ویستا مرجع مهمترین عناوین خبری / پنج شنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۳ / Thursday, 5 March, 2015
استثنا یا قاعده ی برشت

استثنا یا قاعده ی برشتبا باز شدن در چشمها به طرف متهم برگشت. برای لحظه ای همهمه قطع شد، با آرنج دست چپ که با پارچه ای به گردن آویزان بود سینه ی سرباز را هل داد. پای چپ با گچ تا زانو به کمک سرباز دست چپی راه می آمد .سربازدست راستی با کلید دستبند را ازدست چپ خودش باز کرد.
متهم زبان را روی لب ها کشید. اما نه تر شد و نه پررنگ. با چشم ها که مثل سرباز مجروحی ته سنگر افتاده بود جمعیت را نگاه کرد. چارچوب تن در میان لباس آبی پر از ترازو لق می خورد. خود را انداخت در صندلی چوبی بدون دسته، پلک ها روی هم افتاد.
کارگردان نفس زنان پشت صحنه آمد وگفت: صندلی های خالی پر شد، می توانید شروع کنید. سالن خاموش شد. سکوت و تاریکی هم زمان آمدند. پرده های مخمل قرمز به نرمی ملکه هایی که سان می بینند کنار رفتند . اول از همه او وارد صحنه شد. در نقش باربری، کوله پشتی به دست. کارگردان که گریمور هم بود، به صورتش رنگ قهوه ای سوخته زده بود. بقیه ی گروه چار پایه به دست وارد شدند (‌مهم ترین دکور صحنه ). لباس هایش کهنه و دو برابر هیکلش بود. خواندند:
خوش آمدی ای بهار من. چه تیره بد روزگار من.
با صدای: تو فقط بگو آن جا چه کار می کردی؟ چشم باز کرد. دادستان بود یا وکیل شاکی؟
اگر با زیاد گفتن باور می کنید باز هم می گویم. بین کلمات با نفس هایی عمیق فاصله می افتاد. انگار هوا کم باشد:
- داشتم رد می شدم صدای "کمک "شنیدم. آن قسمت از خیابان را کنده اند برای گاز یا تلفن. به همین خاطر با سرعت کم می رفتم.
همان مرد وسط حرفش پرید: چطور از تو ماشین شنیدی.
- قربان هوا گرم بود، شیشه ها را کشیده بودم پایین.
صدای همهمه ای در سالن پیچید .سعی کرد صدایش را بلند کند:
- نمی دانم تیر برق نبود یا لامپ سوخته بود که آن قدر تاریک بود. با نوری که از ماشین خودم به اطراف پخش می شد. کسی را دیدم در پیاده رو زیر مشت و لگد گرفته اند. فکر کنم دو نفر بودند. نفس عمیق. راستش اول ترسیدم پیاده شوم. ازاین جور آدم ها هر کاری بر می آید. سرم را از توی پنجره ی ماشین بیرون کردم و داد زدم: ولش کنید. چکارش دارید؟
دست گذاشتم روی بوق و با آخرین نیرو فشار دادم. (نفس عمیق تر)با شنیدن صدای من و بوق. پریدند توی ماشینی که دو سه قدم جلوتر پارک بود و به سرعت دور شدند. این قسمت خیابا ن پیچ دارد. به خاطر همین نور ماشین من به ماشین آن ها نمی خورد که رنگ یا مدلش را تشخیص دهم. فقط از پرهیب اش پیدا بود که از ماشین های های هیکلی آمریکایی است. با فرار آن ها صدای " کمک " او بلندتر شد .پیاده شدم تا کمکش کنم .
هر چه می گفتم : آمدم آمدم. او مثل بچه هایی که با دیدن سوسک یا موش به شدت ترسیده اند و حتی با دیدن پدر یا مادرشان هم ساکت نمی شوند. پشت سر هم داد می زد: کمک با دست چپ دست راستش را گرفتم تا بلند شود. با دست دیگر دهانش را بستم تا فریاد نزند. صدای ممتدش عصبی ام می کرد. دستم خیس شد. زخمی شده بود. بردمش بیمارستان.
