دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۷ / Monday, 18 June, 2018

خاطرات و حاضر جوابیهای شهید مدرس


خاطرات و حاضر جوابیهای شهید مدرس
● مقدمه:
مدرس در سال ۱۲۸۷ ق در روستای سرابه کچو از توابع اردستان چشم به جهان گشود. در شش سالگی همراه پدر به شهرضا (قمشه) عزیمت نمود و در همان شهر دروس حوزوی را آغاز کرد.
سال ۱۳۰۳ ق در سن ۱۶ سالگی به منظور ادامه تحصیلات، راهی اصفهان شد و در مدرسه جده کوچک حجره‌ای گرفت و ۱۳ سال به درس و بحث پرداخت. سپس به نجف‌اشرف عزیمت و پس از رسیدن به مرحله اجتهاد، در سال ۱۳۱۶ ق به اصفهان بازگشت و مشغول تدریس فقه ، اصول ، منطق، فلسفه و اخلاق شد.
در متمم قانون اساسی ایران ـ‌ با تلاش شیخ فضل‌الله نوری ـ پیش‌بینی شده بودکه قوانین مصوب مجلس شورای ملی باید زیر نظر هیأتی از علما از جهت شرعی به تصویب برسند. در دوره دوم مجلس، پنج تن از علما از جمله شهید مدرس انتخاب گردیدند و در سال ۱۳۲۸ ق از اصفهان راهی تهران شد. اما در چند دوره بعد، از سوی مردم به عنوان نماینده مجلس انتخاب گردید و همواره باید قوانین ضد اسلامی و ضد ملی و در عزل و نصب‌ها با جدیت تلاش می‌کرد.
او دشمن درجه یک رضا شاه محسوب می‌شد و همواره درگیر مبارزه با وی بود. همین مبارزات سبب شد رضا شاه او را در خواف ـ نزدیکی مرز افغانستان ـ به مدت ۱۰ سال تبعید کند.
پس از این مدت، وی را به زندان کاشمر منتقل و در سال ۱۳۵۷ ق برابر با ۱۳۱۷ ش به شهادت رسید و در همانجا مدفون گردید.
مدرس، چند ویژگی برجسته داشت که سبب موفقیت او در صحنه سیاست گردید. از جمله:
الف) شجاعت:
دوست و دشمن به شجاعت مدرس معترف بودند. رضا شاه، قلدر نفهمی بود که قدرتمند، ضعیف، رجال مملکتی ، مردم عوام و … از او حساب می‌بردند. بی‌رحمی او زبانزد خاص و عام بود. با این حال مدرس بدون هیچ ترس و واهمه‌ای در برابر او می‌ایستاد.
مدرس در برخوردهای شخصی، با سران و رجال مملکتی با کم اعتنایی برخورد می‌نمود. حسین مکی درباره برخورد مدرس با کسانی که به منزل وی می‌آمدند، چنین می‌نگارد:
«اشخاص تازه وارد اگر از طبقات پایین بودند، مدرس احترامات بیشتری می‌کرد و هر قدر از طبقات بالاتر وارد می‌شدند کمتر تعارفات معمول را می‌نمود.
اگر می‌خواست به کسی تعارف زیادتری کرده باشد، مثلا شاهزاده نصرت‌الدوله وارد شده بود و مدرس می‌خواست به او تعارف کند، می‌گفت: شاهزاده یک چای برای خودشان بریزند. شاهزاده نصرت‌الدوله یا رجالی نظیر اینها که این تلطف را از مدرس می‌دیدند برخاسته از چای سبز که مخصوص مدرس بود، فنجانی ریخته صرف می‌نمودند». ۱
مدرس نسبت به بزرگترین قدرت‌ها آنقدر کم اعتنا بود که یکی از نامزدهای نمایندگی مجلس برای تبلیغات خود، در روزنامه چنین نوشته بود: «در منزل مدرس بودم که او به من چای داد و من خوردم»!
ب) زهد و قناعت:
یکی دیگر از ویژگی‌های برجسته او، عدم وابستگی و دلبستگی به مادیات بود. با اینکه می‌توانست زندگی مرفهی برای خود و خانواده‌اش فراهم سازد، تا پایان عمر چنین نکرد. خود وی بارها می‌گفت: علت اینکه می‌توانم به راحتی و بی رو در بایستی حرفم را با رجال کشوری و لشکری بزنم، عدم دلبستگی به امور مادی است.
