانه و مواردی از این قـبـیـل است. یعنی مثلاً ایـنکه فـرد نـه باید ستم کند و نه ستم بپدیرد ـــ نه مصرفی و تجملاتی زندگی کند و نه هـمـه دار و نـدار خـود را انـفـاق کند و در تنگدستی زندگی کند ـــ نه دنیا را رها کند و به آخرت بچسبد و نه آخرت را رهـا کـند و به دنیا بچسبد بلکه آنها را پنجاه پنجاه بگیرد ـــ هـمـینطـور در رابـطه با پوشش و سایر مسائل دیگر. همه مسائل آن در موضع و وضعیت میانی و بینابینی است.
در همین رابطه خود قـرآن نیز راه و رویه «صراط مستقیم» را در پیش گرفته است. مثلاً: واژه «دنیا» و «آخرت» را هر کدام ۱۱۵ بار بکار برده است.
۳) در اسلام بالاترین ارزش خـدا است. در هـمـین رابطه بیشترین اسمی که در قرآن بکار برده شده واژه «الله» است که ۲۷۰۲ بار بکار رفته. و پس از واژه «الله» واژه «رب» که از صفات خداوند است بیشترین واژه ای است که در قــرآن بکار رفته است که تعداد آن ۹۸۰ بار است.
۴) واژه بَـحْـر به معنی دریا ۴۱ بار در قـرآن بکار رفـته و واژه بَـرّ به معنی خشـکی ۱۲ بـار. عــدد «۱۲» ۲۹ درصـد عدد «۴۱» است. خشکی سـطح زمـیـن نیز ۲۹ درصد است و ۷۱ درصد بـقـیه آن آب است.
۵) واژه یوم بمعنی روز ۳۶۵ بار بکار رفته که به تعداد روزهای سال است (البته سال ۳۶۵ روز و ربع است ولی عدد ۳۶۵ نزدیکترین عدد ممکن برای آنست). در جمع و مثنای خود ۳۰ بار بکار رفته که به تعداد روزهای ماه است. و واژه ماه ۱۲ بار بکار رفته که به تعداد ماه های سال است.


منبع : قرآن‌شناسی

مطالب مرتبط

قرآن گواه جاوید پیامبر (ص)


قرآن گواه جاوید پیامبر (ص)
هدف اصلی این نوشته كاویدن ویژگیهای قرآن است كه پیامبر و مسلمانان آن را نشانه جاویدان الهی بودن دعوت پیامبر می‏دانند. در این بخش از مقاله، نخست‏به ماندگاری و دست‏نخوردگی قرآن اشاره گردیده و با نگاهی تاریخی گفته شده است كه با توجه به انبوهی توزیع این كتاب، امكان دگرگون‏سازی آن در هیچ برهه‏ای از تاریخ اسلام، پذیرفتنی نیست. سپس به بررسی ادبیات قرآن پرداخته‏ایم و با جداسازی دو جنبه:
۱) استواری دستوری یا سامانمندی قرآن به عنوان مرجع و حجت در زبان تازی حتی نزد غیر مسلمانان؛
۲) زیبایی و آرایه‏های واژگانی و خوش‏آهنگی و دل‏انگیزی متن قرآن، گفته‏ایم كه تصدیق هر كدام از این دو برای دریافت‏شگفتی و ژرفای قرآن، نیاز حتمی به آشنایی با زبان عربی ندارد و برای هركس شدنی است، كه این خود یكی از دریچه‏های نگاه به جنبه اعجاز همگانی و همیشگی قرآن می‏باشد.
شمارگان انبوه قرآن در گذر همه سده‏های پیدایش این كتاب و ماندگاری نسخه‏های فراوان و بی‏شمار همه عصرها، راه بررسی موشكافانه متن دینی مسلمانان را بسی آسان و هموار ساخته است. هركس می‏تواند با پژوهش در نسخه‏های فراوان در موزه‏ها، مسجدها و مدرسه‏های خاور و باختر كره خاك، به ارزیابی ادعای یكنواختی و دست‏نخوردگی قرآن، كه مسلمانان بر آنند، بپردازد.
