چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۷ / Wednesday, 15 August, 2018

آینده جهان در قرآن


آینده جهان در قرآن
وعد الله الذّین آمنوا و عملوا الصّالحات لیستخلفنّهم فی الأرض... .(۷) خدا به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند، وعده داد که در روی زمین جانشین دیگرانشان کند. و این آیه: سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی أنفسهم حتّی یتبین لهم أنّه الحقّ ... .(۸)
زودا که آیات قدرت خود را در آفاق و در وجود خودشان به آنها نشان خواهیم داد تا برایشان آشکار شود که او حق است. و آیه: و من أظلم ممّن منع مساجد الله... لهم فی الدّنیا خزی... .(۹) کیست ستمکارتر از آن که نگذاشت که نام خدا در مسجدهای خدا برده شود... نصیبشان در دنیا خواری است... . و آیات دیگری که مجموعاً به ده‌ها آیه می‌رسد. و روایات و احادیث در این باره به صدها روایت می‌رسد که در مصادر حدیثی شیعه و سنی آمده است.
و برخی از آنها در ابواب مستقلی جمع‌آوری شده‌اند. مانند ابواب «ملاحم و فتن» و... که در این روایات پیرامون حوادث بزرگ و کوچکی که بعد از نبی‌اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)تا آخرالزمان برای امت اسلامی رخ می‌دهد، بحث شده است. و شاید بیشترین و صحیح‌ترین روایات نزد شیعه و سنی، روایاتی باشد که از مرحله ظهور اسلام و داخل شدن اقوام مختلف در اسلام و تشکیل حکومت الهی به دست مهدی منتظر(علیه السلام) از فرزندان نبی اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)صحبت می‌کند و هنگامی که روایت و آیه درباره یک موضوع، اتفاق پیدا می‌‌کنند، آن قضیه دارای ارزش علمی بالایی می‌شود.همان‌طور که در روایات وارده در تفسیر آیات مربوط به ظهور اسلام یا ظهور امام مهدی(علیه السلام) چنین است.
نگاهی اجمالی به آیات تفسیر شده به ظهور حضرت مهدی(علیه السلام) علامه بحرانی در کتاب المحجّه حدود یکصد روایت وارده درباره تفسیر آیات به امام مهدی(علیه السلام) را گرد آورده است. بعد از بررسی بیش از چهارصد مصدر کتب تفسیری و حدیث، بیش از پانصد روایت که ده‌ها آیه را به امام مهدی(عج) تفسیر می‌کند، یافتم؛ که بیشتر آن روایات از طرق شیعه از امامان اهل بیت(علیهم السلام) و اندکی نیز از طریق اهل سنت روایت شده است. موضوعات این روایات بسیار متنوع می‌باشند. من جمله، صحبت از پاره‌ای وقایع قبل از ظهور ایشان؛
جمع شدن یاران آن حضرت(علیه السلام) در مکه، آغاز قیام حضرت مهدی(علیه السلام) از مسجدالحرام، حرکت ایشان به سوی قدس، متوجه شدن ایشان به عالم، و جنگ‌ها و پیروزی‌های حضرت حجت(علیه السلام) و رفاه و گشایش در عصر ایشان، و عدالت و رحمت و دوست داشتن ایشان توسط مردم، و ده‌ها موضوع کلی و تفصیلی از این مرحله از ظهور اسلام بر سایر ادیان، و آنچه به دنبال این مرحله به وقوع می‌پیوندد از نزول حضرت مسیح(علیه السلام) و تصدیق حضرت مهدی(علیه السلام) و حمایت و یاری حضرت مهدی(علیه السلام) توسط ایشان، و از آنچه بعداز امام مهدی(علیه السلام) رخ می‌دهد؛
از رجعت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)و ائمه (علیهم السلام) به دنیا و حکومت نمودن به مدت طولانی، پس از آغاز شدن علایم قیامت، و خروج جنبده‌ای از زمین (دابه الأرض) و یأجوج و مأجوج و... .
● نمونه‌هایی از مصادر شیعه و سنی:
۱)طبری در تفسیر خود(۱۰) می‌گوید: سُدّی درباره این سخن خداوند تعالی: و من أظلم ممّن منع مساجد الله أن یذکر فیها اسمه و سعی فی خرابها. می‌گوید: «رومیان بخت‌النصر را در تخریب بیت المقدس یاری کردند» و درباره این قول خداوند: أولئک ماکان لهم أن یدخلوها إلاّ خائفین.(۱۲) آنان حق ندارند جز ترسان و لرزان در آن مسجد درآیند؛ گفته است: در زمین، هیچ رومی وجود ندارد مگر اینکه اگر بخواهد وارد آن شود، می‌ترسد که گردنش زده شود، و به پرداخت جزیه ترسانده شده، آنرا می‌پردازد. و درباره این آیه قرآن: لهم فی الدّنیا خزی.(۱۳)
در دنیا، ایشان را خواری است. می‌گوید: اما خواری و ذلت رومیان در دنیا، هنگامی است که امام مهدی(علیه السلام) قیام نموده و «قسطنطنیه» را فتح نماید و آنها را به قتل رساند؛ این ذلت آنها در دنیاست. همین روایت را شیخ طوسی از سدی در تفسیر التبیان(۱۴) روایت کرده، و به آخر آن این جمله را اضافه نموده است: «و برای آنان، خواری در دنیا به این است که کشته شوند، اگر حربی باشند.» مشابه این بیان را «سیوطی» در تفسیر درّ المنثور(۱۵)، نقل کرده است.
همچنین در کتاب العرف الوردی فی أخبار المهدی الحاوی(۱۶) و در کتاب البرهان(۱۷) و صاحب جریده العجائب(۱۸)، نیز این روایت نقل شده است. آنچه را که درباره قیمت و ارزش علمی روایت نقل شده از سدی گفتیم، در حالی‌که فقراتی را که سدّی بر زمان خودش تطبیق نموده است، رد نمودیم به این دلیل است که روایت، این نکته را آشکار می‌کند که در ذهن تابعینی مثل سدی این بوده است که پیروزی کامل مسلمین بر روم و فتح پایتخت آنان‌، که در این روایت قسطنطنیه نامیده شده، به دست مهدی موعود(علیه السلام) انجام شده و عزت مسلمین در مقابل آنها به دست ایشان تحقق خواهد یافت.
۲)در کمال‌الدین(۱۹) از امام صادق(علیه السلام) روایت شده است که درباره آیه: هو الّذی أرسل رسوله بالهدی و دین الحقّ لیظهره علی الدّین کلّه و لوکره المشرکون.(۲۰) او کسی است که پیامبر خود را برای هدایت مردم با دینی درست و برحق، فرستاد، تا او را بر همه دین‌ها پیروز گرداند، هرچند مشرکان را خوش نیاید.
