چهارشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۷ / Wednesday, 25 April, 2018

زندگی و مبارزات سیاسی آیت‌الله طالقانی به روایت اسناد


زندگی و مبارزات سیاسی آیت‌الله طالقانی به روایت اسناد
پس از سرکوب قیام سال ۴۲ ـ خرداد ـ آیت‌الله طالقانی به ده سال حبس محکوم شد که در اسناد موجود علت بازداشت ایشان اقدام بر ضد امنیت داخلی عنوان شده است. زمانی که آیت‌الله طالقانی در زندان به سر می‌بردند شایعه عدم موافقت ایشان با پیشنهاد فرستادگان محمدرضا شاه مبنی بر آزادی مشروط آیت‌الله طالقانی در زندان پخش شده بود به طوری که اداره پلیس تهران در خصوص پیشنهاد مذکور چنین گزارشی می‌دهد: «اطلاع واصله حاکی است سید محمود طالقانی پیشنماز مسجد هدایت ... به ده سال زندان محکوم می‌باشد و طرفداران وی شایع کرده ‌اند که به امر شاهنشاه آریامهر چند نفر در زندان با سید محمود طالقانی ملاقات و در مورد آزادی مشارالیه شرایطی پیشنهاد نموده‌اند لکن با آن موافقت نکرده و حاضر نیست با این طریق از زندان آزاد شود».
● مقدمه‌ای بر زندگی و مبارزات سیاسی آیت‌الله طالقانی
آیت‌الله سید محمود طالقانی در اواخر حکومت سلسله قاجاریه پا به عرصه گیتی نهاد و پس از پشت سر نهادن دوران حکومت پهلوی اول و دوم، و چند ماه بعد از به ثمر رسیدن پیروزی انقلاب اسلامی ایران چشم از جهان فرو بست. (۱)
ایشان تحصیلات خود را در علوم دینی در مدارس رضویه و فیضیه تا سال ۱۳۱۷ ادامه داد و بعد از آن در مدرسه سپهسالار به تدریس علوم دین مبادرت ورزید و درسال ۱۳۱۸ به دلیل اعتراض به سیاست‌های رضا خانی زندانی شد، ایشان به فعالیت‌های فرهنگی و تبلیغی علاقمند ‌بود به طوری که پس از شهریور ۱۳۲۰ کانون اسلام را تأسیس نمود و به گفتن تفسیر برای عموم مردم پرداخت و گروه‌های مختلف از جمله دانشجویان در جلسات تفسیر قرآن ایشان شرکت می‌کردند.(۲)
در جریان کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، آیت‌الله طالقانی به اتهام پنهان کردن شهید نواب صفوی مجددا به زندان افتاد و پس از ترور حسین علاء نواب و دوستانش برای مدتی در منزل آیت‌الله طالقانی پنهان شدند.(۳)
ایشان در سال ۱۳۳۸ به همراه میرزا خلیل کمره در کنفرانس بیت‌المقدس شرکت نمود و از طرف آیت‌الله بروجردی برای رساندن پیام ایشان به شیخ شلتوت راهی مصر شد ودر جریان نهضت ملی نفت مبارزات ارزنده‌ای از خود نشان داد و در تهران با روحانیون مدافع نهضت ملی و چهره‌هایی چون بازرگان همراه نمود و در سال ۱۳۴۰ به جمع بنیانگذاران نهضت آزادی پیوست اما از نظر سیاسی عمیق‌تر و تندتر از بازرگان و فعال‌تر و عقیدتی‌تر بود.(۴)
سید محمود به دنبال مبارزات و فعالیت‌های سیاسی در سال ۱۳۴۱ همراه نهضتی‌ها برای مدتی به زندان رفت و بار دیگر در سال ۱۳۴۲ پس از قیام ۱۵ خرداد و دستگیر و به ده سال محکوم شد که در سال ۱۳۴۶ به دنبال عفو عمومی از زندان آزاد شد و علما هم عمل رژیم را در محکوم نمودن ایشان را به باد انتقاد گرفتند و در واقع حضور آیت‌الله طالقانی در جمع زندانیان نهضت آزادی موجب گردید تا مراجع تقلید به دفاع از آنان بپردازند و اعلامیه‌هایی صادر نمایند. آیت‌الله طالقانی مسجد هدایت را کانون تبلیغ و ترویج دین کرده و جلسات پرسش و پاسخ به مدت سی سال آن هم به صورت ماهیانه در این مسجد تشکیل می‌شد و جوانان تحصیل‌کرده در این جلسات حضور داشتند. (۵)
مباحث ایشان عمدتا پیرامون رواج فساد و اخلاق در جامعه، مبارزه با ظلم و ستم و بگیر و ببند رژیم نسبت به افراد آزادی‌خواه بود. ایشان در خطبه نماز جمعه در مورخه ۴/۱۰/۴۷ در خصوص عدم جدایی دین از سیاست چنین بیان نمود: «از اینکه دین را در چند جمله خلاصه کرده‌ایم انتقاد کرده و تأکید کرد که مسلمانی و دین داشتن، یعنی تعیین سرنوشت، استقرار محیطی امن، آزادی بیان، دخالت در امور زندگی ، دخالت در اقتصاد ، دخالت در بیت‌المال مملکت».(۶)
آیت‌الله طالقانی به سخنرانی‌های خود در مسجد هدایت ادامه داد و به همین خاطر از طرف ساواک ممنوع‌المنبر شد. با این حال گروه‌های مختلف طرفدار ایشان بودند که ساواک مریدان آیت‌الله طالقانی را به پنج دسته تقسیم نموده است:
۱) سران نهضت آزادی و جبهه ملی
۲) دانشجویان و دانش‌آموزان
۳) مهندسین انجمن اسلامی
۴) افراد اداری و فرهنگی
۵) تجار و بازاریان
سید محمود در سال ۱۳۵۰ بار دیگر دستگیر و تبعید و هیجده ماه بعد به تهران بازگشت و بار دیگر در سال ۱۳۵۴ زندگی و در آبان ۱۳۵۷ به همراه آیت‌الله منتظری آزاد شد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی ـ حسب اعتماد امام به ایشان ـ به امامت جمعه تهران منصوب نمود و سرانجام در ۱۹ شهریور ۱۳۵۸ چشم از جهان فرو بست. (۷)
● اهتمام آیت‌الله طالقانی به مبارزه با فساد
