دوشنبه ۴ تیر ۱۳۹۷ / Monday, 25 June, 2018

گاهشمار حیات شهید آیت الله مدرس


گاهشمار حیات شهید آیت الله مدرس
مدرس‌ پس‌ از سقوط‌ کابینه‌ی‌ سیدضیاء در ادوار چهارم‌، پنجم‌ و ششم‌مجلس‌ نیز به‌ نمایندگی‌ از سوی‌ مردم‌ تهران‌ به‌ مجلس‌ رفت‌. در اوایل ‌دوره‌‌ ششم‌ مجلس‌، ترور مدرس‌، یکی‌ از مسایل‌ قابل‌ توجه‌ به‌ شمار می‌آید. وی‌ درحالی‌که‌ مانند هر روز صبح‌ از خانه‌ به‌ سوی‌ مدرسه‌ ‌سپهسالار در حرکت‌ بود، از سوی‌ عده‌ای‌ مسلح‌ مورد هجوم‌ واقع‌ می‌شود. او در لحظه‌ای‌ کوتاه‌، روی‌ به‌ دیوار کرده‌، عمامه‌ را با عصا و عبارا با دستان‌ خویش‌ بالا برده‌ و خود را خم‌ می‌کند تا تیر به‌ وی‌ اصابت‌ نکند. رضاخان‌ که‌ در روز ترور، خارج‌ تهران‌ به‌ سر می‌برد، با ارسال‌تلگرافی‌، جویای‌ حال‌ او شد و مدرس‌، در پاسخ‌، جمله‌ معروف‌ خود یعنی‌ «به‌ کوری‌ چشم‌ دشمنان‌، مدرس‌ نمرده‌ است‌» را بیان‌ کرد.
● قمری شمسی‌
▪ ۱۲۸۷ / ۱۲۴۹ تولد در قریه‌ی‌ سرابه‌ی‌ کجور از توابع‌ اردستان‌
▪ ۱۲۹۳ / ۱۲۵۵ مسافرت‌ به‌ قمشه‌ و اقامت‌ نزد پدر و جدش‌ میرعبدالباقی‌
▪ ۱۳۰۱ / ۱۲۶۲ وفات‌ جدش‌ میر عبدالباقی‌ که‌ تربیت‌ او را برعهده‌ داشت‌
▪ ۱۳۰۳ / ۱۲۶۴ پایان‌ تحصیل‌ علوم‌ مقدماتی‌ و رایج‌ حوزه‌ها
▪ ۱۳۰۶ / ۱۲۶۷ ازدواج‌
▪ ۱۳۰۸ / ۱۲۷۰ فوت‌ پدر (اسماعیل‌ بن‌ میرعبدالباقی‌)
▪ ۱۳۰۹ / ۱۲۷۰ عزیمت‌ به‌ عراق
▪ ۱۳۱۰ / ۱۲۷۱ عزیمت‌ به‌ نجف‌ اشرف‌
▪ ۱۳۱۶ / ۱۲۷۸ مراجعت‌ به‌ اصفهان‌
▪ ۱۳۱۸ / ۱۲۷۹ تدریس‌ فقه‌ و اصول‌ در مدرسه‌ی‌ جده‌ی‌ بزرگ‌ در اصفهان‌
▪ ۱۳۲۲ / ۱۲۸۳ ادامه‌ی‌ تدریس‌ فقه‌ و اصول‌ در مدرسه‌ی‌ جده‌ی‌ بزرگ‌ در اصفهان‌
▪ ۱۳۲۲ / ۱۲۸۳ ولادت‌ سید عبدالباقی‌ فرزند مدرس‌
▪ ۱۳۲۴ / ۱۲۸۴ ترور مدرس‌ در مدرسه‌ی‌ جده‌ی‌ بزرگ‌ در اصفهان‌
▪ ۱۳۲۴ / ۱۲۸۴ شرکت‌ در فعالیت‌های‌ مشروطه‌ خواهی‌ در اصفهان‌۱۳۲۵ / ۱۲۸۵ عضویت‌ در انجمن‌ ولایتی‌ اصفهان‌
▪ ۱۳۲۶ / ۱۲۸۶ تبعید مدرس‌ در اصفهان‌
▪ ۱۳۲۶ / ۱۲۸۶ درخواست‌ قیام‌ علیه‌ استبداد به‌ سردار اسعد بختیاری‌
▪ ۱۳۲۷ / ۱۲۸۷ فعالیت‌ شدید در انجمن‌ ولایتی‌ اصفهان‌
▪ ۱۳۲۸ / ۱۲۸۹ انتخاب‌ مدرس‌ به‌ عنوان‌ یکی‌ از علمای‌ طراز اول‌ برای‌ نظارت‌ برقوانین‌ مجلس‌ شورای‌ ملی‌
