دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۷ / Monday, 18 June, 2018

سیری در مناسبات سیاسی آیت‌آلله کاشانی و دکتر مصدق


سیری در مناسبات سیاسی آیت‌آلله کاشانی و دکتر مصدق
در مجلس دوره شانزدهم که انتخابات آن در فضایی نسبتا آزاد انجام شد، چند تن از نمایندگان واقعی مردم توانستند به مجلس راه یابند که در رأس آنان آیت‌الله کاشانی و دکتر محمد مصدق قرار داشتند. آیت‌الله کاشانی از روحانیون مبارزی بود که در انقلاب اسلامی عراق، نقش بارزی داشت و پس از شکست انقلاب و تعقیب رهبران، از چنگ نیروهای انگلیسی گریخت و مخفیانه وارد ایران شد. پس از سقوط رضا خان در شهریور ۱۳۲۰ تا بهمن ماه ۱۳۲۸ که به عنوان نماینده مردم وارد مجلس گردید، چند بار دستگیر شد و سال‌ها در حبس و تبعید به سر برد. هنگامی که از سوی مردم تهران به عنوان نماینده مجلس انتخاب شد، در لبنان تبعید بود و دولت ناچار شد وی را به ایران بازگرداند. آیت‌الله کاشانی در میان استقبال بی‌نظیر مردم، وارد تهران شد و مبارزه خود را آغاز کرد.(۱)
دکتر مصدق نیز سیاستمدار توانایی بود که هر چند در آغاز به قدرت رسیدن رضا خان، جزو مشاورانش قرار داشت، لکن پس از مدتی از او دوری جست و هم صدا با مدرس،‌ با سلطنت وی به مخالفت برخاست که همان سبب مغضوب شدن او شد. وی گرچه تحصیل‌کرده اروپا به شمار می‌رفت، اما به سنن و فرهنگ ملی پایبند بود. همین ویژگی‌ها موجب شد تا نزد مردم وجاهت و احترام فراوانی را به دست آورد.
چند ماه پس از گشایش مجلس شانزدهم، دکتر مصدق که ریاست کمیسیون مخصوص نفت را بر عهده داشت، طرح «ملی شدن صنعت نفت» کشور را مطرح کرد. او بیش از این در مجلس دوره چهاردهم (اسفند ۱۳۲۲ـاسفند ۱۳۲۴) توانست قانونی را از مجلس بگذراند که بر اساس آن، دادن هر گونه امتیاز نفتی به خارجیان از سوی دولت، بدون تصویب مجلس، مممنوع می‌شد. (۲) به نظر وی «شکست نفت انگلیس و ایران» ، مظهر امپریالیسم بود،(۳) بنابراین تا زمانی که یک شرکت خصوصی یا دولتی خارجی، در ایران امتیاز نفت داشت، استقلال ایران مورد تهدید بود و سیاست‌های داخلی، تحت تأثیر نیروهای خارجی قرار می‌گرفت. شرکت نفت انگلیس و ایران، برای انگلیس منافع ریشه‌داری را در اقتصاد سیاسی ایران فراهم آورده و روابط سیاسی داخلی و خارجی ایران را تحت تأثیر و در معرض مداخله آن کشور قرار داده بود. اگر ایران می‌خواست به استقلال و خودمختاری واقعی دست یابد، می‌بایست خود را از شر این بخش محصور و دستاویز خارجی خلاص کند.(۴)
به مجرد طرح ملی شدن صنعت نفت، آیت‌الله کاشانی طی اعلامیه مبسوطی، کوشش برای ملی شدن صنعت نفت را «تکلیف دینی و وطنی ملت مسلمان ایران» دانست (۵) و به دنبال آن مراجع و علمای دیگر با صدور فتاوای جداگانه، ضمن تجلیل از آیت‌الله کاشانی ، نظر ایشان را قویا مورد تأیید قرار دادند. (۶) همین حمایت‌های علما بود که به قول خانم لمبتون ، «باعث گسترش نهضت و مردمی شدن آن شد».(۷) همزمان با طرح ملی شدن نفت در مجلس ، سپهبد رزم‌ارا نخست وزیر شد. او نظامی مستبدی بود که پیش از آن ریاست ستاد ارتش را بر عهده اشت. وی مصمم بود تا ضمن ایستادگی و ممانعت از تصویب ملی شدن نفت، نمایندگان طرفدار خود را در مجلس به تصویب «قرارداد الحاقی گس ـ گلشائیان» متقاعد کند، اما آیت‌الله کاشانی در اعلامیه‌ای که علیه او صادرکرد، مخالفت شدید و قطعی خود را با انتصاب او اعلام داشت و وی را منتسب به بیگانگان دانست.(۸) با ترور رزم‌آرا در ۱۶ اسفند ۱۳۲۹ توسط فداییان اسلام ، بن بست موجود بر سر تصویب ملی شدن صنعت نفت شکسته شد. اکثریت نمایندگان مخالف مجلس که به شدت هراسان شده بودند، گزارش کمیسیون را در ۲۴ اسفند و نمایندگان مجلس سنا در ۲۹ اسفند همان سال تصویب کردند. بدین ترتیب صنعت نفت در کشور ملی اعلام شد و پیروزی سیاسی مهمی برای مردم به دست آمد.
