چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۶ / Wednesday, 21 February, 2018

گفتگو با محمد علی مجاهدی شاعرونویسنده سیری در گوشه های شعر آیینی


گفتگو با محمد علی مجاهدی شاعرونویسنده سیری در گوشه های شعر آیینی
شعر آیینی به دلیل گستردگی و ویژگی های خاص خود به عنوان یک مقوله مستقل همواره مد نظر منتقدین ادبی و همچنین شاعران بوده است.
توجه نسل جوان و فعالیت در این عرصه خود گواه اهمیت به درک آن توسط شاعران جوان است.با توجه به نزدیکی با عید غدیر ،گفتگویی با استاد محمد علی مجاهدی از شاعران و نویسندگان برجسته و نام آشنای ادبیات آیینی و همچنین دبیر« جشنواره ادبی غدیر» صورت پذیرفته تا سیر و جریان حرکتی ودسته بندی شعر آیینی را به صورت منسجم در اختیار داشته باشیم.
از این نویسنده تا کنون بیش از چهل اثر با موضوعات مجموعه شعر،تذکره، مقابله و تصحیح و همچنین تحقیق و شرح حال به چاپ رسیده است.
مجموعه شعرهای «یک صحرا جنون یک دریا عطش»(مجموعه شعر عاشورایی)،«سیری در ملکوت»،«آسمانی ها»،«مقابله،تصحیح و تعلیقات دیوان حافظ» و آثار تحقیقی همچون« سیمای مهدی موعود در آیینه شعر فارسی» و« شکوه شعر عاشورا در زبان فارسی» از دیگر نوشته های استاد محمد علی مجاهدی است.
یکی از آثاری که به آن می توان اشاره کرد کتاب «در محضر لا هوتیان » است که در شرح احوال و کرامات و شیوه سلوکی عارف روشن ضمیر« حضرت جعفر آقا مجتهدی» بوده که در سال ۱۳۸۳ به چاپ رسیده و تا کنون بیش از ۲۷ بار تجدید چاپ شده است.
آخرین اثر تحقیقی وی نیز با عنوان «سیری در قلمرو نبوی »است که در مرحله چاپ است.
پیش از آنکه به مقوله های مرتبط با شرع «غدیر» بپردازیم ، اگر موافق باشید در آغاز این گفتگو اولین سؤال را این گونه مطرح کنیم که :
▪ شعر آیینی چگونه شعری است و وجه تمایز آن از دیگر انواع شعر کدام است؟
- شعر آیینی به لحاظ ساختار بیرونی ، وا ژه آرایی ، آرایه های لفظی و معنوی ، سبک های مختلف ادبی و آنچه که مربوط به شاکله لفظی شعر است، هیچ تفاوتی با سایر اقسام شعر ندارد و وجه تمایز آن فقط در موضوعاتی است که به تصویر می کشد و به بیانی روشن تر ، شعر آیینی از جهت معنوی و محتوایی سمت و سویی کاملاً دینی دارد.
▪ با این وصف چه مقوله هایی اجازه ورود در قلمرو موضوعی شعر آیینی دارند؟
هر موضوع که به نحوی متأثر از آموزه های وحیانی ملهم از متون متین روایی ، فرهنگ عترت و ولایت و تاریخ اسلام باشد، می تواند در قلمرو موضوعی شعر آیینی حضور داشته باشد و به عنوان یک شهروند در این قلمرو پهناور شناخته شود.
▪ بر این اساس ، قلمرو و موضوعی شعر آیینی به دو حوزه «مناقبی» و «ماتمی» محدود نمی گردد و برای آن می توان عرصه های دیگر را از نظر موضوعی در نظر گرفت؟
- کاملاً درست است ، به همین جهت در یک نگاه کلی و کلان می توانیم مقوله های مطرح در شعر آیینی را که صبغه مذهبی دارند - در سه قلمرو موضوعی مورد مطالعه قرار دهیم و برای هر یک از این قلمرو ها نیز زیر مجموعه هایی را نظر بگیریم.
▪ این سه قلمرو کدامند ؟
- در شعر آیینی با سه قلمرو مهم موضوعی رو به رو هستیم که مرزهای مشخصی دارند :
اولین آن مقوله هایی که فطرتی قدسی ، ملکوتی و فرا خاکی دارند و از هیمنه ای ماورایی و کبریایی برخوردارند.مانند موضوعات مربوط به توحید، خداپرستی ، نیایش و ستایش ذات ربویی که در شعر فارسی حضوری دیرینه دارند. شعری که به مقوله هایی از این دست می پردازد، با عنایت به محتوایی که دارد می توان آن را «شعر ماورایی» و یا «شعر کبریایی» نامید.
دومین بخش مقوله هایی که به کار بستن آنها، هم رهایی آدمی را از شر شیطان درونی و اهریمن نفس به دنبال دارد و هم به رهایی انسانها از دام شیاطین بیرونی، قدرت های خود کامه و استکبار جهانی می انجامد، یعنی این مقوله ها دارای دو بعد «فردی» و «اجتماعی»اند نتیجه عمل کردن به آنها عاید «فرد» و «جامعه»
می گردد. مانند موضوعات مرتبط با خودسازی ، خویشتن پیرایی ، اخلاقی ، تربیتی ، اجتماعی، دانش اندوز، حکمت، معرفت، اعتراض، مقاومت، دفاع، جهاد و شهادت، که به تعداد این عناوین می توان برای »شهر رهایی» زیر مجموعه هایی را به لحاظ موضوعات خاص در نظر گرفت و برای هر کدام از آنها، شاهد مثال های فراوانی را ارایه کرد.
