ویستا مرجع مهمترین عناوین خبری / پنج شنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۳ / Thursday, 5 March, 2015
اعترافات اشرف پهلوی در ارتباط با کودتای ۲۸ مرداد

اعترافات اشرف پهلوی در ارتباط با کودتای ۲۸ مرداداین گفت و گو توسط آقای حسین مهری با اشرف پهلوی انجام شده است که عینا آن را می‌آوریم:
والا حضرت: بله، به شما گفتم آن وقت یک اوضاع فوق‌العاده بود، همه چیز در دست مجلس بود و مجلس هر کار که دلش می‌خواست میکرد و دولت‌ها را یکی بعد از دیگری می‌انداخت. البته دولتی که پنج یا شش ماه سر کار باشد اصلا وقت ندارد که کاری بکند و به این مناسبت همه چیز مملکت از هم پاشیده شده بود. وضع «اکونومی» وضع صنعت ووضع عمومی همه از هم پاشیده شده بود و از هم در رفته بود. اصلا ثباتی نبود که کار ما پیشروی کند و این ثبات فقط از زمان بعد از مصدق پیدا شد. از وقتی که خود اعلیحضرت اختیارات را در مملکت به دست گرفتند و شروع کردند به یک سلسله اقدامات پیشرو.
ممکن است جریان روی کار آمدن مصدق را پس از قتل رزم‌آراء بفرمایید در آن موقع تهران تشریف داشتید؟
والاحضرت: بله من تهران بودم. ولی مدتی طول کشید تا مصدق روی کار آمد مصدق در ملجس بود و اقلیت در دست او بود و خیلی شلوغ بازی در می‌آورد. هر کس که می‌آمد و هر دولتی که می‌امد مصدق او را می‌انداخت مقصودش این بود که بالاخره خودش بیاید روی کار و بالاخره با فشار، این دفعه امریکایی‌ها گفتند که خوب حالا خودش را بیاوریم و ببینیم چه غلطی می‌تواند بکند.
یعنی آمریکایی‌ها این پیشنهاد را به اعلیحضرت کردند؟
والاحضرت: بله بعد هم مصدق آمد و اولین مطلبی هم که با اعلیحضرت شرطی کرد این بود که گفت باید از روس‌ها و انگلیسی‌ها تقریبا اجازه بخواهید که من بیایم یعنی آنها تصویب کنند که من بیایم. اینطور شد که مصدق‌السلطنه آمد و بساط شروع شد و یک بساطی تقریبا عین بساط خمینی به استثناء اینکه حرف از دولت اسلامی و اینها نمی‌زدند ولی آن هم با کمک سید ابوالقاسم کاشانی آمد و البته بعد سید ابوالقاسم کاشانی را از بین برد و او هم با مصدق خیلی بد شد. مصدق خودش تک رو بود و هر دقیقه هم قدرتش بیشتر می‌شد. بعد هم بخصوص با ملی کردن نفت که دیگر کارش خیلی بالا گرفت. آن وقت هم فکر می‌کردند که این مرد خدا ست، رادمرد ایران است ولی او یک مرد فناتیک ماکیاولیک ژنیال بود و اصلا سازنده نبود. او هم همینطوری روی عوام فریبی رفت و واقعا می‌توانم بگویم که هیچکاری هم در زمانی که او آمد نشد و مملکت ۲۰ سال باز هم به عقب رفت. برای اینکه در زمانی که رزم‌آرا را کشتند قرارداد ۵۰ و ۵۰ نفت را با انگلیسی‌ها در جیب داشت ولی از وقتی که مصدق آمد نفت که نفروختیم هیچ، پایه‌‌های اقتصادم به کلی از بین رفت و مملکت ورشکست شد و مملکت ورشکسته بود. مثل حالا، و فقط کار مملکت با کوچه و بازار جلو می‌رفت و هر روز همینطور بود تا منجر شد به این که مصدق خواست و از اول هم فکرش این بود که اعلیحضرت را بلند کند، تا اینکه بالاخره با اقداماتی که شد علیحضرت برایش دستور فرستادند که شما باید استعفا بدهید و آن دستور را همین نصیری پیش مصدق برد و او قبول نکرد و وقتی که قبول نکرد اعلیحضرت مجبور شد ایران را ترک بکنند که بعد آن اتفاقات افتاد و حالا می‌گویند که دست «سیا» بود.
در صورتی که اصلا به دست سیا نبود برای این که خود سیا بنابر اظهار خودشان و اشخاصی که در آن موقع بودند فقط ۶۰ هزار دلار در ایران خرج کردند و با ۶۰ هزار دلار نمی‌‌شود آن هیجان و آن انقلاب را آنطور به پا کرد. خود مردم بودند که واقعا شروع کردند به اینکه سر و صدا کند و ریختند منزل مصدق و می‌خواستند او را بکشند که او هم در رفت و قایم شد و بعد از دستگیر!، دست خط نخست وزیری تیمسار زاهدی در جیبش بود و این همان دستخطی بود که صادر شده بود و همان چیزی بود که من برای آن مسافرت کردم. می‌دانید که در زمان مصدق من یکدفعه آمدم به تهران بدون ویزا و سایر تشریفات.
