دوشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۷ / Monday, 16 July, 2018

«فاطمی جمهوریخواه بود اما من مشروطه خواه هستم»


«فاطمی جمهوریخواه بود اما من مشروطه خواه هستم»
● تاملی بر گفتار آقای دکتر سعید حجاریان:
بمناسبت پنجاه و سومین سالگرد اعدام دکتر سید حسین فاطمی
قبل از وارد شدن به بحث و اظهار نظر در رابطه با محتوی گفتارآقای دکتر سعید حجاریان تحت عنوان « فاطمی جمهوریخواه بود اما من مشروطه خواه هستم »،چون امروز مصادف است با پنجاه و سومین سالگرد اعدام دکتر سید حسین فاطمی، یکی از ارزنده ترین چهره های سیاسی تاریخ معاصر ایران ، رادمردی که برای آزادی، استقلال و سربلندی ملت ایران علیه استبداد و استعمار مبارزه کرد و در آن «راه» جان باخت، و یکی از نزدیکترین و متعهد ترین یاران دکتر مصدق در دوران نهضت ملی شدن صنعت نفت و دوران حکومت ملی و قانونی دکتر مصدق بود، بخاطر بزرگداشت آن زنده یاد، من سعی می کنم در این نوشته به رئوس برخی از ارزشهای هویتی او اشاره کنم.
آقای رضا خجسته رحیمی در گفتگوئی با دکتر سعید حجاریان ، مطلبی تحت عنوان « فاطمی جمهوری خواه بود اما من مشروطه خواه هستم » به نگارش در آورده که آن نوشته، در روزنامه «شهروند امروز» به چاپ رسده است.(١) در آن نوشته در باره جمهوریخواهی، سلطنت طلبی و مشروطه خواهی ، آنهم دررابطه با دکتر مصدق، دکتر فاطمی و برخی ازهمکاران و طرفداران دکتر مصدق از جمله الهیار صالح، مهندس بازرگان ، مهندس حسیبی ، زیرک زاده ... اشاره رفته است. همچنین در آن نوشته بطور غیر مستقیم چنین جلوه داده شده است که گویا بین نظرات جمهوریخواهی و رادیکالیسم پیوندهائی وجود دارد، البته بدون اینکه وی در آن گفتگو به خصوصیات و احیانا ارزش ها و یا ضد ارزشهائی که هر یک از این سیستم های حکومتی (سلطنت ، سلطنت مشروطه، جمهوری) در بر دارند ، اشاره ای کرده باشد و در آن باره توضیحاتی داده باشد. در واقع آن گفتار به صورتی که در آن گفتگو بنام آقای حجاریان مطرح شده است، نمی تواند بیانگر خصوصیات و ویژگیهای نظامهای حکومتی مورد بحث باشد.
● آقای رضاخجسته رحیمی نوشته خود را چنین شروع کرده است:
"گپ‌وگفت ما با او که آغاز شد، سعید حجاریان یک پیشنهاد داد: «من معتقدم که کتابی باید نوشته شود به نام «همه مردان مصدق». در میان مردان مصدق، افرادی همچون حسیبی، زیرک‌زاده، صدیقی، افشار طوس، بازرگان،‌ اللهیار صالح، فاطمی، مکی به چشم می‌خورند که جای دارد کتابی در روایت افکار و نگاه‌های متفاوت آنها نوشته شود. چرا که در میان مردان مصدق، سه طیف گسترده وجود دارد؛ فاطمی در سمت چپ و جبهه رادیکال‌ها قرار دارد و کاملا جمهوریخواه است. در طرف مقابل، هم افرادی مثل اللهیار صالح و صدیقی قرار دارند که نگاهشان متمایل به سلطنت است و در منتهی ‌الیه این طیف، حسین مکی قرار می‌گیرد. در میانه این دو طیف نیز محمد مصدق جای می‌گیرد که یک مشروطه‌خواه است.» (تکیه در همه جا از من است ـ منصور بیات زاده.)
در این گفتگو، آقای حجاریان پیشنهاد نگارش کتابی تحت نام «همه مردان مصدق»، را داده است. پیشنهاد و خواستی که بنظر من بسیار ارزنده و بجا می باشد. چون وجود چنین کتاب و یا کتابهائی می تواند کمکی برای شناخت بهتر تاریخ سیاسی وطنمان و اصولا آشنا شدن همه جانبه به دوران نهضت ملی شدن صنعت نفت برهبری دکتر مصدق و فعالین سیاسی آن دوران باشد. البته ، بشرطی که در هنگام نگارش ، دقیقأ به نظرات و عملکردهای آن « مردان مصدق» ، آنچنان که بوده و عملکرده اند، توجه شود!
همچنین ضروریست خاطر نشان کرد که برای تفهیم بهتر مطالب کتاب مورد نظر و روشن کردن تمام جوانب ، به جوّ سیاسی که در آن مقطع تاریخی بر وطنمان ایران حاکم بوده است، چگونگی سطح اطلاعات عمومی مردم ایران و ماهیت و عملکرد دیگر نیرو های سیاسی ایرانی و چگونگی ماهیت سیاست و عملکرد دولت های استعمارگر و نیروهای وابسته به آنها نیز باید پرداخته شود.
اشاراتی که من در باره چگونگی نگارش مطالب آن کتاب ( همه مردان مصدق) نمودم، فقط یاد آوری بود، که اگر بنا باشد کتاب تاریخی به نگارش در آید که محتوی آن کتاب بیانگر رویدادهای واقعی آن زمان باشد و نه تحریف اتفاقات و وارونه جلوه دادن مسائل تاریخی آن دوران، آنچنانکه در بسیاری از کتابهای تاریخی که از سوی برخی از طرفداران و توجیه گران رژیم حاکم( جمهوری اسلامی) ، طرفداران رژیم سرنگون شده پهلوی و یا برخی ازعناصر چپ سابق ــ که اکنون افتخار دارند که از پرچمداران دشمنی با دکتر مصدق و نهضت ملی ایران هستند ــ نوشته شده اند نباشد، حتمأ باید به یکسری روابط و ضوابطی که برای نگارش تاریخ ضروری و لازم می باشد، توجه نمود!
