شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۶ / Saturday, 24 February, 2018

قرآن درحریم رضوی


قرآن درحریم رضوی
قرآن کتاب بیداری برای همگان(۱) و بیانی برای همه مردم است(۲) اما هدایت و اندرز آن برای آنانی است که خود را در معرض هدایتش قرار دهند(۳) . قرآن در اندیشه، گفتار و کردار اهل بیت(ع) عینیت یافته و دارای جایگاه خاصی است. امام رضا(ع) نیز یکی از این مفسران واقعی بود که در طول زندگی پر برکت خویش عنایتی ویژه و خاص به این کتاب آسمانی داشت. آنچه از امام رضا(ع) در ابواب مختلف فقه بیان شده، به گونه ای تبیین و تفصیل آیات الاحکام و اوامر و نواهی الهی است. این مقاله، نگاهی گذرا دارد به چگونگی توحید، نبوت، امامت، معاد و. . . از آن حضرت به جای مانده، شرح و بسط معارف اعتقادی قرآن است. چگونگی توجه امام رضا(ع) به تلاوت و تفسیر آیات قرآن.
● منزلت و فضیلت قرآن
قرآن در آیات بسیاری به توصیف خود پرداخته و منزلت رفیع و شأن والای خویش را بیان داشته است. امام رضا(ع) درباره قرآن می فرماید: «قرآن کلام خداست. از آنچه او گفته است، فراتر نروید و هدایت را در غیر او نجویید که گمراه می شوید.» (۴) و در فرمایش دیگری می فرماید: «قرآن ریسمان محکم، دستاویز استوار و آیین برتر خدا در میان بندگان است. به سوی بهشت هدایت می کند و از دوزخ رهایی می بخشد. در اثر گذشت زمان، کهنه نشده و با تکرار بر زبان ها از ارزش و اثر بخشی آن کاسته نمی شود؛ زیرا خداوند آن را برای زمان خاصی قرار نداده است، بلکه حجت و برهان برای همه انسان ها در سراسر زندگی شان است و نه از پیش رو و نه از پس، باطل به آن وارد نخواهد شد. فرود آمده ای از سوی خداوند حکیم و ستوده است.» (۵)
و در حدیث دیگری فرموده اند: «خداوند زمانی پیامبرش را به سوی خود فرا خواند که دین او را کامل و بر او قرآن را نازل کرد؛ کتابی که روشنگر همه چیز است و حلال و حرام و احکام و هر آنچه مردم بدان نیازمندند، در آن به طور کامل بیان شده است.»(۶)
● امام رضا(ع) و تلاوت قرآن
از روایت های تاریخی چنین بر می آید که اولیای الهی، قرآن را نه تنها با رعایت تمام آداب و احکامی که برای تلاوت آن بیان شده است، می خواندند؛ بلکه چنان به معنی و مفهوم آن توجه می کردند که حالت های آنها، با توجه به مضمون و پیام هر یک از آیات تغییر پیدا می کرد؛ چون به بشارت بهشت می رسیدند، بشاش می شدند، اما هنگامی که به آیه های عذاب و گرفتاری آتش جهنم بر می خوردند، دور ماندن از آن را آرزو می کردند. در این باره نقل شده است که وقتی حضرت علی بن موسی الرضا(ع) عازم خراسان بودند، همراهان ایشان می دیدند آن حضرت، شب در بستر و محل استراحت خود زیاد قرآن تلاوت می کردند و هرگاه به آیه ای بر می خوردند که در آن از بهشت یا جهنم سخن به میان آمده بود، می گریستند و بهشت را از خدا درخواست کرده و از آتش جهنم به خدا پناه می بردند. (۷)
آن حضرت در باب قرائت قرآن با صوت و ترتیل می فرمودند: «قرآن را با صوت نیکو زینت دهید؛ زیرا که صدای نیکو بر زیبایی قرآن می افزاید.» (۸)
در تبیین رفتار امام رضا(ع) با قرآن، ابراهیم بن عباس که یکی از یاران و راویان حضرت رضا(ع) است، می گوید: «امام رضا(ع) همه قرآن را در مدت سه شبانه روز تلاوت می کرد و بارها به یاران خود می فرمود: اگر می خواستم قرآن را در کمتر از این زمان ختم می کردم؛ ولی روش من چنین است که هیچ یک از آیه های قرآن را نمی خوانم، مگر این که در آن تأمل و اندیشه می کنم که در چه زمینه ای و در چه زمانی نازل شد، و بدین سبب است که قرآن را در سه شبانه روز به پایان می رسانم.»(۹)
آن حضرت در نماز های واجب و مستحب شبانه روز، سوره های مختلف قرآن را تلاوت می کرد. در روایت آمده است آن حضرت در اول ظهر شش رکعت نماز مستحبی می خواند که پس از سوره حمد، سوره های کافرون و توحید را تلاوت می کرد و در دو رکعتی که پس از نماز جعفر طیار می خواند، به قرائت سوره های ملک و هل اتی می پرداخت. همچنین در نماز وتر سوره های فلق و ناس را تلاوت می کرد. در نمازهای واجب نیز پس از سوره حمد، سوره قدر و در ظهر جمعه سوره منافقین و جمعه و در نماز صبح روز دوشنبه یا پنج شنبه در رکعت دوم پس از حمد سوره غاشیه را تلاوت می فرمود. (۱۰)