آیا یکی از کارهایی که مصدق از همان روزهای اول کرد این بود که از اعلیحضرت خواست که والاحضرت را از تهران خارج کنند؟
والاحضرت: بله، از آن به بعد با من خیلی بدرفتاری کرد، حتی بطوری‌که دیگر برای من پول نمی‌فرستاد.
بعد از چند روز پس از نخست وزیرش ، والاحضرت مجبور شدید که بروید؟
والاحضرت: همان فردای روزی که او آمد.
یعنی همان روز که او نخست وزیر شد؟
والاحضرت: فدای آن روز.
کجا تشریف بردید؟
والاحضرت: با بچه‌هایم رفتم پاریس. دخترم شش ماهه بود. یک پسرم شش ساله بود و یکی دیگر هم در دوره تحصیلات ابتدایی بود. من این چهار سال را با خیلی مصیبت سر کردم و صدمه شدیدی خوردم، برای اینکه مصادف شده بود با بی‌پولی من. خیلی بی‌پول بودم و حتی در یادم هست که برای فرستادن بچه‌ام شهریار که ما فکر می‌کردیم سل استخوانی دارد و می‌خواستیم او را ببریم در سوئیس بستری کنمی هم پول نداشتم، گو اینکه خوشبختانه یک دوست و یک آدم و یک بشر فوق‌العاده پیدا شد به اسم جهانگیر جهانگیری و او برای من وسائلی فراهم کرد که پسرم بستری شد و یکسال تمام پول مداوای بچه مرا می‌داد.
این آقای جهانگیری در اروپا زندگی می‌کرد؟!
والاحضرت: بله آن موقع در اروپا و در زوریخ زندگی می‌کرد و چون نرس بچه‌ی منهم اهل زوریخ بود و مریض‌خانه‌های آنجا را بهتر می‌شناخت، من هم تصمیم گرفتم که برویم در زوریخ و در آن موعق دکترهای زوریخ هم بهتر از همه جا بودند. این بود که رتفیم آنجا و بچه را بستری کردیم و خوشبختانه سل استخوانی نداشت و دو تا از مهره‌های ستون فقراتش روی هم افتاده بود و می‌بایستی که تا یکسال بستری شود تا بتواد بعدا تکان بخورد و در این مدت یکسال این آقای جهانگیری پول تمام چیزها را داد.
این آقای جهانگیری را قبلا نمی‌شناختید؟
والاحضرت: در آنجا شناختم و قبلا نمی شناختم. پدرش همان جهانگیری بود که رییس بانک ملی بود. خودش در ایران نبود ولی پدرش در ایران بود. خیلی به من سخت گذشت به طوری که خودم هم مبتلی به مرض سل شدم و مجبور شدم که مدت یکسال در آنجا اقامت بکنم که خودم را معالجه کنم و در همین فیمابین بود که وقایع مهمی پیش آمد.
من قبل از تبعید به سوئیس با سپهبد زاهدی نزدکی بودم و خیلی دوستش داشتم و دوست نزدیک بودیم، وقتی که خارجی‌ها شروع کردند با من تماس بگیرند، یعنی آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها تماس بگیرند، مرا انتخاب کرده بودند به عنوان یک فرستنده پیش اعلیحضرت.
این جریان در ایران بود یا در خارج؟
والاحضرت: در خارج با من تماس گرفتند.
در کجا اولین دفعه تماس گرفتند؟
والاحضرت: اولین دفعه که تماس گرفتند در پاریس بود و تماس اول خیل یبد طوری شد. برای اینکه آمدند و به من پیشنهاد کردند و گفتند، چون هیچکس نزدیکتر از شما به اعلیحضرت نسیتند و ما به هیچکس اطمینان نداریم، می‌خواهیم یک پیغامی را به اعلیحضرت برسانیم و نتوانستیم که به هیچکس اطمینان کنیم جز به شما . این است که از شما خواهش می‌کنیم که بروید به ایران ولی البته رفتن شما ممکن است مواجه به خطرات زیاد بشود حتی ممکن است که مصدق شما را در موقع پیاده شدن از طیاره بگیرد و حبسکند ولی خوب این تنها راه است که اگر می‌خواهید برای آنجا مملکت و برادرتان قبول کنید.
اسم این شخص در خاطر والاحضرت هست؟
نه اسم این شخص به خاطرم نیست.
امریکایی بود یا انگلیسی؟
والاحضرت: یک انگلیسی بود و یک امریکایی، یکی از طرف آیزنهاور بود و یکی از طرف چرچیل. اسمشان را به من نگفتند. هر دفعه هم که ملاقات می‌کردیم به جای دیگری می‌رفتیم، در جاهای دور دست.