▪ ۱۳۲۸ / ۱۲۸۹ وصیت‌ نامه‌ی‌ مدرس‌ قبل‌ از حرکت‌ به‌ سوی‌ تهران‌
▪ ۱۳۲۸ / ۱۲۸۹ شرکت‌ در جلسه‌ی‌ مجلس‌ شورای‌ ملی‌ و به‌ جا آوردن‌ مراسم‌ تحلیف‌
▪ ۱۳۲۹ / ۱۲۸۹ وفات‌ جهانگیر خان‌ قشقایی‌، استاد مدرس‌
▪ ۱۳۲۹ / ۱۲۸۹ اولین‌ نطق‌ مدرس‌ در دوره‌ی‌ دوم‌ مجلس‌ شورای‌ ملی‌
▪ ۱۳۲۹ / ۱۲۹۰ فعالیت‌ مدرس‌ برای‌ تمدید مدت‌ مجلس‌ دوره‌ی‌ دوم‌
▪ ۱۳۲۹ / ۱۲۹۰ انتخاب‌ مدرس‌ وعده‌ای‌ دیگر از نمایندگان‌ مجلس‌ برای‌ مذاکره‌ با ناصرالملک‌ جهت‌ انصراف‌ وی‌ از استعفا
▪ ۱۳۳۰ / ۱۲۹۱ دعوت‌ از ۲۰۰ نفر از علما از جمله‌ مدرس‌ به‌ دربار برای‌ استماع‌ برخی‌ نظرات‌ در خصوص‌ مسائل‌ کشور
▪ ۱۳۳۰ / ۱۲۹۱ تأیید قوانین‌ محاکمات‌ حقوقی‌ دولت‌ و قوانین‌ موقتی‌ محاکمات‌ جزایی‌ دولت‌ از سوی‌ مدرس‌
▪ ۱۳۳۰ / ۱۲۹۱ اعلان‌ تدریس‌ فقه‌ و اصول‌ از سوی‌ مدرس‌ در مدرسه‌ی‌ ناصری‌ (سپهسالار) به‌ تصویب‌ وزارت‌ معارف‌ و اوقاف‌
▪ ۱۳۳۱ / ۱۲۹۲ مرقومه‌ی‌ معروف‌ مدرس‌ به‌ مدیر جریده‌ی‌ برق
▪ ۱۳۳۲ / ۱۲۹۳ صدور اعتبارنامه‌ی‌ مدرس‌، نماینده‌ی‌ هشتم‌ تهران‌ و توابع‌ در انتخابات‌ دوره‌ی‌ سوم‌ مجلس‌
▪ ۱۳۳۳ / ۱۲۹۴ پیشنهاد تأسیس‌ دارالترجمه‌ به‌ دولت‌ از سوی‌ مدرس‌
▪ ۱۳۳۳ / ۱۲۹۴ آخرین‌ نطق‌ مدرس‌ در جلسه‌ی‌ علنی‌ دوره‌ی‌ سوم‌ مجلس‌ شورای‌ ملی‌
▪ ۱۳۳۴ / ۱۲۹۴ مهاجرت‌ مدرس‌ و گروهی‌ از نمایندگان‌ به‌ دلیل‌ عدم‌ رعایت‌ بی‌طرفی‌ ایران‌ در جنگ‌ جهانی‌ اول‌
▪ ۱۳۳۴ / ۱۲۹۴ اجتماع‌ مدرس‌ و وکلای‌ مهاجر در قم‌ و اتخاذ تصمیم‌ در مورد رسیدگی‌ به‌ امور
▪ ۱۳۳۴ / ۱۲۹۴ اولین‌ جلسه‌ی‌ هیأت‌ چهار نفری‌ شامل‌ مدرس‌، محمد صادق طباطبایی‌، سلیمان‌ محسن‌ اسکندری‌ و نظام‌ السطنه‌ مافی‌، نمایندگان‌ مهاجر در قم‌
▪ ۱۳۳۴ / ۱۲۹۴ حرکت‌ دسته‌جمعی‌ مهاجران‌ از قم‌ به‌ سوی‌ کاشان‌
▪ ۱۳۳۴ / ۱۲۹۴ حرکت‌ مهاجران‌ از کاشان‌ به‌ سوی‌ اصفهان‌
▪ ۱۳۳۴ / ۱۲۹۴ خبر ورود مهاجران‌ از جمله‌ مدرس‌ به‌ کرمانشاه‌
▪ ۱۳۳۴ / ۱۲۹۴ تیر اندازی‌ به‌ سوی‌ مدرس‌ در سر پل‌ ذهاب‌ و نجات‌ وی‌
▪ ۱۳۳۴ / ۱۲۹۴ ترور ناموفق‌ مدرس‌ در قصر شیرین‌
▪ ۱۳۳۴ / ۱۲۹۴ ورود قوای‌ روس‌ به‌ کرمانشاه‌ و عقب‌ نشینی‌ قوای‌ مهاجر؛ مدرس‌ و گروهی‌ از مهاجران‌ وارد یعقوبه‌ (باقوبه‌) بین‌ النهرین‌ شدند.
