چهارشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۶ / Wednesday, 24 January, 2018

گزارشی از گنجینه خواف یا خاطرات و نوشته‌های مدرس


گزارشی از گنجینه خواف یا خاطرات و نوشته‌های مدرس
در میان دولتمردان و رجال سیاسی دوره مشروطه و بعد از آن ، سید حسن مدرس از هر حیث ممتاز است. هم به لحاظ عالم عامل بودن و نگاه روشن و عینی به امور داشتن، هم به لحاظ شم سیاسی قوی و شهامت فکری و هم از نظر پایداری و ایستادگی در مبارزه تا پای شهادت. درباره این مرد سخن بسیار گفته اند و نوشته اند با این حال هنوز هم زوایای تاریک در زندگی او به ویژه در نظام فکری و فلسفی او و دیدگاه های حقوقی و عقیدتی وی وجود دارد که این ها را باید به علت فرجام اندوهناکی که برای او رقم زدند و نگذاشتند چراغ علم و اندیشه اش روشنگر راه او باشد، دانست.
اخیرا کتاب گنجینه خواف مجموعه ای نه چندان مفصل ولی در عین حال بسیار با محتوا و ارزشمند، از درس ها و یادداشت های روزانه شهید سید حسن مدرس در تبعید انتشار یافته است که باید آن را باید نقطه عطفی در شناخت این مرد روشن شدن بعضی از زوایای تاریکی که بدان اشاره شده، تلقی کرد. گنجینه خواف همان مجموعه ای است که پژوهشگران سال ها از وجود آن سخن می گفتند و بیش از هفتاد سال در خفا مانده بود تا این که بالاخره از خفا در آمد و به کوشش دکتر نصر الله صالحی تصحیح و با مقدمه ای انتقادی منتشر شد. نا گفته نماند که پاره ای از یادداشت های مدرس، قبلا به کوشش دکتر علی مدرسی، خواهرزاده مدرس با عنوان مرد روزگاران منتشر شده است که در آن می توان با پاره ای از بارقه های فکری مدرس آشنا شد، اما گنجینه خواف، چیز دیگری است و در واقع گنجی است باز یافته.
این اثر،‌ البته باز هم تمام آنچه انتظار می رفت نیست و باید گفت: قسمتی از یک اثر بزرگ تر است که هنوز روشن نیست. در کجا و نزد چه کسی است و آیا اصلا وجود دارد یا نه؟ از همین روست که می بینیم کتاب با عنوان بقیه قسمت دوم آغاز می شود. دکتر صالحی در مقدمه جامعی که بر کتاب نوشته اس شرح کاملی از چگونگی پیدایش گنجینه خواف (این نام را خود مدرسی بر کتاب نهاده است) و نیز کلیاتی راجع به دست داده که نیازی به شرح آن نیست اما لازم است اشاره کنیم که مدرس آن قدر به اهمیت اثر خود وقوف داشته است که در همان ایام، از یکی از مأموران حبس خود به نام محمد علی مباشریان خواسته است متن گنجینه خواف را پاک نویس[مبیضه] کند و سپس مهر خود را در پایان پاک نویس زده و صحت و اصالت آن را چنین گواهی کرده است:
بسم الله الرحمن الرحیم
قسمت سیم گنجینه خواف که مشتمل بر سه دفتر است و هر دفتری مشتمل بر مقدمه و چهل درس و خاتمه است،‌ من البدو الی الختم بر من قرائت شد و با مسوّده ای که اصل محسوب است،‌ مقابله شد؛ طابق النعل بالنعل و الجزوه بالجزوه مطابق می باشند. فقط محتمل است از جهت املا یا رسم الخط این مبیضه نقصی دارا باشد که موقع استنساخ باید مورد توجه [واقع شود]. ان شاء الله تعالی.
فی لیلهٔ ۲۷ شهر ذی الحجهٔ الحرام ۱۳۴۹. سید حسن المدرس [سجع مهر] عبده حسن بن اسمعیل الطباطبائی.
شگفت ترین گفته در آن چه موجب شد گنجینه خواف شکل بگیرد این است که در همان دو سال و هفت ماه اول تبعید مدرسه به خواف (که این گنجینه در آن نوشته شده است) مأموری از مرکز برای زندان مدرس اعزام می شود به نام ناصر قلی خان جوانشیری، مردی با سواد و حکمت خوانده که در همان روزهای اول ورود به محبس، اظهار اشتیاق می کند که با مدرس مذاکره علمی بنماید و در پاسخ مدرس که در کجا درس حکمت خوانده است می گوید شش سال در اسلامبول نزد استادی به نام عبدالحق حامد، این درس ها را فرا گرفته است. مدرس ضمن یان که تعجب می کند چگونه یک مأمور زندان می تواند این چنین اهل معرفت و حکمت باشد (ص ۶۹) در عین حال مشعوف می شود و با جوانشیری قرار می گذارد که هر شب یک درس حکمت برای او بگوید و این کار را در طی مدتی که جوانشیری در خواف بوده، انجام می دهد. این درس ها که قسمت سوم کتاب گنجینه خواف را تشکیل داده، در واقع نمایانگر سیمای حکمی، عرفانی و عقلی مدرس است که ما بیشتر او را به عنوان یک شخصیت سیاسی شناخته ایم تا فردی اندیشمند و اهل حکمت وعرفان و دارای ظرفیت معنوی بسیار.