آیت‌الله طالقانی از جمله روحانیونی بود که به قول امام خمینی از حبس به حبس دیگر و از رنجی به رنج دیگر در رفت و آمد بود و این حبس‌ها و تبعیدها ناشی از فعالیت‌ها و مبارزات علیه وضع موجود در عصر پهلوی بود.(۸) عصری که فساد سیاسی ـ اجتماعی ، اقتصادی ... بر جامعه سایه افکنده بود، به طوری که یکی از مباحث آیت‌الله طالقانی مسأله فساد و گسترش بی‌بند و باری در جامعه بود و در اسناد و مدارک نیز این امر مشهود است. به طوری که در گزارش‌های شهربانی کل کشور و کلانتری ۲ تهران طرح چنین مباحثی از سوی آیت الله طالقانی قابل ملاحظه است به طوری که در گزارشی در خصوص یکی از سخنرانی‌های ایشان چنین آمده است:
«اطلاعیه واصله حاکی است .... سید محمود طالقانی و اعظ و پیشنماز مسجد [هدایت] ... اظهار داشته که چرخ مملکت به دست یکی عده می‌چرخد که زنبانان حکومت می‌کند حاکمان عروسک‌هایی هستند که در دست زنان قرار دارند و نشریات امروز پر از طلاق ، هنرپیشه‌ها و ستاره‌ها ...» (۹)
یکی از اقدامات رژیم پهلوی دین ستیزی و سست کردن اعتقادات دینی جوانان بود که از راه‌های مختلف چون سینماها، نشریات ، کاباره‌ها، پارک‌ها ... صورت می گرفت و آیت‌آلله طالقانی به عنوان یک عالم و مبلغ دینی به وجود سستی و گرایش جوانان به مراکز فساد پی برده بود خود در سخنرانی‌های ایشان به این مسأله‌ اشاره شده و در گزارش دیگر چنین عنوان شده است: «هر کسی بخواهد نفسی بکشد صدایش در گلویش خفه می‌کنند نظر به اینکه دست استعمار در کار است برای منحرف ساختن استعداد و اجتماع، فیلم‌های منحرف کننده را به معرض نمایش می‌گذارند و اگر روزی صاحب قدرت شوید و توانستید جلوی می‌گساری و نمایش فیلم‌های مضر را بگیرید می‌توانید وضع مملکت را درست کنند...»(۱۰)
سید محمود طالقانی در جای دیگر اظاهر داشتن نعمت‌های هستی و آنچه در طبیعت وجود دارد برای استفاده مردم می‌باشد و این در حالی است که اجتماع جوانان را منحرف نموده و جوانان ما فقط با یک بلیط قانع می باشند که بروند جلو سینما بایستند و لنگ و پاچه تماشا کنند تو ادارات جز کاغذ سیاه کردن کار دیگر برای ما نمی‌کنند. (۱۱)
سید محمود در یکی دیگر سخنرانی‌ها خود به تأثیرات تبلیغات رژیم بر روی نسل جوانان در زمینه دین گریزی اشاره نموده است به طوری که کلانتری ۲ تهران در خصوص سخنرانی ایشان در مسجد هدایت در خصوص گسترش فساد در جامعه و به خصوص رجال حاکمه چنین گزارش می‌دهد:
«محترما به استحضار می‌رساند ... روز ۱۲/۱۲/۴۰ مجلس وعظ در مسجد هدایت برقرار ... آقای سید محمود طالقانی ... اظهار نمود اگر به جوانان بگویند بروید به مسجد پاسخ می‌دهند گوش به حرف این وعاظ ندهید این صحبت ها قدیمی شده است. و مدعی متمدن بودن هستند تا با بردن زن‌های لخت و عریان به خیابان‌ها خود را متمدن می‌دانند سپس اضافه نمود یک نفر نخست وزیر که نتواند جلوی ناموس خود را بگیرد چطور می‌توان از او توقع حفظ مملکت و ناموس سایرین را داشت ... » (۱۲)
● نگاه آیت‌الله طالقانی رژیم پهلوی به هیأت حاکمه
موضوع دیگر قابل توجه، نگاه آیت‌الله طالقانی به رژیم پهلوی و هیأت حاکمه ... می‌باشد به طوری که بر اساس یکی از گزارش‌های شهربانی کل کشور ـ اشاره شد ـ سید محمود عملکرد رژیم پهلوی را زیر سؤال برده است و با کنایه شخص اول مملکت را جنایتکار و هوس پرست و حامی دزدان و فاحشه بین‌المللی قلمداد کرده است و این در حالی است که شاه از سوی دیگر از مردم شهادت می‌گیرد که این کشور اسلامی است. (۱۳)
حدود یک ماه پس از این سخرانی سید محمود طالقانی دستگیر و بازداشت شد به طوری که فرماندار تهران و حومه در خصوص توقیف آیت‌الله طالقانی در یکی از روستاهای رودهن چنین گزارش شده: «پیشگاه اعلیحضرت شاهنشاه بزرگ ارتشتاران : مفتخرا به شرف عرض می‌رساند امروز سید محمود طالقانی در یکی از آبادی‌های شمال رودهن و فرزندش نیز در تهران دستگیر و بازداشت گردید طرح پیش‌بینی شده اجرا گردیده است»(۱۴)
آیت‌الله طالقانی در سخنرانی دیگر : تاریخ ۵/۸/۴۱ که بیشتر جنبه تبلیغاتی و تحریک مردم را داشته وضع حکومت کنونی را استبدادی تلقی نموده و مردم را به عدم اطاعت تشویق کرد و مردم را به بیداری و مبارزه با بی‌عدالتی دعوت نموده است.(۱۵)
به دنبال فعالیت‌های ایشان کلانتری ۲۸ تجریش ناچار شد طی درخواستی جهت جلوگیری از سخنرانی آیت‌الله طالقانی در دهه دوم محرم اقدام نماید که در این درخواست آمده است « .... در مورد سخنان محمود طالقانی واعظ ... مجددا نامبرده ... سخنان تند و اهانت‌آمیزی به دستگاه دولت و هیأت حاکمه ایراد نموده .... به استحضار می‌رساند طبق اطلاع واصله نامبرده خیال دارد در دهه دوم محرم نیز در مسجد همت تجریش سخنرانی نماید که به نظر می‌رسد از نظر حفظ حیثیت دولتی به طور حتم از ادامه سخنرانی نامبرده که موجبات تجری کامل را فراهم نموده است جلوگیری شود».(۱۶)
