ویستا مرجع مهمترین عناوین خبری / شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۳ / Saturday, 31 January, 2015
روایت ژنرالی که هیچگاه سربازی نرفت

روایت ژنرالی که هیچگاه سربازی نرفت▪ اردشیر قلعه نویی،
▪ نام پدر: محمد،
▪ سال تولد: ۱۳۴۲،
▪ شماره شناسنامه: ۴۴۳۱،
▪ توضیحات: پسر دوم خانواده ۹ نفره در خانی آباد تهران.
پدرش، محمد، راننده بیابان بود و با «وولویی» که داشت نان حلال بر سر سفره خانواده می آورد. اردشیر هفت ساله بود که خبر دادند پدرش را از دست داده و او بناچار از سن سیزده سالگی شروع به کار کردن و نان درآوردن کرد.
● روایت ورود به فوتبال:
با اینکه کار می کرد اما از فوتبال غافل نبود تا جاییکه به تیم های پایه راه آهن راه یافت، اردشیر لارودی و پرویز ابوطالب در آنزمان کشفش کردند و کفشش دادند و بعدها توسط ناصر ابراهیمی به تیم بزرگسالان راه یافت. سابقه دعوت به تیم ملی جوانان در سال ۱۳۶۰ در کارنامه اش دیده می شود که بعد از آن بهمراه ناصر ابراهیمی به شاهین می رود که حیدری، مجید تیموری، دینورزاده، عبداللهی، فریاد شیران و صادقی از ملی پوشان آنزمان بودند. تغییر و تحولات زیاد در شاهین موجب شد قلعه نویی در ۲۲ سالگی بعنوان کاپیتان تیم انتخاب شود. در اواسط لیگ ۱۳۶۶ نیز به باشگاه السد قطر پیوست.
● روایت عشق به سلطان:
از قطر بازگشت و برای انتخاب تیم بدنبال آشنا پیدا کردن می گشت! عشق «سلطان»، اردشیر را کور کرده بود، تمام آمال و آرزوهایش را روزی می دید که همانند «علی پروین» محبوب و یکه تاز باشد. برای همین اولین انتخاب برایش جایی جز تیم «پرسپولیس» نبود، دوستدارانش را مجاب می کند که به نوعی رضایت پروین را جلب کنند و او موفق می شود در جلسه ای به خدمت سلطان نائل گردد. یکی از مربیان قدیمی در مورد آن جمع می گوید: « یک جمع خصوصی بود، همه بودند، یادم می آید مرحوم قایقران هم حاضر بود، دیدیم امیر با چند بادیگارد آمدند و کنار علی آقا نشستند، بادی گاردها به پروین گفتند که قلعه نویی خیلی دوست دارد در تیم شما بازی کند، هر چند همین الان می تواند برای استقلال هم بازی کند و اگر رخصت بدهید این کار انجام شود. علی آقا کمی خودش را جابجا کرد و گفت که نه، من نمی خواهم، برود استقلال و مثل شیر مقابل پرسپولیس بازی کند» و البته همین شد و اردشیر جوان در تاریخ ۱۳۶۷/۱۲/۱۹ در مقابل پرسپولیس و در مرحله یک چهارم نهایی جام حذفی قرار گرفت و اولین بازیش را انجام داد و حتی وقتی کار به پنالتی کشید، او پنالتیش را از دست داد.
● روایت بازی ملی:
بازی های ملی اردشیر بسیار معدود هستند و خودش در مورد آنروزها می گوید: «خود من بارها به تیم ملی دعوت شدم و هر بار خط خوردم» تا پایان دوره بازیگریش تنها ۱۹ بازی ملی را در کارنامه اش ثبت می کند که ۱۸ بازی آنرا در سن ۳۰ سالگی به بعد انجام می دهد. اولین بار در سال ۶۴ توسط ابراهیمی به تیم ملی «ب» دعوت شد، در سال ۶۵ بهمراه تیم ملی به چین سفر کرد و اولین بار پیراهن «الف» را بر تن کرد و تا ۱۳۷۲/۶/۲۱ آنهم توسط علی پروین هرگز به تیم ملی دعوت نشد. در کارنامه اش تنها یک گل ملی آن هم به کویت دیده می شود.
● روایت جنجال کاپیتانی:
سال ۱۳۶۸،شاهرخ بیانی بار دیگر از پرسپولیس به استقلال بازگشته بود و بنا به احترام سن و تجربه بایستی بازوبند کاپیتانی به او می رسید اما چنگیز و امیر معتقد بودند که او تعصب آبی ندارد و نباید کاپیتان شود. این دو شرکت واردات و صادراتی را در خیابان طالقانی با همدیگر دایر کرده بودند و از این جهت بسیار ارتباطشان نزدیک بود و همین مسئله موجب شد در تیم «باند» تشکیل گردد. آن روزها استقلال برای حضور در رقابت های جام باشگاه های آسیا شهری را در ایران انتخاب کرد که از لحاظ آب و هوایی شبیه بنگلادش باشد، مازندران و هتل سالاردره محل اردو شد و تمام درگیری ها و زیرآبی رفتنها در آنجا رخ داد. امیر می دانست که با حضور شاهرخ نه تنها کاپیتانی به او نمی رسد که حتی جایگاهش را از دست خواهد داد بنابراین شیوه درگیری مستقیم را برگزید و در اردو با بیانی به مشاجره پرداخت و حسابی از خجالتش درآمد تا عملا ضربه شستی به او نشان دهد.
در آن روز جلسه ای در اتاق پورحیدری تشکیل شد و تا ساعت ۲ بعد از نیمه شب ادامه یافت تا تیم از هم پاشیده نشود. مورد دوم در سال ۱۳۷۲ اتفاق افتاد، نسل قدیم استقلال فوتبال را کنار گذاشتند و نوبت به نسل امیر رسید که کاپیتان را از میان خودشان انتخاب کنند، قلعه نویی در همه این سال ها از روابط عمومی خوبی برخوردار بود و می دانست چگونه باید برخورد کند تا سهمش را بگیرد، در این سالها او یک رقیب، با سابقه بیشتر در تیم داشت و آن نفر صادق ورمرزیار بود، امیر فکر همه جا را کرده بود، طرح دوستی با ورمرزیار ریخت و صادق مجبور شد جلوی همه بازوبند را به امیر بدهد چراکه هرچند سابقه کمتری داشت اما از لحاظ سنی بزرگتر بود. امیر قلعه نویی اینگونه به هدف هایی که داشت، رسید.
● روایت سونا:
گفته می شود یک سونا در خیابان زعفرانیه نقشی غیر قابل اغماض در پیشرفتهای او داشته است. دوستی محمد جواد ایروانی و قلعه نویی از همین نقطه و در زیر «آب» رقم خورد، ایروانی که در آنروزها رئیس هیئت مدیره استقلال و قائم مقام وزارت کشاورزی بود بیشتر اطلاعات داخلی و حاشیه ای تیم را از امیرخان می گرفت تا اوضاع تحت کنترلش باشد و بتواند در مواقع لازم عکس العمل نشان دهد. قلعه نویی، کاپیتان آنروزهای استقلال از این دوستی نهایت استفاده را برد تا جایگاهش در آبی پوشان پایتخت مستحکم تر گردد.
