شنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۷ / Saturday, 18 August, 2018

قرآن درحریم رضوی


قرآن درحریم رضوی
قرآن کتاب بیداری برای همگان(۱) و بیانی برای همه مردم است(۲) اما هدایت و اندرز آن برای آنانی است که خود را در معرض هدایتش قرار دهند(۳) . قرآن در اندیشه، گفتار و کردار اهل بیت(ع) عینیت یافته و دارای جایگاه خاصی است. امام رضا(ع) نیز یکی از این مفسران واقعی بود که در طول زندگی پر برکت خویش عنایتی ویژه و خاص به این کتاب آسمانی داشت. آنچه از امام رضا(ع) در ابواب مختلف فقه بیان شده، به گونه ای تبیین و تفصیل آیات الاحکام و اوامر و نواهی الهی است. این مقاله، نگاهی گذرا دارد به چگونگی توحید، نبوت، امامت، معاد و. . . از آن حضرت به جای مانده، شرح و بسط معارف اعتقادی قرآن است. چگونگی توجه امام رضا(ع) به تلاوت و تفسیر آیات قرآن.
● منزلت و فضیلت قرآن
قرآن در آیات بسیاری به توصیف خود پرداخته و منزلت رفیع و شأن والای خویش را بیان داشته است. امام رضا(ع) درباره قرآن می فرماید: «قرآن کلام خداست. از آنچه او گفته است، فراتر نروید و هدایت را در غیر او نجویید که گمراه می شوید.» (۴) و در فرمایش دیگری می فرماید: «قرآن ریسمان محکم، دستاویز استوار و آیین برتر خدا در میان بندگان است. به سوی بهشت هدایت می کند و از دوزخ رهایی می بخشد. در اثر گذشت زمان، کهنه نشده و با تکرار بر زبان ها از ارزش و اثر بخشی آن کاسته نمی شود؛ زیرا خداوند آن را برای زمان خاصی قرار نداده است، بلکه حجت و برهان برای همه انسان ها در سراسر زندگی شان است و نه از پیش رو و نه از پس، باطل به آن وارد نخواهد شد. فرود آمده ای از سوی خداوند حکیم و ستوده است.» (۵)
و در حدیث دیگری فرموده اند: «خداوند زمانی پیامبرش را به سوی خود فرا خواند که دین او را کامل و بر او قرآن را نازل کرد؛ کتابی که روشنگر همه چیز است و حلال و حرام و احکام و هر آنچه مردم بدان نیازمندند، در آن به طور کامل بیان شده است.»(۶)
● امام رضا(ع) و تلاوت قرآن
از روایت های تاریخی چنین بر می آید که اولیای الهی، قرآن را نه تنها با رعایت تمام آداب و احکامی که برای تلاوت آن بیان شده است، می خواندند؛ بلکه چنان به معنی و مفهوم آن توجه می کردند که حالت های آنها، با توجه به مضمون و پیام هر یک از آیات تغییر پیدا می کرد؛ چون به بشارت بهشت می رسیدند، بشاش می شدند، اما هنگامی که به آیه های عذاب و گرفتاری آتش جهنم بر می خوردند، دور ماندن از آن را آرزو می کردند. در این باره نقل شده است که وقتی حضرت علی بن موسی الرضا(ع) عازم خراسان بودند، همراهان ایشان می دیدند آن حضرت، شب در بستر و محل استراحت خود زیاد قرآن تلاوت می کردند و هرگاه به آیه ای بر می خوردند که در آن از بهشت یا جهنم سخن به میان آمده بود، می گریستند و بهشت را از خدا درخواست کرده و از آتش جهنم به خدا پناه می بردند. (۷)
آن حضرت در باب قرائت قرآن با صوت و ترتیل می فرمودند: «قرآن را با صوت نیکو زینت دهید؛ زیرا که صدای نیکو بر زیبایی قرآن می افزاید.» (۸)
در تبیین رفتار امام رضا(ع) با قرآن، ابراهیم بن عباس که یکی از یاران و راویان حضرت رضا(ع) است، می گوید: «امام رضا(ع) همه قرآن را در مدت سه شبانه روز تلاوت می کرد و بارها به یاران خود می فرمود: اگر می خواستم قرآن را در کمتر از این زمان ختم می کردم؛ ولی روش من چنین است که هیچ یک از آیه های قرآن را نمی خوانم، مگر این که در آن تأمل و اندیشه می کنم که در چه زمینه ای و در چه زمانی نازل شد، و بدین سبب است که قرآن را در سه شبانه روز به پایان می رسانم.»(۹)
آن حضرت در نماز های واجب و مستحب شبانه روز، سوره های مختلف قرآن را تلاوت می کرد. در روایت آمده است آن حضرت در اول ظهر شش رکعت نماز مستحبی می خواند که پس از سوره حمد، سوره های کافرون و توحید را تلاوت می کرد و در دو رکعتی که پس از نماز جعفر طیار می خواند، به قرائت سوره های ملک و هل اتی می پرداخت. همچنین در نماز وتر سوره های فلق و ناس را تلاوت می کرد. در نمازهای واجب نیز پس از سوره حمد، سوره قدر و در ظهر جمعه سوره منافقین و جمعه و در نماز صبح روز دوشنبه یا پنج شنبه در رکعت دوم پس از حمد سوره غاشیه را تلاوت می فرمود. (۱۰)
● پاسخگویی به زبان قرآن
یکی از روش های زیبای ترویج و تشویق به آموزش و انس با قرآن در سیره اهل بیت(ع) استناد به آیه های قرآنی در پاسخ گویی به پرسش های مردم است. در سیره و زندگانی معصومان(ع) بسیار دیده شده که پاسخ مردم را با زبان قرآن داده اند و با این کار، هم نشان داده اند که به همه پرسش های اعتقادی و معرفتی انسان، در قرآن پاسخ داده شده و هم به مسلمانان سفارش می کردند که انس خود با کتاب الهی را بیشتر کنند تا از برکت های آن برخوردار شوند. نقل شده است یکی از سیاست های مأمون عباسی این بود که از امام رضا(ع) پرسش های بسیاری را با هدف امتحان از آن حضرت می پرسید. امام با آوردن نمونه های قرآنی، پرسش های مأمون را به زبان قرآن پاسخ می دادند.(۱۱)
امام رضا(ع) در طول زندگی پر برکتش با افراد و چهره های منفی و مثبتی روبرو شده و با هر یک به فراخور حالش سخن گفته و در برابر اظهار علاقه یا جسارت و بی ادبی آنها با رعایت آداب الهی و رهنمودهای قرآنی کریمانه برخورد می کرد. در روایت است که بزنطی نامه ای به امام رضا (ع) نوشت و گفت: «من فردی از اهل کوفه هستم و خود و خانواده ام، با اطاعت از شما به خدای متعال تقرب می جویم، بسیار اشتیاق دارم به ملاقات شما بیایم تا برخی از مسائل دین را از محضرتان بپرسم. ضمناً برخی شنیده ها وجود دارد که گروهی آنها را برای ما نقل کرده اند، همان افرادی که گمان کرده اند پدرت هنوز زنده است و نیز گمان کرده اند که برخی از پاسخ های شما به آنها برخلاف گفته پدرانت بوده است.»