اكنون این نكته را نیز یادآور شده و بر آن پای می‏فشاریم كه اساسا در گذر سده‏های تاریخ اسلام زمانی را نمی‏توان یافت كه دست‏بردن و دگرگون ساختن قرآن در برهه‏ای، شدنی باشد. از همان نیمه نخست‏سده آغازین پیدایش اسلام، نسخه‏های انبوه این كتاب، به ویژه پس از هماهنگ‏سازی و توزیع آن در روزگار خلیفه سوم، در هر خانه و مسجدی یافت می‏شد و هزاران چشم و دل، واژه‏ها و فرازهای این كتاب را از آغاز تا انجام حفظ می‏كرده و می‏خواندند و می‏نوشتند. چگونه ممكن بود كه كتابی بدین گستردگی در توزیع و تكثیر را ساخت؟ ! حتی در سخت‏ترین فراز و فرودهای تاریخ كه بخشهای بسیاری از سرزمینهای اسلامی، آماج تاخت و تاز جنگهای خانمانسوز گردید، باز هم این كتاب را به فراوانی و در دسترس همگان می‏یافتند. نه یورش مغولان و نه درگیریهای دامنه‏دار صلیبی، هیچ كدام، بر انبوهی نسخه‏های این كتاب تاثیر شكننده بر جای نگذاشت. با این كه در این ستیزها، هزاران كتاب و نوشته دیگر سوخت و هرگز نشانی از آنها بدست نیامد. جالب این كه حتی آن نسخه‏هایی از قرآن، كه به چنگ دیگران افتاده و امروز زینت‏بخش موزه‏های سراسر گیتی است، هم چنان یك نواخت و دست‏نخورده برجای مانده است. تو گویی دستی توانمند بر آن است كه این نوشته را حتی در دست دیگران نیز نگاه دارد. به راستی آیا چنین چیزی را در نوشته‏ای دیگر می‏توان یافت.
بدین سان، امكان وقوع تحریف در این كتاب تنها به سالهای نخستین پس از پیامبر صلی الله علیه و آله محدود می‏شود؛ سالهای حكومت دو خلیفه تا هنگامی كه در روزگار عثمان، قرآنهای یكنواخت و هماهنگ به همه سرزمینهای اسلامی آن روز فرستاده شد. سخن در این است كه حتی آشنایی نه چندان گسترده با تاریخ اسلام گواهی می‏دهد كه در آن برهه كوتاه كه كمتر از بیست‏سال بود نیز امكان دست‏اندازی و دگرگون‏سازی این كتاب را نمی‏توان پذیرفت. در آن روزها هنوز انبوه گواهان و یاران دور و نزدیك پیامبر كه از نخستین روزهای مكه تا مدینه و جنگ و صلح با آن حضرت زیستند، زنده بودند و با حساسیت، به كتاب خداوند می‏نگریستند. با همه اختلافهای جانكاهی كه پس از پیامبر رخ نمود، همه اصحاب نسبت‏به آیات قرآن، جز در نكته‏هایی بسیار خرد و ناچیز، اختلافی نكردند. با این كه كار سوزاندن و یا در آب و سركه جوشاندن تك‏نگاریهای پراكنده قرآن در روزگار عثمان، اعتراضهای بسیاری را برانگیخت، اما گزارش در خور توجهی نمی‏یابیم كه دگرگونی و دست‏اندازی در قرآن را حتی مخالفان عثمان به او نسبت داده باشند. او را «حراق المصاحف» خواندند، ولی «محرف» ننامیدند.