گنجینه خواف به طور کلی شامل دو بخش است: بقیه قسمت دوم [قسمت اول یافت نشده است] و قسمت سوم که خود شامل سه دفتر و یک خاتمه است.
کتاب با عنوان «بقیه قسمت دوم» دفعتا با این عبارت شروع می شود: در اواخر رمضان ۱۳۴۷ [اواسط ۱۳۰۷ش] همان شخص محترم [؟] از تأسیسات نظمیه مشهد مقدس که چند ماه قبل هم آمد و دوسیه ای [پرونده ای] ترتیب داده و رفته بودند مجددا وارد شدند....
این قسمت به طور کل وقایع روزانه است، البته با فاصله بسیار از یکدیگر. در این شرح وقایع، مدرس به نحو مختصر و کوتاه عقاید و اندیشه های اجتماعی،‌ حقوقی، فقهی و .... خود را بیان می کند که اغلب آنها قابل تأمل و حتی راهگشاست. برای مثال در یادداشت لیله جمعه ۲ اسفند [۱۳۰۸] راجع به مجازات حبس می نویسد:
«اصول مجازات هایی که دراسلام مقرر است، ضرب، حبس،‌ تبعید،‌ قطع جوارح و قتل می باشد. ضرب و قطع و قتل واضح است و موارد آن در محل خودش مفصلا مذکور است، اما حبس (معامله کردن مثل حیوان با انسان) دراسلام از مجازات های سخت است و موارد آ» بسیار نادر. چون دول غیر اسلامی در مجازات فلسفه تقصیر را مراعات نکرده اند لذا مجازات اغلب تقصیرات را حبس قرار داده اند. متأسفانه دول اسلامیهم در این مسأله از روی تقلید و جهالت از آنها تبعیت نموده اند. فساد حبس مقصرین نوعا از فساد قتل زیادتر است؛ زیرا یک نفری را که حبس کردند رشته زندگانی خود او که قطع می شود رشته زندگانی اولا و عیال و اشخاصی که با او ارتباط دنیوی داشتند [نیز] گسیخته و بسا امور جمعیت زیادی از حبس یک نفر مختل خواهد شد. هر کس از وضعیات دنیای حالیه و قبل بصیرت داشته باشد تصدیق خواهد نمود از موقعی که مجازات اغلب تقصیرات حبس شده، آن تقصیرات کم نشده بلکه زیادتر هم شده است.» (ص ۶۵)
نمونه دیگر از دیدگاه های روشن مدرس نظر او نسبت به کشیدن تریاک و دیگر مواد مخدر است که آن را حرام و از گناهان کبیره می داند (آن هم در زمانی که در ایران عرفا ترک تقبیح نمی شد) و بیش از یک صفحه از کتاب را به شرح دلایل خود اختصاص می دهد و جالب این که در همین حال نگاه انسانی به معتاد را فراموش نکرده و می نویسد: «هر گاه (معتاد) در موقع معالجه مرض (کشیدن تریاک) استکان را با اوقات تلخی در حضور من زمین زده، بشکند، نسبت به من سوء ادبی ننموده است»(ص ۵۹)
خاتمه این قسمت، اختصاص دارد به بیان دعاها و شرح اعمال و اذکاری که مدرس در مدت حبس به آنها اشتغال داشته است. این قسمت، به ویژه با توضیحی که مدرس بر آن افزوده تا شائبه ریا را از خود دور سازد خواندنی است.
و اما اصل گنجینه خواف را باید قسمت سوم آن دانست. این قسمت در سه دفتر و یک خاتمه است که هر دفتر دارای ۴۰ درس و مجموعا ۱۲۰ درس است. این درس ها همان طور که مصحح نیز در مقدمه اشاره کرده، همه در حوزه خودشناسی، انسان شناسی، هستی شناسی و خداشناسی است. درس ها بسیار موجز و فشرده و در عین حال سرشار از معنا و قابل بسط و شرح بسیار است. به گونه ای که می توان آن را به صورت یک متن درسی نیز مورد استفاده قرار داد. به هر حال این جا مجال سخن بیشتر درباره این قسمت نیست اما از نکته ای نمی توان گذشت و آن اشاره به چگونگی تکوین این درس ها در ذهن مدرس و تقریر آنهاست که به دو دلیل میسر نشده است. اول پیدا شدن مستمعی که به قول معروف صاحب سخن را بر سر ذوق آورده است و آن همان ناصر قلی خان جوانشیری است که قبلا به آن اشاره کردیم و دیگر احساسی است که در آن تنهایی به مدرس دست داده تا در خود بیندیشد و در برهوت زندان خواف – که هیچ کتابی به جز قرآن و مثنوی دسترسی نداشته – کتاب وجود خودش را بخواند.