▪ ۱۳۳۴ / ۱۲۹۴ تشکیل‌ حکومتی‌ توسط‌ مهاجران‌ در بغداد. در این‌ دولت‌، مدرس‌ به‌ عنوان‌ وزیر عدلیه‌ و اوقاف‌ انتخاب‌ گردید. جلسات‌ حکومت‌ موقت‌ و نمایندگان‌ مهاجر در کاظمین‌ تشکیل‌ می‌شد .
▪ ۱۳۳۴ / ۱۲۹۵ بازگشت‌ رهبران‌ حکومت‌ موقت‌ به‌ ایران‌ و اقامت‌ در کرمانشاه‌ و ادامه‌ی‌ مبارزه‌ علیه‌ اشغالگران‌
▪ ۱۳۳۵ / ۱۲۹۵ مهاجرت‌ مدرس‌ به‌ اسلامبول‌ و در خواست‌ ملاقات‌ با سلطان‌ محمد پنجم‌، پادشاه‌ عثمانی‌
▪ ۱۳۳۵ / ۱۲۹۵ مدرس‌ درحالی‌که‌ در مهاجرت‌ است‌، در انتخابات‌ دوره‌ی‌ چهارم‌ مجلس‌، نفر پانزدهم‌ می‌شود.
▪ ۱۳۳۶ / ۱۲۹۶ شروع‌ مذاکرات‌ منجر به‌ امضای‌ قرارداد «برلت‌ لیتوفسکی‌» در سوم‌ مارس‌ ۱۹۱۸ میان‌ شوروی‌ و آلمان‌ و پایان‌ جنگ‌ در ایران‌
▪ ۱۳۳۶ / ۱۲۹۶ ورود مدرس‌ از مهاجرت‌ به‌ تهران‌
▪ ۱۳۳۶ / ۱۲۹۶ تحصن‌ مدرس‌ در حضرت‌ عبدالعظیم‌ علیه‌ کابینه‌ صمصام‌ السلطنه‌
▪ ۱۳۳۷ / ۱۲۹۷ انعقاد قرارداد ۱۹۱۹ (وثوق الدوله‌ ـ کاکس‌)
▪ ۱۳۳۸ / ۱۲۹۸ مبارزه‌ی‌ مدرس‌ با قرارداد ۱۹۱۹
▪ ۱۳۳۸ / ۱۲۹۸ تأیید میرزا کوچک‌ خان‌ از سوی‌ مدرس‌
▪ ۱۳۳۸ / ۱۲۹۸ اعلام‌ اجرای‌ قرارداد ۱۹۱۹ از سوی‌ کابینه‌ی‌ مشیرالدوله‌
▪ ۱۳۳۹ / ۱۳۰۰ دستگیری‌ و تبعید مدرس‌ به‌ قزوین‌ توسط‌ نیروهای‌ داخلی‌ کودتای‌ ۱۲۹۹
▪ ۱۳۳۹ / ۱۳۰۰ انتشار بیانیه‌ای‌ با «عنوان‌» بیان‌ حقیقت‌ به‌ امضای‌ مدرس‌ و گروهی‌ از نمایندگان‌ دوره‌ی‌ چهارم‌ در مخالفت‌ با وقایع‌ حکومت‌ ۹۰ روزه‌ سید ضیاء و کودتای‌ سوم‌ اسفند
▪ ۱۳۳۹ / ۱۳۰۰ افتتاح‌ دوره‌ی‌ چهارم‌ مجلس‌ و انتخاب‌ مدرس‌ به‌ نایب‌ رییسی‌ مجلس‌
▪ ۱۳۳۹ / ۱۳۰۰ نطق‌ مدرس‌ درباره‌ی‌ قرارداد ۱۹۱۹
▪ ۱۳۳۹ / ۱۳۰۰ نطق‌ مدرس‌ درباره‌ی‌ کلیات‌ برنامه‌ی‌ دولت‌ قوام‌السلطنه‌
▪ ۱۳۴۰ / ۱۳۰۱ نطق‌ مدرس‌ علیه‌ رضاخان‌ وزیر جنگ‌
▪ ۱۳۴۱ / ۱۳۰۲ تقدیم‌ ورقه‌ی‌ استیضاح‌ از دولت‌ مستوفی‌ الممالک‌ توسط‌ مدرس‌
▪ ۱۳۴۲ / ۱۳۰۲ مخالفت‌ مدرس‌ با طرح‌ جمهوری‌ رضاخان‌ سردارسپه‌ در مجلس‌ پنجم‌
▪ ۱۳۴۲ / ۱۳۰۲ به‌ دست‌ گرفتن‌ رهبری‌ اقلیت‌ در مجلس‌ پنجم‌ و مخالفت‌ با سردار سپه‌
▪ ۱۳۴۲ / ۱۳۰۲ سیلی‌ خوردن‌ مدرس‌ از دبیر اعظم‌ بهرامی‌
