دوشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۷ / Monday, 16 July, 2018

مولانا، مردی به حلاوت زبان فارسی


مولانا، مردی به حلاوت زبان فارسی
جلال الدین محمد در ششم ربیع الا ول سال ۶۰۴ هجری در شهر بلخ تولد یافت. سبب شهرت او به رومی و مولا نای روم، طول اقامتش و وفاتش در شهر قونیه از بلا د روم بوده است. بنا به نوشته تذکره نویسان وی در هنگامی که پدرش بها» الدین از بلخ هجرت می کرد پنج ساله بود. اگر تاریخ عزیمت بها» الدین را از بلخ در سال ۶۱۷ هجری بدانیم، سن جلا ل الدین محمد در آن هنگام قریب سیزده سال بوده است. جلا ل الدین در بین راه در نیشابور به خدمت شیخ عطار رسید و مدت کوتاهی درک محضر آن عارف بزرگ را کرد.
چون بها» الدین به بغداد رسید بیش از سه روز در آن شهر اقامت نکرد و روز چهارم بار سفر به عزم زیارت بیت الله الحرام بر بست. پس از بازگشت از خانه خدا به سوی شام روان شد و مدت نامعلومی در آن نواحی به سر برد و سپس به ارزنجان رفت. ملک ارزنجان آن زمان امیری از خاندان منکوجک بود و فخرالدین بهرامشاه نام داشت، و او همان پادشاهی است که حکیم نظامی گنجوی کتاب مخزن الا سرار را به نام وی به نظم آورده است. مدت توقف مولا نا در ارزنجان قریب یک سال بود.
باز به قول افلا کی، جلا ل الدین محمد در هفده سالگی در شهر لا رنده به امر پدر، گوهر خاتون دختر خواجه لا لا ی سمرقندی را که مردی محترم و معتبر بود به زنی گرفت و این واقعه بایستی در سال ۶۲۲ هجری اتفاق افتاده باشد و بها» الدین محمد مشهور به سلطان ولد و علا » الدین محمد دو پسر مولا نا از این زن تولد یافته اند.
● اخلاق و افکار مولانا
در این جا سخن از پارسای عاشق پیشه و پاک باز; مجذوب و سرانداز و سوخته بلخ است که سال ها اسیر بی دلا ن بود و به برکت عشق ترک اختیار کرد و سوزش جان را نه از طریق کلا م بلکه به وسیله نغمه های نی به گوش جهانیان رسانید; نوای بی نوایی سر داد و بلا جویان را به دنیای پرجاذبه و عطر انگیز عشق دعوت کرد و در گوش هوششان خواند که در این وادی مقدس; عقل و دانش را با عشق سودای برابری نیست. جلا ل الدین محمد مولوی، جان باخته دلبسته محتشمی است که بی پروا جام جهان نمای عشق را از محبوبی به نام شمس ملکداد تبریز در دست گرفت و تا آخرین قطره را مشتاقانه نوشید و سپس گرم شد، روحش به پرواز درآمد به روی بال های گسترده آواهای دل انگیز موسیقی نشست و صلا در داد:
جان من کوره است و با آتش خوش است
کوره را این بس که خانه آتش است
خوش بسوز این خانه را ای شیر مست
خانه عاشق چنین اولی تر است.
