شنبه ۲ تیر ۱۳۹۷ / Saturday, 23 June, 2018

فراتر از یک نقاش


فراتر از یک نقاش
از میان انبوه نقاشان مکتب ندیده در سرتاسر دنیا که برخی شایستگی پیوستن به صفحات تاریخ هنر را دارند تنها معدودی به این مهم دست می‌یابند. بعضی از آن‌ها شهرت خود را مدیون هم پیاله بودن با نقاشان حرفه‌ای هستند و بسیاری نیز مدیون نوشته‌ها و مطالب منتقدینی که در جستجوی کشف پدیده‌های ناشناسند.
اما شهرت «‌نیکی فور»(۱) نقاش مکتب ندیده لهستانی فارغ از هر دو جریان فوق است. غرور، لجبازی و کج‌خولقی‌های او مانع از آن بود که بخواهد آثار نقاشان حرفه‌ایی را که همواره با نگاه تحقیر به آنان می‌نگریست پیروی کند و احیاناً در جریان رایج و مرسوم چگونگی به شهرت رسیدن آن‌ها قرار گیرد؛ اخلاقی که مانع از آن بود که دیگران نیز از جمله منتقدین مجذوب او شوند تا از این راه دریچه‌ایی برای به شهرت رسیدن وی گشوده شود، اگرچه نوشته‌های محدودی نیز در زمان زندگی‌اش برای کارهای وی به نگارش درآمد.
با این همه، شهرت فراگیر و برون مرزی او بیش از همه مدیون فیلمی است با عنوان «نیکی فورِ مُن»(۲) که چند سال پیش ساخته شد و آوازه‌ی کارهای این نقاش را به خارج از مرزهای لهستان کشاند. این فیلم جدا از آن‌که خود اثری هنری است و چند جایزه را نصیب دست‌اندرکاران خود نمود باز‌گوی جذابیت‌های خاصی از زندگی این نقاش مکتب ندیده است.
نیکی فور که نام واقعی او «ای جنتلیچ اپیفان درایناک»(۳) است در سال ۱۸۹۵ در منطقه‌ی «پودکا رپاسی»(۴) لهستان به دنیا آمد. او پسر یک خانواده خدمتکار و از پدری ناشناس بود. نیکی فور بعد از فوت مادرش به اجبار مانند یک سائل زندگی را در فقر شروع و ادامه داد. این شرایط موجب شد تا بی‌سواد بماند و همین مسئله مانع ارتباط فراگیرش با جامعه و محیط اطرافش شد؛ مشکلی که او را رفته‌رفته در کنج انزوا قرار داد.
اما آن‌چه موجب شد در این تیره‌بختی دریچه‌ایی جدید به زندگی او گشوده شود هدیه گرفتن جعبه‌ای آبرنگ از یک دکتر به هنگام بستری شدن‌اش در زمان کودکی در یک بیمارستان بود. از این زمان بود که او تا پایان عمرش (۱۹۶۸) بیش از ۴۰ هزار نقاشی کشید؛ یعنی به طور متوسط ۳ نقاشی در هر روز که این رقم او را در ردیف پر کارترین نقاشان جهان قرار داد.
این مجموعه آثار، بیشتر حاصل سفرهای او از یک روستا به روستای دیگر بود که اغلب آن‌ها نیز در طول سفرها فروخته می‌شد، نیکی فور آثارش را با کوبیدن یک مهر دایره‌ای با علامت Nikifor-Matejko امضاء می‌کرد که در حقیقت از نام یک هنرمند مشهور لهستانی وام گرفته شده است. این نشان گود شده در اثر ضربه مبین تمایل او برای شناخته شدن به عنوان هنرمندی حرفه‌ای و صاحب سبک است. موضوع آثار نیکی فور بیشتر ساختمان‌ها، بناها و فضاهای مختلف شهری و روستایی است که در طول سفرهایش مشاهده کرده است.
فرم‌های آثار نیکی فور ساده اما ترکیب‌بندی‌های رنگ‌هایش متنوع و شلوغ است. آثار نیکی فر خیلی دیر مورد پذیرش و رسمیت قرار گرفت و این در حالی بود که آثار خلاقانه او دارای بیان شخصی همراه با بار معانی بود. مبارزه‌ی مداوم او با شرایط زندگی‌اش او را فراتر از یک نقاش و هنرمند پرکار مطرح می‌نماید.

