دوشنبه ۲ مهر ۱۳۹۷ / Monday, 24 September, 2018

مدارکی دال بر تدوین زود هنگام قرآن


مدارکی دال بر تدوین زود هنگام قرآن
در مقاله حاضر سه دلیل تاریخی ارائه شده‏اند که تدوین قرآن در اوان قرن اول هجری را تأیید می‏نمایند. این سه مدرک عبارت‏اند از کتیبه‏های قرآنی بر دیواره قبه الصخرهٔ در بیت المقدس مربوط به دوره خلافت عبدالملک بن مروان (۶۵ - ۸۶ هجری) ؛ نوشته‏های قرآنی مربوط به دوره خلافت ولید بن عبدالملک (بیست سال بعد از مورد پیشین)، که بر دیواره مسجد جامع مدینه حک شده بوده‏اند؛ و نهایتاً اشاراتی که در منابع تاریخی آمده است و حکایت از آن در اواخر قرن اول و اوائل قرن دوم هجری در مدینه، گروه وجود داشتند که تخصص آنها استنساخ قرآن بوده است.
بنابر نظر عموم علمای اهل سنت، قرآن در زمان ابوبکر و عمر، از روی نوشت افزارهای پراکنده جمع آوری شد و، در زمان خلیفه سوم، نهایتاً یک متن «معتبر و رسمی» از قرآن تهیه گردید. اما در دهه‏های اخیر این اعتقاد به لحاظ تاریخی از طرف مستشرقان زیر سؤال برده شد.
در اوایل قرن بیستم، مستشرقی به نام آلفونس مینگانا (۱) ادعا کرد که قرآن چند دهه دیرتر از آنچه ادعا می‏شود، یعنی در زمان حکومت عبدالملک بن مران (۶۵ - ۸۶ هجری) تدوین شده است. در سال‏های ۱۹۷۰، مستشرق دیگری به نام جان ونزبرو (۲) از این هم فراتر رفت و بر پایه تحلیل‏های زبان شناختی مدعی شد که هیچ دلیل و مدرکی دال بر وجود یک متن «معتبر و رسمی» (۳۸۱) از قرآن، تا قبل از پایان قرن هشتم میلادی (اواخر قرن دوم هجری) وجود ندارد.
ونزبرو از یک سو به بررسی خود قرآن می‏پردازد و طبیعت آن را نمایان‏گر تحولی سازمند (۳) در آن می‏داند و توضیح می‏دهد که این متن از نقل‏هایی کاملاً مستقل فراهم آمده است که هر یک تحولی دراز آهنگ را از سرگذرانده‏اند تا در نهایت با بهره‏گیری از معدودی ساختارها و شیوه بلاغی (۴) به صورت یک مجموعه واحد، کنار هم قرار داده شده‏اند.
او از دیگر سوی، صحت گزارش‏های تاریخی مسلمانان را زیر سؤال می‏برد و تمام آنچه را در روایات اسلامی درباره وحی و زندگی پیامبر اکرم (ص) آمده است، صرفاً گزارش‏هایی می‏داند که تنها در منابع متأخر اسلامی، به مانند تفاسیر قرن ۸ و ۹ میلادی، یافت می‏شوند و بس. بیرون از این مجموعه، شاهدی بر صحت آنها وجود ندارد؛ بدان سان که این مطالب را نمی‏توان در منابع تاریخی غیر مسلمانان هم عصر با دوران بعثت و بعد از آن یافت. بر همین اساس، او نتیجه می‏گیرد مراحلی را که قرآن طی کرده است با به صورت یک متن «معتبر و رسمی» درآمده و نیز نقشی که در پیدایش و تکامل جامعه اسلامی داشته است، دقیقاً مشابه روندی بوده است که کتاب مقدس یهودیان از سنت شفاهی تا تدوین گذرانده است.
ونزبرو، در تأیید دیدگاه‏های خود از استنتاج‏های مستشرق دیگری به نام یوزف شاخت (۵) نیز بهره می‏گیرد. شاخت در تحقیقات خود می‏کوشد تا نشان دهد قرآن تا پیش از قرن ۹ میلادی به عنوان منبعی برای استخراج قوانین و احکام مورد استفاده نبوده است. ونزبرو این امر را حاکی از آن می‏گیرد که تا این تاریخ متن معینی از قرآن به عنوان یک «متن رسمی و معتبر» تدوین نشده بوده و جامعه با آن آشنایی و انس نداشته تا از آن در قانون گذاری بهره‏گیرد (ص ۲).
با این همه، تحقیقات ونزبرو به لحاظ ارائه تحلیل‏های زبان شناختی از متن قرآن بسیار ارزشمند می‏باشند. اگر چه، چنین تحلیل‏هایی از قرآن بی‏سابقه نیستند، اما کار او به لحاظ دقت و نکته سنجی و بررسی همه جانبه از القائات و معانی ضمن متن قرآن، ممتاز می‏باشند. این اثر تاریخ شناسان تاریخ صدر اسلام را به چالش فرا می‏خواند تا ملاحظات مفید و غیر قابل انکار او را با شواهد تاریخی‏ای از نظر دور داشته، درآمیزند و این دوره را از نوبازسازی کنند.
