پنج شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۶ / Thursday, 22 February, 2018

اولین روز تبعید


اولین روز تبعید
روز ۱۳ آبان ۱۳۴۳ امام خمینی متعاقب نطق کوبنده‌ای که ۹ روز پیش از آن علیه لایحه کاپیتولاسیون ایراد کردند، بازداشت و به ترکیه تبعید شدند. مقاله حاضر، گزارش لحظه به لحظه تبعید حضرت امام است.
در لحظات اولیه بامداد روز ۱۳ آبان ۱۳۴۳ صدها کماندو و چترباز مسلح حکومت شاه منزل امام را در قم محاصره کرده از بام و دیوارها وارد منزل شدند و برای بازداشت امام به جستجوی خانه پرداختند. امام که در آن لحظه در یکی از اتاقهای اندرونی به نماز و دعا مشغول بود از سر و صداها و جست و خیزها دریافت که به منزل وی یورش آورده‌اند. او بیدرنگ لباس بر تن کرد. اما پیش از آنکه کلید درب اتاق را بیاورند، مأموران تلاش کردند با لگد درب را شکسته و وارد اتاق ایشان شوند. امام بانگ زد «وحشیگری در نیاورید الآن در را باز می‌کنم» مأموران بی‌اعتنا به این هشدار در را شکستند و وارد اتاق شدند. امام مهر امضای خود را به بانو خمینی سپرد و فرمود شما را به خدا می‌سپارم.
مأموران مسلحی که سراسر کوچه را اشغال کرده بودند ۴۰۰ نفر بودند. آنان امام را به داخل یک اتومبیل فولکس انتقال دادند و تا سر خیابان بردند و از آنجا ایشان را به یک شورلت که در سرخیابان ایستاده بود، منتقل کردند. وقتی امام از فولکس به شورلت منتقل می‌شد با مشاهده صدها نظامی رو به فرمانده آنان کرد و با لبخند گفت «این همه قوا لازم نبود».
اتومبیل شورلت مسیر ۱۴۰ کیلومتری قم به تهران را در ۹۰ دقیقه طی کرد. در این مسیر اتومبیل فقط یک بار به خواست امام برای انجام فریضه نماز صبح ایشان کنار جاده توقف کرد. پس از آن مستقیماً رهسپار فرودگاه مهرآباد تهران شد. در باند فرودگاه یک فروند هواپیمای سی ـ‌۱۳۰ با موتورهای روشن آماده پرواز بود. یکی از مأموران امنیتی در فرودگاه گذرنامه امام را به دست ایشان داد و گفت: جنابعالی اکنون به ترکیه می‌روید و خانواده شما نیز به زودی به شما ملحق خواهند گردید. امام با هدایت سرهنگ افضلی که قرار بود ایشان را تا ترکیه همراهی کند، از پلکان هواپیما بالا رفتند و در جای مخصوصی که برای ایشان در نظر گرفته شده بود نشستند. سرهنگ افضلی نیز در کنار امام نشست. هواپیما علاوه بر این دو، ۷ خدمه نیز داشت که عبارت بودند از:
۱) سرگرد محمد‌علی اروندی
۲) سروان جواد حسینی
۳) ستوان یار سوم امین‌الله طلوع بدیعی
۴) ستوان یکم احمد خزری
۵) ستوان یکم نصیر بکلی
۶) استوار عبدالله محمد‌تقی
۷) گروهبان دوم عباس خالدی
وقتی هواپیما به هوا برخاست هنوز خورشید طلوع نکرده بود. به دنبال اوج‌گیری هواپیما امام به سرهنگ افضلی که در کنارش نشسته بود رو کرد و گفت:
«آیا شما می‌دانید که من به جرم دفاع از حیثیت ارتش و استقلال وطنم تبعید می‌شوم؟»
(نزدیک به این مضمون) گویا امام می‌دانست که ساواک سرگرم تنظیم اطلاعیه‌ای است مبنی بر اینکه:
«... چون رویه‌ی آقای خمینی و تحریکات مشارالیه بر علیه منافع ملت و امنیت و استقلال و تمامیت ارضی ایران بود، لذا در تاریخ ۱۳ آبان ماه از ایران تبعید گردید.»