● روایت بدبینی پورحیدری:
منصور پورحیدری ذاتا انسان محافظه کاریست و سعی می کند چشمهایش را بر لغزش ها ببندد و حتی به روی خودش نیاورد، او از ماجرای سونا خبر داشت اما نمی خواست به آن دامن بزند و برای همین منتظر ماند تا در ایده آل ترین شرایط کاپیتانش را کنار بگذارد، امیر مصدوم شد و این بهترین فرصت بود، در بازی با پرسپولیس وقتی ترکیب خوانده شد نامی از کاپیتان نبود، امیر لابی ها را آغاز کرد و با ایروانی و اولیایی تماس گرفت اما منصورخان زیر بار نرفت و او بر روی نیمکت نشست، در نیمه دوم که استقلال بازی را با یک گل عقب بود دستور تعویض امیر داده شد اما قلعه نویی در طول بازی هیچ نمایشی از خود نداشت و فقط در زمین راه رفت و در پایان هم با شاهرخ بیانی و منصور پورحیدری با حالت پرخاشگرایانه ای برخورد کرد. لجبازی های امیر ادامه پیدا کرد، مثلا در بازی با ابومسلم تیم به خراسان رفت و این کار توسط اتوبوس انجام شد اما امیر خودسرانه با هواپیما خودش را رساند که مورد خشم پورحیدری قرار گرفت و باز هم در نیمه دوم او را به ترکیب فرستاد و همانگونه فقط راه رفت و در بازگشت هم با هواپیما به تهران رسید و با لابی های فراوان توانست منصور پورحیدری را از کار برکنار کند. در آنزمان امیر یک همراه بنام ادموند اختر داشت که او هم توسط پورحیدری از ترکیب خارج شده بود. قلعه نویی برای تسریع در برکناری از بازیکنان دیگر هم تقاضای همکاری کرد که برخی از این کار سرباز زدند. بعد از بازی با ابومسلم پچ پچ میان بازیکنان زیاد شد و مشخص بود اتفاقاتی در حال وقوع است، پورحیدری تغییر کرده بود اما کسی خبر نداشت، منصور به مظلومی می گوید فردا بازیکنان تمرین ریکاوری دارند اما اولیایی به مظلومی می گوید بگذارید بچه ها استراحت کنند تا فردا تصمیم بگیریم، چند ساعت بعد خبر رسید که ناصر حجازی سرمربی شده است.
● روایت یک مدرک آلمانی:
اما ناصرخان هم در بهبود وضعیت او تاثیری نداشت تا به فعالیتهای تخریبیش ادامه بدهد و تا پایان برکناری حجازی برنامه ریزی کند; به همین دلیل است که اختلاف ناصر- امیر هیچگاه سرانجام نمی یابد. قلعه نویی بازنشسته شده بود و به مربیگری بر نیمکت آبی ها می اندیشید، او ابراهیم طالبی را پیدا کرده بود که بیشتر در کار نقل و انتقالات در آلمان بود و رابطه خوبی با تیم های آلمانی داشت، امیر هر روز در دفتر او می نشست و از نامردی ها گله می کرد و می گفت: «من به حقم در استقلال نرسیدم»، روزی رودی فولر که در آنزمان مدیرفنی بایرلورکوزن را بر عهده داشت به ایران آمد و در این بین امیر از طالبی خواست که مدتی به لورکوزن برود و بر سر تمرین بایر لورکوزن حاضر شود.
طالبی برایش ویزا گرفت و او را فرستاد، چندی بعد خانواده اش را هم به آلمان راهی کرد و وقتی دوره اش تمام شد با ابراهیم طالبی تماس گرفت و گفت که کاری کند یک مدرکی از حضور در کلاس توسط دام صادر شود. طالبی با کریستوف دام تماس می گیرد و با جلب نظر وی نامه ای را تایپ می کند و به امضای او می رساند. بله، اصلا باشگاه بایرلورکوزن مدرکی برای هیچکس صادر نمی کند و کلاسی بعنوان تدریس مربیگری ندارد بلکه امیر هر روز در تمرینات حاضر می شد و از آن نت برداری می کرد و می توان ادعا کرد که مدرکش هم بی ارزش است. پس از بازگشت فتح الله زاده به او پیشنهاد مربیگری تیم های پایه را می دهد که رویای امیر، سرمربیگری بزرگسالان است و با آموخته هایش از کلاس بایرلورکوزن! باید در تیم اصلی مربیگری کند و به همین دلیل مدیرعامل برایش حکم «مشاور مدیرعامل» را صادر می کند.
● روایت کودتا بر علیه حجازی:
امیر روزهای نه چندان خوشایندی را در برق تهران و کشاورز می گذراند. کودتای او از روی سکوها نتیجه داد و زمینه برکناری ناصر حجازی را در بازی تاریخی سایپا - استقلال فراهم ساخت و منصور پورحیدری جایش را گرفت. ابراهیم طالبی جمله ای ماندگار را بر زبان آورده که آوردنش در اینجا خالی از لطف نیست: «یک روز از پورحیدری پرسیدم چرا شما از امیر استفاده نمی کنید؟ او جواب داد که هر کسی با امیر کار می کند باید دو پاسبان بگیرد که وقتی بر می گردد پشت سرش کودتا نشده باشد» بحث جنجالی دور اول لیگ برتر هنوز از خاطر فوتبالدوستان نرفته که استقلال می توانست با یک مساوی قهرمان شود اما «داغ» آن بر دل پورحیدری ماند. اما گفته می شود این جمله تاریخی آخر، از زبان یکی از بازیکنان در تمرینات قبل از بازی بیرون آمد که گفت داغ قهرمانی را به دل اینها می گذاریم و البته به قولشان عمل کردند.
● روایت سکوهایی به رنگ ژنرال:
رولند کخ ناموفق بود و آنقدر برایش مشکل ساختند که از ایران رفت و امیر آنرا بهترین موقعیت برای رسیدن به آرزویش می دانست، در حقیقت تیم کخ را سه نفر بیچاره کردند، اولی کامران منزوی که لقب «ژنرال» را وارد ادبیات حرفه ای مطبوعات کرد، دومی قلعه نویی که انواع و اقسام برنامه ها را ریخت و نفر سوم هم لیدرهایی بودند که از امیرخان خط می گرفتند تا جو را بهم بزنند. آن روزها هر روز امیر با لیدرها در ارتباط بود تا اوضاع تحت کنترل باشد و آنها را به رستوران های مختلف می برد و حتی برای یکی از آنها موبایل خرید تا حمایت ها ادامه داشته باشد. امیر از همین روزها به آلترناتیوی قوی برای سرمربیگری استقلال تهران تبدیل شد و با شعارهای متعدد از روی سکوها زمینه را برای مطرح شدن نامش آماده کرد چراکه در اهواز خوب از تیمش بازی می گرفت. بهرحال همه چیز در مصاحبه یکی از لیدرها با روزنامه ایران ورزشی لو رفت. «شاهرخ» در این مصاحبه از مسائل پشت صحنه، پرده برداشت. در سال های ابتدایی که امیر جام را در فینال جام حذفی و سال بعد در لیگ برتر واگذار کرد و همچنین باختن به شاهین بوشهر حتی یک هوادار هم در ورزشگاه آزادی او را«هو» نکرد حتی تشویقش نیز کردند و همه آنها به ماجرای موبایل برمی گشت. قلعه نویی در همه آن سالها بر سر مسابقات با موبایل به لیدرها فرمان می داد تا اوضاع را در دست گیرند تا بعد با تراول چک های رنگارنگ از خجالتشان در بیاید.
● روایت بازگشت به استقلال:
علی فتح الله زاده رفت و قریب جایش را گرفت، او برای سرمربیگری استقلال با تنی چند از چهره های مطرح مذاکره کرد که نام امیر در انتهای لیست به چشم می خورد و البته همه چیز برای سرمربیگری پورحیدری مهیا بود که با مخالفت یکی از اعضای هیئت مدیره تاثیرگذار روبرو شد، اتفاقات نیمه شب دوشنبه به معرفی امیر قلعه نویی منجر شد و او از آخر لیست به ابتدا آمد. او در آنروزها از قدیمی ترهای استقلال هم بهره گرفت و از اهرم فشار آنان سود برد. امیر قلعه نویی آمد و از برنامه سه ساله سخن گفت و از برنامه های بلندمدتش پرده برداشت. در لوای این برنامه اما کسی از خریدهای سئوال برانگیزش چیزی نپرسید، سبوشهبازیان، فابریتسیو، گومز، سعید لطفی، شاهین خیری، مصطفی اکرامی و بسیاری دیگر به استقلال آمدند اما چگونه و از طریق چه کسانی، بماند برای وقتی دیگر!
