یکشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۷ / Sunday, 22 April, 2018

علامه دیانت و سیاست


علامه دیانت و سیاست
مدرس یکی از قهرمانان ایران معاصر و مجاهدی عظیم الشأن و متعهدی برومند و عالم بزرگواری در دوره رضاخان و اختناق وی بود. به تعبیر امام(ره) زمانی که قلمها شکستند و زبانها بسته و گلوها فشرده بود، او از اظهار حق و ابطال باطل دریغ نمی کرد... این عالم با روحی بزرگ و شاداب از ایمان، صفا و زبانی چون شمشیر حیدر کرار، رویارویشان ایستاد و فریاد کشید و حق را گرفت و جنایت را آشکار کرد. امام تأکید می کند که باید زمان مدرس را شناخت و با درک زمان وی، قدر و منزلت ایشان هویدا می شود. (۱)
درباره مدرس کتابها و مقالات گوناگون نوشته شده و جا دارد همواره نیز در سالگرد شهادت ایشان آراء و دیدگاههای وی منعکس و به نسل جوان ارایه شود. در ذیل اشاره ای کوتاه به زندگی و برخی از آراء ایشان می شود.
● زندگی نامه
مدرس در سال ۱۲۸۷ ه.ق در توابع اردستان دیده به جهان گشود و از دوران کودکی تعلیم و تربیت را نزد جد خود آغاز کرد و تا سن ۱۴ سالگی نزد وی به کسب معارف اسلامی همت گماشت و بنا به وصیت جدش در سن ۱۹ سالگی برای ادامه تحصیل به اصفهان رفت. مدرس خود در این باره می گوید: «جد من، سید عبدالباقی از زهاد زمان خود به شمار می آمد، او از زواره به قمشه در جنوب اصفهان مهاجرت کرده بود. در حالی که من شش سال بیشتر نداشتم، جدم تعلیم و تربیتم را عهده دار شد. زمانی که او به رحمت خدا پیوست، من ۱۴ ساله بودم و طبق وصیت او، بعد از گذشت چند سال از مرگش برای ادامه تحصیل به اصفهان رفتم.» (۲)
ایشان در مدرسه علمیه صدر اصفهان نزد عالمانی همچون میرزا عبدالعلی هرندی، جهانگیر خان قشقایی و آخوند ملامحمد کاشانی، شیخ مرتضی یزدی و سید محمدباقر درچه ای تلمذ نمود و به تکمیل علوم مغفول و منقول پرداخت و سپس عازم عتبات عالیات شد. البته این سفر پس از واقعه تحریم تنباکو بود. مدرس در این باره می گوید:
«بعد از واقعه دخانیه به عتبات عالیات مشرف شدم. بعد از تشرف، حضور حضرت آیهٔ ا... حاجی میرزا حسن شیرازی رحمهٔ ا... علیه به جهت تحصیل، توقف در نجف اشرف را اختیار کردم، علما و بزرگان آن زمان را مستقیماً و تبرکاً، کلاً درک کردم و از اغلب آنها استفاده نمودم، ولی عمده تحصیلات من خدمت مرحومین مغفورین، حجتین کاظمین خراسانی و یزدی بود. تشرف من در عتبات تقریباً هفت سال شد. بعد به اصفهان مراجعت نمودم.(۳)
مدرس پس از بازگشت به اصفهان فعالیت علمی، فرهنگی و سیاسی خود را آغاز کرد و سرانجام به عنوان پنج تن از علمای طراز اول جهت نظارت بر مصوبات مجلس شورای ملی انتخاب گردید و از این زمان به بعد زندگی سیاسی مدرس آغاز می شود. مدرس در جلسه ۱۹۵ مجلس شورا در تاریخ ۲۸ ذی الحجه ۱۳۲۸ ه.ق (مطابق با ۱۲۸۹ ش) سوگندنامه خود را قرائت می کند و این آغاز برای پنج دوره پرفراز و نشیب نمایندگی در مجلس شورای ملی بود.
● دیدگاههای سیاسی مدرس
۱) دین و سیاست
یکی از مسایل و مباحث اساسی در حوزه دین و سیاست در کشورهای اسلامی در دو قرن اخیر مطرح شده، جدایی و یا عدم جدایی دین از سیاست بوده است. مدرس در یکی از جلسات مجلس، سیاست را به معنای نگهداری و حراست، حکم راندن بررعیت، داوری و تدبیر و اجرای احکام بر مبنای دادگری و شیوه اداره امور داخلی و خارجی یک کشور و یا یک جامعه معرفی کرد. (۴)
از آنجا دین نیز به معنای آیین، رسم و قانون است، در این صورت دین و سیاست در حوزه اداره جامعه با همدیگر تلفیق پیدا می نمایند. مدرس معتقد است که این شیوه در کشورهای غیراسلامی وجود دارد و دین و سیاست کشورهای غربی با هم تلفیق دارند. به عبارت دیگر مدرس می خواهد به مذهب پروتستان اشاره کند که دین و دنیا را در هم آمیخت و دنیا را جدا از این ندانست.
برعکس کشورهای اسلامی به علت جدایی دین و سیاست مشکلات فراوانی به خود دیده است. مدرس در این باره در یکی از جلسات مجلس شورای ملی می گوید: «ممالک اسلامی، سیاست و دیانت را از هم جدا کرده اند، ولی ممالک دیگر، سیاستشان عین دیانتشان یا جزو آن است. لهذا در ممالک اسلامی، اشخاصی که متدین هستند، از کسانی که داخل سیاست هستند دوری می کنند، آنها که دوری کردند، ناچار همه نوع اشخاص، رشته امور سیاست را در دست گرفته و لهذا رو به عقب می رود... من و امثال من که مشروطه را تصدیق کردیم، برای این بود که یک اختلافی از بین برداشته شود. این معنی ندارد که دولت و ملت، سیاست و دیانت دو تا بشود، پیغمبر اکرم(ص) که مؤسس دیانت بود، رئیس سیاست بود. از آن وقت که اختلاف پیدا شد، ممالک اسلام رو به ضعف رفت.(۵)
ارتباط دو حوزه دین و سیاست از کلام معروف ایشان مشخص می شود که رابطه میان این دو، رابطه این همانی است و بدین سان «سیاست ما عین دیانت ما و دیانت ما عین سیاست ماست» (۶)
مدرس با این عبارت درصدد بیان این مطلب است که کشورهای اسلامی با جدایی افکندن میان دین و سیاست دو مرجعیت جداگانه در این کشورها ایجاد کردند که کارکردهای جداگانه از هم دارند و برخی موارد نیز با هم تعارض پیدا می کنند و حال آنکه اندیشه اسلامی و مکتب اسلام، آموزه ای است که میان دنیا و عقبی فیزیک و متافیزیک جدایی وجود ندارد و مکتب اسلام برای اصلاح دنیای مردم تشریع شده است. بنابراین باید تمام برنامه ریزیها در جهت اداره کشور بر مبنای اندیشه های دینی و ملکوتی باشد.