البته این اعتراضها هم دیری نپایید و كار درست هماهنگ‏سازی و توزیع بجای قرآن بر جای ماند. جالب اینجاست كه قدرت سیاسی حكومت‏خلیفه سوم نیز به اندازه‏ای نبود كه بپنداریم ترس از حكومت، مانع اعتراضها می‏شد؛ چرا كه در ریز و درشت عملكردهای عثمان، همواره مخالفتهای جدی ابراز می‏شد و شورشیان ناخرسند، خلیفه را دوبار محاصره كرده و سرانجام او را كشتند. اگر در آن روزگار، كسی حتی در جایگاه عثمان می‏توانست‏به دگرگون‏سازی قرآن دست‏یازد، از مخالفت و اعتراض در امان بود؟ یا این كه هیچ چشم تیزبینی و هیچ دل مشتاقی نبود كه دلباخته كتاب خدا باشد؟ آیا اندك آشنایی با تاریخ اسلام برای نادرستی این انگاره‏های غریب، كافی نیست؟
این نوشته، در پی آن نیست كه جنبه‏های گسترده تاریخی این مساله را بررسی كند، تنها به یادآوری همین نكته بسنده می‏كنیم كه چگونگی حضور قرآن در میان انسانها، چه باورمندان و چه دیگران، به گونه‏ای بوده كه امكان دست‏بردن در آن، جز در برهه‏ای كوتاه از دهه‏های آغازین اسلام، پذیرفتنی نیست و در آن برهه هم، با توجه به شرایط سیاسی، اجتماعی و مذهبی و نیز حضور شخصیتهای مهم و آغازگران حركت اسلام، چنین چیزی به یقین، شدنی نبود.
● ادبیات قرآن
از دیرباز در میان مسلمانان معروف بوده است كه قرآن دارای ادبیات ویژه و شگفتی می‏باشد. هنگامی كه سخن از ویژگیهای برجسته این كتاب به میان می‏آید، نخستین ویژگی كه به ذهن و زبان می‏رسد ادبیات آن است. گرچه بررسی ادبیات و زیبایی واژگانی و سبك یك نوشتار یا گفتار نیازمند آشنایی به زبان آن می‏باشد، ولی می‏توان در باره قرآن نكته‏هایی را یادآور شد، كه حتی ناآشنایان به زبان و ادب تازی را هم سودمند افتد. آری ارزیابی و پی‏بردن به شگفتی كتاب دینی مسلمانان در سطحی پخته و شایسته، نیازمند آشنایی و مهارت در دستور زبان و قواعد بدیع و بیان عربی است.
در این فراز به نكته‏هایی در باره قرآن می‏پردازیم كه جدای از ریزه‏كاریهای درونی و قواعد دستوری، نشان‏دهنده برخی ویژگیهای ادبی این كتاب باشد. در این زمینه از یك سوی می‏توان استواری دستوری و مرجع‏بودن متن قرآن را به عنوان یك متن برجسته و پذیرفته شده در زبان و ادبیات عرب بررسی كرد و از سویی دیگر زیباییها و آرایه‏های واژگانی آن را كاوید.
الف) استواری دستوری و مرجع بودن قرآن
در باره استواری دستوری و مرجع‏بودن این متن در قواعد زبان عربی باید گفت كه این كتاب از آغاز پیدایش تا كنون مورد توجه و استناد در این زمینه بوده است. نگاهی هرچند گذرا به كتابهای بی‏شمار نگاشته شده در قواعد صرف و نحو عربی به خوبی نشان می‏دهد كه تا چه اندازه به متن آیات قرآن به عنوان مرجع و مستند بی‏چون وبی‏همتای این گستره، توجه شده است. به راستی آیا می‏توان در گذر سده‏های طولانی كه زبان و ادبیات عرب به شیوه‏ای علمی به همت والای دانشمندان نام‏آوری كاویده و نگاشته شده، كتابی را یافت كه در این زمینه از قرآن بهره نگرفته باشد؟ جالب آن كه اصل توجه به دستور و قواعد زبان عرب با آمدن قرآن و اهمیت مسلمانان به درست‏خواندن این كتاب، آغاز شده است. همه پژوهشگران این زبان بر آنند كه گستره پردامنه و بالنده و استوار این زبان قانونمند و بسامان، با آمدن اسلام و پیدایش قرآن، هماهنگی و سامان علمی یافته و پژوهش و نگارش در این زمینه با انگیزه پاسداری از قرآن به عنوان متنی مقدس و فرابشری در اندیشه مسلمانان، آغاز شده است.
