سه شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۷ / Tuesday, 22 May, 2018

«فاطمی جمهوریخواه بود اما من مشروطه خواه هستم»


«فاطمی جمهوریخواه بود اما من مشروطه خواه هستم»
● تاملی بر گفتار آقای دکتر سعید حجاریان:
بمناسبت پنجاه و سومین سالگرد اعدام دکتر سید حسین فاطمی
قبل از وارد شدن به بحث و اظهار نظر در رابطه با محتوی گفتارآقای دکتر سعید حجاریان تحت عنوان « فاطمی جمهوریخواه بود اما من مشروطه خواه هستم »،چون امروز مصادف است با پنجاه و سومین سالگرد اعدام دکتر سید حسین فاطمی، یکی از ارزنده ترین چهره های سیاسی تاریخ معاصر ایران ، رادمردی که برای آزادی، استقلال و سربلندی ملت ایران علیه استبداد و استعمار مبارزه کرد و در آن «راه» جان باخت، و یکی از نزدیکترین و متعهد ترین یاران دکتر مصدق در دوران نهضت ملی شدن صنعت نفت و دوران حکومت ملی و قانونی دکتر مصدق بود، بخاطر بزرگداشت آن زنده یاد، من سعی می کنم در این نوشته به رئوس برخی از ارزشهای هویتی او اشاره کنم.
آقای رضا خجسته رحیمی در گفتگوئی با دکتر سعید حجاریان ، مطلبی تحت عنوان « فاطمی جمهوری خواه بود اما من مشروطه خواه هستم » به نگارش در آورده که آن نوشته، در روزنامه «شهروند امروز» به چاپ رسده است.(١) در آن نوشته در باره جمهوریخواهی، سلطنت طلبی و مشروطه خواهی ، آنهم دررابطه با دکتر مصدق، دکتر فاطمی و برخی ازهمکاران و طرفداران دکتر مصدق از جمله الهیار صالح، مهندس بازرگان ، مهندس حسیبی ، زیرک زاده ... اشاره رفته است. همچنین در آن نوشته بطور غیر مستقیم چنین جلوه داده شده است که گویا بین نظرات جمهوریخواهی و رادیکالیسم پیوندهائی وجود دارد، البته بدون اینکه وی در آن گفتگو به خصوصیات و احیانا ارزش ها و یا ضد ارزشهائی که هر یک از این سیستم های حکومتی (سلطنت ، سلطنت مشروطه، جمهوری) در بر دارند ، اشاره ای کرده باشد و در آن باره توضیحاتی داده باشد. در واقع آن گفتار به صورتی که در آن گفتگو بنام آقای حجاریان مطرح شده است، نمی تواند بیانگر خصوصیات و ویژگیهای نظامهای حکومتی مورد بحث باشد.
● آقای رضاخجسته رحیمی نوشته خود را چنین شروع کرده است:
"گپ‌وگفت ما با او که آغاز شد، سعید حجاریان یک پیشنهاد داد: «من معتقدم که کتابی باید نوشته شود به نام «همه مردان مصدق». در میان مردان مصدق، افرادی همچون حسیبی، زیرک‌زاده، صدیقی، افشار طوس، بازرگان،‌ اللهیار صالح، فاطمی، مکی به چشم می‌خورند که جای دارد کتابی در روایت افکار و نگاه‌های متفاوت آنها نوشته شود. چرا که در میان مردان مصدق، سه طیف گسترده وجود دارد؛ فاطمی در سمت چپ و جبهه رادیکال‌ها قرار دارد و کاملا جمهوریخواه است. در طرف مقابل، هم افرادی مثل اللهیار صالح و صدیقی قرار دارند که نگاهشان متمایل به سلطنت است و در منتهی ‌الیه این طیف، حسین مکی قرار می‌گیرد. در میانه این دو طیف نیز محمد مصدق جای می‌گیرد که یک مشروطه‌خواه است.» (تکیه در همه جا از من است ـ منصور بیات زاده.)
در این گفتگو، آقای حجاریان پیشنهاد نگارش کتابی تحت نام «همه مردان مصدق»، را داده است. پیشنهاد و خواستی که بنظر من بسیار ارزنده و بجا می باشد. چون وجود چنین کتاب و یا کتابهائی می تواند کمکی برای شناخت بهتر تاریخ سیاسی وطنمان و اصولا آشنا شدن همه جانبه به دوران نهضت ملی شدن صنعت نفت برهبری دکتر مصدق و فعالین سیاسی آن دوران باشد. البته ، بشرطی که در هنگام نگارش ، دقیقأ به نظرات و عملکردهای آن « مردان مصدق» ، آنچنان که بوده و عملکرده اند، توجه شود!
همچنین ضروریست خاطر نشان کرد که برای تفهیم بهتر مطالب کتاب مورد نظر و روشن کردن تمام جوانب ، به جوّ سیاسی که در آن مقطع تاریخی بر وطنمان ایران حاکم بوده است، چگونگی سطح اطلاعات عمومی مردم ایران و ماهیت و عملکرد دیگر نیرو های سیاسی ایرانی و چگونگی ماهیت سیاست و عملکرد دولت های استعمارگر و نیروهای وابسته به آنها نیز باید پرداخته شود.
اشاراتی که من در باره چگونگی نگارش مطالب آن کتاب ( همه مردان مصدق) نمودم، فقط یاد آوری بود، که اگر بنا باشد کتاب تاریخی به نگارش در آید که محتوی آن کتاب بیانگر رویدادهای واقعی آن زمان باشد و نه تحریف اتفاقات و وارونه جلوه دادن مسائل تاریخی آن دوران، آنچنانکه در بسیاری از کتابهای تاریخی که از سوی برخی از طرفداران و توجیه گران رژیم حاکم( جمهوری اسلامی) ، طرفداران رژیم سرنگون شده پهلوی و یا برخی ازعناصر چپ سابق ــ که اکنون افتخار دارند که از پرچمداران دشمنی با دکتر مصدق و نهضت ملی ایران هستند ــ نوشته شده اند نباشد، حتمأ باید به یکسری روابط و ضوابطی که برای نگارش تاریخ ضروری و لازم می باشد، توجه نمود!