در این بررسی باید توجه داشت که تحلیل‏های تاریخی او، به طور کلی تحت تأثیر این پیش فرض است که تاریخچه تدوین کتاب مقدس بر تاریخ اسلام، قابل تعمیم است.
آنچه هماوردی با آن بسی دشوارتر خواهد بود، نتیجه‏ای است که بدان تصریح نکرده، اما از سخنان او به طور ضروری استتناج می‏شود و آن اینکه تمام گزارش‏ها و روایات مسلمانان درباره تاریخ صدر اسلام، جعلی هوشمندانه است؛ جملی بدان حد مؤثر و آنچنان فراگیر که هیچ ردی از شواهد مستقل بر خلاف آن، باقی نگذاشته است.
موضوع دیگری که از نتایج تحقیقات ونزبرو متأثر می‏شود، مسئله تاریخ نگارش نسخه‏های کهن قرآن است. بنابر ادعای او، هیچ یک از این نسخه‏ها نمی‏توانند متعلق به دوره امویان و حتی اوایل دوره عباسیان باشند، در این میان نسخه‏های صنعا بیش از همه درخور بحث است. این نسخه از قرآن که در سال‏های ۱۹۷۰ در صنعای یمن، پیدا شده، متعلق به اوایل هشتم میلادی دانسته شده است. در حالی که بنابر نظر ونزبرو، این تاریخ پذیرفتنی نیست و تاریخ صحیح سال‏ها بعدتر است.
مقاله حاضر می‏کوشد تا شواهدی تاریخی ارائه کند که ونزبرو به آنها توجه نکرده و با برداشت‏های تاریخی او، در تعارض می‏باشند.
۱) کتیبه قبهٔ الصخره‏
یکی از مهم‏ترین شواهدی که می‏توان وضعیت قرآن را در قرن اول هجری، بنمایاند، دو کتیبه بلندی است که دور تا دور ساختمان هشت ضلعی قبه الضحره را از خارج و داخل پوشانده است. این کتیبه‏ها که در زمان عبدالملک بوجود آمده‏اند، در حال حاضر، جز با تغییر اندکی در نام خلیفه، (مأمون به جای عبدالملک) همچنان دست نخورده باقی مانده‏اند. متن اصلی کتیبه ترکیبی است از شهادتین همراه با فرازهایی از آیات مختلف: ادغامی از آیه اول سوره ۶۴ و آیه دوم سوره ۵۷، آیه ۵۶ سوره ۳۳ به طور کامل، آیه ۱۷۱ و ۱۷۲ سوره چهارم به طور کامل، آیات ۳۳ تا ۳۶ سوره ۱۹ با اندک تغییراتی در ضمائر و حرف عطف و آیه ۱۸ و ۱۹ سوره سوم به طور کامل.
متن با شهادت به وحدانیت خداوند و قدرت کامل او آغاز می‏شود و با شهادت به پیامبری حضرت محمد (ص) و معرفی او به عنوان بنده‏ای از بندگان خدا ادامه می‏یابد.
تنبه بر این که مسیح هم پیامبری بود همچون پیامبر خاتم، هدف اساسی این کتیبه را که هماوردی با عقیده مسیحیان در مهم‏ترین شهر زیارتی ایشان بوده، می‏نمایاند. نوشته با یادآوری قیامت پایان می‏پذیرد.
این قرآن نوشت، از آن رو که با متن کنونی آیات مختلف قرآن، تطبیق می‏کند، حکایت از تدوین متن «معتبر و رسمی» قرآن دارد. اما تفاوت‏های آن نیازمند توضیح می‏باشند.
نویسنده مقاله در بیان این تفاوت‏ها که در تغییر ضمائر و حذف عطف صورت گرفته، به شیوه متداولی که در جامعه اسلامی وجود داشته اشاره می‏کند و آن، استفاده خلاق از آیات قرآنی با اعمال تغییرات اندک در آن بوده تا عباراتی کامل و با معنی پدید آورد که در موقعیتهای مختلف نظیر خطبه‏ها استفاده می‏شده است. نویسنده دو نمونه از این دست گزارش‏های تاریخی را ارائه می‏دهد.
در مقابل این توجیه، او حتی این احتمال را که چه بسا، قرآن در همان دوره، تدوین شده باشد رد می‏کند و اظهار می‏دارد که سخت است بپذیریم قرآن در زمان عبدالملک تدوین شده باشد، اما از روال و چگونگی آیات در این کتیبه که در همان دوره تنظیم شده، متأثر نشده باشد. همچنان که بعید می‏نماید که بپذیریم مجموع عبارت ادغام شده از آیه ۱ سوره ۶۴ و آیه ۲ سوره ۵۷ که در این کتیبه دوبار هم تکرار شده، در واقع یک عبارت بوده، که به هنگام تدوین، از هم جدا شده و در دو قسمت مختلف قرآن نهاده شده است.
