دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۷ / Monday, 18 June, 2018

احمدآباد : روستایی نو در قلب تاریخ


احمدآباد : روستایی نو در قلب تاریخ
روستایی كه امروزه با نام «احمدآباد» مقبره مرحوم دكترمحمدمصدق (۱۳۴۵ ـ۱۲۶۱ خورشیدی) شهره خاص و عام است، در صد سال پیش وجود نداشت. این دهكده مشهور، مركز دهستانی به همین نام از بخش مركزی شهرستان نظرآباد (غربی‌ترین شهرستان استان تهران) است كه در ۵/۷ كیلومتری جنوب غربی شهر آبیك و در موقعیت جغرافیایی ۵۰ درجه و ۲۸ دقیقه و ۲۴ ثانیه طول و ۳۵ درجه و ۵۹ دقیقه و ۳۸ ثانیه عرض جغرافیایی و در ۱۱۹۵ متر ارتفاع از سطح دریا واقع شده است.(۱)
این اراضی پیش از این جزء املاك عضدالسلطان پسر مظفرالدین شاه قاجار و شوهر خواهر دكتر مصدق بوده است. مصدق زمانی كه در سمت مستوفی‌گری خراسان بود، املاك خود در اراك را با این اراضی معاوضه كرد. این اراضی با همت دكترمصدق احیا و معمور شد و او با ساخت قلعه، آنجا را به ملك ییلاقی خود تبدیل كرد. قلعه اربابی هشت هزار متر مساحت دارد و به سبك معماری اواخر دوره قاجاریه ساخته شده است. در جنوب قلعه، منزل خدمه قرار داشت و اهالی روستا همان رعایای مصدق بودند و پیش از آنان سكنه‌ای در این اراضی وجود نداشت. مصدق پس از ساخت روستای نوبنیاد، آن را به‌نام پسر ارشدش، «احمدآباد» نامید. رهبر نهضت ملی ایران در همان زمان حیاتش اراضی احمدآباد را بین فرزندانش تقسیم كرده و سهم دختران و پسران را مساوی قرار داد. به ‌هنگام اصلاحات ارضی، این اراضی به‌طور داوطلبانه به وسیله فرزندان مصدق به وزارت كشاورزی فروخته شد تا اراضی یادشده بین رعایای احمدآباد تقسیم شود. حدود بیست هكتار از این اراضی هم جزء مستثنیات اصلاحات ارضی باقی ماند كه پس از وفات دكترمصدق اداره آن برعهده فرزندانش بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی این بیست هكتار هم به‌وسیله مهندس احمد مصدق بین ساكنان احمدآباد تقسیم شد.
گویا تقدیر چنان بود كه دكترمصدق، احمدآباد را بنا كند تا دوران مقاومت در برابر استبداد را در این قلعه خودساخته بگذراند. او با به سلطنت رسیدن رضاشاه، سال‌های ۱۳۰۶ تا ۱۳۱۹ خورشیدی را به‌طور متناوب در احمدآباد سپری كرد تا كمتر در گزند تیررس دیكتاتور باشد. اما سرانجام پس از فرخی یزدی، آیت‌الله مدرس و... نوبت به مصدق رسید، گویا قرار بود خراسان تبعیدگاه و فراموشخانه مخالفان رضاشاه باشد. در هنگامی كه مصدق دوران پرمشقت تبعید را همراه با تحمل بیماری سپری می‌كرد، «ارنست پرون» همدم محمدرضا پهلوی (ولیعهد) در بیمارستان نجمیه، موقوفه مادر مصدق بستری شد. دكترغلامحسین مصدق پس از معالجه ارنست پرون در ازای اجرت معالجه، رهایی پدر از تبعیدگاه بیرجند را خواستار شد. وساطت پرون به شفاعت ولیعهد در نزد رضاشاه انجامید. شاه قدر قدرت هم گفت: «به احمدآباد برود و در آنجا هم بمیرد.»