اوست که در عرصه الهام و اشراق پر و بال گشود مفهوم عشق را به شیوه های نظری و عملی برای صاحبدلان توجیه کرد و خواننده کنجکاو اشعارش را از محدود به نامحدود سیر داد. او از خود وارسته و به روح ازلی پیوسته بود موج گرم و خروشان عشق پسر بها» ولد صاحب تعینات خاص را پریشان و آشفته کرد خرقه و تسبیح را به سویی گذاشت و گفت:
آن شد که می نشستم چون زاهدان به خلوت
عنقا چگونه گنجد در کنج آشیانه
منبعد با حریفان دور مدام دارم
در گوشه خرابات با زخمه چغانه
مولانا در لحظات و آنات شور و شیدایی که به اعتراف خودش «رندان همه جمعند در این دیر مغانه» چه زیبا آتش سوزان را برابر دیدگان وارستگان به کمک کلمات موزون الهامی مجسم می کند به طوری که خواننده صاحبدل لهیب این اسطرلاب اسرار حقایق را در جان عاشق پیش خود احساس می نماید. شمس تبریزی که بود که چنین آتشی در تار و پود فقیه بلخ افروخته بود که وادارش کرد مانند چنگ و رباب مترنم شود و بگوید:
همچو پروانه شرر را نور دید
احمقانه در فتاد از جان برید
لیک شمع عشق را آن شمع نیست
روشن اندر روشن اندر روشنی است
او به عکس شمع های آتشی است
می نماید آتش و جمله خوشی است
جلال الدین محمد مدیحه سرای صفا، وفا و انسانیت توجیه تازه ظریف و دقیقی از عشق دارد که تاکنون در فرهنگنامه های دارالعلم جهانی عشق درباره آن چنین سخنی نیامده و توجیه نشده است. مکالمه و مناظره عقل با عشق در دیوان کبیر و دیوان معرفت «مثنوی» بحث انگیز و خواندنی است. مولانای عاشق بلاکشان صبور آتش خواری را در وادی عشق می طلبد و وارستگانی را دعوت می کند که در برابر ناملا یمات ناشی از مهجوری و مشتاقی دامن تحمل و توکل از دست ندهد و سوزطلب را از بلا باز شناسد.
بی قراری و ناآرامی جلا ل الدین محمد مولود حدت، شدت، غیرت و صداقت در عشق شمس است که همه کاینات را در وجود معشوق می دید و خود را دیوانه عشق می دانست چه بسیار روزان و شبانی سرگشتگی و آشفتگیش را در سماع و پایکوبی می گذرانید و استمرار در چرخندگی بیانگر طبیعت ناآرامش بود. ظاهربینان قونیه می گفتند مدرس بلا منازع روم شرقی از درد عشق دیوانه شده است.
مولا نا با این که در سی و پنجمین بهار زندگیش بود عشق شمس کهنسال طوفانی در روح و جانش برانگیخت ولی جلا ل الدین محمد از این طوفان که چون نیزک یا شهاب ثاقب در آسمان دلش جهید و سراسر پیکرش را یکباره گرم کرد شادمان بود و رندانه می گفت:
من ذوق و نور شده ام این پیکر مجسم نیستم.
● رحلت مولانا
در سال ۶۷۲ وجود مولا نا به ناتوانی گرائید و در بستر بیماری افتاد و به تبی سوزان دچار گشت و هر چه طبیبان به مداوای او کوشیدند و اکمل الدین و عضنفری که از پزشکان معروف آن روزگار بودند به معالجت او سعی کردند، سودی نبخشید تا در روز یکشنبه پنجم ماه جمادی الا خر سال ۶۷۲ روان پاکش از قالب تن به در آمد و جان به جان آفرین تسلیم کرد.