وی در مقدمه قسمت سوم می نویسد:
در این سنوات اخیره، بعضی اوقات به دماغ من می گذشت که چهل سال صرف کردن عمر در کتب خارج و تحصیل علوم از اشخاص خارج و تعلیم دادن به اشخاص خارج گذشت. خوب است قدری عمر را صرف کرده، مشغول تعلیم و تعلّم خود شوم و از کتاب خود، یعنی خودم بنفسه آن کتابی را که خداوند تبارک و تعالی در فطرت من گذارده، نزد خودم از برای خودم بخوانم و تدریس کنم... تا بعد از گذشتن زیاده از شصت سال از عمر در یکی از مضافات خراسان در محبسی که مسلمان نشنود، کافر نبیند محبوس شدم .... و مصمم شدم که بحول الله و قوته به موقع اجرا گذارده، خودم نزد خودم کتاب خودم را خوانده و تحصیل نمایم. (ص ۹۲)
باری گنجینه خواف به حقیقت گنجی بازیافته است که امروز در اختیار اهل خود قرار گرفته است و ما باید سپاسگذار دو نفر باشیم، یکی خانم دکتر شیرین بیانی (صاحب نسخه و نوه مرحوم دکتر مهدی ملک زاده) که نسخه خود را بی چشمداشت در اختیار مصحح قرار داده اند و دیگری خود مصحح دکتر صالحی که در زمانی نزدیک به چهار سال، وقت صرف کرده تا این اثر را به شایستگی به اهل نظر، به ویژه علاقمندان به مدرس عرضه کند.

پژوهشگر: جعفر ربانی

منبع : مرکز اسناد انقلاب اسلامی

مطالب مرتبط

نگاهی بر مبارزات و تبعید‌گاه‌های آیت‌الله طاهری گرگانی


نگاهی بر مبارزات و تبعید‌گاه‌های آیت‌الله طاهری گرگانی
طرح نامه امام در منابر خود و مبارزه‌ی قاطع با عناصر کمونیستی در منطقه و به خصوص ارتباط با دانشجویان محلی و پاسخ به مسائل مذهبی و سیاسی آنها برخی از محورهای مبارزات او را در این مقطع شکل می‌داد و از همین رو چندین بار از سوی ساواک احضار و تذکراتی به وی داده شد. تا اینکه از اوایل سال ۱۳۵۶ به دامنه‌ی فعالیت‌های خود افزود و مدرسه ی علمیه‌ی گرگان را مرکز نشر و توزیع اعلامیه‌های امام قرار داد و حتی از این مکان برخی از نوارها و کتب امام خمینی را تکثیر و توزیع می‌نمود.وی در اواسط خرداد دستگیر و بعد از چند روز بازجویی به همراه چند تن دیگر از یاران و همرزمان خود محاکمه و محکوم به تبعید گردیدند. مدت محکومیت وی یکسال و نیم تبعیدگاه‌های وی به ترتیب‌ یاسوج، انارک و سقز بود.
بررسی سوابق علمی آیت‌الله طاهری نشان می‌دهد ایشان تحصیلات عالیه‌ی حوزوی خود را در نجف گذراندند. این دوره قریب هفده سال (۱۳۳۳-۱۳۵۰) طول کشید و او از مراجع عظام و اساتید برجسته ی وقت نظیر آیت‌الله العظمی شاهرودی ، آیت‌الله آقا میرزا باقر زنجانی و آیت‌الله میرزا هاشم آملی ، درجه‌ی اجتهاد را اخذ کرد و سپس به ایران مراجع نموده، در منطقه‌ی گرگان اقامت گزید. ۱
طرح نامه امام در منابر خود و مبارزه‌ی قاطع با عناصر کمونیستی در منطقه و به خصوص ارتباط با دانشجویان محلی و پاسخ به مسائل مذهبی و سیاسی آنها برخی از محورهای مبارزات او را در این مقطع شکل می‌داد و از همین رو چندین بار از سوی ساواک احضار و تذکراتی به وی داده شد. تا اینکه از اوایل سال ۱۳۵۶ به دامنه‌ی فعالیت‌های خود افزود و مدرسه ی علمیه‌ی گرگان را مرکز نشر و توزیع اعلامیه‌های امام قرار داد و حتی از این مکان برخی از نوارها و کتب امام خمینی را تکثیر و توزیع می‌نمود.
واقعه‌ی رحلت آقا مصطفی خمینی و برگزاری مجالس ترحیم ایشان، جرقه‌ی نهضت را شعله‌ور ساخت. آیت‌الله طاهری نیز مصمم شد تا مجلس ترحیمی برپا نماید. اما علی‌رغم اینکه اعلامیه‌ی فراخوان عمومی برای حضور مردم در این مراسم نیز صادر شده بود. دستگاه امنیتی مانع برگزاری جلسه شد. همین ماجرا برای مجلس ترحیم چهلم شهدای قیام ۱۹ دی قم نیز تکرار شد ولی این بار بعد از بستن مسجد از سوی نیروهای امنیتی، مردم در مدرسه‌ی علمیه تجمع نموده و ایشان با ایراد سخنرانی مختصر و خواندن فاتحه مراسم را برگزار کرد. وقایع انقلاب با شدت تمام ادامه داشت. چندی بعد چهلم شهدای تبریز پیش آمد و این بار مراسم ترحیم آنان در مسجد گل‌خم برگزار گردید و آیت‌الله طاهری یکی از سه سخنران این مراسم بود. موفقیت در برپایی این مراسم باعث شد مجالس بعدی را جمله اربعین شهدای یزد و ... نیز هر چه باشکوه‌تر برگزار گردد و دامنه‌ی انقلاب روز به روز گسترش یابد .
