چهارشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۷ / Wednesday, 23 May, 2018

زندگی و مبارزات سیاسی آیت‌الله طالقانی به روایت اسناد


زندگی و مبارزات سیاسی آیت‌الله طالقانی به روایت اسناد
پس از سرکوب قیام سال ۴۲ ـ خرداد ـ آیت‌الله طالقانی به ده سال حبس محکوم شد که در اسناد موجود علت بازداشت ایشان اقدام بر ضد امنیت داخلی عنوان شده است. زمانی که آیت‌الله طالقانی در زندان به سر می‌بردند شایعه عدم موافقت ایشان با پیشنهاد فرستادگان محمدرضا شاه مبنی بر آزادی مشروط آیت‌الله طالقانی در زندان پخش شده بود به طوری که اداره پلیس تهران در خصوص پیشنهاد مذکور چنین گزارشی می‌دهد: «اطلاع واصله حاکی است سید محمود طالقانی پیشنماز مسجد هدایت ... به ده سال زندان محکوم می‌باشد و طرفداران وی شایع کرده ‌اند که به امر شاهنشاه آریامهر چند نفر در زندان با سید محمود طالقانی ملاقات و در مورد آزادی مشارالیه شرایطی پیشنهاد نموده‌اند لکن با آن موافقت نکرده و حاضر نیست با این طریق از زندان آزاد شود».
● مقدمه‌ای بر زندگی و مبارزات سیاسی آیت‌الله طالقانی
آیت‌الله سید محمود طالقانی در اواخر حکومت سلسله قاجاریه پا به عرصه گیتی نهاد و پس از پشت سر نهادن دوران حکومت پهلوی اول و دوم، و چند ماه بعد از به ثمر رسیدن پیروزی انقلاب اسلامی ایران چشم از جهان فرو بست. (۱)
ایشان تحصیلات خود را در علوم دینی در مدارس رضویه و فیضیه تا سال ۱۳۱۷ ادامه داد و بعد از آن در مدرسه سپهسالار به تدریس علوم دین مبادرت ورزید و درسال ۱۳۱۸ به دلیل اعتراض به سیاست‌های رضا خانی زندانی شد، ایشان به فعالیت‌های فرهنگی و تبلیغی علاقمند ‌بود به طوری که پس از شهریور ۱۳۲۰ کانون اسلام را تأسیس نمود و به گفتن تفسیر برای عموم مردم پرداخت و گروه‌های مختلف از جمله دانشجویان در جلسات تفسیر قرآن ایشان شرکت می‌کردند.(۲)
در جریان کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، آیت‌الله طالقانی به اتهام پنهان کردن شهید نواب صفوی مجددا به زندان افتاد و پس از ترور حسین علاء نواب و دوستانش برای مدتی در منزل آیت‌الله طالقانی پنهان شدند.(۳)
ایشان در سال ۱۳۳۸ به همراه میرزا خلیل کمره در کنفرانس بیت‌المقدس شرکت نمود و از طرف آیت‌الله بروجردی برای رساندن پیام ایشان به شیخ شلتوت راهی مصر شد ودر جریان نهضت ملی نفت مبارزات ارزنده‌ای از خود نشان داد و در تهران با روحانیون مدافع نهضت ملی و چهره‌هایی چون بازرگان همراه نمود و در سال ۱۳۴۰ به جمع بنیانگذاران نهضت آزادی پیوست اما از نظر سیاسی عمیق‌تر و تندتر از بازرگان و فعال‌تر و عقیدتی‌تر بود.(۴)
سید محمود به دنبال مبارزات و فعالیت‌های سیاسی در سال ۱۳۴۱ همراه نهضتی‌ها برای مدتی به زندان رفت و بار دیگر در سال ۱۳۴۲ پس از قیام ۱۵ خرداد و دستگیر و به ده سال محکوم شد که در سال ۱۳۴۶ به دنبال عفو عمومی از زندان آزاد شد و علما هم عمل رژیم را در محکوم نمودن ایشان را به باد انتقاد گرفتند و در واقع حضور آیت‌الله طالقانی در جمع زندانیان نهضت آزادی موجب گردید تا مراجع تقلید به دفاع از آنان بپردازند و اعلامیه‌هایی صادر نمایند. آیت‌الله طالقانی مسجد هدایت را کانون تبلیغ و ترویج دین کرده و جلسات پرسش و پاسخ به مدت سی سال آن هم به صورت ماهیانه در این مسجد تشکیل می‌شد و جوانان تحصیل‌کرده در این جلسات حضور داشتند. (۵)
مباحث ایشان عمدتا پیرامون رواج فساد و اخلاق در جامعه، مبارزه با ظلم و ستم و بگیر و ببند رژیم نسبت به افراد آزادی‌خواه بود. ایشان در خطبه نماز جمعه در مورخه ۴/۱۰/۴۷ در خصوص عدم جدایی دین از سیاست چنین بیان نمود: «از اینکه دین را در چند جمله خلاصه کرده‌ایم انتقاد کرده و تأکید کرد که مسلمانی و دین داشتن، یعنی تعیین سرنوشت، استقرار محیطی امن، آزادی بیان، دخالت در امور زندگی ، دخالت در اقتصاد ، دخالت در بیت‌المال مملکت».(۶)
آیت‌الله طالقانی به سخنرانی‌های خود در مسجد هدایت ادامه داد و به همین خاطر از طرف ساواک ممنوع‌المنبر شد. با این حال گروه‌های مختلف طرفدار ایشان بودند که ساواک مریدان آیت‌الله طالقانی را به پنج دسته تقسیم نموده است:
۱) سران نهضت آزادی و جبهه ملی
۲) دانشجویان و دانش‌آموزان
۳) مهندسین انجمن اسلامی
۴) افراد اداری و فرهنگی
۵) تجار و بازاریان
سید محمود در سال ۱۳۵۰ بار دیگر دستگیر و تبعید و هیجده ماه بعد به تهران بازگشت و بار دیگر در سال ۱۳۵۴ زندگی و در آبان ۱۳۵۷ به همراه آیت‌الله منتظری آزاد شد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی ـ حسب اعتماد امام به ایشان ـ به امامت جمعه تهران منصوب نمود و سرانجام در ۱۹ شهریور ۱۳۵۸ چشم از جهان فرو بست. (۷)
● اهتمام آیت‌الله طالقانی به مبارزه با فساد
