چهارشنبه ۴ مهر ۱۳۹۷ / Wednesday, 26 September, 2018

زندگی و مبارزات حجت الاسلام محمدتقی فلسفی به روایت اسناد


زندگی و مبارزات حجت الاسلام محمدتقی فلسفی به روایت اسناد
● مقدمه
حجت الاسلام محمدتقی فلسفی از جمله علمایی بود که فعالیت‌های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی خود را در عصر پهلوی آغاز نمود و تجربه‌های سیاسی خود را با موضوعاتی همچون جمهوری رضاخانی، لباس متحدالشکل، کشف حجاب، قیام مسجد گوهرشاد .... بدست آورد. بر اثر مبارزات و افشاگری‌ها علیه جنایت رژیم پهلوی همیشه تحت نظر و بازداشت و ممنوع‌المنبر بود. رژیم نه تنها ایشان را از وعظ و خطابه و منبر رفتن بازداشتند بلکه با روش‌های مختلف در صدد هتک حرمت و ترور شخصیت وی برآمدند و هر روز تهمت و شایعه‌ای بر علیه وی درست می‌کردند و حتی با چاپ عکس‌های مونتاژ شده سعی نمودند در بین ملت ایران از محبوبیت او بکاهند، محمدتقی با همه این تبلیغات و موضع‌گیری‌های سوء و دسیسه‌های ساواک، مبارزات خود تا پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داد.
● فلسفی و مسأله نفوذ بهاییان:
مبارزه با بهاییان در جامعه ایران عصر پهلوی یکی از دغدغه‌های اساسی فلسفی بوده، بخصوص اینکه نگاه مرجعیت شیعه بعد از شهریور ۲۰ به بهاییت یک نگاه دین‌مدارانه بود و این گروهی دین‌ساز که هدفشان به گفته بدلا سست کردن عقاید جوانان و در اصل این فرقه برای تضعیف اسلام پی‌ریزی شده بود.
گسترش و نفوذ بهاییان باعث شد که فلسفی واعظ شهیر، رژیم را مورد نکوهش قرار دهد و شاه را به خاطر اینکه یک نفر بهایی به نام ایادی صلیب مخصوص خود نموده مورد انتقاد قرار دهد.
آیت‌الله بروجردی هم طی نامه‌ای به فلسفی اظهار داشته که نفوذ و تقویت این فرقه از روی عمد و قصد است و مذاکره و بحث درباره آنها عبث و بیهوده قلمداد می‌کند.
محمدتقی فلسفی زمانی که گله‌مندی آیت‌الله بروجردی را در خصوص گسترش دامنه فعالیت بهاییان به گوش شاه و مقامات دولتی رسانید، مصدق با حالت تمسخر خطاب به فلسفی بیان ‌می‌کند که مسلمان و بهایی از نظر او فرقی ندارد و همه از یک ملت و مسلمان هستند.
فلسفی با کسب اجازه از آیت‌الله بروجردی تصمیم گرفت موضوع بهاییان را از رادیو دنبال کند و آنان را در برابر افکار عمومی بکوبد.
در گزارش ساواک در خصوص سخنرانی محمدتقی فلسفی علیه بهاییان آمده است: "محترما معروض می‌دارد .... فلسفی .... در مسجد عزیزالله به منبر رفته و گفته یک عده بهایی که هیچ کجای دنیا آنها را راه نمی‌دهند در تمام کارها رخنه نموده و می‌خواهند قرآن و اسلام را از بین ببرند علیهذا بر شما واجب است با آنها مبارزه شود و آنان را نابود نمائید..."
نفوذ بهاییان تا جایی بود که بنا بر گزارش ساواک در رادیو و تلویزیون رخنه نموده دارای وسایل تبلیغاتی بودند و برخورداری آنان از این امکانات فلسفی را به واکنش واداشت.
ساواک در گزارش دیگر در خصوص سخنرانی محمدتقی فلسفی در منزل آیت‌الله بهبهانی چنین اعلام می‌کند: فلسفی در منزل آیت‌الله بهبهانی به منبر رفته و اظهار داشته در مملکت اسلامی بهاییان و یهودی‌ها می‌خواهند بر ما مسلط شوند، ایشان در ادامه سخنرانی بیان داشته مسلمانان تا زنده هستند و در رگ‌ آنها خون جریان دارد نخواهند توانست به این مقصود برسند.
ساواک تلاش می‌کند جلوی فعالیت‌ها و مبارزات فلسفی علیه بهاییان را بگیرد و حتی از منبر رفتن وی جلوگیری نماید. به هر حال مبارزات ایشان علیه این فرقه موجب گردید دشمنی آنان را به جان بخرد و آنان سعی نمودند که به هر طریقی سدی در مقابل ایشان ایجاد کنند.
مبارزه با بهاییت به دلیل وابستگی شاه و دولت به بیگانگان هر چند به آن مقصود اصلی خود نرسید اما باعث شد که از نفوذ آنان در جامعه کاسته شود و بسیاری از آنان از کشور خارج و عده‌ای از مسلمانان که تظاهر به بهایی بودن می کردند توجه نمایند و پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی به نفوذ و فعالیت آنان خاتمه داد.
● مبارزه با حزب توده:
بعد از شهریور ۲۰ همزمان با فرار رضاخان فعالیت‌های حزب توده در ایران شکل گرفت و روحانیت و از جمله فلسفی مبارزه با حزب توده را سرلوحه خود قرار دادند،‌ایشان با درک ضرورت از انحراف‌های فکری آنان، با ارائه منبرهای مستدل، آتشین و پرهیجان به مبارزه با این گروه وابسته پرداخت.