کابینه ناتوان علا‌ ، پس از یک ماه و نیم سقوط کرد و دکتر مصدق با رأی اکثریت نمایندگان مجلس ، در ۷ اردیبهشت ۱۳۳۰ به نخست وزیری رسید. در خرداد ماه آن سال، دولت ایران از شرکت نفت خلع ید کرد و مدیران انگلیسی آن از کشور اخراج شدند. دولت انگلستان نیز در مقابل، خرید نفت از ایران را قطع کرد و ناوگان جنگی خود را به آبادان گسیل داشت. در طول دوران نخست وزیری دکتر مصدق ، یعنی کمتر از دو سال و نیم، حوادث سیاسی مهم و سرنوشت‌سازی در کشور به وقوع پیوستند که پرداختن به جزئیات آنها در حوصله این نوشته نیست و خوانندگان می‌توانند به کتاب‌های مربوط در این زمینه مراجعه کنند. (۹) در طول این مدت مذاکرات متعدد با هیأت‌های انگلیسی ، امریکایی‌ و بانک جهانی برای حل مسئله نفت با شکست مواجه شد. مشکلات اقتصادی و به تبع آن بی‌ثباتی سیاسی و چند دستگی در کشور پدیدار شد. همه چیز به حل مسئله نفت بستگی داشت و شکست در این مهم، دلیل اصلی سرخوردگی ، چند دستگی و شکست نهایی بود. بین فروردین ۱۳۳۰ و مرداد ۱۳۳۲ به چز چند روز ، مصدق نخست وزیر بود؛ اما یا تمامی دستگاه دولتی یا همه نقاط کشور را در کنترل خود نداشت. او فقط رهبر یک جنبش سیاسی دموکراتیک و رییس یک هیأت دولت مستقل بود، یعنی حتی در مساعدترین اوضاع نیز، تنها یکی از ارگان‌های دولت را در اختیار داشت. سایر بخش‌های دستگاه دولتی هنوز در دست عمال و نهادهای استبداد بود که برای حفظ منافع خود یا قدرت‌های دیگر، علیه نهضت می توطئه می‌کردند. ایران آن دوران، نمونه‌ای بارز از حاکمیتی دوگانه بود که ارکان آن را نیروهای ملی تحت رهبری مصدق و قدرت‌های محافظه‌کار و استبدادی (و خارجی) تحت رهبری شاه ، تشکیل می‌دادند و برنده نهایی گروه دوم بود». (۱۰)
در طی دوره اول نخست وزیری مصدق ( اردیبهشت ۱۳۳۰ الی تیر ۱۳۳۱) ، احزاب و گروه‌ای راست وابسته و حزب چپگرای توده،‌دولت او را آماج حملات سخت خود قرار دادند. حزب توده که در نخستین روزهای پس از سقوط رضا خان اعلام موجودیت کرد، در آغاز ، جبهه‌ای دموکراتیک و متشکل از اشخاص و جریان‌های فکری گوناگون بود تا حزبی سیاسی ـ ایدئولوژیک . اهداف کلی آن ، مطابق مرامنامه ، عبارت بودند از : استقرار دموکراسی پارلمانی ، بازسازی اقتصاد سیاسی و گسترش رفاه عمومی و عدالت اجتماعی. (۱۱) حزب در دوران ابتدایی حیات خود پا به پای دیپلماسی شوروی پیش می‌رفت، ۱۲ ماه پس از تشکیل فرقه دموکرات آذربایجان ، آشکارا در جهت اهداف ضد ملی و در مسیر سیاست خارج یشوروی گام برداشت. این حزب، مانند بسیاری دیگر از احزاب کمونیستی جهان در آن دوران ،‌منافع استراتژیک جهانی شوروی را مقدم بر استراتژی و مصالح ملی کشور قرار داده بود.
از این رو زمانی که مردم ایران و دولت مصدق بر سر ملی کردن صنعت نفت با انگلستان درگیر یک نبرد سخت سیاسی ـ اقتصادی بودند، حزب توده، امریکا، دشمن اصلی شوروی را آماج حملات خود قرار می‌داد در سیاست داخلی نیز، مصدق را طرفدار امپریالیسم می‌دانست. زیرا بر اساس استراتژی سیاست خارجی شوروی، هر جنبش ضد استعماری غیرکمونیستی، مرتجعانه و در راستای اهداف امپریالیستی بود.
اصطلاح «توده نفتی» که در آن سال‌ها به اعضا و هواداران حزب توده اطلاق می‌شد، حکایت از تناقض آشکار میان نظر و عمل این حزب داشت؛ یعنی در شعار و تبلیغات چپگرا و در عمل راستگرا بودند.
از بدو نخست وزیری مصدق تا ۳۰ تیر ۱۳۳۱، آیت‌الله کاشانی با صدور اعلامیه و ایراد سخنرانی و تشکیل مصاحبه‌های گوناگون با خبرنگاران داخلی و خارجی،‌ حمایت آشکار و کامل خود را از دولت مصدق اعلام داشت. اعلامیه تاریخی وی علیه قوام و به طرفداری از دکتر مصدق، نقش عمده و چشمگیری در بازگشت دوباره مصدق به قدرت ایفا کرد. واقعه ۳۰ تیر نقطه اوج تفاهم و همکاری آیت‌الله کاشانی و دکتر مصدق و آغاز اختلافات و درگیری‌هایی شد که منجر به جدایی آن دو از یکدیگر گردید. اندک مدتی پس از این واقعه بود که آیت‌الله کاشانی در نامه‌ای به دکتر مصدق به برخی از انتصابات او اعتراض کرد. (۱۳) دکتر مصدق نیز از او خواست تا «مدتی از مداخله در امور خودداری فرمایند. خلاصه اینکه هیچگونه اصلاحاتی ممکن نیست مگر اینکه مصدق ، مطلقا در کار خود آزاد باشد ....»(۱۴) اعتراض دیگر آیت‌الله کاشانی، به تقاضای اختیارات فوق‌العاده شش ماهه دکتر مصدق از مجلس بود. گرچه آیت‌الله کاشانی از این اقدام مصدق ناخشنود بود، اما علنا با این تقاضا مخالفت نکرد. (۱۵) پس از این اعتراضات و انتقادات غیر علنی، به تدریج مطبوعات و گروه‌های سیاسی طرفدار دکتر مصدق به مخالفت با آیت‌الله کاشانی پرداختند و بر دامنه این مخالفت‌ها و اتهامات افزوده شد. اما آیت‌الله کاشانی ، به رغم ناخشنودی از برخی اقدامات دکتر صمدق، تا چند ماه پس از آن به حمایت از وی ادامه داد که شاید مهم‌تر از همه تأیید غیر مستقیم دولت مصدق به عنوان دولت اسلامی بود. وی در آبان ماه همان سال اظهار داشت:
«صحیح است که اسلام اصول مالکیت را پذیرفته است، ولی در عین حال برای حفظ وطن و رعایت منافع عمومی ملت اسلام، دولت می‌تواند اموال مردم را مصادره کند. همچنین مردم را از جمع کردن اموال و املاکی که بر خلاف اصول عدالت اجتماعی گرد آمده باشد، بر حذر دارد و اینگونه اموال را حرام بداند.(۱۶)
این رهنمود، تلویحا به مفهوم آن بود که دولت می‌تواند با تفویض اختیار از سوی وی (ولی فقیه) ، گام‌های اساسی در راه تأمین عدالت اجتماعی و اقتصادی جامعه اسلامی بر دارد (در این باره بعدا بیشتر خواهیم گفت). چند روز پس از آن نیز، شایعه هر گونه «اختلاف تازه یا کهنه» بین خود و دکتر مصدق را تکذیب و بر «تفاهم تام و تمام موجود» تأکید کرد.
مدتی بعد وقتی دولت درصدد بر آمد تا متولی آستانه حضرت معصومه (س) را عزل کند، با مخالفت آیت‌آلله بروجردی روبرو شد ، اما آیت‌الله کاشانی اقدام دکتر مصدق را تأیید کرد و خواستار عزل وی شد.(۱۷)
این حمایت های مکرر و آشکار تا دی ماه آن سال ادامه داشت. در آن ماه دکتر مصدق تصمیم گرفت تا اختیارات فوق‌العاده خود را برای یک سال دیگر تمدید کرد، اما آیت‌الله کاشانی که پیش از آن نیز مخالفت خود را با اختیارات فوق‌العاده شش ماهه، طی نامه‌ای خصوصی به دکتر مصدق اعلام داشته بود. این بار طی نامه سرگشاده‌ای به مجلس شورای ملی «آن را نقض اصول قانون اساسی دانست. به عقیده وی تصویب این لایحه، کشور را به وضع دیکتاتوری بر می‌گرداند و خلاف مصلحت بود.