صرف نظر از سلسله مراسم‌های ترحیم و اربعین شهدا، سالروز قیام ۱۵ خرداد ۱۳۵۷ بار دیگر فرصت جدیدی برای برپایی تظاهرات به دست مبارزان داد . علی‌رغم اینکه آیت‌الله طاهری در برپایی تظاهرات آن روز نقش و حضور فعالی نداشت ولی بنابر خاطراتش مأموران امنیتی با نفوذ در داخل تظاهرکنندگان، مسیر و مقصد تظاهرات را به طرف مسجد محل اقامه‌ی نماز جماعت او هدایت کردند تا با معرفی او به عنوان بانی این تظاهرات او را دستگیر نمایند. بدین ترتیب وی در اواسط خرداد دستگیر و بعد از چند روز بازجویی به همراه چند تن دیگر از یاران و همرزمان خود محاکمه و محکوم به تبعید گردیدند. مدت محکومیت وی یکسال و نیم تبعیدگاه‌های وی به ترتیب‌ یاسوج، انارک و سقز بود.
● یاسوج
این شهر مرکز استان کهکیلویه و بویراحمد بوده و تقریبا در جنوب غربی ایران واقع است. خاطرات آیت‌الله طاهری از بدو ورود به یاسوج حاکی از آن است که وی نیز همچون سایر تبعیدی‌ها نخست سراغ روحانی منطقه را گرفته و شخصی به نام ولایتی را به او معرفی نمودند. ولایتی نیز در پی تشدید وقایع نهضت و انقلاب،‌ فعالیت‌هایی در منطقه انجام داده و به همراه برخی جوانان انقلابی، مبارزاتی را سامان داده بود. اما دستگاه امنیتی در یاسوج به شدت سلطه داشت و با احضار وی او را از فعالیت‌ بیشتر بازداشته بود. در چنین اوضاع و احوالی حضور طاهری در آن شهر فضا را دگرگون کرد و بار دیگر دامنه‌ی مبارزه شدت گرفت. تبعید آیت الله طاهری در آن شهر بهانه‌ای برای ولایتی فراهم کرد که در سخنرانی‌ها و برنامه های مبارزاتی خود، به خصونت نظام حاکم با روحانیت و علمای دین بیش از پیش دامن زده و هیأت حاکمه را مخالف اسلام معرفی کند.
بعد از مدتی آیت‌الله طاهری به جای ایشان اقامه‌ی نماز مغرب و عشاء را به عهده گرفت و چون بقیه مبارزان در تبعید از این فرصت استفاده کرد و در بین دو نماز برای نمازگزاران در خصوص مسائل انقلاب و گسترش آموزه‌های نهضت سخن گفت. برنامه تبلیغاتی دیگر وی در این مقطع، برگزاری جلسات برای دانشجویان اردوی تابستانی یاسوج و به خصوص تدریس قرآن برای آنان بود. ناگفته پیداست که در پوشش این جلسات سخن گفتن از ماهیت نهضت و تلاش برای افزایش و رشد آگاهی سیاسی مخاطبان هدف اصلی وی بود. همین تکاپوها باعث شد بعد از دوبار احضار و تذکر، محل تبعید وی را تغییر دهند و از یاسوج به انارک انتقال دهند.
● انارک
انارک ، یکی از شهرهای مرکزی ایران و در حوزه‌ی استان یزد قرار دارد. به دلیل هم‌جواری با شهر نائین در حوزه‌ی استان اصفهان، به انارک نائین هم شهرت دارد. از همین رو، این شهر از بسیاری جنبه‌ها متأثر از اصفهان است تا یزد. به خصوص آن که فاصله‌ی آن تا اصفهان (۱۳۹ کیلومتر) کمتر از نصف فاصله آن تا یزد می‌باشد. آیت‌الله صادق خلخالی از جمله تبعیدی‌های پیشین به این شهر، شرح مفصلی (قریب ۳۰ صفحه) در نخستین کتاب خطارات تبعیدش از اوضاع جغرافیایی، اجتماعی و مذهبی انارک ارائه داده است.۲ البته علاوه بر نامبرده برخی دیگر از انقلابیون تبعیدی‌ به اسامی : آیات و حجج اسلام مرتضی پسندیده، احمد کلانتر ، عباس ضیغمی و هادی خسروشاهی همگی به سال‌ها تبعید به انارک محکوم شدند. ۳
بر اساس اسناد و خاطرات، تعداد تبعیدی‌ها به انارک در دوران نهضت را می‌توان بیش از ده نفر بر‌اورد کرد. از این رو این شهر یکی از مراکز ثقل و حضور دائمی تبعیدی‌ها در این مقطع تلقی می‌شد. از جمله‌ی این تبعیدی‌ها که اسناد و مدارکی از آنان باقی‌مانده آیت‌الله طاهری گرگانی و آیت‌الله پسندیده می‌باشند.