آیا می‏توان در تاریخ ادبیات عرب كتابی درخور توجه یافت كه پیش از اسلام و پیدایش قرآن، به قواعد و دستور آن پرداخته باشد؟
باری به گمان ما این كه ساماندهی و پژوهش علمی قواعد زبان عربی، كه استواری و قانونمندی چشم‏گیری دارد، وامدار پیدایش اسلام و قرآن می‏باشد، مطلبی روشن است و نیاز به پافشاری بیشتر ندارد. حتی غیر مسلمانانی كه در این زمینه به كاوش پرداخته‏اند نیز آشكارا و فروتنانه حجیت و مرجعیت دستوری قرآن را پذیرفته‏اند. در روزگار ما كه زبان و ادبیات عرب مرزهای بومی خود را درنوردیده و در پژوهشهای دانشگاههای جهان جایگاهی یافته و یا در میان عرب زبانان غیر مسلمان، مانند مسیحیان لبنان، در این باره كاوشهای ارزشمندی انجام گرفته است، به خوبی می‏توان دید كه تا چه اندازه به قرآن توجه شده و جنبه دستوری آن، جدای از باور دینی و درستی یا نادرستی محتوایی پیامهایش، پذیرفته شده است. اساسا باید گفت كه استواری دستوری یك متن می‏تواند از محتوای پیام آن جدا باشد و پذیرش هركدام در گرو دیگری نباشد. بدین سان پذیرش مرجعیت قرآن نیز از سوی دیگران، نه كاری شگفت كه شیوه‏ای پسندیده و هماهنگ با خلق و خوی پژوهش علمی است.در همین زمینه نكته شایسته درنگ و مهم این كه در میان مسلمانان متون دینی دیگری هم بوده و هست كه حجم آن به دهها برابر قرآن می‏رسد. این همه گفته‏ها و نوشته‏ها كه از پیامبر و امامان به ما رسیده و با دقت و موشكافی بسیاری نگاشته و به آیندگان سپرده شده، میراث سترگی از متون دینی اسلام به شمار می‏آید. با این همه، اندیشمندان و ادیبان مسلمان، این متون را مرجع و حجت‏برای استناد در زمینه قواعد زبان عربی نمی‏دانند؛ چرا كه بنای معصومان علیهم السلام این نبوده است كه در گفتار و نوشتار خود بر مراعات قواعد ریز و درشت صرفی و نحوی پای‏بفشارند و سخنی بگویند یا بنویسند كه حتما قابل استناد دستوری باشد.
آیا دیده شده كه همانند آیات قرآن، در یك مساله دستوری به جمله‏ای از نهج البلاغه، استناد كنند؟ البته روشن است كه گفته‏ها و نوشته‏های معصومان علیهم السلام بسیار زیبا و ادیبانه و دل‏نشین عرضه گردیده، ولی مرجع‏بودن در قواعد یك زبان، ویژگی دیگری است كه آن را در قرآن پذیرفته‏اند.
بدین‏سان می‏بینیم كه از یك سوی، مسلمانان متون دینی دیگر خود را به عنوان مرجع دستوری زبان عربی مطرح نمی‏كنند، ولی اشعار خرافی و مبتذل روزگار جاهلیت را به عنوان مرجع ادبیات عرب می‏پذیرند، و از دیگر سوی، زبان‏شناسان و تازی‏دانان غیر مسلمان نیز قرآن را به حجیت و مرجعیت در این زبان می‏شناسند. این همه نشان می‏دهد كه شیفتگی اعتقادی و جانبداری دینی انگیزه این نیست كه این ویژگی را برای قرآن برشمرده‏اند. به راستی آیا این ویژگی را در متون دینی ادیان الهی یا بشری دیگر به آسانی می‏توان یافت؟ سوگمندانه باید گفت كه در ادیان گوناگون كمتر می‏توان متون دینی را به زبان اصلی آن در گذر سده‏ها بدست آورد. نه تورات و نه انجیل را می‏توان به زبان اصلی آنها یافت و نه اصل كتابها و نوشته‏های پیامبران بزرگ و نام‏آور دیگر را می‏توان به دست آورد، تا چه رسد به این كه ویژگی ادبی یا مانند آن را در این متون بررسی كرد. این امتیاز در میان متون دینی، تنها از آن قرآن است كه همواره به زبان اصلی در دسترس بوده و به اعتراف همگان، مرجع مهم زبان خویش به شمار می‏آید. البته در این باره سخن و نكته‏های ادبی و تاریخی بسیاری هست كه در این نوشته كوتاه نمی‏گنجد.