عبدالله مستوفی که از نزدیک با مدرس آشنا بوده و در خانه وی رفت و آمد می‌نموده است، زندگی مدرس را اینگونه توصیف می‌کند:
«خانه مدرس در آخر کوچه‌ای بن بست بود که دارای یک اطاق جهت بیرونی (برای ملاقات) و یک اطاق دیگر برای سکونت زن و فرزندش بود.
اطاق بیرونی، همیشه کاهگلی و فرش آن یک دست نمد نازک و میان فرش، گلیم راه راه فرسوده‌ای بود.
یک منقل گلی با دو قوری و یکی دو استکان کوچک با قاشق برنجی پوست پیازی و نعلبکی چینی و کاسه تنباکو و قلیان و دو سه ظرف خاکستر سیگار حلبی برای واردین، اثاثیه اطاق را تکمیل می‌کرد. بله در دسترس سید بزرگوار، یک کوزه بزرگ برای عوض کردن آب قلیان و یک تنگ سفالی برای آب خوردن و یک کاسه بدل چینی هم بود.
لباس سید پیراهن متقال یا کرباس و در تابستان چلوار بود. در اواخر، شاه تولیت و تدریس مدرسه سپهسالار را هم به مدرس داد. حق‌التدریس و حق‌التولیه مدرسه وجه قابل توجهی بود ولی سید از آن استفاده نمی‌کرد. بنابراین در زندگی شخصی او تفاوتی حاصل نشد. فقط چیزی که اضافه شد ـ و آن هم به واسطه زیادی صادر و واردین خانه و ناگزیر بود ـ یک قالی سه در چهار و یک نوکر بود.
نوکر مثل رفیق در محضرش نشسته و شاید با او هم غذا هم می‌شد. به طوری که معلوم نبود نوکر است یا از راه ارادت به سید بزرگوار خدمت می‌کند». ۲
ج) سیاست:
مدرس شخصیتی بسیار هوشمند و زیرک بود. رجال مملکت و شاگردانش را به خوبی می‌شناخت.
کوچکترین حرکتی از کسی می‌دید یا سخنی می‌شنید به عمق مطلب پی می‌برد. او یکی از مخالفین سر سخت قرار داد وثوق‌الدوله با انگلیس بود در حالی که تنها جمله اول قرار داد را برایش خوانده بودند.
د) حاضر جوابی:
مدرس در حاضر جوابی، کم نظیر اگر نگوییم بی‌نظیر بود. بدون تأمل، چنان زیبا و ادیبانه پاسخ می‌داد که موجب تحیر می‌شد.
حاضر جوابی‌های او آنقدر جالب توجه بود که اگر در مجلس، وسط سخنرانی کسی، جمله‌ای می‌گفت و صدا به همه نمایندگان نمی‌رسید، گفته مدرس را از یکدیگر جویا می‌شدند.
▪ مخالفت به نفع دزدان!
زمانی که نصرت‌الدوله وزیر دارایی بود، لایحه‌ای تقدیم مجلس کرد که به موجب آن، دولت ایران یکصد سگ از انگلستان خریداری و وارد کند. او شرحی درباره خصوصیات این سگ‌ها بیان کرد و گفت: این سگ‌ها شناسنامه دارند، پدر و مادر آنها معلوم است، نژادشان مشخص است و از جمله خصوصیات دیگر آنها این است که به محض دیدن دزد، او را می‌گیرند.
مدرس طبق معمول، دست روی میز زد و گفت: مخالفم.
وزیر دارایی گفت: آقا! ما هر چه لایحه می‌اوریم، شما مخالفید، دلیل مخالفت شما چیست؟
مدرس جواب داد: مخالفت من به نفع شماست، مگر شما نگفتید، این سگ‌ها به محص دیدن دزد، او را می‌گیرند؟ خوب آقای وزیر! به محض ورودشان ، اول شما را می‌گیرند. پس مخالفت من به نفع شماست.
