چهارشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۶ / Wednesday, 17 January, 2018

«فاطمی جمهوریخواه بود اما من مشروطه خواه هستم»


«فاطمی جمهوریخواه بود اما من مشروطه خواه هستم»
● تاملی بر گفتار آقای دکتر سعید حجاریان:
بمناسبت پنجاه و سومین سالگرد اعدام دکتر سید حسین فاطمی
قبل از وارد شدن به بحث و اظهار نظر در رابطه با محتوی گفتارآقای دکتر سعید حجاریان تحت عنوان « فاطمی جمهوریخواه بود اما من مشروطه خواه هستم »،چون امروز مصادف است با پنجاه و سومین سالگرد اعدام دکتر سید حسین فاطمی، یکی از ارزنده ترین چهره های سیاسی تاریخ معاصر ایران ، رادمردی که برای آزادی، استقلال و سربلندی ملت ایران علیه استبداد و استعمار مبارزه کرد و در آن «راه» جان باخت، و یکی از نزدیکترین و متعهد ترین یاران دکتر مصدق در دوران نهضت ملی شدن صنعت نفت و دوران حکومت ملی و قانونی دکتر مصدق بود، بخاطر بزرگداشت آن زنده یاد، من سعی می کنم در این نوشته به رئوس برخی از ارزشهای هویتی او اشاره کنم.
آقای رضا خجسته رحیمی در گفتگوئی با دکتر سعید حجاریان ، مطلبی تحت عنوان « فاطمی جمهوری خواه بود اما من مشروطه خواه هستم » به نگارش در آورده که آن نوشته، در روزنامه «شهروند امروز» به چاپ رسده است.(١) در آن نوشته در باره جمهوریخواهی، سلطنت طلبی و مشروطه خواهی ، آنهم دررابطه با دکتر مصدق، دکتر فاطمی و برخی ازهمکاران و طرفداران دکتر مصدق از جمله الهیار صالح، مهندس بازرگان ، مهندس حسیبی ، زیرک زاده ... اشاره رفته است. همچنین در آن نوشته بطور غیر مستقیم چنین جلوه داده شده است که گویا بین نظرات جمهوریخواهی و رادیکالیسم پیوندهائی وجود دارد، البته بدون اینکه وی در آن گفتگو به خصوصیات و احیانا ارزش ها و یا ضد ارزشهائی که هر یک از این سیستم های حکومتی (سلطنت ، سلطنت مشروطه، جمهوری) در بر دارند ، اشاره ای کرده باشد و در آن باره توضیحاتی داده باشد. در واقع آن گفتار به صورتی که در آن گفتگو بنام آقای حجاریان مطرح شده است، نمی تواند بیانگر خصوصیات و ویژگیهای نظامهای حکومتی مورد بحث باشد.
● آقای رضاخجسته رحیمی نوشته خود را چنین شروع کرده است:
"گپ‌وگفت ما با او که آغاز شد، سعید حجاریان یک پیشنهاد داد: «من معتقدم که کتابی باید نوشته شود به نام «همه مردان مصدق». در میان مردان مصدق، افرادی همچون حسیبی، زیرک‌زاده، صدیقی، افشار طوس، بازرگان،‌ اللهیار صالح، فاطمی، مکی به چشم می‌خورند که جای دارد کتابی در روایت افکار و نگاه‌های متفاوت آنها نوشته شود. چرا که در میان مردان مصدق، سه طیف گسترده وجود دارد؛ فاطمی در سمت چپ و جبهه رادیکال‌ها قرار دارد و کاملا جمهوریخواه است. در طرف مقابل، هم افرادی مثل اللهیار صالح و صدیقی قرار دارند که نگاهشان متمایل به سلطنت است و در منتهی ‌الیه این طیف، حسین مکی قرار می‌گیرد. در میانه این دو طیف نیز محمد مصدق جای می‌گیرد که یک مشروطه‌خواه است.» (تکیه در همه جا از من است ـ منصور بیات زاده.)
در این گفتگو، آقای حجاریان پیشنهاد نگارش کتابی تحت نام «همه مردان مصدق»، را داده است. پیشنهاد و خواستی که بنظر من بسیار ارزنده و بجا می باشد. چون وجود چنین کتاب و یا کتابهائی می تواند کمکی برای شناخت بهتر تاریخ سیاسی وطنمان و اصولا آشنا شدن همه جانبه به دوران نهضت ملی شدن صنعت نفت برهبری دکتر مصدق و فعالین سیاسی آن دوران باشد. البته ، بشرطی که در هنگام نگارش ، دقیقأ به نظرات و عملکردهای آن « مردان مصدق» ، آنچنان که بوده و عملکرده اند، توجه شود!
همچنین ضروریست خاطر نشان کرد که برای تفهیم بهتر مطالب کتاب مورد نظر و روشن کردن تمام جوانب ، به جوّ سیاسی که در آن مقطع تاریخی بر وطنمان ایران حاکم بوده است، چگونگی سطح اطلاعات عمومی مردم ایران و ماهیت و عملکرد دیگر نیرو های سیاسی ایرانی و چگونگی ماهیت سیاست و عملکرد دولت های استعمارگر و نیروهای وابسته به آنها نیز باید پرداخته شود.
اشاراتی که من در باره چگونگی نگارش مطالب آن کتاب ( همه مردان مصدق) نمودم، فقط یاد آوری بود، که اگر بنا باشد کتاب تاریخی به نگارش در آید که محتوی آن کتاب بیانگر رویدادهای واقعی آن زمان باشد و نه تحریف اتفاقات و وارونه جلوه دادن مسائل تاریخی آن دوران، آنچنانکه در بسیاری از کتابهای تاریخی که از سوی برخی از طرفداران و توجیه گران رژیم حاکم( جمهوری اسلامی) ، طرفداران رژیم سرنگون شده پهلوی و یا برخی ازعناصر چپ سابق ــ که اکنون افتخار دارند که از پرچمداران دشمنی با دکتر مصدق و نهضت ملی ایران هستند ــ نوشته شده اند نباشد، حتمأ باید به یکسری روابط و ضوابطی که برای نگارش تاریخ ضروری و لازم می باشد، توجه نمود!
با توجه به محتوی نقل قول بالا از نوشته « فاطمی جمهوریخواه بود اما من مشروطه خواه هستم » ، مشاهده می کنیم که آقای دکتر حجاریان در گفتگو با آقای رضا خجسته رحیمی ، همکاران و طرفداران دکتر مصدق را به «جمهوریخواه » و «سلطنت طلب » تقسیم بندی کرده و در آن تقسیم بندی ، تنها از دکترمصدق بعنوان «مشروطه خواه» نام برده است. بنظر من، چنین قضاوتی در باره چگونگی هویت سیاسی «همه مردان مصدق» ، نظراتی ناقص و غلط می باشند و بهیچوجه بیانگر «روایت افکار و نگاه‌های متفاوت» آن « مردان» در آن مقطع تاریخی نیستند.
حال توضیح می دهم چرا و بچه دلیل من چنین قضاوتی را از سوی آقای حجاریان نسبت به هویت «همه مردان مصدق»، صحیح ارزیابی نمی کنم و به آن اعتراض دارم.
