دوشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۷ / Monday, 23 July, 2018

شمّه ای از اخلاق ، صفات و کرامات ابامحمّد حسن بن علی علیهماالسلام


شمّه ای از اخلاق ، صفات و کرامات ابامحمّد حسن بن علی علیهماالسلام
امام حسن علیه السلام از نظر خلق و خوی ، سیره و بزرگواری بیش از همه کس به رسول خدا صلی اللّه علیه و اله شباهت داشت .(۷۹۳)
از انس بن مالک نقل شده است که می گوید: کسی که بیش از حسن بن علی علیه السلام به رسول خدا صلی اللّه علیه و اله شباهت نداشت .(۷۹۴)
نقل شده است که امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود: ((حسن بن علی علیه السلام از سینه تا سر، و حسین علیه السلام از سینه به پایین ، بیش از همه کس به رسول خدا صلی اللّه علیه و اله شباهت داشت .))(۷۹۵)
آورده اند که فاطمه علیهماالسلام پسرانش ؛ حسن و حسین را در وقت بیماری رسول خدا صلی اللّه علیه و اله که در همان بیماری از دنیا رفت ، خدمت آن حضرت آورد، عرض کرد: ((یا رسول اللّه این دو، پسران تو هستند، چیزی به یادگار به ایشان بسپار فرمود: امّا حسن ، سیرت و بزرگواری مرا دارد و امّا حسین ، جود و شجاعت مرا دارا است .))(۷۹۶)
جنابذی چنین نقل کرده است : ((امّا حسن ، هیبت و آقایی مرا دارد و امّا حسین
جراءت وجود مرا.))(۷۹۷)
سعید بن عبدالعزیز نقل کرده ، می گوید: امام حسن علیه السلام شنید مردی از پروردگار تقاضا دارد که ده هزار درهم نصیب او کند. امام حسن علیه السلام پس از شنیدن درخواست او به منزلش برگشت و آن مبلغ را برای وی فرستاد.(۷۹۸)
نقل شده است که مردی خدمت امام حسن علیه السلام رسید و حاجتی درخواست کرد. فرمود: ((حق درخواست تو در نظر من بزرگ ، و اطلاع من از آنچه برای تو لازم است نیز در نظر من مهم است ولی دست من از رساندن آنچه که شایستگی داری کوتاه است ، در حالی که کثیر در پیشگاه ذات مقدس خدا اندک است ، و آنچه در ملک من است در برابر ادای شکر و سپاس تو کافی نیست حال اگر تو اندک مرا بپذیری و زحمت کوشش و اهتمام بر آنچه را که از واجب تو بر عهده من است از من بر طرف سازی ، در این باره اقدام می کنم . عرض کرد:
یابن رسول اللّه ، من اندک را پذیرایم و از لطف و بخشش شما سپاسگزارم و اگر هم چیزی ندهید عذر شما را قبول دارم . پس امام حسین علیه السلام وکیلش را طلبید و مخارجش را محاسبه کرد تا به آخر رسید، فرمود: هر چه از سیصد هزار درهم بیشتر است بیاور، پنجاه هزار درهم حاضر کرد. فرمود: آن پانصد دینار چه شد؟ عرض کرد: نزد من است ، فرمود: آن را هم بیاور، آورد، تمان آن درهم و دینارها را به آن مرد داد و فرمود: کسی را برای بردن آنها بیاور، او رفت و دو باربر آورد، امام حسن علیه السلام یک رداء هم برای کرایه آن دو باربر داد. غلامان امام علیه السلام سوگند یاد کردند که در نزد ایشان حتی یک درهم نمانده است . امام علیه السلام فرمود:
لیکن من امیدوارم که نزد خدا پاداش فراوانی داشته باشم .(۷۹۹)
ابوالحسن مداینی نقل کرده ، می گوید: حسن و حسین علیهماالسلام و عبداللّه بن جعفر به قصد حج بیرون شدند، توشه سفرشان تمام شد، گرسنه و تشنه ماندند، گذرشان به خیمه پیرزنی افتاد، پرسیدند: نوشیدنی داری ؟ گفت : آری . پس شترها را خواباندند، آن زن که جز یک گوسفند در گوشه خیمه چیزی نداشت رو به آنها کرد و گفت : این گوسفند را بدوشید و شیرش ‍ را میل کنید. آنها چنان کردند، پرسیدند: غذا هم داری ؟ گفت : خیر، جز همین گوسفند چیزی نداریم .
باید یکی از شما آن را بکشد و من غذایی برای خوردن شما فراهم کنم ، یکی از آنها بلند شد و گوسفند را سر برید و پوست کند، سپس آن زن غذایی برای ایشان فراهم کرد و آنها خوردند و بعد ماندند تا خنک شدند و چون عازم رفتن شدند به آن زن گفتند: ما از مردم قریش هستیم ، آهنگ این سمت را داریم و اگر به سلامت برگشتیم ، نزد ما بیا که ما به تو نیکی خواهیم کرد، سپس حرکت کردند و رفتند. هنگامی که شوهر آن زن آمد، زن جریان آن مردان و گوسفند را برای شوهرش نقل کرد، مرد عصبانی شد و گفت:
وای بر تو، گوسفند مرا برای کسانی که نمی شناسی ، می کشی بعد به من می گویی که مردانی از قریش بودند. این گذشت ، پس از مدتی به ضرورتی آن زن و مرد به مدینه رفتند. آنها کارشان این بود که شتر به آن جا می بردند و می فروختند و از این راه زندگی می کردند.
