ویستا مرجع مهمترین عناوین خبری / سه شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۳ / Tuesday, 2 September, 2014 /
استثنا یا قاعده ی برشت

استثنا یا قاعده ی برشتبا باز شدن در چشمها به طرف متهم برگشت. برای لحظه ای همهمه قطع شد، با آرنج دست چپ که با پارچه ای به گردن آویزان بود سینه ی سرباز را هل داد. پای چپ با گچ تا زانو به کمک سرباز دست چپی راه می آمد .سربازدست راستی با کلید دستبند را ازدست چپ خودش باز کرد.
متهم زبان را روی لب ها کشید. اما نه تر شد و نه پررنگ. با چشم ها که مثل سرباز مجروحی ته سنگر افتاده بود جمعیت را نگاه کرد. چارچوب تن در میان لباس آبی پر از ترازو لق می خورد. خود را انداخت در صندلی چوبی بدون دسته، پلک ها روی هم افتاد.
کارگردان نفس زنان پشت صحنه آمد وگفت: صندلی های خالی پر شد، می توانید شروع کنید. سالن خاموش شد. سکوت و تاریکی هم زمان آمدند. پرده های مخمل قرمز به نرمی ملکه هایی که سان می بینند کنار رفتند . اول از همه او وارد صحنه شد. در نقش باربری، کوله پشتی به دست. کارگردان که گریمور هم بود، به صورتش رنگ قهوه ای سوخته زده بود. بقیه ی گروه چار پایه به دست وارد شدند (‌مهم ترین دکور صحنه ). لباس هایش کهنه و دو برابر هیکلش بود. خواندند:
خوش آمدی ای بهار من. چه تیره بد روزگار من.
با صدای: تو فقط بگو آن جا چه کار می کردی؟ چشم باز کرد. دادستان بود یا وکیل شاکی؟
اگر با زیاد گفتن باور می کنید باز هم می گویم. بین کلمات با نفس هایی عمیق فاصله می افتاد. انگار هوا کم باشد:
- داشتم رد می شدم صدای "کمک "شنیدم. آن قسمت از خیابان را کنده اند برای گاز یا تلفن. به همین خاطر با سرعت کم می رفتم.
همان مرد وسط حرفش پرید: چطور از تو ماشین شنیدی.
- قربان هوا گرم بود، شیشه ها را کشیده بودم پایین.
صدای همهمه ای در سالن پیچید .سعی کرد صدایش را بلند کند:
- نمی دانم تیر برق نبود یا لامپ سوخته بود که آن قدر تاریک بود. با نوری که از ماشین خودم به اطراف پخش می شد. کسی را دیدم در پیاده رو زیر مشت و لگد گرفته اند. فکر کنم دو نفر بودند. نفس عمیق. راستش اول ترسیدم پیاده شوم. ازاین جور آدم ها هر کاری بر می آید. سرم را از توی پنجره ی ماشین بیرون کردم و داد زدم: ولش کنید. چکارش دارید؟
دست گذاشتم روی بوق و با آخرین نیرو فشار دادم. (نفس عمیق تر)با شنیدن صدای من و بوق. پریدند توی ماشینی که دو سه قدم جلوتر پارک بود و به سرعت دور شدند. این قسمت خیابا ن پیچ دارد. به خاطر همین نور ماشین من به ماشین آن ها نمی خورد که رنگ یا مدلش را تشخیص دهم. فقط از پرهیب اش پیدا بود که از ماشین های های هیکلی آمریکایی است. با فرار آن ها صدای " کمک " او بلندتر شد .پیاده شدم تا کمکش کنم .
هر چه می گفتم : آمدم آمدم. او مثل بچه هایی که با دیدن سوسک یا موش به شدت ترسیده اند و حتی با دیدن پدر یا مادرشان هم ساکت نمی شوند. پشت سر هم داد می زد: کمک با دست چپ دست راستش را گرفتم تا بلند شود. با دست دیگر دهانش را بستم تا فریاد نزند. صدای ممتدش عصبی ام می کرد. دستم خیس شد. زخمی شده بود. بردمش بیمارستان.
روی تخت بیمارستان شروع کرد به داد زدن. بگیریدش. خودش است. او مرا به این روز انداخته. تازه آن وقت شناختمش.