روی تخت بیمارستان شروع کرد به داد زدن. بگیریدش. خودش است. او مرا به این روز انداخته. تازه آن وقت شناختمش.
مردی که در ردیف جلو در یک مبل چرمی نشسته بود. از جا بلند شد و فریاد زد:
- تو گفتی و من هم باور کردم! .شکم پیراهن سبز کم رنگ را به جلو هل داده بود. چشمان سیاه داشت از حدقه در می آمد. لب ها ی خون رنگ را مرطوب کرد. انگشتان تپل و کوتاه را به صورت که رنگ کرم پودر صورتی بود کشید. لپ ها را باد کرد و گفت: نقشه ی خودت بود. آن ها بزنند بی حالم کنند. بعدا جنابعالی با آن چاقو به خدمتم برسید.
کسی چکشی را روی میز نزد و نگفت: نظم دادگاه را رعایت کنید. بعد از چند لحظه، صدایی از ته چاه در آمد.
- مگر من با زبانی غیر از زبان شما حرف می زنم؟ پس برا ی چی بردمت بیمارستان؟ می خواستم. می توانستم همان جا به قول خودت کارت را بسازم. صد بار گفتم. چاقورا روز قبل دوستم از نجف آباد سوغات آورده بود. من که به بیرون دسترسی ندارم. شما هم نیاوردیدش تا شهادت بدهد.
دادستان یا وکیل با پوزه ی تمساح مانند گفت: به هر حال جوانی است و هزار ندانم کاری. اگر اعتراف کنی در مجازاتت تخفیف قایل می شوند.
شاکی قد کشید. نفس که می کشید سینه اش بالا و پایین می رفت. اما او در صندلی فرورفته بود.
دستور کارگردان بود: باربر جوری نفس نفس بزند که سالن بشنود. پشت سرهم موی خیس سیاه را از پیشانی کنار می زد و با آستین عرق صورت را پاک می کرد. تا شانه ی ارباب بود. که جلویش راه می رفت. کارگردان چیزی گذاشته بود زیر پیراهنش تا شکمش اربابی باشد. کوله را عمدا سنگین کرده بودند تا او زیر بار به چپ خم شود. ارباب پاکشان جلو می رفت. چند قدم بعد افتاد. با صدای او برگشت و با فاصله ی دو قدم از او ولو شد .همه جارا خاک اره ریخته بودند با چند بوته ی پراکنده ی خار. ارباب گفت: تو این کویربی آب و علف گم شده ایم .ما می میریم.
باربر دست به جیب بغل برد اما دوباره دستش را کشید و گفت: قربان باید تا خورشید هست. برسیم یک جای امن.
-نمی توانم
چند بار بلندش کرد .دستش را گرفت. به زمین چسبیده بود. رو به تماشاچیان گفت " مثل حشره ای در قیر گیر افتاده " .
- آخرین دفاعت را بکن .گرچه واضح است . راهی جز اقرار کردن نداری .صدای قاضی بود.
سعی کرد پلک ها را جدا کند نمی توانست. نوک زبان به پوست ترک خورده ی لب ها نرسید. لب گزید .آب دهان را قورت داد. گفت: لطفا بازی را تمام کنید. شاید تنها ردیف جلو شنیدند. درز باریک بین دو پلک بسته شد .
باربر از جا بلند شد. رو به تماشاچیان گفت: برشت به من اجازه می دهد که به عنوان یک بازیکن با شما صحبت کنم .دست دراز کرد به سوی هیکل بی حرکت روی شن ها و گفت: می توانم به تنهایی راه بیفتم، چه کسی می فهمد؟ کمی آب برای روز مبادا گذاشته ام مرا تا آبادی می رساند. دوقدم جلو رفت. ایستاد. برگشت رو به تماشاچیان گفت: تنها خوردن در مرام من نیست. کمی آب بخورد حالش جا می آید. دست به جیب بغل برد. چشمان ارباب را ندید که گشاده شد و دستش رفت طرف تپانچه یی که در جیب بغل بود. با صدای اولین شلیک،باربر روی زمین افتاد.