۲) قانون و قانون گرایی
مدرس در پرتو ادغام دین و سیاست، به قانون و قانون گرایی اشاره دارد و این مسأله را در حوزه های گوناگون مورد توجه قرار می دهد و معتقد است درنظامهایی که دارای فلسفه و آموزه های خاص می باشند، قانون هم برای قانونگذار مهم است و هم برای کارگزاران. (۷)
نهادهای قانونگذار به ویژه مجلس وظیفه وضع، شرح، توضیح و اصلاح قوانین را دارد. البته این فعالیت در چارچوب معین صورت می گیرد. در مرحله اجرا نیز سیاستها و برنامه ریزیها باید به تبع از قوانین موضوعه باشد و تخطی از این مسأله ناممکن است.
نکته ای که این جا باید بدان توجه نمود، بحث تأسیس نهادی، و به تبع آن وضع قوانین از سوی نمایندگان است. مدرس توجه کافی بدان مسأله داشته و معتقد است که در امر قانونگذاری نمایندگان باید میان قانونگذاری عرفی و تصرف و تشریع در مبانی کلی اسلامی، تفکیک قائل شوند. قانون اساسی مشروطه که اجمالاً مورد تأیید علما نیز بوده، باید مبنای مصوبات مجلس قرار گیرد. (۸) و در حد کلان آموزه های اسلامی اساس و مبنای تصمیم گیری خواهد بود.
از آنجا که قانونگذاران، مسلمان هستند و قانون اساسی، مبنای حرکتهای قانونی است، مجلس در نگاه «مدرس» جایگاهی بسیار ارزشمند دارد و نهادی خواهد بود که بر وضع قوانین، دخالت در تعیین اصول کلی و حتی جزئی سیاستگذاری، خواهد داشت. از نظر مدرس، جایگاه مجلس حتی از پادشاه نیز بالاتر بوده است. وی در این باره می گوید: «ما به هر کس قدرت دادیم، از رضاخان هم هیچ ترس و واهمه ای نداریم. ما قدرت داریم پادشاه را عوض کنیم. رئیس الوزراء را بیاوریم، سؤال کنیم، استیضاح کنیم، عزل کنیم، همچنین رضاخان را ... قدما گفته اند، نفرین چند کس مستجاب نمی شود، یکی آن کس که نفرین در حق نوکرش کند، زیرا وقتی از او راضی نبود باید اخراجش کند... برای مجلسی که می تواند سلطنت را تغییر دهد، عوض کردن وزیر جنگ نباید مسأله ای باشد. هیچ قوه ای در مقابل ما که برای اصلاح مملکت می کوشیم نمی تواند عرض اندام کند.» (۹)
۳) موازنه عدلی
مدرس در حوزه سیاست داخلی که بر اساس آموزه های اسلامی و ایرانی توجهی خاص به دین و سیاست داشت و قانون و قانون گرایی را برای اصلاح جامعه می خواست، همان روند در حوزه سیاست خارجی را دنبال کرد. مدرس در این حوزه از واژه ای استفاده کرد که می توان وی را مبدع آن دانست. اندیشه سیاست عدلی یا موازنه عدلی از سوی او مطرح گردید و چندین سال بعد توسط مصدق در قالب سیاست موازنه منفی دنبال شد. مدرس سیاست عدلی را در رابطه با استقلال کشور ایران لحاظ کرد و معتقد بود حاکمیت ایران باید مصون از دخالت دیگران باشد.
وی می گوید: «من از هر دولتی که بخواهد دخالت در امور ما بکند می ترسم و باید توازن عدلی را نسبت به همه مراعات کرد، نه توازن وجودی، یعنی شما برای خودتان، ما هم برای خودمان.» (۱۰)
مدرس سیاست موازنه عدلی را در راستای استقلال ملت و حاکمیت ملی می داند و پرواضح است که اندیشمندان و عالمان دینی بر استقلال، به ویژه استقلال از حاکمیت کفار بر آیه «لن یجعل ا... للکافرین علی المؤمنین سبیلا» استفاده می نمایند و مدرس نیز با استفاده از این آیه، استقلال ایران را در گروه داشتن وزارت خارجه فعال و گشوده بودن درهای کشور بر روی دولتهای دیگر می داند، البته با سیاست و مدیریت.
وی می گوید: «حقیقتاً و فی نفس الامر، مملکت، مستقل بودنش به دو چیز است. یکی وزارت خارجه و یکی هم اینکه مملکت به همه جا در داشته باشد. به عقیده من مملکتی که وزارت خارجه اش محکم است، در دنیا استقلال دارد....(۱۱)
مراد مدرس از در داشتن و وزارت خارجه محکم داشتن، بدین معنی است که به وسیله این دو، اطلاعات لازم از کشورهای گوناگون به دست آید و از طریق همین اطلاعات، یک روابط حسنه و پایدار ایجاد شود. کما اینکه ایشان در سخنان خود در مجلس آن زمان مطرح کرده است که؛ «نمایندگان اطلاعاتی درباره مردم، رؤسای دولتهای خارجی ندارند، ولی یک مأموری از دولتهای خارجی به ایران می آید، احوال سجلی ما را نیز می داند.»
بعد دیگر سیاست موازنه عدلی مدرس در قرارداد ۱۹۱۹ وثوق الدوله با انگلیس آشکار می شود که مدرس، این قرارداد را اولاً با سیاست بی طرفی ایران در جنگ اول جهانی معارض می داند و می گوید: «قرارداد منحوس، یک سیاست مضر به دیانت اسلام، به ضرر سیاست بی طرفی ما بود.» (۱۲) از سوی دیگر ایشان این قرارداد را مخل استقلال ایران می دانست.