امام مخصوصاً بر کلمه‌ی «استقلال» تکیه می‌کند و به سرهنگ افضلی می‌گوید:
«من به جرم دفاع از استقلال وطنم تبعید می‌شوم.» آقای سرهنگ افضلی که گویا انتظار روبرو شدن با چنین سؤالی را نداشت، بی‌اختیار جابجا شد و با صدایی گرفته پاسخ داد: «تا روزی که به امریکا احتیاج داریم ناچاریم یک سری آوانسهایی به آنها بدهیم.»!
امام بی‌درنگ پاسخ داد: «یعنی حتی نوامیس مملکت خود را نیز در اختیار آنان قرار دهیم؟» (نزدیک به این مضمون) سرهنگ افضلی پاسخی نتوانست بدهد، لیکن با حرکت سر گوئی به این پرسش پاسخ مثبت داد!
سرهنگ افضلی در گزارش خود به تهران تنها به آوردن این جمله بسنده کرده است که: «... اولین صحبت ایشان خطاب به اینجانب در هواپیما این بود که من برای دفاع از وطنم تبعید شدم...».
پس از این صحبت یکی از گارسون‌ها به حضور ایشان آمد و اظهار داشت که: اجازه می‌فرمائید برای شما چای بیاوریم؟! امام خمینی رو کرد به سرهنگ افضلی که در کنار ایشان نشسته بود و پرسید که ایشان (اشاره به گارسون) مسلمانند؟! پیش از آنکه او چیزی بگوید گارسون مزبور به حرف آمد که «اختیار دارید من از خانواده‌ی روحانی و ...» و پدر بزرگ خود را که یکی از علما بوده است معرفی کرد؟ امام خمینی با آوردن چای موافقت نمود. پس از نوشیدن چای سرهنگ افضلی پیشنهاد داد که اگر مایل باشید به داخل کابین هواپیما برویم تا از نزدیک دستگاه حرکت و فرود آمدن و اوج‌گیری و ... را مشاهده کنید. قائد بزرگ با این پیشنهاد نیز موافقت کرده به اتفاق سرهنگ افضلی به داخل کابین رفتند و تا فرودگاه ترکیه در کابین هواپیما نشستند و از بعضی وسایل و لوازم هواپیما دیدن کردند و پرسشهائی درباره‌ی دستگاه‌های مربوطه و نحوه‌ی عمل آنها نمودند.
هواپیمای نظامی حامل امام پس از سه ساعت و سی‌ دقیقه پرواز، در ساعت ۳۰/۱۱ در فرودگاه آنکارا بر زمین نشست. در سالن فرودگاه، مأموران امنیتی ترکیه که به استقبال آمده بودند، پس از گفتگو با سرهنگ افضلی، امام را به اتفاق نامبرده سوار اتومبیل کردند و پس از طی ۳۵ کیلومتر مسافت فرودگاه تا آنکارا، امام را مستقیماً به هتل بلوار پالاس، طبقه چهارم، اطاق شماره ۵۱۴، که قبلاً آماده شده بود، بردند.
از آنجا که این هتل در مرکز شهر قرار داشت و مخبرین داخلی و خارجی در آن کشور برای به دست آوردن صحت و سقم شایعه‌ی تبعید امام سخت کنجکاو شده بودند. امام تنها یک شب را در این هتل ماندند. سپس مأموران امنیتی ترکیه، به منظور هر چه بیشتر پوشیده نگهداشتن محل سکونت امام، در ساعت ۲ بعد‌از ظهر روز پنج‌شنبه ۱۴ آبان ماه (۳۰ جمادی‌الثانی) با مراقبت کامل و طرح پیش‌بینی شده، او را به یکی از ساختمان‌های فرعی خیابان آتاتورک به نام fotoetem منتقل کردند.

منبع: نهضت امام خمینی، سید‌حمید روحانی

منبع : دوران

مطالب مرتبط

چمران، چریک تمام عیار و بی‌ادعا


چمران، چریک تمام عیار و بی‌ادعا
دکتر مصطفی چمران، در همان هفته اولی که جنگ تحمیلی آغاز شد، با حدود سی نفر از مردانی که با وی در نبردهای کردستان شرکت داشتند، با قطار به اهواز آمد. او ستاد عملیاتی خود را در دانشگاه این شهر تشکیل داد تا عملاً کار مقابله با تهاجم همه جانبه ارتش بعثی به سرزمین‌های ایران را آغاز کند.