همسرایان چهار پایه هایشان را کنار هم چیدند. دادگاهی نمایشی درست کردند. کارگردان که نقش قاضی را داشت پشت میزی و ارباب با فاصله کنار میز او روی چارپایه نشست. ارباب گفت:
- تمام بدنش کبود ضربه های من بود. صد بار روبروش خورده بودم و گرسنه نگاه کرده بود. به تعداد موهای سرش: خر و خنگ و دیوانه و حرامزاده شده بود. به عقل جن هم نمی رسید با این وضع بخواهد به من آب بدهد. آن هم آبی که می توانست جان خودش را نجات دهد. کدام عاقلی این کار را می کند؟ مطمئن بودم حتما او هم مثل من اسلحه دارد و قصد جانم را کرده.
صدای چکش در گوشش زنگ زد: ارباب طبق قواعد عقلی از قتل عمد تبریه می شود. باربر در میان صحنه روی زمین افتاده بود. به شکل جنینی در خود جمع شده. گروه هم سرایان از خاکی که نبود آن قدر ریختند تا جسد در بیابانی که نبود دفن شد. در حالی که می خواندند:
برخیز برخیز رفته شب های تار.
برپا برپا. آمد مهر جاودان.
کسی او را تکان داد: چشمهات را باز کن و گوش بده. قاضی گفت: تکرار می کنم، آیا شاکی صحبت دیگری دارد. مرددست به قپه های روی دوش اش کشید . – یک هفته است سربازی ش تمام شده. دوهفته قبل وقت سان دیدن خندیده بود. گفتم ادبش کنند. تا فکر نکند همه چیز شوخی است. یک ماه پیش از مرخصی دیر برگشته بود. می گفت مادرش مریض بوده. انداختمش انفرادی تا دروغ گفتن را فراموش کند. حتما می خواست تلافی کند.
ادعا می کند قصدش کمک بوده. چند بار براش اضافه خدمت زدم. به هر کس گیر می دادم فضولی می کرد. انگار قیم بقیه است "؟فقط یک آدم خنگ می تواند کلاغ پرها را از یاد برده باشد. هنوز می لنگد. باید دلیل درست و حسابی بیاورد که چرا می خواسته کمکم کند.
چراغ های سالن روشن شد. نور افکن بزرگی روی آن ها افتاده بود. دورشان را گرفته بودند تا موفقیتشان را تبریک بگویند. همه ی گروه آماتور بودند اما کارگردان مهم ترین جایزه ی سال را برد. باربر یک صحنه کم تر ازارباب بازی کرده بود اما جایزه ی نقش اول را مشترکا به هر دو دادند.
سرباز دستش را گرفت تا از جا بلند شود. قاضی خواند: طبق قانون متهم مجرم شناخته شد. در صورت مخالفت با حکم، می تواند تقاضای فرجام کند. مرد با ستاره های براق روی شانه از در قضات خارج شد .
خدیجه شریعتی
منبع : مجله الکترونیکی چهارباغ

همچنین مشاهده کنید


کلمات در حال جستجو
قفل لاین , بدون اشک , هنرهای تجسمی , اثر باستانی , هرمندان , آدیس‌آبابا , اوراق , سرقت پول , شهرهای زیبا , خطوط رانندگی , هوگو لوریس , آتش افروز , مقلدان , آموزش شبکه , سبک های دکوراسیون داخلی، , تصاعد , ریکاوری , سپوس , چوبی , نظام جامع مالیاتی , رئیس دادگستری , ژاکت , مین سون , آموزش دانلود منیجر , اتفون , جوانفکر , فیلم برداری آیفون , تکمیل مجتمع ابرسانی , ببیلیارد , مریم معصومی , کشورهای غربی , دستگاه بخور , بابک جهان بخش , ساوجبلاغ , تخصصی , مهاندار , منزل مسکونی , ابشار , تحقیق , سرکرده داعش , سفرکم خرج , طنز روزگار , بیمه ها , جبهه مردمی برای آزادی فلسطین , مرغان , تلویزیون منحنی , مکانیابی , استبداد , گیاهان دریایی , آشناترین غریب ,