آیت‌الله طالقانی از جمله روحانیونی بود که به قول امام خمینی از حبس به حبس دیگر و از رنجی به رنج دیگر در رفت و آمد بود و این حبس‌ها و تبعیدها ناشی از فعالیت‌ها و مبارزات علیه وضع موجود در عصر پهلوی بود.(۸) عصری که فساد سیاسی ـ اجتماعی ، اقتصادی ... بر جامعه سایه افکنده بود، به طوری که یکی از مباحث آیت‌الله طالقانی مسأله فساد و گسترش بی‌بند و باری در جامعه بود و در اسناد و مدارک نیز این امر مشهود است. به طوری که در گزارش‌های شهربانی کل کشور و کلانتری ۲ تهران طرح چنین مباحثی از سوی آیت الله طالقانی قابل ملاحظه است به طوری که در گزارشی در خصوص یکی از سخنرانی‌های ایشان چنین آمده است:
«اطلاعیه واصله حاکی است .... سید محمود طالقانی و اعظ و پیشنماز مسجد [هدایت] ... اظهار داشته که چرخ مملکت به دست یکی عده می‌چرخد که زنبانان حکومت می‌کند حاکمان عروسک‌هایی هستند که در دست زنان قرار دارند و نشریات امروز پر از طلاق ، هنرپیشه‌ها و ستاره‌ها ...» (۹)
یکی از اقدامات رژیم پهلوی دین ستیزی و سست کردن اعتقادات دینی جوانان بود که از راه‌های مختلف چون سینماها، نشریات ، کاباره‌ها، پارک‌ها ... صورت می گرفت و آیت‌آلله طالقانی به عنوان یک عالم و مبلغ دینی به وجود سستی و گرایش جوانان به مراکز فساد پی برده بود خود در سخنرانی‌های ایشان به این مسأله‌ اشاره شده و در گزارش دیگر چنین عنوان شده است: «هر کسی بخواهد نفسی بکشد صدایش در گلویش خفه می‌کنند نظر به اینکه دست استعمار در کار است برای منحرف ساختن استعداد و اجتماع، فیلم‌های منحرف کننده را به معرض نمایش می‌گذارند و اگر روزی صاحب قدرت شوید و توانستید جلوی می‌گساری و نمایش فیلم‌های مضر را بگیرید می‌توانید وضع مملکت را درست کنند...»(۱۰)
سید محمود طالقانی در جای دیگر اظاهر داشتن نعمت‌های هستی و آنچه در طبیعت وجود دارد برای استفاده مردم می‌باشد و این در حالی است که اجتماع جوانان را منحرف نموده و جوانان ما فقط با یک بلیط قانع می باشند که بروند جلو سینما بایستند و لنگ و پاچه تماشا کنند تو ادارات جز کاغذ سیاه کردن کار دیگر برای ما نمی‌کنند. (۱۱)
سید محمود در یکی دیگر سخنرانی‌ها خود به تأثیرات تبلیغات رژیم بر روی نسل جوانان در زمینه دین گریزی اشاره نموده است به طوری که کلانتری ۲ تهران در خصوص سخنرانی ایشان در مسجد هدایت در خصوص گسترش فساد در جامعه و به خصوص رجال حاکمه چنین گزارش می‌دهد:
«محترما به استحضار می‌رساند ... روز ۱۲/۱۲/۴۰ مجلس وعظ در مسجد هدایت برقرار ... آقای سید محمود طالقانی ... اظهار نمود اگر به جوانان بگویند بروید به مسجد پاسخ می‌دهند گوش به حرف این وعاظ ندهید این صحبت ها قدیمی شده است. و مدعی متمدن بودن هستند تا با بردن زن‌های لخت و عریان به خیابان‌ها خود را متمدن می‌دانند سپس اضافه نمود یک نفر نخست وزیر که نتواند جلوی ناموس خود را بگیرد چطور می‌توان از او توقع حفظ مملکت و ناموس سایرین را داشت ... » (۱۲)
● نگاه آیت‌الله طالقانی رژیم پهلوی به هیأت حاکمه
موضوع دیگر قابل توجه، نگاه آیت‌الله طالقانی به رژیم پهلوی و هیأت حاکمه ... می‌باشد به طوری که بر اساس یکی از گزارش‌های شهربانی کل کشور ـ اشاره شد ـ سید محمود عملکرد رژیم پهلوی را زیر سؤال برده است و با کنایه شخص اول مملکت را جنایتکار و هوس پرست و حامی دزدان و فاحشه بین‌المللی قلمداد کرده است و این در حالی است که شاه از سوی دیگر از مردم شهادت می‌گیرد که این کشور اسلامی است. (۱۳)
حدود یک ماه پس از این سخرانی سید محمود طالقانی دستگیر و بازداشت شد به طوری که فرماندار تهران و حومه در خصوص توقیف آیت‌الله طالقانی در یکی از روستاهای رودهن چنین گزارش شده: «پیشگاه اعلیحضرت شاهنشاه بزرگ ارتشتاران : مفتخرا به شرف عرض می‌رساند امروز سید محمود طالقانی در یکی از آبادی‌های شمال رودهن و فرزندش نیز در تهران دستگیر و بازداشت گردید طرح پیش‌بینی شده اجرا گردیده است»(۱۴)
آیت‌الله طالقانی در سخنرانی دیگر : تاریخ ۵/۸/۴۱ که بیشتر جنبه تبلیغاتی و تحریک مردم را داشته وضع حکومت کنونی را استبدادی تلقی نموده و مردم را به عدم اطاعت تشویق کرد و مردم را به بیداری و مبارزه با بی‌عدالتی دعوت نموده است.(۱۵)
به دنبال فعالیت‌های ایشان کلانتری ۲۸ تجریش ناچار شد طی درخواستی جهت جلوگیری از سخنرانی آیت‌الله طالقانی در دهه دوم محرم اقدام نماید که در این درخواست آمده است « .... در مورد سخنان محمود طالقانی واعظ ... مجددا نامبرده ... سخنان تند و اهانت‌آمیزی به دستگاه دولت و هیأت حاکمه ایراد نموده .... به استحضار می‌رساند طبق اطلاع واصله نامبرده خیال دارد در دهه دوم محرم نیز در مسجد همت تجریش سخنرانی نماید که به نظر می‌رسد از نظر حفظ حیثیت دولتی به طور حتم از ادامه سخنرانی نامبرده که موجبات تجری کامل را فراهم نموده است جلوگیری شود».(۱۶)