رابط والاحضرت با آنها که بود و چطور تماس می‌گرفتند؟
والاحضرت: رابط من یک ایرانی بود. در دفعه اول آنها چکی را به من نشان دادند و گفتند این چک سفید امضاء شده است و شما هر قدر که پول بخواهید می‌توانید روی آن بنویسید و این در ازای خدمتی است که می‌کنید. این مطلب به من خیلی برخورد و چک را تکه تکه کردم و پرت کردم روی سرشان و رفتم، مذاکره را قطع کردم. بعد از چند روز دو مرتبه فرستادند عقب من،‌توسط همان شخصی که واسطه قرار داده بودند و خواهش کرده بودند که مرا ببینند. دفعه دوم که آنها را دیدم به من گفتند که خوب حالا شما آن موقع را فراموش بکنید و ما باز هم از شما خواهش می‌کنیم که به ایران برگردید و پیغام ما را به تهران ببرید. پیغام آنها در یک کاغذ سربسته‌ای بود که به من دادند. من این مطلب را هیچوقت نگفته بودم و این اولین دفعه‌ای است که بازگو می‌کنم. آنها از من پرسیدند که شما فکر می‌کنید چه کسی ممکن است نخست وزیر خوبی باشد، از بین ارتشی‌ها ، از من پرسیدند که سپهبد یزدان‌پناه خوب است؟ ولی من آن موقع چون با زاهدی خیلی نزدیک بودم و خیلی دوست بودم و زاهدی را واقعا مجرب‌تر از یزدان‌پناه می‌دانستم گفتم نه، اگر عقیده مرا می‌خواهید زاهدی بهتر از هر کسی است. باری نخست وزیری در آن موقع و آنها هم همانطور در نامه پیشنهاد کردند. پیشنهاد آنها به اعلیحضرت بود که اگر چیزی باشد سپهبد زاهدی بیاید و نخست وزیر شود. این دفعه اولی است که من دارم این مطالب را بازگو می‌کنم. هیچ.وقت و در هیچ جایی نگفته‌ام که محتوای آن پیغام چه بود. فراموش نمی‌کنم موقعی که می‌خواستم سوار هواپیما بشوم نمی‌دانم چطور این اعضای سرویس که نمی‌دانم سیا بودند یا سفارت انلگیس مرا بردند توی طیاره بدون ویزا، تا اینکه مطمئن شدند که من حرکت خواهم کرد.
از پاریس پرواز می‌کردید؟
والاحضرت: بله از پاریس و من تنها کاری که کردم این بود که تلگراف کردم به یکی از دوستانم به نام خجسته هدایت که او بیاید فرودگاه وئ منتظر من بشود. نه جلوی در خروجی فرودگاه، بلکه جلوی یک در کوچکی که آنجا هست و منتظر من باشد و وقتی که طیاره به زمین نشست من مواجه شدم با هیجان زیاد و تپش قلب و همینکه از طیاره آمدم بیرون بدون اینکه به چپ و راست نگاه کنم از صف مسافرها به دو رفتم بیرون و دیدم که تاکسی ایستاده و خجسته را هم از دور دیدم و شناختم،‌ رفتم آنجا و سوار تاکسی شدم و رهسپار منزلم در سعدآباد شدم.
بدون اینکه گذرنامه والاحضرت را کسی ببیند وارد ایران شدید؟
والاحضرت: بدون هیچ چیز و تقریبا از فرودگاه فرار کردم و رفتم به طرف تاکسی و هیچکس ملتفت نشد. به این طریق از روی باند فرودگاه یکسره رفتم به خارج از فرودگاه، نه اینکه بروم در داخل محل بازبینی گذرنامه‌ها.از روی باند فرودگاه دیدم تا کسی بیرون ایستاده و خجسته هم آمده بود یک خورده نزدیک‌تر او را هم شناختم و فهمیدم که کجا باید بروم. و رفتم در منزل شاهپور غلامرضا و اینکه چرا رفتم به منزل شاپور غلامرضا که در سعدآباد بود برای اینکه خانمش هما اعلم دوست خیلی نزدیک من بود و ما با هم خیلی نزدیک بودیم و من خواستم بروم پیش هما و فکر می‌کردم که آنجا از همه جا مطمئن‌تر است. البته بعداز ۲۵ دقیقه یا نیم ساعت تاخیرخبر آمدن من به مصدق رسید و همان شبانه رییس حکومت نظامیش را که اسمش یادم نیست فرستاد پهلوی من که شما باید با همین طیاره که آمدید برگردید. به رییس حکومت نظامی گفتم که به مصدق بگویید نه شما و نه هفت جد شما نمی‌تواند مرا بیرون کند و اگر میل دارید می توانید دست مرا بگیرید و محبوس کنید و کار دیگری نمی‌توانید بکنید و من از اینجا رفتنی نیستم تا موضع معلوم شود. البته به او گفتم تا موضوع وضع مالی من حل بشود و برای من بتوانید پول بفرستید. چون پول برای من نمی‌فرستادند و نمی‌گذاشت که بفرستند و قدغن کرده بود که پول برای من بفرستند. فردای آن روز وزیر دربار آمد پیش من که ابوالقاسم امینی بود و گفت اعلیحضرت فرمودند که بهتر است شما برگردید. ولی در آن موقع نمی‌توانستم به هیچکس بگویم که من حامل پیام هستم. عاقبت به وسیله هما که به کاخ می‌رفت و شرفیاب هم می‌شد گفتم که به عرض برسان که من حامل پیغامی از طرف اشخاصی هستم و باید حتما آن را به شما برسانم ولی معهذا من برادرم را ندیدم و ایشان حاضر نشدند که مرا ببیند و بالاخره یک روز ثریا با من قرار ملاقات در وسط سعدآباد گذاشت و در یک محلی آنجا او را دیدم و کاغذ را به وسیله‌ی ثریا تحویل برادرم دادم و به محض اینکه کاغذ را تحویل دادم فردای آن روز برگشتم. بیست روز بعد آن اتفاقات رخ داده و مصدق افتاد.
