پنج شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۶ / Thursday, 22 February, 2018

قیصر امین پور


قیصر امین پور
وی در دوم اردیبهشت سال ۱۳۳۸ متولد شد . او اهل گتوند دزفول است. امین پور تحصیلات ابتدایی ا ش را در زادگاهش گذراند. از سال ۱۳۶۷ تدریس در دانشگاه را به فعالیتهای فرهنگی اش اضافه کرد و از جمله فعالیتهای دیگر وی باید به دبیری بخش ادبیات فصل نامه هنر و مسوولیت در دفتر شعر جوان اشاره کرد. وی در همان سال موفق شد که دکترای ادبیات فارسی خود را از دانشگاه تهران بگیرد.
دکتر قیصر امین پور، رشته های تحصیلی مختلفی را تجربه کرد وی سال ۵۷ از رشته دامپزشکی دانشگاه تهران ترک تحصیل کرد. امین پور همچنین از رشته علوم اجتماعی دانشگاه تهران در سال ۱۳۶۳ ترک تحصیل کرد و در سال ۱۳۷۶ با راهنمایی دکتر شفعی کدکنی موفق به اخذ دکترای ادبیات فارسی از دانشگاه تهران شد.
وی همچنین تدریس در دانشگاه الزهرا ۷۰ - ۱۳۶۷ و تدریس در دانشگاه تهران از سال ۱۳۷۰ تاکنون را عهده دار بوده است.
امین پور دبیر شعر هفته نامه سروش طی سال های ۷۱-۶۰، سردبیر ماهنامه ادبی - هنری سروش نوجوان ۸۳- ۶۷، عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی بوده است.
اگر بخواهیم شعری از جنگ بگوییم حتماً سرآمد شاعران آن، قیصر امین پور به یادمان خواهد آمد همانکه روزگاری سروده بود:
می خواستم شعری برای جنگ بگویم
دیدم نمی شود
دیگر قلم زبان دلم نیست.
گفت:
باید زمین گذاشت قلم ها را
دیگر سلاح سرد سخن کار ساز نیست
باید برای جنگ
از لوله تفنگ بخوانم
با واژه فشنگ
قیصر امین پور در آستانه دهه پنجم عمرش اما دیگر به دنبال واژه و فشنگ نیست. چه مدتهاست که زادگاه و سرزمین مادری اش به دور از وضعیت خطر و آژیر قرمز نفس می کشد. با این همه گویی غبار آن سالهای نه چندان همچنان بر چهره شاعر خانه های خونین و عروسک خون آلود تازه مانده که گاه به گاه به یاد آن ایام داغ ولی تازه می کند. گر چه این حرمهای داغ دلش را دیوار هم توان شنیدن نداشته است.
امین پور جوان در بدو ورودش به تهران و آغاز تحصیلات دانشگاهی جذب حوزه هنری آن سالها می شود و آشنایی اش با شاعران جوانی که در حوزه هنری گردآمده بودند او را به حضور در جمع آنان کشاند و باعث شد تا او تحت تأثیر یاران هم سلک و مرامش و به اشتیاق شاعرانگی هایش رشته تحصیلی اش را از علوم اجتماعی به ادبیات تغییر دهد.
او در سال ۱۳۶۶ به همراه دوستان نویسنده و شاعرش، بیوک ملکی و فریدون عموزاده خلیلی، نشریه سروش نوجوان را طراحی و منتشر کرد که تا چندی پیش هم انتشار این مجله و مسؤولیت قیصر امین پور در سمت سردبیری ادامه داشت.
از سال ۱۳۶۷ امین پور تدریس در دانشگاه الزهرا را آغاز کرد و دبیری بخش ادبیات فصلنامه هنر و مسؤولیت در دفتر شعر جوان را به کارهای خود ضمیمه کرد که تاکنون ادامه دارد. امین پور در سال ۱۳۷۶ با دفاع از رساله خود با عنوان سنت و نو آوری در شعر معاصر که با راهنمایی دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی به سامان رسیده بود و موفق به اخذ مدرک دکترای ادبیات فارسی از دانشگاه تهران شد و بعدها این پایان نامه در شمارگان بالایی به چاپ رسید.
