شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷ / Saturday, 26 May, 2018

اولین روز تبعید


اولین روز تبعید
روز ۱۳ آبان ۱۳۴۳ امام خمینی متعاقب نطق کوبنده‌ای که ۹ روز پیش از آن علیه لایحه کاپیتولاسیون ایراد کردند، بازداشت و به ترکیه تبعید شدند. مقاله حاضر، گزارش لحظه به لحظه تبعید حضرت امام است.
در لحظات اولیه بامداد روز ۱۳ آبان ۱۳۴۳ صدها کماندو و چترباز مسلح حکومت شاه منزل امام را در قم محاصره کرده از بام و دیوارها وارد منزل شدند و برای بازداشت امام به جستجوی خانه پرداختند. امام که در آن لحظه در یکی از اتاقهای اندرونی به نماز و دعا مشغول بود از سر و صداها و جست و خیزها دریافت که به منزل وی یورش آورده‌اند. او بیدرنگ لباس بر تن کرد. اما پیش از آنکه کلید درب اتاق را بیاورند، مأموران تلاش کردند با لگد درب را شکسته و وارد اتاق ایشان شوند. امام بانگ زد «وحشیگری در نیاورید الآن در را باز می‌کنم» مأموران بی‌اعتنا به این هشدار در را شکستند و وارد اتاق شدند. امام مهر امضای خود را به بانو خمینی سپرد و فرمود شما را به خدا می‌سپارم.
مأموران مسلحی که سراسر کوچه را اشغال کرده بودند ۴۰۰ نفر بودند. آنان امام را به داخل یک اتومبیل فولکس انتقال دادند و تا سر خیابان بردند و از آنجا ایشان را به یک شورلت که در سرخیابان ایستاده بود، منتقل کردند. وقتی امام از فولکس به شورلت منتقل می‌شد با مشاهده صدها نظامی رو به فرمانده آنان کرد و با لبخند گفت «این همه قوا لازم نبود».
اتومبیل شورلت مسیر ۱۴۰ کیلومتری قم به تهران را در ۹۰ دقیقه طی کرد. در این مسیر اتومبیل فقط یک بار به خواست امام برای انجام فریضه نماز صبح ایشان کنار جاده توقف کرد. پس از آن مستقیماً رهسپار فرودگاه مهرآباد تهران شد. در باند فرودگاه یک فروند هواپیمای سی ـ‌۱۳۰ با موتورهای روشن آماده پرواز بود. یکی از مأموران امنیتی در فرودگاه گذرنامه امام را به دست ایشان داد و گفت: جنابعالی اکنون به ترکیه می‌روید و خانواده شما نیز به زودی به شما ملحق خواهند گردید. امام با هدایت سرهنگ افضلی که قرار بود ایشان را تا ترکیه همراهی کند، از پلکان هواپیما بالا رفتند و در جای مخصوصی که برای ایشان در نظر گرفته شده بود نشستند. سرهنگ افضلی نیز در کنار امام نشست. هواپیما علاوه بر این دو، ۷ خدمه نیز داشت که عبارت بودند از:
۱) سرگرد محمد‌علی اروندی
۲) سروان جواد حسینی
۳) ستوان یار سوم امین‌الله طلوع بدیعی
۴) ستوان یکم احمد خزری
۵) ستوان یکم نصیر بکلی
۶) استوار عبدالله محمد‌تقی
۷) گروهبان دوم عباس خالدی
وقتی هواپیما به هوا برخاست هنوز خورشید طلوع نکرده بود. به دنبال اوج‌گیری هواپیما امام به سرهنگ افضلی که در کنارش نشسته بود رو کرد و گفت:
«آیا شما می‌دانید که من به جرم دفاع از حیثیت ارتش و استقلال وطنم تبعید می‌شوم؟»
(نزدیک به این مضمون) گویا امام می‌دانست که ساواک سرگرم تنظیم اطلاعیه‌ای است مبنی بر اینکه:
«... چون رویه‌ی آقای خمینی و تحریکات مشارالیه بر علیه منافع ملت و امنیت و استقلال و تمامیت ارضی ایران بود، لذا در تاریخ ۱۳ آبان ماه از ایران تبعید گردید.»
