پنج شنبه ۳ خرداد ۱۳۹۷ / Thursday, 24 May, 2018

خرد، آزادی و ایمان


خرد، آزادی و ایمان
جریان نواندیشی دینی در ایران معاصر، بازتاب‌هایی در دیگر جوامع برجای نهاده و توجه بسیاری از متفکران و پژوهشگران خارجی را به خود جلب کرده است. مقاله حاضر گزارشی است از آرا و نظرات محمدمجتهد شبستری به قلم رومن سایدل Roman Seidel پژوهشگر آلمانی و عضو <موسسه مطالعات اسلا‌می> دانشگاه آزاد برلین.
آقای سایدل دانش‌آموخته فلسفه و مطالعات اسلا‌می است و موضوع رساله فوق‌لیسانس‌اش، بررسی اندیشه‌های مجتهد شبستری می‌باشد. این مقاله که در سایت اینترنتی قنطره www.qantara.de‌قابل دسترسی است، البته شامل آرا و نظرات اخیر مجتهد شبستری (مندرج در فصلنامه مدرسه، سال دوم، شماره ششم، تیر ۱۳۸۶) نمی‌باشد. ‌
محمدمجتهد شبستری در سال ۱۳۱۵ متولد شد و در نوجوانی به عزم فراگیری علوم دینی رهسپار قم شد. دروس حوزوی در آن ایام، به مانند امروز، شامل موضوعاتی مثل حقوق اسلا‌می با تاکید بر فقه، کلا‌م، عرفان و فلسفه بود. شبستری جزو آن دسته از طلا‌بی بود که تمرکز یک سویه بر مباحث خشک فقهی را ناکافی یافته و توجه خود را معطوف به موضوعات فلسفی و عرفانی کرد، یعنی همان مباحثی که نزد بیشتر فقهای مسلمان ارج و قربی نداشت. دو مدرس برجسته و پرجاذبه این دروس در آن دوره عبارت بودند از علا‌مه طباطبایی فیلسوف و مولف تفسیری پرطرفدار از قرآن و آیت‌ا... خمینی که بعدها رهبر انقلا‌ب و بنیانگذار جمهوری اسلا‌می شد. ‌
● انقلا‌ب اسلا‌می، حمایت و نقد ‌
آنچه موجب جذب شبستری و دیگر طلا‌ب به آیت‌ا... [امام] خمینی می‌شد، جدای از تعالیم فلسفی و عرفانی‌اش، اندیشه سیاسی او بود. از نظر ایشان نظام اخلا‌قی اسلا‌م منحصر به روابط شخصی و خصوصی نبوده و می‌بایست که در حکومت و شکل دولت نیز منعکس شود. ‌
براساس همین دیدگاه بود که وی از دهه چهل شمسی شروع به انتقاد صریح از رژیم شاه کرد. ‌
شبستری همسو با اندیشه سیاسی شیعه رایج در ایران دهه‌های چهل و پنجاه شمسی، خود را با اندیشه روشنفکران دینی‌ای مثل جلا‌ل آل‌احمد، علی شریعتی و نیز روحانی سیاسی‌ای همچون مرتضی مطهری نزدیک یافت. ‌
شبستری در سال ۱۳۴۸ به‌عنوان مدیر مرکز اسلا‌می مسجد امام علی(ع) در هامبورگ تعیین شد، یعنی همان مرکزی که چند سال بعد، محمد خاتمی (رئیس‌جمهور سابق ایران) به جای او برآن گمارده می‌شود. شبستری در دوره اقامت در هامبورگ، با جدیت از گفت‌وگوهای اسلا‌م و مسیحیت حمایت کرد و با گشودن مسجد به روی همه مسلمانان، بر دامنه نفوذ آن افزود.
او همچنین زبان آلمانی را فرا گرفت و علا‌ئق دیرین مطالعاتی خود را در زمینه فلسفه غرب و کلا‌م مسیحی، به‌ویژه کلا‌م پروتستان دنبال کرد و آثار متکلمانی همچون پاول تیلیش، کارل بارث و کارل رانر و نیز اندیشه‌های فیلسوفانی مثل ایمانوئل کانت، ویلهلم دیلتای و هانس گئورگ گادامر را در مطالعه گرفت. ‌ شبستری به‌عنوان پیرو آیت‌ا... [امام] خمینی و طرفدار انقلا‌ب اسلا‌می، در سال ۱۳۵۶ به ایران بازگشت و پس از پیروزی انقلا‌ب، به‌عنوان نماینده استان آذربایجان به اولین دوره مجلس شورای اسلا‌می راه یافت.