قیصر امین پور درباره این اثر می گوید: پیشنهاد بررسی درباره این موضوع از طرف استاد ارجمند دکتر شفیعی کدکنی بود و من از میان موضوعات مختلف، این موضوع را به ضرورت بحث سنت و نوآوری، برای پایان نامه دکتری برگزیدم.
او می گوید: دشواری کار آنجا بود که چون من به نسلی آرمانگرا تعلق دارم و کار ادبی و خلاق را برای خود انجام می دهم، شعری که دلم می خواهد می نویسم و هیچ کس هم در آن دخالت ندارد، فکر کردم در کار تحقیقی هم می شود، این گونه بود؛ اما چنین نبود.
او ادامه می دهد: به هر حال من، آدمی دوزیست بودم. هم در مطبوعات هستم و هم در دانشگاه. دانشگاه از من توقعی داشت و لابد انتظار داشت از چشم انداز سنت، نوآوری را بررسی کنم و دوستان مطبوعات بر عکس. بین این دو دیدگاه سرگردان بودن مشکل کار من بود و موقعی این مسأله حل شد که تصمیم گرفتم یک چشم سوم برگزینم و به قول گادامر یک جور فاصله گرایی.
با این همه آنچه پس از بررسی این کتاب نصیب خواننده می شود، این موضوع است که امین پور در این کتاب قصد نداشته تا تاریخ معاصر ادبیات را به رشته تحریر درآورد. چه ،کار این کتاب به جای اینکه تاریخ ادبیات باشد، این است که سنت و نو آوری را با توجه به تفکیک تعاریف سنت به معنای دینی و ادبی، به شکل دو عرصه لازم و ملزوم نگاه می کند. او در این کتاب از نظریه پردازی پرهیز کرده و به بررسی مکاتب مختلف پرداخته است.
گرچه این کتاب در سال ۱۳۷۲ آماده به چاپ بود اما به اقتضای اینگونه پژوهشهای دانشگاهی دامنه موضوع معین و محدود بود و تبدیل آن به کتاب نیازمند گسترش و پرورش یا پردازش بیشتر بود. پس قیصر امین پور به امید ادامه پژوهش و کشاندن دامنه سخن تا شعر امروز و شاخه های گونه گونش، در چاپ آن تا سال ۱۳۸۳ دریغ کرد. با این همه خودش می گوید: دریغا که در این درنگ ۵ ساله، از بسیاری کار و گرفتاری و بیماری و دیگر پیشامدهای ناگوار روزگار، حتی فرصت و فراغت بازنگری در آن را نداشته ام چه رسد به بازنگاری.
آثار قیصر امین پور در محافل و جشنواره های ادبی همواره مطرح بوده و هستند. چنانکه او درسال ۱۳۶۸ توانست تندیس مرغ آمین را از جایزه ویژه نیما دریافت کند و دو کتابش با نام های ظهر روز دهم و به قولی پرستو در همان سالهای نشریعنی در سال های ۱۳۶۵ و ۱۳۷۵ جایزه جشنواره کتاب کانون پرورش فکری کودکان و نوجوان را از آن خود کرد.
قیصر امین پور همچنین جایزه تندیس ماه طلایی را که به برگزیدگان شعر کودک و نوجوان ۲۰ ساله اخیر تقدیم شده است، به دست آورده است.
