پنج شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۶ / Thursday, 22 February, 2018

نکند قرآن نخوانیم


نکند قرآن نخوانیم
فکر می کنم تلاش بیهوده ای است اگر کسی بخواهد لزوم خواندن قرآن کریم را برای یک آدم مسلمان اثبات کند! چون همه آن آدم های مسلمان این را می دانند و بهتر از خودش می توانند برایش استدلال بیاورند. این را البته آمار می گوید و بیراه هم نمی گوید. کافی است دور و برمان را خوب نگاه کنیم و کمی هم سؤال کنیم، تا ساده ترین و با این حال محکم ترین دلایل آنها را برای این مسأله بشنویم. دلایلی که با همه پیش پا افتادگی، آن قدر در لایه های درونی شخصیت این آدم ها جای گرفته که به این راحتی نمی شود در ردشان دلیلی آورد. اما کو تا این علم الیقین بشود حق الیقین؟ مثل همه چیزهای دیگری که قبول شان داریم، اما فقط قبول شان داریم! مثل ۹۵ درصد آدم های دنیا که خدا را قبول دارند...
در هر حال یک گام جلو هستیم. همه می دانیم که باید- یا حداقل خوب است- که قرآن بخوانیم. آن هم نه تنها در مجلس ختم، بلکه به عنوان قسمتی از برنامه روزانه و حالا قرآن خواندن یا نخواندن، مسأله دقیقاً همین است! و یک سؤال مهم: چرا قرآن نمی خوانیم؟
سرانه مطالعه در ایران بسیار پائین است. آمار این سرانه را لااقل سالی چند بار به بهانه های مختلف از رسانه ها می شنویم. شاید تعمیم این آمار به قرآن کریم کار صحیحی نباشد، اما اگر منصف باشیم باید بپذیریم که اصولاً حس و حال نشستن و باز کردن یک کتاب را نداریم! و قرآن کریم هم- لااقل در صورتی که در دست ما است- یک کتاب است. هرچند حقیقت قرآن بسیار فراتر از آن است. شاید به همین خاطر است که مهدی، دانشجوی ۲۰ ساله ای که خیلی کم قرآن می خواند به عنوان نخستین دلیلی که به ذهنش می رسد و به زبان می آورد، می گوید: «چون کلاً کتاب کم می خوانم» با این که همچنان قصد نداریم لزوم خواندن قرآن کریم را اثبات کنیم، اما بد نیست کمی بیشتر به همین موضوع فکر کنیم. این که «ارتباط و انس» با قرآن کریم، که وضع مطلوب یک انسان مسلمان است، چقدر با «خواندن» قرآن به عنوان یک «کتاب» مرتبط است؟
با وجود این که استخاره، همراه داشتن قرآن کریم، داشتن قرآن در خانه و حتی نگاه به خط قرآن بدون خواندن آن، خود انواع ارتباط هستند و نوری که از حقیقت قرآن کریم
بر می خیزد، در هر نوعی از ارتباط که با قرآن کریم برقرار شود، اثرش را روی شخص می گذارد، چه دلیلی دارد که قرآن نخواندن افراد جامعه را به عنوان یک عیب به حساب بیاوریم؟ در حالی که می توانیم بیشتر به جنبه های عملی قرآن بپردازیم تا این که سعی کنیم خواندن آن را بدون این که تلاشی برای فهمش داشته باشیم، ترویج کنیم. درست مانند دختر خانمی که متصدی فروش عطر در یکی از ایستگاه های مترو بود و می گفت: «همه چیز که در خواندن قرآن کریم نیست، باید به آن عمل کرد.»
دکتر تهرانی کارشناس علوم قرآنی می گوید: «کلمات قرآن کریم ، اگر چه برایمان نامفهوم باشند، ولی در انبار ذهن و چشم انسان جای می گیرند و اثر خود را می گذارند . به ویژه اگر در دوره کودکی این کلمات به کسی آموخته شود.» راست هم می گوید! به قول خودش این همه ترانه و تبلیغ که در طول روز آن قدر برای بچه های ما تکرار می شود که در عمق ضمیر ناخود آگاه شان نفوذ می کند، پر است از عباراتی که آنها نمی فهمند اما به مرور زمان برایشان مفهوم می شود و اثرش را در زندگی آنها می گذارد.
خواندن قرآن کریم بدون فهم اگر به یک سنت تبدیل شود در عمل افراد را به سمت فهمیدن آن هم پیش می برد. چون «مگر می شود یک عمر چیزی را تکرار کنند و به این فکر نیفتند که معنی اش را بفهمند؟» مثل خیلی از قدیمی ها که بدون دانستن صرف و نحو، معنی آیات قرآن کریم را می فهمیدند.
ن● ظام آموزشی
در ظاهر تغیر نظام آموزشی ضربه بزرگی به فرهنگ قرآنی کشور ما زده است. این از حرف های دکتر تهرانی بر می آید. البته این تغییر نظام آموزشی مربوط به سال ها پیش از انقلاب است. زمانی که رضا خان بساط مکتب خانه ها را برچید.
تا پیش از آن، حکومت در نظام آموزشی دخالتی نداشت. حسن آن نظام آموزشی هم شروع آموزش با قرآن کریم به جای زبان فارسی بوده است. یعنی نخستین کلماتی که کودک در مدرسه یاد می گرفت، قرآن بود. این البته منافاتی با حفظ فرهنگ ملی نداشته است. طوری که هر کس مکتب را تمام می کرد، هم قرآن بلد بود، هم فارسی، هم حساب و هم خط و با این معلومات وارد بدنه اقتصادی کشور یعنی بازار می شد. دلیل فضای دینی حاکم بر بازار قدیم هم تا حدود زیادی همین مسأله بوده است. تا جایی که سنت قرآن خوانی میان بازاریان پیش از شروع کسب روزانه رواج داشته است.
با برچیدن مکتب خانه ها به وسیله رضاخان و حکومتی شدن آموزش، انتقال سنت قرآن خوانی از طریق فرهنگ مردم، کم کم متوقف شد و نظام آموزشی هم تلاشی در این جهت نمی کرد.
● مدرنیته
اما جامعه امروز گرفتار مشکل دیگری هم شده به نام مدرنیته. از عوارض این جامعه مدرن، یکی مشغله بیش از حد آدم ها و زندگی ماشینی است.
پیرمرد خواربار فروشی که به روایت خودش ۴۰ سال است در این مغازه زیر پله کسب و کار می کند، برای قرآن نخواندن مردم این طور دلیل می آورد: «مردم وقت کم دارند. گرفتاری و فقر. دلیلش شاید فقر است!»