با توجه به محتوی نقل قول بالا از نوشته « فاطمی جمهوریخواه بود اما من مشروطه خواه هستم » ، مشاهده می کنیم که آقای دکتر حجاریان در گفتگو با آقای رضا خجسته رحیمی ، همکاران و طرفداران دکتر مصدق را به «جمهوریخواه » و «سلطنت طلب » تقسیم بندی کرده و در آن تقسیم بندی ، تنها از دکترمصدق بعنوان «مشروطه خواه» نام برده است. بنظر من، چنین قضاوتی در باره چگونگی هویت سیاسی «همه مردان مصدق» ، نظراتی ناقص و غلط می باشند و بهیچوجه بیانگر «روایت افکار و نگاه‌های متفاوت» آن « مردان» در آن مقطع تاریخی نیستند.
حال توضیح می دهم چرا و بچه دلیل من چنین قضاوتی را از سوی آقای حجاریان نسبت به هویت «همه مردان مصدق»، صحیح ارزیابی نمی کنم و به آن اعتراض دارم.
از آنجائی که آقای دکتر سعید حجاریان در آن گفتگوی خود با آقای رضا خجسته رحیمی ، فقط به نظرات آن مردان در رابطه با طرفداری شان از چگونگی نوع نظام حکومتی اشاره نموده است، من نیز در این نوشته فقط به توضیحاتی در همین مورد مشخص بسنده می کنم و در باره طرفداری آن «مردان مصدق» از مبارزه بخاطر کسب استقلال و برقراری حاکمیت ملی (سوورنیتت) ، یعنی قطع نفوذ دولت انگلیس و شرکت نفت از وطنمان ایران، موضوعی سیاسی که پایه اصلی شکل گرفتن نهضت ملی شدن صنعت نفت و خلع ید از شرکت غاصب نفت انگلیس و در حقیقت پایان دادن به نفوذ سیاسی دولت استعمارگر انگلیس در ایران شد، سخنی نمی گویم. ولی اگر بنا باشد از مصدق و مردان مصدق فقط در باره طرفداری آنها از چگونگی نوع « حکومت» سخن گفت ــ موضوع بحث گفتگوی دکتر حجاریان با آقای رضا خجسته رحیمی منتشر شده در روزنامه «شهروند امروز» ــ ، باید خاطر نشان کرد که اشتباه بزرگی خواهد بود اگر آن جماعت را به «جمهوریخواه» و «سلطنت طلب» تقسیم نمود و فقط دکتر مصدق را « مشروطه طلب » خواند!
اگر بنا باشد بطور صحیح در باره مصدق و «مردان مصدق» به قضاوت نشست ، حتما باید بر این موضوع توجه داشت که یکی از خصوصیات محوری نظرات و عقاید دکتر مصدق در کنار دفاع از «استقلال و حاکمیت ملی (سوورنیتت) و تمامیت ارضی ایران» ، تاکید و توجه آنها ، همچنین دفاع از « حاکمیت قانون » و «حاکمت ملت» ( حاکمیت مردم) بوده است.
از خاطر نباید بدور داشت که «حاکمیت قانون» و «حاکمیت ملت» از دست آوردهای انقلاب مشروطیت است. یعنی مصدق و «مردان مصدق» ، بدین خاطر که بر این دست آوردهای انقلاب مشروطیت در مبارزات و فعالیت های سیاسی خود تاکید داشتند و برای کسب آنها مبارزه کردند، آن «ارزشها» ، به بخشی از هویت سیاسی آنها تبدیل شده بود، و در آن رابطه بود که همگی آنها«مشروطه خواه» بودند. یعنی بنظر مصدق و نیروهای مصدقی ( مردان مصدق ) ، شخص پادشاه که در نظام « سلطنت استبدادی » بدون هیچگونه محدودیتی و قبول روابطی که قدرت او را محدود و مشروط نماید، بعنوان «قدرقدرت» ، حاکم بر سرنوشت مردم ایران بود و بتنهائی می توانست در باره تمام مسائل سیاسی ـ اجتماعی و دولتی تصمیم بگیرد و طی «فرمان» و «حکم حکومتی» به رتق و فتق تمام امور سیاسی ـ اجتماعی و دولتی بپردازد. اما دراثر انقلاب مشروطیت ، حقوق پادشاه مستبد و قدرقدرت، «محدود» و «مشروط» به روابط در نظر گرفته شده در اصول قانون اساسی مشروطیت شد و در این رابطه بود که بجای «سلطنت استبدادی» از «سلطنت مشروطه» صحبت بمیان آمد. نظام حکومتی که شخص پادشاه از حق «حکومت» کردن و صادر نمودن «فرمان» و «حکم حکومتی» محروم شد و آن مقام ، به یک نهاد « تشریفاتی» تبدیل شد. در همین رابطه بود که دکتر مصدق در مجلس پنجم بدفاع از نظام « مشروطیت» و « حاکمیت قانون » و « حاکمیت ملت» پرداخت و در رابطه با آن طرز تفکر بود که با به « سلطنت» رسیدن رضا خان سردار سپه به مخالفت برخاست و در جلسه نهم آبان ماه ١٣٠٤ در مجلس شورایملی بیان داشت:
...«خوب آقای رییس الوزرا سلطان می شوند و مقام سلطنت را اشغال می کنند. آیا امروز در قرن بیستم هیچ کس می تواند بگوید یک مملکتی که مشروطه است پادشاهش هم مسئول است؟ اگر ما این حرف را بزنیم آقایان همه تحصیل کرده و درس خوانده و دارای دیپلم هستند، ایشان پادشاه مملکت می شوند، آن هم پادشاه مسئول. هیچ کس چنین حرفی نمی تواند بزند و اگر سیر قهقرایی بکنیم و بگوییم پادشاه است رییس الوزرا حاکم همه چیز است این ارتجاع و استبداد صرف است. ما می گوییم که سلاطین قاجاریه بد بوده اند، مخالف آزادی بوده اند، مرتجع بوده اند، خوب حالا آقای رییس الوزرا پادشاه شد اگر مسئول شد که ما سیر قهقرایی می کنیم. امروز مملکت ما بعد از بیست سال و این همه خون ریزی ها می خواهد سیر قهقرایی بکند و مثل زنگبار بشود که گمان نمی کنم در زنگبار هم این طور باشد که یک شخص هم پادشاه باشد و هم مسئول مملکت باشد. اگر گفتیم که یک شخص، هم پادشاه باشد و هم مسئول مملکت باشد اگر گفتیم که ایشان مسئول نیستند آن وقت خیانت به مملکت کرده ایم برای این که ایشان در این مقامی که هستند مؤثر هستند و همه کار می توانند بکنند، در مملکت مشروطه رییس الوزراء مهم است نه پادشاه.» (٢)
همچنین دکتر مصدق در دوران سلطنت محمد رضاشاه صحبت از این داشت که « شاه باید سلطنت کند و نه حکومت» و این بخش از گفتار او، به شعار مصدقیها (مردان مصدق) و بسیاری دیگر از ایرانیان آزادیخواه و مخالف با استبداد و دیکتاتوری در دوران سلطنت محمد رضاشاه پهلوی ، تبدیل شده بود! با توضیحاتی که رفت ، پس اگر بنا باشد در رابطه با «مردان مصدق» در آن مقطع تاریخی که دکتر مصدق فعالیت داشت صحبت نمود و در باره هویت و عملکرد آنها به قضاوت نشست،حتمأ باید از تمام آن «مردان» ، تا زمانیکه خود را « مصدقی » می دانستند و همسو با دکتر مصدق عمل می کردند، بعنوان «مشروطه خواه» نام برد و نه « سلطنت طلب.»