اما سرنوشت به‌گونه‌ای دیگر رقم خورد. رضاشاه از ایران ‌رفت و مصدق در اسفند ۱۳۲۰ به تهران بازگشت. پس از این باز هم گذار مصدق به احمدآباد افتاد. پس از آن‌كه بیگانگان به همراهی عمال داخلی خود كودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ را رقم زدند، مصدق بازداشت، محاكمه و به مدت سه‌سال دوره زندان را سپری كرد. پس از آن‌كه رهبر نهضت ملی ایرانیان به احمدآباد تبعید شده و دوران حبس خانگی تا به‌هنگام مرگ را آغاز كرد. پیرمرد درحالی كه برخلاف دوره تبعید زمان رضاشاه محدودتر شده بود و اجازه نداشت از محدوده قلعه خارج شود، ایام پیری را به مطالعه می‌گذراند. اما او همچنان نگران فرزندان ملت بود به‌طوری كه این نگرانی را در صورت‌های گوناگون می‌توان دریافت، از احساس مسئولیت در برابر امور بیمارستان نجمیه و وضعیت بیماران آن تا نظارت بر اقدام اهل سیاست و مبارزان گرد آمده در جبهه ملی دوم. او همچنین برای فردای تاریخ از پاسخگویی به ادعاهای محمدرضاشاه در روزنامه اطلاعات كه بعدها به‌ صورت كتاب «مأموریت برای وطنم» منتشر شد، غافل نبود. عاقبت آرزوی پدر در دوره پسر به‌وقوع پیوست و مصدق در احمدآباد در گذشت. با وجود آن‌كه مصدق وصیت كرده بود پیكرش در «قبرستان ابن‌بابویه» در كنار شهدای ۳۰ تیر ۱۳۳۱ دفن شود، اما شاه در پاسخ به این خواسته خانواده مصدق گفت: «زنده و مرده در احمدآباد.» بدین‌ترتیب مصدق به‌طور امانی در سالن پذیرایی عمارت احمدآباد به خاك سپرده شد.
با وجود آن كه شاه در این اندیشه بود كه مصدق در روستایی دور از تهران و در غربت مدفون شود، اما نام مصدق، آرامگاهش را به نمادی برای آزادی‌خواهان و ملت ایران در تلاش‌شان برای رسیدن به آزادی و استقلال تبدیل كرد. به‌طوری‌كه در فضای به‌وجود آمده در سال ۱۳۵۶ پس از سال‌ها، مراسم سالروز درگذشت مصدق در احمدآباد برگزار شد و یك‌سال بعد كمتر از یك‌ماه پس از سقوط رژیم پهلوی، احمدآباد محل اجتماع هزاران انسانی شد كه در آغاز راه جدیدی برای رسیدن به مردم‌سالاری و آزادی بودند.(۲)
احمدآباد به اندازه‌ای به‌ نام مصدق گره موزون خورده است كه «مهدی اخوان ثالث» از شاعران برجسته معاصر ایران در فروردین ۱۳۳۵ شعری به‌نام «تسلی و سلام» سروده و آن را به «پیر محمد احمدآبادی» تقدیم كرده است.(۳)
براساس شواهد تاریخی، تبعید مصدق به احمد‌آباد، رنج و دردهای فراوانی را برای او به ارمغان آورد. دكترغلامحسین مصدق در این باره می‌نویسد: «در طول مدتی كه در محدوده احمدآباد مجبور به اقامت بود چون حشر و نشری نداشت روحاً از زندگی مقید رنج می‌برد. برای ما هم بیش از هفته‌ای یكبار فرصت دیدار معین نشده بود. پدرم در تبعید احمدآباد بود كه مادرم از دست رفت و تألمی تازه بر غم‌های درونی دیگر بابا افزوده شد. او كه حقیقتاً از درگذشت مادرم ملول شده بود در غالب نامه‌هایی كه به تعزیت‌دهندگان خود می‌نوشت یادآور می‌شد كه از این زندگی به تنگ آمده است و می‌خواهد از رنج و صدمه آن خلاص شود. در حبس و تبعید كسی كه دل به دل او بدهد نبود؛ ناچار در اتاق با تنهایی خویش می‌زیست. در احمدآباد گاهی در باغ و مزرعه گردش می‌كرد و باز به گوشه عزلت اجباری كه پیش از شهریور ۱۳۲۰ هم بدان خو كرده بود می‌آرمید. مقصود آن است كه در سراسر دوران حبس و تبعید كه به خاطر عشق وطن و خدمتگزاری بدان برایش پیش آمد، رنج بسیار برد.»(۴)
