سه شنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۷ / Tuesday, 18 December, 2018

نکند قرآن نخوانیم


نکند قرآن نخوانیم
فکر می کنم تلاش بیهوده ای است اگر کسی بخواهد لزوم خواندن قرآن کریم را برای یک آدم مسلمان اثبات کند! چون همه آن آدم های مسلمان این را می دانند و بهتر از خودش می توانند برایش استدلال بیاورند. این را البته آمار می گوید و بیراه هم نمی گوید. کافی است دور و برمان را خوب نگاه کنیم و کمی هم سؤال کنیم، تا ساده ترین و با این حال محکم ترین دلایل آنها را برای این مسأله بشنویم. دلایلی که با همه پیش پا افتادگی، آن قدر در لایه های درونی شخصیت این آدم ها جای گرفته که به این راحتی نمی شود در ردشان دلیلی آورد. اما کو تا این علم الیقین بشود حق الیقین؟ مثل همه چیزهای دیگری که قبول شان داریم، اما فقط قبول شان داریم! مثل ۹۵ درصد آدم های دنیا که خدا را قبول دارند...
در هر حال یک گام جلو هستیم. همه می دانیم که باید- یا حداقل خوب است- که قرآن بخوانیم. آن هم نه تنها در مجلس ختم، بلکه به عنوان قسمتی از برنامه روزانه و حالا قرآن خواندن یا نخواندن، مسأله دقیقاً همین است! و یک سؤال مهم: چرا قرآن نمی خوانیم؟
سرانه مطالعه در ایران بسیار پائین است. آمار این سرانه را لااقل سالی چند بار به بهانه های مختلف از رسانه ها می شنویم. شاید تعمیم این آمار به قرآن کریم کار صحیحی نباشد، اما اگر منصف باشیم باید بپذیریم که اصولاً حس و حال نشستن و باز کردن یک کتاب را نداریم! و قرآن کریم هم- لااقل در صورتی که در دست ما است- یک کتاب است. هرچند حقیقت قرآن بسیار فراتر از آن است. شاید به همین خاطر است که مهدی، دانشجوی ۲۰ ساله ای که خیلی کم قرآن می خواند به عنوان نخستین دلیلی که به ذهنش می رسد و به زبان می آورد، می گوید: «چون کلاً کتاب کم می خوانم» با این که همچنان قصد نداریم لزوم خواندن قرآن کریم را اثبات کنیم، اما بد نیست کمی بیشتر به همین موضوع فکر کنیم. این که «ارتباط و انس» با قرآن کریم، که وضع مطلوب یک انسان مسلمان است، چقدر با «خواندن» قرآن به عنوان یک «کتاب» مرتبط است؟
با وجود این که استخاره، همراه داشتن قرآن کریم، داشتن قرآن در خانه و حتی نگاه به خط قرآن بدون خواندن آن، خود انواع ارتباط هستند و نوری که از حقیقت قرآن کریم
بر می خیزد، در هر نوعی از ارتباط که با قرآن کریم برقرار شود، اثرش را روی شخص می گذارد، چه دلیلی دارد که قرآن نخواندن افراد جامعه را به عنوان یک عیب به حساب بیاوریم؟ در حالی که می توانیم بیشتر به جنبه های عملی قرآن بپردازیم تا این که سعی کنیم خواندن آن را بدون این که تلاشی برای فهمش داشته باشیم، ترویج کنیم. درست مانند دختر خانمی که متصدی فروش عطر در یکی از ایستگاه های مترو بود و می گفت: «همه چیز که در خواندن قرآن کریم نیست، باید به آن عمل کرد.»
دکتر تهرانی کارشناس علوم قرآنی می گوید: «کلمات قرآن کریم ، اگر چه برایمان نامفهوم باشند، ولی در انبار ذهن و چشم انسان جای می گیرند و اثر خود را می گذارند . به ویژه اگر در دوره کودکی این کلمات به کسی آموخته شود.» راست هم می گوید! به قول خودش این همه ترانه و تبلیغ که در طول روز آن قدر برای بچه های ما تکرار می شود که در عمق ضمیر ناخود آگاه شان نفوذ می کند، پر است از عباراتی که آنها نمی فهمند اما به مرور زمان برایشان مفهوم می شود و اثرش را در زندگی آنها می گذارد.