نمایندگان با صدای بلند خندیدند و لایحه مسکوت ماند. ۳
▪ چو نرمی کنی خصم گردد دلیر
مدرس غالبا نامه‌هایی که می‌نوشت، روی کاغذ پاکت تنباکو و کاغذهایی بود که در آن روزگار، قند در آن می‌پیچیدند. یکی از وزیران نامه‌ای از مدرس دریافت داشته و آن را اهانت به خود دانسته بود.
روزی یکی از آشنایان مدرس آمد و یک دسته کاغذ آورده به مدرس گفت: جناب وزیر این کاغذها را فرستانده‌اند که حضرت آقا مطالب خود را روی آنها مرقوم فرمایند.
مدرس گفت: عبدالباقی! چند ورق از آن کاغذهای مرغوب خودت را بیاور.
فرزند مدرس فوری بسته‌ای کاغذ آورد. مدرس به آن شخص گفت: آن بسته کاغذ وزیر را بردار و این کاغذها را هم روی آن بگذار. سپس روی تکه کاغذ قند نوشت: جناب وزیر! کاغذ سفید فراوان است ولی لیاقت تو بیشتر از این کاغذ که روی آن نوشته‌ام نیست. ۴
▪ یک مرد و یک نامرد
روزی رضا شاه به مدرس گفت: تنها دو مرد در ایران وجود دارد. یکی من و دیگری تو.
مدرس بالافاصله جواب داد: نخیر، اشتباه می‌کنی، تنها یک مرد و یک نامرد در ایران وجود دارد. آن مرد منم و نامرد تو. ۵
▪ دعا به جان رضا شاه!
یک وقت رضا شاه به سفر رفته بود. سفری که شاید مورد خطر بود. مرحوم مدرس (رحمه‌الله) به رضا شاه گفته بود: دعا کردم به شما تا در این سفر سالم برگردید.
رضا شاه خیلی خوشحال شده بود که مدرس به او دعا کرده بود گفت: دعا کردید؟!
مدرس جواب داد: آخر نکته دارد؛ اگر تو در این سفر مرده بودی همه اموال ما از بین رفته بود. من می‌خواهم زنده باشی تا اموالمان را پیدا کنیم. ۶
▪ یقه باز
در زمستان هنگامی که مدرس از پله‌های مجلس بالا می‌رفت، یکی از نمایندگان مجلس به او برخورد و گفت: شما در این زمستان سخت، با این پیراهن کرباسی و یقه باز گرفتار سرماخوردگی می‌شوید. مدرس نگاهی تند به او نمود و گفت: کاری به یقه باز من نداشته باش. حواست جمع دروازه‌های ایران باشد که باز نماند. ۷
▪ سفارش برای استخدام
یک روز طلبه‌ای نزد مدرس آمد و نامه‌ای نوشته بود: اجازه بفرمایید در وزارت معارف به عنوان معلم استخدام شوم. مدرس روی یک قطعه کاغذ نوشت:
«آقای وزیر معارف! حامل نامه، یکی از دزدان ،و قصد همکاری با شما را دارد. گردنه‌ای به وی واگذار کنید».
طلبه، نامه را گرفت و رفت. پس از چند لحظه خجالت زده بازگشت و گفت: آقا! چه بدی از من دیده‌اید؟ اگر کسی به شما چیزی گفته، دروغ گفته است.
مدرس جواب داد: اگر بگویم که تو شخص فاضل و متدینی هستی، تو را راه نمی‌دهند. برو و نامه را ببر.
او مجددا نامه را برد و فردای آن روز خدمت مدرس رسید و گفت: آقا! استخدام شدم و مدیریت یک مدرسه را هم به من داده‌اند. ۸
▪ سوغات برای رضا شاه
پس از بازگشت مدرس از اصفهان، رضا شاه به او گفت: برای ما چه سوغات آورده‌ای؟
پاسخ داد: سوغات خوبی برای شما آورده‌ام. می‌ترسم قدر آن را ندانید. سوغات من این استکه بیشتر اجزای دولت به نام شما، مردم را می‌چاپند و اذیت می‌کنند. من با خود گفتم این مطلب را به شما بگویم تا بدانید و در رفع آن بکوشید. اگر نصیحت مرا بشنوید بهترین سوغات برای شما است. ۹
▪ دلیل انتخاب بعضی نمایندگان به دستور رضاه شاه
در جلسه رسمی و علنی مجلس، آقا میرزا شهاب سخن می‌گفت؛ رسید به اینجا که همه مثل آقای مدرس نمی‌توانند با منطق و مشعشعانه ۱۰حرف بزنند. بنده و امثال بنده رطب و یابس به هم می‌بافم.