با این حال، خیلی زود از سیاست کناره گرفت و شروع به تامل در ایدئولوژی جمهوری اسلا‌می و عملکرد دولت از نگاهی شک‌ورزانه کرد. تحول اندیشه او از باور به <اسلا‌م به‌عنوان راه‌حل> به فهمی آزاداندیشانه از دین، نوعی تغییر پارادایم بود که دربرگیرنده بسیاری از روشنفکران دینی و متفکران اصلا‌ح‌طلبی می‌شد که جزو حامیان سرسخت امام خمینی و جمهوری‌اسلا‌می به حساب می‌آمدند. ‌
● رویکرد نقادانه نسبت به دین
شبستری از اوایل دهه شصت شمسی در دانشگاه تهران به تدریس فلسفه اسلا‌می، کلا‌م و دین‌شناسی تطبیقی اشتغال یافته و معمولا‌ در ساماندهی کنفرانس های بین‌المللی مربوط به گفت‌وگوهای اسلا‌م و مسیحیت نقش داشته است. وی از آغاز دهه هفتاد شمسی با نگارش مقالا‌تی در روزنامه‌ها و مجلا‌ت آزاداندیش، رویکردی نوین و انتقادی نسبت به دین را مطرح کرد. شبستری به واسطه این فعالیت مطبوعاتی و نیز به خاطر ارائه مجموعه‌ای از سخنرانی‌های عمومی در دانشگاه‌ها و دیگر محافل عمومی، نقش فعالی در تکوین گفتمان دینی و سیاسی جامعه ایفا کرده و به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین روشنفکران دینی در ایران معاصر مطرح شده است. ‌
● متفکران و منتقدان اصلا‌ح‌طلب در ایران
در ایران امروز روشنفکران منتقد طیف ناهمگونی را تشکیل می‌دهند. در یک سوی این طیف فعالا‌ن سکولا‌ر حقوق بشر قرار دارند که به‌دنبال حکومت قانون براساس حقوق بین‌الملل و بدون توسل به دین هستند. سپس فعالا‌نی که آنها نیز خواستار اصلا‌ح جامع نظام حقوقی در مطابقت با استانداردهای بین‌المللی، ولی از منظری اسلا‌می می‌باشند. اعضای این دو گروه معمولا‌ در سطوح خرد، مثلا‌ به‌عنوان وکیل در دادگاه‌ها، برای آزادی و حقوق افراد تلا‌ش می‌کنند، که چهره‌های برجسته این جریان خانم مهرانگیز کار و خانم شیرین عبادی برنده جایزه نوبل هستند.
اما روشنفکران دینی، فعلا‌ن سیاسی و سیاستمداران نقش متفاوتی را برعهده دارند. این افراد به دلا‌یل مختلف اعتقادی یا عملی، طرفدار نظام جمهوری اسلا‌می بوده ولی خواستار اصلا‌ح آن می‌باشند. افرادی مثل محسن کدیور و محمد خاتمی جزو این گروه هستند. ‌ محمدمجتهد شبستری، همچون عبدالکریم سروش، یکی از برجسته‌ترین چهره‌های روشنفکران دینی ایران است که به ندرت وارد مسائل روزمره سیاسی شده یا از اقدامات اصلا‌حی معینی حمایت کرده است.
با وجود آنکه شبستری فاصله خود را با مباحث مربوط به دکترین حکومتی حفظ کرده و از نقد نمایندگان رسمی آن، به‌عنوان اشخاص، احتراز دارد، تا درگیر امور حاشیه‌ای نشود؛ با این همه بخش عمده آثار او، در بستر گفتمان مذهبی و سیاسی ایران امروز، قابل فهم و برداشت سیاسی است. برای مثال می‌توان به استدلا‌ل‌های او در تایید بدون قید و شرط حقوق بشر و دموکراسی، بدون انتساب آنها به اسلا‌م، یا استخراجشان از اسلا‌م و یا حتی محدود کردنشان با اسلا‌م، اشاره کرد.
● تاریخیت و قرائت‌های معاصر از قرآن
از نظر شبستری حقوق بشر و دموکراسی فرآورده‌های عقل بشری هستند که در گذار زمان پدیدار شده و رو به بسط دارند و نمی‌باید سراغ آنها را از کتاب و سنت گرفت. در واقع قرآن در مورد فهم نوین ما از حقوق‌بشر ساکت است و این منافاتی با حقایق الهی مندرج در این کتاب ندارد. شبستری برمبنای هرمنوتیک جدید، منکر هرگونه ادعایی است که انسان را قادر به احاطه مستقیم بر حقیقت مطلق الهی بداند. چنین ادعایی معادل شیئی انگاشتن خدا و مخالف اصلی توحید است. معرفت ما در مورد خداوند و دستوراتش، همواره معرفتی صرفا انسانی و در نتیجه متغیر و غیرکامل است. ‌
براین اساس، پیش‌فرض‌ها، انتظارات و پرسش‌های مفسر یک متن وحیانی را نباید به‌عنوان نارسایی‌هایی در نظر گرفت که مانع فهم درست پیام آن متن می‌شوند؛ بلکه این امور شروط لا‌زم هر نوع فهمی از وحی هستند. در واقع تنها از طریق سوالا‌ت مفسر و طرز تلقی اوست که می‌توان قرآن را وادار به سخن گفتن با خود سازیم. گرچه که مفسر هم می‌باید تا حد امکان از پیش‌فرض‌هایی که در قرائت خود به کار می‌گیرد، آگاهی داشته باشد.
