یکشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۷ / Sunday, 22 July, 2018

موسیقی زیر زمینی


موسیقی زیر زمینی
مترادف اصطلاح موسیقی زیرزمینی music unbergroun واژه فرهنگ متقابل Lnlture Counter است که به درستی برای مخاطبان معنا نشده است و عمده برداشت مخاطبان از چنین اصطلاحی منحصر می شود به آن چه که در رسانه های جمعی به نمایش گذاشته می شود.
همان طور که در یک مقاله از کتاب مفاهیم کلیدی در موسیقی مردمی آمده است، رسانه های جمعی صرفا به برخی از نکات منفی فرهنگ متقابل گرایش نشان داده اند، در صورتی که فرهنگ زیرزمینی یا متقابل دارای ویژگی های مهمی است که بهتر است از نظر اقتصادی به بررسی آنها پرداخت; چرا که پس از نظریه پرداز مهم مکتب فرانکفورت، تئودورآدورنو، مهم ترین روش برای طبقه بندی سبک های مختلف موسیقی، طبقه بندی اقتصادی است.
موسیقی زیرزمینی یا متقابل مجموعه ای از سبک های موسیقی است که در زمان تولید خود مورد توجه تهیه کنندگان و ناشران قرار نمی گیرند و معمولا با سبک زندگی ارزش های طبقه متوسط دنیای سرمایه داری در تضاد است.
این سبک های موسیقی معمولا پس از آن که توسط افراد و شرکت های مستقل کوچک به عموم مردم عرضه می شود، از سوی جمع (و حتی طبقه متوسط) مورد پذیرش قرار می گیرد و شرکت های مهم ضبط و پخش موسیقی، روی به عرضه گسترده آن آثار می آورند.
آن دسته از ویژگی های فرهنگ متقابل که اما از سوی رسانه های گروهی معمولا مورد توجه قرار می گیرد مربوط به هنرمندان این سبک هاست. از نسل بیت ها به بعد عمده هنرمندان و مخاطبان فرهنگ متقابل به استفاده از واژه های نامطلوب رسانه های رسمی و مواد مخدر شهرت داشته اند.
این شهرت عمدتا موجب می شود ارزش های موسیقایی و جامعه شناختی این گروه ها (حتی به رغم توجه افرادی ماند مارکوزه به این جنبه ها) مغفول باقی بماند و وقتی در رابطه با این موضوع به ایران نگاه کنیم، می بینیم که اوضاع قدری پیچیده تر هم می شود.
در ایران قسمت کمی از تبلیغات رسانه های جمعی غرب (که معمولا باز هم بیشتر به جنبه های منفی سبک زندگی هنرمندان فرهنگ متقابل اشاره دارد) به مخاطبان این فرهنگ منتقل می شود. به این ترتیب چهره هنرمندان فرهنگ متقابل در ایران به کلی چهره ای مخدو ش، نامطلوب و نامتناسب با جامعه ما جلوه داده می شود.
این در حالی است که بسیاری از ناشران و فعالان عرصه نشر در ایران، به صورتی کاملا منفعلانه با تقریبا همه انواع موسیقی نامتعارف سر ناسازگاری می گذارند و نتیجه فعالیت آنها در عرضه محصولات زیرزمینی بسیار اندک است.
مشکل اصلی جامعه موسیقی جامعه تهیه کنندگان و جامعه مخاطبان موسیقی در ایران را می توان در اصطلاح رجوع به خاطره خلاصه کرد. آن دسته از هنرمندان موسیقی در ایران که معمولا دارای توان پیداکردن تهیه کننده و عرضه آثار بر جامعه اند به زنده کردن خاطرات مردم گرایش فراوانی دارند.
بسیاری از هنرمندان به بازخوانی آثار گذشتگان می پردازند و بسیاری دیگر، دست به ارائه کپی های دست چندم از آثار اصلی تولیدشده در گذشته می زنند. حتی کار به جایی رسیده است که در هنگام بررسی یک اثر موسیقی که بدیهی است (و حتی ممکن است جالب هم نباشد، اما دارای مولفه های تکراری از اجراهای قدیمی نیست) منتقدان و مخاطبان به جای آن که به توصیف ویژگی های موسیقایی فرد نوآور بپردازند، صرفا وی را با عبارت هایی از قبیل شبیه کسی اجرا نمی کند و طرح ژنریک نیست توصیف می کنند.