● روایت رسیدن به تیم ملی:
ژنرال ها خاصیتی مختص به خود دارند، حتما فضا باید مغشوش باشد تا آنان به هدف برسند، ابتدا ماجرای کخ، پورحیدری و قریب و اینبار جام جهانی، دادکان و برانکو البته سرپوشی بنام خردجمعی! داریوش مصطفوی به دبیرکلی فدراسیون فوتبال می رسد و از دوستان دیرینه اش در عالم روزنامه نگاری لیستی برای انتخاب می خواهد، آنها چند نفر را به داریوش پیشنهاد می کنند و نام امیر را در انتهای لیست می گذارند اما تجربه ثابت کرده آنها که در پایان لیست قرار دارند نفرات اول هستند و جلسه خیابان ستارخان کار خودش را کرده بود، امیر در آن جلسه کذایی توافق می کند و از همان روز منتخب سرمربیگری تیم ملی می شود.
در ماجرای خردجمعی هم حرف و حدیث بسیار بود، گفته می شود وقتی امیر باخبر می شود اکثریت با اوست و در خانه ستارخان به توافق کامل رسیده با اینحال ته دلش قرص نمی شود و در پشت صحنه با دوستان مربیش رایزنی می کند، رسول کربکندی، محمود یاوری و پرویز مظلومی از این دسته اند، انتخابات هم به سمتی پیش رفت که فقط سه نفر کاندیدای اصلی بودند، اولی مجید جلالی که روحیاتش به بازی های پشت پرده و فرصت طلبی و با هر شرایطی کار کردن نمی خورد، دومی محمد مایلی کهن که بیشتر مربیان ایرانی از خوردن خونش سیر نمی شوند و بهیچ عنوان در فاز وعده و وعید و دوست یابی نیست و نفر آخر هم امیر قلعه نویی که شرحش کامل رفت. از طرفی مصطفی دنیزلی هم یکی از کاندیداهای اصلی بود که بدلیل جو سنگین علیه مربیان خارجی هرگز مطرح نگردید چون عزم «پدرخوانده های» فوتبال بر انتخاب «ژنرالی» بود که هرگز حتی سربازی هم نرفته بود! او همیشه بعنوان مسکن بکار می رود، بیاد دارم کامران منزوی در مصاحبه ای درباره امیر برای سرمربیگری استقلال گفته بود که «ما او را برای زنده ماندن می خواهیم نه زندگی» و بنظر می رسد انتخابش در تیم ملی هم همینگونه شده باشد. ژنرال هم همانند هر درجه دار دیگری از فضا استفاده نمود و بنام خردجمعی و تکنیک مربیگری روز دنیا هرچه «دوست» خواست را در تیم جمع نمود تا بتواند از کنار آن به جایگاه «موقتش» استحکام بخشد.
مارکار آقاجانیان آنالیزور، منصور ابراهیم زاده کمک مربی، ناصر ابرهیمی دستیار، افشین پیروانی کمک، کریم بوستانی مربی دروازه بان ها، پرویز ابوطالب و منصور پورحیدری هم مشاوران تیم ملی و بعدها پرویز مظلومی بعنوان کمک مربی. در این کادر که پر از مسئولیت و سمت بود نکات جالب توجهی بچشم می خورد، ناصر ابراهیمی که ادعا داشت دستیار هیچکس جز «سلطان» نمی شود حالا حاضر شده بود جوانکی به او دستور دهد، افشین پیروانی بدون حتی کوچکترین تجربه مربیگری به تیم ملی می رسد، ابوطالب و پورحیدری که از بعد فکری در تضاد هستند نیز در سمت مشاورت و همه اینها جمعی متضاد را شکل می دهد. سنجیدهترین سخن را شاید در همان ابتدا جلال طالبی بر زبان آورد:«اطراف تیم ملی بی اندازه شلوغ است. در ایران فرهنگ کار گروهی وجود ندارد» و محمد مایلی کهن با جمله اش اساس خردجمعی داریوش مصطفوی را زیر سئوال می برد: «بماند که چرا من سرمربی نشدم، اما در کل، این چه جور خردجمعی ای بود که مدیر، مربی و حتی بدنساز باشگاه ها آمده بودند و رای می دادند؟ »
● روایت گزینش تیم ملی:
قلعه نویی که در دوران بازیگریش بسیار کم به تیم ملی دعوت شد و در بسیاری از موارد از لیست خط می خورد حال بدعتی جدید را برای انتخاب ملی پوشان در نظر گرفته بود، او درهای تیم ملی را طوری برای همه باز کرد که گویی رسیدن به پیراهن تیم ملی چندان سخت نیست و انواع و اقسام روشها برای پوشیدن آن وجود دارد. امیر در حقیقت مجری سیاستهایی شد که به او تفهیم شده، در جلسه مطبوعاتی کادرفنی بهمراه محمد علیآبادی و کیومرث هاشمی، سرمربی «موقتی» تیم ملی اینگونه اظهارنظر می کند:«در گذشته راهیابی به تیم ملی کار بسیار دشواری بود. خود من نزدیک به ده مرتبه از اردوی تیم ملی خط خوردم، این نشان می دهد که پوشیدن پیراهن تیم ملی نیازمند شایستگی های فراوانی است» و بر همین اساس او تصمیم می گیرد مهرداد پولادی، ماهینی یا خرسندی را که به هیچ عنوان پله های ترقی را در ابتدایی ترین مراحل تهیه نکرده اند به اردو دعوت کند و راه جدیدی را برای ملی پوش شدن اجرا کند. در همان ابتدا هم که آش واقعا شور شده بود کریم باقری از تیم ملی خداحافظی می کند و بختیاری زاده با اعلام اینکه حال و هوای تمرینات مربوط به بیست سال پیش است عطای کار را به لقایش می بخشد، این روند با غیبت های رحمان، خط زدن بازیکنان پرسپولیس، قهر و آشتی های لژیونرهای اماراتی و رفتن علی سامره ادامه می یابد.
● روایت فوتبال ایرانی:
تیم ملی افتضاح جامجهانی را به بار آورده و همه از فوتبال خسته کننده و محافظه کارانه برانکو زده شده بودند، در این میان ناگهان امیر سر بلند می کند و فریاد می زند: «می خواهیم فوتبال اصیل ایرانی را به نمایش بگذاریم» اما چه سیستم و بازیکنی را مشخص نمی کند، سیستم تیم ملی به ۳-۵-۲ سنتی بر می گردد و بازی تک ضرب و قدرتی از ایران فاصله می گیرد، روح خودخواهی و دریبل در بازیکنانمان زنده می شود و اعصاب همه از این نوع فوتبال بهم می ریزد، در حالیکه همه تیم های مطرح جهان سیستم با چهار دفاع flat را برگزیده اند ما به دفاع سه نفره با همه اشکالات و نقایصش برمی گردیم و چشمان خودمان را بر مشکلات می بندیم. زیباسازی فوتبال در پناه سیستم های منسوخ صورت می گیرد و حتی خردجمعی در میان مربیان تیم ملی در حد حرف باقی می ماند چون در تمرینات این قلعه نویی است که همه کارها را بر گردن می گیرد، او خود بازیکنان را تقسیم می کند، قیف ها را می کارد و با خطوط مختلف کار می کند و نکته بدیع در تمریناتش هم چیزی جز «خرس وسط» و فوتبال دستگرمی نیست. پیروانی در پشت دروازه ها توپ جمع می کند، ابراهیمی دستها را در پشتش گره می کند و ابراهیم زاده قلم و کاغذی برداشته و برای خودش می نویسد. در جام ملتها با فشارمطبوعات سیستم چهار دفاع را بر می گزیند امادر بازی با کره به سیستم دوست داشتنیش باز می گردد و جام برای ما تمام می شود.