و سومین قسمت مقوله هایی است که به ذوات مقدس حضرات معصومین «علیهم السلام» خاندان عترت و اولیای خداوندی اختصاص دارند، که گاه صبغه «مناقبی صرف» به خود می گیرند و گاه حالت «ماتمی صرف» دارند و هر از گاه نیز به سایر آفاقی که در گستره وجودی این مقربان در گاه ا لهی است، پرداخته می شود. مثل کلمات قصار، ادعیه ماثوره، رهنمودها . شعر که به لحاظ معنوی و محتوایی در این محدوده حرکت می کند، «شعر ولایی» نام دارد و مهم ترین زیر شاخه های آن عبارت اند از : شعر نبوی ، شعر علوی ، شعر فاطمی، عاشورا ، شعر بقیع، شعر رضوی و شعر مهدوی.
▪ طبق این تقسیم بندی جامعی که از شعر آیینی در حیطه موضوعی ارایه گردید، طبعاً «شعر غدیر» باید از زیر مجموعه های «شعر علوی»باشد. لطفاً در این مورد توضیح دهید؟
ـ اگر ابعاد بر جسته وجودی و فراز و نشیب هایی را که امام علی (ع) در طول ۶۳ سال پشت سر نهاده اند به پازلی تشبیه کنیم هر بعد از ابعاد شخصیتی آن حضرت یا وقایع خوشایند و یا ناگواری که با آن رو به رو بوده اند، به منزله قطعه های مختلف این پازل اند که وقتی به صورتی منطقی در کنار هم چیده می شوند، تصویری از این ابر مرد را به ما ارایه خواهند داد.
رخدادهای بزرگ و حماسه آفرینی چون ولادت آن حضرت در خانه کعبه، هجرت، فتح مکه و نقش آن امام همام در این پیروزی ، حضور تأثیر گذار و سرنوشت ساز امام علی (ع) در غزوه ها، حادثه تلخ و رحلت رسول گرامی اسلام (ع) و ماجرای سقیفه، شهادت حضرت زهرا (س) و غربت علی (ع)، خانه نشینی ها، شب زنده داری ها و یتیم نوازی ها، مناجات علی (ع) ، ارایه الگوی کاملی از حکومت اسلامی در دوران کوتاه زمامداری، خدا محوری ، عدالت مداری، بدعت ستیزی، مبارزه با نهروانیان و خوارج، نهج البلاغه : کلامی دون کلام خدا و مافوق کلام بشری، معجزات و خوراق عادات و بالاخره شهادت آن بزرگوار در محراب عبادت و از همه مهم تر: مظلومیت علی (ع) هر کدام می تواند به عنوان سوژه شعر قرار بگیرد و عناوینی از قبیل : شعر ولادت ، شعر هجرت ، شعر سقیفه، شعر ولایت ، شعر حماسیه و مقاومت ، شعر شهادت را به خود اختصاص دهد که به لحاظ موضوعی در عرصه شعر علوی حضور چشمگیری دارند.
▪ از اولین غدیریه ها برای مان بگویید.
ـ کهن ترین غدیریه منظمی که در حافظه تاریخی شعر عرب به ثبت رسیده، متعلق به حسّان بن ثابت - شاعر پرآوزه عرب و از اصحاب رسول گرامی اسلامی (ص) است که در سال حجه الوداع و در غدیر خم، پس از معرفی امام امیرالمومنین علی (ع) به عنوان وصّی بلافصل رسول خدا (ص) سروده شده است :
نادیهم یوم الغدیر نبیأمب خّم و اسمع ب الّرسول منادیاً
هنگامی که حسان بن ثابت سروده بالبداهه خود را در گرماگرم غدیر برای پیامبر اسلام (ص) خواند، او را مورد عنایت و نوازش قرار دادند و فرمودند :
لا ز لت مؤیّداً ب روح القدوس ما نصر تنا ب لسا ن ک.
یعنی تا زمانی که ما را با زبان خود (شعر خود) یاری می کنی ، جبرئیل مؤید و مددکار تو خواهد بود.
در پیشینه مکتوب شعر فارسی، ابو منصور محمد دقیقی طوسی (متوفای ۳۴۱ هـ . ق) اولین سخنور پر آوازه ای است که از امیر مومنان علی(ع) به عنوان«امیر روز غدیر» یاد کرده است:
کبوس وار بگرید همی با چشم آلوس
بسان فرّخ شهبا، امیر روز غدیر ...
علی رغم اختلافی که در ضبط این بیت در متون کهن فارسی وجود دارد، آن را باید کهن ترین شعر فارسی در رابطه با ماجرای تاریخی «غدیر» تلقی کرد.
ابوالحسن مجدالدین کسایی مروزی (متوفای ۳۹۱ هـ . ق) از موالیان اهل بیت علیهم السلام بوده و در دیوانی که از او به چاپ رسیده ، اشعار ولایی فراوانی را می توان مشاهده کرد. کسایی پس از رسول خدا (ص) بالاترین مقام برای امیرمومنان علی(ع) قائل بوده و او را «امامت امت» و «افضل امت» معرفی می کند و تولای آن حضرت را امری ضروری واجب می داند :
مدحت کن و بستاری کسی را که پیمبر
بستود و ثنا کرد و بود داد همه کار
آن کیست بدین حال؟ که بوده ست و که باشد
جز شیر خداوند جهان حیدر کراّر
□□□
فهم کن گر مومنی فضل امیر المومنین
فضل حیدر، شیر یزدان ، مرتضای پاکدین
فضل ن کس کز پیمبر بگذری ، فاضل تر اوست
فضل آن رکن مسلمانی ، امام المتقین ...