تهیه کنندگان که چندان میلی به ریسک کردن ندارند نیز در عمده موارد دل می بندند به امنیت ناشی از قطعیت فروش آثار هنرمندان زنده کننده خاطره و در این میان حاشیه عظیمی از هنرمندان تولید می شود که نمی توانند صدای خود را به گوش مخاطبان برسانند.
در اروپا و در ایران، گذشته موسیقی زیرزمینی خیلی درخشان نبود. هنرمندهایی که به فعالیت در این سبک ها مشغول بودند فقط از راه های سنتی برای عرضه آثار خود به مخاطبان بهره می بردند. آنها مجبور بودند خود را باب میل و سلیقه مسوولان رادیو و تلویزیون ها ویرایش کنند تا آثارشان از رادیوها و تلویزیون ها پخش شود یا باید قدری با تهیه کننده ها کنار می آمدند و صدایی را تولید می کردند که تهیه کننده ها میلی به شنیده شدن آن داشتند و راه سوم البته در غرب این بود که گروه های موسیقی به آرامی در گوشه و کنار کافه ها و تالارهای کوچک اجرای موسیقی، برای مخاطبی چند صد نفره بنوازند و دل خوش کنند که دارند موسیقی می نوازند. اما اتفاقی که در صنعت ضبط و پخش موسیقی اتفاق افتاد ناگهان همه چیز را عوض کرد.
فقط با عرضه نوارهای کاست در غرب، هنرمندان موسیقی زیرزمینی وسیله ای را به دست آوردند که اولا ارزان قیمت بود، ثانیا کارکردن با آن راحت بود و ثالثا تکثیر آن در هر خانه ای ممکن بود.
به این ترتیب در دهه ۱۹۸۰ میلادی در هر گوشه ای از شهرهای مهم فرهنگ متقابل، عده ای از جوانان که تا چندی قبل نمی دانستند چگونه می توانند صدای خود را به مخاطب هایشان برسانند، دور هم جمع شدند تا با وسایلی که امروزه ابتدایی به نظر می رسد، صدایی را تولید کنند که گرچه در استودیو تولید نشده بود و کیفیت استاندارد آثار رسمی را نداشت، اما پر بود از شور و هیجان و نوآوری و صدالبته متفاوت بود.
این صدای متفاوت ظرف چندین سال راه خود را به صحنه های اجرای موسیقی در رادیو و تلویزیون و تالارهای بزرگ و حتی استادیوم های ورزشی گشود و الان، تهیه کننده ها عموما آن قدر با فروش های چشمگیر و غیرقابل انتظار گروه های زیرزمینی روبرو شده اند که دیگر خود چراغ به دست هنرمندان زیرزمینی را جست و جو می کنند.
در عین حال با اجرای مکرر ترانه هایی که روزگاری زیرزمینی تلقی می شدند، شاهد این پارادوکس هستیم که آثار زیرزمینی قدیمی، آثار معیار ورسمی به شمار می آیند و مدام آثار زیرزمینی دیگری که تولید می شوند به رقابت با این کلاسیک ها برمی خیزند و این شده است که هر چند سال به مرور آثار زیرزمینی به آثار مورد توجه طبقه متوسط تبدیل می شوند و دقیقا در این تغییر مخاطب است که تعریف قدیمی از آنها دیگر با واقعیت امروزی آنها جور درنمی آیند.
حالا ببینیم در ایران چه رخ داده است و چه چیز در حال رخ دادن است؟ گفتن خاطره در موسیقی در ایران را احتمالا هنوز از یاد نبرده اید. تعدادی از تهیه کننده های بزرگ که از قبل از انقلاب به فعالیت موسیقی مشغول بوده اند که امروز نیز در حال تولید موسیقی اند. با استثنا»هایی اندک، تهیه کننده های جدید هم به همان سبک قدیمی و امن تهیه کننده های کهنسال ارادت دارند و طبق همان سبک کار می کنند. از سوی دیگر میانگین سنی جامعه ما کم است و جوانان فراوان جامعه ما در حال رویارویی با وضعیت های جدیدی (هم در حوزه های فردی و هم در حوزه های اجتماعی) هستند که در نسل های قبلی سابقه نداشته است.
به این ترتیب حتی اگر بپذیریم که تولیدات رسمی سنتی و کلاسیک موسیقی در جامعه ما در زمان های گذشته به لطایف الحیل می توانست پاسخگوی نیازهای جامعه و صدای واقعی جامعه باشد، امروزه دیگر با وضعی مواجهیم که موسیقی جدید و نویی را می طلبد.