هنگامی که رژیم مبادرت به بازداشت آیت‌اله طالقانی به همراه مهندس بازرگان و تنی چند از سران نهضت آزادی رفت و آنان را بازداشت کرد جمعی از دانشجویان مسلمان از امام خواستند برای آزادی رهبران نهضت آزادی اقدامی به آورد. امام هم در پاسخ جوانان فرمودند از زندانی بودن آیت‌الله طالقانی و مهندس بازرگان افسرده نباشید و تا زندان رفتن نباشد پیروزی هم حاصل نمی‌شود و هدف بالاتر از آزاد شدن عده‌ای است که هدف اسلام و استقلال مملکت و طرد اسراییل و اتحاد کشورهای اسلامی می‌باشد. (۱۷)
آیت‌الله در یکی از سخنرانی‌های خود در مسجد هدایت ضمن بیان مسائل دینی ، وزیر کشور سابق را احمق و عده‌ای از وکلای سابق را نیز احمق قلمداد نموده است.(۱۸)
پس از سرکوب قیام سال ۴۲ ـ خرداد ـ آیت‌الله طالقانی به ده سال حبس محکوم شد که در اسناد موجود علت بازداشت ایشان اقدام بر ضد امنیت داخلی عنوان شده است. زمانی که آیت‌الله طالقانی در زندان به سر می‌بردند شایعه عدم موافقت ایشان با پیشنهاد فرستادگان محمدرضا شاه مبنی بر آزادی مشروط آیت‌الله طالقانی در زندان پخش شده بود به طوری که اداره پلیس تهران در خصوص پیشنهاد مذکور چنین گزارشی می‌دهد: «اطلاع واصله حاکی است سید محمود طالقانی پیشنماز مسجد هدایت ... به ده سال زندان محکوم می‌باشد و طرفداران وی شایع کرده ‌اند که به امر شاهنشاه آریامهر چند نفر در زندان با سید محمود طالقانی ملاقات و در مورد آزادی مشارالیه شرایطی پیشنهاد نموده‌اند لکن با آن موافقت نکرده و حاض نیست با این طریق از زندان آزاد شود». (۱۹)
البته ایشان پس از چند سال در سال ۱۳۴۶ بر اثر فشار افکار عمومی آزاد شدند که سپهبد مبصر رییس شهربانی کل کشور در خصوص محکومیت و چگونگی عفو آیت‌الله طالقانی چنین اعلام می‌کند:
«نامبرده بالا به اتهام اقدام بر ضد امنیت داخلی کشور از طرف اداره دادرسی نیروهای مسلح شاهنشاهی به ده سال حبس محکوم و از تاریخ ۶/۱۱/۴۱ بازداشت بوده به موجب نامه شماره .... اداره مذکور ، بقیه محکومیتش مشمول عفو ملوکانه روز ۳/۸/۴۶ از زندان آزاد گردیده ...»(۲۰)
سید محمود طالقانی در ادامه مبارزات علیه رژیم شاه و دربار را مورد حمله قرار داده به طوری که طی یک اعلامیه محمدرضا شاه را خائن و دربار را جاسوس بیگانه که لانه اسراییل و بهایی است معرفی کرده است. (۲۱)
رژیم ناچار شد که به ایشان تذکر دهند که مطالبی خارج از امور مذهبی و خلاف مصالح مملکت ایراد ننماید و در غیر این صورت از عبور مرور ایشان جلوگیری خواهند شد.(۲۲)
● آیت‌الله طالقانی و مسأله نفوذ یهودیان و اسراییل:
آیت‌الله سید محمود طالقانی در سخنرانی‌های خود به نفوذ یهودیان در جامعه ایران اشاره نموده و در گزارشی چنین آمده است : «طبق اطلاع واصله ساعت ۲۱ روز جاری آقای سید محمود طالقانی ضمن سخنرانی ... درباره اعمال و خرابکاری یهود اظهار داشته ...این مسخره است در یک کشور اسلامی تمام سرمایه ملت در دست این افراد ... است» (۲۳) کلانتری ۲۸ تجریش در خصوص سخنرانی سید محمود درباره نفوذ یهود در جامعه ایران چنین گزارش می‌دهد «... آقای سید محمود طالقانی به منبر رفته ... و ضمن سخنرانی به اقلیت یهود در ایران اشاره و شدیدا به آنان حمله نمود اظهار داشته حکومت‌هایی که به این طبقه کمک می‌کند دشمن ملت مسلمان می‌باشند و اضافه نمود استعمار شکست خورده به صورت صهیونیسم و صهیونیسم به صورت اسراییل و اسراییل به صورت بهایی‌گری در تام شئون مملکت تجمع کرده و کشور را به زوال و نیستی سوق می‌دهند و دولت هم اجازه تأسیس سفارت‌خانه به آنها می دهد ودر مجالس آنان شرکت می‌جوید و حتی دکتر ارسنجانی ـ وزیر کشاورزی ـ مستشاران اسراییلی را برای تقسیم املاک اراضی به ایران می‌آورد و به آقای دکتر ارسنجانی باید گفت اگر مملکت ما مهندس لایق برای کار نبود چرا از سایر کشورهای اروپایی و آسیایی مستشار نیاوردید و از اسراییل برای کشور مسلمان مستشار آوردید ... سپس آیه ای از کلام مجید قرائت و کلمه طاغوت را دیکتاتور معنی و مبارزه علیه دیکتاتوری را جهاد در راه خدا و جز عبادت بیان عبادت بیان کرد...»(۲۴)
● واکنش آیت‌الله طالقانی به نفوذ استعمارگران
سید محمود طالقانی بنابر گزارش ساواک در یکی از اظهارات خود بیان می‌کند که شاه ایران دلار از مملکت خارج می کند و در بانک‌های خارج می‌گذارد و در واقع پشتیبان دولت روس و انگلیس و وی را به نحوی استعمارپرست قلمداد می‌کند و این در حالی است که مردم می خواهند در مسجد هدایت مراسم ختم برگزار کنند که دستگاه پلیس مانع آنان می‌شود و در ادامه اظهار می‌کند که پلیس غلط می‌کند جلوگیری و دخالت نماید.(۲۵)
کلانتری ۲۸ تجریش در خصوص سخنرانی سید محمود در تکیه دزاشیب اعلام کرده که ایشان ضمن بیانات خود به حضور مستشاران آمریکایی در ایران حمله نموده است ... (۲۶)
رییس شهربانی کل کشور در خصوص سخنرانی آیت‌الله طالقانی گزارش می‌هد که ایشان مردم را تحریک و تشویق می‌کند که با صدای بلند به ملل اروپایی و آمریکایی بفهمانید ملت ایران طالب حق و حقیقت و آزادی است (۲۷) ....