خواندن قرآن کریم بدون فهم اگر به یک سنت تبدیل شود در عمل افراد را به سمت فهمیدن آن هم پیش می برد. چون «مگر می شود یک عمر چیزی را تکرار کنند و به این فکر نیفتند که معنی اش را بفهمند؟» مثل خیلی از قدیمی ها که بدون دانستن صرف و نحو، معنی آیات قرآن کریم را می فهمیدند.
ن● ظام آموزشی
در ظاهر تغیر نظام آموزشی ضربه بزرگی به فرهنگ قرآنی کشور ما زده است. این از حرف های دکتر تهرانی بر می آید. البته این تغییر نظام آموزشی مربوط به سال ها پیش از انقلاب است. زمانی که رضا خان بساط مکتب خانه ها را برچید.
تا پیش از آن، حکومت در نظام آموزشی دخالتی نداشت. حسن آن نظام آموزشی هم شروع آموزش با قرآن کریم به جای زبان فارسی بوده است. یعنی نخستین کلماتی که کودک در مدرسه یاد می گرفت، قرآن بود. این البته منافاتی با حفظ فرهنگ ملی نداشته است. طوری که هر کس مکتب را تمام می کرد، هم قرآن بلد بود، هم فارسی، هم حساب و هم خط و با این معلومات وارد بدنه اقتصادی کشور یعنی بازار می شد. دلیل فضای دینی حاکم بر بازار قدیم هم تا حدود زیادی همین مسأله بوده است. تا جایی که سنت قرآن خوانی میان بازاریان پیش از شروع کسب روزانه رواج داشته است.
با برچیدن مکتب خانه ها به وسیله رضاخان و حکومتی شدن آموزش، انتقال سنت قرآن خوانی از طریق فرهنگ مردم، کم کم متوقف شد و نظام آموزشی هم تلاشی در این جهت نمی کرد.
● مدرنیته
اما جامعه امروز گرفتار مشکل دیگری هم شده به نام مدرنیته. از عوارض این جامعه مدرن، یکی مشغله بیش از حد آدم ها و زندگی ماشینی است.
پیرمرد خواربار فروشی که به روایت خودش ۴۰ سال است در این مغازه زیر پله کسب و کار می کند، برای قرآن نخواندن مردم این طور دلیل می آورد: «مردم وقت کم دارند. گرفتاری و فقر. دلیلش شاید فقر است!»
عارضه دیگر مدرنیته که خیلی هم بد نیست، این است که مردم جامعه دیگر کمتر چیزی را از روی تعبد و تسلیم می پذیرند و برای قبول هرچیزی دنبال دلیل هستند و از راه فهم وارد می شوند.
در نهایت با وجود نظام آموزشی فعلی و مدرنیته حاکم بر جامعه، با افرادی مدرن مواجهیم که می خواهند- یا قرار است- با چیزی ارتباط برقرار کنند که از طریق نظام آموزشی با آن مرتبط نشده اند، یعنی قرآن کریم. پس باید از طریق مفهومی این ارتباط را برقرار کرد.
● زبان
زبان قرآن هم یکی از عواملی است که تا حدودی بازدارنده افراد زیادی از خواندن قرآن است. یک دانشجوی دانشگاه علم و صنعت می گوید: « نمی شود به خاطر قرآن برویم عربی یاد بگیریم، باید بشود آن را فارسی خواند.» اما واقعیت این است که این یک «نباید» واقعی نیست بلکه ناشی از ناتوانی و کوتاهی در یادگرفتن زبان عربی است.
● قصه همیشگی
همه حرف ها منتهی می شود به همان قصه همیشگی: مسئولان مقصرند!
این حقیقتی است که تغییر اساسی در نظام آموزشی به ویژه در زمینه آموزش قرآن کریم ضروری است. مسلم است که بازگشت به نظام مکتب خانه ای امکان ناپذیر است، اما شیوه آموزش قرآن می تواند متحول شود. نگرش سیستم آموزش و پرورش هم به آموزش قرآن نگرش صحیحی نیست.