عارضه دیگر مدرنیته که خیلی هم بد نیست، این است که مردم جامعه دیگر کمتر چیزی را از روی تعبد و تسلیم می پذیرند و برای قبول هرچیزی دنبال دلیل هستند و از راه فهم وارد می شوند.
در نهایت با وجود نظام آموزشی فعلی و مدرنیته حاکم بر جامعه، با افرادی مدرن مواجهیم که می خواهند- یا قرار است- با چیزی ارتباط برقرار کنند که از طریق نظام آموزشی با آن مرتبط نشده اند، یعنی قرآن کریم. پس باید از طریق مفهومی این ارتباط را برقرار کرد.
● زبان
زبان قرآن هم یکی از عواملی است که تا حدودی بازدارنده افراد زیادی از خواندن قرآن است. یک دانشجوی دانشگاه علم و صنعت می گوید: « نمی شود به خاطر قرآن برویم عربی یاد بگیریم، باید بشود آن را فارسی خواند.» اما واقعیت این است که این یک «نباید» واقعی نیست بلکه ناشی از ناتوانی و کوتاهی در یادگرفتن زبان عربی است.
● قصه همیشگی
همه حرف ها منتهی می شود به همان قصه همیشگی: مسئولان مقصرند!
این حقیقتی است که تغییر اساسی در نظام آموزشی به ویژه در زمینه آموزش قرآن کریم ضروری است. مسلم است که بازگشت به نظام مکتب خانه ای امکان ناپذیر است، اما شیوه آموزش قرآن می تواند متحول شود. نگرش سیستم آموزش و پرورش هم به آموزش قرآن نگرش صحیحی نیست.
کلاس قرآن در حال حاضر به عنوان یک کلاس فوق برنامه تلقی می شود اما به طور مثال کلاس عربی بسیار با اهمیت است و این در حالی است که اصولاً آموزش عربی در سیستم آموزشی کشور ما با هدف توانایی خواندن و درک قرآن گنجانده شده است.
خود درس عربی هم به عنوان یک درس مستقل تدریس می شود و هر کس می تواند به آن علاقه مند باشد یا نباشد. تلاش ویژه ای هم برای علاقه مند کردن همه دانش آموزان به آن در کار نیست.
در کنار نظام آموزشی، رسانه هم نقش غیر قابل انکاری در این زمینه دارد. دکتر تهرانی می گوید: «اختیار خانواده ها در دست رسانه است.» به قول او این رسانه است که تصمیم می گیرد در یک شب خاص، مردم شاد باشند یا غمگین!
در چنین رسانه ای تولیدات قوی و اثر گذار و پرشماری برای جذب مخاطب به بسیاری از زمینه های «مباح» در کنار تولیدات
نه چندان با کیفیت و کم تعداد در زمینه قرآن کریم قرار می گیرند.
فرافکنی؟
اما آیا واقعاً همیشه تنها مسئولان مقصرند؟ مگر نه این که خانواده رانخستین نهاد در جامعه می دانیم؟ اما عادت کرده ایم که هیچ وقت از نقش خودمان به عنوان عناصر تشکیل دهنده جامعه صحبت نکنیم.
فرشید، سرباز شهرستانی که در تهران خدمت می کند ، قرآن نمی خواند. اما نکته مهم این جاست که او و بسیاری مانند او پدر و مادری مذهبی و سنتی دارند. از طرفی هم، محمد تقی میرزاجانی قاری ممتازی که رتبه نخست دانشجویان کشور را در کارنامه اش دارد، یک اعتراف تلخ می کند: «اگر کلاس ها و مسابقات و جلسات نبود، شاید ماهی یک بار هم سراغ قرآن نمی رفتم.»
تهرانی تأکید دارد که همه آنچه گفته است خطاب به مسئولان است، اما افراد جامعه نباید برای چنین مسائلی معطل حکومت بمانند.
باید بپذیریم که مشغله زندگی را بیشتر از واقعیت در ذهن خود پروبال داده ایم. به قول جواد سلطانی، جوان دیپلمه ای که در حال چسباندن پوستر به دیوار بود؛ وقتی ۱۲ ساعت از روز را به کار می پردازیم، گذاشتن ۵ دقیقه وقت روزانه برای خواندن قرآن کریم زمان زیادی نیست. او حتی وظیفه ای را هم متوجه مسئولان نمی داند و می گوید: «راه و چاه معلوم است. هرکس بخواهد خودش می رود».
یا این که هرچقدر هم که نظام آموزشی در این مورد برنامه ریزی کند، تکلیفی از گردن خانواده ساقط نمی شود، چه رسد به این که نظام آموزشی نارسایی یا کوتاهی هم داشته باشد و یا اگر واقعاً به خاطر نا آشنا بودن با زبان عربی قرآن
نمی خوانیم، چرا سعی نمی کنیم از ترجمه آن استفاده کنیم؟
به هر حال بیشتر آنچه که گفته شد، از آن دست حرف هایی است که از یک کارشناس و برنامه ریز آموزش قرآن کریم انتظار می رود. اما گاهی اوقات شنیدن حرف های کارشناسی، آن هم از نوع انتقاد از مسئولان، برای دیگران در حکم تخدیر می شود تا وظیفه شخصی خود را فراموش کنند! در حالی که خواندن قرآن و تدبر در آن وظیفه ای است که از طرف خود این کتاب به یک یک ما، محول شده بدون واسطه ای به نام حکومت.
و شاید بیشتر ما وضعیتی شبیه به مهندس جوانی داشته باشیم که می گفت: «یک بار یک اتفاق موجب شد که به سرم بزند شبی یک صفحه قرآن بخوانم که بعدها شد دو صفحه. این جوری بعد از یک سال قرآن را ختم می کردم که با یک ختم قرآن در ماه رمضان می شد سالی دو بار. اما این ختم هیچ وقت تمام نشد!» و وقتی پرسیدم چرا؟ چیزی نداشت بگوید، شانه بالا انداخت و گفت «نمی دانم. شاید غفلت.»

