چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۶ / Wednesday, 21 February, 2018

آیت‌الله سیدحسن مدرس، زندگی و مبارزات


آیت‌الله سیدحسن مدرس، زندگی و مبارزات
مدرس که در مجلس در اقلیت قرار داشت از هر فرصت جهت افشای شخصیت دیکتاتوری رضاخان استفاده و مخالفان مدرس نیز از ایراد نطق وی در مجلس جلوگیری می‌کردند. سرانجام در روز ۷ مرداد ۱۳۰۴، مدرس به همراه شش تن دیگر از نمایندگان مخالف، رضاخان رئیس‌الوزراء را به دلیل سوء سیاست داخلی و خارجی، قیام و اقدام بر ضد قانون اساسی و حکومت مشروطه استیضاح نمودند.
رضاخان با تهدید و تطمیع و تزویر، همه را به همکاری و یا سکوت و انفعال کشانده بود و دیگر امکان موفقیت برای مدرس نمانده بود. مدرس این نکته را به خوبی دریافته بود و در پاسخ این سؤال که آیا از این پس در مبارزهٔ خود امید موفقیت دارد، گفت: «من در این کشمکش، چشم از حیات پوشیده و از مرگ باک ندارم. آرزو دارم اگر خونم بریزد، فایده‌ای در حصول آزادی داشته باشد. من از دستگاه سردار سپه نمی‌ترسم، اما او با تمام قدرت و جلال سلطنتش از من می‌ترسد.»
● شهید مدرس و عده ای از نمایندگان اقلیت مجلس پنجم شورای ملی
آیت‌الله سیدحسن مدرس از علما و نمایندگان برجسته، مبارز و ضد استبدادی مجلس شورای ملی ایران در قرن چهاردهم هجری در ۱۲۸۷ ق در سرابه اردستان به دنیا آمد.
پدرش سید اسماعیل از سادات طباطبایی بود. در شش سالگی به همراه پدرش به قمشه رفت و نزد پدر بزرگش میر عبدالباقی درس خواند و پس از درگذشت میر عبدالباقی در شانزده سالگی برای ادامه تحصیلات به اصفهان رفت.
بعد از گذراندن مقدمات، به فراگیری دروس سطح پرداخت و در ضمن معقول را نزد میرزا جهانگیر‌خان قشقایی آموخت. دروس خارج فقه و اصول را نیز نزد استادانی چون شیخ مرتضی ریزی و آقا سیدمحمدباقر درچه‌ای خواند و سپس برای تکمیل تحصیلات خود در ۱۳۱۱ ق عازم نجف‌اشرف گردید و در مدرسه صدر ساکن شد. سیدحسن مدرس در طول دوران تحصیل در نجف روزهای پنجشنبه و جمعه کارگری می‌کرد و از آن راه امرار معاش می‌نمود. وی به مدت هفت سال از محضر درس آخوند خراسانی و سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی استفاده کرد و به درجه اجتهاد نایل شد و در ۱۳۲۴ ق، در سی ‌و هفت سالگی از راه اهواز و بختیاری، به اصفهان وارد شد و در آن شهر در منزلی محقر سکونت گزید.
مدرس به زودی در میان مردم اصفهان مشهور گردید. بزرگترین عامل اشتهار وی، ساده‌زیستی، صراحت کلام و مبارزه آشتی‌ناپذیر وی با متنفذان و مالکان بزرگ اصفهان بود که همواره منافع خود را بر همه چیز ترجیح می‌دادند. او در جریان جنبش مشروطیت به حمایت از آن برخاست و در دوران استبداد صغیر با کمک حاج آقا نورالله اصفهانی، انجمنی مخفی بر ضد مستبدان تشکیل داد و با مشروطه‌خواهان بختیاری مخفیانه در تماس بود و همکاری داشت.
با دعوت و همکاری مدرس، نیروهای مشروطه‌خواه بختیاری به رهبری صمصام‌السلطنه، قوای دولتی را در اصفهان شکست دادند و حکومت آن شهر را در دست خود گرفتند و به‌عنوان غرامت خسارات خود، در صدد گرفتن مالیات از مردم برآمدند که این امر با انتقاد و اعتراض شدید مدرس مواجه شد. صمصمام السلطنه نیز وی را دستگیر و تبعید نمود اما به خاطر اعتراض علما و مردم او را به شهر بازگرداند و در وضع مالیات تجدید‌نظر نمود، اما آنان همچنان توطئه می‌کردند و دوبار به او سوءقصد نمودند که مدرس از آنها جان سالم به در برد.