کلاس قرآن در حال حاضر به عنوان یک کلاس فوق برنامه تلقی می شود اما به طور مثال کلاس عربی بسیار با اهمیت است و این در حالی است که اصولاً آموزش عربی در سیستم آموزشی کشور ما با هدف توانایی خواندن و درک قرآن گنجانده شده است.
خود درس عربی هم به عنوان یک درس مستقل تدریس می شود و هر کس می تواند به آن علاقه مند باشد یا نباشد. تلاش ویژه ای هم برای علاقه مند کردن همه دانش آموزان به آن در کار نیست.
در کنار نظام آموزشی، رسانه هم نقش غیر قابل انکاری در این زمینه دارد. دکتر تهرانی می گوید: «اختیار خانواده ها در دست رسانه است.» به قول او این رسانه است که تصمیم می گیرد در یک شب خاص، مردم شاد باشند یا غمگین!
در چنین رسانه ای تولیدات قوی و اثر گذار و پرشماری برای جذب مخاطب به بسیاری از زمینه های «مباح» در کنار تولیدات
نه چندان با کیفیت و کم تعداد در زمینه قرآن کریم قرار می گیرند.
فرافکنی؟
اما آیا واقعاً همیشه تنها مسئولان مقصرند؟ مگر نه این که خانواده رانخستین نهاد در جامعه می دانیم؟ اما عادت کرده ایم که هیچ وقت از نقش خودمان به عنوان عناصر تشکیل دهنده جامعه صحبت نکنیم.
فرشید، سرباز شهرستانی که در تهران خدمت می کند ، قرآن نمی خواند. اما نکته مهم این جاست که او و بسیاری مانند او پدر و مادری مذهبی و سنتی دارند. از طرفی هم، محمد تقی میرزاجانی قاری ممتازی که رتبه نخست دانشجویان کشور را در کارنامه اش دارد، یک اعتراف تلخ می کند: «اگر کلاس ها و مسابقات و جلسات نبود، شاید ماهی یک بار هم سراغ قرآن نمی رفتم.»
تهرانی تأکید دارد که همه آنچه گفته است خطاب به مسئولان است، اما افراد جامعه نباید برای چنین مسائلی معطل حکومت بمانند.
باید بپذیریم که مشغله زندگی را بیشتر از واقعیت در ذهن خود پروبال داده ایم. به قول جواد سلطانی، جوان دیپلمه ای که در حال چسباندن پوستر به دیوار بود؛ وقتی ۱۲ ساعت از روز را به کار می پردازیم، گذاشتن ۵ دقیقه وقت روزانه برای خواندن قرآن کریم زمان زیادی نیست. او حتی وظیفه ای را هم متوجه مسئولان نمی داند و می گوید: «راه و چاه معلوم است. هرکس بخواهد خودش می رود».
یا این که هرچقدر هم که نظام آموزشی در این مورد برنامه ریزی کند، تکلیفی از گردن خانواده ساقط نمی شود، چه رسد به این که نظام آموزشی نارسایی یا کوتاهی هم داشته باشد و یا اگر واقعاً به خاطر نا آشنا بودن با زبان عربی قرآن
نمی خوانیم، چرا سعی نمی کنیم از ترجمه آن استفاده کنیم؟
به هر حال بیشتر آنچه که گفته شد، از آن دست حرف هایی است که از یک کارشناس و برنامه ریز آموزش قرآن کریم انتظار می رود. اما گاهی اوقات شنیدن حرف های کارشناسی، آن هم از نوع انتقاد از مسئولان، برای دیگران در حکم تخدیر می شود تا وظیفه شخصی خود را فراموش کنند! در حالی که خواندن قرآن و تدبر در آن وظیفه ای است که از طرف خود این کتاب به یک یک ما، محول شده بدون واسطه ای به نام حکومت.
و شاید بیشتر ما وضعیتی شبیه به مهندس جوانی داشته باشیم که می گفت: «یک بار یک اتفاق موجب شد که به سرم بزند شبی یک صفحه قرآن بخوانم که بعدها شد دو صفحه. این جوری بعد از یک سال قرآن را ختم می کردم که با یک ختم قرآن در ماه رمضان می شد سالی دو بار. اما این ختم هیچ وقت تمام نشد!» و وقتی پرسیدم چرا؟ چیزی نداشت بگوید، شانه بالا انداخت و گفت «نمی دانم. شاید غفلت.»