با توجه به محتوی نقل قول بالا از نوشته « فاطمی جمهوریخواه بود اما من مشروطه خواه هستم » ، مشاهده می کنیم که آقای دکتر حجاریان در گفتگو با آقای رضا خجسته رحیمی ، همکاران و طرفداران دکتر مصدق را به «جمهوریخواه » و «سلطنت طلب » تقسیم بندی کرده و در آن تقسیم بندی ، تنها از دکترمصدق بعنوان «مشروطه خواه» نام برده است. بنظر من، چنین قضاوتی در باره چگونگی هویت سیاسی «همه مردان مصدق» ، نظراتی ناقص و غلط می باشند و بهیچوجه بیانگر «روایت افکار و نگاه‌های متفاوت» آن « مردان» در آن مقطع تاریخی نیستند.
حال توضیح می دهم چرا و بچه دلیل من چنین قضاوتی را از سوی آقای حجاریان نسبت به هویت «همه مردان مصدق»، صحیح ارزیابی نمی کنم و به آن اعتراض دارم.
از آنجائی که آقای دکتر سعید حجاریان در آن گفتگوی خود با آقای رضا خجسته رحیمی ، فقط به نظرات آن مردان در رابطه با طرفداری شان از چگونگی نوع نظام حکومتی اشاره نموده است، من نیز در این نوشته فقط به توضیحاتی در همین مورد مشخص بسنده می کنم و در باره طرفداری آن «مردان مصدق» از مبارزه بخاطر کسب استقلال و برقراری حاکمیت ملی (سوورنیتت) ، یعنی قطع نفوذ دولت انگلیس و شرکت نفت از وطنمان ایران، موضوعی سیاسی که پایه اصلی شکل گرفتن نهضت ملی شدن صنعت نفت و خلع ید از شرکت غاصب نفت انگلیس و در حقیقت پایان دادن به نفوذ سیاسی دولت استعمارگر انگلیس در ایران شد، سخنی نمی گویم. ولی اگر بنا باشد از مصدق و مردان مصدق فقط در باره طرفداری آنها از چگونگی نوع « حکومت» سخن گفت ــ موضوع بحث گفتگوی دکتر حجاریان با آقای رضا خجسته رحیمی منتشر شده در روزنامه «شهروند امروز» ــ ، باید خاطر نشان کرد که اشتباه بزرگی خواهد بود اگر آن جماعت را به «جمهوریخواه» و «سلطنت طلب» تقسیم نمود و فقط دکتر مصدق را « مشروطه طلب » خواند!
اگر بنا باشد بطور صحیح در باره مصدق و «مردان مصدق» به قضاوت نشست ، حتما باید بر این موضوع توجه داشت که یکی از خصوصیات محوری نظرات و عقاید دکتر مصدق در کنار دفاع از «استقلال و حاکمیت ملی (سوورنیتت) و تمامیت ارضی ایران» ، تاکید و توجه آنها ، همچنین دفاع از « حاکمیت قانون » و «حاکمت ملت» ( حاکمیت مردم) بوده است.
از خاطر نباید بدور داشت که «حاکمیت قانون» و «حاکمیت ملت» از دست آوردهای انقلاب مشروطیت است. یعنی مصدق و «مردان مصدق» ، بدین خاطر که بر این دست آوردهای انقلاب مشروطیت در مبارزات و فعالیت های سیاسی خود تاکید داشتند و برای کسب آنها مبارزه کردند، آن «ارزشها» ، به بخشی از هویت سیاسی آنها تبدیل شده بود، و در آن رابطه بود که همگی آنها«مشروطه خواه» بودند. یعنی بنظر مصدق و نیروهای مصدقی ( مردان مصدق ) ، شخص پادشاه که در نظام « سلطنت استبدادی » بدون هیچگونه محدودیتی و قبول روابطی که قدرت او را محدود و مشروط نماید، بعنوان «قدرقدرت» ، حاکم بر سرنوشت مردم ایران بود و بتنهائی می توانست در باره تمام مسائل سیاسی ـ اجتماعی و دولتی تصمیم بگیرد و طی «فرمان» و «حکم حکومتی» به رتق و فتق تمام امور سیاسی ـ اجتماعی و دولتی بپردازد. اما دراثر انقلاب مشروطیت ، حقوق پادشاه مستبد و قدرقدرت، «محدود» و «مشروط» به روابط در نظر گرفته شده در اصول قانون اساسی مشروطیت شد و در این رابطه بود که بجای «سلطنت استبدادی» از «سلطنت مشروطه» صحبت بمیان آمد. نظام حکومتی که شخص پادشاه از حق «حکومت» کردن و صادر نمودن «فرمان» و «حکم حکومتی» محروم شد و آن مقام ، به یک نهاد « تشریفاتی» تبدیل شد. در همین رابطه بود که دکتر مصدق در مجلس پنجم بدفاع از نظام « مشروطیت» و « حاکمیت قانون » و « حاکمیت ملت» پرداخت و در رابطه با آن طرز تفکر بود که با به « سلطنت» رسیدن رضا خان سردار سپه به مخالفت برخاست و در جلسه نهم آبان ماه ١٣٠٤ در مجلس شورایملی بیان داشت:
...«خوب آقای رییس الوزرا سلطان می شوند و مقام سلطنت را اشغال می کنند. آیا امروز در قرن بیستم هیچ کس می تواند بگوید یک مملکتی که مشروطه است پادشاهش هم مسئول است؟ اگر ما این حرف را بزنیم آقایان همه تحصیل کرده و درس خوانده و دارای دیپلم هستند، ایشان پادشاه مملکت می شوند، آن هم پادشاه مسئول. هیچ کس چنین حرفی نمی تواند بزند و اگر سیر قهقرایی بکنیم و بگوییم پادشاه است رییس الوزرا حاکم همه چیز است این ارتجاع و استبداد صرف است. ما می گوییم که سلاطین قاجاریه بد بوده اند، مخالف آزادی بوده اند، مرتجع بوده اند، خوب حالا آقای رییس الوزرا پادشاه شد اگر مسئول شد که ما سیر قهقرایی می کنیم. امروز مملکت ما بعد از بیست سال و این همه خون ریزی ها می خواهد سیر قهقرایی بکند و مثل زنگبار بشود که گمان نمی کنم در زنگبار هم این طور باشد که یک شخص هم پادشاه باشد و هم مسئول مملکت باشد. اگر گفتیم که یک شخص، هم پادشاه باشد و هم مسئول مملکت باشد اگر گفتیم که ایشان مسئول نیستند آن وقت خیانت به مملکت کرده ایم برای این که ایشان در این مقامی که هستند مؤثر هستند و همه کار می توانند بکنند، در مملکت مشروطه رییس الوزراء مهم است نه پادشاه.» (٢)
همچنین دکتر مصدق در دوران سلطنت محمد رضاشاه صحبت از این داشت که « شاه باید سلطنت کند و نه حکومت» و این بخش از گفتار او، به شعار مصدقیها (مردان مصدق) و بسیاری دیگر از ایرانیان آزادیخواه و مخالف با استبداد و دیکتاتوری در دوران سلطنت محمد رضاشاه پهلوی ، تبدیل شده بود! با توضیحاتی که رفت ، پس اگر بنا باشد در رابطه با «مردان مصدق» در آن مقطع تاریخی که دکتر مصدق فعالیت داشت صحبت نمود و در باره هویت و عملکرد آنها به قضاوت نشست،حتمأ باید از تمام آن «مردان» ، تا زمانیکه خود را « مصدقی » می دانستند و همسو با دکتر مصدق عمل می کردند، بعنوان «مشروطه خواه» نام برد و نه « سلطنت طلب.»