محمدتقی فلسفی به خطر حزب توده پی برده به گونه‌ای که ساواک تهران در خصوص سخنرانی ایشان در انتقاد از تبلیغات حزب توده در ایران چنین گزارش می‌دهد:
"... واعظ نامبرده پیرامون پیدایش دنیا و انسان محبت نمود و ضمن یک سلسله بیانات علمی و تطبیق فرضیه دانشمندان خارجی با آیات قرآنی اظهار نمود چند سال قبل توده‌ای کتاب‌هایی را منتشر کردند که بشر از ماده به عمل آمده، این سم‌پاشی‌های خائنین بدون جواب نباید بماند، توده‌ای‌ها افکار نسل جوان را آلوده کردند ...."
در گزارش دیگر در خصوص فعالیت‌ فلسفی علیه حزب توده آمده است: "... ایشان در لفاف و گوشه و کنایه حرف نمی‌زند صاف و پوست کنده علیه حزب توده صحبت نمود بدون تردید این تبلیغ اثر خوبی در مردم خواهد گذاشت ...."
مبارزات فلسفی علیه حزب توده سبب شد که آنها کینه شدیدی از او به دل گیرند و حتی تا بعد از انقلاب با ارائه مقالات فراوان علیه او در مطبوعات وابسته نمود بارزی داشت و سعی کردند با انجام اقداماتی همچون سوء قصد به جان وی، ارسال نامه‌های تهدیدآمیز و بر هم زدن مجلس، ایشان را از مسیر مبارزه بازدارند.
● نگاه فلسفی به فساد اجتماعی و مراکز آن در عصر پهلوی:
گسترش مراکز فساد و فحشا و رواج بی‌بند و باری در جامعه ایران عصر پهلوی، و نقش رژیم در دامن زدن به این مسائل از جمله موضوعاتی بودند که محمدتقی فلسفی را به واکنش واداشت و بنا بر گزارش‌های ساواک توجه به فساد اجتماعی یکی از مباحث سخنرانی‌های ایشان محسوب می‌شد.
بنابر گزارش ساواک فلسفی در انتقاد از نقش دولت در افزایش مراکز فساد بیان می‌کند که دولت شبانه‌روز بر تعداد سینماها و مناظر شهوت‌انگیز می‌افزاید و می‌خواهد خودش را در ردیف ممالک مترقی در بیاورد ولی غافل از اینکه اشتباه می‌کند زیرا با تشکیل این قبیل اماکن بر تعداد جنایات و فحشا افزوده می‌گردد.
ساواک تهران در خصوص سخنرانی فلسفی درباره گسترش بی‌دینی و افزایش مراکز فساد چنین گزارش می‌دهد:
"دیشب صحبت فلسفی در اطراف حق و باطل بود اظهار داشت ... آقایان امروز وضع مردم در این مملکت زیاد از حد از لحاظ دینی ناجور می‌باشد دستگاه‌های بی‌دینی برای محو کردن دین کاملا مجهز می‌باشند حالا بروید ببینید در شراب‌خانه‌ها و سینماها چه خبر است ... روز به روز هم تعداد سینما در این مملکت دارد زیاد می‌شود و بدانید که روز به روز در این مملکت دین خدا دارد از بین می‌رود..."
رژیم پهلوی در شرایطی به گسترش مراکز فساد همچون کاباره‌ها، سینماها، پارک‌ها، میکده‌ها، ... اقدام نمود که در برخی مناطق مردم مکان و مسجدی برای ادای نماز نداشتند و فلسفی به شدت با این اقدام رژیم به مبارزه پرداخت.
در گزارشی دیگر آمده که فلسفی اظهار داشته در پایتخت دو هزار فاحشه به سر می‌برد و ۲۸ هزار دیوانه در تیمارستان‌ها و مملکتی که در سال چهارصد میلیون تومان مشروبات الکلی وارد می‌کند، آن مملکت دین را از دست داده است...
ساواک تهران در خصوص سخنرانی فلسفی در انتقاد از وضع اجتماعی در نابسامانی اقتصادی و گسترش فساد بدین گونه گزارش می‌دهد:
"... این بدبختی است .... آخر مملکتی را که سوفیالورن‌ها بگردانند یا فلان هنرپیشه و یا رقاص آمریکایی مملکت‌گردان باشد چه توقع دارید، این مملکت نه اقتصاد دارد نه واردات ... نخست‌وزیر مگر چه دارد غیر از یک مشت بازیگر صحنه،‌آخر مملکتی که ... دو هزار تومان پول رقاص‌بازی بپردازد باید وضع اقتصادی و مالی این چنین باشد .... حالا کسری آورده‌اند، تمام پول این مملکت را به رقاصه و هنرپیشه می‌دهند تا آنان مملکت را بگردانند، آن وقت می‌گویند چرا آیت‌الله بروجردی به جای مسجد کارخانه وارد نکرد..."
حجت الاسلام محمدتقی فلسفی بنا بر گزارش ساواک در یکی از سخنرانی‌ها ضمن انتقاد از تقلید کورکورانه از مدل اروپایی، متصدیان امور مملکت را بدین گونه مورد خطاب قرار می‌دهد.
"... ولی چنانچه متصدیان امور مملکت را بخواهند بدانند ما علما و عمامه به سرها چه می‌گوییم و چه می‌خواهیم بیایند و بنشینند تا بتوانیم از نزدیک با آنها صحبت نماییم..." فلسفی در ادامه اظهار می‌دارد دنیای اروپا به جای اینکه علوم فنون خود را به ما بیاموزد ما را تشویق به ساختن سینما و کاباره و تماشاخانه تشویق می‌کند.
فلسفی در یکی دیگر از سخنرانی‌های خود بیان می‌کند که تمام مجلات به هنرپیشه‌ها اختصاص دارد تا افکار جوانان را منحرف شود و نیز در گفتگویی که با یکی از مدیران جراید در خصوص افزایش طلاق داشته، علت کثرت طلاق را تعداد زیاد فاحشه‌خانه‌ها و وجود زنان بی‌حجاب دانسته است. ایشان در مورد نقش تربیتی مادران بیان می‌دارد: مادری که به فکر عیش و نوش و میگساری و ... باشد نمی‌تواند عنصری پاک به جامعه تحویل دهد.