نویسنده : افسانه آقاشاهی

منبع : روزنامه مردم سالاری

مطالب مرتبط

برای سلطان غزل معاصر ایران

برای سلطان غزل معاصر ایران
خودش می گفت همزاد پاییز است؛ اول مهرماه سال ۱۳۲۵. پدرش - كه خدایش رحمت كناد- معلم بود و شعر را به سختگی و قوت می سرود و مادرش كه عمرش دراز باد، به رغم نداشتن سواد مكتبی، در مكتب خانواده ای فاضل و ادیب درس خوانده است. می گفت: بسیاری از دانسته هایم را از مادرم دارم؛ مادری كه شب های زمستان با قصه ها و افسانه هایش او و خواهران و برادرانش را افسون می كرد و این افسون، بزرگترین و كاراترین حربه مادر بود كه هر كدام از بچه ها برای محروم نشدن از آن، حاضر بود تمام دستورات مادر را اطاعت كند. خانه آنها كه در كوچه هفت پیچ (یدی بروخ) زنجان واقع شده، میراثی است كه از پدربزرگ به آنها رسیده بود؛ خانه ای كه اگرچه تا حالا یكی، دوبار تعمیر اساسی شده، ولی هنوز صفای قدیمی و دوست داشتنی خودش را دارد؛ خانه ای با درخت های گردو و فندق و هلو و انگور و... ؛ خانه ای با ماهیانی قرمز در یك حوض سنگی قدیمی. بسیاری از روزهای كودكی را به حكم وظیفه پدر در روستاهای اطراف زنجان می گذراند و از حدود پنج سالگی به همراه خانواده به زنجان برمی گردد تا به مدرسه برود و نوشتن و خواندن بیاموزد، اگرچه همه آن سالها را خرج فراگرفتن آنچه در جان خود حس كرده می كند. در سال پنجم دبستان با نوشتن یك انشاء، هیات نمره امتحانات نهایی زنجان را كه به طور جمعی به انشاء بچه ها نمره می داده اند و نمره ۲۰ را برای این درس قدغن می دانسته اند، مجبور می كند كه در مورد او سنت را بشكنند و همین طلیعه، خبر از درخشش آن شگفت انگیزی در قلم او می دهد تا اینكه از سنین نوجوانی به سرودن شعر به طور جدی روی می آورد (سابقه اولین مصراع سروده شده توسط او به روزهای نوباوگی پیش از دبستان برمی گردد). سالهای دبیرستان هم سپری می شوند و نوبت به روزهای دانشجویی می رسد؛ دانشگاه تهران(دانشكده ادبیات) با استادانی شناخته شده او را می پذیرد تا این بار به ادبیات از زاویه آكادمیك بپردازد. می گفت: سال پنجم دبستان معلمی داشتم كه برای ما از كلیله و دمنه املا می گفت و همین باعث تسلط ما بر این اثر و دیگر آثار كلاسیك ادبیات شده بود، به طوری كه در دانشگاه همه متعجب مانده بودند كه این دانشجوی جوان این دانسته ها را از كجا دارد. اما انگار روزگار تصمیم می گیرد كه نگذارد همه چیز مرتب و طبق روال پیش برود. شاعر جوان كه حالا دیگر در مطبوعات و جلسات ادبی تهران همه را با آثار و خصوصا غزل هایش میخكوب كرده، از مدار دایره همگان بیرون می زند و اصرار بزرگان دانشكده ادبیات هم در این مورد بی تاثیر می ماند و شیفتگی و آشفتگی از راه می رسد تا حسین منزوی متولد شود؛ ماه بلند غزل معاصر ایران. منزوی جوان در سال ۱۳۵۰ در حالی كه تنها ۲۵ سال دارد، با اختصاص دادن یكی از معتبرترین جوایز ادبی آن زمان به اولین مجموعه سروده هایش (حنجره زخمی تغزل) نشان می دهد كه در غزل معاصر ایران و حتی در قالب های دیگر شعری، نفسی تازه از راه رسیده كه تا همیشه سالیان خواهد درخشید.