● اعمال محدودیت‌ها:
سرانجام رژیم پهلوی آیت الله طالقانی را به خاطر فعالیت‌ها گسترده طی بخشنامه‌ای جزء وعاظ ممنوع‌المنبر قرار داد.(۲۸) و مولوی رییس پلیس تهران هم در خصوص سخنرانی ایشان ـ با وجود اینکه آیت‌الله طالقانی ممنوع‌المنبر بوده ـ چنین گزارش می‌دهد:
«طبق گزارش منطقه ۳ اطلاعاتی ساعت ۲۴ ... ۱۸/۸/۵۰ آقای سید محمود علایی طالقانی پیشنماز مسجد هدایت به استناد بخشنامه شماره ... جزء وعاظ ممنوع‌المنبر می‌باشد ، در مسجد مذکور به منبر رفته ... و در حضور عده‌ کثیری که اکثرا از طبقات جوان و دانشجویان بوده‌اند مطالبی ایراد نموده است ... »(۲۹)
اداره اطلاعات شهربانی هم در مکاتبه‌ای با سازمان اطلاعات و امنیت کشور در خصوص لزوم جلوگیری از سخنرانی ایشان در مسجد فوق‌الذکر چنین عنوان می‌کند: «نامبرده بالا کرارا در مسجد هدایت نسبت به مأمورین انتظامی اهانت و مبادرت به ایراد اظهاراتی بر خلاف مصالح مملکت می‌نماید چون در نظر است از ورود مشارالیه به مسجد جلوگیری شود خواهشمند است دستور فرمایید نظریه آن سازمان را در این مورد به شهربانی کل اعلام دارند». (۳۰)
ارتشبد نصیری ـ رییس سازمان اطلاعات و امنیت کشور ـ در تاریخ ۳/۹/ ۱۳۵۰ در خصوص اعمال و رفتار آیت‌الله طالقانی عنوان می‌کند که ایشان از عناصر ناراحت و اخلال‌گر می‌باشد که به کرات مبادرت به فعالیت‌های مضره و تحریک افکار عمومی و اقدام علیه امنیت مصالح کشور نمده و دارای سابقه محکومیت نیز می‌باشد، نصیری در ادامه می‌گوید با توجه به اینکه تنبیهات مقرره درباره نامبرده مؤثر نبوده و همچنان به رویه ناصواب خود ادامه می‌دهد لذا وجود ایشان در منطقه تهران موجب اخلال در نظم و سلب آسایش عمومی و ایجاد بلوا و آشوب احتمالی است....(۳۱)
سرانجام برای طرد و تبعید آیت‌الله طالقانی کمیسیون حفظ امنیت اجتماعی در تهران تشکیل شد و رأی خود را صادر و ایشان را به سه سال اقامت اجباری در شهرتسان زابل محکوم کرد. بعد از محکومیت ، رژیم در صدد بر آمد که برای جلوگیری از تماس ایشان با هواداران و به گفته ساواک برای ممانعت از تحریکات و تشویش افکار عمومی و عدم آشوب و فعالیت‌های خلاف مصالح مملکت محدودیت‌هایی برای ایشان به عمل آورند و اعمال و رفتار وی را تحت کنترل و مراقبت قرار دهند. (۳۲)
سروان مرادی ـ جانشین رییس شهربانی زابل تلاش نمود که محل تبعید وی را تغییر دهد و در تاریخ ۲۴/۱۱/۱۳۵۰ در خصوص انتقال آیت‌الله طالقانی به شهرستان سراوان و دلایل ضرورت این انتقال چنین درخواست می‌نمود: «محترما پیرو گزارشی ... مقام عالی را آگاه می‌سازم چون شهرستان زابل در مجاورت مرز قرار گرفته و اکثریت مردم زابل اهل تشیع می‌باشند برای جلوگیری از هر گونه پیشامدی گماردن مأمور مراقبت ضروری به نظر رسید که به همین نحو عمل شده است استدعا دارد امر و مقرر فرمایید هر چه زودتر نسبت به انتقال وی به شهرستان سراوان که بیشتر اهالی آن اهل تسنن می‌باشند اقدام فوری معمول فرمایند» (۳۳)
سرهنگ فرزانه در جواب جانشین رییس شهربانی زابل اعلام می‌کند که کمیسیون حفظ امنیت اجتماعی در دفتر فرمانداری تشکیل گردید و تغییر محل ایشان ضروری تشخیص داده نشد و با انتقال وی به سراوان موافقت صورت نگرفت. (۳۴)
آیت‌الله طالقانی که به سه سال اقامت اجباری در شهرستان زابل محکوم شده بود پس از مدتی به پرونده ایشان رسیدگی و محل اقامت ایشان به بافت تغییر و میزان محکومیتش هم به یک سال و نیم تقلیل پیدا کرد، در این زمان رژیم محدودیت‌ها را بیشتر نمود و مراقبت از ایشان شدیدتر شد و به غیر بستگان درجه یک، از ارتباط دیگران با آیت‌الله طالقانی جلوگیری نمودند. (۳۵)
ایشان هنگامی که به شهرستان بافت تبعید شد و در آنجا سکنی گزید ـ بنابر گزارش ساواک ـ به گردش پرداخته و افکار مسموم خود را به عموم تلقین می‌نماید و سرلشکر محققی بنابر دستور ساواک اعلام می‌کند که اعمال و رفتار ایشان را دقیقا تحت کنترل و تنها بستگان درجه یک حق ملاقات با ایشان را دارند.(۳۶)
پس از مدتی در سال ۱۳۵۲ آیت‌الله طالقانی از تبعید مرخص می‌شود و به تهران مراجعت می‌نماید که به محض ورود به تهران گروه‌های مختلف از جمله اعضای مجمع دین و دانش به ملاقات ایشان می‌روند و در همین سال ساواک ناچار می‌شود که اسم ایشان را دوباره جزء وعاظ ممنوع‌المنبر قرار دهد.(۳۷)
هنوز مدتی از تبعید و بازگشت آیت‌الله طالقانی به تهران نگذشته بود در سال ۱۳۵۴ اداره اطلاعات شهربانی کل کشور از تبعید آیت‌الله طالقانی به طالقان و دستگیری دخترش خبر داد و در خصوص فعالیت‌های ضد رژیم و علل دستگیری بدین گونه گزارش می‌دهد: «برابر اطلاع واصله آقای سید محمود علایی طالقانی (معمم) که به طالقان تبعید شده بوده اخیرا دستگیر و در زندان می‌باشد ضمنا دخترش دکتر اقتصاد می‌باشد به علت فعالیت‌های سیاسی دستگیر که در دادرسی ارتش با یک درجه تخفیف به خاطار داشتن دو بچه به حبس ابد محکوم گردیده است» (۳۸)