آن : نبی وز انبیا کس نی به علم او را نظیر
وین : اما امت آمد، و زهمه امت گزین...
بی تولای علی و آل او ، دوزخ تو راست
خوار و بی تسلیمی از تسنیم و از خلدبرین...
حکیم ابوالقاسم (متوفای ۴۱۱ هـ . ق) بزرگترین حماسه سرا در عرضه جهانی در شاهنامه از وجود نازنین مولای متقیان علی (ع) به عنوان خاص «وصی» یاد کرده است :
حکیم این جهان را چو دریا نهاد برانگیخته موج از و تند باد
دو هفتاد کشتی ، بر او ساخته همه بادبان بر افراخته
یکی پهن کشتی به سان عروس بیا همه راسته همچو چشم خروس
محمد بود اندرون با علی همان اهل بیت نبی و «وصی»
خردمند کز دور دریا بدید کرانه نه پیدا و بن ناپدید
بدانست کو موج خواهد زدن کس از موج بیرون نخواهد شدن
به دل گفت : اگر با نبی و «وصی» شوم غرقه ، دارم دو یار وفی
همانا که باشد مرا دستگیر خداوند تاج و ولوا و سریر ....
اگر چشم داری به دیگر سرای به نزد نبی و «وصی»« گیر جای
گرت زین بد آید ، گناه من است چنین است آئین و راه من است
برین زارم و هم برین بگذرم چنان دان که خاک پی حیدرم
هر آن کس که در دلش بغض علی است
ازو زارتر جهان ، زار کیست؟ ...
منوجهری دامغانی (متوفای ۴۳۲ هـ . ق) که در شمار بزرگ ترین چکامه سرایان فارسی زبان است، با بهره گیری هنگام از صنعت «ایهام» به قدر و منزلت شامخ علوی و «غدیر» اشاره ای دارد:
کس را خدای ، بی هنری مرتبت نداد
بیهوده هیچ سیل نیاید سوی غدیر
باشد همو بزرگ ، چنو روز او بزرگ
باشد شقی : حقیر و چنو روز او : حقیر
و هم او در چکامه دیگری از علی (ع) به عنوان «مرد غدیر خم» یاد کرده است:
آهنی در کف ، چون «مرد غدیر خم»
به کت ف باز فکنده سر هر دو کم ...
از خواجه عبدالله انصاری (متوفای ۴۸۱ هـ. ق) عارف بزرگ و مطرح سده پنجم ، چند رباعی بر جای مانده که رایحه توحیدی و ولایی دارند. در این رباعی از وجود نازنین مولا علی (ع) به عنوان «ولی» یاد می کند و بر این باور است که جانشینی بلافصل آن حضرت بر اساس نصّ جلّی (وحی منزل) مبتنی است :
«رباعی»
ای خوانده تو را خدا : «ولی» ادرکنی
بر تو زنبی، «نصّ جلّی» ادرکنی
دستم تهی و لطف تو بی پایان است
یا حضرت مرتضی علی ! ادرکنی
حکیم ناصر خسرو قبادیانی (متوفای ۴۸۱ هـ . ق) که اعتقادی ژرف به ولایت امیر مومنان علی (ع) دارد در جای جای دیوانش به منقبت آن حضرت و اهل بیت نبوی پرداخته و آشکارا از رخداد شگرف «غدیر» سخن به میان آورده است :
شرف مرد، به هنگام پدید آید از او
چون پدید آمد تشریف علی روز غدیر
بر سر خلق ، مر او را چو «وصی» کرد نبی
این : به اندوه در افتاد از و آن : به زحیر ! ...
او سزاید که «وصی» بود نبی را ، در خلق
که برادرش بد و ، ب ن عم و داماد و وزیر ...
□□□
بیاویزد آن کس به غدر خدای که بگریز از عهد روز غدیر
چه گویی به محشر اگر پر سدت از آن عهد محکم بشر یا شبر ...
ابوالمفاخر رازی (متوفای ۵۱۱ هـ . ق) در چکامه فاخر رضوی خود از «امیر غدیر» یاد کرده است :
با مرصّع بسوخت ، مرغ ملمّع بدن
اشک زلیخا بریخت یوسف گل پیرهن ...
کرده زخارا : خمیر، همچو «امیر غدیر»
از کف پیر فطیر، پشت تنور دمن ...