این را بفرمایید که بعد که برگشتید پاریس باز هم تماس‌هایی با شما بود؟
والاحضرت: نه دیگر.
بعضی جاها نوشته‌اند که والاحضرت در خارج به آلن دالس ملاقات داشتند؟
والاحضرت: نه ابدا. من با اشخاصی که قبلا ملاقات داشتم بعدها آنها را ندیدم اصلا و اسمشان را هم نمی‌دانم.
کرمیت روزولت و اینها نبودند؟
والاحضرت: بعضی‌ها می‌گویند که با «چرونسلی» ملاقات کرده‌ام. چنین چیزی نبوده، اصلا اسم‌های آنها را نمی‌دانم و خود آنها را هم ندیده‌ام.
والاحضرت چه وقت تصمیماتی را گرفتند؟
والاحضرت: من بعد نمی‌دانم که دیگر چه شد چون نبودم.
بعدا هم با اعلیحضرت راجع به این جریان صحبت نکردید؟
والاحضرت: من نه، ولی بعدا که دیگر همه چیز را می‌دانستم..
تصمیم گرفته بودند که مصدق را برکنار کنند؟
والاحضرت: بله دیگر و فرمودند که ایشان دستخط خودشان را به توسط نصیری فرستادند برای مصدق و او قبول نکرد که استعفاء بدهد، از یک طرف استعفانامه‌ی او را خواسته بودند و از طرف دیگر فرمان نخست وزیری زاهدی را داده بودند. در این صورت دو نفر نخصت وزیر بود، یعنی هم مصدق بود و هم زاهدی و این در آن موقع بود که زاهدی قایم می‌شد و هر شب در یک جایی بود. اردشیر را خیلی اذیت کردند، او را گرفتند زدنش و در آن واحد برای سه روز، دو نفر نخست وزیر بود یکی مصدق‌السلطنه که خودش را نخست وزیر می‌دانست و یکی هم نخست وزیر قانونی سپهبد زاهدی و به این مناسبت بود که فورا سپهبد زاهدی آمد و نخست وزیر شد.
اعلیحضرت وقتی که ایران را ترک کردند اول به کجا رفتند؟
والاحضرت: اول به بغداد رفتند و خیانت‌ها از همان‌جا شروع شد. برای اینکه در آنجا ظفر علم سفیر کبیر بود که اصلا جلوی اعلحضرت نیامد و یکی هم در رم بود که سفیر آن وقت نظام‌السلطان خواجه نوری بود که یکی از دوستان خیلی نزدیک خودمان بود که اقلا مدت ده سال رییس دفتر مادر من بود و او هم پیش اعلیحضرت نیامد و حتی یک ماشین شخصی خود اعلیحضرت را هم برایشان نفرستادند و در آنجا بود که باز هم یک نفر ایرانی پیدا شد که اسمش حسین صادق است که رفت و اتومبیلش را در اختیار اعلحضرت گذاشت و گفت که من در اختیار شما هستم که هر کاری داشته باشید انجام دهم ولی خوشبختانه طولی نکشید یعنی دو روز بیشتر طول نکشید که روز سوم سپهبد زاهدی تلگراف زد که کارها خاتمه یافته است.
والاحضرت آن موقع در پاریس بودند؟
والاحضرت: نه ، من آن موقع در جنوب فرانسه بودم. و پول اینکه سوار طیاره بشوم و بروم نداشتم. و مجبور شدم که از یکی از دوستانم کمک بخواهیم که مرا با ماشین ببرد و من یک روزه یعنی در هشت یا نه ساعت از جنوب فرانسه خودم را رساندم به رم.
والاحضرت پول بلیت هواپیما را نداشتید؟
والاحضرت: وضع پولی من اینطور بود و مصدق‌السلطنه اینطور سه سال مرا گذشته بود.
بعد که در رم اعلیحضرت را ملااقت کردید چه پیش آمد؟
والاحضرت: اعلحضرت را ملاقات کردم ولی به شما بگویم که بعد از آنکه اعلیحضرت هم برگشتند من به خاطر وضع مزاجیم و سلامتی خودم نتوانستم برگردم و مجبور بدم بروم به اروزن و مدت شش ماه در کوهستان باشم.
اعلیحضرت را در رم چطور دیدید؟
والاحضرت: می‌دانید که هیچوقت تا آخر هم هیچ چیز از ظاهر ایشان پیدا نمی‌شد و ناراحتی خیلی زیادی دیده نمی‌شد ولی بدیهی است که هر بشری ناراحت می‌شود که تاج و تختش و مملکتش اینطور از بین برود. ولی ایشان هیچوقت اینها را نشان نمی‌دادند و هر چه بود توی خودشان بود.
در آنجا هیچ چیز یا مطلبی نفرمودند؟
والاحضرت: نه دیگر، یعنی همان وضعیتی را که پیش آمده بود شرح دادند ولی مطالب بیشتری نگفتند و فقط گفتند: آنقدر مصدق عرصه را تنگ کرده و هر دقیقه چیز بیشتری می‌خواست و تا به آنجا رسید که ریاست قوا را هم می‌خواست. بدیهی است که آنجا دیگر اعلیحضرت استفامت کردند و ریاست قوا را ندادند.