چنانچه پیش از این آمد امین پور محصول تلاش فکری سالهای ۵۷ و نسل دوم انقلاب است. او که در سال ۱۳۵۷ زادگاهش را برای تحصیل در رشته دامپزشکی در دانشگاه تهران ترک کرده بود و پس از مدتی از این رشته انصراف داده بود و به رشته علوم اجتماعی نقل مکان کرده بود و باز هم این رشته را پس زد و در رشته موردعلاقه اش ادبیات سرانجام گرفته بود، در همان سالها در شکل گیری حلقه هنری و اندیشه اسلامی در حوزه هنری با افرادی چون سید حسن حسینی، سلمان هراتی، محسن مخملباف، حسام الدین سراج، محمدعلی محمدی، یوسفعلی میر شکاک، حسین خسروجردی و ... همکاری داشت. گروهی که بنیانگذاران جوان حوزه هنری نام گرفتند و بعد ترها چهره هایی چون سهیل محمودی، ساعد باقری، عبدالملکیان، کاکایی و فاطمه راکعی و علیرضا قزوه نیز به آنان پیوستند. البته هشت سال بعد یعنی در سال ۱۳۶۶ او به همراه بسیاری از هم دوره ای هایش، از حوزه هنری خارج شد و ۲ سال بعد به کمک دوستانش دفتر شعر جوان را راه اندازی کرد.
امین پور در دهه های دوم و سوم زندگی اش شاعری انقلابی و جنگ زده می نماید و شعرهای دوران جنگش از نوادر ادبیات جنگ و پایداری آن سالهاست. اوخودش در پاسخ به این سؤال که قضاوت شما در مورد شعر دفاع مقدس از ابتدا تا کنون چیست؟ می گوید: قضاوت به ویژه برای ادبیات و هنر دوره های خاص، بسیار دشوار است. منظور از دوره های خاص دوره هایی مانند مشروطیت، انقلاب، جنگ و دفاع مقدس است که انگار شعر و ادبیات در این دوره ها وظیفه، کار کرد و رسالت و در نتیجه گویی تعریف دیگری پیدا می کند. بنابراین اگر بخواهیم با همان معیارهای آرمانی و همیشگی دوره های دیگر به سراغ این دوره ها برویم چه بسا که دست خالی بر گردیم و گمان کنیم که خبری از هنر و ادبیات نبوده است. در حالی که در بررسی چنین دوره هایی بهتر است که به جای نقد ایده آل به نقد رئال بیشتر بپردازیم. یعنی واقعگرایانه تر نگاه کنیم نه صرفاً آرمانی و ایده آل.
امین پور که تجربه تدریس و مقطع راهنمایی را در فاصله سال های ۶۰ تا ۶۲ در کارنامه خود دارد، از سال ۶۷ نیز به تدریس در دانشگاه الزهرا پرداخت، اما شروع تدریس او در دانشگاه تهران به سال ۱۳۷۰ بر می گردد که همچنان ادامه دارد.
فعالیت های قیصر امین پور سال گذشته از فعالیت های مطبوعاتی اش فاصله گرفت و از مهرماه سال گذشته نیز به همراه کامران فانی، حسن انوری، محمد علی موحد، یدالله ثمره، سلیم نیساری و هوشنگ مرادی کرمانی، به عضویت فرهنگستان زبان و ادب فارسی در آمد.
قیصر امین پور و اشعارش هر چه که باشند، نمونه کامل زبان نسل دوم انقلاب است. نسلی که از آرمان گرایی رفته رفته به واقع گرایی رخ پوشانده و همین واقع گرایی موجب نوشدن افکار و آرای آنها را داشته است. شاید به همین خاطر باشد که اشعار دهه آخر عمر امین پوربیش از پیش مورد استقبال و اشتیاق نسل سوم انقلاب قرار گرفته است و آنها در کتابخانه های خود لااقل یکی از دیوان های او را در کتابخانه خود به غنیمت برده اند.