او در غزل، كارستانی می كند كه پیش از او تنها در تجربه های معدودی از منوچهر نیستانی به شكل تجربه های اولیه رخ نموده است. منزوی جوان با بهره گرفتن از تعلیمات نیما از یك سو و تكیه كردن به گنجینه گران سنگ ادب پارسی از سوی دیگر، دست به آفرینش تازه هایی در غزل می زند كه تا پیش از آن بی سابقه هستند.تسلط عمیق بر افسانه ها، باورها و اسطوره های ملی و مردمی، به كارگیری دایره واژگانی وسیع كه ریشه در زبان گفتار مردم دارد، توجه به وزن و قافیه به عنوان پتانسیلی موسیقیایی و نه اجباری بدیعی، توجه به ساختار زیبایی شناسانه و حركت به سوی فرم، بهره بردن شاعرانه از روایت و از همه مهمتر توجه به رنگ ملی غزل و حفظ آن در پیكره نوجویانه غزل معاصر از ارمغان هایی است كه منزوی به ادبیات معاصر ارزانی می كند، به طوری كه بسیاری از این توجهات در آثار دیگر غزلسرایان تازه جوی پس از او به عنوان اصولی تردیدناپذیر لحاظ می شوند. منزوی در سرودن تصنیف و ترانه نیز بارها توانایی خود را به منصه ظهور رسانده كه علت این امر نیز اشراف او بر موسیقی دستگاهی ایرانی بوده است. در عرصه ترجمه، منزوی بهترین ترجمه منظوم حیدربابا ی شهریار را ارائه داده و تعدادی از داستان های فولكلور آذربایجان از قبیل كوراوغلی را نیز به فارسی برگردانده است. بخشی از آثار منتشرشده او عبارتند از: حنجره زخمی تغزل ، از شوكران و شكر ، با عشق در حوالی فاجعه ، با سیاوش از آتش ، از كهربا و كافور ، از ترمه و تغزل ، ترجمه حیدر بابا ، این ترك پارسی گوی ، این كاغذین جامه ، از خاموشی ها و فراموشی ، فانوس های آفتابی ، همچنان از عشق ، تیغ زنگ زده ، خونه آقا گنجیشكه ، دیدار در متن یك شعر ، صفرخان و...
قرار ندارم كه درباره زندگی ادبی او بیش از این كلیات، چیزی بنویسم كه مجال آن نیست ولی سالگرد تولد او را بهانه ای یافتم تا ضمن گرامیداشت یاد او، به این نكته اشاره كنم كه خیلی از ما آنقدر از خودمان می ترسیم كه اگر كسی ذره ای متفاوت تر از ما زیست، از او حذر می كنیم؛ او آنگونه كه می شایست زیست، نه آنگونه كه می بایست.
آخرین كتابی كه از او منتشر شد، مجموعه ای با نام فانوس های آفتابی است كه به مدح و منقبت
اهل بیت (ع) اختصاص دارد. سرآغاز این كتاب نیز، یكی، دو شعری است كه در عظمت مقام قرآن كریم سروده شده است. خیلی از كسانی كه او را نمی دانستند، حالا كه این كتاب را می بینند، نمی دانند چه باید بگویند، اگرچه او سالها پیش تنها با یك غزل عاشورایی، كفه دیگران را بالا برده بود. او پرید و آغاز شد؛ آغازی مثل روز تولدش؛ روز اول مهر؛ روز تولد تقویمی اش و برای خیلی از دیگران خواند كه:
چه سرنوشت غم انگیزی كه كرم كوچك ابریشم
تمام عمر قفس می بافت ولی به فكر پریدن بود
او با مهر آغاز شد و در نیمه اردیبهشت جان بهار را آخرین نفس خود كرد تا با مهر و عشق باقی بماند.
یادش عزیز باد.