دكتر مصدق نیز در خاطراتش ضمن اشاره به این تبعید سیاسی می‌نویسد: «دادگاه نظامی مرا به سه سال حبس مجرد محكوم كرد كه در زندان لشكر ۲ زرهی آن را تحمل كردم. روز ۱۲ مرداد ۱۳۳۵ كه مدت آن خاتمه یافت به جای این‌كه آزاد شوم به احمدآباد تبعید شدم و عده‌ای سرباز و گروهبان مأمور حفاظت من شدند. اكنون كه سال ۱۳۳۹ خورشیدی هنوز تمام نشده مواظب من هستند و من محبوسم و چون اجازه نمی‌دهند بدون اسكورت به خارج [قلعه] بروم در این قلعه مانده‌ام و با این وضعیت می‌سازم تا عمرم به سر آید و از این زندگی خلاصی یابم.»(۵) او در جای دیگری از خاطرات خویش بار دیگر تأكید می‌كند: «من در این قلعه [احمدآباد] بی‌جهت و بی‌دلیل محبوسم و از تمام آزادی‌های فردی محرومم و خواهانم كه هر چه زودتر عمرم به سر آید و از این زندگی خلاص شوم. چرا باید از ذكر حقایق خودداری كنم و رفع اشتباه از كسانی كه در جریان امور این مملكت نبوده‌اند، نكنم.»(۶) نخست‌وزیر تبعیدی حتی در برابر مطالب مندرج در روزنامه‌های آن عصر نیز حق پاسخگویی نداشت: «چون در احمدآباد زندانی هستم نمی‌توانم در جراید از خود دفاع كنم.»(۷)
در نامه‌هایی كه دكترمصدق به دكتر سعید فاطمی (منشی مخصوص‌اش دردادگاه لاهه) نوشته است به‌طور گویا و مفصل، وضعیت خود در احمدآباد را توصیف كرده است. او در نامه ۴ فروردین ۱۳۴۰ می‌نویسد: «وضعیت‌ام مخصوصاً‌ در این دو سال اخیر طوری است كه غیر از فرزندان با كس دیگری نمی‌توانم ملاقات می‌كنم و حتی از قلعه هم بدون اسكورت حق خروج ندارم...» در نامه ۲۵ مهر همان سال نیز آمده است: «از وضعیت بنده گویا درست اطلاع نداشته باشید كه از این قلعه نمی‌توانم خارج شوم. با كمتر كسی مكاتبه می‌كنم، برای این‌كه دفعه دیگری دچار تعقیب و محاكمه نشوم. اكنون متجاوز از پنجاه‌نفر سرباز و گروهبان اطراف بنده هستند كه اجازه نمی‌دهند با كسی ملاقات كنم غیر از فرزندانم. خواهانم هرچه زودتر از این زندگی رقت‌بار خلاص شوم.»(۸)
هم‌اكنون آرامگاه مصدق در میان باغی محصور است كه به‌تازگی تعدادی بنا ازجمله یك كتابخانه و موزه، دفتر مجموعه و اتاق سرایدار در آن احداث شده است. بنای اصلی و قدیمی محل سكونت و دفن دكترمصدق، بسیار ساده و شامل چهار اتاق متصل به هم است كه عبارت‌اند از اتاق‌های پذیرایی، خواب و نشیمن. این خانه در حال حاضر به صورت موزه‌ای درآمده كه بیشتر عكس‌های یادگاری از مصدق و هدایایی كه دوستداران او به این مجموعه هدیه كرده‌اند، در آن نگهداری می‌شود. آرامگاه او در اتاق اصلی همین خانه است و اتومبیل شخصی‌اش كه از نوع پونتیاك مدل ۱۹۴۸ است در پاركینگ كتابخانه محفوظ است.(۹)