امام(ع) در پاسخ نامه اش چنین نوشت: «به نام خدا. نامه ات را به من رساندند، در نامه نوشته بودی که دوست داری به ملاقات من بیایی تا برخی از مسائل برایت روشن گردد. آری باید خودت بیایی تا پاره ای از مسائل را از نزدیک با تو در میان بگذارم. اما این که گفته شده چیزهایی از من برایت نقل کرده اند که برخلاف آن است که از پدرانم رسیده، قسم به جانم که جز خدا، کران و کوران را نخواهد شنواند و هدایت نخواهد کرد. خدای تعالی می فرماید: « انَّکَ لا تَهدی مَن اَحْبَبتَ وَ لکنَّ الله یَهدی مَن یَشاءُ وَ هُوَ اَعْلَمُ بالمُهتَدین؛ چنین نیست که هر کس را بخواهی هدایت توانی کرد لیکن خدا هر که را خواهد هدایت می کند و او به حال آنان که قابل هدایت اند، آگاه تر است.» (۱۲)
آنگاه امام رضا(ع) در نامه خود به برخی اتهامات که مخالفین امام یعنی واقفیان بر ایشان وارد کرده بودند، اشاره فرمود و به علت مخالفت برخی افراد همچون ابن السراج و ابن ابی حمزه و دیگران اشاره کرد. (۱۳)
از جمله آیاتی که امام رضا(ع) به آنها استدلال فرموده، آیه مباهله است. در گفت و گویی که مأمون با آن حضرت درباره بزرگ ترین فضیلت امیرمؤمنان(ع) داشت، امام(ع) به همین آیه استدلال کرد. در روایت آمده است که روزی مأمون عباسی به امام رضا(ع) گفت: مرا به بزرگ ترین فضیلت امیرمؤمنان(ع) که قرآن بر آن دلالت دارد، آگاه کن. امام(ع) فرمود: همانا آیه مباهله است. خداوند می فرماید: «فَمَن حاجَّکَ فیه مِن بَعد مَا جَاءکَ مِنَ العِلمِ فَقُل تَعالَوا نَدْعُ اَبْنَاءَنَا وَ اَبْنَاءَکُم وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَکُمْ وَ اَنْفُسَنَا وَ اَنْفُسَکُم ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ الله عَلَی الکَاذِبینَ»(۱۴) پس رسول خدا(ص) ، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) را برای مباهله دعوت کرد که هر دوی آنها فرزندانش بودند و همچنین حضرت زهرا(س) را دعوت کرد که در آن هنگام جزء زنان مورد اشاره آیه بود و نیز امیرمؤمنان(ع) را فرا خواند که به حکم آیه شریفه نفس رسول خدا(ص) به شمار می رفت. پس ثابت شد که هیچ یک از بندگان خدا والاتر از رسول خدا(ص) و افضل از او نبوده اند و همچنین لازم آمد که احدی افضل از نفس رسول خدا(ص) که علی(ع) بود به دلالت آیه شریفه وجود نداشته باشد.
مأمون گفت: این استدلال درباره امام حسن(ع) و امام حسین(ع) و حضرت زهرا(س) صحیح است، اما درباره علی(ع) درست نیست؛ چون ممکن است رسول خدا(ص) شخص خود را در حقیقت گفته باشد نه فرد دیگری را، پس آیه فضیلتی برای امیرمؤمنان(ع) نخواهد بود.
امام رضا(ع) پاسخ داد: نه این سخن صحیح نیست؛ چرا که شخص دعوت کننده همواره غیر از خود را دعوت می کند نه خود را، همان طور که فرد دستور دهنده همیشه به دیگری امر می کند نه به خود. پس این که حضرت فرمود: . . . اَنْفُسَنَا. . . به این معنی نیست که خودمان را دعوت کنیم و وقتی که رسول خدا(ص) فردی غیر از امیرمؤمنان را در مباهله فرا نخواند، ثابت می شود که علی(ع) همان نفس پیامبر(ص) است که خداوند در قرآن به آن اشاره کرده است. مأمون که از پاسخ امام رضا(ع) شگفت زده شده بود، گفت: وقتی که جواب آمد، سؤال جایگاه خود را از دست می دهد.(۱۵)
در روایت دیگری آمده که ریان نقل می کند: «بر علی بن موسی الرضا(ع) وارد شدم و به او اعتراض کردم که ای فرزند رسول خدا! مردم می گویند تو وارد این امر(ولایتعهدی) شدی، با این که نسبت به دنیا زهد پیشه بودی. امام (ع) فرمود: خدا می داند که از پذیرش این امر کراهت داشتم، اما هنگامی که خود را بین کشته شدن یا قبول ولایتعهدی مخیر دیدم، این امر را اختیار کردم.
وای بر آنها آیا نمی دانند که وقتی ضرورت ایجاب کرد که یوسف خزائن عزیز مصر را سرپرستی کند، به او گفت: اِجْعَلْنی عَلی خَزائِن الارض انّی حَفیظٍٍ عَلیم؛ مرا سرپرست خزائن سرزمین مصر قرار ده که نگه دارنده و آگاهم. من نیز به حکم ضرورت این امر را از روی اکراه و اجبار قبول کردم، گذشته از این من نیز در این امر داخل نشدم مگر همانند داخل شدن کسی که می خواهد از آن خارج شود. پس به خدا شکایت می کنم که اوست یار من.» (۱۶)
همچنین در روایت دیگری آمده است که مردی به امام رضا(ع) گفت: اصلحک الله! چرا به سوی این امر رفتی گویا بر حضرت ایراد گرفته بود. امام رضا(ع) به او فرمود: «ای مرد! بگو بدانم کدام افضل است: پیامبر یا وصی پیامبر مرد گفت: پیامبر افضل است. امام فرمود: کدام بدتر است مشرک یا مسلمان مرد در پاسخ گفت: البته مشرک بدتر است. امام فرمود: بدان که عزیز مصر مشرک بود و حضرت یوسف پیامبر خدا. و اما مأمون مسلمان و من جانشین رسول خدا(ص) ، درعین حال یوسف از عزیز مصر خواست که وی را سرپرست قرار دهد زمانی که به او گفت: مرا سرپرست خزائن مصر قرار ده که من نگه دارنده و آگاهم. و مرا مجبور کردند بر پذیرش ولایتعهدی.» (۱۷)
● نمونه هایی از تفسیر امام رضا(ع) از آیات قرآن
اگر از اهل بیت(ع) در فهمیدن قرآن کمک گرفته شود، خواهیم دید که قرآن به تمام نیازهای فکری و اعتقادی انسان و آنچه به هدایت او مربوط می شود، پاسخ های لازم را ارائه کرده است. قرآن خود از این ویژگی با عنوان «تِبْیَانَا لِکُلِّّ شَیء» (۱۸) تعبیر می کند. قرآن کتاب کامل هدایت انسان در هر زمان و هر مکان است. معارف قرآن به قوم خاص یا زمان خاص اختصاص ندارد. بر این اساس، مجموعه معارف و احکام و قوانین این کتاب الهی، به آن دسته از کارها، اصول و نیازهای بشر توجه دارد که در میان بشر همواره جاری است.