● پاسخگویی به زبان قرآن
یکی از روش های زیبای ترویج و تشویق به آموزش و انس با قرآن در سیره اهل بیت(ع) استناد به آیه های قرآنی در پاسخ گویی به پرسش های مردم است. در سیره و زندگانی معصومان(ع) بسیار دیده شده که پاسخ مردم را با زبان قرآن داده اند و با این کار، هم نشان داده اند که به همه پرسش های اعتقادی و معرفتی انسان، در قرآن پاسخ داده شده و هم به مسلمانان سفارش می کردند که انس خود با کتاب الهی را بیشتر کنند تا از برکت های آن برخوردار شوند. نقل شده است یکی از سیاست های مأمون عباسی این بود که از امام رضا(ع) پرسش های بسیاری را با هدف امتحان از آن حضرت می پرسید. امام با آوردن نمونه های قرآنی، پرسش های مأمون را به زبان قرآن پاسخ می دادند.(۱۱)
امام رضا(ع) در طول زندگی پر برکتش با افراد و چهره های منفی و مثبتی روبرو شده و با هر یک به فراخور حالش سخن گفته و در برابر اظهار علاقه یا جسارت و بی ادبی آنها با رعایت آداب الهی و رهنمودهای قرآنی کریمانه برخورد می کرد. در روایت است که بزنطی نامه ای به امام رضا (ع) نوشت و گفت: «من فردی از اهل کوفه هستم و خود و خانواده ام، با اطاعت از شما به خدای متعال تقرب می جویم، بسیار اشتیاق دارم به ملاقات شما بیایم تا برخی از مسائل دین را از محضرتان بپرسم. ضمناً برخی شنیده ها وجود دارد که گروهی آنها را برای ما نقل کرده اند، همان افرادی که گمان کرده اند پدرت هنوز زنده است و نیز گمان کرده اند که برخی از پاسخ های شما به آنها برخلاف گفته پدرانت بوده است.»
امام(ع) در پاسخ نامه اش چنین نوشت: «به نام خدا. نامه ات را به من رساندند، در نامه نوشته بودی که دوست داری به ملاقات من بیایی تا برخی از مسائل برایت روشن گردد. آری باید خودت بیایی تا پاره ای از مسائل را از نزدیک با تو در میان بگذارم. اما این که گفته شده چیزهایی از من برایت نقل کرده اند که برخلاف آن است که از پدرانم رسیده، قسم به جانم که جز خدا، کران و کوران را نخواهد شنواند و هدایت نخواهد کرد. خدای تعالی می فرماید: « انَّکَ لا تَهدی مَن اَحْبَبتَ وَ لکنَّ الله یَهدی مَن یَشاءُ وَ هُوَ اَعْلَمُ بالمُهتَدین؛ چنین نیست که هر کس را بخواهی هدایت توانی کرد لیکن خدا هر که را خواهد هدایت می کند و او به حال آنان که قابل هدایت اند، آگاه تر است.» (۱۲)
آنگاه امام رضا(ع) در نامه خود به برخی اتهامات که مخالفین امام یعنی واقفیان بر ایشان وارد کرده بودند، اشاره فرمود و به علت مخالفت برخی افراد همچون ابن السراج و ابن ابی حمزه و دیگران اشاره کرد. (۱۳)
از جمله آیاتی که امام رضا(ع) به آنها استدلال فرموده، آیه مباهله است. در گفت و گویی که مأمون با آن حضرت درباره بزرگ ترین فضیلت امیرمؤمنان(ع) داشت، امام(ع) به همین آیه استدلال کرد. در روایت آمده است که روزی مأمون عباسی به امام رضا(ع) گفت: مرا به بزرگ ترین فضیلت امیرمؤمنان(ع) که قرآن بر آن دلالت دارد، آگاه کن. امام(ع) فرمود: همانا آیه مباهله است. خداوند می فرماید: «فَمَن حاجَّکَ فیه مِن بَعد مَا جَاءکَ مِنَ العِلمِ فَقُل تَعالَوا نَدْعُ اَبْنَاءَنَا وَ اَبْنَاءَکُم وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَکُمْ وَ اَنْفُسَنَا وَ اَنْفُسَکُم ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ الله عَلَی الکَاذِبینَ»(۱۴) پس رسول خدا(ص) ، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) را برای مباهله دعوت کرد که هر دوی آنها فرزندانش بودند و همچنین حضرت زهرا(س) را دعوت کرد که در آن هنگام جزء زنان مورد اشاره آیه بود و نیز امیرمؤمنان(ع) را فرا خواند که به حکم آیه شریفه نفس رسول خدا(ص) به شمار می رفت. پس ثابت شد که هیچ یک از بندگان خدا والاتر از رسول خدا(ص) و افضل از او نبوده اند و همچنین لازم آمد که احدی افضل از نفس رسول خدا(ص) که علی(ع) بود به دلالت آیه شریفه وجود نداشته باشد.
مأمون گفت: این استدلال درباره امام حسن(ع) و امام حسین(ع) و حضرت زهرا(س) صحیح است، اما درباره علی(ع) درست نیست؛ چون ممکن است رسول خدا(ص) شخص خود را در حقیقت گفته باشد نه فرد دیگری را، پس آیه فضیلتی برای امیرمؤمنان(ع) نخواهد بود.