در آن وقتی که از تهران گزارش رسید که مصدق را انداخته‌اند، شما با اعلیحضرت بودید؟
والاحضرت: بله بودم که تلگراف آمد. خوب خوشحال شدند البته مثل همیشه.
موضوع را تلگرافی به ایشان خبر دادند؟
والاحضرت: نخست وزیر تلگراف کرد که ما منتظر اعلیحضرت هستیم که تشریف بیاورند که اعلیحضرت هم فورا تشریف بردند و من البته آن موقع نبدم و نمی‌دانم که چیست، البته مواجه شدند با یک پیشواز شایان و تمام مردم شهر در کوچه‌ها شادمانی می‌کردند.
بعد از چه مدت والاحضرت تشریف بردید به تهران؟
والاحضرت: بعد از شش ماه.
هنوز زاهدی نخست وزیر بود؟
والاحضرت: بله زاهدی دو سه سال نخست وزیر بود خیلی هم خوب بود.
زاهدی چطور آدمی بود؟
والاحضرت: زاهدی آدم خوبی بود و من شخصا خیلی دوستش داشتم. اصلا دوست من بود و دوست نزدیک بود و من با او خیلی نزدیک بودم و خیلی دوستش داشتم. ولی او نتوانست بماند و نماند و بعد از زاهدی علا نخست وزیر شد.
علت اینکه نتوانست بماند چه بود آیا با اعلیحضرت اختلاف داشتند؟
والاحضرت: مثل اینکه اختلاف داشت و من نمی‌دانم بر سر چه بوده از آن اختلافات همینطوری داشتند راجع به اشخاصی که دور و برش بودند و ناراحتی داشتند. روی هم رفته از او راضی نبودند ولی در هر صورت او هم سعی‌اش را می‌کرد که واقعا زحمت بکشد ولی شاید تا آن حد نبود که خاطر اعلیحضرت راضی باشد.
علا موقتی نخست وزیر شد؟
والاحضرت: علاء که همه‌اش نخست وزیر میشد. یک بار می‌افتاد و دو مرتبه نخست وزیر می‌شد تا بالاخره وزیر دربار شد که در آن موقع فوت کرد.
علاء چطور آدمی بود؟
والاحضرت: علاء خیلی باهوش بود. خیلی فرنگی‌مآب و خیلی تحصیل‌کرده ولی به عقیده من یک آدم منفی بود.
کار مثبتی انجام نداد؟
والاحضرت: نه فکر نمی‌کنم که در دوره نخست وزیریش کار مثبتی کرده باشد. تنها کار مثبتی که کرد پافشاری بود که در زمان گرفتن آذربایجان کرد که قضیه ایران را توانست به سازمان ملل ببرد و همچنین به شورای امنیت و این کار را اعلاء کرد.

منبع : مرکز اسناد انقلاب اسلامی

همچنین مشاهده کنید


کلمات در حال جستجو
شورای قیمت گذاری , ضد بدافزار , سانچز ناجی , حسود , امیرحسین خلیلی , اهر , 2004 , محمد پاک نیت , قصد , تسلیحات , حمام گردی , آیت الله سبحانی , سالاد تایلندی , ناتلا , سهدا , فوتبال دستی , سپرده , علائم پوستی , ازدواج غیرفامیلی , ژنرال صهیونیست , سیاره زمین , خوش نظر , بسته پیشنهادی , فدراسیو , غذای اینترنتی , شازده ماهان , لیگ دسته دو , فیلیپ موریس , تولیت , برکه خلف , جرایم از , جوایز سینمایی , آشامیدنی , عواض , سادگی , راهیان , تخلفات ادارای , شفابخش , توصیه شده , همدانی , گوشی هواوی , پایه علمی , زن رمال , مذاکره کننده , عصر پادشاهان , بدون حجاب , معتمد اریا , کریستین برتولت , کانون معماری , افزایش سکه ,

برخی از مطالبی که کاربران هم اکنون در حال خواندن آن هستند
عبدالجلیل یزدی , دلداده‌ایم وز پی دلدار می‌رویم , جمالت عشق می‌افزاید امروز , خانهٔ حاج رسولی‌ها , مدت ارائه , هر زمان از عشقت ای دلبر دل من خون شود , گاسترودئودنیت ناشی از استرس، استرس اولسر و گاستریت هموراژیک حاد , سرمه , در یافت پیام از طریق اطلاعات غیر کلامی , نگاهی به تاریخ سیاسی (۲) , جدول هزینهٔ تعیین تعرفه در گمرک , روش‌های تشخیصی در نورولوژی , موزهٔ‌ پارس، شیراز , سیاست , موضوعات مقداری , مضرات‌ , کاشت , فرق میان دعوت شیخ کامل واصل و میان سخن ناقصان فاضل ... , مبانی و اصول سیاست خارجی , استفاده از روش مقایسه با معیار , نمازخانه , تاریخ , از مناجات ها , کشت گیاهان مرتعی به‌منظور ازدیاد بذر در شرایط آبی , جزایر و بنادر مهم , منوچهر مطیعی تهرانی , چه خوش بود دو دلارام دست در گردن , روزنامه‌های عصر , بهداشت بیماران قلبی(۲) , نوروز , ولی عهد ساختن وزیر هر یک امیر را جداجدا , نگاهی به پیشینه تحقیقات درباره ارزش‌های خبری , موزه‌ها , جامعه اسلامی , بخش‌های مختلف اقتصادی , گیاهان حساس , شکوفه , امام‌زاده عون بن علی، روستای كروگان، جاسب، دلیجان (امویان و عباسیان) , هلا ساقی بیا ساغر مرا ده , نورومیلیت اپتیکا (بیماری Devic) , محل رشد و پراکنش , موضوع‌ها و انواع نثر فارسی , فریدون‌شهر , آئین چله کوچک , ای بت یاقوت لب وی مه نامهربان , اگوست کنت و نظریهٔ خطی , چو آمد به نزدیک اروندرود , ساوه , بیان آنک آنچ بیان کرده می‌شود صورت قصه است وانگه آن ... , التهاب استخوانی مفصلی (بیماری استحالهٔ مفصلی) ,

بیست دانشگاه میلیاردرساز دنیا / 16 تا آمریکایی - براساس بررسی‌های يك گروه بانكی در سوئيس، دانشگاه‌های آمريكايی بزرگ‌ترين موسسات آموزش‌دهنده ميلياردرهای جهان هستند؛ به‌گونه‌ای كه از 20 دانشگاهی كه ميلياردر پرورش مي‌دهند، 16 دانشگاه آمريكايی هستند.