علی همایی نژاد

منبع : روزنامه ایران

مطالب مرتبط

مهارت های زندگی قرآنی


مهارت های زندگی قرآنی
زندگی در اندیشه دینی، مزرعه آخرت و خاستگاه رسیدن به کمال اُخروی است . گروهی به غلط، دین را «زندگی ستیز» می دانند و گروهی به اشتباه، «زندگی پرست» می شوند و ممکن است آنانی که از تفکر زندگی ستیزی جدا می شوند، به دامان زندگی پرستی درافتند. دین، نه زندگی ستیز است و نه زندگی پرست؛ بلکه دین، زندگی را بستر تکامل و مقدمه آخرت می داند . ازا ین رو، زندگی موفق از آن کسی است که هنر زندگی کردن را داشته باشد. کسانی می توانند به تکامل بیندیشند که با زندگی خود مشکل نداشته باشند. میان «مشکل داشتن در زندگی» با «مشکل داشتن با زندگی» تفاوت وجود دارد. همه انسان ها در زندگی مشکل دارند اما انسان موفق کسی است که با زندگی اش مشکل نداشته باشد و این مهارت خاص خود را می طلبد. زندگی را نباید دست کم و ساده انگاشت. زندگی پرستی مطرود است اما، بی خیالی و بی برنامگی در زندگی نیز مطرود است . زندگی پیچیده و پر رمز و راز است لذا بری موفقیت در زندگی باید «مهارت زندگی کردن» را آموخت. راز بسیاری از ناکامی ها، ناکامی در مهارت های زندگی است. کسانی که مهارت زندگی کردن را نمی دانند، از زندگی خود نالان و ناراضی اند.
● دین و مهارت های زندگی
خوشبختانه و البته بر خلاف تصور موجود، دین، آموزه های فراوانی در حوزه مهارت های زندگی دارد؛ آموزه هایی که یا دیده نشدند و یا به درستی فهم نشدند. به جهت جایگاه مهمی که رضامندی از زندگی در تکامل معنوی دارد، اولیای دین آموزه های فراوانی را به پیروان خود آموخته اند. رسول خدا در کنار تعالیم قدسی و ملکوتی خود، مهارت های زندگی را به پیروان خود و حتی کسانی همانند امام علی(ع)، ابوذر غفاری و دیگران می آموزد. امام علی (ع) نیز مهارت های زندگی را به یاران خود می آموختند. از بقیه معصومین نیز همین مسأله ثبت است. حتی فراتر از این، در خلال این تحقیق خواهید دید که قرآن کریم نیز در این زمینه آموزه های مهمی دارد. بنابراین یکی از دغدغه های دین، رضامندی از زندگی است و یکی از رسالت های آن آموزش مهارت های زندگی کردن به پیروان خویش است. متأسفانه این بخش از آموزه های دینی کمتر مورد توجه واقع شده و یا اصلاً مورد توجه قرار نگرفته اند. هدف برنامه مدیریت رفتار صحیح در قرآن و حدیث آن است که بخشی از این آموزه ها را ارائه کند تا زندگی اهل ایمان را نشاط و شادمانی بخشد، و نگاهی نو در این زمینه بگشید تا پژوهش های لازم درا ین زمینه انجام شود.
● عوامل رضایت از زندگی
احساس کامیابی عامل اساسی در شادکامی و رضامندی است. شادکامی و خرسندی هنگامی پدید می آید که انسان تصور کند هر آنچه را می خواسته به دست آورده و هر آنچه را باید داشته باشد، دارد (کامیابی). در طرف مقابل، احساس ناکامی عامل اساسی در ناخرسندی و نارضایتی است. وقتی انسان احساس کند که آنچه را می خواسته به دست نیاورده (ناکامی در دست یابی) و یا آنچه را داشته، از دست داده (فقدان) و یا به آنچه نمی خواسته دچار شده است (حادثه)، نالان و بی تاب می گردد، لب به شکایت می گشاید، در تنگنا قرار می گیرد، ناتوان گشته و ناامید می گردد. مجموعه این ویژگی ها، نشانگر نارضایتی فرد از زندگی است. بنابر آنچه گفته شد یکی از مهم ترین عوامل نارضایتی از زندگی، «احساس ناکامی» است. ریشه احساس ناکامی چیست؟ منشأ احساس ناکامی امور متعددی می تواند باشد که در این بحث به چند مورد آن اشاره می کنیم:
الف) محرومیت مالی.
گاهی انسان به خاطر نداری و محرومیت، دچار احساس ناکامی می گردد. وقتی انسان احساس کند که چیزی ندارد تا با آن زندگی کند، به احساس ناکامی دچار می شود. این قسم، «ناکامی مالی / دارایی» نامیده می شود.
ب) بی معنایی زندگی.
گاهی ناکامی به این دلیل است که زندگی معنایی ندارد. کسانی که معنایی برای زندگی نمی یابند و نمی دانند که چرا باید زندگی کنند، دچار احساس ناکامی می شوند؛ هر چند ثروتمند و دارا باشند. این قسم را «ناکامی معنایی» می نامند.
ج) برآورده نشدن انتظارات.
در پاره ای موارد، احساس ناکامی به دلیل برآورده نشدن انتظارات است. اگر انسان از زندگی دنیا انتظاراتی داشته باشد و این انتظارات برآورده نشوند، دچار احساس ناکامی می گردد. این قسم، «ناکامی انتظارات» نامیده می شود. چگونه می توان به احساس کامیابی دست یافت؟ عوامل کامیابی به تناسب عوامل ناکامی شکل می گیرند. ناکامی مالی را به وسیله «درک داشته ها»، ناکامی معنایی را به وسیله «معنایابی» و ناکامی انتظارات را به وسیله «هماهنگی انتظارات با واقعیت ها» می توان به احساس کامیابی تبدیل کرد و از این طریق به احساس رضامندی دست یافت.
● داشته های زندگی
واقعیت این است که زندگی انسان (به ویژه انسان مؤمن) تهی و خالی نیست. نعمت های فراوانی در زندگی انسان وجود دارد که می تواند احساس خوشبختی را به انسان دهد، ولی چون ناشناخته اند تأثیر خود را ندارند. «وجود نعمت» تأثیر چندانی در رضامندی ندارد، «درک نعمت موجود» عامل رضایت از زندگی است. بنابراین راه رسیدن به احساس رضامندی، درک داشته ها و شناخت نعمت هاست. و اما سؤال این است که چگونه می توان نعمت ها و داشته ها را شناخت؟ برای این امر راه هایی وجود دارد که در ادامه مورد بحث قرار می گیرد:
▪ مقایسه نزولی
یکی از راه های شناخت داشته های زندگی، استفاده از روش «مقایسه» است. مقایسه یعنی سنجش زندگی خود با زندگی دیگران. انسان مایل است زندگی خود را ارزیابی کند و مقایسه، ابزار این ارزیابی است. در این مقایسه است که انسان موقعیت زندگی خود و کامیابی یا عدم آن را شناسایی می کند. ره آورد این مقایسه، یا شادمانی و رضایت از زندگی همراه با امید و پویایی است و یا ناخرسندی و نارضایتی از زندگی همراه با ناامیدی و ناتوانی.