امام مخصوصاً بر کلمه‌ی «استقلال» تکیه می‌کند و به سرهنگ افضلی می‌گوید:
«من به جرم دفاع از استقلال وطنم تبعید می‌شوم.» آقای سرهنگ افضلی که گویا انتظار روبرو شدن با چنین سؤالی را نداشت، بی‌اختیار جابجا شد و با صدایی گرفته پاسخ داد: «تا روزی که به امریکا احتیاج داریم ناچاریم یک سری آوانسهایی به آنها بدهیم.»!
امام بی‌درنگ پاسخ داد: «یعنی حتی نوامیس مملکت خود را نیز در اختیار آنان قرار دهیم؟» (نزدیک به این مضمون) سرهنگ افضلی پاسخی نتوانست بدهد، لیکن با حرکت سر گوئی به این پرسش پاسخ مثبت داد!
سرهنگ افضلی در گزارش خود به تهران تنها به آوردن این جمله بسنده کرده است که: «... اولین صحبت ایشان خطاب به اینجانب در هواپیما این بود که من برای دفاع از وطنم تبعید شدم...».
پس از این صحبت یکی از گارسون‌ها به حضور ایشان آمد و اظهار داشت که: اجازه می‌فرمائید برای شما چای بیاوریم؟! امام خمینی رو کرد به سرهنگ افضلی که در کنار ایشان نشسته بود و پرسید که ایشان (اشاره به گارسون) مسلمانند؟! پیش از آنکه او چیزی بگوید گارسون مزبور به حرف آمد که «اختیار دارید من از خانواده‌ی روحانی و ...» و پدر بزرگ خود را که یکی از علما بوده است معرفی کرد؟ امام خمینی با آوردن چای موافقت نمود. پس از نوشیدن چای سرهنگ افضلی پیشنهاد داد که اگر مایل باشید به داخل کابین هواپیما برویم تا از نزدیک دستگاه حرکت و فرود آمدن و اوج‌گیری و ... را مشاهده کنید. قائد بزرگ با این پیشنهاد نیز موافقت کرده به اتفاق سرهنگ افضلی به داخل کابین رفتند و تا فرودگاه ترکیه در کابین هواپیما نشستند و از بعضی وسایل و لوازم هواپیما دیدن کردند و پرسشهائی درباره‌ی دستگاه‌های مربوطه و نحوه‌ی عمل آنها نمودند.
هواپیمای نظامی حامل امام پس از سه ساعت و سی‌ دقیقه پرواز، در ساعت ۳۰/۱۱ در فرودگاه آنکارا بر زمین نشست. در سالن فرودگاه، مأموران امنیتی ترکیه که به استقبال آمده بودند، پس از گفتگو با سرهنگ افضلی، امام را به اتفاق نامبرده سوار اتومبیل کردند و پس از طی ۳۵ کیلومتر مسافت فرودگاه تا آنکارا، امام را مستقیماً به هتل بلوار پالاس، طبقه چهارم، اطاق شماره ۵۱۴، که قبلاً آماده شده بود، بردند.
از آنجا که این هتل در مرکز شهر قرار داشت و مخبرین داخلی و خارجی در آن کشور برای به دست آوردن صحت و سقم شایعه‌ی تبعید امام سخت کنجکاو شده بودند. امام تنها یک شب را در این هتل ماندند. سپس مأموران امنیتی ترکیه، به منظور هر چه بیشتر پوشیده نگهداشتن محل سکونت امام، در ساعت ۲ بعد‌از ظهر روز پنج‌شنبه ۱۴ آبان ماه (۳۰ جمادی‌الثانی) با مراقبت کامل و طرح پیش‌بینی شده، او را به یکی از ساختمان‌های فرعی خیابان آتاتورک به نام fotoetem منتقل کردند.