مدرس درباره قرارداد و آثار ضداستقلالی آن می گوید: «هی می آمدند پیش من و می گفتند: این قراداد کجایش بد است... من جواب می دادم... آن چیزی که استنباط می کنم در این قرارداد به دست همان ماده اولش می باشد که می گوید ما ]انگلیسی ها [استقلال ایران را به رسمیت می شناسیم... این مثل این است که یکی بیاید و به من بگوید سید! من سیادت تو را به رسمیت می شناسم. هی اصرار کردند مخالفت شما چیست؟ باز همان حرف سابق خودم را تکرار کردم.» (۱۳)
یکی دیگر از جلوه های سیاست موازنه عدلی درباره رابطه با کشورهای جهان به ویژه همسایه تجلی پیدا می کند. مدرس معتقد بود که ایران یک کشور مستقل است، با کشورهای مستقل رابطه برقرار می کند، البته با همسایه ها به ویژه ملل اسلامی رابطه ای خاص برقرار خواهد کرد.
وی می گوید: «دول و ملل اسلامی طبیعتاً یک خصوصیتی با هم دارند- باید ما یک نظر خصوصی به آنها داشته باشیم و روابط حسنه خاص با آنها پیدا کنیم.» (۱۴)
۴) ملیت و ایرانیت
در بحث روابط با کشورها، استقلال خواهی ایران محور اساسی اندیشه مدرس است. مدرس یک روحانی و تحصیلکرده حوزه بود که به ایران عشق می ورزید و در زمانی که در نجف مشغول تحصیل بوده و پیشنهاد به مرجعیت و رهبری شیعیان هند و پاکستان به ایشان داده شد، قبول نکرد و در جواب عنوان کرد که «اگر من بتوانم خدمتی بکنم، باید به ایران بروم و به مردم ایران خدمت کنم.» (۱۵)
وی بر اساس عشق و علاقه ای که به ایران داشته، در یکی از سخنرانی های خود که هم جنبه سیاست موازنه عدلی را داشته و هم بحث ایرانیت چنین عنوان می کند: «هر کسی بدون اجازه وارد خاک ایران بشود، خواه عمامه ای باشد، خواه شاپویی او را با تیر می زنیم. بعد اگر مسلمان بود بر او نماز می خوانیم و گرنه چالش می کنیم.» (۱۶)
البته مدرس بحث اسلامیت و ایرانیت را در هم می آمیزد و معتقد است بعد از ورود اسلام به ایران نیز ایران بیشترین نقش را در ترویج اسلام داشته است. وی زمانیکه وهابیان به عتبات عالیات در مدینه و عراق حمله کردند، به شدت از موضع انفعالی دولت انتقاد کرد و آن را به ایران مربوط دانست و پیوندی میان اسلام و ایران ایجاد کرد.
«این مسأله اسلام است و اسلام هم در ایران، موضوعیت و طریقیت پیدا می کند. از طرفی، دین پیامبر اسلام(ص) در معرض خطر قرار گرفته... و اگر قرار باشد بیرق اسلام را کسی به دوش بگیرد، این کار، مخصوص این سرزمین است و در ایران این حرکت انجام خواهد شد.» (۱۷)

پی نوشتها:
۱- مدرس از نگاه امام خمینی (ره)، روزنامه سلام، ۱۸/۹/۱۳۷۴
۲- برای اطلاع از زندگینامه مدرس که ابتدا در روزنامه اطلاعات آن زمان به وسیله خود مدرس انتشار داده شد، رجوع کنید به: عبدالرضا فاضلی. مدرس و دیدگاههای فقهی، مجله مجلسی و پژوهش، سال سوم، شماره ۱۸، بهمن و اسفند ۱۳۷۴
۳- همان
۴- مذاکرات مجلس شورای ملی، دوره ششم، جلسه ۱۱۳
۵- حمیدرضا ملک محمدی، مدرس و سیاستگذاری عمومی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، ۱۳۸۳، ص ۱۶۱
۶- محمدرضا معتضدیان، پیشرفت و ترقی اجتماعی در اندیشه سیاسی شهید مدرس، روزنامه کیهان ۸/۹/۱۳۷۷
۷- علیرضا اسماعیلی کالیشی، مدرس و جریان روشنفکری عصر، اشتراکها و اختلافها، روزنامه اطلاعات ، ۱۰/۹/ ۱۳۷۱
۸- جهت اطلاع بیشتر ر.ک: علی مدرسی، مدرس، بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی، تهران، ۱۳۶۶. ص ۱۷۳
۹- فاطمه معامندی، رؤیا خالقی سروش، آنکه دیانت را عین سیاست می دانست، روزنامه اطلاعات، ۱۳/۹/۱۳۷۲
۱۰- محمد ترکمان، مدرس در پنج دوره تقنینیه، مؤسسه پژوهش و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۴، جلسه ۱۱۰ مجلس
۱۱- جلوه شهود در پیام و مرام مدرس، روزنامه خراسان، ۸/۹/۱۳۷۸
۱۲- جواد سخا و دیگران، مدرس آیینه تمام نمای سیاست و دیانت، روزنامه اطلاعات، ۹/۸/۱۳۷۴
۱۳- محمد ترکمان، مدرس در مجلس چهارم، روزنامه همشهری، ۴/۱۰/۱۳۷۳
۱۴- جلوه شهود در پیام و مرام مدرس، پیشین
۱۵- همان
۱۶- محمد ترکمان، مدرس در پنج دوره تقنینیه، پیشین
۱۷- همان

منبع : روزنامه قدس

مطالب مرتبط

حیات‌ شهید آیت الله مدرس‌

حیات‌ شهید آیت الله مدرس‌
سرابه‌ی‌ اردستان‌ در پاییز سال‌ ۱۲۸۷ قمری‌، شاهد تولد کودکی‌ بودکه‌ او را حسن‌ نامیدند و بعدها به‌ سید حسن‌ مدرس‌ معروف‌ شد. زادگاه‌مدرس‌ از توابع‌ اردستان‌ و در پنج‌ کیلومتری‌ آن‌ است‌. منطقه‌ی‌ اردستان‌ رامی‌توان‌ به‌ چهار منطقه‌ با آب‌ و هوای‌ خاص‌ خود، تقسیم‌ کرد. آب‌ وهوای‌ بخش‌ پایینی‌ که‌ دهکده‌ی‌ سرابه‌ در آن‌ واقع‌ شده‌، معتدل‌ وکوهستانی‌ است‌ و ترکیب‌ جمعیتی‌ این‌ منطقه‌ نیز شاهد حضور سه‌طایفه‌ی‌ سادات‌، بومی‌ و مهاجر می‌باشد. طایفه‌ی‌ سادات‌ دارای‌ دوشاخه‌ی‌ طباطبایی‌ بوده‌ که‌ به‌ طایفه‌ی‌ میرزا علی‌ اصغر و حاجی‌میرعابدین‌ تقسیم‌ می‌شوند. طایفه‌ی‌ اخیر از زواره‌ به‌ سرابه‌ آمده‌ و درآن‌جا ساکن‌ شده‌ است‌. از جمله‌ فرزندان‌ حاجی‌ میرعابدین‌،میرعبدالباقی‌ و فرزند وی‌، سید اسماعیل‌، پدر سیدحسن‌ مدرس‌می‌باشد. سیداسماعیل‌، عالم‌ و مبلغ‌ احکام‌ الهی‌، بیشتر ایام‌ سال‌ رابرای‌ وعظ‌ و تبلیغ‌ اسلام‌ و اصلاح‌ و ارشاد، در سفر و دور از دیار وخانواده‌ی‌ خویش‌ به‌ سر می‌برد.