گذر پیر زن به یکی از کوچه های مدینه افتاد، اتفاقا امام حسن علیه السلام که در منزلش نشسته بود، پیر زن را شناخت ول پیر زن آن حضرت را نمی شناخت . حضرت غلامش را فرستاد تا پیر زن را برگرداند. به او فرمود: ای بنده خدا آیا مرا می شناسی ؟ عرض کرد: خیر. فرمود: من همان مهمان شما هستم در فلان روز، پیر زن گفت : پدر و مادرم فدایت ، من شما را نشناختم ، فرمود: اگر تو مرا نمی شناسی ، من تو را می شناسم آنگاه امام حسن علیه السلام دستور داد از گوسفندان زکات (که برای فروش آورده بودند) هزار گوسفند برای آن زن خریدند و هزار دینار هم به او دادند و او را به همراه غلامش نزد برادرش ، امام حسین علیه السلام فرستاد. امام حسین علیه السلام پرسید:
برادرم حسن چقدر پاداش داد؟ عرض کرد: هزار دیار و هزار گوسفند. امام علیه السلام با شنیدن این سخن دستور داد به مقدار مرحمتی امام حسن علیه السلام به او بدهند سپس همراه غلامش او را نزد عبداللّه بن جعفر فرستاد.
عبداللّه پرسید: حسن و حسین علیهماالسلام چقدر پاداش دادند؟ عرض ‍ کرد: دو هزار دینار نقد و دو هزار گوسفند. عبداللّه نیز دستور داد دو هزار دینار و دو هزار گوسفند به او دادند و گفت : اگر اول نزد من آمده بودی ، آنها را به زحمت انداخته بودی ! پیر زن با همه این اموال نزد شوهرش ‍ بازگشت .(۸۰۰)
از قول عایشه نقل شده است که مردی از اهل شام وارد مدینه شد، دید مردی بر استر زیبایی سوار است ، گفت : بهتر از او کسی را ندیده بودم ، دلم شیفته او شد، پرسیدم : کیست ؟ گفتند: حسن بن علی بن ابی طالب است دلم پر از کینه و خشم و حسد شد از این که چرا علی علیه السلام چنین فرزندی داشته باشد! به سمت او رفتم و گفتم :
تو پسر پسر ابوطالبی ؟ گفت : من پسر او هستم گفتم : تو پسر فلان پسر فلان پسر فلانی ! شروع کردم به دشنام دادن و ناسزا گفتن به او و پدرش و او همچنان ساکت بود تا این که من شرم کردم ، همین که حرف من تمام شد، خندید و فرمود: گمان می برم که غریبی و از مردم شام هستی ؟ عرض کردم : آری ، فرمود: بنابراین همراه من بیا تا اگر به منزل احتیاج داری ، به تو منزل بدهم و اگر به پول نیازمندی ، به تو پول بدهم و هر حاجتی که داری بر آورده کنم . با شنیدن این سخنان ، از او شرمنده شدم و از اخلاق کریمه اش تعجب کردم و برگشتم در حالی که چنان او را دوست می داشتم که هیچ کس را آنقدر دوست نداشتم .(۸۰۱)
از محمّد بن علی نقل شده که می گوید: امام حسن علیه السلام فرمود: ((من از پروردگارم شرمنده خواهد شد، اگر او را ملاقات کنم در حالی که پیاده برای زیارت خانه اش نرفته باشم . از این رو بیست مرتبه با پای پیاده به مکه رفت .))(۸۰۲)
از ابونجیح نقل شده است که حسن بن علی علیه السلام پیاده سفر حج کرد و اموالش را (در راه خدا با فقرا) به دو قسمت تقسیم کرد.(۸۰۳)
از شهاب بن ابی عامر نقل شده است که حسن بن علی علیه السلام دو مرتبه تمام اموالش را با خدا تقسیم کرد حتی یک لنگه کفش از جفت کفشش را داد.(۸۰۴)
از علی بن زید بن جذعان نقل شده که گوید: حسن بن علی علیه السلام دوبار تمام مالش را در راه خدا داد و سه مرتبه هم هر چه داشت با خدا تقسیم کرد، به طوری که یک لنگه نعلینش را می داد و یکی را نگاه می داشت و یک لنگه کفش را می داد و یکی را نگاه می داشت .(۸۰۵)
از ابن سیرین نقل شده که می گوید: حسن بن علی علیه السلام با زنی ازدواج کرد، پس صد کنیز و با هر کنیز هزار درهم برای او فرستاد.(۸۰۶)
از حسن بن سعید از قول پدرش نقل شده که می گوید: حسن بن علی علیه السلام با دو زن به عقد موقت ، در برابر بیست هزار درهم و چند مشک عسل ازدواج کرد، یکی از آنها - که به نظر من زن حنفیه باشد - گفت : متاعی ناچیزی از دوستی جدا شدنی !(۸۰۷)
از آن حضرت درباره بخل پرسیدند، فرمود: ((بخل آن است که شخص ‍ آنچه را که در راه خدا داده از بین رفته ، ببیند و آنچه را که نداده مایه شرافت بیندازد.))(۸۰۸)
مردی خدمت آن حضرت رسید و گفت : فلانی درباره شما بدگویی می کند. فرمود: ((مرا به زحمت انداختی ، اکنون از خدا می خواهم که هم از من بگذرد و هم از او.))
کمال الدین بن طلحه می گوید (۸۰۹) نقل کرده اند که روزی حسن بن علی علیه السلام شستشو کرد و با جامه ای گرانقدر و ظاهری آراسته و سیمایی درخشان و شمایلی زیبا از خانه بیرون شد در حالی که بوی خوشش در اطراف پراکنده بود و چهره اش از زیبایی می درخشید و شکل و شمایلش در صورت و معنی ، کامل و خوشبختی از نگاههایش آشکار و وفور نعمت از بخشندگیهایش معلوم بود. و خداوند قادر متعال خوشبختی را بر او مقرر فرموده بود.