زنبیلت را در صف شیمی درمانی بگذار! - هر روز خبرش از یک جا می‌رسد. چه کسی است که خود یا عزیزان و نزدیکانش درگیر نبوده باشند. آدم نمی‌تواند براحتی دهان باز کند و بگوید «فلانی سرطان دارد». سرطان با فلانی چه می‌کند؟ با خانواده‌اش. عزیز‌ت، عزیز‌ترین‌ات دارد جلوی چشمت آب می‌شود و نمی‌توانی کاری کنی!
فیلم/ نگاهی به فناوری‌های نمایشگاه موبایل بارسلون - بارسلون در روزهای اخیر میزبان غول‌های برتر فناوری در عرصه ارتباطات است که به معرفی محصولات برتر خود پرداخته اند.
مرتاضان فرقه آدمخوار آگوری - آداب و رسوم مرتاضان فرقه آگوری در هند رابطه بسیار نزدیکی با مرگ دارد. گفته می شود که آنها مرده خوارند و برای تزکیه معنوی، همواره در نزدیکی مناطق آتش زدن مردگان ساکن هستند.
تصاویر یک اتفاق باورنکردنی در طبیعت - یک عکاس غیرحرفه‌ای موفق شد از یک اتفاق باورنکردنی عکس بگیرد. دوشنبه عصر در یک پارک در شرق لندن، یک راسوی کوچک سوار دارکوب شد تا پرواز را تجربه کند!
ازدواج دوم پوتین با حرفهايی که تمامی ندارد / تصاویر - شايعات درباره ازدواج دوم پوتين با «آلينا کابايوا» ژيمناست سابق روسيه همچنان ادامه دارد. شايعاتی نيز درباره فرزند مشترک رئيس جمهور روسيه از معشوقه وی به گوش میرسد که با سکوت ولاديمير پوتين همراه شده است.
چرا دختران از منزل فرار می‌كنند؟ / تصاوير - روزانه پدر و مادرهاى زیادى با طرح شکایتى مبنى‌بر این‌که دخترشان ربوده شده است، از مأموران مى‌خواهند دختر ناپدید شده‌شان را پیدا کنند. اما بررسى‌هاى پلیسى نشان مى‌دهد که اکثر این گونه دختران به میل خود از خانه فرار کرده‌اند.
طالع بینی سال بز برای شما چه شکلی است؟ - حالا که زمان زیادی به آغاز سال 1394 هجری شمسی باقی نمانده است بد نیست نگاهی به طالع بینی خودتان بر اساس سال تولدتان بیندازید و ببینید در سالی که می‌آید چه چیزهایی در انتظار شما هستند.
فیلم‌ دیدنی از درگیری با داعش در تکریت - نیروهای مردمی عراق پس از درگیری با نیروهای گروه تروریستی داعش وارد شهر تکریت عراق شدند.
انتشار عکس های خصوصی و شخصی ارسلان قاسمی ! / تصاویر اینستاگرامی - سلفی محسن افشانی و ملیکا شریفی‌نیا، بهنوش طباطبایی و شایسته ایرانی، احمدرضا عابدزاده و سگ خانگی‌اش. سلفی بهنام تشکر در آریزونای آمریکا، رز رضوی در نقش مانکن تبلیغاتی.
تجمع دختران شین‌آباد مقابل وزارت آموزش و پرورش / تصاویر - دانش آموزان حادثه‌دیده شین‌آبادی به همراه خانواده‌های خود در اعتراض به عدم همکاری لازم آموزش و پرورش برای درمان و تأمین مخارج، مقابل این وزارتخانه تجمع کردند.