همزمان با تشکیل دوره دوم مجلس شورای ملی، مدرس از سوی آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی ـ مطابق اصل دوم متمم قانون اساسی ـ به‌عنوان یکی از مجتهدان طراز اول به مجلس شورای ملی معرفی گردید و از سوی مجلس نیز پذیرفته شد و به ناچار اصفهان را به قصد تهران ترک گفت. در ذیحجه ۱۳۲۹ ق دولت روسیه تزاری به بهانهٔ حضور شوستر امریکایی ـ که امور مالیه کشور را برعهده داشت ـ به دولت ایران اولتیماتوم داد و متعاقب آن، قشون روس وارد بندر انزلی شد و تا قزوین پیشروی کرد. گرچه دولت این اولتیماتوم را پذیرفت لکن مجلس تحت‌تأثیر چهره‌هایی مانند مدرس به شدت با آن مخالفت کرد.
در رمضان ۱۳۳۲ ق که جنگ جهانی اول شروع شد، دولت ایران رسماً اعلام بی‌طرفی کرد اما قوای روسیه، انگلیس و عثمانی، بدون توجه به این بی‌طرفی وارد کشور شدند به زدوخورد با یکدیگر پرداختند.
در محرم ۱۳۳۴ ق بیست‌وهفت نفر از نمایندگان مجلس و گروهی از رجال سیاسی و مردم عادی به منظور مقابله با تجاوزات روس و انگلیس به ایران، به طرف قم حرکت کردند و در آن شهر «کمیته دفاع ملی» را تشکیل دادند و یک هیأت چهار نفری را برای اداره امور برگزیدند که مدرس یکی از آنان بود. قوای روس، مهاجران را تعقیب کردند و آنان ناگزیر به غرب کشور رفته و از راه کرمانشاه، کرند و قصر‌شیرین خود را به اسلامبول رساندند. در همه مسیرهای داخل ایران، نیروهای روس مهاجران را تعقیب می‌کردند و زدوخوردهایی نیز میان آنان در می‌گرفت.
مهاجران در تبعید، دولتی به ریاست نظام‌السلطنه تشکیل دادند که در آن مدرس، وزیر عدلیه و اوقاف بود. مدرس در اسلامبول، در مدرسه ایرانیان آن شهر به تدریس پرداخت و اعضای دولت در تبعید نیز با سلطان عثمانی ملاقات کردند. در شعبان ۱۳۳۶ ق و با پایان یافتن جنگ جهانی اول، مدرس به همراه دیگر مهاجران به تهران بازگشت و در مدرسه دینی سپهسالار ـ که نیابت تولیت آن را داشت ـ به تدریس پرداخت و در نظام اداری و آموزشی آن، تحولی به وجود آورد.
در ذیقعده ۱۳۳۷ ق، وثوق‌الدوله قرارداد ننگین ۱۹۱۹ را با انگلستان منعقد ساخت که براساس آن اختیار امور مالی و نظامی دولت ایران در دست مستشاران انگلیسی قرار می‌گرفت. وثوق‌الدوله تصمیم داشت تا این قرارداد را در مجلس به وسیله طرفداران و دست‌نشاندگان خود به تصویب برساند اما براثر مخالفت‌های مدرس در مجلس و افکار عمومی، مجلس قرارداد مذکور را رد کرد و وثوق‌الدوله به ناچار از کار برکنار گردید.
پس از کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ که توسط رضاخان و سید ضیاءالدین طباطبایی صورت گرفت، بسیاری از آزادیخواهان دستگیر شدند. از جمله آنان مدرس بود که به قزوین تبعید و در آنجا زندانی گردید. وی بیش از سه ماه در حبس بود و پس از عزل سید ضیاء آزاد شد.