● روایت یک تیم ملی رنگی:
تیم ملی قلعه نویی «رنگی» بود و برای همین بازی های تیم ملی سرد و بی روح برگزار می شود چون هیچکس احساس خوبی راجع به «ملی» بودن آن ندارد. امیر، تیم ملی را خود چند دسته کرد و در همان تمرین اول لباس «آبی آسمانی» را بر تن ملی پوشان نشاند، تعداد دعوت شده های استقلال را زیاد کرد و اعلام کرد: «من همه چیزم از استقلال است.» هواداران قرمز دریافتند سرمربی تیم ملی «رنگی» است و بدتر از آن با بازیکنان پرسپولیس لج کرده و آنها را به تمرین راه نمی دهد و از همین زمان دیگر پای به ورزشگاه نگذاشتند. اگر در تمرینات یا بازی های تیم ملی حضور یابید صدای اندک تماشاگرانی را می شنوید که در ورزشگاه خالی از تماشاگر فریاد بر می آورند: «استقلال حمله کن...» و به همین سادگی تیم ملی دیگر برای هیچکس عزیز نبود.● روایت بازگشت بدون قریب:
هنوز سخن امیر در گوشمان است: « با قریب آمدم، بی قریب نیستم» اما او ثابت کرده که می تواند از حرفش بگذرد و در عمل آنچه که به صلاحش است و فرصت استفاده وجود دارد، انجام دهد. ژنرال دست بیعت به هیئت مدیره جدید می دهد و در پناه حمایت امیدوار رضایی و همراهی او به ریاست سازمان فوتبال باشگاه استقلال تکیه می زند. قلعه نویی آنقدر بزرگ می شود که همه پیروزی ها را بنام او و شکستها را بپای صمد می زنند و بهترین دورانش رقم می خورد. هیچکس توان ایستادگی در مقابل امیر را ندارد و او خوشبخت ترین مرد آبی پوشان می شود، از طرفی حمایت سازمان تربیت بدنی را در کنار دارد و از سوی دیگر با حمایت های داریوش مصطفوی جایگاه محکمی در تیم ملی دارد.
● روایت بازیکن شناسی:
امیر لیستی روبرویش قرار گرفت و نام سه تن در آن آمد، او نگاهی به لیست انداخت و همان ابتدا و در کمال خونسردی و اطمینان قلم قرمز بر نام پسرکی کشید که برادرش زمانی طعم بازی در استقلال را چشیده بود. پسرک با کج سلیقگی تمام با «نه» روبرو می شود و سرمربی در مقابل آن نام می نویسد:«در استقلال به... نیازی نداریم» و این دست نوشته هنوز در اسناد باشگاه موجود است. پسرک که در ابومسلم می درخشید و دل همه را برده بود اما به چشمان ژنرال نمی آید و در حالیکه همه چیز برای حضورش در استقلال فراهم بود، نمی تواند تاییدیه رسمی را بگیرد. البته امروز که پسرک به آن موضوع فکر می کند باید خوشحال باشد که چنین اتفاقی برایش افتاد وگرنه بر روی نیمکت استقلال می پوسید و هرگز در مقابل چشمان برانکو قرار نمی گرفت. آن پسرک دیروز حالا به یکی از یاران اصلی تیمی در جزیره تبدیل شده است و نامش کسی جز آندرانیک تیموریان نیست. آیا نگران کننده نیست که سلیقه ای بر بالاترین سطح فوتبال ایران حاکم شده بود که کج سلیقگی هایی از این دست دارد؟ آن کسی که گفت «نه» و آندرانیک را برای استقلال نخواست، چقدر باید در فوتبال ایران قدرت تصمیم گیری داشته باشد؟ در فوتبال ما چه می گذرد که صاحب آن سلیقه کج، به مهمترین انتخاب کننده تبدیل می شود و مسئولیت حساسترین انتخاب ها به او واگذار می شود؟
روایت دخالتهای رئیس سازمان فوتبال: امیر با اصرار بر انتخاب صمد مرفاوی دو هدف اصلی داشت، اول اینکه بزرگان استقلال را از تیم دورتر کند و دوم اینکه همیشه آلترناتیو قوی ای برای سرمربیگری این تیم باشد تا در مواقع حساس بعنوان یک «سوپر استار» وارد گردد و اوضاع را سامان بدهد. صمد هم در همان ابتدا به مربی حرف گوش کن و سر به زیری تبدیل شد که توانایی «نه» گفتن نداشت، امیر هر بلایی خواست بر سر او و استقلال آورد، در جریان بازی با پرسپولیس دستور تعویض را از جایگاه صادر کرد، در بازی با ذوب آهن در حالیکه بازی را از تلویزیون می دید باز هم دستور دیگری برای تعویض داد تا نشان دهد برنامه های زیادی برای «این» استقلال دارد. همه این مسائل تا گاف بزرگ قرن این باشگاه ادامه داشت تا مرفاوی بخود بیاید و «خودش» شود.
● روایت جنجال امارات:
تورنمنت دوستانه امارات برای تیم ملی چندان دوستانه و برای قلعهنویی اصلا خوش یمن نبود. تیم ملی اولین شکستش را در مقابل هامبورگ پذیرا شد اما نکته مهم اطراف تیم بود که جنجال بسیاری آفرید. دور و بر تیم ملی خیلی شلوغ است و بنظر می رسد امیر بدنبال دوست یابی در آن است. همراه تیم ملی ۲۰-۳۰ نفر افراد متفرقه سفر می کنند در شرایطی که هنوز ویزای خیلی از بازیکنان و کادرفنی صادر نشده اما آنها ویزا بدست آماده سفر هستندو بدتر از آن تعداد اتاقهاست که با مسافرین نمی خواند و هر اتاق به چندین نفر می رسد. محمد مایلی کهن در مورد آن تورنمنت حرف های جالبی درباره ژنرال می زند: « می دانم، من مستند حرف می زنم. ایشان می خواهد از کنار تیم ملی رفیق پیدا کند، خطر بزرگتر از این دوست یابی های آقای قلعهنویی، اینست که ایشان رابط بین باشگاه استقلال و بازیکنان تیم ملی شده است. شماها پدر من را درآوردید که مایلی کهن دو شغله است... اما خدایی بگویید مایلی کهن یک بازیکن را از تیم ملی به باشگاهی برد؟ شان و منزلت سرمربی تیم ملی خیلی بالاتر از این مسائل است. ایشان می رود و در اردوی تیم ملی با رسول خطیبی برای استقلال صحبت می کند، این یعنی چی؟ امیر قلعه نویی حق ندارد برای استقلال بازیکن ببرد.» اتهام حضور چند لیدر و مدیر یک چلوکبابی هم بدجوری نقل محافل می شود. لیدرها که مربوط به باشگاه استقلال اهواز بودند و در حقیقت پاسخ تمام زحماتشان در اهواز و گلوپاره کردنها داده شد. نکته اینجاست که ژنرال با استدلال به این قضیه که منزل لژیونرها در نیم ساعتی هتل قرار دارد بنابراین هتل ها را در اختیار لیدرها قرار داد! اما یکی از نشریات از راز مدیر چلوکبابی پرده برداشت و اعلام کرد آن فرد کسی جز حاج آقا ک. مدیر رستوران ل.ط تهران نیست که رفاقت نزدیکی با امیرخان دارد و می گویند در سفرهای تایوان، سوریه و کره جنوبی همراه کاروان بوده است.ااز همه بدتر اخراج ژنرال از زمین مسابقه بخاطر فحاشی به داور است که یادآور محرومیت های او در بازی های باشگاهی و جنجال آفرینیش در بازی با سپاهان است. او در آن بازی ناسزایی نژادپرستانه به داور عرب مسابقه داد که بعلت آشنایی داور چهارم به زبان فارسی، فورا از زمین اخراج گردید. او جایگاهش را نمی شناسد چون سلسله مراتب را طی نکرده است.