مدرس‌ در شرح‌ حال‌ پدر خویش‌ چنین‌ می‌گوید:
«پدر من‌ سیداسماعیل‌ و جدم‌ میرعبدالباقی‌ از طایفه‌ی‌میرعابدین‌ زواره‌ و از سادات‌ طباطبایی‌ می‌باشند و شغل‌ جد وپدرم‌، وعظ‌ و خطابه‌ و تبلیغ‌ احکام‌ شریعت‌ الهی‌ بوده‌است‌....»
سید حسن‌ از بدو تولد تا سن‌ شش‌ سالگی‌، در کنار مادرش‌ خدیجه‌،دختر سیدکاظم‌ سالاز از طایفه‌ی‌ میرعابدین‌، در نهایت‌ سختی‌ در قریه‌ی‌سرابه‌ باقی‌ ماند. این‌ در حالی‌ بود که‌ پدرش‌ سیداسماعیل‌ به‌ قمشه‌ سفرنموده‌ بود. سیدحسن‌ در سن‌ شش‌ سالگی‌ برای‌ تلمذ نزد جدش‌میرعبدالباقی‌ که‌ از بزرگان‌ آن‌ عصر بود، فرستاده‌ شد و هم‌ او بود که‌ درزمان‌ حیات‌ خویش‌، پرورش‌ علمی‌ ـ روحی‌ سیدحسن‌ را تا سن‌ ۱۴سالگی‌ برعهده‌ گرفت‌ و در این‌ دوران‌، دانش‌های‌ مقدماتی‌ عربی‌ وفارسی‌ را به‌ وی‌ آموخت‌. مدرس‌ درباره‌ی‌ جدش‌ می‌گوید:
«جد من‌، میرعبدالباقی‌ از زهاد زمان‌ خود به‌ شمار می‌آمد. او اززواره‌ به‌ قمشه‌ در جنوب‌ اصفهان‌ مهاجرت‌ کرده‌ بود. در حالی‌که‌ من‌ شش‌ سال‌ بیشتر نداشتم‌، جدم‌ تعلیم‌ و تربیتم‌ را عهده‌دارگردید، زمانی‌ که‌ او به‌ رحمت‌ خدا پیوست‌، من‌ ۱۴ ساله‌ بودم‌ وطبق‌ وصیت‌ او، بعد از گذشت‌ دو سال‌ از مرگش‌ برای‌ ادامه‌ی‌تحصیل‌ به‌ اصفهان‌ رفتم‌...»
مدرس‌ از سن‌ ۱۴ تا ۱۶ سالگی‌، نزد پدرش‌ به‌ تحصیل‌ علوم‌ دینی‌مشغول‌ بود و در مدرسه‌ی‌ علمیه‌ی‌ حاج‌ عبدالحمید، مقدمات‌ عربی‌ راآموخت‌. وی‌ که‌ طبق‌ وصیت‌ جدش‌ به‌ ادامه‌ تحصیل‌ علوم‌ دینی‌ و باقی‌ماندن‌ در کسوت‌ طلبگی‌، تشویق‌ و سفارش‌ شده‌ بود، در سن‌ ۱۶ سالگی‌برای‌ نیل‌ به‌ این‌ منظور، راهی‌ حوزه‌ی‌ علمیه‌ی‌ اصفهان‌ گردید.
در آن‌ دوره‌، در حوزه‌ی‌ علمیه‌ی‌ اصفهان‌ افرادی‌ مانند آیت‌الله‌ میرزاعبدالعلی‌ نحوی‌ هرندی‌، آیت‌الله‌ سید محمد باقر درچه‌ای‌، آیت‌الله‌ سیدصادق خاتون‌آبادی‌، شیخ‌ مرتضی‌ریزی‌، شیخ‌ عبدالکریم‌ گزی‌، آخوندملامحمد کاشانی‌ و میرزاجهانگیرخان‌ قشقایی‌، به‌ تربیت‌ طلاب‌ مشغول‌بودند؛ مدرس‌ در این‌ باره‌ می‌گوید:
«سیزده‌ سال‌ در اصفهان‌ مشغول‌ تحصیل‌ بودم‌. در سن‌ ۲۱سالگی‌، پدرم‌ مرحوم‌ شد و مدت‌ توقف‌ در اصفهان‌ ۱۳ سال‌شد. قریب‌ ۳۰ استاد را در این‌ مدت‌ در علوم‌ عربیه‌، فقه‌ و اصول‌و معقول‌ درک‌ کردم‌ که‌ از برجسته‌ترین‌ آن‌ها در علوم‌ عربیه‌،مرحوم‌ آقا میرزا عبدالعلی‌ هرندی‌ نحوی‌ بود که‌ حدود ۸۰ سال‌عمر داشت‌ و صاحب‌ تصانیف‌ زیادی‌ بود، ولی‌ از بی‌اقبالی‌ دنیا،محجور ماند و در علم‌ معقول‌، مرحومین‌ جهانگیرخان‌ قشقایی‌و آخوند ملا محمد کاشانی‌ که‌ هر دو عمر خود را در مدرسه‌ی‌صدر اصفهان‌ به‌ آخر رسانیده‌، به‌ وضع‌ زهد دنیا را وداع‌نمودند...»
مدرس‌ پس‌ از ورود به‌ اصفهان‌، بدون‌ وقفه‌ درس‌ را آغاز نمود و در این‌مدت‌، علوم‌ معقول‌ و منقول‌ را تکمیل‌ کرد و در آن‌ها متبحر شد. وی‌ پنج‌سال‌ اول‌ حضور در اصفهان‌ را در نهایت‌ پشتکار، به‌ مطالعه‌ی‌ صرف‌ ونحو و منطق‌ و بیان‌ نزد میرعبدالعلی‌ هرندی‌ و شرح‌ لمعه‌ در فقه‌ و قوانین‌و فصول‌ در اصول‌، نزد آخوند کاشانی‌ پرداخت‌. سپس‌ درس‌ خارج‌ اصول‌را نزد شیخ‌ مرتضی‌ یزدی‌ و سید محمد باقر درچه‌ای‌ تحصیل‌ نمود. ازجمله‌ حوادثی‌ که‌ دوران‌ تحصیل‌ مدرس‌ را در اصفهان‌ تحت‌ تأثیر قرارداد،ازدواج‌ وی‌ در سال‌ ششم‌ تحصیل‌ با دختر یکی‌ از ساکنان‌ دهکده‌ی‌ اسفه‌و از دست‌ دادن‌ پدر در سال‌ هشتم‌ تحصیل‌ بود.