ابراهیم اسماعیلی اراضی

وبگردی
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟ - سرنوشت فرزند بزرگ حسن روحانی از جمله مواردی است که در سال‌های گذشته بارها مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته است. پیش از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۲ نیز یکی از وب‌سایت‌های اصولگرا مدعی بود که او به دنبال “شکست عشقی” دست به “خودکشی” زده است. بنا به ادعای برخی از رسانه‌های اصو‌لگرا، فرزند روحانی با کلت کمری پدر خودکشی کرد.
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا - کاربران شبکه های اجتماعی فیلمی را منتشر کرده اند که گفته می شود مربوط به خانه مجلل محمود خاوری در کانادا است. صحت و سقم این قضیه هنوز تایید نشده است.
چرا آیت‌الله جنتی اینگونه فکر می‌کند؟
چرا آیت‌الله جنتی اینگونه فکر می‌کند؟ - احزاب و شخصیت‌ها - زندگی ساده آیت‌الله جنتی گرچه از ویژگی‌های مثبت شخصیت وی است اما نوع نگاهش به عرصه سیاسی و مصداق‌یابی های وی درخصوص افراد انقلابی انتقادهای زیادی را متوجه او می‌کند.
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول - امیرحسین مقصودلو (تتلو) با انتشار عکسی از خودش و مائده هژبری، دختر نوجوانی که پس از اعتراف تلویزیونی اش معروف شد، از کنسرت مشترک در استانبول خبر داد.
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد!
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد! - تصاویر با شما سخن می گویند؛ تصاویری بی روتوش با سخنانی بی روتوش‌تر؛ می‌خواهیم با بخش خبری «فوتونیوز»، مقامات با شما بی روتوش و رودررو سخن بگویند. از این پس، عصرگاه هر روز با «فوتو نیوز» تابناک، حرف و سخن مقامات داخلی و خارجی را به عکس بی روتوش‌شان الصاق می‌کنیم، تا بهتر بدانیم چه کسی حرف زده و از چه سخن گفته است. کوتاه و مختصر؛ به احترام وقت شما و فرصتی که برای دانستن می‌گذارید.
اول مرگ بر ربا بعد مرگ برآمریکا
اول مرگ بر ربا بعد مرگ برآمریکا - صحبت های تامل برانگیز آیت الله رودباری درمورد ربا در کشور
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟ - دختر بازداشت شده در بخشی از مصاحبه توضیح می‌دهد که صبح دستگیر شده و خانواده‌اش در جریان این موضوع قرار گرفته‌اند و این ادعا نشان می‌دهد تهیه فیلم اعترافات به فاصله یک صبح تا عصر انجام شده که خود نشان‌دهنده این است که برای متهم هنوز دادگاهی تشکیل نشده و جرمی به اثبات نرسیده ‌است.
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر!
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر! - پس از آنکه فیلم تازه محمدحسین فرح‌بخش در سالن‌های سینمای شهر تهران اکران نشد. احمدی مدیر سینماشهر که از قضا تهیه کننده برنامه خندوانه نیز هست و سوله مدیریت بحران شهر تهران در دوره تهیه کنندگی او به «خندوانه» اختصاص یافت، مانع از این اکران شده بود و همین مسئله واکنش فرح بخش را به دنبال داشت و او را رانت‌‎‌خوار خواند و پای رامبد جوان را به میان کشید.
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم - یکی از دختران که به شدت مورد توجه قرار گرفته است مائده نام دارد. او از چهره‌های شناخته شده اینستاگرام است که ویدئو‌هایی از رقص هایش را در صفحه خود منتشر کرده است. او متولد سال 1380 است. به گفته خودش حدود 600هزار فالوئر دارد. او حالا با قرار وثیقه آزاد است.
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس)
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس) - سردار آزمون نیمه شب گذشته و در نزدیکی‌های صبح امروز با خودوری پورشه شخصی خود در محور نکا بهشهر پس از عبور از روستای کمیشان با تصادف زنجیره‌ای مواجه شد که در این حادثه خودروهای زیادی خسارت دیدند
فیلم | سرگذشت گنده‌لات تهران تا لحظه جان‌دادن در زندان (۱۴+)
فیلم | سرگذشت گنده‌لات تهران تا لحظه جان‌دادن در زندان (۱۴+) - فیلم - گزارشی کامل و کوتاه از سرگذشت وحید مرادی گنده‌لات تهران تا لحظه جان‌دادن در زندان را در ویدئوی زیر ببینید.
شوخی «عطاران» با «مدیری» در اکران فیلم هزارپا
شوخی «عطاران» با «مدیری» در اکران فیلم هزارپا - مراسم اکران خصوصی فیلم هزارپا با حضور هنرمندان و بازیگران این فیلم سینمایی شب گذشته 9 تیر 1397 در برج میلاد برگزار شد.
قصور تاریخی دولت
قصور تاریخی دولت - چه باید کرد؟ پرسشی که نوبخت پرسیده است، اما شاید به دنبال پاسخ آن نباشد. در شرایط کنونی دولت و حامیان اصلی آن در مظان این اتهام تاریخ قرار خواهند گرفت که چرا به دنبال طرح و پاسخ مهم‌ترین سوال شرایط بحرانی کنونی نرفتند.
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی - مردم تهران برای اولین بار و برای تماشای مسابقه‌ی فوتبال ایران و اسپانیا در جام جهانی ۲۰۱۸ بهمراه خانواده‌های خود به ورزشگاه صدهزار نفری آزادی رفتند