آیت‌الله طاهری در خاطراتش نقل می‌کند که در بدو ورود به انارک تعدادی از تبعیدی‌های دیگر را در آنجا مشاهده نمود، از جمله‌ی آنان آیت‌الله مرتضی پسندیده، حجت الاسلام ناصر مکارم شیرازی، سید هادی خسروشاهی ، شیخ علی تهرانی ، استاد احمد کلانتر و غلامحسین خردمند بودند. وی اضافه می‌کند به دلیل نبودن روحانی و عالم دینی در شهر اهالی آنجا به شدت از روحانیون تبعیدی استقبال می‌کردند، و به خصوص تصریح می‌کند که بارها از آنان شنیدم که می‌گفتند خدا کند هر از چند گاهی یک روحانی را به اینجا تبعید کنند.
از نکات جالب توجهی که وی از این دوره‌ی تبعیدش بیان می‌کند دیدار مکرر طیفی از مبارزان اصفهان از تبعیدی‌های انارک بود. او تصریح می‌کند صرف نظر از اهدا کمک‌ها و امکانات و ارزاق عمومی توسط آنان، مبادله‌ی اخبار و وقایع نهضت از سوی دیدارکنندگان با تبعیدی‌ها به آنان روحیه می‌بخشید. این بخش از یادمانده‌های طاهری را اسناد ساواک آیت‌الله پسندیده نیز تأیید می‌کند. بر اساس این مدارک برخی شخصیت‌های روحانی متنفذ نظیر آیت‌الله صادق روحانی، آیت‌الله سید عیسی جزایری ( از علمای برجسته خرم‌آباد ) و سید محمد موسوی ( از علمای فارس) هیأت‌هایی را برای دیدار با تبعیدی‌های انارک و از جمله آیت‌الله پسندیده گسیل نمودند. ساواک خبر این دیدارها و حتی گفتگو‌های بین انان را گزارش نموده است. در اسناد دیگر از تداوم و تشدید این ملاقات‌ها سخن به میان آمده است. به عنوان نمونه در روز ۲/۴/۱۳۵۷ تعداد بیست دستگاه اتومبیل ـ که هیچ کدام کمتر از سه نفر نبودند ـ از شهرستان‌ها مختلف ایران به دیدار تبعیدی‌های مذکور شتافتند. ساواک در یک آمار تقریبی، گزارش داده است که در هفته تعداد یکصد دستگاه اتومبیل به ملاقات تبعیدی‌های انارک می‌روند۴ که در یک محاسبه‌ی سرانگشتی در هر روز ۱۷ دستگاه می‌شود. اگر سرنشینان هر اتومبیل را سه الی چهار نفر فرض کنیم به طور معمول روزی ۵۰ نفر به ملاقات این تبعیدی‌ها نایل می‌گشتند. پرواضح است که بررسی چنین موج‌هایی از حرکت انسان‌ها از ابعاد مغفول و ناگفته‌ی انقلاب است که بازکاوی زوایای آن همت پژهشگران تاریخ انقلاب را می‌طلبد.
درباره‌ی این بحث بایسته است که از یک نامه تاریخی آیت‌الله گلپایگانی در جوابیه‌ی تلگراف تبعیدی‌های انارک، ‌به آنان سخن گفت. نامه در تاریخ ۵ مرداد ۱۳۵۷ و در پاسخ به تلگراف : جناب عالی [ حجت‌الاسلام والمسلمین آقای مکارم] و سایر آقایان محترم تعبید شدگان که متضمن کسب دستور جهت مراجعت به قم بود» ارسال گردیده است. آیت‌الله گلپایگانی در آغاز با اشاره به برخی رفتارهای غیرقانونی هیأت حاکمه از جمله: نادیده گرفتن حق آزادی مردم، عدم مجازات عاملان دولتی قتل و حبس و شکنجه‌ی مردم، بازیچه قرار دادن مجلس ، قانون، حکومت مشروطه و انجمن‌ها، مصادره به مطلوب قانون، کاپیتولاسیون ، مداخله‌ی بیگانگان در کشور و .. تصریح می‌کند: «چگونه ممکن است در هر شهری چند نفر [ مسئولین کشوری، امنیتی و قضایی هر شهر]‌ با نام کمیسیون امنیت اجتماعی بتوانند طبق دستوراتی که به آنها [از مقامات مرکز] می‌دهند علما و فضلا و گویندگان و نویسندگان روشن‌فکر و بازرگانان متدین را که خواهان استقلال و سربلندی و سعادت و نجات مملکت از استعمار می‌باشند به هر کجا و هر نقطه ولو بد آب و هوا تبعید نمایند و به اعتراض آنها ترتیب اثر ندهند. سپس در پایان خاطرنشان می سازد: «با این وضع حقیر چه دستوری بدهم جز اینکه عرض کنم بدون جهت، با اختیار تسلیم ستمکار شدن مجوز شرعی ندارد».