مردی که در ردیف جلو در یک مبل چرمی نشسته بود. از جا بلند شد و فریاد زد:
- تو گفتی و من هم باور کردم! .شکم پیراهن سبز کم رنگ را به جلو هل داده بود. چشمان سیاه داشت از حدقه در می آمد. لب ها ی خون رنگ را مرطوب کرد. انگشتان تپل و کوتاه را به صورت که رنگ کرم پودر صورتی بود کشید. لپ ها را باد کرد و گفت: نقشه ی خودت بود. آن ها بزنند بی حالم کنند. بعدا جنابعالی با آن چاقو به خدمتم برسید.
کسی چکشی را روی میز نزد و نگفت: نظم دادگاه را رعایت کنید. بعد از چند لحظه، صدایی از ته چاه در آمد.
- مگر من با زبانی غیر از زبان شما حرف می زنم؟ پس برا ی چی بردمت بیمارستان؟ می خواستم. می توانستم همان جا به قول خودت کارت را بسازم. صد بار گفتم. چاقورا روز قبل دوستم از نجف آباد سوغات آورده بود. من که به بیرون دسترسی ندارم. شما هم نیاوردیدش تا شهادت بدهد.
دادستان یا وکیل با پوزه ی تمساح مانند گفت: به هر حال جوانی است و هزار ندانم کاری. اگر اعتراف کنی در مجازاتت تخفیف قایل می شوند.
شاکی قد کشید. نفس که می کشید سینه اش بالا و پایین می رفت. اما او در صندلی فرورفته بود.
دستور کارگردان بود: باربر جوری نفس نفس بزند که سالن بشنود. پشت سرهم موی خیس سیاه را از پیشانی کنار می زد و با آستین عرق صورت را پاک می کرد. تا شانه ی ارباب بود. که جلویش راه می رفت. کارگردان چیزی گذاشته بود زیر پیراهنش تا شکمش اربابی باشد. کوله را عمدا سنگین کرده بودند تا او زیر بار به چپ خم شود. ارباب پاکشان جلو می رفت. چند قدم بعد افتاد. با صدای او برگشت و با فاصله ی دو قدم از او ولو شد .همه جارا خاک اره ریخته بودند با چند بوته ی پراکنده ی خار. ارباب گفت: تو این کویربی آب و علف گم شده ایم .ما می میریم.
باربر دست به جیب بغل برد اما دوباره دستش را کشید و گفت: قربان باید تا خورشید هست. برسیم یک جای امن.
-نمی توانم
چند بار بلندش کرد .دستش را گرفت. به زمین چسبیده بود. رو به تماشاچیان گفت " مثل حشره ای در قیر گیر افتاده " .
- آخرین دفاعت را بکن .گرچه واضح است . راهی جز اقرار کردن نداری .صدای قاضی بود.
سعی کرد پلک ها را جدا کند نمی توانست. نوک زبان به پوست ترک خورده ی لب ها نرسید. لب گزید .آب دهان را قورت داد. گفت: لطفا بازی را تمام کنید. شاید تنها ردیف جلو شنیدند. درز باریک بین دو پلک بسته شد .
باربر از جا بلند شد. رو به تماشاچیان گفت: برشت به من اجازه می دهد که به عنوان یک بازیکن با شما صحبت کنم .دست دراز کرد به سوی هیکل بی حرکت روی شن ها و گفت: می توانم به تنهایی راه بیفتم، چه کسی می فهمد؟ کمی آب برای روز مبادا گذاشته ام مرا تا آبادی می رساند. دوقدم جلو رفت. ایستاد. برگشت رو به تماشاچیان گفت: تنها خوردن در مرام من نیست. کمی آب بخورد حالش جا می آید. دست به جیب بغل برد. چشمان ارباب را ندید که گشاده شد و دستش رفت طرف تپانچه یی که در جیب بغل بود. با صدای اولین شلیک،باربر روی زمین افتاد.
همسرایان چهار پایه هایشان را کنار هم چیدند. دادگاهی نمایشی درست کردند. کارگردان که نقش قاضی را داشت پشت میزی و ارباب با فاصله کنار میز او روی چارپایه نشست. ارباب گفت:
- تمام بدنش کبود ضربه های من بود. صد بار روبروش خورده بودم و گرسنه نگاه کرده بود. به تعداد موهای سرش: خر و خنگ و دیوانه و حرامزاده شده بود. به عقل جن هم نمی رسید با این وضع بخواهد به من آب بدهد. آن هم آبی که می توانست جان خودش را نجات دهد. کدام عاقلی این کار را می کند؟ مطمئن بودم حتما او هم مثل من اسلحه دارد و قصد جانم را کرده.