چمران پیشتر با دستور حضرت امام خمینی ـ رضوان الله تعالی علیه ـ به کردستان رفته و نقش مهمی در انهدام گروه‌های مسلح وابسته به صدام در آن دیار ایفا کرده و با شجاعت‌های خود، شهر پاوه را از محاصره دشمن نجات داده بود.
او بر این باور بود که اگر اعلامیه امام و درخواست ایشان از مردم و نیروهای مسلح برای حرکت به سوی شهر پاوه نبود، ما در پاوه شکست خورده بودیم. او قدر انقلاب اسلامی و حاکم شدن مکتب اسلام را در ایران به خوبی درک می‌کرد، زیرا طعم تلخ نداشتن حکومت مردمی را در لبنان چشیده و با چشم خود، حملات اسرائیل را به مردم بی‌پناه فسطین و لبنان دیده بود. وی زمانی به اهواز آمد که ترس تصرف شهر از سوی دشمن می‌رفت و ارتش و سپاه و مردم، همه در پی راهی برای مقابله با دشمن بودند. او چند شبی را در محله گلستان در جنوب اهواز و در نزدیکی خط مقدم در منزل دوستش، شیخ علی شوشتری گذراند؛ شخصی که مغازه‌ای داشت که آن را مغازه «صلوات» می‌نامیدند، زیرا بر بالای مغازه‌اش نوشته بود: «اللهم صل علی محمد و آل محمد».
دکتر چمران، ستاد عملیات جنگ‌های نامنظم را با کمک انسان‌هایی با انگیزه و داوطلب از همه نوع و از سراسر کشور فعال کرد تا با شیوه خود و با تاکتیک‌های چریکی به مصاف دشمن برود. البته شیوه جذب نیروی انسانی شهید چمران، که از همه ‌گروه‌‌ها، افراد رزمنده را می‌پذیرفت، مورد اعتراض برخی از کسانی که معتقد بودند افراد مؤمن‌تر باید در سازمان‌های رزمی شرکت کنند، قرار می‌گرفت، ولی چمران بر این باور بود: هرکس که آماده دفاع در برابر تهاجم ارتش صدام است، می‌تواند در جبهه حضور یابد و جزو همراهان رزمنده وی قرار گیرد.
او از درد و رنج و سختی جبهه و جنگ استقبال می‌كرد و بر این باور بود که درد، دل آدمی را بیدار می‌کند، روح را صفا می‌دهد، غرور و خودخواهی را نابود می‌کند، نخوت و فراموشی را از بین می‌برد و انسان را متوجه وجود خود می‌کند و ارزش هر انسانی به ‌اندازه درد و رنجی است که در راه خدا تحمل کرده است.
دکتر چمران در آن زمان، نماینده مجلس و از طرفی، نماینده حضرت امام خمینی ـ رضوان الله تعالی علیه ـ در شورای عالی دفاع هم بود. در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی و در دوره دولت موقت، مدتی نیز وزیر دفاع بود. در همان روزهایی که او با تمام وجود در جبهه‌های جنوب حضور یافته بود، برخی از افراد و نمایندگان مجلس از وی خواسته بودند تا به مجلس بازگردد و در تدوین قوانین مناسب، فعال شود، ولی چمران به آنان گفت: «خدایا، تو شاهد باش که من میدان رزم را بر نشستن بر صندلی مجلس ترجیح می‌دهم».
او حتی در میدان جنگ هم به سنگرهای مطمئن یا پایگاه‌های نظامی دارای دفاع نسبتـاً مناسب نرفت، بلکه با شجاعت فوق‌العاده‌ای که داشت، مرتب در خط مقدم درگیری با دشمن حاضر می‌شد و با تمام قدرت در زیر رگبار گلوله‌های دشمن، با خصم می‌جنگید و پایداری خود را نشان می‌داد. چمران بهتر از هر کسی، معنی «جنگ»، «اشغال»، «آوارگی»، «دشمن» و «مقاومت» را می‌دانست و پیشتر در صف مقدم جبهه علیه اسرائیل و در جریان جنایات غاصبان بی‌رحم فلسطین، مفهوم این لغات را به خوبی دریافته بود.