امام رضا(ع) پاسخ داد: نه این سخن صحیح نیست؛ چرا که شخص دعوت کننده همواره غیر از خود را دعوت می کند نه خود را، همان طور که فرد دستور دهنده همیشه به دیگری امر می کند نه به خود. پس این که حضرت فرمود: . . . اَنْفُسَنَا. . . به این معنی نیست که خودمان را دعوت کنیم و وقتی که رسول خدا(ص) فردی غیر از امیرمؤمنان را در مباهله فرا نخواند، ثابت می شود که علی(ع) همان نفس پیامبر(ص) است که خداوند در قرآن به آن اشاره کرده است. مأمون که از پاسخ امام رضا(ع) شگفت زده شده بود، گفت: وقتی که جواب آمد، سؤال جایگاه خود را از دست می دهد.(۱۵)
در روایت دیگری آمده که ریان نقل می کند: «بر علی بن موسی الرضا(ع) وارد شدم و به او اعتراض کردم که ای فرزند رسول خدا! مردم می گویند تو وارد این امر(ولایتعهدی) شدی، با این که نسبت به دنیا زهد پیشه بودی. امام (ع) فرمود: خدا می داند که از پذیرش این امر کراهت داشتم، اما هنگامی که خود را بین کشته شدن یا قبول ولایتعهدی مخیر دیدم، این امر را اختیار کردم.
وای بر آنها آیا نمی دانند که وقتی ضرورت ایجاب کرد که یوسف خزائن عزیز مصر را سرپرستی کند، به او گفت: اِجْعَلْنی عَلی خَزائِن الارض انّی حَفیظٍٍ عَلیم؛ مرا سرپرست خزائن سرزمین مصر قرار ده که نگه دارنده و آگاهم. من نیز به حکم ضرورت این امر را از روی اکراه و اجبار قبول کردم، گذشته از این من نیز در این امر داخل نشدم مگر همانند داخل شدن کسی که می خواهد از آن خارج شود. پس به خدا شکایت می کنم که اوست یار من.» (۱۶)
همچنین در روایت دیگری آمده است که مردی به امام رضا(ع) گفت: اصلحک الله! چرا به سوی این امر رفتی گویا بر حضرت ایراد گرفته بود. امام رضا(ع) به او فرمود: «ای مرد! بگو بدانم کدام افضل است: پیامبر یا وصی پیامبر مرد گفت: پیامبر افضل است. امام فرمود: کدام بدتر است مشرک یا مسلمان مرد در پاسخ گفت: البته مشرک بدتر است. امام فرمود: بدان که عزیز مصر مشرک بود و حضرت یوسف پیامبر خدا. و اما مأمون مسلمان و من جانشین رسول خدا(ص) ، درعین حال یوسف از عزیز مصر خواست که وی را سرپرست قرار دهد زمانی که به او گفت: مرا سرپرست خزائن مصر قرار ده که من نگه دارنده و آگاهم. و مرا مجبور کردند بر پذیرش ولایتعهدی.» (۱۷)
● نمونه هایی از تفسیر امام رضا(ع) از آیات قرآن
اگر از اهل بیت(ع) در فهمیدن قرآن کمک گرفته شود، خواهیم دید که قرآن به تمام نیازهای فکری و اعتقادی انسان و آنچه به هدایت او مربوط می شود، پاسخ های لازم را ارائه کرده است. قرآن خود از این ویژگی با عنوان «تِبْیَانَا لِکُلِّّ شَیء» (۱۸) تعبیر می کند. قرآن کتاب کامل هدایت انسان در هر زمان و هر مکان است. معارف قرآن به قوم خاص یا زمان خاص اختصاص ندارد. بر این اساس، مجموعه معارف و احکام و قوانین این کتاب الهی، به آن دسته از کارها، اصول و نیازهای بشر توجه دارد که در میان بشر همواره جاری است.
خداوند در قرآن کریم مردم را از خوردن مشروبات الکلی نهی کرده است(۱۹) و نوشیدن آنها را از گناهان کبیره بر می شمارد. (۲۰) در بعضی از سخنان اهل بیت(ع) نیز شراب کلید تمام بدی ها و زشتی ها معرفی شده است. (۲۱) امام رضا(ع) فلسفه تحریم شراب را چنین بیان می فرماید: «خداوند نوشیدن شراب را ممنوع کرد ؛ زیرا مایه فساد و تباهی جوامع انسانی و موجب از بین رفتن عقل آدمی است. شرابخواری، زمینه های انکار خداوند و بسیاری از کارهای زشت و ناپسند را فراهم کرده، انسان را در مقابل گناهان بی باک می کند.» (۲۲)
و در ادامه می فرماید: «کسی که از شیعیان و پیروان مکتب ماست، باید از نوشیدن آن بپرهیزد؛ زیرا شراب از نوشابه های دشمنان ماست و پیامبر اسلام(ص) فرمود: لباس دشمن مرا نپوشید و خوراک آنها را نخورید و راه دشمنان مرا نپیمایید؛ زیرا در این صورت جزء دشمنان من شمرده می شوید.» (۲۳)
ابو اسحاق مدائنی می گوید: نزد امام رضا(ع) بودم که فردی آمد و گفت: قربانت شوم! خداوند متعال می فرماید: سزای کسانی که با خدا و پیامبر او می جنگند و در زمین به فساد می کوشند، جز این نیست که کشته شوند یا بر دار آویخته شوند یا دست و پایشان در خلاف جهت یکدیگر بریده شود یا از آن سرزمین تبعید گردند. (۲۴) معنی این سخن چیست امام(ع) فرمود: خدا چنین فرموده است. آن مرد گفت: قربانت گردم ! اگر چه کاری را انجام داد، سزاوار یکی از این چهار کیفر است امام(ع) فرمود: اگر با خدا و رسولش از سر نبرد درآمد و کسی را کشت، او را می کشند و اگر کسی را کشت و اموال او را ربود، او را می کشند و بر دار می آویزند. اگر اموال کسی را ربود ولی او را نکشت، دست و پایش را می برند. اگر با رسول خدا(ص) جنگید و فساد پیشه کرد ولی کسی را نکشت و مال کسی را نستاند، او را تبعید می کنند.