چنین فرمودند: به خدا قسم، تأویل این آیه رخ نداده و رخ نخواهد داد تا قائم(علیه السلام) خروج نماید. پس آنگاه که خروج نماید، هیچ کافری به خدای عظیم و هیچ مشرکی به امام وجود نخواهد داشت مگر اینکه خروج آن حضرت(علیه السلام) را ناخوش دارد. حتی اگر در میان صخره‌ای مشرک یا کافری پنهان شده باشد، آن صخره ندا می‌دهد: ای مؤمن، در میان من کافری پنهان شده، مرا بشکن و او را بکش. و بخشی از این روایت را «فرات»(۲۱) و «عیاشی»(۲۲) در تفاسیر خود، نقل کرده‌اند و همچنین در العدد القویه(۲۳) و در تأویل الآیات(۲۴) و برخی از مصادر دیگر شیعه نیز ذکر شده است. در مجمع البیان(۲۵) از امیرالمؤمنین(علیه السلام) روایت شده که پس از تلاوت این آیه فرمودند:
آیا دین اسلام بر سایر ادیان غالب شده است؟ همراهان حضرت(علیه السلام) پاسخ دادند: بلی. ایشان فرمودند: هرگز، قسم به کسی که جانم در دست اوست، این اتفاق نمی‌افتد تا اینکه هیچ شهر و روستایی نباشد مگر اینکه در آن، هر صبح و شام، شهادت بر وحدانیت خدا و رسالت پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم)داده شود. همین روایت در تأویل الآیات(۲۶) و تفسیر صافی(۲۷) و دیگر مصادر شیعه نیز بیان شده است.
مصادر اهل سنت، تفسیر این آیه را به نزول عیسی(علیه السلام) روایت کرده‌اند. همان‌طور که در جامع طبری(۲۸) و سنن بیهقی(۲۹) و الدّرالمنثور(۳۰) ذکر شده است. شافعی، صاحب البیان(۳۱) از سعید بن‌جبیر در تفسیر این قسمت از آیه: لیظهره علی الدّین کلّه و لوکره المشرکون. چنین نقل کرده است که: «او، مهدی از عترت فاطمه(س) است.» و سپس می‌افزاید: بین این قول، و قول کسانی که می‌گویند: منظور، عیسی(علیه السلام) است؛ منافاتی وجود ندارد، زیرا همان‌طور که گفته شد، عیسی(علیه السلام) یاری دهنده امام مهدی(علیه السلام) است.
همچنین فخر رازی در تفسیر خود(۳۲) از ابوهریره نقل می‌کند که گفت: این وعده‌ای از جانب خداوند تعالی است که اسلام را بالاتر و برتر از جمیع ادیان قرار دهد. او سپس گفت ... و تمامیت یافتن این امر در زمان خروج عیسی(علیه السلام) است. سدّی می‌گوید: این امر هنگام قیام مهدی(علیه السلام) است. که هیچ کس باقی نمی‌ماند مگر اینکه اسلام آورده یا مجبور به پرداخت خراج می‌گردد. و احادیث متواتری در نزد شیعه و سنی وجود دارد که نزول عیسی(علیه السلام) در زمان ظهور حضرت مهدی(علیه السلام) خواهد بود و ایشان پشت سر امام مهدی(علیه السلام) نماز خواهد خواند.
۳)همچنین مصادر فریقین در تفسیر آیه: ولو تری إذ فزعوا فلا فوت و أخذوا من مکانٍ قریبٍ.(۳۳) اگر ببینی، آنگاه که سخت بترسند و رهاییشان نباشد و از مکانی نزدیک گرفتارشان سازند. اتفاق نظر دارند که منظور آیه، «جیش خسف» است.
یعنی در ابتدای ظهور، لشکری وارد مدینه منوره شده، آنگاه جهت جنگ با امام مهدی(علیه السلام)، قصد مکه مکرمه می‌کنند که خداوند متعال آنها را قبل از رسیدن به مکه، در زمین فرو می‌برد. این مطلب در تفسیر طبری(۳۴)، و ثعلبی(۳۵) و کتاب البداء و التاریخ(۳۶) و عقد الدّرر(۳۷) و تفسیر الدّر المنثور(۳۸) نقل گردیده است. بسیاری از مصادر شیعی نیز نظیر این تفسیر را از این آیه روایت کرده‌اند که مجال بر شمردن آنها نیست. البته قطع نظر از این آیه، روایات متواتری از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)ناظر به فرو رفتن لشکر در زمین (خسف جیش) در منابع شیعه و سنی از جمله در صحّاح سته آمده است
۴) مصادر شیعه و سنی در تفسیر آیه متعلق به نزول حضرت عیسی(علیه السلام) اتفاق نظر دارند: و إن من أهل الکتاب إلّا لیؤمننّ به قبل موته و یوم القیامه یکون علیهم شهیداً.(۳۹) و هیچ یک از اهل کتاب نیست مگر آنکه پیش از مرگش به او ایمان آورد و عیسی در روز قیامت به ایمانشان گواهی خواهد داد. این مطلب در تفسیر طبری(۴۰) آمده است، و شیخ طوسی نیز تبیان۴۱ می‌فرماید: ... گویی آیه می‌خواهد بگوید: احدی از یهود باقی نمی‌ماند، مگر اینکه قبل از موت حضرت عیسی(علیه السلام) به ایشان ایمان می‌آورد. به این صورت که با خروج امام مهدی(علیه السلام) خداوند حضرت عیسی(علیه السلام) را برای قتل دجال به سوی زمین می‌فرستد و همه مردم جهان، ملت واحد می‌شوند که همان ملت اسلام حنیف و دین ابراهیم(علیه السلام) می‌باشد. و ابن عباس و ابومالک و حسن بصری و قتاده و ابن زید و... همین نظر را دارند و طبری نیز این قول را اختیار کرده است. و این آیه، مخصوص یهودیانی است که در آن زمان زندگی می‌کنند. و از شیعیان، علی بن ابراهیم این قول را در تفسیرش ذکر کرده است.