مدرس در انتخابات دوره چهارم مجلس شورای ملی که در ۱۳۳۹ ق برگزار گردید، به نمایندگی مردم تهران انتخاب شد و در رأی‌گیری میان نمایندگان به نایب‌رئیسی مجلس نیز رسید. وی در آغاز این دوره با تصویب اعتبارنامه نمایندگان موافق قرارداد ۱۹۱۹ و همکاران وثوق‌الدوله مخالفت کرد و مانع تصویب اعتبارنامه آنان شد. مدرس در این دوره از رضاخان، سردار سپه، عامل کودتا که پست وزارت جنگ را داشت و پایه‌های دیکتاتوری خود را مستحکم می‌کرد به شدت انتقاد نمود و گفت: «عجالتاً امنیت در دست کسی است که اغلب ماها خوشوقت نیستیم. شما مگر ضعف نفس دارید که این حرف‌ها را می‌زنید و در پرده سخن می‌گویید؟ ما [نمایندگان] بر هر کس قدرت داریم پادشاه را عزل کنیم، رئیس‌الوزراء را بیاوریم سؤال کنیم، استیضاح کنیم، عزلش کنیم و همچنین رضاخان را استیضاح کنیم، عزل کنیم. می‌روند در خانه‌شاه می‌نشینند. قدرتی که مجلس دارد هیچ چیز نمی‌تواند در مقابلش بایستد...»
مدرس با دولت مستوفی‌الممالک به دلیل عدم قاطعیت کافی او، برنامه‌هایش و وجود رضاخان در پست وزارت جنگ مخالفت کرد و در خرداد ۱۳۰۲ دولت مستوفی را استیضاح نمود.
مدرس در انتخابات دوره پنجم مجلس شورای ملی که در اواخر ۱۳۰۲ برگزار شد. علیرغم اعمال نفوذ نظامیان و مأموران شهربانی، به نمایندگی مردم تهران انتخاب گردید و از طرفی رضاخان به فرمان احمدشاه به نخست‌وزیری منصوب شد.
طرفداران رضاخان در داخل و خارج برای برچیدن رژیم قاجار و روی کار آمدن رضاخان، زمزمه ایجاد جمهوری در کشور را سر دادند. مدرس که به نیت اصلی رضاخان و طرفدارانش پی برده بود با تغییر رژیم به مخالفت برخاست، اما همچنان نمایندگان هوادار رضاخان برآن امر اصرار داشتند و به منظور خاموش ساختن و عقب نشاندن مدرس، یکی از نمایندگان به او سیلی زد. خبر سیلی خوردن مدرس به بیرون از مجلس نیز کشیده شد و بلافاصله بازار تهران به‌عنوان اعتراض بسته شد و گروه وسیعی از مردم و روحانیون به تظاهرات پرداختند.
در ۲ فروردین ۱۳۰۳ تظاهرات دیگری در طرفداری از مدرس و مخالفت با جمهوری در اطراف مجلس شورای ملی برپا شد. رضاخان که مخالفت شدید مدرس و نگرانی و اعتراض بسیاری از علما را از ایجاد جمهوری مشاهده کرد طی اعلامیه ای در فروردین آن سال، انصراف خود از ایجاد جمهوری اعلام کرد، و برای اطمینان دادن به علما به قم رفت و با علمای آنجا دیدار نمود.
مدرس که در مجلس در اقلیت قرار داشت از هر فرصت جهت افشای شخصیت دیکتاتوری رضاخان استفاده و مخالفان مدرس نیز از ایراد نطق وی در مجلس جلوگیری می‌کردند. سرانجام در روز ۷ مرداد ۱۳۰۴، مدرس به همراه شش تن دیگر از نمایندگان مخالف، رضاخان رئیس‌الوزراء را به دلیل سوء سیاست داخلی و خارجی، قیام و اقدام بر ضد قانون اساسی و حکومت مشروطه استیضاح نمودند.
رضاخان با تهدید و تطمیع و تزویر، همه را به همکاری و یا سکوت و انفعال کشانده بود و دیگر امکان موفقیت برای مدرس نمانده بود. مدرس این نکته را به خوبی دریافته بود و در پاسخ این سؤال که آیا از این پس در مبارزهٔ خود امید موفقیت دارد، گفت: «من در این کشمکش، چشم از حیات پوشیده و از مرگ باک ندارم. آرزو دارم اگر خونم بریزد، فایده‌ای در حصول آزادی داشته باشد. من از دستگاه سردار سپه نمی‌ترسم، اما او با تمام قدرت و جلال سلطنتش از من می‌ترسد.»