▪ ۱۳۴۲ / ۱۳۰۲ استعفای‌ ملک‌ الشعرای‌ بهار از نمایندگی‌ مجلس‌ در اثر توهینی‌ که‌ به‌ مدرس‌ شده‌ بود (مورد قبول‌ قرار نگرفت‌)
▪ ۱۳۴۲ / ۱۳۰۲ تظاهرات‌ مردم‌ به‌ طرفداری‌ از مدرس‌
▪ ۱۳۴۲ / ۱۳۰۲ استیضاح‌ مدرس‌ از سردار سپه‌
▪ ۱۳۴۳ / ۱۳۰۴ در تابستان‌، در اثر درگیری‌هایی‌ میان‌ وهابیها و ملک‌ حسین‌ شریف‌ مکه‌، سعودی‌ها برخی‌ از شهرهای‌ عربستان‌ از جمله‌ مدینه‌ را بمباران‌ کردند. مدرس‌ با ایراد خطابه‌ای‌، ضمن‌ حمله‌ به‌ عاملان‌ این‌ فاجعه‌، یک‌ روز را در ایران‌ تعطیل‌ عمومی‌ اعلام‌ کرد.
▪ ۱۳۴۴ / ۱۳۰۵ مدرس‌ به‌ نمایندگی‌ دوره‌ی‌ ششم‌ مجلس‌ شورای‌ ملی‌ از تهران‌ انتخاب‌ شد
▪ ۱۳۴۵ / ۱۳۰۵ انتخاب‌ مدرس‌ به‌ عنوان‌ عضو کمیسیون‌ عدلیه‌
▪ ۱۳۴۶ / ۱۳۰۵ جان‌ سالم‌ به‌ در بردن‌ مدرس‌ از سوء قصد
▪ ۱۳۴۷ / ۱۳۰۷ دستگیری‌ مدرس‌ در ۱۶ مهر و تبعید از تهران‌ به‌ دامغان‌، مشهد، و خواف‌
▪ ۱۳۵۶ / ۱۳۱۶ فرستاده‌ شدن‌ مدرس‌ از خواف‌ به‌ کاشمر
▪ ۱۳۵۶ / ۱۳۱۶ شهادت‌ مدرس‌ در کاشمر به‌ وسیله‌ی‌ افراد رضاخان‌


منبع : مرکز اسناد انقلاب اسلامی

مطالب مرتبط

مرگ در مرداب

مرگ در مرداب
رضاخان در مسیر خروج از ایران در اصفهان همه اموال منقول و غیر منقول خود را كه طی بیست سال ‌به زور و تهدید از صاحبان آنها گرفته بود، به فرزند و جانشین خود بخشید و روز ۵ مهر ماه وارد بندرعباس شد و به اتفاق خانواده خود به وسیله یك كشتی باری، آب‌های ایران را ترك كرد. اما به جای هند، انگلیسی‌ها او و همراهانش را به افریقای جنوبی بردند و در جزیره «موریس» پیاده كردند.
رضا، پسر عباسعلی ، معروف به «داداش بیگ» افسر قزاق از ایل پالانی ، در ۲۴ اسفند ماه سال ۱۲۵۵ ه.ش. در قریه «آْلاشت» از توابع سواد كوه مازندران به دنیا آمد. چند روز پس از تولد رضا، داداش بیگ درگذشت و مادر ـ كه از مهاجران گرجستان بود ـ به دنبال درگیری و اختلاف خانوادگی، به همراه نوزادش به تهران رفت و در خانه برادر خود ساكن شد. رضا دوران كودكی و نوجوانی خود را زیر نظر دایی‌اش ـ كه خیاط قزاقخانه بود ـ سپری كرد و به توصیه و وساطت او ،‌در سن چهارده ، پانزده سالگی وارد بریگاد قزاق شد و به عنوان نظامی ساده، مشغول به كار گردید.