سپس به استری چابک و تندرو سوار شد و صفهایی از اطرافیان و خدمتکاران در اطراف او حرکت کردند، به طوری که اگر عبد مناف (جد (اعلای ) پیامبر صلی اللّه علیه و اله ) او را می دید هر آینه با افتخار به او بینی ها را به خاک می مالید و پدر و جدش را در روز مباهات به دیگران با هزاران خو و خصلت افتخارآمیز بر می شمرد. در سر راهش از مستمندان یهود، پیر فرتوت بیچاره ای که بیماری بر او چیره شده و ذلت و خواری او را فرا گرفته و تنگدستی او را از پا در آورده بود و پوستش به استخوانها چسبیده و سستی پاها به سراغ او آمده و تنگدستی زمام اختیار او را گرفته و بد حالی او را علاقمند به مرگ نموده ، و خورشید نیمروز، گوشت بدنش را کباب کرده و کف پایش را به زمین چسبانیده و موهای بلند سرش را ریخته بود و طولانی شدن گرسنگی شکم او را نحیف ساخته و در هم پیچیده بود و با این حال زار کوزه های پر و مشک آب را بر دوش می کشید و حالش چنان بود که در رهگذر، دلهای سخت را متوجه خود می ساخت ، خود را بر امام علیه السلام عرضه داشت و آن حضرت را متوقف کرد و گفت :
یابن رسول اللّه ! نسبت به من انصاف دهید! فرمود: در چه جهت ؟ عرض کرد: جد شما می گوید: ((دنیا زندان مؤ من و بهشت کافر است )) در حالی که تو مؤ منی و من کافرم با وجود این دنیا را برای شما جز بهشت نمی بینم ، از نعمت دنیا و لذت ان برخوردارید و برای خود جز زندانی نمی بینم که سختی اش مرا هلاک کرده و بی چیزی اش مرا به نابودی کشانده است . امام حسن علیه السلام همین که سخن او را شنید نور تاءیید در چهره اش درخشید و از گنجینه علمش پاسخی مطابق با درک او بر آورد و برای آن پیرمرد یهودی ، خطای پندار و سستی اعتقادش را آشکار ساخت و فرمود:
((ای پیرمرد! اگر تو توجه داشته باشی به آنچه خدای تعالی برای من و برای مؤ منان در سرای آخرت فراهم کرده است ، چیزهایی که نه چشمش دیده و نه گوشی شنیده ، هر آینه خواهی دانست که من پیش از انتقال به آن عالم ، در این دنیا میان زندان تنگی هستم ، و اگر به آنچه خداوند برای تو و هر کافری در سرای آخرت از زبانه آتش دوزخ و شدت عذاب ابدی فراهم کرده است ، توجه کنی هر آینه خواهی دانست که تو هم اکنون پیش از رسیدن به آن جا در بهشت پهناور و نعمتی فراگیر هستی .))(۸۱۰)
تمام این بخش از کتاب (( کشف الغمه )) نقل شد.
فصل :امّا کرامات آن حضرت : کلینی در کافی (۸۱۱) به اسناد خود از حبابه والبیّه نقل کرده است که گفت : امیرالمؤ منین علیه السلام را میان پیش قراولان سپاه دیدم - تا آن جا که می گوید - عرض کردم : یا امیرالمؤ منین ! خدایت رحمت کند! نشانه امامت چیست ؟ فرمود: آن سنگریزه را بیاور. و با دست اشاره به سنگریزه ای کرد.
آن را خدمت حضرت آوردم ، پس با انگشتری اش آن را مهر کرد. سپس رو به من کرد و فرمود: ای حبابه ! هرگاه کسی ادعای امامت کرد و توانست همچنان که دیدی ، مهر کند بدان که او امام است و اطاعتش ‍ واجب است و امام هر چه را بخواهد بداند چیزی از او پوشیده نمی ماند. حبابه می گوید: رفتم تا وقتی که امیرالمؤ منین علیه السلام از دنیا رفت . خدمت امام حسن علیه السلام رسیدم در حالی که او در مسند امیرالمؤ منین علیه السلام نشسته بود و مردم سؤ الاتی می کردند. فرمود:
ای حباب والبیه ! عرض کردم : بلی ای مولای من . فرمود: آنچه همراه داری بده ! من آن سنگریزه را دادم ، حضرت آن را برای من مهر کرد همان طوری که امیرالمؤ منین علیه السلام مهر کرده بود. حبابه می گوید: پس از او خدمت امام حسین علیه السلام رسیدم در حالی که میان مسجد رسول خدا صلی اللّه علیه و اله بود، مرا به نزدیک خود طلبید و خوش آمد گفت . سپس ‍ فرمود: در میان نشانه های امامت آنچه را که مورد نظر تو است وجود دارد، آیا تو دلیل امامت می خواهی ؟ عرض کردم :
آری سرورم ، فرمود: آنچه همراه به من بده ! سنگریزه را به آن حضرت دادم . او نیز برایم مهر کرد - حبابه می گوید - سپس نزد علی بن حسین علیه السلام رفتم و بقدری پیر شده بودم که بدنم را رعشه گرفته بود. و طول عمرم در آن وقت به صد و سیزده سال رسیده بود، دیدم که حضرت با انگشت سبابه به طرف من اشاره کرد، جوانی من برگشت ، حبابه می گوید: پرسیدم :
آقاجان ! بفرمایید از دنیا چقدر گذشته و چقدر مانده است ؟ فرمود: امّا نسبت به گذشته آری (معلوم است ) امّا نسبت به باقیمانده ، خیر، حبابه می گوید: سپس فرمود: آنچه همراه داری به من بده ، من سنگریزه را دادم ، آن حضرت مهر زد. بعدها خدمت امام باقر علیه السلام رسیدم ، او نیز مهر زد و بعد خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم او نیز مهر کرد و سپس حضور موسی بن جعفر علیه السلام رسیدم او نیز مهر کرد و سرانجام خدمت حضرت رضا رسیدم او نیز مهر کرد. و به طوری که محمّد بن هشام نقل کرده است ؛ حبابه بعد از آن نه ماه دیگر زنده بود.