هر قدر که به سال ۵۷ نزدیک می‌شویم دامنه مبارزات گسترده و کنترل‌ها و مراقبت‌ها توسط مأمورین امنیتی بیشتر می‌شود و حتی افراد کوچه و بازار را تحت کنترل قرار می‌دهند به طوری که پلیس تهران در سال ۱۳۵۵ از زبان یک فرد عادی که در ساعت‌سازی مشغول گفتگو می‌باشد گزارش می‌دهد که آقای محمود ذاکری در ساعت‌سازی آقای محمد رحمانی در بازار تجریش اظهار داشته که آیت‌الله طالقانی را به زندان سیاسی اوین انتقال داده‌اند.(۳۹)
یکی از اقدامات آیت‌الله طالقانی در سال‌های نزدیک به انقلاب بر پایی تظاهراتها بود، علی الخصوص با فرا رسیدن ماه محرم ـ این اقدامات شدت بیشتری پیدا نمود. و ساواک هم برگزاری چنین تظاهرات‌ها و حرکت‌هایی را به طرف منزل آیت‌الله طالقانی پیش‌بینی می‌نمود. (۴۰) به طوری که هنگامی که واقعه هفده شهریور سرکوب شد پس از مدتی دستگاه‌های امنیتی در تاریخ ۱۹/۹/۵۷ از برپایی تظاهراتی به مناسبت این واقعه خبر داد که آیت‌الله طالقانی در آن تظاهرات حضور داشته و فیلم‌هایی از آن واقعه به نمایش گذاشته شده است. (۱۶) و در گزارش دیگر آمده است که آیت‌الله طالقانی به مبارزه مسلحانه روی آورده و چنین عنوان شده: «اطلاع واصله حاکی‌ است مردم در حوالی فرح‌آباد ژاله همچنین در منزل آیت‌الله طالقانی با ارائه کارت پایان خدمت اسلحه دریافت می‌دارند.(۴۲)
خلاصه اینکه آیت‌الله طالقانی از راه‌های مختلف برای تضعیف و سرنگونی رژیم پهلوی استفاده نمود و به خاطر این مبارزات سال‌ها تحت تعقیب و بازداشت و تبعید به سر می‌برد در پایان در بررسی پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) نباید از نقش بهشتی‌ها، مطهری‌ها، طالقانی‌ها ... در به ثمر رساندن این انقلاب غفلت نموده و یا اینکه سهم آنان را در این پیروزی کم رنگ جلو داد.

پی‌نوشت‌ها:
پژوهشگر: محمدرضا تمری
محمدرضا تمری، پژوهشگر اسناد سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی
۱ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۳۴، ص ۶۴
۲ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۳۴، ص ۶۴ ، جعفریان ، رسول ، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی ـ سیاسی ایران (از روی کار آمدن محمدرضا شاه تا پیروزی انقلاب اسلامی ـ ۱۳۲۰-۱۳۵۷ تهران ، مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، ۱۳۸۳، ص ۳۳۱
۳ـ ر.ک: آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، شماره بازیابی ۱۱۳۴، ص ۶۴ ، جعفریان ، رسول ، پیشین ، ص ۳۳۲
۴ـ ر.ک: جعفریان ، رسول ، پیشین ، ص ۳۳۴ ، روزها و رویدادها ، مرکز فرهنگی تربیتی نور ولایت ، انتشارات پیام مهدی (عج) ، تهران ۳۷۹، ص ۳۰۰
۵ـ جعفریان ، رسول ، پیشین ، صص ۳۳۶-۳۳۵
۶ـ همان ، صص ۳۳۸-۳۳۶
۷ـ همان ، ص ۳۳۹
۸ـ ر.ک به صحیفه امام ، مجموعه رهنمودهای حضرت امام خمینی سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی ، تهران ۱۳۷۱، ص ۴۲۷
۹ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۲۹، ص ۶
۱۰ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۲۹، ص ۱۴
۱۱ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۲۹، ص ۸
۱۲ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۲۹، ص ۱
۱۳ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۳۰، ص ۱۲
۱۴ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۳۰، ص ۱۶
۱۵ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۲۹، ص ۴۵-۴۴
۱۶ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۲۹، ص ۹۳
۱۷ـ حسینیان ، روح‌الله، سه سال ستیز مرجعیت شیعه در ایران (۱۳۴۳-۱۳۴۱) ، مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، تهران ۱۳۸۲، ص ۴۵۱
۱۸ـ ر.ک: آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۲۹، صص ۱۹ و ۱۷
۱۹ـ ر.ک: آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۲۹، ص ۳
آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۳۰، ص ۶۱
۲۰ـ ر. ک: آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۳۰، ص ۶۱
آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۲۹، ص ۴
۲۱ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۴۷، ص ۸۳
۲۲ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۳۰، ص ۷۲ (تاریخ سند ۱۱/۱/۱۳۴۷)
۲۳ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۲۹، ص ۲۹
۲۴ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۲۹، ص۹۲
۲۵ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۴۷، ص ۳۹
۲۶ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۲۹، ص ۹۴
۲۷ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۲۹، ص ۹۶