ضروریست یاد آور شد که من نیز همچون دکتر حجاریان براین نظرم که در دوران حکومت دکتر مصدق « جنبش جمهوریخواهی» وجود نداشته است و اصولا در آن مقطع تاریخی کمتر مردم با چنان نظام حکومتی آشنا بودند. اگر افرادی همچون دکتر حسین فاطمی ، دکتر محمد علی خنجی، دکتر مسعود حجازی ... صحبت از نظام «جمهوری » نموده اند ، اتخاذ این نوع موضعگیری سیاسی بطور علنی مربوط به مقطع تاریخی پس از شکست کودتای ٢٥ مرداد ١٣٣٢ می باشد. همان دورانی که «محمد رضا شاه » ، بنابر خواست تیم جاسوسی «سیا» علیه نظام سلطنت مشروطه دست به توطئه زده بود و بنا بر دستور مأمور سازمان جاسوسی «سیا» ، دو برگ کاغذ سفید را امضاء نمود و آنها را در اختیار آن تیم قرار داده بود، تا هر زمان که آن تیم جاسوسی تشخیص داد، روی یکی از آن کاغذ ها حکم عزل دکتر مصدق از مقام نخست وزیری نوشته شود و روی کاغذ دیگر حکم نخست وزیری برای فرد مورد اعتمادشان صادر گردد. باید بخاطر آورد که در همان مقطع تاریخی ، مردم کوچه و خیابان و برخی از فعالین سیاسی مجسمه های شاه و پدرش (رضاشاه) را به پائین کشیدند و به تخریب آنها پرداختند و محمد رضاشاه باتفاق ملکه ثریا از رامسر به رم فرار کرد!
بعد از کودتای ٢٨ مرداد ١٣٣٢ ، بعضی از فعالین مصدقی همچون دکترخنجی و دکترحجازی که در آن زمان از همکاران خلیل ملکی در تشکیلات حزب زحمتکشان ملت ایران (نیروی سوم) ، یکی از سازمانهای وابسته به جبهه ملی فعالیت می کردند ، به طرفداران از نظام جمهوری معروف شدند ، که آن زمان دیگر به دوران حکومت مصدق مربوط نمی شود.
بعد از کودتای ٢٨ مرداد ١٣٣٢، یکی از مسائل مورد اختلاف آن افراد( دکتر خنجی، دکتر حجازی...) با خلیل ملکی ، بر محور «جمهوریخواهی» بود.
بنظر من اشتباه بزرگی خواهد بود که «در میان مردان مصدق، افرادی همچون حسیبی، زیرک‌زاده، صدیقی، افشارطوس، بازرگان،‌ اللهیار صالح،فاطمی،مکی ...» را تا زمانی‌که آن افراد با دکتر مصدق همکاری و همراهی داشتند و کوشش داشتند تا حاکمیت قانون در ایران برقرار باشد، آن افراد را «سلطنت طلب» خواند. و چنین جلوه داد که گویا دکتر حسین فاطمی اگرچه از طرفداران واقعی دکتر مصدق بوده است، ولی همچون دکتر مصدق به شعار و خواست «شاه باید سلطنت کند و نه حکومت» ، آنچنان اعتقادی نداشته است و در دوران حکومت ملی مصدق بفکر تغییر نظام سلطنتی به جمهوری بوده است.
این واقعیتی است که تمام یاران و همکاران دکتر مصدق در آن مقطع تاریخی، همچون دکتر مصدق « مشروطه خواه » بودند! یعنی همگی آنها با دخالت شاه در امور مملکتی مخالف بودند! مخالفت با دخالت های بیجای شاه و درباریان ، ازجمله شاهدخت اشرف پهلوی و ملکه مادر ، خواهر و مادر شاه را نباید در آن مقطع تاریخی بحساب جمهوریخواهی آن افراد گذاشت!
● دکتر حجاریان در آن گفتگو بیان داشته است:
«مصدق می‌خواست که شاه را تخته‌بند قانون کند. حتی در دفاعیاتش می‌گوید که من به خاطر قسمی که خورده‌ام به شاه خیانت نمی‌کنم. دست ثریا را می‌بوسد،‌ به شاه احترام می‌گذارد و حتی وقتی شاه فرار کرد، به دنبال برچیدن بساط سلطنت نرفت. او می‌گفت که شاه باید سلطنت کند نه حکومت و شاه اختیاری در اداره امور ندارد چون مسوولیت متوجه او نیست. اما فاطمی کاملا جمهوریخواه بود. او تا آنجا که معاون نخست‌وزیر بود و سخنگو، از مصدق دفاع می‌کرد اما در «باختر امروز» یک جمهوریخواه کامل بود.»