کلینی به اسناد خود از امام صادق علیه السلام نقل کرده که می فرماید: ((سالی حسن بن علی علیه السلام پیاده راهی مکه شد، (در راه ) پاهایش ‍ ورم کرد. یکی از غلامان عرض کرد: اگر سوار شوید این ورم فرو می نشیند. فرمود: خیر، وقتی که این منزل رسیدیم سیاه پوستی پیش تو می آید و روغنی همراه دارد، روغن را از او بخر و چانه نزن . غلام عرض کرد: پدر و مادرم فدای شما، ای مولای من ، ما منزلی در پیش نداریم تا کسی باشد و چنین دارویی را بفروشد. فرمود:
چرا او پیش روی تو نزدیک آن منزل است . بقدر یک میل که رفتند، ناگاه چشمشان به آن سیاه افتاد، امام حسن بن علی علیه السلام به غلامش فرمود: برو پیش آن مرد و آن روغن را بگیر و بهایش ‍ را بپرداز، غلام آمد مرد سیاه پوست پرسید: ای غلام این روغن را برای که می خواهی ؟ گفت : برای حسن بن علی ، گفت مرا نزد او ببر، پس همراه او رفت و خدمت امام علیه السلام رسید.
ذو به آن حضرت کرد و گفت : پدر و مادرم فدایت باد، من نمی دانستم که شما به این روغن این نیاز دارید، اجازه بفرمایید که بهایش را نگیرم زیرا من غلام شما هستم ولی از خدا بخواهید تا به من پسری سالم مرحمت کند که دوستدار شما اهل بیت باشد زیرا من وقتی همسرم را ترک کردم درد زایمان داشت . حضرت فرمود: برو که خدا پسر سالم به تو ارزانی داشته که از شیعیان ما است .))(۸۱۲)
کلینی به اسناد خود از امام صادق علیه السلام نقل کرده که می فرماید: ((حسن بن علی علیه السلام در یکی از سفرهای حج عمره اش همراه مردی از اولاد زبیر بود که به امامت آن حضرت اعتقاد داشت ، در کنار یکی از برکه ها زیر درخت خرمای خشکیده ای که از بی آبی خشکیده بود فرود آمدند، زیر درخت برای امام علیه السلام فرشی انداختند و برای آن مرد زبیری هم فرش دیگری گستردند. زبیری گفت : اگر این درخت خرمای تازه داشت می خوردیم ، امام حسن علیه السلام به او فرمود:
خرما میل داری ؟ عرض کرد: آری حضرت دست به طرف آسمان بلند کرد و دعا کرد که من نفهمیدم چه گفت ، پس درخت سبز شد و به حال خود برگشت و بارو برگ آورد و خرمای تازه داد. ساربانی که شتران را از او کرایه کرده بودند. گفت : به خدا این جادوگر است ! امام حسن علیه السلام فرمود: وای بر تو، این جادو نیست بلکه دعای پسر پیغمبر است که مستجاب شده . آنگاه بالای درخت رفتند و هر چه خرما داشت چیدند و آنها را کفایت کرد)).(۸۱۳)
● فصل :
امّا شمایل آن حضرت ، در (( کشف الغمه )) (۸۱۴) از احمد بن محمّد بن ایوب مغیری نقل کرده اند که می گوید: رنگ چهره حسن بن علی علیه السلام سفید آمیخته به سرخی بود. آن حضرت چشمانی درشت و سیاه و گونه های کم گوشت داشت ، موهای سینه اش نرم ، محاسنش ‍ پرپشت ، بدنش پر مو، گردنش چون ظرف نقره ای ، استخوانبندیش قوی ، شانه فراخ ، میانه بالا، نه بلند و نه کوتاه ، با نمک و از جمله زیباترین مردمان بود. موهایش را با رنگ مشکی خضاب می کرد، موهایی پیچیده و بدنی نیکو داشت .
از کتاب (( الا ل ابن خالویه ع(( (۸۱۵) لغوی در خبر مرفوعی از عقبهٔ بن عامر نقل کرده ، گوید:
رسول خدا صلی اللّه علیه و اله فرموده است : ((بهشت عرضه داشت ، پروردگارا! مگر وعده ای ندادی که رکنی از ارکانت را در من ساکن کنی ؟ فرمود: وحی کرد: آیا راضی نیستی که تو را وسیله حسن و حسین بیارایم . پس بهشت پذیرفت و بر خود بالید چنان که عروسان می بالند.))(۸۱۶)
از کتاب (( الا ل )) به نقل از ابن عباس نقل شده می گوید: رسول خدا صلی اللّه علیه و اله فرمود: ((حسن و حسین سرور جوانان اهل بهشتند، هر کس آنها را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر کس دشمن ایشان باشد، مرا دشمن داشته است .))(۸۱۷)
از جابر نقل شده که می گوید: رسول خدا صلی اللّه علیه و اله فرمود: ((بهشت مشتاق چهار تن از خاندان من است که خداوند آنان را دوست دارد و مرا ماءمور به دوستی ایشان کرده است : علی بن ابی طالب ، حسن ، حسین و مهدی که عیسی بن مریم پشت سر او نماز می خواند.))(۸۱۸)
اخبار در فضایل و مناقب و جایگاه آن حضرت در نزد رسول خدا صلی اللّه علیه و اله و محبت پیامبر صلی اللّه علیه و اله نسبت به او از حد شما افزون و مشهورتر از آن است که بتوان پنهان کرد ولی در این جا مجال ذکر آنها نیست .

پاورقی ها :
۷۹۳- همان ماءخذ، ص ۱۵۴.
۷۹۴- همان ماءخذ، ص ۱۵۴.
۷۹۵- همان ماءخذ، همان ص ۱۵۴.