● انواع مقایسه
برای این که بدانیم کدام یک از مقایسه ها رضایت از زندگی را افزایش می دهد و کدام مقایسه آن را می کاهد، باید انواع زمینه های مقایسه را مورد توجه قرار داد. زمینه مقایسه گاهی «امور مادی» است و گاهی «امور معنوی». آنچه به بحث ما مربوط می شود مقایسه اجتماعی با موضوعیت امور مادی است. به کسی که ما خود را با او مقایسه می کنیم «هدف مقایسه» می گویند. در یک مقایسه، اگر هدف مقایسه در سطح بالاتری باشد، «مقایسه صعودی» گفته می شود و اگر در سطح پایین تری باشد، «مقایسه نزولی» نامیده می شود. حال اگر در امور مادی از مقایسه صعودی استفاده شود، سطح رضایت از زندگی کاهش می یابد که می توان آن را «مقایسه کاهنده» نامید و اگر از مقایسه نزولی استفاده شود، سطح رضایت از زندگی افزایش می یابد که «مقایسه افزاینده» نامیده می شود.
▪ مقایسه کاهنده
مقایسه کاهنده مقایسه ای است که سطح رضامندی را کاهش می دهد و این به وسیله مقایسه صعودی حاصل می شود. سؤال این است که مقایسه صعودی چه تأثیر روانی دارد که به نارضایتی منجر می شود؟ کوچک شماری داشته های خود مقایسه وضع خود با وضع کسانی که در موقعیت برتری قرار دارند، سبب می شود که انسان آنچه را دارد، کوچک و ناچیز بشمارد. به همین جهت امام صادق (ع) می فرماید: ایاکم أن تمدوا اطرافکم إلی ما فی ایدی ابناء الدنیا، فمن مدّ طرفه إلی ذلک طال حزنه و لم یشف غیظه واستصغر نعمة اللَّه عنده فیقل شکره بپرهیزید از این که به آنچه در دست فرزندان دنیا است، چشم بدوزید، که هر کس به آن چشم بدوزد، حزن او طولانی گردد و خشم او آرام نمی گیرد و نعمت الهی را که نزد او است، کوچک می شمرد و در نتیجه سپاسگزاری او کاهش می یابد. از سوی دیگر مقایسه صعودی سبب «بزرگ نمایی» داشته های دیگران شده موجب می شود که زندگی دیگران بیش از آنچه هست ارزیابی گردد. آن کوچک شماری و این بزرگ نمایی، با همدیگر وضعیت بسیار سخت و آزار دهنده ای را به وجود می آورند که منجر به ناخرسندی و نارضایتی از زندگی می گردد.
● نمونه قرآنی
نمونه این مقایسه را در جریان قارون می توان دید. قارون از ثروت فراوانی برخوردار بود که فقط کلید گنجهای او را چند انسان نیرومند حمل می کردند. مشاهده زندگی اشرافی و خیره کننده او دیگران را به مقایسه وامی داشت و آرزوی زندگی قارونی را در آنان به جوش می آورد. قرآن کریم در بیان این ماجرا می فرماید: فَخَرَجَ عَلَی قَوْمِهِ ی فِی زِینَتِهِ ی قَالَ الَّذِینَ یُرِیدُونَ الْحَیَوةَ الدُّنْیَا یَلَیْتَ لَنَا مِثْلَ مَآ أُوتِیَ قَرُونُ إِنَّهُ و لَذُو حَظٍّ عَظِیمٍ؛ (روزی قارون) با تمام زینت خود در برابر قومش ظاهر شد، آنها که خواهان زندگی دنیا بودند گفتند: ای کاش همانند آنچه به قارون داده شده ما نیز داشتیم به راستی که او بهره عظیمی دارد. اما گروه دیگری بودند که واکنش متفاوتی از خود نشان دادند. قرآن کریم در ادامه می فرماید: «وَقَالَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْعِلْمَ وَیْلَکُمْ ثَوَابُ اللَّهِ خَیْرٌ لِّمَنْ ءَامَنَ وَعَمِلَ صَلِحًا وَلَایُلَقَّل-هَآ إِلَّا الصَّبِرُونَ. و آنان که دارای دانش بودند گفتند: وای بر شما ثواب الهی برای کسی که ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد بهتر است و جز صابران کسی به آن نمی رسد.» زمین دهان باز کرد و قارون را با همه دارائیش بلعید. گروه اوّل وقتی عاقبت قارون را دیدند، به اشتباه خود پی برده و گفتند: «وَأَصْبَحَ الَّذِینَ تَمَنَّوْاْ مَکَانَهُ و بِالْأَمْسِ یَقُولُونَ وَیْکَأَنَّ اللَّهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن یَشَآءُ مِنْ عِبَادِهِ ی وَیَقْدِرُ لَوْلَآ أَن مَّنَّ اللَّهُ عَلَیْنَا لَخَسَفَ بِنَا وَیْکَأَنَّهُ و لَایُفْلِحُ الْکَفِرُونَ».