در سوی دیگر قضیه، این واقعیت وجود دارد که تعداد جوانانی که به هر دلیل روی به موسیقی می آورند بسیار چشمگیر است. آمار غیررسمی واردات سازها و همچنین میزان قابل توجه تولید ساز در ایران نشان می دهد که در کنج خانه ها، هنرمندان فراوان به کار مشغول اند و از میان این تعداد فراوان هنرمندها، لاجرم تعدادی اثر جالب توجه تولید می شود که این آثار به دست مخاطبان نمی رسد.
من فقط درباره تکنولوژی نوار کاست در غرب صحبت کردم، اما امروزه با ورود تجهیزات و امکانات کامپیوترهای خانگی، هر کس به محض خریدن یک میکروفون مناسب می تواند یک استودیوی خانگی ضبط موسیقی داشته باشد و با توجه به حجم کم آهنگ ها در فرمتMp۳، آهنگ های خود را به راحتی از طریق اینترنت، سی دی و روش های متنوع دیگر به گوش دیگر افراد برساند.

نویسنده : ادیب وحدانی

منبع : روزنامه مردم سالاری

مطالب مرتبط

به یاد استاد چهار هنر : زنده یاد ناصر فرهنگ فر (۱۳۷۶/۱۳۲۶)

به یاد استاد چهار هنر :  زنده یاد ناصر فرهنگ فر (۱۳۷۶/۱۳۲۶)
تمامی سالهایی كه بین اهل موسیقی برای یافتن پاسخهایی برای سوالات درونم ، پرسه می زدم ، به سراغ ناصر فرهنگ فر كمتر از همه رفتم . به سراغ آن همیشه آتش كه آرام آرام زیر خاكستر سنگین خود فرو مرد ، حتی سه بار هم نرفتم و از این بابت تاسفی ندارم . هراس داشتم از این كه دیدارهای مداوم با آن هنرمند ، آرامس و تعادل نیم بندی كه به قیمت ماه ها تلاش ، در بخشی از درونم ایجاد كرده بودم ، یك باره به هم بریزد و دیگر عنان ار كفم چنان بیرون رود كه بازگرفتنش دیگر نتوان . وجود مشتعل و دردمند او » پاسخ « نبود كه برانگیزاننده سوال بود و قیامتی از پرسش و چالش كه درون شكننده جوانم ، تاب آن را نداشت . با این همه ستایشگر هنرش بودم و مجذوب شنیدن روایاتی كه دور و بریهایش از احوالات او تعریف می كردند . روایاتی كه وضعیت آخر عمر بزرگانی چون عارف و صبا و رضا محجوبی و حبیب سماعی تا امیر ناصر افتتاح و محمودی خوانساری را برایم تداعی می كرد . تردیدی نداشتم و ندارم كه ناصر ، بزرگی از آخرین كاروان بزرگان عاشقِ صادق ، در موسیقی ایران بود و مرگ او ، مرگ یك فرهنگ و یك طرز تلقی از زیستن بود كه با وارستگی و قلندری و شوریدگی و پاك باختگی ، پروانه وار سوختن و به آتش زدن ، معنا می شد . طرز تلقی ای كه دیگر وجود ندارد و الفاظی كه آن را معرفی می كنند ، برای نسل جوان امروز ، پوك و بی معنی شده اند . نه فضایی را ایجاد می كنند ، نه تداعی ای دارند و نه زمینه ای برای – حتی – طرحِ نظری ، پیدا می كنند . همان طور كه گنجینه گوشه های سازی و آوازیِ موسیقی ایرانی نیز دارد تبدیل به تعدادی فرم محض – به زعم اكثریت نسل بعد – می شود كه شاید زمینه ای شود برای خلاقیت در سالهایی كه از این به بعدد خواهد آمد . اما فضایی كه ناصر فرهنگ فر ، محمودی خوانساری ، ناصر افتتاح ، محمدرضا لطفی و بعضی دیگر آخرین وارثان آن هستند ، دیگر به وجود نخواهد آمد . آن قلندر دلسوخته ، از اوان سی سالگی – همچون » عقاب « منظومه معروف روانشاد خانلری ، بوی ویرانی را حس كرده بود و تبعیدی بیست ساله در غربت را انتظار می كشید . تبعیدی از سخت ترین نوع : بیگانگی در وطن و غربت بین خودی ها .