در کنار این کتیبه، سکه‏های ضرب شده همین دوران هم، تا آخر دوره امویان، در جریان بوده‏اند، می‏توانند مورد استناد قرار گیرند. بر این سکه‏ها، شهادت به یگانگی خداوند، سوره توحید بدون بسمله و قل، و بخشی از آیه ۳۳ سوره توبه با تغییراتی جزئی، ضرب شده است.
۲) کتیبه‏های مسجد النبی
اما ارزشمندتر از اینها، نمونه‏ای که می‏تواند، قالب کلامی (۶) قرآن را نشان دهد، قرآن نوشته‏هایی است که بر دیوار قبله در مسجد النبی حکاکی شده بوده است.
این نوشته‏ها مدت‏هاست از بین رفته‏اند، اما چندین گزارش تاریخی از منابع اسلامی و غیر آن، در اختیار است. این نوشته‏ها از باب مروان (باب السلام) در دیوار غربی شروع می‏شده و دور تا دور ضلع جنوبی تا ضلع قبله، و از آنجا تا ضلع جنوب شرقی یعنی باب علی (ع) و باب جبرئیل امتداد داشته است. این کتیبه با سوره حمد شروع می‏شده که پس از آن از سوره شمس تا آخر قرآن (سور ۹۱ تا ۱۱۴) را به طور کامل با همین ترتیب فعلی قرآن، گزارش می‏کرده است.
تاریخ آن به زمان بازسازی مسجد در دوره حکومت پسر عبدالملک یعنی ولید (۸۶ - ۹۶ هجری) بر می‏گردد که بین سال‏های ۸۸ تا ۹۱ توسط شهردار او در مدینه، عمر بن عبدالعزیز، صورت گرفته است. این قرآن نوشته‏ها از آن جهت مهم هستند که نشان می‏دهند ترتیب سوره‏های ۹۱ تا ۱۱۴ تا زمان تهیه آن در سال ۹۱، در متن قرآن معین شده بوده است؛ همچنان که ردیف شدن سوره‏های کوتاه را می‏توان حاکی از آن گرفت که به طور کلی مرتب کردن تمام قرآن به ترتیب طول سوره‏ها، تا این زمان، کامل شده بوده است.
نویسنده، به طور ضمنی مستند دیگر ونزبرو را نیز رد می‏کند و آن اینکه او عدم استفاده از قرآن را تا پیش از قرن ۹ میلادی برای استخراج احکام فقهی، دلیلی عدم الفت جامعه با این متن و، در نتیجه، جمع آوری دیر هنگام قرآن دانسته بود. نویسنده تصریح می‏کند.
شواهد کافی در دست است که نشان می‏دهد در دوره امویان، جامعه به طور کامل و کافی با قرآن آشنا بوده که بتواند در مباحث سیاسی به منظور اثبات مشروعیت سیاسی و همچنین برای تبلیغات مذهبی از قرآن بهره گیرد.
۳) استنساخ قرآن‏
در کنار این قرآن نوشته‏های گوناگون، شواهد غیر مستقیم دیگری نیز وجود دارند که بر تدوین متن «معتبر و رسمی» قرآن دلالت دارند. از جمله می‏توان به لقبی اشاره کرد که تاریخ نگاران و فراهم آورندگان فرهنگ‏های انساب بدان اشاره دارند و آن لقب «صاحب المصاحف» است که مؤلف مراد از آن را «استنساخ مصحف قرآن» می‏داند (ر.ک. ص ۱۱، پاورقی ۵۱) او با بررسی منابع تاریخی، به طور مشخص سه نفر را در مدینه، در ربع آخر قرن اول، مشخص می‏کند که چنین عنوانی داشته‏اند و حرفه آنها استنساخ قرآن بوده است.
همچنان که محله‏ای در مدینه، به همین گروه اختصاص داشته است که در آن قرآن استنساخ و معامله می‏شده است. وجود چنین متخصصانی در جامعه مدینه، حکایت از آن دارد که در آن سال‏های اولیه، نه تنها متن معتبر و رسمی قرآن تدوین شده، بلکه این متن کاملاً در جامعه جا افتاده و تقاضاهای فراوانی برای آن، به منظور استفاده‏های عمومی در مساجد و مدارس وخصوصی، توسط متمکنان و مؤمنان بوده است. مهم آن است که نمی‏توان احتمال جعلی بودن این مطلب را پذیرفت، چرا که این حقائق بر گرفته از جزئیات بسیار پراکنده و مطالب جانبی گزارش‏ها هستند و آنقدر جزئی و بی‏اهمیت بوده‏اند که نمی‏توانند بخشی از یک جعل آگاهانه بوده باشند.