نخستین منصب رضا در قزاقخانه، سمت وكیل باشی «گروهان شصت تیر» بود كه بعدها به فرماندهی آن رسید و به «رضا خان شصت تیر» شهرت یافت. او در این زمان، به رسم جاهل‌ها و بزن‌بهادرها ، با بستن گذرها، قمه‌كشی می‌كرد و به خودنمایی می‌پرداخت. توانایی و تنومندی جسمانی و سخت‌گیری و تحمل شدائد در انجام مأموریت‌های نظامی اندك اندك درنظر برخی صاحب منصبان و متنفذان ، او را از دیگران متمایز كرد. از جمله، عبدالحسین میرزا فرمانفرما ـ كه از شاهزادگان بنام و قدرتمند قاجاری بود‌ـ به او توجه تمام نشان داد و مسؤولیت اسلحه جدیدش ـ مسلسل ماكسیم ـ را به او سپرد. از این رو ، رضا خان در میان خانواده فرمانفرما، «رضا ماكسیمی» نیز نام گرفت.
پس از این، رضا خان به مرور مراتب ترقی را طی كرد و در انجام مأموریت‌های مختلف، همچون سركوب نهضت آزادی‌خواهانه میرزا كوچك خان در گیلان، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت. زندگی رضاخان تا میانسالی در بی‌سوادی گذشت و حتی پس از آن كه خواندن آموخت، در نوشتن كلمات و عبارات ، دچار اشتباهات فاحش می‌شد. رضا خان ترقی خود را مدیون حمایت صاحبان ثروت و قدرت، انضباط خشك نظامی و قساوت و بی‌رحمی خود بود؛ ‌اما از معلومات شایان و تفكر نظامی چندان بهره‌ای نداشت. با این همه ، به دلایل متعدد، مورد توجه انگلیسی‌ها قرار گرفت و سرانجام یك ژنرال بریتانیایی به نام «ادموند آیرون‌ساید» ضمن دیدار و گفت‌وگویی كه با او داشت، وی را شایسته اجرای طرح كودتایی یافت كه منافع كشورش در ایران و شبه قاره هند را تأمین می‌كرد.
رضا خان بعدها نزد بعضی از بزرگان اعتراف كرد كه انگلیسی‌ها او را سركار آوردند؛‌ اما او انگیزه‌اش را از اقدام به كودتا، ‌وطن‌خواهی خود قلمداد كرد. این كودتا در ۳ اسفند ماه سال ۱۲۹۹ ه.ش . به وقوع پیوست و رضا خان در اعلامیه مشهوری كه با عنوان «حكم می‌كنم» منتشر كرد،‌خود را رییس كل قوا خواند و پس از اندكی، از سوی « احمد شاه قاجار» با لقب « سردار سپه» به بالاترین درجه نظامی (سردار سپهی) دست یافت.
رضا خان سردار سپه در كابینه كودتا به نخست وزیری سید ضیاءالدین طباطبایی ـ عامل انگلیسی‌ها ـ ‌عهده‌دار پست وزارت جنگ شد و این منصب را در دولت‌های دیگر نیز در قبضه قدرت خود گرفت، و با ادغام یگان‌های متفرق نظامی قشون متحدالشكلی به وجود آورد و به مرور از این طریق، زمینه‌ نفوذ و استیلای خود را در امور سیاسی و اجرایی كشور فراهم ساخت.
این جریان موجب اعتراض جناح اقلیت مجلس و برخی از روزنامه‌نگاران شد؛ اما مخالفت اقلیت مجلس (به ویژه شهید مدرس) به جایی نرسید و قتل و ضرب و شتم و تهدید كسانی همچون «میرزاده عشقی» ، شاعر جوان ، «حسین صبا» مدیر روزنامه ستاره ، «ملك‌الشعرای بهار» نماینده مجلس ، تقریبا صدای معترضان را خاموش كرد. سردار سپه در این هنگام، به تجدید نفوذ و قدرت حاكمان محلی اقدام نمود و شماری از آنان را به مركز جلب كرد یا از میان برداشت تا در آینده نیروی مخالفی در داخل كشور نداشته باشد. در این اوضاع و احوال، تصمیم احمد شاه برای رفتن به فرنگ، زمینه ریاست وزرایی سردار سپه را آماده كرد (آبان ۱۳۰۲) .