همانطور که فقیهی که در پی طراحی یک فتوای فقهی است، می‌باید از دانش تخصصی کافی نسبت به موضوع برخوردار باشد، که این مستلزم اطلا‌ع از مجموعه دانش عصر و توجه به یافته‌های علوم جدید است و صرف اتکا به متون سنتی حقوقی کافی نیست؛ به همین ترتیب، کافی نیست که در کتاب و سنت به جست‌وجوی احکام و قواعدی حقوقی بپردازیم و آنها را از بافت خود خارج کرده و به‌عنوان پاسخ‌هایی برای مسائل معاصر به کار بریم. زیرا بسیاری از این دستورات، پاسخ به مسائل اجتماعی مطرح در عهد پیامبر اسلا‌م بوده‌اند و به سادگی قابل تطبیق کامل بر وضعیت امروز نیستند. ‌
به این ترتیب است که شبستری از تاریخیت وحی سخن می‌گوید. آیات قرآن و حکمت‌های پیامبر در چارچوب زبان و فرهنگ عربی عصر پیامبر بیان شده و تنها در آن دوره بی‌نیاز از تفسیر بوده‌اند ولی در عصرهای بعد همه آنها باید تفسیر شوند. ‌
● عدالت به مثابه یک دستور جاودان
اکنون لا‌زم است که بین دو جنبه از وحی تمییز نهاده شود، یکی گوهر پیام الهی و دیگری شرایط اجتماعی‌که شکل خاصی به این پیام داده‌است. باید از این شکل عبور کرد و به اهداف و ارزش‌های واقعی‌که پیام نبوی برآن مبتنی است، رسید. شکل پیام، یعنی متون شبه حقوقی مندرج در قرآن و سنت نبوی، صرفا در خدمت تحقق اهداف واقعی این پیام است. ‌
هر چند شبستری فهرست این اهداف و ارزش‌ها را ارائه نمی‌کند، ولی مکررا به مفاهیمی مثل آزادی و مسوولیت اشاره می‌کند و همچنین عدالت را ارزشی بنیادین می‌داند، که هم معرف اندیشه اسلا‌می است و هم رعایت آن به‌عنوان یک دستورالعمل جاودان، از سوی خدا به بشر تکلیف شده است. با این همه، نمی‌توان از قرآن یک نظریه مشخص در مورد حکومت استخراج کرد و این بر عهده خرد انسانی نهاده شده تا دائما به بازتفسیر مفهوم عدالت و حکومت عادلا‌نه بپردازد. ‌
پرسشی که در اینجا مطرح می‌شود این است که با توجه به این ملا‌حظات، آنچه به‌عنوان بخش جاودان و تغییرناپذیر وحی برجای می‌ماند، آیا بیش از یک مجموعه محدود از مفاهیم انتزاعی است؟ ‌
● سنت عرفان اسلا‌می
شبستری در پاسخ به این اعتراض نظریه مهمی را مطرح می‌کند. از نظر او متن وحیانی را به خودی خود نباید کلا‌م جاودان خداوند تلقی کرد، بلکه این متن مادامی که برانگیز‌اننده تجربه دینی در مخاطب باشد، کلا‌م الهی است. در نتیجه، این کلا‌م در زمان حاضر فقط نزد مخاطب آن وجود دارد و این تجربه دینی، همان گوهر ایمان است. ‌
ایمان از نظر شبستری نه اعتقاد و نه معرفت نسبت به چیزی است. اعتقادات مذهبی، عقاید، نظریه‌ها و امثال آن، می‌توانند ترجمان ایمان باشند، ولی خود ایمان نیستند. ‌
ایمان یعنی تسلیم کامل نسبت به وجود خدا، اعتماد به خدا و در نتیجه یک رویارویی درونی بین انسان و خدا. این تعریف از ایمان حکایت از توجه شبستری به سنت عرفان اسلا‌می، به‌ویژه عرفان‌ابن‌عربی و نیز کلا‌م اگزیستانسیالیستی پاول تیلیش متکلم پروتستان دارد. ‌
شبستری از این پس، در پی بازپروری ایمان به مثابه گوهر دینداری، به جای فهم فقهی آن می‌رود. ایمان به منزله تجربه دینی می‌باید محور اصلی <کلا‌م جدید> باشد و همچنین جایگزین (و یا دستکم مکمل) تاکید فراوان بر فقه از یک سو و گزاره‌های متافیزیکی در مورد خدا از سوی دیگر شود.
● آزادی، شرط ایمان واقعی
شبستری در کنار توجه به بعد معنوی ایمان، از دیگر ابعاد آن نیز غافل نیست. از نظر او ایمان متکی است بر اراده آزاد، که خود یکی از ویژگی‌های اصلی انسانیت است. از سوی دیگر، انسان از نظر قدرت، دانش و جاودانگی، موجودی ناکامل است و ایمان جست‌وجوی راه نجاتی است در گریز از نقص خود و اقبال به کمال خداوندی.
ایمان عبارت است از تصمیمی آگاهانه و مبتنی بر آزادی درونی فرد برای اقبال به خدا. این به معنای آن نیست که یک بار تصمیمی گرفته شود که برای همه اوقات معتبر باشد، بلکه این تصمیم می‌باید، در مواجهه با شرایط دائما متغیر زندگی، مرتبا از نو اتخاذ گردد.همچنین فرد مومن باید دائما در این نکته تامل کند که چه اموری جزو ایمان است و چه چیزهایی جزو آن نیست، یعنی تمییز دادن بین رفتار مبتنی بر یک تصمیم درونی آزادانه، که خود نتیجه یک تجربه معنوی یا دینی است؛ با رفتاری که نهایتا تقلیدی محض و سطحی از احکام و بدیهیات دینی است. ‌
برای رسیدن به این آگاهی، باید به صورتی جدی و آزاد به انتقاداتی که از سوی محافل اسلا‌می یا غیراسلا‌می معاصر نسبت به اندیشه دینی مطرح شده، توجه کرد. چنین است که شبستری مفهوم ایمان را با رویکردهای نجات‌بخش و انتقاد از خویش همراه می‌سازد. ‌
● برداشتی اسلا‌می از حقوق‌بشر
آزادی درونی انسان می‌باید با آزادی بیرونی او همراه باشد، زیرا نمی‌توان از بیرون مردم را وادار کرد که در درون خود عزم اقبال به خدا کنند. همه عقاید جزمی دینی که تعیین می‌کنند مردم به چه چیزهایی باید یا نباید عقیده داشته باشند، نه تنها منزلگاه‌های مناسبی برای رسیدن به ایمان واقعی نیستند، بلکه موانعی بر سر راه تکامل آزاد ایمان به شمار می‌روند.