برخی از مطالبی که کاربران هم اکنون در حال خواندن آن هستند
مراحل مدل راجرز و شومیکر , در سبب نظم کتاب , اسهال التهابی (۲) , مرا دو دیده به راه و دو گوش بر پیغام , ابن سیرین , مهمانسراها , مرتع و آبخیزداری , قوه مقننه , سیر طبیعی , در مدح خواجه ابو نصر منصور سعید , حمام خدری , ایوان آینه , زپ، زت، زج، زچ، زح، زخ , مطلع یک غزل , نیازهای رژیمی در ورزشکاران خواستار افزایش تودهٔ عضلانی , اهمیت بهداشتی , اسپوندیلیت آنکیلوزان , کاکل زری، دندان مروارید , بخش کشاورزی , تپه طالقانی قائم‌شهر , حافظ , امام‌زاده در آهنین، نورآباد، ممسنی (ایلخانیان) , کاربردهای اصلی , دیازپام - DIAZEPAM , کنایات و استعارات و امثال , جداول جانشینی مواد خوراکی (۲) , رودخانهٔ بشار، اردكان , محوطه تاریخی بیشاپور (۲) , سخن بگوی چو من در سخن نمی‌باشم , گوی تپه , موجودات زنده مولد گره Nodulating (مولد غده) , بررسی بهداشتی , خواص داروئی , داستان دوازده رخ (۱۹) , پرورش مهارت سازماندهی در کودکان , آمین‌های بیوژنیک , مدیریت کشاورزی , جدول واحد دامی انواع مختلف حیوانات , طلق , عوامل مؤثر در کیفیت علوفه , فصل دوم قوه مقننه , تبریز و زنور , مفهوم نهاد اجتماعی , ضربه زدن , شب شد ای خواجه ز کی آخر آن یار تو کو , مورچه , امامزاده‌ها و زیارتگاه‌ها , بدان نامور گفت پاسخ شنو (۳) , تیرهٔ ترشک (شبدر ترشک)(Oxalidaceae) , رندان که نقد جان به می ناب می‌دهند ,

بیست دانشگاه میلیاردرساز دنیا / 16 تا آمریکایی - براساس بررسی‌های يك گروه بانكی در سوئيس، دانشگاه‌های آمريكايی بزرگ‌ترين موسسات آموزش‌دهنده ميلياردرهای جهان هستند؛ به‌گونه‌ای كه از 20 دانشگاهی كه ميلياردر پرورش مي‌دهند، 16 دانشگاه آمريكايی هستند.
زنبیلت را در صف شیمی درمانی بگذار! - هر روز خبرش از یک جا می‌رسد. چه کسی است که خود یا عزیزان و نزدیکانش درگیر نبوده باشند. آدم نمی‌تواند براحتی دهان باز کند و بگوید «فلانی سرطان دارد». سرطان با فلانی چه می‌کند؟ با خانواده‌اش. عزیز‌ت، عزیز‌ترین‌ات دارد جلوی چشمت آب می‌شود و نمی‌توانی کاری کنی!
فیلم/ نگاهی به فناوری‌های نمایشگاه موبایل بارسلون - بارسلون در روزهای اخیر میزبان غول‌های برتر فناوری در عرصه ارتباطات است که به معرفی محصولات برتر خود پرداخته اند.
مرتاضان فرقه آدمخوار آگوری - آداب و رسوم مرتاضان فرقه آگوری در هند رابطه بسیار نزدیکی با مرگ دارد. گفته می شود که آنها مرده خوارند و برای تزکیه معنوی، همواره در نزدیکی مناطق آتش زدن مردگان ساکن هستند.
تصاویر یک اتفاق باورنکردنی در طبیعت - یک عکاس غیرحرفه‌ای موفق شد از یک اتفاق باورنکردنی عکس بگیرد. دوشنبه عصر در یک پارک در شرق لندن، یک راسوی کوچک سوار دارکوب شد تا پرواز را تجربه کند!
ازدواج دوم پوتین با حرفهايی که تمامی ندارد / تصاویر - شايعات درباره ازدواج دوم پوتين با «آلينا کابايوا» ژيمناست سابق روسيه همچنان ادامه دارد. شايعاتی نيز درباره فرزند مشترک رئيس جمهور روسيه از معشوقه وی به گوش میرسد که با سکوت ولاديمير پوتين همراه شده است.
