جمعه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۷ / Friday, 27 April, 2018

نکند قرآن نخوانیم


نکند قرآن نخوانیم
فکر می کنم تلاش بیهوده ای است اگر کسی بخواهد لزوم خواندن قرآن کریم را برای یک آدم مسلمان اثبات کند! چون همه آن آدم های مسلمان این را می دانند و بهتر از خودش می توانند برایش استدلال بیاورند. این را البته آمار می گوید و بیراه هم نمی گوید. کافی است دور و برمان را خوب نگاه کنیم و کمی هم سؤال کنیم، تا ساده ترین و با این حال محکم ترین دلایل آنها را برای این مسأله بشنویم. دلایلی که با همه پیش پا افتادگی، آن قدر در لایه های درونی شخصیت این آدم ها جای گرفته که به این راحتی نمی شود در ردشان دلیلی آورد. اما کو تا این علم الیقین بشود حق الیقین؟ مثل همه چیزهای دیگری که قبول شان داریم، اما فقط قبول شان داریم! مثل ۹۵ درصد آدم های دنیا که خدا را قبول دارند...
در هر حال یک گام جلو هستیم. همه می دانیم که باید- یا حداقل خوب است- که قرآن بخوانیم. آن هم نه تنها در مجلس ختم، بلکه به عنوان قسمتی از برنامه روزانه و حالا قرآن خواندن یا نخواندن، مسأله دقیقاً همین است! و یک سؤال مهم: چرا قرآن نمی خوانیم؟
سرانه مطالعه در ایران بسیار پائین است. آمار این سرانه را لااقل سالی چند بار به بهانه های مختلف از رسانه ها می شنویم. شاید تعمیم این آمار به قرآن کریم کار صحیحی نباشد، اما اگر منصف باشیم باید بپذیریم که اصولاً حس و حال نشستن و باز کردن یک کتاب را نداریم! و قرآن کریم هم- لااقل در صورتی که در دست ما است- یک کتاب است. هرچند حقیقت قرآن بسیار فراتر از آن است. شاید به همین خاطر است که مهدی، دانشجوی ۲۰ ساله ای که خیلی کم قرآن می خواند به عنوان نخستین دلیلی که به ذهنش می رسد و به زبان می آورد، می گوید: «چون کلاً کتاب کم می خوانم» با این که همچنان قصد نداریم لزوم خواندن قرآن کریم را اثبات کنیم، اما بد نیست کمی بیشتر به همین موضوع فکر کنیم. این که «ارتباط و انس» با قرآن کریم، که وضع مطلوب یک انسان مسلمان است، چقدر با «خواندن» قرآن به عنوان یک «کتاب» مرتبط است؟
با وجود این که استخاره، همراه داشتن قرآن کریم، داشتن قرآن در خانه و حتی نگاه به خط قرآن بدون خواندن آن، خود انواع ارتباط هستند و نوری که از حقیقت قرآن کریم
بر می خیزد، در هر نوعی از ارتباط که با قرآن کریم برقرار شود، اثرش را روی شخص می گذارد، چه دلیلی دارد که قرآن نخواندن افراد جامعه را به عنوان یک عیب به حساب بیاوریم؟ در حالی که می توانیم بیشتر به جنبه های عملی قرآن بپردازیم تا این که سعی کنیم خواندن آن را بدون این که تلاشی برای فهمش داشته باشیم، ترویج کنیم. درست مانند دختر خانمی که متصدی فروش عطر در یکی از ایستگاه های مترو بود و می گفت: «همه چیز که در خواندن قرآن کریم نیست، باید به آن عمل کرد.»
دکتر تهرانی کارشناس علوم قرآنی می گوید: «کلمات قرآن کریم ، اگر چه برایمان نامفهوم باشند، ولی در انبار ذهن و چشم انسان جای می گیرند و اثر خود را می گذارند . به ویژه اگر در دوره کودکی این کلمات به کسی آموخته شود.» راست هم می گوید! به قول خودش این همه ترانه و تبلیغ که در طول روز آن قدر برای بچه های ما تکرار می شود که در عمق ضمیر ناخود آگاه شان نفوذ می کند، پر است از عباراتی که آنها نمی فهمند اما به مرور زمان برایشان مفهوم می شود و اثرش را در زندگی آنها می گذارد.
خواندن قرآن کریم بدون فهم اگر به یک سنت تبدیل شود در عمل افراد را به سمت فهمیدن آن هم پیش می برد. چون «مگر می شود یک عمر چیزی را تکرار کنند و به این فکر نیفتند که معنی اش را بفهمند؟» مثل خیلی از قدیمی ها که بدون دانستن صرف و نحو، معنی آیات قرآن کریم را می فهمیدند.