چمران پس از تحصیل در رشته فیزیک هسته‌ای، تصمیم گرفت به قدس شریف برود و علیه اسرائیل بجنگد. او برای آزادی قدس، پای به خاک لبنان گذاشت و توانست در کنار امام موسی صدر قرار گیرد و به همراه ‌ایشان جنبش حرکت محرومان لبنان را پایه‌گذاری كند. چمران در این ایام با سفر به فلسطین و مصر، توانست جنگ‌های چریکی را فراگیرد تا در کنار مقاومت مردم لبنان باشد.
چمران پس از آغاز جنگ تحمیلی و حضور در جبهه‌های جنوب، شرایط آن روز کشور را ارزیابی کرده و دریافته بود که نمی‌توان تنها با تکیه بر توان ارتش موجود، با دشمن مقابله کرد و ارتش بعثی را از تهاجم بازداشت. در آن دوران، ارتش ایران با مشکلات عدیده‌ای؛ از جمله مسئله فرماندهی، ساختار، سازمان و مسائل روحی ـ روانی روبه‌رو بود و نیاز به یک بازسازی اساسی داشت تا بتواند با دیدگاه‌های جدیدی، خود را سازمان داده و وارد عمل علیه دشمن شود. از طرفی، چنانچه حتی این مشکلات هم برای ارتش وجود نداشت استعداد و قدرت سازمانی آن نسبت به توان رزمی دشمن کمتر بود، به ویژه از نظر تعداد یگان‌های زرهی و مکانیزه، نسبت به دشمن در شرایط نامساعدتری بود.
چمران همانند بسیاری دیگر از فرماندهان و برجستگان دفاع مقدس، به ‌این نتیجه رسیده بود که باید در برابر برنامه گسترده دشمن، قدرت عظیم مردم را وارد صحنه نبرد کرد تا توازن قوا پدید و امکان غلبه بر دشمن فراهم آید، برای همین، با آموزش افراد داوطلب، آنان را در گروه‌های کوچک چریکی سازماندهی کرده و به محورهایی که ارتش بعثی در حال پیشروی بود، اعزام می‌کرد تا بتواند در کنار ارتش و سپاه و دیگر رزمندگان، جلوی تهاجمات دشمن را گرفته نگذارد شهرهای بزرگی چون اهواز و سوسنگرد به تصرف دشمن درآیند.
او خود همیشه اسلحه بر دوش داشت و در خط مقدم جبهه حضور می‌یافت و با دشمن از نزدیک درگیر می‌شد. چمران یک چریک واقعی بود و نحوه جنگیدن با دشمن و نیز شیوه جنگ تن به تن را به خوبی می‌دانست و بر این باور بود که تنها با تکیه بر روش‌ها و تاکتیک‌های کلاسیک ـ که معمولاً ارتش‌های منظم در نبردها به کار می‌برند ـ نمی‌توان با دشمنی که با قدرت انبوه آتش و با یگان‌های زرهی و مکانیزه متعدد در دشت‌های خوزستان برای اشغال سرزمین ایران به سرعت می‌تازد، مقابله و او را متوقف كرد.
شبیخون زدن به واحدهای دشمن و انجام جنگ‌های پارتیزانی و آرام نگذاشتن دشمن، یکی از تاکتیک‌هایی بود که چمران عارف با کمک مردان جنگی‌اش علیه دشمن انجام می‌داد. او به قدری در جنگیدن با دشمن مصمم بود که ‌این روحیه و اطمینان به نفس را به هم‌رزمانش تزریق می‌کرد و به این ترتیب، روح سلحشوری را در میان دیگران می‌دمید و با نترسیدن از مرگ، روش چگونه جنگیدن با دشمن را در میدان نبرد به دیگران می‌آموخت و به نیروهایش توصیه می‌کرد تلاش كنند تا سلاح و مهمات و حتی غذایشان را از دشمن بگیرند.