چرا دختران از منزل فرار می‌كنند؟ / تصاوير - روزانه پدر و مادرهاى زیادى با طرح شکایتى مبنى‌بر این‌که دخترشان ربوده شده است، از مأموران مى‌خواهند دختر ناپدید شده‌شان را پیدا کنند. اما بررسى‌هاى پلیسى نشان مى‌دهد که اکثر این گونه دختران به میل خود از خانه فرار کرده‌اند.
طالع بینی سال بز برای شما چه شکلی است؟ - حالا که زمان زیادی به آغاز سال 1394 هجری شمسی باقی نمانده است بد نیست نگاهی به طالع بینی خودتان بر اساس سال تولدتان بیندازید و ببینید در سالی که می‌آید چه چیزهایی در انتظار شما هستند.
فیلم‌ دیدنی از درگیری با داعش در تکریت - نیروهای مردمی عراق پس از درگیری با نیروهای گروه تروریستی داعش وارد شهر تکریت عراق شدند.
انتشار عکس های خصوصی و شخصی ارسلان قاسمی ! / تصاویر اینستاگرامی - سلفی محسن افشانی و ملیکا شریفی‌نیا، بهنوش طباطبایی و شایسته ایرانی، احمدرضا عابدزاده و سگ خانگی‌اش. سلفی بهنام تشکر در آریزونای آمریکا، رز رضوی در نقش مانکن تبلیغاتی.
تجمع دختران شین‌آباد مقابل وزارت آموزش و پرورش / تصاویر - دانش آموزان حادثه‌دیده شین‌آبادی به همراه خانواده‌های خود در اعتراض به عدم همکاری لازم آموزش و پرورش برای درمان و تأمین مخارج، مقابل این وزارتخانه تجمع کردند.
ماجرای ازدواج «سام درخشانی» و «نرگس محمدی» در سفر برزیل / فیلم - بازتاب همین خبر در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی باعث درگیری لفظی بین درخشانی و محمدی در برزیل شد. بخشی از مستند سفر هنرمندان به برزیل
مصاحبه احمدی‌نژاد با BBC فارسی / فیلم - محمود احمدی نژاد در سفرش به ترکیه و پس از بازدید از محل اقامت امام راحل در ترکیه به سوال‌های خبرنگار بی‌بی‌سی فارسی پاسخ داد.
کتک کاری در مراسم سخنرانی احمدی نژاد در ترکیه / تصاویر - مراسم چهارمین سالگرد درگذشت نجم الدین اربکان نخست وزیر اسبق ترکیه که روز گذشته در شهر بورسا با حضور محمود احمدی نژاد برگزار شد، به جنجال و درگیری کشیده شد.
جزئیات تازه از زندگی جلاد داعش در لندن/ تصاویر - جلاد ۲۷ ساله داعش که اولین بار حدود شش ماه پیش در ویدئویی از لحظه کشته شدن روزنامه نگار آمریکایی و آخرین بار یک ماه پیش در ویدئوی کشته شدن روزنامه نگار ژاپنی دیده شد عضو سازمان‌های امنیتی انگلیس بوده است.
افشاگری بی‌سابقه عليه «رضازاده» - متاسفانه عده‌ای برای رسيدن به منافع شخصی خود از داخل به بيگانه‌ها گرا میدهند و اين اوج كم‌لطفی است. من نمیدانم يک صندلی چقدر برای يک آدم ميتواند ارزش داشته باشد كه برای حفظش اطلاعات و مسائل ملی كشورش را اين‌گونه به تاراج ميگذارد.
آخرین تصویر لیندا کیانی / تصاویر اینستاگرامی - سلفی لیلا بلوکات با علی لهراسبی و برادر زنده یاد مرتضی پاشایی، طناز طباطبایی و نقاشی یکی از هواداران برای او. سلفی نرگس محمدی و همکاران در اولین روز کاری سریال جدید.بهنوش بختیاری در یکی از فیلم های جدید.
فیلم/ دخترهایی که طعمه پسران می‌شوند - مستند جهت به تاثیر شبکه‌های اجتماعی بر رفتار برخی جوانان اشاره می‌کند.