● روایت نود گیت:
عادل فردوسی پور از محمد مایلی کهن دعوت کرد تا راجع به لیگ اظهارنظر کند، بحث به استقلال کشید و مایلی کهن گفت با آوردن یونگ یعنی برای صمد هوو آورده اند، او نسبت به اطراف تیم ملی هشدار داد و البته از عملکرد مثبت قلعه نویی در تیم ملی تقدیر کرد اما ورود ژنرال به برنامه، نود را تا آستانه انفجار پیش برد! قلعه نویی ناگهان به مایلی کهن پرخاش کرد و با لحن زننده ای گفت: «به فرض که شما دو هزار سال مربی باشید... خوب که چی؟» و با لحن استهزا آمیزش، موجی از فشار و انتقاد را به سوی خودش روانه کرد. این خودزنی اما یک برنده بزرگ بود و آن کسی جز «حاجی» نبود که در فردای برنامه تبدیل به تیتر یک روزنامه ها و مجلات شد و در حد یک «قدیس» پرستیده شد. اوج شاهکارهای ژنرال و بزرگترین گاف تلویزیونی چند ساله اخیر هم در این برنامه به نمایش آمد و در حالیکه معلوم بود امیر تعادل روحیش را از دست داده است در برابر شلوغی اطراف تیم ملی می گوید: «ما کل یوم با ۳۰ نفر رفتیم» بله، منظور ایشان «کلهم» بوده که تابحال نمی دانست چه لغتی را استفاده می کند و از آن پس در هر مجله و نشریه طنزی از این کلمه استفاده شد! نکته جالبتر رنگ و روی عادل فردوسی پور بود که مثل گچ سفید شده و دست و پای خودش را جمع کرده بود.
● روایت ناسزا در تمرین:
استقلال سابقه بسیار خوبی در باختن به تیم های گمنام در جام حذفی دارد و گویی هر سال شاهکاری جدید رو می کند. آنها اینبار در شیراز و در مقابل بسیج مقاومت(مرصاد) تن به شکستی دیگر دادند تا با حذف از گردونه رقابت ها خون ریاست سازمان فوتبال را به جوش آورند آخر همین آقا وقتی سرمربی بود بازی را به تیم دسته سوم شاهین بوشهر واگذار کرده بود. سرمربی تیم ملی در اولین تمرین بعد از بازی همچون سوپرمن رخت بر بدن می پوشد و با لباس ورزشی به تمرین می آید، اولش کمی شک برانگیز بود اما سقلمه های دوستان کار خودش را کرد و همه متوجه شدند که آن سوپرمن رئیس سازمان فوتبال استقلال است که می خواهد خیلی ها را ادب کند. همه بازیکنان را مشتی بی غیرت می خواند که که تا دیروز ژیان سوار می شدند و حالا ماکسیماسوار شده اند و فریاد اعتراض سر می دهد که اگر غیرت داشتید، بازیکن حریف با «کفش های پاره» شما را دربیل نمی زد! امیر که نقش ستادی را برای خود در نظر گفته بود ناگهان در «صف» ظاهر می گردد و کار اجرایی می کند.
● روایت تعطیلی تیم ملی:
ژنرال وضعیت استقلال را در خطر می دید و به این نتیجه رسیده بود که باید وقت بیشتری برای آن بگذارد و از آن مهمتر برای جام باشگاه های آسیا برنامه های تمرینی و آمادگی های ذهنی و روانی را بر روی بازیکنانش کار کند. از طرفی در تیم ملی هم نباید بهانه ای دست منتقدین و مخالفینش بدهد و با یک شکست تمام زحمتها و پشت پرده دیدن هایش از بین برود، برای همین اعلام کرد که تیم ملی تا ۳۰ روز مانده به جام ملتها تعطیل است، بازی های » night fifa « هم نمی خواهیم و دوره های تمرینات کوتاه مدت را فراموش کنید چون سرمربی سرش جای دیگر و برای وطن گرم است! ژنرال می خواست به همه آنچه وجود دارد برسد، غافل از آنکه برای بدست آوردن چیزی باید چیزهای دیگر را از دست بدهی. دستش رو شد و بعدها حرف از برنامه شش ماهه بمیان آورد و در برابر فشارها تسلیم شد تا تیم ملی را در این دوران زیرنظر داشته باشد، اما... اما بازی های بزرگ نظیر آرژانتین، پرتغال و مکزیک تبدیل به بازی های تدارکاتی با بلاروس، قطر، امیدهای غنا و جاماییکا شد!
● روایت یک گاف بزرگ:
استقلال باید تا بیست و یکم بهمن لیست ۳۰نفری خود را به AFC بدهد اما چند روز بعد سایت کنفدراسیون فوتبال آسیا خبر می دهد لیست بدست مسئولین نرسیده و استقلال از جام باشگاهی آسیا حذف می شود. در همان زمان قلعه نویی در ورزشگاه نظاره گر دیدار استقلال و فولاد است و در پاسخ به پرسش خبرنگار تلویزیونی می گوید: «فوقش جریمه می شویم» و بسادگی از کنار آن رد می شود. بهرحال لیست در دستان رئیس سازمان فوتبال استقلال بوده است و او برای اینکه جاسم کرار و دو بازیکن عراقی و تئودی یونگ را به لیست اضافه کند از ارسال آن جلوگیری می کند. حتی در این بین شاهین رحمانی عضو ایرانی کمیته ارتباطات با امیر تماس می گیرد، اما او می گوید وقت ندارد و به باشگاه و خانم... زنگ بزند! استقلال از جام باشگاه های آسیا حذف می شود و ژنرال به یکی از منفورترین مردان آبی تبدیل می شود. امیر که همه چیز را علیه خودش می بیند ناگهان ادعا می کند که «شوخی» کرده است که «فوقش جریمه می دهند» وگرنه از موضوع باخبر بوده است و عجب روحیه تحسین برانگیزی دارد که در آن بحران با دیگران به شوخی می پردازد. در بازی بعد پارچه بزرگی نصب می شود با این مضمون: «جان مادرتان از استقلال بروید» که از مسئولین استقلال می خواهد همه با هم بروند و در پایان تاکید می کند «همه شما بروید» و منظور در اینجا کسی نیست جز مقصر شماره یک این گاف بزرگ بنام امیر قلعه نویی! نکته جالب اینجاست که حراست ورزشگاه آزادی بعد از دقایقی پارچه را جمع می کند و به اتاق می برد!!
● روایت کنفرانس مطبوعاتی:
در کنفرانس مطبوعاتی کادرفنی تیم ملی در سوم اردیبهشت ماه اتفاق جالبی افتاد. خبرنگار تلویزیونی که ید طولایی در دوستی با سرمربی دارد در مقابل انتقادات به قلعه نویی یک تنه می ایستد و می گوید:« یقین دارم اگر در پایان اسم شما «ویچ» وجود داشت و موهایتان زرد بود، مطمئن باشید هیچکس از شما انتقاد نمی کرد» شروین طاهری خبرنگار همشهری از جایش بر می خیزد و با انگشت سبابه خبرنگار تلویزیونی را نشان می دهد و می گوید:« این آقا همان کسی است که ضمن گزارش بازی میان رئال و اتلتیکو مادرید، ۹۰ دقیقه گفت بارسلونا و اتلتیکو مادرید» و دوستان قلعه نویی شروین بیچاره را از کنفرانس بیرون کردند. حتی در پاره ای قلعه نویی از واژه های جالبتری استفاده کرد، تو حرف نزن، شما چند سالته و...