مدرس با صدای بلند گفت: به همین جهت سردار سپه دستور داد شماها انتخاب شوید.
همهمه و خنده نمایندگان فضا را پر کرد. ۱۱
▪ رضا شاه برای مدرس پول می‌فرستد!
سرلشکر خدایار از طرف رضا خان نزد مدرس آمد و با کمال تواضع و احترام گفت: رضا شاه می‌گوید: خوب است شما به درس و بحث خود بپردازید و از دخالت در امور سیاسی خودداری کنید. رضا شاه میل دارد باب مراوده را با شما باز کند و به هر طیق که بپسندید با شما روابط حسنه داشته باشد و همه اوامر شما را در امور مملکتی اطاعت خواهد کرد. ضمنا مبلغ یکصد هزار تومان برای شما فرستاده تا در هر راهی که صلاح می‌دانید به مصرف رسانید.
مدرس چند لحظه‌ای به آن پول نگاه کرد. سپس فرمود: به رضا خان بگویید که من وظیفه شرعی دارم که در امور مسلمین دخالت کنم. اسم آن را سیاست بگذارید یا چیز دیگر هر چه باشد فرق نمی‌کند.
من وظیفه خود را انجام می‌دهم. سیاست در اسلام چیزی جدایی از دین نیست. در اسلام دین و سیاست با هم است. اسلام، مسیحیت نیست که فقط جنبه تشریفاتی، آن هم هفته‌ای یک روز در کلیسا داشته باشد. این پولها را هم ببر که اگر اینجا بماند تمامی آن به مصرف نابودی رضا خان خواهد رسید.
خدایار مأیوسانه از خانه مدرس ـ به همراه پول‌ها ـ بیرون رفت. ۱۲
▪ حاضر جوابی در مهاجرت
زمانی که اوضاع و احوال پایتخت دچار هرج و مرج می‌شود، در کرمانشاه دولت موقت تشکیل و مدرس، وزیر عدلیه و اوقاف می‌گردد.
به مناسبتی اعضای کابینه موقت برای پاره‌ای مذاکرات با دولت عثمانی (که تا کرمانشاه و همدان را تصرف کرده بودند) به ترکیه سفر کردند.
هنگام ملاقات با سلطان محمد خامس، خلیفه عثمانی، ابتدا مدرس خود و همراهان را به خلیفه عثمانی معرفی می‌کند و اظهار می دارد : از اینکه با صراحت صحبت می‌کنم، عذر می‌خواهم. ما روحانیون در ایران در زمان استبداد آزاد بودیم. در حکومت مشروطه هم به علت اینکه نماینده مردم بودم، آزاد بودم. اینجا هم مطالب خود را آزاد اظهار می‌کنم. مقصود ما از مهاجرت به کشور شما این است که دولت عثمانی روابط دو دولت ایران و عثمانی ـ که هر دو مسلمان هستند ـ محترم بدارد.
حسن رابطه به نفع طرفین است. دولت عثمانی قسمت‌هایی از ایران را اشغال کرده ، ادامه این وضع به مصلحت شما نیست، مردم ناراضی هستند و اگر ما در محل اختلافاتی داریم، خودمان آن را حل و فصل خواهیم کرد. خلیفه عثمانی گفت: شما در حکومت مشروطه تاکنون کار مفیدی انجام نداده‌اید.
مدرس پاسخ داد: این طور نیست. ما کارهای زیادی انجام داده‌ایم. امنیت به وجود آورده‌آیم، تأسیس اداره پست و پستخانه از کارهای ماست. ما هر روز با تمام دنیا در مکاتبه هستیم. حال آنکه هنور دولت شما پستخانه ندارد.
بیانات مدرس ، خلیفه عثمانی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. لذا خلیفه می‌گوید: اینجا کشور خودتان است. ۱۳

پی نوشت
۱) مدرس قهرمان آزادی ، ج ۲، ص ۶۶۸
۲) شرح زندگانی من با تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه، ج ۳، ص ۴۶۵ـ۴۶۳
۳) مدرس مجاهدی شکست ناپذیر، ص ۲۰۲ و مدرس، ج ۱، ص ۲۴۴.
