ویستا مرجع مهمترین عناوین خبری / یکشنبه ۴ آبان ۱۳۹۳ / Sunday, 26 October, 2014
اعترافات اشرف پهلوی در ارتباط با کودتای ۲۸ مرداد

اعترافات اشرف پهلوی در ارتباط با کودتای ۲۸ مرداداین گفت و گو توسط آقای حسین مهری با اشرف پهلوی انجام شده است که عینا آن را می‌آوریم:
والا حضرت: بله، به شما گفتم آن وقت یک اوضاع فوق‌العاده بود، همه چیز در دست مجلس بود و مجلس هر کار که دلش می‌خواست میکرد و دولت‌ها را یکی بعد از دیگری می‌انداخت. البته دولتی که پنج یا شش ماه سر کار باشد اصلا وقت ندارد که کاری بکند و به این مناسبت همه چیز مملکت از هم پاشیده شده بود. وضع «اکونومی» وضع صنعت ووضع عمومی همه از هم پاشیده شده بود و از هم در رفته بود. اصلا ثباتی نبود که کار ما پیشروی کند و این ثبات فقط از زمان بعد از مصدق پیدا شد. از وقتی که خود اعلیحضرت اختیارات را در مملکت به دست گرفتند و شروع کردند به یک سلسله اقدامات پیشرو.
ممکن است جریان روی کار آمدن مصدق را پس از قتل رزم‌آراء بفرمایید در آن موقع تهران تشریف داشتید؟
والاحضرت: بله من تهران بودم. ولی مدتی طول کشید تا مصدق روی کار آمد مصدق در ملجس بود و اقلیت در دست او بود و خیلی شلوغ بازی در می‌آورد. هر کس که می‌آمد و هر دولتی که می‌امد مصدق او را می‌انداخت مقصودش این بود که بالاخره خودش بیاید روی کار و بالاخره با فشار، این دفعه امریکایی‌ها گفتند که خوب حالا خودش را بیاوریم و ببینیم چه غلطی می‌تواند بکند.
یعنی آمریکایی‌ها این پیشنهاد را به اعلیحضرت کردند؟
والاحضرت: بله بعد هم مصدق آمد و اولین مطلبی هم که با اعلیحضرت شرطی کرد این بود که گفت باید از روس‌ها و انگلیسی‌ها تقریبا اجازه بخواهید که من بیایم یعنی آنها تصویب کنند که من بیایم. اینطور شد که مصدق‌السلطنه آمد و بساط شروع شد و یک بساطی تقریبا عین بساط خمینی به استثناء اینکه حرف از دولت اسلامی و اینها نمی‌زدند ولی آن هم با کمک سید ابوالقاسم کاشانی آمد و البته بعد سید ابوالقاسم کاشانی را از بین برد و او هم با مصدق خیلی بد شد. مصدق خودش تک رو بود و هر دقیقه هم قدرتش بیشتر می‌شد. بعد هم بخصوص با ملی کردن نفت که دیگر کارش خیلی بالا گرفت. آن وقت هم فکر می‌کردند که این مرد خدا ست، رادمرد ایران است ولی او یک مرد فناتیک ماکیاولیک ژنیال بود و اصلا سازنده نبود. او هم همینطوری روی عوام فریبی رفت و واقعا می‌توانم بگویم که هیچکاری هم در زمانی که او آمد نشد و مملکت ۲۰ سال باز هم به عقب رفت. برای اینکه در زمانی که رزم‌آرا را کشتند قرارداد ۵۰ و ۵۰ نفت را با انگلیسی‌ها در جیب داشت ولی از وقتی که مصدق آمد نفت که نفروختیم هیچ، پایه‌‌های اقتصادم به کلی از بین رفت و مملکت ورشکست شد و مملکت ورشکسته بود. مثل حالا، و فقط کار مملکت با کوچه و بازار جلو می‌رفت و هر روز همینطور بود تا منجر شد به این که مصدق خواست و از اول هم فکرش این بود که اعلیحضرت را بلند کند، تا اینکه بالاخره با اقداماتی که شد علیحضرت برایش دستور فرستادند که شما باید استعفا بدهید و آن دستور را همین نصیری پیش مصدق برد و او قبول نکرد و وقتی که قبول نکرد اعلیحضرت مجبور شد ایران را ترک بکنند که بعد آن اتفاقات افتاد و حالا می‌گویند که دست «سیا» بود.
در صورتی که اصلا به دست سیا نبود برای این که خود سیا بنابر اظهار خودشان و اشخاصی که در آن موقع بودند فقط ۶۰ هزار دلار در ایران خرج کردند و با ۶۰ هزار دلار نمی‌‌شود آن هیجان و آن انقلاب را آنطور به پا کرد. خود مردم بودند که واقعا شروع کردند به اینکه سر و صدا کند و ریختند منزل مصدق و می‌خواستند او را بکشند که او هم در رفت و قایم شد و بعد از دستگیر!، دست خط نخست وزیری تیمسار زاهدی در جیبش بود و این همان دستخطی بود که صادر شده بود و همان چیزی بود که من برای آن مسافرت کردم. می‌دانید که در زمان مصدق من یکدفعه آمدم به تهران بدون ویزا و سایر تشریفات.