مدرس‌ در دوران‌ اقامت‌ خویش‌ در اصفهان‌ که‌ با هدف‌ تحصیل‌صورت‌ گرفت‌، از میدان‌ سیاست‌ نیز دور نبود. وی‌ در این‌ سال‌ها، به‌مقابله‌ با ظل‌السطان‌ ـ فرزند ناصرالدین‌ شاه‌ ـ حاکم‌ اصفهان‌ پرداخت‌ و به‌دلیل‌ شجاعت‌ و جسارت‌ ذاتی‌، به‌ فردی‌ صاحب‌نام‌ تبدیل‌ شد.
وی‌ پس‌ از اتمام‌ تحصیلات‌ در اصفهان‌ با هدف‌ ادامه‌ تحصیل‌ به‌ نجف‌مهاجرت‌ کرد. در این‌ دوران‌ دارای‌ دو فرزند، یعنی‌ خدیجه‌ بیگم‌ وسیداسماعیل‌ بود که‌ سرپرستی‌ آنان‌ را بر عهده‌ی‌ شوهرخواهر خودگذاشته‌ بود. مدرس‌ درباره‌ی‌ این‌ سفر چنین‌ می‌گوید:
«بعد از واقعه‌ی‌ دخانیه‌ به‌ عتبات‌ عالیات‌ مشرف‌ شدم‌. بعد ازتشرف‌، حضور حضرت‌ آیت‌الله‌ حاجی‌ میرزا حسن‌ شیرازی‌رحمت‌الله‌ علیه‌ به‌ جهت‌ تحصیل‌، توقف‌ در نجف‌ اشرف‌ رااختیار کردم‌. علما و بزرگان‌ آن‌ زمان‌ را مستقیماً و تبرکاً، کلاً درک‌کردم‌ و از اغلب‌ آن‌ها استفاده‌ نمودم‌، ولی‌ عمده‌ی‌ تحصیلات‌من‌ خدمت‌ مرحومین‌ مغفورین‌، حجتین‌ کاظمین‌ خراسانی‌ ویزدی‌ بود. تشرف‌ من‌ در عتبات‌ تقریباً هفت‌ سال‌ شد. بعدمراجعت‌ به‌ اصفهان‌ نمودم‌...»
مدرس‌ پس‌ از ورود به‌ نجف‌، در مدرسه‌ی‌ صدر سکونت‌ کرد و درمحضر استادانی‌ هم‌چون‌ آیت‌الله‌ خراسانی‌، آیت‌الله‌ یزدی‌، شیخ‌ فتح‌الله‌شریعت‌اصفهانی‌، میرزامحمدتقی‌ شیرازی‌، سیدمحمدفشارکی‌ ومیرزامحمدحسن‌ شیرازی‌ تلمذ نمود. در طول‌ مدت‌ اقامت‌ هفت‌ ساله‌ی‌وی‌ در نجف‌ و طی‌ مدارج‌ علمی‌ ، وی‌ استعداد شگرفی‌ را از خود بروزداد، به‌ گونه‌ای‌ که‌ میرزای‌ شیرازی‌ او را چنین‌ توصیف‌ کرد:
«این‌ اولاد رسول‌الله‌، پاکدامنی‌ اجدادش‌ را داراست‌. در هوش‌ وفراست‌، گاهی‌ مرا به‌ تعجب‌ وا می‌دارد. در مدتی‌ کوتاه‌ از تمام‌همدرسی‌هایش‌ گذشته‌ و در فقه‌ و اصول‌ و منطق‌، سرآمدهمه‌ی‌ یارانش‌ شده‌، قضاوت‌ او در کمال‌ درست‌کاری‌ و درنهایت‌ تقواست‌.»
وی‌ در این‌ مدت‌، در روزهای‌ پنج‌شنبه‌ و جمعه‌ به‌ کارگری‌ می‌پرداخت‌و از درآمد حاصل‌ از آن‌، پنج‌ روز دیگر هفته‌ را سپری‌ می‌نمود. سرانجام‌مدرس‌ در سن‌ ۳۷ سالگی‌ با تأیید علما و مراجع‌ عصر، اجتهاد ومرجعیت‌ را توأمان‌ به‌ دست‌ آورد و مرجعیت‌ شیعیان‌ هند به‌ او واگذارشد، اما به‌ دلیل‌ تمایلی‌ که‌ به‌ بازگشت‌ به‌ ایران‌ داشت‌، آن‌ را نپذیرفت‌ و ازراه‌ اهواز به‌ اصفهان‌ بازگشت‌.
وی‌ پس‌ از ورود به‌ اصفهان‌، در یک‌ خانه‌ی‌ استیجاری‌ مقیم‌ شد وبرای‌ دیدار خانواده‌ به‌ شهرضا و اسفه‌ مسافرت‌ نمود. مدرس‌ در پاسخ‌ به‌تقاضاهای‌ مردم‌ شهرضا مبنی‌ بر اقامت‌ در آن‌ شهر می‌گوید: «شهرضامحل‌ کوچکی‌ است‌ و هر کس‌ در این‌جا ثروتمند باشد، همه‌ کاره‌ است‌.من‌ هم‌ متاعی‌ دارم‌ و باید به‌ جایی‌ بروم‌ که‌ خریدار داشته‌ باشد.»
سپس‌، مدرس‌، اصفهان‌ را برای‌ اقامت‌ خویش‌ انتخاب‌ کرد و پس‌ ازفراهم‌ آوردن‌ مقدمات‌ اولیه‌ برای‌ زندگی‌ در این‌ شهر، همسر و فرزندانش‌را از اسفه‌ به‌ اصفهان‌ آورد و در مدرسه‌ی‌ جده‌ی‌ کوچک‌ و بزرگ‌ به‌تدریس‌ فقه‌ و اصول‌، منطق‌ و شرح‌ منظومه‌ پرداخت‌ و در خلال‌ سال‌های‌تدریس‌، شاگردان‌ زیادی‌ از محضر وی‌ بهره‌مند گردیدند.