علی همایی نژاد

منبع : روزنامه ایران

مطالب مرتبط

آیات نفی اعجاز

آیات نفی اعجاز
در قرآن مجید، معجزه جاودانی پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله برای اثبات پیامبریش آیاتی وجود دارد که به نظر می‌رسد می‌خواهند ثابت کنند که پیامبر اکرم به جز قرآن مجید هیچ معجزه‌ای نداشته است. عده‌ای از افراد ظاهربین و کوته‌نگر نیز با توسل به چنین آیاتی درصد ، تکذیب معجزه‌های پیامبر غیر از قرآن بوده و می‌گویند که پیامبر فقط یک معجزه داشته و آنهم قرآن مجید می‌باشد در حالیکه تاریخ گواهی می‌دهد که پیامبرل اکرم معجزه‌ فراوانی داشته است و فقط منحصر به قرآن کریم نمی‌باشد و علاوه بر آنها پیامبر اکرم حتی در تمامی معجزات پیامبران گذشته نیز شریک بوده است که در جای خودش تابت گردیده است.
در این نوشتار آیات نفی اعجاز را آورده و به طور خلاصه منظور آنها را بیان خواهیم کرد و روشن خواهد گردید که نفی معجزات اقتراحی مورد نظر است نه همه معجزات.
● بررسی نخستین آیه نفی اعجاز
طرفداران نفی معجزه‌های پیامبر اکرم غیر از قرآن به آیه ۵۹ سوره اسراء اشاره می‌کنند که چنین می‌فرماید: و هیچ چیز مانع نبود که این معجزات درخواستی - در خواستی بهانه جویانه – را بفرستیم جز اینکه پیشینیان - اینگونه آن را تکذیب کردند - از جمله ما به قوم ثمود ناقه داریم- معجزه ای - که روشنگر بود اما بر آن ستم کردند - و ناقه را کشتند - ما معجزات را برای بیم دادن - و اتمام حجت – می‌فرستیم."
منکران معجزه‌های پیامبر می‌گویند پیامبر اکرم طبق آیه فوق هیچ معجزه‌ای نداشته است و علت اینکه پیامبر معجزه‌ای دیگر نیاورده، تکذیب امتهای گذشته بوده که زیر بار آنها نمی‌رفتند.
▪ نقد نظریات منکران
این آیه تنها آن دسته از معجزات را انکار می‌کند که مشرکان بر اساس هوای نفس و دلخواه خویش آن را درخواست می‌کردند و هدفشان این بود که پیامبر بیاورد و آنها را مسخره کنند. مثلا می‌گفتند کوه صفا را بر ایمان طلا کن. که این آیه وقوع چنین معجزه‌هایی را نفی می‌کند نه همه معجزات را، دلیل این مطلب نیز "الف و لام" الآیات در متن عربی قرآن است که این الف و لام، الف و لام عهدی بوده است و بر اساس این قاعده، منظور را از آیات که وقوع آنها را انکار می‌کند آیات مخصوص و معینی بود که از طرف مشرکین برای اذیت و مسخره پیغمبر در خواست می‌کردند یعنی معجزات اقتراحی و ثانیا اینکه اگر انکار امت باعث نیامدن معجزه باشد پس باید خود قرآن نیز که از طرف مشرکین انکار می‌گردید نازل نمی‌شد و مهمترین مطلب اینکه اگر حکمت خدا در موردی، اقتضا نماید که برای هدایت مردم توسط پیامبرش معجزه‌ای بفرستد در این صورت تکذیب ملل گذشته نمی‌تواند مانع این معجزه گردد چرا که اگر تکذیب مردم باعث نیامده معجزه گردد و بالطبع می‌تواند باعث نیامدن پیامبر نیز باشد. پس منظور آیه معجزات ابتدایی که پیامبران برای اثبات پیامبری و هدایت مردم می‌آوردند نیست و آخر اینکه آیاتی در قرآن وجود دارد که نشان می‌دهد منظور از این معجزات، معجزات در خواستی می‌باشد نه همه معجزات که آیه ۳۳ و ۳۲ سوره انفال نمونه‌ای از آنهاست.