ن● ظام آموزشی
در ظاهر تغیر نظام آموزشی ضربه بزرگی به فرهنگ قرآنی کشور ما زده است. این از حرف های دکتر تهرانی بر می آید. البته این تغییر نظام آموزشی مربوط به سال ها پیش از انقلاب است. زمانی که رضا خان بساط مکتب خانه ها را برچید.
تا پیش از آن، حکومت در نظام آموزشی دخالتی نداشت. حسن آن نظام آموزشی هم شروع آموزش با قرآن کریم به جای زبان فارسی بوده است. یعنی نخستین کلماتی که کودک در مدرسه یاد می گرفت، قرآن بود. این البته منافاتی با حفظ فرهنگ ملی نداشته است. طوری که هر کس مکتب را تمام می کرد، هم قرآن بلد بود، هم فارسی، هم حساب و هم خط و با این معلومات وارد بدنه اقتصادی کشور یعنی بازار می شد. دلیل فضای دینی حاکم بر بازار قدیم هم تا حدود زیادی همین مسأله بوده است. تا جایی که سنت قرآن خوانی میان بازاریان پیش از شروع کسب روزانه رواج داشته است.
با برچیدن مکتب خانه ها به وسیله رضاخان و حکومتی شدن آموزش، انتقال سنت قرآن خوانی از طریق فرهنگ مردم، کم کم متوقف شد و نظام آموزشی هم تلاشی در این جهت نمی کرد.
● مدرنیته
اما جامعه امروز گرفتار مشکل دیگری هم شده به نام مدرنیته. از عوارض این جامعه مدرن، یکی مشغله بیش از حد آدم ها و زندگی ماشینی است.
پیرمرد خواربار فروشی که به روایت خودش ۴۰ سال است در این مغازه زیر پله کسب و کار می کند، برای قرآن نخواندن مردم این طور دلیل می آورد: «مردم وقت کم دارند. گرفتاری و فقر. دلیلش شاید فقر است!»
عارضه دیگر مدرنیته که خیلی هم بد نیست، این است که مردم جامعه دیگر کمتر چیزی را از روی تعبد و تسلیم می پذیرند و برای قبول هرچیزی دنبال دلیل هستند و از راه فهم وارد می شوند.
در نهایت با وجود نظام آموزشی فعلی و مدرنیته حاکم بر جامعه، با افرادی مدرن مواجهیم که می خواهند- یا قرار است- با چیزی ارتباط برقرار کنند که از طریق نظام آموزشی با آن مرتبط نشده اند، یعنی قرآن کریم. پس باید از طریق مفهومی این ارتباط را برقرار کرد.
● زبان
زبان قرآن هم یکی از عواملی است که تا حدودی بازدارنده افراد زیادی از خواندن قرآن است. یک دانشجوی دانشگاه علم و صنعت می گوید: « نمی شود به خاطر قرآن برویم عربی یاد بگیریم، باید بشود آن را فارسی خواند.» اما واقعیت این است که این یک «نباید» واقعی نیست بلکه ناشی از ناتوانی و کوتاهی در یادگرفتن زبان عربی است.
● قصه همیشگی
همه حرف ها منتهی می شود به همان قصه همیشگی: مسئولان مقصرند!
این حقیقتی است که تغییر اساسی در نظام آموزشی به ویژه در زمینه آموزش قرآن کریم ضروری است. مسلم است که بازگشت به نظام مکتب خانه ای امکان ناپذیر است، اما شیوه آموزش قرآن می تواند متحول شود. نگرش سیستم آموزش و پرورش هم به آموزش قرآن نگرش صحیحی نیست.
کلاس قرآن در حال حاضر به عنوان یک کلاس فوق برنامه تلقی می شود اما به طور مثال کلاس عربی بسیار با اهمیت است و این در حالی است که اصولاً آموزش عربی در سیستم آموزشی کشور ما با هدف توانایی خواندن و درک قرآن گنجانده شده است.
خود درس عربی هم به عنوان یک درس مستقل تدریس می شود و هر کس می تواند به آن علاقه مند باشد یا نباشد. تلاش ویژه ای هم برای علاقه مند کردن همه دانش آموزان به آن در کار نیست.
در کنار نظام آموزشی، رسانه هم نقش غیر قابل انکاری در این زمینه دارد. دکتر تهرانی می گوید: «اختیار خانواده ها در دست رسانه است.» به قول او این رسانه است که تصمیم می گیرد در یک شب خاص، مردم شاد باشند یا غمگین!