حکم شنایی غزنوی (متوفای ۲۵ هـ .ق) شاعر بلند آوازه و عارف والاقدر سده پنجم و واویل سده ششم ، در دیوان اشعار و نیز منظومه عرفانی حدیقه الحقیقه خود، بارها به دفاع از حریم امیرمومنان علی (ع) برخاسته و با براهین عقلی و نقلی و صایت آن حضرت را اثبات کرده است - برای نمونه :
نامش ، از نام یا مشتق بود هر کجا رفت، همرهش حق بود
مر نبی را ، وصّی و هم داماد جان پیغمبر از جمالش شاد
آل یاسین ، شرف به او دیده ایزد او را به علم، بگزیده
نایب مصطفی به روز غدیر کرده در شرع مر و را به امیر
بهر او گفته مصطفی به ا لاه کای خداوند : «وال من والاه»
هر که تن دشمن است و یزدان دوست داند «اّلراسخون فی العلم» اوست
دل او : عالم معانی بودلفظ او : آب زندگانی بود
تنگ از آن شد بر او جهان سترگ
که جهان ، تنگ بود و مرد ، بزرگ
شهاب الدین ادیب صابر ترمذی (متوفای ۵۴۶ هـ . ق) از موالیان اهل بیت علیهم السلام بوده و از این که به خاظر شرایط ناگوار حاکم بر جامعه گاهی ناگزیر از تقّیه می شده ، خاطری ملول و مکدّر دارد :
... از آن که معتقد مرتضی و فاطمه ام که زین حصول درج باشد و خلاص درک
ز روزگار به دردم ، زدوستان محروم چو مرتضی زامامت، چو فاطمه زفدک
□□□
ز صد هزار محمد که در جهان آید یکی به منزلت و جاه، مصطفی نشود.
اگر که عرصه عالم پر از علی گردد یکی به عمل و شجاعت چو مرتضی نشود
جلال الدین محمد مولوی بلخی (متوفای ۶۷۰ هـ . ق) در مثنوی کبیر و ماندگار خود بارها به محضر آن حضرت عرض ادب کرده و او را «حسن القضا» معرفی می کند :
... زین سبب پیغمبر با اجتهاد نام خود، و آن علی ، مولا نهاد
گفت : هر کس را منم مولا و دوست ابن عّم من علی ، مولای اوست
کیست مولا؟ آن که آزادت کند بند رقّیب زپایت وا کند ...
از علی آ«وز، اخلاص عمل شیر حق را دان مّنزه از دغل
در غزا، بر پهلوانی دست یافت زود شمشیری بر آورد و شتافت
او خدو انداخت بر روی علی افتخار هر نبّی و هر ولی
آن خدو زدبر رخی که روی ماه سجده آرد پیش او در سجده گاه ...
در شجاعت ، شیر ربّانی ستی در مروّت ، خود ندانم کیستی؟
ای علی که جمله عقل و دیده ای شمه ای واگو از آنچه دیده ای ...
راز بگشا ای علی مرتضی ای پس از سوءالقضا ، حسن القضا
چون تو با بی آن مدینه ی علم را چون شعاعی، آفتاب حلم را
بازباش از باب رحمت تا ابد
بارگاه «ماله کفواً احد»
شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی (متوفای ۶۹۰ هـ .ق) پس از سول خدا (ص) ، امامت و خلافت را حق علی (ع)
می داند :
علی کو را خدا بی شک ولی خواندبه امر حق، ولی کردش پیمبر ...
گهی بر دوش احمد بود پایشگهی بر تارکش از علم افسر ...
به آن روزی که وحی آمد نبی راکه از پالان اشتر ساخت منبر
که : بعد از مصطفی در کل عالمنبد فاضل تر و بهتر زحیدر
پس از احمد، امام حق علی دانکه بود او نفس معصوم مطهّر
مسلّم شد «سلونی» گفتن او
که علم مصطفی را بود او، در ...
این سیری بود کوتاه و گذرا در «غدیریه ها» و «غدیر واره ها»یی که از سده چهارم تا پاین سده هفتم در پیشینه مکتوب شعر کهن آیینی در زبان فارسی آمده ، که ناچاریم به خاطر حوصله تنگ از ادامه بحث باز مانیم.

سید روح الله نور موسوی

منبع : روزنامه کیهان

مطالب مرتبط

ملای لاهور


ملای لاهور
سالها پیش هندوستان سه قلندر نیک نام را در دامن خویش پروراند که بعد ها هر یک از این سه تن به نوعی موجب تحول و دگرگونی را برای این کشور باعث شدند بی هیچ شکی نفر اول از این جمع مهاتماگاندی مبتکر مبارزه منفی و رهبر استقلال هندوستان است از او که بگذریم دوم شخص از این جمع محمد علی جناح یا{قائد اعظم} بنیانگذار کشور مسلمان پاکستان می باشد وسومین فرد که ما بررسی زندگی و اندیشه های تابناک او را برای این مقاله در نظر گرفته ایم شاعر پارسی گوی پاکستان دکتر محمد اقبال لاهوریست !