دکتر چمران در روزهای نخست جنگ تحمیلی، نیروهای خود را در جبهه‌های اطراف اهواز و سوسنگرد از جمله محورهای نوَرد، طراح و کرخه نور گسیل داشته بود و خود متناوب در این جبهه‌ها حاضر می‌شد و با دشمن به صورت رو در رو و از نزدیک می‌جنگید.
چمران فردی ورزیده‌ای و از نظر جسمی بسیار قوی بود و یك رزمنده به تمام معنا و بسیار چابک و ورزشکار بود. در ورزش‌های صبحگاهی با اسلحه می‌دوید و دیگران را آنقدر می‌دوانید که همه رزمندگان را از نفس می‌انداخت. دوره‌های کامل چریکی را دیده بود و می‌توانست یک تنه بجنگد. از دشمن نمی‌ترسید و خیلی خوب تیراندازی می‌کرد و با شجاعت تمام با نیروهای دشمن می‌جنگید.
یک بار در نبرد با ارتش صدام در جاده حمیدیه ـ سوسنگرد مجروح شد و با پای زخمی به یک کامیون ارتش بعثی حمله کرد و آن را با سرنشینانش به تصرف خود درآورد و با آن کامیون به عقب برگشت و نفرات آن را نیز اسیر کرد. چمران در نجات سوسنگرد، نقش مهمی داشت؛ زمانی که ارتش صدام، یگان‌های زرهی و مکانیزه خود را برای محاصره شهر سوسنگرد گسیل داشته بود، این چمران بود که توانست با نیروهای چریکی‌اش به تیپ زرهی دشمن حمله کند و جلوی تهاجم آنان را بگیرد و با کمک رزمندگان سپاه و ارتش، شهر سوسنگرد را از محاصره ارتش دشمن درآورد.
چمران در عین حال، انسانی یکپارچه صفا، محبت، صمیمیت و مهربانی بود؛ اهل تظاهر و مطرح کردن «خود» نبود، هرچند سخنان زیبایی می‌گفت و مطالب عارفانه جالبی می‌نوشت. دکتر چمران آنچه را که می‌گفت و می‌نوشت در عمل خود پیاده می‌کرد. نگاه چمران به جهاد، نگاهی هنرمندانه بود. او خود، الگوی یک مجاهد هنرمند است.
چمران به امام خمینی ـ رضوان الله تعالی علیه ـ عشق می‌ورزید و او را با تمام وجود دوست می‌داشت. امام هم به او علاقه‌مند بود. علاقه امام به وی را می‌توان از نوشته ‌ایشان در شهادت دکتر چمران دریافت. امام خمینی، چمران را «سردار پرافتخار اسلام»، «مجاهد بیدار و متعهد راه تعالی و پیوستن به ملأ اعلی»و «معلم متعهد» می‌دانستند. ایشان در پیامی که در اول تیر ماه سال۱۳۶۰ به مناسبت شهادت دکتر مصطفی چمران چنین مرقوم فرمودند:
«او با سر افرازی زیست و با سرافرازی شهید شد و به حق رسید. هنر آن است که بی‌هیاهوی سیاسی و خودنمایی‌های شیطانی، برای خدا به جهاد برخیزد و خود را فدای هدف کند نه هوی، و این هنر مردان خداست. او در پیشگاه خدای بزرگ با آبرو رفت. روانش شاد و یادش به خیر».
برخی بزرگان مانند شهید آیت‌الله سید اسدالله مدنی(ره)، او را «مالک اشتر امام خمینی» می‌نامید، زیرا وی در اوایل آغاز جنگ تحمیلی، توانست با تمام قوای فکری و جسمی اش به مقابله با تجاوز بعثیان بپردازد.
چمران خدای بزرگ را که لذت معراج را بر روحش ارزانی داشت، شکر می‌گذاشت و خود، مصداق کسانی بود که خداوند آنان را دوست دارد و می‌فرماید: «ان الله حب الذین یقاتلون فی سبیله صفاً کانّهم بنیانٌ مَرصوص» (سوره صف ـ آیه ۴).