در چنین رسانه ای تولیدات قوی و اثر گذار و پرشماری برای جذب مخاطب به بسیاری از زمینه های «مباح» در کنار تولیدات
نه چندان با کیفیت و کم تعداد در زمینه قرآن کریم قرار می گیرند.
فرافکنی؟
اما آیا واقعاً همیشه تنها مسئولان مقصرند؟ مگر نه این که خانواده رانخستین نهاد در جامعه می دانیم؟ اما عادت کرده ایم که هیچ وقت از نقش خودمان به عنوان عناصر تشکیل دهنده جامعه صحبت نکنیم.
فرشید، سرباز شهرستانی که در تهران خدمت می کند ، قرآن نمی خواند. اما نکته مهم این جاست که او و بسیاری مانند او پدر و مادری مذهبی و سنتی دارند. از طرفی هم، محمد تقی میرزاجانی قاری ممتازی که رتبه نخست دانشجویان کشور را در کارنامه اش دارد، یک اعتراف تلخ می کند: «اگر کلاس ها و مسابقات و جلسات نبود، شاید ماهی یک بار هم سراغ قرآن نمی رفتم.»
تهرانی تأکید دارد که همه آنچه گفته است خطاب به مسئولان است، اما افراد جامعه نباید برای چنین مسائلی معطل حکومت بمانند.
باید بپذیریم که مشغله زندگی را بیشتر از واقعیت در ذهن خود پروبال داده ایم. به قول جواد سلطانی، جوان دیپلمه ای که در حال چسباندن پوستر به دیوار بود؛ وقتی ۱۲ ساعت از روز را به کار می پردازیم، گذاشتن ۵ دقیقه وقت روزانه برای خواندن قرآن کریم زمان زیادی نیست. او حتی وظیفه ای را هم متوجه مسئولان نمی داند و می گوید: «راه و چاه معلوم است. هرکس بخواهد خودش می رود».
یا این که هرچقدر هم که نظام آموزشی در این مورد برنامه ریزی کند، تکلیفی از گردن خانواده ساقط نمی شود، چه رسد به این که نظام آموزشی نارسایی یا کوتاهی هم داشته باشد و یا اگر واقعاً به خاطر نا آشنا بودن با زبان عربی قرآن
نمی خوانیم، چرا سعی نمی کنیم از ترجمه آن استفاده کنیم؟
به هر حال بیشتر آنچه که گفته شد، از آن دست حرف هایی است که از یک کارشناس و برنامه ریز آموزش قرآن کریم انتظار می رود. اما گاهی اوقات شنیدن حرف های کارشناسی، آن هم از نوع انتقاد از مسئولان، برای دیگران در حکم تخدیر می شود تا وظیفه شخصی خود را فراموش کنند! در حالی که خواندن قرآن و تدبر در آن وظیفه ای است که از طرف خود این کتاب به یک یک ما، محول شده بدون واسطه ای به نام حکومت.
و شاید بیشتر ما وضعیتی شبیه به مهندس جوانی داشته باشیم که می گفت: «یک بار یک اتفاق موجب شد که به سرم بزند شبی یک صفحه قرآن بخوانم که بعدها شد دو صفحه. این جوری بعد از یک سال قرآن را ختم می کردم که با یک ختم قرآن در ماه رمضان می شد سالی دو بار. اما این ختم هیچ وقت تمام نشد!» و وقتی پرسیدم چرا؟ چیزی نداشت بگوید، شانه بالا انداخت و گفت «نمی دانم. شاید غفلت.»

علی همایی نژاد

منبع : روزنامه ایران

مطالب مرتبط

علی (ع) و قرآن کریم

علی (ع) و قرآن کریم
▪ قال اللّه تبارك و تعالی: لِنَجْعَلَها لَكُمْ تَذْكِرَهًٔ وَ تَعِیَها أُذُنٌ واعِیَهٌٔ بحث بنده در باره علی (علیه السلام) و قرآن كریم است. علمای علوم قرآنی و مفسّران در این حقیقت متّفقند كه اصحاب پیامبر گرامی ما (صلوات اللّه علیه) در استعداد فهم و درك معانی قرآنی، مراتب متفاوت داشته‏اند چنانكه از فیض مشاهده نزول وحی و شهادت بر نزول سوره‏ها و مجموع آیه‏های نازله بر پیامبر به نسبتی متفاوت بهره برده‏اند.
آنانكه در مدینه به رسول خدا ایمان آوردند شاهد نزول سوره‏های مكّی نبودند و از تفسیر و شأن نزول خصوصا مصداق نزول آیات محروم ماندند.