علامه محمد اقبال در ۲۲فوریه ۱۸۷۳میلادی مطابق با ۱۲۸۹هجری قمری در شهر سیالکوت که امروزه جزوی از ایالت پنجاب محسوب می شوددر بین خانواده ای نسبتا کم درآمد اما مومن و مذهبی چشم به جهان گشود پدرش نورمحمد به کار بازرگانی اشتغال داشت و به تعلیم و تربیت فرزند نیز سخت علاقمند بود اولین کلاسی که اقبال به تشویق پدر در آن شرکت جست آموزش قران بود دکتر محمد بعدها در توصیف علاقه ودل بستگی خویش نسبت به قران می نویسد :من به هنگامی که قران تلاوت می کنم آن چنان مجذوب و از خود بی خود می گردم که انگار فرشته وحی آیات را اکنون و در این لحظه برای من به ارمغان آورده است یعنی به جای محمد {ص} من مخاطب سوره ها هستم. در دوران تحصیل اقبال همواره دانش آموزی موفق بود چنانکه چندین بار برنده جوایزی متعدد گشت در اینجا باید به این نکته نیز اشاره نمود که وی به علت قریحه و استعداد بالایی که برای شاعری داشت از همان ابتدا مورد تشویق معلمین خود قرار می گرفت .دکتر محمد بعد ها برای ادامه تحصیل راهی شهر لاهور گشت و در آنجا بود که وی ساختمان اندیشه های ماندگارش را بنا نهاد و به اقبال لاهوری شهرت یافت او در انجا با مستشرق انگلیسی سر توماس آرنولد آشنا گشت و این موجب پیشرفت و ترقی برای اقبال جوان بود مدتی بعد به نا به توصیه آرنولد راهی دیار فرنگ گشت و از دانشگاه کمبریج انگلستان در رشته فلسفه پذیرفته گشت یکی از خصوصیات بارزعلامه اقبال آشنایی و و شناخت قابل تحسین وی از فلسفه های غربیست این در حالی است که متفکرانی چون مرحوم مطهری معتقدند اقبال شناختی بسیار پائین از فلسفه اسلامی دارد و بر همین اساس نیز اقبال منکر وجود فلسفه ای با نام فلسفه اسلامی می باشد و چیزی را که با این عنوان در حوزه های علمیه تدریس می شده همان فلسفه یونان باستان می داند واین اندیشه ها را همان دلیل انحطاط و عقب ماندگی ملل اسلامی می پندارد لازم به یادآوری است پیروان مکتب تفکیک نیز در این عقیده با اقبال همراه و هم قدم هستند تنفر و انزجار دکتر محمد از فلسفه یونان باستان را از این ابیات به سادگی می توان دریافت کرد:
راهب دیرینه افلاطون حکیم از گروه گوسفندان قدیم
رخش او در ظلمت معقول گم در کهستان وجود افکنده سم
گوسفندی در لباس آدم است حکم او بر جان صوفی محکم است
علامه دکترمحمد اقبال لاهوری بس از اخذ درجه دکترا در رشته فلسفه مدتی را نیز به تحصیل در حقوق پرداخت و با کوله باری از تجربه ها و دانسته های نو به موطن خویش بازگشت .دکتر محمد به هنگام حظور در انگلستان سعی در آن داشت تا راز عقب ماندگی و استعمار زدگی ملل اسلامی را از سویی و دلایل پیشرفت و توسعه ممالک غربی را از سوی دیگر بیابد و بفهمد.علامه معتقد بود مسلمین باید اختلافات و مسائلی را که موجب تفرقه در بین آنها گشته است به کناری بگذارند وقران این منبع اصیل و پاک و دست نخورده را ملاک و معیار عمل خویش قرار دهند:
از یک آئینی مسلمان زنده است پیکر ملت ز قران زنده است
ما همه خاک و دل آگاه اوست اعتصامش کن که حبل الله اوست
چون گهر در رشته او سفته شد ورنه مانند غبار آشفته شد
و بر همین اساس اقبال جزو اولین افرادی بود که نهظت بازگشت به قران را به وجود آورده اند این عده بر این اعتقاد بودند که تنها راه نجات و ترقی ما بازگشت به قران است از جمله ادامه دهندگان این نهظت در عصر حاضر شهید دکتر علی شریعتی می باشد که نقل است از او :دعا می کنم روزی فرا رسد که اسلام اسلام قران باشد نه اسلام مفاتیح!
هندستان را از قدیم الایام مملکت هزار مذهب نامیده اند فرقه ها و طایفه ها ی بسیاری در این کشور به تبلیغ ایدولوژی خود می پرداختند جنگ ها و درگیری های قومی نیز از حد گذشته بود بار ها این این اتفاق افتاده که هندو ها یا دیگر فرقه ها جمعی از مسلمانان را به قتل برسانند یا نسبت به مکان عبادت مسلمین بی حرمتی به جا آورنددر چنین موقعیتی است که دکتر اقبال برای اولین بار طرح تائسیس یک کشور مسلمان مستقل برای مسلمین هندوستان را مطرح می نماید که این اتفاق مبارک متاسفانه چند سال پس از درگذشت اقبال به وقوع پیوست و او شاهد تحقق رویای خویش نبود این پیشنهاد توسط یار دیرین وی مرحوم محمد علی جناح به حقیقت پیوست.و بر همین اساس دکتر اقبال را جزو یکی از بنیانگذاران پاکستان کنونی نیز می دانند.اقبال مدتی را به عنوان نماینده در مجلس ملی هندوستان حضور داشت وبعدها به عضویت مجلس قانون گذاری پنجاب و نیز ریاست اتحادیه مسلمین نیز نائل گشت.بر خلاف شایعاتی که برخی از دشمنانش به راه انداختند محمد اقبال در زندگی شخصی خود فردی فوق العاده مذهبی و مقید به انجام امور دینی بود چنانکه یکی از فرزندان خود را به علت کفرگوئی هایی که داشت از خانواده طرد نمود با این حال دلبستگی خاصی به همسر خود داشت و در تربیت فرزندان سخت کوشا بود.