از آنجائی که آقای دکتر سعید حجاریان در آن گفتگوی خود با آقای رضا خجسته رحیمی ، فقط به نظرات آن مردان در رابطه با طرفداری شان از چگونگی نوع نظام حکومتی اشاره نموده است، من نیز در این نوشته فقط به توضیحاتی در همین مورد مشخص بسنده می کنم و در باره طرفداری آن «مردان مصدق» از مبارزه بخاطر کسب استقلال و برقراری حاکمیت ملی (سوورنیتت) ، یعنی قطع نفوذ دولت انگلیس و شرکت نفت از وطنمان ایران، موضوعی سیاسی که پایه اصلی شکل گرفتن نهضت ملی شدن صنعت نفت و خلع ید از شرکت غاصب نفت انگلیس و در حقیقت پایان دادن به نفوذ سیاسی دولت استعمارگر انگلیس در ایران شد، سخنی نمی گویم. ولی اگر بنا باشد از مصدق و مردان مصدق فقط در باره طرفداری آنها از چگونگی نوع « حکومت» سخن گفت ــ موضوع بحث گفتگوی دکتر حجاریان با آقای رضا خجسته رحیمی منتشر شده در روزنامه «شهروند امروز» ــ ، باید خاطر نشان کرد که اشتباه بزرگی خواهد بود اگر آن جماعت را به «جمهوریخواه» و «سلطنت طلب» تقسیم نمود و فقط دکتر مصدق را « مشروطه طلب » خواند!
اگر بنا باشد بطور صحیح در باره مصدق و «مردان مصدق» به قضاوت نشست ، حتما باید بر این موضوع توجه داشت که یکی از خصوصیات محوری نظرات و عقاید دکتر مصدق در کنار دفاع از «استقلال و حاکمیت ملی (سوورنیتت) و تمامیت ارضی ایران» ، تاکید و توجه آنها ، همچنین دفاع از « حاکمیت قانون » و «حاکمت ملت» ( حاکمیت مردم) بوده است.
از خاطر نباید بدور داشت که «حاکمیت قانون» و «حاکمیت ملت» از دست آوردهای انقلاب مشروطیت است. یعنی مصدق و «مردان مصدق» ، بدین خاطر که بر این دست آوردهای انقلاب مشروطیت در مبارزات و فعالیت های سیاسی خود تاکید داشتند و برای کسب آنها مبارزه کردند، آن «ارزشها» ، به بخشی از هویت سیاسی آنها تبدیل شده بود، و در آن رابطه بود که همگی آنها«مشروطه خواه» بودند. یعنی بنظر مصدق و نیروهای مصدقی ( مردان مصدق ) ، شخص پادشاه که در نظام « سلطنت استبدادی » بدون هیچگونه محدودیتی و قبول روابطی که قدرت او را محدود و مشروط نماید، بعنوان «قدرقدرت» ، حاکم بر سرنوشت مردم ایران بود و بتنهائی می توانست در باره تمام مسائل سیاسی ـ اجتماعی و دولتی تصمیم بگیرد و طی «فرمان» و «حکم حکومتی» به رتق و فتق تمام امور سیاسی ـ اجتماعی و دولتی بپردازد. اما دراثر انقلاب مشروطیت ، حقوق پادشاه مستبد و قدرقدرت، «محدود» و «مشروط» به روابط در نظر گرفته شده در اصول قانون اساسی مشروطیت شد و در این رابطه بود که بجای «سلطنت استبدادی» از «سلطنت مشروطه» صحبت بمیان آمد. نظام حکومتی که شخص پادشاه از حق «حکومت» کردن و صادر نمودن «فرمان» و «حکم حکومتی» محروم شد و آن مقام ، به یک نهاد « تشریفاتی» تبدیل شد. در همین رابطه بود که دکتر مصدق در مجلس پنجم بدفاع از نظام « مشروطیت» و « حاکمیت قانون » و « حاکمیت ملت» پرداخت و در رابطه با آن طرز تفکر بود که با به « سلطنت» رسیدن رضا خان سردار سپه به مخالفت برخاست و در جلسه نهم آبان ماه ١٣٠٤ در مجلس شورایملی بیان داشت:
...«خوب آقای رییس الوزرا سلطان می شوند و مقام سلطنت را اشغال می کنند. آیا امروز در قرن بیستم هیچ کس می تواند بگوید یک مملکتی که مشروطه است پادشاهش هم مسئول است؟ اگر ما این حرف را بزنیم آقایان همه تحصیل کرده و درس خوانده و دارای دیپلم هستند، ایشان پادشاه مملکت می شوند، آن هم پادشاه مسئول. هیچ کس چنین حرفی نمی تواند بزند و اگر سیر قهقرایی بکنیم و بگوییم پادشاه است رییس الوزرا حاکم همه چیز است این ارتجاع و استبداد صرف است. ما می گوییم که سلاطین قاجاریه بد بوده اند، مخالف آزادی بوده اند، مرتجع بوده اند، خوب حالا آقای رییس الوزرا پادشاه شد اگر مسئول شد که ما سیر قهقرایی می کنیم. امروز مملکت ما بعد از بیست سال و این همه خون ریزی ها می خواهد سیر قهقرایی بکند و مثل زنگبار بشود که گمان نمی کنم در زنگبار هم این طور باشد که یک شخص هم پادشاه باشد و هم مسئول مملکت باشد. اگر گفتیم که یک شخص، هم پادشاه باشد و هم مسئول مملکت باشد اگر گفتیم که ایشان مسئول نیستند آن وقت خیانت به مملکت کرده ایم برای این که ایشان در این مقامی که هستند مؤثر هستند و همه کار می توانند بکنند، در مملکت مشروطه رییس الوزراء مهم است نه پادشاه.» (٢)
همچنین دکتر مصدق در دوران سلطنت محمد رضاشاه صحبت از این داشت که « شاه باید سلطنت کند و نه حکومت» و این بخش از گفتار او، به شعار مصدقیها (مردان مصدق) و بسیاری دیگر از ایرانیان آزادیخواه و مخالف با استبداد و دیکتاتوری در دوران سلطنت محمد رضاشاه پهلوی ، تبدیل شده بود! با توضیحاتی که رفت ، پس اگر بنا باشد در رابطه با «مردان مصدق» در آن مقطع تاریخی که دکتر مصدق فعالیت داشت صحبت نمود و در باره هویت و عملکرد آنها به قضاوت نشست،حتمأ باید از تمام آن «مردان» ، تا زمانیکه خود را « مصدقی » می دانستند و همسو با دکتر مصدق عمل می کردند، بعنوان «مشروطه خواه» نام برد و نه « سلطنت طلب.»