۴) مدرس ، ج ۱، ص ۱۹۴
۵) این گفتگو را یکی از علما نقل فرمود ولی مأخذ آن را فراموش کرده بودند.
۶) صحیفه نور، امام خمینی (ره) ، ج ۴ ، ص ۴۲
۷) مدرس ، ج ۱ ، ص ۱۸۷
۸) مدرس مجاهدی شکست ناپذیر ، ص ۲۰۳
۹) همان ص ۷۷
۱۰) روشن و درخشان
۱۱) مدرس ، ج ۱، ص ۲۰۹
۱۲) همان ، ج ۱ ، ص ۲۴۱
۱۳) مدرس مجاهدی شکست ناپذیر ،ص ۴۱-۴۰

منبع : مرکز اسناد انقلاب اسلامی

مطالب مرتبط

کمونیست رمانتیک

کمونیست رمانتیک
او كلید قدرت یابی بلشویك ها در سال ۱۹۱۷ است. او كسی است كه ارتش سرخ را در گیر و دار جنگ های داخلی پایه گذاری كرد. او كسی است كه شوروی نام او را همیشه در زیر سایه لنین نگه داشت. او نامش لئون تروتسكی است.
تروتسكی در لوداویدوویچ بورنشتین از مناطق یهودی نشین روسیه به دنیا آمد. او در نوجوانی درگیر فعالیت های سیاسی زیرزمینی شد و در همین زمینه پس از مدت كوتاهی دستگیر و روانه زندانی در صربستان شد.پس از مدت كوتاهی تروتسكی از زندان فرار كرد و ۱۵ سال را به عنوان خبرنگار جنگی در منطقه بالكان مشغول به كار بود. درست در زمانی كه لنین رهبری بلشویك ها را در دست داشت، تروتسكی به دار و دسته منشویك ها پیوسته بود و در حال بسط و تكمیل تئوری «انقلاب سراسری» خود بود.او بعد از بروز درگیری های فوریه ۱۹۱۷ در پتروگراد، به شوروی برگشت و با وجود اختلافات و درگیری های فراوانش با لنین به بلشویك ها پیوست تا در مسیر قدرت یابی كمونیست های وطن سهم عمده ای ایفا كند.
اولین پست وی در دولت نوظهور، مقام كمیساریای عالی وزارت خارجه شوروی بود.بعد از بروز درگیری بین شوروی و آلمان تروتسكی به عنوان مقام مذاكره كننده با نمایندگان آلمان برای دستیابی به صلح انتخاب شد. البته بعد ها پست هایی چون وزارت جنگ و وزارت خطوط آهن شوروی را نیز تجربه كرد.در این زمان بود كه وی ارتش سرخ را برای مقابله با قدرت های دیگر داخلی بنیان نهاد و پس از آن نیز نقش فراوانی در زنده نگه داشتن طفل نارس نظام كمونیستی بلشویك ها ایفا كرد.همه او را به وضوح وارث لنین می دانستند ولی او هیچ وقت هم تیمی خوبی برای «رفقای» خود نبود، نخوت روشنفكرانه وی باعث شده بود تا دوستان كمی داشته باشد علاوه بر این، رفقا نیز گاه از پیشینه یهودی وی سوء استفاده می كردند و باعث ایجاد كدورت های فراوانی می شدند.پس از بیماری و مرگ تدریجی لنین، استالین با زیركی فراوان توانست تروتسكی را دور بزند البته بسیاری معتقدند كه در این زمینه تروتسكی چوب ضعف های خود را خورد. به طورمثال ام كاكس و ایچ تیكتین معتقدند: «تروتسكی از آنجایی ضربه خورد كه یك سیاستمدار نبود. ضعف دیگری كه تروتسكی داشت این بود كه او به طبیعت رفتاری رژیم های تازه متولد كه علی الخصوص زیر نظر استالین نیز اداره می شد پی نبرده بود. این ضعف ها همگی دست به دست هم دادند تا او نتواند از وقوع اتفاقات ناگوار آینده جلوگیری كند.» عده ای نیز همچون ای ایچ كار ، ریچارد دی، موشه لوین و ایزاك دویتچر نیز معتقدند كه تروتسكی آنقدر در عالم سیاست بی تجربه بود كه نمی دانست در كشاكش قدرت سخنوری و مباحثه تعیین كننده نیست بلكه در كنترل داشتن اهرم های قدرت است كه اهمیت دارد. به طور مثال «كار» در كتاب خود با عنوان «سوسیالیزم در یك كشور» می نویسد: «او آنقدر قوی نبود تا بتواند در جنگ قدرت دچار سردرگمی نشود. وقتی او مورد حمله قرار می گرفت صحنه مبارزه را ترك می كرد چرا كه به طور غریزی احساس می كرد عقب نشینی بهترین راه باقی ماندن اوست.»