● نمونه‌هایی از مصادر شیعی:
۱) شیخ صدوق، در کمال الدین(۴۲)، از امام باقر(علیه السلام) نقل می‌کند که فرمودند: قائم ما (اهل بیت) با ترس و رعب (که در دل دشمنانش ایجاد می‌شود) یاری می‌شود، با نصرت و پیروزی تأیید می‌شود، زمین رام وی می‌شود، گنج‌ها برایش آشکار می‌گردد، حکومتش شرق و غرب عالم را فرا خواهد گرفت، خداوند عزوجل به‌وسیله او دینش را بر سایر ادیان غالب خواهد نمود، هرچند کافران اکراه داشته باشند، هیچ خرابی باقی نمی‌ماند مگر اینکه آباد می‌شود، و روح الله، عیسی بن مریم(علیها السلام) ، نزول کرده و پشت سر حضرت مهدی(علیه السلام) نماز خواهد گذارد.
پس آنگاه که حضرت بقیه الله(عج) ظهور نماید به کعبه تکیه نموده و سیصد و سیزده مرد اطرافش اجتماع می‌نمایند. و اولین چیزی که می‌گوید این آیه شریفه است: بقیه الله خیرٌ لکم إن کنتم مؤمنین.(۴۳) اگر ایمان آورده‌اید، آنچه خدا باقی می‌گذارد برایتان بهتر است. آنگاه می‌فرمایند: من بقیه الله در زمین هستم و خلیفه و حجت خدا بر شما می‌باشم، هیچ مسلمانی بر ایشان سلام نمی‌کند مگر با این جمله: السّلام علیک یا بقیه الله فی أرضه.
۲) نعمانی در کتاب غیبت(۴۴) خود، از ابوبصیر نقل کرده است که گفت: از امام باقر(علیه السلام) درباره این آیه شریفه پرسیدم که: سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی أنفسهم حتّی یتبینّ لهم أنّه الحقّ.(۴۵) امام باقر(علیه السلام) پاسخ فرمودند: در درونشان، مسخ را و در بیرونشان، حرکت و خروش آفاق، علیه آنان را نشانشان می‌دهد. پس قدرت خدا را در انفس خویش و در آفاق می‌بینند و ضعفشان برایشان آشکار می‌شود. و معنای این سخن خداوند تعالی (حتّی یتبین لهم أنّه الحقّ) خروج قائم(علیه السلام) و چه بسا معنای مسخ مذکور برای سرکشان، مسخ در شخصیت و روحیاتشان باشد که با آن ضعفشان آشکار می‌شود.
۳) در غیبت نعمانی(۴۶) از حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) درباره این سخن خداوند عزوجل: فاختلف الأحزاب من بینهم.(۴۷) گروه‌ها با هم اختلاف کردند. سؤال شد، ایشان فرمودند: با دیدن سه چیز منتظر فرج باشید. گفته شد ای امیرالمؤمنین(علیه السلام) آنها چیستند؟
حضرت علی(علیه السلام) فرمودند: اختلاف اهل شما به خاطر آنچه که در بین آنهاست، پرچم‌های سیاه از خراسان، فزع (صیحه) آسمانی در ماه رمضان. دوباره سؤال شد: این صیحه در ماه رمضان چیست؟ امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمودند: آیا سخن خداوند عزوجل را در قرآن نشنیده‌اید که می‌فرماید: إن نشأ ننزّل علیهم من السّماء آیه فضلّت أعناقهم لها خاضعین.(۴۸) اگر بخواهم از آسمان برایشان آیتی نازل می‌کنیم که در برابر آن به خضوع سر فرود آورند.
آن، نشانه‌ای است که زنان جوان را از سراپرده خود خارج می‌کند و خواب رفته را بیدار می‌نماید و کسی را که در حال چرت است به فزع وامی‌دارد. و همین روایت را سلمی، از اهل سنت، در عقدالدرر(۴۹)و بسیاری دیگر از منابع شیعی، که مجال ذکرشان نیست، روایت کرده‌اند. و برخی از آنها این روایت را از امام باقر(علیه السلام) و امام صادق(علیه السلام) و از ابن عباس نقل کرده‌اند.
و روایات دیگری صیحه یا آیه و نشانه ماه رمضان را این‌گونه تفسیر نموده‌اند که آن صدایی است از آسمان، خطاب به همه ملت‌های عالم به این‌که جنگ و نزاع‌ها و دوری از دین را کنار گذاشته و از امام مهدی موعود(علیه السلام) اطاعت نمایند و حضرت مهدی(علیه السلام) را با اسم و اسم پدرش نام می‌برد. با قطع نظر از تفسیر آیه، درباره این ندای آسمانی روایات دیگری نیز در مصادر شیعه و سنی نقل شده‌است که مجال ذکر مصادر آنها نیست.
۴) در مصادر شیعه، در تفسیر آیه: و لئن أخّرنا عنهم العذاب إلی أمّه معدوده لیقولنّ مایحبسه ألا یوم یأتیهم لیس مصروفاً عنهم و حاق بهم ما کانوا به یستهزؤن.(۵۰) و اگر چندگاهی عذابشان را به تأخیر بیفکنیم می‌پرسند: چه جیز مانع آن شده است؟ آگاه باشید چون عذابشان فرا رسد، آن‌را بازنگردانند، و آنچه را مسخره می‌کردند، آنان را دربرخواهد گرفت.
چنین آمده است که مقصود از «امّه معدوده» اصحاب حضرت مهدی(علیه السلام) می‌باشند و در تفسیر قمی(۵۱) ذیل این آیه از امام معصوم(علیه السلام) نقل شده است که فرمودند: «أمّه معدوده» اصحاب قائم(علیه السلام) اند که سیصد و ده و اندی می‌باشند. و عیاشی نیز همین روایت را از امام باقر(علیه السلام) در تفسیر خود نقل کرده و به آن افزوده است که؛ در یک لحظه، مانند برگ پاییزی که فرو می‌ریزد، گرداگرد آن حضرت گسیل می‌گردند.(۵۲) و خود او از امام صادق(علیه السلام) با لفظ «او، قائم(علیه السلام) و اصحابش می‌باشند» روایت کرده است.(۵۳) همچنین نعمانی در آن را از امام صادق(علیه السلام) روایت کرده است.(۵۴) در تعداد دیگری از منابع شیعه نیز این مطلب موجود است که مجال ذکرشان نیست. همانطور که ملاحظه می‌شود تفسیر «الأُمّه» در این آیه به «جماعتی از مردم» صحیح‌تر از تفسیر آن به «مدتی از زمان» است، که برخی از مفسران آن‌را ذکر کرده‌اند.