ضروریست یاد آور شد که من نیز همچون دکتر حجاریان براین نظرم که در دوران حکومت دکتر مصدق « جنبش جمهوریخواهی» وجود نداشته است و اصولا در آن مقطع تاریخی کمتر مردم با چنان نظام حکومتی آشنا بودند. اگر افرادی همچون دکتر حسین فاطمی ، دکتر محمد علی خنجی، دکتر مسعود حجازی ... صحبت از نظام «جمهوری » نموده اند ، اتخاذ این نوع موضعگیری سیاسی بطور علنی مربوط به مقطع تاریخی پس از شکست کودتای ٢٥ مرداد ١٣٣٢ می باشد. همان دورانی که «محمد رضا شاه » ، بنابر خواست تیم جاسوسی «سیا» علیه نظام سلطنت مشروطه دست به توطئه زده بود و بنا بر دستور مأمور سازمان جاسوسی «سیا» ، دو برگ کاغذ سفید را امضاء نمود و آنها را در اختیار آن تیم قرار داده بود، تا هر زمان که آن تیم جاسوسی تشخیص داد، روی یکی از آن کاغذ ها حکم عزل دکتر مصدق از مقام نخست وزیری نوشته شود و روی کاغذ دیگر حکم نخست وزیری برای فرد مورد اعتمادشان صادر گردد. باید بخاطر آورد که در همان مقطع تاریخی ، مردم کوچه و خیابان و برخی از فعالین سیاسی مجسمه های شاه و پدرش (رضاشاه) را به پائین کشیدند و به تخریب آنها پرداختند و محمد رضاشاه باتفاق ملکه ثریا از رامسر به رم فرار کرد!
بعد از کودتای ٢٨ مرداد ١٣٣٢ ، بعضی از فعالین مصدقی همچون دکترخنجی و دکترحجازی که در آن زمان از همکاران خلیل ملکی در تشکیلات حزب زحمتکشان ملت ایران (نیروی سوم) ، یکی از سازمانهای وابسته به جبهه ملی فعالیت می کردند ، به طرفداران از نظام جمهوری معروف شدند ، که آن زمان دیگر به دوران حکومت مصدق مربوط نمی شود.
بعد از کودتای ٢٨ مرداد ١٣٣٢، یکی از مسائل مورد اختلاف آن افراد( دکتر خنجی، دکتر حجازی...) با خلیل ملکی ، بر محور «جمهوریخواهی» بود.
بنظر من اشتباه بزرگی خواهد بود که «در میان مردان مصدق، افرادی همچون حسیبی، زیرک‌زاده، صدیقی، افشارطوس، بازرگان،‌ اللهیار صالح،فاطمی،مکی ...» را تا زمانی‌که آن افراد با دکتر مصدق همکاری و همراهی داشتند و کوشش داشتند تا حاکمیت قانون در ایران برقرار باشد، آن افراد را «سلطنت طلب» خواند. و چنین جلوه داد که گویا دکتر حسین فاطمی اگرچه از طرفداران واقعی دکتر مصدق بوده است، ولی همچون دکتر مصدق به شعار و خواست «شاه باید سلطنت کند و نه حکومت» ، آنچنان اعتقادی نداشته است و در دوران حکومت ملی مصدق بفکر تغییر نظام سلطنتی به جمهوری بوده است.
این واقعیتی است که تمام یاران و همکاران دکتر مصدق در آن مقطع تاریخی، همچون دکتر مصدق « مشروطه خواه » بودند! یعنی همگی آنها با دخالت شاه در امور مملکتی مخالف بودند! مخالفت با دخالت های بیجای شاه و درباریان ، ازجمله شاهدخت اشرف پهلوی و ملکه مادر ، خواهر و مادر شاه را نباید در آن مقطع تاریخی بحساب جمهوریخواهی آن افراد گذاشت!
● دکتر حجاریان در آن گفتگو بیان داشته است:
«مصدق می‌خواست که شاه را تخته‌بند قانون کند. حتی در دفاعیاتش می‌گوید که من به خاطر قسمی که خورده‌ام به شاه خیانت نمی‌کنم. دست ثریا را می‌بوسد،‌ به شاه احترام می‌گذارد و حتی وقتی شاه فرار کرد، به دنبال برچیدن بساط سلطنت نرفت. او می‌گفت که شاه باید سلطنت کند نه حکومت و شاه اختیاری در اداره امور ندارد چون مسوولیت متوجه او نیست. اما فاطمی کاملا جمهوریخواه بود. او تا آنجا که معاون نخست‌وزیر بود و سخنگو، از مصدق دفاع می‌کرد اما در «باختر امروز» یک جمهوریخواه کامل بود.»
اگرچه آقای حجاریان فراموش کرده است ، که همچنین متذکر شود که آن رادمرد وطن پرست و آزادیخواه در آن زمان همچنین ، «وزیر امور خارجه» دولت ملی و قانونی دکتر مصدق بود، در شب ٢٤ مرداد در منزلش از سوی مامورین ستاد کودتا ربوده شد، پس از شکست کودتای ٢٥ مرداد ( کودتای اول) آزاد و از رفتار ناشایست ماموران ستاد کودتا با همسر و فرزندش و فرار محمد رضاشاه باتفاق ملکه ثریا به خارج از ایران مطلع گردید ، در چنان وضعیت سیاسی است که دکتر فاطمی طی مقاله هائی در روزنامه باختر امروز به دربار و شاه حمله می کند و به روشنگری در باره خلع شاه از سلطنت و برقراری نظام جمهوری اشاره می نماید. (٣)
با نگاهی کوتاه به مقالاتی که دکتر فاطمی در دوران روزنامه نگاری اش نوشته است ، بسادگی می توان به این واقعیت پی برد که او در مخالفت با استبداد و قانون شکنی هیات حاکمه وقت و بخاطر برقراری حاکمیت قانون و حاکمیت ملت،اعتراض به سانسور و توقیف نشریات و تقلب در انتخابات ... به مبارزه پرداخته و دست به روشنگری زده است.
دکتر فاطمی در زمانی که محمد رضاشاه پهلوی دراثر همکاری با سازمانهای جاسوسی « سیا» و «اینتلیجنت سرویس» به توطئه علیه منافع ملی ، حاکمیت ملی (سوورنیتت) و حاکمیت ملت دست زد (٢٥ مرداد ١٣٣٢ ) پایان سلطنت پهلوی ــ پایان نظامی مستبد و وابسته به بیگانان ـ ، را اعلام داشت. چنان عملی را نباید منفی جلوه داد.
دکتر فاطمی در گفتار و نوشته هایش از پایان «سلطنت» صحبت کرد و نه از پایان «مشروطه خواهی»!
دکتر حجاریان در آن گفتگو با مخبر روزنامه «شهروند امروز» بیان می‌دارد: «جمهوریخواه تمام عیار، کسی است که اهل مذاکره نباشد، مثل امام خمینی که با شاه مذاکره هم نکرد» که اصولا روشن نیست که محتوی چنان گفتاری در باره آیت الله خمینی چه ربطی به خصوصیات «نظام جمهوری» و «جمهوریخواهی» دارد؟ مگر این که ایشان در آن گفتگو، با بیان آن مطالب که از سوئی تاکید بر «جمهوریخواه» بودن آیت الله خمینی نموده است و از سوی دیگر بر «مشروطه خواه» بودن خود پافشاری کرده است، می‌خواسته اعلام دارد که او دیگر آن سعید حجاریان دوران «امام» نیست و از نظرات و عقاید آن دوران خود فاصله گرفته است!! عده دیگر گفتار آقای حجاریان را چنین تعبیر و تفسیر می کنند که آقای حجاریان با آن گفتگو خواسته است بر این امر تاکید کند که باید وضع حاکم بر جامعه را پذیرفت و کوچکترین کوششی در جهت تغییر وضع سیاسی حاکم ننمود، چونکه جامعه کنونی ایران ، همچون زمانیکه دکتر فاطمی اعلام جمهوری کرد،آمادگی تغییرات کلی را ندارد! و یا...