در مورد شأن نزول آیه‏ای كه تلاوت شد، حدیث شناسان و مورّخان همداستانند كه مقصود از «أُذُنٌ واعِیَهٌٔ»، علی بن ابی طالب (سلام اللّه علیه) است. چنانچه «ابن جریر طبری» و «ابن ابی حاتم» و «واحدی» (صاحب «اسباب النزول») و «ابن مردویه» و «ابن عساكر» و دیگران از قول «بریدهٔ اسلمی» چنین ثبت كرده‏اند .
▪ رسول خدا (ص) به علی (ع) فرمود:
إنّ اللّه أمرنی أن أدنیك و لا أقصیك و أن أعلّمك و أن تعی و حقّ لك أن تعی.
فنزلت هذه الآیهٔ «لِنَجْعَلَها لَكُمْ تَذْكِرَهًٔ وَ» و این مطلب را از «الدّر المنثور» تفسیر جلال الدین سیوطی نقل میكنند و «اسباب النّزول» صفحه ۲۹۴ و ابو نعیم در «حلیهٔ الاولیاء» نیز همین را ثبت نموده‏اند و با نقل حدیث دیگری كه پیامبر (ص) به علی علیه السلام فرمود: «فأنت أذن واعیهٔ لعلمی» .
همچنین در تفسیر همین آیه، «سعید بن منصور» و «ابن جریر» صاحب تاریخ و تفسیر طبری و «ابن أبی حاتم» و «ابن مردویه» از «مكحول» این روایت را البته بشكل مرسل ثبت كرده‏اند كه پس از نزول آیه «وَ تَعِیَها أُذُنٌ واعِیَهٌٔ»،
▪ رسول خدا فرمود: «از خداوند خواستم كه گوش هوش علی (ع) را چنین بگرداند». و علی (ع) فرمود: «پس از آن نشد كه چیزی را از پیامبر خدا بشنوم و فراموش كنم» «ثعلبی» نیز از طریق «أبو حمزه ثمالی»، این روایت را بشكل مسند (و نه مرسل) ثبت كرده است.
در این سوره مباركه (الحاقّه) قبل از این آیه، خداوند سرگذشت اقوام منقرض شده و نیز پیامبران گذشته را نقل فرموده.
▪ آن گاه می‏فرماید: برای درك و فهم و حفظ این سرگذشتهای عبرت آموز در تاریخ پیامبران و ملّتها، گوش هوشی مستعد و فراگیر لازم است. بهمین جهت علی علیه السلام، قرآن را بهتر از همه اصحاب رسول اللّه (صلوات اللّه و سلامه علیه) درك نموده، و بدیگران آموخته است.
«ابن عطیه»، «بدر الدین» و «سیوطی» بر این متفقند كه «صدر المفسّرین» علی بن ابی طالب علیه السلام بوده است، و «ابن عباس» نزد آن حضرت تفسیر را آموخته، و سپس دیگران مانند «مجاهد» و «سعید بن جبیر» و غیرهم از او پیروی‏
كرده و نزد ابن عباس شاگردی نمودند.
امیر المؤمنین (سلام اللّه علیه) ضمن آنكه بهترین درك كننده، حفظ كننده و فراگیرنده قرآن بوده، در جمع آوری و بیان تفسیری قرآن، سرآمد اصحاب بشمار می‏رفته است.
▪ ابن عباس در مورد آیه شریفه إِنَّ عَلَیْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ می‏گوید: خداوند قرآن را در قلب و ضمیر علی (ع) جمع كرد و او پس از وفات پیامبر بمدت شش ماه آنرا جمع و تدوین نمود.
«ابو نعیم» در «حلیهٔ الاولیاء» و «خطیب» در «اربعین» از سیوطی، و او از علی بن ابی طالب (ع) روایت نموده‏اند كه: وقتی پیامبر خدا (ص) در گذشت، سوگند یاد نمودم كه ردای خویش را از شانه فرو نیفكنم تا همه قرآن را تألیف نمایم و این كار را انجام دادم.
مورّخان و مفسّران نیز در این حقیقت همداستانند كه تنها كسی كه ادعا كرد كمر به جمع قرآن بسته است، علی (ع) بود پیش از آنكه كسی بفكر جمع و تألیف آن بر آید.