به محض آنکه یک گروه دارای نفوذ سیاسی و اجتماعی مدعی شود که توان تمییز میان حق‌وباطل مذهبی را انحصارا در اختیار دارد و در نتیجه قرائتی رسمی از دین را ارائه کند؛ آن دین تبدیل به یک ابزار می‌شود و گوهر خود، یعنی ایمان را از دست می‌دهد. ‌ در چنین بستری است که می‌توان استدلا‌ل شبستری را در مورد لزوم شناسایی حقوق‌بشر به منزله مفهومی عام و جهانی (ونه مشخصا اسلا‌می) برای مسلمانان و نیز گرایش او را نسبت به یک نظام سیاسی دموکراتیک، بهتر فهم کرد. ‌
حقوق بشر و دموکراسی با اسلا‌م سازگار است، نه به خاطر آنکه تعلیم قرآن یا سنت نبوی است و یا از سوی فقه به رسمیت شناخته شده؛ بلکه بدان جهت که این مفاهیم تفسیری معقول و امروزی از حاکمیت عادلا‌نه است و تحقق آنها به ما کمک می‌کند که شرایط سیاسی و اجتماعی‌ای را فراهم آوریم که موجب رشد ایمان آزادانه واقعی و نه واپس رفتن آن باشد. در نتیجه دموکراسی و حقوق بشر، بهتر از هر نظام اسلا‌می ولی خودکامه دیگری، به اسلا‌م مدد می‌رسانند.
* مجتهد شبستری در این دوره، همچنین دست به انتشار مجله <اندیشه اسلا‌می> زد که در بردارنده دیدگاه‌های نوینی درباره فهم اسلا‌م بود.

[رومن سایدل/ترجمه: محمود اسماعیل‌نیا]

منبع : روزنامه اعتماد ملی

مطالب مرتبط

درآمدی بر فلسفه ویتگنشتاین

درآمدی بر فلسفه ویتگنشتاین
● زندگی نامه:
لودویگ ویتگنشتاین در سال ۱۸۸۹ در وین زاده شد. پس از ترک مدرسه در سن ۱۷ سالگی برای تحصیل در رشته مهندسی به برلین رفت. در سال ۱۹۰۸ عازم انگلستان شد و پس از چند ماه به عنوان دانشجوی پژوهشگر در بخش مهندسی­ دانشگاه منچستر نام­نویسی کرد. پژوهش او در مورد علم هوانوردی بود. در ۱۹۱۲ در کالج ترینتی کیمبریج برای تحصیل در اصول ریاضی و منطق زیر نظر برتراند راسل پذیرفته شد. زمان جنگ در ارتش اتریش خدمت کرد. نگارش رساله­ی منطقی- فلسفی را در ۱۹۱۸ تمام کرد. متن آلمانی آن اثر در سال ۱۹۲۱ در سالنامه­ی فلسفه ی طبیعی او ستوالد چاپ شد. و در سال ۱۹۲۲ این کتاب در انگلستان با ترجمه­ی انگلیسی در مقابل متن آلمانی انتشار یافت. تنها اثر فلسفی دیگری که در زمان حیاتش چاپ کرد، یک مقاله بود. ویتگنشتاین آثار فلسفی عظیم دیگری نیز دارد که هنوز پس از مرگش به چاپ می­رسند. در بین سال­های ۱۹۲۰ و ۱۹۲۶ او در مدرسه­های روستایی در اتریش تدریس کرد. بحث­های او با فلاسفه­ی حلقه ی وین در ۱۹۲۷ آغاز شد. در سال ۱۹۲۹ به کیمبریج بازگشت، و به عضویت کالج ترینیتی درآمد. در ۱۹۳۹ به عنوان استاد فلسفه در دانشگاه کیمبریج برگزیده شد. زمان جنگ در بیمارستان لندن دربان شد و بعدا در یک آزمایشگاه داروسازی نیوکاسل کار کرد. او کرسی استادی خود را در کیمبریج در سال ۱۹۴۷ رها کرد و در ۱۹۵۱ در گذشت.