همانطور که قبلا اشاره کردم ، رادیکال بودن افراد و پافشاری بر مواضع سیاسی، کوچکترین ربطی به طرفداری به نظام «جمهوری» و یا «جمهوریخواهی» ندارد!
مگر در دوران بعد از انقلاب مشروطیت ، دورانی که مجددأ استبداد بر وطنمان حاکم شد، چه در دوران سلطنت محمد علی شاه قاجار و چه در دوران سلطنت پادشاهان پهلوی ، در زمانی که آزادیخواهان و فعالین سیاسی خواستار اجرای قانون اساسی مشروطیت شدند و با اعمال و کردار خلاف قانون مخالفت می کردند، چنان افرادی را رادیکال تلقی نمی کرد، و آن‌ها را تحت پیگرد قرار نمی داد؟
آقای حجاریان در پاسخ به سئوال آقای رضا خجسته رحیمی ، مبنی بر:
"مشکل «جمهوریخواهی» فاطمی چه بود؟ "
می گوید:
«مشکل این بود که پس از کودتای ٢٨ مرداد،‌ مصدق و همه مردانش یا بیکار شدند و یا هم حداکثر، دادگاهی، اما فاطمی از میان همه آن‌ها، اعدام شد.»
بنا بر اظهارات کرمیت روزولت ، محمد رضاشاه پهلوی بخاطر قدردانی از وی، به‌ او می‌گوید:
«من تختم را مدیون خدا و ملتم و ارتشم و شما هستم»
و در پاسخ به کرمیت روزولت که در باره سرنوشت دکترمصدق و رهبران جبهه ملی از او سئوال کرده بود بیان می دارد: «در این مورد زیاد فکر کرده ام. مصدق محاکمه می شود. (در این موقع لب‌های شاه می لرزید) و به سه سال محکوم خواهد گشت ... ریاحی نیز مجازات مشابهی دارد. ولی یک استثنا وجود دارد و آن، حسین فاطمی است . او هنوز دستگیر نشده ولی به زودی او را پیدا می کنند. فاطمی، بیش ازهمه ناسزاگویی کرد. هم او بود که توده ایها را واداشت مجسمه های من و پدرم را سرنگون و خرد کنند. او، پس از دستگیری، اعدام خواهد شد.» (٤)
اما جز آن «مشکل جمهوریخواهی» که آقای حجاریان در رابطه با اعدام دکتر سید حسین فاطمی اشاره نمود ، مسائل دیگری، بخصوص مواضع قاطع دکتر فاطمی در دفاع از منافع ملی و حاکمیت ملی (سوورینیتت) همچنین نقش بزرگی در آن جنایت داشتند.
...«در دادگاه تجدید نظر، نیز که سری بود، حکم اعدام فاطمی تائید شد، محمد رضا شاه ، با تقاضای فرجام دکتر فاطمی موافقت نکرد. صبح روز ١٩ آبان ١٣٣٣ عده ای از افسران که در پیشایش آن‌ها سرتیپ تیمور بختیار و سرتیپ آزموده قرار داشتند، بزندان دکتر فاطمی رفتند. آزموده به فاطمی گفت : " اعلیحضرت با تقاضای شما موافقت نفرمودند. وصیتی دارید بفرمائید. شما که مکرر می فرمودید من از مرگ ابائی ندارم و مرگ حق است..."
دکتر فاطمی حرف آزموده را قطع کرد و گفت:" آری آقای آزموده ، مرگ حق است و من از مرگ ابائی ندارم . آنهم چنین مرگ پر افتخاری . من می میرم تا نسل جوان ایران از این مرگ درس گرفته و با خون خود از وطنش دفاع کند و نگذارد جاسوسان اجنبی براین کشورحکومت نمایند. من درهای سفارت انگلیس را بستم، غافل ازاین‌که تا دربار هست، انگلستان سفارت لازم ندارد." (٥)
«در گزارش ٢١ اوت ٥٣ هندرسن، سفیر وقت امریکا درایران به وزارت امور خارجه تاکید میکند که:
"عامل دیگر کمک کننده به اضطراب و ناراحتی، آن است که خطرناکترین رهبران ملی هنوز آزادند. مصدق، فاطمی ، شایگان، حسیبی و دیگران، به آسانی ممکن است با رهبران حزب توده در صدد طرح توطئه باشند. این حقیقت که فاطمی هنوز زنده است، علی رغم شایعات روز ۱۹ اوت در باره مرگ وی، بویژه دلسرد کننده است، زیرا که وی حیله گرترین و بدون ملاحظه ترین فرد از اطرافیان مصدق محسوب می شود. این باور وجود داشت که وی با روحیه انتقام جویی تردید در کمک به پیوند اتحاد و همکاری میان ملیون و توده ای ها، علیه غرب را به خود راه نمی دهد." (٦)
و دکتر مصدق در باره ملی شدن صنعت نفت و نقش دکتر فاطمی گفته است:
" اگر ملی شدن صنعـت نفت خدمت بزرگی است که به مملکت شده، باید از آن کسی که اول این پیشنهاد را نمود سپاسگزاری کرد و آن کس شهید راه وطن دکتر حسین فاطمی است" (٧)
حال چرا و بچه دلیل آقای دکتر سعیدحجاریان که بعنوان یکی از جوانان رادیکال معروف به خط امام ، که در اوائل انقلاب در کنار دیگر «جوانان خط امامی» نقش بزرگی در «رادیکال» کردن فضای سیاسی جامعه و در آن رابطه سرکوب و تحت پیگرد قرار دادن و در نتیجه طرد بخش بسیار بزرگی از نیرو های سیاسی و در واقع نیروهای دگراندیش از جامعه داشته است ، خود را در مقایسه با دکتر فاطمی ،«مشروطه خواه» می نامد و دکتر سید حسین فاطمی را «جمهوریخواه»؟!
و نیز روشن نیست که چرا آقای حجاریان در گفتگویش با آقای رضا خجسته رحیمی، سعی کرده است تا به «جمهوریخواهی» بار منفی بدهد؟!
آقای دکتر حجاریان حتما می داند که «مشروطه خواهی» ، صفتی نیست که تنها مربوط به نظام سلطنتی باشد. بلکه آن «مقوله» به معنی قبول روابط حکومتی است که هیات حاکمه خود را مقید به محترم شمردن روابط قانونی بداند، و شروط و روابط قید شده در قانون اساسی را در تمام امور حکومتی کاملا قبول داشته و به آن عمل کند و مقام خود را، « فراقانونی» فرض ننماید. در واقع با «استبداد» مخالف باشد. چون عملکرد «فراقانونی» چیزی جز «استبداد» نیست!