خانواده دكترمصدق قلعه احمدآباد را متعلق به تمام ایرانیان می‌دانند و از همین‌رو در سال ۱۳۷۳ برای حفاظت و مرمت آن وقفنامه‌ای تهیه و هیئت امنایی مركب از مهندس مهدی بازرگان، دكتر یدالله سحابی، دكترمحمود مصدق، دكتر نورعلی تابنده، داریوش فروهر، علی اردلان، حسین شاه‌حسینی و سیدجواد مادرشاهی برای نظارت بر این مهم برگزیده شدند. با مرگ برخی از اعضا كسانی چون مهندس عزت‌الله سحابی، دكتر فروزان، خسرو سیف و قاضی خزاعی در هیئت‌امنا جایگزین شده‌اند.(۱۰) مجموعه تاریخی قلعه احمدآباد در فهرست آثار ملی ایران شماره ثبت ۲۹۴۳ را دارد.(۱۱)
«استیون كینزر» خبرنگار ارشد روزنامه نیویورك تایمز و نویسنده سه كتاب تاریخی، در سال ۱۳۸۱ از احمدآباد دیدار كرده و در آستانه پنجاهمین سالگرد كودتای ۲۸ مرداد كتابی را باعنوان «همه مردان شاه؛ از كودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تا ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱»، در امریكا به چاپ رساند و آن را به مردم ایران تقدیم كرد. او توصیفی دقیق و در عین حال شاعرانه از خانه مصدق ارائه كرده و در این روستا با افرادی آشنا می‌شود كه مصدق را از نزدیك می‌شناخته‌اند. كینزر در این سفر با اجازه سرایدار در حیاط مشجر قلعه گام می‌نهد. در آنجا دری آهنین توجه او را به خود جلب می‌كند؛ این تنها شئ یادگار منزل تاراج شده دكترمصدق در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ است. كینزر لحظه‌ای در كنار در به تأمل می‌ایستد: چه تاریخی بر این دروازه گذشته! سفیران امریكا و انگلیس و فرستاده‌های ویژه‌ای چون اورل هریمن برای تشویق مصدق بر تعدیل مواضع خود از آن عبور كرده‌اند. روز دیگر رجاله‌ها با فریاد مرگ بر مصدق بر آن كوفته‌اند؛ در همان زمان جیپی به سرنشینی شعبان بی‌مخ این دروازه را در هم كوبیده، در حالی‌كه مصدق از دیوار پشتی می‌گریخته است. فرورفتگی قسمت تحتانی این دروازه نیز احتمالاً یادگار آن تصادف است...(۱۲)

حسین عسكری
پی‌نوشت‌ها:
* این مقاله بخشی از كتاب ۶۰۰ صفحه‌ای «دشتی به وسعت تاریخ» تألیف نگارنده این سطور و با مقدمه دكترناصر تكمیل همایون و دكتر یوسف مجیدزاده است كه آخرین مرحله چاپ را می‌گذراند.
۱ـ ابوالقاسم حاتمی، آثار تاریخی ساوجبلاغ و نظرآباد، ص ۲۸۰.
۲ـ رضا قاسم‌زاده، «روستای احمدآباد»، شرق، شماره ۷۲۸، ص ۱۹.
۳ـ مجله ایران فردا، ویژه‌نامه دكترمصدق، شماره ۵۳، ص ۸۵.
۴ـ محمد مصدق، خاطرات و تألمات، ص ۱۰ (مقدمه دكترغلامحسین مصدق).
۵ـ همان، ص ۱۶۹.
۶ـ همان، ص ۱۹۵.
۷ـ همان، ص ۳۵۲.
۸ـ سعید فاطمی، «نامه‌هایی از دكتر مصدق»، مجله حافظ، شماره ۱۲، ص ۱۳. به‌تازگی مجموعه نامه‌های دكترمصدق به نصرت‌الله امینی نیز باعنوان «نامه‌هایی از احمدآباد ۱۳۴۵ـ۱۳۳۵» به كوشش دكتر فریبا امینی در واشنگتن منتشر شده است. برای مطالعه بخشی از این نامه‌ها ر.ك به: فریبا امینی، «نامه‌های دكترمصدق به نصرت‌الله امینی»، مجله بخارا، سال هشتم، شماره ۴۳، مرداد و شهریور ۱۳۸۴، ص ۳۰۷.
۹ـ ابوالقاسم حاتمی، همان، ص ۲۸۰.
۱۰ـ رضا قاسم‌زاده، همان، ص ۱۹.
۱۱ـ روزنامه نوروز، ۲۰ تیر ۱۳۸۰، ص ۱۳.
۱۲ـ ر.ك به: استیون كینزر، «همه مردان شاه»، ترجمه لطف‌الله میثمی، نشرصمدیه، ۱۳۸۳.