چمران همیشه می‌خواست مظهر فداکاری و شجاعت باشد و پرچم شهادت در راه خدا را به دوش خویش کشد. او احساس می‌کرد که ‌این دنیا، دیگر جای او نیست و می‌خواست که تنها با خدای خود باشد و از خداوند بزرگ می‌خواست او را در جوار رحمتش سکنی دهند و سرانجام نیز اینچنین شد و او پس از گذشت حدود نه ماه از آغاز جنگ تحمیلی در جبهه جنوب و در حین حضور در خط مقدم در دهلاویه و در ۳۱ خرداد ماه سال ۱۳۶۰ به فوز عظیم شهادت و به آرزوی بزرگ خویش رسید.
«روحش شاد و راه امامش پر رهرو باد».


وبگردی
ممنوعیت پروازهای «هواپیمایی آسمان» در اروپا
ممنوعیت پروازهای «هواپیمایی آسمان» در اروپا - پرواز تمام هواپیماهای «آسمان» در اروپا ممنوع است
استحاله! / بررسی نامه احمدی‌نژاد به رهبری
استحاله! / بررسی نامه احمدی‌نژاد به رهبری - دگرديسي‌هاي فراواني در ايران صورت گرفته‌است؛ اصولگرايان اصلاح‌طلب شده‌اند، تحول‌طلبان محافظه‌كار شده‌اند، مسئولان پاسخ ناكارآمدي‌هاي خود را از مردم مي‌خواهند و در تازه‌ترين نوع اين استحاله‌ها فردي كه بسياري مدعي هستند او برآمده از مهندسي انتخابات است با ارسال نامه به رهبرمعظم انقلاب درخواست برگزاري انتخاباتي آزاد، زودهنگام و به دور از مهندسي كرده‌است! محموداحمدي‌نژاد همان پديده خانمان براندازي كه براي…
سیف و بازی تکراری غیر مجازها !
سیف و بازی تکراری غیر مجازها ! - حرفهای تکرای بانک مرکزی در مورد صرافی ها و موسسات مالی غیر مجاز با یک جستجوی ساده در اینترنت.
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز - فیلم - زهرا خوش نواز در گفتوگو با یورونیوز از مراحلی که برای آماده سازی ظاهرش طی کرد تا با چهره‌ای متفاوت وارد استادیوم شود گفت. او می‌گوید: «زمانی که از تونل گذر کردم و وارد ورزشگاه شدم و چشمانم به چمن ورزشگاه افتاد گریه‌ام گرفت.»
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش - باز هم زیر گرفتن ماموران امنیتی و نیروی انتظامی توسط یک ماشین دیگر سواری توسط اراذل خیابان گلستان هفتم
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران - کی از دراویش گنابادی با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در خیابان پاسداران تهران / گفته میشود تعداد شهدای ناجا در حمله آشوبگران فرقه ضاله گنابادی و حامیان نورعلی تابنده به ۴ تن رسیده است.
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای - به دنبال سقوط هواپیمای تهران-یاسوج ویدیو لحظه مواجه خانواده های جانباختگان را با وزیر مشاهده می کنید.
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو - تصاویری دردناک از حمله مرد موتور سوار با چاقو به یک مرد راننده در حضور همسر و فرزندش در شهرستان داراب استان فارس را در ویدئوی زیر می بینید. به نظر میرسد این اتفاق در پی جرو بحثی بر سر پارک کردن وسایل نقلیه روی داده است!
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟ - آنچه مشخص است جمهوری اسلامی ایران باید تصمیم مشخص و درستی درباره سیاست عدم رویارویی با ورزشکاران رژیم صهیونیستی بگیرد. دیگر نمی‌توان با این روش تعقیب و گریزی با این مسئله برخورد کرد. دیگر نمی‌توان ورزشکاران را از مقابله با کشتی‌گیران اسرائیلی باز داشت و در برابر رسانه‌های جهانی گفت به خاطر مصدومیت در میدان حاضر نمی‌شویم و در داخل جشن بگیریم که ما عزت‌مان را حفظ کردیم و...
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
    رایج ترین شغل بانوان در سال 2013 همچون دهه 50!
    این روزها متداول ترین شغل برای بانوان کدام است؟ بله، هنوز هم منشی گری متداول ترین گزینه است – با این حال بانوان بیشتر از آقایان مدارک علمی و دانشگاهی کسب می کنند، و در مدارج مدیریتی ارتقا می یابند و تعداد بانوانی که کسب و کار خودشان را شروع کرده اند در حا