پس از بازگشت دکتر محمد اقبال به موطن خویش وی در مشاغل مختلفی اشغال داشت و خیلی زود افکار و اندیشه های باشکوه وی سر و صدای زیادی در محافل و مراکز آکادمیک و در جمع نخبگان آن روز هندوستان بپا کرد که در این مجال به چند نمونه از آن اندیشه ها اشاره خواهد شد. علامه فلسفه ای دارد به نام فلسفه خودی او معتقد است شرق اسلامی هویت واقعی خود را که هویت اسلامی است از دست داده و اکنون باید آن را باز یابد وی جوامع اسلامی را گرفتار نوعی بیماری تزلزل شخصیت واز دست دادن هویت می داند .
اقبال از رنسانس و کاری که مارتین لوتر با مسیحیت کرد و تکرار آن تجربه در باره اسلام سخت بیمناک بود در عین حال حرمت نهادن به تغییرات و جدی گرفتن آنها را شرط دینداری عصری و اجتهاد می شمرد و آن را با روح بالنده و تکامل پسند اسلام موافق می یابد.
اقبال شاعری عارف مسلک بوده به طوریکه در یکی از شاهکارهایش {شعری که به زبان اردو سروده }و به علت وضع ناگوار جوامع مسلمین لب به گلایه از خدا می گشاید:این قدرت بیان من است که به من جرات می آموزد
خاکم به دهن که من از خدا هم گله مندم
درست است که در تسلیم و رضا شهره ایم
ولی ناچاریم که حکایت درد خویش را باز گوئیم
ما سازی خاموش ولی آکنده از فریادیم
اگر ناله به لب می رسد معذورمان بدار
ای خدا!شکوه ارباب وفا را هم بشنو
اندکی از گله کسی را که با حمد مانوس است بشنو!
اقبال از خدا گله می کند و این شاید ابتدای عرفان باشد زیرا در انتها چیزی جز سکوت و حیرانی نیست.
اقبال لاهوری به نوعی پدر نواند یشی دینی نیز محسوب می شود البته آغازگر این جریان فکری مرحوم سیدجمالدین اسد آبادی ایست قطعا اقبال حرکت واندیشه های سید جمال را مورد مطالعه قرار داده و بسیار از او تاثیر پذیرفته است چنانکه می گوید:
سید السادات مولانا جمال زنده از گفتار او سنگ و سفال
او در حالی که خود یکی از ثمره های حرکت سید جمال است خود صاحب اثر وزین و مستقلی در این میدان می باشد.
واما اقبال و مسئله زنان
علامه در جایی می نویسد اعتراف می کنم اندیشیدن به این مسئله که زنان خود امرار معاش کنند مرا به رنج وامیدارد زیرا این مسئله به طبیعت وجود زن برای همیشه لطمه وارد خواهد ساخت.}دیدگاه اقبال نسبت به زن مسلمان یک دید اصلاحی و انقلابی نسبی است با این حال زن مورد پسند وی یک زن سنتی اما با درک و بینشی عمیق تر و در صورت امکان تحصیل کرده می باشد. وی برخلاف جو حاکم آن زمان احترام خاصی برای این نوع بشر قائل است و تمام حقوق وی را محترم می شمرد.در باره حق طلاق می گوید زنان مسلمان مانند شوهرانشان دارای حق طلاقند و ادامه می دهد زن ها بعد از طلاق می توانند اموال خود را جهت حفظ حقوق خود اداره کنند و نیز می توانند شغل و کاری پیشه کنند همچنین قادرند مشکلات خود را در دادگاه مطرح نمایند.از دیدگاه اقبال لاهوری زنان در کشورهای غربی دیگر آن حرمت و احترام سابق را دارا نمی باشند اما هنوز در ممالک اسلامی دارای همان احترام و ارزش سابق هستند.وی حتی این موضوع را ممطرح می کند {برطبق نظر بعضی از فقها زنان حتی می توانند خلیفه باشند}خالی از لطف نیست که در اینجا یادی کنیم از آیت الله العظمی یوسف صانعی و نظریه ایشان مبنی بر اینکه زنان حتی می توانند خلیفه به عنوان ولی فقیه برگزیده شوند.اقبال زن را مقدس ترین مخلوق زمین می داند با این حال معتقد است کار برای زنان موجب پائین آمدن مقام آنها می گردد.و نکته پایانی در این باب نظر وی در باره مسئله حجاب می باشد او بر این اعتقاد است :جدائی زنان از مردان با حجاب به این دلیل نیست که مردان دربند اخلاق نیستند بلکه جنسیت زن ایجاب می کند که از دیدگاه افراد نامطلوب مصون بماند در زبان عربی حرم به معنی سرزمین مقدس است که نباید توسط بیگانگان آلوده شود.اما ایا این اقبال عارف شاعرو اندیشمند ایراد و اشتباهی نیز در اندیشه های خود دارد؟!یکی از شاخص ترین آثار او کتابی است با عنوان احیای فکر دینی در اسلام که خوشبختانه توسط مترجمی به نام و صاحب سبک {مرحوم احمد آرام}به فارسی برگردانده شده است او در این اثر مرتکب اشتباهی عجیب گشته و شرح آن چنین است که اقبال نهظت وهابیگری در هجاز و جنبش بهائیت را در ایران و قیام آتاتورک را در ترکیه اصلاحی و اسلامی پنداشته است .از دیگر خطاهای او این که در بعضی اشعار خویش عده ای از چکمه پوش های کشورهای اسلامی را ستوده است که صد البته این خطا ها بر اقبال مصلح مخلص نابخشودنی است. البته این نکته را نیز باید در نظر گرفت آدمهایی کوچک زیاده مرتکب خطا می شوند اما اشتباهات این گروه هر چند زیاد ولی بی اهمیت است امام انسانهای بزرگ کم تر تن به خا می دهند ولی اشتباهات آنها سخت و بزرگ خواهد بود مقایسه کنید اشتباه یک کفاش را با خطای دست یک جراح قلب!