منبع: نهضت امام خمینی، سید‌حمید روحانی

منبع : دوران

مطالب مرتبط

مرگ در مرداب

مرگ در مرداب
رضاخان در مسیر خروج از ایران در اصفهان همه اموال منقول و غیر منقول خود را كه طی بیست سال ‌به زور و تهدید از صاحبان آنها گرفته بود، به فرزند و جانشین خود بخشید و روز ۵ مهر ماه وارد بندرعباس شد و به اتفاق خانواده خود به وسیله یك كشتی باری، آب‌های ایران را ترك كرد. اما به جای هند، انگلیسی‌ها او و همراهانش را به افریقای جنوبی بردند و در جزیره «موریس» پیاده كردند.
رضا، پسر عباسعلی ، معروف به «داداش بیگ» افسر قزاق از ایل پالانی ، در ۲۴ اسفند ماه سال ۱۲۵۵ ه.ش. در قریه «آْلاشت» از توابع سواد كوه مازندران به دنیا آمد. چند روز پس از تولد رضا، داداش بیگ درگذشت و مادر ـ كه از مهاجران گرجستان بود ـ به دنبال درگیری و اختلاف خانوادگی، به همراه نوزادش به تهران رفت و در خانه برادر خود ساكن شد. رضا دوران كودكی و نوجوانی خود را زیر نظر دایی‌اش ـ كه خیاط قزاقخانه بود ـ سپری كرد و به توصیه و وساطت او ،‌در سن چهارده ، پانزده سالگی وارد بریگاد قزاق شد و به عنوان نظامی ساده، مشغول به كار گردید.
نخستین منصب رضا در قزاقخانه، سمت وكیل باشی «گروهان شصت تیر» بود كه بعدها به فرماندهی آن رسید و به «رضا خان شصت تیر» شهرت یافت. او در این زمان، به رسم جاهل‌ها و بزن‌بهادرها ، با بستن گذرها، قمه‌كشی می‌كرد و به خودنمایی می‌پرداخت. توانایی و تنومندی جسمانی و سخت‌گیری و تحمل شدائد در انجام مأموریت‌های نظامی اندك اندك درنظر برخی صاحب منصبان و متنفذان ، او را از دیگران متمایز كرد. از جمله، عبدالحسین میرزا فرمانفرما ـ كه از شاهزادگان بنام و قدرتمند قاجاری بود‌ـ به او توجه تمام نشان داد و مسؤولیت اسلحه جدیدش ـ مسلسل ماكسیم ـ را به او سپرد. از این رو ، رضا خان در میان خانواده فرمانفرما، «رضا ماكسیمی» نیز نام گرفت.
پس از این، رضا خان به مرور مراتب ترقی را طی كرد و در انجام مأموریت‌های مختلف، همچون سركوب نهضت آزادی‌خواهانه میرزا كوچك خان در گیلان، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت. زندگی رضاخان تا میانسالی در بی‌سوادی گذشت و حتی پس از آن كه خواندن آموخت، در نوشتن كلمات و عبارات ، دچار اشتباهات فاحش می‌شد. رضا خان ترقی خود را مدیون حمایت صاحبان ثروت و قدرت، انضباط خشك نظامی و قساوت و بی‌رحمی خود بود؛ ‌اما از معلومات شایان و تفكر نظامی چندان بهره‌ای نداشت. با این همه ، به دلایل متعدد، مورد توجه انگلیسی‌ها قرار گرفت و سرانجام یك ژنرال بریتانیایی به نام «ادموند آیرون‌ساید» ضمن دیدار و گفت‌وگویی كه با او داشت، وی را شایسته اجرای طرح كودتایی یافت كه منافع كشورش در ایران و شبه قاره هند را تأمین می‌كرد.
رضا خان بعدها نزد بعضی از بزرگان اعتراف كرد كه انگلیسی‌ها او را سركار آوردند؛‌ اما او انگیزه‌اش را از اقدام به كودتا، ‌وطن‌خواهی خود قلمداد كرد. این كودتا در ۳ اسفند ماه سال ۱۲۹۹ ه.ش . به وقوع پیوست و رضا خان در اعلامیه مشهوری كه با عنوان «حكم می‌كنم» منتشر كرد،‌خود را رییس كل قوا خواند و پس از اندكی، از سوی « احمد شاه قاجار» با لقب « سردار سپه» به بالاترین درجه نظامی (سردار سپهی) دست یافت.