در کنار این همه، رسم الخطی که در قرآن نوشته‏ها وجود دارد - به عنوان نمونه، آنچه در قبهٔ الضحرهٔ به کار رفته است - تحول روشنی را در خط عربی، نسبت به نوشته‏های پیش از آن دارد که این همه نتیجه به وجود آمدن گروهی حرفه‏ای در استنساخ قرآن است که رسم الخط معینی را با سبک خاصی برای نگارش قرآن پایه‏گذارده بودند که علاوه بر شیوه‏ای خاص در نوشتن حروف، از آرایه‏هایی برای تفکیک تقسیمات متن، استفاده می‏کرده‏اند.
سرانجام باید نتیجه گرفت که شواهد متعدد و مختلف، قول مسلمانان را مبنی بر تدوین متن معتبر و رسمی قرآن در دوره حکومت خلیفه سوم، تأیید می‏کنند.

(۱)
.۲۹۳-۲۹۶ .pp (۱۹۷۹) in his review of Quranic Studies in JSS ,Juynboll .G.H.A .
ینبل در این نقد و معرفی خود بر کتاب مطالعات قرآنی این عجز را به نحو کامل بیان می‏کند: «آنچه پذیرفتن نظریه ونزبرو را این چنین دشوار می‏سازد، تفاوت روشن در سبک و محتوای سور مکی از مدنی است» (ص ۲۹۴). فضل الرحمان نیز در فصل دوازدهم همین کتاب و نیز در صفحه xvi از مقدمه کتابش، مضامین اصلی قرآن، سخنی مشابه درباره ضرورت ترتیب تاریخی (آیات و سور) به دلیل نظریه نسخ می‏گوید. وی نسخ را نه به معنای الغای فقهی و حقوقی، بلکه مساوی با حذف خود آیه می‏داند و به هیچ روی دو نظریه رقیب، یعنی نظریه برتن (اشاره به عادات و اعمال یهودی جایگزین شده)، و نظریه ونزبرو (اشاره به لغو رخصت گذشته) را مورد توجه قرار نمی‏دهد. هر یک از این دو راه حل رقیب آن «ضرورت» ترتیب تاریخی را رفع می‏کنند.
(۲)
Alphonse Mingana .
(۳)
canonical .
(۴)
organic .
(۵)
organic .
(۶)
rhetorical conventions .
(۷)
Joseph Schacht .
استل ولان

منبع : بلاغ

مطالب مرتبط

قرآن و ثروت های بادآورده

قرآن و ثروت های بادآورده
از دیدگاه اسلام، «مال و ثروت» باید مایه «قوام اجتماعی» باشد نه آن كه بنیادهای اجتماعی را به تحلیل برد و پایه هایش را فرو ریزد، در حدیثی از حضرت امام باقر(ع) آمده است كه در هم و دینار (ثروت) وسیله و ابزار ساماندهی امور جامعه است; در حالی كه تكاثر و زیاد خواهی شكر ویرانگر جهل و عقب ماندگی معرفی شده است .
از مجموعه آموزه های قرآن و عترت به دست می آید كه مال تكاثری در نظر اسلام، اصلاً مالیّت ندارد. امروز جهان سرمایه داری خود نیز از ضربه های مهلك و كشنده تكاثر رنج می برد. راه درمان و چاره درد جز مصادره نیست; چنان چه امیر مؤمنان در بیان سیاست گزاری كلی حكومت علوی در پس بیعت بیان داشته است; زیرا این ثروت و امكانات كه از آن عموم مردم و محرومان جامعه است با دست توانا و رشوه ده و نفوذ گستر و فریبكار توانگران غضب شده است و به تعبیر امام حسن عسكری (ع) این اغنیا و توانگران جامعه هستند كه ثروت، ارزاق، خانه و امكانات محرومان و فقیران را می ربایند و به سرقت می برد: أغنیاؤهم یسرقون زاد الفقراء
از دیدگاه قرآن، فقیر فقیران، محرومیت محرومان و گرسنگی گرسنگان و برهنگی برهنگان، همه و همه در اثر جنایات ثروتمندان و توانگران جامعه است كه با ظلم و بی عدالتی حقوق مردمان محروم و توده های مظلوم را غضب كرده و اموال و ثروت ایشان را ربوده اند. خداوند می فرماید: «وماكان الله لیظلمهم ولكن كانوا أنفسهم یظلمون خدا در حق مردمان ظلم و ستم نكرده است بلكه خود مردمان ستمكار هستند و ظلم و بیداد روا می دارند.
به هر حال اقامه عدالت و اجرای آن، جز با مبارزه با دو جریان منحط و فسادانگیز و خارج از شئون انسانیت و اسلامیت، یعنی «تكاثر و فقر» شدنی نیست; زیرا اگر در میان مردم عدالت اجرا شود همه مردم بی نیاز شوند: «لو عدل فی الناس لأستغنوا» و روشن است كه بی نیاز ساختن نیازمندان جز به این نیست كه حقوق و امكانات غضب شده آنان را از چنگ متكاثران غاصب درآورند و به محرومان بدهند. پس دولت باید حقوق و وسایل زندگی آنان را از متكاثر گرفته و به ایشان بازگرداند تا زمینه عدالت و قسط قرآنی فراهم آورد. پیامبر اكرم(ص) شیوع فقر و فساد اقتصادی را در جامعه، دولت می داند و آنان را مسئول اصلی كفر و خروج مردم از دین می داند.