چرا که اصل در استعمال‌های قرآنی، معنای حقیقی کلمه است و عدول از معنای حقیقی به معنای مجازی، تا زمانی که راه باز است، صحیح نمی‌باشد. کلمه «الأُمّه» بر طبق آنچه در المعجم المفهرس آمده چهل و نه بار در قرآن به کار رفته است که در مورد آن مفسران اتفاق نظر دارند که معنایش جماعت واحدی از مردم است که همان معنای حقیقی «الأُمّه» می‌باشد. و مفسران ذکر کرده‌اند که در آیه مذکور و آیه ۱۱۸ سوره یوسف به معنای «مدت» و در آیه ۲۲ و ۲۳ سوره زخرف به معنای «دین و ملت» است. و البته در همه موارد می‌توان آن‌را به معنای حقیقی‌اش با حذف مضاف یا بدون حذف مضاف تفسیر نمود، کما اینکه در آیه مذکور چنین کردیم.
۵) در بعضی از روایات «مطلع الفجر» در سوره قدر را به ظهور امام مهدی(علیه السلام) تفسیر نموده‌اند؛ مانند تفسیر فرات کوفی(۵۵) و تأویل الآیات از محمد بن عباس(۵۶). ممکن است اشکال شود به اینکه معنا ندارد که بگوییم انتهای سلام در شب قدر، با ظهور امام مهدی(علیه السلام) می‌باشد. بلکه معنا این می‌شود که در هنگام ظهور آن حضرت(علیه السلام) در شب قدر تحولی حاصل می‌‌شود و سلام بر حضرت مهدی(علیه السلام) و بر مؤمنین می‌باشد.
لذا مقصود این است که سلام و عطا در شب قدر، قبل از ظهور ایشان تا طلوع فجر ادامه دارد. اما هنگامی که فجر اسلام طالع شود و با ظهورش عالم را فرا بگیرد، در سلام الهی بر اهل زمین و بر امامشان، به تبع تحول ایمانی که در خود اهل زمین ایجاد شده است، تحول و تطوری ایجاد خواهد ‌شد.

http://tebb.blogfa.com
منبع: سایت القرآن نور. ۱. سوره نحل (۱۶)، آیه ۸۹. ۲. سوره اعراف (۷)، آیه ۱۴۵. ۳. سوره زخرف (۴۳)، آیه ۶۳. ۴. سوره نحل(۱۶)، آیه ۸۹. ۵. الکینی، محمد بن یعقوب،کافی، ج ۲، ص ۵۹۹، ح ۳. ۶. حسینی بحرانی، سیدهاشم، البرهان، ج ۱، ص ۳۷۸. ۷. سوره نور (۲۴)، آیه ۵۵. ۸. سوره فصلت (۴۱)، آیه ۵۳. ۹. سوره بقره(۲)، آیه ۱۱۴. ۱۰. تفسیر طبری، ج ۱، صص ۳۹۹ـ۳۹۸. ۱۱. سوره بقره(۲)، آیه ۱۱۴. ۱۲. همان. ۱۳. همان. ۱۴. شیخ طوسی، تفسیر التبیان، ج ۱، ص ۴۲۰. ۱۵. درالمنثور، ج ۱، ص ۱۰۸. ۱۶. العرف الوردی فی أخبار المهدی الحاوی، ج ۲، ص ۵۷. ۱۷. حسینی بحرانی، همان، ص ۱۴۴. ۱۸. العجائب، ص ۲۷۵. ۱۹. شیخ صدوق، محمد بن علی بن الحسین، کمال‌الدین و تمام‌النعمه، ج ۲، ص ۶۷۰، ب ۵۷، ح ۱۶. ۲۰. سوره توبه (۹)، آیه ۳۳. ۲۱. تفسیر فرات، ص ۱۸۴. ۲۲. تفسیر عیاشی، ج ۲، ص ۸۷، ح ۵۲. ۲۳. العدد القویه، ص ۶۹، ح ۱۰۴. ۲۴. تأویل الآیات، ج۲، ص ۶۸۸. ۲۵. شیخ طبرسی، تفسیر مجمع البیان، ج ۵، ص ۲۸۰. ۲۶. تأویل الآیات، ج ۲، ص ۶۹۸، ج ۶. ۲۷. تفسیر صافی، ج ۲، ص ۳۳۸. ۲۸. جامع طبری، ج ۱۰، ص ۸۲. ۲۹. سنن بیهقی، ج ۹، ص ۱۸. ۳۰. سیوطی، همان، ج ۳، ص ۲۱۳. ۳۱. شیخ طبرسی، همان، ص ۵۲۸، ح ۲۵. ۳۲. تفسیر فخررازی، ج ۱۶ ، ص ۴۰. ۳۳. سوره سبأ (۳۴)، آیه ۵۱. ۳۴. تفسیر طبری، ج ۲۲، ص ۷۲. ۳۵. تفسیر ثعلبی، ج ۳، ص ۱۵۴. ۳۶. البدء و التاریخ، ج ۲، ص ۱۷۷. ۳۷. سلمی، عقدرالدّرر، ص ۷۶، ب ۴، ح ۲. ۳۸. سیوطی، همان، ج ۵، ص ۲۴۰. ۳۹. سوره نساء(۴)، آیه ۱۵۹. ۴۰. تفسیر طبری، ج ۶، ص ۱۴. ۴۱. شیخ طوسی، همان، ج ۳، ص ۳۸۶. ۴۲. شیخ صدوق، همان، ج ۱، ص ۳۳۰، ب ۳۲، ح ۱۶. ۴۳. سوره هود(۱۱)، آیه ۸۶. ۴۴. النعمانی، الغیبه، ص ۲۲۹، ب ۱۴، ح ۴۰. ۴۵. سوره فصلت(۴۱)، آیه ۵۳. ۴۶. النعمانی، همان، ص ۲۲۹، ب ۱۴، ح ۴۰. ۴۷. سوره مریم(۱۹)، آیه ۳۷. ۴۸. سوره شعرا(۲۶)، آیه ۴. ۴۹. سلمی، همان، ص ۱۰۴، ب۴،ح۲. ۵۰. سوره هود(۱۱)، آیه ۸. ۵۱. تفسیر قمی، ج ۱، س ۳۲۳. ۵۲. تفسیر عیاشی، ج ۲، ص ۵۷. ۵۳. همان، ج ۲، ص ۱۴۱. ۵۴. النعانی، همان ص ۲۴۱، ب ۱۳، ح ۳۶. ۵۵. تفسیر فرات، ص ۲۱۸. ۵۶. تأویل الآیات، ج۲، ص ۸۱۸، ح ۳ و ص ۸۲۰، ح۹.

مطالب مرتبط

قرآن و فرهنگ زمانه

قرآن و فرهنگ زمانه
هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین كله.