خداوند در قرآن کریم مردم را از خوردن مشروبات الکلی نهی کرده است(۱۹) و نوشیدن آنها را از گناهان کبیره بر می شمارد. (۲۰) در بعضی از سخنان اهل بیت(ع) نیز شراب کلید تمام بدی ها و زشتی ها معرفی شده است. (۲۱) امام رضا(ع) فلسفه تحریم شراب را چنین بیان می فرماید: «خداوند نوشیدن شراب را ممنوع کرد ؛ زیرا مایه فساد و تباهی جوامع انسانی و موجب از بین رفتن عقل آدمی است. شرابخواری، زمینه های انکار خداوند و بسیاری از کارهای زشت و ناپسند را فراهم کرده، انسان را در مقابل گناهان بی باک می کند.» (۲۲)
و در ادامه می فرماید: «کسی که از شیعیان و پیروان مکتب ماست، باید از نوشیدن آن بپرهیزد؛ زیرا شراب از نوشابه های دشمنان ماست و پیامبر اسلام(ص) فرمود: لباس دشمن مرا نپوشید و خوراک آنها را نخورید و راه دشمنان مرا نپیمایید؛ زیرا در این صورت جزء دشمنان من شمرده می شوید.» (۲۳)
ابو اسحاق مدائنی می گوید: نزد امام رضا(ع) بودم که فردی آمد و گفت: قربانت شوم! خداوند متعال می فرماید: سزای کسانی که با خدا و پیامبر او می جنگند و در زمین به فساد می کوشند، جز این نیست که کشته شوند یا بر دار آویخته شوند یا دست و پایشان در خلاف جهت یکدیگر بریده شود یا از آن سرزمین تبعید گردند. (۲۴) معنی این سخن چیست امام(ع) فرمود: خدا چنین فرموده است. آن مرد گفت: قربانت گردم ! اگر چه کاری را انجام داد، سزاوار یکی از این چهار کیفر است امام(ع) فرمود: اگر با خدا و رسولش از سر نبرد درآمد و کسی را کشت، او را می کشند و اگر کسی را کشت و اموال او را ربود، او را می کشند و بر دار می آویزند. اگر اموال کسی را ربود ولی او را نکشت، دست و پایش را می برند. اگر با رسول خدا(ص) جنگید و فساد پیشه کرد ولی کسی را نکشت و مال کسی را نستاند، او را تبعید می کنند.
مرد پرسید: تبعیدش چگونه است امام(ع) فرمود: او را از شهری که کارهای ناشایست در آن انجام داده است به شهری دیگر می فرستند و به مردم آن دیار می نویسند که او تبعیدی است، با او همخور و همنشین و همسر نشوید. اگر از آن شهر به جایی دیگر رفت، برای آنان نیز چنین می نویسند تا یک سال که او شرمگنانه توبه کند. آن مرد پرسید: اگر خواست از سرزمین اسلام بیرون رود و در دیار مشرکین زندگی کند، چه باید کرد امام(ع) فرمود: اگر خواست به سرزمین شرک برود، گردنش را می زنند.(۲۵)
در روایت دیگری آمده است که حسن بن علی فضال می گوید: از معنای حواریون که خدا در قرآن درباره آنان می فرماید: «و یاد کن هنگامی که به حواریون وحی کردیم که به من و رسول من ایمان آرید، گفتند (ما با مقام علم الیقین) ایمان آوردیم خدایا گواه باش که ما تسلیم امر توایم» (۲۶) از امام رضا(ع) پرسیدم که چرا حواریون را بدین نام خوانده اند امام(ع) فرمود: مردم بر این باورند که این نامگذاری از آن جهت بوده که آنان رختشوی بودند و جامه ها را از آلودگی می پیراستند و این اسم از واژه نان سفید(خبز حوار) گرفته شده است، اما ما معتقدیم که آنان را از این رو حواری گفته اند که دلی پاک داشتند و با پند و اندرز گناه را از دیگران می زدودند.
پرسیدم: چرا آنان را «نصارا» خوانده اند امام(ع) فرمود: چون از روستایی در سرزمین شام به نام ناصره بودند که مریم(س) و عیسی(ع) پس از بازگشت از مصر در آن اقامت گزیدند. (۲۷)
حمدان بن سلیمان نیشابوری نیز از امام رضا(ع) پیرامون این آیه پرسید که می فرماید: «پس کسی را که خدا بخواهد او را هدایت نماید، دلش را به پذیرش اسلام می کشاند و هر که را بخواهد گمراه کند، دلش را سخت تنگ می گرداند چنان که گویی به زحمت در آسمان بالا می رود» (۲۸) . امام (ع) فرمود: هر کس را که خدا بخواهد با ایمان آوردن به بهشت و سرای کرامت آخرت رهنمون شود، او را سینه ای فراخ می دهد تا به فرمان خدا تسلیم باشد و بدو اعتماد ورزد و به وعده پاداش الهی اطمینان کند و هر کسی را که بخواهد به دلیل کفر ورزیدن و نافرمانی در دنیا، او را از بهشت خود دور سازد، سینه اش را تنگ می کند به گونه ای که حتی در کفر خود تردید دارد و از باورهای خویش نگران و سرگردان است، چندان که گویا به آسمان فرا می شود و این گونه است که خداوند ناپاکی را در کسانی قرار می دهد که ایمان نمی آورند. (۲۹)
در روایت دیگری نیز آمده است که عبدالعزیز بن مسلم می گوید: پیرامون این آیه از امام رضا(ع) پرسیدم که قرآن می فرماید: «و خدا را فراموش کردند پس خدا هم فراموششان کرد» (۳۰) امام(ع) فرمود: خداوند متعال فراموشی و اشتباه ندارد و این آفریدگان هستند که فراموش می کنند و اشتباه می نمایند. آیا این آیه را نشنیده ای که می فرماید: و پروردگارت هرگز فراموشکار نبوده است. (۳۱)
بلکه خداوند در کیفر کسانی که او و روز رستاخیز را از یاد برده باشند، آنان را از یاد خودشان می برد، همان گونه که در جای دیگری می فرماید: به سان کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند پس خدا آنان را از یاد خودشان برد و آنان گنهکارند. (۳۲) و در جای دیگری نیزچنین می فرماید: پس امروز ما آنان را از یاد می بریم همان گونه که آنان این روز را فراموش کردند. (۳۳) یعنی ما آنان را به خود وا می گذاریم همان سان که آنان آمادگی برای رویارویی با این روز را وانهادند. (۳۴)

منابع:
[۱]. فرقان: ۱.
[۲]. آل عمران: ۱۳۸.
[۳]. همان.
[۴]. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج،۹۲ ص۱۲.
[۵]. مسند الامام رضا(ع) ، ج،۱ ص۳۰۷.
[۶]. شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج،۲ ص۱۰۳.
[۷]. عیون اخبار الرضا، ج،۲ ص۱۸۲.
[۸]. همان، ص۶۹.
[۹]. همان، ج،۱ ص۴۰.
[۱۰]. بحارالانوار، ج،۴۹ ص۹۴.
[۱۱]. عیون اخبار الرضا، ج،۲ ص۱۹۳.
[۱۲]. قصص: ۵۶.
[۱۳]. بحارالانوار، ج،۴۹ ص۱۹۵.
[۱۴]. آل عمران: ۶۱.
[۱۵]. بحارالانوار، ج،۴۹ ص۱۸۸.
[۱۶]. عیون اخبار الرضا، ج،۲ ص۱۳۹.
[۱۷]. عیون اخبار الرضا، ج،۲ ص۱۳۸.
[۱۸]. نحل: ۸۹.
[۱۹]. مائده: ۹۰.
[۲۰]. بقره: ۲۱۹.
[۲۱]. محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج ،۳ ص۱۶۱.
[۲۲]. میزان الحکمه، ج،۳ ص۱۶۳.
[۲۳]. عیون اخبار الرضا، ج،۱ ص ۶۹۳.
[۲۴]. مائده: ۳۳.
[۲۵]. تفسیر عیاشی، ج ،۱ ص۳۱۷.
[۲۶]. مائده: ۱۱۱.
[۲۷]. شیخ صدوق، علل الشرایع، ج،۱ ص۷۶.
[۲۸]. انعام: ۱۲۵.
[۲۹]. شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص۱۴۵.
[۳۰]. توبه: ۶۷.
[۳۱]. مریم: ۶۴.
[۳۲]. حشر: ۱۹.
[۳۳]. اعراف: ۵۱.
[۳۴]. عیون اخبار الرضا، ج،۱ ص۱۲۵.