رضا خان سردار سپه در كابینه كودتا به نخست وزیری سید ضیاءالدین طباطبایی ـ عامل انگلیسی‌ها ـ ‌عهده‌دار پست وزارت جنگ شد و این منصب را در دولت‌های دیگر نیز در قبضه قدرت خود گرفت، و با ادغام یگان‌های متفرق نظامی قشون متحدالشكلی به وجود آورد و به مرور از این طریق، زمینه‌ نفوذ و استیلای خود را در امور سیاسی و اجرایی كشور فراهم ساخت.
این جریان موجب اعتراض جناح اقلیت مجلس و برخی از روزنامه‌نگاران شد؛ اما مخالفت اقلیت مجلس (به ویژه شهید مدرس) به جایی نرسید و قتل و ضرب و شتم و تهدید كسانی همچون «میرزاده عشقی» ، شاعر جوان ، «حسین صبا» مدیر روزنامه ستاره ، «ملك‌الشعرای بهار» نماینده مجلس ، تقریبا صدای معترضان را خاموش كرد. سردار سپه در این هنگام، به تجدید نفوذ و قدرت حاكمان محلی اقدام نمود و شماری از آنان را به مركز جلب كرد یا از میان برداشت تا در آینده نیروی مخالفی در داخل كشور نداشته باشد. در این اوضاع و احوال، تصمیم احمد شاه برای رفتن به فرنگ، زمینه ریاست وزرایی سردار سپه را آماده كرد (آبان ۱۳۰۲) .
رضا خان سردار سپه، رییس الوزراء، كه از این پس هیچ گونه مقام و قدرتی را مانع پیشرفت خود نمی‌دید، با اتخاذ ترفندهای خاص و با استفاده از موقعیت اجتماعی و سیاسی موجود، تحت حمایت نامرئی آورندگانش و یاریگری اطرافیان خود، پله پله نردبان ترقی را پیمود تا سرانجام به حكمرانی قاجاریه پایان داد و مقام سلطنت را به دست آورد (۲۳ آذر ۱۳۰۴) و رسما به عنوان پادشاه ایران، با رعایت تشریفات ویژه تاجگذاری كرد (۴ اردیبهشت ۱۳۰۵) . بدین ترتیب، رضا خان به دوره سوم زندگانی خود گام گذاشت. این دوره نسبتا طولانی كه تا شهریور ۱۳۲۰ تداوم یافت، در برگیرنده وقایع گوناگونی است كه آگاهی مشروح از آنها به كتابی مستقل نیازمند است.
همه اقدامات و رویدادهای مربوط به عصر رضا شاهی، از سیاست‌های فردی،‌ اخلاق تندروانه و دیكتاتوری،‌و نیز ستیز او با فرهنگ اسلامی و روحانیت او متاثر بوده است؛ ترور مدرس ، ضرب و شتم شیخ محمدتقی بافقی در حرم حضرت معصومه (س) و نیز اجباری كردن خدمت سربازی، در كنار اجباری شدن استفاده از كلاه پهلوی و لباس متحدالشكل فرنگی، بویژه ماجرای كشف حجاب و تصرف اوقاف و عدلیه از سوی كارگزاران رژیم، زمینه‌های چالش روحانیت و شاه را به وجود آورد.
در همه این اعمال، فرنگی مآبی، رنگی آشكار داشت و چون با ایران گرایی و باستان ستایی همراه بود، به تقلید و انفعال و خود بزرگ‌بینی منجر شد.متأسفانه خلق و خوی دیكتاتوری رضا خان، مجال و امكان شكوفایی علمی و فرهنگی فراخور عصر را هم از مؤسسه ‌های تازه تأسیس گرفت و نهادهای مدنی ـ چون مجلس و دولت ـ را از انجام وظایف فانونی‌شان بازداشت. آنچه چشم‌گیر‌تر از هر پدیده‌ای این دوره را از ماقبل آن متمایز می‌كند، آبادانی شهرها و عمران راه ‌ها بود كه البته این توسعه ظاهری هم فقط به گسترش شهرنشینی انجامید و نه تنها به صنعت و تجارت رونقی نداد؛‌ بلكه اقتصاد كشاورزی و دامداری سنتی ایران را هم ضایع كرد.