▪ آثاری که تا کنون از او به چاپ رسیده عبارت‌اند از:
- تنفس صبح (١٣٦٣)
- در کوچه‌ی آفتاب (١٣٦٣)
- طوفان در پرانتز - نثر ادبی (١٣٦٥)
- ظهر روز دهم - منظومه (١٣٦٥)
- مثل چشمه مثل رود - برای نوجوانان (١٣٦٨)
- بی‌بال پریدن - نثر نوجوان (١٣٧٠)
- گفتگوهای بی‌گفتگو (١٣٧٠)
- آینه‌های ناگهان (١٣٧٢)
- به قول پرستو - شعر نوجوان (١٣٧٥)
ـ گزینه‌ی اشعار (١٣٧٨)
- گل‌ها همه آفتاب‌گردانند (١٣٨٠)
- سنت و نوآوری در شعر معاصر (١٣٨٣)


منبع : سایت سیمرغ

مطالب مرتبط

چهره مرد شاعر در استبداد


چهره مرد شاعر در استبداد
صدای تو در من/ صدای تو در ذهن سرخ شقایق/ نه‌تنها «چو بوی خوش آشنایی» ست/ نوید پریدن، گسستن، رهایی ست.../ سلام، ای پرنده! (تورج رهنما از دفتر خاطرت یک کاکتوس) باور کن! رفیق من!/ اختر دلربای به‌ روزی خواهد رسید/ روسیه بیدار خواهد شد از خواب/ و بر تخته‌‌پاره‌های استبداد/ نام ما را خواهند نوشت، تک‌تک! (پوشکین -۱۸۱۸- «برایم ترانه بخوان!»)
● درباره یک شاعر
آلکساندر سرگیویچ پوشکین، شاعر روس، نمایشنامه‌نویس روس و بانی ادبیات جدید روسی؛ اینچنین شاعر و نویسنده‌ای که در کارنامه‌اش انتشار مجله «ساوژمنیک» (گام بلند روزنامه‌نگاری کلاسیک روسی به دنیای جدید) ثبت است، در یک دوئل از پا درمی‌آید. او به سبب دریافت نامه‌ای توهین‌آمیز درباره همسرش، کسی را به دوئل فرا می‌خواند، در دوئل زخمی می‌شود و می‌میرد. اگرچه مرگ پوشکین را توطئه مشترک دولت تزاری و تازه به دوران‌رسیده‌های بورژوازی روسی (در جناحی که در گذر زمان از شاعر، کینه به دل گرفته بودند) می‌پندارند اما نکته اینجاست که پوشکین، این روح پرخروش و نا‌آرام و این مرد تبعیدها و دوئل‌ها، نماینده هنری عصری است که لیبرال‌ها و بورژوازی‌ روسیه‌ خیز برمی‌دارد تا روزگار ملک و مردم روس را بهبود بخشد.
پوشکین که به زبان مدخل‌نویس دانشنامه اتحاد جماهیر شوروی سابق، تا به امروز «پایه‌گذار زبان ادبی روس به شمار می‌آید»، سراسر عمر را دلبسته دکابریست‌ها بود. دکابریست‌ها، مطالبات انقلابی اشراف زمان‌شان را در برابر ارتجاع درباری و تزاری روسیه نمایندگی می‌کردند (در دهه آغازین سده هجدهم). پوشکین در سال ۱۸۱۷ به استخدام وزارتخانه درآمد اما فضای سیاسی داغ آن زمان در شعرش بازتاب یافته است؛ شور آزادیخواهی و جسارت انقلابی در این آثار درآمیخته شده است. پوشکین، نماد چهره مرد لیبرالی است که حاضر است برای آرمان‌ها و دلبستگی‌هایش، خشن باشد، از جان بگذرد و هوادار هر گل نویی باشد که از تغییر و تحول نشان دارد. پوشکین، لیبرالی نیست که وقتی تزار «نیکلای اول» به دربار فرا می‌خواندش (۱۸۲۶- پس از سرکوب دکابریست‌ها)، سوداها را از سر وانهد و ضمنا به تزار گرا بدهد که اگر می‌خواهی «شهر در امن و امان باشد»، فلان و بهمان هم هستند که باید سرشان کوبیده شود؛ پوشکین آزادیخواهی است که فراموش نمی‌کند برای «ای.ای.پوشین» دکابریست یا فلان دسته از تبعیدی‌ها، پنهانی پیغام و شعر بفرستد.