"آنگاه مشریکن گفتند پروردگارا اگر این قرآن حق است و از طرف توست بارانی از سنگ بر ما فرود آر و یا عذاب دردناک بر ما بفرست، ولی (ای پیامبر) تا تو در میان آنها هستی، خداوند آنها را عذاب نخواهد کرد و ..."
● بررسی دومین آیه نفی اعجاز
دومین آیات مورد استناد منکران آیات ۹۰ تا ۹۳ سوره اسراء می‌باشد که می‌فرماید:
"و گفتند ما هرگز به تو ایمان نمی‌آوریم مگر آنکه چشمه‌ای از این سرزمین جاری سازی یا باغی از نخل و انگور در اختیار تو باشد که نهرها در لابه لای آن به جریان اندازی یا قطعات (سنگهای) آسمان را آنچنان که می‌پنداری بر سر ما فرود آوری یا خداوند و فرشتگان را در برابر ما آری یا خانه‌ای پر از طلا داشته باشی یا به آسمان روی. تنها با آسمان رفتن هم ایمان نمی‌آوریم مگر نامه‌ای بر ما از آسمان بیاوری که آن را بخوانیم ...)
که می‌گویند بر اساس این آیات مشرکان از پیامبر معجزه‌هایی در خواست کردند که پیامبر آنها را نیاورد و پیامبر گفت من بشری بیش نیستم و نتیجه می‌گیرند که پیامبر،
معجزه‌ای غیر از قرآن نداشته است.
▪ نقد نظریات منکران
اما این نتیجه‌گیری به دلایل زیر غلط است: چون این معجزات نام برده شده در آیات فوق از نوع معجزات اقتراحی بوده که مشرکین از روی عناد این معجزات را خواسته بودند نه از روی ایمان آوردن، دوم اینکه آنچه که در آیات فوق از پیامبر به عنوان معجزه درخواسته شده، گروهی محال می‌باشد و گروهی دیگر گر چه محال نیست ولی دلیلی بر اثبات پیامبری نیست چون معجزه برای اثبات پیامبری آورده می‌شود.
اما در خواستهایی مشرکین که از نظر عقلی محال است عبارتند از اینکه می‌گفتند اگر راست می‌گویی، سنگهای آسمان را بر سر ما فرود بیاور، در حالیکه قطعه قطعه شدن آسمان و فرو ریختنشان بر زمین، در آستانه قیامت اتفاق می‌افتد چون مستلزم نابودی دنیاست و این کار در پایان عمر دنیا رخ خواهد داد. و می‌گفتند خدا را بیاور تا ما با چشمانمان او را ببینیم و سپس ایمان بیاوریم در حالیکه چون خدا هیچ نیست غیر قابل دیدن می‌باشد که این نیز محال بود و سومین درخواست آنها نامه‌ای از طرف خداوند با دست خط خودش بود که این نیز با توجه به عدم جسمانی بودن خداوند محال بود.
اما آندسته از معجزاتی را که محال نبود ولی اثبات پیامبری را نمی‌کرد بدین ترتیب بود: چشمه زدن و قنات جاری ساختن، مالک بودن باغی پر درخت و دارای نهرها و قناتها و داشتن خانه‌ای از طلا، که ممکن است همه اینها را کسی داشته باشد در حالیکه نه تنها پیامبر نیست، حتی به خدا نیز ایمان نداشته و کافر باشد مثل قارون پس این صفت از معجزات نیز جز معجزه‌هایی است که صورت نگرفته نه همه معجزه‌ها.
● بررسی سومین آیه نفی اعجاز
آخرین دسته از آیاتی که منکرین معجزه‌های پیامبر اکرم صلی الله بدان متوسل می‌شوند آیه بیستم سوره یونس است در این آیه چنین می‌خوانیم که " مشرکان می‌گویند چرا معجزه‌ای از طرف پروردگارش بر او نازل نمی‌شده بگو غیب (معجزه) به خدا اختصاص دارد شما منتظر باشید و من نیز از منتظرانم.