در دوران بیست ساله حكومت رضا خان، بدبینی و خود رأیی روز افزون او كه معمولا با خشم و كینه‌جویی همراه بود، نه تنها مخالفان را به دام زندان و كام مرگ انداخت؛ كه حتی كسانی چون داور، تیمورتاش،‌ فروغی و ... را ـ كه از یاران و یاریگران او بودند ـ بی‌نصیب نگذاشت. مجموع این اعمال كه ناشی از اراده ملوكانه رضا خان بود، به مرور تحمل موافق و مخالف را به آخر رساند و به همین دلیل، با ورود متفقین به ایران، به اندك مدتی رژیم رضا خانی از هم پاشید و تبعیدش به جزیره‌ای دور از ایران، با خوشحالی مردم مواجه شد.
دوره چهارم و آخرین مرحله زندگی او ، از تبعید تا مرگ است.
بهانه ظاهری و تا حدی جدی متفقین در ورود به ایران ،‌حضور پرشمار و چشمگیر آلمانی‌ها در كشور بود. در جریان جنگ جهانی دوم، خوشحالی مردم و دولت ایران از پیروزی آلمان‌ها بر روس و انگلیس، به نوعی آلمان دوستی و‌ آلمان گرایی دولت ایران جلوه كرد و این امر با منافع متفقین سازگار نبود. در نتیجه، در ساعت چها ر روز ۳ شهریور سال ۱۳۲۰، سفیران كشور انگلیس و شوروی طی یادداشت‌های جداگانه‌ای، اعلام كردند كه ارتش‌های كشورهای متبوعشان وارد خاك ایران شده‌اند. رضا شاه دچار هراس شد و برای حفظ ظاهر ، ستاد جنگی تشكیل داد. این تساد در روز ۴ شهریور، اولین و آخرین اعلامیه‌ جنگی خود را كه در آن از مردم! خواسته شده بود در مقابل قوای متجاوز ایستادگی كنند ، منتشر كرد. روز ۵ شهریور ماه، دولت منصور استعفا كرد و فروغی با پشت‌گرمی و هدایت انگلیسی‌ها مأمور تشكیل كابینه شد.
روز ۶ شهریور دولت به عنوان پیروی از نیات صلح‌جویانه اعلیحضرت !‌دستور ترك مقاومت نیروهای نظامی را صادر كرد. گفتنی است كه پیش از صدور این دستور، فرماندهان نظامی واحدهای خود را ترك كرده و به تهران گریخته بودند. به این ترتیب، پادگان‌ها از سربازان و نظامیان خالی شد و بسیاری از سلاح‌ها به دست ایلات و عشایر افتاد و سربازان پیاده و پراكنده و گرسنه و تشنه، راهی شهر و دیار خود شدند. این سرانجام ارتشی بود كه رضا خان به وجود آورد و ایجاد آن، بخش‌های هنگفتی از در‌آمد كشور را بلعید. از این روز تا ۲۵ شهریور ، ـ یعنی قبل از ورود متفقین به تهران ـ وقایع ریز و درشت دیگری به وقوع پیوست تا آن كه رضا خان با توصیه و الزام سفارت انگلیس، از سلطنت كناره‌گیری كرد و متن استعفانامه‌اش را محمدعلی فروغی نوشت و به جای او خواند.
رضا خان در مسیر خروج از ایران در اصفهان همه اموال منقول و غیر منقول خود را كه طی بیست سال ،‌به زور و تهدید از صاحبان آنها گرفته بود، به فرزند و جانشین خود بخشید و روز ۵ مهر ماه وارد بندرعباس شد، و به اتفاق خانواده خود، به وسیله یك كشتی باری، آب‌های ایران را ترك كرد. اما به جای هند، انگلیسی‌ها ، او و همراهانش را به افریقای جنوبی بردند و در جزیره «موریس» پیاده كردند. در این جریان هم موضوع حمل جواهرات سلطنتی به وسیله رضا خان به خارج ، مورد توجه محافل داخلی و خارجی قرار گرفت و برخی نمایندگان مجلس، به این موضوع پرداختند. جزیره موریس جای مناسبی برای رضا شاه نبود، به همین دلیل، پس ازمدتی در نتیجه اقدامات فراوان پسرش به ژوهانسبورگ كه موقعیت و آب و هوای مناسب‌تری داشت، انتقال داده شد و سرانجام در روز ۴ مرداد ماه ۱۳۲۳ خسته و شكسته، خود را به دست مرگ سپرد و به آنچه كرده بود، گرفتار گشت.(۱)
● حكومت در خواب
▪ اشرف پهلوی در خاطرات خود می‌گوید:
یك روز ما متوجه شدیم كه انگلستان و شوروی از دو طرف به كشور ما حمله كرده‌اند.