هنگامی که رژیم مبادرت به بازداشت آیت‌اله طالقانی به همراه مهندس بازرگان و تنی چند از سران نهضت آزادی رفت و آنان را بازداشت کرد جمعی از دانشجویان مسلمان از امام خواستند برای آزادی رهبران نهضت آزادی اقدامی به آورد. امام هم در پاسخ جوانان فرمودند از زندانی بودن آیت‌الله طالقانی و مهندس بازرگان افسرده نباشید و تا زندان رفتن نباشد پیروزی هم حاصل نمی‌شود و هدف بالاتر از آزاد شدن عده‌ای است که هدف اسلام و استقلال مملکت و طرد اسراییل و اتحاد کشورهای اسلامی می‌باشد. (۱۷)
آیت‌الله در یکی از سخنرانی‌های خود در مسجد هدایت ضمن بیان مسائل دینی ، وزیر کشور سابق را احمق و عده‌ای از وکلای سابق را نیز احمق قلمداد نموده است.(۱۸)
پس از سرکوب قیام سال ۴۲ ـ خرداد ـ آیت‌الله طالقانی به ده سال حبس محکوم شد که در اسناد موجود علت بازداشت ایشان اقدام بر ضد امنیت داخلی عنوان شده است. زمانی که آیت‌الله طالقانی در زندان به سر می‌بردند شایعه عدم موافقت ایشان با پیشنهاد فرستادگان محمدرضا شاه مبنی بر آزادی مشروط آیت‌الله طالقانی در زندان پخش شده بود به طوری که اداره پلیس تهران در خصوص پیشنهاد مذکور چنین گزارشی می‌دهد: «اطلاع واصله حاکی است سید محمود طالقانی پیشنماز مسجد هدایت ... به ده سال زندان محکوم می‌باشد و طرفداران وی شایع کرده ‌اند که به امر شاهنشاه آریامهر چند نفر در زندان با سید محمود طالقانی ملاقات و در مورد آزادی مشارالیه شرایطی پیشنهاد نموده‌اند لکن با آن موافقت نکرده و حاض نیست با این طریق از زندان آزاد شود». (۱۹)
البته ایشان پس از چند سال در سال ۱۳۴۶ بر اثر فشار افکار عمومی آزاد شدند که سپهبد مبصر رییس شهربانی کل کشور در خصوص محکومیت و چگونگی عفو آیت‌الله طالقانی چنین اعلام می‌کند:
«نامبرده بالا به اتهام اقدام بر ضد امنیت داخلی کشور از طرف اداره دادرسی نیروهای مسلح شاهنشاهی به ده سال حبس محکوم و از تاریخ ۶/۱۱/۴۱ بازداشت بوده به موجب نامه شماره .... اداره مذکور ، بقیه محکومیتش مشمول عفو ملوکانه روز ۳/۸/۴۶ از زندان آزاد گردیده ...»(۲۰)
سید محمود طالقانی در ادامه مبارزات علیه رژیم شاه و دربار را مورد حمله قرار داده به طوری که طی یک اعلامیه محمدرضا شاه را خائن و دربار را جاسوس بیگانه که لانه اسراییل و بهایی است معرفی کرده است. (۲۱)
رژیم ناچار شد که به ایشان تذکر دهند که مطالبی خارج از امور مذهبی و خلاف مصالح مملکت ایراد ننماید و در غیر این صورت از عبور مرور ایشان جلوگیری خواهند شد.(۲۲)
● آیت‌الله طالقانی و مسأله نفوذ یهودیان و اسراییل:
آیت‌الله سید محمود طالقانی در سخنرانی‌های خود به نفوذ یهودیان در جامعه ایران اشاره نموده و در گزارشی چنین آمده است : «طبق اطلاع واصله ساعت ۲۱ روز جاری آقای سید محمود طالقانی ضمن سخنرانی ... درباره اعمال و خرابکاری یهود اظهار داشته ...این مسخره است در یک کشور اسلامی تمام سرمایه ملت در دست این افراد ... است» (۲۳) کلانتری ۲۸ تجریش در خصوص سخنرانی سید محمود درباره نفوذ یهود در جامعه ایران چنین گزارش می‌دهد «... آقای سید محمود طالقانی به منبر رفته ... و ضمن سخنرانی به اقلیت یهود در ایران اشاره و شدیدا به آنان حمله نمود اظهار داشته حکومت‌هایی که به این طبقه کمک می‌کند دشمن ملت مسلمان می‌باشند و اضافه نمود استعمار شکست خورده به صورت صهیونیسم و صهیونیسم به صورت اسراییل و اسراییل به صورت بهایی‌گری در تام شئون مملکت تجمع کرده و کشور را به زوال و نیستی سوق می‌دهند و دولت هم اجازه تأسیس سفارت‌خانه به آنها می دهد ودر مجالس آنان شرکت می‌جوید و حتی دکتر ارسنجانی ـ وزیر کشاورزی ـ مستشاران اسراییلی را برای تقسیم املاک اراضی به ایران می‌آورد و به آقای دکتر ارسنجانی باید گفت اگر مملکت ما مهندس لایق برای کار نبود چرا از سایر کشورهای اروپایی و آسیایی مستشار نیاوردید و از اسراییل برای کشور مسلمان مستشار آوردید ... سپس آیه ای از کلام مجید قرائت و کلمه طاغوت را دیکتاتور معنی و مبارزه علیه دیکتاتوری را جهاد در راه خدا و جز عبادت بیان عبادت بیان کرد...»(۲۴)
● واکنش آیت‌الله طالقانی به نفوذ استعمارگران
سید محمود طالقانی بنابر گزارش ساواک در یکی از اظهارات خود بیان می‌کند که شاه ایران دلار از مملکت خارج می کند و در بانک‌های خارج می‌گذارد و در واقع پشتیبان دولت روس و انگلیس و وی را به نحوی استعمارپرست قلمداد می‌کند و این در حالی است که مردم می خواهند در مسجد هدایت مراسم ختم برگزار کنند که دستگاه پلیس مانع آنان می‌شود و در ادامه اظهار می‌کند که پلیس غلط می‌کند جلوگیری و دخالت نماید.(۲۵)
کلانتری ۲۸ تجریش در خصوص سخنرانی سید محمود در تکیه دزاشیب اعلام کرده که ایشان ضمن بیانات خود به حضور مستشاران آمریکایی در ایران حمله نموده است ... (۲۶)
رییس شهربانی کل کشور در خصوص سخنرانی آیت‌الله طالقانی گزارش می‌هد که ایشان مردم را تحریک و تشویق می‌کند که با صدای بلند به ملل اروپایی و آمریکایی بفهمانید ملت ایران طالب حق و حقیقت و آزادی است (۲۷) ....