«گلپایگانی ـ ۲۲ شعبان المعظم ۹۸ »۵
ناگفته پیداست که این سخن آیت‌الله گلپایگانی به مفهوم غیرقانونی و نامشروع بودن تبعید مبارزان بود و مجوز خروج و ترک تبعیدگاه را به تبعیدی‌ها می‌داد. به نظر می‌رسد که در پی چنین دستوراتی در ماه‌های نزدیک به پیروزی انقلاب طیف عظیمی از تبعیدی‌ها ـ قبل از خاتمه‌ی قانونی مهلت تبعید ـ تبعیدگاه خود را ترک گفته و به شهرهای خود مراجعت کردند.
● سقز
این شهر از شهرهای شمال غربی ایران در استان کردستان واقع شده است و فاصله‌ی آن تا مرکز استان (سنندج) قریب دویست کیلومتر است. اهالی کرد، و به ترتیب ، زبان و مذهب آنان کردی و سنی شافعی هستند.
همان‌طور که گفته شد تبعیدگاه سوم آیت‌الله طاهری گرگانی سقز بود. وی در خصوص انتقال کوتاه مدتش از یاسوج به انارک، نقل می‌کند که مأموران امنیتی مدعی بودند که او می‌بایست به سقز منتقل می‌شد و اشتباهی به انارک فرستاده شده بود. از این رو از انارک به سقز تبعید گردید. نامبرده در خصوص عزیمت از انارک به سقز خاطرنشان می‌سازد برای این منظور می‌بایست از قم عبور می‌کرد که در حرکت از خیابان‌های شهر قم شاهد تظاهرات مردمی بودند که مأموران همراهش به هراس افتادند تا مردم از مأموریت آنان اطلاع کسب نکنند. به هرحال آنان به سقز رسیدند و طاهری نیز به جمع ده نفر تبعیدی آنجا پیوست.
طاهری درباره‌ی اوضاع کردستان نقل می‌کند به طور کلی نظام حاکم ضربات سنگینی بر کردها وارد کرده بود و دستگاه امنیتی سلطه‌ی کامل بر کردستان داشت به طوری که علی‌رغم تشدید انقلاب، در آن منطقه خبری از شکل‌گیری نهضت نبود. حتی آنان به روحانیون شیعه تبعیدی‌ سوءظن داشتند و اظهار می‌کردند: «این آخوندهای شیعه در اینجا امنیت ما را بر هم خواهند زد». بر اساس همین رویکرد، نقطه‌ی عزیمت جنبش در کردستان ماهیتی استقلال طلبانه داشت. شعار نخستین آنان این بود که: «کردستان یا نباش، یا باش و کرد باش» وی خاطرنشان می‌سازد در چنین جوی تبعیدی‌ها احساس وظیفه می‌کردند که از خطر تجزیه‌طلبی در میان کردها جلوگیری کنند. به خصوص اینکه شعار مذکور زمینه‌ی سرکوب شدید نهضت را در کردستان ایجاد می کرد. بر همین اساس به تدریج جمعی از جوانان و مبارزان منطقه که از تبعیدی‌ها تأثیر پذیرفته بودند در تظاهرات‌های شهرهای کردنشین پیشگام شدند و شعارها را تغییر دادند و بعدها نیز طیفی از روحانیت کردستان از این موضع پیروی کردند و در جلساتی که آنان برای اتخاذ تصمیمات لازم جهت راه انداختن تظاهرات و صدور قطعنامه برگزار می‌کردند، روحانیون تبعیدی نیز شرکت و اظهار نظر می‌نمودند.۶
خلخالی در قسمتی از خاطراتش مربوط به بانه، اشاره‌ای هم به تبعیدی‌های سقز می‌کند. وی نقل می‌کند که بعد از دریافت حکم انتقال از لار به بانه در جریان حرکت به طرف آن شهر، از مسیر شهر سقز مأموران همراه وی مانع دیدارش با روحانیون تبعیدی‌ در سقز شدند. تبعیدی‌های سقز عبارت بودند از: آیات و حجج اسلام حسین نوری همدانی ، مرتضی فهیم کرمانی، علی‌محمد دستغیب و شیخ علی تهرانی. وی تبعیدش به بانه را به مراتب بهتر از لار ذکر کرد» و تصریح نمود: در این شهر با سایر تبعیدی‌های منطقه رفت و آمد داشته و مراوده می‌نمود. گویا علاوه بر تبعیدی‌های مذکور، شیخ محمدجواد حجتی کرمانی ـ تبعیدی‌ قیام ۱۹ دی قم به سنندج ـ از جمله دیگر تبعیدی‌های مورد نظر خلخالی در آن منطقه بود که خلخالی در جریان انتقالش و در عبور از سنندج وی را نیز دیدار نموده بود. وی در بخش دیگر خاطراتش سایر تبعید‌های منطقه‌ی کردستان را به شرح ذیل معرفی کرده است: آیت‌الله ربانی شیرازی و حجت‌الاسلام باریک بین در سردشت و حجت‌الاسلام زین‌الدین در سقز. ۷