صدای چکش در گوشش زنگ زد: ارباب طبق قواعد عقلی از قتل عمد تبریه می شود. باربر در میان صحنه روی زمین افتاده بود. به شکل جنینی در خود جمع شده. گروه هم سرایان از خاکی که نبود آن قدر ریختند تا جسد در بیابانی که نبود دفن شد. در حالی که می خواندند:
برخیز برخیز رفته شب های تار.
برپا برپا. آمد مهر جاودان.
کسی او را تکان داد: چشمهات را باز کن و گوش بده. قاضی گفت: تکرار می کنم، آیا شاکی صحبت دیگری دارد. مرددست به قپه های روی دوش اش کشید . – یک هفته است سربازی ش تمام شده. دوهفته قبل وقت سان دیدن خندیده بود. گفتم ادبش کنند. تا فکر نکند همه چیز شوخی است. یک ماه پیش از مرخصی دیر برگشته بود. می گفت مادرش مریض بوده. انداختمش انفرادی تا دروغ گفتن را فراموش کند. حتما می خواست تلافی کند.
ادعا می کند قصدش کمک بوده. چند بار براش اضافه خدمت زدم. به هر کس گیر می دادم فضولی می کرد. انگار قیم بقیه است "؟فقط یک آدم خنگ می تواند کلاغ پرها را از یاد برده باشد. هنوز می لنگد. باید دلیل درست و حسابی بیاورد که چرا می خواسته کمکم کند.
چراغ های سالن روشن شد. نور افکن بزرگی روی آن ها افتاده بود. دورشان را گرفته بودند تا موفقیتشان را تبریک بگویند. همه ی گروه آماتور بودند اما کارگردان مهم ترین جایزه ی سال را برد. باربر یک صحنه کم تر ازارباب بازی کرده بود اما جایزه ی نقش اول را مشترکا به هر دو دادند.
سرباز دستش را گرفت تا از جا بلند شود. قاضی خواند: طبق قانون متهم مجرم شناخته شد. در صورت مخالفت با حکم، می تواند تقاضای فرجام کند. مرد با ستاره های براق روی شانه از در قضات خارج شد .
خدیجه شریعتی
منبع : مجله الکترونیکی چهارباغ

همچنین مشاهده کنید


همچنین سایر کاربران این صفحات را هم دیده‌اند
فرهنگ عامهٔ مردم ایران    افسانه ها و قصه های عامیانه مردم ایران    افسانه ها و قصه ها   
بازیها و سرگرمیها    بازی کودکان    اسباب بازی    ویژگی های اسباب بازی مناسب برای کودکان    ویژگی های انواع اسباب بازی که در شهر تهران به فروش می روند   
تغذیه    تغذیه در دوران های مختلف زندگی    تغذیه دوران نوجوانی و جوانی    مشکلات تغذیه ای دوران نوجوانی    اختلالات مربوط به خوردن (Eating disoiders)    پُرخوری عصبی (Bulima Nervosa)   
روانشناسی    مبانی و مفاهیم روانشناسی    شخصیت و فردیت    شخصیت و ارزیابی آن    شکل گیری شخصیت   
علوم و مبانی تربیت بدنی و ورزش    مبانی تربیت بدنی    اهداف   
رشته های ورزشی    بسکتبال    آموزش    حرکات و مهارت های اساسی    دفاع فردی (Individual defense)    انواع دفاع   
بانک و بیمه    بیمه    قراردادهای بیمه    پایان قرارداد بیمه    موارد بطلان قرارداد بیمه   
شعر و ادب    مولوی    مثنوی معنوی    دفتر ششم هم از مثنوی   
صنعت توریسم    فهرست موضوعی و تشریحی جاذبه های ایران    جاذبه های تاریخی    آرامگاه ها   
کشاورزی جنگلداری و شیلات    منابع طبیعی    جنگل و جنگل داری    جنگل داری    احیاء جنگل    مهمترین روش های جنگلداری   


کلمات در حال جستجو