آیا یکی از کارهایی که مصدق از همان روزهای اول کرد این بود که از اعلیحضرت خواست که والاحضرت را از تهران خارج کنند؟
والاحضرت: بله، از آن به بعد با من خیلی بدرفتاری کرد، حتی بطوری‌که دیگر برای من پول نمی‌فرستاد.
بعد از چند روز پس از نخست وزیرش ، والاحضرت مجبور شدید که بروید؟
والاحضرت: همان فردای روزی که او آمد.
یعنی همان روز که او نخست وزیر شد؟
والاحضرت: فدای آن روز.
کجا تشریف بردید؟
والاحضرت: با بچه‌هایم رفتم پاریس. دخترم شش ماهه بود. یک پسرم شش ساله بود و یکی دیگر هم در دوره تحصیلات ابتدایی بود. من این چهار سال را با خیلی مصیبت سر کردم و صدمه شدیدی خوردم، برای اینکه مصادف شده بود با بی‌پولی من. خیلی بی‌پول بودم و حتی در یادم هست که برای فرستادن بچه‌ام شهریار که ما فکر می‌کردیم سل استخوانی دارد و می‌خواستیم او را ببریم در سوئیس بستری کنمی هم پول نداشتم، گو اینکه خوشبختانه یک دوست و یک آدم و یک بشر فوق‌العاده پیدا شد به اسم جهانگیر جهانگیری و او برای من وسائلی فراهم کرد که پسرم بستری شد و یکسال تمام پول مداوای بچه مرا می‌داد.
این آقای جهانگیری در اروپا زندگی می‌کرد؟!
والاحضرت: بله آن موقع در اروپا و در زوریخ زندگی می‌کرد و چون نرس بچه‌ی منهم اهل زوریخ بود و مریض‌خانه‌های آنجا را بهتر می‌شناخت، من هم تصمیم گرفتم که برویم در زوریخ و در آن موعق دکترهای زوریخ هم بهتر از همه جا بودند. این بود که رتفیم آنجا و بچه را بستری کردیم و خوشبختانه سل استخوانی نداشت و دو تا از مهره‌های ستون فقراتش روی هم افتاده بود و می‌بایستی که تا یکسال بستری شود تا بتواد بعدا تکان بخورد و در این مدت یکسال این آقای جهانگیری پول تمام چیزها را داد.
این آقای جهانگیری را قبلا نمی‌شناختید؟
والاحضرت: در آنجا شناختم و قبلا نمی شناختم. پدرش همان جهانگیری بود که رییس بانک ملی بود. خودش در ایران نبود ولی پدرش در ایران بود. خیلی به من سخت گذشت به طوری که خودم هم مبتلی به مرض سل شدم و مجبور شدم که مدت یکسال در آنجا اقامت بکنم که خودم را معالجه کنم و در همین فیمابین بود که وقایع مهمی پیش آمد.
من قبل از تبعید به سوئیس با سپهبد زاهدی نزدکی بودم و خیلی دوستش داشتم و دوست نزدیک بودیم، وقتی که خارجی‌ها شروع کردند با من تماس بگیرند، یعنی آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها تماس بگیرند، مرا انتخاب کرده بودند به عنوان یک فرستنده پیش اعلیحضرت.
این جریان در ایران بود یا در خارج؟
والاحضرت: در خارج با من تماس گرفتند.
در کجا اولین دفعه تماس گرفتند؟
والاحضرت: اولین دفعه که تماس گرفتند در پاریس بود و تماس اول خیل یبد طوری شد. برای اینکه آمدند و به من پیشنهاد کردند و گفتند، چون هیچکس نزدیکتر از شما به اعلیحضرت نسیتند و ما به هیچکس اطمینان نداریم، می‌خواهیم یک پیغامی را به اعلیحضرت برسانیم و نتوانستیم که به هیچکس اطمینان کنیم جز به شما . این است که از شما خواهش می‌کنیم که بروید به ایران ولی البته رفتن شما ممکن است مواجه به خطرات زیاد بشود حتی ممکن است که مصدق شما را در موقع پیاده شدن از طیاره بگیرد و حبسکند ولی خوب این تنها راه است که اگر می‌خواهید برای آنجا مملکت و برادرتان قبول کنید.
اسم این شخص در خاطر والاحضرت هست؟
نه اسم این شخص به خاطرم نیست.
امریکایی بود یا انگلیسی؟
والاحضرت: یک انگلیسی بود و یک امریکایی، یکی از طرف آیزنهاور بود و یکی از طرف چرچیل. اسمشان را به من نگفتند. هر دفعه هم که ملاقات می‌کردیم به جای دیگری می‌رفتیم، در جاهای دور دست.