ساواک تهران در خصوص سخنرانی فلسفی در انتقاد از روش تربیتی در محیط مدارس و تقلید کورکورانه از غرب چنین گزارش می‌دهد: "... فلسفی واعظ به منبر رفت ... بدین گونه ادای مطلب نمود (ما از تمدن غرب تنها از لحاظ پوشیدن لباس و آرایش ظاهری تقلید می‌کنیم اما صنایع و اختراعات و پیشرفت‌های آنان را نادیده می‌گیریم و معلوم نیست این تقلید بی‌جا و ناقص عاقبت کار ما را به کجا خواهد کشاند) سپس رشته سخن را به تنقید از فرهنگ و فساد جامعه کشاند ..."
فلسفی پیشرفت صنعت و تکنولوژی در غرب را منکر نشده بلکه موضع‌گیری ایشان به دلیل تقلید کورکورانه از شیوه زندگی مردم اروپا و آمریکا بوده است. وی درباره وجود فساد در اروپا و آمریکا بیان می‌دارد "در همین اروپایی که من رفتم آنجا دیدم در موضوع تهییج شهوات و غضب جوانان مثل خر در گل مانده‌اند و نمی‌دانند چه کار کنند و حتی آمریکا همین طور است جوانان این مملکت وقتی به آنجا می‌روند فقط فساد آنها را تقلید کرده و به این مملکت می‌آیند..."
فلسفی نه تنها خود با فساد در عصر پهلوی مبارزه نمود بلکه دیگران را تشویق و تحریک به تظاهرات و مبارزه علیه فساد و فحشا و مراکز بی‌بند و باری دعوت نمود به طوری در گزارش ساواک تهران عنوان شده:
"... در ساعت ۲۰ فلسفی به منبر رفت ... بیان نمود .... چرا توجهی به اوضاع ندارید اشخاص دیگر در برابر دین اسلام، این دستگاه‌های تأتر و سینما و رقاص‌خانه‌ها را پهن کرده‌اند و روز به روز به تبلیغ و توسعه آن می‌پردازند شما ... برابر آنها عرض اندام کنید و با تظاهرات مذهبی موجودیت خود را ثابت کنید، چقدر بی‌حال هستید ..."
بنا بر گزارش ساواک، فلسفی قوانین موجود را برای جلوگیری از فساد و فحشا را ناکارآمد دانسته و راه مبارزه برای کاهش بی‌بند و باری را استفاده از مجامع مذهبی عنوان می‌کند و نیز اینکه علما و روحانیون باید برای وضع موجود فکری کنند...
● فلسفی و نهضت امام:
در اوایل پاییز ۱۳۴۱ دولت علم طی مصوبه که در قانون انجمن‌های ایالتی و ولایتی آمده بود قید "اسلام" و "ذکوریت" حذف گردید و با حذف کلمه "اسلام" بهایی و مسیحی و ایرانی در این تصویب‌نامه فرقی نداشت و به جای کلمه "ذکوریت" واژه "باسواد" گذاشته بودند که اعم از زن و مردم بود. پس از موضع‌گیری‌ امام، فلسفی به همراه سایر علما با این تصویب‌نامه اعتراض نمودند. بنا بر گزارش ساواک تهران فلسفی در اظهارات خود در خصوص مخالفت روحانیون و عده‌ای از مردم با شرکت زنان در انتخابات چنین عنوان می‌کند:
"فلسفی واعظ گفت ... کلیه زنانی که برای فعالیت‌های سیاسی، فعالیت می‌کنند از پنجاه نفر تجاوز نمی‌نمایند و این عده ناقابل هرگز نمی‌توانند به جای ۵ میلیون نفر زن ایراد صحبت کنند اگر مقامات مسئول کشور هم بخواهند به ادعای این عده ترتیب اثر دهند معلوم است که تحریکات پشت پرده از ناحیه خود دولتی‌ها انجام می‌شود... توده مردم ایران هم زن و مرد با این سر و صداها با نظر تمسخر می‌نگرند."
سازمان اطلاعات و امنیت کشور در گزارش دیگر در خصوص سخنرانی محمدتقی فلسفی در حضور علم در انتقاد از انجمن‌های ایالتی و ولایتی چنین عنوان می‌کند:
"... آقای فلسفی ... در حضور آقای علم نخست‌وزیر پس از مقدمه‌ای از آقای علم تقاضا کرد که راجع به انتخاب شدن زنان برای وکلای مجلس ایشان به خواسته‌های روحانیت و عدم تجویز قانون اساسی توجه مبذول دارند ... ما از آقای نخست‌وزیر ... تقاضا داریم که فورا به تلگرافات علما و خواسته‌های ملت دیندار توجه مبذول داشته ..."
بنا بر گزارش ساواک منزل ایشان محل رفت و آمد و اجتماع وعاظ و طلاب علوم دینی جهت مذاکره علیه قانون انجمن‌های ایالتی و ولایتی بود و خود فلسفی هم با علم مذاکره و مخالفت و نارضایتی وعاظ و روحانیون را در موضوع فوق به اطلاع وی رسانده و حتی علم را تهدید کرده که پافشاری در اجرای قانون انجمن‌های ایالتی و ولایتی موجب انقلابی در ایران خواهد شد. سرانجام بر اثر موضع‌گیری‌های علما دولت ناچار شد که تصویب‌نامه را لغو نماید.