در آن نظام جمهوری که هیات حاکمه حاضر به محترم شمردن اصول قانون اساسی نباشد و در جهت متحقق کردن آن نکوشد و برای خود حقوقی «فرا قانونی» طلب کند، باوجود این‌که واژه «جمهوری» بخشی از نامش را تشکیل می دهد، چنان نظامی چیزی جز یک رژیم استبدادی بیشتر نخواهد بود. پس در رژیم جمهوری ، اگر هیات حاکمه نخواهد همچون پادشاه مستبد عمل کند، حتما باید در چارچوب قانون اساسی عمل نماید و برای حاکمیت ملت ، انتخابات آزاد و دمکراتیک احترام قائل شود و در واقع «مشروطه خواه» باشد!
درود بر مصدق،
گرامی باد خاطره دکتر حسین فاطمی،
زنده باد «راه مصدق.»

دکتر منصور بیات زاده
۱۹ آبان ماه ۱۳۸۶ برابر با ١٠ نوامبر ٢٠٠٧
مصادف با ٥٣ امین سالگرد اعدام دکتر حسین فاطمی
Dr.bayatzadeh@ois-iran.com
www.ois-iran.com
▪ پانویس:
(۱) ـ آن مطلب همچنین از سوی برخی از سایت های اینترنتی مجددأ منتشر شده است.
به نقل از سایت امروز
http://emruz.biz/ShowItem.aspx?ID=۱۰۸۳۳&p=۱
ــ به نقل از سایت سازمان سوسیالیست های ایران
www.ois-iran.com/ois-iran-۳۲۸۵-dr-said-hadjariyan-fatemie-jomhorikhah-bod-man-mashrotahkhah-hastam-۱۳۸۶.htm ٢) ـ نطق دکتر مصدق در مخالفت با پایمال کردن اصول قانون اساسی مشروطیت و پادشاه شدن رضاخان سردارسپه در مجلس شورایملی دوره پنجم
قانونگذاری ـ نهم آبان ماه ١٣٠٤ .
به نقل از سایت سازمان سوسیالیست های ایران:
http://www.tvpn.de/ois/ois-iran-notghe-dr-mossadegh-dar-majlese-panjom.htm
(٣)ـ دکتر حسین فاطمی بعد از شکست کودتای اول (٢٥ مرداد ١٣٣٢) و مطلع شدن از رفتار ناشایست مأمورین ستاد کودتا با همسر و فرزندش در شب ٢٤ مرداد و فرار شاه به خارج از کشور، علیه شاه ، دربار و سلطنت و دفاع از نظام جمهوری مقالاتی در روزنامه باختر امروز به نگارش درآورد، « این دربار شاهنشاهی روی دربار سیاه فاروق را سفید کرد » (٢٥ مرداد ١٣٣٢ ). « خائنی که می خواست وطن را به خاک و خون بکشد فرار کرد » (٢٦ مرداد ١٣٣٢). « شرکت سابق (نفت) و روزنامه های محافظه کار لندن دیروز عزادار بودند».(٢٧ مرداد ١٣٣٢) (٤) ـ کرمیت روزولت، کتاب ضد کودتا ، صفحات ۲۰۰ و ۲۰۱ .
(٥)ـ حمید رضا مسیبیان ، زندگینامه دکتر حسین فاطمی ،
به نقل از نشریه اینترنتی « باختر امروز»
http://www.geocities.com/bakhtar_emrooz/fatemi.htm
(٦)ـ اسناد سخن می گویند - برگردان و به کوشش احمد علی رجائی و مهین سروری ( رجایی ) - تهران ، انتشارات قلم ، ١٣٨٣ - جلد دوم - ص ١٢٠٠ - گزارش از سوی هندرسن سفیر امریکا در ایران به وزارت امور خارجه - تهران ٢١ اوت ١٩٥٣ ، ١ بعد از ظهر( سند شماره ٣٥٠ تلگر اف ٢١٥٣- ٨ / ٧٨٨٠٠ )
ـــ چرا آمریکا و انگلیس و شاه بر اعدام فاطمی اصرار داشتند؟ انقلاب اسلامی درهجرت ، شماره ٦٠٦ از ٢٤ مهر تا ٧ آبان ـ بمناسبت پنجاهمین سالروز
شهادت دکتر حسین فاطمی.بمناسبت پنجاهمین
به نقل از سایت انقلاب اسلامی در هجرت،
http://goto.glocalnet.net/banisadr_arkiv/magh۳-۶۰۶.htm
(٧)ـ یادداشت دکتر مصدق راجع به شهید سید حسین فاطمی.، نامه های دکتر مصدق ـ گردآورنده: محمد ترکمان ـ صفحه ٣٧٦ ـ جلد اول ـ چاپ دوم : ١٣٧٥ـ نشر هزاران.

منبع : پایگاه اطلاع‌رسانی فرهنگ توسعه

مطالب مرتبط

آیت الله سیدمحمد باقر صدر


آیت الله سیدمحمد باقر صدر
آیت‌الله سید‌محمد باقر صدر از علما و متفكران برجستهٔ مجاهد شیعه عراق در قرن چهاردهم هجری، فرزند سید حیدر و نوه مجاهد معروف سید اسماعیل صدر و از خاندان معروف صدر بود. و در ۲۵ ذیقعده ۱۳۵۳ق در شهر كاظمین، به دنیا آمد. در سه سالگی پدرش را از دست داد و مادر فاضله‌اش (دختر شیخ عبدالحسین آل یاسین) تربیت و پرورش او را بر عهده گرفت و برادر بزرگش سید اسماعیل او را تعلیم داد. در پنج سالگی به مدرسه رفت و اندكی بعد آوازهٔ نبوغ بی‌نظیر و استعداد سرشارش در همه شهر پیچیده و به سفارش دایی‌های خود شیخ محمدرضا آل یاسین و شیخ مرتضی آل یاسین، به تحصیل حوزوی روی آورد.
منطق و معالم را در دوازده سالگی نزد برادرش خواند و بسیاری از كتب درسی دوره عالی فقه و اصول را بدون استاد مطالعه كرد و دروس دوره سطح را در مدت كوتاهی گذراند. در ۱۳۶۵ ق برای ادامهٔ تحصیلات، از كاظمین عازم نجف اشرف گردید و در درس دایی خود شیخ محمدرضا آل یاسین و‌آیت‌الله خویی، حاضر شد و به واسطهٔ نبوغ و هوشمندی كم نظیرش، مورد توجه خاطر او قرار گرفت.وی تا پیش از رسیدن به سن بلوغ به مرحله اجتهاد رسید ودر پانزده سالگی صاحب فتوا گردید. او علاوه بر دروس جاری حوزه، فلسفه را نیز نزد شیخ صدرا بادكوبه‌‌ای آموخت و فلسفه‌های متأخر اروپایی را نیز به دقت مورد مطالعه و تحقیق قرار داد.