رابط والاحضرت با آنها که بود و چطور تماس می‌گرفتند؟
والاحضرت: رابط من یک ایرانی بود. در دفعه اول آنها چکی را به من نشان دادند و گفتند این چک سفید امضاء شده است و شما هر قدر که پول بخواهید می‌توانید روی آن بنویسید و این در ازای خدمتی است که می‌کنید. این مطلب به من خیلی برخورد و چک را تکه تکه کردم و پرت کردم روی سرشان و رفتم، مذاکره را قطع کردم. بعد از چند روز دو مرتبه فرستادند عقب من،‌توسط همان شخصی که واسطه قرار داده بودند و خواهش کرده بودند که مرا ببینند. دفعه دوم که آنها را دیدم به من گفتند که خوب حالا شما آن موقع را فراموش بکنید و ما باز هم از شما خواهش می‌کنیم که به ایران برگردید و پیغام ما را به تهران ببرید. پیغام آنها در یک کاغذ سربسته‌ای بود که به من دادند. من این مطلب را هیچوقت نگفته بودم و این اولین دفعه‌ای است که بازگو می‌کنم. آنها از من پرسیدند که شما فکر می‌کنید چه کسی ممکن است نخست وزیر خوبی باشد، از بین ارتشی‌ها ، از من پرسیدند که سپهبد یزدان‌پناه خوب است؟ ولی من آن موقع چون با زاهدی خیلی نزدیک بودم و خیلی دوست بودم و زاهدی را واقعا مجرب‌تر از یزدان‌پناه می‌دانستم گفتم نه، اگر عقیده مرا می‌خواهید زاهدی بهتر از هر کسی است. باری نخست وزیری در آن موقع و آنها هم همانطور در نامه پیشنهاد کردند. پیشنهاد آنها به اعلیحضرت بود که اگر چیزی باشد سپهبد زاهدی بیاید و نخست وزیر شود. این دفعه اولی است که من دارم این مطالب را بازگو می‌کنم. هیچ.وقت و در هیچ جایی نگفته‌ام که محتوای آن پیغام چه بود. فراموش نمی‌کنم موقعی که می‌خواستم سوار هواپیما بشوم نمی‌دانم چطور این اعضای سرویس که نمی‌دانم سیا بودند یا سفارت انلگیس مرا بردند توی طیاره بدون ویزا، تا اینکه مطمئن شدند که من حرکت خواهم کرد.
از پاریس پرواز می‌کردید؟
والاحضرت: بله از پاریس و من تنها کاری که کردم این بود که تلگراف کردم به یکی از دوستانم به نام خجسته هدایت که او بیاید فرودگاه وئ منتظر من بشود. نه جلوی در خروجی فرودگاه، بلکه جلوی یک در کوچکی که آنجا هست و منتظر من باشد و وقتی که طیاره به زمین نشست من مواجه شدم با هیجان زیاد و تپش قلب و همینکه از طیاره آمدم بیرون بدون اینکه به چپ و راست نگاه کنم از صف مسافرها به دو رفتم بیرون و دیدم که تاکسی ایستاده و خجسته را هم از دور دیدم و شناختم،‌ رفتم آنجا و سوار تاکسی شدم و رهسپار منزلم در سعدآباد شدم.
بدون اینکه گذرنامه والاحضرت را کسی ببیند وارد ایران شدید؟
والاحضرت: بدون هیچ چیز و تقریبا از فرودگاه فرار کردم و رفتم به طرف تاکسی و هیچکس ملتفت نشد. به این طریق از روی باند فرودگاه یکسره رفتم به خارج از فرودگاه، نه اینکه بروم در داخل محل بازبینی گذرنامه‌ها.از روی باند فرودگاه دیدم تا کسی بیرون ایستاده و خجسته هم آمده بود یک خورده نزدیک‌تر او را هم شناختم و فهمیدم که کجا باید بروم. و رفتم در منزل شاهپور غلامرضا و اینکه چرا رفتم به منزل شاپور غلامرضا که در سعدآباد بود برای اینکه خانمش هما اعلم دوست خیلی نزدیک من بود و ما با هم خیلی نزدیک بودیم و من خواستم بروم پیش هما و فکر می‌کردم که آنجا از همه جا مطمئن‌تر است. البته بعداز ۲۵ دقیقه یا نیم ساعت تاخیرخبر آمدن من به مصدق رسید و همان شبانه رییس حکومت نظامیش را که اسمش یادم نیست فرستاد پهلوی من که شما باید با همین طیاره که آمدید برگردید. به رییس حکومت نظامی گفتم که به مصدق بگویید نه شما و نه هفت جد شما نمی‌تواند مرا بیرون کند و اگر میل دارید می توانید دست مرا بگیرید و محبوس کنید و کار دیگری نمی‌توانید بکنید و من از اینجا رفتنی نیستم تا موضع معلوم شود. البته به او گفتم تا موضوع وضع مالی من حل بشود و برای من بتوانید پول بفرستید. چون پول برای من نمی‌فرستادند و نمی‌گذاشت که بفرستند و قدغن کرده بود که پول برای من بفرستند. فردای آن روز وزیر دربار آمد پیش من که ابوالقاسم امینی بود و گفت اعلیحضرت فرمودند که بهتر است شما برگردید. ولی در آن موقع نمی‌توانستم به هیچکس بگویم که من حامل پیام هستم. عاقبت به وسیله هما که به کاخ می‌رفت و شرفیاب هم می‌شد گفتم که به عرض برسان که من حامل پیغامی از طرف اشخاصی هستم و باید حتما آن را به شما برسانم ولی معهذا من برادرم را ندیدم و ایشان حاضر نشدند که مرا ببیند و بالاخره یک روز ثریا با من قرار ملاقات در وسط سعدآباد گذاشت و در یک محلی آنجا او را دیدم و کاغذ را به وسیله‌ی ثریا تحویل برادرم دادم و به محض اینکه کاغذ را تحویل دادم فردای آن روز برگشتم. بیست روز بعد آن اتفاقات رخ داده و مصدق افتاد.