فرهنگ فر بیست سال را مردانه تاب آورد :
به سر دروازه هستی نوشتیم
غم بی همزبانی كشت ما را
ابنای ملوك « در روزگار سی ساله گذشته ما ، نه تنها خریدار چهار هنر گوهرین ناصر فرهنگ فر ، بلكه خریدار لطف محضر و جذبه شخصیت او بودند . راستی كه او حضور داشت فروزانتر از آفتاب تموز ، كه اندك اندك به خاكستر نشست و در روزی كه روزهای قلب الاسد فرو پژمرد . همچون بریده درختی درشت و سراپا آتش ، سوزان و گدازان و خاكستری عظیم ، از پس آن . او آموزش را از نوجوانی آغازید . در اول جوانی خوش درخشید و … از سی و چهار سالگی ، علناً جان كندن را تجربه كرد . نه سودای نام داشت و نه در پی نام بود و نه اصراری به این كه همگان ، قدر هنرش را بشناسند . چیزی كه او می خواست و می طلبید ، در روزگار جوانی او ، از زندگی ما گریخته بود و » زین هر دو نام ماند چون سیمرغ و كیمیا « . فرهنگ فر درد خور و خواب و خشم و شهوت نداشت . برای ادامه زندگی اش نیازمند فضای عواطف انسانی بود ، افسوس كه هر چه بیشتر گشت كمتر یافت :
این هم شد انصاف كه در برنامه ها ، از تنبك و نوازنده اش بیشترین استفاده را كنند و بعد كه به به ها و چه چه ها شروع شد ، حقش را ندید بگیرید ؟
این درد تمام عمر فرهنگ فر نبود . هر چند از بزرگ ترین دردها بود و پیش از همه ، همكارانش تقصیر داشتند . منتها عده انگشت شماری بودند كه در مورد او انصاف و عدالت را مراعات كردند . همه آنها كه با او كار كرده اند ، می گویند كه اكستر بدون تنبك جادویی او صدا نداشت و زدگی در آن جاری نمی شد ، پشت صدای تنبك او ، جریانی از حیات و انرژی بود كه تنها بزرگان تاریخ موسیقی ما از آن بهره داشته اند : درویش ، صبا ، حبیب ، مرتضی و رضا محجوبی و … حسن كسایی . اما فرهنگ فر در كارش یگانه ئ تك بود . تنبك می نواخت و مجبور بود بار تحقیر تاریخی روی این ساز سرنوشت ساز را به دوش بكشد . حساس بود و طبع فرهیخته اش ، طاقت سفلگی های مرسوم و رایج در فضاهای مطربی و مزدوری را نداشت . شكنندگی های درون او و بی رحمی محیط در بیست سال آخر عمرش دست به دست هم دادند و پشت شیری چون او را برای صد سال زندگی با نیرو و بنیه و خلاقیت آفریده شده بود ، به پنجاه سالگی نرسیده ، به خاك رساندند .
این اواخر همه چیز را رها كرده بود و با نگاهی شگفت ، همه دنیا را از فراز سر افراد دور و برش می نگریست . انگار دیگر در این دنیا نمی زیست . می گفتند كه سالهاست دیگر دست به تنبكش نمی زند ، خط نمی نویسد و از خواندن ابا می كند . می گفتند صدای ساز خودش را كه از نوار كاست می شنود ، فریاد برمی آورند كه خاموش كنند و راحتش بگذارند . می گفتند حاصل تمام عمرش ، خط های خودش ، خط های یادگار استادانش ، كتابخانه عالی و مجهزش و حتی ساز دستش را به خانه های دیگران فرستاده بود ، برای همیشه . خوب شد كه به دیدنش نرفتم . فكر می كنم تصویری كه از او دارم این طوری خیلی تابناك تر و درخشان تر است . و یادم آمد از محمد درویشی عزیز كه با شگفتی و اندوه می گفت كه ناصر دو روز مانده به آخر عمرش به او تلفن كرده و برایش شعری خوانده بود ، این بار نه از غم و اندوه كوه فرسایش ، بلكه پر از شور و شادی و در ستایش زندگی و زیبایی .