ساعت چهار صبح روز دوشنبه سوم شهریور ۱۳۲۰ كه سرریدر بولارد سفیر انلگیس و اسمیرنوف سفیر شوروی به خانه علی منصور نخست وزیر وقت رفتند تا خبر حمله به ایران را به او بدهند، او خواب بود و وقتی ساعتی بعد ، علی منصور به كاخ پدرم رفت تا او را از جریان مطلع كند، پدرم هم خواب بود و حقیقت آن كه در آن موقع تمام حكومت ایران در خواب بودند، و گرنه می‌بایستی از مدتی قبل متوجه این موضوع می‌بودند كه در چنان شرایطی استفاده از راه ایران برای رساندن كمك به شوروی برای متفقین حیاتی است و اگر ما به رضا به آنها راه نمی‌دادیم، آنها به زور به این راه دست می‌یافتند.
و بعد ماجرای خیانت امرای ارتش پیش آمد. چه آنها كه در شهرستان‌ها سربازان را گذاشتند و اموال و دارایی خود را بار كامیون‌ها كرده از مقابل متفقین گریختند و چه آنها كه در تهران با صحنه‌سازی سربازان را مرخص كردند و پایتخت را بلا دفاع و سربازان از لخت و گرسنه راهی بیابان‌ها كردند.
اطلاع بر این جریانات برای پدرم به قدری غیر منتظره بود كه یكباره قدرت مقاومتش را از دست داد و دچار چنان وحشتی شد كه بدون توجه به عواقب كار و اثری كه انتشار این خبر در مردم می‌كرد، از تهران به اصفهان می‌رود و تصمیم می‌گیرد آن شهر را پایتخت كند.
من تا آن موقع پدرم را مردی شجاع و قوی تصور می‌كردم و در حقیقت، در ابتدای كار هم همین طور بود؛ ولی بعدها به خاطر سن زیاد وترس از روس‌ها كه با طرفدارانش در ایران خشونت رفتار كرده بود، وقتی دید ارتشی كه آن همه برای ایجادش ، خون دل خورده و تمام اتكایش به آن بود، به این زودی و سادگی مضمحل شده و روس‌ها به طرف تهران حركت كرده‌اند، روحیه خود را به شدت باخت.
بعدها شنیدم دكتر مصدق گفته بود «وقتی كه متفقین تصمیم گرفتند رضا شاه را از سلطنت بردارند، حق آن بود كه به میدان توپخانه می‌رفت و می‌گفت ای مردم انگلیسی‌ها می‌خواهند مرا از سلطنت بردارند. اكنون من به سوی شما آمده‌ام اگر مرا می‌خواهید می‌مانم و گرنه به امر شما می‌روم نه به دستور انگلیسی‌ها و اگر در آن جریان كشته هم می‌شد ، اسمی از خود به جا می‌گذاشت».
من با این عقیده دكتر مصدق كه نمی‌دانم تا چه حد گفته خود اوست، ولی من آن را از دهان یكی از نزدیكانش شنیدم، صد در صد موافق بودم، به خصوص كه انگلیسی‌ها در ابتدا جرأت نداشتند علنا با شخص پدرم مخالفت و او را از سلطنت عزل كنند. آنها می‌ترسیدند مردم به طرفداری از پدرم برخیزند و ماجرای مقاومت مردم عراق، یك بار دیگر تكرار شود؛ به خصوص كه آنها برای حمل اسلحه و آذوقه به روسیه ، به همكاری و یا لااقل بی‌طرفی مردم ایران احتیاج داشتند. به این جهت ابتدا در رادیو لندن شروع كردند علیه پدرم حرف زدن و به قول خودشان ، جنایات او را شمردن تا ببینند مردم چه عكس‌العملی از خود نشان می‌دهند.