مرد پرسید: تبعیدش چگونه است امام(ع) فرمود: او را از شهری که کارهای ناشایست در آن انجام داده است به شهری دیگر می فرستند و به مردم آن دیار می نویسند که او تبعیدی است، با او همخور و همنشین و همسر نشوید. اگر از آن شهر به جایی دیگر رفت، برای آنان نیز چنین می نویسند تا یک سال که او شرمگنانه توبه کند. آن مرد پرسید: اگر خواست از سرزمین اسلام بیرون رود و در دیار مشرکین زندگی کند، چه باید کرد امام(ع) فرمود: اگر خواست به سرزمین شرک برود، گردنش را می زنند.(۲۵)
در روایت دیگری آمده است که حسن بن علی فضال می گوید: از معنای حواریون که خدا در قرآن درباره آنان می فرماید: «و یاد کن هنگامی که به حواریون وحی کردیم که به من و رسول من ایمان آرید، گفتند (ما با مقام علم الیقین) ایمان آوردیم خدایا گواه باش که ما تسلیم امر توایم» (۲۶) از امام رضا(ع) پرسیدم که چرا حواریون را بدین نام خوانده اند امام(ع) فرمود: مردم بر این باورند که این نامگذاری از آن جهت بوده که آنان رختشوی بودند و جامه ها را از آلودگی می پیراستند و این اسم از واژه نان سفید(خبز حوار) گرفته شده است، اما ما معتقدیم که آنان را از این رو حواری گفته اند که دلی پاک داشتند و با پند و اندرز گناه را از دیگران می زدودند.
پرسیدم: چرا آنان را «نصارا» خوانده اند امام(ع) فرمود: چون از روستایی در سرزمین شام به نام ناصره بودند که مریم(س) و عیسی(ع) پس از بازگشت از مصر در آن اقامت گزیدند. (۲۷)
حمدان بن سلیمان نیشابوری نیز از امام رضا(ع) پیرامون این آیه پرسید که می فرماید: «پس کسی را که خدا بخواهد او را هدایت نماید، دلش را به پذیرش اسلام می کشاند و هر که را بخواهد گمراه کند، دلش را سخت تنگ می گرداند چنان که گویی به زحمت در آسمان بالا می رود» (۲۸) . امام (ع) فرمود: هر کس را که خدا بخواهد با ایمان آوردن به بهشت و سرای کرامت آخرت رهنمون شود، او را سینه ای فراخ می دهد تا به فرمان خدا تسلیم باشد و بدو اعتماد ورزد و به وعده پاداش الهی اطمینان کند و هر کسی را که بخواهد به دلیل کفر ورزیدن و نافرمانی در دنیا، او را از بهشت خود دور سازد، سینه اش را تنگ می کند به گونه ای که حتی در کفر خود تردید دارد و از باورهای خویش نگران و سرگردان است، چندان که گویا به آسمان فرا می شود و این گونه است که خداوند ناپاکی را در کسانی قرار می دهد که ایمان نمی آورند. (۲۹)
در روایت دیگری نیز آمده است که عبدالعزیز بن مسلم می گوید: پیرامون این آیه از امام رضا(ع) پرسیدم که قرآن می فرماید: «و خدا را فراموش کردند پس خدا هم فراموششان کرد» (۳۰) امام(ع) فرمود: خداوند متعال فراموشی و اشتباه ندارد و این آفریدگان هستند که فراموش می کنند و اشتباه می نمایند. آیا این آیه را نشنیده ای که می فرماید: و پروردگارت هرگز فراموشکار نبوده است. (۳۱)
بلکه خداوند در کیفر کسانی که او و روز رستاخیز را از یاد برده باشند، آنان را از یاد خودشان می برد، همان گونه که در جای دیگری می فرماید: به سان کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند پس خدا آنان را از یاد خودشان برد و آنان گنهکارند. (۳۲) و در جای دیگری نیزچنین می فرماید: پس امروز ما آنان را از یاد می بریم همان گونه که آنان این روز را فراموش کردند. (۳۳) یعنی ما آنان را به خود وا می گذاریم همان سان که آنان آمادگی برای رویارویی با این روز را وانهادند. (۳۴)

منابع:
[۱]. فرقان: ۱.
[۲]. آل عمران: ۱۳۸.
[۳]. همان.
[۴]. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج،۹۲ ص۱۲.
[۵]. مسند الامام رضا(ع) ، ج،۱ ص۳۰۷.
[۶]. شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج،۲ ص۱۰۳.
[۷]. عیون اخبار الرضا، ج،۲ ص۱۸۲.
[۸]. همان، ص۶۹.
[۹]. همان، ج،۱ ص۴۰.
[۱۰]. بحارالانوار، ج،۴۹ ص۹۴.
[۱۱]. عیون اخبار الرضا، ج،۲ ص۱۹۳.
[۱۲]. قصص: ۵۶.
[۱۳]. بحارالانوار، ج،۴۹ ص۱۹۵.
[۱۴]. آل عمران: ۶۱.
[۱۵]. بحارالانوار، ج،۴۹ ص۱۸۸.