ضروریست یاد آور شد که من نیز همچون دکتر حجاریان براین نظرم که در دوران حکومت دکتر مصدق « جنبش جمهوریخواهی» وجود نداشته است و اصولا در آن مقطع تاریخی کمتر مردم با چنان نظام حکومتی آشنا بودند. اگر افرادی همچون دکتر حسین فاطمی ، دکتر محمد علی خنجی، دکتر مسعود حجازی ... صحبت از نظام «جمهوری » نموده اند ، اتخاذ این نوع موضعگیری سیاسی بطور علنی مربوط به مقطع تاریخی پس از شکست کودتای ٢٥ مرداد ١٣٣٢ می باشد. همان دورانی که «محمد رضا شاه » ، بنابر خواست تیم جاسوسی «سیا» علیه نظام سلطنت مشروطه دست به توطئه زده بود و بنا بر دستور مأمور سازمان جاسوسی «سیا» ، دو برگ کاغذ سفید را امضاء نمود و آنها را در اختیار آن تیم قرار داده بود، تا هر زمان که آن تیم جاسوسی تشخیص داد، روی یکی از آن کاغذ ها حکم عزل دکتر مصدق از مقام نخست وزیری نوشته شود و روی کاغذ دیگر حکم نخست وزیری برای فرد مورد اعتمادشان صادر گردد. باید بخاطر آورد که در همان مقطع تاریخی ، مردم کوچه و خیابان و برخی از فعالین سیاسی مجسمه های شاه و پدرش (رضاشاه) را به پائین کشیدند و به تخریب آنها پرداختند و محمد رضاشاه باتفاق ملکه ثریا از رامسر به رم فرار کرد!
بعد از کودتای ٢٨ مرداد ١٣٣٢ ، بعضی از فعالین مصدقی همچون دکترخنجی و دکترحجازی که در آن زمان از همکاران خلیل ملکی در تشکیلات حزب زحمتکشان ملت ایران (نیروی سوم) ، یکی از سازمانهای وابسته به جبهه ملی فعالیت می کردند ، به طرفداران از نظام جمهوری معروف شدند ، که آن زمان دیگر به دوران حکومت مصدق مربوط نمی شود.
بعد از کودتای ٢٨ مرداد ١٣٣٢، یکی از مسائل مورد اختلاف آن افراد( دکتر خنجی، دکتر حجازی...) با خلیل ملکی ، بر محور «جمهوریخواهی» بود.
بنظر من اشتباه بزرگی خواهد بود که «در میان مردان مصدق، افرادی همچون حسیبی، زیرک‌زاده، صدیقی، افشارطوس، بازرگان،‌ اللهیار صالح،فاطمی،مکی ...» را تا زمانی‌که آن افراد با دکتر مصدق همکاری و همراهی داشتند و کوشش داشتند تا حاکمیت قانون در ایران برقرار باشد، آن افراد را «سلطنت طلب» خواند. و چنین جلوه داد که گویا دکتر حسین فاطمی اگرچه از طرفداران واقعی دکتر مصدق بوده است، ولی همچون دکتر مصدق به شعار و خواست «شاه باید سلطنت کند و نه حکومت» ، آنچنان اعتقادی نداشته است و در دوران حکومت ملی مصدق بفکر تغییر نظام سلطنتی به جمهوری بوده است.
این واقعیتی است که تمام یاران و همکاران دکتر مصدق در آن مقطع تاریخی، همچون دکتر مصدق « مشروطه خواه » بودند! یعنی همگی آنها با دخالت شاه در امور مملکتی مخالف بودند! مخالفت با دخالت های بیجای شاه و درباریان ، ازجمله شاهدخت اشرف پهلوی و ملکه مادر ، خواهر و مادر شاه را نباید در آن مقطع تاریخی بحساب جمهوریخواهی آن افراد گذاشت!
● دکتر حجاریان در آن گفتگو بیان داشته است:
«مصدق می‌خواست که شاه را تخته‌بند قانون کند. حتی در دفاعیاتش می‌گوید که من به خاطر قسمی که خورده‌ام به شاه خیانت نمی‌کنم. دست ثریا را می‌بوسد،‌ به شاه احترام می‌گذارد و حتی وقتی شاه فرار کرد، به دنبال برچیدن بساط سلطنت نرفت. او می‌گفت که شاه باید سلطنت کند نه حکومت و شاه اختیاری در اداره امور ندارد چون مسوولیت متوجه او نیست. اما فاطمی کاملا جمهوریخواه بود. او تا آنجا که معاون نخست‌وزیر بود و سخنگو، از مصدق دفاع می‌کرد اما در «باختر امروز» یک جمهوریخواه کامل بود.»
اگرچه آقای حجاریان فراموش کرده است ، که همچنین متذکر شود که آن رادمرد وطن پرست و آزادیخواه در آن زمان همچنین ، «وزیر امور خارجه» دولت ملی و قانونی دکتر مصدق بود، در شب ٢٤ مرداد در منزلش از سوی مامورین ستاد کودتا ربوده شد، پس از شکست کودتای ٢٥ مرداد ( کودتای اول) آزاد و از رفتار ناشایست ماموران ستاد کودتا با همسر و فرزندش و فرار محمد رضاشاه باتفاق ملکه ثریا به خارج از ایران مطلع گردید ، در چنان وضعیت سیاسی است که دکتر فاطمی طی مقاله هائی در روزنامه باختر امروز به دربار و شاه حمله می کند و به روشنگری در باره خلع شاه از سلطنت و برقراری نظام جمهوری اشاره می نماید. (٣)
با نگاهی کوتاه به مقالاتی که دکتر فاطمی در دوران روزنامه نگاری اش نوشته است ، بسادگی می توان به این واقعیت پی برد که او در مخالفت با استبداد و قانون شکنی هیات حاکمه وقت و بخاطر برقراری حاکمیت قانون و حاکمیت ملت،اعتراض به سانسور و توقیف نشریات و تقلب در انتخابات ... به مبارزه پرداخته و دست به روشنگری زده است.