پس از لغو تصویب‌نامه فوق در تاریخ ۱۹ دی ماه ۱۳۴۱ رژیم شاه اصول ششگانه خود را اعلام نمود و دولت علم زمان برگزاری رفراندوم را ششم بهمن اعلام نمود. امام و مراجع اعلامیه‌هایی در اعتراض به برگزاری رفراندوم منتشر کردند و محمدتقی فلسفی هم به مدت ۲۵ روز از دوم بهمن تا بیست و هفتم بهمن ۱۳۴۱ منبر نرفت و به نحوی ممنوع‌المنبر بود.
پس از ماجرای لوایح ششگانه در تاریخ ۲ فروردین ۱۳۴۲ حادثه فیضیه رخ داد که کماندوهای رژیم به مدرسه حمله بردند.
محمدتقی فلسفی پس از آگاهی از جنایات رژیم در مدرسه فیضیه در یکی از منبرهای خود بیان نمود: "این واقعه ثابت می‌کند که اخبار وقایع کربلا و صدماتی که بر اهل بیت و رسول اکرم (ص)‌و جوانان و بچه‌های آنان وارد ساختند کاملا درست است و آنچه بر فیضیه گذشت شاهدی بر این مدعی است"
تقریبا سه ماه پس از حادثه فیضیه، قیام ۱۵ خرداد شکل گرفت و این قیام در واکنش به دستگیری امام صورت گرفت می‌توان گفت جنبش ۱۵ خرداد مقدمه‌ای برای پیروزی انقلاب اسلامی و سقوط رژیم شاهنشاهی بود.
محمدتقی چهار روز قبل از قیام ۱۵ خرداد به افشاگری علیه دولت پرداخت و در گزارش سازمان اطلاعات و امنیت کشور چنین آمده است:
"شب ۱۱/۳/۴۲ فلسفی واعظ ... در مسجد ترک‌ها به منبر رفته ... آقای فلسفی با اشاره به اینکه مملکت مشروطه می‌باشد چگونه دولت آقای علم راضی شده که در مدرسه فیضیه برخلاف مقررات دین و انسانیت نسبت به طلاب اهانت و مدرسه را مورد حمله و هجوم قرار دهند."
به هر حال بر اثر گزارش ساواک افشاگری‌های محمدتقی فلسفی علیه دولت و هیأت حاکمه، افکار عمومی را آماده قیام نموده است. سرانجام فلسفی پس از سخنرانی در مسجد پاچنار در ساعت ۲۲ شب ۱۵/۳/۴۲ به اتهام اقدام علیه امنیت داخلی کشور دستگیر شد.
پس از مدتی فلسفی از زندان آزاد شد و ساواک تهران در خصوص اظهارات ایشان در جمع عده‌ای از طلاب که به دیدار وی آمده بودند چنین گزارش می‌دهد:
"... چند مرتبه می‌خواستند مرا تحت شرایطی آزاد کنند ولی من قبول نکردم و گفتم من حرف حق را روی منبر خواهم زد و هیچ شرطی برای آزادی خود قبول نمی‌کنم"
پس از قیام ۱۵ خرداد ماجرای دستگیری امام به دلیل مخالفت با امتیاز کاپیتولاسیون اتفاق افتاد که امام ابتدا به ترکیه و سپس به نجف تبعید شد، فلسفی به ارتباط خود با امام ادامه داد به طوری که ایشان در مهر ماه ۱۳۴۴ طی تلگرافی ورود ایشان را به نجف‌اشرف تبریک گفت متن تلگراف چنین بود:
"محضر مبارک حضرت آیت‌الله خمینی، تشریف حضرت عالی را به آستان مقدس حضرت علی علیه‌السلام تبریک گفته،‌ سلامت و طول عمر حضرت آیت‌الله را از خداوند خواستارم. محمدتقی فلسفی".
موضوع دیگری که واکنش علما و روحانیونی همچون محمدتقی فلسفی را به همراه داشت، برگزاری جشن‌های ۲۵۰۰ ساله بود که مخارج آن توسط مردم تأمین می‌شد به طوری که ساواک تهران در خصوص اظهارات غفار ذوالفقاری راجع به نامه محمدتقی به محمدرضا شاه و درخواست توضیح درباره مخارج سنگین این جشن‌ها و مسئولیت شخص شاه در قبال ملت چنین گزارش می‌دهد: "شخصی به نام غفار ذوالفقاری ... اظهار داشت در هیأت آنان ... صحبت شد که فلسفی به شاه نامه‌ای نوشته که مخارج هنگفت این جشن‌های شاهنشاهی از کجا و کدام منبع تهیه گردیده و با مسئولیت کدام مرجع خرج می‌شود و با این مخارجات می‌توان در ایران دست به یک سلسله اقدامات وسیع‌تر زد و فلسفی اشاره کرده که برگزاری این جشن‌ها خیانت به ملت و کشور است و پادشاه خود در آینده باید جوابگوی ملت باشد."
● رژیم پهلوی و ترور شخصیت فلسفی:
گسترش فعالیت‌ها و مبارزات فلسفی رژیم پهلوی را بر آن داشت که در صدد هتک حرمت و ترور شخصیت وی برآیند و برای رسیدن به این مقصود به انتشار عکس و اعلامیه و ساخت برنامه‌ای جهت تقلید صدای وی ... پرداختند. به گونه‌ای که در مکاتبه ساواک با اداره دوم اطلاعات و ضد اطلاعات ستاد بزرگ ارتشتاران در خصوص توزیع و چاپ عکس‌های مبتذل از ایشان آمده است: " برابر خبر رسیده... تعدادی عکس واعظ فلسفی در بعضی منازل انداخته شده که نامبرده در حالت برهنگی با زنان ... به صورت مستهجن نشان می‌دهد و معمولا این عکس‌ها را منازل وعاظ انداخته به طوری که شنیده شده در خارج این طور استنباط گردیده که این کار توسط سازمان اطلاعات و امنیت کشور به خاطر خراب کردن موقعیت نامبرده کارگردانی گردد."