«چنین اختیاراتی مباین مصالح مملکت و دلوت است! و لذا فاقد ارزش قانونی است. در گذشته نیز اشتباهی را که نمایندگان محترم با تفویض چنین اختیاراتی نموده‌اند، دلیل و مجوز تکرار آن نیست».(۱۸)
در این میان روزنامه‌های طرفدار دولت، همصدا با روزنامه حزب توده که از چند ماه پیش از آن، مخالفت خود را کم و بیش با آیت‌‌الله کاشانی ابراز می‌داشت، از این پس به طور آشکار، با تهمت و افترا، به مخالفت با او برخاستند. دکتر مصدق که رای پیشبرد اهداف خود به حمایت‌های آیت‌الله کاشانی نیازمند بود،‌در اوایل بهمن ماه با وی ملاقات کرد و هر دو کوشیدند تا اختلافات خود را بر طرف سازند و در اعلامیه مشترکی به «تعبیرات ناروای جراید از نامه‌ای که درباره اعتراض به لایحه اختیارات به مجلس نوشته شده بود» اشاره کردند. آنان اعلام داشتند که کماکان «همقدم» با یکدیگر گام بر خواهند داشت و از هیچگونه همکاری خودداری نخواهند کرد.(۱۹) به رغم این تفاهم‌، آیت‌الله کاشانی همچنان با لایحه تمدید اختیارات توسط دکتر مصدق مخالفت بود.
این اختلاف نظرها موجب شد تا انگلستان توسط طیفی از عوامل مزدور خود و در پوشش طرفداری از آن دو، در صدد جدایی آنها و بر هم زدن ائتلاف سیاسی گروه‌های ملی مذهبی برآید. «ملی‌‌گرایان که عمیقا از آنچه که در جریان بود و به نظر آنان، همدستی ناشی از سرخوردگی بین رقبای مذهبی آنها و عناصر درباری یا هوادار انگلیسی می‌آمد، جریحه‌دار بودند، در آخرین ماه‌های حکومت مصدق، مبارزه‌ای را با مذهبی‌ها به راه انداختند و حداکثر استفاده را از کلیشه‌های معمول میان نخبگان سیاسی غربی مآب کشورهای اسلامی به عمل آوردند و مذهبی‌ها را متحدان طبیعی امپریالیسم قلمداد کردند». (۲۰)
تهمت‌ها ، افترا و وصله چسبانی‌های جبهه ملی و طرفداران دکتر مصدق به آیت‌الله کاشانی به حدی بود که مورد اعتراض علما و روحانیون حوزه‌های علمیه قم و نجف واقع شد.(۲۱) محاصره اقتصادی ، ورشکستگی دولت، هرج و مرج و آشوب و توطئه‌های گروه‌های سیاسی ، به ویژه حزب توده ، سبب شد تا گروه زیادی از اقشار مختلف مردم، امید خود را نسبت به دولت مصدق برای کنترل اوضاع سیاسی ـ اقتصادی کشور از دست بدهند و در عوض توجه خود را به شاه و دربار معطوف نمایند. دربار نیز، کانون توطئه و کارشکنی علیه دولت شده بود. در چنان اوضاعی که دولت روز به روز حاکمیت سیاسی خود را بر امور از دست می‌داد، دکتر مصدق تصمیم گرفت تا با برگزاری یک رفراندوم، مجلس دوره هفدهم را محل و انتخابات جدیدی را برگزار کند. آیت‌الله کاشانی در اعلامیه‌ای که به همین مناسبت صادر نمود، شدید از دکتر مصدق انتفاد کرد و او را قدرت طلب نامید. وی ضمن انتقاد از دکتر مصدق (که مخالفانش را عامل اجنبی می‌خواند) هشدار داد که نخست وزیر «راه را برای تحکیم دیکتاتوری و حکومت فردی و خودسری هموار می‌سازد و قصد دارد به زور سرنیزه رفراندوم ترتیب دهد». او همچنین انحلال مجلس را «خیانت و عین استبداد» دانست و حکومت دکتر مصدق را «برخلاف شرع اسلام» اعلام کرد. (۲۲) این اعلامیه، امید هر گونه تفاهم مجدد را میان آن دو از بین برد. به دنبال آن، آیت‌الله کاشانی از ریاست مجلس استعفا داد و رفراندوم را تحریم کرد. با این وصف، رفراندوم برگزار و مجلس منحل شد. انحلال مجلس در آن شرایط بحرانی و حساس که تنها ارگان رسمی طرفدار دولت بود، از اشتباهات بزرگ دکتر مصدق به شمار می‌رفت. شاید اگر مجلس منحل نمی‌شد، در روزهای بحرانی پس از فرار شاه و به ویژه در روز ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، می‌توانست در بسیج مردم و خنثی نمودن کودتا تلاش کند.
به هر صورت زمینه‌ای داخلی و خارجی انجام کودتا علیه دولت دکتر مصدق از هر جهت فراهم بود.(۲۳) سازمان‌های جاسوسی آمریکا و انگلستان با کمک‌های مالی و اطلاعاتی به عوامل داخلی خود، طرح مشترک محرمانه‌ای را برای براندازی دولت دکتر مصدق در دو مرحله اجرا کردند.(۲۴) گرچه کودتا در روز ۲۵ مرداد و در مرحله اول با شکست روبرو شد، اما سه روز بعد واحدهایی از ارتش و شهربانی به همراه جمع کثیری از اراذل و اوباش، با یورش به منزل دکتر مصدق و غارت اموال و اسناد موجود در آن، دولت وی را در عصر روز ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ ساقط کردند و بار دیگر شاه به قدرت رسید.(۲۵)

پژوهشگر: محمد حسن رحمانی
پی‌نوشت:
۱ـ برای اطلاع از شرح حال و مبارزات آیت‌الله کاشانی رجوع کنید به : روحانیت و ملی شدن صنعت نفت و نیز تاریخ فرهنگ معاصر ، شماهر ۶۰۷
۲ـ محمدعلی کاتوزیان ، اقتصاد سیاسی ایران، ج ۲ : سلطنت محمدرضا شاه ، تهران : پاپیروس ، ۱۳۶۸ ، ص ۲۷ ؛ و نیز مقاله‌ای از همین نویسنده با این مشخصات : «تحریم صدور نفت و اقتصاد سیاسی: مصدق و استراتژی اصتاد بدون نفت» و اقتصاد سیاسی: مصدق و استراتژی اقتصاد بدون نفت» در مصدق ، نفت و ناسیونالیسم ایرانی ، گردآورنده جیمزبیل و ویلیام راجر لویس، ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوی و کاوه بیات ، تهران، نشر نور ، چاپ دوم ، ۱۳۵۸ ، ص ۳۲۵ .