سید محمد‌‌باقر صدر در بیست سالگی به تدریس كتاب كفایۀ‌الاصول پرداخت و در بیست و پنج سالگی تدریس دوره خارج اصول و در بیست و هشت سالگی دوره خارج فقه را براساس كتاب عروۀالوثقی آغاز كرد و نوآوری‌هایی در هر دو حوزه فقه و اصول ارائه كرد. در كنار تألیف و تصنیف در اغلب رشته‌های علوم اسلامی، به تعلیم و تربیت شاگردان فاضل و متعهد، توجه خاصی مبذول داشت. وی فقیهی دانشمند، آگاه به مسائل و نیازهای فكری و سیاسی جهان اسلام و شجاع و پرهیزكار بود.
در ۱۳۳۷ / ۱۹۵۸ كه ژنرال عبدالكریم قاسم رژیم سلطنتی عراق را برانداخت و حكومت جمهوری در آن كشور اعلام نمود، كمونیست‌ها با استفاده از آزادی عمل سیاسی كه قاسم برای آنها به وجود آورده بود موجی از تبلیغات الحادی و ضد اسلامی در عراق به راه انداختند. از این رو گروهی از علمای شیعه عراق برای رویارویی با این هجوم تبلیغاتی، « جماعۀالعلماء نجف» را تأسیس كردند كه هر چند سید محمد‌باقر صدر عضو ‌آن نبود لكن نقش رهبری اصلی جمعیت را بر عهده داشت. جماعۀالعلماء برای مقابله با حركت‌های كفرآمیز حكومت عراق، اقدام به صدور بیانیه، اعلامیه و انتشار نشریات سیاسی و ایدئولوژیك نمود. مجلۀالاضواء كه در ۱۹۶۱ منتشر شد از آن جمله بود و سرمقاله‌های پنج شماره اول آن تحت عنوان «رسالتنا» به قلم صدر بود.
به پیشنهاد آیت‌ الله سید محسن حكیم و به منظور رد مكتب فلسفی كمونیسم و طرح مكتب فلسفی اسلام و برتری‌های آن، كتاب فلسفتنا (فلسفه ما) را در ۱۳۷۹ ق تألیف كرد . پس از آن برای معرفی نظام اقتصادی اسلام و امتیازات آن نسبت به نظامهای اقتصادی سوسیالیستی و سرمایه‌داری، كتاب اقتصادنا (اقتصاد ما) را در ۱۳۸۱ ق تألیف و منتشر ساخت.
در ربیع‌الاول ۱۳۷۷ق، گروهی از علمای آگاه و مجاهد شیعه عراق در صدد برآمدند تا حزبی براساس ایدئولوژی اسلامی تأسیس كنند و آن را «حزب الدعوۀ الاسلامیۀ» (حزب دعوت اسلامی) نامیدند. آیت‌الله صدر علاوه برتأیید آن حزب، برنامه و اساسنامه آن را نیز تدوین كرد اما اعتقاد داشت كه شأن روحانیت ایجاب می‌كند كه در تشكیلات و سازمان‌های سیاسی وارد نشوند و از جایگاه والای معنوی روحانیت ایفای نقش نمایند و خود نیز به توصیه آیت‌الله حكیم، از حزب كناره گرفت.
بعد از تبعید امام به تركیه، او با امام ابراز همدردی كرد و پس از تبعید ایشان به نجف اشرف در ۹ جمادی‌الثانی ۱۳۸۵ ق، به همراه گروهی از علمای نجف از امام به گرمی استقبال كرد. وی طی اقامت سیزده سالهٔ امام در عراق، روابط نزدیك و دوستانه‌ای با ایشان داشت.
پس از رحلت آیت‌الله حكیم در ۱۳۴۹، دوران مرجعیت آیت‌الله صدر آغاز شد و بسیاری از مردم عراق از او تقلید كردند. در همان سال‌ها وی كوشید تا اهداف و سازمان مناسب و شایسته‌ای متناسب با تحولات فكری و اجتماعی جامعه ایجاد كند و جلسات منظمی نیز بدان منظور تشكیل داد. از نظر او حكومت آرمانی در عصر غیبت، حكومت اسلامی بود كه بر دو پایه ولایت فقیه و شورا قرار داشت.
وی پس از رسیدن به مقام مرجعیت، در فتوای تاریخی خود، حزب بعث را تكفیر كرد. متن این فتوا چنین است: «به اطلاع عموم مسلمانان می‌رساند كه پیوستن به حزب بعث، تحت هر عنوان، شرعاً حرام است و هرگونه همكاری با آن به منزلهٔ یاری ظالم و كافر، و دشمنی با اسلام و مسلمین است.»
حدود دو سال بعد كه رژیم بعث عراق از فعالیت‌های حزب الدعوۀ و دیگر گروه‌های مبارزه به وحشت افتاد، بسیاری از مبارزان و مجاهدان را به زندان انداخت و در ماه رجب ۱۳۹۲ ق سید محمدباقر صدر را كه در بیمارستان نجف اشرف بستری بود دستگیر نموده و به بیمارستان كوفه منتقل كرد اما به علت اعتراض گستردهٔ علما و مردم ناگزیر شد كه او را آزاد كند. رژیم عراق برای ارعاب آیت‌الله صدر و دیگر مجاهدان در ۱۳۹۴ ق، پنج تن از شاگردان وی را دستگیر و اعدام كرد. در اربعین ۱۳۹۷ ق به دستور آیت الله صدر، تظاهرات ده‌ها هزار نفری عزاداران حسینی در شهرهای كربلا و نجف، به تظاهراتی بر ضد رژیم بعثی تبدیل شد. روز بعد مأموران امنیتی رژیم عراق، تعداد زیادی از تظاهركنندگان را دستگیر، زندانی و شكنجه نمودند و آیت‌الله صدر نیز برای دومین بار دستگیر شد و پس از چند ساعت شكنجهٔ جسمی و روحی آزاد گردید.
رژیم بعثی عراق برای خنثی كردن فعالیت‌های آیت‌الله صدر، گروهی از روحانی‌نمایان را به عنوان امام جماعت و واعظ به مساجد شهرها فرستاد، اما این بار نیز آیت‌الله صدر طی فتوایی این حركت رژیم را ناكام گذارد و اعلام داشت: «به اطلاع عموم مسلمانان عراقی می‌رساند كه شركت در نماز جماعت كسانی كه از سوی مراجع مسلمین تعیین نشده‌اند، از نظر شرع مقدس اسلام، حرام است.»