معجزه ناصر فرهنگ فر ، سیمرغ موسیقی ما همین بود . رستگاری ، نصیب او و خاك بر او خوش باد .زنده یاد استاد مهدی كمالیان
آقای فرهنگ فر هنرمندی (است) كه به تمام معنی از نظر اخلاقی پاك است . هنر خطاطی دارد . ضربش كه معروف است . صدای گرم خیلی خوبی دارد . شعر شناس و شاعر است . ناصر فرهنگ فر هنرمندی باشعور (و ادراك) هنری است و كهرش تقویت اصالت ضرب است . یعنی كارهایش از اصالت ضرب خارج نشده . گاهی از اوقات یادم می آید ، برومند كه تار می زد ، فرهنگ فر با ضرب همراهیش می كرد و گاهی ضدضرب می زد . آقای برومند می خندید و می گفت : آقای فرهنگ فر شیطانی نكن ! یعنی (استاد برومند) كارش را پسندیده بود (كه پذیرفته بود كه فرهنگ فر با او تنبك بزند) . صدای ضرب ایشان از نجابت ذاتی برخوردار است . شاید همه رنج هایی كه برده است ، نتیجه صفای باطن اوست . (۱) فرهنگ فر حساس است و از نامردی ها رنج می برد . من شخصا ًبرای ایشان خیلی احترام قائل هستم . یك ضربی (تنبكی) آقای (حسن) مشحون از منزل درویش خان خریده بود . این ضرب را به آقای (داریوش) صفوت داده بود به قیمت هزار تومان بفروشند . من مطلع شدم و به آقای برومند گفتم : » ضرب را من می خواهم . آقای برومند ضرب را از آقای صفوت گرفت ، بعد به من گفت : » هفصد تومان به آقای مشحون بدهید . ضرب را آوردم منزل ، تلفن كردم به آقای فرهنگ فر ، ایشان آن موقع در سید خندان منزل داشت . منزل من در خیابان سلطنت آباد یا پاسداران فعلی بود . گفتم : » یك ضرب است كه باید بیایید و ببینید . « ایشان آمد ، قدری نواخت و گفت : » آقا خیلی عالیه ! چقدر بم و خوب می خونه ! « وقتی خواست برود ، گفتم : » آقای فرهنگ فر ، این ضرب را من برای شما گرفتم . « خیلی خوشحال شد . حتی پس از سالها كه من به آمریكا رفته بودم ، نامه داده بود و نوشته بود كه » ضرب التفاتی صحیح و سالم است . « (۲) خیلی خوشحال هستم كه چنین كاری را در زندگی ام انجام دادم . موسیقیدان ، اگر ساز مورد علاقه اش در دستش باشد ، بهتر می تواند بنوازد . همچنان كه یك نوازنده تار ، اگر تار یحیی داشته باشد ، فكر می كنم مضرابش قوی تر و مسلط تر (می شود) و با عشق بیشتری می نوازد . این ضرب بعدها گویا در اثر حادثه ای می شكند و دوباره درست می شود . از : گفته ها و ناگفته ها (خاطرات استاد مهدی كمالیان) فراهم آمده : بهروز مبصّری
پاورقی ها :
۱- هنرمند بزرگ ، ناصر فرهنگ فر ، سه ماه بعد از فوت استاد كمالیان درگذشت ، روانشان شاد .
۲- ضرب التفاتی استاد كمالیان در روزهای آخر عمر زنده یاد ناصر فرهنگ فر ، به آقای مهندس سعید میر حسینی فروخته شد . هم اكنون ضربی كه از منزل درویش خان به دست آقای فرهنگ فر رسیده بود ، نزد ایشان است .