۲۸ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۳۲، ص ۸ و ۷
۲۹ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۳۲، ص ۹
۳۰ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۳۲، ص ۱۳
۳۱ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۳۲، ص ۲۱ و ۲۰
۳۲ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۳۲، ص ۲۲
۳۳ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۳۲، ص ۷۰
۳۴ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۳۲، ص ۷۷
۳۵ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۳۳، ص ۱۲
۳۶ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۳۳، ص ۱۴
۳۷ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۳۳، ص ۶۷ و ۵۹ و ۵۷
۳۸ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۳۳، ص ۶۷
۳۹ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۳۳، ص ۷۰
۴۰ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۳۳، ص ۸
۴۱ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۴۶۰، ص ۱۳۰
۴۲ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۴۶۳، ص ۴

منبع : مرکز اسناد انقلاب اسلامی

مطالب مرتبط

مطهری در جمهوری اسلامی- بخش ۳

مطهری در جمهوری اسلامی- بخش ۳
● دموکراسی و ضد دموکراسی
آیت‌الله مطهری را باید نزدیکترین فرد به رهبر فقید انقلاب دانست. ازیک طرف این نزدیکی و از سوی دیگر فعالیت فکری مطهری که پیش از انقلاب صورت گرفت او را به تاثیرگذارترین روحانیون درحلقه شاگردان امام خمینی بدل کرد. اگرچه به فاصله کمتر از سه ماه پس از پیروزی، مطهری قربانی خشونت‌های فزاینده پس از انقلاب شد و به شهادت رسید، اما در همان زمان کوتاه نیز به دلیل جایگاه ویژه‌اش تاثیرگذاری مشهودی بر جریان انقلاب داشت. پس از درگذشت آیت الله بروجردی، شش تن، حضرات آیات نجفی مرعشی، گلپایگانی، شریعتمداری، حکیم، خویی و خمینی در عرصه مرجعیت مطرح شدند. اما آیت‌الله خمینی به علت مواضع و دیدگاه سیاسی‌اش بیش از دیگران مورد توجه نسل جدید روحانیان حوزه قرار گرفت. زیاد طول نکشید که گروهی از روحانیان سیاسی و منتقد، حلقه یاران او را تشکیل دادند. پس از حوادث خرداد ۱۳۴۲ و بالاخره تبعید رهبرفقید انقلاب، در سال ۱۳۴۳، فشار حاکمیت بر طیف روحانیان اطراف او نیز افزایش یافت.
با اوج‌گیری انقلاب در سال ۱۳۵۶، حلقه یاران روحانی امام ، به فکر تأسیس تشکلی برای انسجام بیشتر افتادند. به این ترتیب استاد مرتضی ‌مطهری به همراه آیات عظام سیدمحمد بهشتی، سیدعلی‌ خامنه‌ای، علی ‌مشکینی، محمدجواد باهنر، سیدکریم‌ موسوی‌اردبیلی، محمد مفتح، اکبرهاشمی‌ رفسنجانی و... جامعه روحانیت مبارز تهران را تشکیل دادند. در پنجم آبان ۱۳۵۶، این تشکل با صدور بیانیه‌ای به مناسبت درگذشت سید مصطفی خمینی فرزند ارشد رهبر فقید انقلاب رسماً اعلام موجودیت کرد. از مهمترین اقدامهای جامعه روحانیت مبارز پیش از پیروزی انقلاب، تحصن آنان در مسجد دانشگاه تهران بود که ظاهرا با پیشنهاد آیت‌الله مطهری بوده است. آیت‌الله سیدحسن‌طاهری‌خرم‌آبادی به یاد می‌آورد که برخی از اعضای جامعه معتقد بودند که تحصن در مسجد شاه بازار( مسجد امام امروز) برگزار شود اما به خواست مطهری این تحصن به دانشگاه تهران منتقل شده است.(پاره‌ای از خورشید-ص۳۵۳) «جامعه روحانیت مبارز در تهران به هشت منطقه تقسیم می‌شد که در هر منطقه، با پایگاه قراردادن یک مسجد، به سازماندهی مبارزین همان منطقه می‌پرداخت. در هر منطقه دو نفر رابط وجود داشت که در شورای مرکزی تشکیلات حضور می‌یافتند و هدایت مبارزه را در تهران بطور جمعی به عهده می‌گرفتند. استاد مطهری، آیت‌الله دکتر بهشتی، دکتر باهنر و دکتر مفتح سمت مشاور عالی شورای مرکزی این جامعه را داشتند.» (هاشمی و انقلاب ـ ص۱۳۶)
چند هفته بعد آیت‌الله مطهری به پاریس و نزد آیت‌الله خمینی رفت و زمینه تشکیل شورای انقلاب فراهم شد. به دلیل اعتمادی که رهبرفقید انقلاب به مطهری داشت اعضای اولیه شورای انقلاب با پیشنهاد او پنج تن از روحانیان -که عضو گروه تازه تاسیس جامعه‌ی‌روحانیت‌مبارز هم بودند- انتخاب شدند.
هاشمی رفسنجانی درمقدمه‌ای که بر «صورت مذاکرات شورای انقلاب» نوشته، آورده است: «در آن روزها که امام امت در پاریس اقامت داشتند، استاد شهید آقای مطهری در مراجعت از سفر پاریس، دستور رهبر عظیم‌الشأن انقلاب را مبنی بر تشکیل شورای انقلاب آوردند.
حضرت امام، آقایان شهیدمطهری، شهید بهشتی، موسوی اردبیلی، شهید باهنر واینجانب را به عنوان هسته اولی شورای انقلاب تعیین کرده و اجازه داده بودند که افراد دیگر با اتفاق نظر این پنج نفر اضافه شوند و درجلسات ابتدایی تصمیم بر این شد که حتی‌الامکان ترکیب شورا از اعضای روحانی و غیرروحانی به نسبت مساوی و نزدیک به هم باشد.»