با اوجگیری انقلاب اسلامی در ایران به رهبری امام خمینی در ۱۳۵۷، رژیم عراق كه از ایجاد انقلاب مشابهی در عراق به شدت نگران بود، درصدد تخطئه انقلاب اسلامی ایران برآمد اما آیت‌ الله صدر با آگاهی از اهداف بعثی‌های عراقی، در نامه‌ای كه به امام در پاریس نوشت، از قیام شكوهمند و شجاعانهٔ مردم مسلمان ایران به رهبری الشأن تجلیل كرد و با تمام اخلاص و شجاعت، آمادگی خود را برای همكاری با رهبر انقلاب و امت قهرمان ایران اعلام داشت. پس از آن نامه‌هایی نیز به شاگردان و مریدانش در ایران نوشت و به آنان دستور داد كه با مردم انقلابی ایران همگام شوند و از فداكاری در راه پیروزی انقلاب اسلامی دریغ نورزند و خود را در اطاعت از امام خمینی فانی سازند، همانگونه كه او خود، در راه تحقق اهداف و ‌آرمان‌های اسلامی ذوب شده است. در فتوایی نیز شهدای انقلاب اسلامی ایران را همچون شهدای قیام امام حسین (ع) دانست. این فتوای مهم، تبلیغات سوء و مغرضانه رژیم بعثی را بر ضد انقلاب اسلامی خنثی كرد و موجب اظهار همدردی مردم مسلمان عراق با مردم ایران گردید.
در فردای پیروزی انقلاب اسلامی ایران (۲۳ بهمن ۱۳۵۷)، آیت‌الله صدر كه بسیار شادمان بود در میان انبوهی از مردم و طلاب انقلابی در مسجد جواهری نجف سخنرانی كرد. او پس از شكرگزاری از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، نسبت به پیروی از اوامر امام خمینی و آگاهی از توطئه‌‌های دشمنان انقلاب اسلامی ایران، فردای آن روز تظاهراتی در شهرهای عراق برگزار شود و متعاقب آن، تظاهرات باشكوهی در شهرهای كربلا و نجف و سایر شهرها به راه افتاد. همزمان با آن آیت‌ الله صدر، طی پیامی به امام خمینی، پیروزی انقلاب اسلامی ایران را تبریك گفت و در پیامی دیگر به ملت ایران، از قهرمانی‌ها و فداكاری‌های آنان ستایش كرد و به ادامهٔ تبعیت از امام سفارش نمود. مدتی بعد نیز به مناسبت شهادت آیت‌‌الله مطهری، مجلس ختم باشكوهی در مسجد جواهری نجف برگزار كرد كه گروه كثیری از طبقات مختلف مردم در آن شركت نمودند.
در ۱۳۵۸،‌آیت‌الله صدر، رسالهٔ الاسلام یقود الحیاۀ را به عنوان مقدمه‌ای برای قانون اساسی نوشت و نماینده‌ای به عنوان رابط میان خود و امام خمینی تعیین و روانه ایران كرد.
در همان سال طی فتوای مشهور و تكان دهنده‌ای، مردم عراق را به براندازی رژیم بعثی عراق دعوت نمود و نوشت: «بر همه ملت مبارز و مسلمان عراق، واجب كفایی است كه به قیام مسلحانه بر ضد حزب بعث و سردمداران آن، اقدام كنند و مسئولان این حزب كافر را ترور نمایند تا خود را از چنگال این دژخیمان خونخوار نجات دهند.»
به دنبال آن، خانه آیت‌الله صدر به محاصره مأموران امنیتی عراق درآمد و رفت و آمد به خانه وی ممنوع شد، حتی از ورود سفیر ایران به منزل وی جلوگیری به عمل آمد.
آیت‌الله صدر به منظور روشنگری سیاسی، درس تفسیر قرآن تشكیل داد كه در آن گروه زیادی از عموم طبقات مردم شركت می‌كردند كه تا چهارده جلسه ادامه یافت. رژیم بعثی عراق كه از تشكیل چنین جلسه‌ای به شدت هراس داشت، بسیاری نمایندگان آیت‌الله صدر و دیگر افراد مؤمن و انقلابی را كه تعداد آن به هزاران نفر می‌رسید در سراسر كشور دستگیر كرد. آیت‌الله صدربه منظور اعتراض به این اقدام ضد انسانی روز ۱۶ رجب ۱۳۳۹ق را اعتصاب عمومی و اعلام نمود به دنبال آن بازارهای عراق تعطیل شد و مردم نجف به سمت خانه آیت‌ الله صدر شتافتند. فردای آن روز آیت‌الله صدر دستگیر و به بغداد انتقال یافت، اما بر اثر تظاهراتی كه در نجف،‌ كاظمین و دیگر شهرها به طرفداری از او برپا شد، رژیم بعث به ناچار او را آزاد كرد و روز ۱۸ رجب مردم نجف گروه گروه برای دیدار و بیعت با وی به منزل او رفتند.
رژیم بعث عراق كه با وجود آیت‌الله صدر، پایه‌های قدرتش را در خطر جدی می‌دید، درصدد قلع و قمع آیت‌الله صدر و هواداران او برآمد.از این رو خانه‌اش در نجف محاصره گردید كه مدت نُه ماه به طول انجامید. در طی این مدت، برخی از نمایندگان حزب بعث با او ملاقات كردند و تصمیم رژیم را مبنی بر همكاری با آن و یا شهادت وی، به اطلاعش رساندند. رژیم از او خواست تا از تأیید انقلاب اسلامی ایران و امام خمینی دست بردارد، با صدور بیانیه‌ای از مواضع حزب بعث حمایت كند، عضوت در حزب الدعوۀ را تحریم نماید و فتوای تحریم حزب بعث را پس بگیرد، اما او شهادت را بر تسلیم در برابر چنین شرایط ننگینی ترجیح داد.
در ۱۹ جمادی‌ الاول ۱۴۰۰ ق / ۱۶ فروردین ۱۳۵۹ بار دیگر آیت‌الله صدر در شهر نجف اشرف دستگیر شد و به بغداد منتقل گردید. در بغداد از او خواستند تا چند كلمه‌ای بر ضد انقلاب اسلامی ایران و امام خمینی بنویسد تا از مرگ حتمی نجات یابد اما او آشكارا این تقاضا را رد كرد و بر راه مستقیم و خلل ناپذیرش تأكید نمود. در نتیجه پس از سه روز شكنجه‌های وحشیانه، در ۲۲ جمادی‌الاول ۱۴۰۰ ق / ۱۹ فروردین ۱۳۵۹ به شهادت رسید و تحت نظر شدید مأموران امنیتی در آرامگاه خانوادگی شرف‌الدین در نجف اشرف به خاك سپرده شد.
پس از چند روز كه خبر شهادت آیت‌الله صدر قطعی شد امام خمینی، طی پیامی كه در ۲ اردیبهشت ۱۳۵۹ صادر كرد از وی به عنوان «شخصیت علمی و مجاهد كه از مفاخر حوزه‌های علمیه و از مراجع دینی و متفكران اسلامی بود» یاد نمود و به همان مناسبت از روز ۳ اردیبهشت سه روز عزای عمومی اعلام داشت.
آیت‌الله سید محمد‌باقر صدر در اغلب رشته‌های علوم اسلامی تبحر داشت. وی معتقد بود كه باید در دروس حوزه‌های علمیه تحولی پدید آید و طلاب و روحانیون نباید فقط به درس‌ های معمول فقه و اصول اكتفا كنند بلكه باید به مسائل علمی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جدید آشنا شوند. به نظر وی كتاب های درسی مرسوم در حوزه‌ها به ویژه در مبحث فقه و اصول، پیچیده و ناهماهنگ با شرایط روز بوده و به شیوهٔ قدیمی است. در این كتاب‌ها مسائلی مطرح شده كه امروزه به كلی منسوخ و متروك شده است و در این زمینه دست به تألیفاتی زد كه ضمن ساده نویسی مطالب كتاب‌های قدیمی، آن رادر طرحی نو و روشی جدید برای طلاب فقه و اصول به نگارش درآورد و بدین وسیله توانست تحول عظیمی در حوزه‌‌های علمیه به وجود آورد. وی این كار را با دو تألیف الفتاوی الواضحۀ (در فقه)، و دروس فی علم الاصول ( در اصول) انجام داد.