ب) زیباییها و آرایه‏های واژگانی قرآن
زیباییها و آرایه‏های واژگانی قرآن نیز گستره دل‏نشین دیگری است كه در باره این كتاب می‏توان از آن یاد كرد. سخن آهنگین و گزینش واژه‏های گوش‏نواز و دل‏انگیز و چینش بسامان، به این نوشته چنان جانی بخشید كه ناباوران بدان نیز نمی‏توانستند از پذیرش جانفزایی و دلربایی آن سر باز زنند. البته ارزیابی و پذیرش این ویژگی نیاز بیشتری به آشنایی با زبان و سبكهای ادبی عربی دارد. گرچه نباید انكار كرد كه زیباشماری قرآن از سوی مسلمانان، تا اندازه‏ای برخاسته از باور و شیفتگی دینی آنان به این متن است، كه سخن مستقیم پروردگارش می‏دانند، ولی مگر تنها مسلمانان بر این ویژگی پای می‏فشارند؟ نگاهی گذرا و آگاهی نه‏چندان گسترده به روزگار آغاز پیدایش قرآن كافی است تا گیرایی و دلربایی این متن را نزد آنان كه به زبان مادری خویش، آن هم در دوران شكوفایی سخنوری عرب، شیفته زیباییهای قران می‏شدند، دریابیم. گزارشهایی كه از چگونگی اسلام‏آوردن برخی از صحابه نامدار رسول خدا صلی الله علیه و آله كه گیرایی آیات آنان را به سوی پیامبر كشاند، نشان‏دهنده همین است.
گذشته از این، مخالفان و دشمنان پیامبر نیز خود بدین ویژگی اعتراف می‏كردند. اگر شیفتگی دوستان را از سر دلباختگی و ایمان به سخن خداوند و پیامبرش بدانیم، گفته‏های كافران و دشمنان پیامبر را چه كنیم؟ مگر نه این كه سخن او را «افسونگر» می‏دانستند و خود او را «ساحر» و «شاعر» می‏خواندند؟ آیا كسی سرودن شعری را به پیامبر اسلام نسبت داده است؟ یا مقصود آنان زیبایی آیاتی بود كه او پس از چهل سالگی آنها را برای مردم بازگو می‏كرد؟ یادآوری این نكته از سوی خود پیامبر به مردم روزگار خویش نیز بسیار مهم است كه: من پیشتر از این عمری را در میان شما بسر برده‏ام، آیا نمی‏اندیشید؟
به راستی اگر زیبایی سخن او بدان پایه كه در قرآن آمده از سوی خود پیامبر بود، چرا در چهل سال نخست زندگی او نشانی از این دست نمی‏توان یافت؟ به هر روی همه اینها گواه آن است كه غیر مسلمانان و حتی دشمنان پیامبر نیز از پذیرش زیبایی سخن قرآن سر برنمی‏تافتند. بدین‏سان تصدیق زیبایی، گوش‏نوازی و دل‏انگیزی آیات قرآن تا این اندازه نیاز به آگاهی گسترده و نزدیك به زبان و ادبیات عرب ندارد. آیا پذیرش زیبایی سروده‏های حافظ در زبان پارسی یا گوته در آلمانی، حتما در گرو آشنایی و توان ارزیابی شعر در این دو زبان است، یا می‏توان از این همه اشتهار و داوری موافقان و مخالفان اندیشه‏های این شاعران نیز توانایی ایشان و استواری سروده‏هایشان را دریافت؟ البته روشن است كه آشنایی مستقیم با زبان یك متن و توان ارزیابی ادبی آن، راه بهتر و بالاتری می‏باشد، ولی مقصود ما آن است كه همگان می‏توانند جنبه زیبایی ادبیات قرآن را تصدیق كنند، هرچند با زبان اصلی آن آشنایی گسترده‏ای نداشته باشند.