[۱۶]. عیون اخبار الرضا، ج،۲ ص۱۳۹.
[۱۷]. عیون اخبار الرضا، ج،۲ ص۱۳۸.
[۱۸]. نحل: ۸۹.
[۱۹]. مائده: ۹۰.
[۲۰]. بقره: ۲۱۹.
[۲۱]. محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج ،۳ ص۱۶۱.
[۲۲]. میزان الحکمه، ج،۳ ص۱۶۳.
[۲۳]. عیون اخبار الرضا، ج،۱ ص ۶۹۳.
[۲۴]. مائده: ۳۳.
[۲۵]. تفسیر عیاشی، ج ،۱ ص۳۱۷.
[۲۶]. مائده: ۱۱۱.
[۲۷]. شیخ صدوق، علل الشرایع، ج،۱ ص۷۶.
[۲۸]. انعام: ۱۲۵.
[۲۹]. شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص۱۴۵.
[۳۰]. توبه: ۶۷.
[۳۱]. مریم: ۶۴.
[۳۲]. حشر: ۱۹.
[۳۳]. اعراف: ۵۱.
[۳۴]. عیون اخبار الرضا، ج،۱ ص۱۲۵.
زهرا رضاییان

منبع : روزنامه ایران

مطالب مرتبط

معلم شایسته از دیدگاه قرآن


معلم شایسته از دیدگاه قرآن
معلمی وظیفه ای بس گرانقدر و ارزشمند در اسلام است. اولین معلم خداوند متعال است که فرمود: الرحمن، علم القرآن... خداوند رحمان قرآن را آموخت... دومین معلم، پیامبر اکرم(ص) است که خود فرمود: من معلم برانگیخته شده ام و ائمه اطهار و بزرگان دین نیز هر یک معلمانی برجسته و راهنمایانی بس شایسته بوده اند.
در این مقاله، نویسنده کوشیده است که به بررسی ویژگی های معلم شایسته براساس آیات قرآن کریم و احادیث ائمه اطهار(ع) بپردازد.
مطلب را با هم از نظر می گذرانیم:
عنوان مقدس معلمی برگرفته از اوصاف خداوند متعال است قرآن کریم می فرماید: «علم الانسان مالم یعلم (علق-۵) خداوند متعال به انسان آنچه را نمی دانست یاد داد!»
همچنین آیات قرآن کریم مهمترین ویژگی انبیاء الهی را تعلیم مردم بیان کرده و آن گرامیان را به عنوان معلمان بشر می شناساند و می فرماید: «لقد من الله علی المومنین اذ بعث فیهم رسولا من انفسهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین (ال عمران-۱۶۴)
خداوند بر مومنان منت نهاد، هنگامی که در میان آنها، پیامبری از خودشان برانگیخت که آیات او را بر آنها بخواند، و آنها را پاک کند و برایشان کتاب و حکمت بیاموزد هر چند پیش از آن، در گمراهی آشکاری بودند.»
در عظمت منزلت و مقام معلم همین کافی است که بزرگ ترین معلم جهان بشریت حضرت رسول خاتم(ص) به این ویژگی خود افتخار می کرد.
آن بزرگوار زمانی که با دو گروه در مسجد مواجه شد که گروه اول عبادت می کردند و گروه دوم به آموزش علم مشغول بودند، گروه دوم را که در محضر استادی علم می آموختند، افضل دانست و فرمود: «انما بعثت معلما؛ همانا که من به عنوان معلم انسان ها مبعوث شده ام. » (سنن دارمی، ج۱، ص ۹۹)
آن حضرت چنان برای معلمان و مقام ارجمند آنان ارزش قائل بود که در دعاهایش می فرمود: «اللهم اغفر للمعلمین و اطل اعمارهم و بارک لهم فی کسبهم؛ (کشف الخطا، ج۱، ص۴۸) خداوندا! معلمان را بیامرز و عمر طولانی به آنان عطا فرما و کسب و کارشان را مبارک گردان!»
آری، معلمی از خصوصیات انبیا و از صفات محبوب آنان می باشد. در مقام پاسداشت از تلاش های معلمان سخنی بالاتر و زیباتر از کلام مولای متقیان، حضرت علی(ع) نمی توان یافت که فرمود: «من علمنی حرفا فقد صیرنی عبدا) (جامع السعادات، ج۳، ص ۱۱۲) کسی که به من یک حرف بیاموزد، مرا بنده خود کرده است.» البته این شرافت و فضیلت برای معلم، زمانی ارزشمند است که بتواند این موهبت الهی را در وجود خود محقق سازد و با تمام وجود در جهت کمال جامعه به تعلیم و تربیت بپردازد.
با توجه به اهمیت مقام و منزلت معلم در قرآن، در این فرصت به بررسی برخی از اوصاف معلمین از منظر کلام وحی می پردازیم:
۱) خلوص نیت
از دیدگاه کلام وحی، جاودانگی هر عملی نیاز به خلوص نیت دارد و بدون این ویژگی اعمال افراد ارزش واقعی نخواهد داشت:«فمن کان یرجوا لقاء ربه فلیعمل عملاً صالحاً و لایشرک بعباده ربه احداً (کهف -۱۱۰)
هر که برای وصول به لطف و رحمت پروردگارش امیدوار است، باید کاری شایسته (با خلوص نیت) انجام دهد، و هیچ کس و هیچ چیز را در عبادت پروردگارش شریک نکند!»