زهرا رضاییان

منبع : روزنامه ایران

مطالب مرتبط

هاروت و ماروت در قرآن

هاروت و ماروت در قرآن
موضوع داستان‌های قرآن, ازجمله داستان هاروت وماروت, از جنبه های گوناگونی حایز اهمیت است.تاریخ ادبیات انسانی درجوامع مختلف حكایت ازآن دارد كه داستان از دیرزمان درمیان همه اقوام و ملل, رواج داشته و عامل ارتباط فرهنگی و اعتقادی نسل‌های متمادی با یكدیگر بوده است.
شاید بتوان ادّعا كرد كه درمیان همه هنرهای بشر, هنر داستان پردازی و نقل قصّه و بهره گیری ازآن درجهت سرگرمی یا نقل مفاهیم و باورها ونیز نشر سنّت‌ها و فرهنگ‌ها, قدمت و گستردگی بیشتری داشته است. زیرا شعر و تصویرگری و مجسمه سازی و موسیقی و استفاده از الحان خوش, همواره نیاز به ابزار واستعداد ویژه ای داشته است كه همواره افراد كم تری ازآن برخوردار بوده اند. برخلاف نقل داستــان و قصه ها كه همگان به شكلی در طول زندگی ازآن بهره می جویند. بلی!خیال پردازی و داستان سرایی, درمرحله ابداء وایجاد, كاری است تخصصی تر ونیازمند استعدادی ویژه, ولی درمرحله بعد, استفاده از آن عمومی تر و فراگیرتر است.
آنچه دركنار كاربرد گسترده قصه ها درفرهنگ بشری شایان تأمّل می باشد, این است كه با گذشت زمان و رشد اندیشه علمی و تجربی انسانی و دستیابی به جلوه های هنری عظیم تر, بازهم جایگاه قصه پردازی و داستان نویسی و داستان سرایی, همچنان تأثیر وجاذبه خود را حفظ كرده است , بلكه می توان گفت كه ابزار و تكنیك های جدید علمی و هنری, به یاری قصه و رمان‌ها آمده و نیرو و تأثیر فزون تری به آنها بخشیده است.
كار سینما و تصویر در عصر حاضر, با همه فراگیری وجذابیت و تأثیرگذاری, دراصل وام دار داستان نویسی و قصه پردازی است; زیرا آنچه نماها و منظره ها وحركت‌ها و… را معنا می بخشد و جذّابیت می دهد, روح داستانی و هاله مفهومی است كه لحظه های تصویر را, زنجیره وار به هم دوخته و ذهن بیننده را به كنكاش و پی گیری حلقه های پسین وا می دارد.
هنر امروز بشر قابل سنجش با صدها و هزاران سال پیش نیست, زیرا هنر امروز درمقایسه با دیروز, یك معجزه بزرگ به شمار می آید. البته معجزه ای كه انسان نمی توان با آن دم از پیامبری بزند یاخود را بی نیاز از پیامبران بداند, بلكه معجزه ای است كه بشر را بیش از هرزمان دیگر به توان‌های خدادادی واسرار نهفته وجود خود و نظام طبیعت و شگفتی‌های روان و اندیشه انسان واقف ساخته است وبا این همه انسان هنوز شیفته داستان است و بیش از گذشته مبهوت ومقهور آن.
بنابراین, برای بشر امروز, وجود قصص و داستانها در قرآن, باید بیش از گذشته, توجیه پذیر و دارای فلسفه وحكمت شناخته شود. چه این كه كتاب جاودان, از هنری جاویدان دركار هدایت و ارشاد و پیام رسانی بهره برده است!
● روایت درست تاریخ, بهترین پاسخ به اساطیر
گذشته از این كه قصص, در بسیاری ازموارد, بیان هنرمندانه بایدها و نبایدها در تصویر خیال انگیز بیان هست‌ها و بوده ها است, قصه های قرآن حركتی است سازنده و بایسته در برابر افسانه بافی های اهل كتاب. چه این كه یهود و نصارا در نتیجه فقر اطلاعاتی و كمبود معرفت دینی, به داستان پردازی درباره زندگی پیامبران پیشین پرداخته وازاین طریق, باورها و پندارها و آرمان‌های خود را به عنوان روایات تاریخی و نقلهای دینی, در ذهن توده ها رسوخ می دادند كه متأسفانه آثار نفوذ این بافته ها, در بخشی ازكتاب‌های تاریخی و حدیثی مسلمانان نیز ق ابل رؤیت است وامروز به عنوان اسرائیلیات شناخته می شود!
● قرآن, برای زدودن این تلقینات و تبلیغات از ذهن توده ها, دو راه را در پیش روداشت:
۱) بیان نقدگونه و انتقادی تحریفی.
۲) اصلاح باورها از طریق بیان داستانهای صحیح و نقل درست تاریخ پیشینیان.
بدیهی است كه شیوه دوم می توانست تأثیر و نفوذ بیشتری داشته باشد. زیرا اگر منحرفان, هنر و جاذبه را درخدمت باطل گرفته بودند, قرآن نیز هنر و جاذبه را درخدمت بیان حقّ و تحریف زدایی از تاریخ انبیا و واقعیتها به كارگرفت.
● شیوه بدیع قرآن, درنقل قصص
نقل قصص درقرآن, از شیوه خاصی حكایت دارد كه در داستانهای معمول بشری به ویژه قبل از قرآن وحتّی صدها سال پس از قرآن, همانند آن مشهود نیست. وآن عبارت است از گزیده گویی و بیان گوشه هایی از داستان و به اجمال نهادن آن بخش از داستان كه ذهن شنونده و خواننده, خود می تواند فضای مناسب و بایسته ای برای آن تصویر كند ویا در اصل تصویر آن چندان مهم نیست.
شاید در بخشی از تاریخ داستان سرایی, توجه به ریزترین نكته ها ومسایل جنبی یك واقعه یا تصویر خیالی, از اهمیت خاصی برخوردار بوده است, ولی اكنون به نظر می رسد كه دربرخی داستانهای به تصویر درآمده, هنر نویسنده وكارگردان دراین است كه بخشی از داستان را به نمایش گ ذارد و بخشی را به ذهن پویای بیننده و شنونده واگذارد, تا خود متناسب با درك و موقعیت و الفبای فكری و پنداری خویش, فضای لازم را بیافریند.
درقرآن, هرازچند گاه به ریزترین نكته های داستانی توجه شده است, همانند آیاتی كه به نقل قصه یوسف(ع) پرداخته و یا آیاتی كه حركت موسی را دركوه طور به تصویر كشیده است. امّا در بیش تر آیات, بخشهای متعدد و ناپیوسته ای ازیك داستان, چنان حكایت شده كه هم به مقصود و افی است وهم فضای اندیشه را باز نهاده, تامخاطب برای یافتن ارتباط, خود به تلاش پردازد.
● داستان هاروت وماروت
چنانكه گفته آمد, اهل كتاب به دلیل فقدان منابع معتبر و متقن و رهیافت تحریف درباورهای دینی ومتون مقدّس, آنچه ازمطالب دینی و داستانهای انبیا به صورت مبهم در ذهن و خاطرشان باقی مانده بود, با یاری جستن ازخیال پردازی و دخالت دادن باورهای قومی و اغراض ومنافع مل ی و بومی و نژادی درآن, به بازسازی داستانها همت می گماشتند واین چنین بود كه بسیاری از داستانهای دینی آنها درباره انبیا و تاریخ پیشینیان, آكنده از دروغ و باورهای شرك آلود ومغرضانه بود.
رویكرد قرآن به نقل تفصیلی یا اجمالی داستانها واز جمله داستان هاروت وماروت در كنار مواعظ و پندها, می تواند نگاهی اصلاح گرانه نسبت به تاریخ دین و دینمداران داشته باشد, چنانكه تعبیر (وما كفر سلیمان); یعنی سلیمان هرگز كفر نورزید, می تواند ردّی بر داستانهای ن ادرستی باشد كه به شكلی سلیمان را متهم می شمرده است.