۳ـ‌ رونالد فری ، «اختلاف ایران و انگلیس بر سر مسئله نفت: رابطه سه جانبه» ، در مصدق ، نفت و ناسیونالیسم ایرانی ، ص ۲۹۷
۴ـ محمدعلی کاتوزیان ، پیشین ، ص ۳۲
۵ـ‌روحانیت و نهضت ملی شدن صنعت نفت، ص ۵۴ و ۵۵
۶ـ از جمله این کسان می‌توان از آیات عظام خوانساری ، کلباسی ، محلاتی ، شاهرودی ... نام برد. همان ، ص ۵۶ـ۵۹ و نیز نگاه کنید به : شاهرخ اخوی ، «نقش روحانیت در صحنه سیاسی ایران» در مصدق ، نفت و ناسیونالیسم ایرانی ، ص ۱۵۳. با توجه به این اسناد گویا ، جای تعجب است که چرا دکتر کاتوزیان بر این عقیده است که «در طول نهضت ملی هیچیک از مراجع مذهبی به طور اعم و مرجع تقلید عام که در قم ساکن بود به طور اخص در مورد اوضاع سیاسی کشور اظهار نظر نکردند». پیشین ، ص ۴۹
۷ـ وی می‌نویسد، «مادام که نهضت از وی روحانیون با اصطلاح اسلامی توجیه نشد، از پشتیبانی گسترده مردم برخوردار نبود.» به نقل از :رونالد فری ، «اختلاف ایران و انگلیس بر سر مسئله نفت : رابطه سه جانبه» ، مصدق ،‌نفت و ناسیونالیسم ایرانی ، ص ۲۹۶ (پانویس) ؛ ریجارد کاتم ،« ناسیونالیسم در ایران قرن بیستم» ، همان ، ص ۵۲
۸ـ‌روحانیت و ملی شدن صنعت نفت ، ص ۱۱
۹ـ تاکنون کتاب‌های زیادی راجع به جریان ملی شن نفت و نهضت ملی نوشته شده است. به ویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی کتاب‌های قابل توجهی در این زمینه تألیف و ترجمه شده‌اند که غالبا متأثر از اغراض شخصی و گروهی و انگیزه‌ها و وابستگی‌های سیاسی و ایدئولوژیک هستند. کتاب‌های زیر به نظر نگارنده بیش از سایر کتاب‌های مربوطه قابل توجهند: محمدعلی کاتوزیان پیشین ؛‌ سپهر ذبیح، ایران در دوران دکتر مصدق ، ترجمه محمد رفیعی مهرآبادی ، تهران ، عطایی ، ۱۳۶۳ ؛ جیمز بیل و ویلیام راجر لویس ، مصدق ، نفت ،‌ناسیونالیسم ایرانی
۱۰ـ محمدعلی کاتوزیان ، پیشین ، ص ۴۱
۱۱ـ‌جامی ، گذشته چراغ راه آینده است ، بی جا ، انتشارات سمندر ، ۱۳۵۵، ص ۱۳۴ به بعد
۱۲ـ احسان طبری ، کژراهه ؛ خطاراتی از تاریخ حزب توده ، تهران ، امیرکبیر ، ۱۳۶۶ ، ص ۲۷
۱۳ـ از جمله اعتراضات آیت‌الله کاشانی، انتصاب سرلشکر وثوق به معاونت وزارت جنگ بود. وی همان کسی است که چند روز پیش از آن و در زمان سه روزه قوام، ریاست ژاندارمری را بر عهده داشت. به دستور او بود که تظاهرات طرفداران دکتر مصدق در کاروانسرا سنگی به خاک و خون کشیده شد. برای اطلاع بیشتر از دلایل و ریشه‌های اختلاف نظر آیت‌الله کاشانی و دکرت مصدق رجوع کنید به : شاهرخ ، اخوی ، پیشین ؛ سپهر ذبیح، ‌پیشین ؛‌ حسن آیت، فصلی از تاریخ سیاسی ایران: نگرشی کوتاه بر نهضت ملی ایران ، قم آ، چاپ دوم ۱۳۶۲.
۱۴ـ مجاهد ، آیت‌الله کاشانی و نامه مهندس حسیبی، تهران ، بی‌تا آ ، ص ۱۲ـ۱۵؛ به نقل از :شاهرخ خوی ؛ پیشین ص ۱۶۳
۱۵ـ همان، ص ۱۶۴
۱۶ـ اطلاعات ، ۱۴ آبان ۱۳۳۱ به نقل از : شاهرخ اخوی ، پیشین ، ص ۱۶۷.
۱۷ـ‌ شاهرخ اخوی ، پیشین ص ۱۷۱. لازم به یادآوری است که تولیت آستانه حضرت معصومه (س) ، بر خلاف آستان حضرت عبدالعظیم (ع) و مشهد مقدس ، از زمان صفویه تا آن زمان موروثی بود و از طرف حکام شرع تأیید می‌شد و جز مرجع اعلم عصر ، کسی حق تعویض آن را نداشت. بنابراین مصدق، اجازه عزل تولیت قم را نداشت. برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به: علی دوانی ، شرح زندگانی .......آیت الله بروجردی ، چاپ سوم ، نشر مطهر، ۱۳۷۲ ، ص ۴۳۶ـ۴۲۸
۱۸ـ اطلاعات ، ۲۸ دی ۱۳۳۱، به نقل از: شاهرخ اخوی ، پیشین ، ص ۱۷۳
۱۹ـ شاهرخ اخوی ، پیشین ، ص ۱۷۵
۲۰ـ حمید عنایت، اندیشه سیاسی در اسلام معاصر ، ترجمه بهاءالدین خرمشاهی ، تهران : خوارزمی ۱۳۶۲، ص ۲۱۵ و ۲۱۶ .۲۱ـ روحانیت و نهضت ملی شدن صنعت نفت ، ص ۱۱۰ و ۱۱۱
۲۲ـ کیهان ، ۷ مرداد ۱۳۳۲ ، به نقل از شاهرخ اخوی پیشین ، ص ۱۸۲
۲۳ـ‌ رجوع کنید به : مصدق ، نفت ، ناسیونالیسم ایرانی «پیشگفتار» ، ص ۱۷ و ۱۸ ، محمدعلی کاتوزیان ، پیشین ، ص ۷۲ـ۷۴
۲۴ـ ممدرضا شاه ، خود به دخالت امریکا و انگلیس در براندازی دولت مصدق اعتراف می‌کند و می‌‌نویسد، «بعضی‌ها ، انگلیسی‌ها و مخصوصا امریکاییان را متهم کرده‌اند که در جریان قیام علیه مصدق، به مخالفین وی کمک‌های مالی کرده‌اند. مدارک انکار ناپذیر نشان می‌دهد که در این جریان ، سازمان مرکزی اطلاعات امریکا (سیا) ، شصت هزار دلار خرج کرده است .» پاسخ به تاریخ ، ابی جا بی نا ، ۱۳۵۸) ، ص ۷۷.