دکتر فاطمی در زمانی که محمد رضاشاه پهلوی دراثر همکاری با سازمانهای جاسوسی « سیا» و «اینتلیجنت سرویس» به توطئه علیه منافع ملی ، حاکمیت ملی (سوورنیتت) و حاکمیت ملت دست زد (٢٥ مرداد ١٣٣٢ ) پایان سلطنت پهلوی ــ پایان نظامی مستبد و وابسته به بیگانان ـ ، را اعلام داشت. چنان عملی را نباید منفی جلوه داد.
دکتر فاطمی در گفتار و نوشته هایش از پایان «سلطنت» صحبت کرد و نه از پایان «مشروطه خواهی»!
دکتر حجاریان در آن گفتگو با مخبر روزنامه «شهروند امروز» بیان می‌دارد: «جمهوریخواه تمام عیار، کسی است که اهل مذاکره نباشد، مثل امام خمینی که با شاه مذاکره هم نکرد» که اصولا روشن نیست که محتوی چنان گفتاری در باره آیت الله خمینی چه ربطی به خصوصیات «نظام جمهوری» و «جمهوریخواهی» دارد؟ مگر این که ایشان در آن گفتگو، با بیان آن مطالب که از سوئی تاکید بر «جمهوریخواه» بودن آیت الله خمینی نموده است و از سوی دیگر بر «مشروطه خواه» بودن خود پافشاری کرده است، می‌خواسته اعلام دارد که او دیگر آن سعید حجاریان دوران «امام» نیست و از نظرات و عقاید آن دوران خود فاصله گرفته است!! عده دیگر گفتار آقای حجاریان را چنین تعبیر و تفسیر می کنند که آقای حجاریان با آن گفتگو خواسته است بر این امر تاکید کند که باید وضع حاکم بر جامعه را پذیرفت و کوچکترین کوششی در جهت تغییر وضع سیاسی حاکم ننمود، چونکه جامعه کنونی ایران ، همچون زمانیکه دکتر فاطمی اعلام جمهوری کرد،آمادگی تغییرات کلی را ندارد! و یا...
همانطور که قبلا اشاره کردم ، رادیکال بودن افراد و پافشاری بر مواضع سیاسی، کوچکترین ربطی به طرفداری به نظام «جمهوری» و یا «جمهوریخواهی» ندارد!
مگر در دوران بعد از انقلاب مشروطیت ، دورانی که مجددأ استبداد بر وطنمان حاکم شد، چه در دوران سلطنت محمد علی شاه قاجار و چه در دوران سلطنت پادشاهان پهلوی ، در زمانی که آزادیخواهان و فعالین سیاسی خواستار اجرای قانون اساسی مشروطیت شدند و با اعمال و کردار خلاف قانون مخالفت می کردند، چنان افرادی را رادیکال تلقی نمی کرد، و آن‌ها را تحت پیگرد قرار نمی داد؟
آقای حجاریان در پاسخ به سئوال آقای رضا خجسته رحیمی ، مبنی بر:
"مشکل «جمهوریخواهی» فاطمی چه بود؟ "
می گوید:
«مشکل این بود که پس از کودتای ٢٨ مرداد،‌ مصدق و همه مردانش یا بیکار شدند و یا هم حداکثر، دادگاهی، اما فاطمی از میان همه آن‌ها، اعدام شد.»
بنا بر اظهارات کرمیت روزولت ، محمد رضاشاه پهلوی بخاطر قدردانی از وی، به‌ او می‌گوید:
«من تختم را مدیون خدا و ملتم و ارتشم و شما هستم»
و در پاسخ به کرمیت روزولت که در باره سرنوشت دکترمصدق و رهبران جبهه ملی از او سئوال کرده بود بیان می دارد: «در این مورد زیاد فکر کرده ام. مصدق محاکمه می شود. (در این موقع لب‌های شاه می لرزید) و به سه سال محکوم خواهد گشت ... ریاحی نیز مجازات مشابهی دارد. ولی یک استثنا وجود دارد و آن، حسین فاطمی است . او هنوز دستگیر نشده ولی به زودی او را پیدا می کنند. فاطمی، بیش ازهمه ناسزاگویی کرد. هم او بود که توده ایها را واداشت مجسمه های من و پدرم را سرنگون و خرد کنند. او، پس از دستگیری، اعدام خواهد شد.» (٤)
اما جز آن «مشکل جمهوریخواهی» که آقای حجاریان در رابطه با اعدام دکتر سید حسین فاطمی اشاره نمود ، مسائل دیگری، بخصوص مواضع قاطع دکتر فاطمی در دفاع از منافع ملی و حاکمیت ملی (سوورینیتت) همچنین نقش بزرگی در آن جنایت داشتند.
...«در دادگاه تجدید نظر، نیز که سری بود، حکم اعدام فاطمی تائید شد، محمد رضا شاه ، با تقاضای فرجام دکتر فاطمی موافقت نکرد. صبح روز ١٩ آبان ١٣٣٣ عده ای از افسران که در پیشایش آن‌ها سرتیپ تیمور بختیار و سرتیپ آزموده قرار داشتند، بزندان دکتر فاطمی رفتند. آزموده به فاطمی گفت : " اعلیحضرت با تقاضای شما موافقت نفرمودند. وصیتی دارید بفرمائید. شما که مکرر می فرمودید من از مرگ ابائی ندارم و مرگ حق است..."