از نکات‌ قابل‌ تأمل‌ در زندگی‌ مدرس‌ آن‌که‌ با تمام‌ مقام‌ علمی‌ و معنوی‌خود، برای‌ گذران‌ زندگی‌ روزمره‌ قبل‌ از شروع‌ تدریس‌، یعنی‌ از سحرگاه‌به‌ کارگری‌ می‌پرداخت‌ و با کشیدن‌ آب‌ حوض‌خانه‌ها، چرخ‌ معیشتی‌خویش‌ را می‌گرداند. شاید برای‌ او چندان‌ مشکل‌ نبود تا بدون‌ زحمت‌زیاد، با استفاده‌ از درآمد موقوفات‌ یا با قبول‌ هدایای‌ تجار و ثروتمندانی‌که‌ می‌کوشیدند نظر او را به‌ سوی‌ خویش‌ جلب‌ نمایند، خود را از این‌سختی‌ برهاند، ولی‌ جوهره‌ی‌ وجودی‌ و قناعت‌ و بزرگ‌منشی‌ او اجازه‌نمی‌داد که‌ زیر بار منت‌ اغیار برود.
پس‌ از تغییر اوضاع‌ و برپایی‌ حکومت‌ مشروطه‌، مدرس‌ هم‌، پا به‌ این‌آوردگاه‌ بزرگ‌ گذاشت‌ تا آن‌که‌ بختیاری‌ها پس‌ از فتح‌ تهران‌، به‌ اصفهان‌رفتند، اقبال‌الدوله‌ کاشانی‌ را که‌ از طرف‌ رژیم‌ استبدادی‌، حکومت‌داشت‌ برکنار کردند و انجمن‌ ولایتی‌ را به‌ ریاست‌ صمصام‌السلطنه‌بختیاری‌ها تشکیل‌ دادند. مدرس‌ به‌ دلیل‌ ویژگی‌های‌ شخصیتی‌ و قدرت‌بیان‌، در این‌ انجمن‌ به‌ سمت‌ نایب‌ رییسی‌ برگزیده‌ شد، اما دیری‌ نپایید که‌میان‌ او و صمصام‌السلطنه‌ بختیاری‌ بر سر برخی‌ مسایل‌ اجتماعی‌ وسیاسی‌ اختلاف‌ افتاد و حاصل‌ این‌ اختلاف‌، چیزی‌ جز دستور تبعید وتحت‌ نظر بودن‌ مدرس‌ در خارج‌ از اصفهان‌ نبود. مدرس‌ شبی‌ را در تبعیددر تخت‌ فولاد ماند، ولی‌ مردم‌ اصفهان‌ به‌ خیابان‌ها ریختند، بازار تعطیل‌شد و جمعیت‌ عصبانی‌ ، بازگشت‌ مدرس‌ را خواستار گردید. بدین‌سان‌بود که‌ مدرس‌ با احترام‌ و موفقیت‌ به‌ اصفهان‌ بازگشت‌.
نکته‌ی‌ قابل‌ توجه‌ دیگری‌ که‌ یکی‌ از نقاط‌ عطف‌ در زندگی‌ مدرس‌پیش‌ از آغاز راه‌ پرفراز و نشیب‌ نمایندگی‌ مجلس‌ به‌ حساب‌ می‌آید،ماجرای‌ ترور وی‌ در اصفهان‌ است‌. اندیشه‌ی‌ مدرس‌، صراحت‌ لهجه‌ ونگاه‌ خالص‌ او به‌ پدیده‌های‌ سیاسی‌، بسیاری‌ از صاحبان‌ قدرت‌ وطرفداران‌ آن‌ها را به‌ مخالفت‌ با وی‌ وامی‌داشت‌. از این‌ رهگذر، با پیوستن‌عده‌ای‌ از علما به‌ مخالفان‌ مدرس‌، تصمیم‌ بر آن‌ می‌شود تا عده‌ای‌ ازطلاب‌ مدرسه‌ی‌ جده‌ بزرگ‌ از بختیاری‌ ها اسلحه‌ گرفته‌ و در فرصت‌مناسب‌ ، مدرس‌ را ترور کنند. با این‌حال‌، مدرس‌ که‌ از نقشه‌ی‌ ترور خودآگاه‌ شده‌ بود، هیچ‌ تلاشی‌ برای‌ تغییر برنامه‌ی‌ تعیین‌ شده‌ نکرد. وی‌ ازسوی‌ دو نفر مورد هدف‌ قرار گرفت‌، اما آسیبی‌ ندید. مردم‌ که‌ از صدای‌گلوله‌ متوجه‌ موضوع‌ شده‌ بودند، ضاربین‌ را دستگیر کرده‌ و نزد مدرس‌آوردند. وی‌ با گفتن‌ این‌ جمله‌ که‌ قاتل‌ من‌ شخص‌ دیگری‌ غیر از شماست‌و شما باید همراه‌ دوستان‌ خود پنهان‌ شوید، آن‌ها را بخشید. مدرس‌ ازاین‌ زمان‌ تا آن‌ هنگام‌ که‌ به‌ عنوان‌ ناظر در مجلس‌ شورای‌ ملی‌ انتخاب‌شد، در کنار تدریس‌ فقه‌ و اصول‌، به‌ مبارزات‌ خود با حاکم‌ وقت‌ اصفهان‌ادامه‌ داد. شهرت‌ این‌ مبارزات‌ که‌ با هدف‌ احقاق حقوق مردم‌ و حفظ‌تعالیم‌ اسلامی‌ بود، چنان‌ بالا گرفت‌ که‌ وقتی‌ قرار شد تا۲۰ نفر ناظر ازسوی‌ علما برای‌ حضور در مجلس‌ انتخاب‌ و معرفی‌ شوند، مدرس‌ دراین‌ فهرست‌ جای‌ گرفت‌. او هم‌چنین‌ در مجلس‌ به‌ قید قرعه‌ انتخاب‌ شد تابه‌ عنوان‌ طراز اول‌ علما فعالیت‌ خود را آغاز نماید.