او به تزار می‌نویسد: «با تبعیدیان، مدارا کن!» پوشکین، فریادگذاری لیبرالی است که اگرچه ضمن آن فرم اجتماعی- سیاسی روسیه تزاری (در شکل و قیافه ظاهری) تغییر نکرد ولی موجد تحولاتی در دل جامعه روسی شد که در گام بعد، چند ده سال بعد انقلاب اکتبر سر برآورد. پوشکین، شاعر این گذار است، اگرچه در «فکر اجتماعی و سیاسی» فراز و نشیب‌‌های بسیاری را پشت‌سر گذاشته است. در همه این فراز و نشیب‌ها، او با همه تناقضات،‌ لیبرالی است که به آزادی سیاسی و عدالت اجتماعی، توأمان می‌‌‌اندیشد، از هواخواهی سازماندهان جنبش‌های اعتراضی و انقلابی بیمی ندارد و خجلت‌زده نیست و حتی به ماهیت مخرب فردگرایی افراطی بورژوایی هم توجه می‌دهد، ابایی ندارد که رو به دریای سیاه سخن سر کند که: «دیگر تهی است دنیا... اقیانوس!/ تو آیا مرا به کجا می‌توانی برد؟/ آسمانِ زمین همه جا همین رنگ است/ هرجا که ذره‌ای نعمت است، بر آن/ یا ستمگاره‌ای بر پاس است یا آموزه‌ای» (به دریا/ ص ۶۶ کتاب) و بنابراین حاضر است خطر کند و رنج تبعید را به جان بخرد.
● درباره یک کتاب
«برایم ترانه بخوان!»، عنوان مجموعه‌ای است از «برگزین اشعار پوشکین» که از زبان روسی به فارسی برگردانده شده است. بابک شهاب و بهمن حمیدی این اشعار را از میان اشعار اجتماعی، سیاسی، غنایی و عاشقانه پوشکین (و به توالی سال‌‌ها مابین دوره زمانی ۱۸۱۴ تا ۱۸۳۷ میلادی) برگزیده‌اند و ترجمه‌کرده‌اند. از این دو نفر، «یکی از روسی به فارسی، واژه‌واژه و همراه با قرائت‌‌ها و تلقین‌های مکرر»، اشعار پوشکین را ترجمه کرده است و دیگری «کلید موسیقایی کار» را یافته است و «شعرها را سطرسطر تحریر کرده است.»
«برایم ترانه بخوان!» را نشر لاهیتا در ۱۴۴ صفحه فارسی و البته به همراه ۴۷ صفحه متن روسی اشعار گزین شده، منتشر ساخته است. به ضمیمه کتاب، همچنین بیش از ۱۰ صفحه عکس و طرح درباره پوشکین به چاپ رسیده است و نیز مترجمان کتاب از آنجا که کوشیده‌اند در رساندن پیام و موسیقی شعر پوشکین از توانایی‌های زبان فارسی (مثلا در معادل‌سازی‌های جدید) حداکثر بهره را ببرند، لازم دیده‌اند در پایان کتاب برخی واژگان هر شعر را توضیح دهند و در کنارش در بخش «شرح تلمیحات» برخی از اشارات و تذکرات لازم را برای فهم تاریخی و مضمونی اشعار درج کنند؛ این البته جدا از پانویس‌هایی است که مترجم برای تبیین برخی از همین نکات و موضوعات در پای هر شعر افزوده است. از برای نمونه، اینان، در صفحه ۱۱۰ کتاب به تشریح اوضاع و احوال پرداخته‌اند که به سرایش شعر به یاد ماندنی «به دریا» انجامیده و نیز فضایی عینی که شاعر در آن واقع شده است.
حمیدی و شهاب، تلاش کرده‌اند تا سازگار با محور مضمونی و نیز موسیقایی هر شعر، دستگاهی را اتخاذ کنند که از عهده رساندن این محورها به مخاطب فارسی‌زبان برآید، هم از این‌رو، کار آنها با ترجمه‌های پیشین و البته کمیاب از اشعار شاعر روس داستان ما متفاوت است. چراکه به زبان هم ایشان، دیگرانی که «گهگاه در کنار کارهایشان سراغی» هم از پوشکین گرفته‌اند، دربند وزن و قافیه شده‌اند و سیاق چهارپاره، هجایی و مقفای اشعار این شاعر را در ترجمه‌های‌شان حفظ کرده‌اند. به اعتقاد حمیدی و شهاب، چنین شیوه معمولی از ترجمه پوشکین، از پس صلابت و مضامین توانمند شعرهای وی برنمی‌آید، پس این دو به ترجمه‌ای آزادتر دست یازیده‌اند.