منبع : ماهنامه چشم انداز ایران

مطالب مرتبط

نگاهی گذرا به زندگی و مبارزات شهید صدوقی

نگاهی گذرا به زندگی و مبارزات شهید صدوقی
آیت‌الله محمد صدوقی در سال ۱۳۲۷ ه. ق مصادق با ۱۲۸۴ ه. ش در شهرستان یزد به دنیا آمد.۱ پدرش میرزا ابوطالب یکی از روحانیون معروف شهر بود که در مسجد حظیره یزد سمت امامت داشت.۲ بر اساس آنچه بر سنگ مزار جد او ملامهدی حک شده، نسبت وی به شیخ صدوق می‌رسد.۳ در نوجوانی پدر و مادرش را از دست داد و تحت سرپرستی میرزامحمد کرمانشاهی پسرعموی خود به تحصیل علوم دینی مشغول شد؛ "بنده در سن ۷ سالگی پدر و در سن ۹ سالگی مادرم را از دست دادم و پسر عم و ابوزوجه ما مرحوم آمیرزا محمد کرمانشاهی سرپرست و قیم ما بود".۴
پس از فراگیری مقدمات دینی برای ادامه تحصیلات در سال ۱۳۰۵ ش به حوزه تازه تأسیس قم می‌رود و از طرف آیت‌الله حائری مسئولیت رسیدگی به امور طلبه‌ها و تقسیم شهریه طلبه‌ها را به عهده می‌گیرد و بعد از فوت آیت‌الله حائری و در زمان مراجع ثلاث و در دوره مرجعیت آیت‌الله بروجردی همان مسئولیت را به عهده داشت.۵ وی همچنین در آغاز دوره‌ای که به قم رفت با حضرت امام و افکار او آشنایی عمیق پیدا کرد: "بنده وقتی وارد قم شدم، دو سه روز پس از ورود با امام خمینی آشنا شدم و کم کم آشنایی ما بالا گرفت و به رفاقت کشید و گاه در تمام مدت شبانه‌روز با ایشان بودم. در این مدت طولانی که در قم بودیم انس ما عمده با ایشان بود و نمی‌شد هفته‌ای بگذرد و دو، سه جلسه خدمتشان نباشیم."۶
در سال ۱۳۳۰ ش به واسطه استقبال بی‌نظیر مردم یزد و با توصیه امام خمینی به یزد رفت و در آنجا ساکن شد و ضمن تدریس به فعالیت‌هایی نظیر تعمیر و مرمت مدرسه و خدمات عام‌المنفعه مشغول گردید و دیری نگذشت که زعامت اهالی یزد به ایشان منتقل گردید.۷ در این دوران مبارزات فدائیان اسلام مدتی نظر آیت‌الله صدوقی را به خود جلب کرده بود، چنانچه مرحوم نواب صفوی را مدتی در منزل خود پناه داده بود.۸
در سال ۴۱ قانون انتخابات انجمن‌های ایالتی و ولایتی که حرکت اعتراض‌امیز امام را به دنبال داشت با مخالفت علما و روحانیون در نقاط مختلف کشور نیز همراه بود. در یزد آیت‌الله صدوقی در رأس روحانیونی قرار داشت که در تلگرافی خطاب به شاه اعتراض خود را اعلام کرد و همین مسأله باعث گردید تا از این تاریخ تحت کنترل شدید ساواک قرار گیرد. بعد از وقایع پانزده خرداد و دستگیری امام و گسترش شایعه‌ای که شاه دادگاه نظامی تشکیل داده و قصد محاکمه امام را دارد، روحانیون در اعتراض به دستگیری امام و شایعه فوق از تمام کشور حرکت کرده و در باغ حضرت عبدالعظیم شهر ری ساکن شدند که در این حرکت آیت‌الله صدوقی نمایندگی روحانیون و مردم یزد را به عهده داشت.۹
بعد از اعتراض امام به قانون کاپیتولاسیون و تبعید ایشان، شهید صدوقی از اقامه نماز جماعت خودداری کرد و چند روز از منزل خارج نشد و ارتباطش را با امام از طریق مراسلات، تلگرافها و تلفن حفظ نمود و در مناسبت‌های مختلف به پیروی از امام اعتراض و موضع‌گیری می‌کرد.۱۰ منزل او در یزد از مراکزی بود که محل دریافت اعلامیه‌ها یا نامه‌های امام و بعد تکثیر و انتشار آن در سراسر کشور بود. حجت‌الاسلام کاظم راشد یزدی در این باره می‌گوید: "هر اعلامیه و اطلاعیه‌ای که از طرف حضرت امام خمینی چه در نجف و چه در پاریس صادر می‌شد، بلافاصله بعد از ۱۲ ساعت توسط ایشان در یزد پخش می‌شد و در عرض ۲۴ ساعت در کل کشور چاپ و توزیع می‌گردید."۱۱ هنگامی که حضرت امام به پاریس رفت، وی کوشش زیادی نمود تا برای ملاقات با امام به پاریس برود اما چون نام وی در لیست روحانیون ممنوع‌الخروج ساواک قرار داشت، ساواک تلاش کرد تا پس از گرفتن تعهد از وی، به او اجازه خروج از کشور بدهد، که آیت‌الله صدوقی زیر بار تعهد نرفت.۱۲