قرآن كریم «سیر نادرست گردش ثروت و پول» را در جامعه محكوم كرده است; یعنی این كه ثروت و اموال در میان ثروتمندان و توانگران دست به دست شود و مردم و جامعه از آن برخوردار نگردند: «كیلا یكون دولهٔ بین الاغنیاء منكم» فساد گردش ثروت در دست معدودی از توانگران بر جامعه علت اصلی محكومیت آن از دیدگاه قرآن است: چون تكاثر، اتراف، اسراف و مانند آن ریشه در همین شیوه نادرست گردش ثروت در دست عده ای توانگر دور از انسانیت و اسلامیت می داند.
● جایگاه ثروت در آموزه های قرآنی
نگرش قرآن به ثروت، یك نگرش ضد «قوامی» به آن است; از این رو ثروت نباید به عنوان جاذبه خاص، قدرت خاص و نفوذ خاص در جامعه قرآنی نقشی داشته باشد. موجبات عزّت، كرامت و بزرگی افراد در ثروت و انباشت آن نیست تا تكاثر گرایان، مترفان، ملأ و افراد بی درد جامعه، كریم و عزیز و صاحب قدرت باشند; بلكه عامل عزّت و قدرت را باید در چیزهای دیگر چون تقوا، قناعت، طاعت خدا، تواضع و فروتنی و در یك سخن چنان چه خداوند می فرماید در كلمه طیب، اندیشه های پاك ایمانی و رفتار و كردار صالح جست.
قرآن قدرت توانگران را موجب فساد و تباهی جامعه می داند و آموزه های بسیاری را برای تصحیح رفتاری جامعه قرار داده است، چنانچه گزاره هایی بر تغییر و دگرگونی بینش افراد جامعه بیان داشته تا جامعه نگرش درستی به مسائلی چون ثروت، قدرت، عزّت و سعادت داشته باشد.
برخی آموزه ها و گزاره های قرآنی را كه در راستای تعدیل اندیشه و رفتار جامعه صادر شده، به عنوان اندیشه ها، گزاره ها و آموزه های اخلاقی دانسته و ضمانت اجرایی آن را از آنها سلب كردند تا تكاثر طلبان، حرام اندوزان و مستكبران راحت تر به تضییع حقوق جامعه بپردازند و اسلام را كه پناهگاه مظلومان است را به دژ استوار چپاولگران و مستكبران، صاحبان زر و زور و تزویر بدل نموده اند. درباره چنین اندیشه های نادرست نه تنها باید موضع گیری كرد بلكه با تبیین مفاهیم قرآنی حق را آن چنان كه هست باید به جامعه قرآنی و ایمانی شناساند. این دوستان نادان با بریدن از اصول و تكالیف، جایگاه ثروت را از یك امر غیر قوامی به قوامی دگرگون كردند و با پوشاندن جامه «اخلاقی» به تن آن اصول و تكالیف عملاً ضمانت اجرای را از آن سلب نمودند. این چنین همه ارزش های قرآنی بر باد رفت و مستضعف را مستضعف تر و مستكبر را مستكبرتر گردانید; و اسلام را بدنام، انقلاب را پوچ و سخنان رهبران دینی را بی اعتبار ساختند.
سخن ما در این جا، سخن از حفظ اصول و ادای تكلیف است، نه جانبداری ناآگاهانه از اشخاص و نه دیگر ملاحظات. بنابراین باید در نظر داشت كه پیمودن صراط مستقیم قرآنی و طریق هدایت، خود موضوعیت دارد و به عنوان اصل بنیادین نباید آن را فدای مصالح و ملاحظات نمود.
تا این جا روشن گشت كه طرح كلی اسلام، در آیین اقتصادی خویش، مبارزه با دو فساد عمده اقتصادی یعنی فقر و تكاثر است; بلكه اگر غنا و توانگری وافر، اسباب زیان های فردی و اجتماعی را فراهم آورد و از نوع زیان های تكاثر و آثار آن را در بر داشته باشد، به عنوان یك فساد اقتصادی تلقی و به شدت با آن نیز به مبارزه بر می خیزد.