مترجمان پوشکین تا پیش از این از زبانی غیرروسی، اشعار وی را به فارسی ترجمه کرده‌‌اند و از این رو، از عهده ترجمه آنچنان که باید و شاید برنیامده‌اند. مترجمان «برایم ترانه بخوان!» نیز همین اعتقاد را دارند و گامی پیش‌تر می‌نهند و می‌گویند: «بسیاری [از این ترجمه‌ها] را باید دور ریخت؛ چون جز گمراهی و کژفهمی حاصلی ندارند.» بجا بود، وقتی مترجمان در اظهار قضاوت نسبت به ترجمه‌های پیشین چنین جرأتی را روا می‌دارند، یکی، دو نمونه از این ترجمه‌ها را عینا و دست به نقد، به محک معیارهایی اینچنین می‌سنجیدند.
پوشکین، لیبرال شاعر و شورشی، صرفا به سبب ناتوانی و نابسندگی ترجمه‌ها نیست که تاکنون در میهن انقلابیون، ایران، مهجور مانده است، بلکه فضای سیاسی و اجتماعی ایران تاکنون به چنان مسیری رفته است که کمتر با حال و هوای شعر پوشکین همخوانی داشته است. خصوصا از این حیث که بورژوازی انقلابی و لیبرالیسم ایرانی، هرچه بیشتر به دولت‌مندی و نیز محفاظه‌کاری رو کرده است.
● درباره یک روش
بر جلد این کتاب درج شده است: «ترجمه بابک شهاب/ تحریر: بهمن حمیدی». این همکاری یک مترجم زبان روسی که پیش‌تر آثاری از او (مثلا «به سلامتی خانم‌ها/ از آنتوان چخوف/ نشر آبی) را خوانده بودیم و یک نویسنده و ویراستار پرسابقه به متنی فارسی منتهی شده است که حتی اگر شیوه واژه‌گزینی و کاملا ترجمه ایشان را نپسندیم، محل تامل و تفکر است. هیچ ایراد ندارد که مترجمی ترجمه واژه به واژه‌اش را به محرری بسپرد تا او آهنگ و مضمون شعر را از نو با تار و پودی فارسی ببافد. این سیاق نه از ارزش کار ترجمه می‌کاهد و از قضا به سلامت اراده و موضع مترجم/مترجمان برای به دست دادن ترجمه‌ای متفاوت و جدید خبر می‌دهد. حمیدی، اگرچه با نمودی کمرنگ‌تر همین تجربه موفق را در تحریر و بازآرایی نثر گیرای کتاب پرخواننده «کیمیاخاتون» (اثر سعیده قدس/ نشر چشمه) از سر گذرانده است و این‌بار در ترجمه اشعار گزینشی پوشکین به کارش بسته است. این تجربیات موفق، باری دیگر نقش انکارنشدنی آشنایی و تسلط بر چم و خم زبان فارسی را در ترجمه متون (خصوصا متون ادبی) گوشزد می‌کند و از سوی دیگر، به یادمان می‌آورد که ویراستار یا تحریرگر فارسی یک متن از چه نقش و جایگاه‌ اثرگذار و مثبتی می‌‌تواند برخوردار شود.
همچنین این اقدام شجاعانه و البته علمی ناشر کتاب و نیز حمیدی و شهاب را باید ستود که در پایان، متن اصلی و روسی اشعار انتخاب‌شده را نیز پیش روی خواننده قرار داده‌اند. از این سبب کتاب جنبه‌ای آموزشی نیز یافته است. به‌ویژه که این دو با تعبیه واژه‌نامه‌ای (هرچند مختصر) و نیز تلمیحات، نشان داده‌اند که از این توهم که ترجمه‌شان، کامل‌ترین و رساترین ترجمه است، بری‌اند. آنها در برابر برخی واژه‌ها توضیح داده‌اند و شرح آورده‌اند تا بیان ‌کنند چه درکی از این واژه در ساختار اشعار پوشکین داشته‌اند و به کدام دلیل فلان معادل را بر دیگر معادل‌ها رجحان داده‌اند. چنین موضعی اساسا مترجم/ مترجمان را به آسانی در معرض داوری و نقد قرار می‌دهد.