۲۵ـ شاه در این باره می‌نویسد، «در مرداد ۳۲، پس از حصول اطمینان از پشتیبانی ایالات متحده امریکا و انگلیس که سرانجام سیاست مشترکی را آغاز کرده بودند و پس از بررسی اوضاع با کرومیت روزولت ، نماینده سازمان مرکزی اطلاعات ایالات متحده ، بر آن شدم که برای یافتن راه حلی ، وارد عمل شوم». همان ، ص ۷۷ ؛ برای اطلاع از تشکیل و سازماندهی کودتاگران و جریان کودتا رجوع کنید به : حسین فردوست، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی ج.۱: خاطرات ارتشبد سابق حسین فردوست ، تهران ، انتشارات اطلاعات ،‌۱۳۶۹ ، ص ۱۷۶ـ۱۸۵.
ماهنامه شاهد یاران،شماره ۱۶

منبع : مرکز اسناد انقلاب اسلامی

مطالب مرتبط

زندگی و مبارزات حجت الاسلام محمدتقی فلسفی به روایت اسناد

زندگی و مبارزات حجت الاسلام محمدتقی فلسفی به روایت اسناد
● مقدمه
حجت الاسلام محمدتقی فلسفی از جمله علمایی بود که فعالیت‌های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی خود را در عصر پهلوی آغاز نمود و تجربه‌های سیاسی خود را با موضوعاتی همچون جمهوری رضاخانی، لباس متحدالشکل، کشف حجاب، قیام مسجد گوهرشاد .... بدست آورد. بر اثر مبارزات و افشاگری‌ها علیه جنایت رژیم پهلوی همیشه تحت نظر و بازداشت و ممنوع‌المنبر بود. رژیم نه تنها ایشان را از وعظ و خطابه و منبر رفتن بازداشتند بلکه با روش‌های مختلف در صدد هتک حرمت و ترور شخصیت وی برآمدند و هر روز تهمت و شایعه‌ای بر علیه وی درست می‌کردند و حتی با چاپ عکس‌های مونتاژ شده سعی نمودند در بین ملت ایران از محبوبیت او بکاهند، محمدتقی با همه این تبلیغات و موضع‌گیری‌های سوء و دسیسه‌های ساواک، مبارزات خود تا پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داد.
● فلسفی و مسأله نفوذ بهاییان:
مبارزه با بهاییان در جامعه ایران عصر پهلوی یکی از دغدغه‌های اساسی فلسفی بوده، بخصوص اینکه نگاه مرجعیت شیعه بعد از شهریور ۲۰ به بهاییت یک نگاه دین‌مدارانه بود و این گروهی دین‌ساز که هدفشان به گفته بدلا سست کردن عقاید جوانان و در اصل این فرقه برای تضعیف اسلام پی‌ریزی شده بود.
گسترش و نفوذ بهاییان باعث شد که فلسفی واعظ شهیر، رژیم را مورد نکوهش قرار دهد و شاه را به خاطر اینکه یک نفر بهایی به نام ایادی صلیب مخصوص خود نموده مورد انتقاد قرار دهد.
آیت‌الله بروجردی هم طی نامه‌ای به فلسفی اظهار داشته که نفوذ و تقویت این فرقه از روی عمد و قصد است و مذاکره و بحث درباره آنها عبث و بیهوده قلمداد می‌کند.
محمدتقی فلسفی زمانی که گله‌مندی آیت‌الله بروجردی را در خصوص گسترش دامنه فعالیت بهاییان به گوش شاه و مقامات دولتی رسانید، مصدق با حالت تمسخر خطاب به فلسفی بیان ‌می‌کند که مسلمان و بهایی از نظر او فرقی ندارد و همه از یک ملت و مسلمان هستند.
فلسفی با کسب اجازه از آیت‌الله بروجردی تصمیم گرفت موضوع بهاییان را از رادیو دنبال کند و آنان را در برابر افکار عمومی بکوبد.
در گزارش ساواک در خصوص سخنرانی محمدتقی فلسفی علیه بهاییان آمده است: "محترما معروض می‌دارد .... فلسفی .... در مسجد عزیزالله به منبر رفته و گفته یک عده بهایی که هیچ کجای دنیا آنها را راه نمی‌دهند در تمام کارها رخنه نموده و می‌خواهند قرآن و اسلام را از بین ببرند علیهذا بر شما واجب است با آنها مبارزه شود و آنان را نابود نمائید..."
نفوذ بهاییان تا جایی بود که بنا بر گزارش ساواک در رادیو و تلویزیون رخنه نموده دارای وسایل تبلیغاتی بودند و برخورداری آنان از این امکانات فلسفی را به واکنش واداشت.
ساواک در گزارش دیگر در خصوص سخنرانی محمدتقی فلسفی در منزل آیت‌الله بهبهانی چنین اعلام می‌کند: فلسفی در منزل آیت‌الله بهبهانی به منبر رفته و اظهار داشته در مملکت اسلامی بهاییان و یهودی‌ها می‌خواهند بر ما مسلط شوند، ایشان در ادامه سخنرانی بیان داشته مسلمانان تا زنده هستند و در رگ‌ آنها خون جریان دارد نخواهند توانست به این مقصود برسند.
ساواک تلاش می‌کند جلوی فعالیت‌ها و مبارزات فلسفی علیه بهاییان را بگیرد و حتی از منبر رفتن وی جلوگیری نماید. به هر حال مبارزات ایشان علیه این فرقه موجب گردید دشمنی آنان را به جان بخرد و آنان سعی نمودند که به هر طریقی سدی در مقابل ایشان ایجاد کنند.
مبارزه با بهاییت به دلیل وابستگی شاه و دولت به بیگانگان هر چند به آن مقصود اصلی خود نرسید اما باعث شد که از نفوذ آنان در جامعه کاسته شود و بسیاری از آنان از کشور خارج و عده‌ای از مسلمانان که تظاهر به بهایی بودن می کردند توجه نمایند و پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی به نفوذ و فعالیت آنان خاتمه داد.
● مبارزه با حزب توده:
بعد از شهریور ۲۰ همزمان با فرار رضاخان فعالیت‌های حزب توده در ایران شکل گرفت و روحانیت و از جمله فلسفی مبارزه با حزب توده را سرلوحه خود قرار دادند،‌ایشان با درک ضرورت از انحراف‌های فکری آنان، با ارائه منبرهای مستدل، آتشین و پرهیجان به مبارزه با این گروه وابسته پرداخت.
محمدتقی فلسفی به خطر حزب توده پی برده به گونه‌ای که ساواک تهران در خصوص سخنرانی ایشان در انتقاد از تبلیغات حزب توده در ایران چنین گزارش می‌دهد:
"... واعظ نامبرده پیرامون پیدایش دنیا و انسان محبت نمود و ضمن یک سلسله بیانات علمی و تطبیق فرضیه دانشمندان خارجی با آیات قرآنی اظهار نمود چند سال قبل توده‌ای کتاب‌هایی را منتشر کردند که بشر از ماده به عمل آمده، این سم‌پاشی‌های خائنین بدون جواب نباید بماند، توده‌ای‌ها افکار نسل جوان را آلوده کردند ...."