عراق    داعش    آمرلی    آمریکا    زندان    زنان    هرات    افغانستان    اسرائیل    فلسطین    زمین    مصادره    واگذاری    معدن آهن    جزییات    مدیر دولتی    عمار کلانتری    دانشگاه آزاد    اروپا    توافق جامع    هاشمی    زندانی سیاسی    جرم امنیتی    جانشین    اشتون    مذاکرات    هسته ای    ایران    پیشگیری    ابولا    بیماری   



حرکت انسان‌دوستانه علی کریمی و لیلا بلوکات +عکس - شوخی علی دایی با پسربچه/ عکس - مراسم معارفه انصاری فرد در اسپانیا+عکس - جالب ترین عکس پرسنلی - عکس یادگاری بازیگر زن با کارگران سایپا - عکس/ آزاده نامداری در کنار خانه خدا - تصاویر/ انتقال مجسمه خیام به نیویورک - عکس/ شناسنامه امام موسی صدر - عکس/ حضور متهم کهریزک در دادسرای ویژه - حرکت جالب تماشاگران لهستانی والیبال+عکس - اولبن حضور حقیقی در لیگ پرتغال/ عکس - تصاویر/ محمدرضاشاه میهمان جان‌اف‌کِندی - عکسی دیده نشده از قهرمانان فیلم «چ» - استقبال اشتون از ظریف در بروکسل/عکس - جدیدترین تصاویر از بچه موش‌های "مدرسه موش‌ها 2" - فیلم؛ کشف ماهی عجیبی که بیرون آب حرکت می کند

گزارش ویژه وزارت کار از وضعیت امنیت شغلی/ 93 درصد قراردادهای کار یکساله شد! - خبرگزاری مهر-گروه اقتصادی: وزارت کار با اعلام تغییر وضعیت بیش از 93 درصد کل قراردادهای کار به موقت یک‌ماهه، 3 ماهه و بعضا یکساله، مدل جدید امنیت شغلی کارگران را به شورای ...
لیلا زارع، پلیس «فرمول 13» می‌شود - لیلا زارع، بازیگر سینما و تلویزیون گفت: مشغول بازی در نقش پلیس فیلم فرمول 13 هستم. این فیلم در ژانر کودک تولید می شود، ولی صرفا برای قشر کودک و ...
وقتی ما ایرانی ها شورش را درآوردیم - جدا از انتقاد به سلفی گرفتن، و اینکه آیا چنین کاری آداب مخصوصی دارد یا نه! سوالی که پیش می آید، این است که ما چقدر از چیزهایی که از ...
«آزاده نامداری» در کنار خانه خدا/ عکس - آزاده نامداری، مجری تلویزیون که چند سال پیش به سفر حج مشرف شده به تازگی عکسی از خودش را در کنار خانه خدا منتشر کرده است.
رضا ناجی: برای هیچ نقشی کم نمی‌آورم - رضا ناجی در کارنامه بازیگری‌اش 40 فیلم دارد، به علاوه چهار جایزه بین‌المللی که خرس نقره‌ای برلین برای بازی در فیلم «آواز گنجشک‌ها»ی مجیدی چون ستاره‌ای در میان آنها می‌درخشد.
«خاله‌شادونه» تبرئه شد - دادستان خرم‌دره گفت که در حادثه‌ روی داده در برنامه‎ «خاله شادونه» این مجری تلویزیون مقصر شناخته نشده است.
بازی با خط قرمزها در «دردسرهای عظیم» - «دردسرهای عظیم» از آن دست کمدی‌هایی است که می‌توان آن را با خیال راحت به دیگران پیشنهاد کرد. کمدی گرم و گیرایی که شوخی‌های بامزه‌ای دارد و در کنارش قصه‌ای ...
رضا ایرانمنش: از بیکاری رنج می‌برم - رضا ایرانمنش بازیگر سینما و تلویزیون گفت: مسئولین بیشتر به فرهنگ و هنر توجه کنند و حرف‌هایشان از حالت شعاری خارج شود.
خیز محسن تنابنده برای کارگردان شدن - محسن تنابنده امسال در چهار فیلم بازی می کند و قصد دارد اولین فیلم سینماییش را جلوی دوبین ببرد.