دکتر فاطمی حرف آزموده را قطع کرد و گفت:" آری آقای آزموده ، مرگ حق است و من از مرگ ابائی ندارم . آنهم چنین مرگ پر افتخاری . من می میرم تا نسل جوان ایران از این مرگ درس گرفته و با خون خود از وطنش دفاع کند و نگذارد جاسوسان اجنبی براین کشورحکومت نمایند. من درهای سفارت انگلیس را بستم، غافل ازاین‌که تا دربار هست، انگلستان سفارت لازم ندارد." (٥)
«در گزارش ٢١ اوت ٥٣ هندرسن، سفیر وقت امریکا درایران به وزارت امور خارجه تاکید میکند که:
"عامل دیگر کمک کننده به اضطراب و ناراحتی، آن است که خطرناکترین رهبران ملی هنوز آزادند. مصدق، فاطمی ، شایگان، حسیبی و دیگران، به آسانی ممکن است با رهبران حزب توده در صدد طرح توطئه باشند. این حقیقت که فاطمی هنوز زنده است، علی رغم شایعات روز ۱۹ اوت در باره مرگ وی، بویژه دلسرد کننده است، زیرا که وی حیله گرترین و بدون ملاحظه ترین فرد از اطرافیان مصدق محسوب می شود. این باور وجود داشت که وی با روحیه انتقام جویی تردید در کمک به پیوند اتحاد و همکاری میان ملیون و توده ای ها، علیه غرب را به خود راه نمی دهد." (٦)
و دکتر مصدق در باره ملی شدن صنعت نفت و نقش دکتر فاطمی گفته است:
" اگر ملی شدن صنعـت نفت خدمت بزرگی است که به مملکت شده، باید از آن کسی که اول این پیشنهاد را نمود سپاسگزاری کرد و آن کس شهید راه وطن دکتر حسین فاطمی است" (٧)
حال چرا و بچه دلیل آقای دکتر سعیدحجاریان که بعنوان یکی از جوانان رادیکال معروف به خط امام ، که در اوائل انقلاب در کنار دیگر «جوانان خط امامی» نقش بزرگی در «رادیکال» کردن فضای سیاسی جامعه و در آن رابطه سرکوب و تحت پیگرد قرار دادن و در نتیجه طرد بخش بسیار بزرگی از نیرو های سیاسی و در واقع نیروهای دگراندیش از جامعه داشته است ، خود را در مقایسه با دکتر فاطمی ،«مشروطه خواه» می نامد و دکتر سید حسین فاطمی را «جمهوریخواه»؟!
و نیز روشن نیست که چرا آقای حجاریان در گفتگویش با آقای رضا خجسته رحیمی، سعی کرده است تا به «جمهوریخواهی» بار منفی بدهد؟!
آقای دکتر حجاریان حتما می داند که «مشروطه خواهی» ، صفتی نیست که تنها مربوط به نظام سلطنتی باشد. بلکه آن «مقوله» به معنی قبول روابط حکومتی است که هیات حاکمه خود را مقید به محترم شمردن روابط قانونی بداند، و شروط و روابط قید شده در قانون اساسی را در تمام امور حکومتی کاملا قبول داشته و به آن عمل کند و مقام خود را، « فراقانونی» فرض ننماید. در واقع با «استبداد» مخالف باشد. چون عملکرد «فراقانونی» چیزی جز «استبداد» نیست!
در آن نظام جمهوری که هیات حاکمه حاضر به محترم شمردن اصول قانون اساسی نباشد و در جهت متحقق کردن آن نکوشد و برای خود حقوقی «فرا قانونی» طلب کند، باوجود این‌که واژه «جمهوری» بخشی از نامش را تشکیل می دهد، چنان نظامی چیزی جز یک رژیم استبدادی بیشتر نخواهد بود. پس در رژیم جمهوری ، اگر هیات حاکمه نخواهد همچون پادشاه مستبد عمل کند، حتما باید در چارچوب قانون اساسی عمل نماید و برای حاکمیت ملت ، انتخابات آزاد و دمکراتیک احترام قائل شود و در واقع «مشروطه خواه» باشد!
درود بر مصدق،
گرامی باد خاطره دکتر حسین فاطمی،
زنده باد «راه مصدق.»

دکتر منصور بیات زاده
۱۹ آبان ماه ۱۳۸۶ برابر با ١٠ نوامبر ٢٠٠٧
مصادف با ٥٣ امین سالگرد اعدام دکتر حسین فاطمی
Dr.bayatzadeh@ois-iran.com
www.ois-iran.com
▪ پانویس:
(۱) ـ آن مطلب همچنین از سوی برخی از سایت های اینترنتی مجددأ منتشر شده است.
به نقل از سایت امروز
http://emruz.biz/ShowItem.aspx?ID=۱۰۸۳۳&p=۱
ــ به نقل از سایت سازمان سوسیالیست های ایران
www.ois-iran.com/ois-iran-۳۲۸۵-dr-said-hadjariyan-fatemie-jomhorikhah-bod-man-mashrotahkhah-hastam-۱۳۸۶.htm ٢) ـ نطق دکتر مصدق در مخالفت با پایمال کردن اصول قانون اساسی مشروطیت و پادشاه شدن رضاخان سردارسپه در مجلس شورایملی دوره پنجم
قانونگذاری ـ نهم آبان ماه ١٣٠٤ .
به نقل از سایت سازمان سوسیالیست های ایران:
http://www.tvpn.de/ois/ois-iran-notghe-dr-mossadegh-dar-majlese-panjom.htm
(٣)ـ دکتر حسین فاطمی بعد از شکست کودتای اول (٢٥ مرداد ١٣٣٢) و مطلع شدن از رفتار ناشایست مأمورین ستاد کودتا با همسر و فرزندش در شب ٢٤ مرداد و فرار شاه به خارج از کشور، علیه شاه ، دربار و سلطنت و دفاع از نظام جمهوری مقالاتی در روزنامه باختر امروز به نگارش درآورد، « این دربار شاهنشاهی روی دربار سیاه فاروق را سفید کرد » (٢٥ مرداد ١٣٣٢ ). « خائنی که می خواست وطن را به خاک و خون بکشد فرار کرد » (٢٦ مرداد ١٣٣٢). « شرکت سابق (نفت) و روزنامه های محافظه کار لندن دیروز عزادار بودند».(٢٧ مرداد ١٣٣٢) (٤) ـ کرمیت روزولت، کتاب ضد کودتا ، صفحات ۲۰۰ و ۲۰۱ .