▪ در احتجاج طبرسی آمده است كه ابو ذر غفاری گفت: علی علیه السّلام، پس از وفات رسول خدا (صلّی اللّه علیه و آله) و بنا به وصیّت آن حضرت قرآن را جمع و تألیف نمود و نزد مهاجران و انصار آورد و به آنها ارائه داد. وقتی یكی از آنان، آنرا باز نمود و در همان صفحه اوّل، رسوائیهای آن عدّه را بدید با آن به مخالفت برخاست.
اولین كاری كه حضرت امیر سلام اللّه علیه نسبت بقرآن انجام داد همین بود كه ادعا كرد من از خانه بیرون نمی‏روم تا جمع آوری و تألیف قرآن را به پایان برسانم. این خود بزرگترین تهدید بود برای كسانی كه قصد تعرّض نسبت به قرآن كریم را داشتند و شمشیری بود آخته بر سر كسانی كه می‏خواستند قرآن را كم و زیاد كنند. در تاریخ ثبت است كه وقتی خواستند در آیه مباركه إِنَّ كَثِیراً مِنَ الْأَحْبارِ وَ الرُّهْبانِ لَیَأْكُلُونَ أَمْوالَ النَّاسِ بِالْباطِلِ» تا آیه بعد كه می‏فرماید: «وَ الَّذِینَ یَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّهَٔ وَ لا یُنْفِقُونَها فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِیمٍ، «واو» را از سر«الّذین» بردارند تا معنای آیه را تحریف نمایند و چنان نشان دهند كه این «الّذین» یعنی كسانی كه طلا و نقره را كنز میكنند فقط احبار و رهبان هستند نه كسانی كه در جامعه اسلامی دست به چنین كار جنایتكارانه‏ای می‏زنند، ابو ذر آن صحابی عالیقدر شمشیر برّان زبانش را بر سر آنها آخته داشت تا این تحریف انجام نشود. امّا كار علی علیه السلام از اینها بالاتر بود. او (بقول ابو رافع) در خانه نشست و قرآن را چنانكه نازل شده بود تألیف كرد (نه بدین معنی كه مجموعه آیات و سور را بحسب ترتیب نزول جمع كند كه این كار انجام شده بود، و این ترتیب فعلی از اختیار بشر حتی پیامبر خارج بود بلكه شأن نزول و این كه آیات در باره چه كسانی و در چه زمانی نازل شده بود را مشخص فرمود و این مصون داشتن قرآن و معانی آن از خطر تحریف معنوی بود.
لذا شاگردانش را تشویق نمود كه در تفسیر، شأن نزول و ترتیب نزول را بیاموزند و به دیگران نیز یاد دهند كه آیات در باره چه كسانی، چه حوادثی و چه شرائطی نازل شده است). از «ابن حجر» نیز همین مضمون نقل شده و این روایت را «ابن ابی داود نسائی» با سند صحیح از «عبد اللّه بن عمر» ثبت نموده است.
▪ امام حسین بن علی سید الشهداء نیز فرمود، امیر المؤمنین در نطقی فرمود: از من در باره قرآن بپرسید تا بشما بگویم كه آیاتش در باره چه كسانی و در چه وقتی نازل شده است.
امّا برای این كه به اهمیت تبیین ترتیب و زمان و موقعیت نزول آیات پی ببریم، دو مثال می‏زنم: یكی در باره احكام، و یكی هم در باره شأن نزول.
در سوره بقره دو آیه در باره وفات و حكم همسران داریم كه یكی ناسخ و دیگری منسوخ است. امّا آیه ناسخ قبل از آیه منسوخ آمده است (آیه ناسخ آیه ۲۳۴ و آیه منسوخ ۲۴۰ است) دانستن این كه كدام ناسخ و كدام منسوخ است احتیاج به دانستن شرایط نزول آیه دارد، و البته از همان زمان جمع و تألیف قرآن تا بحال همه حكم ناسخ و منسوخ را می‏دانسته‏اند، و جای آیات را هم فرشته وحی به پیغمبر (ص) ابلاغ میكرد.از ابن عباس است كه وقتی فلان آیه آمد، فرشته وحی به پیامبر گفت این آیه را بر سر فلان آیه قرار بده. بهر حال دانستن ترتیب نزول آیات‏از این نظر كه ناسخ از منسوخ باز شناخته شود، فوق العاده اهمیّت دارد.
مثال بعدی در مورد شأن نزول است. تاریخ جنگ احد در سوره مباركه آل عمران آمده است. از «عبد الرحمن بن عوف» یا از دیگری از صحابه رسول خدا در مورد چگونگی جنگ احد سؤال شد و او به آیات پس از ۱۲۰ سوره آل عمران ارجاع داد، و گفت: اگر آنها را بخوانی چنان است كه با ما در این جنگ شركت داشته باشی.