این را بفرمایید که بعد که برگشتید پاریس باز هم تماس‌هایی با شما بود؟
والاحضرت: نه دیگر.
بعضی جاها نوشته‌اند که والاحضرت در خارج به آلن دالس ملاقات داشتند؟
والاحضرت: نه ابدا. من با اشخاصی که قبلا ملاقات داشتم بعدها آنها را ندیدم اصلا و اسمشان را هم نمی‌دانم.
کرمیت روزولت و اینها نبودند؟
والاحضرت: بعضی‌ها می‌گویند که با «چرونسلی» ملاقات کرده‌ام. چنین چیزی نبوده، اصلا اسم‌های آنها را نمی‌دانم و خود آنها را هم ندیده‌ام.
والاحضرت چه وقت تصمیماتی را گرفتند؟
والاحضرت: من بعد نمی‌دانم که دیگر چه شد چون نبودم.
بعدا هم با اعلیحضرت راجع به این جریان صحبت نکردید؟
والاحضرت: من نه، ولی بعدا که دیگر همه چیز را می‌دانستم..
تصمیم گرفته بودند که مصدق را برکنار کنند؟
والاحضرت: بله دیگر و فرمودند که ایشان دستخط خودشان را به توسط نصیری فرستادند برای مصدق و او قبول نکرد که استعفاء بدهد، از یک طرف استعفانامه‌ی او را خواسته بودند و از طرف دیگر فرمان نخست وزیری زاهدی را داده بودند. در این صورت دو نفر نخصت وزیر بود، یعنی هم مصدق بود و هم زاهدی و این در آن موقع بود که زاهدی قایم می‌شد و هر شب در یک جایی بود. اردشیر را خیلی اذیت کردند، او را گرفتند زدنش و در آن واحد برای سه روز، دو نفر نخست وزیر بود یکی مصدق‌السلطنه که خودش را نخست وزیر می‌دانست و یکی هم نخست وزیر قانونی سپهبد زاهدی و به این مناسبت بود که فورا سپهبد زاهدی آمد و نخست وزیر شد.
اعلیحضرت وقتی که ایران را ترک کردند اول به کجا رفتند؟
والاحضرت: اول به بغداد رفتند و خیانت‌ها از همان‌جا شروع شد. برای اینکه در آنجا ظفر علم سفیر کبیر بود که اصلا جلوی اعلحضرت نیامد و یکی هم در رم بود که سفیر آن وقت نظام‌السلطان خواجه نوری بود که یکی از دوستان خیلی نزدیک خودمان بود که اقلا مدت ده سال رییس دفتر مادر من بود و او هم پیش اعلیحضرت نیامد و حتی یک ماشین شخصی خود اعلیحضرت را هم برایشان نفرستادند و در آنجا بود که باز هم یک نفر ایرانی پیدا شد که اسمش حسین صادق است که رفت و اتومبیلش را در اختیار اعلحضرت گذاشت و گفت که من در اختیار شما هستم که هر کاری داشته باشید انجام دهم ولی خوشبختانه طولی نکشید یعنی دو روز بیشتر طول نکشید که روز سوم سپهبد زاهدی تلگراف زد که کارها خاتمه یافته است.
والاحضرت آن موقع در پاریس بودند؟
والاحضرت: نه ، من آن موقع در جنوب فرانسه بودم. و پول اینکه سوار طیاره بشوم و بروم نداشتم. و مجبور شدم که از یکی از دوستانم کمک بخواهیم که مرا با ماشین ببرد و من یک روزه یعنی در هشت یا نه ساعت از جنوب فرانسه خودم را رساندم به رم.
والاحضرت پول بلیت هواپیما را نداشتید؟
والاحضرت: وضع پولی من اینطور بود و مصدق‌السلطنه اینطور سه سال مرا گذشته بود.
بعد که در رم اعلیحضرت را ملااقت کردید چه پیش آمد؟
والاحضرت: اعلحضرت را ملاقات کردم ولی به شما بگویم که بعد از آنکه اعلیحضرت هم برگشتند من به خاطر وضع مزاجیم و سلامتی خودم نتوانستم برگردم و مجبور بدم بروم به اروزن و مدت شش ماه در کوهستان باشم.
اعلیحضرت را در رم چطور دیدید؟
والاحضرت: می‌دانید که هیچوقت تا آخر هم هیچ چیز از ظاهر ایشان پیدا نمی‌شد و ناراحتی خیلی زیادی دیده نمی‌شد ولی بدیهی است که هر بشری ناراحت می‌شود که تاج و تختش و مملکتش اینطور از بین برود. ولی ایشان هیچوقت اینها را نشان نمی‌دادند و هر چه بود توی خودشان بود.