ارشد تهماسبی
این كه او چگونه زیست و چه كرد را اهل موسیقی و دوستدارانش خوب می دانند . من نه با او دوست بودم و نه انكه دائماً از حال و اوضاعش باخبر . اما با شیفتگی دوستش داشتم . ما در » چاووش « همكار بودیم و چند سال در كنار هم . زمانی ما در گروه عارف تمرین می كردیم ، تا نوازندگان همراه و هم صدا شوند ، نیاز به حضور فرهنگ فر نبود و یا به عبارتی سرپرست گروه (پرویز مشكاتیان) نمی خواست وقت و انرژی او را بیهوده مصرف كنند . گروه صدا داد و روزی فرهنگ فر آمد تا همراه شود . دست به تنبك كه برد دست به تنبك كه برد لبهای همه شكفته به تبسمی پر رمز و راز شد . گویی تمام ریتم های هماهنگ و خوش صدای دنیا همراه گروه شده بود . در ابتدای چهار مضرابی دوسه میزان تكنوازی داشت و هر بار آن را به گونه ای می نواخت . در هیچ قالبی ، حتی قالب خودش نمی گنجید ، اما هربار قالبی می آفرید كه در ذهن كند و جوان امثال من نمی گنجید . هیچ گاه نتوانسته ام از موسیقی آوازی آنچنان كه باید لذت ببرم . اما وقتی كه فرهنگ فر می خواند از خود بی خود می شدم . این را شاهد دارم . روزی به اتفاق داریوش زرگری _ شاگردش – به عیادتش رفتیم كه در بیمارستان اعصاب بستری شده بود . به نظرم فرهنگ فر دیوانه ای بود عاقل تر از همه . راست و استوار بر تختش نشسته بود و خیره . تا درآمدیم ، اندكی شادمان شد و گفت : » می خواهم برایتان راست پنجگاه بخوانم . « عجب ، در بیمارستان ؟ گفتم كه در هیچ قالبی نمی گنجید . بلند و رسا و با صدای زنگ دار و دردمندش خواندن گرفت . هنوز هم هروقت به آن روز فكر می كنم ، بر این باورم كه هیچ كس نمی تواند لحظه ای را كه او خلق كرد و راست پنجگاه استواری را خواند خلق كند و بخواند . در تمام طول خواندنش آرام گریستم و او در حال و بند آن نبود كه مرا دریابد گویا ودش را هم . فرهنگ فر در اوج شكفتگی اش برید . تاب خیلی از چیزها را نداشت . كمتر چون اویند . مردم به طور معمول با ایجاد پلی بین واقعیت و حقیقت كار خود را می گذرانند و عمر به آخر می رسانند . فرهنگ فر چنین نبود . از ده سال پیش (از مرگش) تاب نیاورد و در انزوای خویش زیست . استاد حسین علیزاده وقتی از سفر طولانیش بازگشت و تدارك كار دید ، اول او را خبر كرد . چند جلسه ای آمد و تلنگری به ضرب زد و لطیفه ای گفت و اعلام كرد كه نخواهد آمد . دیگر در هیچ چیز و هیچ جا نمی گنجید . افسوس . روایت است در دوران قاجار نوازنده ی زبردست كمانچه ای از قفقاز به ایران آمد و سراغ زبردست ترین ها را گرفت . پیش هركس رفت ، گفت : چیزی نیست . به نزد آقای غلامحسینش بردند . گفت : » این است ، او به كمال رسیده اما زیاد دوام نخواهد كرد . « راوی اضافه می كند : و چنین هم شد پس از چندی آقا غلامحسین رخت ازین جهان بربست . فرهنگ فر خیلی زود در كارش و عشقش به كمال رسید . شاید دیگر چیزی نمانده بود كه برایش بتپد و دوام آورد . عارف (قزوینی) گفته :
طبیعت هنر داد بر من چهار كه آن چار در صفحه روزگار
ندادست و ندهد از این پس دگر به تنهایی آن چار بر یك نفر
بی شك عارف به خطا رفته است . نیم قرن بعد ، فرهنگ فر نام آوری شد كه چهار هنر به كمال داشت . خط خوش ، شعر خوش ، صدای خوش و ضرب خوش .
از : » همساز « (جزوه تخصصی نوازندگان تار و سه تار) ، ویژه ناصر فرهنگ فر . (با تلخیص)
سید علیرضا میر علی نقی

وبگردی
سحر تبر چهره واقعی‌اش را آشکار کرد!
سحر تبر چهره واقعی‌اش را آشکار کرد! - سحر تبر سال گذشته برای اولین بار در رسانه‌های جهان دیده شد. گمانه زنی می‌شد که او برای شباهت پیدا کردن به آنجلینا جولی ۵۰ عمل جراحی داشته است. اما او در نهلایت شبیه شخصیت "عروس مرده" تیم برتون به نظر می‌رسید.
جنجال جدیدِ تلویزیون؛ پریدن از پنجره برای فرار از دست دختران!
جنجال جدیدِ تلویزیون؛ پریدن از پنجره برای فرار از دست دختران! - دخترها پسرجوان را دوره کرده‌اند و پسرجوان خود را از پنجره به بیرون پرتاب می‌کند. باورتان نمی‌شود که نشود، اما این صحنه را در سریال تلویزیونی پدر دیدیم که حالا دوباره این موضوع تلویزیون و دست‌اندرکاران سریال را وارد حاشیه‌های اینستاگرامی کرده است. منبع
بحران غارت سازمان یافته / در همین دو ماه اخیر ۱۵ تا ۲۰ میلیارد دلار پول دزدیده شده
بحران غارت سازمان یافته / در همین دو ماه اخیر ۱۵ تا ۲۰ میلیارد دلار پول دزدیده شده - بحران موجود، مشروعیت است. بحران مشروعیت ناشی از خیانتی است که به صداقت و آرمانگرایی و از خودگذشتگی ملت ایران انجام شده.