اگرچه آقای حجاریان فراموش کرده است ، که همچنین متذکر شود که آن رادمرد وطن پرست و آزادیخواه در آن زمان همچنین ، «وزیر امور خارجه» دولت ملی و قانونی دکتر مصدق بود، در شب ٢٤ مرداد در منزلش از سوی مامورین ستاد کودتا ربوده شد، پس از شکست کودتای ٢٥ مرداد ( کودتای اول) آزاد و از رفتار ناشایست ماموران ستاد کودتا با همسر و فرزندش و فرار محمد رضاشاه باتفاق ملکه ثریا به خارج از ایران مطلع گردید ، در چنان وضعیت سیاسی است که دکتر فاطمی طی مقاله هائی در روزنامه باختر امروز به دربار و شاه حمله می کند و به روشنگری در باره خلع شاه از سلطنت و برقراری نظام جمهوری اشاره می نماید. (٣)
با نگاهی کوتاه به مقالاتی که دکتر فاطمی در دوران روزنامه نگاری اش نوشته است ، بسادگی می توان به این واقعیت پی برد که او در مخالفت با استبداد و قانون شکنی هیات حاکمه وقت و بخاطر برقراری حاکمیت قانون و حاکمیت ملت،اعتراض به سانسور و توقیف نشریات و تقلب در انتخابات ... به مبارزه پرداخته و دست به روشنگری زده است.
دکتر فاطمی در زمانی که محمد رضاشاه پهلوی دراثر همکاری با سازمانهای جاسوسی « سیا» و «اینتلیجنت سرویس» به توطئه علیه منافع ملی ، حاکمیت ملی (سوورنیتت) و حاکمیت ملت دست زد (٢٥ مرداد ١٣٣٢ ) پایان سلطنت پهلوی ــ پایان نظامی مستبد و وابسته به بیگانان ـ ، را اعلام داشت. چنان عملی را نباید منفی جلوه داد.
دکتر فاطمی در گفتار و نوشته هایش از پایان «سلطنت» صحبت کرد و نه از پایان «مشروطه خواهی»!
دکتر حجاریان در آن گفتگو با مخبر روزنامه «شهروند امروز» بیان می‌دارد: «جمهوریخواه تمام عیار، کسی است که اهل مذاکره نباشد، مثل امام خمینی که با شاه مذاکره هم نکرد» که اصولا روشن نیست که محتوی چنان گفتاری در باره آیت الله خمینی چه ربطی به خصوصیات «نظام جمهوری» و «جمهوریخواهی» دارد؟ مگر این که ایشان در آن گفتگو، با بیان آن مطالب که از سوئی تاکید بر «جمهوریخواه» بودن آیت الله خمینی نموده است و از سوی دیگر بر «مشروطه خواه» بودن خود پافشاری کرده است، می‌خواسته اعلام دارد که او دیگر آن سعید حجاریان دوران «امام» نیست و از نظرات و عقاید آن دوران خود فاصله گرفته است!! عده دیگر گفتار آقای حجاریان را چنین تعبیر و تفسیر می کنند که آقای حجاریان با آن گفتگو خواسته است بر این امر تاکید کند که باید وضع حاکم بر جامعه را پذیرفت و کوچکترین کوششی در جهت تغییر وضع سیاسی حاکم ننمود، چونکه جامعه کنونی ایران ، همچون زمانیکه دکتر فاطمی اعلام جمهوری کرد،آمادگی تغییرات کلی را ندارد! و یا...
همانطور که قبلا اشاره کردم ، رادیکال بودن افراد و پافشاری بر مواضع سیاسی، کوچکترین ربطی به طرفداری به نظام «جمهوری» و یا «جمهوریخواهی» ندارد!
مگر در دوران بعد از انقلاب مشروطیت ، دورانی که مجددأ استبداد بر وطنمان حاکم شد، چه در دوران سلطنت محمد علی شاه قاجار و چه در دوران سلطنت پادشاهان پهلوی ، در زمانی که آزادیخواهان و فعالین سیاسی خواستار اجرای قانون اساسی مشروطیت شدند و با اعمال و کردار خلاف قانون مخالفت می کردند، چنان افرادی را رادیکال تلقی نمی کرد، و آن‌ها را تحت پیگرد قرار نمی داد؟
آقای حجاریان در پاسخ به سئوال آقای رضا خجسته رحیمی ، مبنی بر:
"مشکل «جمهوریخواهی» فاطمی چه بود؟ "
می گوید:
«مشکل این بود که پس از کودتای ٢٨ مرداد،‌ مصدق و همه مردانش یا بیکار شدند و یا هم حداکثر، دادگاهی، اما فاطمی از میان همه آن‌ها، اعدام شد.»
بنا بر اظهارات کرمیت روزولت ، محمد رضاشاه پهلوی بخاطر قدردانی از وی، به‌ او می‌گوید:
«من تختم را مدیون خدا و ملتم و ارتشم و شما هستم»
و در پاسخ به کرمیت روزولت که در باره سرنوشت دکترمصدق و رهبران جبهه ملی از او سئوال کرده بود بیان می دارد: «در این مورد زیاد فکر کرده ام. مصدق محاکمه می شود. (در این موقع لب‌های شاه می لرزید) و به سه سال محکوم خواهد گشت ... ریاحی نیز مجازات مشابهی دارد. ولی یک استثنا وجود دارد و آن، حسین فاطمی است . او هنوز دستگیر نشده ولی به زودی او را پیدا می کنند. فاطمی، بیش ازهمه ناسزاگویی کرد. هم او بود که توده ایها را واداشت مجسمه های من و پدرم را سرنگون و خرد کنند. او، پس از دستگیری، اعدام خواهد شد.» (٤)
اما جز آن «مشکل جمهوریخواهی» که آقای حجاریان در رابطه با اعدام دکتر سید حسین فاطمی اشاره نمود ، مسائل دیگری، بخصوص مواضع قاطع دکتر فاطمی در دفاع از منافع ملی و حاکمیت ملی (سوورینیتت) همچنین نقش بزرگی در آن جنایت داشتند.
...«در دادگاه تجدید نظر، نیز که سری بود، حکم اعدام فاطمی تائید شد، محمد رضا شاه ، با تقاضای فرجام دکتر فاطمی موافقت نکرد. صبح روز ١٩ آبان ١٣٣٣ عده ای از افسران که در پیشایش آن‌ها سرتیپ تیمور بختیار و سرتیپ آزموده قرار داشتند، بزندان دکتر فاطمی رفتند. آزموده به فاطمی گفت : " اعلیحضرت با تقاضای شما موافقت نفرمودند. وصیتی دارید بفرمائید. شما که مکرر می فرمودید من از مرگ ابائی ندارم و مرگ حق است..."