مسئله تاثیر پذیری قرآن از فرهنگ زمان خودش در حقیقت جفایی است بر قرآن كریم و اساسا قرآن آمد تا فرهنگی نو به جهان عرضه كند و با فرهنگ‌های پوشالی مبارزه كند (جاء القرآن و لیؤثر لا لیتاثر) قرآن آمد تا تأثیر گذار باشد نه تأثیر پذیر. دلیل حقانیت قرآن در مقام بزرگ‌ترین معجزه اسلام این بود كه عظمت خودش را بر همه تاریخ ثابت كرد. اساسا، یك تحولی نو در جهان به وجود آورد و مسیر تاریخ را، نه تنها در جزیره العرب، بلكه در جهان بشری دگرگون كرد. رهبری جهان را به دست گرفت و فرهنگی آورد تا فرهنگ‌های گذشته را در هم بكوبد و یك فرهنگ پاك و منزه توحیدی به بشر عرضه كرد و توان انجام این كار، خود دلیل حقانیت اسلام است. بسیاری از مكاتب، ظهور كردند اما به سرعت از بین رفتند. اسلام از روزی كه ظهور كرد با كمال بود و زمان هر چه گذشت، اسلام شكوفا‌تر شد و این شكوفایی هم چنان ادامه دارد. مكتبی كه توانست خودش را بر همه جهان عرضه كند. نمی‌گوییم كه تحمیل شد. چرا تحمیل نمی گوییم؟
چون تحمیل وقتی است كه با اقتضاء و زمینه مخالفت داشته باشد. فرهنگی كه اسلام عرضه كرد؛ با فطرت بشری دمساز بود؛ از این رو اسلام یك مكتبی است كه بشر در انتظارش بود. پس آن را پذیرفت و اسلام توانست خودش را بر جهانیان عرضه كند و بر همه ادیان چیره شود. پایه‌های خودش را استوار ساخت، نه تحمیل. جفا نیست كه بگوییم یك مكتب با این قدرت؛ یك مكتب با این عظمت؛ از فرهنگ پست جاهلیت عرب، متاثر بوده است؟! اساسا شما به تاریخ آن زمان نگاه كنید و ببینید اصلا جامعه عربی در آن روزگار جایگاهی در جهان داشت؟ اصلا كسی آنان را به حساب می‌آورد؟ اصلا فرهنگی داشتند؟ چه داشتند كه قرآن از آنان بگیرند؟ قرآن بر همه فرهنگ‌های بشر در جهان چیره شد. اگر مكتبی بخواهد از دشمن متاثر باشد، از روز اول محكوم است.
«هو الذی ارسل رسوله‌ بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین كله». این بزرگ‌ترین دلیل اعجاز قرآن است. بنابراین باید ببینیم، كسانی كه این گزاف گویی را می‌گفتند، دلیلشان چیست و روی كدام یك از تعابیر قرآن انگشت گذاشته‌اند؟ بنده در سخنرانی‌هایم در دانشگاه تهران كه دانشجویان در خوابگاهشان جمع می‌شوند، این گونه بحث می‌كنم؛ مثلا، دانشجویان می‌گویند: «امروز، قلان آقا در كلاس این چنین گفت. دیگری می‌گوید: «این چنین گفت» و...» كه من هم در جوابشان گفتم: شما خودتان مقصر هستید؛ شما فرصت می‌دهید تا او هر چه دلش خواست بگوید. و در آن جلسه از من پرسیدند: جواب اشكال آن استادان چیست؟ گفتم: شما بی‌عرضه هستید. چرا یكی از شما بلند نشد بگوید، جناب استاد! با كمال احترام؛ شما برای این فرمایشی كه می‌فرمایید، یك مثال بزنید. من، تنها همین را به بچه‌ها در دانشگاه یاد دادم. گفتم: زمانی كه این بنده خدا می‌آید و سخنرانی می‌كند؛ این كلیات ابوالبقا را پشت سر هم می‌بافد؛ چند شعر مثنوی و مثل این‌ها را هم می‌آورد، بگویید، آقا! یك مثال بزنید. اگر آن وقت توانست مثال بزند؟! ولی شما حتی این جرئت را هم ندارید كه بگویید.
زیرا اگر بگویید مثال بزنید، او درمی‌یابد، كه شما به یك چیزهایی پی‌ می‌برید و گفته‌های بدون دلیل را هیچ گاه نمی‌پذیرید. پس شما هستید، كه برای او زمینه می‌كنید؛ از این رو وقتی رفتیم به جنگ درخواست كردیم؛ یعنی در كتابهایشان و در نوشته‌هایشان به دنبال این بودیم تا ببینیم روی كدام یك از این مسائل انگشت گذاشته‌اند، كه قرآن را متاثر از فرهنگ جاهلی عرب نشان داده‌اند؟ بنابراین ما در كتاب «شبهات و ردود» همه این مواردی را كه این آقایان شاهد آورده‌اند، معترض شدیم و در واقع این را بگویم و این را نیز یاد بگیرید كه اشكال و اعتراضی كه این آقایان به قرآن دارند، در واقع اشكال به برداشت خودشان است؛ نه اشكال به قرآن. یعنی یك برداشت غلط از قرآن دارند و بر اثر آن برداشت غلط است كه اعتراض می‌كنند. ما در این كتاب، ثابت كردیم كه همه این اعتراضات از آنها است، كه اینان به حق مطلب پی نبرد‌ه‌ان؛ یعنی قرآن را نفهمیده‌اند و آیه را آن طور كه هست نتوانستد معنا كنند و از این آیه در نزد خودش، تصوری كرده است و با داشتن این تصور، اشكال كرده است. با بیان مثال، مطلب روشن می‌شود و مثال در این زمینه فراوان است.
یكی از مواردی كه این آقایان روی آن انگشت گذاشته‌اند و آن را شاهد آورده‌اند، مسئله جن و شیطان است. هم چنین مسئله‌ای كه گفته شد، مسئله سحر است. مسئله عین است . از این موارد زیاد است و عمده شواهد این‌ها همین مسئله و مسائل دیگر است. من در این كتاب بررسی دقیق كرده‌ام، شما به طور كامل ببینید. به اصل مسئله جن كه قرآن این را از عرب گرفته باشد، اعتراض نمی تواند كرد. خب، ملك را از كجا گرفته‌ است؟ روح را از كجا گرفته؟ یك مسائلی از منطق دینی وحیانی است كه در همه ادیان، این‌ها جزو اصول ثابت ان ادیان است و ما نمی توانیم بگوییم كه جن و ملك جزو خرافه و عقاید جاهلی است. پس تو می‌گویی، نمی‌دانم جن چیست. خب، روح را هم نمی‌دانی كه چیست! پس چرا جن را مطرح می‌كنی؟ مگر نشنیده‌اید كه خداوند می‌فرماید: « و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون»‌ پس در اصل جن، بحث نیست. بلكه بحث ما در «مس الجن» است. یعنی در واقع می‌گوید، آن چیزی كه جزو خراقه است، مسئله مسن الجن است. یعنی این كه جن، بتواند بر انسان تاثیر بگذارد و انسان را آزار و اذیت بدهد یا غیر از اینها و برخی در این باره می‌گویند: «قرآن این مطلب را از عرب گرفته است؛ چون عرب بر این باور بود: كسانی كه مقداری اعصابشان به هم می‌ریزد؛ جن به آنان نزدیك شده است و آنان را لمس كرده است. در صورتی كه این یك نوع بیماری عصبی است كه از اعصاب نشات می‌گیرد و این گونه در حواس شخص، اختلال پدید می‌آید. مثلا، عرب‌ها باور داشتند كه شیاطین شكل، صورت و شمایل دارند. «كانها روش الشیاطین». این طبق باور عرب است، كه در قرآن هم منعكس شده است و برای تفسیر این مواردی كه عرض كردم، می‌توانید به خود كتاب رجوع بكنید.