▪ به هرحال خداوند درآیه ۱۰۲ سوره بقره با اشارتی اجمالی, داستان هاروت وماروت را این گونه بیان فرموده است:
(واتّبعوا ما تتلوا الشّیاطین علی ملك سلیمان و ماكفر سلیمان ولكنّ الشّیاطین كفروا یعلّمون النّاس السّحر وما أنزل علی الملكین ببابل هاروت و ماروت وما یعلّمان من احد حتّی یقولا انّما نحن فتنهٔ فلاتكفر فیتعلمون منهما مایفرّقون به بین المرء و زوجه وماهم بضارّی ن به من أحد الاّ باذن اللّه و یتعلّمون مایضرّهم ولاینفعهم و لقد علموا لمن اشتریه ماله فی الآخرهٔ من خلاق ولبئس ماشروا به انفسهم لوكانوا یعلمون)
مردمان از افسونهایی كه شیاطین در روزگار حاكمیت سلیمان می خواندند, پیروی كردند والبته سلیمان كفر نورزید, بلكه این شیاطین بودند كه راه كفر می پیمودند وبه مردم سحر می آموختند, ونیز آن افسون كه در دو فرشته ـ هاروت وماروت ـ دربابل نازل شد, درحالی كه آن دو به هیچ كس سحر نمی آموختند, مگر این كه به وی یادآور می شدند كه برای او آزمایش ومایه آزمونند ونباید او راه كفر را بپیماید (نباید از سحرآموزی سوء استفاده كند) امّا مردمان ازآن دو افسونهایی می آموختند كه با آن مرد را از همسرش جدا می ساختند والبته نمی توانستند ب ه كسی آسیب رسانند مگر به اذن الهی, مردمان چیزهایی فرا می گرفتند كه برایشان زیان آور بود و منفعتی درپی نداشت و خود می دانستند كه خریداران آن جادو را درآخرت بهره ای نیست. خود را به بد چیزی فروختند, اگر اهل فهم ودانش بودند!
● تاریخ رویداد داستان
اگر سیاق آیات را ملاك پیوستگی وارتباط زمانی آنها بدانیم, ممكن است نتیجه بگیریم كه چون در آیه نامی از سلیمان به میان آمده است, پس موضوع هاروت وماروت هم مربوط به عصر او است. ولی منابع حدیثی این برداشت را نفی كرده و ارتباط آیات را برمحور هم زمانی ندانسته اس ت. بلكه از برخی احادیث استفاده می شود كه موضوع هاروت وماروت به عصر پس ازنوح باز می گردد.
▪ چنانكه امام صادق(ع) فرموده است:
(بعد از نوح, ساحران وخیال پردازان فزونی یافتند, خداوند دوملك را به سوی پیامبر آن عصر فرستاد تا راز ساحران را برملاسازند و شیوه ابطال سحر را به مردم بیاموزند.) ۱
دراین صورت, این سؤال مطرح می شود كه پس چرا نام سلیمان دراین مجموعه آیات یاد شده است؟ درپاسخ باید گفت كه تنها ارتباط موضوعی داستان هاروت وماروت, باآنچه در روزگار حكومت سلیمان به وسیله شیاطین رخ داده, سبب شده است كه نام سلیمان درآیه یاد شود.
برخی مفسران با این اعتقاد كه داستان هاروت وماروت ربطی به عصر سلیمان نداشته است, زمان رخداد واقعه را, عصر ادریس پیامبر دانسته اند.
● واژه هاروت و ماروت
بیش تر مفسران و لغت شناسان عرب, هاروت و ماروت را دو واژه غیرعربی دانسته اند كه وارد واژگان عرب شده است و ازاین رو لفظی معرّب یا دخیل شناخته می شوند. ۳
هرچند درمیان لغویان, هستند كسانی كه در اصل وجود هرگونه لفظ معرّب را در واژگان زبان عرب ویا درقرآن, منكر شده اند, ولی با توجه به رهیافت نامها و اعلام غیرعرب در فرهنگ تازی وهمچنین آیات قرآن, می توان كلام آنان را, سخن افراط گرانه وغیرقابل اثبات دانست.
بسیاری از مستشرقان براین باورند كه لغت هاروت وماروت۴, همان واژه (هرودات) و (امردات) است كه در اوستا موجود می باشد وهمین دو واژه, بعدها در زبان پارسی به صورت (خرداد) و (مرداد) درآمده است. برخی دیگر این دو واژه را (اریوخ) و (مریوخ) دانسته اند. ۵
آنچه گذشت, دیدگاههای لغت شناسان است وامّا مفسران در ریشه یابی این دو لغت, اظهارنظر خاصی نكرده اند و فقط آن دو را غیر عربی و نیز غیرمنصرف شمرده اند.۶
بعضی لغویان, ریشه این دوكلمه را (هرت) و (مرت) دانسته وآن دو را عربی شمرده اند به معنای (شكستن),۷ ولی غیرمنصرف بودن این دو واژه, خود گواه روشنی بر نادرستی این نظریه است. چه این كه غیرمنصرف بودن یك لفظ ,دو سبب می طلبد و در اینجا یكی علمیّت است و دیگری عجمی بودن. ۸
بعضی خواسته اند دركنارعلمیّت,عدول را دومین سبب به حساب آورند, ولی با توجه به معیّن بودن موارد عدول دركلمات عرب, اثبات عدول دراین دو واژه آسان نیست. ۹
● ماهیت وشخصیت هاروت وماروت
در زمینه ماهیت و همچنین شخصیت هاروت وماروت اختلاف نظر است چكیده دیدگاهها از قرار ذیل می باشد:
۱) برخی از مستشرقان گفته اند: آن دو در ابتدا ارواح طبیعت بوده اند و سپس به صورت فرشتگان درآمده و آدمیان باستان به عنوان خدا, ایشان را ستایش می كرده اند.۱۰
۲) نظر ابن عباس و حسن بصری: آن دو فرشته نبودند, بلكه دو پادشاه بودند كه در سرزمین بابل فرمان می راندند و سحر را درمیان مردم رایج می ساختند.
بنابراین نظریه, لام در لفظ (ملكین) باید مكسور باشد! ۱۱
۳) دیدگاه قرطبی: آن دو نه فرشته بوده اند نه پادشاه, بلكه دو موجود شیطان صفت بوده اند.
توضیح قرطبی برای این تفسیر, بر این پایه استوار است كه (ما) در (وماانزل علی الملكین) نافیه باشد ودرآیه تقدیم و تأخیری صورت گرفته باشد ومعنای آیه در نهایت چنین باشد: (وماكفر سلیمان وماأنزل علی الملكین ولكنّ الشیاطین ـ هاروت وماروت ـ كفروا یعلمان النّاس الس ّحر) ۱۲
۴) ابومسلم اصفهانی كه درشمار مفسران قرار دارد و فخررازی در تفسیر خود و نیشابوری در غرائب القرآن از سخنان وی بسیار یاد كرده اند و بیش ازهمه درمفاتیح الغیب به وی اشاره شده است, درباره هاروت وماروت معتقد است كه آن دو, فرشته بودند ولی هرگز علم سحر برآنان ناز ل نشده وایشان به مردم سحر نیاموختند,زیرا (ماانزل) عطف بر (ملك سلیمان) است و درحقیقت آیه چنین می باشد: (واتّبعوا ما تتلو الشّیاطین علی ملك سلیمان وعلی ما أنزل علی الملكین… )
ییعنی; شیاطین درقلمرو فرمانروایی سلیمان وهمچنین درزمینه آنچه بر فرشتگان نازل شده بود, تلاوتی شیطانی و دخل وتصرفی ناروا داشتند و یهود درهر دوزمینه از شیاطین پیروی كردند وحق را فروهشتند وباطل را برگزیدند) ۱۳۵) محمد جواد مغنیه, نویسنده تفسیر (الكاشف) می نویسد:
من در فهم این آیه متحیّر بودم تا این كه با سخن مفتی موصل علامه عبیدی مواجه شدم وآن معنا را پسندیدم.