● اعمال محدودیت‌ها:
سرانجام رژیم پهلوی آیت الله طالقانی را به خاطر فعالیت‌ها گسترده طی بخشنامه‌ای جزء وعاظ ممنوع‌المنبر قرار داد.(۲۸) و مولوی رییس پلیس تهران هم در خصوص سخنرانی ایشان ـ با وجود اینکه آیت‌الله طالقانی ممنوع‌المنبر بوده ـ چنین گزارش می‌دهد:
«طبق گزارش منطقه ۳ اطلاعاتی ساعت ۲۴ ... ۱۸/۸/۵۰ آقای سید محمود علایی طالقانی پیشنماز مسجد هدایت به استناد بخشنامه شماره ... جزء وعاظ ممنوع‌المنبر می‌باشد ، در مسجد مذکور به منبر رفته ... و در حضور عده‌ کثیری که اکثرا از طبقات جوان و دانشجویان بوده‌اند مطالبی ایراد نموده است ... »(۲۹)
اداره اطلاعات شهربانی هم در مکاتبه‌ای با سازمان اطلاعات و امنیت کشور در خصوص لزوم جلوگیری از سخنرانی ایشان در مسجد فوق‌الذکر چنین عنوان می‌کند: «نامبرده بالا کرارا در مسجد هدایت نسبت به مأمورین انتظامی اهانت و مبادرت به ایراد اظهاراتی بر خلاف مصالح مملکت می‌نماید چون در نظر است از ورود مشارالیه به مسجد جلوگیری شود خواهشمند است دستور فرمایید نظریه آن سازمان را در این مورد به شهربانی کل اعلام دارند». (۳۰)
ارتشبد نصیری ـ رییس سازمان اطلاعات و امنیت کشور ـ در تاریخ ۳/۹/ ۱۳۵۰ در خصوص اعمال و رفتار آیت‌الله طالقانی عنوان می‌کند که ایشان از عناصر ناراحت و اخلال‌گر می‌باشد که به کرات مبادرت به فعالیت‌های مضره و تحریک افکار عمومی و اقدام علیه امنیت مصالح کشور نمده و دارای سابقه محکومیت نیز می‌باشد، نصیری در ادامه می‌گوید با توجه به اینکه تنبیهات مقرره درباره نامبرده مؤثر نبوده و همچنان به رویه ناصواب خود ادامه می‌دهد لذا وجود ایشان در منطقه تهران موجب اخلال در نظم و سلب آسایش عمومی و ایجاد بلوا و آشوب احتمالی است....(۳۱)
سرانجام برای طرد و تبعید آیت‌الله طالقانی کمیسیون حفظ امنیت اجتماعی در تهران تشکیل شد و رأی خود را صادر و ایشان را به سه سال اقامت اجباری در شهرتسان زابل محکوم کرد. بعد از محکومیت ، رژیم در صدد بر آمد که برای جلوگیری از تماس ایشان با هواداران و به گفته ساواک برای ممانعت از تحریکات و تشویش افکار عمومی و عدم آشوب و فعالیت‌های خلاف مصالح مملکت محدودیت‌هایی برای ایشان به عمل آورند و اعمال و رفتار وی را تحت کنترل و مراقبت قرار دهند. (۳۲)
سروان مرادی ـ جانشین رییس شهربانی زابل تلاش نمود که محل تبعید وی را تغییر دهد و در تاریخ ۲۴/۱۱/۱۳۵۰ در خصوص انتقال آیت‌الله طالقانی به شهرستان سراوان و دلایل ضرورت این انتقال چنین درخواست می‌نمود: «محترما پیرو گزارشی ... مقام عالی را آگاه می‌سازم چون شهرستان زابل در مجاورت مرز قرار گرفته و اکثریت مردم زابل اهل تشیع می‌باشند برای جلوگیری از هر گونه پیشامدی گماردن مأمور مراقبت ضروری به نظر رسید که به همین نحو عمل شده است استدعا دارد امر و مقرر فرمایید هر چه زودتر نسبت به انتقال وی به شهرستان سراوان که بیشتر اهالی آن اهل تسنن می‌باشند اقدام فوری معمول فرمایند» (۳۳)
سرهنگ فرزانه در جواب جانشین رییس شهربانی زابل اعلام می‌کند که کمیسیون حفظ امنیت اجتماعی در دفتر فرمانداری تشکیل گردید و تغییر محل ایشان ضروری تشخیص داده نشد و با انتقال وی به سراوان موافقت صورت نگرفت. (۳۴)
آیت‌الله طالقانی که به سه سال اقامت اجباری در شهرستان زابل محکوم شده بود پس از مدتی به پرونده ایشان رسیدگی و محل اقامت ایشان به بافت تغییر و میزان محکومیتش هم به یک سال و نیم تقلیل پیدا کرد، در این زمان رژیم محدودیت‌ها را بیشتر نمود و مراقبت از ایشان شدیدتر شد و به غیر بستگان درجه یک، از ارتباط دیگران با آیت‌الله طالقانی جلوگیری نمودند. (۳۵)
ایشان هنگامی که به شهرستان بافت تبعید شد و در آنجا سکنی گزید ـ بنابر گزارش ساواک ـ به گردش پرداخته و افکار مسموم خود را به عموم تلقین می‌نماید و سرلشکر محققی بنابر دستور ساواک اعلام می‌کند که اعمال و رفتار ایشان را دقیقا تحت کنترل و تنها بستگان درجه یک حق ملاقات با ایشان را دارند.(۳۶)
پس از مدتی در سال ۱۳۵۲ آیت‌الله طالقانی از تبعید مرخص می‌شود و به تهران مراجعت می‌نماید که به محض ورود به تهران گروه‌های مختلف از جمله اعضای مجمع دین و دانش به ملاقات ایشان می‌روند و در همین سال ساواک ناچار می‌شود که اسم ایشان را دوباره جزء وعاظ ممنوع‌المنبر قرار دهد.(۳۷)
هنوز مدتی از تبعید و بازگشت آیت‌الله طالقانی به تهران نگذشته بود در سال ۱۳۵۴ اداره اطلاعات شهربانی کل کشور از تبعید آیت‌الله طالقانی به طالقان و دستگیری دخترش خبر داد و در خصوص فعالیت‌های ضد رژیم و علل دستگیری بدین گونه گزارش می‌دهد: «برابر اطلاع واصله آقای سید محمود علایی طالقانی (معمم) که به طالقان تبعید شده بوده اخیرا دستگیر و در زندان می‌باشد ضمنا دخترش دکتر اقتصاد می‌باشد به علت فعالیت‌های سیاسی دستگیر که در دادرسی ارتش با یک درجه تخفیف به خاطار داشتن دو بچه به حبس ابد محکوم گردیده است» (۳۸)
هر قدر که به سال ۵۷ نزدیک می‌شویم دامنه مبارزات گسترده و کنترل‌ها و مراقبت‌ها توسط مأمورین امنیتی بیشتر می‌شود و حتی افراد کوچه و بازار را تحت کنترل قرار می‌دهند به طوری که پلیس تهران در سال ۱۳۵۵ از زبان یک فرد عادی که در ساعت‌سازی مشغول گفتگو می‌باشد گزارش می‌دهد که آقای محمود ذاکری در ساعت‌سازی آقای محمد رحمانی در بازار تجریش اظهار داشته که آیت‌الله طالقانی را به زندان سیاسی اوین انتقال داده‌اند.(۳۹)
یکی از اقدامات آیت‌الله طالقانی در سال‌های نزدیک به انقلاب بر پایی تظاهراتها بود، علی الخصوص با فرا رسیدن ماه محرم ـ این اقدامات شدت بیشتری پیدا نمود. و ساواک هم برگزاری چنین تظاهرات‌ها و حرکت‌هایی را به طرف منزل آیت‌الله طالقانی پیش‌بینی می‌نمود. (۴۰) به طوری که هنگامی که واقعه هفده شهریور سرکوب شد پس از مدتی دستگاه‌های امنیتی در تاریخ ۱۹/۹/۵۷ از برپایی تظاهراتی به مناسبت این واقعه خبر داد که آیت‌الله طالقانی در آن تظاهرات حضور داشته و فیلم‌هایی از آن واقعه به نمایش گذاشته شده است. (۱۶) و در گزارش دیگر آمده است که آیت‌الله طالقانی به مبارزه مسلحانه روی آورده و چنین عنوان شده: «اطلاع واصله حاکی‌ است مردم در حوالی فرح‌آباد ژاله همچنین در منزل آیت‌الله طالقانی با ارائه کارت پایان خدمت اسلحه دریافت می‌دارند.(۴۲)
خلاصه اینکه آیت‌الله طالقانی از راه‌های مختلف برای تضعیف و سرنگونی رژیم پهلوی استفاده نمود و به خاطر این مبارزات سال‌ها تحت تعقیب و بازداشت و تبعید به سر می‌برد در پایان در بررسی پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) نباید از نقش بهشتی‌ها، مطهری‌ها، طالقانی‌ها ... در به ثمر رساندن این انقلاب غفلت نموده و یا اینکه سهم آنان را در این پیروزی کم رنگ جلو داد.