من برای مثال یكی دو تا از آن موارد را مطرح می‌كنم و بقیه را خودتان باید بروید و مطالعه كنید. خداوند متعال در این آیه شریفه می‌فرماید: الذین یاكلون الربا لایقومون الا كما یقوم الذین یتخبطه الشیطان من المس...» كسانی كه ربا می‌خورند، (در قیامت) بر نمی‌خیزند مگر مانند كسی كه بر اثر تماس شیطان، دیوانه شده باشد و نمی تواند تعادل خود را حفظ كند، گاهی زمین می خورد، گاهی به پا می خیزد تخبط همان معنای تخبل را دارد و تخبل؛ یعنی، دیوانه شد. تخبط؛ یعنی اعصابش به هم ریخت. یكی از ویژگی‌ رباخواران سردرگمی آنان است. چون همیشه سفته‌ها و چك‌هایشان برگشت می‌خورد. یا مثلا آن كسانی كه مجنون هستند؛ قرضشان را به موقع نمی‌دهند و همیشه درگیر هستند و رباخواران در جامعه زیاد هستند. بعضی از این افرادی را كه می‌بیند، در یك مغازه خشك و خالی نشسته‌اند، در گذشته ما فكر می‌كردیم خب، این بنده خدا با این وضعش، چگونه روزی‌اش را به دست می‌آورد؟ بعدها متوجه شدیم این تنها، دكه‌اش است. و به چشمانش كه نگاه می‌كنی واقعا می‌بینی كه مانند انسان‌های دیوانه است كه هیچ هوش و حواسی ندارد. چون همیشه هم با افراد گوناگونی درگیر بوده است و همیشه هم در راهرو دادگستری در حال رفت و آمد است.
و همیشه یك حالت حیرت و نگرانی بر این افراد حاكم است. «لایقومون» یعنی در زندگی روزمزه هیچ قدرت ایستادگی روی پای خودش را ندارد. «الا كما یقوم الذی یتخبطه الشیطان؛ مگر مانند كسی كه شیطان او را به تخبط دیوانه كرده باشد. و تخبط، یعنی به هم ریختن. عرض كردم كه، نوعی از تخبل دیوانگی است. یعنی اعصاب این شخص من المس بر اثر تماس با شیطان، به هم ریخته است. در این جا قرآن دقیقا مسئله تماس با شیطان را طبق باور عرب مطرح كرده است. از این رو من عرض می‌كنم كه نه جن و نه شیطان ( كه نوعی از جن است) قطعا هیچ كدام قدرت آزار رساندن به انسان (به طور فیزیكی) را ندارد. اصلا چنین چیزی امكان ندارد. و این باور از اصول مكتب ما است. یعنی، هیچ یك از افراد جن (كه شرورشان شیطان نام دارد) اینان، نمی‌توانند به طور فیزیكی به انسان آزار برسانند. یعنی شما كنار پله ایستاده باشید، و آنان بتوانند شما را سرنگون كنند. یا غذایی كه می‌خواهید بخورید، بتوانند آن را بریزند و این كه در جایی بتوانند مستقیما دخالت بكنند. طبق مكتب ما این محال است. مكتب ما چه مكتبی است؟ تشیع است.تشیع روی چه پایه‌ای استوار است؟ بر پایه حكمت استوار است؛ بنابراین حكمت الهی اجازه نمی دهد كه یك جسم نامرئی بر جسم دیگری تسلط یابد. در حالی كه آن جسم، قدرت دفاع كردن از خودش را نداشته باشد. پس اگر ما شیعه هستیم و مكتب تشیع را پذیرفته‌ایم، مكتب تشیع بر اساس حكمت الهی است و حكمت خداوند به هیچ وجه اقتضا نمی‌كند كه انسان با آزار كسی مواجه بشود، چیزی را كه نمی‌بیند و قدرت دفاع كردن از خودش را نیز در مقابل آن نداشته باشد؛ این خلاف حكمت است؛ از این رو در روز قیامت هم وقتی همه انسان‌ها می‌گویند: «شیطان! شیطان! شیطان!» خداوند می‌فرماید: «خب، این شیطان را بیاورید تا ببینیم چرا انسان‌ها همه گناهان خود را گردن او انداخته‌اند؟! شیطان را می‌آورند؛ انسان‌ها می‌گویند: « مرگ بر تو! مرگ بر تو ای شیطان! تو ما را گمراه كردی!» و همهمه می‌كنند شیطان می‌گوید: «آرام ! آرام ! آرام باشید!» سپس می‌گوید: «و ما كان لی علیكم من سلطان الا ان دعوتكم فاستجبتم لی ...» من بر شما تسلطی نداشتم، جز این كه دعوتتان كردم و شما دعوت من را پذیرفتید. در ادامه می‌گوید: «ببینید، خداوند این همه پیغمبران فرستاد (مشافهتا ، محاجتا) و برای من و شما این همه برهان آورد. ولی شما دنبال آن نرفتید و همین كه من به شما یك اشاره‌ای كردم، به طرف من دویدید. بنابراین، شما خودتان مفصر هستید. و اینك بیان معنای «من المس» : از آیات دیگر روشن می‌شود كه مقصود از «من المس» در این جا، این است كه شیطان بر این شخص رباخوار، چنان سیطره یافته است كه وسوسه‌هایش كارگر شده است و این شخص از خودش دیگر هیچگونه تصمیم و اراده‌ای ندارد.