● آیا مقایسه صعودی تخلف ناپذیر است؟
سؤال این است که آیا مشاهده زندگی های برتر الزاماً موجب مقایسه صعودی می شود؟ و آیا نمی توان مانع مقایسه صعودی شد؟ در نمونه قرآنی دیدید که هر دو گروه زندگی قارونی را دیدند، اما تنها یک گروه بود که دست به مقایسه زد. این گونه نبود که فقط گروه اوّل زندگی قارونی را مشاهده کرده باشد و گروه دوم آن را ندیده باشد. پس «مشاهده» الزاماً منجر به مقایسه نمی شود. حلقه مفقوده میان مشاهده و مقایسه، «چشم دوختن» است. اگر این مشاهده به چشم دوختن تبدیل شود، مقایسه را در پی خواهد داشت. به همین جهت خداوند متعال خواسته است که به زندگی های قارونی چشم دوخته نشود: وَلَاتَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلَی مَا مَتَّعْنَا بِهِ ی أَزْوَجًا مِّنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَیَوةِ الدُّنْیَا لِنَفْتِنَهُمْ فِیهِ وَرِزْقُ رَبِّکَ خَیْرٌ وَأَبْقَی . و به آنچه گروه هایی از آنان را از آن برخوردار کردیم، چشم مدوز، که شکوفه های زندگی دنیا هستند و روزی پروردگارت بهتر و پایدارتر است. در این آیه شریفه از این قبیل اموال به عنوان شکوفه یاد شده است که عمری کوتاه و ناچیز دارد. و در مقابل رزق خداوند یاد شده که دو ویژگی دارد: «خیر بودن» و «پایدار بودن». اگر چنین است، نعمت های دنیایی قارون ها چیز ارزشمندی نیست که چشمها را به خود خیره کند و آن گاه که چشمها خیره نشدند، مقایسه صعودی نیز رخ نمی دهد. همچنین خداوند متعال در آیه دیگری می فرماید: وَلَاتُعْجِبْکَ أَمْوَلُهُمْ وَأَوْلَدُهُمْ إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ أَن یُعَذِّبَهُم بِهَا فِی الدُّنْیَا وَتَزْهَقَ أَنفُسُهُمْ وَهُمْ کَفِرُونَ اموال و فرزندان آنها تو را به شگفت نیندازد. همانا خداوند اراده کرده که به وسیله آنها، آنان را در دنیا عذاب کند و جان دهند در حالی که کافرند. این آیه، روی شگفت زدگی دست گذاشته است و می خواهد که مردم در مواجهه با زندگی های قارونی شگفت زده نشوند و برای این کار، ماهیت ثروتمندی آنان را که وسیله عذاب آنها است، بیان نموده است. کسی که بداند ماهیت مال های قارونی چیست، از دیدن آنها شگفت زده نمی شود و آن گاه که در شگفت نشد چشم نمی دوزد و چون چشم ندوخت، به مقایسه صعودی نیز اقدام نمی کند. درباره سیره رسول خدا (ص) چنین نقل شده است: و کان رسول اللَّه (ص) لاینظر انی، ما یستحسن الدنیا؛ رسول خدا این گونه بود که به آنچه از دنیا نیکو شمرده می شود، نگاه نمی کرد. معاشرت و مقایسه صعودی در بحث قبل صحبت از این بود که راه جلوگیری از مقایسه صعودی «چشم ندوختن» است. راه دیگر آن کنترل و دقت در معاشرت ها است. معاشرت می تواند نقش مهمی در کاهش یا افزایش رضامندی داشته باشد. معاشرت با ثروتمندان، ارزش نعمت های خدادای را کاهش می دهد و همین امر منجر به کاهش تنیدگی می گردد. در همین باره رسول خدا (ص) می فرماید: أقلوا الدخول علی الاغنیاء فانه احری ان لاتزدروا نعم اللَّه عزوجل؛ ورود بر ثروتمندان را کاهش دهید زیرا این برای آن که نعمت های خداوند عزوجل را خوار نشمارید، بهتر است. امام صادق علیه السلام تصریح می فرماید که این معاشرت ها موجب کوچک شماری نعمت ها می شود: ایاکم وعشار الملوک و ابناء الدنیا فان ذلک یصغر نعمة اللَّه فی أعینکم و یعقبکم کفراً؛ از باج گیران پادشاهان و فرزندان دنیا بپرهیزید که این نعمت خدا را در چشم شما کوچک می سازد و کفران شما را در پی دارد. امام باقر(ع) با بیان ظریف تری تأثیر معاشرت با ثروتمندان را روشن ساخته است. آن حضرت به کسی فرمودند: لا تجالس الاغنیاء، فان العبد یجالسهم و هو یری ان اللَّه علیه نعمة فما یقوم حتی یری أن لیس للَّه علیه نعمة؛ با ثروتمندان همنشین نشوید، زیرا بنده با آنان همنشین می شود در حالی که معتقد است خدا به او نعمت داده است ولی بر نمی خیزد تا این که معتقد می شود که خدا هیچ نعمتی به او نداده است.
● پیامدهای مقایسه صعودی
مقایسه صعودی پیامدهایی دارد که به طور مستقیم بر سطح رضایت از زندگی تأثیر می گذارد این پیامدها عبارتند از:
۱) حزن و اندوه
مقایسه صعودی شادی را از دلها و لبخند را از لب ها می زداید. از این رو خداوند می فرماید: وَ لَاتَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلَی مَا مَتَّعْنَا بِهِ ی أَزْوَجًا مِّنْهُمْ وَلَاتَحْزَنْ عَلَیْهِمْ. و به آنچه گروه هایی از آنان را از آن برخوردار کردیم چشم مدوز و به خاطر آنچه دارند غمگین مباش.
۲) افسردگی
حزن و اندوه اگر تشدید شود، به افسردگی منجر می شود. مقایسه صعودی یکی از عواملی است که موجب طولانی شدن و شدید شدن اندوه می گردد. امام باقر (ع) می فرماید: من اتبع بصره ما فی أیدی الناس، طال همه ولم یشف غیظه؛ هرکس به آنچه در دست دیگران است، چشم بدوزد، اندوه او طولانی گردد و خشم او آرام نگیرد. در این حدیث به «طولانی شدن» حزن اشاره شده است. در حدیث دیگری، رسول خدا (ص) به «شدت» حزن پرداخته و می فرماید: «من رمی بنظره إلی ما فی ید غیره، کثر همه ولم یشف غیظه؛ کسی که به آنچه در دست دیگران است، چشم بیندازد، اندوهش فراوان شود و خشم او آرام نگیرد.» بنابراین مقایسه صعودی منجر به حزن و اندوه می شود و این حزن ممکن است شدید و طولانی باشد. در چنین صورتی نمی توان انتظار داشت که انسان از زندگی خود راضی بوده و از آن لذت ببرد.
۳) حسرت
کسی که مقایسه صعودی کرده باشد، لیست بلندی از نداشته ها را برای خود تهیه می کند و پیوسته به خاطر آنچه ندارد، افسوس می خورد. روزی جبرئیل بر رسول خدا (ص) نازل شد و گفت: ای رسول خدا، خداوند متعال بر تو سلام می فرستد و می گوید: بخوان: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ، وَلَاتَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلَی مَا مَتَّعْنَا بِهِ ی أَزْوَجًا مِّنْهُمْ...» پس از نزول این آیه شریفه، رسول خدا (ص) به کسی گفتند این جمله را به گوش مردم برسان: «من لم یتأب بأدب اللَّه تقطعت نفسه علی الدنیا حسرات. هر کس با ادب الهی تربیت نشود، از حسرت بر دنیا نفَسَش به شماره می افتد.» مقایسه صعودی آنقدر زندگی را بر انسان سخت می کند که گویی انسان در حال جان کندن است و در این شرایط نمی توان زندگی آرام و لذت بخشی را انتظار داشت.