در گزارش دیگر در خصوص فعالیت‌ فلسفی علیه حزب توده آمده است: "... ایشان در لفاف و گوشه و کنایه حرف نمی‌زند صاف و پوست کنده علیه حزب توده صحبت نمود بدون تردید این تبلیغ اثر خوبی در مردم خواهد گذاشت ...."
مبارزات فلسفی علیه حزب توده سبب شد که آنها کینه شدیدی از او به دل گیرند و حتی تا بعد از انقلاب با ارائه مقالات فراوان علیه او در مطبوعات وابسته نمود بارزی داشت و سعی کردند با انجام اقداماتی همچون سوء قصد به جان وی، ارسال نامه‌های تهدیدآمیز و بر هم زدن مجلس، ایشان را از مسیر مبارزه بازدارند.
● نگاه فلسفی به فساد اجتماعی و مراکز آن در عصر پهلوی:
گسترش مراکز فساد و فحشا و رواج بی‌بند و باری در جامعه ایران عصر پهلوی، و نقش رژیم در دامن زدن به این مسائل از جمله موضوعاتی بودند که محمدتقی فلسفی را به واکنش واداشت و بنا بر گزارش‌های ساواک توجه به فساد اجتماعی یکی از مباحث سخنرانی‌های ایشان محسوب می‌شد.
بنابر گزارش ساواک فلسفی در انتقاد از نقش دولت در افزایش مراکز فساد بیان می‌کند که دولت شبانه‌روز بر تعداد سینماها و مناظر شهوت‌انگیز می‌افزاید و می‌خواهد خودش را در ردیف ممالک مترقی در بیاورد ولی غافل از اینکه اشتباه می‌کند زیرا با تشکیل این قبیل اماکن بر تعداد جنایات و فحشا افزوده می‌گردد.
ساواک تهران در خصوص سخنرانی فلسفی درباره گسترش بی‌دینی و افزایش مراکز فساد چنین گزارش می‌دهد:
"دیشب صحبت فلسفی در اطراف حق و باطل بود اظهار داشت ... آقایان امروز وضع مردم در این مملکت زیاد از حد از لحاظ دینی ناجور می‌باشد دستگاه‌های بی‌دینی برای محو کردن دین کاملا مجهز می‌باشند حالا بروید ببینید در شراب‌خانه‌ها و سینماها چه خبر است ... روز به روز هم تعداد سینما در این مملکت دارد زیاد می‌شود و بدانید که روز به روز در این مملکت دین خدا دارد از بین می‌رود..."
رژیم پهلوی در شرایطی به گسترش مراکز فساد همچون کاباره‌ها، سینماها، پارک‌ها، میکده‌ها، ... اقدام نمود که در برخی مناطق مردم مکان و مسجدی برای ادای نماز نداشتند و فلسفی به شدت با این اقدام رژیم به مبارزه پرداخت.
در گزارشی دیگر آمده که فلسفی اظهار داشته در پایتخت دو هزار فاحشه به سر می‌برد و ۲۸ هزار دیوانه در تیمارستان‌ها و مملکتی که در سال چهارصد میلیون تومان مشروبات الکلی وارد می‌کند، آن مملکت دین را از دست داده است...
ساواک تهران در خصوص سخنرانی فلسفی در انتقاد از وضع اجتماعی در نابسامانی اقتصادی و گسترش فساد بدین گونه گزارش می‌دهد:
"... این بدبختی است .... آخر مملکتی را که سوفیالورن‌ها بگردانند یا فلان هنرپیشه و یا رقاص آمریکایی مملکت‌گردان باشد چه توقع دارید، این مملکت نه اقتصاد دارد نه واردات ... نخست‌وزیر مگر چه دارد غیر از یک مشت بازیگر صحنه،‌آخر مملکتی که ... دو هزار تومان پول رقاص‌بازی بپردازد باید وضع اقتصادی و مالی این چنین باشد .... حالا کسری آورده‌اند، تمام پول این مملکت را به رقاصه و هنرپیشه می‌دهند تا آنان مملکت را بگردانند، آن وقت می‌گویند چرا آیت‌الله بروجردی به جای مسجد کارخانه وارد نکرد..."
حجت الاسلام محمدتقی فلسفی بنا بر گزارش ساواک در یکی از سخنرانی‌ها ضمن انتقاد از تقلید کورکورانه از مدل اروپایی، متصدیان امور مملکت را بدین گونه مورد خطاب قرار می‌دهد.
"... ولی چنانچه متصدیان امور مملکت را بخواهند بدانند ما علما و عمامه به سرها چه می‌گوییم و چه می‌خواهیم بیایند و بنشینند تا بتوانیم از نزدیک با آنها صحبت نماییم..." فلسفی در ادامه اظهار می‌دارد دنیای اروپا به جای اینکه علوم فنون خود را به ما بیاموزد ما را تشویق به ساختن سینما و کاباره و تماشاخانه تشویق می‌کند.
فلسفی در یکی دیگر از سخنرانی‌های خود بیان می‌کند که تمام مجلات به هنرپیشه‌ها اختصاص دارد تا افکار جوانان را منحرف شود و نیز در گفتگویی که با یکی از مدیران جراید در خصوص افزایش طلاق داشته، علت کثرت طلاق را تعداد زیاد فاحشه‌خانه‌ها و وجود زنان بی‌حجاب دانسته است. ایشان در مورد نقش تربیتی مادران بیان می‌دارد: مادری که به فکر عیش و نوش و میگساری و ... باشد نمی‌تواند عنصری پاک به جامعه تحویل دهد.
ساواک تهران در خصوص سخنرانی فلسفی در انتقاد از روش تربیتی در محیط مدارس و تقلید کورکورانه از غرب چنین گزارش می‌دهد: "... فلسفی واعظ به منبر رفت ... بدین گونه ادای مطلب نمود (ما از تمدن غرب تنها از لحاظ پوشیدن لباس و آرایش ظاهری تقلید می‌کنیم اما صنایع و اختراعات و پیشرفت‌های آنان را نادیده می‌گیریم و معلوم نیست این تقلید بی‌جا و ناقص عاقبت کار ما را به کجا خواهد کشاند) سپس رشته سخن را به تنقید از فرهنگ و فساد جامعه کشاند ..."
فلسفی پیشرفت صنعت و تکنولوژی در غرب را منکر نشده بلکه موضع‌گیری ایشان به دلیل تقلید کورکورانه از شیوه زندگی مردم اروپا و آمریکا بوده است. وی درباره وجود فساد در اروپا و آمریکا بیان می‌دارد "در همین اروپایی که من رفتم آنجا دیدم در موضوع تهییج شهوات و غضب جوانان مثل خر در گل مانده‌اند و نمی‌دانند چه کار کنند و حتی آمریکا همین طور است جوانان این مملکت وقتی به آنجا می‌روند فقط فساد آنها را تقلید کرده و به این مملکت می‌آیند..."