رضا خان سردار سپه، رییس الوزراء، كه از این پس هیچ گونه مقام و قدرتی را مانع پیشرفت خود نمی‌دید، با اتخاذ ترفندهای خاص و با استفاده از موقعیت اجتماعی و سیاسی موجود، تحت حمایت نامرئی آورندگانش و یاریگری اطرافیان خود، پله پله نردبان ترقی را پیمود تا سرانجام به حكمرانی قاجاریه پایان داد و مقام سلطنت را به دست آورد (۲۳ آذر ۱۳۰۴) و رسما به عنوان پادشاه ایران، با رعایت تشریفات ویژه تاجگذاری كرد (۴ اردیبهشت ۱۳۰۵) . بدین ترتیب، رضا خان به دوره سوم زندگانی خود گام گذاشت. این دوره نسبتا طولانی كه تا شهریور ۱۳۲۰ تداوم یافت، در برگیرنده وقایع گوناگونی است كه آگاهی مشروح از آنها به كتابی مستقل نیازمند است.
همه اقدامات و رویدادهای مربوط به عصر رضا شاهی، از سیاست‌های فردی،‌ اخلاق تندروانه و دیكتاتوری،‌و نیز ستیز او با فرهنگ اسلامی و روحانیت او متاثر بوده است؛ ترور مدرس ، ضرب و شتم شیخ محمدتقی بافقی در حرم حضرت معصومه (س) و نیز اجباری كردن خدمت سربازی، در كنار اجباری شدن استفاده از كلاه پهلوی و لباس متحدالشكل فرنگی، بویژه ماجرای كشف حجاب و تصرف اوقاف و عدلیه از سوی كارگزاران رژیم، زمینه‌های چالش روحانیت و شاه را به وجود آورد.
در همه این اعمال، فرنگی مآبی، رنگی آشكار داشت و چون با ایران گرایی و باستان ستایی همراه بود، به تقلید و انفعال و خود بزرگ‌بینی منجر شد.متأسفانه خلق و خوی دیكتاتوری رضا خان، مجال و امكان شكوفایی علمی و فرهنگی فراخور عصر را هم از مؤسسه ‌های تازه تأسیس گرفت و نهادهای مدنی ـ چون مجلس و دولت ـ را از انجام وظایف فانونی‌شان بازداشت. آنچه چشم‌گیر‌تر از هر پدیده‌ای این دوره را از ماقبل آن متمایز می‌كند، آبادانی شهرها و عمران راه ‌ها بود كه البته این توسعه ظاهری هم فقط به گسترش شهرنشینی انجامید و نه تنها به صنعت و تجارت رونقی نداد؛‌ بلكه اقتصاد كشاورزی و دامداری سنتی ایران را هم ضایع كرد.
در دوران بیست ساله حكومت رضا خان، بدبینی و خود رأیی روز افزون او كه معمولا با خشم و كینه‌جویی همراه بود، نه تنها مخالفان را به دام زندان و كام مرگ انداخت؛ كه حتی كسانی چون داور، تیمورتاش،‌ فروغی و ... را ـ كه از یاران و یاریگران او بودند ـ بی‌نصیب نگذاشت. مجموع این اعمال كه ناشی از اراده ملوكانه رضا خان بود، به مرور تحمل موافق و مخالف را به آخر رساند و به همین دلیل، با ورود متفقین به ایران، به اندك مدتی رژیم رضا خانی از هم پاشید و تبعیدش به جزیره‌ای دور از ایران، با خوشحالی مردم مواجه شد.
دوره چهارم و آخرین مرحله زندگی او ، از تبعید تا مرگ است.
بهانه ظاهری و تا حدی جدی متفقین در ورود به ایران ،‌حضور پرشمار و چشمگیر آلمانی‌ها در كشور بود. در جریان جنگ جهانی دوم، خوشحالی مردم و دولت ایران از پیروزی آلمان‌ها بر روس و انگلیس، به نوعی آلمان دوستی و‌ آلمان گرایی دولت ایران جلوه كرد و این امر با منافع متفقین سازگار نبود. در نتیجه، در ساعت چها ر روز ۳ شهریور سال ۱۳۲۰، سفیران كشور انگلیس و شوروی طی یادداشت‌های جداگانه‌ای، اعلام كردند كه ارتش‌های كشورهای متبوعشان وارد خاك ایران شده‌اند. رضا شاه دچار هراس شد و برای حفظ ظاهر ، ستاد جنگی تشكیل داد. این تساد در روز ۴ شهریور، اولین و آخرین اعلامیه‌ جنگی خود را كه در آن از مردم! خواسته شده بود در مقابل قوای متجاوز ایستادگی كنند ، منتشر كرد. روز ۵ شهریور ماه، دولت منصور استعفا كرد و فروغی با پشت‌گرمی و هدایت انگلیسی‌ها مأمور تشكیل كابینه شد.