دکتر فاطمی حرف آزموده را قطع کرد و گفت:" آری آقای آزموده ، مرگ حق است و من از مرگ ابائی ندارم . آنهم چنین مرگ پر افتخاری . من می میرم تا نسل جوان ایران از این مرگ درس گرفته و با خون خود از وطنش دفاع کند و نگذارد جاسوسان اجنبی براین کشورحکومت نمایند. من درهای سفارت انگلیس را بستم، غافل ازاین‌که تا دربار هست، انگلستان سفارت لازم ندارد." (٥)
«در گزارش ٢١ اوت ٥٣ هندرسن، سفیر وقت امریکا درایران به وزارت امور خارجه تاکید میکند که:
"عامل دیگر کمک کننده به اضطراب و ناراحتی، آن است که خطرناکترین رهبران ملی هنوز آزادند. مصدق، فاطمی ، شایگان، حسیبی و دیگران، به آسانی ممکن است با رهبران حزب توده در صدد طرح توطئه باشند. این حقیقت که فاطمی هنوز زنده است، علی رغم شایعات روز ۱۹ اوت در باره مرگ وی، بویژه دلسرد کننده است، زیرا که وی حیله گرترین و بدون ملاحظه ترین فرد از اطرافیان مصدق محسوب می شود. این باور وجود داشت که وی با روحیه انتقام جویی تردید در کمک به پیوند اتحاد و همکاری میان ملیون و توده ای ها، علیه غرب را به خود راه نمی دهد." (٦)
و دکتر مصدق در باره ملی شدن صنعت نفت و نقش دکتر فاطمی گفته است:
" اگر ملی شدن صنعـت نفت خدمت بزرگی است که به مملکت شده، باید از آن کسی که اول این پیشنهاد را نمود سپاسگزاری کرد و آن کس شهید راه وطن دکتر حسین فاطمی است" (٧)
حال چرا و بچه دلیل آقای دکتر سعیدحجاریان که بعنوان یکی از جوانان رادیکال معروف به خط امام ، که در اوائل انقلاب در کنار دیگر «جوانان خط امامی» نقش بزرگی در «رادیکال» کردن فضای سیاسی جامعه و در آن رابطه سرکوب و تحت پیگرد قرار دادن و در نتیجه طرد بخش بسیار بزرگی از نیرو های سیاسی و در واقع نیروهای دگراندیش از جامعه داشته است ، خود را در مقایسه با دکتر فاطمی ،«مشروطه خواه» می نامد و دکتر سید حسین فاطمی را «جمهوریخواه»؟!
و نیز روشن نیست که چرا آقای حجاریان در گفتگویش با آقای رضا خجسته رحیمی، سعی کرده است تا به «جمهوریخواهی» بار منفی بدهد؟!
آقای دکتر حجاریان حتما می داند که «مشروطه خواهی» ، صفتی نیست که تنها مربوط به نظام سلطنتی باشد. بلکه آن «مقوله» به معنی قبول روابط حکومتی است که هیات حاکمه خود را مقید به محترم شمردن روابط قانونی بداند، و شروط و روابط قید شده در قانون اساسی را در تمام امور حکومتی کاملا قبول داشته و به آن عمل کند و مقام خود را، « فراقانونی» فرض ننماید. در واقع با «استبداد» مخالف باشد. چون عملکرد «فراقانونی» چیزی جز «استبداد» نیست!
در آن نظام جمهوری که هیات حاکمه حاضر به محترم شمردن اصول قانون اساسی نباشد و در جهت متحقق کردن آن نکوشد و برای خود حقوقی «فرا قانونی» طلب کند، باوجود این‌که واژه «جمهوری» بخشی از نامش را تشکیل می دهد، چنان نظامی چیزی جز یک رژیم استبدادی بیشتر نخواهد بود. پس در رژیم جمهوری ، اگر هیات حاکمه نخواهد همچون پادشاه مستبد عمل کند، حتما باید در چارچوب قانون اساسی عمل نماید و برای حاکمیت ملت ، انتخابات آزاد و دمکراتیک احترام قائل شود و در واقع «مشروطه خواه» باشد!
درود بر مصدق،
گرامی باد خاطره دکتر حسین فاطمی،
زنده باد «راه مصدق.»

دکتر منصور بیات زاده
۱۹ آبان ماه ۱۳۸۶ برابر با ١٠ نوامبر ٢٠٠٧
مصادف با ٥٣ امین سالگرد اعدام دکتر حسین فاطمی
Dr.bayatzadeh@ois-iran.com
www.ois-iran.com
▪ پانویس:
(۱) ـ آن مطلب همچنین از سوی برخی از سایت های اینترنتی مجددأ منتشر شده است.
به نقل از سایت امروز
http://emruz.biz/ShowItem.aspx?ID=۱۰۸۳۳&p=۱
ــ به نقل از سایت سازمان سوسیالیست های ایران
www.ois-iran.com/ois-iran-۳۲۸۵-dr-said-hadjariyan-fatemie-jomhorikhah-bod-man-mashrotahkhah-hastam-۱۳۸۶.htm ٢) ـ نطق دکتر مصدق در مخالفت با پایمال کردن اصول قانون اساسی مشروطیت و پادشاه شدن رضاخان سردارسپه در مجلس شورایملی دوره پنجم
قانونگذاری ـ نهم آبان ماه ١٣٠٤ .
به نقل از سایت سازمان سوسیالیست های ایران:
http://www.tvpn.de/ois/ois-iran-notghe-dr-mossadegh-dar-majlese-panjom.htm
(٣)ـ دکتر حسین فاطمی بعد از شکست کودتای اول (٢٥ مرداد ١٣٣٢) و مطلع شدن از رفتار ناشایست مأمورین ستاد کودتا با همسر و فرزندش در شب ٢٤ مرداد و فرار شاه به خارج از کشور، علیه شاه ، دربار و سلطنت و دفاع از نظام جمهوری مقالاتی در روزنامه باختر امروز به نگارش درآورد، « این دربار شاهنشاهی روی دربار سیاه فاروق را سفید کرد » (٢٥ مرداد ١٣٣٢ ). « خائنی که می خواست وطن را به خاک و خون بکشد فرار کرد » (٢٦ مرداد ١٣٣٢). « شرکت سابق (نفت) و روزنامه های محافظه کار لندن دیروز عزادار بودند».(٢٧ مرداد ١٣٣٢) (٤) ـ کرمیت روزولت، کتاب ضد کودتا ، صفحات ۲۰۰ و ۲۰۱ .