منکرین می‌گویند از این آیه چنین استفاده می‌شود که مشرکین از پیامبر اکرم معجزه می‌خواستند ولی ایشان می‌گفتند معجزه مختص خداست که نتیجه این سخن آن است که پیامبر به جز قرآن معجزه دیگری نداشته است.
▪ نقد نظریات منکران
همچنانکه که در مطالب قبلی یادآور شدیم منظور از معجزه در این آیه، همه معجزه‌ها نیست بلکه معجزه‌های اقتراحی و در خواستی مشرکین است که نه از روی عقل بلکه از روی عناد و اذیت پیامبر، از وی درخواست می‌نمودند چون آنها معجزه‌های مخصوصی را از آن حضرت در خواست می‌کردند مانند اینکه فرشته‌ای بر وی نازل شود و یا اینکه می‌گفتند او نیز مانند ما می‌خورد و می‌آشامد چرا فرشته‌ای برایش نازل نمی‌شود که به همراهش مردم را راهنمایی کند و اگر منظور آنها از معجزه، پیدا کردن راه هدایت بود باید به هر معجزه‌ای که پیامبر می‌آورد ایمان می‌آوردند و دیگر در معجزه، حالت گزینشی را به خود نمی‌گرفتند.
● جمع‌بندی
از مجموع مطالبی که در پاسخ به منکران اعجاز پیامبر گفته شد چنین نتیجه‌گیری می‌شود که آیات قرآنی نه تنها در حدود نفی معجزه بر پیامبر دلالت ندارند بلکه گروهی از آیات وجود معجزه را تائید می‌کنند و اینکه کسی که ادعای نبوت می‌کند باید به اندازه اثبات ادعایش معجزه بیاورد تا ادعایش را ثابت کند و بیشتر از این نه بر خداوند و نه بر پیامبرش واجب نیست و آخرین مطلب اینکه در میان معجزه‌های گوناگون پیامبر، تنها معجزه‌ای که جنبه جاودانی داشته، قرآن می‌باشد که با همان نیز پیامبر تحدی نموده است و بقیه معجزات ایشات هیچ جاودانه نبوده است.

وبگردی
فحاشی و رفتار زشت نماینده مجلس سراوان
فحاشی و رفتار زشت نماینده مجلس سراوان - نماینده سراوان در مجلس، مواجهه از بالا به پایین او با یک کارمند، نحوه واکنش مردم به یک مسوول احتمالا رده بالا در پاسخ به فحاشی های رکیک او..
فساد همه گیر شده است، و اتفاقاً این یک مساله سیاسی است
فساد همه گیر شده است، و اتفاقاً این یک مساله سیاسی است - اما مساله سیاسی را نباید به مساله حاکمان تقلیل داد. مساله سیاسی است به این معنا، که آنچه به ما در سطح ملی، فرم بخشیده، نادرست است. چیزها در جای خود نیستند و روال غلط امور، همه چیز را و همه کس را به فساد کشانیده است. در این تفسیر سوم، چشم شما نه به حاکمان است نه به تک تک مردم. چشم شما به الگویی است که به امور فرم بخشیده است.
پاسپورتی که همه جا به آن توهین میشود
پاسپورتی که همه جا به آن توهین میشود - مدتی است که تب سرمایه‌گذاری در گرجستان شایع شده است و مردم برای خرید ملک یا راه اندازی یک کسب و کار عازم این کشور می‌شوند. در این میان چند اتفاق رخ داد. یکی این بود که تحریم‌های امریکا گریبان گیر ایران شد و به عقیده من این‌ها به نوعی بازخورد عملیات روانی ترامپ علیه ایران است و از سوی دیگر انتخابات اخیر گرجستان هم با پیروزی جریان راست تندرو این کشور به پایان رسید. وگرنه گرجستان اصلا کشوری نیست که قادر…
تیپ پسر الهام و فاطمه رجبی در آلمان!
تیپ پسر الهام و فاطمه رجبی در آلمان! - «شباهت عجیب علی الهام استاد هوا فضا در دانشگاهی در آلمان به غلامحسین الهام معاون رئیس جمهور سابق!
شبهای داغ مدیترانه !
شبهای داغ مدیترانه ! - «حسن کردمیهن» متهم آمریت حمله به سفارت عربستان به تازگی در کرج، مرکز استان البرز، رستوران راه انداخته است.