پی‌نوشت‌ها:
پژوهشگر: محمدرضا تمری
محمدرضا تمری، پژوهشگر اسناد سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی
۱ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۳۴، ص ۶۴
۲ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۳۴، ص ۶۴ ، جعفریان ، رسول ، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی ـ سیاسی ایران (از روی کار آمدن محمدرضا شاه تا پیروزی انقلاب اسلامی ـ ۱۳۲۰-۱۳۵۷ تهران ، مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، ۱۳۸۳، ص ۳۳۱
۳ـ ر.ک: آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، شماره بازیابی ۱۱۳۴، ص ۶۴ ، جعفریان ، رسول ، پیشین ، ص ۳۳۲
۴ـ ر.ک: جعفریان ، رسول ، پیشین ، ص ۳۳۴ ، روزها و رویدادها ، مرکز فرهنگی تربیتی نور ولایت ، انتشارات پیام مهدی (عج) ، تهران ۳۷۹، ص ۳۰۰
۵ـ جعفریان ، رسول ، پیشین ، صص ۳۳۶-۳۳۵
۶ـ همان ، صص ۳۳۸-۳۳۶
۷ـ همان ، ص ۳۳۹
۸ـ ر.ک به صحیفه امام ، مجموعه رهنمودهای حضرت امام خمینی سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی ، تهران ۱۳۷۱، ص ۴۲۷
۹ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۲۹، ص ۶
۱۰ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۲۹، ص ۱۴
۱۱ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۲۹، ص ۸
۱۲ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۲۹، ص ۱
۱۳ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۳۰، ص ۱۲
۱۴ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۳۰، ص ۱۶
۱۵ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۲۹، ص ۴۵-۴۴
۱۶ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۲۹، ص ۹۳
۱۷ـ حسینیان ، روح‌الله، سه سال ستیز مرجعیت شیعه در ایران (۱۳۴۳-۱۳۴۱) ، مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، تهران ۱۳۸۲، ص ۴۵۱
۱۸ـ ر.ک: آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۲۹، صص ۱۹ و ۱۷
۱۹ـ ر.ک: آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۲۹، ص ۳
آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۳۰، ص ۶۱
۲۰ـ ر. ک: آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۳۰، ص ۶۱
آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۲۹، ص ۴
۲۱ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۴۷، ص ۸۳
۲۲ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۳۰، ص ۷۲ (تاریخ سند ۱۱/۱/۱۳۴۷)
۲۳ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۲۹، ص ۲۹
۲۴ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۲۹، ص۹۲
۲۵ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۴۷، ص ۳۹
۲۶ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۲۹، ص ۹۴
۲۷ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۲۹، ص ۹۶
۲۸ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۳۲، ص ۸ و ۷
۲۹ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۳۲، ص ۹
۳۰ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۳۲، ص ۱۳
۳۱ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۳۲، ص ۲۱ و ۲۰
۳۲ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۳۲، ص ۲۲
۳۳ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۳۲، ص ۷۰
۳۴ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۳۲، ص ۷۷
۳۵ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۳۳، ص ۱۲
۳۶ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۳۳، ص ۱۴
۳۷ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۳۳، ص ۶۷ و ۵۹ و ۵۷
۳۸ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۳۳، ص ۶۷
۳۹ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۳۳، ص ۷۰
۴۰ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۱۱۳۳، ص ۸
۴۱ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۴۶۰، ص ۱۳۰
۴۲ـ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ۴۶۳، ص ۴

منبع : مرکز اسناد انقلاب اسلامی

مطالب مرتبط

روایت اسارت شهید تندگویان

روایت اسارت شهید تندگویان
اوایل‌ جنگ‌ بود، دشمن‌ به‌ میهن‌ اسلامی‌ فرصت‌ دفاع‌نداده‌بود به‌ طوریکه‌ هر روز به‌ حملات‌ خود شدت‌می‌بخشید. پالایشگاههای‌ جنوب‌ کشور در خطر بمباران‌و نابودی‌ بودند. جواد در سمت‌ وزیر نفت‌ لحظه‌ای‌ آرام‌ و قرار نداشت‌. در خواب‌ و بیداری‌ به‌ فکر پالایشگاههای‌کشور بود. ترسش‌ از این‌ بود که‌ مبادا دشمن‌پالایشگاههای‌ آبادان‌ و... را با بمب‌ و موشک‌ از بین‌ ببردو به‌ اقتصاد مملکت‌ لطمه‌ وارد شود. مرتب‌ به‌ بازدیدپالایشگاهها می‌رفت‌ و از اینکه‌ این‌ تأسیسات‌ را سالم‌ ونیروهای‌ مخلص‌ و جان‌ بر کفشان‌ را آماده‌ باش‌، از جان‌گذشته‌ و در حال‌ فعالیت‌ می‌دید، فوِالعاده‌ خوشحال‌می‌شد و خدا را سپاس‌ می‌گفت‌. هنوز چند هفته‌ای‌ ازسفرش‌ به‌ آبادان‌ نگذشته‌بود ولی‌ باز دلهره‌ داشت‌ ومی‌خواست‌ هر چه‌ زودتر پالایشگاه‌ آنجا را از نزدیک‌ببیند چرا که‌ معتقد بود در شرایط‌ سخت‌ و ناهموارجنگ‌، کار را باید از نزدیک‌ و در منطقه‌ هدایت‌ کرد.