روز ۶ شهریور دولت به عنوان پیروی از نیات صلح‌جویانه اعلیحضرت !‌دستور ترك مقاومت نیروهای نظامی را صادر كرد. گفتنی است كه پیش از صدور این دستور، فرماندهان نظامی واحدهای خود را ترك كرده و به تهران گریخته بودند. به این ترتیب، پادگان‌ها از سربازان و نظامیان خالی شد و بسیاری از سلاح‌ها به دست ایلات و عشایر افتاد و سربازان پیاده و پراكنده و گرسنه و تشنه، راهی شهر و دیار خود شدند. این سرانجام ارتشی بود كه رضا خان به وجود آورد و ایجاد آن، بخش‌های هنگفتی از در‌آمد كشور را بلعید. از این روز تا ۲۵ شهریور ، ـ یعنی قبل از ورود متفقین به تهران ـ وقایع ریز و درشت دیگری به وقوع پیوست تا آن كه رضا خان با توصیه و الزام سفارت انگلیس، از سلطنت كناره‌گیری كرد و متن استعفانامه‌اش را محمدعلی فروغی نوشت و به جای او خواند.
رضا خان در مسیر خروج از ایران در اصفهان همه اموال منقول و غیر منقول خود را كه طی بیست سال ،‌به زور و تهدید از صاحبان آنها گرفته بود، به فرزند و جانشین خود بخشید و روز ۵ مهر ماه وارد بندرعباس شد، و به اتفاق خانواده خود، به وسیله یك كشتی باری، آب‌های ایران را ترك كرد. اما به جای هند، انگلیسی‌ها ، او و همراهانش را به افریقای جنوبی بردند و در جزیره «موریس» پیاده كردند. در این جریان هم موضوع حمل جواهرات سلطنتی به وسیله رضا خان به خارج ، مورد توجه محافل داخلی و خارجی قرار گرفت و برخی نمایندگان مجلس، به این موضوع پرداختند. جزیره موریس جای مناسبی برای رضا شاه نبود، به همین دلیل، پس ازمدتی در نتیجه اقدامات فراوان پسرش به ژوهانسبورگ كه موقعیت و آب و هوای مناسب‌تری داشت، انتقال داده شد و سرانجام در روز ۴ مرداد ماه ۱۳۲۳ خسته و شكسته، خود را به دست مرگ سپرد و به آنچه كرده بود، گرفتار گشت.(۱)
● حكومت در خواب
▪ اشرف پهلوی در خاطرات خود می‌گوید:
یك روز ما متوجه شدیم كه انگلستان و شوروی از دو طرف به كشور ما حمله كرده‌اند.
ساعت چهار صبح روز دوشنبه سوم شهریور ۱۳۲۰ كه سرریدر بولارد سفیر انلگیس و اسمیرنوف سفیر شوروی به خانه علی منصور نخست وزیر وقت رفتند تا خبر حمله به ایران را به او بدهند، او خواب بود و وقتی ساعتی بعد ، علی منصور به كاخ پدرم رفت تا او را از جریان مطلع كند، پدرم هم خواب بود و حقیقت آن كه در آن موقع تمام حكومت ایران در خواب بودند، و گرنه می‌بایستی از مدتی قبل متوجه این موضوع می‌بودند كه در چنان شرایطی استفاده از راه ایران برای رساندن كمك به شوروی برای متفقین حیاتی است و اگر ما به رضا به آنها راه نمی‌دادیم، آنها به زور به این راه دست می‌یافتند.
و بعد ماجرای خیانت امرای ارتش پیش آمد. چه آنها كه در شهرستان‌ها سربازان را گذاشتند و اموال و دارایی خود را بار كامیون‌ها كرده از مقابل متفقین گریختند و چه آنها كه در تهران با صحنه‌سازی سربازان را مرخص كردند و پایتخت را بلا دفاع و سربازان از لخت و گرسنه راهی بیابان‌ها كردند.
اطلاع بر این جریانات برای پدرم به قدری غیر منتظره بود كه یكباره قدرت مقاومتش را از دست داد و دچار چنان وحشتی شد كه بدون توجه به عواقب كار و اثری كه انتشار این خبر در مردم می‌كرد، از تهران به اصفهان می‌رود و تصمیم می‌گیرد آن شهر را پایتخت كند.
من تا آن موقع پدرم را مردی شجاع و قوی تصور می‌كردم و در حقیقت، در ابتدای كار هم همین طور بود؛ ولی بعدها به خاطر سن زیاد وترس از روس‌ها كه با طرفدارانش در ایران خشونت رفتار كرده بود، وقتی دید ارتشی كه آن همه برای ایجادش ، خون دل خورده و تمام اتكایش به آن بود، به این زودی و سادگی مضمحل شده و روس‌ها به طرف تهران حركت كرده‌اند، روحیه خود را به شدت باخت.