آثار دیگر او از این قرار است : فدك فی التاریخ؛ غایۀ‌الفكر فی علم الاصول؛ فلسفتنا؛ اقتصادنا؛ المعالم الجدیدۀلاصول؛ الاسس المنطقیۀ فی استقراء؛ بحوث فی شرح عروۀ‌‌الوثقی؛ المدرسۀ الاسلامیۀ؛ بحث حول المهدی؛ بحث حول الولایۀ؛ الاسلام یقود الحیاۀ؛ دور الائمۀ فی الحیاۀ الاسلامیۀ؛ نظام العبادات فی‌الاسلام.


به نقل از علمای مجاهد، مركز اسناد انقلاب اسلامی، صص ۲۹۶ ـ ۲۹۳.

وبگردی
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها - به‌جز وزارت ارشاد، هیچ‌یک از این 40 ارگان و نهاد در قبال میلیاردها تومان بودجه‌هایی که دریافت می‌دارند پاسخگو نبوده نیستند.
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار - ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی»
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی» - علی ربیعی وزیر کار، رفاه و امور اجتماعی در گفت‌وگوی تلفنی با خانواده یکی از خدمه نفتکش «سانچی» اظهار همدردی کرد.
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی - توقف عملیات خنک سازی و مهار آتش در شب گذشته، موجب رسیدن آتش به مخازن سمت چپ کشتی و انفجارهای شدید صبح امروز شد که در نهایت پس از چند ساعت به غرق شدن کامل نفتکش ایرانی انجامید.
از «خس و خاشاک» دیروز تا «آشغال» امروز
از «خس و خاشاک» دیروز تا «آشغال» امروز - این اتفاق بیشتر از هر موضوع دیگری سبب شد تا مردم یاد خاطرات سال ۸۸ بیفتند؛ آن زمانی که یک فرد با به زبان آوردن سخنانی ناشایست و بدون تفکر، مردمی را که برای بیان خواسته‌های‌شان به خیابان‌ها آمده‌ بودند، خس و خاشاک خواند و سبب شعله‌ور شدن آتش شد.
عدالت با  6 دلار در سال!
عدالت با 6 دلار در سال! - فیلم - رضا رشیدپور در برنامه حالا خورشید با کنایه به واریز سود سهام عدالت گفت: به خارجی ها نگوییم این سود سهام عدالت ماست، بگوییم ما روز شش دلاری مزگان داریم.
تحقیری که در دنیا میشویم / نفتکش ایرانی خدمه ایرانی با پرچم پاناما
تحقیری که در دنیا میشویم / نفتکش ایرانی خدمه ایرانی با پرچم پاناما - اگر از همه این ابهامات در خصوص مالکیت این کشتی که بگذریم، مهم‌ترین سوالی که این روز‌ها مطرح است، به آتشی باز می‌گردد که ظاهرا قرار نیست خاموش شود و یک هفته است که می‌سوزد. حریقی که اگر نبود حادثه پلاسکو، ممکن بود آن را ناشی از بزرگ بودن سانچی و حجم زیاد بارش بدانیم یا برعکس، از ناتوانی اطفاکنندگان در این ماجرا گلایه سردهیم، اما حالا به شکل گیری ابهامی بزرگ‌تر منجر شده...
ورود بی‌چادر و باآرایش به این بیمارستان ممنوع است
ورود بی‌چادر و باآرایش به این بیمارستان ممنوع است - خانم مسئول انتظامات جلوی درمانگاه بیمارستان بقیه‌الله ایستاده، جلوی زنان مانتویی را می‌گیرد و با گرفتن کارت شناسایی به آنها چادر می‌دهد. خیلی از زنان اینجا قبل از ورود به بیمارستان مانتویی هستند اما با گذشتن از در ورودی چادری می‌شوند.
کسی به ایرانی ها اهمیتی نمی دهد
کسی به ایرانی ها اهمیتی نمی دهد - ممکن است دود وارد محیط ایزوله ای شود که احتمالا دریانوردان در آنجا حضور دارند، پرسیده ایم چرا نجاتشان تا این حد طولانی شده است؟ گفته می شود چینی ها کم کاری می کنند ناراحتم از اینکه وقتی کشتی چینی تصادف کرد همه سرنشینان آن سالم هستند اما کسی به ایرانی ها اهمیتی نمی دهد.
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت - رسانه های مطرح یونانی با انتشار تصاویری از رابطه عاطفی ملی پوش ایرانی باشگاه المپیاکوس با یک میلیاردر یونانی - آمریکایی پرده برداشتند و مدعی شدند این دو تصمیم خود را برای ازدواج قطعی کرده اند.
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟ - بخشی از تکثر مسئولیت های بعضی چهره‌های سیاسی به بی‌اعتمادی نظام به افراد کارآمد برمی‌گردد و علت دیگر این موضوع، اعتماد غیرمعقول به این افراد است. با این حال این افراد هرچقدر هم که توانمند باشند، از نظر روان شناسی و انسان شناسی در بخشی از مسئولیت های خود ناموفقند.
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود!
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود! - فیلم - حسین عطایی ۱۰ سال دارد و در حوزه طراحی مفهومی خودرو فعالیت می کند. او ۶ اختراع ثبت شده دارد، مدرسه نمی رود و از دو شرکت تسلا و ولوو دعوت به همکاری شده است. او مشاور رییس سازمان برنامه و بودجه است. گفتگوی رضا رشیدپور با نابغه ١٠ساله طراحی خودرو را اینجا ببینید.
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت !
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت ! - تست برخورد جلوی خودرو با سرعت 50 کیلومتر در ساعت برای سمند TU5 ، توسط یکی از سازمانهای معتبر ارزیابی خودرو در انگلستان صورت گرفت.
کشور محل درمان آیت الله هاشمی شاهرودی مشخص شد (+عکس)
کشور محل درمان آیت الله هاشمی شاهرودی مشخص شد (+عکس) - سرانجام بعد از مدت ها سکوت درباره این که آیت الله سیدمحمود هاشمی شاهرودی برای درمان به کدام کشور رفته است، خبرگزاری اهل بیت(ع) از درمان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در آلمان خبر داد و نوشت:
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه - این فیلم حواشی زیادی را در فضای مجازی به همراه داشته است.
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم - اولین قسمت از برنامه هاردتاک کاکتوس را با صحبت های جذاب نیوشا ضیغمی در مورد خانواده و همسرش ، ماجرای صحبت های جنجالی یک هواپیما ، 8 سال احمدی نژاد و ...
    پربازدیدها