(٥)ـ حمید رضا مسیبیان ، زندگینامه دکتر حسین فاطمی ،
به نقل از نشریه اینترنتی « باختر امروز»
http://www.geocities.com/bakhtar_emrooz/fatemi.htm
(٦)ـ اسناد سخن می گویند - برگردان و به کوشش احمد علی رجائی و مهین سروری ( رجایی ) - تهران ، انتشارات قلم ، ١٣٨٣ - جلد دوم - ص ١٢٠٠ - گزارش از سوی هندرسن سفیر امریکا در ایران به وزارت امور خارجه - تهران ٢١ اوت ١٩٥٣ ، ١ بعد از ظهر( سند شماره ٣٥٠ تلگر اف ٢١٥٣- ٨ / ٧٨٨٠٠ )
ـــ چرا آمریکا و انگلیس و شاه بر اعدام فاطمی اصرار داشتند؟ انقلاب اسلامی درهجرت ، شماره ٦٠٦ از ٢٤ مهر تا ٧ آبان ـ بمناسبت پنجاهمین سالروز
شهادت دکتر حسین فاطمی.بمناسبت پنجاهمین
به نقل از سایت انقلاب اسلامی در هجرت،
http://goto.glocalnet.net/banisadr_arkiv/magh۳-۶۰۶.htm
(٧)ـ یادداشت دکتر مصدق راجع به شهید سید حسین فاطمی.، نامه های دکتر مصدق ـ گردآورنده: محمد ترکمان ـ صفحه ٣٧٦ ـ جلد اول ـ چاپ دوم : ١٣٧٥ـ نشر هزاران.

منبع : پایگاه اطلاع‌رسانی فرهنگ توسعه

مطالب مرتبط

سیری در مبارزات و مجاهدات سیاسی فرهنگی شهید مفتح

سیری در مبارزات و مجاهدات سیاسی فرهنگی شهید مفتح
در پیروزی انقلاب اسلامی عوامل متعددی را می توان مؤثر دانست. آن چه تا كنون در بررسی های مربوط به علل این رویداد كم تر مورد توجه قرار گرفته است، عومل و زیر ساخت های فرهنگی این انقلاب بزرگ است. در كنار مبارزات سیاسی، تلاش های فكری و فرهنگی وجه اهمیت شخصیت های مبارزی چون آیت الله دكتر مفتح، شهید مطهری و شهید باهنر و دیگران بوده است.
با آغاز نهضت اسلام به رهبری امام خمینی در سال ۱۳۴۱، شاگردان مكتب ایشان به تبعیت از استادشان وارد صحنه ی مبارزه شدند. دكتر مفتح با سفرهایی كه به نواحی مختلف جهت سخنرانی می نمود، مردم مسلمان را به وظایف دینی و سیاسی آگاه می كرد. با دستگیری و تبعید امام خمینی، مبارزه متوقف نگردید؛ بلكه به تأثیر از جو خفقان ایجاد شده، تاكتیك مبارزات تغییر كرد. در این رویكرد شاگردان امام ضمن مبارزه ی سیاسی به بستر سازی فكری و فرهنگی به منزله ی یك اقدام انقلابی توجه خاصی ورزید ند .
آیت الله مفتح علاوه بر حضور قوی در صحنه ی مبارزات ضد حكومت، دارای سوابق قابل توجه فرهنگی بود. تدریس در دبیرستان دین و دانش كه راه و روش جدیدی را در پیش گرفته بود و هم گامی با مؤسسان اندیشمند آن، چون دكتر بهشتی و آیت الله حائری تهرانی و نیز تشكیل كانون دانش آموزان و فرهنگیان قم، از آن جمله است. تأسیس مجمع اسلام شناسی برای پژوهش در مسائل بنیادی اسلامی و انتشار چندین جلد كتاب از این مجموعه، تحت نظارت دكتر مفتح از فعالیت های مهم فرهنگی اسلامی نیروهای مذهبی به شمار می رود. گردانندگان این مجموعه، متفكران و نویسندگانی در حوزه ی مطالعات اسلامی بودند كه در دو سو مشغول مبارزه ی قلمی بودند؛ نخست در مقابل استعمار فرهنگی غربی حاكم بر جامعه و دیگری اصلاح اندیشه های انعطاف ناپذیر برخی اقشار متحجر مذهبی كه خود از عوامل رویگردانی افراد بسیاری ازدین و مذهب بودند. در این مبارزه ی پردامنه ی فكری و فرهنگی، لازم بود هم آشنایی و تسلط كامل بر اسلام و معارف حقه ی شیعه در حوزه های علمیه حاصل گردد و هم با اندیشه های جدید موجود در دانشگاهها آشنا شود. شناخت اسلام راستین و ناب از یك سو برای زدودن خرافات و پیرایه های بی پایه در میان اقشار مذهبی و از سوی دیگر برای ارایه در مجامع دانشگاهی ضرورت داشت .
شخصیت هایی چون آیت الله شهید مظلوم دكتر بهشتی، آیت الله دكتر مفتح، دكتر محمد جواد باهنر، استاد مرتضی مطهری، و ... از آن جمله اندیشمندان تربیت شده ی مكتب امام خمینی بودند كه برای تعدیل، تغییر و تصحیح نظر دانشگاهیان نسبت به اسلام و مذهب، قدم در دانشگاه ها گذاشته و با تحصیل و یا تدریس و فعالیت گسترده، مروج اسلام ناب در مراكز دانشگاهی شدند. این اندیشمندان برای تأثیر گذاری بیشتر به استخدام در وزارت فرهنگ و وزارت آموزش عالی در آمدند تا ضمن حفظ وظایف اجتماعی بتوانند در تعلیم و تربیت اسلامی جوانان نقش داشته باشند و اگر به فعالیت های اجتماعی تبلیغی هم می پردازند، صرف انجام وظیفه باشد، نه نیازهای روزمره. دكتر مفتح از این شیوه ی فعالیت به عنوان (تز روحانی غیر حرفه ای ) تعبیر می نمود.
محدودیت روزافزون فعالیت های تبلیغی و ارشادی، طی سال های بعد از تبعید امام، آیت الله مفتح را مجبور كرد در فعالیت های خود خط مشی جدیدی را اتخاذ نماید، زیرا در سال ۱۳۵۱ توسط ساواك ممنوع المنبر گردیده بود. تمركز بر فعالیت های آموزشی در دانشكده ی الهیات و معارف اسلامی، اقامه ی نماز در مسجد دانشگاه تهران، راهنمایی دانشجویان مقاطع مختلف از جمله ی این خط مشی ها بود.