در دوره ششم مجلس با وجود آنکه تحت‌نظر کامل رضاخان و دخالت صریح نظامیان در سراسر کشور برگزار شد بار دیگر مدرس و تعداد دیگری از نمایندگان مستقل و مخالف رضاخان به مجلس راه یافتند. اندکی بعد به اشاره رضاخان، مدرس در ۷ آبان ۱۳۰۵ مورد سوءقصد قرار گرفت اما به نحو معجزه‌آسایی نجات یافت و مدرس آن اقدام را تلویحاً به تحریک رضاخان دانست. او به مدت دو ماه بستری بود و در دی ماه آن سال در مجلس شرکت نمود. در آبان ۱۳۰۶، حاج آقا نورالله اصفهانی، عالم مجاهد و متنفذ اصفهان همراه عده‌ای از روحانیون آن شهر در اعتراض به برخی از برنامه ها و اقدامات رضاخان به قم مهاجرت کرد و از علمای سراسر کشور خواست تا به ‌منظور اعلام همدردی و اعتراض به رضاخان به قم مهاجرت کنند.
مدرس نیز طی تلگرافی که به حاج آقا نورالله مخابره نمود اقدام آنان را تأیید و اظهار همدردی و همکاری نمود.
در انتخابات دوره هفتم که بار دیگر تحت نظارت شدید مأموران نظامی برگزار شد، اعلام گردید که مدرس حتی یک رأی نیز نیاورده است و او با اشاره به تقلب وسیع در انتخابات به طنز گفت که لااقل یک رأیی را که به خودم دادم می‌خواندید! مدرس که امکان ورود به مجلس را از دست داده بود، دیگر امکانی برای ابراز مخالفت نداشت و از مصونیت پارلمانی نیز برخوردار نبود. رضاخان که مترصد چنین فرصتی بود دستور دستگیری او را صادر کرد. رئیس شهربانی وقت و چند تن دیگر از افسران و درجه‌داران در نیمه شب ۱۶ مهر ماه ۱۳۰۷ به منزل وی یورش برده و او را مورد ضرب و شتم شدید قرار دادند و سپس به اتومبیلی منتقل کرده و بدون درنگ به یکی از روستاهای اطراف مشهد و سپس به شهر کوچک و دورافتاده کویری خواف تبعید نمودند. وی به مدت نه سال در آنجا تحت‌نظر شدید مأموران امنیتی قرار داشت و ممنوع‌الملاقات بود. در آبان ماه ۱۳۱۶، مدرس به دستور رضاخان به کاشمر انتقال یافت و در روز ۱۰ آذر ۱۳۱۶ توسط چند تن از مأموران رژیم به شهادت رسید.
مدرس، مردی پرهیزگار، شجاع، عالم و وارسته بود و در بیان حقایق از هیچکس پروا نداشت. امام خمینی (ره) در بیانات خود مدرس را به دلیل صفات مذکور بیش از هر عالم دیگر می‌ستود و او نقش عمده‌ای در تکوین شخصیت سیاسی امام داشت. اوراقی که از دست‌نوشته‌های او باقی ماند گواه آنست که وی آثاری در زمینه فقه و اصول و تفسیر قرآن نیز داشته که به دلیل غارت منزلش و انتقال کتاب‌ها و دست‌نوشته‌هایش به شهربانی، اثری از آنها برجای نمانده است.

پژوهشگر: محمدحسن رجبی

منبع : مرکز اسناد انقلاب اسلامی

مطالب مرتبط

علامه دیانت و سیاست


علامه دیانت و سیاست
مدرس یکی از قهرمانان ایران معاصر و مجاهدی عظیم الشأن و متعهدی برومند و عالم بزرگواری در دوره رضاخان و اختناق وی بود. به تعبیر امام(ره) زمانی که قلمها شکستند و زبانها بسته و گلوها فشرده بود، او از اظهار حق و ابطال باطل دریغ نمی کرد... این عالم با روحی بزرگ و شاداب از ایمان، صفا و زبانی چون شمشیر حیدر کرار، رویارویشان ایستاد و فریاد کشید و حق را گرفت و جنایت را آشکار کرد. امام تأکید می کند که باید زمان مدرس را شناخت و با درک زمان وی، قدر و منزلت ایشان هویدا می شود. (۱)
درباره مدرس کتابها و مقالات گوناگون نوشته شده و جا دارد همواره نیز در سالگرد شهادت ایشان آراء و دیدگاههای وی منعکس و به نسل جوان ارایه شود. در ذیل اشاره ای کوتاه به زندگی و برخی از آراء ایشان می شود.