موشه لوین نیز دركتاب «آخرین كشاكش لنین» با بیان انتقادی مشابه می نویسد:«... او همچنین یك مشكل بسیار عمده دیگر داشت. او مردی بود بسیار مغرور، احساساتی و بسیار ایده آلیست كه چنین خصوصیاتی در میان گروه كوچك رهبران سیاسی مرگ آفرین است.»
لوئیس برایانت، تروتسكی را اینگونه توصیف می كند: «تروتسكی یك دانشجوی انقلاب فرانسه است. او مدت زیادی در فرانسه زندگی كرده و عاشق فرانسه است و در مقابل از شوروی متنفر است. برخی از نزدیك ترین دوستان او چند فرانسوی هستند كه او را از پاریس می شناسند. او حتی برخلاف اكثر روس ها كه بدون حرارت و خونسرد سخن می گویند همانند فرانسوی ها بسیار آتشین و پرانرژی صحبت می كند.»
او به خاطر گذشته و حالات رفتاری اش باعث می شد همیشه یك بیگانه به شمار آید و این نكته باعث می شد تا در موقعیت های حساس نتواند عملكرد مناسبی از خود به نمایش بگذارد. همین مسئله موجب شد تا تروتسكی در سال ۱۹۲۷ از حزب خارج شود و جلای وطن كند، البته می توان گفت در واقع از كشور اخراج شد تا اینكه در عصر خنك روز ۲۱ آگوست۱۹۴۰ مكزیكوسیتی جوانی به نام جكسون مورنارد همراه با مقداری دست نوشته وارد خانه وی شد و از او خواست تا دست نوشته های او را مطالعه كند و نظر خود را درباره آنها به او بگوید، اما دست نوشته تنها چیزی نبود كه جكسون مورنارد به همراه داشت. در لحظاتی كه تروتسكی در حال ورق زدن نوشته های قاتل خود بود، تبر وی فرق او را شكافت.
مورنارد كه با ویزای كانادایی وارد مكزیك شده بود توانسته بود خود را به عنوان دوست پسر منشی تروتسكی به او نزدیك كند تا در نهایت به هدفی كه استالین برای او مشخص كرده بود برسد.استالین در سال ۱۹۲۹ تروتسكی را در پی انتقادات تند و حملات فكری وی به حكومت سراسر استبداد رفقای خود از كشور اخراج كرد. تروتسكی برای سال ها در كشور های مختلف آواره شد. او طی آن سال ها زندگی در تركیه، فرانسه، نروژ و آمریكا را تجربه كرد، ولی دست از انتقادات خود در مقالات و كتاب های خود برنداشت در آثاری چون «خاطرات تبعید» و «تاریخ انقلاب روسیه»تروتسكی در نهایت در سال ۱۹۳۶ در حومه مكزیكوسیتی ساكن شد.در آن دوران مكزیك دارای یك حزب كمونیست بسیار قدرتمند بود كه به دو دسته استالینیست ها و ضداستالینی ها تقسیم شده بود، در این میانه انقلابی كهنه كار و همسر دومش ناتالیا سدوا برای اولین بار پس از اخراج از وطن واقعا جایی را خانه خود نامیده بودند. خانه ای كه هنوز جای گلوله ها و آتش رفقای تروتسكی كه به قصد كشتن او آمده بودند را بردر و دیوار خود حفظ كرده و امروز تبدیل به موزه شده است.
رفیق مورنارد قاتل، كه نام واقعی او رامون مركادور بود و از استالینیست های دوآتشه اسپانیا به شمار می آمد سریعا توسط نیروهای محافظ دستگیر شد، زمانی كه ناتالیا بر سر بدن خون آلود شوهرش رسید.