مهندس مهدی بازرگان در شرحی که بر نحوه تشکیل شورای انقلاب نوشته است تاکید می‌کند که اعضای شورای انقلاب به دستور رهبر فقید انقلاب «از طرف آقای مطهری مصاحبه و دعوت شدند.» اما ظاهرا همه افراد – بجز دکتر باهنر- از همان لیستی انتخاب ‌شدند که بازرگان پیش از آن به امام پیشنهاد کرده بود. به نوشته بازرگان «ترکیب شورای انقلاب چهار بار عوض شد ولی همیشه اکثریت آن را معممین تشکیل می‌دادند که مقرب‌تر بودند.»(شورای انقلاب‌ودولت‌موقت-ص۲۵)
به فاصله حدود یک ماه پس از اعلام رسمی تشکیل شورای انقلاب، پیروزی با شتاب و بصورتی غیرمنتظره فرا رسید و در بیست و نهم بهمن ماه سال ۱۳۵۷ درحالی که تنها هفت روز از پیروزی انقلاب می‌گذشت، پنج تن از روحانیون بلندپایه که همگی عضو شورای انقلاب هم بودند، تأسیس حزب جدیدی را اعلام کردند که نام آن حزب‌جمهوری‌اسلامی بود. اما این بار با شگفتی بسیار نام آیت‌الله مطهری در میان موسسین حزب نبود. آیت الله بهشتی طی یک سخنرانی گفته است:
ـ «مرحوم استاد مطهری رحمة الله علیه در همان آغاز، این مطلب را به عده‌ای از دوستان می‌فرمود که این برادرهای ما دست به کاری زدند که اگرنیتشان خدا نباشد، خسارت کرده‌اند» (عملکرد یکساله حزب جمهوری ا سلامی ـ گفتار شماره ۱۳ ـ ۱۳۵۹ ـ ص۵). آیت الله بهشتی در گفت وگو با مجله عروه الوثقی نیز درباره موضع آیت الله مطهری می‌گوید: «دقیقاً به یادم نمانده، اما به احتمال قوی به ایشان هم گفته بودیم که ما می‌خواهیم یک تشکیلات حزبی به وجود بیاوریم. مرحوم آقای مطهری اصولاً چه در کارهای علمی و چه در کارهای دیگر تنها کار می‌کرد.
خود من در دو نوبت به ایشان پیشنهاد کردم که بیاییم کار تحقیقاتی‌مان را به صورت یک جمع محقق هماهنگ در بیاوریم، ایشان می‌خواست این کار را بکند و می‌گفت خوب است، ولی عملاً باز در همان کار فردی‌شان متمرکز و غرق می‌شدند. به هرحال من دقیقاً یادم نیست که آیا قبلاً ایجاد تشکیلات سیاسی را با ایشان کاملاً در میان گذاشتیم یانه، چون اجمالاً ایشان می‌دانستند» ( احزاب سیاسی در ایران ـ ویژه نامه یاد ـ ص ۲۵۴). آیت‌الله سید محمد بهشتی دبیر کل حزب جمهوری در گفت وگویی بامجله عروة‌الوثقی، پس از این که فکر تأسیس یک حزب سیاسی اسلامی را متعلق به دوران کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ دانست، به سال آخر انقلاب نیز اشاره کرد و گفت:
ـ «تابستان سال ۵۶ بود که باز[ با] چند تا از دوستانمان به فکر ایجاد یک هسته روحانی متشکل براساس تأکید روی تقوی و ایمان، مبارز بودن و بینش مترقی اسلامی داشتن و درعین حال خالص اندیشیدن و اسلامی عمل کردن و مبرا از هرگونه گرایش غیراسلامی و تفکر التقاطی افتادیم و درنظر داشتیم که این هسته روحانی مبارز متعهد، شاخه سیاسی و اجتماعی به وجود بیاورد و آن شاخه بتواند یک حزب و تشکیلات نیرومند سیاسی در خلأ اجتماعی ما پایه گذاری بکند»( احزاب سیاسی در ایران- ویژه نامه یاد - ص ۲۵۱).
آیت الله بهشتی تأکید می‌کند، از اواسط سال ۱۳۵۶ که هنوز پیش بینی وضع آینده ایران ممکن نبود و کمتر کسی تصور می‌کرد که انقلاب با چنان سرعتی به پیروزی برسد، گروهی ازروحانیان نسل جدید که جملگی از شاگردان و نزدیکان رهبر تبعیدی انقلاب بودند، دراندیشه سازماندهی تشکیلاتی روحانیان افتادند. آنان به دنبال حزبی بودند که ازمیان روحانیان برخیزد. با این همه هم از میان نزدیکان آیت‌الله خمینی و هم ازجانب روحانیان دیگر، مخالفتهایی باتأسیس چنین حزبی صورت گرفت. حتی رهبر فقید انقلاب نیز درابتدا با تأسیس حزب مخالف بود. اکبر هاشمی رفسنجانی گفته است:«همه دوستان احساس کرده بودند که اگر ما تشکیلات درستی داشتیم، دچار این آشفتگی‌ها نمی‌شدیم.
پیش از این ـ و در همان روزهای آزادی من از زندان ـ بحث حزب شده بود و تلاشی هم برای فراهم کردن مقدماتش کرده بودیم، اما با مخالفت امام روبه‌رو شده بود. امام از اول، نسبت به حزب بدبینی خاصی داشتند و آن راموجب تفرقه می‌دانستند»( اطلاعات ـ ۴/۱۲/۱۳۷۵). آیت الله مطهری بعد از تشکیل حزب نیز به عضویت آن درنیامد و نشان داد که چندان با تشکیلات حزبی موافق نیست و اگر در تاسیس جامعه روحانیت مبارز همراهی کرده است شاید به این دلیل بوده که این تشکل حالت تشکیلاتی و حزبی نداشت و از طرف دیگر تنها از میان یک صنف بود و از روحانیان عضوگیری می‌کرد و برخلاف حزب مجبور به گسترش کار در میان غیرمعممین نبود.