● زندگی نامه
مدرس در سال ۱۲۸۷ ه.ق در توابع اردستان دیده به جهان گشود و از دوران کودکی تعلیم و تربیت را نزد جد خود آغاز کرد و تا سن ۱۴ سالگی نزد وی به کسب معارف اسلامی همت گماشت و بنا به وصیت جدش در سن ۱۹ سالگی برای ادامه تحصیل به اصفهان رفت. مدرس خود در این باره می گوید: «جد من، سید عبدالباقی از زهاد زمان خود به شمار می آمد، او از زواره به قمشه در جنوب اصفهان مهاجرت کرده بود. در حالی که من شش سال بیشتر نداشتم، جدم تعلیم و تربیتم را عهده دار شد. زمانی که او به رحمت خدا پیوست، من ۱۴ ساله بودم و طبق وصیت او، بعد از گذشت چند سال از مرگش برای ادامه تحصیل به اصفهان رفتم.» (۲)
ایشان در مدرسه علمیه صدر اصفهان نزد عالمانی همچون میرزا عبدالعلی هرندی، جهانگیر خان قشقایی و آخوند ملامحمد کاشانی، شیخ مرتضی یزدی و سید محمدباقر درچه ای تلمذ نمود و به تکمیل علوم مغفول و منقول پرداخت و سپس عازم عتبات عالیات شد. البته این سفر پس از واقعه تحریم تنباکو بود. مدرس در این باره می گوید:
«بعد از واقعه دخانیه به عتبات عالیات مشرف شدم. بعد از تشرف، حضور حضرت آیهٔ ا... حاجی میرزا حسن شیرازی رحمهٔ ا... علیه به جهت تحصیل، توقف در نجف اشرف را اختیار کردم، علما و بزرگان آن زمان را مستقیماً و تبرکاً، کلاً درک کردم و از اغلب آنها استفاده نمودم، ولی عمده تحصیلات من خدمت مرحومین مغفورین، حجتین کاظمین خراسانی و یزدی بود. تشرف من در عتبات تقریباً هفت سال شد. بعد به اصفهان مراجعت نمودم.(۳)
مدرس پس از بازگشت به اصفهان فعالیت علمی، فرهنگی و سیاسی خود را آغاز کرد و سرانجام به عنوان پنج تن از علمای طراز اول جهت نظارت بر مصوبات مجلس شورای ملی انتخاب گردید و از این زمان به بعد زندگی سیاسی مدرس آغاز می شود. مدرس در جلسه ۱۹۵ مجلس شورا در تاریخ ۲۸ ذی الحجه ۱۳۲۸ ه.ق (مطابق با ۱۲۸۹ ش) سوگندنامه خود را قرائت می کند و این آغاز برای پنج دوره پرفراز و نشیب نمایندگی در مجلس شورای ملی بود.
● دیدگاههای سیاسی مدرس
۱) دین و سیاست
یکی از مسایل و مباحث اساسی در حوزه دین و سیاست در کشورهای اسلامی در دو قرن اخیر مطرح شده، جدایی و یا عدم جدایی دین از سیاست بوده است. مدرس در یکی از جلسات مجلس، سیاست را به معنای نگهداری و حراست، حکم راندن بررعیت، داوری و تدبیر و اجرای احکام بر مبنای دادگری و شیوه اداره امور داخلی و خارجی یک کشور و یا یک جامعه معرفی کرد. (۴)
از آنجا دین نیز به معنای آیین، رسم و قانون است، در این صورت دین و سیاست در حوزه اداره جامعه با همدیگر تلفیق پیدا می نمایند. مدرس معتقد است که این شیوه در کشورهای غیراسلامی وجود دارد و دین و سیاست کشورهای غربی با هم تلفیق دارند. به عبارت دیگر مدرس می خواهد به مذهب پروتستان اشاره کند که دین و دنیا را در هم آمیخت و دنیا را جدا از این ندانست.