۴) حسادت
ریشه برخی حسادت ها، مقایسه صعودی است. حسادت در جایی شکل می گیرد که برتری و فضیلتی در طرف مقابل باشد و این یعنی مقایسه صعودی. این را می توان در آیات قرآن دید. در سوره نساء آیه ۳۲ آورده است: «وَلَاتَتَمَنَّوْاْ مَا فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ ی بَعْضَکُمْ عَلَی بَعْضٍ... وَسَْلُواْ اللَّهَ مِن فَضْلِهِ ی. و آرزو نکنید آنچه را که به وسیله آن خداوند برخی را برخی دیگر برتری داده است... و از فضل خداوند درخواست کنید.» در آیه دیگری نیز چنین آمده است: «أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَی مَآ ءَاتَل-هُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ ی یا این که بر آنچه خداوند از فضل خود به مردم داده است، حسادت می ورزند.» همچنین در حدیثی که از رسول خدا (ص) نقل شده است، به خوبی رابطه میان مقایسه صعودی و حسادت به چشم می خورد. رسول خدا (ص) می فرماید که خداوند متعال به موسی بن عمران فرمود: یابن عمران لا تحسدنّ الناس علی ما آتیتُهم من فضلی ولا تمدن عینیک إلی ذلک و لاتتبعه نفسک فان الحاسد ساخط لنعمی صاد لقسمی الذی قسمت بین عبادی ای پسر عمران! نسبت به آنچه از فضلم به مردم داده ام حسادت نورز و چشمهایت را به آن مدوز و نفْست را در پی آن روان مساز که شخص حسود دشمن نعمت من و سدکننده روزی ای است که من میان بندگانم تقسیم کرده ام. حسادت، آثار زیان باری دارد که زندگی را تلخ و به جهنم تبدیل می کند.
۵ و ۶) ناسپاسی و بی تابی
«ناسپاسی» و «بی تابی» نیز ریشه در مقایسه صعودی دارند. رسول خدا در این باره می فرماید: «من نظر... فی دنیاه إلی من هو فوقه فأسف علی ما فاته منه، لم یکتبه اللَّه شاکراً و لا صابراً. کسی که... در دنیای خود به کسی که بالاتر از او است نگاه کند و نسبت به آنچه ندارد افسوس خورد، خداوند نه او را شاکر می نویسد و نه بردبار»
ب) مقایسه افزاینده
مقایسه افزاینده مقایسه ای است که موجب افزایش سطح رضامندی می شود و این به وسیله مقایسه نزولی حاصل می شود.
سؤال مهم این است که کارکرد روانی مقایسه نزولی چیست و چگونه منجر به افزایش سطح رضامندی از زندگی می گردد؟ مقایسه نزولی نقاط مثبت و امیدوار کننده زندگی را که زیر سایه سیاه مقایسه صعودی از دیده ها پنهان شده است، هویدا می کند. مقایسه نزولی از قبیل آموزه هایی تلقینی و توهمی نیست، هنر مقایسه نزولی این است که نقاط مثبت و امیدوار کننده زندگی را آشکار ساخته و در برابر دید فرد قرار می دهد. رسول خدا (ص) در این باره می فرماید: إذا أحبّ احدکم ان یعلم قدر نعمة اللَّه علیه، فلینظرا الی من هو تحته ولاینظر الی من هو فوقه؛ هرگاه کسی از شما خواست قدر نعمت های خدا بر خود را بداند، باید به کسی نگاه کند که پایین تر از اوست و به کسی که بالاتر از اوست نگاه نکند. و در کلام دیگری می فرماید: «انظروا إلی من أسفل منکم ولا تنظروا إلی من هو فوقکم، فهو أجدر أن لا تزدروا نعمة اللَّه. به کسی که پایین تر از شما است بنگرید و به آنچه بالاتر از شما است نگاه نکنید که این کار برای آن که نعمت های خدا را ناچیز نشمرید بهتر است.» بر همین اساس یکی از توصیه های اولیای دین به پیروانشان، استفاده از مقایسه نزولی است. رسول خدا (ص) وقتی می خواهد کسی همانند ابوذر را تربیت کند، به او توصیه می کند که از مقایسه صعودی پرهیز و از مقایسه نزولی استفاده نماید. او خود در این باره می فرماید: «اوصانی رسول اللَّه (ص) بسبع: أن أنظر إلی من هو دونی، ولا انظر إلی من هو فوقی... رسول خدا (ص) مرا به هفت چیز سفارش کرد: این که نگاه کنم به کسی که پایین تر از من است و ننگرم به کسی که بالاتر از من است...» و یا امام صادق (ص) به حمران بن اعین می فرماید: «یا حمران! انظر إلی من هو دونک فی المقدرة ولا تنظر إلی من هو فوقک فی المقدرة؛ ای حمران! نگاه کن به کسی که در زندگی از تو پایین تر است و به کسی که در زندگی از تو بالاتر است ننگر».
● پیامدهای مقایسه نزولی
▪ سپاسگزاری
سپاسگزاری متوقف بر نعمت شناسی است و مقایسه نزولی چون نعمت ها را آشکار می سازد، موجب سپاسگزاری می گردد. به همین جهت امام علی (ع) می فرماید: و اکثر أن تنظر إلی من فضلت علیه فان ذلک من أبواب الشکر و زیاد به کسانی که بر آنها برتری داده شده ای نگاه کن که این از دروازه های شکر است.
▪ افزونی نعمت
راه افزایش نعمت چیست؟ کتاب "قانون زندگی" راه افزایش نعمت را سپاسگزاری از نعمت های موجود می داند. خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: «لَل-ِن شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ وَلَل-ِن کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ. اگر سپاسگزار باشید حتماً بر شما می افزاییم و اگر ناسپاسی کنید، حقیقتاً عذاب من شدید است.» بنابراین برای افزایش بهره مندی باید از مقایسه نزولی استفاده کرد. بر همین اساس امام علی (ع) می فرماید: «و انظر إلی من هو دونک فتکون لانعم اللَّه شاکراً ولمزیده مستوجباً ولجوده ساکنا؛ و به کسی که پایین دست توست نگاه کن تا سپاسگزار نعمت های خدا باشی و شایسته افزایش او گردی و ساکن جود او گردی.» و طبیعی است که افزونی نعمت (وقتی همراه با توجه باشد) سطح رضامندی را افزایش می دهد.