در تقسیماتی که برای فلسفه قائلند می­توان به دو حوزه­ی فلسفه­ی اروپای قاره­ای و فلسفه­ی تحلیلی زبان اشاره کرد. مدعیان فلسفه­ی تحلیلی زبان بر این عقیده­اند که تا قبل از آنان مطالعه­ی اندیشه و عقاید بدون در نظر گرفتن نقش میانجی زبان صورت می­گرفت. در آغاز قرن بیستم فلاسفه­ای چون راسل و مور تلقی دیگری از فلسفه را آغاز کردند که خاستگاه اصلی آن کیمبریج بود. در سال ۱۹۲۱ ویتگنشتاین که یکی از شاگردان راسل بود دست به تألیف رساله­ی منطقی -فلسفی یا تراکتاتوس زد که در آن ملاحظات فلسفی راسل کاملاً مشهود است. این کتاب که در رابطه با نظریه­ی مطرح در اتمیسم منطقی راسل بود کاملاً تحت تأثیر مبانی منطق ریاضی بود. اثر بعدی ویتگنشتاین کتاب پژوهش­ها یا تحقیقات فلسفی بود که دو سال بعد از مرگ وی در سال ۱۹۵۳ منتشر شد و در بردارنده­ی مطالبی بود که از نبوغ سرشار وی خبر می­داد. او بیش از ۲۵ سال از عمر خود را روی این کتاب صرف کرد هر چند بین کار اول (رساله­ی منطقی – فلسفی) و پژوهش­های فلسفی ارتباط ظریفی وجود دارد ولی به خاطر استفاده از زبان معمولی و روزمره در کتاب پژوهش­ها می­توان آن را درک تازه­ای در زمینه­ی اندیشه­های فلسفی به حساب آورد. کتاب پژوهش­ها اگر چه به زبان معمولی و عادی نوشته شده ولی مضمون آن بسیار چند لایه و غامض است. پژوهش­ها به سرعت و در زمانی کمتر از یک دهه با اقبال خوانندگان متون فلسفی رو به رو شد و به یُمن فعالیت پیگیر پیروان ویتگنشتاین آئین استواری با تکیه بر مباحث آن آغاز شد که ما امروز آن را به نام فلسفه­ی زبان معمولی یا مکتب آکسفورد می­شناسیم. در هر دو کتاب هدف او درک ساختار و حدود زبان و چگونگی روش مطالعه­ی آن بود. وی بر این بود که با این روش مرز کلام معنی­دار را از بی­معنی کشف کند. وی همچنین دین و اخلاق را در فراسوی حدود زبان جای می­داد زیرا آنچه را که می­توان گفت دین و اخلاق بر نمی­تابیدند. ویتگنشتاین قائل به زبان خصوصی نبود زیرا معتقد بود که چنان زبانی نمی­تواند واجد شرایطی باشد که هر زبانی باید احراز کند یعنی می­بایستی در حدود یا در یک بازی زبانی شرکت داشته باشد تا قابل درک باشد. در آموزه­های ویتگنشتاین بین دوره­ی نخست فکری او یعنی در کتاب رساله­ی منطقی-فلسفی و دوره­ی دوم یعنی کتاب پژوهش­های فلسفی دو تغییر اصلی وجود دارد. نخست این که وی این عقیده را که ساختار واقعیت ساختار زبان را تعیین می­کند کنار گذاشت. وی گفت قضیه برعکس است زبان ما نظر ما را درباره­ی واقعیت تعیین می­کند زیرا ما اشیاء را بواسطه آن می­بینیم. در واقع او آن نوع عینیت­گرایی­ای را که مرکز آن انسان بود را توهمی بیش نمی­دانست.
به نظر راسل کتاب پژوهش­ها بر خلاف رساله تحقیقاتی سطحی درباره زبان است و به هیچ وجه با تحقیقات مربوط به منطق و شناخت و واقعیت که وظیفه خاص فلسفه است ارتباطی ندارد. وی کتاب پژوهش­ها را گیج کننده و بی­ارزش می­دانست و تا پایان عمر با آن مخالفت ورزید. تغییر اصلی دوم در نظریه زبان ویتگنشتاین این است که وی در رساله استدلال می­کند که زبان­ها ساختار منطقی واحدی دارند که لزوماً در ظاهر تشخیص داده نمی­شود امًا می­توان با تجزیه و تحلیل فلسفی آن را آشکار کرد به نظر او اختلاف میان اشکال زبانی فقط تغییرات ظاهری و سطحی شکلی واحد است که منطق آن را آشکار می­کند. وی در دوره­ی دوم فعالیت فلسفی خود به نظری کاملاً مخالف رسید. به نظر او تنوع اشکال زبانی واقعاً ساختار عمیق زبان را آشکار می­کند و این به هیچ وجه با آنچه او در آغاز پنداشته یکسان نبود. ویتگنشتاین در پژوهش­ها می­گفت: «صور متفاوت زبان ماهیت مشترک ندارند یا دست کم اگر داشته باشند آن چنان ناچیز است که ارتباط میان آن اشکال متفاوت را تبیین نمی­کند. پیوند صور مختلف زبان با یکدیگر بسیار ظریف و غلط­انداز است درست مانند پیوند بازیها با یکدیگر، یا چهره­های اعضای یک خانواده که به یکدیگر مربوط هستند)). نقد زبان ویتگنشتاین همانند نقد کانت در مورد اندیشه بود. ویتگنشتاین معتقد بود که فلاسفه غالباً از سر بی­غفلتی در فراسوی نوعی بی­معنایی سرگردانند که در ظاهر به نظر می­رسد افکار اصیلی را بیان می­کنند اما در حقیقت چنین کاری نمی­کنند. عموم فلاسفه به دنبال نقطه اتکا ارشمیدسی هستند (۱) تا با آن بتوانند طرز تلقی انسان از خودش را خارج از او بررسی کنند یکی از این نقطه­های اتکا ارشمیدسی مابعدالطبیعه نظری است که کانت در مورد آن می­گفت: یک بررسی انتقادی کامل درباره حوزه و حدود اندیشه بشری نشان خواهد داد که نظام­های مابعدالطبیعه نظری بی­پایه و اساس­اند در حقیقت نظرکانت در مورد دستگاه شناخت امر واقع است یعنی پدیده­ها و سلسله علت و معلولی آن که ناظر به این امر است. کانت می­گفت شناخت امور مابعدالطبیعه باید از شناخت