در آنجا هیچ چیز یا مطلبی نفرمودند؟
والاحضرت: نه دیگر، یعنی همان وضعیتی را که پیش آمده بود شرح دادند ولی مطالب بیشتری نگفتند و فقط گفتند: آنقدر مصدق عرصه را تنگ کرده و هر دقیقه چیز بیشتری می‌خواست و تا به آنجا رسید که ریاست قوا را هم می‌خواست. بدیهی است که آنجا دیگر اعلیحضرت استفامت کردند و ریاست قوا را ندادند.
در آن وقتی که از تهران گزارش رسید که مصدق را انداخته‌اند، شما با اعلیحضرت بودید؟
والاحضرت: بله بودم که تلگراف آمد. خوب خوشحال شدند البته مثل همیشه.
موضوع را تلگرافی به ایشان خبر دادند؟
والاحضرت: نخست وزیر تلگراف کرد که ما منتظر اعلیحضرت هستیم که تشریف بیاورند که اعلیحضرت هم فورا تشریف بردند و من البته آن موقع نبدم و نمی‌دانم که چیست، البته مواجه شدند با یک پیشواز شایان و تمام مردم شهر در کوچه‌ها شادمانی می‌کردند.
بعد از چه مدت والاحضرت تشریف بردید به تهران؟
والاحضرت: بعد از شش ماه.
هنوز زاهدی نخست وزیر بود؟
والاحضرت: بله زاهدی دو سه سال نخست وزیر بود خیلی هم خوب بود.
زاهدی چطور آدمی بود؟
والاحضرت: زاهدی آدم خوبی بود و من شخصا خیلی دوستش داشتم. اصلا دوست من بود و دوست نزدیک بود و من با او خیلی نزدیک بودم و خیلی دوستش داشتم. ولی او نتوانست بماند و نماند و بعد از زاهدی علا نخست وزیر شد.
علت اینکه نتوانست بماند چه بود آیا با اعلیحضرت اختلاف داشتند؟
والاحضرت: مثل اینکه اختلاف داشت و من نمی‌دانم بر سر چه بوده از آن اختلافات همینطوری داشتند راجع به اشخاصی که دور و برش بودند و ناراحتی داشتند. روی هم رفته از او راضی نبودند ولی در هر صورت او هم سعی‌اش را می‌کرد که واقعا زحمت بکشد ولی شاید تا آن حد نبود که خاطر اعلیحضرت راضی باشد.
علا موقتی نخست وزیر شد؟
والاحضرت: علاء که همه‌اش نخست وزیر میشد. یک بار می‌افتاد و دو مرتبه نخست وزیر می‌شد تا بالاخره وزیر دربار شد که در آن موقع فوت کرد.
علاء چطور آدمی بود؟
والاحضرت: علاء خیلی باهوش بود. خیلی فرنگی‌مآب و خیلی تحصیل‌کرده ولی به عقیده من یک آدم منفی بود.
کار مثبتی انجام نداد؟
والاحضرت: نه فکر نمی‌کنم که در دوره نخست وزیریش کار مثبتی کرده باشد. تنها کار مثبتی که کرد پافشاری بود که در زمان گرفتن آذربایجان کرد که قضیه ایران را توانست به سازمان ملل ببرد و همچنین به شورای امنیت و این کار را اعلاء کرد.

منبع : مرکز اسناد انقلاب اسلامی

همچنین مشاهده کنید


همچنین سایر کاربران این صفحات را هم دیده‌اند
آموزش    روشها و فنون تدریس    روش های تدریس سنتی    روش سخنرانی   
فرهنگ عامهٔ مردم ایران    افسانه ها و قصه های عامیانه مردم ایران    افسانه ها و قصه ها   
تعلیم و تربیت    خانواده و تربیت فرزندان در دوره دبیرستان   
شعر و ادب    سعدی    دیوان اشعار    غزلیات   
آموزش همگانی    حوادث   
صنعت توریسم    جامعه شناسی و روانشناسی جهانگردی    همزمانی پیدایش جهانگردی در جوامع صنعتی    ایام فراغت    تدارک و فراهم آوردن اوقات فراغت    تدارک فرصت های اوقات فراغت در بریتانیای کنونی   
نمایش    تاریخچه نمایش در ایران    نمایش های پس از اسلام    شیوه های نمایش در ایران   
بانک و بیمه    حقوق تجارت    ورشکستگی یا مرگ اقتصادی    ورشکستگی شرکت های تجارتی   
ارتباطات    اصول خبررسانی   
راهنمای بهداشت و سلامت    دستگاه عصبی و اختلالات آن   

کلمات در حال جستجو
آمریکا    داعش    سوریه    عراق    استراتژی    دفاع    عراقچی    شرمن    پرونده هسته ای    ایران    ستار خان    تاریخ    تبریز    بابک زنجانی    قتل    احمدنژادی    احمدنجادی    بانک    موسسه اعتباری    بانک آینده    مهدوی کنی    ترحیم    رهبر انقلاب    پاراآسیایی    رضازاده    معاون سیاسی    وزارت کشور    آملی لاریجانی    قوه قضائیه   

برخی منابع مهم خبری