▪ افزایش آستانه بردباری در بحث قبل دیدیم که مقایسه صعودی مایه بی تابی و ناصبوری انسان می گرد و درجه رضایت از زندگی را کاهش می دهد. در طرف مقابل مقایسه نزولی می تواند تحمل و بردباری انسان را افزایش دهد رسول خدا (ص) درباره این حقیقت می فرماید: «من نظر... فی دنیاه إلی من هو دونه فحمد اللَّه علی ما فضل اللَّه به علیه، کتبه اللَّه شاکراً صابراً. کسی که... در دنیای خود به پایین تر از خود نگاه کند و خدا را به خاطر برتری هایی که به او داده ستایش کند، خداوند او را سپاسگزار و بردبار می نویسد.»
▪ قناعت کردن
پیش از این دیدیم که امام صادق (ع) به حمران فرمود که در زندگی به پایین دست خود نگاه کن. در ادامه، حضرت به پیامد این مقایسه نزولی اشاره کرده و می فرماید: «فان ذلک اقنع لک بما قسم لک وأحری أن تستوجب الزیادة من ربک. که این کار [مقایسه نزولی ] تو را نسبت به آنچه برایت تقسیم شده قانع تر می سازد و بهتر تو را شایسته زیادت پروردگارت می کند.» همان گونه که روشن است، قناعت احساس ناخرسندی و نارضایتی را از میان می برد، نه تلاش و فعالیت را. برای توسعه معقول و مشروع در زندگی، احساس «نیاز به بیشتر» لازم است ولی این منافاتی با قناعت ندارد. انسان می تواند قناعت داشته باشد تا احساس نارضایتی نکند و می تواند احساس نیاز کند تا به تلاش معقول دست زند. مهم این است که بدانیم تلاش برای توسعه زندگی الزاماً نباید همراه با احساس ناخرسندی و نارضایتی باشد.
● جمع بندی
▪ بنا بر آنچه بیان شد، یکی از مهارت های لازم برای موفقیت زندگی، استفاده از مقایسه نزولی است. تفاوت زندگی ها یک اصل و یک واقعت انکارناپذیر است. اگر انسان خود را با زندگی های بهتر مقایسه کند، دچار تلخ کامی و احساس ناکامی می گردد و از زندگی خود لذت نمی برد. اما مقایسه نزولی احساس ناخوشایندی را به ارمغان می آورد و به انسان آسودگی خاطر می دهد.
▪ آرزوهای زندگی
آنچه به زندگی پویایی و تحرک می بخشد، نگاه به آینده است که از آن به امید یاد می شود. رسول خدا (ص) در این باره می فرماید: انما الامل رحمة من اللَّه لامتی، لولا الأمل ما أرضعت ام ولداً ولا غرس غارس شجراً؛ همانا آرزو رحمتی از جانب خدا برای امت من است. اگر آرزو نبود، هیچ مادری فرزندش را شیر نمی داد و هیچ کشاورزی درخت نمی کاشت. امّا هر چیزی حدی دارد و دو جنبه افراط و تفریط نیز پیدا می کند. امید نیز همین گونه است. جنبه تفریط آن ناامیدی است و جنبه افراطی نیز دارد که در فرهنگ دین از آن به عنوان «آرزوهای دور و دراز» یاد می شود. آرزوی دور و دراز یعنی آرزوهایی که از اندازه عمر انسان تجاوز می کند و دنیا نیز ظرفیت برآوردن آن را ندارد. این افراط در آرزوها، خود یکی از عوامل نارضایتی از زندگی است. به همین جهت امام علی (ص) می فرماید: من کثر مناه قلّ رضاه؛ هر کس آرزوهایش زیاد شود، رضایت او کم می شود.
کارکرد روانی آرزوی دراز کوچک سازی داشته هاست. کسی که صاحب آرزوهای طولانی است، همواره لذت را در چیزی می داند که ندارد و به همین جهت از آنچه دارد بهره مند نمی شود. چنین افرادی همواره از آنچه دارند نالان و ناراضی اند و آرزوی چیزهایی را دارند که ندارند. داشتن آرزوی طولانی یعنی آنچه هست ناچیز بوده و رضایت بخش نیست. به همین جهت امام علی (ص) می فرماید: تجنبوا المنی فانها تذهب ببهجة نعم اللَّه عندکم وتلزم استصغارها لدیکم وعلی قلة الشکر منکم؛ از آرزوها(ی طولانی) بپرهیزید زیرا نشاط آوری نعمت های الهی را که دارید از میان می برد و آنها را نزد شما کوچک می سازد و شما را به کم سپاسی وامی دارد.
● ویژگی های آرزوهای دور و دراز
آرزو که می توانست موتور حرکت انسان به سوی آینده باشد، به عاملی جهت رکود و نارضایتی تبدیل می شود. دلیل آن را می توان در چند چیز جستجو کرد که به آنها اشاره می گردد؛
▪ دست نایافتنی بودن آرزوهای دور و دراز
چون پایان ناپذیرند، دست نایافتنی هستند. به دست نیاوردن خواسته ها و تحقق نیافتن آروزها نیز موجب احساس ناکامی می گردد و احساس ناکامی از عوامل نارضایتی از زندگی است. امام علی (ع) در این باره می فرماید: اعلم یقیناً انک لن تبلغ أملک ولن تعدو أجلک؛ به یقین بدان که تو به آرزوهای خود نمی رسی و از اجل خود فراتر نمی روی. به همین جهت امام علی(ص) می فرماید: حاصل الامانی الأسف؛ نتیجه آرزوها(ی دور و دراز) افسوس خوردن است. در کلام دیگری حضرت به نکته ای دیگر اشاره می کنند که می تواند دلیل افسوس خوردن انسان باشد این نکته از دست رفتن و تلف شدن فرصت ها و سرمایه ها است: حاصل المنی الأسف وثمرته التلف؛ نتیجه آرزو افسوس خوردن است و ثمره آن تلف شدن.
▪ انتظار بی پایان
آرزو و انتظار همراه یکدیگرند. اگر آرزوها دست نایافتنی اند، پس انتظار انسان نیز انتظاری طولانی و بی پایان خواهد بود. امام علی (ص) می فرماید: من أمل ما لا یمکن طال ترقبه؛ هرکه آرزو کند آنچه را ناممکن است، انتظار او طولانی (و بی پایان) خواهد شد.