خندوانه امشب میزبان یک روحانی دیگر می‌شود - برنامه «خندوانه» شبکه نسیم هر شب ساعت 23 به روی آنتن این شبکه می رود.
حواشی شیرین مراسم تقدیر از برنامه سازان تلویزیون - حاشیه‌های سخنان حجت‌الاسلام قرائتی، نگرانی سیروس مقدم از افتادن، شیطنت‌های رامبد جوان، اشتباهی شدن لوح تقدیر شهرام شکیبا و واکنش احسان علیخانی از قرار گرفتن ناگهانی کیف فردوسی‌پور در دستانش ...
نمی‌دانستم معتمدآریا ممنوع الکار است - تهیه کننده «بهمن» گفت: من زمان انتخاب بازیگر اصلا به فکر این نبودم که معتمدآریا ممنوع الکار بوده و تا لحظه انتخاب ایشان به یاد نداشتم ممنوع الکار هستند.
سعید آقاخانی: در سالن سینما خوابم می برد! - سعید آقاخانی پاسخ اغلب پرسش‌هایی را که مربوط به گذشته‌اش می‌شوند، با جمله «من حافظه خوبی ندارم» شروع می‌کند.
سیما تیرانداز: 12 میلیون از مرکز هنرهای نمایشی طلب دارم - سیما تیرانداز می‌گوید: هنوز برای کار قبلی از مرکز هنرهای نمایشی طلب دارم و برخلاف گفته‌های مدیریت مرکز اسفندماه یک چک 12 میلیونی به من داده شد که جز ...
مجری که با تهیه شربت به چالش «سطل یخ» پیوست/ تصاویر - پس از به راه افتادن موج «سطل یخ» در ایران بسیاری از هنرمندان سعی کردند با استفاده از خلاقیتشان شیوه های جدیدی از این چالش را اجرا کنند.
خرید فیلم قاچاق، چپاول هنرمند است - حسین مسافرآستانه مرد موقر و مهربانی است که به واسطه سال‌ها فعالیت نمایشی به عنوان نویسنده، بازیگر و کارگردان و بعدها مدیریت و مسئولیت‌های مختلفش در عرصه تئاتر شناخته می‌شود.
هر آنچه که باید در مورد تکنولوژی Ultra HD 4k بدانید - شاید شما هم امروز یا فردا برای خرید یک تلویزیون با ابعاد بزرگ در قالب LDC یا LED به بازار مراجعه کنید. اصلا شاید در مورد گوش های هوشمند با صفحه نمایش از نوع 4K شنیده باشید. در هر صورت بهتر است اطلاعاتی در خصوص وضوح صفحه نمایش ها داشته باشید و مهمتر از همه در مورد آخرین این تکنولوژی ها یعنی همان 4K.
در برنامه نود دیشب چه گذشت؟ - علی کفاشیان به طور کلی خبر جدیدی از تمدید قرارداد کی‌روش یا قطع همکاری با اودر برنامه 90 نداد. علاوه بر این مشکل اصلی تمدید قرارداد این مربی پرتغالی میزان خسارت پرداخت شده به کی‌روش در صورت فسخ قرارداد عنوان شد.
دشمنان خانه سینما هم زیر چتر خانه سینما می‌آیند؟ - فراموش نکنیم، قدرت خانه سینما زمانی مشخص شد که بیانیه‌ای با دو هزار امضاء منتشر شد و متن کوتاهش آمده بود: «خانه سینمای ایران (جامعه اصناف سینمایی کشور) دستاورد بزرگ سینمای برآمده از انقلاب اسلامی است. ما سینماگران ایران با صدور دستور انحلال خانه سینما مخالفیم و دلسوزانه خواهان ماندگاری این خانه هستیم.»
مرورآخرين وضعيت مذاكرات هسته اي پيرامون جدول زماني / هماهنگي براي برگزاري مذاكرات در نيويورك  - وزير امور خارجه كشورمان و كاترين اشتون ضمن مرور آخرین وضعیت مذکرات هسته ای، پیرامون جدول زمانی مذاکرات در ماه جاری و هماهنگی های لازم برای برگزاری دور بعدی مذاکرات در ...