از جمله وقایع جنگ احد اینست كه ابتدا پیشرفت با مسلمانان بود ولی پس از خالی كردن گردنه كوه توسط كمانداران و حمله سواره نظام دشمن از آن موضع، فشار دشمن سخت می‏شود. پیامبر دستور می‏دهد مسلمین بخاطر عدم تناسب كمّی نیروی خودی از دامنه كوه مقابل بالا رفته به كوه تكیه بدهند و عقب نشینی كنند.
پیامبر در مؤخرّه سپاه است و او هم از دامنه كوه بالا می‏رود امّا در معرض حمله خطر سواره نظام دشمن است كه بیرحمانه به كشتار مشغول است.
آیه ۱۵۳ دلالت بر این موضوع دارد: إِذْ تُصْعِدُونَ وَ لا تَلْوُونَ عَلی‏ أَحَدٍ وَ الرَّسُولُ یَدْعُوكُمْ فِی أُخْراكُمْ فَأَثابَكُمْ غَمًّا بِغَمٍّ لِكَیْلا تَحْزَنُوا عَلی‏ ما فاتَكُمْ وَ لا ما أَصابَكُمْ وَ اللَّهُ خَبِیرٌ بِما تَعْمَلُونَ.
تا اینجا مسئله‏ای نیست و آیات، دنباله واقعه را می‏گوید، ولی یكباره خداوند كسانی را بعنوان این كه از دشمن رو برتافتند و گریختند مورد مؤاخذه قرار می‏دهد، آیه ۱۵۵: إِنَّ الَّذِینَ تَوَلَّوْا مِنْكُمْ یَوْمَ الْتَقَی الْجَمْعانِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّیْطانُ بِبَعْضِ ما كَسَبُوا.
معلوم می‏شود اینها عده‏ای از همین سپاه اسلامند، امّا این كه آنها چه كسانی هستند باید فرد والائی همچون علی علیه السلام آنها را مشخص كند.
در قدیمترین سیره كه مؤلّفش متوفای ۲۰۷ هجری است و سیره «ابن اسحاق» رادیده، «المغازی» «ابن شهاب الزهری» را مشاهده كرده و همه روایات را بررسی و ثبت نموده می‏گوید: وقتی خبر كشته شدن پیامبر توسط كفّار، بین مسلمین پراكنده شد، آنها متفرق شدند و بعضی به مدینه رسیدند و اولین كسی كه بمدینه آمد و خبر داد كه پیامبر كشته شده است «سعد بن عثمان» ملّقب به‏«ابو عباده» بود. بعد عده دیگری وارد شهر شده پیش زنهای خود رفتند. زنها آنها را سرزنش نموده و گفتند از خدمت رسول خدا می‏گریزند یكی از زنان «ام ایمن» بود كه در برخورد با عده‏ای به رویشان خاك پاشید، و به یكی از آنها گفت: بیا این دوك را بگیر و بریس و شمشیرت را بمن بده و بعد همراه عده‏ای از زنان به احد رفت.
امّا در مقابل، «علی بن أبی طالب»، «طلحهٔ بن عبید اللّه»، «سعد ابن أبی وقّاص» و عده‏ای از انصار كه اسامی آنها كاملا در تاریخ ثبت است بسختی با دشمن می‏جنگند و از پیامبر حفاظت میكنند. «نصیبه» دختر «كعب ام عماره» كه برای آب دادن و مداوا بجنگ آمده است وقتی كه می‏بیند دندان و پیشانی مبارك پیامبر می‏شكند، و لبان حضرت شكافته می‏شود، شمشیر را بر می‏دارد و افرادی را می‏كشد. او خود و افراد خانواده‏اش در جنگ پایداری می‏كنند.
«طلحهٔ بن عبید اللّه» این صحابی قهرمان، دست خودش را سپر می‏كند تا شمشیر «ابن قمیصه» بر شانه پیامبر فرود نیاید كه انگشتش قطع می‏شود و تا آخر عمر سند دفاع او از پیامبر می‏گردد. در این میان پیامبر در گودالی از گودالهائی كه «ابو عامر راهب» (كه پیامبر او را فاسق لقب داد) كنده و رویش را پوشانده بود می‏افتد، كسی بنام «شماس بن عثمان» خودش را در مقابل شمشیرهائی كه بر پیغمبر فرود می‏آمد، سپر دفاع می‏كند و همان جا شهید می‏شود. اینها قهرمانان این واقعه هستند. امّا آن عدّه هم فرار میكنند كه پیامبر به «نصیبه» این زن قهرمان كه آثار شمشیر بر پیكرش تا پایان عمر باقی بود.