روزنو - ایرنا - تریبون - فرارو - پرشین وی - اقتصاد پنهان - کافه سینما - ایبنا - خانه ملت - گویا آی تی - اقتصاد ایرانی - فرهنگ امروز - سراج 24 - اقتصاد آنلاین - شهرسخت‎‌افزار - الف - خبر آنلاین - دانشجو - شبکه - رجانیوز - پرشین خودرو - سی نت - برترینها - سینما نگار - شهرخبر - فرهنگ‌نیوز - تفاهم - افکار - سخن‌آنلاین - بی باک - ایفنام - شفاف - ایسنا - ایران گراند - برنا - مجله ماشین - ورزش سه - تیک - پول - جوان - بهارنیوز - سیمرغ - ایران اکونومیست - شفقنا ورزشی - ایران استخدام - گفتار - پی سی ورلد - موبایل - تابناک - آی تی آنالیز - تسنیم - پارس فوتبال - آفتاب - افق - جهان نیوز - اقتصادایران آنلاین - معماری - نورپرتال - روزنامه نود - خبرنامه دانشجویان - فارنت - ایستنا - حوادث - موبنا - سلامت نیوز - روزگارنو - شانا - دیپلماسی ایرانی - همشهری - بورس نیوز - عصر خودرو - واحد مرکزی خبر - سیاست روز - عیارآنلاین - رسالت - بانک ورزش - العالم - دانا - انتخاب - سیتنا - لیزنا - پانا - سینما خبر - بولتن - حوزه هنری - هنگام‌نیوز - اروم‌نیوز - جنوب - فردا - انصاف - تهران پرس - بانی فیلم - پیام نو - سفیر - عماریون - قدس آنلاین - ایران - دیدبان - موج - آفتاب نیوز - زومیت - آی سی تی - پارسینه - شفقنا - جام جم - سنا - زیباکلام - میراث فرهنگی - ایربا - پارس - خرداد - پرداد - سلامانه - نامه - ایلنا - رهیاب - آرمان - شرق - بنکر - شفا - تراز - طلا - صراط - کتابخانه مجلس - مشرق - سینما پرس - ارانیکو - باشگاه خبرنگاران - خانه‌ ورزش - صبحانه - استخدام - خودرو - موسیقی ما - اکو - خبرورزشی - مثلث - برهان - ایمنا - پیام نفت - اعتدال - گسترش صنعت - پویش - اصفهان امروز - عصرایران - فارس - فان پاتوق - پرسپولیس - جمهوریت - ایتنا - آریا - نیک صالحی - تبیان - ای استخدام - موسیقی ایرانیان - ستاره‌ها - ایران ورزشی - . - ملت - رویش - تدبیر 24 - مهر - جماران -

اجاره بخاری  ◊  09122211093
افتتاح گالری جواهرات علی دایی و همسرش + تصاویر - دایی در یکی از مناطق شمالی تهران، گالری جواهرآلات را با نام " گالری نور" افتتاح کرد و رسما وارد دنیای جواهرات و تجارت سنگ های قیمتی شد. طراحی این گالری بر عهده مونا فرخ آذری همسر علی دایی بوده است.
علی مصفا، لادن مستوفی، مهسا کرامتی و حمید فرخ‌نژاد در فیلم چاقی / تصاویر - فیلمبرداری فیلم «چاقی» به کارگردانی راما قویدل آغاز شد. علی مصفا، لادن مستوفی، مهسا کرامتی و با حضور حمید فرخ‌نژاد و ... این فیلم روایتی است از یک انتخاب؛ انتخابِ عشق یا وِجدان!
فقر و فساد و تبعیض - احمدی نژاد به پا خیز! - آقایان گمان می کردند همه چیز خریدنی است و با پول نفت و قدرت انحصاری و تصور حذف رقیب سیاسی می توان هر چیزی را فراچنگ آورد و وظیفه خود می دانستند حامیان و وفاداران را از دیگر مردمان جدا کنند و آنها را تا می توانند…
ريحانه جباری قصاص شد / ناگفته‌های فرزند سربندی در باره ریحانه جباری - هفت سال پیش دختر 20 ساله‌ای به نام ریحانه جباری دست به قتل مردی پنجاه و چند ساله زد. ماجرای حادثه پیچیده‌تر از قتل‌های معمولی بود و حتی با توضیحات مکرری که درباره پرونده داده شده، افکار…
حاشیه‌های تصویری عیادت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و دخترش از آیت‌الله صانعی - در پی بستری شدن آیت الله یوسف صانعی در یکی ازبیمارستان‌های تهران ،صبح امروز رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با حضور در بیمارستان از وی عیادت کرد.
عکسی که برای آزاده نامداری جنجال آفرید. - شال سفید آزاده نامداری ، تولد مهتاب کرامتی ، سلفی بدون شرح مهناز افشار و آخرین تحرکات چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی
خانم نامداری! یعنی آنقدر بی‌شرفم که قلمم را به پول فرزاد حسنی بفروشم؟ - راستی اگر آن عکس‌ها، زشتی نداشت چرا همان دیروز صبح همه آن‌ها را حذف کردی؟ تصاویر در حریم شخصیت نبود؟! مگر عکس‌ها بلااشکال نبود؟ پس دیروز صبح چه شد یک‌هویی؟!