(٥)ـ حمید رضا مسیبیان ، زندگینامه دکتر حسین فاطمی ،
به نقل از نشریه اینترنتی « باختر امروز»
http://www.geocities.com/bakhtar_emrooz/fatemi.htm
(٦)ـ اسناد سخن می گویند - برگردان و به کوشش احمد علی رجائی و مهین سروری ( رجایی ) - تهران ، انتشارات قلم ، ١٣٨٣ - جلد دوم - ص ١٢٠٠ - گزارش از سوی هندرسن سفیر امریکا در ایران به وزارت امور خارجه - تهران ٢١ اوت ١٩٥٣ ، ١ بعد از ظهر( سند شماره ٣٥٠ تلگر اف ٢١٥٣- ٨ / ٧٨٨٠٠ )
ـــ چرا آمریکا و انگلیس و شاه بر اعدام فاطمی اصرار داشتند؟ انقلاب اسلامی درهجرت ، شماره ٦٠٦ از ٢٤ مهر تا ٧ آبان ـ بمناسبت پنجاهمین سالروز
شهادت دکتر حسین فاطمی.بمناسبت پنجاهمین
به نقل از سایت انقلاب اسلامی در هجرت،
http://goto.glocalnet.net/banisadr_arkiv/magh۳-۶۰۶.htm
(٧)ـ یادداشت دکتر مصدق راجع به شهید سید حسین فاطمی.، نامه های دکتر مصدق ـ گردآورنده: محمد ترکمان ـ صفحه ٣٧٦ ـ جلد اول ـ چاپ دوم : ١٣٧٥ـ نشر هزاران.

منبع : پایگاه اطلاع‌رسانی فرهنگ توسعه

مطالب مرتبط

تبعیدو مرگ رضا شاه

تبعیدو مرگ رضا شاه
استعفا و تبعید رضا شاه پس از آن صورت گرفت كه دولتهای روسیه و انگلستان به دلیل مناسبات رو به گسترش رضا شاه با آلمان هیتلری، سه بار به وی هشدار دادند. در آن زمان اخبار و گزارشهای دریافتی از جبهه‌های جنگ دوم جهانی حاكی از پیشرفت روز افزون آلمان و شكست‌ها و عقب‌نشینی‌های متفقین بود. رضا شاه نیز كه پیش‌بینی پیروزی آلمانی‌ها را در جنگ داشت نه برای حفظ استقلال كشور، بلكه برای حفظ موجودیت خود و رژیمش «بی‌طرفی در جنگ» اعلام كرده بود.
۲۵ شهریور ۱۳۲۰ كه رضا شاه، سه هفته پس از اشغال ایران توسط متفقین، تبعید شد، روز پایان حیات سیاسی او و آغاز حیات سیاسی فرزندش محمدرضا پهلوی است.
استعفا و تبعید رضا شاه پس از آن صورت گرفت كه دولتهای روسیه و انگلستان به دلیل مناسبات رو به گسترش رضا شاه با آلمان هیتلری، سه بار به وی هشدار دادند. در آن زمان اخبار و گزارشهای دریافتی از جبهه‌های جنگ دوم جهانی حاكی از پیشرفت روز افزون آلمان و شكست‌ها و عقب‌نشینی‌های متفقین بود. رضا شاه نیز كه پیش‌بینی پیروزی آلمانی‌ها را در جنگ داشت نه برای حفظ استقلال كشور، بلكه برای حفظ موجودیت خود و رژیمش «بی‌طرفی در جنگ» اعلام كرده بود.
«فردوست» در این باره می‌نویسد:
«... در اوج قدرت نازی‌ها در آلمان به دستور رضا خان یك كابینه جوان به نخست‌وزیری متین دفتری روی كارآمد . وظیفه این كابینه نزدیك شدن به آلمان بود. عملاً نیز روابط تجاری و صنعتی بین ایران و آلمان توسعه یافت. با پیشرفت آلمانها در جنگ و نزدیك شدن آنها به كوههای قفقاز رضاخان هم به انگلیسی‌ها ناسزا می‌ گفت اما با شروع شكست آلمان رضاخان دستپاچه شد و منصورالملك را كه از مهره‌های انگلیس به شمار می‌رفت نخست وزیر كرد...»۱
از دید رضا شاه اعلام بیطرفی، موضعی مناسب در برابر دو جبهه‌ای بود كه یكی به عقیده وی در حال سقوط بود، اما در پشت مرزهای ایران كمین كرده بود، و دیگری در حال پیروزی بود اما با مرزهای ایران فاصله داشت.
در چنین شرایطی رضا شاه بنا داشت در برابر تهدیدات روسیه و انگلیس به سیاست وقت‌كشی روی آورد. او به ویژه تهدیدات روسها را در وضعیتی كه اوكراین به اشغال نظامیان هیتلر درآمده و آلمانی‌ها به سوی مسكو در حركت بودند، جدی نگرفته بود.
پنجم تیر ۱۳۲۰ـ ۴ روز پس از شروع عملیات نظامی گسترده آلمان علیه روسیه ـ دولتهای روسیه و انگلستان طی دستور مشتركی به رضا شاه از وی خواستند تا سریعاً نسبت به اخراج مستشاران آلمانی از ایران اقدام كند. این تصمیم از سوی «سرریدر بولارد» سفیر انگلیس و «اسمیرنوف» سفیر روسیه اتخاذ شده و در ملاقاتی با رضا شاه به وی ابلاغ شد. رضا شاه نیز كه تصور پیروزی آلمان را در جنگ داشت، در پاسخ سفیران انگلیس و شوروی اعلام كرد كه ایران كشور بی طرفی است و فعالیت آلمانی‌ها در ایران هم محدود به كارهای ساختمانی و امور بازرگانی است.