بهنوش بختیاری وارد پوسترهای تبلیغاتی شد / اینستاگرام چهره‌ها - علی دایی در هلند پا به توپ شد. پوریا پورسرخ هم به رستوران محمدرضا هدایتی رفته بود. سلفی‌های ناتمام فرهاد مجیدی یا در حال بدنسازی و یا در حال خوشگذرانی و به رخ کشیدن پولهای فوتبالی.
۲۰ ثانیه اول زایمان تا بریدن بند ناف / تصاوير - نخستین باری که «کریستین برتلوت» تولد کودکی را تجربه کرد لحظات سزارین همسرش بود. همسرش در بخش اورژانس بیمارستان بستری شده و پزشکان برای نجات هر دوی آنها (زن و فرزندش) تلاش می‌کردند.
آرامش در اینستاگرام چهره‌ها پس از جشنواره فیلم فجر / تصاویر - مهسا کامیابی و صدف طاهریان در افتتاحیه یک مزون. آخرین عکس لو رفته از صورت بدون گریم احسان علیخانی ! حدیث فولادوند و گریم فیلم جدیدش که احتمالاً نقش یکی از زنان دربار پهلوی را بازی خواهد کرد.
سه ایرانی در میان 100 کاندیدای نهایی سفر بی‌بازگشت به مریخ - پروژه «مارس وان» با هدف ارسال نخستین انسان به سیاره مریخ طراحی شده است؛ اما این سفر تفاوت بزرگی با دیگر سفرها دارد و آن بی‌بازگشت بودن آن است! با این حال این پروژه در ابتدا حدود ۲۰۲‌هزار داوطلب داشته است که ۷۳ نفر آن‌ها ایرانی بوده‌اند. اکنون در آخرین مراحل ارزیابی این داوطلبان اسامی سه ایرانی به چشم می‌خورد.
گفت وگوی آزاده نامداری با گلاره عباسی / عکس - اينقدر همدیگر را می‌شناسيم كه سوالات را بی‌هوا می‌پرسم و او چقدر صادقانه و موقر پاسخ ميدهد. ويژگی اصلی اوهمين يكرنگی است. نمی‌تواند رنگ رنگ باشد و به نظرم اين رنگ صورتی است. اگر من بخواهم چه از منظر گفت‌وگو كننده و چه در موقعيت دوست صميمی رنگ ‌مهمانم را بنويسم، مي‌گويم گلاره عباسی صورتی است.
انتقادات شدید و پیاپی فرزاد حسنی از مهران مدیری / صوت - وقتیکه فرزاد حسنی در حال گزارش مستقیم مراسم اختتامیه جشنواره فجر در رادیو بود انتقادات پیاپی به اجرای مهران مدیری داشت.
خوابیدن احمدی‌نژاد در قبر مادرش و...! - وی قبل از تدفین مادرش، برای دقایقی در قبر، دراز كشید همچنین به نقل از برخی رسانه های نزدیک به رئیس جمهور سابق ایران؛ به همراه پیکر مرحومه سیده فاطمه قادری یک جلد کلام الله مجید که وی تعلق خاطر خاصی به آن داشت و در صفحه اول آن سید حسن نصرالله جمله‌ای را نوشته بود نیز دفن شد.
اینستاگرام چهره‌ها / تصاویر - عکس یادگاری مریم امیرجلالی در کنار علی دایی و همسرش. ویشکا آسایش و سارا بهرامی پس از کنفرانس خبری «من دیگو مارادونا هستم» تا ادامه رفتارهای نامتعارف رامبد جوان پس از حامد بهداد و انواع سلفی‌های هنرمندان با یکدیگر.
سکوت فرزاد حسنی شکست، کی گفته من پیر شدم؟ / فیلم - شاید 93، سخت ترین سال زندگیش بود؛ بعد از اجرای برنامه جنجالی نوروز 93 شبکه دو، اتفاقات عجیبی در زندگی کاری و شخصی‌اش افتاد؛ از جدایی خبرسازشان با آزاده نامداری تا نبودن‌های طولانی‌اش روی آنتن تلویزیون.