● روایت آخر، وقت خداحافظی:
تیم ملی در جام ملتها بازی کرده و همه ما می دانیم چگونه بازی هایش را به پایان رسانده است. نوشتن از این روزها آنقدر ملال آورست که حوصله نوشتن و خواندن را نمی طلبد. بیاد مطلبی در روزنامه جهان فوتبال در اولین روز مردادماه ۸۵ می افتم و چه نشانه از این مهمتر که الان دقیقا یکسال از آنروزها می گذرد، تیترش هنوز جلوی چشمانم است «از چاله به چاه، با تمام سرعت» این اعتراضی به انتخاب امیر قلعه نویی بود که جهان فوتبال اینگونه مقدمه اش را نوشت:«آنچه در زیر می آید، مو به مو و عین به عین نظر ما -جهان فوتبال- نیست، اما چنین نظریه هایی در جامعه فوتبال ما هست، پس با توجه به این موارد و این ایرادها -حتی اگر واقعی هم نباشد- به سود تیم ملی است که چشم هایش را بازتر و گوش هایش را شنواتر می کند.» بدون تعارف ناراحت شدم، اما این برخورد را بر خود نگرفتم و موشکافانه تر تیم ملی را دنبال کردم و با همه اطلاعی که از سرنوشتش داشتم، برای زوایای پیدا و پنهانش قلم زدم. برایم افتخارآمیزست که امروز منتقدان، روزنامه نگاران، مربیان برجسته و بسیاری از اهل فن و کارشناسان امیر قلعه نویی را کوچکتر از نام تیم ملی ایران می دانند و تنها امیدوارم بگونه ای این روند متوقف شود.

منبع : روزنامه ابتکار

همچنین مشاهده کنید


کلمات در حال جستجو
فیش , تحولات جهان , شهر شناور , خاک سپاری , کتاب تبلیغاتی , چماق , عابد ملکی , پلیس هلند , سریعترین پخش کننده , موبایلکس , قیمت مصوب , وزیرکشور , سال 2015 , بی‌مسئولیت‌ترین , رفلکتور , الطار , گروه‌های فلسطینی , عضو , مهاجرین , ویلیلیکس , املاک خارجی , نوع قرارداد , ناطم , حیوانات , دو شغله , دهه 70 , کشتی آرای , اپی‌لپسی , اقتصاد دانش بنیان , ایمون زاید , الحاقی , جواد یساری , طلایی سرخ , میشل , رئیس پیشنهادی , ین , User , آویز شش گوش , کرانیان , متاهلین , چارچوب قانون , همکاری با دریچه , متفقین , امیر سرتیپ موسوی , طناز طباطبایی , ناتمام , حساب مردم , سه روح متفاوت , رقیه توکلی , میلاد مسیح ,

برخی از مطالبی که کاربران هم اکنون در حال خواندن آن هستند
گیاهچه , نوساتنگارا (۲) , جشن فروردینگان , مایل بزرگ , اوضاع مالی و شاخص‌های اقتصادی (۳) , شراب خواهد , دژ شیخ مکان , نوبهارست و چمن خرم و گلزار اینجاست , سبزی‌های ریشه‌ای , انرژی , خاک کویت هر دو عالم در نیافت , در تصدیق کرامات اولیا , چگونگی رهبری و موضوع کارآمدی و فعالیت گروه‌ها , جغجغه و صداهای دیگر , کاندیدیازیسCandidiasis , باغ نگارستان و حوضخانه آن , دگر رخت ازین خانه بر در نهادم , موزائی سیسم (موزائیکی شدن) , بازار کار و اشتغال , نیشابور، استان خراسان , خانهٔ مارتاپیترز , کاخ کوروش , حوادث ناشی از محیط خانه , زیمبابوه , نارسائی مزمن سیاهرگ‌های عمقی (سندرم پس از فلبیت) , عامل اول: موجودی منابع , تپه‌های تاریخی , پستک , تحریک نفاذ فقه جعفری پاکستان ((Tehrik-Nifaz -i -Fiqah -i -i-Jafariya (TNFJ) , درمان , بر سر کوی تو هرگاه که پیدا گشتم , پاتوژنز , موارد مراجعه به پزشک , سطح استاندارد , مرا یارا چنین بی‌یار مگذار , قلعه پلنگان، دهستان ژاورود‌شرقی، سنندج , شرایط اقلیمی و خاکی , شیوهٔ تفهمی , عوامل مؤثر در سیاست خارجی , ساختمان زورخانه , مارکرهای بیوشیمیائی , باز تابی در ده آن زلفین عالم سوز را , اگر چه بلبل طبعم هزار دستانست , قسمت تحقیقات فرآورده‌های جنگلی , نالیدن معاویه به حضرت حق تعالی از ابلیس و نصرت خواستن , در هجو یکی از وزرای شروان‌شاه , سطح توانائی ارتباطی و درجهٔ آن , زیارت , مواد آرایشی و زیبایی , ارتباط طرح و نقش فرش با اسطوره (۴) ,

یازده فیلم اولی که تماشا خواهید کرد / فیلم و تصاویر - اگرچه حتی تعدادی از کارگردان‌های دارای سابقه تلاش می‌کردند در بخش فیلم اولی‌ها حضور داشته باشند و این بخش را فرصت بهتری برای دریافت سیمرغ بلورین می‌دانستند اما توصیه می‌کنیم تماشای «در دنیای تو ساعت چند است؟»، «چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت» و «احتمال باران اسیدی» را تماشا کنید و دریابید که رقابت در این بخش جدی‌تر بخش سودای سیمرغ است!
نوشین طافی خواننده سنتی آواز های اصیل ایرانی مجوز آلبوم خود را دریافت کرد. / تصاویر جدید - این خواننده موسیقی ایرانی، ضمن اعلام خبر صدور مجوز این اثر از سوی دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که چندی پیش صادر شد، گفت: این اثر مجموعه‌ای از تصانیف پیمان خازنی است که مبتنی بر موسیقی ردیف دستگاهی و نگاهی ارکسترال شکل گرفته است.
فیلم: واکنش معاون روحانی در برنامه زنده به حذف سخنانش درباره شجریان - طبیعتاً اگر پخش زنده‌ای در کار نبود و امکان چنین تذکری پیش روی انصاری قرار نداشت و یا انصاری از این تذکر صرف نظر می‌کرد، کارِ ممیزانی که تشخیص داده بود نام محمدرضا شجریان نباید در تلویزیون برده شود، بی‌نقص می‌شد.
عمل سزارین سه مادر ایرانی با هیپنوتیزم! / فیلم - هیپنوتیزم همیشه جای اما و اگر داشته و همیشه پر از علامت سوال بوده، اما حقیقت این است که این رشته به عنوان طب مکمل پذیرفته شده. ما برای رازگشایی از این رشته پر راز و رمز به سراغ سه مادری رفتیم که خواستند با روش هیپنوتیزم مادر شوند.
آچمز اصلاح‌طلبان - چگونه علی مطهری شرایط را برای اصلاح‌طلبان سخت کرد؟ کار اصلاح‌طلبان آشفته شده، آنها برای گذار از شرایط پیش رو راه زیادی در پیش ندارند. یک دو راهی تعیین‌کننده مقابلشان است.
«جنیفر لوپز» در چالش عکس بدون آرایش/ تصاویر - چندی پیش از روند رو به رشد سلفی‌های بی‌آرایش در دنیا صحبت شد و حالا تازه ترین تصاویر منتشر شده از یکی از ستارگان مشهور موسیقی و سینما، ...