معاونان‌ و همراهانش‌ در حیاط‌ وزارت‌ نفت‌ منتظرش‌بودند تا در کنار وی‌ به‌ طرف‌ آبادان‌ و آغاجاری‌ حرکت‌کنند. ماشین‌ حامل‌ جواد وارد وزارتخانه‌ شد و در کنار افرادمنتظر در حیاط‌ توقّف‌ کرد. جواد از ماشین‌ پیاده‌ شد. شلوارآبی‌ رنگ‌ِ مرتبّی‌ بر تن‌ داشت‌ و جلیقه‌ و موها، تمیز و مرتب‌بود. با تک‌ تک‌ معاونان‌ و همراهان‌ احوالپرسی‌ کرد و گفت‌:
برادران‌ وقت‌ تنگ‌ است‌. بهتر است‌ هر چه‌ زودتر راه‌بیفتیم‌. سپس‌ به‌ دیگر همراهان‌ مأموریت‌ داد که‌ به‌ بازدیدپالایشگاه‌ «بیدبلند آغاجاری‌» بروند. خودش‌ و معاونانش‌بوشهری‌، یحیوی‌، روحنواز و بخشی‌پور به‌ همراه‌ راننده‌اش‌،اسماعیلی‌ به‌ طرف‌ آبادان‌ به‌ راه‌ افتادند.
سفر آغاز شد. سه‌ دستگاه‌ اتومبیل‌ پشت‌ سر هم‌ درحال‌ حرکت‌ بودند. در اولین‌ اتومبیل‌، تندگویان‌، بهروزبوشهری‌، سیدحسن‌ یحیوی‌، عباس‌ روحنواز وبخشی‌پور نشسته‌ بودند و علی‌اصغر اسماعیلی‌ راننده‌بود. دو اتومبیل‌ دیگر به‌ فاصله‌ یک‌ کیلومتر از آنها درحرکت‌ بودند. وارد جادهٔ‌ اهوازـ آبادان‌ که‌ شدند، لحظه‌به‌ لحظه‌ خطر از بیخ‌ گوششان‌ می‌گذشت‌. یک‌ ماه‌ و چندروز از آغاز جنگ‌ تحمیلی‌ سپری‌ شده‌ و دشمن‌ تانزدیکیهای‌ آبادان‌ نفوذ کرده‌بود و همچنان‌ به‌ کشت‌ وکشتار خود ادامه‌ می‌داد. آن‌ روزها جادهٔ‌ اهوازـ آبادان‌تحت‌ تسلط‌ نیروهای‌ نفوذی‌ دشمن‌ قرار گرفته‌بود به‌طوریکه‌ آتش‌ جنگ‌ هر لحظه‌ به‌ طرف‌ این‌ شهرهانزدیکتر می‌شد. با وجود این‌، جواد ذره‌ای‌ ترس‌ به‌ خودراه‌ نداده‌ و حتی‌ به‌ همراهانش‌ نیز روحیه‌ می‌داد.
هر چقدر به‌ آبادان‌ نزدیکتر می‌شدند، جنگ‌ را بیشتر لمس‌ می‌کردند. آبادان‌ و اطرافش‌ به‌ منطقهٔ‌ جنگی‌ تبدیل‌شده‌بود. صدای‌ گوشخراش‌ موشک‌، خمپاره‌، تانک‌ ومسلسل‌ از زمین‌ و آسمان‌ آبادانیان‌ مظلوم‌ را در هم‌می‌پیچید. هر یک‌ از آنان‌ هر روز شاهد شهادت‌ بهترین‌عزیزانشان‌ بودند امّا با این‌ حال‌ و علیرغم‌ نبود امکانات‌لازم‌ جوانمردانه‌ دفاع‌ می‌کردند چرا که‌ ماندن‌ و شهادت‌را بر ترک‌ دیار ترجیح‌ داده‌بودند.
اکنون‌ اتومبیلها در زیر آتش‌ توپ‌ و تانک‌ دشمن‌، استوارو مصمم‌ با نظم‌ خاصی‌ به‌ حرکت‌ خود ادامه‌ می‌دادند.ساعتی‌ از طلوع‌ آفتاب‌ می‌گذشت‌ و جاده‌ سوت‌ و کوربود. گاهی‌ اوقات‌ نفربرهای‌ حامل‌ بسیجیها و نیروهای‌رزمنده‌، به‌ مسافران‌ در حال‌ حرکت‌ در جاده‌ روحیه‌می‌دادند. فریادهای‌ اللهاکبر، خمینی‌ رهبر، و پرچمهای‌سبز و قرمزی‌ که‌ رویشان‌ نوشته‌ شده‌بود: ما در جنگ‌پیروزیم‌. یا صاحب‌الزمان‌ ادرکنی‌ و... در وجود مسافران‌در حال‌ حرکت‌ روح‌ شجاعت‌ و مقاومت‌ می‌دمید.
در همین‌ حین‌ جواد در داخل‌ اتومبیل‌، در مورد لزوم‌بازدید از پالایشگاه‌ و مهم‌ بودن‌ سفر به‌ همراهان‌ توضیح‌می‌داد:
«در طول‌ یک‌ ماه‌ و چند روز شروع‌ جنگ‌ این‌ سومین‌سفری‌ است‌ که‌ به‌ آبادان‌ دارم‌. چند تن‌ از آقایان‌ در سفرهای‌قبل‌ با من‌ همراه‌ بوده‌اند. اثرات‌ آن‌ سفرها خیلی‌ زود آشکارو مسلم‌ شد. هدف‌ از این‌ سفر نیز تشویق‌ و ترغیب‌ نیروهای‌ارزشمند و فعال‌ پالایشگاه‌ مربوطه‌ است‌. امیدوارم‌ سفری‌خوب‌ و خوش‌ بوده‌باشد. خاطره‌ای‌ باشد که‌ همراهان‌ بعدهانیز از آن‌ به‌ خوبی‌ یاد کنند. قبول‌ دارم‌ که‌ سفری‌ بس‌خطرناک‌ است‌ ولی‌ مرگ‌ و زندگی‌ دست‌ خداست‌، اجل‌ هرجا فرا رسد، انسان‌ تسلیم‌ اوست‌ و...»