امور تجربی تفکیک گردد والا دچار تناقض خواهیم شد این دستگاه شناخت برای ویتگنشتاین زبان بود. ویتگنشتاین اعتقاد داشت که متعالی انگاری دین و اخلاق پایان یافته و نوعی طبیعت­گرایی زبان جایگزین آن شده است. دین و اخلاق وجوه مختلف حیات و اندیشه­ی انسانی هستند و چون خارج از خود بنیانی ندارند (نقطه ارشمیدسی) توجیه آنها فقط با توصیف دقیق زبانی که در آن بیان می­شوند و جایگاهی که در زندگی ما دارند میسر است. خط ظریفی که این دو فیلسوف را به هم مرتبط می­کند انگار تحصل­گرایی در مورد اثبات دین و اخلاق است که کانت آن را خارج از سلسله­ی علت و معلولی می­دید و ویتگنشتاین آن را در حوزه زبان ممکن می­دانست. ویتگنشتاین می­خواست حدود مطلق زبان را طراحی کند دقیقاً همانطور که کانت می­خواست حدود مطلق اندیشه را ارائه دهد. کتاب رساله که بر همان سبک و سیاق راسل و فرگه بود برای رسیدن به حکم­های ضروری و قضایای بنیادین تألیف شد. حکم­های ضروری احکامی هستند که مقدم بر تجربه می­باشند یا به اصطلاح کانت هر حقیقت ماتقدم را فرا می­گیرد. مثلاً این که ماه کوچکتر از زمین است قضیه­ای امکانی است و برای اثبات آن نیاز به تجربه است لیکن این حقیقت، ماتقدم یا ضروری است که ماه کوچکتر یا بزرگتر از زمین است یا نیست و آن را می­توان پیشاپیش گفت. حدود زبان مانند حدود فکر ضروری فرض شده است بنابراین بر اساس مفهوم وسیع منطق ویتگنشتاین، این منطق است که حدودشان را پی­ریزی می­کند. بدین طریق تحقیقات او درباره­ی بنیان­های منطق متضمن بررسی حدود زبان شد. خطوط اصلی دستگاه رساله منطقی – فلسفی که شباهت ویژه­ای با خرد ناب کانت دارد همه از این اصل ناشی می­شوند که حدود اندیشه و حدود زبان صرفاً رویدادهای امکانی نیستند بلکه به ضرورت در جایی قرار دارند بنابراین دقیقاً همان طور که کانت معتقد بود که اندیشه در فرا سوی مرزی که او طرح کرده باز می­ایستد، ویتگنشتاین معتقد بود که زبان درست روی مرزی که او نشان داده متوقف می­گردد و این که فراسوی آن مرز فقط سکوت می­تواند باشد. مرز کانت شناخت واقعی را محصور کرده بود و مرز ویتگنشتاین مرز گفتمان را تعیین می­کند به هر حال با وجود نزدیک­هایی که می­توان آن را دید انتقادی دو فیلسوف داشت اختلاف وسیعی میان این دو دستگاه فکری وجود دارد که همانطور که اشاره شد عبارت است از این که نقد غیرمستقیم ویتگنشتاین از فکر به میانجی­گری زبان است.
امّا قضایای بنیادین طبقه­ای از قضایا راجع به امور واقع است که منطقاً مستقل از یکدیگرند یعنی صحت و سقم یک قضیه­ی بنیادین بر صحت یا سقم قضیه­ی بنیادین دیگر دلالت نمی­کند بنابراین وظیفه نخست ویتگنشتاین این است که با روش قیاسی از نظریه معناداری ثابت کند که تمام قضایای ناظر به امور واقع بدون استثنا مرکب از قضایای بنیادینی هستند که منطقاً از یکدیگر مستقل هستند. او برای دفاع و تبیین نظریه معناداری بر دو اصل x و y متوسل می­شود. X می­گوید هر قضیه راجع به امر واقع دارای معنی مشخصی است. y می­گوید راهی که در آن هر قضیه­ای این معنی را بدست می­آورد تصویری است که تقریباً می­توان درباره ارتباط این دو قضیه گفت؛ که x مسئله را تجزیه می­کند و y آن را حل می­کند. بنابراین x و y مربوط به بازنمایی اشیاء هستند. حال آیا اشیائی که بازنمایی می­شوند باید قبلاً وجود داشته باشند؟ این مشکلی دوجانبه است چون اگر لازم نباشد که اشیاء قبلاً وجود داشته باشند روشن نیست که چگونه می­توانند تصویر شوند. در جانب دیگر مشکل این است که ممکن است قضیه­ی y را داشته باشیم که حاوی کلمه­ای باشد که تصویر شیئی است که وجود ندارد. مع الوصف جمله معنی­دار است (مثلاً یک اختراع). بنابر این قضیه ناظر به امور واقع، معنای دقیق خود را فقط به خاطر کلماتش بدست می­آورد که یا اشیاء موجود را تصویر می­کنند یا قابل تجزیه و تحلیل به قضایایی هستند که اشیاء موجود را تصویر می­کنند. اصل دیگری که برای رسیدن به قضایای بنیادین مورد استفاده ویتگنشتاین قرار گرفت اصل z بود. z قضیه­ای است که می­گوید هر موقع دو قضیه منطقاً به یکدیگر مربوط باشند درون یکی از آن دو، یا درون هر دو نوعی ترکیب منطقی وجود دارد که با تجزیه و تحلیل می­توان آن را گشود. مثلاً قضایای p و ~p (نقیضش) منطقاً با یکدیگر ناسازگارند و بنابراین دست کم یکی از آن دو باید نوعی ترکیب منطقی داشته باشد تا ناسازگاری روشن شود. در این مورد هر چه قدر هم تبیین ضرورت منطقی مشکل باشد بدیهی است که (~p) قضیه ثانوی است. اکنون از توصیف اوّلیه قضایای بنیادین ویتگنشتاین چنین بر می­آید که اگر p بنیادین باشد (~p) نمی­تواند بنیادین باشد. لازم به یادآوری است که اصل x از آن فرگه و z از آن راسل و y که اصطلاحاً نظریه تصویری قضایا نامیده می­شود از عقاید خاص ویتگنشتاین بود.