در گزارش ساواک کردستان آمده است که امکان دارد کمونیست‌ها و مخالفان ایشان در چاپ و انتشار این عکس‌ها دست داشته باشند و در گزارش دیگر بیان شده این عکس‌ها ساختگی و عکس فلسفی را به جای مردی در کنار زن دیگر قرار داده‌اند.
بنا بر گزارش ساواک محمدتقی فلسفی در واکنش به چاپ این عکس‌ها بیان می‌کند: "این تازگی ندارد و مال دیروز قبل و مربوط به گندکاری دولت است...."
رژیم پهلوی از هر راهی برای تخریب و سرکوب مخالفان استفاده می‌نمود و محمدتقی فلسفی از آغاز نهضت امام تا پیروزی انقلاب به مدت ۱۵ سال تحت نظر و کنترل و بازداشت و ممنوع‌المنبر بود.
به دلیل طولانی شدن ممنوع‌المنبر ایشان، برخی مقامات نزد شاه رفته و خواستار رفع ممنوعیت وی شدند، اما شاه در جواب آنها می‌گوید خیال کنید فلسفی مرده است او را رها کنید و از این حرف ها نزنید. از آنجا که رژیم پهلوی یک حکومت وابسته بود، در گزارشی آمده است که منبع منبر فلسفی به دستور آمریکایی‌ها صورت گرفته است.
به هر حال فلسفی از آغاز نهضت امام تا پیروزی انقلاب، غالب اوقات یا تحت تعقیب و کنترل و بازداشت یا اینکه ممنوع‌المنبر بود.
خلاصه اینکه محمدتقی فلسفی پس از سالها مبارزه و مجاهدت و افشاگری‌ علیه رژیم پهلوی به مقصود و هدف خود رسید، و آن هدف پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی بود. ایشان پس از به ثمر رسیدن انقلاب به فعالیت‌های خود در جنبه‌های مختلف ادامه داد و سرانجام در ۲۷ آذر ماه ۱۳۷۷ در سن ۹۳ سالگی چشم از جهان فرو بست.

پژوهشگر: محمدرضا تمری
پی نوشت ها:
۱-رک:حسینیان،روح الله،بیست سال تکاپوی اسلام شیعی در ایران (۱۳۲۰-۱۳۴۰)،مرکزاسناد انقلاب اسلامی ،تهران ،۱۳۸۴،ص ۳۹۳
هفتاد سال خاطره ازبدلا،مرکزاسناد انقلاب اسلامی تهران ،۱۳۷۸،ص۲۱۵
۲-دوانی،علی،خاطرات ومبارزات حجه الاسلام فلسفی ،)،مرکزاسناد انقلاب اسلامی،تهران،صص۱۹۴و۱۹۸
۳-همان،ص ۲۰۱
۴-آرشیومرکزاسناد انقلا ب اسلامی،شماره بازیابی،۱۰۲۵،ص۴۲
۵- آرشیومرکزاسناد انقلاب اسلامی،شماره بازیابی،۱۰۲۵،ص ۵۱
۶- آرشیومرکزاسناد انقلاب اسلامی،شماره بازیابی،۱۰۲۵،ص ۱۰
۷-ر.ک: آرشیومرکزاسناد انقلاب اسلامی،شماره بازیابی۱۰۴۵ ص،۹۲حسینیان،روح الله،پیشین،ص،۳۹۳
۸-یاران امام به روایت اسناد ساواک ،کتاب نهم ،(زبان گویای اسلام) ،حجه الاسلام محمد تقی فلسفی مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات،تهران،۱۳۸۲،ص،۱۵
۹- آرشیومرکزاسناد انقلاب اسلامی،شماره بازیابی۱۰۱۲،ص۵۴
۱۰- آرشیومرکزاسناد انقلاباسلامی،شماره بازیابی،۱۰۲۲،ص،۸۰
۱۱- یاران امام به روایت اسناد ،پیشین،ص۱۵
۱۲ آرشیومرکزاسناد انقلاب اسلامی،شماره بازیابی ۱۰۲۴،ص ۶۲
۱۳ آرشیومرکزاسناد انقلاب اسلامی،شماره بازیابی ، ۱۰۲۳،ص ،۶
۱۴- آرشیومرکزاسناد انقلاب اسلامی،شماره بازیابی ،۱۰۲۳،ص،۱۰
۱۵- آرشیومرکزاسناد انقلاب اسلامی،شماره بازیابی ،۱۰۲۳،ص،۴۹
۱۶- آرشیومرکزاسناد انقلاب اسلامی،شماره بازیابی ،۱۰۲۴،ص۵۴
۱۷-ر.ک : آرشیومرکزاسناد انقلا ب اسلامی،شماره بازیابی ،۱۰۲۳ ،صص ۸و۳۸
۱۸- آرشیومرکزاسناد انقلاب اسلامی،شماره بازیابی ،۱۰۲۴ ،ص۵۳
۱۹- آرشیومرکزاسناد انقلاب اسلامی،شماره بازیابی ،۱۰۲۳ ،ص،۳۱
۲۰- آرشیومرکزاسناد انقلاب اسلامی،شماره بازیابی ،۱۰۲۴ ،ص۵۱
۲۱- آرشیومرکزاسناد انقلاب اسلامی،شماره بازیابی ،۱۰۲۳ ،ص۱۱۷
۲۲- آرشیومرکزاسناد انقلاب اسلامی،شماره بازیابی ،۱۰۲۴ ،ص،۴۰،