«فاعبد الله مخلصا له الدین¤ الا لله الدین الخالص (زمر-۳) پس خدای را با خلوص نیت درعمل به آئین حق، بندگی کن، هان ای انسان! دین و آئین خالص وپاکیزه از آن خدای متعال و برای او است.»
بنا بر این اولین گام توفیق درعرصه تعلیم، خالص بودن نیت است و یک معلم شایسته در آموزش متعلمین خود فقط و فقط به خاطر خدا انجام وظیفه می کند.
امام صادق (ع) فرمود:«المعلم لا یعلم بالاجر و یقبل الهدیه اذا اهدی الیه؛(وسایل الشیعه، ج ۱۷، ص ۱۵۶)
معلم به خاطر مزد درس نمی دهد، ]بلکه برای خدا و با خلوص نیت آموزش می دهد[ و هرگاه هدیه ای به او دادند، آن را می پذیرد.»
۲) صلاحیت علمی
بدون علم و آگاهی هرگز کاری سامان نمی یابد و دانستن راه و روش تعلیم از اساسی ترین شرط های شغل معلمی است.
ذات نایافته از هستی بخش
کی تواند که شود هستی بخش
هنگامی که حضرت موسی (ع) مامور شد که در نزد معلمی به آموزش بپردازد خداوند او را به نزد فردی عالم و آگاه تر از خودش راهنمایی کرد. قرآن در این زمینه می فرماید:«فوجدا عبداً من عبادنا آتیناه رحمه من عندنا و علمناه من لدنا علماً.
] موسی و همراهش در ادامه سیر علمی خود[ بنده ای از بندگان ما را یافتند که رحمت ]و موهبت عظیمی[ از سوی خود به او داده، و علم فراوانی از نزد خود به او آموخته بودیم.»
قال له موسی هل اتبعک علی آن تعلمن مما علمت رشداً (کهف -۶۵)
موسی به او گفت: آیا از تو پیروی کنم تا از آنچه به تو تعلیم داده شده و مایه رشد و صلاح است، به من بیاموزی؟»
آری بدون علم و تخصص کافی، هرگز امر تعلیم و تعلم ممکن نخواهد شد. حرفه معلمی هم چنانکه از اسمش پیداست انتقال علم و دانشی است که دروجودش نهفته است. هر کس که بدون کسب صلاحیت لازم بخواهد به امر تعلیم و تعلم بپردازد علاوه بر اینکه موجبات خواری و ذلت خود را فراهم خواهد آورد لطمات جبران ناپذیری نیز به جامعه وارد خواهد کرد.
۳) فروتنی و گذشت
از ویژگی های معلمان موفق، تواضع و گذشت آنان در مقابل خطاهای شاگردان می باشد. عفو و گذشت یک معلم از خطاهای متعلمین می تواند هم شخصیت معلم را در برابر دانش آموزان محبوب و دوست داشتنی جلوه دهد و هم درس عملی خوبی برای آنان باشد. قرآن کریم حضرت یوسف (ع) را به داشتن این صفت پسندیده ستایش نموده و آن را به عنوان یک درس عملی برای تمام انسان ها آموزش می دهد و گفتگوی آن معلم وارسته انسان ها را با برادران خطا کارش اینگونه نقل می کند:«قالوا تالله لقدء اثرک الله علینا و ان کنا لخاطئین؛ برادران گفتند: به خدا سوگند که خداوند تو را بر ما برگزید و برتری داد وحقیقت این است که ما خطا کار بودیم.» یوسف (نیز با بزرگواری تمام)، فرمود:«لاتثریب علیکم الیوم یغفر الله لکم و هو ارحم الراحمین (یوسف-۹۱) امروز هیچ سرزنشی بر شما نیست، خداوند شما را می آمرزد، و او مهربان ترین مهربانان است.»
همچنین خداوند متعال در مورد خصلت زیبای تواضع به سخن دیگر از مربیان شایسته جهان بشریت، حضرت لقمان اشاره کرده می فرماید:«و لاتصعر خدک للناس ولا تمش فی الارض مرحاً ان الله لایحب کل مختال فخور (لقمان -۸)؛ با بی اعتنایی از مردم روی مگردان، و مغرورانه بر زمین راه مرو که خداوند هیچ متکبر مغروری را دوست ندارد.»
علی(ع) نیز فرمود:«من تواضع للمتعلمین و ذل للعلماء ساد بعلمه (بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۶) هر معلمی که بر شاگردانش تواضع و فروتنی کند و در برابر دانشمندان خود را کوچک و پایین دست به حساب آورد، با دانش خود به آقایی می رسد.»