زهرا اشراقی در کنار مادر شوهر (مادر آقایان خاتمی) / تصاویر هفته - عکس جدید کتایون ریاحی و لیلا حاتمی روی پوستر یک بنیاد نیکوکاری، بهنوش طباطبایی و سحر قریشی در حاشیه مراسم اکران فیلم جدید و هدیه تهرانی، سوپراستار بی چون و چرای سینمای ایران مشغول ورزش و سلامتی.
افشاگری رحيمی عليه احمدی‌نژاد / چوب آبروبری‌های شما را می‌خورم - رحیمی با گلایه به احمدی‌نژاد گفته که گیریم امروز در منظر مردم محکوم شدم اما دیر نخواهد بود که حق و باطل در پیشگاه خدا نمایان می‌گردد
مراجعان از احمدی‌نژاد چه می‌خواهند و چه پاسخی می‌گیرند؟ / گزارش یک خبرنگار در نقش یک نیازمند - از مترو که پیاده شدم در همان ایستگاه سرسبز نشستم و در نامه‌ای خطاب به احمدی‌نژاد نوشتم زنی ٢٦ ساله هستم که صاحب خانه‌ام پول بیشتری می‌خواهد و توان پرداخت این پول را ندارم. همه‌چیز در نامه درست بود جز شغلم. ننوشته‌ بودم خبرنگارم.
آنجلینا جولی در کردستان عراق / تصاویر - بازیگر سرشناس سینمای آمریکا به عنوان سفیر حُسن نیت کمیساریای عالی امور پناهندگان سازمان ملل متحد به کردستان عراق سفر کرد. او در حاشیه این دیدار گفت: برای پنجمین بار است که به اینجا آمده‌ام ولی هیچ وقت شرایط را بدتر چیزی که امروز دیدم، ندیده بودم.
امین زندگانی و همسرش / تصاویر اینستاگرامی - دورهمی ستاره‌ها که به نظر می‌رسد پشت صحنه یک تئاتر باشد. خانواده مهدی هاشمی در کنار فرناز رهنما و سیما تیرانداز. بهنوش خانم بختیاری در لباس محلی یکی از اقوام عزیز کشورمان. تحلیل های فوتبالی مهراب قاسمخانی که موافقان زیادی دارد.
پسر فروغ فرخزاد خواننده دوره گرد پارک قیطریه! / فیلم - وقتی ۳ ساله بود، مادرش فروغ فرخزاد از پدرش پرویز شاپور جدا شد. پدرش هیچ وقت اجازه نداد مادرش را ببیند. کامیار در خانه مادربزرگش با عمو و پدرش زندگی کرد.
شلوار مجری جوگیر در یک برنامه زنده پاره شد! / فیلم - این فیلم کوتاه توضیح بیشتری ندارد. اینکه در کدام شبکه و چه برنامه‌ای است. اما رفتار مجری آن جالب توجه است.
احمدی نژاد در باره رحیمی بیانیه داد - دفتر محمود احمدی‌نژاد با انتشار اطلاعیه‌ای، خطاب به مردم ایران درباره پرونده معاون اول رئیس‌جمهور سابق ضمن ماجرا خواندن این پرونده توضیحاتی داد؛ البته در این بیانیه با بیان اینکه «ماه همیشه زیر ابر پنهان نمی‌ماند» آمده ‌که برخی اطلاع‌رسانی‌ها درباره این موضوع، فرصتی ‌در اختیار مغرضان و بددلان قرار داده است.
فیلم: عبای جسد پادشاه سوژه شد - شتابزدگی وزیر گارد ملی عربستان برای برداشت عبا از روی جسد پادشاه عربستان به سوژه‌ای رسانه‌ای تبدیل شد.
کشف جسد مرد تنهای دزفولی پس از گذشت یک سال در خانه‌اش / تصاویر - جسد مرد سالخورده که پس از گذشت یک سال در خانه‌اش کشف شده بود پس از معاینات پزشکی قانونی و اقدامات اولیه توسط پلیس آگاهی؛ توسط آتش نشانان به آمبولانس سازمان باغ بهشت انتقال داده و در نهایت به سردخانه منتقل شد.
واژگونی پورشه در تهران / تصاویر - یک دستگاه خودرو سواری نیمه شب گذشته پس از برخورد با نرده‌های وسط بلوار اشرفی اصفهانی واژگون و راننده آن به سختی مجروح شد.
غبارِ گذر عمر به فتحعلی اویسی همیشه خندان هم رحم نکرده است / تصاویر هفته - آنا نعمتی در مراسم رونمایی از پوستر فیلم در جشنواره فجر. عکس یادگاری با فریماه فرجامی، با آرزوی سلامتی برای خانم فرجامی، بازیگر کهنه کار سینما که این روز ها از بیماری آلزایمر رنج می‌برد. عکس یادگاری علی دایی در کنار آتیلا حجازی، تنها پسر ناصر خان حجازی.
اسمش جراحی «زیبایی» است: مدی به نام «گوش الاغی»! / تصاویر - خیابان‌های تجریش، جردن، فرمانیه، قیطریه، زعفرانیه، نیاوران، ولنجک، سعادت آباد، شهرک غرب و گاندی را که بالا و پایین کنی می‌توانی از میان هر ۱۰ نفر جوان دختر و پسر حداقل ۵ نفر را بیابی که یا چسبی بر دماغشان دارند و یا دماغشان را سربالا کرده‌اند تا زیبا‌تر شوند اما جراحی گوش برای زیبایی امر نسبتاً تازه‌ای محسوب می‌شود.
فیلم اهداء سلول بنیادی و پلاکت محمدرضا گلزار و مهناز افشار - ظاهرآ پیام این فیلم مربوط است به انجام یک آزمایش خون ساده و ثبت نام در بانک جهانی اهدا سلول بنیادی واقع در بیمارستان شریعتی تهران برای نجات جان بیماران وخیم خونی که عموما کودکان هستند.
فیلم نحوه شکار داعشی‌ها توسط حزب‌الله - در این فیلم به خوبی مهارت نیروهای حزب‌الله لبنان در شکار تروریست‌های داعش را خواهید دید.
افشاگری‌های جدید از دولت احمدی‌نژاد - انتقال بی‌بازگشت 22 میلیارد دلار نفتی ایران به دبی و استانبول پیش از آغاز کار دولت یازدهم. سئوال ما این است که مگر یک فرد (زنجانی) چقدر می‌تواند به عیش و نوش و خوشگذرانی بپردازد و دو میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلار پول خرج کند؟
مهناز افشار در انتظار زیباترین معجزه خود / تصاویر اینستاگرامی - با شروع جشنواره فیلم فجر، فرصتی تازه برای چهره‌ها و عکاسان پیش خواهد آمد تا شبکه‌های اجتماعی را به تب و تاب بیاورند. در این مجموعه عکس هم الهه حصاری و رویا نونهالی در مراسم رونمایی از پوستر فیلمشان در جشنواره فجر دیده میشوند.
بازی "الهام چرخنده" را تمام کنید - این که الهام چرخنده به کمیسیون فرهنگی مجلس دعوت شود و در آنجا علیه همسر سابق خودش سخن بگوید و حمایت مجلس را بخواهد و بعد هم رئیس کمیسیون فرهنگی وعده حمایت دهد، نه ترویج حجاب است و نه حافظ شأن مجلسی که بعضی‌ها آن را در حد دعواهای زن و شوهری نیز تقلیل می دهند!