زمانی‌ که‌ مدرس‌ به‌ این‌ سمت‌ انتخاب‌ شد، دوره‌ی‌ اول‌ مجلس‌ به‌اتمام‌ نرسیده‌ بود. وی‌ تا پایان‌ این‌ دوره‌ صبر کرد و در این‌ مدت‌ به‌ ساخت‌مسجدی‌ در اسفه‌، دو مجتمع‌ مسکونی‌ در روستای‌ خیرآباد و چندین‌ کاردیگر پرداخت‌ تا بالاخره‌ با پایان‌ گرفتن‌ کار این‌ ساختمان‌ها، مقدمات‌حرکت‌ خود به‌ تهران‌ را فراهم‌ نمود. وی‌ همراه‌ فرزندش‌ سید اسماعیل‌،یک‌ نفر خدمتکار و یک‌ سورچی‌ به‌ سوی‌ تهران‌ حرکت‌ کرد.
مدرس‌ در جلسه‌ی‌ ۱۹۵ دوره‌ی‌ دوم‌ مجلس‌ شورای‌ ملی‌، در تاریخ‌۲۸ ذی‌الحجه‌ ۱۳۲۸ ق (۱۲۸۹ ش‌)، سوگندنامه‌ی‌ خود را قرائت‌ کرد واین‌ آغازی‌ برای‌ پنج‌ دوره‌ی‌ پرفراز و نشیب‌ نمایندگی‌ در مجلس‌ شورای‌ملی‌ بود. مدرس‌ در خلال‌ کارهای‌ سیاسی‌ خود به‌ انجام‌ فعالیت‌های‌مختلفی‌ نیز دست‌ می‌زد که‌ از آن‌ جمله‌ می‌توان‌ به‌ نایب‌ رییسی‌ مدرسه‌ی‌سپهسالار اشاره‌ نمود. او در تیرماه‌ ۱۳۰۴ از سوی‌ احمد شاه‌ به‌ این‌ سمت‌انتخاب‌ شد و برای‌ نخستین‌ مرتبه‌ با هدف‌ حسن‌ اداره‌ی‌ امور مدرسه‌،نظامنامه‌ای‌ را تنظیم‌ و تدوین‌ کرد. مدرس‌ که‌ خود به‌ تدریس‌ خارج‌ فقه‌ واصول‌، نهج‌البلاغه‌ و تاریخ‌ می‌پرداخت‌، از اساتید دیگری‌ برای‌ تدریس‌علوم‌ قدیم‌ و جدید دعوت‌ نمود، بخصوص‌ آن‌که‌ بر آموزش‌ علوم‌ جدیداز سوی‌ طلاب‌ تأکید زیادی‌ داشت‌ تا گنگ‌ و زبون‌ بودن‌ آن‌ها در مقابل‌دانش‌ جدید مطرح‌ نگردد.
در طول‌ دوران‌ تدریس‌ مدرس‌، شاگردان‌ زیادی‌ از درس‌ او بهره‌جستند که‌ از آن‌ جمله‌ می‌توان‌ به‌ میرزاعلی‌آقای‌ شیرازی‌،مهدی‌الهی‌قمشه‌ای‌، میرزا ابوالحسن‌ شعرانی‌، سیدکمال‌الدین‌ نور بخش‌دهکردی‌، شیخ‌ محمدحسین‌ برهان‌، جلال‌الدین‌ همایی‌، ابن‌یوسف‌شیرازی‌، بدیع‌ الزمان‌ فروزانفر، سیدعلی‌اصغرسدهی‌، سیدابوالحسن‌سدهی‌، صدر کوپایی‌، شیخ‌ محمود مفید، شیخ‌ محمد باقر الفت‌، شیخ‌محمد باقر نجفی‌، میرزا ولی‌الله‌ جلیلی‌، محمدشریعت‌ سنگلجی‌،سیدمرتضی‌ پسندیده‌، شیخ‌ علی‌ اکبر کلاردشتی‌، شیخ‌ محمدعلی‌لواسانی‌، سیدرضی‌ لاهیجانی‌، ابن‌الدین‌ آل‌ آقا و شیخ‌ الاسلام‌ ملایری‌اشاره‌ نمود.
مدرس‌ آثار و تألیفات‌ زیادی‌ نیز داشت‌ که‌ اغلب‌ آن‌ها در حمله‌ی‌مأموران‌ دولتی‌ به‌ منزل‌ وی‌ به‌ غارت‌ رفت‌ و مفقود شد. اکثر آثار وی‌ به‌زبان‌ عربی‌، با نثری‌ ساده‌ و بی‌تکلف‌ نوشته‌ شده‌ که‌ برخی‌ از آن‌ها شامل‌موارد زیر می‌باشد:
حاشیه‌ برکفایه‌ی‌ آخوند ملامحمدکاظم‌ خراسانی‌، رساله‌ در عقود وایقاعات‌ ، رساله‌ در شرط‌ متأخر، رساله‌ در لزوم‌ و عدم‌ لزوم‌ قبض‌ درموقوفه‌، کتاب‌ حجیهٔ‌الظن‌، کتاب‌ در بعض‌ احوال‌ ظن‌ فی‌ اصول‌الدین‌،کتاب‌ در بحث‌ استصحاب‌، رساله‌ در شرایط‌ امام‌ و مأموم‌ ، دوره‌ی‌تقریرات‌ اصول‌ میرزای‌ شیرازی‌، شرح‌ ساده‌ بر نهج‌البلاغه‌، کتاب‌ روز،خوافنامه‌، یادداشت‌های‌ سیاسی‌، رسایل‌ الفقهیه‌، حاشیه‌ بر کتاب‌ النکاح‌مسجد شاهی‌، رساله‌ در ترتیب‌ (در علم‌ اصول‌ فقه‌)، تقریرات‌میرزاحسین‌ خلیلی‌ رازی‌ و کتاب‌ زرد که‌ تاریخ‌ سیاسی‌ سال‌هایی‌ بوده‌است‌ که‌ مدرس‌ در مرکز ثقل‌ سیاست‌ ایران‌ قرار داشت‌.
جدای‌ از فعالیت‌های‌ آموزشی‌ و فرهنگی‌ پیش‌ گفته‌، مدرس‌ درمسایل‌ سیاسی‌ نیز عنصری‌ فعال‌ به‌ حساب‌ می‌آمد. او در کودتای‌ اسفندسال‌ ۱۲۹۹، در زمره‌ی‌ زندانیان‌ سیاسی‌ قرار می‌گیرد و تا پایان‌ دوره‌ی‌کابینه‌ی‌ سیاه‌ در قزوین‌، در تبعید و حبس‌ باقی‌ می‌ماند تا آن‌که‌ سرانجام‌در خرداد ۱۳۰۰ با صدور فرمان‌ سقوط‌ کابینه‌ از سوی‌ احمد شاه‌، تمامی‌زندانیان‌ سیاسی‌ آزاد گردیدند.