برعکس کشورهای اسلامی به علت جدایی دین و سیاست مشکلات فراوانی به خود دیده است. مدرس در این باره در یکی از جلسات مجلس شورای ملی می گوید: «ممالک اسلامی، سیاست و دیانت را از هم جدا کرده اند، ولی ممالک دیگر، سیاستشان عین دیانتشان یا جزو آن است. لهذا در ممالک اسلامی، اشخاصی که متدین هستند، از کسانی که داخل سیاست هستند دوری می کنند، آنها که دوری کردند، ناچار همه نوع اشخاص، رشته امور سیاست را در دست گرفته و لهذا رو به عقب می رود... من و امثال من که مشروطه را تصدیق کردیم، برای این بود که یک اختلافی از بین برداشته شود. این معنی ندارد که دولت و ملت، سیاست و دیانت دو تا بشود، پیغمبر اکرم(ص) که مؤسس دیانت بود، رئیس سیاست بود. از آن وقت که اختلاف پیدا شد، ممالک اسلام رو به ضعف رفت.(۵)
ارتباط دو حوزه دین و سیاست از کلام معروف ایشان مشخص می شود که رابطه میان این دو، رابطه این همانی است و بدین سان «سیاست ما عین دیانت ما و دیانت ما عین سیاست ماست» (۶)
مدرس با این عبارت درصدد بیان این مطلب است که کشورهای اسلامی با جدایی افکندن میان دین و سیاست دو مرجعیت جداگانه در این کشورها ایجاد کردند که کارکردهای جداگانه از هم دارند و برخی موارد نیز با هم تعارض پیدا می کنند و حال آنکه اندیشه اسلامی و مکتب اسلام، آموزه ای است که میان دنیا و عقبی فیزیک و متافیزیک جدایی وجود ندارد و مکتب اسلام برای اصلاح دنیای مردم تشریع شده است. بنابراین باید تمام برنامه ریزیها در جهت اداره کشور بر مبنای اندیشه های دینی و ملکوتی باشد.
۲) قانون و قانون گرایی
مدرس در پرتو ادغام دین و سیاست، به قانون و قانون گرایی اشاره دارد و این مسأله را در حوزه های گوناگون مورد توجه قرار می دهد و معتقد است درنظامهایی که دارای فلسفه و آموزه های خاص می باشند، قانون هم برای قانونگذار مهم است و هم برای کارگزاران. (۷)
نهادهای قانونگذار به ویژه مجلس وظیفه وضع، شرح، توضیح و اصلاح قوانین را دارد. البته این فعالیت در چارچوب معین صورت می گیرد. در مرحله اجرا نیز سیاستها و برنامه ریزیها باید به تبع از قوانین موضوعه باشد و تخطی از این مسأله ناممکن است.
نکته ای که این جا باید بدان توجه نمود، بحث تأسیس نهادی، و به تبع آن وضع قوانین از سوی نمایندگان است. مدرس توجه کافی بدان مسأله داشته و معتقد است که در امر قانونگذاری نمایندگان باید میان قانونگذاری عرفی و تصرف و تشریع در مبانی کلی اسلامی، تفکیک قائل شوند. قانون اساسی مشروطه که اجمالاً مورد تأیید علما نیز بوده، باید مبنای مصوبات مجلس قرار گیرد. (۸) و در حد کلان آموزه های اسلامی اساس و مبنای تصمیم گیری خواهد بود.