میهمانی ساده هنرمندان و سایر تصاویر هفته در شبکه‌های اجتماعی - همچنین هنگامه حمیدزاده و آنا نعمتی در کار جدید با هم همکار شده‌اند. سلفی تینا آخوندتبار با شاهرخ استخری. بهنوش بختیاری در حال "حمایت از پروژه بین المللی زاگرس با هدف درآمدزایی برای بانوان روستایی و جلوگیری از قطع درختان بلوط". الهام پاوه نژاد با امیرحسین رستمی و سایر دوستان در پشت صحنه یک تئاتر.
نامه بهزاد فراهانی به گلشیفته - در یکی از صفحات فیسبوک منتسب به بهزاد فراهانی ، نامه ای خطاب به گلشیفته فراهانی منتشر شده است. کاش مرده بودم واندام برهنه ونگاه بی رنگت ، در دستان مردم دست به دست نمیشد...
آزاده نامداری در کنار خواهران دهقان در اینستاگرام / تصاویر - هاشم بیک زاده هم بدون شک بدشانس ترین فوتبالیست دهه اخیر ایران است. باز هم قبل از یک تورنمنت مهم مصدوم شد دقیقا همانند اتفاقی که در جام جهانی برایش افتاد. نکته جالب این جاست که هاشم با تیم عازم کشور مقصد می‌شود و سپس مصدوم می‌گردد. در واقع هاشم خان نقش توریست را در تیم ملی دارد که فقط حضور دارد و از سفر لذت می‌برد!
فیلم / درگیری علی مطهری با نمایندگان در مجلس - علی مطهری گفت: آقای آقامحمدی برای تکمیل کارش متن نطق مرا هم قاپید و پاره کرد. برخی از این افراد برای خودشیرینی و علامت دادن به برخی نهاد‌ها، ‌این کار‌ها را می‌کنند، والا آدم عاقل می‌نشیند و حرف را می‌شنود و اگر مخالف است، بعدا آن را رد می‌کند.
جنجال سلفی‌های ملی‌پوشان در استرالیا / تصاویر - انتشار تصاویر منشوری تعدادی از ملی پوشان بعد از اتمام این بازی در شبکه‌های اجتماعی، نشان داد که ظاهرا بعضی‌ها نتوانستند خود را از حاشیه‌ها دور نگه دارند. کی‌روش به بازیکنان تذکر داده که از مسائل حاشیه‌ساز خودداری کنند و کاری نکنند که به ضرر تیم ملی تمام شود.
احسان و سولماز هم الکی الکی چهره شدند! / تصاویر - تصاویر سانسور شده هنرمندان زن در رسانه‌ها به سبک صدا و سیما صدای بهنوش بختیاری را درآورد. به همراه آخرین تصویر از بهداد سلیمی در کنار همسر. و پشت صحنه برنامه «خوشا شیراز» با علیرضا خمسه، رضا کیانیان و خشایار اعتمادی. احسان و سولماز هم که الکی الکی چهره شدند!
"سلفی‌"‌های جنجال‌برانگیز در ایران / تصاویر - یک سالی می‌شود که بازار عکس‌های "سلفی" در ایران داغ داغ است. حتی عموپورنگ با جنازه پدرش ! کافی است عبارت سلفی را در موتور جست‌وجوی مرورگرتان تایپ کنید تا با انبوهی از عکس‌های غالبا تاری مواجه شوید که برای به ثبت‌ رساندنشان دردسرهای زیادی کشیده شده است.
آزاده نامداری : بس است دیگر! الان چند ماه از این قضیه می‌گذرد؟ به نظرم دیگر بس است. - پس از انتشار اخبار جدایی آزاده نامداری، حواشی رسانه‌ای زردی حول این پرسوناژ به صورت ملتهبی شکل گرفت که چندان با فرهنگ عامه ایرانی سنخیتی نداشته و ندارد. با او به بهانه حواشی زرد رسانه‌ای تا آینده کاری هدفمندش به گفت‌وگو نشستیم.
مراسم عروسی ستاره والیبال ایران / تصاویر - در مراسم ازدواج او که چند روز پیش برگزار شد اکثر بازیکنان تیم ملی والیبال ایران حضور داشتند. تصاویری از این مراسم را در ادامه می بینید.
عکس رئیس‌جمهور در بین تصاویر «ناجور» سال ۲۰۱۴ - مجله انگلیسی "ایندیپندنت" تصاویر "ناجور" سال ۲۰۱۴ را منتشر کرده است. در این گالری به ده عکس منتخب این مجموعه و دلایل انتخاب آنها پرداخته شده است. عکسی از دکتر حسن روحانی و برخی دیگر از سران کشورها، در میان این تصاویر است.
گذری در شهری که پر از مزاحمت‌های خيابانی است / تصاوير - در ترافيک سنگين ميدان، دو دختر جوان با ظاهری خارج از عرف، در ميان خودروها حرکت می کنند و پياده از اين سوی ميدان به آن طرف میروند و در اين ميان کمتر راننده خودرو و راکب موتورسواری است که به اين دو دختر نگاه نکند يا کنايه‌ای نثارشان نکند.
بیشترین بازدیدها - سرویس خبر
ساختار سلطنتی عربستان: قبل و بعد از "ملک عبدالله"/ پیش‌بینی آینده احتمالی حجاز - به گفته بسیاری از کارشناسان و فعالان حقوق بشر ، وضعیت آزادی های اجتماعی و حقوق شهروندان در عربستان از سال 2011 ( و مصادف با آغاز بیداری اسلامی ) تاکنون به بدترین وضعیت خود رسیده…
احداث 50 هزار واحد مسکونی در طرح امید مدد جویان / مشارکت 5 سازمان در طرح - رئیس سازمان بهزیستی کشور از احداث 50 هزار واحد مسکونی با مشارکت بنیاد مسکن، وزارت راه و شهرسازی، بنیاد مستضعفان و انجمن خیرین مسکن ساز خبر داد.
سیدحسن نصرالله: مقاومت بین نسل‌ها ادامه دارد/ اسرائیل سست‌تر از لانه عنکبوت است - سخنرانی سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان آغاز شد.
با غلبه بر بوکسور آفریقایی/احسان روزبهانی نخستین المپیکی ایران در برزیل - با غلبه بر بوکسور آفریقایی/احسان روزبهانی نخستین المپیکی ایران در برزیل بوکسور ایران، نخستین سهمیه المپیک برزیل را به دست آورد.
روزبهانی نخستین المپیکی کاروان ایران در برزیل - احسان روزبهانی با حضور در چهارمین مرحله مسابقات بوکس حرفه‌ای جهان با شکست نماینده آفریقا سهمیه حضور در المپیک برزیل را کسب کرد.
روحانی: تبعیض علیه زنان در ورزش برداشته شود - گروه ورزشی: رییس‌جمهور کشورمان با تاکید بر لزوم تجلیل و تشویق همه جانبه مردم از قهرمانان کشور، اظهار کرد: ‌هر ...
قلعه‌نویی: برای رسانه ملی متاسف هستم - گروه ورزشی: امیر قلعه‌نویی گفت: مگر کیروش چه شق القمری برای فوتبال ایران کرده که حتی اجازه نداریم از او یک انتقاد هم بکنیم، ببینید ...
یازده فیلم اولی که تماشا خواهید کرد / فیلم و تصاویر - اگرچه حتی تعدادی از کارگردان‌های دارای سابقه تلاش می‌کردند در بخش فیلم اولی‌ها حضور داشته باشند و این بخش را فرصت بهتری برای دریافت سیمرغ بلورین می‌دانستند اما توصیه می‌کنیم تماشای «در دنیای تو ساعت چند…
لیگ‌برتر؛ فولادخوزستان برد و صدرنشین شد - گروه ورزشی: فولاد خوزستان در هوایی پر از گرد و غبار میزبان راه‌آهن بود که در نهایت با گل‌های آل نعمه و قاضی مهمانش را شکست داد.


Copyright © 2008 - 2015 vista.ir. All Rights Reserved