فیلم | علت فساد در حکومت اسلامی چیست؟
فیلم | علت فساد در حکومت اسلامی چیست؟ - فیلم - در ویدئوی زیر بخشی از سخنرانی قدیمی شهید بهشتی در مجمع عمومی اتحادیه دانشجویان مسلمان در اروپا را درباره فساد در حکومت اسلامی و دلایل آن می شنوید.
ماجرای سفر مخفیانه حسن روحانی به انگلیس
ماجرای سفر مخفیانه حسن روحانی به انگلیس - کامران غضنفری با کتاب «راز قطعنامه» شناخته شد؛ هر چند بیش از آن هم دستی بر آتش نوشتن و پژوهش داشت. غضنفری بعد از این تجربه های موفق دست به انتشار کتاب یا به قول خودش مقاله مفصل در مورد پیشنه، زندگی و عملکرد حسن روحانی در فضای مجازی زده است.
ماجرای احسان علیخانی و  ثامن الحجج
ماجرای احسان علیخانی و ثامن الحجج - پنج ماه بعد از اعلام رسمی غیرقانونی بودنِ موسسه ثامن الحجج در آبان 1393، برنامه تحویل سال 1394 شبکه سوم سیما تحت عنوان «بهارنارنج» با تهیه کنندگی و به مدت هشت ساعت پخش شد و این بار به جای تبلیغ مستقیم ثامن الحجج، باشگاه فرهنگی و ورزشی ثامن الحجج تبلیغ شد! در این برنامه بارها از ابوالفضل میرعلی مدیرعامل موسسه ثامن الحجج با عنوان دکتر تقدیر به عمل آمد؛ دکتری که اکنون مشخص شده یک دیپلمه با سوابق مالی…
وقتی یک دامدار با مدرک دیپلم و ۱۱۹ فقره چک برگشتی مدیرعامل «ثامن‌الحجج» شد
وقتی یک دامدار با مدرک دیپلم و ۱۱۹ فقره چک برگشتی مدیرعامل «ثامن‌الحجج» شد - تصاویر با شما سخن می گویند؛ تصاویری بی روتوش با سخنانی بی روتوش‌تر؛ می‌خواهیم با بخش خبری «فوتونیوز»، مقامات با شما بی روتوش و رودررو سخن بگویند. از این پس، عصرگاه هر روز با «فوتو نیوز» تابناک، حرف و سخن مقامات داخلی و خارجی را به عکس بی روتوش‌شان الصاق می‌کنیم، تا بهتر بدانیم چه کسی حرف زده و از چه سخن گفته است. کوتاه و مختصر؛ به احترام وقت شما و فرصتی که برای دانستن می‌گذارید.
ترجیح می‌دهید کدام‌ زن همکار شوهر شما باشد!
ترجیح می‌دهید کدام‌ زن همکار شوهر شما باشد! - یک بنر تبلیغاتی که ظاهراً با هدف ترویج فرهنگ حجاب طراحی شده، سبب‌ساز واکنش‌های کاربران شبکه اجتماعی توییتر شده است. در این بنر، از رهگذران خواسته شده بین دو گزینه موجود، زنی چادری و زنی مانتویی، انتخاب کنند ترجیح می‌دهند کدام‌یک همکار همسرشان باشد!
فیلم قتل عجیب زن جوان توسط شوهرش در اسلامشهر!
فیلم قتل عجیب زن جوان توسط شوهرش در اسلامشهر! - در اتفاقی عجیب و غیر قابل باور فردی امروز به دلیل درخواست طلاق همسرش در خیابان اسلامشهر وی را با ضربات چاقو از پای درآورد، از سرنوشت این خانم اطلاع دقیقی در دست نیست.
مائده‌ها و دلارهای رانتی
مائده‌ها و دلارهای رانتی - اشارت‌هایی که برخی نکات جالب توجهی دیگری در خصوص آن بیان می‌کنند، مثل مطرح شدن مساله مانتو‌های جلوباز و اشکالی که برخی مسئولان به آن وارد می‌دانند. موضوعی که موجب شد تا بعد از مدت‌های مدید و در شرایطی که بسیاری بر این باورند که شناسایی و مقابله با اخلال گران بازار می‌بایست در اولویت همه امور باشد، گشت‌های ارشاد به خیابان‌ها باز گردند.