تجمع‌ در‌ اصفهان‌ در‌ اعتراض‌ به‌ اسید‌ پاشی‌ / تصاویر - مردم اصفهان در چند روز اخیر به شیوه های مختلف از جمله از طریق شبکه های اجتماعی در اعتراض به اسیدپاشی ها به روی زنان یا دختران اصفهانی که موجی از انزجار عمومی ایجاد کرد، دعوت به تجمع کردند.
خبرنگار BBC در کوبانی، خبرنگار ایرانی در استودیو - در شرایطی که بخش‌های خبری برای پوشش بحران عراق از تصاویر آرشیوی استفاده می‌کنند، خبرنگاران شبکه‌های ماهواره ای فارسی زبان در خط مقدم این رویداد مشغول فعالیت هستند.
مراسم افتتاح فروشگاه علی دایی + تصاویر - مراسم افتتاح فروشگاه علی دایی در نیاوران شب گذشته با حضور هنرمندان و ورزشکاران برگزار شد که با حواشی مختلفی همراه بود.
عكسهای متفاوت از سرنا شيم / خبرنگار پرس تی وی - سرنا شيم خبرنگار این شبکه در ترکیه در زمان بازگشت از محل تهیه گزارش، در حادثه رانندگی جان خود را از دست داده است.
همه همسران رؤسای جمهور ایران / عکس - همتایان آن ها در عالم سیاست در برخی کشورها به عنوان «بانوی اول» تلاش می کنند نقشی متفاوت از قبل داشته باشند و مستقل از همسرانشان شخصیت حقوقی متمایزی برای خود ایجاد کنند، اما در عرف سیاست ایران این جایگاه تعریف نشده و…
گزارش میدانی از احساس ناامنی در زنان اصفهان / قربانیان اسیدپاشی به خاک سیاه نشسته اند - فرد یا افرادی با همدستی یکدیگر با انگیزه‌ای که هنوز نامشخص است و تنها شایعاتی در شبکه‌های اجتماعی مبنی بر برخورد با بدحجاب‌ها مطرح بوده است، به چهره تعدادی از زنان اسید…
گزارش رسانه آمریکایی از نحوه تحصیل پسر ظریف و دختر فریدون در آمریکا + تصاویر - سایت بیزینس اینسایدر در گزارشی به تناقض میان سخن و عمل برخی مسئولان ایرانی پرداخته و نوشته است: در حالی که مسئولان ایرانی در کلام خود علیه غرب، سخنرانی می‌کنند اما فرزندان خود…
مهمانی پر ستاره شهاب حسینی و همسرش در زعفرانیه + فیلم - مهمانان زیادی به خیابان زعفرانیه تهران آمده بودند. مهتاب کرامتی، طناز طباطبایی، تهمینه میلانی، حمید فرخ نژاد، کریم باقری از جمله مهمانان سرشناس شهاب حسینی و همسر مهربانش در یک اکران خصوصی بودند.
پوشش بدون چادر «ستایش» و مراسمی که جنجالی شد / عکس - در بیلبورد های تبلیغاتی این مراسم که در سطح شهر نصب شده بود ذکر شده بود که برنامه با حضور نرگس محمدی بازیگر نقش ستایش برگزار خواهد شد اما اتفاقاتی افتاد که علیرغم حضور این بازیگر در سالن وی به روی سن نرفت.
چرا نیکی کریمی و حامد بهداد ازدواج نمی کند؟ - ستارگان ما معمولا تن به ازدواج نمی‌دهند و اگر هم ازدواج کنند خیلی زود جدا می‌شوند. اگر هم ازدواج‌شان دوام پیدا کرد، صاحب فرزندی نمی‌شوند و تازه اگر هم شدند، تعداد بچه‌هایشان به ندرت از یک فرزند تجاوز می‌کند.
«الناز شاکردوست» دلیل پلمپ یک رستوران! +عکس - افتتاحیه یک فست فود در شرق تهران حاشیه های زیادی را به وجود آورده. این رستوران یک روز پس از افتتاح از سوی اداره اماکن نیروی انتظامی پلمپ شد اما اصل ماجرا چه بود؟
پیمان معادی و کریستین استوارت در افتتاحیه فیلم «کمپ ایکس ری» در نیویورک / تصاویر - افتتاحیه فیلم کمپ ایکس ری با بازی پیمان معادی و کریستین استوارت برگزار شد تا این فیلم اکرانش را در آمریکای شمالی آغاز کند.
رونمایی فرزاد حسنی از تازه عروس خانواده / عکس - در این قسمت از برنامه تازه عروس خانواده حسنی به همراه پدر (مرتضی) و برادر (فرشاد) فرزاد حسنی وارد استودیوی برنامه ویتامین 3 شدند و مجری برنامه از فرزاد حسنی خواست اعضای خانواده اش را معرفی کند
بهداد سلیمی پس از قهرمانی آسیا، در کنار مدال طلا و همسرش - عکسی از بهداد سلیمی قهرمان سنگین وزن وزنه برداری جهان به همراه همسر و مدال طلای بازیهای آسیایی.