تفکری که در رساله ارائه می­شد نوعی جوهرگرایی در مورد زبان بود که ابزار آن صغری و کبری و قیاس بود. تا قبل از ویتگنشتاین یعنی تبیین رساله، اتفاق نظر فلاسفه زبان بر آن بود که می­توان بدون توجه به شکل­های ظاهری زبان با تجزیه و تحلیل به بنیان­های مشترک در همه زبانها دست یافت امّا ویتگنشتاین در کار دوم خود اعلام کرد که دیگر نیازی به x و y و z ندارد زیرا آنها تزهایی هستند درباره­ی جوهرگرایی و جوهرگرایی خود نمونه­ای از تفکر مابعدالطبیعی است چون به نظر فلاسفه انتقادی، صفت اختصاصی کلی مابعدالطبیعه چنان است که ارتباط با ماده خود را از دست می­دهد. در روش جدید (پژوهشها) روی کرد او به زبان تجربی بود. البته در روش جدید او به فراسوی زبان رفت و مواضع خود را در مورد مسائل مابعدالطبیعه اظهار داشت؛ نقطه نظر او این بود که گفتن نمی­تواند دلیل وجودی چیزی باشد و مسائل مابعدالطبیعه از آن زمره هستند که فقط می­توان آن را نشان داد. حرکت جدید او در دو جهت متمرکز بود یکی قطع نظر از مسائل علمی برای تبیین مابعدالطبیعه (علیت) و دیگری نشان دادنِ چیزی که در تراکتاتوس نمی­توان به آن رسید و باید آن را در فراسوی مرزهای زبان برد (مابعدالطبیعه). سخن ویتگنشتاین در کتاب پژوهش­ها این بود که تصور عامل مشترک برای کاربردهای گوناگون زبان پیش فرض غلطی است. این پیش فرض به جوهرگرائی زبان مربوط بود که فرض را بر این می­گذاشت که عامل مشترک شامل تنوع­ها نمی­شود و از این رو او به تحقیق درباره­ی اختلاف­ها پرداخت ویتگنشتاین تحقیقات کهن و بلندمرتبه گذشته را ترک کرد و به چیزی کاملاً متفاوت یعنی به تحقیق درباره­ی زبان که تجربی، پیش پا افتاده و حتی ساده بود پرداخت. حمله او به جوهرگرایی سرانجام به این عقیده رهنمون شد که اگرچه تجزیه و تحلیل همیشه در پی ارائه تعریف است امّا فرض این که همیشه معنا را می­توان در تعریف گنجاند خطاست به هر حال ویتگنشتاین در پژوهش­ها این ادعا را که فلسفه جستاری در دستگاه عینی ضرورت­های مطلق است رها کرد و با وجود این به این نتیجه که فلسفه باید نوعی علم باشد هم نرسید او معتقد بود که روش درست در فلسفه جمع­آوری حقایق درباره­ی زبان است ولی نه بخاطر اینکه حقایق ذاتاً جالب­اند و یا به منظور پرداختن نوعی نظریه علمی مانند نظریه ساختار دستوری مشترک تمام زبان­ها درباره آن حقایق باشد بلکه این حقایق باید جمع­آوری شوند زیرا به چیزی فراسوی خود دلالت دارند.
نکته مهمی که باید در پژوهش­ها مورد امعان نظر واقع شود این است که ویتگنشتاین از نوعی درهم و برهمی زبان یاد می­کند که علت آن را افکار و عقاید نظریه­پردازان و فلاسفه می­داند که هنگام تدقیق و تحدید یک مسئله مسائل دیگر را از نظر دور داشته و واژه­ها را از جایگاه بازی زبانی خاص خود به جایگاهی که مناسب آن بازی نیست کشانیده­اند او فلسفه­اش را مانند معالجه بیماری می­داند و تأکید می­کند که فقط این درهم و برهمی­ها است که فلسفه­اش را ضروری می­سازد حالا آیا با قرار گرفتن هر گفتمان در جای خود یعنی در صورتی از بازی­های زبانی بشر دیگر به فلسفه نیازی خواهد داشت حال با توجه به این سؤال حساس لازم است که در مورد بازی­های زبانی بیشتر توضیح داده شود.
بازی­های زبانی (Language Games) کاربرد واژه­ها در تعاملات زندگی اجتماعی است این تعاملات وجوه مختلفی دارد که می­توان به قراردادها، گزارشها، و تمامی گفتمان اجتماعی انسان که دارای بستر و وابسته به هدفی هستند اشاره کرد. به عقیده ویتگنشتاین خطا و اشتباه بزرگ فلاسفه مدرن تأکید بر اشکال بیان به جای تأکید بر کاربرد آنها در جریان زندگی و فعالیت روزمره است. بسیاری از مسائل و معضلات فلسفی ناشی از قضاوت درباره حرکات موجود در یک بازی بر اساس قواعد و مقررات بازی دیگر است. مثلاً هنگامی که بنّایی به وردست خود می­گوید :((نیمه)) این کلمه اشاره به این امر دارد که یک نیمه آجر به من بده این واژه نیمه خاص این بازی یا صورت است کاربرد واژگان دیگر نیز به همین صورت است که باید موقعیت و کاربرد آنها را مدنظر داشت والا دچار بدفهمی شده و با یک وسیله (واژه) بازی نامناسب و نامربوطی انجام می­دهیم که باعث سردرگمی و همان چیزی که ویتگنشتاین حکایت­گری موهوم می­نامد خواهیم شد اگر دقت کنیم می­بینیم که اینجا هم حرکتی وجود دارد به سوی آن ذره­گرایی در زبان تراکتاتوس ولی در بستر تجربی آن.