برپایی مجلس ترحیم شهادت مصطفی خمینی اعتراض به مقاله روزنامه اطلاعات، سفر به قم برای کسب اجازه از علما در بزرگداشت شهدای ۱۹ دی قم، اعتراض به کشتار ۲۹ بهمن تبریز و اعلام عزای عمومی عید سال ۵۷، افشای حرکت رژیم در حادثه ۱۰ فروردین یزد،‌اعتراض به آتش‌سوزی سینما رکس آبادان و کشتار ۱۷ شهریور و بسیاری اقدامات دیگر از جمله فعالیت‌های شهید صدوقی است که انعکاس آن در گزارشات ساواک با حجم وسیعی از اوراق به وضوح می‌توان یافت.۱۳ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در مورد فعالیت‌های آیت‌الله صدوقی در اواخر رژیم شاه اینگونه می‌گویند: "اما آنچه من در مورد ایشان در طول چند سال آشنایی خودم می‌دانم این است که این بزرگوار از کسانی بود که در انقلاب بزرگ اسلامی ما نقش قابل توجهی داشت و دخالت و علاقه‌مندی ایشان بیشتر از زمانی اوج گرفت که قضایای بعد از شهادت مرحوم آیت‌الله سیدمصطفی خمینی در ایران آغاز شده بود. همانطور که می‌دانید در چهلم شهدای تبریز، در یزد در مسجد ایشان یک مجلس بزرگی به رهبری و هدایت ایشان تشکیل شد که خود آن جلسه و پیامدهای آن جلسه یکی دیگر از مقاطع حساس و برانگیزاننده انقلاب بزرگ اسلامی بود.۱۴
یکی دیگر از اقدامات شهید صدوقی در زمان ستم‌شاهی دیدار با تبعیدشدگان روحانی در شهرهای مختلف بود. این کار در آن زمان باعث تقویت روحیه تبعیدشدگان و به معنی تشویق آنان به ادامه مبارزه بود. در این باره مقام معظم رهبری چنین می‌فرمایند: "در سال ۵۶ که تعداد زیادی از روحانیون و علما در تبعید بودند، این پیرمرد محتاج استراحت از یزد با عده‌ای از یارانش حرکت کرد و راههای طولانی را پیمود و به دیدن همه تبعیدی‌هایی که در شهرهای مختلف بودند رفت و طبیعی است که رفتن ایشان روحیه خیلی زیادی به این تبعیدی‌ها می‌داد. از جلمه به دیدن خود ما آمدند که من و آقای حجتی کرمانی، منظور آقای آشیخ محمدجواد در ایرانشهر تبعید بودیم و ایشان آمدند ایرانشهر و حدود یکی دو سه روز در رفت و برگشت و دیدارشان در آنجا ماندند."۱۵
آیت‌الله صدوقی بعد از پیروزی انقلاب به عنوان نماینده امام و امام جمعه یزد به فعالیت مشغول شد و از اولین روز پیروزی انقلاب، اعلامیه‌ها و اطلاعیه‌های وی نشان از تلاش او در برقراری امنیت در جامعه و حفظ وحدت و یکرنگی داشت. وی همچنین در مجلس خبرگان قانون اساسی از طرف مردم یزد انتخاب و وارد مجلس شد در مجلس خبرگان "از جمله اقدامات ایشان اصرار در وارد کردن سپاه در قانون اساسی بود و این کار را کردند."۱۶
با شروع جنگ تحمیلی وی تمام وقت خود را مصروف جنگ نمود یا در تجهیز مردم برای رفتن به جبهه می‌کوشید و یا خود شخصا در جبهه‌ها حاضر می‌شدند و با این اقدام خود اثری چشم‌گیر در روحیه رزمندگان به جا می‌گذاشتند. درباره جبهه رفتنشان حضرت آیت‌الله خامنه‌ای می‌فرماید: "گفتند می‌خواهم بروم یزد و به جبهه هم بروم که من به ایشان گفتم شما خوبست اگر جبهه می‌روید به طرف غرب بروید که آنجا هوایش در فصل بهار و اردیبهشت خوب است و جنوب نروید چون گرم است ایشان گفتند تا ببینم چه می‌شود و ناگهان دیدیم ایشان سر و کله‌اش از جنوب پیدا شد و در حمله بیت‌المقدس حاضر بود."۱۷