بعدها شنیدم دكتر مصدق گفته بود «وقتی كه متفقین تصمیم گرفتند رضا شاه را از سلطنت بردارند، حق آن بود كه به میدان توپخانه می‌رفت و می‌گفت ای مردم انگلیسی‌ها می‌خواهند مرا از سلطنت بردارند. اكنون من به سوی شما آمده‌ام اگر مرا می‌خواهید می‌مانم و گرنه به امر شما می‌روم نه به دستور انگلیسی‌ها و اگر در آن جریان كشته هم می‌شد ، اسمی از خود به جا می‌گذاشت».
من با این عقیده دكتر مصدق كه نمی‌دانم تا چه حد گفته خود اوست، ولی من آن را از دهان یكی از نزدیكانش شنیدم، صد در صد موافق بودم، به خصوص كه انگلیسی‌ها در ابتدا جرأت نداشتند علنا با شخص پدرم مخالفت و او را از سلطنت عزل كنند. آنها می‌ترسیدند مردم به طرفداری از پدرم برخیزند و ماجرای مقاومت مردم عراق، یك بار دیگر تكرار شود؛ به خصوص كه آنها برای حمل اسلحه و آذوقه به روسیه ، به همكاری و یا لااقل بی‌طرفی مردم ایران احتیاج داشتند. به این جهت ابتدا در رادیو لندن شروع كردند علیه پدرم حرف زدن و به قول خودشان ، جنایات او را شمردن تا ببینند مردم چه عكس‌العملی از خود نشان می‌دهند.
پدرم از شنیدن این اتهامات به حدی عصبانی می‌شد كه یك بار با لگد رادیو را كه در آن موقع بزرگتر از تلویزیون‌های بزرگ امروزی بود خرد كرد.
ولی از میان تمام وكلایی كه جیره‌خوار پدرم بودند، از میان تمام روزنامه‌های آن زمان كه پدرم به وجود آورده یا تقویت كرده بود و از میان تمام افرادی كه به نوعی از او منتفع شده بودند، هیچ كس كلمه‌ای یا سطری به نفع پدرم نفگت و ننوشت و انگلیسی‌ها كه دیدند برای پدرم پایگاهی در میان مردم نمانده و بردن او هیچ مقاومتی در مردم به وجود نمی‌آورد، تصمیم گرفتند او را وادار به استعفا كنند. در حالی كه اگر وقتی رادیو لندن به پدرم فحاشی می‌كرد، رجال یا مردم به پشتیبانی از او علیه رادیو لندن تظاهرات می‌كردند ،‌مسلما آنها آن بلا را سر پدرم در نمی‌آوردند. (۲)

وبگردی
تجمع برخی از کسبه بازار علاء الدین و چارسو
تجمع برخی از کسبه بازار علاء الدین و چارسو - تجمع برخی از کسبه بازار علاء الدین و چارسو در اعتراض به وضعیت ارز
قیمتهای روانی  / این آقایان عاقل / و بیجاره مردم
قیمتهای روانی / این آقایان عاقل / و بیجاره مردم - افاضات امروز معاون اول رییس جمهور، البته قبلتر نیز از زبان دیگر مقامات اقتصادی دولت از جمله نهاوندیان و نوبخت شنیده شده بود. یک اظهارنظر کلی و تاکید بر «عدم نگرانی مردم درباره وضعیت معیشتی» ! عجیب است این جملات شگفت انگیز از زبان جهانگیری که خود از منتقدان وضعیت مشابه در دوران احمدی نژاد بود. او حالا همان جملات را با همان ادبیات تکرار می کند! اما آقای جهانگیری! حقیقتاً این دلار و آن سکه و و قیمت های…
لادن طباطبایی در شبکه من و تو / فیلم
لادن طباطبایی در شبکه من و تو / فیلم - لادن طباطبایی، بازیگر شناخته شده سینما و تلویزیون ایران که برای درمان بیماری فرزندش مدتی است در خارج از ایران به سر می برد امروز مهمان شبکه «من و تو» بود و بدون حجاب مقابل دوربین این شبکه حاضر شد.
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی - مردم تهران برای اولین بار و برای تماشای مسابقه‌ی فوتبال ایران و اسپانیا در جام جهانی ۲۰۱۸ بهمراه خانواده‌های خود به ورزشگاه صدهزار نفری آزادی رفتند
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال - جواد یساری پس از ۴۰ سال با خواندن در فیلم «دشمن زن» دوباره به عرصه هنر بازگشت.این گزارش توسط تماشا تهیه و منتشر شده است. منبع
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!