همراهان‌ آرام‌ و ساکت‌ به‌ سخنان‌ِ روحیه‌بخش‌ وامیدوارکننده‌اش‌ گوش‌ فرا می‌دادند. هر چند دقیقه‌ نیز ازپشت‌ شیشه‌های‌ گرد و خاک‌ گرفته‌ ماشین‌، دور و اطراف‌جاده‌ را می‌پاییدند. تابلوی‌ کنار جاده‌ ۵ کیلومتری‌ آبادان‌را نشان‌ می‌داد. کمی‌ قبل‌ از تابلو، با ساختمان‌ بزرگی‌ که‌به‌ نظر می‌رسید قبلاً مرغداری‌ بوده‌ مواجه‌ شدند.ساختمان‌ درست‌ چسبیده‌ به‌ جاده‌ بود. اتومبیل‌ سرعت‌خود را کم‌ کرد. در این‌ لحظه‌ عده‌ای‌ مسلح‌ ناگهان‌ ازپشت‌ دیوار ساختمان‌ کنار جاده‌ به‌ طرف‌ اتومبیل‌ هجوم‌آورده‌ و به‌ صورت‌ دایره‌وار جاده‌ را محاصره‌ کرده‌ وبستند. گوش‌ تا گوش‌ هم‌ ایستادند و فرمان‌ دادند: ایست‌!
راننده‌ نگاهی‌ به‌ سرنشینان‌، مخصوصاً تندگویان‌انداخت‌ و با اشارهٔ‌ سر آنها آرام‌ کنار جاده‌ توقف‌ کرد.خیلی‌ تعجب‌ داشت‌ که‌ داخل‌ خاک‌ خودشان‌ و در منطقه‌تسلط‌ نیروهای‌ ایران‌، با دستور عراقیها بازداشت‌ شوند.دو اتومبیل‌ پشت‌ سر وقتی‌ این‌ وضعیت‌ را دیدند، سریعاًدور زده‌ و به‌ سرعت‌ به‌ طرف‌ اهواز به‌ راه‌ افتادند. به‌دستور افراد مسلح‌، سرنشینان‌ این‌ اتومبیل‌ یکی‌ پس‌ ازدیگری‌ از داخل‌ آن‌ پیاده‌ شدند. جواد گفت‌: عزیزان‌ من‌،مقاوم‌ و هوشیار باشید. احتمالاً ما به‌ اسارت‌ نیروهای‌بعثی‌ درآمده‌ایم‌. حدس‌ او درست‌ بود. جواد عصبانی‌شده‌ و خطاب‌ به‌ عراقیها می‌گفت‌: شما متجاوز هستید.شما در خاک‌ ما چه‌ می‌کنید؟ این‌ جا خاک‌ ماست‌ و شماحق‌ ندارید پایتان‌ را در خاک‌ ما بگذارید.»
آنان‌ پس‌ از آزار و اذیت‌ فراوان‌، زیر آن‌ آفتاب‌سوزان‌، اسرا را در یک‌ نقطه‌ به‌ داخل‌ گودالی‌ بردند.حدود یکصد اسیر نظامی‌، در اطراف‌ گودال‌ نشسته‌بودند. دستها و چشمهایشان‌ را بستند. ناگهان‌ صدای‌رگبار گلوله‌ شنیده‌ شد. به‌ نظر می‌آمد که‌ شروع‌ به‌ کشتن‌اسرا کرده‌اند. جواد گفت‌: «بهروز! این‌ ناجوانمردان‌ الان‌همه‌ این‌ بی‌گناهان‌ را می‌کشند پس‌ بهتر است‌ خودم‌ رامعرفی‌ کنم‌. شاید اینها خیال‌ کنند که‌ مقامات‌ دیگر هم‌ باما اسیرند و مردم‌ را نکشند.»
بالاخره‌ جواد خود را معرفی‌ کرد و باعث‌ شد حداقل‌جان‌ صد نفر از جوانان‌ این‌ مرز و بوم‌ از مرگ‌ حتمی‌نجات‌ یابد. بعد از اینکه‌ جواد خود را معرفی‌ کرد، او را ازبقیه‌ جدا کرده‌ و همراه‌ خود بردند. پس‌ از این‌ صدای‌رگبارها قطع‌ شد و دیگر کسی‌ کشته‌ نشد.
دشمن‌ هنوز از هویت‌ افراد اسیر شده‌ خبر نداشت‌ ولی‌مسلماً می‌دانست‌ شخصیتهای‌ مهمی‌ را به‌ اسارت‌گرفته‌است‌. وقتی‌ که‌ جواد خود را معرفی‌ کرد،سخت‌گیری‌ آنها بیشتر شد. سه‌ ساعت‌ و نیم‌ در منطقه‌شلمچه‌ از آنها بازجویی‌ به‌ عمل‌ آمد. سپس‌ با یک‌خودروی‌ لندکروز (به‌ همراه‌ چند محافظ‌ مسلح‌) به‌ مقرلشکر شش‌ منطقه‌ «تنومه‌» از نواحی‌ بصره‌، اعزام‌ شدند.از آن‌ به‌ بعد جواد از سایر همراهان‌ جدا شد و به‌زندانهای‌ مخوف‌ عراِ انتقال‌ یافت‌.
در این‌ طرف‌ مرز خبر اسارت‌ جواد و همراهان‌ درمنطقه‌ در همه‌ جا پیچیده‌بود. یک‌ روز از این‌ اتفاِگذشته‌بود که‌ خبر به‌ دکتر چمران‌ رسید. او با پنجاه‌چریک‌ به‌ منطقه‌ اعزام‌ شد ولی‌ جواد یک‌ روز قبل‌ ازمنطقه‌ منتقل‌ شده‌بود. همان‌ شب‌ خبر اسارت‌ جواد ازتلویزیون‌ جمهوری‌ اسلامی‌ همراه‌ با اطلاعیه‌ روابط‌عمومی‌ نخست‌ وزیری‌ به‌ اطلاع‌ همگان‌ رسید.
حالا دوران‌ دیگری‌ از زندگی‌ جواد آغاز شده‌بود؛اسارت‌، بازجویی‌ و مقاومت‌. آنچه‌ در انتظارش‌ بودشکنجه‌، حبس‌ در سلولهای‌ انفرادی‌ مخوف‌ و تنگ‌تاریک‌ با سنگفرشی‌ از آجرهای‌ تیره‌، بدون‌ هیچ‌ گونه‌روزنه‌ای‌ به‌ آفتاب‌ بود. جواد از آن‌ روز به‌ بعد از آفتاب‌هم‌ محروم‌ شده‌بود. او مجبور بود با یک‌ پتو و پارچ‌ ولیوانی‌ پلاستیکی‌ زندگی‌ کند. دوران‌ مبارزه‌، به‌ نحوی‌دیگر برای‌ او در حال‌ آغاز بود.