پذیرش امامت جماعت مسجد تازه تأسیس جاوید و دایر كردن كلاس های مختلف، به زودی حساسیت ساواك را برانگیخت. احضار و اخطار به بانی مسجد و أخذ تعهد كتبی از او اقدامات صورت گرفته برای جلوگیری فعالیت در مسجد جاوید بود. سخنرانی آیت الله سید علی خامنه ای در مسجد جاوید، هم به دستگیری ایشان منجر شد و هم به دستگیری دكتر مفتح. هر دو دستگیر و تحویل كمیته ی مشترك ضد خرابكاری گردیدند.
همچنین دكتر مفتح امامت جماعت مسجد قبا را پذیرفته بود، نام این مسجد هم، برگفته از مسجد قبای پیامبر اكرم (ص) بود به حق هم در تاریخ انقلاب اسلامی نقش مهمی ایفا كرد. نزدیكی به حسینه ی ارشاد و جوان گرایی دكتر مفتح در فعالیت های خود در اندك مدتی، این مسجد را به كانون رفت و آمد نیروهای انقلابی تبدیل كرد. بر نامه های موفق رمضان و برگزاری با شكوه نماز عید فطر سال ۱۳۵۶ در تپه های قیطره تجربه ای موفق بود كه در سال بعد ـ ۱۳۵۷ ـ به نحو احسن مورد استفاده قرار گرفت.
برگزاری اولین تظاهرات گسترده ی مردم تهران در روز عید فطر بعد از اقامه ی نماز، زمینه ساز راه پیمائی های بعدی گردید. راه پیمایی روز پنج شنبه ۱۶ شهریور در ادامه ی تظاهرات روز عید فطر ـ ۱۳/۶/۱۳۵۷ ـ دومین حركت گسترده ی مردم تهران بود. تظاهرات ۱۷ شهریور و كشتار مردم در میدان ژاله، حركت انقلاب برای سرنگونی سلطنت پهلوی راتندتر كرد.
هماهنگی هایی كه از سالیان قبل بین روحانیون انقلابی وجود داشت، در این سال، تشكیلاتی را به نام (( جامعه ی روحانیت مبارز)) به وجود آورد تا نهضت را برای حصول پیروزی سازمان دهی و هدایت نماید. آیت الله مفتح در كنار استاد مطهری و آیت الله بهشتی از اعضای مؤسس و اصلی و سخن گو و اولین دبیركل این تشكیلات بود.
در تشكیل كمیته برای استقبال از امام خمینی او حضور فعال داشت. تصاویر بر جای مانده از سخنرانی تاریخی امام در ۱۲ بهمن سال ۱۳۵۷ در بهشت زهرا، حكایت از حضور او در كنار امام در جایگاه سخنرانی دارد. پیروزی انقلاب اسلامی، نیروهای انقلابی را با چالش های جدیدی رو به رو ساخت. تأسیس نظام جدید بر ویرانه های نظام شاهنشاهی و مشكلات ناشی از این انقلاب و دگرگونی، اندك نبود . تأسیس نهادهای انقلابی برای سر و سامان دادن به وضعیت نابسامان و مقابله با جریان های ضد انقلاب، از اولین ضرورت های كشور بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی مسجد قبا با توجه به سوابق سازماندهی و هدایت در دوران انقلاب از اولین مساجد تهران بود كه تشكیل كمیته ی انقلاب اسلامی را در خود شاهد بود.
در كنار مشاغل و گرفتاری های مسئولیت كمیته ی مسجد قبا، آیت الله مفتح، قسمت عمده ی وقت و انرژی خود را صرف دانشكده ی الهیات و دانشجویان می نمود. پی ریزی یك نظام بر اساس آرمان های اسلامی و انسانی، تلاش مضاعفی را طلب می كرد، به ویژه آن كه، فعالیت گروه های چپ در دانشگاه ها ضرورت توجه به نسل جوان دانشگاهی را برای رهبران فكری و فرهنگی انقلا ب اسلامی چند برابر می كرد.
تلاش برای نزدیكی قشر دانشگاهی به قشر روحانی و بالعكس، دو گروه مهم و سازنده ی كشور، چه در دوره ی قبل از پیروزی و چه بعد از آن ، از ویژگی های قابل مشاهده دكتر مفتح است. او كه در حوزه ی علمیه به درجه ی اجتهاد در استنباط احكام شرعی و فقهی رسیده بود، در عین حال با گذاشتن قدم به دانشگاه، تحصیلات آكادمیك را هم در عالی ترین سطح كسب كرده بود. بعد از انقلاب، اولین قدم های اساسی و اصولی برای ایجاد وحدت در این دو قشر توسط او برداشته شد.
آن چه در سراسر زندگی این رادمرد شهید می توان به خوبی یافت ، اخلاص و عمل بر طبق و وظیفه ی الهی و نیز مبارزه ی سرسختانه و مستمر با رژیم طاغوتی بر همان مبنای انجام وظیفه ی الهی خود می باشد و مبارزاتی كه با گوشه هایی از آن در این كتاب آشنا شدید.
چند دهه مبارزه با رژیم پهلوی كه با تكیه بر قدرت فراوان و اختناق وسیعی كه در سراسر كشور ایجاد كرده بود ، كار آسانی نبود. در هر زمان و مكان شكل خاص خود و تاكتیك ویژه ی آن زمان و مكان را می طلبید. ولی آنچه استمرار داشت، اصل مبارزه با رژیم طاغوتی پهلوی ، برای پی افكندن و استقرار حكومت اسلامی بود .
این تصویر خلاصه ای از تمام تلاش های مخلصانه و شبانه روزی مجاهد نستوه حضرت آیت الله شهید دكتر مفتح می باشد . هم او كه پس از یك عمر مبارزه ی خستگی ناپذیر با رژیم شاه و طراحی و راه اندازی راهپیمایی های میلیونی، نقش بسیار چشم گیری در اوج گیری پیروزی انقلاب اسلامی ایفاد كرد ؛ با پیروزی انقلاب اسلامی ، وظیفه الهی خود را تلاش در سنگر سازندگی فرهنگی، معنوی و اقتصادی میهن اسلامی دانست و در كنار وظایف سنگینی هم چون شورای انقلاب ، كمیته ی انقلاب اسلامی و ... دقت قابل توجهی را به این امر اختصاص داد.