۲۸ تیر، اخطار دیگری به ایران داده شد. بالاخره ۲۵ مرداد، یادداشت مشترك انگلیس و روسیه، به منزله اتمام حجت به ایران بود. سرانجام، روز سوم شهریور ۱۳۲۰ سربازان ارتش سرخ از مرزهای شمال و نیروهای انگلیسی از بنادر جنوب به ایران حمله ور شدند و سفیران انگلیس و روسیه صبح همان روز علت این اقدام را طی یادداشتهای جداگانه‌ای به نخست‌وزیر ابلاغ كردند. همان روز تلگراف مفصلی به امضای رضا شاه به عنوان روزولت رئیس جمهور امریكا مخابره شد كه سرآغاز دوران جدید روابط ایران و امریكا به شمار می‌‌آید. هر چند امریكایی‌ها در آن شرایط نمی‌توانستند یا نمی‌خواستند كاری برای جلوگیری از اشغال ایران انجام دهند، اما زمینه مداخلات بعدی خود را فراهم ساختند. روزولت روز ۱۱ شهریور در حالی كه نیروهای روس و انگلیس در شمال و جنوب ایران مستقر شده بودند، به تلگراف رضا شاه پاسخ داد. رضا شاه زمانی پاسخ نامه را دریافت كرد كه تمام شرایط انگلیس و روسیه را پذیرفته بود، اتباع آلمانی را از ایران اخراج كرده بود و راه‌آهن و جاده‌های شمالی و جنوبی كشور را در اختیار نیروهای اشغالگر قرار داده بود. با این همه انگلیسی‌ها و روس‌ها پیش از آن كه رضا شاه بتواند روابط نزدیك‌تری با امریكا برقرار سازد، وی را برای استعفا از مقام سلطنت تحت فشار قرار دادند.
زمانی كه ایران به اشغال متفین درآمده بود، موجی از هرج و مرج و بلاتكلیفی سراسر كشور را در برگرفته بود. اوضاع امنیتی كاملاً بی ثبات بود، بسیاری از امرای ارتش و افسران ارشد گریخته بودند، سربازان باقی مانده در سربازخانه‌ها‌ مواد خوراكی در اختیار نداشتند، نظم و انضباط در هیچ رده ارتش برقرار نبود، دزدی از منازل مردم و غارت مغازه‌ها افزایش یافته بود و نظامیان نیز در این غارتگری نقش داشتند. سربازان اسلحه‌ها را از پادگانها می‌ربودند و می‌فروختند. حتی اسبهای توپخانه به طور پنهانی داد وستد می‌شد. بسیاری از هنگهای برگزیده سابق به یك چهارم قدرت عادی خود تنزل یافته بود، شعار نویسی علیه شاه به پشت دیوارهای كاخ رضاخان نیز رسیده بود. در مجلس علناً از لزوم بركناری شاه از مقام فرماندهی كل قوا سخن به میان می‌آمد.
۲۴ شهریور، رضا شاه آخرین جلسه هیأت دولت را تشكیل داد و به وزیرانش گفت به زودی كشور را ترك خواهد كرد. آخرین جمله شاه به وزیران این بود كه «راز موفقیت من این بوده كه هرگز با هیچ كس مشورت نمی‌كردم و خود كارها را مطالعه می‌كردم! ۲»
وقتی در سپیده‌ دم ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ خبر پیشروی نیروهای روسی مستقر در قزوین به سمت تهران به اطلاع رضا شاه رسید، وی فروغی نخست وزیر را به كاخ احضار كرد و از او خواست تا پیش‌نویس استعفانامه را بنویسد. فروغی استعفا نامه را به امضای شاه رساند و سپس به دستور او رهسپار مجلس شد تا آن را برای نمایندگان قرائت كند. با این همه، وی قبل از رسیدن به مجلس بدون اطلاع شاه راهی سفارت انگلیس شد و استعفا نامه را به «سر ریدربولارد» سفیر انگلیس نشان داد.
زمانی كه متن استعفانامه در جلسه مجلس قرائت می‌شد، رضا شاه در راه اصفهان بود. او به خانواده خود كه قبلاً از تهران منتقل شده بودند، پیوست.
در ساعت ۸ بامداد ۲۵ شهریور، تانكها و زره‌پوش‌های روسی اطراف فرودگاه مهرآباد مستقر شدند و ساعتی بعد نیروهای انگلیسی كه از قم به طرف تهران به راه افتاده بودند، به راه‌آهن رسیدند. تهران هیچ شباهتی به یك شهر عادی نداشت. خیابانها كاملاً خلوت بود. هیچ مغازه‌ای باز نبود. مردم حتی اتومبیل‌های خود را نیز از ترس آن كه به دست اشغالگران بیفتد پنهان كرده بودند.
روز ۲۶ شهریور در حالی كه تهران در اشغال نظامیان روس و انگلیس قرار داشت، محمدرضا پهلوی جانشین جوان رضا شاه در مجلس سوگند یاد كرد. در اصفهان نیز رضا شاه به اتفاق خانواده به سوی نائین و یزد حركت كرد. آنها سپس به كرمان و از آنجا به بندر عباس رفتند.
روز هشتم مهر رضاخان و گروه مسافرانش كه ۲۰، نفر از جمله ۷ پیشخدمت و آشپز بودند، با كشتی انگلیسی «باندرا»، ایران را به سوی بمبئی ترك كردند. روز نهم مهر كشتی «باندرا» به بمبئی رسید. رضا شاه پس از توقف كشتی «سركلرمونت اسكراین» كنسول سابق انگلیس در مشهد را مشاهده كرد كه وارد اقامتگاه آنان شد و به آنان با زبان فارسی تأكید كرد حق خروج از كشتی را ندارند. آنها تنها این فرصت را داشتند كه از كشتی باندرا به كشتی دیگری منتقل شوند.
كشتی «برمه» پس از ۹ روز دریانوردی به «پورت لوئی»ـ پایتخت جزیره موریس ـ رسید. در موریس با تقاضای رضاخان برای سفر به كانادا مخالفت شد. وی و همراهانش را به اقامتگاهشان انتقال دادند. ارسال نامه و یا دریافت نامه برای آنان ممنوع شد و تنها شنیدن اخبار و گزارشهای رادیو لندن آزاد بود. این محدودیتها پس از امضای پیمان سه جانبه میان ایران و انگلیس و شوروی (۹ بهمن ۱۳۲۰) برداشته شد. پس از چند هفته اغلب فرزندان رضا شاه با موافقت انگلیسی‌ها به تهران منتقل شدند و تنها او با تعدادی از همراهان و خدمتكاران باقی ماندند.