▪ خاطره ای از شهید رجایی
اسماعیل بشاش، از شاگردان شهید رجایی در مدرسه کمال می گوید:«یک بار دانش آموزی از مدرسه کمال برای بعضی از دانش آموزان مدرسه دخترانه همان اطراف برخلاف نزاکت، مزاحمتی ایجاد کرد و خبر آن در مدرسه انتشار یافت. صبح روز بعد، وقتی شهید رجائی از بی ادبی آن دانش آموز اطلاع یافت، از عمل نادرست وی سخت عصبانی شد و برای تنبه وی و هشدار به سایر دانش آموزان، درحالی که با نگاه نافذ و گیرایش دانش آموز گناه کار را در نفوذ خویش داشت و با صدای نیمه شنیده ملامتش می کرد، گوشش را گرفت و از کلاس اخراج کرد. این عمل آقای رجائی با آن سابقه ذهنی ای که بچه ها از نیک نامی و عملکرد وی داشتند و معلوم بود که اولین بار چنین برخوردی اتفاق افتاده است، همه دانش آموزان را شگفت زده کرد. همان روز، بعد از نماز ظهر و عصر، دوباره همان دانش آموز خطاکار را احضار کرد و با وقاری خاص و چهره ای به غم نشسته، درحالی که سعی می کرد صدایش را همه بشنوند، دردمندانه در حضور همه بچه های کلاس از وی عذرخواهی کرد. آن دانش آموز که از بزرگواری آقای رجائی خیلی خجالت کشیده بود، سخت به گریه افتاد. کلاس با این رفتار بزرگوارانه آقای رجائی یکپارچه سکوت شد. همه بچه ها تحت تأثیر خودشکنی و نفس کشی وی، پندی دیگر گرفتند و درس زندگی و بزرگ مردی آموختند.»(۱)
۴) عدالت در بین شاگردان
پیامبر اکرم(ص) دورترین مردم از خداوند را دو گروه معرفی نمود و در توضیح گروه دوم فرمود: «و معلم الصبیان لایواسی بینهم ولا یراقب الله فی الیتیم؛(۲) و معلم کودکان که در میان آنان به عدالت رفتار نمی کند و در مورد یتیم، خدا را در نظر نمی گیرد.»
طلحه بن زید در تفسیر آیه «و لا تصعر خدک للناس» از امام صادق(ع) نقل می کند که آن حضرت فرمود: «لیکن الناس فی العلم سواء عندک».(۳)
یعنی باید همه مردم از لحاظ دریافت های علمی در دیدگاه تو، مساوی و برابر باشند و باید سهم و بهره از علم را به طور مساوی به آنها بپردازی و در میان آنها تبعیض روا نداری.
۵) عطوفت و مهربانی
درس معلم ار بود زمزمه محبتی
جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را
از نشانه های معلمان شایسته رافت و محبت آنان نسبت به شاگردان خویش است. اگر معلمی در جلسه درس رفتاری خشن، تکبرآمیز و همراه با زور و تهدید در پیش گیرد هرگز در امر تربیت توفیق نخواهد یافت. در مقابل مهرورزی، فروتنی و نرمش وی- در برخورد با شاگردانش- دل و ذهن آنان را به او متمایل کرده و با تمام وجود آموخته های معلم را دریافت خواهند کرد. خداوند این رمز توفیق در امر تعلیم و تربیت را اینگونه به پیامبر خود یادآور می شود: «و اخفض جناحک لمن اتبعک من المؤمنین(شعراء-۲۱۵)؛ و بال و پر خود را برای مؤمنانی که از تو پیروی می کنند بگستر ]و نسبت به آنان، متواضع و فروتن باش[!»
رسول گرامی اسلام(ص) خود نیز خطاب به تمام معلمانی فرمود: «لینوا لمن تعلمون و لمن تتعلمون منه(منیه المرید، ص ۶۹)؛ با کسانی که به شما علم می آموزند و یا شما از آنان درس فرا می گیرید، مهربان و نرمخو باشید.»
۶) احترام به شخصیت و نام شاگردان
یک معلم کاردان و وظیفه شناس، معمولا راجع به نام و نسب و فامیلی و شهر و احوال و مشخصات دانش آموزان در جلسه درس خود، اطلاعاتی را کسب کرده و از آن در ارائه درس خوب بهره می گیرد، به ویژه آن که اگر آنان را با قشنگ ترین نامشان صدا بزند و محترمانه خطاب کند از توهین و تحقیر آنان بپرهیزد و در تکریم آنان بکوشد؛ در سوره حجرات آمده است:
ای کسانی که ایمان آورده اید! نباید گروهی از مردان شما گروه دیگر را مسخره کنند، شاید آنها از اینها بهتر باشند و نه زنانی زنان دیگر را، شاید آنان بهتر از اینان باشند و یکدیگر را مورد طعن و عیبجویی قرار ندهید و با القاب زشت و ناپسند یکدیگر را یاد نکنید، بسیار بد است که بر کسی پس از ایمان نام کفرآمیز بگذارید و آنها که توبه نکنند، ظالم و ستمگرند!»
(حجرات-۱۱)
آری، تکریم و خطاب کردن محترمانه، نوعی تجلیل از شخصیت شاگردان است که علاوه بر جذب قلوب آنان، اعتماد به نفس را نیز در وجودشان تقویت می کند و در کمال شخصیتشان موثر است.
۷) عشق به تربیت و گریز از دنیاپرستی
مربی و معلم حقیقی همواره به کار خود عشق می ورزد و هرگز جایگاه مقدس تعلیم و تربیت را وسیله ای برای رسیدن به مطامع دنیوی قرار نمی دهد. البته متولیان امر تربیت باید مسائل و مشکلات دنیوی معلمان را برطرف کنند، اما او خود هرگز رسیدن به زخارف دنیوی را هدف اصلی قرار نمی دهد چرا که می داند خداوند متعال وعده فرموده: «من کان یرید حرث الاخره نزد له فی حرثه و من کان یرید حرث الدنیا نؤته منها و ما له فی الاخره من نصیب» (شوری-۲۰)
کسی که بهره های آخرت را بخواهد، ما نیز به تلاش های او برکت و افزایش می دهیم و بر محصولش می افزاییم و کسی که فقط بهره دنیا رابطلبد. کمی از آن به او می دهیم اما در آخرت هیچ بهره ای ندارد!»