حاشیه تازه برای سید احمد خمینی / تصویر
حاشیه تازه برای سید احمد خمینی / تصویر - سید احمد خمینی، نتیجه امام خمینی که چند هفته پیش با ازدواجش خبرساز شده بود، بار دیگر با انتشار عکسی از او و همسرش در حین سوارکاری حساسیت نسبت به خود را برانگیخته است و باعث تحریک مخاطبان و کاربران در فضای مجازی شده است.
رفتار عجیب دو نفر از همراهان رئیس جمهور در زمان سخنرانی!
رفتار عجیب دو نفر از همراهان رئیس جمهور در زمان سخنرانی! - دو نفر از کسانی که همراه رئیس جمهور در سمنان حضور داشتند در هنگام سخنرانی روحانی رفتار غیر معمولی از خود نشان میدادند.
اظهارات جنجالی دو بازیگر زن درمورد فساد شدید در سینما
اظهارات جنجالی دو بازیگر زن درمورد فساد شدید در سینما - ظهارات جنجالی لیلا بوشهری و شقایق دلشاد درباره فساد در سینما: چرا دایرکت میدم فالو نمیکنید؟ ساعت یک شب چرا باید زوایای صورت منو ببینن؟
بخشی دیده نشده از رفتار سخیف مجری تلویزیون با فراستی!
بخشی دیده نشده از رفتار سخیف مجری تلویزیون با فراستی! - بخشی دیگر از برنامه «من و شما» با حضور مسعود فراستی و برخورد توهین آمیز مجری رسانه ملی را می بینید که در رسانه ها باز نشر نشد.
خلاصه داستان و بازیگران سریال بانوی عمارت +تصاویر
خلاصه داستان و بازیگران سریال بانوی عمارت +تصاویر - مریم مومن متولد دهه 70 می باشد و حضورش در بانوی عمارت اولین تجربه بازیگری است و به واسطه این سریال وارد دنیای بازیگری شده است . او در کلاس های تئاتر فعالیت داشته است .
شهردار سابق سلامت و مشغول زندگی جدید است !
شهردار سابق سلامت و مشغول زندگی جدید است ! - پس از اولین گفت وگوی رسمی میترا استاد (نجفی) و تایید ازدواجش با محمدعلی نجفی، حالا شهردار سابق، در نخستین واکنش به جنجال ها، عکس تازه ای از خود و میترا استاد در اینستاگرامش منتشر کرده است.
تصاویری از لحظه ربوده شدن مرزبانان ایرانی در مرز میرجاوه
تصاویری از لحظه ربوده شدن مرزبانان ایرانی در مرز میرجاوه - گروه تروریستی جیش العدل نخستین تصاویر از حمله به پاسگاه مرزی در میرجاوه ۱۴ مهر امسال را منتشر کرد؛
روایتی دردآور از تن‌فروشی زنان در خیابان‌های تهران
روایتی دردآور از تن‌فروشی زنان در خیابان‌های تهران - سه نفر کنار هم حوالی میدان مادر ایستاده‌اند. زنی قد بلند که موهایش زمینه نسکافه‌ای دارد به هر ماشینی که بلندتر بوق می‌زند نزدیک می‌شود و قیمت را آرام و به سرعت بیان می‌کند. او می‌گوید: «... صد هزار تومان، تو ماشین ۷۰ هزار تومان، گروپ ۳۰۰ هزار تومان و جا هم داریم»، جملات کوتاه و بی‌تفاوت بیان می‌شود. جلوتر دختر کم سن و سالی که شاید ۱۶ سال هم نداشته باشد، ایستاده و از سرما نوک بینی‌اش قرمز شده است، با…
چالش جدید با نام «نوه آیت‌ا... یزدی»!
چالش جدید با نام «نوه آیت‌ا... یزدی»! - روز پنجشنبه تصویری در فضای مجازی منتشر شد که قابل تامل بود. زهرا تخشید نوه آیت‌ا... یزدی است که با انتشار تصویری که از دانشگاهش در نیویورک منتشر کرده بود، نوشت: «عکسی که دیروز عصر از دانشگاهم گرفتم با چراغ‌های همیشه روشنش».