منبع: www. outsiderart.co.uk/unikifor.htm
www.hilt-art.ch/kuenstler-lex/Nikifor.htm
پی‌نوشت:
۱- Nikifor ۲- My Nikifor در سال ۲۰۰۴ ساخته شد.Krzysztof Krauze این فیلم به کارگردانی
۳- Eigentlich Epifah Drowniak
۴- padkarpacie
نویسنده : احمد آذری

منبع : دوهفته‌نامه هنرهای تجسمی تندیس

مطالب مرتبط

هوشنگ پزشک‌نیا

هوشنگ پزشک‌نیا
هوشنگ پزشک‌نیا، نقاش
تولد پنجم مرداد ۱۲۹۶، تهران
مرگ جسمی نیمه شب شانزدهم آذر ۱۳۵۱ تهران
افصح المتکلمین سعدی شیرازی، زمانی نوشت: «محال است هنرمندان بمیرند، و بی‌هنران جای ایشان بگیرند.»
به واقع اگر در دوره‌ی سعدی، این مطلب از محالات بوده، باید جامعه‌ی ایرانی را زیر ذره‌بین نقد دید که سیر زندگی چگونه گشته، که قرنی نگذشته از این سخن، حافظ بزرگ همشهری سعدی، چرا گفته است: «عشق می‌ورزم و امید که این فن شریف / چون هنرهای دگر موجب حرمان نشود»؟ یعنی آشکارا هنر را موجب حرمان و پرت شدن هنرمندان به زاویه‌ها و فراموشی دانسته است؟
شاید سخن سعدی علیه الرحمه، ریشه درخوشباشی و نگاه مثبت او داشته است، چون تاریخ اجتماعی ما، پر است از رنج و فشارهایی که بر بیشتر هنرمندان، تحمیل شده، به خصوص بر هنرمندان غیر درباری و غیر وابسته به دم و دستگاه خیره‌کن سلاطین. زنده‌یاد علی حاتمی، فیلمساز نمونه و آگاه ما، شمه‌ای از رنج‌های تحمیلی به یک نقاش نمونه را، در «کمال‌الملک»، نشان داده است و جالب اینکه استاد کمال‌الملک، فقط اهل نقاشی بود و مثل بسیاری از هنرمندان دیگر، به هیچ اپوزیسیون و دشمن شاهان و دستگاه عریض و طویلشان، گرایشی نداشت. واقعاً، حوزه‌ی اندیشگانی شاهان و قدرقدرتان، چرا همیشه به هنرمندان، دشمنانه بوده، نه تنها مهر ندیده‌اند از جانب سران حکومت و قدرت، بل وسایل مرگ و میر و آزارشان را فراهم کرده‌اند و عمله اکره‌ی قلدر خود را با چوب و چماق و قمه به جان آن‌ها انداخته‌اند؟ یا باعث عزلت و گوشه‌گیری و حتا خودکشی برخی از این هنرمندان شده‌اند؟ و درنهایت وسیله‌ی مرگ بی‌وسایل آنان را فراهم کرده‌اند؟
می‌خواهیم از این پس، گاهی، نگاهی به زندگی سخت این هنرمندان داشته باشیم و البته نوع هنرشان مطرح نیست. نقاش یا خطاط یا سینماگر، تنها سبب انتخاب، همین ستمی است که بر آنان رفته و از نظر زمانی، با کار ما بخوانند، یعنی در ماهی که «خزه» را به روز می‌کنیم، هنرمند در همان زمان متولد شده باشد یا رحلت کرده باشد. پس اگر نخست سراغ هوشنگ پزشک‌نیا رفته‌ایم، به دلیل رنج‌های نقاش است و این نکته که در آذرماه فوت کرده است.
نمی‌دانم مجموعه‌ی نامه‌های «ونسان وان گوگ» نقاش بزرگ امپرسیونیست هلندی را خوانده‌اید یا نه؟ نخوانده‌اید بخوانید، تا با هنر دیگر این نقاش بزرگ، یعنی نوشتن و خوب نوشتن، آشنا شوید.
این هنرمند، گرسنگی‌ها می‌کشد، رنج‌ها می‌برد، از توش و توان می‌افتد به خاطر بدغذایی و اوضاع بد روانی و آزارها که می‌بیند. نقاشی‌هاش ـ که اینک، هرکدام را ثروتمندان کلکسیون‌باز میلیون‌ها دلار می‌خرند، در اوج و شکوفایی هنرش، کسی کارهاش را نمی‌خرید. اما برادری داشت به نام تئو، که تکیه‌گاهش باشد و کاری کند که ونسان، از هرچه زده می‌شود، از هنر نقاشی‌اش زده نشود. مثلاً، تابلوهایی را که برای فروش به تئو می‌داد و فروش نمی‌رفت، برادر پنهان می‌کرد و می‌گفت آن‌ها را فروخته و خود با قرض و قوله و فروش وسایل شخصی‌اش، اندک بهای تابلوها را به ونسان می‌داد. اما متأسفانه در این ملک هنرخیز، نه تنها هنرمند تکیه‌گاهی ندارد، باید دشمنی‌های بی‌جهت قوم و خویش و همسایه و آشنا و غریبه را تحمل کند. فرمود: «عشق و انگشت‌نمایی و ملامت، همه سهل است / تحمل نکنم بار جدایی!» هنرمندان نام‌آور ما، در اوج نداری و آزار و چه و چه، تعادل روانی هم از دست می‌دادند و در مرز و لبه‌ی جنون، باید تیر و طعنه و مشت و لگد و پشت چشم نازک‌کردن‌ها را تاب می‌آودند، که ممکن نیست. مگر آدمی از سنگ است و آهن؟