▪ عبیدی می نویسد:
درزمان حكومت سلیمان, پادشاه بابل چشم طمع به بیت المقدّس مركز فرمانروایی سلیمان داشت. دومرد كارآزموده را بدان جا فرستاد تا با اظهار پاكدامنی و تقوا مردم را بفریبند, به مردم سحر می آموختند ومی گفتند ما وسیله آزمایش شما هستیم وهدف اصلی آنان, ایجاد فساد درمی ان مردم بود. ۱۴
علامه قاسمی, صاحب تفسیر قاسمی نیز نظیر همین نظریه را پذیرفته است. ۱۵
۶) برخی نیز بر این باور هستند كه داستان هاروت وماروت یك داستان نمادین و سمبلیك است و واقعیت خارجی نداشته است!
● دیدگاه درست
دیدگاه درست كه مستند به ظاهر آیات و تصریح روایات نیز هست, چیزی است جزآنچه یاد شد. زیرا بر اساس قراءت مشهور, از ظاهر آیات, استنباط استفاده می شود كه آن دو, دو فرشته بوده اند كه به صورت انسان درمیان جامعه ظاهر شده وجهت آزمودن مردم و جدا ساختن شایستگان از ت بهكاران, به ایشان سحر می آموخته اند ویادآور می شده اند كه این سحرآموزی, وسیله ای است برای آزمایش ایشان.
این معنا را با تفصیلی بیش تر, می توان از روایات معصومان(ع) نیز استفاده كرد.
▪ از امام صادق(ع) نقل شده است كه فرمود:
(هاروت وماروت دو فرشته بودند كه به مردم سحر می آموختند, تا مردم بتوانند سحر ساحران زمانشان را باطل سازند و با این حال به مردم گوشزد می كردند كه این دانش هرچند برای دفع زیان و ابطال سحر ساحران است, امّا می تواند خود درجهت سحر به كارگرفته شود واین چیزی است كه عامل امتحان و آزمودن آنان می باشد! گروهی این دانش را ازآن دو فرشته آموختند و به جای باطل ساختن سحر دیگران, خود به ایجاد جدایی میان زن ومرد روی آوردند.) ۱۶
از روایت دیگری دراین زمینه استفاده می شود كه برخی ازمردم زمان امام, براین گمان بوده اند كه (هاروت وماروت) با این كه دو فرشته بوده اند, با سحرآموزی به مردم مرتكب گناه شده اند. ولی امام در ردّ این نظر فرمود, هاروت وماروت دو فرشته بوده اند, ولی گناهی مرتكب نشده اند, زیرا به تصریح قرآن فرشتگان معصیت خدا نمی كنند. ۱۷
بسیاری از مفسران ومحدثان این معنا را برای آیه پذیرفته اند و با اندك اختلافی كه در برخی از زوایای موضوع دارند, به اتفاق پذیرفته اند كه آن دو, فرشته بوده اند و سحرآموزی آنان به مردم, جنبه آزمون و ابتلا داشته است.
▪ این نظریه, هم درمیان عالمان امامیه با حسن قبول رو به رو بوده است وهم درمیان عالمان اهل سنّت كه از آن جمله هستند:
شیخ الطائفه طوسی, سید مرتضی, ابوالفتوح رازی, شیخ طبرسی, , شریف لاهیجی, جلال الدین دوانی, علامه مجلسی, شیخ بهایی, علامه بلاغی, علامه طباطبایی و… از میان عالمان شیعی.
همچنین محمد بن جریر طبری, ابن كثیر, جلال الدین سیوطی, نیشابوری, بغوی, زمخشری, بیضاوی, آلوسی بغدادی, فخر رازی, طنطاوی, مراغی, عبده, وهبهٔ الزحیلی و… از عالمان اهل سنت.
● فلسفه وجودی هاروت وماروت
درصورتی كه نظر یادشده را بپذیریم وبراین باور باشیم كه هاروت وماروت دو فرشته بودند كه سحر را به مردم می آموختند, این سؤال مطرح خواهد شد كه اصولاً چه حكمتی دراین امر وجود داشته است. آیا این صحیح است كه خداوند, خود سحر را از طریق فرشتگانش در میان مردم نشر د هد! وآنان را در معرض گمراهی و فساد قراردهد!
آنچه از مضمون آیه و منطوق برخی روایات استفاده می شود این است كه درآن عصر, ساحران زیاد شده بودند وازاین راه, هم سلامت وامنیت اجتماعی مردم تهدید می شد وهم اعتقاد و دیانت آنان, زیرا ساحران با ایجاد اختلاف و بدبینی, نظام زندگی مردم را مختل می كردند و با انجا م كارهای خارق العاده, موضوع معجزه را در ذهن مردم دگرگون ساخته و شك و تردید درباره حقانیت دلایل اعجازی انبیا پدید می آورند, زیرا مردم با دیدن كارهای آنان به این پندار می افتادند كه ممكن است معجزات نیز ازاین قبیل باشد.
ازاین رو خداوند, دوفرشته را به صورت آدمیان برانگیخت وبه آنان سحرآموخت, تا هم راه ابطال سحر را به مردم آموزش دهند وهم نشان دهند كه میان سحر ومعجزه فرق بسیار است. چه این كه سحر ابطال پذیر است و از راه فراگیری می توان بدان دست یافت, ولی معجزه نه قابل تعلیم وتعلّم است ونه ابطال پذیر. ۱۸
امّا این كه آموزش سحر یا روش ابطال آن می توانست خود وسیله گمراهی و سوء استفاده كسانی باشد, چیز شگفت و تازه ای نیست زیرا بسیاری از دانشهای تجربی وحتی ابزار زندگی این ویژگی را دارند كه می توانند دركنار كاربرد درست و سازنده, كاربردی ویرانگر وخطرآفرین داشته باشند, وبا این حال وجودشان بیهوده و زیانبار شناخته نمی شود. چنانكه شناخت مواد شیمیایی, هم می تواند مایه ساختن داروهای شفابخش باشد وهم می تواند وسیله تهیه سمّ قرار گیرد!
پس اصل آموزش سحر به انگیزه صحیح, كــاری است حكیمانه, بویژه كه در آیه به این نكته تصریح شده است كه (وما یعلمان من أحد حتّی یقولا انّما نحن فتنهٔ) فرشتگــان به هیچ كس, سحر نمی آموختند, مگر این كه به او یادآوری كنند كه مایه آزمون ایشانند.
نظیر این استدلال كه یادكردیم در روایتی از امام صادق(ع) نقل شده است.
ودر این زمینه كه شناخت سحر و روش آن می تواند انسان را در بازشناسی معجزه از سحر یاری دهد.
▪ به سخنی از شیخ بهایی اشاره می كنیم كه می نویسد:
(اگر انگشتان دست, به هم چسبیده و دركف دست جمع شده باشد وازمیان آنها آب بیرون آید, احتمال سحر می رود, ولی هرگاه انگشتان از هم باز باشند و ازمیان آنها آب بجوشد, دراین صورت احتمال سحر نمی رود ومعجزه است واین چیزی است كه آشنایان به صناعت سحر, بدان آگاه و معت رف هستند.) ۲۰
● اسرائیلیات در داستان هاروت و ماروت
چنانكه گفته شد, دست دروغ پردازان از دامان قصه هاروت وماروت نیز كوتاه نمانده ودرآن نیز تحریفهایی صورت داده اند كه متأسفانه این نقلهای تحریف شده, هم به برخی متون شیعه راه یافته وهم متون اهل سنت, با این كه انتظار آن می رفت كه با روشنگریهای اهل بیت و تفسیرها ی آنان و تعیین اصول ومبانی تفسیری از سوی ایشان, این گونه نقلها به منابع حدیثی و تفسیری شیعه راه پیدا نكند.