وبگردی
نخل طلای کن در فرودگاه به جعفر پناهی رسید
نخل طلای کن در فرودگاه به جعفر پناهی رسید - عوامل فیلم «سه رخ» با استقبال جعفر پناهی به ایران بازگشتند و جایزه جشنواره فیلم کن را به او رساندند. جعفر پناهی به همراه نادی ساعی ور، برای فیلم "سه رخ" جایزه بهترین فیلمنامه جشنواره فیلم کن امسال را دریافت کردند اما به دلیل آنکه پناهی ممنوعیت قانونی برای خروج از کشور داشت، موفق به حضور در جشنواره و دریافت جایزه نشد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!
حمله ماموران شهرداری به پلیس راهور!
حمله ماموران شهرداری به پلیس راهور! - حمله ور شدن ماموران سد معبر شهرداری به ماموران راهنمایی رانندگی
دستگیری معروف ترین شرور تهران، در ۵۰۰ متری مرز ترکیه
دستگیری معروف ترین شرور تهران، در ۵۰۰ متری مرز ترکیه - شرور سطح یک که در آخرین اقدام خود یکی از دوستانش را در منطقه ولنجک به قتل رسانده بود؛ در ۵۰۰ متری مرز ترکیه دستگیر شد.
لحظه ریزش وحشتناک کوه در جاده هراز!
لحظه ریزش وحشتناک کوه در جاده هراز! - ریزش ناگهانی کوه که توسط مسافران به ثبت رسیده است...!
همسر محسن افشانی با ریش و سبیل در استادیوم آزادی دستگیر شد
همسر محسن افشانی با ریش و سبیل در استادیوم آزادی دستگیر شد - قبل از شروع بازی تیم‌های پرسپولیس و الجزیره یکی از بازیگران سینما کشورمان قصد داشت به همراه همسرش وارد ورزشگاه آزادی شوند که این دو نفر توسط نیروهای انتظامی بازداشت شدند.
فیلم | خسرو معتضد: جسد مومیایی قطعا متعلق به رضاخان است
فیلم | خسرو معتضد: جسد مومیایی قطعا متعلق به رضاخان است - فیلم - در ویدئوی زیر بخشی از صحبت های خسرو معتضد، مورخ را می شنوید که نتیجه تحقیقاتش را درباره مومیایی پیدا شده در حرم حضرت عبدالعظیم بیان می کند.
پهلوانان این روزهای ما
پهلوانان این روزهای ما - تصویری زننده و به شدت ناراحت کننده بر جا مانده از مسابقه انتخابی تیم ملی کشتی ایران که به کتک کاری و جنجال کشید. خانواده عبدولی باز هم پای ثابت این درگیری بود که چهره ورزش پهلوانی ایران را تیره کرد
(ویدئو) تشویق اصغر فرهادی در جشنواره کن توسط بزرگان سینمای جهان
(ویدئو) تشویق اصغر فرهادی در جشنواره کن توسط بزرگان سینمای جهان - در این ویدئو تشویق اصغر فرهادی و پنه لوپه کروز، خاویر باردم و دیگر عوامل فیلم «همه میﺩﺍنند» در جشنواره کن توسط بزرگان سینمای جهان را مشاهده می‌کنید.
فیلم حجوم داعشی‌های حاتمی کیا به یک مرکز خرید و وحشت و اعتراض مردم
فیلم حجوم داعشی‌های حاتمی کیا به یک مرکز خرید و وحشت و اعتراض مردم - عوامل فیلم «به وقت شام» روز گذشته با حضور عجیب و رعب آور در پردیس سینمایی کوروش مردم را وحشت زده کردند. در این حرکت تبلیغاتی بازیگران نقش داعش، با گریم و پوشش داعشی ها، سوار بر اسب راهی پردیس سینمایی کوروش شدند و با حضور در مرکز خرید و فودکورت مجموعه، رفتارهای عجیبی نشان دادند که باعث وحشت و اعتراض مردم شد.
تصاویر مخفی از بزرگترین مرکز فروش مواد مخدر در جنوب تهران / فیلم
تصاویر مخفی از بزرگترین مرکز فروش مواد مخدر در جنوب تهران / فیلم - این گزارش حاوی تصاویری از بزرگترین مرکز فروش و مصرف مواد مخدر در جنوب شرق تهران است که مخفیانه ضبط شده‌است.
کشتار اسب‌های کولبران / فیلم
کشتار اسب‌های کولبران / فیلم - متاسفانه طی یک ماه گذشته دستکم سه نوبت و هر نوبت دستکم 30 اسب باربر متعلق به کولبران در جنگل میرآباد شهرستان اشنویه با شلیک گلوله از پای درآمده‌اند.
سید احمد خمینی معمم شد
سید احمد خمینی معمم شد - سید احمد خمینی فرزند آیت‌الله سید حسن خمینی در حضور جمعی از علما و پدر و پدربزرگ خود در حسینیه جماران معمم شد.
دختران پرسپولیسی با ریش و سبیل در ورزشگاه آزادی!
دختران پرسپولیسی با ریش و سبیل در ورزشگاه آزادی! - امروز عکسی از 5 تماشاگر بازی روز گذشته در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که نشان می‌دهد 5 دختر جوان با گریم‌های عجیب و حرفه‌ای خودشان را به عنوان پسر جا زده و وارد ورزشگاه شده‌اند.
اگر با وجود این مشکلات ملت قیام کند همه ما را به دریا خواهد ریخت
اگر با وجود این مشکلات ملت قیام کند همه ما را به دریا خواهد ریخت - از ملتی که ستون فقراتش شکسته انتظار مقاومت دارید؟ بسیاری از کشور فرار کردند یا جای فرار خود را فراهم آوردند اما ما جای فرار نداریم
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!