ماجرای ازدواج «سام درخشانی» و «نرگس محمدی» در سفر برزیل / فیلم - بازتاب همین خبر در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی باعث درگیری لفظی بین درخشانی و محمدی در برزیل شد. بخشی از مستند سفر هنرمندان به برزیل
مصاحبه احمدی‌نژاد با BBC فارسی / فیلم - محمود احمدی نژاد در سفرش به ترکیه و پس از بازدید از محل اقامت امام راحل در ترکیه به سوال‌های خبرنگار بی‌بی‌سی فارسی پاسخ داد.
کتک کاری در مراسم سخنرانی احمدی نژاد در ترکیه / تصاویر - مراسم چهارمین سالگرد درگذشت نجم الدین اربکان نخست وزیر اسبق ترکیه که روز گذشته در شهر بورسا با حضور محمود احمدی نژاد برگزار شد، به جنجال و درگیری کشیده شد.
جزئیات تازه از زندگی جلاد داعش در لندن/ تصاویر - جلاد ۲۷ ساله داعش که اولین بار حدود شش ماه پیش در ویدئویی از لحظه کشته شدن روزنامه نگار آمریکایی و آخرین بار یک ماه پیش در ویدئوی کشته شدن روزنامه نگار ژاپنی دیده شد عضو سازمان‌های امنیتی انگلیس بوده است.
افشاگری بی‌سابقه عليه «رضازاده» - متاسفانه عده‌ای برای رسيدن به منافع شخصی خود از داخل به بيگانه‌ها گرا میدهند و اين اوج كم‌لطفی است. من نمیدانم يک صندلی چقدر برای يک آدم ميتواند ارزش داشته باشد كه برای حفظش اطلاعات و مسائل ملی كشورش را اين‌گونه به تاراج ميگذارد.
آخرین تصویر لیندا کیانی / تصاویر اینستاگرامی - سلفی لیلا بلوکات با علی لهراسبی و برادر زنده یاد مرتضی پاشایی، طناز طباطبایی و نقاشی یکی از هواداران برای او. سلفی نرگس محمدی و همکاران در اولین روز کاری سریال جدید.بهنوش بختیاری در یکی از فیلم های جدید.
فیلم/ دخترهایی که طعمه پسران می‌شوند - مستند جهت به تاثیر شبکه‌های اجتماعی بر رفتار برخی جوانان اشاره می‌کند.
بهنوش بختیاری وارد پوسترهای تبلیغاتی شد / اینستاگرام چهره‌ها - علی دایی در هلند پا به توپ شد. پوریا پورسرخ هم به رستوران محمدرضا هدایتی رفته بود. سلفی‌های ناتمام فرهاد مجیدی یا در حال بدنسازی و یا در حال خوشگذرانی و به رخ کشیدن پولهای فوتبالی.
۲۰ ثانیه اول زایمان تا بریدن بند ناف / تصاوير - نخستین باری که «کریستین برتلوت» تولد کودکی را تجربه کرد لحظات سزارین همسرش بود. همسرش در بخش اورژانس بیمارستان بستری شده و پزشکان برای نجات هر دوی آنها (زن و فرزندش) تلاش می‌کردند.
آرامش در اینستاگرام چهره‌ها پس از جشنواره فیلم فجر / تصاویر - مهسا کامیابی و صدف طاهریان در افتتاحیه یک مزون. آخرین عکس لو رفته از صورت بدون گریم احسان علیخانی ! حدیث فولادوند و گریم فیلم جدیدش که احتمالاً نقش یکی از زنان دربار پهلوی را بازی خواهد کرد.
سه ایرانی در میان 100 کاندیدای نهایی سفر بی‌بازگشت به مریخ - پروژه «مارس وان» با هدف ارسال نخستین انسان به سیاره مریخ طراحی شده است؛ اما این سفر تفاوت بزرگی با دیگر سفرها دارد و آن بی‌بازگشت بودن آن است! با این حال این پروژه در ابتدا حدود ۲۰۲‌هزار داوطلب داشته است که ۷۳ نفر آن‌ها ایرانی بوده‌اند. اکنون در آخرین مراحل ارزیابی این داوطلبان اسامی سه ایرانی به چشم می‌خورد.
گفت وگوی آزاده نامداری با گلاره عباسی / عکس - اينقدر همدیگر را می‌شناسيم كه سوالات را بی‌هوا می‌پرسم و او چقدر صادقانه و موقر پاسخ ميدهد. ويژگی اصلی اوهمين يكرنگی است. نمی‌تواند رنگ رنگ باشد و به نظرم اين رنگ صورتی است. اگر من بخواهم چه از منظر گفت‌وگو كننده و چه در موقعيت دوست صميمی رنگ ‌مهمانم را بنويسم، مي‌گويم گلاره عباسی صورتی است.
انتقادات شدید و پیاپی فرزاد حسنی از مهران مدیری / صوت - وقتیکه فرزاد حسنی در حال گزارش مستقیم مراسم اختتامیه جشنواره فجر در رادیو بود انتقادات پیاپی به اجرای مهران مدیری داشت.
خوابیدن احمدی‌نژاد در قبر مادرش و...! - وی قبل از تدفین مادرش، برای دقایقی در قبر، دراز كشید همچنین به نقل از برخی رسانه های نزدیک به رئیس جمهور سابق ایران؛ به همراه پیکر مرحومه سیده فاطمه قادری یک جلد کلام الله مجید که وی تعلق خاطر خاصی به آن داشت و در صفحه اول آن سید حسن نصرالله جمله‌ای را نوشته بود نیز دفن شد.