تكاثر به عنوان علت و فقر به عنوان معلول همواره دو سوی یك حركت نادرست اقتصادی و گردش اموال و ثروت است. با مبارزه با مسأله گردش نادرست ثروت و تعدیل اقتصادی می توان همه مفاسد گوناگون تكاثر و همه مفاسد گوناگون فقر را در سطح فرد و جامعه از میان برد و به ایجاد عدالت همه سویه از جمله اقتصادی رسید. این مبارزه نه تنها یك امر فردی نیست بلكه امری جمعی و اجتماعی است و باید حوزه خصوصی (دولت) و حوزه عمومی (ملّت) به آن اقدام نماید. قرآن به جامعه آموزد كه برپای قسط یك مسأله فردی نیست بلكه واجب و هدف اجتماعی است كه تنها با حركت عمومی قابل دسترسی و تحقق است. پس مردمان باید برای رسیدن به قسط و داد بر پا ایستند و در سایه سار عدالت زندگی كنند; لیقوم الناس بالقسط
● اصل بنیادین مبارزه با ثروت های بادآورده
▪ اصول دعوت پیامبران، بر پایه آموزه ها و گزاره های قرآنی سه چیز است:
۱) بندگی خدا
۲) عدالت همه سویه
۳) قطع رابطه با تكاثر طلبان
۱) خداپرستی و بندگی خدا، نخستین اصل بنیادین دعوت پیامبران است تا مردمان با بازگشت قلبی، روحی و عملی به آفریننده خویش برای رسیدن به ابدیت آرامش بخش «لا خوف علیهم ولا هم یحزنون» و سعادت ابدی، حركت كنند، از این رو، نخستین سخن ایشان این بود كه خدا را پرستش كنید و جز بندگی او را نپذیرید: «أن أعبدوا الله»
در حقیقت، پیامبران مردم را نخست به توجه یافتن به نامحدود برای گذشتن از محدود فرا می خوانند تا جان تاریك انسان خاكی را به آستانه تجلّی شعاع افلاكی برسانند. در این راستا افراد جامعه می بایست در محیط سالم قرار گیرند تا بتوانند با بهره گیری از همه امكانات زمین خود را به كمال راستین برسانند، از این رو، سالم سازی جامعه و افراد نقش مهم و اساسی داشت. آموزه های قرآنی همانند دیگر كتاب های آسمانی بر این نكته تأكید داشت كه چگونه می توان با بینش درست و رفتار صحیح جامعه سالم پدید آورد تا هر كس بتواند در محیط سالم توانمندی های خویش را آشكار سازد. گزاره ها و آموزه های قرآنی این بینش و رفتار را در مردم پدید آورد كه خود برای رسیدن به حقوق خویش و عدالت و قسط همه سویه اقدام نموده و به پا خاستند، چنان چه این مسأله در رفتارها و بینش و اندیشه های مسلمانان صدر اسلام به خوبی نمودار است و بلال ها و سلمان ها و ابوذرها خود به احقاق حق خویش اقدام می كردند و مسلمان با شمشیر آخته حق خویش را از حاكم اسلامی طلب می كرد.
۲) اصل دوم از اصول دعوت پیامبران پس از آگاهی سازی پیامبران آغاز می شد و مردم خود به آن سو و هدف متمایل می شدند. قیام به قسط و اقامه آن در بُعد اقتصادی به آن است كه عدالت اقتصادی، توزیع عادلانه ثروت، نظارت بر بازار و گردش سالم پول و ثروت در جامعه در جهت درست باشد. آموزه های چون «أوفوا الكیل والمیزان» و «ویل للمطففین الذین اذا اكتالوا علی الناس یستوفون اذا كالواهم او وزنوهم یخسرون» در این راستا صادر و وارد شده است.
پیامبران مبارزه خویش را منحصر به مبارزه با «بت پرستی» و یا با «طاغوت سیاسی» (فرعون) نمی كردند تا نتیجه چندانی نداشته باشد; زیرا بت پرستی و طاغوت سیاسی دو مانع از موانع تحقق سعادت مردم در روی زمین است. از این رو مبارزه با «طاغوت اقتصادی» و مفاسد آن را به عنوان یك هدف مطرح می ساختند و به جنگ قارون ها می رفتند و او را نیز خرد می كردند، آن گاه پس از برداشتن موانع، در پی مقتضیات تحقق سعادت كه عبارت از «عدالت همه سویه» بود حركت می كردند، در این مرحله، چون انسان های مؤمن از قید بندگی طاغوت و بردگی و استثمار (بت، فرعون و قارون) رسته بودند، خود به یاری پیامبران به سوی قسط و عدالت حركت می كردند و در پی بر پایی آن قیام می نمودند.
در بُعد اقتصادی گزاره ها و آموزه های قرآنی به مردم می آموخت كه كسی نان ندارد، نماز و روزه ندارد و نمی تواند به واجبات دینی خود اقدام نماید.
چون پایه ساختمان بدن به غذا و نان نهاده شده است
۳) در مرتبه سوم، پیامبران مردم را به این دعوت می كردند كه با تكاثرطلبان قطع رابطه نمایند، چون تكاثر طلبان به عنوان یك خطر بالقوه همواره سدّ راه بقای عدالت همه سویه جامعه هستند. آنان در كمین هستند تا دوباره به سوی گردش نادرست ثروت برگردند و جامعه را در جریان ناسالم قرار دهند. اعلام قطع رابطه با آنان می تواند حافظ بقای عدالت باشد. پیامبران همواره و در همه حال با فریاد خویش بیان می داشتند كه هیچ توجهی به توانگران و تكاثر گرایان ندارد چنانچه می فرمایند: «لا أسألكم علیه مالاً» . این قطع رابطه، در حقیقت مبارزه با تكاثر، تراكم و انباشت ثروت، حرام اندوزی، اشرافیت، رفاه طلبی، بهره كشی و استثمار و اقدام برای محدود سازی منافع توانگران به سود قشرهای محروم است.