۷۹۶- همان ماءخذ، همان ص ۱۵۴.
۷۹۷- همان ماءخذ، همان ص ۱۵۴.
۷۹۸- همان ماءخذ ص ۱۶۶ و (( مطالب السؤ ول ، ص ۶۶.
۷۹۹- همان ماءخذ، ص ۱۶۷، و همان ماءخذ، همان ص .
۸۰۰- همان ماءخذ، ص ۱۶۶: و همان ماءخذ، همان ص .
۸۰۱- همان ماءخذ، ص ۱۶۷؛ و همان ماءخذ، همان ص .
۸۰۲- (( کشف الغمه ، )) ص ۱۹۶.
۸۰۳- (( کشف الغمه ، )) ص ۱۹۶.
۸۰۴- (( کشف الغمه ، )) ص ۱۹۶.
۸۰۵- (( کشف الغمه ، )) ص ۱۹۶.
۸۰۶- این حدیث را محمّد بن طلحه شافعی به طور مرسل در (( مطالب السؤ ول )) ص ۶۷ آورده است .
۸۰۷- (( کشف الغمه ، )) ص ۱۶۹.
۸۰۸- (( کشف الغمه ، )) ص ۱۶۹.
۸۰۹- (( مطالب السؤ ول )) ، ص ۶۵.
۸۱۰- (( کشف الغمه ، )) ص ۱۶۲، (( مطالب السؤ ول )) ص ۶۵.
۸۱۱- کافی ، ج ۱، ص ۳۴۶.
۸۱۲- کافی ، ج ۱، ص ۴۶۳.
۸۱۳- همان ماءخذ، همان ص .
۸۱۴- (( کشف الغمه ، )) ص ۱۵۷.
۸۱۵- ابن خالویه ، همان ابوعبداللّه ، حسین بن احمد بن خالویه نحوی لغوی دانشمند بزرگ ادیب و شاعر برجسته و از جمله فضلای امامیه و آگاه به لغت عرب است اصلش همدانی بود ولی به بغداد رفت و دانشمندان آن جا را درک کرد و از بزرگانی چون انباری ، ابن عمر زاهد، ابن درید، و سیرافی استفاده کرد، بعدها به شام منتقل شد و در شهر حلب اقامت گزید و در سال ۳۷۰ ه -. همان جا وفات یافت . نجاشی گوید: وی عارف به مذهب ما بود و کتابهایی دارد، از جمله (( (( الا ل )) )) که در بالا ذکر شد، سپس می گوید: او از قاضی ابوالحسین نصیبی روایت می کند و همین کتاب را بر مصنفش ‍ قرائت کرده است . سیوطی در (( بغیهٔ الوعاهٔ ، )) شرح حال او را آورده و کتابهای او، جز (( الا ل )) را نام برده است . یافعی در (( مراهٔ الجنان )) ضمن حوادث سال ۳۷۰ ه -. در تعریف کتاب (( (( الا ل )) می نویسد: این کتاب معانی آل را آورده سپس آن را به بیست و پنج قسم ، تقسیم کرده است ، و آنگاه نام دوازده امام از آل محمّد صلی اللّه علیه و اله و تاریخ ولادت و وفات ، نام پدران و مادرانشان را نقل کرده است و ابن خلکان نیز قریب به این مطلب را نوشته است .
۸۱۶- (( کشف الغمه ، )) ص ۱۵۷.
۸۱۷- (( الا ل ، )) ص ۱۵۷.
۸۱۸- همان ماءخذ، همان ص .
راه روشن (ترجمه محجه البیضاء) ج ۴-ص۲۵۵
ملا محسن فیض کاشانی

منبع : بلاغ

مطالب مرتبط

حضرت امام جعفر صادق علیه السلام

حضرت امام جعفر صادق علیه السلام
‌● ولادت امام و نامگذاری
امام جعفر صادق، امام ششم شیعیان، در هفدهم ربیع الاول سال ۸۳ هجری قمری در مدینه متولد گردید. کنیه ایشان ابو عبدالله و لقبشان صادق می باشد. پدر ارجمندشان امام باقر و مادرش ام فروهٔ است. رسول خدا سالها قبل ولادت آن حضرت را خبر داده و فرموده بود نام او را صادق بگذارید، زیرا از فرزندان او کسی است که همنام اوست، اما دروغ می گوید «جعفر کذّاب».
● دوران قبل از امامت
در دوران قبل از امامت، حضرت شاهد فعالیتهای پدر خویش در نشر معارف دینی و تربیت شاگردان وفا دار و با بصیرت بود. امام باقر در مناسبتهای مختلف به امامت و ولایت فرزندش جعفر صادق تصریح فرموده و شیعیان را پس از خودش به پیروی از او فرا می خواند. لذا احادیث، زیادی مبنی بر نص امامت حضرت صادق نقل شده است.
امام صادق در سال ۱۱۴ هجری قمری پس از شهادت پدرش در سن ۳۱ سالگی به امامت رسید. دوران امامتش مصادف بود با اواخر حکومت امویان که در سال ۱۳۲ به عمر آن پایان داده شد و اوایل حکومت عباسیان.
● اوضاع جامعه در آغاز امامت حضرت
در آغاز امامت حضرت افرادی از شیعیان و حتی بستگان حضرت حاضر به قبول امامت ایشان نبودند، لذا حضرت از راههای گوناگونی کوشیدند آنها را به قبول راه صحیح وادار سازند و دراین زمینه به اذن خداوند معجزاتی نیز انجام دادند.
دوران امام جعفر صادق در میان دیگر دورانهای ائمه اطهار، دورانی منحصر به فرد بود و شرایط اجتماعی و فرهنگی عصر آن حضرت در زمان هیچ یک از امامان وجود نداشته است و این به دلیل ضعف بنی امیه و قدرت گرفتن بنی عباس بود.