▪ خلاصه این نقل چنین است:
فرشتگان به خاطر فسادگری آدمیان, برخداوند خرده گرفتند كه چرا چنین موجود فسادگری را آفریده است! آنان ازخداوند خواستند تا عذابی نازل كند وهمگان را نابود سازد.
خداوند برای اثبات نادرستی پندار آنان , از فرشتگان خواست تا دو فرشته را به نمایندگی برگزینند و آنان هاروت وماروت را برگزیدند.
خداوند آن دو فرشته را به زمین فرستاد و صفات انسانی به ایشان عطا كرد; آن دو درزمین با زنی زیبا صورت, روبه رو شدند و دل باختند وحاضر شدند كه برای هم آغوشی با او, هم مشرك شوند وهم شراب بنوشند وهم قتل نفس كنند و درآخرین مراحل به آن زن دست نیافتند و او از دید آنان پنهان شد.
خداوند براین دو فرشته ندا داد كه شما در یك نیم روز, چهارگناه بزرگ انجام دادید: بت پرستی, شرب خمر, قتل نفس, اهتمام به زنا; پس چگونه برآدمیان عیب می گیرید وخود را منزه می دانید. از سوی دیگر خداوند آن زن را به صورت ستاره زهره, مسخ كرد. زیرا نام آن زن نیز (ز هره) بود وآن دو فرشته را مخیّر ساخت تا یا عذاب دنیوی را تحمل كنند ویا كیفر اخروی را, آن دو عذاب دنیا را برگزیدند و از این رو درچاه بابل همواره معذّب می باشند. ۲۱
(سیوطی) دركتاب (الدرالمنثور) این روایت را با اسناد مختلف یادكرده و حدود بیست وچند حدیث برای آن آورده است! وقبل از او, طبری, بغوی وابن كثیر نیز این روایت را آورده اند.
تفسیر قمی, این روایت را به امام باقر(ع) نسبت داده! و در تفسیرهای عیاشی, مجمع البیان, صافی, نورالثقلین و برهان نیز عین آن نقل شده است.
▪ امّا همه این منابع, بدون نقد وایراد, از روایت یادشده نگذشته اند, بلكه فردی چون ابن كثیر آن را از روایات اسرائیلی دانسته است. ۲۲
▪ یضاوی آن را ساخته و پرداخته یهود شمرده است. ۲۳
▪ علامه طباطبایی به خرافی بودن این نقل تصریح دارد. ۲۴
▪ نیشابوری و فخررازی آن را بیگانه با كتاب خدا دانسته اند. ۲۵
▪ كسانی چون قاضی عیاض ۲۶ ابوحیان دربحرالمیحط, ۲۷ شهاب عراقی, ۲۸ صاحب كنز الدّقایق ۲۹ هر یك به گونه ای روایت یادشده را نادرست شمرده اند.
● نادرستی و بی اعتباری این نقل, هم به سستی سند آن باز می گردد وهم به نابسامانی و غیرعلمی بودن محتوای آن, به دلیلهای زیر:
۱) اعتراض فرشتگان به خلقت آدم, مربوط به آغاز آفرینش است ونه پس ازآن و در عصر نوح یا سلیمان یا ادریس.
۲) اعتراض فرشتگان می توانست به آفریدن موجودی با خصلتهای انسانی باشد ونه صرفاً موجودی زمینی. دراین صورت بخشیدن ویژگیهای انسانی به آن فرشتگان, ردّی برآنان نبوده است بلكه تأییدی است بر فسادانگیزی این موجود, با این خصلتها و لزوم عذاب ونابودی آن!
۳) مسخ شدن آن زن به صورت ستاره زهره, سخنی غیرعلمی است زیرا مناسبتی میان یك انسان وكره عظیم فضایی نیست!
با این همه, برخی عالمان چون احمد بن حنبل سعی كرده اند تا این روایات را توجیه كنند وبه شبهات پاسخ دهند! درحالی كه تلاش ایشان, عقیم و بی نتیجه بوده است. ۳۰
برخی دیگر, احتمال داده اند كه این روایت, دارای بیان رمزی و عرفانی باشد, با این بیان كه آن دو فرشته به منزله دو انسان عالم عامل كاملند كه ازملكوت قدس به جهان لذتهای مادی سقوط كنند و به انگیزه فساد با فردی جاهل و ناقص همنشین گردند, امّا آن فرد ناقص, از علو م وكمالات بهره مند شود واوج گیرد وچون ستاره درآسمان فضیلت بدرخشد, امّا این دو موجود قدسی, همچنان در حضیض بمانند. ۳۱
فیض كاشانی درتفسیر صافی, نخست به تضعیف حدیث پرداخته است و روایاتی را از امامان (ع) كه بر نادرستی محتوای حدیث دلالت دارد, امّا در پایان در پی آن است كه میان روایات یادشده با حدیث به گونه ای جمع نماید و راه را در تأویل داستان هاروت وماروت جست وجو می كند ومی نویسد: (ممكن است منظور از دو فرشته, قلب و روح باشند, زیرا آنها از عالم روحانی فرود آمده اند و در دام تمایلات دنیوی مبتلا هستند, شراب غفلت نوشیده اند و بت هوا پرستیده اند و اندیشه نصیحت گر خود را كشته اند و به نوعروس زیبای دنیا دل بسته اند, امّا دنیا چونان ستاره زهره ازآنان گریخت و… ) ۳۲
آلوسی در روح المعانی نیز تلاش كرده است تا تأویلی دیگر برای داستان یاد شده جست وجو كند. ۳۳
فخررازی از منكران حدیث یادشده است, ولی شگفت است كه شیخ بهایی بر فخررازی وهمه منكران حدیث, عیب گرفته وانكار آنان را بیجا شمرده وبا ادله سه گانه تلاش كرده است تا درستی حدیث را به اثبات رساند. ۳۴
● نقد داستان اخیر
كسانی كه داستان یاد شده را افسانه شمرده اند به نقد آن ازناحیه سند پرداخته وگفته اند دربرخی از نقلهای این داستان, عبداللّه بن عمر از كعب الاحبار, نقل حدیث كرده است ونه از پیامبر(ص) واین می تواند قرینه باشد براین كه در اصل, عبداللّه بن عمر, آن را از كعب ال احبار دریافت كرده و روایت اسرائیلی است. ۳۵ واما در نقلهای شیعی, هرچند این حدیث به امام باقر(ع) استناد شده است ولی راوی حدیث كه (محمد بن قیس) می باشد ازنظر رجالی محكوم به ضعف است زیرا وی از راویان مردد میان ثقه و ضعیف است وشخصیت او دراین نقل مجهول می باشد . ۳۶
ازنظر محتوا نیز, داستان مخدوش می باشد چنانكه دربرخی روایات ازمعصومین به این نكته اشاره شده است كه چون درحدیث نسبت گناه به فرشتگان داده شده, نمی تواند حدیث صحیح باشد. ۳۷
برخی احتمال داده اند كه ممكن است روایت نقل شده از امام باقر(ع) از روی تقیه صادر شده باشد. چه این كه ناقل حدیث (عطاء) می باشد و او ازامامیه نبوده است و از این رو بعید نمی نماید كه امام, متناسب با مذهبش به او پاسخ داده باشد. ۳۸
آنچه ازمجموع آرا می توان نتیجه گرفت, این است كه تفصیل داستان هاروت وماروت آن گونه كه دراین نقل رسیده است, قابل اعتماد نمی باشد, زیرا هم ضعف سند وهم مخدوش بودن محتوا وهم غیرعملی بودن آن, حكایت از ساختگی و اسرائیلی بودن آن دارد, چه این كه بسیاری ازجاعلان ح دیث, معتقد بودند كه آنچه باعث پند و موعظه مردم نشود, جعل آن اشكالی ندارد واگر دیده می شود كه در نقلهای موعظه ای, روایات ساختگی بیش تر به چشم می آید, راز آن در همین نكته است.