فلسفی نه تنها خود با فساد در عصر پهلوی مبارزه نمود بلکه دیگران را تشویق و تحریک به تظاهرات و مبارزه علیه فساد و فحشا و مراکز بی‌بند و باری دعوت نمود به طوری در گزارش ساواک تهران عنوان شده:
"... در ساعت ۲۰ فلسفی به منبر رفت ... بیان نمود .... چرا توجهی به اوضاع ندارید اشخاص دیگر در برابر دین اسلام، این دستگاه‌های تأتر و سینما و رقاص‌خانه‌ها را پهن کرده‌اند و روز به روز به تبلیغ و توسعه آن می‌پردازند شما ... برابر آنها عرض اندام کنید و با تظاهرات مذهبی موجودیت خود را ثابت کنید، چقدر بی‌حال هستید ..."
بنا بر گزارش ساواک، فلسفی قوانین موجود را برای جلوگیری از فساد و فحشا را ناکارآمد دانسته و راه مبارزه برای کاهش بی‌بند و باری را استفاده از مجامع مذهبی عنوان می‌کند و نیز اینکه علما و روحانیون باید برای وضع موجود فکری کنند...
● فلسفی و نهضت امام:
در اوایل پاییز ۱۳۴۱ دولت علم طی مصوبه که در قانون انجمن‌های ایالتی و ولایتی آمده بود قید "اسلام" و "ذکوریت" حذف گردید و با حذف کلمه "اسلام" بهایی و مسیحی و ایرانی در این تصویب‌نامه فرقی نداشت و به جای کلمه "ذکوریت" واژه "باسواد" گذاشته بودند که اعم از زن و مردم بود. پس از موضع‌گیری‌ امام، فلسفی به همراه سایر علما با این تصویب‌نامه اعتراض نمودند. بنا بر گزارش ساواک تهران فلسفی در اظهارات خود در خصوص مخالفت روحانیون و عده‌ای از مردم با شرکت زنان در انتخابات چنین عنوان می‌کند:
"فلسفی واعظ گفت ... کلیه زنانی که برای فعالیت‌های سیاسی، فعالیت می‌کنند از پنجاه نفر تجاوز نمی‌نمایند و این عده ناقابل هرگز نمی‌توانند به جای ۵ میلیون نفر زن ایراد صحبت کنند اگر مقامات مسئول کشور هم بخواهند به ادعای این عده ترتیب اثر دهند معلوم است که تحریکات پشت پرده از ناحیه خود دولتی‌ها انجام می‌شود... توده مردم ایران هم زن و مرد با این سر و صداها با نظر تمسخر می‌نگرند."
سازمان اطلاعات و امنیت کشور در گزارش دیگر در خصوص سخنرانی محمدتقی فلسفی در حضور علم در انتقاد از انجمن‌های ایالتی و ولایتی چنین عنوان می‌کند:
"... آقای فلسفی ... در حضور آقای علم نخست‌وزیر پس از مقدمه‌ای از آقای علم تقاضا کرد که راجع به انتخاب شدن زنان برای وکلای مجلس ایشان به خواسته‌های روحانیت و عدم تجویز قانون اساسی توجه مبذول دارند ... ما از آقای نخست‌وزیر ... تقاضا داریم که فورا به تلگرافات علما و خواسته‌های ملت دیندار توجه مبذول داشته ..."
بنا بر گزارش ساواک منزل ایشان محل رفت و آمد و اجتماع وعاظ و طلاب علوم دینی جهت مذاکره علیه قانون انجمن‌های ایالتی و ولایتی بود و خود فلسفی هم با علم مذاکره و مخالفت و نارضایتی وعاظ و روحانیون را در موضوع فوق به اطلاع وی رسانده و حتی علم را تهدید کرده که پافشاری در اجرای قانون انجمن‌های ایالتی و ولایتی موجب انقلابی در ایران خواهد شد. سرانجام بر اثر موضع‌گیری‌های علما دولت ناچار شد که تصویب‌نامه را لغو نماید.
پس از لغو تصویب‌نامه فوق در تاریخ ۱۹ دی ماه ۱۳۴۱ رژیم شاه اصول ششگانه خود را اعلام نمود و دولت علم زمان برگزاری رفراندوم را ششم بهمن اعلام نمود. امام و مراجع اعلامیه‌هایی در اعتراض به برگزاری رفراندوم منتشر کردند و محمدتقی فلسفی هم به مدت ۲۵ روز از دوم بهمن تا بیست و هفتم بهمن ۱۳۴۱ منبر نرفت و به نحوی ممنوع‌المنبر بود.
پس از ماجرای لوایح ششگانه در تاریخ ۲ فروردین ۱۳۴۲ حادثه فیضیه رخ داد که کماندوهای رژیم به مدرسه حمله بردند.
محمدتقی فلسفی پس از آگاهی از جنایات رژیم در مدرسه فیضیه در یکی از منبرهای خود بیان نمود: "این واقعه ثابت می‌کند که اخبار وقایع کربلا و صدماتی که بر اهل بیت و رسول اکرم (ص)‌و جوانان و بچه‌های آنان وارد ساختند کاملا درست است و آنچه بر فیضیه گذشت شاهدی بر این مدعی است"
تقریبا سه ماه پس از حادثه فیضیه، قیام ۱۵ خرداد شکل گرفت و این قیام در واکنش به دستگیری امام صورت گرفت می‌توان گفت جنبش ۱۵ خرداد مقدمه‌ای برای پیروزی انقلاب اسلامی و سقوط رژیم شاهنشاهی بود.
محمدتقی چهار روز قبل از قیام ۱۵ خرداد به افشاگری علیه دولت پرداخت و در گزارش سازمان اطلاعات و امنیت کشور چنین آمده است:
"شب ۱۱/۳/۴۲ فلسفی واعظ ... در مسجد ترک‌ها به منبر رفته ... آقای فلسفی با اشاره به اینکه مملکت مشروطه می‌باشد چگونه دولت آقای علم راضی شده که در مدرسه فیضیه برخلاف مقررات دین و انسانیت نسبت به طلاب اهانت و مدرسه را مورد حمله و هجوم قرار دهند."
به هر حال بر اثر گزارش ساواک افشاگری‌های محمدتقی فلسفی علیه دولت و هیأت حاکمه، افکار عمومی را آماده قیام نموده است. سرانجام فلسفی پس از سخنرانی در مسجد پاچنار در ساعت ۲۲ شب ۱۵/۳/۴۲ به اتهام اقدام علیه امنیت داخلی کشور دستگیر شد.