▪ می‏فرماید: «كار تو از آن فراریان (كه نام می‏برد) بهتر است».
همان جا در گودال در حالی كه زانوی مبارك پیامبر آسیب دیده و نمی‏تواند بلند شود، علی (ع) دست آن حضرت را و طلحهٔ بن عبید اللّه زیر بغل ایشان را می‏گیرند و از دامنه كوه بالا می‏روند و در همین اثنا دسته‏های متفرق مسلمین هم می‏رسند، و گرد پیامبر حلقه زده دشمن را دفع میكنند.
بهر حال این شأن نزول دقیقا مشخص میكند كه این افراد چه كسانی بودند و آیات چه می‏گوید. كار بحدی دقیق است كه در همین جنگ كه، یكی ازمسلمین كه با دیگری دشمنی دارد او را غافلگیرانه می‏كشد، مدتی بعد از جنگ احد، وقتی او را می‏یابند پیامبر او را محاكمه و اعدام میكند. بهر حال دقیقا مقاومت كنندگان قهرمانان و گریزندگان نامشان مشخص است، هم در تفاسیر، هم در صحاح بخصوص صحیح بخاری.
▪ خالد بن ولید (فرمانده همین سواره نظامی كه حمله كردند و بسیاری از مسلمین را كشتند) بعدها وقتی مسلمان شد در شام می‏گوید:
خدا را شكر كه مسلمان شدم و خدا مرا هدایت كرد و بعد می‏گوید شهودم در جنگ احد این است كه مسلمانها گریختند خویشاوندی از خود را دیدم كه به تنهائی می‏گریزد.
من در رأس یك سواره نظام نیرومند بودم. چون با او خویشاوند بودم، ترسیدم كه اگر به او نزدیك شوم، سپاه او را بگیرند و بكشند، لذا راهم را كج كردم تا او را نبینند همچنین در سیره ابن هشام، در واقدی و در همه صحاح هست كه «انس بن نذر» عموی «انس بن مالك» صحابی‏ای را می‏بیند كه با عده‏ای نشسته‏اند.
می‏پرسد چرا نشسته‏اید می‏گویند رسول خدا كشته شده است. می‏گوید بعد از او برای چه می‏خواهید زندگی كنید. برخیزید و بر سر آنچه رسول خدا كشته شد، بجنگید تا كشته شوید. آن وقت خود بر می‏خیزد و می‏جنگد تا كشته می‏شود و جای دهها زخم بر بدن او آشكار می‏گردد.
اینجا معلوم می‏شود كه نوشتن شأن نزول‏ها توسط علی بن ابی طالب چه فایده‏ای دارد.
برای این است كه حق قهرمانانی كه از پیامبر (ص) دفاع می‏كردند همچون طلحه بن عبید اللّه ضایع نشود و معلوم شود گریختگان كیانند. آن وقت عده‏ای نسخه نویسها برای خیانت آمده‏اند و بعضی از اسمها را حذف كردند. اسمهائی كه از همین كتاب واقدی نقل كردم. ملاحظه می‏كنید كه چكار می‏كنند و آن كار حضرت امیر (سلام اللّه علیه) چه ارزشی در زدودن تحریفها دارد. اگر اینها نباشد وقایع را نمی‏فهمیم. امّا نگذاشتند تفسیر امیر المؤمنین با ترتیب نزول و شأن و حوادث، پخش بشود. بعضی از آنها را، برخی اصحاب باوفا آموختند و در تاریخ و تفسیرها هست مانند داستان «انس بن نذر».
متأسفانه آن كسی را كه پیامبر را دفاع كرده و از آن مهلكه‏ها رهانیده می‏خواهند او را كنار بزنند و گریزندگان را بجای او بنشانند. نگذاشتند شرح قرآن و تفسیر علی بن ابی طالب منتشر بشود. علی (ع) بعد از جنگ جمل وقتی وارد بصره می‏شود، عربی می‏آید و از طلحه بدگوئی می‏كند. حضرت به او تشر می‏زنند و می‏گویند تو در جنگ احد نبودی و ندیدی كه او چگونه خدمت می‏كرد و چه مقام و منزلتی در پیشگاه خدا دارد. آن مرد خجالت كشیده و ساكت می‏شود. دیگری سؤال میكند چه خدمتی كرده حضرت می‏گویند: او خود را سپر رسول خدا ساخته بود در حالی كه از هر سو شمشیر و نیزه می‏آمد. از یكسو من و از سوی دیگر «ابو دجّانّه» مهاجمان را به عقب می‏زدیم و «سعد ابن ابی وقّاص» از یكسوی دیگر. من به تنهائی سواره نظامی را كه به فرماندهی «عكرمهٔ بن أبی جهل» بود عقب می‏نشاندم در حالی كه از هر سو مرا احاطه كرده بودند و دو بار آنها را به عقب زده و برگشتم... اینجاست كه شرح و تفسیر مولا علی بن أبی طالب قرآن را از تحریف معنوی نجات داد، و چنانكه باید آنرا به نسلها رسانید، و شاگردانش مثل ابن عباس و بعدی‏ها اینها را به ما رساندند.