مصاحبه با بازیگر زنی که زندگی‌اش تحت تاثیر یک «تیتر» قرار گرفته - ازدواج با شریفی‌نیا / فیلم - دو سال و اندی پیش بود که گروهی از بازیگران به مکه سفر کردند؛ اما این سفر حواشی زیادی به دنبال داشت؛ بزرگترین قربانی این سفر کسی نبود جز رز رضوی بازیگر زن سینما و تلویزیون که انتشار خبری با تیتر «ماه عسل رز رضوی و شریفی نیا».
فیلم اعتراض شدید سحر قریشی به ممنوع التصویر بودنش - در حاشیه اکران فیلم «تگرگ و آفتاب» در سی و سومین جشنواره فیلم فجر، سحر قریشی بازیگر زن سینما و تلویزیون ایران درباره ممنوع التصویر بودنش در تلویزیون صحبت کرد.
بیشترین بازدیدها - سرویس خبر
اظهارات جان کری در شورای همکاری خلیج‌فارس - گروه بین الملل: وزیر امور خارجه آمریکا امروز (پنجشنبه) در دیدار با وزیران خارجه کشورهای شورای همکاری خلیج فارس ...
پنجمین روز عملیات تکریت علیه داعشی‌ها - گروه بین الملل : در پنجمین روز عملیات ارتش عراق و نیروهای مردمی برای پاکسازی استان صلاح‌الدین، این نیروها توانستند راه‌های امدادرسانی ...
امارات دو سال است کار می کند، ایران در خواب زمستانی!/جلسه بیهوده کفاشیان و شیخ سلمان؟ - امارات دو سال است کار می کند، ایران در خواب زمستانی!/جلسه بیهوده کفاشیان و شیخ سلمان؟ علی کفاشیان می گوید بعد از…
به زودی توافقی خواهیم داشت که تحریم‌های اقتصادی برداشته می‌شود - مثلث آنلاین: وزیر امور خارجه ایران ابراز امیدواری کرد که بزودی توافق هسته‌ای حاصل شود.
دعوای شخصی یا جدال استراتژیک؛ ریشه اختلافات بی‌سابقه واشنگتن و تل‌آویو در چیست؟ - مثلث آنلاین:آمریکا و اسرائیل در دوره ریاست جمهوری باراک اوباما با اختلافات فزاینده‌ای مواجه شدند.
بازیگر «ماتریکس» کارآگاه خصوصی می‌شود - واحد فیلمسازی شرکت انتشاراتی مارول در تدارک تولید یک مجموعه تلویزیونی کمیک استریپی براساس یکی از داستان‌های مصور خود است. این مجموعه با نام «آکی‌آ جسیکا جونز» جلوی دوربین می‌رود ...
ورود مصر به بحران سوریه - مواضع قاهره با ریاض تفاوت اساسی دارد ورود مصر به بحران سوریهقاهره و ریاض اکنون درک می‌کنند که جامعه جهانی دیگر برای جنگ در سوریه اشتیاق ندارد.
روایت چند بازیگر زن از خانه‌تکانی نوروزی: به این سنت علاقه‌مندیم - بازیگران زن مثل دیگر زنان ایرانی در آستانه عید به فکر خانه تکانی می‌افتادند. آنها با توجه به درگیری‌های حرفه‌ای شان هر کدام با روشی متفاوت به استقبال خانه تکانی ...
فساد مانند یک موریانه پایه‌های نظام را می‌خورد! - همان طور که گفته شد، هیچ کس به تنهایی نمی‌تواند در کشور فساد‌های مالی با این وسعت انجام دهد، مگر آنکه وابستگی در سیستم مدیریتی داشته باشد. اگر دولت حاضر است هزینه کند کسانی را که در پشت پرده این فساد‌ها بوده‌اند،…
فیلم: آقامحسن بر بالین جانباز ناصر افشار رفت - محسن رضایی در این دیدار با یادآوری حماسه بزرگ دفاع مقدس و فداکاری‌های بی‌شماری که در این نبرد بزرگ رقم خورد تا این مرز و بوم حفظ شود، گفت: «شما ببینید، اگر یک شهر ما در دست دشمن باقی می‌ماند، آیا امروز می‌توانستیم…


Copyright © 2008 - 2015 vista.ir. All Rights Reserved