وبگردی
عکسی عجیب از  تجمع حوزویان قم
عکسی عجیب از تجمع حوزویان قم - براستی داستان درگذشت آقای هاشمی و استخر چه بوده است؟ چرا از تهدید سیاسی و امنیتی در این تصویر استفاده شده است؟ چه افراد و جریانی پشت این پلاکارد هستند؟
واکنش اشک آلود جمشید مشایخی به درگذشت انتظامی
واکنش اشک آلود جمشید مشایخی به درگذشت انتظامی - اشک های جمشید مشایخی برای عزت الله انتظامی در بیمارستان و واکنشش به درگذشت همبازی و همکار چندین دهه اش
سفیر آلمان تعطیلات خود را در بین عشایر بختیاری گذراند
سفیر آلمان تعطیلات خود را در بین عشایر بختیاری گذراند - میشائل کلور برشتولد، سفیر آلمان در ایران برای گذراندن تعطیلات تابستانی خود با عشایر بختیاری در دره کوهرنگ زاگرس همراه شده است. منبع
تریلی در اهواز چپ کرد، مردم بارش را غارت کردند!
تریلی در اهواز چپ کرد، مردم بارش را غارت کردند! - یک تریلی در اهواز واژگون شد و مردم به جای کمک به راننده مصدوم بار تریلی را بردند
بازگشت گوگوش به ایران و نحوه برخورد با او در فرودگاه
بازگشت گوگوش به ایران و نحوه برخورد با او در فرودگاه - در ویدئوی زیر روایت فائقه آتشین (گوگوش) را از بازگشت به ایران بعد از انقلاب و نحوه برخورد پاسدار فرودگاه و دادستانی با او می شنوید. او این خاطرات را سال ۲۰۰۰ در تورنتوی کانادا روایت کرد.
ماجرای عکس متفاوت وزیر جوان و هشتگ‌های توییتری
ماجرای عکس متفاوت وزیر جوان و هشتگ‌های توییتری - نكته جالب در اين ميان، گستردگي و تنوع واكنش‌ها به پوشش «وزير جوان» بود. تا آن‌جا كه در ميان كاربران بودند گروهي كه اين پوشش را در حد «شق‌القمر» بالا برده و اين تفاوت ظاهري را نشانه‌اي از تفاوتي عميق در نوع نگاه آذري‌جهرمي تحليل كردند و در مقابل، طيفي نيز «وزير جوان» را به‌خاطر تلاش براي آنچه ازسوي اين كاربران نوعي «پوپوليسم» و «عوام‌فريبي» خوانده شد
اظهارات تند احمدی نژاد علیه روحانی و دولت!
اظهارات تند احمدی نژاد علیه روحانی و دولت! - محمود احمدی نژاد با انتشار پیام ویدیویی تندی علیه رئیس جمهور، وی را هم دست رئیس دو قوه دیگر نامید و خواستار کناره گیری حسن روحانی از مقام ریاست جمهوری شد.
فیلم | قرار نبود روحانیت در همه چیز اظهارنظر کند!
فیلم | قرار نبود روحانیت در همه چیز اظهارنظر کند! - فیلم - مدتی قبل حجت الاسلام زائری مهمان خبرآنلاین بود و در کافه خبر به بررسی مسایل فرهنگی و اجتماعی ایران و نقش روحانیت در جامعه پرداخت.
فیلم | چرا مردم مسئولین را مسخره می‌کنند؟
فیلم | چرا مردم مسئولین را مسخره می‌کنند؟ - فیلم - چرا مردم مسئولین را مسخره می‌کنند؟ پاسخ این سوال را در ویدئوی زیر ببینید.
فیلم سانسور شده خوانندگی سحر قریشی در یک برنامه
فیلم سانسور شده خوانندگی سحر قریشی در یک برنامه - سکانس سانسور شده مسابقه «13 شمالی» که در آن سحر قریشی ترانه های مشهور چند تن از خوانندگان را می خواند، ببینید. اولین قسمت این مسابقه در شبکه نمایش خانگی توزیع شده است.
عاشق شدن لیلای سریال پدر،داستانی کاملا واقعی!
عاشق شدن لیلای سریال پدر،داستانی کاملا واقعی! - روایت نازنین پیرکاری،مجری و تهیه کننده تلویزیون از عاشق شدن خود که داستان سریال پدر شد...
یک ژن خوب تازه: جان متاعی است که هر بی سروپایی دارد
یک ژن خوب تازه: جان متاعی است که هر بی سروپایی دارد - مهمترین بخش های سخنان او اینجاست که عنوان می کند: چه کسی در جریان انقلاب بوده؟ اگر یک عده ای جان دادند، یک عده ای هم این وسط پول دادند. او که گویا دستی در شعر هم دارد، سخن عجیب تری از آنچه پیش از این گفته بر زبان جاری می سازد و با به کار بردن این بیت که «جان چه باشد که نثار قدم دوست کنم *** این (جان) متاعی است که هر بی سروپایی دارد» ...
ترامپ حتی به شلیک یک گلوله نیاز ندارد
ترامپ حتی به شلیک یک گلوله نیاز ندارد - برای آمریکا کم هزینه‌ترین استراتژی ادامه وضع موجود است. ترامپ در یک سال گذشته کاری کرد که ۳۰ میلیارد دلار دارایی ایران از کشور خارج شود. این پول به کشور‌هایی مثل ترکیه، گرجستان، ارمنستان، مالزی و ... که از ثبات و امنیت برخوردارند رفت و در این کشور‌ها سرمایه گذاری شد. همین موضوع کمر اقتصاد ایران را می‌شکند. در این یک سال دلار به نزدیک ۱۰ هزار تومان رسیده است. ترامپ حتی به شلیک یک گلوله نیاز ندارد. اگر…
سحر تبر چهره واقعی‌اش را آشکار کرد!
سحر تبر چهره واقعی‌اش را آشکار کرد! - سحر تبر سال گذشته برای اولین بار در رسانه‌های جهان دیده شد. گمانه زنی می‌شد که او برای شباهت پیدا کردن به آنجلینا جولی ۵۰ عمل جراحی داشته است. اما او در نهلایت شبیه شخصیت "عروس مرده" تیم برتون به نظر می‌رسید.
ترجیح می‌دهید کدام‌ زن همکار شوهر شما باشد!
ترجیح می‌دهید کدام‌ زن همکار شوهر شما باشد! - یک بنر تبلیغاتی که ظاهراً با هدف ترویج فرهنگ حجاب طراحی شده، سبب‌ساز واکنش‌های کاربران شبکه اجتماعی توییتر شده است. در این بنر، از رهگذران خواسته شده بین دو گزینه موجود، زنی چادری و زنی مانتویی، انتخاب کنند ترجیح می‌دهند کدام‌یک همکار همسرشان باشد!
فیلم قتل عجیب زن جوان توسط شوهرش در اسلامشهر!
فیلم قتل عجیب زن جوان توسط شوهرش در اسلامشهر! - در اتفاقی عجیب و غیر قابل باور فردی امروز به دلیل درخواست طلاق همسرش در خیابان اسلامشهر وی را با ضربات چاقو از پای درآورد، از سرنوشت این خانم اطلاع دقیقی در دست نیست.