شورشیان سنی عراق نیز به ائتلاف ضدتکفیری خواهند پیوست؟ - این روزها، شدت تهدید اعمال شده از سوی تروریست های تکفیری در عراق علیه گروه های مختلف قومی و مذهبی به حدی رسیده که اکنون به جز شیعیان و کردها، دیگر گروه های عراقی نیز مبارزه علیه آن ها را آغاز کرده اند. جدیدترین اخبار در این زمینه، از آغاز مبارزه «شورشیان سنی» عراق با داعش حکایت دارد.
مسئولان اصفهانی در مورد خشکی زاینده رود دروغ می گویند - ارخانه های فولاد، ورق، پتروشیمی، پالایشگاه و ذوب آهن خورنده آب هستند. باید مردم اصفهان بدانند که کلا در استان چهار محل بختیاری از صفر تا صد آب زاینده رود در زمستان سه درصد و در تابستان ها 7 درصد استفاده می شود. الان اکثر قریب به اتفاق روستا های ما فاقد آب شرب است. 240 روستا را با تانکر آب می دهیم. خود شهرکرد مشکل آب شرب دارد. مسئولان اصفهان فرافکنی و دروغ پردازی می کنند.
شایعه جدایی تیموریان را شماها درست کردید/ مشکلات زیادی در خط دفاع داریم - سرمربی تیم فوتبال استقلال تهران اعلام کرد شماها (خبرنگاران) خودتان شایعه جدایی آندرانیک تیموریان از استقلال به خاطر نیمکت نشینی‌اش را درست کردید. وی همچنین ...
سیاست خارجی عرصه شعار نیست - رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، با تأکید بر اهمیت تصمیمات تاریخی در سیاست خارجی گفت: سیاست خارجی اصول دارد و عرصه شعار نیست و نباید به جای استفاده از فرصت‌ها، به سوی تخریب ...
جزئیات درخواست بانک مرکزی از استانداران/ زمان حذف 4 صفر از اسکناس - رئیس کل بانک مرکزی با بیان اینکه حذف صفر از اسکناس باید همزمان با تک رقمی شدن نرخ تورم باشد گفت: قرار است استانداران لیست بنگاه های نیازمند سرمایه در گردش را ارائه کنند.
جنتی: بعضی از ما بدون شناخت از عاشورا تنها بر مظلومیت امام و یارانش گریه می‌کنیم - ادبیات - علی جنتی دوشنبه دهم شهریور ماه در مراسم رونمایی از کتاب «زینب فریاد فرمند» نوشته آنتونی بارا شرکت کرد.
داستان صعود مرد معلول به برج میلاد/ «گام های یک دست» آماده شد - فیلم مستند «گام های یک دست» از تولیدات جدید مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی به کارگردانی کیومرث صمدی طاری آماده نمایش عمومی است.
27 درصد تهرانی‌ها اصلاً مطالعه نمی‌کنند - بر اساس نتایج طرح پژوهشی «بررسی میزان مطالعه شهروندان تهرانی» 27.4 درصد پاسخگویان اظهار کرده‌اند که اصلاً اهل مطالعه نیستند، 40.4 درصد در حد «کم یا خیلی‌کم» و تنها 32.2 ...
سرویس iCloud اپل هک شد، تصاویر شخصی مشاهیر لو رفت! - روز گذشته یک هکر اقدام به انتشار تصاویری بر روی اینترنت کرد که مربوط به شخصیت های برجسته اغلب هنری و سینمایی بود. این تصاویر که بسیار شخصی و در مواردی در حالت عادی غیر قابل انتشار بودند، از روی سرویس iCloud اپل و با نفوذ به حساب کاربری این شخصیت ها سرقت شده.
نباید اجازه داد ماجرای پهپاد متجاوز مشمول مرور زمان شود - دو تن از شهدای هسته‌ای بدون ارتباط مستقیم با دانش هسته‌ای و به دلیل خدمات فنی دیگری که به برنامه هسته‌ای ایران می‌دادند قربانی حملات تروریستی شدند و همزمانی اخبار مربوط با تلاش برای خرابکاری در برنامه هسته‌ای ایران و پرواز پهپاد جاسوسی رژیم اسرائیل، باید هشداری برای جدیت بیشتر در پیشگیری از حوادث مشابه باشد.


بیشترین بازدیدها - سرویس خبر


Copyright © 2008 - 2014 vista.ir. All Rights Reserved