اینستاگرام چهره‌ها / تصاویر - عکس یادگاری مریم امیرجلالی در کنار علی دایی و همسرش. ویشکا آسایش و سارا بهرامی پس از کنفرانس خبری «من دیگو مارادونا هستم» تا ادامه رفتارهای نامتعارف رامبد جوان پس از حامد بهداد و انواع سلفی‌های هنرمندان با یکدیگر.
سکوت فرزاد حسنی شکست، کی گفته من پیر شدم؟ / فیلم - شاید 93، سخت ترین سال زندگیش بود؛ بعد از اجرای برنامه جنجالی نوروز 93 شبکه دو، اتفاقات عجیبی در زندگی کاری و شخصی‌اش افتاد؛ از جدایی خبرسازشان با آزاده نامداری تا نبودن‌های طولانی‌اش روی آنتن تلویزیون.
مصاحبه با بازیگر زنی که زندگی‌اش تحت تاثیر یک «تیتر» قرار گرفته - ازدواج با شریفی‌نیا / فیلم - دو سال و اندی پیش بود که گروهی از بازیگران به مکه سفر کردند؛ اما این سفر حواشی زیادی به دنبال داشت؛ بزرگترین قربانی این سفر کسی نبود جز رز رضوی بازیگر زن سینما و تلویزیون که انتشار خبری با تیتر «ماه عسل رز رضوی و شریفی نیا».
فیلم اعتراض شدید سحر قریشی به ممنوع التصویر بودنش - در حاشیه اکران فیلم «تگرگ و آفتاب» در سی و سومین جشنواره فیلم فجر، سحر قریشی بازیگر زن سینما و تلویزیون ایران درباره ممنوع التصویر بودنش در تلویزیون صحبت کرد.
بیشترین بازدیدها - سرویس خبر
تصمیم عجیب یک فدراسیون ورزشی برای کسب سهمیه المپیک - فدراسیون بدمینتون هزینه اعزام ملی‌پوشان به مسابقات را برای کسب سهمیه المپیک ندارد و برای همین برخی ملی‌پوشان با هزینه شخصی تصمیم گرفتند در مسابقات شرکت کنند. در واقع ملی‌پوشان زودتر از فدراسیون‌نشین‌ها…
هارف: به‌دنبال رابطه با ایران هستیم / گزینه نظامی کنار گذاشته شده است - سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در پاسخ به سوالی با تاکید بر اینکه آمریکا خواهان روابط مختلف با ایران و ملت این کشور است، در عین حال گفت که «ما آشکارا اعلام می‌کنیم هرگونه توافق هسته‌ای با…
معرفی برگزیدگان جایزه مهرگان ادب - مراسم پایانی دوره‌های سیزدهم و چهاردهم جایزه مهرگان ادب، عصر پنجشنبه برگزار و آثار برگزیده این جایزه در دو بخش رمان و داستان معرفی شد.
پیرهادی: فیلم «روباه» در برابر کار بزرگ شهدای هسته‌ای،کوچک است - مراسم تجلیل از عوامل فیلم سینمایی «روباه» با حضور محسن مومنی شریف رئیس حوزه هنری برگزار شد.
درگیری خونین در حلب با انفجاری زلزله وار - گروه بین‌الملل: ناظران حقوق بشر سوریه، که یک سازمان مستقل است، می‌گوید در حمله به یک مقر امنیتی مهم در حلب شماری از نیروهای امنیتی ...
ظریف: حاضریم موقتا محدودیت‌هایی را بپذیریم - وزیر خارجه کشورمان گفت: اگر می خواهند ایران یک برنامه زمان‌بندی شده و محدود داشته باشد و خودش ظرفیت‌های علمی موجود خودش را محدود کند، ما حاضریم برای رسیدن به یک توافق بین‌المللی به طور موقت محدودیت‌هایی را بر…
ترکیه همچنان با داعش مبارزه نمی‌کند - گزینه‌ای به نام آموزش و تجهیز مخالفان میانه‌روترکیه همچنان با داعش مبارزه نمی‌کندایالات متحده چند ماه است که در تلاش است تا ترکیه را متقاعد کند به هواپیماهای ائتلاف اجازه دهد تا از پایگاه هوایی انجرلیک استفاده و محدودیت…
واکنش جالب «امیر جعفری» به مواضع نتانیاهو / عکس - امیر جعفری، بازیگر سینما در صفحه اینستاگرام خود در قبال مواضع نتانیاهو، رئیس رژیم صهیونیستی درباره کشورمان، عکس جالبی از حاج قاسم سلیمانی را منتشر کرد.
حضور جدی اصلاح‌طلبان یک تهدید است! - گروه سیاسی: دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری تاکید کرد: باید بدانیم که اصلاح‌طلبان مانند مجلس هشتم و نهم بی‌رمق نیستند و حضور جدی ...
چین: به توافق هسته‌ای امیدواریم - گروه بین الملل: سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا، این موضوع که مذاکرات اتمی با جمهوری اسلامی نشانه‌ باز شدن یخ رابطه ایران و آمریکاست ...


Copyright © 2008 - 2015 vista.ir. All Rights Reserved