۲۳-دوانی،علی ،پیشین،ص،۲۵۲
۲۴- آرشیومرکزاسناد انقلاب اسلامی،شماره بازیابی ،۱۰۲۴ ،ص ۵۰
۲۵- آرشیومرکزاسناد انقلاب اسلامی،شماره بازیابی ،۱۰۲۵ ص۳۰
۲۶- آرشیومرکزاسناد انقلاب اسلامی،شماره بازیابی ،۱۰۲۵ ص۹۴
۲۷-دوانی،علی،پیشین،صص۲۶۲و۲۶۴و۲۶۵و۲۶۹و۲۷۰
۲۸- آرشیومرکزاسناد انقلاب اسلامی،شماره بازیابی ،۱۰۲۶ ،ص،۵۲
۲۹- آرشیومرکزاسناد انقلاب اسلامی،شماره بازیابی ،۱۰۲۶ ،ص،۸و۵۳
۳۰- آرشیومرکزاسناد انقلاب اسلامی،شماره بازیابی ،۱۰۲۷ ،ص،۲۰
۳۱-دوانی،علی،پیشین ،ص۴۴۳
۳۲-ارشیومرکزاسناد انقلاب اسلامی،شماره بازیابی ،۲۸۰ ،ص،۶۲
۳۳-آرشیومرکزاسناد انقلاب اسلامی،شماره بازیابی ،۱۰۴۴ ،ص،۷۹
۳۴-ر.ک: آرشیومرکزاسناد انقلاب اسلامی،شماره بازیابی ،۱۰۴۳ص،۷۶،آ رشیومرکزاسناد انقلاب اسلامی،شماره بازیابی ،۱۰۴۵ ص،۷۸
۳۵-آرشیومرکزاسناد انقلاب اسلامی،شماره بازیابی ،۱۰۴۳ ،ص،۷۶- ۷۷
۳۶-ر:ک:آرشیومرکزاسناد انقلاب اسلامی،شماره بازیابی ،۱۰۴۵ ،ص،۵۴ ،آرشیومرکزاسناد انقلاب اسلامی،شماره بازیابی ،۱۰۴۷ ،ص،۷۶

منبع : مرکز اسناد انقلاب اسلامی

مطالب مرتبط

صاحب‌ فتوای‌ تحریم‌ تنباکو

صاحب‌ فتوای‌ تحریم‌ تنباکو
در پانزدهم‌ جمادی‌الاول‌ سال‌ ۱۲۳۰ هجری‌ قمری‌ در خانواده‌ میرزا سیدمحمود حسینی‌ در شیراز فرزندی‌ متولد شد كه‌ نامش‌ را محمدحسن‌ گذاشتند. آثار نبوغ‌ و تیزهوشی‌ كه‌ از همان‌ ابتدا در رفتار او بود مجدالاشراف‌ دایی‌ محمد حسن‌ را كه‌ در همان‌ آغاز طفولیت‌، پدر را از دست‌ داده‌ بود، بر آن‌ داشت‌ كه‌ توجه‌ ویژه‌یی‌ به‌ تربیت‌ او كند. هنوز شش‌ سال‌ از عمرش‌ سپری‌ نشده‌ بود كه‌ خواندن‌ و نوشتن‌ فارسی‌ را فرا گرفت‌ و شروع‌ به‌ یادگیری‌ علوم‌ عربی‌ كرد. در هشت‌ سالگی‌ مقدمات‌ را به‌ پایان‌ برد و در خدمت‌ معروفترین‌ خطیب‌ شیراز «میرزاابراهیم‌» به‌ آموزش‌ فنون‌ خطابه‌ و منبر مشغول‌ شد. دوازده‌ سال‌ بیشتر نداشت‌ كه‌ به‌ خواندن‌ درس‌ «شرح‌ لمعه‌» پرداخت‌ و آنگاه‌ كه‌ استادش‌ نوشته‌های‌ او را دید، گفت‌: امروز در شیراز دیگر كسی‌ نیست‌ كه‌ تو از او استفاده‌ كنی‌. به‌ اصفهان‌ مهاجرت‌ كن‌ و از محضر استادان‌ دیگر استفاده‌ كن‌.
ناگفته‌ نماند كه‌ میرزا در كنار آموختن‌ شرح‌ لمعه‌، خود به‌ تدریس‌ آن‌ در پانزده‌سالگی‌ نیز پرداخت‌. اولین‌ استاد میرزا در اصفهان‌ كه‌ آن‌ زمان‌ دارالعلم‌ خوانده‌ می‌شد، شیخ‌ محمد تقی‌ اصفهانی‌ بود اما میرزا بیش‌ از سه‌ چهار ماه‌ شاگردی‌ آن‌ استاد بزرگوار را نداشت‌. از این‌ رو پس‌ از فوت‌ ایشان‌ به‌ محضر سید محقق‌ میرسیدحسن‌ بیدآبادی‌ معروف‌ به‌ «مدرس‌» رسید و قبل‌ از بیست‌ سالگی‌ موفق‌ به‌ كسب‌ اجازه‌ اجتهاد از جانب‌ ایشان‌ شد. علاوه‌ بر درس‌ سید حسن‌ مدرس‌، در نزد علامه‌ فقیه‌ متقی‌ نیز به‌ كسب‌ علوم‌ پرداخت‌. اقامت‌ میرزا در اصفهان‌، ده‌ سال‌ طول‌ كشید و سپس‌ در بیست‌ و نه‌ سالگی‌ عازم‌ عتبات‌ عالیات‌ شد و در حوزه‌های‌ درس‌ علمایی‌ چون‌ صاحب‌ جواهر و شیخ‌ حسن‌ كاشف‌ الغطاء شركت‌ كرد. مدتها نیز از محضر شیخ‌انصاری‌ كسب‌ فیض‌ كرد و گفته‌ شده‌ شیخ‌ انصاری‌ بشدت‌ به‌ ایشان‌ علاقه‌مند بود و مشهور است‌ كه‌ شیخ‌ انصاری‌ در مقام‌ تكریم‌ میرزا بارها گفته‌ بود كه‌ «من‌ درسم‌ را بخاطر سه‌ نفر می‌گویم‌: میرزامحمد حسن‌ شیرازی‌، میرزا حبیب‌الله‌ رشتی‌ و آقاحسن‌ نجم‌آبادی‌.»