از آنجا که قانونگذاران، مسلمان هستند و قانون اساسی، مبنای حرکتهای قانونی است، مجلس در نگاه «مدرس» جایگاهی بسیار ارزشمند دارد و نهادی خواهد بود که بر وضع قوانین، دخالت در تعیین اصول کلی و حتی جزئی سیاستگذاری، خواهد داشت. از نظر مدرس، جایگاه مجلس حتی از پادشاه نیز بالاتر بوده است. وی در این باره می گوید: «ما به هر کس قدرت دادیم، از رضاخان هم هیچ ترس و واهمه ای نداریم. ما قدرت داریم پادشاه را عوض کنیم. رئیس الوزراء را بیاوریم، سؤال کنیم، استیضاح کنیم، عزل کنیم، همچنین رضاخان را ... قدما گفته اند، نفرین چند کس مستجاب نمی شود، یکی آن کس که نفرین در حق نوکرش کند، زیرا وقتی از او راضی نبود باید اخراجش کند... برای مجلسی که می تواند سلطنت را تغییر دهد، عوض کردن وزیر جنگ نباید مسأله ای باشد. هیچ قوه ای در مقابل ما که برای اصلاح مملکت می کوشیم نمی تواند عرض اندام کند.» (۹)
۳) موازنه عدلی
مدرس در حوزه سیاست داخلی که بر اساس آموزه های اسلامی و ایرانی توجهی خاص به دین و سیاست داشت و قانون و قانون گرایی را برای اصلاح جامعه می خواست، همان روند در حوزه سیاست خارجی را دنبال کرد. مدرس در این حوزه از واژه ای استفاده کرد که می توان وی را مبدع آن دانست. اندیشه سیاست عدلی یا موازنه عدلی از سوی او مطرح گردید و چندین سال بعد توسط مصدق در قالب سیاست موازنه منفی دنبال شد. مدرس سیاست عدلی را در رابطه با استقلال کشور ایران لحاظ کرد و معتقد بود حاکمیت ایران باید مصون از دخالت دیگران باشد.
وی می گوید: «من از هر دولتی که بخواهد دخالت در امور ما بکند می ترسم و باید توازن عدلی را نسبت به همه مراعات کرد، نه توازن وجودی، یعنی شما برای خودتان، ما هم برای خودمان.» (۱۰)
مدرس سیاست موازنه عدلی را در راستای استقلال ملت و حاکمیت ملی می داند و پرواضح است که اندیشمندان و عالمان دینی بر استقلال، به ویژه استقلال از حاکمیت کفار بر آیه «لن یجعل ا... للکافرین علی المؤمنین سبیلا» استفاده می نمایند و مدرس نیز با استفاده از این آیه، استقلال ایران را در گروه داشتن وزارت خارجه فعال و گشوده بودن درهای کشور بر روی دولتهای دیگر می داند، البته با سیاست و مدیریت.
وی می گوید: «حقیقتاً و فی نفس الامر، مملکت، مستقل بودنش به دو چیز است. یکی وزارت خارجه و یکی هم اینکه مملکت به همه جا در داشته باشد. به عقیده من مملکتی که وزارت خارجه اش محکم است، در دنیا استقلال دارد....(۱۱)
مراد مدرس از در داشتن و وزارت خارجه محکم داشتن، بدین معنی است که به وسیله این دو، اطلاعات لازم از کشورهای گوناگون به دست آید و از طریق همین اطلاعات، یک روابط حسنه و پایدار ایجاد شود. کما اینکه ایشان در سخنان خود در مجلس آن زمان مطرح کرده است که؛ «نمایندگان اطلاعاتی درباره مردم، رؤسای دولتهای خارجی ندارند، ولی یک مأموری از دولتهای خارجی به ایران می آید، احوال سجلی ما را نیز می داند.»
بعد دیگر سیاست موازنه عدلی مدرس در قرارداد ۱۹۱۹ وثوق الدوله با انگلیس آشکار می شود که مدرس، این قرارداد را اولاً با سیاست بی طرفی ایران در جنگ اول جهانی معارض می داند و می گوید: «قرارداد منحوس، یک سیاست مضر به دیانت اسلام، به ضرر سیاست بی طرفی ما بود.» (۱۲) از سوی دیگر ایشان این قرارداد را مخل استقلال ایران می دانست.
مدرس درباره قرارداد و آثار ضداستقلالی آن می گوید: «هی می آمدند پیش من و می گفتند: این قراداد کجایش بد است... من جواب می دادم... آن چیزی که استنباط می کنم در این قرارداد به دست همان ماده اولش می باشد که می گوید ما ]انگلیسی ها [استقلال ایران را به رسمیت می شناسیم... این مثل این است که یکی بیاید و به من بگوید سید! من سیادت تو را به رسمیت می شناسم. هی اصرار کردند مخالفت شما چیست؟ باز همان حرف سابق خودم را تکرار کردم.» (۱۳)
یکی دیگر از جلوه های سیاست موازنه عدلی درباره رابطه با کشورهای جهان به ویژه همسایه تجلی پیدا می کند. مدرس معتقد بود که ایران یک کشور مستقل است، با کشورهای مستقل رابطه برقرار می کند، البته با همسایه ها به ویژه ملل اسلامی رابطه ای خاص برقرار خواهد کرد.