وبگردی
تلگرام جایگزین داخلی ندارد / در پیام رسان داخلی در حال تکمیل پرونده احتمالی خود هستید !
تلگرام جایگزین داخلی ندارد / در پیام رسان داخلی در حال تکمیل پرونده احتمالی خود هستید ! - به فرض محال که اطلاعات مردم مورد سوءاستفاده کشورهای دیگر قرار بگیرد، برای‌شان پیامد امنیتی مستقیمی ندارد. بسیاری از کاربران ایرانی در تلگرام به دریافتن و فرستادن اخبار و طیفی از جوک‌ها (از سیاسی گرفته تا خانوادگی) می‌پردازند. این مسائل هم برای کشورهای دیگر اهمیتی ندارد (البته اگر از تحلیل محتوا و کاربردهای بعدی‌شان بگذریم) و نمی‌تواند پیامد مستقیمی برای کاربر ایرانی داشته باشد. اما همین اطلاعات چنانچه…
ماجرای انحصار عربستان بر روغن مایع ایران / تا 100 درصد پالم !
ماجرای انحصار عربستان بر روغن مایع ایران / تا 100 درصد پالم ! - روغن های نباتی را خوب بشناسید. سخنان یک تولید کننده سابق روغن نباتی.
آشغال‌سازها گرفتار خانم مدیر شدند
آشغال‌سازها گرفتار خانم مدیر شدند - رییس سازمان ملی استاندارد ایران مجددا با خودروسازان در ارتباط با رعایت استانداردهای ۸۵‌گانه خودرویی از ابتدای دی‌ماه سال جاری اتمام حجت کرد.
ایران نیاز به مردانی بزرگ و دانشمند دارد / چرا اینهمه انسانهای ...
ایران نیاز به مردانی بزرگ و دانشمند دارد / چرا اینهمه انسانهای ... - مرتضوی هیچ گاه قاضی و حقوق دان نبود و نباید کار قضایی انجام می‌داد. اما این ضعف ماست که چنین فردی در جایگاه بالایی قرار می‌گیرد. شگفتی من از قاضی مرتضوی و رفتار او نیست که چرا خودش را برای اجرای حکم خود به زندان معرفی نکرد. من رفتار او با زهرا کاظمی را دیده بودم.
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟ - بعد از انقلاب، به واسطه تنیده شدن حکومت و دین بسیاری از پست‌ها و سمت‌های سیاسی با هاله‌ای رو به رو شد که اجازه نمی‌داد صاحب آن منصب مورد نقد قرار بگیرد....
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس - بازیگر سریال "تعطیلات رویایی" از حمله افراد ناشناس به خود خبر داد. مریم معصومی، بازیگر سینما و تلویزیون مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت.
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد - «احمد مهران فر» بازيگر نقش «ارسطو عامل» در سريال پايتخت ۵ در اینستاگرام خود از ازدواجش با «مونا فائض پور» خبر داد.
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی - صحبت های جنجالی رییسی پیرامون استفاده روحانی از نام امام رضا در انتخابات
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند!
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند! - محمد غرضی می‌گوید: زمانی که به عنوان وزیر در وزارت حضور یافتم بیش از ۵۰۰ نفر را دیدم نامه‌هایی که از داخل به خارج و از خارج به داخل کشور ارسال می‌شدند را چک می‌کردند و به صورت سه شیفت فعالیت می‌کردند و نامه‌ها را می‌خواندند.
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم - ویدیوهایی از نسیم نجفی اقدم در شبکه های اجتماعی به زبان های انگلیسی و فارسی موجود است که در آن ها وی از حذف ویدیوهای خود توسط یوتیوب شکایت دارد.
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟ - بگذارید اینطور بپرسم: مگر کیروش، مربی تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران عرق نمی‌خورد؟ نمی‌رقصد؟ مگر برانکو و شفر نمازشب می‌خوانند و روزه می‌گیرند و اصولگرا و ارزشی و انقلابی هستند؟!