اما دریغ و افسوس كه استفاده ی انقلاب از دست پرودگان مكتب روح الله به دست گل چین شوم خوارجیان فرقان، چندان طول نكشید و آیت الله دكتر مفتح هم در مسلخ عشق قربانی دوست شد و نبه دوست دیرینش آیت الله مرتضی مطهری ملحق شد. با گذشت بیست و پنج سال از شهادت این عزیزان جای خالی آنها در عرصه های علم و دین هر روز بیشتر از پیش احساس می شود .
روحشان در محشر با روح امامشان شاد باد ....

وبگردی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!
ویدئو / مراسم بدرقه تیم ملی فوتبال ایران
ویدئو / مراسم بدرقه تیم ملی فوتبال ایران - مراسم بدرقه تیم ملی فوتبال ایران با حضور اصحاب هنر و ورزش یکشنبه ۳۰ اردیبهشت در تالار وحدت برگزار شد. در این مراسم که با حضور بازیکنان و کادر فنی تیم ملی به همراه اعضای هیات رییسه فدراسیون فوتبال انجام شد، از سرود رسمی تیم ملی ایران رونمایی گردید.
ویدئو / دیدار ملی‌پوشان فوتبال ایران با روحانی
ویدئو / دیدار ملی‌پوشان فوتبال ایران با روحانی - رئیس جمهور در دیدار با ملی‌پوشام فوتبال ایران از بازیکنان و کادر فنی تقدیر کرد. در این مراسم پیراهن شماره ۱۲ تیم ملی فوتبال کشورمان به حسن روحانی اهدا شد.
حمله ماموران شهرداری به پلیس راهور!
حمله ماموران شهرداری به پلیس راهور! - حمله ور شدن ماموران سد معبر شهرداری به ماموران راهنمایی رانندگی
دستگیری معروف ترین شرور تهران، در ۵۰۰ متری مرز ترکیه
دستگیری معروف ترین شرور تهران، در ۵۰۰ متری مرز ترکیه - شرور سطح یک که در آخرین اقدام خود یکی از دوستانش را در منطقه ولنجک به قتل رسانده بود؛ در ۵۰۰ متری مرز ترکیه دستگیر شد.
لحظه ریزش وحشتناک کوه در جاده هراز!
لحظه ریزش وحشتناک کوه در جاده هراز! - ریزش ناگهانی کوه که توسط مسافران به ثبت رسیده است...!
همسر محسن افشانی با ریش و سبیل در استادیوم آزادی دستگیر شد
همسر محسن افشانی با ریش و سبیل در استادیوم آزادی دستگیر شد - قبل از شروع بازی تیم‌های پرسپولیس و الجزیره یکی از بازیگران سینما کشورمان قصد داشت به همراه همسرش وارد ورزشگاه آزادی شوند که این دو نفر توسط نیروهای انتظامی بازداشت شدند.
فیلم | خسرو معتضد: جسد مومیایی قطعا متعلق به رضاخان است
فیلم | خسرو معتضد: جسد مومیایی قطعا متعلق به رضاخان است - فیلم - در ویدئوی زیر بخشی از صحبت های خسرو معتضد، مورخ را می شنوید که نتیجه تحقیقاتش را درباره مومیایی پیدا شده در حرم حضرت عبدالعظیم بیان می کند.
پهلوانان این روزهای ما
پهلوانان این روزهای ما - تصویری زننده و به شدت ناراحت کننده بر جا مانده از مسابقه انتخابی تیم ملی کشتی ایران که به کتک کاری و جنجال کشید. خانواده عبدولی باز هم پای ثابت این درگیری بود که چهره ورزش پهلوانی ایران را تیره کرد
(ویدئو) تشویق اصغر فرهادی در جشنواره کن توسط بزرگان سینمای جهان
(ویدئو) تشویق اصغر فرهادی در جشنواره کن توسط بزرگان سینمای جهان - در این ویدئو تشویق اصغر فرهادی و پنه لوپه کروز، خاویر باردم و دیگر عوامل فیلم «همه میﺩﺍنند» در جشنواره کن توسط بزرگان سینمای جهان را مشاهده می‌کنید.
فیلم حجوم داعشی‌های حاتمی کیا به یک مرکز خرید و وحشت و اعتراض مردم
فیلم حجوم داعشی‌های حاتمی کیا به یک مرکز خرید و وحشت و اعتراض مردم - عوامل فیلم «به وقت شام» روز گذشته با حضور عجیب و رعب آور در پردیس سینمایی کوروش مردم را وحشت زده کردند. در این حرکت تبلیغاتی بازیگران نقش داعش، با گریم و پوشش داعشی ها، سوار بر اسب راهی پردیس سینمایی کوروش شدند و با حضور در مرکز خرید و فودکورت مجموعه، رفتارهای عجیبی نشان دادند که باعث وحشت و اعتراض مردم شد.
تصاویر مخفی از بزرگترین مرکز فروش مواد مخدر در جنوب تهران / فیلم
تصاویر مخفی از بزرگترین مرکز فروش مواد مخدر در جنوب تهران / فیلم - این گزارش حاوی تصاویری از بزرگترین مرکز فروش و مصرف مواد مخدر در جنوب شرق تهران است که مخفیانه ضبط شده‌است.
کشتار اسب‌های کولبران / فیلم
کشتار اسب‌های کولبران / فیلم - متاسفانه طی یک ماه گذشته دستکم سه نوبت و هر نوبت دستکم 30 اسب باربر متعلق به کولبران در جنگل میرآباد شهرستان اشنویه با شلیک گلوله از پای درآمده‌اند.
سید احمد خمینی معمم شد
سید احمد خمینی معمم شد - سید احمد خمینی فرزند آیت‌الله سید حسن خمینی در حضور جمعی از علما و پدر و پدربزرگ خود در حسینیه جماران معمم شد.
دختران پرسپولیسی با ریش و سبیل در ورزشگاه آزادی!
دختران پرسپولیسی با ریش و سبیل در ورزشگاه آزادی! - امروز عکسی از 5 تماشاگر بازی روز گذشته در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که نشان می‌دهد 5 دختر جوان با گریم‌های عجیب و حرفه‌ای خودشان را به عنوان پسر جا زده و وارد ورزشگاه شده‌اند.
اگر با وجود این مشکلات ملت قیام کند همه ما را به دریا خواهد ریخت
اگر با وجود این مشکلات ملت قیام کند همه ما را به دریا خواهد ریخت - از ملتی که ستون فقراتش شکسته انتظار مقاومت دارید؟ بسیاری از کشور فرار کردند یا جای فرار خود را فراهم آوردند اما ما جای فرار نداریم
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!