وی می گوید: «دول و ملل اسلامی طبیعتاً یک خصوصیتی با هم دارند- باید ما یک نظر خصوصی به آنها داشته باشیم و روابط حسنه خاص با آنها پیدا کنیم.» (۱۴)
۴) ملیت و ایرانیت
در بحث روابط با کشورها، استقلال خواهی ایران محور اساسی اندیشه مدرس است. مدرس یک روحانی و تحصیلکرده حوزه بود که به ایران عشق می ورزید و در زمانی که در نجف مشغول تحصیل بوده و پیشنهاد به مرجعیت و رهبری شیعیان هند و پاکستان به ایشان داده شد، قبول نکرد و در جواب عنوان کرد که «اگر من بتوانم خدمتی بکنم، باید به ایران بروم و به مردم ایران خدمت کنم.» (۱۵)
وی بر اساس عشق و علاقه ای که به ایران داشته، در یکی از سخنرانی های خود که هم جنبه سیاست موازنه عدلی را داشته و هم بحث ایرانیت چنین عنوان می کند: «هر کسی بدون اجازه وارد خاک ایران بشود، خواه عمامه ای باشد، خواه شاپویی او را با تیر می زنیم. بعد اگر مسلمان بود بر او نماز می خوانیم و گرنه چالش می کنیم.» (۱۶)
البته مدرس بحث اسلامیت و ایرانیت را در هم می آمیزد و معتقد است بعد از ورود اسلام به ایران نیز ایران بیشترین نقش را در ترویج اسلام داشته است. وی زمانیکه وهابیان به عتبات عالیات در مدینه و عراق حمله کردند، به شدت از موضع انفعالی دولت انتقاد کرد و آن را به ایران مربوط دانست و پیوندی میان اسلام و ایران ایجاد کرد.
«این مسأله اسلام است و اسلام هم در ایران، موضوعیت و طریقیت پیدا می کند. از طرفی، دین پیامبر اسلام(ص) در معرض خطر قرار گرفته... و اگر قرار باشد بیرق اسلام را کسی به دوش بگیرد، این کار، مخصوص این سرزمین است و در ایران این حرکت انجام خواهد شد.» (۱۷)


وبگردی
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش - باز هم زیر گرفتن ماموران امنیتی و نیروی انتظامی توسط یک ماشین دیگر سواری توسط اراذل خیابان گلستان هفتم
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران - کی از دراویش گنابادی با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در خیابان پاسداران تهران / گفته میشود تعداد شهدای ناجا در حمله آشوبگران فرقه ضاله گنابادی و حامیان نورعلی تابنده به ۴ تن رسیده است.
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای - به دنبال سقوط هواپیمای تهران-یاسوج ویدیو لحظه مواجه خانواده های جانباختگان را با وزیر مشاهده می کنید.
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو - تصاویری دردناک از حمله مرد موتور سوار با چاقو به یک مرد راننده در حضور همسر و فرزندش در شهرستان داراب استان فارس را در ویدئوی زیر می بینید. به نظر میرسد این اتفاق در پی جرو بحثی بر سر پارک کردن وسایل نقلیه روی داده است!
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟ - آنچه مشخص است جمهوری اسلامی ایران باید تصمیم مشخص و درستی درباره سیاست عدم رویارویی با ورزشکاران رژیم صهیونیستی بگیرد. دیگر نمی‌توان با این روش تعقیب و گریزی با این مسئله برخورد کرد. دیگر نمی‌توان ورزشکاران را از مقابله با کشتی‌گیران اسرائیلی باز داشت و در برابر رسانه‌های جهانی گفت به خاطر مصدومیت در میدان حاضر نمی‌شویم و در داخل جشن بگیریم که ما عزت‌مان را حفظ کردیم و...
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
    از شکست نترسید!
    هر شخصی در زندگی مرتکب اشتباه می‌شود و حتی رهبران و مدیران بزرگ جهان هم خالی از اشتباه نیستند اما گاهی اوقات به عنوان یک کارفرما وقتی دچار شکست و اشتباه می‌شوید منتظر جوابی قانع‌کننده به اعضای گروهتان هستید