دقت کنید به سال‌های پایانی نقاش، هوشنگ پزشک‌نیا: تا سال ۱۳۳۷، از خارج به ایران برمی‌گردد، به او وعده‌ی کاری را داده بودند، اما وقتی برگشت دریافت که کار را به دیگری داده‌اند. ده سال در کنسرسیوم نفت در داغی آبادان برای نشریات فراوان کنسرسیوم کار کرده بود و نقاشی کشیده بود. چون به ایران برگشت و بی‌کار ماند، در نامه‌ای دستمزدش را از کنسرسیوم طلب کرد، اما به حق و حقوقش دست نیافت. سال‌های ۱۳۳۹ و ۴۰، باز با شوری عاشقانه ۱۵۰ تابلوی جدید می‌کشد و آن‌ها را به پاریس و لندن می‌برد. در گالری تدسکو پاریس آثارش را به تماشا می‌گذارد، چندتایی را می‌فروشد و بسیاری را نزد «مادام الو» نامی که گالری‌دار بوده، امانت می‌گذارد. سرنوشت آن آثار هرگز معلوم نشد و در غربت مرده‌خور شدند. تا آخر عمر پزشک‌نیا منتظر بود تا بهای این تابلوها را دریافت کند که البته به مقصود نرسید. سال ۱۳۴۱ برادرش ایرج در تصادف کشته می‌شود و وضع روحی‌اش کاملاً به هم می‌ریزد. ده سال پایان زندگی‌اش با سختی، تلخی و آشفتگی گذشت. بدبین و شکاک شده بود. نامه‌هایی به مراکز مختلف و شخصیت‌های فرهنگی و سیاسی کشورها می‌نوشت و با سربرگ و امضای «شاهزاده الکساندر رمانف قاجار» ارسال می‌کرد. او مدعی می‌شد پدر واقعی عصر فضا و فضانوردان است و طرح و نظریه‌ی فضایی خود را از آبادان به دانشمندان امریکا و شوروی فرستاده است و در انتظار پاداش و جایزه و قدردانی بود. همچنین ادعا می‌کرد که تابلوهای بسیاری از کارهاش را برای رئیس موزه‌های شهر مسکو فرستاده است و... مکاتبه‌ها می‌کرد برای گرفتن پول تابلوها!! که صد البته هرگز، به پشیزی هم دست نیافت و مهم‌تر اینکه معلوم نشد چه بر سر تابلوها آمده. حتا خانواده‌اش، همسر و چهار فرزندش هم نفهمیدند.
پزشک‌نیا، در آبادان همپالکی و همراه و همکار ابراهیم گلستان (نویسنده و فیلمساز) بوده و گلستان مطلب جالبی درباره‌ی زندگی و کار این نقاش آزرده نوشته که قابل خواندن است.
هوشنگ پزشک‌نیا در خانه‌ی شماره ۱۷ خیابان اول، خیابان هدایت (دروس) تهران وقتی با فرزندانش زندگی می‌کرد، در نیمه‌شب شنبه ۱۶ آذر ۱۳۵۱ بر اثر سکته‌ی قلبی درگذشت. به نقاشی‌های او نگاهی چندباره بیندازیم و فاتحه‌خوان روح ناآرامش باشیم.
یادش خوش و زنده باد.

دانیال بویایی

وبگردی
لادن طباطبایی در شبکه من و تو / فیلم
لادن طباطبایی در شبکه من و تو / فیلم - لادن طباطبایی، بازیگر شناخته شده سینما و تلویزیون ایران که برای درمان بیماری فرزندش مدتی است در خارج از ایران به سر می برد امروز مهمان شبکه «من و تو» بود و بدون حجاب مقابل دوربین این شبکه حاضر شد.
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی - مردم تهران برای اولین بار و برای تماشای مسابقه‌ی فوتبال ایران و اسپانیا در جام جهانی ۲۰۱۸ بهمراه خانواده‌های خود به ورزشگاه صدهزار نفری آزادی رفتند
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال - جواد یساری پس از ۴۰ سال با خواندن در فیلم «دشمن زن» دوباره به عرصه هنر بازگشت.این گزارش توسط تماشا تهیه و منتشر شده است. منبع
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!