گفتنی است که علاوه بر ارتباطات مستمر تبعیدی‌های کردستان بایسته است از رونق چشمگیر دیدار مبارزین با تبعیدی‌ها از شهرهای مختلف از جمله: قم ، تهران ، تبریز ، اصفهان و غیره نیز در این مقطع سخن به میان آید. مجموعه‌ی این عوامل، شرایط و انگیزه‌های لازم را برای تداوم مبارزه و گسترش آموزه‌های نهضت به تبعیدی‌ها می‌داد. به عنوان نمونه در این مقطع یکی از طلاب مبارز حوزه‌ی علمیه‌ی قم برای اخذ امضای تبعیدی‌ها جهت صدور اعلامیه‌ای به نام آنها، به کردستان عزیمت نموده و در سقز و بانه ضمن دیدار با شیخ علی تهرانی ، خلخالی و .. امضای آنها را گرفته است.۸
خلخالی نیز همچون آیت‌الله طاهری گرگانی از شرایط خاص کردستان در خصوص نهضت سخن گفته و تأکید کرده است که فوق و گروه‌هایی از جمله: قادریه ،‌نقشبندیه ، خیاط و گروه قرآن در این مقطع در کردستان فعالیت می‌کردند و نفوذ معنوی این گروه‌ها در میان مردم از گسترش دامنه‌ی مبارزات تبعیدی‌ها جلوگیری می‌کرد. ایشان با قاطعیت تصریح می‌کند که تقابل برخی از علمای متنفذ کردستان با نظام جمهوری اسلامی ، ریشه در وقایع قبل از انقلاب داشت. رمز این نکته را باید در حضور قدرتمندانه‌ی ساواک در کردستان و نفوذ آن در میان علمای متنفذ منطقه جستجو کرد. وی تأکید می‌کند برخی از علمای وقت کردستان از جمله سید جلال حسینی و عزالدین حسینی از سال‌های پیش علیه امام خمینی موضع گرفته و در کردستان شایع کرده بودند که امام مخالف اصلاحات ارضی بوده بلکه از حامیان شاه است. ولی همه‌ی این تبلیغات با حضور و تکاپوهای تبعیدی‌ها در کردستان خنثی گردید. در پایان این نکته نیز ناگفته نماند که خلخالی بعد از پیروزری انقلاب از جمله کسانی بود که برای حل غائله‌ی کردستان، طی مأموریتی از طرف امام، به آنجا عزیمت نمود و بدون تردید همین سوابق شناخت افراد و جریان‌ها کمک مؤثری به وی در رسیدگی و حل بحران کرده است. ۹
همان‌طور که گفته شد روحانیون تبعیدی‌ به شهرهای کردستان با هم ارتباط مداوم دشاته و به طور مستمر در خصوص تداوم مبارزه و گسترش آموزه‌های نهضت با هم رایزنی می‌کردند. صدور دو اعلامیه‌ی جمعی از وسی این گروه بیانگر بخشی از این انسجام و هماهنگی آنان است. اعلامیه‌ی نخست در ۲۸/۲/۱۳۵۷ صادر گردیده و به افشاگری در ابعاد مختلف اقدامات هیأت حاکمه پرداخته است. و در پایان خاطرنشان گردیده که از آنان «تمام حقوق فردی و اجتماعی سلب شده و حتی سکنی و آمد و شد و تماس با مردم و اقامه‌ی جماعت و هیچگونه صحبت و موعظه را نداریم و تلگراف‌ها و نامه‌هایی که برای ما می‌آید به شهربانی فرستاده می‌شود و گاهی پس از یک هفته تلگراف یا نامه باز شده ... و ما را تهدید به قتل و ضرب می‌کنند...»۱۰
اعلامیه‌ی دوم در محکومیت محاصره‌ی منزل امام در نجف از سوی دولت عراق و انتصاب آن به نظام حاکم ایران می‌باشد.۱۱ اسامی امضاءکنندگان این دو اعلامیه عبارتند از : علی تهرانی ، سید محمد احمدی، سید محمدعلی دستغیب ، مرتضی فهیم کرمانی ، سید اسدالله مدنی ، سید محسن موسوی ، حسین نوری ، جلیل معطری و جنتی رضوی .

وبگردی
نزولخواران تسبیح به دست و پینه بر پیشانی
نزولخواران تسبیح به دست و پینه بر پیشانی - حسام الدین آشنا، مشاور فرهنگی رییس جمهور نوشت: رئیس یکی از صندوق ها با اسلحه به بانک مرکزی می رفت و تهدید می کرد. او همچنین در توئیت دیگری یادآور شد: روحانی هزینه مبارزه بی امان با نزولخواران تسبیح به دست و پینه بر پیشانی را می دهد.
نفت‌کش در تهران منفجر شده بود!
نفت‌کش در تهران منفجر شده بود! - شرکتی که یک‌شبه می‌توان آن را در اوج تحریم به استاد پیر و از نفس افتاده ترافیک رییس دولت قبل سپرد و بعد از آن، ناگهان در آزمون و خطایی دیگر به جوانی میدان داد.
دماوند،بزرگترین کشتی جنگی ایران در حال از دست رفتن است!
دماوند،بزرگترین کشتی جنگی ایران در حال از دست رفتن است! - دو هفته پس از بروز حادثه برای ناوچه دماوند بزرگترین کشتی جنگی ایران در دریای خزر، رسانه‌های روسیه با تفسیر تصاویر منتشر شده اخیر از وضعیت این شناور مدعی شده‌اند که بخش‌های زیادی از دماوند که سه سال پیش به ناوگان شمال نیروی دریایی ایران اضافه شده به زیر آب رفته و شکستگی آشکاری در قسمت پد بالگرد آن مشاهده می‌شود.