اما نکته مهم در زندگی ایشان برخورد قاطع با ضد انقلاب و مقابله با آنان بود و همین موضع باعث شد تا در نهایت به شهادت نائل آیند. حجت‌الاسلام مناقب، داماد شهید در مصاحبه‌ای ضمن فرازهایی از زندگی ایشان درباره منافق‌شناسی آیت‌الله صدوقی می‌گوید: "کسی بود که خوب اینها را شناخت و آن روزی که دیگران با احتیاط با آنها برخورد می‌کردند، ایشان قاطعانه با آنها برخورد تند داشت و می‌فرمود اینها آدم‌های خطرناکی هستند و نبایست ما به اینها راه بدهیم و درست هم فهمیده بود."۱۸
معتقد بود ما دو گونه اسلام نداریم، اسلام یکی است و آن هم رهبرش امام است که انقلاب هم به رهبری ایشان پیروز شد. بنابراین جریاناتی که در جهت انقلاب می‌خواهند فعالیت کنند باید در خط امام باشند که همان خط اسلام و صراط مستقیم است.۱۹
آیت‌الله صدوقی سرانجام در روز جمعه یازدهم تیر ماه سال ۱۳۶۱ مصادف با دهم ماه مبارک رمضان پس از برگزاری نمازجمعه به دست منافقین به شهادت رسید. در بخشی از پیام حضرت امام به مناسبت شهادت ایشان آمده است: "اینجانب دوستی عزیز که بیش از ۳۰ سال با او آشنا و روحیات عظیمش را از نزدیک درک کرده‌ام، از دست داده‌ام و اسلام خدمتگزاری متعهد و ایران فقیهی فداکار و استان یزد سرپرستی دانشمند را از دست داد و در ازاء آن به هدف نهایی که آمال این شهیدان است نزدیک شد."۲۰

وبگردی
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان !
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان ! - لازم است ذکر شود جنبش عدالتخواه دانشجویی در صورت ادامه تعلل دستگاه‌های مربوطه در تخلیه ملک بیت‌المال، حق اقدامات انقلابی را برای اجبار فرد نامبرده به تخلیه ویلای لواسان، برای خود محفوظ می‌داند.
فیلم | مشکل مقبولیت و مشروعیت در کشور
فیلم | مشکل مقبولیت و مشروعیت در کشور - دکتر حمید ابوطالبی مشاور سیاسی رئیس جمهوری معتقد است که ما یک بار برای همیشه باید مشکل مشروعیت و مقبولیت را در کشور حل کنیم. این درست نیست که بخشی از نظام هم مشروع باشد هم مقبول اما بخش دیگری که از دل همین نظام در آمده است فقط مقبول باشد.
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر - امام جمعه اهل سنت ایرانشهر : در ماه رمضان به ۴۱ دختر تجاوز شده که از این میان فقط ۳ دختر شکایت کرده اند.
فیلم مهران مدیری در برنامه خندوانه
فیلم مهران مدیری در برنامه خندوانه - برنامه کامل خندوانه با حضور مهران مدیری مهمان ویژه برنامه عید فطر برنامه خندوانه بود و این قسمت از مجموعه خندوانه را خاص کرد.
ویدئو / لطفاً در این مکان اعتراض کنید!
ویدئو / لطفاً در این مکان اعتراض کنید! - بر این اساس، ورزشگاه‌های دستگردی، تختی، معتمدی، آزادی، شیرودی، بوستان‌های گفت‌وگو، طالقانی، ولایت، پردیسان، هنرمندان، پارک شهر و ضلع شمالی ساختمان مجلس شورای اسلامی به عنوان محل‌های مناسب تجمع در تهران تعیین شده‌اند و از این پس معترضان می‌توانند در این محل‌ها تجمع کنند.
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!