حرمت ذاتی ثروت های باد آورده
قرآن با هرگونه تسامح درباره مالكیّت های قارونی و معیشت های فاسد، مفسد اترافی و سرمایه داران رفاه پرست، مستكبر و بی خبر از درد و محرومیت و رنج های ناداری و فشارهای توانفرسای زندگی به شدت مخالف است; چون جامعه ایمانی ـ قرآنی جز به تصحیح و سالمسازی روابط اقتصادی تحقق نمی یابد; برای رسیدن به این جامعه سالم باید «تبعیضات ناروا» برداشته شود. «ثروت های ناشی از ربا، غضب، رشوه، اختلاس، سرقت، قمار، سوء استفاده از موقوفات، سوء استفاده از مقاطعه كارهای ها و معاملات دولتی، فروش زمین های موات و مباحات اصلی و سایر موارد غیر مشروع» بر پایه مبانی و تعالیم و اصول اسلامی، حرام و مالیّتی برای صاحبان آن ندارد; زیرا این ثروت ها كه بر پایه روابط ناسالم اقتصادی انباشت شده، ملك كسی نمی شود. اصولاً نفس كثرت و تكاثر، حرمت ذاتی دارد نه عرضی; چون خود تكاثر موضوعیت برای حرمت دارد و آثار مترتب بر آن مفید حرمت است; زیرا آن چه از خطوط كلی گزاره ها و آموزه های اسلامی (قرآن و عترت) به دست می آید این است كه:
۱) ثروت های تكاثری صرف نظر از حرمت های عرضی، حرمت ذاتی دارد.
۲) ثروت تكاثری، مالیّت ندارد و احكام اموال بر آنها بار نمی شود; چون ثروت و مال به نصّ قرآن و حدیث، «مایه قوام فرد، جامعه و دین» است; و ثروت های تكاثری «ضد قوام» آنهاست.
● محوریت مبارزه با مفاسد اقتصادی
امیر مؤمنان(ع) كه خود مجسمه قرآن و قرآن ناطق و عامل است، پس از بیعت مردم مدینه با او، برپایه آموزه های قرآنی، سیاست های مالی حكومت خویش را چنین اعلام می كند كه با ثروت های تكاثری و نامشروع به شدت مبارزه و حق را از حلقوم ظالمان گرفته و به ستمدیدگان باز خواهد گرداند و در این امر هیچ كوتاهی و درنگی نخواهد كرد; زیرا به منظور رسیدن و تحقق عدالت اقتصادی و رفع ستم از ستمدیدگان جامعه و ساختن جامعه قرآنی درنگ و مهلت و امهال جایز نیست; چگونه مهلت و درنگ را جایز شمارد در حالی كه ایشان در زمان حكومت عثمانی پس از آن كه شورش ها پایه های حكومت عثمانی را می لرزاند و مدینه در تب و تاب انقلاب می سوخت و از بی عدالتی و تكاثر و ثروت های نا مشروع به خشم آمده بود در پاسخ عثمان كه گفته بود: «با مردم صحبت كنید تا به من مهلتی دهند تا ستم ها را برطرف سازم»، فرمود: «ما كان بالمدینهٔ فلا أجل وما غاب فأجلُه وصول أمرك الیه» هر چه در مدینه است هیچ مهلتی ندارد و هر چه خارج از مدینه است، همین اندازه مهلت داری كه دستور تو به آن جا برسد.
آن گاه كه خود حكومت را در دست گرفت، چنان برای تحقق عدالت همه سویه تلاش كرد و در تعدیل و تصحیح روابط اقتصادی كوشید كه تكاثر طلبان را به قیام و شورش واداشت; ولی ایشان بی هیچ تردیدی به آنان حمله برد و ساختار و بنیادهای فرهنگی، اقتصادی و نظامی ایشان را متلاشی ساخت تا جایی كه بر پایه همین عدالت ایشان، وضعیت اقتصادی مركز حكومتش چنان شد كه خود می فرماید: ما أصبح بالكوفهٔ أحد الا ناعماً، إنّ أدناهم منزلهٔ لیأكل البرّ ویجلس فی الظل ویَشربُ من ماء الفرات»
همه كسانی كه در شهر كوفه زندگی می كنند زندگی شان به خوبی تأمین است، پایین ترین افراد نان گندم می خورند، خانه دارند و از بهترین آب آشامیدنی استفاده می كنند.
آن حضرت(ع) موفقیت حكومت دینی خویش را در فتح و كشورگشایی و مسائل سیاسی و نظامی نمی داند، بلكه تنها راز موفقیت حكومت خویش را تأمین زندگی مادی مردم، رفاه نسبی همه افراد جامعه و رضایت و خشنودی جامعه می داند.