اما موضوعی که جنجال ها آفرید و موافق و مخالفت ها برانگیخت وآن اینکه آیا اقبال لاهوری که به ظاهر گرایش به مذهب تسنن داشت در واقع راه تقیه در پیش گرفته بوده و در نهان محبت تشیع در دل داشته است؟ زیرا ما غیر از اشعاری که از وی در مح گویی و ستایش علی {ع} یا حضرت فاطمه زهرا سراغ داریم شاهد اشاراتی نیز مبنی بر ظهور امام زمان در آثار اقبال هستیم آیا اقبال واقعا معتقد به ظهور منجی بوده است؟!
اگر قصد کنیم پاسخی جامع و کامل برای این معما بیابیم ناچار درخواهیم ماند اما ما برآنیم تا جواب هرچند نسبی برای روشن تر شدن این راز مه آلود پیدا کنیم.اگر با دیدگاهی علمی منطقی بر اساس مدارک و با تکیه بر شواهد و آنچه بر جای مانده یا نقل قول گشته بخواهیم جوابی بیابیم اینگونه می توان نتیجه گرفت۱-اگر اقبال لاهوری به وجود شخصیتی به نام امام زمام {به مفهوم شیعی آن بوده است}بس باید نتیجه گرفت او یک شیعه کامل یا اثنی اشعری است این در حالیست که اغلب دلایل و شواهد موجود علیه این را شهادت می دهند.شیعه کامل بودن و اعتقاد به امام زمان لازم و ملزوم همدیگر هستند یعنی شخص پیرو تشیع طبیعتا معتقد به ظهور منجی است وکسی که شیعه نیست نمی تواند این ادعا را داشته باشد که به امام زمان تاکید می کنم به مفهوم شیعی کلمه اعتقاد داردبا این حال اینجا پارادکسی غیر قابل انکار نهفته است که به هیچ وجهه نمی توان از آن چشم پوشی کردما در اشعار مذهبی عرفانی اقبال بارها شاهد ابیاتی در تعریف و تمجید از مقام ائمه شیعی می باشیم به طور مثال برای حضرت علی:مسلم اول شه مردان علی عشق را سرمایه ایمان علی
از ولای دودمانش زندا ام در جهان مثل گهر تابنده ام
نرگسم وا رفته نظاره ام در خیابانش چو بو آواره ام
خاکم و از مهر او آئینه ام می توان دیدن نوا در سینه ام
در شعری دیگر محمد اقبال حضرت زهرا را اسوه و الگوی زنان عالم می داندو در وصف ایشان چنین می سراید:
مریم از یک نسبت عیسی عزیز از سه نسبت حضرت زهرا عزیز
نور چشم رحمه اللعالمین آن امام اولین و آخرین
ویا شعری بلند در شرح حادثه کربلا سروده است :
هرکه پیمان با هوالموجود بست گردنش از بند هر معبود رست
رمز قران از حسین آموختیم ز آتش او شعله اندوختیم
ما یک انسان بزرگ داریم ویک امام –شمس برای مولوی انسان بزرگ است.
جبران خلیل جبران شاعر عارف مسلک مسیحی لبنانی در جایی می گوید من در دنیا به دو تن معتقدم یعنی اسوه و الگو و مراد من هستند یکی حضرت عیسی مسیح {ع} و آن دیگری امام علی{ع} اما علاقه و اعتقاد جبران خلیل نسبت به علی نه به عنوان امام شیعی بلکه به عنوان انسان بزرگ است .برگردیم به بحث خودمان علاقه و ارادت اقبال نسبت به علی وخاندانش بی ارتباط به عشق وی به عجوبه ادبیات بشری و تجربه تکرار ناپذیر شعر و عرفان و اندیشه مولانا جلالدین محمد بلخی نیست زیرا ما در اشعار مولوی نیز شاهد چنین مدح گوئی ها و ستایش هایی از علی و خانواده اش هستیم واقبال در محضر این قلندر تاریخ جرعه نوشی ها کرده و از خمره او جام ها سر کشیده است! اقبال آئینه مولوی بود همان مولوی که می گوید آئینه علی هستم:از تو بر من تافت پنهان چون کنی
بی زبان چون ماه پرتو می زنی یا تو واگو آنچه عقلت یافته است یا بگویم آنچه بر من تافته است ماه بی گفتن چو باشد ره نما چون بگوید شد ضیا اندر ضیا بر طبق مدارک و شواهد چه حضرت مولانا جلالدین و چه ملای لاهور علامه اقبال تا پایان عمر بر مذهب تسنن بودندو اگر می بینید به ظهور منجی عصر اشاره ای دارند این بدلیل عشق و علاقه بی حساب آنها ست به علی {ع} و راه و اندیشه های ایشان نه به عنوان امام به مفهوم شیعی کلمه بلکه به عنوان انسان بزرگ.واین انسان بزرگ نمی تواند شخص خاص و مشخصی باشد بلکه هر دوی این بزرگان بر این اعتقاد هستند به دلیل آنکه علی و فرزندانش را سمبل انسان بزرگ و یا انسان کامل می دانند اگر قرار بر ظهور چنین فردی از میان جمع بشر باشد او حتما اخلاق و شخصیتی علی گونه خواهد داشت زیرا تاکید می کنم علی سمبل انسان بزرگ است در ضمن راجع آن عده که مسئله تقیه را مطرح می کنند اگر بر فرض محال محدودیتی وجود داشته که علامه قادر به افشای علنی این نکته که به مذهب تشیع گرویده است نبوده اند در آن صورت ا همان محدودیت حتی اجازه انتشار اشعار اقبال در وصف بزرگان مکتب تشیع را هم طبیعتا مانع می باشد!زیرا تقیه تنها در شرایط خاصی جایز است.