وبگردی
ممنوعیت پروازهای «هواپیمایی آسمان» در اروپا
ممنوعیت پروازهای «هواپیمایی آسمان» در اروپا - پرواز تمام هواپیماهای «آسمان» در اروپا ممنوع است
استحاله! / بررسی نامه احمدی‌نژاد به رهبری
استحاله! / بررسی نامه احمدی‌نژاد به رهبری - دگرديسي‌هاي فراواني در ايران صورت گرفته‌است؛ اصولگرايان اصلاح‌طلب شده‌اند، تحول‌طلبان محافظه‌كار شده‌اند، مسئولان پاسخ ناكارآمدي‌هاي خود را از مردم مي‌خواهند و در تازه‌ترين نوع اين استحاله‌ها فردي كه بسياري مدعي هستند او برآمده از مهندسي انتخابات است با ارسال نامه به رهبرمعظم انقلاب درخواست برگزاري انتخاباتي آزاد، زودهنگام و به دور از مهندسي كرده‌است! محموداحمدي‌نژاد همان پديده خانمان براندازي كه براي…
سیف و بازی تکراری غیر مجازها !
سیف و بازی تکراری غیر مجازها ! - حرفهای تکرای بانک مرکزی در مورد صرافی ها و موسسات مالی غیر مجاز با یک جستجوی ساده در اینترنت.
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز - فیلم - زهرا خوش نواز در گفتوگو با یورونیوز از مراحلی که برای آماده سازی ظاهرش طی کرد تا با چهره‌ای متفاوت وارد استادیوم شود گفت. او می‌گوید: «زمانی که از تونل گذر کردم و وارد ورزشگاه شدم و چشمانم به چمن ورزشگاه افتاد گریه‌ام گرفت.»
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش - باز هم زیر گرفتن ماموران امنیتی و نیروی انتظامی توسط یک ماشین دیگر سواری توسط اراذل خیابان گلستان هفتم
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران - کی از دراویش گنابادی با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در خیابان پاسداران تهران / گفته میشود تعداد شهدای ناجا در حمله آشوبگران فرقه ضاله گنابادی و حامیان نورعلی تابنده به ۴ تن رسیده است.
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای - به دنبال سقوط هواپیمای تهران-یاسوج ویدیو لحظه مواجه خانواده های جانباختگان را با وزیر مشاهده می کنید.
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو - تصاویری دردناک از حمله مرد موتور سوار با چاقو به یک مرد راننده در حضور همسر و فرزندش در شهرستان داراب استان فارس را در ویدئوی زیر می بینید. به نظر میرسد این اتفاق در پی جرو بحثی بر سر پارک کردن وسایل نقلیه روی داده است!
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟ - آنچه مشخص است جمهوری اسلامی ایران باید تصمیم مشخص و درستی درباره سیاست عدم رویارویی با ورزشکاران رژیم صهیونیستی بگیرد. دیگر نمی‌توان با این روش تعقیب و گریزی با این مسئله برخورد کرد. دیگر نمی‌توان ورزشکاران را از مقابله با کشتی‌گیران اسرائیلی باز داشت و در برابر رسانه‌های جهانی گفت به خاطر مصدومیت در میدان حاضر نمی‌شویم و در داخل جشن بگیریم که ما عزت‌مان را حفظ کردیم و...
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
    درس‌ هایی از غول‌ های دنیای فناوری
    به نظرم رهبران بسیاری از سازمان‌های بزرگ اعتقادی به تغییر ندارند؛ اما با نگاهی به گذشته، رد پای تاریخ را خواهید دید. بدانید که اگر کسب‌ و کاری بی‌رمق دارید، مسلما با مشکلاتی روبه‌رو خواهید بود.