این دو سلسله مدتها در حال مبارزه با یکدیگر بودند که این مبارزه در سال ۱۲۹ هجری وارد مبارزه مسلحانه و عملیات نظامی گردید.
این کشمکش ها و مشکلات سبب شد که توجه بنی امیه و بنی عباس کمتر به امامان و فعالیتشان باشد، از این رو این دوران، دوران آرامش نسبی امام صادق و شیعیان و فرصت بسیار خوبی برای فعالیت علمی و فرهنگی آنان به شمار می رفت.
● جنبش فرهنگی در دوران امامت حضرت
عصر آن حضرت همچنین عصر جنبش فرهنگی و فکری و برخورد فرق و مذاهب گوناگون بود. پس از زمان رسول خدا دیگر چنین فرصتی پیش نیامده بود تا معارف اصیل اسلامی ترویج گردد، بخصوص که قانون منع حدیث و فشار حُکّام اموی باعث تشدید این وضع شده بود. لذا خلأ بزرگی در جامعه آنروز که تشنهٔ هرگونه علم و دانش و معرفت بود، به چشم می خورد.
امام صادق با توجه به فرصت مناسب سیاسی و نیاز شدید جامعه، دنباله نهضت علمی و فرهنگی پدرش را گرفت و حوزه وسیع علمی و دانشگاه بزرگی به وجود آورد و در رشته های مختلف علمی و نقلی شاگردان بزرگی تربیت کرد. شاگردانی چون: هشام بن حکم، مفضل بن عمر کوفی جعفی، محمد بن مسلم ثقفی، ابان بن تغلب، هشام بن سالم، مؤمن طاق، جابر بن حیان و . . . . تعداد شاگردان امام را تا چهار هزار نفر نوشته اند.
ابوحنیفه رئیس یکی از چهار فرقه اهل سنت مدتی شاگرد ایشان بود و خودش به این موضوع افتخار کرده است.
امام از فرصت های گوناگونی برای دفاع از دین و حقانیت تشیع و نشر معارف صحیح اسلام استفاده می برد. مناظرات زیادی نیز در همین موضوعات میان ایشان و سران فرقه های گوناگون انجام پذیرفت که طی آنها با استدلال های متین و استوار، پوچی عقاید آنها و برتری اسلام ثابت می شد.
همچنین در حوزه فقه و احکام نیز توسط ایشان فعالیت زیادی صورت گرفت، به صورتی که شاهراههای جدیدی در این بستر گشوده شد که تاکنون نیز به راه خود ادامه داده است.
بدین ترتیب، شرایطی مناسب پیش آمد و معارف اسلامی بیش از هر وقت دیگر از طریق الهی خود منتشر گشت، به صورتی که بیشترین احادیث شیعه در تمام زمینه ها از امام صادق نقل گردیده و مذهب تشیع به نام مذهب جعفری و فقه تشیع به نام فقه جعفری خوانده می شود.
● حاکمان معاصر
همانطور که گفته شد امام بین دو دوره عباسی و اموی و دوران گذار از امویان به عباسیان می زیست. ایشان ازمیان خلفای اموی با افراد زیر معاصر بود:
۱) هشام بن عبدالملک (۱۰۵- ۱۲۵ ه. ق)
۲) ولید بن یزید بن عبدالملک (۱۲۵-۱۲۶)
۳) یزید بن ولید بن عبدالملک (۱۲۶)
۴) ابراهیم بن ولید بن عبدالملک (۷۰ روز از سال ۱۲۶)
۵) مروان بن محمد (۱۲۶-۱۳۲)
و از خلفای عباسی نیز معاصر بود با :
۱) عبدالله بن محمد مشهور به سفاح (۱۳۲-۱۳۷)
۲) ابوجعفر مشهور به منصور دوانیقی (۱۳۷-۱۵۸)
نباید تصور کرد که امام به کلی خود را از جریانات و امور سیاسی دور نگه داشت، بلکه همواره از وقتهای مناسب برای ترویج حقانیت خود و بطلان هیأت حاکمه بهره می برد و بدین منظور نمایندگانی را نیز به مناطق مختلف بلاد اسلامی می فرستاد.
عباسیان برای کسب قدرت و محبوبیت در دلهای مردم از وجهه اهل بیت پیامبر استفاده می کردند و حتی شعارشان" الرضا فی آل محمّد" بود. آنان به دنبال اشخاصی با وجهه مردمی بودند که هم از بستگان پیامبر باشند و هم درمیان مردم محبوبیت داشته باشند. لذا بهترین شخص در نظر عباسیان امام صادق بود.
امام صادق پیشنهاد آنان را رد کردند و فرمودند: نه شما از یاران من هستید نه زمانه، زمانه من است. حتی برخی از بستگان آن حضرت نزدیک بود با این پیشنهاد ها فریب به خورند، اما امام با روشنگری خاص خود به آنان فهماندند که به ظاهر توجه نکنند. امام می دانست که عباسیان نیز هدفی جز رسیدن به قدرت ندارند و اگر شعار طرفداری از اهل بیت را مطرح می کنند، صرفاً به خاطر جلب حمایت توده های شیفته اهل بیت است. امام می دید که سران سیاسی و نظامی عباسیان در خط مستقیم اسلام و اهل بیت نیستند و لذا حاضر نبود با آنان همکاری کرده و به اقداماتشان مشروعیت بخشد.
چنانکه در تاریخ می بینیم که چه جنایاتی کردند و چه خونهایی ریختند تا پایه های عباسیان محکم گردد.
از حوادث مهم در زمان امامت حضرت، قیام عمویش زید بن علی است که شکست خورد و با شهادت زید به پایان رسید.