پدرم از شنیدن این اتهامات به حدی عصبانی می‌شد كه یك بار با لگد رادیو را كه در آن موقع بزرگتر از تلویزیون‌های بزرگ امروزی بود خرد كرد.
ولی از میان تمام وكلایی كه جیره‌خوار پدرم بودند، از میان تمام روزنامه‌های آن زمان كه پدرم به وجود آورده یا تقویت كرده بود و از میان تمام افرادی كه به نوعی از او منتفع شده بودند، هیچ كس كلمه‌ای یا سطری به نفع پدرم نفگت و ننوشت و انگلیسی‌ها كه دیدند برای پدرم پایگاهی در میان مردم نمانده و بردن او هیچ مقاومتی در مردم به وجود نمی‌آورد، تصمیم گرفتند او را وادار به استعفا كنند. در حالی كه اگر وقتی رادیو لندن به پدرم فحاشی می‌كرد، رجال یا مردم به پشتیبانی از او علیه رادیو لندن تظاهرات می‌كردند ،‌مسلما آنها آن بلا را سر پدرم در نمی‌آوردند. (۲)

وبگردی
تنش و درگیری شدید در کنگره حزب اعتماد ملی!
تنش و درگیری شدید در کنگره حزب اعتماد ملی! - کنگره حزب اعتماد ملی با حضور بزرگان اصلاحات مانند عارف، مطهری و حضرتی
دوم خرداد؛ بیست و یک سال بعد
دوم خرداد؛ بیست و یک سال بعد - صادق زیباکلام می‌گوید: دوم خرداد به این دلیل نقطه عطف شد که مسئولین نظام بر روی حجت الاسلام علی اکبر ناطق نوری نظر داشتند، ولی مردم به سیدمحمد خاتمی رای دادند. ناطق نوری هفت میلیون و خاتمی ۲۰ میلیون یعنی حدود سه برابر نامزد مسئولین رای آورد. عبدالله ناصری نیز می‌گوید: ما امروز حجت الاسلام ناطق نوری، رقیب جدی ۲۱ سال پیش این گفتمان را در کنار گفتمان اصلاح طلبی می‌دانیم. این یکی از دستاورد‌های جنبش دوم…
نخل طلای کن در فرودگاه به جعفر پناهی رسید
نخل طلای کن در فرودگاه به جعفر پناهی رسید - عوامل فیلم «سه رخ» با استقبال جعفر پناهی به ایران بازگشتند و جایزه جشنواره فیلم کن را به او رساندند. جعفر پناهی به همراه نادی ساعی ور، برای فیلم "سه رخ" جایزه بهترین فیلمنامه جشنواره فیلم کن امسال را دریافت کردند اما به دلیل آنکه پناهی ممنوعیت قانونی برای خروج از کشور داشت، موفق به حضور در جشنواره و دریافت جایزه نشد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!
حمله ماموران شهرداری به پلیس راهور!
حمله ماموران شهرداری به پلیس راهور! - حمله ور شدن ماموران سد معبر شهرداری به ماموران راهنمایی رانندگی
دستگیری معروف ترین شرور تهران، در ۵۰۰ متری مرز ترکیه
دستگیری معروف ترین شرور تهران، در ۵۰۰ متری مرز ترکیه - شرور سطح یک که در آخرین اقدام خود یکی از دوستانش را در منطقه ولنجک به قتل رسانده بود؛ در ۵۰۰ متری مرز ترکیه دستگیر شد.
لحظه ریزش وحشتناک کوه در جاده هراز!
لحظه ریزش وحشتناک کوه در جاده هراز! - ریزش ناگهانی کوه که توسط مسافران به ثبت رسیده است...!