از این‌ به‌ بعد جواد بود و راز و نیازهای‌ شبانه‌،مناجات‌ و تلاوت‌ قرآن‌، شکنجه‌ و آزار و همچنان‌مقاومت‌. روزهای‌ اول‌ خانواده‌ از اوضاع‌ او باخبر بودند.حتی‌ هدی‌ که‌ متولد شد، به‌ جواد خبرش‌ را دادند ولی‌بعد از آن‌ هیچ‌ خبری‌ از جواد نشد. جواد در آخرین‌نامه‌اش‌ که‌ خبر تولد هدی‌ را شنیده‌بود، چنین‌ نوشت‌:
«از دیدن‌ دستخط‌ زیبایتان‌ مسرور شدم‌. از دور روی‌سمیه‌ و پیمان‌ و مهدی‌ را می‌بوسم‌. اگر برای‌ نورسیده‌شناسنامه‌ نگرفته‌ای‌، نامش‌ را «هُدی‌» بگذار. انشاءالله که‌به‌ مبارکی‌ نام‌ و قدومش‌ همگی‌ به‌ هدایت‌ نایل‌ شویم‌.
به‌ امید دیدار همگی‌ شما. از همه‌ التماس‌ دعا دارم‌.
محمدجواد تندگویان‌»
در زندانهای‌ «الرشید و بعقوبه‌» دژبان‌ عراقی‌ خاطرات‌لحظه‌ به‌ لحظهٔ‌ جواد عزیز را در ذهن‌ دارد. این‌ خاطرات‌برای‌ همیشه‌ در سینه‌ تاریخ‌ حک‌ شده‌است‌.

وبگردی
نخل طلای کن در فرودگاه به جعفر پناهی رسید
نخل طلای کن در فرودگاه به جعفر پناهی رسید - عوامل فیلم «سه رخ» با استقبال جعفر پناهی به ایران بازگشتند و جایزه جشنواره فیلم کن را به او رساندند. جعفر پناهی به همراه نادی ساعی ور، برای فیلم "سه رخ" جایزه بهترین فیلمنامه جشنواره فیلم کن امسال را دریافت کردند اما به دلیل آنکه پناهی ممنوعیت قانونی برای خروج از کشور داشت، موفق به حضور در جشنواره و دریافت جایزه نشد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!
حمله ماموران شهرداری به پلیس راهور!
حمله ماموران شهرداری به پلیس راهور! - حمله ور شدن ماموران سد معبر شهرداری به ماموران راهنمایی رانندگی
دستگیری معروف ترین شرور تهران، در ۵۰۰ متری مرز ترکیه
دستگیری معروف ترین شرور تهران، در ۵۰۰ متری مرز ترکیه - شرور سطح یک که در آخرین اقدام خود یکی از دوستانش را در منطقه ولنجک به قتل رسانده بود؛ در ۵۰۰ متری مرز ترکیه دستگیر شد.
لحظه ریزش وحشتناک کوه در جاده هراز!
لحظه ریزش وحشتناک کوه در جاده هراز! - ریزش ناگهانی کوه که توسط مسافران به ثبت رسیده است...!
همسر محسن افشانی با ریش و سبیل در استادیوم آزادی دستگیر شد
همسر محسن افشانی با ریش و سبیل در استادیوم آزادی دستگیر شد - قبل از شروع بازی تیم‌های پرسپولیس و الجزیره یکی از بازیگران سینما کشورمان قصد داشت به همراه همسرش وارد ورزشگاه آزادی شوند که این دو نفر توسط نیروهای انتظامی بازداشت شدند.
فیلم | خسرو معتضد: جسد مومیایی قطعا متعلق به رضاخان است
فیلم | خسرو معتضد: جسد مومیایی قطعا متعلق به رضاخان است - فیلم - در ویدئوی زیر بخشی از صحبت های خسرو معتضد، مورخ را می شنوید که نتیجه تحقیقاتش را درباره مومیایی پیدا شده در حرم حضرت عبدالعظیم بیان می کند.
پهلوانان این روزهای ما
پهلوانان این روزهای ما - تصویری زننده و به شدت ناراحت کننده بر جا مانده از مسابقه انتخابی تیم ملی کشتی ایران که به کتک کاری و جنجال کشید. خانواده عبدولی باز هم پای ثابت این درگیری بود که چهره ورزش پهلوانی ایران را تیره کرد
(ویدئو) تشویق اصغر فرهادی در جشنواره کن توسط بزرگان سینمای جهان
(ویدئو) تشویق اصغر فرهادی در جشنواره کن توسط بزرگان سینمای جهان - در این ویدئو تشویق اصغر فرهادی و پنه لوپه کروز، خاویر باردم و دیگر عوامل فیلم «همه میﺩﺍنند» در جشنواره کن توسط بزرگان سینمای جهان را مشاهده می‌کنید.
فیلم حجوم داعشی‌های حاتمی کیا به یک مرکز خرید و وحشت و اعتراض مردم
فیلم حجوم داعشی‌های حاتمی کیا به یک مرکز خرید و وحشت و اعتراض مردم - عوامل فیلم «به وقت شام» روز گذشته با حضور عجیب و رعب آور در پردیس سینمایی کوروش مردم را وحشت زده کردند. در این حرکت تبلیغاتی بازیگران نقش داعش، با گریم و پوشش داعشی ها، سوار بر اسب راهی پردیس سینمایی کوروش شدند و با حضور در مرکز خرید و فودکورت مجموعه، رفتارهای عجیبی نشان دادند که باعث وحشت و اعتراض مردم شد.
تصاویر مخفی از بزرگترین مرکز فروش مواد مخدر در جنوب تهران / فیلم
تصاویر مخفی از بزرگترین مرکز فروش مواد مخدر در جنوب تهران / فیلم - این گزارش حاوی تصاویری از بزرگترین مرکز فروش و مصرف مواد مخدر در جنوب شرق تهران است که مخفیانه ضبط شده‌است.
کشتار اسب‌های کولبران / فیلم
کشتار اسب‌های کولبران / فیلم - متاسفانه طی یک ماه گذشته دستکم سه نوبت و هر نوبت دستکم 30 اسب باربر متعلق به کولبران در جنگل میرآباد شهرستان اشنویه با شلیک گلوله از پای درآمده‌اند.
سید احمد خمینی معمم شد
سید احمد خمینی معمم شد - سید احمد خمینی فرزند آیت‌الله سید حسن خمینی در حضور جمعی از علما و پدر و پدربزرگ خود در حسینیه جماران معمم شد.
دختران پرسپولیسی با ریش و سبیل در ورزشگاه آزادی!
دختران پرسپولیسی با ریش و سبیل در ورزشگاه آزادی! - امروز عکسی از 5 تماشاگر بازی روز گذشته در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که نشان می‌دهد 5 دختر جوان با گریم‌های عجیب و حرفه‌ای خودشان را به عنوان پسر جا زده و وارد ورزشگاه شده‌اند.
اگر با وجود این مشکلات ملت قیام کند همه ما را به دریا خواهد ریخت
اگر با وجود این مشکلات ملت قیام کند همه ما را به دریا خواهد ریخت - از ملتی که ستون فقراتش شکسته انتظار مقاومت دارید؟ بسیاری از کشور فرار کردند یا جای فرار خود را فراهم آوردند اما ما جای فرار نداریم
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!