پس از مدتی فلسفی از زندان آزاد شد و ساواک تهران در خصوص اظهارات ایشان در جمع عده‌ای از طلاب که به دیدار وی آمده بودند چنین گزارش می‌دهد:
"... چند مرتبه می‌خواستند مرا تحت شرایطی آزاد کنند ولی من قبول نکردم و گفتم من حرف حق را روی منبر خواهم زد و هیچ شرطی برای آزادی خود قبول نمی‌کنم"
پس از قیام ۱۵ خرداد ماجرای دستگیری امام به دلیل مخالفت با امتیاز کاپیتولاسیون اتفاق افتاد که امام ابتدا به ترکیه و سپس به نجف تبعید شد، فلسفی به ارتباط خود با امام ادامه داد به طوری که ایشان در مهر ماه ۱۳۴۴ طی تلگرافی ورود ایشان را به نجف‌اشرف تبریک گفت متن تلگراف چنین بود:
"محضر مبارک حضرت آیت‌الله خمینی، تشریف حضرت عالی را به آستان مقدس حضرت علی علیه‌السلام تبریک گفته،‌ سلامت و طول عمر حضرت آیت‌الله را از خداوند خواستارم. محمدتقی فلسفی".
موضوع دیگری که واکنش علما و روحانیونی همچون محمدتقی فلسفی را به همراه داشت، برگزاری جشن‌های ۲۵۰۰ ساله بود که مخارج آن توسط مردم تأمین می‌شد به طوری که ساواک تهران در خصوص اظهارات غفار ذوالفقاری راجع به نامه محمدتقی به محمدرضا شاه و درخواست توضیح درباره مخارج سنگین این جشن‌ها و مسئولیت شخص شاه در قبال ملت چنین گزارش می‌دهد: "شخصی به نام غفار ذوالفقاری ... اظهار داشت در هیأت آنان ... صحبت شد که فلسفی به شاه نامه‌ای نوشته که مخارج هنگفت این جشن‌های شاهنشاهی از کجا و کدام منبع تهیه گردیده و با مسئولیت کدام مرجع خرج می‌شود و با این مخارجات می‌توان در ایران دست به یک سلسله اقدامات وسیع‌تر زد و فلسفی اشاره کرده که برگزاری این جشن‌ها خیانت به ملت و کشور است و پادشاه خود در آینده باید جوابگوی ملت باشد."
● رژیم پهلوی و ترور شخصیت فلسفی:
گسترش فعالیت‌ها و مبارزات فلسفی رژیم پهلوی را بر آن داشت که در صدد هتک حرمت و ترور شخصیت وی برآیند و برای رسیدن به این مقصود به انتشار عکس و اعلامیه و ساخت برنامه‌ای جهت تقلید صدای وی ... پرداختند. به گونه‌ای که در مکاتبه ساواک با اداره دوم اطلاعات و ضد اطلاعات ستاد بزرگ ارتشتاران در خصوص توزیع و چاپ عکس‌های مبتذل از ایشان آمده است: " برابر خبر رسیده... تعدادی عکس واعظ فلسفی در بعضی منازل انداخته شده که نامبرده در حالت برهنگی با زنان ... به صورت مستهجن نشان می‌دهد و معمولا این عکس‌ها را منازل وعاظ انداخته به طوری که شنیده شده در خارج این طور استنباط گردیده که این کار توسط سازمان اطلاعات و امنیت کشور به خاطر خراب کردن موقعیت نامبرده کارگردانی گردد."
در گزارش ساواک کردستان آمده است که امکان دارد کمونیست‌ها و مخالفان ایشان در چاپ و انتشار این عکس‌ها دست داشته باشند و در گزارش دیگر بیان شده این عکس‌ها ساختگی و عکس فلسفی را به جای مردی در کنار زن دیگر قرار داده‌اند.
بنا بر گزارش ساواک محمدتقی فلسفی در واکنش به چاپ این عکس‌ها بیان می‌کند: "این تازگی ندارد و مال دیروز قبل و مربوط به گندکاری دولت است...."
رژیم پهلوی از هر راهی برای تخریب و سرکوب مخالفان استفاده می‌نمود و محمدتقی فلسفی از آغاز نهضت امام تا پیروزی انقلاب به مدت ۱۵ سال تحت نظر و کنترل و بازداشت و ممنوع‌المنبر بود.
به دلیل طولانی شدن ممنوع‌المنبر ایشان، برخی مقامات نزد شاه رفته و خواستار رفع ممنوعیت وی شدند، اما شاه در جواب آنها می‌گوید خیال کنید فلسفی مرده است او را رها کنید و از این حرف ها نزنید. از آنجا که رژیم پهلوی یک حکومت وابسته بود، در گزارشی آمده است که منبع منبر فلسفی به دستور آمریکایی‌ها صورت گرفته است.
به هر حال فلسفی از آغاز نهضت امام تا پیروزی انقلاب، غالب اوقات یا تحت تعقیب و کنترل و بازداشت یا اینکه ممنوع‌المنبر بود.
خلاصه اینکه محمدتقی فلسفی پس از سالها مبارزه و مجاهدت و افشاگری‌ علیه رژیم پهلوی به مقصود و هدف خود رسید، و آن هدف پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی بود. ایشان پس از به ثمر رسیدن انقلاب به فعالیت‌های خود در جنبه‌های مختلف ادامه داد و سرانجام در ۲۷ آذر ماه ۱۳۷۷ در سن ۹۳ سالگی چشم از جهان فرو بست.

وبگردی
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان !
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان ! - لازم است ذکر شود جنبش عدالتخواه دانشجویی در صورت ادامه تعلل دستگاه‌های مربوطه در تخلیه ملک بیت‌المال، حق اقدامات انقلابی را برای اجبار فرد نامبرده به تخلیه ویلای لواسان، برای خود محفوظ می‌داند.
فیلم | مشکل مقبولیت و مشروعیت در کشور
فیلم | مشکل مقبولیت و مشروعیت در کشور - دکتر حمید ابوطالبی مشاور سیاسی رئیس جمهوری معتقد است که ما یک بار برای همیشه باید مشکل مشروعیت و مقبولیت را در کشور حل کنیم. این درست نیست که بخشی از نظام هم مشروع باشد هم مقبول اما بخش دیگری که از دل همین نظام در آمده است فقط مقبول باشد.
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر - امام جمعه اهل سنت ایرانشهر : در ماه رمضان به ۴۱ دختر تجاوز شده که از این میان فقط ۳ دختر شکایت کرده اند.
فیلم مهران مدیری در برنامه خندوانه
فیلم مهران مدیری در برنامه خندوانه - برنامه کامل خندوانه با حضور مهران مدیری مهمان ویژه برنامه عید فطر برنامه خندوانه بود و این قسمت از مجموعه خندوانه را خاص کرد.
ویدئو / لطفاً در این مکان اعتراض کنید!
ویدئو / لطفاً در این مکان اعتراض کنید! - بر این اساس، ورزشگاه‌های دستگردی، تختی، معتمدی، آزادی، شیرودی، بوستان‌های گفت‌وگو، طالقانی، ولایت، پردیسان، هنرمندان، پارک شهر و ضلع شمالی ساختمان مجلس شورای اسلامی به عنوان محل‌های مناسب تجمع در تهران تعیین شده‌اند و از این پس معترضان می‌توانند در این محل‌ها تجمع کنند.
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!