● شهادت حضرت صادق علیه السلام
پس از به قدرت رسیدن عباسیان، همانطور که آن حضرت پیش بینی کرده بود فشار بر شیعیان افزایش یافت و با روی کار آمدن منصور این فشار به اوج خود رسید. امام نیز از این فشار ها مستثنی نبود. این دوران، یعنی چند سال آخر عمر آن حضرت بر خلاف دوران اولیه امامتشان،‌ دوره سختی ها و انزوای دوبارهٔ آن حضرت و حرکت تشیع بود. منصور شیعیان را به شدت تحت کنترل قرار داده بود.
سرانجام کار به جایی رسید که با تمام فشارها، منصور چاره ای ندید که امام صادق را که رهبر شیعیان بود از میان بردارد و بنابراین توسط عواملش حضرت را به شهادت رساند. آن حضرت در سن ۶۵ سالگی در سال ۱۴۸ هجری به شهادت رسید و در قبرستان معروف بقیع در کنار مرقد پدر و جدّ خودش مدفون گردید.
در زمینه فضایل و مکارم اخلاقی حضرت صادق روایات و وقایع بسیار زیادی نقل شده است. آن حضرت با رفتار کریمانه و خلق و خوی الهی خود بسیاری از افراد را به راه صحیح هدایت فرمود، به گونه ای که پیروان دیگر مکاتب و ادیان نیز زبان به مدح آن حضرت گشوده اند


کلمات در حال جستجو
ایرانی ها احساساتی اند , جوزف بلک , تریاک رقیق شده , واکسن تب مالت , گواهی انطباق معیار مصرف انرژی , انگ زدایی , حمله تروربستی , نمایشگاه تخصصی کتاب‌های علوم پزشکی - دانشگاهی , اداره کل اقتصاد و دارایی گلستان , سنت پترسبورگ ,

برخی از مطالبی که کاربران هم اکنون در حال خواندن آن هستند
در حسب حال و وارستگی خویش , تومورهای صفاق و خلف صفاق , توهم ناهماهنگ یا خلق , سبک‌های موسیقائی پس از ۱۹۵۰ , عملیات تشریفات ورود و خروج اتباع ایرانی و غیرایرانی به منطقه> كیش , قلعه تیس یا پرتغالی‌ها (چابهار) , چو بشنید شد نامه را خواستار , میرزامحمدتقی سپهر , اختلالات پسیکوتیک (۳) , چو یک پاس بگذشت از تیره شب ,

برخی منابع مهم خبری
zamandaily.ir روزنامه زمان , ibna.ir خبرگزاری کتاب ایران , shahrvand-newspaper.ir روزنامه شهروند , jamnews.ir جام نیوز , shahrsakhtafzar.com شهر ‌سخت افزار , fanousnews.com فانوس نیوز , mashreghnews.ir مشرق نیوز , shafaqna.com شفقنا , iusnews.ir خبرنامه دانشجویان , farsnews.ir خبرگزاری فارس ,

وبگردی
تلاشی بیهوده برای پیام رسان داخلی / سرنوشتی مانند ایمیل ملی
تلاشی بیهوده برای پیام رسان داخلی / سرنوشتی مانند ایمیل ملی - در پیامک هشدارآمیز آمده است: «در اجرای حکم قضایی مبنی بر فیلتر شدن تلگرام، برای ادامه فعالیت کانال خود از طریق پیام رسان های داخلی ظرف 48 ساعت اقدام نمایید. در صورت استمرار فعالیت کانال در تلگرام، برخورد قانونی صورت خواهد پذیرفت. پلیس امنیت عمومی ناجا» حال این سؤال مطرح می شود آیا با تهدید می توان افراد را وادار کرد تا از پیام‌رسان های داخلی استفاده کنند؟
سحر تبر چهره واقعی‌اش را آشکار کرد!
سحر تبر چهره واقعی‌اش را آشکار کرد! - سحر تبر سال گذشته برای اولین بار در رسانه‌های جهان دیده شد. گمانه زنی می‌شد که او برای شباهت پیدا کردن به آنجلینا جولی ۵۰ عمل جراحی داشته است. اما او در نهلایت شبیه شخصیت "عروس مرده" تیم برتون به نظر می‌رسید.
بحران غارت سازمان یافته / در همین دو ماه اخیر ۱۵ تا ۲۰ میلیارد دلار پول دزدیده شده
بحران غارت سازمان یافته / در همین دو ماه اخیر ۱۵ تا ۲۰ میلیارد دلار پول دزدیده شده - بحران موجود، مشروعیت است. بحران مشروعیت ناشی از خیانتی است که به صداقت و آرمانگرایی و از خودگذشتگی ملت ایران انجام شده.
ماجرای احسان علیخانی و  ثامن الحجج
ماجرای احسان علیخانی و ثامن الحجج - پنج ماه بعد از اعلام رسمی غیرقانونی بودنِ موسسه ثامن الحجج در آبان 1393، برنامه تحویل سال 1394 شبکه سوم سیما تحت عنوان «بهارنارنج» با تهیه کنندگی و به مدت هشت ساعت پخش شد و این بار به جای تبلیغ مستقیم ثامن الحجج، باشگاه فرهنگی و ورزشی ثامن الحجج تبلیغ شد! در این برنامه بارها از ابوالفضل میرعلی مدیرعامل موسسه ثامن الحجج با عنوان دکتر تقدیر به عمل آمد؛ دکتری که اکنون مشخص شده یک دیپلمه با سوابق مالی…
وقتی یک دامدار با مدرک دیپلم و ۱۱۹ فقره چک برگشتی مدیرعامل «ثامن‌الحجج» شد
وقتی یک دامدار با مدرک دیپلم و ۱۱۹ فقره چک برگشتی مدیرعامل «ثامن‌الحجج» شد - تصاویر با شما سخن می گویند؛ تصاویری بی روتوش با سخنانی بی روتوش‌تر؛ می‌خواهیم با بخش خبری «فوتونیوز»، مقامات با شما بی روتوش و رودررو سخن بگویند. از این پس، عصرگاه هر روز با «فوتو نیوز» تابناک، حرف و سخن مقامات داخلی و خارجی را به عکس بی روتوش‌شان الصاق می‌کنیم، تا بهتر بدانیم چه کسی حرف زده و از چه سخن گفته است. کوتاه و مختصر؛ به احترام وقت شما و فرصتی که برای دانستن می‌گذارید.