از سویی دیگر در گذر سده‏های تاریخ اسلام تا امروز، صدها و شاید هزاران كتاب در زمینه تفسیر و جنبه‏های ادبی و زیباییهای واژگانی قرآن به نگارش درآمده و امروز میراث سترگی در گستره علوم اسلامی برجای مانده است. انبوهی از نوشته‏ها نیز در فراز و فرود رخدادهای تاریخی گذشته از میان رفته‏اند كه ما تنها از آنها نامی را می‏شناسیم و گاهی حتی نامی هم نمانده است. در این حجم بزرگ كه در زبانهایی چون تازی و پارسی كه به زبان قرآن نزدیك‏ترند و نیز به زبانهای دیگر، سامان یافته، همگی از ویژگیهای ادبی و آرایه‏های واژه‏های آن سخن گفته‏اند. آیا می‏توان پذیرفت كه هزاران اندیشمند و صدها نویسنده، ادیب و پژوهشگر، همگی تنها به دنبال شیفتگی اعتقادی خویش، سرخوش از جانبداری دینی به چنین كاری دست زده‏اند و قرآن دارای ویژگی برجسته‏ای در این زمینه نیست؟ به راستی كه اگر كسی چنین احتمالی را هم به ذهن بیاورد، سخن بیهوده و خنده‏آوری خواهد بود.
آیا می‏توان این همه ریزه‏كاریهای ادبی و نكته‏پردازیهایی را كه در طول تاریخ نگارشهای تفسیری، هزاران ورق بر دفتر معرفت‏بشری افزوده است‏به یكباره شست و به كناری نهاد و آن را بی‏پایه دانست؟ به راستی چنین ستمی در هر شاخه و رشته‏ای از فرهنگ و دانش بشری و در هر كجای جهان و تاریخ، نابخشودنی است. چرا این همه دانشمند و ادیب و نویسنده مسلمان، یك‏دهم این تلاش را برای متون دینی دیگر به كار نبسته‏اند تا شیفتگی و جانبداری اعتقادی خود را در گستره‏ای دیگر نیز بنمایانند؟ آیا زرگداشت‏سخنان دیگر پیامبر اسلام یا دیگر رهبران اصلی دین، مانند امامان معصوم در اعتقاد شیعه، تا این اندازه كم و ناچیز است؟ حقیقت آن است كه آنان به دنبال سفارش و پافشاری خود پیامبر، دریافته‏اند كه سخن خداوند در قرآن، رنگ و بوی دیگری دارد و این متن آمده تا نمونه‏ای برای همه روزگاران باشد تا بهترین داستانها، ذكر، روشنایی، بیان، راهنما، استوار، رسا و... باشد و اگر همه انسانها توان خویش را برهم انباشته سازند و از توش و توانهای دیگر نیز بهره جویند، حتی یك سوره مانند آن نخواهند آورد. [۱]
بدین سان می‏بینیم كه تصدیق این مطلب نیز حتما نیازمند آشنایی نزدیك با زبان قرآن نیست. چگونه می‏توان پذیرفت كه هزاران تن اهل دانش، از نویسنده و مدرس و پژوهشگر و دانش‏پژوه، با هزاران صفحه و جلد و مطلب در باره قرآن، به مبالغه و اغراق پرداخته و متنی عادی را محور این همه تلاش قرار داده باشند؟
نكته درخور توجه دیگر این كه بسیاری از این تلاشگران در گستره قرآن‏پژوهی از اقوام عرب‏زبان هم نبودند. به ویژه ایرانیان در گذر سده‏ها بیشترین كوشش را برای سامان‏بخشیدن به شاخه‏های گوناگون ادبیات عرب به انجام رسانده‏اند تا این همه را در خدمت پژوهش و موشكافی قرآنی درآورند و از این رهگذر جنب و جوش فرهنگی ارزشمندی برای فرهنگ بشری به ارمغان آورده و بر جای گذاشته‏اند. براستی این همه اندیشمندان غیر عرب كه از نخستین سده پیدایش اسلام تا كنون به كاوش در تفسیر و علوم قرآن، هزار نكته باریك‏تر از مو را كاویده‏اند، راهی بیهوده و بی‏اساس پوییده و به گفته حافظ ژاژ خاییده‏اند؟ در این نوشته كوتاه نمی‏توان حتی به نامها و كتابهای اندیشمندان این گستره اشاره كرد، ولی تنها یادآور می‏شویم كه در كتاب ارزشمند خدمات متقابل اسلام و ایران، مرحوم شهید مطهری، مطالب بسیار سودمندی در این باره آورده‏اند. بد نیست‏به چند نمونه از آنها اشاره كنیم:
«كتاب معروف سیبویه در نحو كه به نام «الكتاب» معروف است از بهترین كتب جهان در فن خود یعنی از قبیل مجسطی بطلمیوس در هیئت و منطق ارسطو در منطق صوری تلقی شده است، بارها در پاریس و برلین و كلكته و مصر چاپ شده است. سید بحر العلوم و دیگران گفته‏اند: همه علما در نحو عیال سیبویه می‏باشند. در این كتاب به سیصد و چند آیه از قرآن مجید استشهاد شده است..». [۲]
بنا بر نقل مرحوم شهید مطهری در كتاب تاسیس الشیعه لعلوم الاسلام، از مرحوم سید حسن صدر آمده است كه سلامهٔ بن عیاض شامی نقل كرده كه: «فتح النحو بفارس و ختم بفارس» یعنی نحو از فارس به وسیله سیبویه آغاز گشت و در فارس با رفتن ابوعلی فارسی پایان یافت. گرچه خود مرحوم مطهری این سخن را مبالغه می‏داند، ولی اصل تاثیر دانشمندان غیر عرب در گستره ادبیات و تفسیر را به روشنی می‏توان دریافت. حتی كتابهای لغت عرب و نام‏آورترین آثار را در این باره ایرانیان نگاشته‏اند؛ كتابهایی چون صحاح اللغهٔ تالیف جوهری نیشابوری، مفردات القرآن تالیف راغب اصفهانی، قاموس اللغهٔ تالیف فیروزآبادی، اساس اللغهٔ تالیف زمخشری.
بدین سان می‏توان تصدیق كرد كه گسترش و بالندگی ادبیات عرب در میان مسلمانان به بار نشسته و هدف اصلی آنان، پژوهش در قرآن كه در نگاه آنان سخن دل‏افروز و آهنگین خداوند می‏باشد، بوده است. آنچه از همه این نكته‏ها پی می‏گیریم این كه دریافت جنبه‏های دوگانه ادبیات قرآن تا این پایه كه گفته‏ایم، نیازمند آشنایی نزدیك و گسترده با زبان عربی نیست و همه انسانها از هر جای زمین و در هر روزگاری می‏توانند این ویژگی شگفت قرآن را تصدیق كنند، گرچه بررسی مستقیم این كتاب به زبان اصلی آن، لایه‏های ژرف‏تری را برای دانش‏پژوهان می‏شكافد.

وبگردی
ابعاد حقوقی جدال علی مطهری با آستان قدس
ابعاد حقوقی جدال علی مطهری با آستان قدس - 38 شرکت که جزء بزرگترین کارتل های اقتصادی کشور هستند، متعلق به آستان قدس است. بنابراین آستان قدس کنونی، آستان قدسی نیست که حضرت امام در نامه خود از آن سخن گفته‌اند.
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها - به‌جز وزارت ارشاد، هیچ‌یک از این 40 ارگان و نهاد در قبال میلیاردها تومان بودجه‌هایی که دریافت می‌دارند پاسخگو نبوده نیستند.
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار - ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی»
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی» - علی ربیعی وزیر کار، رفاه و امور اجتماعی در گفت‌وگوی تلفنی با خانواده یکی از خدمه نفتکش «سانچی» اظهار همدردی کرد.
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی - توقف عملیات خنک سازی و مهار آتش در شب گذشته، موجب رسیدن آتش به مخازن سمت چپ کشتی و انفجارهای شدید صبح امروز شد که در نهایت پس از چند ساعت به غرق شدن کامل نفتکش ایرانی انجامید.
از «خس و خاشاک» دیروز تا «آشغال» امروز
از «خس و خاشاک» دیروز تا «آشغال» امروز - این اتفاق بیشتر از هر موضوع دیگری سبب شد تا مردم یاد خاطرات سال ۸۸ بیفتند؛ آن زمانی که یک فرد با به زبان آوردن سخنانی ناشایست و بدون تفکر، مردمی را که برای بیان خواسته‌های‌شان به خیابان‌ها آمده‌ بودند، خس و خاشاک خواند و سبب شعله‌ور شدن آتش شد.
عدالت با  6 دلار در سال!
عدالت با 6 دلار در سال! - فیلم - رضا رشیدپور در برنامه حالا خورشید با کنایه به واریز سود سهام عدالت گفت: به خارجی ها نگوییم این سود سهام عدالت ماست، بگوییم ما روز شش دلاری مزگان داریم.