این افسون‌هایی كه شیطان بر گوشش خوانده است، موجب شده‌ است كه یك تطوری در اعصابش پدید آید. اگر یك خبر ناراحت كننده به شما بدهند، آن وقت شما در اعصابتان یك تطوری پدید می‌آید كه دیگر قدرت تصمیم گیری از شما سلب می‌شود و شیطان به مغز این گونه افراد آن قدر افكار ضد و نقیض تلقین می‌كند، كه یك تطوری در اعصابشان پدید می‌آید. و این افراد حیرت‌زده می‌شوند و نمی توانند روی پای خود بایستند: بر زمین راه را گم كرده است و سرگردان است. و آیه‌ای دیگر: «استحوذ علیهم الشیطان فانساهم ذكرالله اولئك حزب الشیطان الا ان حزب الشیطان هم الخاسرون». و آیه‌ای دیگر درباره حضرت ایوب: اذنای ربه انی مسنی الشیطان بنصب و عذاب ...» بنده ما ایوب را، هنگامی كه پروردگارش را خواند (و گفت: پروردگارا!) شیطان مرا به رنج و عذاب افكنده است.
حضرت ایوب علیه السلام به خداوند عرض می‌كند. خداوند! مسنی الشیطان بنصب. «نصب»؛ یك نوع ناراحتی سخت و دشواری است. خب، مگر شیطان چه كار می‌كرده است؟ شیطان كه نمی‌آید مثلا یك چاقویی به حضرت بزند، یا این كه یك چوبی بردارد و حضرت را بزند! یا مثلا، به حضرت فشار فیزیكی وارد كند. كسانی را كه می‌خواستند به حضرت خدمتی بكنند شیطان در گوش آنان این چنین می‌خواند: این مرضش واگیر دارد: نزد او نروید. و اگر كسی می‌خواست خدمت حضرت برسد؛ شیطان می‌رفت تا شاید از دور بتواند یك توطئه‌هایی بكند، و حضرت ایوب علیه السلام در دشواری قرار بگیرد. بنابراین همین آیه، به گونه‌ای دیگر تكرار شده است كه زبان حال حضرت ایوب علیه السلام است: «اذنادی ربه انی مسنی الضر...» و هنگامی كه پروردگارش را خواند و عرضه داشت: «بدحالی و مشكلات به من روی آورده است و...» در آنجا فرمود: «مسنی الشیطان بنصب» و در این جا می‌فرماید: «مسنی الضر»؛ یعنی این ناگواری و این ناراحتی، بر اثر دسیسه‌های شیطان است. نه این كه شیطان بتواند به طور مستقیم تاثیر بگذارد. بلكه غیر مستقیم بر حضرت اثر گذارد بود. پس مقصود از «مس الشیطان»؛ «مس ذریته علی اثر دسائس الخبیث للابرار، مباشره » بوده است و یك آیه دیگر كه خداوند در توصیف جهنم می‌فرماید: «اذلك خیر نزلا ام شجره الزقوم انا جعلنا فتنه للظالمین انها شجره تخرج فی اصل الجحیم طلعها كانه روس الشیاطین فانهم لاكلون منها فمالون منها البطون».
«طلع»؛ یعنی میوه‌ها و خوشه‌ها. قاعدتا عرب از شیطان یك تصویر زشتی داشته است كه او را به صورت جسم تصور می‌كرد و قرآن هم، همین باور عرب را آورده است. «كانه رؤس الشیاطی»؛ یعنی، همان تصور عرب‌ها كه برای شیطان صورت زشتی قائل بودند.
این اشكال بود. اما پاسخ: «رؤس الشیاطین» مقصود از شیاطین در این جا، آن شیطانی كه از جنس جن باشد، نیست. بلكه یك نوع مار است كه درصحرا زندگی می‌كند؛ روی برخی از درخت‌ها می‌رودو بر روی آنها می‌نشینند. این مارها، سربسیار زشتی دارند كه اسم خود این مارها شیطان است. عرب‌ها با دیدن این مارها بسیار ناراحت می‌شوند؛ چون بسیار ترسناك‌اند. و این مار روی یك درخت معروفی می‌نشیند. عرب‌ها وقتی كه به این نوع درخت نزدیك می‌شوند، ماری را می‌بینند كه شبیه به میوه‌‌های این درخت است، و سخت از آن متنفر می‌شوند. پس این تشبیه، تشبیه كردن به یك امر عینی و خارجی است كه نوعی از مار باشد. حالا من معنای این شیطان را می خوانم تا مسئله برایتان روشن بشود: الشیطان، اسم للحیه لها عرف، و هی لحمه مستطیله فوق راسها، شبه عرف دیك مانند، تاج خروس. قال الزجاج: «تسمی العرب، بعض الحیات شیطانا؛ هو حیه لها عرف قبیح المنظر و انشد». یكی دیگر از شعرای عرب كه زنش بدزبان و بدمنظر هم بود در مذمت زنش می‌گوید: «انجرد تخلف حین احلص كمثل شیطان از آن بالا می‌رود و روی آن می‌نشیند و سرش را مثل میوه درخت آویزان می‌كند. انجرد؛ پیرزال را گویند.
شاعر دیگری می‌گوید: «تلاعب مسنا حضر می‌ كانه تعج تعمج الشیطان بزیخر و ان قصری». پس شیطان در این دو بیت همان الحیه المهیبه یتنفر منها معرفی شده است؛ و كانه روس الشیاطین كنایه از این مار قبیح المنظر است كه از درختان بیابان بالا می‌رود و روی شاخه‌های آن درختان بیابان بالا می‌رود و روی شاخه‌های آن درختان می نشیند. و این گونه، در بیننده حالت تنفر ایجاد می‌كند. پس این تشبیه، تشبیه به شیطانی نیست كه از جنس جن می‌باشد، بلكه برداشت غلطی است كه از قرآن شده است. و این بی‌اطلاعی آنان از لغت عربی را نشان می‌دهد.
آیا امضای قرآن بر بعضی از فرهنگ عرب خود نشانه تاثیر پذیری از فرهنگ عرب نیست؟
حج، كه حج ابراهیمی است و عرب‌ها آن را از ابراهیم گرفته بودند؛ پس چطور می‌شود كه قرآن، حج را از عرب‌ها گرفته باشد! تجارت هم یك مسئله جهانی است؛ پس جرا تجارت از عرب گرفته شده باشد؟
اگر قرآن، امروز در ایران نازل می‌شد، آیا از فرهنگ ایرانی در زمینه تشبیهات، تمثیلات، كنایات و ضرب المثل‌ها استفاده می‌كرد؟
ببینید! وقتی خداوند در قرآن می‌فرماید: « ما من رسول الا بلسان قومه...» لسان؛ یعنی، زبان خب، این زبان، تشبیه، كنایه ، ضرب المثل، استعاره و مجاز دارد؛ بنابراین از همان لغت استفاده می‌كنند و اگر قرآن به زبان فارسی نازل می‌شد، بی‌شك از تشبیه و استعاره فارسی استفاده می‌كرد و این زبان گفتار است؛ بنابراین معنای آن، «تاثیرپذیر» نمی‌تواند باشد.