متفكر بزرگ تنها توانست یك جمله بگوید «حالا اینم انجام شد». گویی كه او خود می دانست انقلاب آن هم از نوع سرخش به كشتار فرزندانش بسنده نمی كند و پدران خود را نیز می خورد
تروتسكی پس از ترور سریعا به بیمارستان منتقل شد و شب بعد در حالی كه در كما بود دست در دست همسرش مرد.
مركادور نیز به جرم قتل، بیست سال از عمر خود را در زندان های مكزیك سپری كرد. طبق گزارش ها او پس از آزادی در سال ۱۹۶۰ عازم پراگ شد و پس از آن به مسكو رفت و جایزه ای نیز از دست جانشینان لنین دریافت كرد و بر طبق برخی گزارش ها سال ها بعد بر اثر سرطان در هاوانا پایتخت رفقای كوبایی مرد.تروتسكی با وجود تمامی انتقادات تند خود نسبت به استالین هیچ گاه دست از آرمان های سوسیالیستی خود برنداشت و گفته می شود كه در آخرین جملات خود گفته است «به رفقا بگو كه من نسبت به پیروزی انترناسیونال چهارم اطمینان دارم، پس به پیش.»
جیمز كنون از نزدیكان و طرفداران تروتسكی در اولین سالگرد ترور تروتسكی كه در نیویورك برگزار شد و در دفاع از آرای او گفت: «آن دشمنانی كه مرگ جریان فكری تروتسكی را با مرگ او پیش بینی كرده بودند و آن دوستان بی اراده و سست عنصری كه از این اتفاق واهمه دارند بلاشك تروتسكی را نشناخته اند كه لئون چه كسی بود به چه چیز هایی معنا بخشید و چه چیزهایی را پس از مرگ به جای گذاشت. با اطمینان می گویم كه هیچ خانواده داغدیده ای از عزیز از دست رفته خود ارثیه ای با این تفاخر و وسعت به ارث نبرده است كه رفیق تروتسكی همانند پدری آینده نگر برای خانواده خود و انترناسیونال چهارم كه هیچ وقت برگزار نشد به جای گذاشت میراثی كه برای رسیدن به هدف ما را راهنمایی خواهد كرد و اتكا به آن به ما اطمینان می بخشد كه ما در راه درست قدم برمی داریم و پیروزی ما اجتناب ناپذیر است.»
بسیاری معتقدند تروتسكی باخبر بود كه بالاخره روزی استالین به هدف خود، كه كشتن او است می رسد. چرا كه عمال این دیكتاتور سرخ پوش چندین بار دست به ترور نافرجام تروتسكی زده بودند و به همین خاطر بود كه تروتسكی احساس می كرد زمان زیادی ندارد و دیوانه وار می نوشت. به گفته جیمز كنون او روزانه حداقل ۱۱ ساعت تمام در حال نوشتن بود.
در همین رابطه منشی تروتسكی كه در تمامی سال های پایانی عمر او، همراه وی بوده گفته است: «من می توانم در مورد خصوصیات شخصیتی وی كه من را به شدت به خود جذب می كرد بنویسم، از روش كاری او، از انسانگرایی او، ازسخاوت وی. از تمامی اینها می توانم بنویسم ولی نمی توانم در مورد اندیشه های او چیزی بنویسم چرا كه آنها كاملا آماده اند و نوشته شده اند. هر چیزی كه او به آن می اندیشید و یا در نظر داشت روزی بیان كند همه را می توان بر روی كاغذ یافت، حتی صحبت های معمولی دور میز شام را نیز می توانیم در میان دست نوشته هایش پیدا كنیم او به هرچیز كه می اندیشید، می نوشت تا روزی به جهان عرضه كند.»
اما آیا تفاوت اندیشه تروتسكی آنقدر غیرقابل تحمل بود كه باید مغزش با تبر به دونیم می شد
پندلیس پولیوپولوس در این رابطه عنوان كرده: «تروتسكی هم همانند لنین یك ماركسیست ساده بود و به قول خودش یك پیرو واقعی ماركس. در واقع چیزی به نام لنینیسم یا تروتسكیسم كه در آن چیز ویژه ای وجود داشته باشد وجود خارجی ندارد. باید گفت كه به صورت كلی بعد از ماركس هیچ كس وجود نداشته كه بخواهد اصولی از ماركسیسم را تصحیح كند و یا فضاهای خالی یا مفاهیم گم شده در آن را بدان اضافه كند.