ایشان‌ در اواخر حیات‌ خود بارها از میرزا خواستند كه‌ در كتاب‌ فوایدالاصول‌ شیخ‌ تجدیدنظر كرده‌ و آن‌ را تهذیب‌ كنند، اما میراز به‌ دلیل‌ احترام‌ فراوانی‌ كه‌ برای‌ استاد خود قایل‌ بود از قبول‌ این‌ امر خودداری‌ كرد. پس‌ از وفات‌ شیخ‌ انصاری‌ شاگردان‌ ایشان‌ به‌ چاره‌جویی‌ پرداخته‌ و چون‌ همگی‌ به‌ برتری‌ ایشان‌ اذعان‌ داشتند، شخصی‌ را فرستاده‌ و میرزا را به‌ آن‌ مجلس‌ خواندند و گفتند: «مردم‌ نیاز به‌ مرجع‌ تقلید و زعامت‌ دینی‌ دارند و ما همگی‌ بر شایستگی‌ شما اتفاق‌ كرده‌ایم‌.» ایشان‌ در ابتدا این‌ درخواست‌ را قبول‌ نكرد و در جواب‌ گفت‌: «من‌ آمادگی‌ انجام‌ این‌ مهم‌ را ندارم‌. جناب‌ آقا شیخ‌ حسن‌ فقیه‌ زمانه‌ است‌ و از من‌ شایسته‌تر» در این‌ هنگام‌ آقا شیخ‌ حسن‌ نجم‌آبادی‌ گفت‌: «به‌ خدا سوگند كه‌ این‌ امر بر من‌ حرام‌ است‌ و این‌ مساله‌ یك‌ واجب‌ عینی‌ است‌ بخصوص‌ بر شما. برآوردن‌ احتیاجات‌ مردم‌ ساده‌ است‌ ولی‌ این‌ زعامت‌ دینی‌ است‌ كه‌ نیازمند مردی‌ جامع‌ الشرایط‌، عاقل‌، سیاستمدار، آشنا به‌ امور و كامل‌ النفس‌ باشد و این‌ همه‌ در هیچ‌ كس‌ جز شما جمع‌ نیست‌.»
در آخر میرزای‌ شیرازی‌ در حالی‌ كه‌ اشك‌ از دیدگانش‌ جاری‌ بود پیشنهاد آنان‌ را پذیرفت‌. از آن‌ پس‌ شاگردان‌ مرحوم‌ شیخ‌ انصاری‌ همه‌ جا مردم‌ را به‌ تقلید از میرزای‌ شیرازی‌ دعوت‌ كردند. میرزا نیز كه‌ تا آن‌ زمان‌ از سر فروتنی‌ به‌ نوشتن‌ رساله‌ علمیه‌ مبادرت‌ نورزیده‌ بود، ناچار شد فتاوی‌ خود را در حاشیه‌ كتاب‌ «نجات‌ العباد» كه‌ حاوی‌ فتاوی‌ مرحوم‌ صاحب‌ جواهر و مرحوم‌ شیخ‌ انصاری‌ بود بنویسد تا مقلدان‌ او از طریق‌ آن‌ به‌ تكلیف‌ شرعی‌ خود آگاه‌ شوند. به‌ این‌ ترتیب‌ فصل‌ جدیدی‌ در حیات‌ میرزای‌ شیرازی‌ گشوده‌ شد. پس‌ از آن‌ میرزا به‌ سامرا مهاجرت‌ كرد. او برای‌ این‌ شهر اهمیت‌ خاصی‌ قایل‌ بود چرا كه‌ علاوه‌ بر وجود حرم‌ شریف‌ دو امام‌ بزرگوار شیعه‌، آنجا محل‌ تولد و زندگانی‌ حضرت‌ ولی‌عصر، علیه‌السلام‌، در ایام‌ كودكی‌ و محل‌ غایب‌ شدن‌ آن‌ حضرت‌ نیز هست‌. بنابراین‌ میرزا دوست‌ داشت‌ مركزیت‌ شیعه‌ را به‌ محلی‌ منتقل‌ كند كه‌ رمز جاودانگی‌ اسلام‌ و تشیع‌ در آن‌ است‌. نخستین‌ كار وی‌ در شهر سامرا ساختن‌ مدرسه‌یی‌ بزرگ‌ برای‌ طلاب‌ علوم‌ دینی‌ بود. پس‌ از آن‌ اقدام‌ به‌ ایجاد پلی‌ بر روی‌ رودخانه‌ دجله‌ نمود تا زایران‌ بارگاه‌ شریف‌ عسكریین‌، علیهماالسلام‌، كه‌ برای‌ ورود به‌ سامرا ناگزیر به‌ استفاده‌ از بلم‌ بودند آسان‌تر به‌ مقصد برسند.
وی‌ اقدامات‌ گوناگونی‌ برای‌ آبادانی‌ و توسعه‌ شهر سامرا و رفاه‌ ساكنان‌ آن‌ به‌ عمل‌ آورد. میرزا شاگردان‌ بسیاری‌ تربیت‌ كرد كه‌ اكثرشان‌ به‌ مقام‌ اجتهاد رسیده‌ بودند. مهمترین‌ حادثه‌یی‌ كه‌ در ایام‌ زعامت‌ آن‌ پیشوای‌ بزرگ‌ شیعه‌ رخ‌ داد، قضیه‌ جنبش‌ تنباكو بود. نام‌ میرزای‌ شیرازی‌ چنان‌ با نام‌ تحریم‌ تنباكو در هم‌ آمیخته‌، كه‌ با یاد كرد یكی‌، دیگری‌ نیز بی‌اختیار به‌ خاطر می‌آید. بخش‌ اعظم‌ موفقیت‌ جنبش‌ تنباكو مرهون‌ عقل‌ و درایت‌ و نفوذ معنوی‌ مرحوم‌ میرزا محمد حسن‌ شیرازی‌ بود. از نامه‌های‌ او به‌ ناصرالدین‌شاه‌ این‌ معنی‌ دریافته‌ می‌شود كه‌ همه‌ جا غم‌ ملت‌ را می‌خورد و شاید در آن‌ زمان‌ نخستین‌ كسی‌ است‌ كه‌ به‌ جای‌ كلمه‌ «رعیت‌» كلمه‌ «ملت‌» را به‌ كار برد.