كیهان
آیت الله محمد هادی معرفت

وبگردی
تریلی در اهواز چپ کرد، مردم بارش را غارت کردند!
تریلی در اهواز چپ کرد، مردم بارش را غارت کردند! - یک تریلی در اهواز واژگون شد و مردم به جای کمک به راننده مصدوم بار تریلی را بردند
بازگشت گوگوش به ایران و نحوه برخورد با او در فرودگاه
بازگشت گوگوش به ایران و نحوه برخورد با او در فرودگاه - در ویدئوی زیر روایت فائقه آتشین (گوگوش) را از بازگشت به ایران بعد از انقلاب و نحوه برخورد پاسدار فرودگاه و دادستانی با او می شنوید. او این خاطرات را سال ۲۰۰۰ در تورنتوی کانادا روایت کرد.
ماجرای عکس متفاوت وزیر جوان و هشتگ‌های توییتری
ماجرای عکس متفاوت وزیر جوان و هشتگ‌های توییتری - نكته جالب در اين ميان، گستردگي و تنوع واكنش‌ها به پوشش «وزير جوان» بود. تا آن‌جا كه در ميان كاربران بودند گروهي كه اين پوشش را در حد «شق‌القمر» بالا برده و اين تفاوت ظاهري را نشانه‌اي از تفاوتي عميق در نوع نگاه آذري‌جهرمي تحليل كردند و در مقابل، طيفي نيز «وزير جوان» را به‌خاطر تلاش براي آنچه ازسوي اين كاربران نوعي «پوپوليسم» و «عوام‌فريبي» خوانده شد
اظهارات تند احمدی نژاد علیه روحانی و دولت!
اظهارات تند احمدی نژاد علیه روحانی و دولت! - محمود احمدی نژاد با انتشار پیام ویدیویی تندی علیه رئیس جمهور، وی را هم دست رئیس دو قوه دیگر نامید و خواستار کناره گیری حسن روحانی از مقام ریاست جمهوری شد.
فیلم | قرار نبود روحانیت در همه چیز اظهارنظر کند!
فیلم | قرار نبود روحانیت در همه چیز اظهارنظر کند! - فیلم - مدتی قبل حجت الاسلام زائری مهمان خبرآنلاین بود و در کافه خبر به بررسی مسایل فرهنگی و اجتماعی ایران و نقش روحانیت در جامعه پرداخت.
فیلم | چرا مردم مسئولین را مسخره می‌کنند؟
فیلم | چرا مردم مسئولین را مسخره می‌کنند؟ - فیلم - چرا مردم مسئولین را مسخره می‌کنند؟ پاسخ این سوال را در ویدئوی زیر ببینید.
فیلم سانسور شده خوانندگی سحر قریشی در یک برنامه
فیلم سانسور شده خوانندگی سحر قریشی در یک برنامه - سکانس سانسور شده مسابقه «13 شمالی» که در آن سحر قریشی ترانه های مشهور چند تن از خوانندگان را می خواند، ببینید. اولین قسمت این مسابقه در شبکه نمایش خانگی توزیع شده است.
عاشق شدن لیلای سریال پدر،داستانی کاملا واقعی!
عاشق شدن لیلای سریال پدر،داستانی کاملا واقعی! - روایت نازنین پیرکاری،مجری و تهیه کننده تلویزیون از عاشق شدن خود که داستان سریال پدر شد...
یک ژن خوب تازه: جان متاعی است که هر بی سروپایی دارد
یک ژن خوب تازه: جان متاعی است که هر بی سروپایی دارد - مهمترین بخش های سخنان او اینجاست که عنوان می کند: چه کسی در جریان انقلاب بوده؟ اگر یک عده ای جان دادند، یک عده ای هم این وسط پول دادند. او که گویا دستی در شعر هم دارد، سخن عجیب تری از آنچه پیش از این گفته بر زبان جاری می سازد و با به کار بردن این بیت که «جان چه باشد که نثار قدم دوست کنم *** این (جان) متاعی است که هر بی سروپایی دارد» ...
ترامپ حتی به شلیک یک گلوله نیاز ندارد
ترامپ حتی به شلیک یک گلوله نیاز ندارد - برای آمریکا کم هزینه‌ترین استراتژی ادامه وضع موجود است. ترامپ در یک سال گذشته کاری کرد که ۳۰ میلیارد دلار دارایی ایران از کشور خارج شود. این پول به کشور‌هایی مثل ترکیه، گرجستان، ارمنستان، مالزی و ... که از ثبات و امنیت برخوردارند رفت و در این کشور‌ها سرمایه گذاری شد. همین موضوع کمر اقتصاد ایران را می‌شکند. در این یک سال دلار به نزدیک ۱۰ هزار تومان رسیده است. ترامپ حتی به شلیک یک گلوله نیاز ندارد. اگر…
سحر تبر چهره واقعی‌اش را آشکار کرد!
سحر تبر چهره واقعی‌اش را آشکار کرد! - سحر تبر سال گذشته برای اولین بار در رسانه‌های جهان دیده شد. گمانه زنی می‌شد که او برای شباهت پیدا کردن به آنجلینا جولی ۵۰ عمل جراحی داشته است. اما او در نهلایت شبیه شخصیت "عروس مرده" تیم برتون به نظر می‌رسید.
ترجیح می‌دهید کدام‌ زن همکار شوهر شما باشد!
ترجیح می‌دهید کدام‌ زن همکار شوهر شما باشد! - یک بنر تبلیغاتی که ظاهراً با هدف ترویج فرهنگ حجاب طراحی شده، سبب‌ساز واکنش‌های کاربران شبکه اجتماعی توییتر شده است. در این بنر، از رهگذران خواسته شده بین دو گزینه موجود، زنی چادری و زنی مانتویی، انتخاب کنند ترجیح می‌دهند کدام‌یک همکار همسرشان باشد!
فیلم قتل عجیب زن جوان توسط شوهرش در اسلامشهر!
فیلم قتل عجیب زن جوان توسط شوهرش در اسلامشهر! - در اتفاقی عجیب و غیر قابل باور فردی امروز به دلیل درخواست طلاق همسرش در خیابان اسلامشهر وی را با ضربات چاقو از پای درآورد، از سرنوشت این خانم اطلاع دقیقی در دست نیست.