تنها واقعیت وجود شاگردان خوب و بد در این راه است، اگر بخواهیم سه تن از شاگردان خوب ماركسیسم را نام ببریم باید این سه تن را رزا لوكزامبورگ، لنین و تروتسكی معرفی كرد.
تروتسكی به عنوان نظریه پرداز تئوری انقلاب سراسری در قرن ۲۰ چند نكته را عنوان كرد، اول ارتباط میان طبقات مختلف و انقلاب پرولتاریا. دوم گذر انقلاب از میان ملت به سوی دیگر ملل. سوم تبدیل جنبش انترناسیونال به انقلابی جهانی. نكته چهارم استراتژی ها و تاكتیك های مدرن جنگ داخلی. نكته پنجم پیش شرط های اقتصادی و اجتماعی برای پیشرفت طرح جامعه. نكته ششم شرایط و فضای ایجادكننده فساد بوروكراتیك در دیكتاتوری پرولتاریا در یك جامعه یا كشور ایزوله شده است.»
طبق نظر شخصی چون پندلیس پولیوپولوس در اصول تفاوت چندانی بین نظریه پردازان بزرگ ماركسیسم وجود ندارد ولی می توان بی گمان كینه های استالین را در دیگر آرا و نظرات تروتسكی یافت، شاید آنجایی كه تروتسكی با زیركی و آینده نگری فراوان انحطاط انقلاب پرولتاریا را پیش بینی كرده بود. به نظر پولیوپولوس بعد از لنین هیچ كس تا این اندازه به عمق مشكلات تئوریك دوباره سازی یك جامعه پی نبرده بود. مقالات و سخنرانی های ضداستالینی وی از جمله «روسیه به كجا می رود»، از میوه های تحقیقات و تفكرات فراوان وی بود.
تروتسكی جزء معدود تئوریسین ها و چهره های چندساحتی جریان ماركسیستی بود كه نه تنها در زمینه مسائل اجتماعی صاحب نظر بود، بلكه در زمینه مطبوعات، هنر و فرهنگ نیز سررشته داشت.

وبگردی
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان !
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان ! - لازم است ذکر شود جنبش عدالتخواه دانشجویی در صورت ادامه تعلل دستگاه‌های مربوطه در تخلیه ملک بیت‌المال، حق اقدامات انقلابی را برای اجبار فرد نامبرده به تخلیه ویلای لواسان، برای خود محفوظ می‌داند.
فیلم | مشکل مقبولیت و مشروعیت در کشور
فیلم | مشکل مقبولیت و مشروعیت در کشور - دکتر حمید ابوطالبی مشاور سیاسی رئیس جمهوری معتقد است که ما یک بار برای همیشه باید مشکل مشروعیت و مقبولیت را در کشور حل کنیم. این درست نیست که بخشی از نظام هم مشروع باشد هم مقبول اما بخش دیگری که از دل همین نظام در آمده است فقط مقبول باشد.
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر - امام جمعه اهل سنت ایرانشهر : در ماه رمضان به ۴۱ دختر تجاوز شده که از این میان فقط ۳ دختر شکایت کرده اند.
فیلم مهران مدیری در برنامه خندوانه
فیلم مهران مدیری در برنامه خندوانه - برنامه کامل خندوانه با حضور مهران مدیری مهمان ویژه برنامه عید فطر برنامه خندوانه بود و این قسمت از مجموعه خندوانه را خاص کرد.
ویدئو / لطفاً در این مکان اعتراض کنید!
ویدئو / لطفاً در این مکان اعتراض کنید! - بر این اساس، ورزشگاه‌های دستگردی، تختی، معتمدی، آزادی، شیرودی، بوستان‌های گفت‌وگو، طالقانی، ولایت، پردیسان، هنرمندان، پارک شهر و ضلع شمالی ساختمان مجلس شورای اسلامی به عنوان محل‌های مناسب تجمع در تهران تعیین شده‌اند و از این پس معترضان می‌توانند در این محل‌ها تجمع کنند.
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!