افشای راز یک ازدواج عجیب!
افشای راز یک ازدواج عجیب! - دو سال بعد، اخبار رابطه عاشقانه همسرش با یک نوجوان، مانند یک سیلی بر صورت اوزیر بود. بویژه آنکه، دخترشان لورنس، همکلاسی ماکرون بود.
تصاویر: ضرب و شتم چند روحانی توسط جوانی در قم
تصاویر: ضرب و شتم چند روحانی توسط جوانی در قم - یک جوان در حوالی چهارراه بیمارستان قم به چند روحانی حمله کرد و دو تن از آنها را زخمی کرد به گفته شاهدان ضارب یک خودرو را نیز به آتش کشید و متواری شد.
فیلم دیدنی از لحظه دستگیری باند سارقان مسلح/ شلیک پلیس به سمت سارقان
فیلم دیدنی از لحظه دستگیری باند سارقان مسلح/ شلیک پلیس به سمت سارقان - باند چهار نفره سارقان مسلح که قصد داشتند امروز از یک طلافروشی در یافت‌آباد سرقت کنند، ساعت 10 صبح امروز در یک عملیات غافلگیرانه توسط ماموران پلیس دستگیر شدند.
فیلم/ افشای پشت پرده کاسبی با خون ایرانیان
فیلم/ افشای پشت پرده کاسبی با خون ایرانیان - رئیس سازمان انتقال خون و مسئول سابق امور کارکنان شرکت پالایش و پژوهش خون با حضور مقابل دوربین فارس از برخی تخلفات در زمینه پلاسمای خون پرده برداشتند.
سلطان حاشیه از عکس مادرزنش رونمایی کرد!
سلطان حاشیه از عکس مادرزنش رونمایی کرد! - محسن افشانی بازیگر سینما و تلویزیون از جدیدترین عکس حاشیه ای خود با مادر زنش رونمایی کرد.
عباس عبدی به سردارسلیمانی : جانفشانی‌ها تبدیل به سرمایه ملی نشده‌اند
عباس عبدی به سردارسلیمانی : جانفشانی‌ها تبدیل به سرمایه ملی نشده‌اند - یکی از موارد پیش‌آمده در این اعتراضات آتش‌زدن پرچم کشور بود که واکنش و تاسف بسیاری را برانگیخت؛ به طوری که مقام رهبری نیز به آن اشاره کردند. در آخرین واکنش‌ها...
ابعاد حقوقی جدال علی مطهری با آستان قدس
ابعاد حقوقی جدال علی مطهری با آستان قدس - 38 شرکت که جزء بزرگترین کارتل های اقتصادی کشور هستند، متعلق به آستان قدس است. بنابراین آستان قدس کنونی، آستان قدسی نیست که حضرت امام در نامه خود از آن سخن گفته‌اند.
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها - به‌جز وزارت ارشاد، هیچ‌یک از این 40 ارگان و نهاد در قبال میلیاردها تومان بودجه‌هایی که دریافت می‌دارند پاسخگو نبوده نیستند.
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار - ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی»
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی» - علی ربیعی وزیر کار، رفاه و امور اجتماعی در گفت‌وگوی تلفنی با خانواده یکی از خدمه نفتکش «سانچی» اظهار همدردی کرد.
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی - توقف عملیات خنک سازی و مهار آتش در شب گذشته، موجب رسیدن آتش به مخازن سمت چپ کشتی و انفجارهای شدید صبح امروز شد که در نهایت پس از چند ساعت به غرق شدن کامل نفتکش ایرانی انجامید.
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت - رسانه های مطرح یونانی با انتشار تصاویری از رابطه عاطفی ملی پوش ایرانی باشگاه المپیاکوس با یک میلیاردر یونانی - آمریکایی پرده برداشتند و مدعی شدند این دو تصمیم خود را برای ازدواج قطعی کرده اند.
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟ - بخشی از تکثر مسئولیت های بعضی چهره‌های سیاسی به بی‌اعتمادی نظام به افراد کارآمد برمی‌گردد و علت دیگر این موضوع، اعتماد غیرمعقول به این افراد است. با این حال این افراد هرچقدر هم که توانمند باشند، از نظر روان شناسی و انسان شناسی در بخشی از مسئولیت های خود ناموفقند.
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود!
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود! - فیلم - حسین عطایی ۱۰ سال دارد و در حوزه طراحی مفهومی خودرو فعالیت می کند. او ۶ اختراع ثبت شده دارد، مدرسه نمی رود و از دو شرکت تسلا و ولوو دعوت به همکاری شده است. او مشاور رییس سازمان برنامه و بودجه است. گفتگوی رضا رشیدپور با نابغه ١٠ساله طراحی خودرو را اینجا ببینید.
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت !
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت ! - تست برخورد جلوی خودرو با سرعت 50 کیلومتر در ساعت برای سمند TU5 ، توسط یکی از سازمانهای معتبر ارزیابی خودرو در انگلستان صورت گرفت.
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه - این فیلم حواشی زیادی را در فضای مجازی به همراه داشته است.
پربازدیدها