چرا آزاده نامداری و فرزاد حسنی جدا شدند؟ - هنوز آزاده نامداری و فرزاد حسنی شمع یک سالگی ازدواج‌شان را فوت نکرده بودند که خبر طلاق‌شان در محافل پیچید.
تولد‌ نوزادی‌ با‌‌ بیماری‌ وحشتناک‌ در‌ایران /تصاویر+18 - خانم باردار 26 ساله ای در شامگاه 5 شنبه با مراجعه به بخش اورژانس بیمارستان امام حسن(ع) شهرستان داراب از توابع استان فارس تحت عمل سزارین قرار گرفت و نوزاد پسری با بیماری نادر ایکتیوز پیشرفته(هارلیکون)…
نیکی کریمی در خودروی قلعه‌نویی! +تصاویر - عکاس این مجموعه تصاویری پرشمار از مصاحبه های نیکی کریمی با ستاره های فوتبال و عکس های پشت صحنه مستندها را روی صفحه شخصی خود منتشر کرده که تعدادی از آنها را با هم تماشا می‌ کنیم.
بیشترین بازدیدها - سرویس خبر
دستگاه پانسمان و شست‌وشوی اتوماتیک زخم در کشور ساخته شد - دستگاه پانسمان و شست‌وشوی اتوماتیک زخم توسط پژوهشگر دانشگاه علوم پزشکی جهرم طراحی و ساخته شد.
برخورد با پزشکان متخلف؛ از شعار تا عمل/ رویای حذف دستمزدهای کلان جراحان!  - وزیر و معاونان وزارت بهداشت با اشاره به ابلاغ کتاب جدید تعرفه های پزشکی در گام سوم اجرای طرح تحول نظام سلامت، عنوان داشته اند که برخورد با دریافتهای غیرمتعارف یا همان پول زیرمیزی…
با شکست کلمبیا خاطره تلخ مردم را پاک می‌کنم/هدفم حضور در فینال و رویارویی با برزیل است - سرمربی تیم ملی فوتسال ایران گفت: برایم سرنوشت تیم ملی مهم است و تمام تلاش خود را برای انجام درست آن به کار می‌گیرم...
چه پول‌هایی که برای خرید عَلَم نمی‌دهند - 25 ساله است و می‌گوید عشق عَلَم دارد، اما شغلش عَلم‌سازی نیست و تنها به خاطر عشق و اعتقاداتش و برای خودش علم می‌سازد. الگویش برای این کار پدرش بوده و از هشت سالگی به دنبال علامت‌کشی و ساخت علم بوده. کسی به او ساخت…
کشورهای عضو اوپک در انتظار تصمیم نفتی ایران/ رئیس کمیسیون انرژی مجلس: دلارهای بلوکه شده آزاد شود، نگران کسری بودجه نیستیم - معاون سابق وزیر نفت می گوید دلایل مختلفی مبنی بر عدم کسری بودجه وجود دارد و اگر اقدامات مناسبی در دستور کار صورت بگیرد به هیچ عنوان…
راز «سکوت» موسوی خوئینی‌ها چیست؟ /سیاستمدارِ خاموش، دلخور از نزدیکی چپ‌ها به اصولگرایان اما همچنان نقش آفرین پشت پرده - آیت‌الله موسوی خوئینی‌ها، روحانی سرشناس جریان اصلاحات به دلایل مختلف، مهر سکوت بر لب زده است که حتی کلید روحانی نیز نتوانسته است آن را…
امر به معروف «حسینی» مدل طالبانی و وهابی نیست/ راز عاشورا به روایت آقا مجتبی تهرانی و سید حسن حسینی - چگونگی حرکت سیاسی، انقلابی و اصلاحی امام حسین(ع)، رفتار عملی و توکل برای انجام وظیفه، یار ایرانی امام و راز ماندگاری کربلا را در پرونده روز نخست محرم بخوانید.
مطهری: وحدت بین اصولگرایان با برگزاری همایش بدست نمی‌آید /نمی‌توان مانع فعالیت‌ انتخاباتی طیف احمدی‌نژاد شد اما... - علی مطهری معتقد است: اگر طیف احمدی نژاد تصمیم به ورود به انتخابات داشته باشند حق آنهاست و کسی نمی‌تواند مانع شود اما مردم باید هوشیار باشند…
ماه‌چهره خلیلی و ایفای ۳ نقش در «گذر از رنج‌ها» - «ماه‌چهره خلیلی» بازیگر سینما و تلویزیون گفت: در مجموعه تلویزیونی «گذر از رنج‌ها» در ۳ نقش ایفای نقش می‌کنم و تلاشم این بوده که نقش‌ها متفاوت از یکدیگر باشند.
پای مشاور زن به کلانتری باز شد - شبکه‌های مختلف سیما امسال نیز مانند سال‌های گذشته در هفته پلیس مجموعه‌های تلویزیونی با محوریت پلیس پخش کردند. «زخم» و «رهایی» از جمله آثاری بودند که در این مدت روی ...


Copyright © 2008 - 2014 vista.ir. All Rights Reserved