روز هفتم فروردین، رضا شاه و تعداد اندك همراهانش پورت لوئی را با كشتی به سوی دوربان در آفریقای جنوبی ترك كردند. آنان پس از دو ماه در این شهر بندری كه آب و هوای نامساعدی داشت با قطار به مقصد ژوهانسبورگ حركت كردند. رضاخان كه از بیماری قلبی، كلیه و عفونت گوش رنج می‌برد، طی اقامت خود در آفریقای جنوبی دایماً با شعارهایی كه وی را «دیكتاتور سرنگون شده» می‌خواندند و خواستار اخراج وی از این كشور شده بودند مواجه بود. بیماری و نفرت عمومی مردم از رضاخان سرانجام وی را از پای درآورد.
بدین ترتیب رضاخان پهلوی، ساعت ۵ بامداد روز ۲۶ ژوئیه ۱۹۴۴ (۴ مرداد ۱۳۲۳) در شرایطی كه جنگ جهانی دوم به سرعت به نفع انگلیس و روسیه پیش می‌رفت، بر اثر یك حمله قلبی درگذشت.

وبگردی
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟ - سرنوشت فرزند بزرگ حسن روحانی از جمله مواردی است که در سال‌های گذشته بارها مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته است. پیش از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۲ نیز یکی از وب‌سایت‌های اصولگرا مدعی بود که او به دنبال “شکست عشقی” دست به “خودکشی” زده است. بنا به ادعای برخی از رسانه‌های اصو‌لگرا، فرزند روحانی با کلت کمری پدر خودکشی کرد.
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا - کاربران شبکه های اجتماعی فیلمی را منتشر کرده اند که گفته می شود مربوط به خانه مجلل محمود خاوری در کانادا است. صحت و سقم این قضیه هنوز تایید نشده است.
چرا آیت‌الله جنتی اینگونه فکر می‌کند؟
چرا آیت‌الله جنتی اینگونه فکر می‌کند؟ - احزاب و شخصیت‌ها - زندگی ساده آیت‌الله جنتی گرچه از ویژگی‌های مثبت شخصیت وی است اما نوع نگاهش به عرصه سیاسی و مصداق‌یابی های وی درخصوص افراد انقلابی انتقادهای زیادی را متوجه او می‌کند.
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول - امیرحسین مقصودلو (تتلو) با انتشار عکسی از خودش و مائده هژبری، دختر نوجوانی که پس از اعتراف تلویزیونی اش معروف شد، از کنسرت مشترک در استانبول خبر داد.
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد!
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد! - تصاویر با شما سخن می گویند؛ تصاویری بی روتوش با سخنانی بی روتوش‌تر؛ می‌خواهیم با بخش خبری «فوتونیوز»، مقامات با شما بی روتوش و رودررو سخن بگویند. از این پس، عصرگاه هر روز با «فوتو نیوز» تابناک، حرف و سخن مقامات داخلی و خارجی را به عکس بی روتوش‌شان الصاق می‌کنیم، تا بهتر بدانیم چه کسی حرف زده و از چه سخن گفته است. کوتاه و مختصر؛ به احترام وقت شما و فرصتی که برای دانستن می‌گذارید.
اول مرگ بر ربا بعد مرگ برآمریکا
اول مرگ بر ربا بعد مرگ برآمریکا - صحبت های تامل برانگیز آیت الله رودباری درمورد ربا در کشور
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟ - دختر بازداشت شده در بخشی از مصاحبه توضیح می‌دهد که صبح دستگیر شده و خانواده‌اش در جریان این موضوع قرار گرفته‌اند و این ادعا نشان می‌دهد تهیه فیلم اعترافات به فاصله یک صبح تا عصر انجام شده که خود نشان‌دهنده این است که برای متهم هنوز دادگاهی تشکیل نشده و جرمی به اثبات نرسیده ‌است.
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر!
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر! - پس از آنکه فیلم تازه محمدحسین فرح‌بخش در سالن‌های سینمای شهر تهران اکران نشد. احمدی مدیر سینماشهر که از قضا تهیه کننده برنامه خندوانه نیز هست و سوله مدیریت بحران شهر تهران در دوره تهیه کنندگی او به «خندوانه» اختصاص یافت، مانع از این اکران شده بود و همین مسئله واکنش فرح بخش را به دنبال داشت و او را رانت‌‎‌خوار خواند و پای رامبد جوان را به میان کشید.
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم - یکی از دختران که به شدت مورد توجه قرار گرفته است مائده نام دارد. او از چهره‌های شناخته شده اینستاگرام است که ویدئو‌هایی از رقص هایش را در صفحه خود منتشر کرده است. او متولد سال 1380 است. به گفته خودش حدود 600هزار فالوئر دارد. او حالا با قرار وثیقه آزاد است.
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس)
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس) - سردار آزمون نیمه شب گذشته و در نزدیکی‌های صبح امروز با خودوری پورشه شخصی خود در محور نکا بهشهر پس از عبور از روستای کمیشان با تصادف زنجیره‌ای مواجه شد که در این حادثه خودروهای زیادی خسارت دیدند
فیلم | سرگذشت گنده‌لات تهران تا لحظه جان‌دادن در زندان (۱۴+)
فیلم | سرگذشت گنده‌لات تهران تا لحظه جان‌دادن در زندان (۱۴+) - فیلم - گزارشی کامل و کوتاه از سرگذشت وحید مرادی گنده‌لات تهران تا لحظه جان‌دادن در زندان را در ویدئوی زیر ببینید.
شوخی «عطاران» با «مدیری» در اکران فیلم هزارپا
شوخی «عطاران» با «مدیری» در اکران فیلم هزارپا - مراسم اکران خصوصی فیلم هزارپا با حضور هنرمندان و بازیگران این فیلم سینمایی شب گذشته 9 تیر 1397 در برج میلاد برگزار شد.
قصور تاریخی دولت
قصور تاریخی دولت - چه باید کرد؟ پرسشی که نوبخت پرسیده است، اما شاید به دنبال پاسخ آن نباشد. در شرایط کنونی دولت و حامیان اصلی آن در مظان این اتهام تاریخ قرار خواهند گرفت که چرا به دنبال طرح و پاسخ مهم‌ترین سوال شرایط بحرانی کنونی نرفتند.
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی - مردم تهران برای اولین بار و برای تماشای مسابقه‌ی فوتبال ایران و اسپانیا در جام جهانی ۲۰۱۸ بهمراه خانواده‌های خود به ورزشگاه صدهزار نفری آزادی رفتند