مدرس‌ پس‌ از سقوط‌ کابینه‌ی‌ سیدضیاء در ادوار چهارم‌، پنجم‌ و ششم‌مجلس‌ نیز به‌ نمایندگی‌ از سوی‌ مردم‌ تهران‌ به‌ مجلس‌ رفت‌. در اوایل‌دوره‌ی‌ ششم‌ مجلس‌، ترور مدرس‌، یکی‌ از مسایل‌ قابل‌ توجه‌ به‌ شمارمی‌آید. وی‌ درحالی‌که‌ مانند هر روز صبح‌ از خانه‌ به‌ سوی‌ مدرسه‌ی‌سپهسالار در حرکت‌ بود، از سوی‌ عده‌ای‌ مسلح‌ مورد هجوم‌ واقع‌می‌شود. او در لحظه‌ای‌ کوتاه‌، روی‌ به‌ دیوار کرده‌، عمامه‌ را با عصا و عبارا با دستان‌ خویش‌ بالا برده‌ و خود را خم‌ می‌کند تا تیر به‌ وی‌ اصابت‌نکند. رضاخان‌ که‌ در روز ترور، خارج‌ تهران‌ به‌ سر می‌برد، با ارسال‌تلگرافی‌، جویای‌ حال‌ او شد و مدرس‌، در پاسخ‌، جمله‌ی‌ معروف‌ خودیعنی‌ «به‌ کوری‌ چشم‌ دشمنان‌، مدرس‌ نمرده‌ است‌» را بیان‌ کرد.
مدرس‌، دوران‌ مجلس‌ ششم‌ را در جوّی‌ آکنده‌ از محدودیت‌ و کنترل‌سپری‌ کرد. در انتخابات‌ مجلس‌ هفتم‌، به‌ هنگام‌ شمارش‌ آرا، رأی‌هایی‌که‌ به‌ نام‌ وی‌ بود، شمارش‌ نشد و او در اعتراض‌ به‌ این‌ مسأله‌ گفت‌ که‌ «اگرهمه‌ی‌ مردم‌ تهران‌ هم‌ به‌ من‌ رأی‌ نداده‌ باشند، خودم‌ یک‌ رأی‌ به‌ نام‌خودم‌ در صندوق انداختم‌، چرا آن‌ یک‌ رأی‌ خوانده‌ نشد؟»
عدم‌ انتخاب‌ مدرس‌ در مجلس‌ هفتم‌، زمینه‌ را برای‌ تبعید وی‌ فراهم‌آورد. عصر روز دوشنبه‌ ۱۶ مهرماه‌ ۱۳۰۷، رییس‌ شهربانی‌ با عده‌ی‌زیادی‌ پاسبان‌ به‌ منزل‌ وی‌ هجوم‌ بردند و او را شبانه‌ از تهران‌ خارج‌ کردند.مدرس‌ به‌ خواف‌، که‌ مردمی‌ سنی‌ داشت‌، تبعید شد که‌ نُه‌ سال‌ به‌ طول‌انجامید. در این‌ دوران‌، فشار زیاد و محدویت‌های‌ فراوان‌ به‌ وی‌ اعمال‌می‌شد تا از انجام‌ هر حرکتی‌ برای‌ آزادی‌ وی‌ یا رابطه‌ با یارانش‌ جلوگیری‌شود. سرانجام‌ در شب‌ دهم‌ آذر ۱۳۱۶ مدرس‌ از خواف‌ به‌ کاشمر برده‌شد و چند روز بعد وی‌ را به‌ شهادت‌ رساندند.

وبگردی
سومین روز جشنواره جهانی فیلم فجر
سومین روز جشنواره جهانی فیلم فجر - سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر از 30 فروردین با حضور فیلم سازانی از ایران و نمایندگانی ازسینمای 78 کشور جهان تا 7 اردیبهشت در پردیس سینمایی «چارسو» برگزار می شود.
سیلی زدن به «امید» مردم در پارک!
سیلی زدن به «امید» مردم در پارک! - کتک خوردن دختری که جز التماس دوستانش هیچ فریادرسی ندارد از یک پلیس زن عضو گشت ارشاد که ماموران مرد هم آنها را همراهی می کردند، آنقدر دردناک است که کمتر وجدان بیداری به آن واکنش نشان نداده است.
عصر ما - پرونده حضور زنان در ورزشگاه ها
عصر ما - پرونده حضور زنان در ورزشگاه ها - بررسی حضور زنان در ورزشگاه ها با حضور نرگس آبیار، لاله افتخاری، حمید رسایی، حجت الاسلام محسن غرویان و فائزه هاشمی.
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس - بازیگر سریال "تعطیلات رویایی" از حمله افراد ناشناس به خود خبر داد. مریم معصومی، بازیگر سینما و تلویزیون مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت.
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت - سعید مرتضوی که در روزهای گذشته خبری از او نبود و حتی سخنگوی دستگاه قضایی گفته بود حکم جلبش صادر شده اما گیرش نیاورده‌اند، به گفته همسرش در تهران است.
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد - «احمد مهران فر» بازيگر نقش «ارسطو عامل» در سريال پايتخت ۵ در اینستاگرام خود از ازدواجش با «مونا فائض پور» خبر داد.
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی - صحبت های جنجالی رییسی پیرامون استفاده روحانی از نام امام رضا در انتخابات
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند!
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند! - محمد غرضی می‌گوید: زمانی که به عنوان وزیر در وزارت حضور یافتم بیش از ۵۰۰ نفر را دیدم نامه‌هایی که از داخل به خارج و از خارج به داخل کشور ارسال می‌شدند را چک می‌کردند و به صورت سه شیفت فعالیت می‌کردند و نامه‌ها را می‌خواندند.
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟ - در قسمت های اخیر سریال پایتخت بازیگر جدیدی به جمع خانواده معمولی پیوسته است؛ نیلوفر رجایی فر نقش الیزابت را در سریال پایتخت ۵ ایفا می کند ؛ این بازیگر با جلب اعتماد سیروس مقدم این فرصت ط بازی در سریال پر طرفدار پایتخت را به دست آورد .
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم - ویدیوهایی از نسیم نجفی اقدم در شبکه های اجتماعی به زبان های انگلیسی و فارسی موجود است که در آن ها وی از حذف ویدیوهای خود توسط یوتیوب شکایت دارد.
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟ - بگذارید اینطور بپرسم: مگر کیروش، مربی تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران عرق نمی‌خورد؟ نمی‌رقصد؟ مگر برانکو و شفر نمازشب می‌خوانند و روزه می‌گیرند و اصولگرا و ارزشی و انقلابی هستند؟!