ترجیح می‌دهید کدام‌ زن همکار شوهر شما باشد!
ترجیح می‌دهید کدام‌ زن همکار شوهر شما باشد! - یک بنر تبلیغاتی که ظاهراً با هدف ترویج فرهنگ حجاب طراحی شده، سبب‌ساز واکنش‌های کاربران شبکه اجتماعی توییتر شده است. در این بنر، از رهگذران خواسته شده بین دو گزینه موجود، زنی چادری و زنی مانتویی، انتخاب کنند ترجیح می‌دهند کدام‌یک همکار همسرشان باشد!
فیلم قتل عجیب زن جوان توسط شوهرش در اسلامشهر!
فیلم قتل عجیب زن جوان توسط شوهرش در اسلامشهر! - در اتفاقی عجیب و غیر قابل باور فردی امروز به دلیل درخواست طلاق همسرش در خیابان اسلامشهر وی را با ضربات چاقو از پای درآورد، از سرنوشت این خانم اطلاع دقیقی در دست نیست.
دورهمی کثیف‌ترین برنامه جنسی  ! تفکرات پیچیده یک استاد علوم انسانی !
دورهمی کثیف‌ترین برنامه جنسی ! تفکرات پیچیده یک استاد علوم انسانی ! - یکی از بحث های جنجالی دکتر فیاض در سال های اخیر اظهار نظر او در مورد وقوع بحران جنسی در ایران بوده است که حالا او معتقد است تبدیل به انقلاب جنسی شده است. با او در این زمینه مصاحبه مفصلی انجام دادیم که به زودی منتشر می شود. بخشی از این مصاحبه که درباره برنامه دورهمی است را تماشا کنید.
آغوش جنسی یا مادرانه ! مشغله فکری مطهری
آغوش جنسی یا مادرانه ! مشغله فکری مطهری - وی در بخش دیگری از صحبت‌هایش با اشاره به نمایش در آغوش کشیدن تیم ملی کروواسی توسط رئیس‌جمهور کشورشان،گفت: ایشان با یک حس مادرانه این کار را انجام داد و این آغوش، جنسی نبود، البته که پخش آن نباید انجام می‌شد.
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟ - سرنوشت فرزند بزرگ حسن روحانی از جمله مواردی است که در سال‌های گذشته بارها مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته است. پیش از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۲ نیز یکی از وب‌سایت‌های اصولگرا مدعی بود که او به دنبال “شکست عشقی” دست به “خودکشی” زده است. بنا به ادعای برخی از رسانه‌های اصو‌لگرا، فرزند روحانی با کلت کمری پدر خودکشی کرد.
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا - کاربران شبکه های اجتماعی فیلمی را منتشر کرده اند که گفته می شود مربوط به خانه مجلل محمود خاوری در کانادا است. صحت و سقم این قضیه هنوز تایید نشده است.
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول - امیرحسین مقصودلو (تتلو) با انتشار عکسی از خودش و مائده هژبری، دختر نوجوانی که پس از اعتراف تلویزیونی اش معروف شد، از کنسرت مشترک در استانبول خبر داد.
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد!
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد! - تصاویر با شما سخن می گویند؛ تصاویری بی روتوش با سخنانی بی روتوش‌تر؛ می‌خواهیم با بخش خبری «فوتونیوز»، مقامات با شما بی روتوش و رودررو سخن بگویند. از این پس، عصرگاه هر روز با «فوتو نیوز» تابناک، حرف و سخن مقامات داخلی و خارجی را به عکس بی روتوش‌شان الصاق می‌کنیم، تا بهتر بدانیم چه کسی حرف زده و از چه سخن گفته است. کوتاه و مختصر؛ به احترام وقت شما و فرصتی که برای دانستن می‌گذارید.
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟ - دختر بازداشت شده در بخشی از مصاحبه توضیح می‌دهد که صبح دستگیر شده و خانواده‌اش در جریان این موضوع قرار گرفته‌اند و این ادعا نشان می‌دهد تهیه فیلم اعترافات به فاصله یک صبح تا عصر انجام شده که خود نشان‌دهنده این است که برای متهم هنوز دادگاهی تشکیل نشده و جرمی به اثبات نرسیده ‌است.
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر!
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر! - پس از آنکه فیلم تازه محمدحسین فرح‌بخش در سالن‌های سینمای شهر تهران اکران نشد. احمدی مدیر سینماشهر که از قضا تهیه کننده برنامه خندوانه نیز هست و سوله مدیریت بحران شهر تهران در دوره تهیه کنندگی او به «خندوانه» اختصاص یافت، مانع از این اکران شده بود و همین مسئله واکنش فرح بخش را به دنبال داشت و او را رانت‌‎‌خوار خواند و پای رامبد جوان را به میان کشید.
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم - یکی از دختران که به شدت مورد توجه قرار گرفته است مائده نام دارد. او از چهره‌های شناخته شده اینستاگرام است که ویدئو‌هایی از رقص هایش را در صفحه خود منتشر کرده است. او متولد سال 1380 است. به گفته خودش حدود 600هزار فالوئر دارد. او حالا با قرار وثیقه آزاد است.
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس)
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس) - سردار آزمون نیمه شب گذشته و در نزدیکی‌های صبح امروز با خودوری پورشه شخصی خود در محور نکا بهشهر پس از عبور از روستای کمیشان با تصادف زنجیره‌ای مواجه شد که در این حادثه خودروهای زیادی خسارت دیدند