همسر محسن افشانی با ریش و سبیل در استادیوم آزادی دستگیر شد
همسر محسن افشانی با ریش و سبیل در استادیوم آزادی دستگیر شد - قبل از شروع بازی تیم‌های پرسپولیس و الجزیره یکی از بازیگران سینما کشورمان قصد داشت به همراه همسرش وارد ورزشگاه آزادی شوند که این دو نفر توسط نیروهای انتظامی بازداشت شدند.
فیلم | خسرو معتضد: جسد مومیایی قطعا متعلق به رضاخان است
فیلم | خسرو معتضد: جسد مومیایی قطعا متعلق به رضاخان است - فیلم - در ویدئوی زیر بخشی از صحبت های خسرو معتضد، مورخ را می شنوید که نتیجه تحقیقاتش را درباره مومیایی پیدا شده در حرم حضرت عبدالعظیم بیان می کند.
پهلوانان این روزهای ما
پهلوانان این روزهای ما - تصویری زننده و به شدت ناراحت کننده بر جا مانده از مسابقه انتخابی تیم ملی کشتی ایران که به کتک کاری و جنجال کشید. خانواده عبدولی باز هم پای ثابت این درگیری بود که چهره ورزش پهلوانی ایران را تیره کرد
(ویدئو) تشویق اصغر فرهادی در جشنواره کن توسط بزرگان سینمای جهان
(ویدئو) تشویق اصغر فرهادی در جشنواره کن توسط بزرگان سینمای جهان - در این ویدئو تشویق اصغر فرهادی و پنه لوپه کروز، خاویر باردم و دیگر عوامل فیلم «همه میﺩﺍنند» در جشنواره کن توسط بزرگان سینمای جهان را مشاهده می‌کنید.
فیلم حجوم داعشی‌های حاتمی کیا به یک مرکز خرید و وحشت و اعتراض مردم
فیلم حجوم داعشی‌های حاتمی کیا به یک مرکز خرید و وحشت و اعتراض مردم - عوامل فیلم «به وقت شام» روز گذشته با حضور عجیب و رعب آور در پردیس سینمایی کوروش مردم را وحشت زده کردند. در این حرکت تبلیغاتی بازیگران نقش داعش، با گریم و پوشش داعشی ها، سوار بر اسب راهی پردیس سینمایی کوروش شدند و با حضور در مرکز خرید و فودکورت مجموعه، رفتارهای عجیبی نشان دادند که باعث وحشت و اعتراض مردم شد.
تصاویر مخفی از بزرگترین مرکز فروش مواد مخدر در جنوب تهران / فیلم
تصاویر مخفی از بزرگترین مرکز فروش مواد مخدر در جنوب تهران / فیلم - این گزارش حاوی تصاویری از بزرگترین مرکز فروش و مصرف مواد مخدر در جنوب شرق تهران است که مخفیانه ضبط شده‌است.
کشتار اسب‌های کولبران / فیلم
کشتار اسب‌های کولبران / فیلم - متاسفانه طی یک ماه گذشته دستکم سه نوبت و هر نوبت دستکم 30 اسب باربر متعلق به کولبران در جنگل میرآباد شهرستان اشنویه با شلیک گلوله از پای درآمده‌اند.
سید احمد خمینی معمم شد
سید احمد خمینی معمم شد - سید احمد خمینی فرزند آیت‌الله سید حسن خمینی در حضور جمعی از علما و پدر و پدربزرگ خود در حسینیه جماران معمم شد.
دختران پرسپولیسی با ریش و سبیل در ورزشگاه آزادی!
دختران پرسپولیسی با ریش و سبیل در ورزشگاه آزادی! - امروز عکسی از 5 تماشاگر بازی روز گذشته در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که نشان می‌دهد 5 دختر جوان با گریم‌های عجیب و حرفه‌ای خودشان را به عنوان پسر جا زده و وارد ورزشگاه شده‌اند.
اگر با وجود این مشکلات ملت قیام کند همه ما را به دریا خواهد ریخت
اگر با وجود این مشکلات ملت قیام کند همه ما را به دریا خواهد ریخت - از ملتی که ستون فقراتش شکسته انتظار مقاومت دارید؟ بسیاری از کشور فرار کردند یا جای فرار خود را فراهم آوردند اما ما جای فرار نداریم
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!