تحقیری که در دنیا میشویم / نفتکش ایرانی خدمه ایرانی با پرچم پاناما
تحقیری که در دنیا میشویم / نفتکش ایرانی خدمه ایرانی با پرچم پاناما - اگر از همه این ابهامات در خصوص مالکیت این کشتی که بگذریم، مهم‌ترین سوالی که این روز‌ها مطرح است، به آتشی باز می‌گردد که ظاهرا قرار نیست خاموش شود و یک هفته است که می‌سوزد. حریقی که اگر نبود حادثه پلاسکو، ممکن بود آن را ناشی از بزرگ بودن سانچی و حجم زیاد بارش بدانیم یا برعکس، از ناتوانی اطفاکنندگان در این ماجرا گلایه سردهیم، اما حالا به شکل گیری ابهامی بزرگ‌تر منجر شده...
ورود بی‌چادر و باآرایش به این بیمارستان ممنوع است
ورود بی‌چادر و باآرایش به این بیمارستان ممنوع است - خانم مسئول انتظامات جلوی درمانگاه بیمارستان بقیه‌الله ایستاده، جلوی زنان مانتویی را می‌گیرد و با گرفتن کارت شناسایی به آنها چادر می‌دهد. خیلی از زنان اینجا قبل از ورود به بیمارستان مانتویی هستند اما با گذشتن از در ورودی چادری می‌شوند.
کسی به ایرانی ها اهمیتی نمی دهد
کسی به ایرانی ها اهمیتی نمی دهد - ممکن است دود وارد محیط ایزوله ای شود که احتمالا دریانوردان در آنجا حضور دارند، پرسیده ایم چرا نجاتشان تا این حد طولانی شده است؟ گفته می شود چینی ها کم کاری می کنند ناراحتم از اینکه وقتی کشتی چینی تصادف کرد همه سرنشینان آن سالم هستند اما کسی به ایرانی ها اهمیتی نمی دهد.
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت - رسانه های مطرح یونانی با انتشار تصاویری از رابطه عاطفی ملی پوش ایرانی باشگاه المپیاکوس با یک میلیاردر یونانی - آمریکایی پرده برداشتند و مدعی شدند این دو تصمیم خود را برای ازدواج قطعی کرده اند.
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟ - بخشی از تکثر مسئولیت های بعضی چهره‌های سیاسی به بی‌اعتمادی نظام به افراد کارآمد برمی‌گردد و علت دیگر این موضوع، اعتماد غیرمعقول به این افراد است. با این حال این افراد هرچقدر هم که توانمند باشند، از نظر روان شناسی و انسان شناسی در بخشی از مسئولیت های خود ناموفقند.
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود!
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود! - فیلم - حسین عطایی ۱۰ سال دارد و در حوزه طراحی مفهومی خودرو فعالیت می کند. او ۶ اختراع ثبت شده دارد، مدرسه نمی رود و از دو شرکت تسلا و ولوو دعوت به همکاری شده است. او مشاور رییس سازمان برنامه و بودجه است. گفتگوی رضا رشیدپور با نابغه ١٠ساله طراحی خودرو را اینجا ببینید.
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت !
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت ! - تست برخورد جلوی خودرو با سرعت 50 کیلومتر در ساعت برای سمند TU5 ، توسط یکی از سازمانهای معتبر ارزیابی خودرو در انگلستان صورت گرفت.
کشور محل درمان آیت الله هاشمی شاهرودی مشخص شد (+عکس)
کشور محل درمان آیت الله هاشمی شاهرودی مشخص شد (+عکس) - سرانجام بعد از مدت ها سکوت درباره این که آیت الله سیدمحمود هاشمی شاهرودی برای درمان به کدام کشور رفته است، خبرگزاری اهل بیت(ع) از درمان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در آلمان خبر داد و نوشت:
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه - این فیلم حواشی زیادی را در فضای مجازی به همراه داشته است.
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم - اولین قسمت از برنامه هاردتاک کاکتوس را با صحبت های جذاب نیوشا ضیغمی در مورد خانواده و همسرش ، ماجرای صحبت های جنجالی یک هواپیما ، 8 سال احمدی نژاد و ...
    پربازدیدها