شهید مطهری بااینهمه کوشید تا در جریان تدوین اندیشه جمهوری اسلامی و تکوین نظریه آن همراهی کند. او نشان داد که تفسیرش از دموکراسی هرچه هست بی‌تردید تفسیری غربی نیست و بیش از آنکه اشتراک معنوی باشد اشتراک لفظی است. مطهری در گفت‌وگوی مفصلی که در آستانه رفراندوم جمهوری اسلامی انجام داد از دموکراسی اسلامی سخن گفت. او تاکید کرد:«اگر تمایلات انسان را ریشه و منشاء آزادی و دموکراسی بدانیم همان چیزی بوجود خواهد ‌آمد که امروز در مهد دموکراسی‌های غربی شاهد آن هستیم. در این کشورها، مبنای وضع قوانین در نهایت امر چیست؟
خواست اکثریت. و بر همین مبنا است که می‌بینیم همجنس‌بازی به حکم احترام به دموکراسی و نظر اکثریت قانونی می‌شود.[...] در نقطه مقابل این نوع دموکراسی و آزادی، دموکراسی اسلامی قرار دارد. دموکراسی اسلامی بر اساس آزادی انسان است اما این آزادی انسان، در آزادی شهوات خلاصه نمی‌شود[...] از دیدگاه اسلام، آزادی و دموکراسی بر اساس آن‌چیزی است که تکامل انسانی انسان ایجاب می‌کند.[...] دموکراسی در اسلام یعنی انسانیت رها شده، حال آنکه این واژه در قاموس غرب معنای حیوانیت رها شده را متضمن است.» (پیرامون انقلاب اسلامی-چاپ دوم-صص۱۰۱-۱۰۴)
در جریان رفراندوم جمهوری اسلامی، انتقادهایی از جانب برخی گروه‌ها صورت می‌گرفت مبنی بر اینکه در رفراندوم افزون بر «جمهوری اسلامی»، اشکال دیگری از حکومت نیز به رأی گذاشته شود. توجیه کسانی که معتقد به «جمهوری اسلامی» بودند آن بود که هویت انقلاب مردم، اسلامی بوده و رفراندومی به این شکل، این چنین حق آنهاست. آیت الله مطهری در گفت وگویی تأکید کرد:
ـ «ابتدا باید ببینیم که آیا مردم ایران که انقلاب کرده‌اند، انقلاب اسلامی کرده‌اند یا انقلاب مطلق؟
اگر انقلاب مطلق کرده‌اند خب، طبیعی است که بعد از انقلاب آن چیزی را هم که مردم می‌خواهند جمهوری‌مطلق است؛ و اما اگر مردم ایران انقلاب اسلامی کرده‌اند، در آن صورت می‌باید سؤال رفراندوم هم درباره جمهوری‌اسلامی باشد.»

وبگردی
ماجرای انحصار عربستان بر روغن مایع ایران / تا 100 درصد پالم !
ماجرای انحصار عربستان بر روغن مایع ایران / تا 100 درصد پالم ! - روغن های نباتی را خوب بشناسید. سخنان یک تولید کننده سابق روغن نباتی.
آشغال‌سازها گرفتار خانم مدیر شدند
آشغال‌سازها گرفتار خانم مدیر شدند - رییس سازمان ملی استاندارد ایران مجددا با خودروسازان در ارتباط با رعایت استانداردهای ۸۵‌گانه خودرویی از ابتدای دی‌ماه سال جاری اتمام حجت کرد.
ایران نیاز به مردانی بزرگ و دانشمند دارد / چرا اینهمه انسانهای ...
ایران نیاز به مردانی بزرگ و دانشمند دارد / چرا اینهمه انسانهای ... - مرتضوی هیچ گاه قاضی و حقوق دان نبود و نباید کار قضایی انجام می‌داد. اما این ضعف ماست که چنین فردی در جایگاه بالایی قرار می‌گیرد. شگفتی من از قاضی مرتضوی و رفتار او نیست که چرا خودش را برای اجرای حکم خود به زندان معرفی نکرد. من رفتار او با زهرا کاظمی را دیده بودم.
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟ - بعد از انقلاب، به واسطه تنیده شدن حکومت و دین بسیاری از پست‌ها و سمت‌های سیاسی با هاله‌ای رو به رو شد که اجازه نمی‌داد صاحب آن منصب مورد نقد قرار بگیرد....
سومین روز جشنواره جهانی فیلم فجر
سومین روز جشنواره جهانی فیلم فجر - سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر از 30 فروردین با حضور فیلم سازانی از ایران و نمایندگانی ازسینمای 78 کشور جهان تا 7 اردیبهشت در پردیس سینمایی «چارسو» برگزار می شود.
سیلی زدن به «امید» مردم در پارک!
سیلی زدن به «امید» مردم در پارک! - کتک خوردن دختری که جز التماس دوستانش هیچ فریادرسی ندارد از یک پلیس زن عضو گشت ارشاد که ماموران مرد هم آنها را همراهی می کردند، آنقدر دردناک است که کمتر وجدان بیداری به آن واکنش نشان نداده است.
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس - بازیگر سریال "تعطیلات رویایی" از حمله افراد ناشناس به خود خبر داد. مریم معصومی، بازیگر سینما و تلویزیون مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت.
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت - سعید مرتضوی که در روزهای گذشته خبری از او نبود و حتی سخنگوی دستگاه قضایی گفته بود حکم جلبش صادر شده اما گیرش نیاورده‌اند، به گفته همسرش در تهران است.
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد - «احمد مهران فر» بازيگر نقش «ارسطو عامل» در سريال پايتخت ۵ در اینستاگرام خود از ازدواجش با «مونا فائض پور» خبر داد.
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی - صحبت های جنجالی رییسی پیرامون استفاده روحانی از نام امام رضا در انتخابات
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند!
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند! - محمد غرضی می‌گوید: زمانی که به عنوان وزیر در وزارت حضور یافتم بیش از ۵۰۰ نفر را دیدم نامه‌هایی که از داخل به خارج و از خارج به داخل کشور ارسال می‌شدند را چک می‌کردند و به صورت سه شیفت فعالیت می‌کردند و نامه‌ها را می‌خواندند.
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟ - در قسمت های اخیر سریال پایتخت بازیگر جدیدی به جمع خانواده معمولی پیوسته است؛ نیلوفر رجایی فر نقش الیزابت را در سریال پایتخت ۵ ایفا می کند ؛ این بازیگر با جلب اعتماد سیروس مقدم این فرصت ط بازی در سریال پر طرفدار پایتخت را به دست آورد .
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم - ویدیوهایی از نسیم نجفی اقدم در شبکه های اجتماعی به زبان های انگلیسی و فارسی موجود است که در آن ها وی از حذف ویدیوهای خود توسط یوتیوب شکایت دارد.
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟ - بگذارید اینطور بپرسم: مگر کیروش، مربی تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران عرق نمی‌خورد؟ نمی‌رقصد؟ مگر برانکو و شفر نمازشب می‌خوانند و روزه می‌گیرند و اصولگرا و ارزشی و انقلابی هستند؟!