از نظر ایشان رضایت و خشنودی مردم مهم تر و اساسی تر از آن است كه خدای رضا و خشنودی تكاثرطلبان و صاحبان زر و زور و تزویرگر داند. وی در نامه ای به مالك اشتر می نویسد: رضای خاطر مشتی رفاه پرست بی خاصیت انصاف ناپذیر نُنُرِ ناسپاس پر توقع سست عنصر را، بر رضای توده های مر

وبگردی
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر - وزیربهداشت بهترین توصیه رو به اون پیرمرد بیچاره کرد که گفت: خودت بمال. پیرمرد باید دستش رو محکم می‌مالید به گوش وزیر تا یک بار هم که شده از تخت اخلاق فرعونی بیاد پایین
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص - کاش در این میان یکی به ما بگوید که بالاخره بی حجاب بد است، خوب است؟ چه زمانی بد است؟ چه زمانی خوب است؟
پاییز بازار ثانویه
پاییز بازار ثانویه - اگر ما نتوانیم تفاوت فاحش قیمت ارز در بازار آزاد و ثانویه را جبران کنیم و نتوانیم به بازار ثانویه عمق کافی ببخشیم عملا بازار ثانویه از دور خارج خواهد شد. قرار بود بازار ثانویه و آزاد یک تفاوت حداقلی داشته باشند. قرار بود نهایتا اختلاف قیمت در این دو بازار ۲۰۰ یا ۳۰۰ تومان باشد نه هفت هزار تومان!
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی - حمید رسایی عضو جبهه پایداری در صفحه شخصی خود در شبکه توییتر نسبت به اهانت زشت امیر تتلو به امام حسین (ع) و 72 تن از یاران باوفایش واکنش تندی نشان داد.
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+)
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+) - پزشکان هنگامی که یک نوزاد دختر اندونزیایی را در یکی از بیمارستان های این کشور به دنیا آوردند بسیار وحشت زده شدند. نوزاد تازه متولد شده با یک چشم بزرگ روی پیشانی اش متولد شد و پس از هفت ساعت درگذشت.
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای !
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای ! - فردی به نام علی‌اکبر رائفی‌پور كه رسانه‌‌های اصولگرا از او به عنوان «استاد، محقق و پژوهشگر» یاد می‌كنند! در تاریخ 29 اردیبهشت 96 (در كوران انتخابات ریاست‌جمهوری) در نامه‌ای سرگشاده به امیرحسین مقصودلو (تتلو) نوشت: «امیر جان بخوان، تو باید بخوانی، عیبی ندارد! سرت را بالا بگیر و خدا را شکر کن که به واسطه تو این همه نفاق را آشکار کرد! دلت محکم باشد پهلوان! تو فقط بخوان، بخوان
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی - انتشار عکس‌های نشستن احمد خمینی زیر کولر در بخش وی‌آی‌پی هیات که پوششی شیشه‌ای دارد و از سینه‌زنان جداست، پس از توضیح او که گفت آن جایگاه مربوط به «روحانیون درجه یک و دو قم» است و «اون بالا معممین میشینن که لباسشون چون زیاده باعث گرمازدگی نشه»، با واکنش‌های تندتری هم همراه بود.
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن!
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن! - واکنش جالب مقام معظم رهبری به روبوسی کیارستمی با خانم داور جشنواره کن از زبان عزت الله ضرغامی
لحظه هولناک در چاه انداختن دختر بچه توسط پسرعمویش
لحظه هولناک در چاه انداختن دختر بچه توسط پسرعمویش - این فیلم که توسط دوربین های امنیتی گرفته شده لحظه به چاه انداختن دختر 5 ساله ای در اصفهان توسط پسر بچه ای کوچک را به تصویر کشیده است.
آشنایی با لامبورگینی! کاملا ایرانی
آشنایی با لامبورگینی! کاملا ایرانی - جوان خوش ذوق ایرانی لامبورگینی! تماما ایرانی را طراحی و تولید کرده است.
سلطان سکه
سلطان سکه - اولین جلسه دادگاه "وحید مظلومین" معروف به سلطان سکه به همراه ۱۴ نفر از همدستانش امروز در شعبه دو دادگاه ویژه مفاسد اقتصادی به ریاست قاضی زرگر و به صورت علنی برگزار شد.
ریحانه یا لیلا؟! / حاشیه سازی ریحانه پارسا بازیگر سریال پدر
ریحانه یا لیلا؟! / حاشیه سازی ریحانه پارسا بازیگر سریال پدر - با وجود اینکه چند روزی است سریال پر حاشیه "پدر" به پایان رسیده است، اما انتشار تصاویر ریحانه پارسا بازیگر نقش اول زن این سریال جنجال تازه‌ای به پا کرده است. این جنجال در حالی ایجاد شده که سازندگان سریال "پدر" به دنبال تولید فصل دوم آن هستند.