عطار نیز در توضیح این معنا گفته است:
هرکه او دنیای دون را کم گرفت
همچو صبح از صدق خود عالم گرفت
معلم ساده زیست
شهید رجائی که انصافاً اسوه معلمان معاصر است تا آخرین لحظه حیات، وسیله نقلیه شخصی نداشت. پیش از انقلاب می گفت: با یک بلیط اتوبوس یا مبلغی ناچیز، هرکجا که بخواهم با وسایل نقلیه عمومی می روم. چرا اتومبیلی بخرم که ساعت ها وقت و پول و آزادی خود را فدای نگه داری و تعمیرات آن بکنم؟
وقتی بعد از انقلاب، مسئولیت های حساسی چون وزارت، نمایندگی مجلس، نخست وزیری و ریاست جمهوری را عهده دار شد و در اوج قدرت با آنکه همه امکانات را در اختیار داشت و دست کم می توانست برای خانواده یک اتومبیل شخصی فراهم کند، این کار را نکرد و حتی از نظر لباس و پوشش ظاهری هیچ تغییری در زندگی خود و خانواده اش نداد. او در طول موقعیت های حساس مسئولیت بعد از انقلاب، همان لباس هایی را می پوشید که حدود ده سال پیش به عنوان معلم در دبیرستان های مختلف تهران می پوشید. کت و شلوارش، همان کت و شلوار قهوه ای روشن و ساده و بارانی اش همان بارانی قهوه ای تیره دوران معلمی بود! با اینکه دیدارهای خارجی داشت و یاران و همکاران و حتی خانواده اش به سبب موقعیت اجتماعی، به وی پیشنهاد می کردند لباس هایش را تغییر دهد و لباس دیگری بپوشد، او به هیچ وجه دلایل توجیهی آنان را برای خرید و پوشیدن لباس نو، قانع کننده نمی دانست و افتخارش این بود که هنوز می تواند از همان لباس ها استفاده کند. (۴)
۸) عامل به گفته ها
امام صادق(ع) در تفسیر آیه «انما یخشی الله من عباده العلماء» فرمود: دانایان و راهنمایان خداشناس و بیمناک از او، عبارت از کسانی هستند که عمل آنها گفتار آنها را تأیید نموده و با آن هماهنگی دارد. (۵) اگر کردار کسی، گفتار او را تأیید نکند و میان کردار و گفتارش ناهماهنگی، مشهود گردد، نمی توان عنوان عالم دانشمند و معلم و مربی جامعه بر او اطلاق کرد.
رسول خدا(ص) در این باره فرمود: «در روز قیامت دانشمندان]و معلمان[ بد را می آورند و به آتش جهنم می اندازند. یکی از آنان ]از شدت عذاب[ در داخل آتش به دور خود می چرخد... کسانی که از او علم آموخته و نجات یافته اند، به او می گویند: وای بر تو! ما راه راست را از تو آموختیم و هدایت شدیم. چرا تو اینگونه ای؟ او پاسخ می دهد: من نسبت به آنچه به شما می آموختم و شما را از آن نهی می کردم، مخالفت کردم.»(۶)

وبگردی
استحاله! / بررسی نامه احمدی‌نژاد به رهبری
استحاله! / بررسی نامه احمدی‌نژاد به رهبری - دگرديسي‌هاي فراواني در ايران صورت گرفته‌است؛ اصولگرايان اصلاح‌طلب شده‌اند، تحول‌طلبان محافظه‌كار شده‌اند، مسئولان پاسخ ناكارآمدي‌هاي خود را از مردم مي‌خواهند و در تازه‌ترين نوع اين استحاله‌ها فردي كه بسياري مدعي هستند او برآمده از مهندسي انتخابات است با ارسال نامه به رهبرمعظم انقلاب درخواست برگزاري انتخاباتي آزاد، زودهنگام و به دور از مهندسي كرده‌است! محموداحمدي‌نژاد همان پديده خانمان براندازي كه براي…
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز - فیلم - زهرا خوش نواز در گفتوگو با یورونیوز از مراحلی که برای آماده سازی ظاهرش طی کرد تا با چهره‌ای متفاوت وارد استادیوم شود گفت. او می‌گوید: «زمانی که از تونل گذر کردم و وارد ورزشگاه شدم و چشمانم به چمن ورزشگاه افتاد گریه‌ام گرفت.»
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش - باز هم زیر گرفتن ماموران امنیتی و نیروی انتظامی توسط یک ماشین دیگر سواری توسط اراذل خیابان گلستان هفتم
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران - کی از دراویش گنابادی با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در خیابان پاسداران تهران / گفته میشود تعداد شهدای ناجا در حمله آشوبگران فرقه ضاله گنابادی و حامیان نورعلی تابنده به ۴ تن رسیده است.
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای - به دنبال سقوط هواپیمای تهران-یاسوج ویدیو لحظه مواجه خانواده های جانباختگان را با وزیر مشاهده می کنید.
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو - تصاویری دردناک از حمله مرد موتور سوار با چاقو به یک مرد راننده در حضور همسر و فرزندش در شهرستان داراب استان فارس را در ویدئوی زیر می بینید. به نظر میرسد این اتفاق در پی جرو بحثی بر سر پارک کردن وسایل نقلیه روی داده است!
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
    بستني زمستاني بادامي
    حالا درون يك ظرف، زرده‌ها را با بقيه شكر آنقدر هم مي‌زنيم تا شكر به طور كامل حل و شبيه كرم شود. آنگاه بادام...