دورهمی کثیف‌ترین برنامه جنسی  ! تفکرات پیچیده یک استاد علوم انسانی !
دورهمی کثیف‌ترین برنامه جنسی ! تفکرات پیچیده یک استاد علوم انسانی ! - یکی از بحث های جنجالی دکتر فیاض در سال های اخیر اظهار نظر او در مورد وقوع بحران جنسی در ایران بوده است که حالا او معتقد است تبدیل به انقلاب جنسی شده است. با او در این زمینه مصاحبه مفصلی انجام دادیم که به زودی منتشر می شود. بخشی از این مصاحبه که درباره برنامه دورهمی است را تماشا کنید.
آغوش جنسی یا مادرانه ! مشغله فکری مطهری
آغوش جنسی یا مادرانه ! مشغله فکری مطهری - وی در بخش دیگری از صحبت‌هایش با اشاره به نمایش در آغوش کشیدن تیم ملی کروواسی توسط رئیس‌جمهور کشورشان،گفت: ایشان با یک حس مادرانه این کار را انجام داد و این آغوش، جنسی نبود، البته که پخش آن نباید انجام می‌شد.
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟ - سرنوشت فرزند بزرگ حسن روحانی از جمله مواردی است که در سال‌های گذشته بارها مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته است. پیش از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۲ نیز یکی از وب‌سایت‌های اصولگرا مدعی بود که او به دنبال “شکست عشقی” دست به “خودکشی” زده است. بنا به ادعای برخی از رسانه‌های اصو‌لگرا، فرزند روحانی با کلت کمری پدر خودکشی کرد.
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا - کاربران شبکه های اجتماعی فیلمی را منتشر کرده اند که گفته می شود مربوط به خانه مجلل محمود خاوری در کانادا است. صحت و سقم این قضیه هنوز تایید نشده است.
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول - امیرحسین مقصودلو (تتلو) با انتشار عکسی از خودش و مائده هژبری، دختر نوجوانی که پس از اعتراف تلویزیونی اش معروف شد، از کنسرت مشترک در استانبول خبر داد.
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد!
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد! - تصاویر با شما سخن می گویند؛ تصاویری بی روتوش با سخنانی بی روتوش‌تر؛ می‌خواهیم با بخش خبری «فوتونیوز»، مقامات با شما بی روتوش و رودررو سخن بگویند. از این پس، عصرگاه هر روز با «فوتو نیوز» تابناک، حرف و سخن مقامات داخلی و خارجی را به عکس بی روتوش‌شان الصاق می‌کنیم، تا بهتر بدانیم چه کسی حرف زده و از چه سخن گفته است. کوتاه و مختصر؛ به احترام وقت شما و فرصتی که برای دانستن می‌گذارید.
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟ - دختر بازداشت شده در بخشی از مصاحبه توضیح می‌دهد که صبح دستگیر شده و خانواده‌اش در جریان این موضوع قرار گرفته‌اند و این ادعا نشان می‌دهد تهیه فیلم اعترافات به فاصله یک صبح تا عصر انجام شده که خود نشان‌دهنده این است که برای متهم هنوز دادگاهی تشکیل نشده و جرمی به اثبات نرسیده ‌است.
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر!
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر! - پس از آنکه فیلم تازه محمدحسین فرح‌بخش در سالن‌های سینمای شهر تهران اکران نشد. احمدی مدیر سینماشهر که از قضا تهیه کننده برنامه خندوانه نیز هست و سوله مدیریت بحران شهر تهران در دوره تهیه کنندگی او به «خندوانه» اختصاص یافت، مانع از این اکران شده بود و همین مسئله واکنش فرح بخش را به دنبال داشت و او را رانت‌‎‌خوار خواند و پای رامبد جوان را به میان کشید.
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم - یکی از دختران که به شدت مورد توجه قرار گرفته است مائده نام دارد. او از چهره‌های شناخته شده اینستاگرام است که ویدئو‌هایی از رقص هایش را در صفحه خود منتشر کرده است. او متولد سال 1380 است. به گفته خودش حدود 600هزار فالوئر دارد. او حالا با قرار وثیقه آزاد است.
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس)
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس) - سردار آزمون نیمه شب گذشته و در نزدیکی‌های صبح امروز با خودوری پورشه شخصی خود در محور نکا بهشهر پس از عبور از روستای کمیشان با تصادف زنجیره‌ای مواجه شد که در این حادثه خودروهای زیادی خسارت دیدند