میرزا، پس‌ از عمری‌ پربركت‌ كه‌ همه‌ را در راه‌ نشر علم‌ و تربیت‌ نفوس‌ و احیای‌ مكتب‌ اسلام‌ صرف‌ كرده‌ بود در نخستین‌ ساعات‌ شب‌ چهارشنبه‌ ۲۴ شعبان‌ سال‌ ۱۳۱۲ ه.ق‌ در ۸۲ سالگی‌ در سامرا چشم‌ از جهان‌ فرو بست‌ و پیكر مطهرش‌ را با شكوه‌ فراوان‌ از سامرا تا نجف‌ تشییع‌ كردند. میرزا وصیت‌ كرده‌ بود كه‌ او را در نجف‌، در محلی‌ كه‌ خود مشخص كرده‌ بود، به‌ خاك‌ سپارند و به‌ این‌ ترتیب‌ در روز آخر شعبان‌، در باب‌ طولی‌ صحن‌ مطهر حضرت‌ امیرالمومنین‌ علی‌ (ع‌) به‌ خاك‌ سپرده‌ شد.

وبگردی
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر - وزیربهداشت بهترین توصیه رو به اون پیرمرد بیچاره کرد که گفت: خودت بمال. پیرمرد باید دستش رو محکم می‌مالید به گوش وزیر تا یک بار هم که شده از تخت اخلاق فرعونی بیاد پایین
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص - کاش در این میان یکی به ما بگوید که بالاخره بی حجاب بد است، خوب است؟ چه زمانی بد است؟ چه زمانی خوب است؟
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی - حمید رسایی عضو جبهه پایداری در صفحه شخصی خود در شبکه توییتر نسبت به اهانت زشت امیر تتلو به امام حسین (ع) و 72 تن از یاران باوفایش واکنش تندی نشان داد.
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+)
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+) - پزشکان هنگامی که یک نوزاد دختر اندونزیایی را در یکی از بیمارستان های این کشور به دنیا آوردند بسیار وحشت زده شدند. نوزاد تازه متولد شده با یک چشم بزرگ روی پیشانی اش متولد شد و پس از هفت ساعت درگذشت.
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای !
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای ! - فردی به نام علی‌اکبر رائفی‌پور كه رسانه‌‌های اصولگرا از او به عنوان «استاد، محقق و پژوهشگر» یاد می‌كنند! در تاریخ 29 اردیبهشت 96 (در كوران انتخابات ریاست‌جمهوری) در نامه‌ای سرگشاده به امیرحسین مقصودلو (تتلو) نوشت: «امیر جان بخوان، تو باید بخوانی، عیبی ندارد! سرت را بالا بگیر و خدا را شکر کن که به واسطه تو این همه نفاق را آشکار کرد! دلت محکم باشد پهلوان! تو فقط بخوان، بخوان
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی - انتشار عکس‌های نشستن احمد خمینی زیر کولر در بخش وی‌آی‌پی هیات که پوششی شیشه‌ای دارد و از سینه‌زنان جداست، پس از توضیح او که گفت آن جایگاه مربوط به «روحانیون درجه یک و دو قم» است و «اون بالا معممین میشینن که لباسشون چون زیاده باعث گرمازدگی نشه»، با واکنش‌های تندتری هم همراه بود.
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن!
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن! - واکنش جالب مقام معظم رهبری به روبوسی کیارستمی با خانم داور جشنواره کن از زبان عزت الله ضرغامی
لحظه هولناک در چاه انداختن دختر بچه توسط پسرعمویش
لحظه هولناک در چاه انداختن دختر بچه توسط پسرعمویش - این فیلم که توسط دوربین های امنیتی گرفته شده لحظه به چاه انداختن دختر 5 ساله ای در اصفهان توسط پسر بچه ای کوچک را به تصویر کشیده است.
آشنایی با لامبورگینی! کاملا ایرانی
آشنایی با لامبورگینی! کاملا ایرانی - جوان خوش ذوق ایرانی لامبورگینی! تماما ایرانی را طراحی و تولید کرده است.
سلطان سکه
سلطان سکه - اولین جلسه دادگاه "وحید مظلومین" معروف به سلطان سکه به همراه ۱۴ نفر از همدستانش امروز در شعبه دو دادگاه ویژه مفاسد اقتصادی به ریاست قاضی زرگر و به صورت علنی برگزار شد.
ریحانه یا لیلا؟! / حاشیه سازی ریحانه پارسا بازیگر سریال پدر
ریحانه یا لیلا؟! / حاشیه سازی ریحانه پارسا بازیگر سریال پدر - با وجود اینکه چند روزی است سریال پر حاشیه "پدر" به پایان رسیده است، اما انتشار تصاویر ریحانه پارسا بازیگر نقش اول زن این سریال جنجال تازه‌ای به پا کرده است. این جنجال در حالی ایجاد شده که سازندگان سریال "پدر" به دنبال تولید فصل دوم آن هستند.
لیلای سریال "پدر" مدل شد / عکس‌ها
لیلای سریال "پدر" مدل شد / عکس‌ها - ریحانه پارسا، بازیگر نقش لیلا در سریال "پدر" فعالیت خودش را به عنوان مدل تبلیغاتی آغاز کرد. این بازیگر متولد سال 1377 است.