▪ ناکامی و ناامیدی
وقتی انسان آنچه را داشت، ندید و آنچه را خواست، نجُست، ناکام می گردد. امام علی(ع) درباره ویژگی فریبندگی و ناامیدسازی آرزوها می فرماید: إن الدنیا حلوة خضرة، تفنن الناس بالشهوات وتزین لهم بعاجلها، وأیم اللَّه أنها لتغر من أملها وتخلف من رجاها؛ همانا دنیا شیرین و زیبا است، مردم را با شهوات مفتون می سازد و با پدیده های ظاهرسازی می کند. به خدا سوگند دنیا هر کس را که به آن آرزومند باشد فریب می دهد و هر کس را که به آن امید داشته باشد ناامید می سازد. از این جهت می توان آرزوها را به سراب تشبیه کرد، سرابی که انسان را به دنبال خویش می کشاند و در پایان انسان را تشنه تر از قبل و ناامید و خسته رها می کند. امام علی (ع) می فرماید: الامل کالسراب، یغرّ من رآه ویخلف من رجاه؛ آرزو مثل سراب است؛ کسی را که به آن نگاه کند، می فریبد و کسی را که به آن امید بندد، ناامید می سازد. بدیهی است چنین پدیده ای موجب تلخ کامی و آزردگی روحی می گردد و در نتیجه رضایت از زندگی را به مخاطره می اندازد. امام علی (ع) در این باره می فرماید: من أمل الری من السراب، خاب أمله ومات بعطشه؛ هرکس از سراب آرزوی سیراب شدن داشته باشد، آرزویش ناامید می شود و با تشنگی می میرد. و در کلام دیگری می فرماید: من سعی فی طلب السراب طال تعبه وکثر عطشه هرکه در پی سراب روان شود، زحمت او طولانی گردد و تشنگی اش افزون شود. و پر واضح است که هر چه بر میزان «آرزوها» افزوده شود، انسان به زحمات و سختی های بیشتری دچار می شود. چنانچه امیرمؤمنان به این واقعیت نیز اشاره کرده اند: من کثر مناه کثر عنائه؛ هر کس آرزوهایش زیاد شود، سختی های او زیاد می شود. این پدیده بر حزن و اندوه انسان می افزاید و در چنین وضعیتی میزان رضایت از زندگی به شدت کاهش می یابد. انسان می خواست با گسترش دامنه آرزوها به زندگی بهتری دست یابد و درجه رضامندی خود را بالا برد اما غافل از این که این کار نتیجه ای جز افزایش حزن و اندوه و ناامیدی ندارد. امام علی ۷ می فرماید: الامل الممثل فی الیوم غداً اضرک فی وجهین: سوفت به العمل وزدت به فی الهم و الحزن. آرزوی نمایان امروز، فردا از دو جهت به تو آسیب می رساند: به خاطر آن عمل کردن را به تاخیر می اندازی و حزن و اندوه را افزون می سازی.


وبگردی
ممنوعیت پروازهای «هواپیمایی آسمان» در اروپا
ممنوعیت پروازهای «هواپیمایی آسمان» در اروپا - پرواز تمام هواپیماهای «آسمان» در اروپا ممنوع است
استحاله! / بررسی نامه احمدی‌نژاد به رهبری
استحاله! / بررسی نامه احمدی‌نژاد به رهبری - دگرديسي‌هاي فراواني در ايران صورت گرفته‌است؛ اصولگرايان اصلاح‌طلب شده‌اند، تحول‌طلبان محافظه‌كار شده‌اند، مسئولان پاسخ ناكارآمدي‌هاي خود را از مردم مي‌خواهند و در تازه‌ترين نوع اين استحاله‌ها فردي كه بسياري مدعي هستند او برآمده از مهندسي انتخابات است با ارسال نامه به رهبرمعظم انقلاب درخواست برگزاري انتخاباتي آزاد، زودهنگام و به دور از مهندسي كرده‌است! محموداحمدي‌نژاد همان پديده خانمان براندازي كه براي…
سیف و بازی تکراری غیر مجازها !
سیف و بازی تکراری غیر مجازها ! - حرفهای تکرای بانک مرکزی در مورد صرافی ها و موسسات مالی غیر مجاز با یک جستجوی ساده در اینترنت.
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز - فیلم - زهرا خوش نواز در گفتوگو با یورونیوز از مراحلی که برای آماده سازی ظاهرش طی کرد تا با چهره‌ای متفاوت وارد استادیوم شود گفت. او می‌گوید: «زمانی که از تونل گذر کردم و وارد ورزشگاه شدم و چشمانم به چمن ورزشگاه افتاد گریه‌ام گرفت.»
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش - باز هم زیر گرفتن ماموران امنیتی و نیروی انتظامی توسط یک ماشین دیگر سواری توسط اراذل خیابان گلستان هفتم
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران - کی از دراویش گنابادی با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در خیابان پاسداران تهران / گفته میشود تعداد شهدای ناجا در حمله آشوبگران فرقه ضاله گنابادی و حامیان نورعلی تابنده به ۴ تن رسیده است.
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای - به دنبال سقوط هواپیمای تهران-یاسوج ویدیو لحظه مواجه خانواده های جانباختگان را با وزیر مشاهده می کنید.
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو - تصاویری دردناک از حمله مرد موتور سوار با چاقو به یک مرد راننده در حضور همسر و فرزندش در شهرستان داراب استان فارس را در ویدئوی زیر می بینید. به نظر میرسد این اتفاق در پی جرو بحثی بر سر پارک کردن وسایل نقلیه روی داده است!
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟ - آنچه مشخص است جمهوری اسلامی ایران باید تصمیم مشخص و درستی درباره سیاست عدم رویارویی با ورزشکاران رژیم صهیونیستی بگیرد. دیگر نمی‌توان با این روش تعقیب و گریزی با این مسئله برخورد کرد. دیگر نمی‌توان ورزشکاران را از مقابله با کشتی‌گیران اسرائیلی باز داشت و در برابر رسانه‌های جهانی گفت به خاطر مصدومیت در میدان حاضر نمی‌شویم و در داخل جشن بگیریم که ما عزت‌مان را حفظ کردیم و...
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
    رایج ترین شغل بانوان در سال 2013 همچون دهه 50!
    این روزها متداول ترین شغل برای بانوان کدام است؟ بله، هنوز هم منشی گری متداول ترین گزینه است – با این حال بانوان بیشتر از آقایان مدارک علمی و دانشگاهی کسب می کنند، و در مدارج مدیریتی ارتقا می یابند و تعداد بانوانی که کسب و کار خودشان را شروع کرده اند در حا