وباز هم اگر خطری ایشان را تهدید می کرد حمایت سریح جناب اقبال از یک عالم شیعه {سید جمال} نیز مقدور نمی شد.
لازم به ذکر است ختم نبوت دراندیشه اقبال لاوری چنین معنی می شود:رسیدن بشر به مرحله خود کفائی و بی نیازی از وحی یعنی انسان به چنان رشد فکری و ذهنی دست یافته که اکنون خود باید درست و نادرست را تشخیص دهد و این نکته خود نیز یکی از دلایل عدم اعتقاد اقبال به تشیع می باشددر اینجا می توان این نظریه را هم مطرح کرد که اقبال و عرفایی از این دست بوسیله سیر در عرفان به مسائلی دست می یابند و یقین می کنند که شاید ما بواسطه مذهب به آن رسیده ایم البته در سطهی پائین ترو شاید به نشانه های انسان بزرگ نیز از راه عرفان دست یافته باشند.البته هیچ کس اقبال را برای شیعه بودن و یا سنی مذهب بودنش نمی خواهد بلکه این خود اقبال و اندیشه هاش هست که موجب مقبولیت وی در بین افراد شده است.
استاد دکتر عبدالکریم سروش در کتاب تفرج صنع راجع اقبال می نویسد :اقبال فقط پیرایشگر نبود به تغذیه و رشد این پیکر هم فکر می کرد .او محیی بود .هم درمان می کرد و هم پرورش می داد هم می زد و هم می آراست از درخت تفکر هر جا که روئید ه بود میوه بر می گرفت . منصفانه می گفت{در ضرف مدت پانصد سال اخیر فکر دینی اسلامی حالت رکود داشته است}تلاشها و مجاهدات مرحوم دکتر اقبال برای آشتی دادن نسل نو با دین هرگز از خاطره ها نخواهد رفت.
و اما سخن آخر
علامه دکتر محمد اقبال لاهوری شخصیتی است چند بعدی از یک سو سیاست مداریست که برای اولین بار طرح بوجود آمدن یک کشور مستقل برای مسلمانان هند را مطرح می کند از دیگر سو فردی تحصیل کرده و روشنفکر آشنا با فلسفه های غربی با قلمی روان و امید بخش که درد اعتلای دین دارد و از بعدی دیگر یک ادیب فرهیخته که دست پرورده عجوبه ای چون مولوی بزرگ است . اقبال لاهوری به چندین زبان از آنجمله اردو{زبان مادری}فارسی انگلیسی و زبان آلمانی تسلط کامل داشت و عربی را نیز خوب می فهمید اما در این بین ارادت او به پارسی گویان از و مردمان ایران زبان زده کوی و برزن است او می گوید :محرم رازیم با ما راز گوی آنچه می دانی ز ایران باز گوی
وی شناخت بسیار بالائی از شعرا و عرفای ایرانی داشته و در مکتب آنها جرعه نوشی ها نموده است رساله دکترای او در دانشگاه کبریج نیز بنام {توسعه و تکامل ماوراءالطبیعه در ایران می باشد}
دکتر اقبال قطعه شعری دارد که از آن به عنوان پیام اقبال لاهوری برای ایرانیان یاد شده است:
چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما ای جوانان عجم جان من و جان شما
غوطه ها زد در ظمیر زندگی اندیشه ام تا بدست آورده ام افکار پنهان شما
مهرو مه دیدم نگاهم برتر از پروین گذشت ریختم طرح حرم در کافرستان شما
تا سنانش تیزتر گردد فرو پیچیدمش شعله آشفته بود اندر بیابان شما
فکر رنگینم کند نذر تهی دستان شرق پاره لعلی که دآرم از بدخشان شما
می رسد مردی که زنجیر غلامان بشکند دیده ام از روزن دیوار زندان شما
حلقه گرد من زنید ای پیکران آب و گل آتشی در سینه دارم از نیاکان شما
می بینید که اقبال بیش از آنکه پاکستانی باشد از ماست و جزوی از گنجینه ادبی و فکری ایرانیان محسوب می شود.آری او در حقیقت یک ایرانیست چرا که تار و پود اندیشه هایش را از شعرا و عرفای ایرانی وام گرفته و در عشق بزرگان این دیار می ساخته و می سوخته است.
و پرده آخر زندگی ملای لاهور
در ۲۵مارچ ۱۹۳۸بیماری اقبال شدت گرفت و معالجات نیزتاثیری نداشت و بلعخره این مومن خدا و غم خوار مسلمین در ۲۱ آوریل همان سال چشم از جهان فرو بست.این تک بیت را در بستر مرگ سروده است:نشان مرد مومن با تو گفتم چو مرگ آید تبسم بر لب اوست
نیم ساعت قبل از مرگ نیز چنین سروده است:
سرود رفته بازآید که ناآید نسیمی از حجاز آید که ناآید
سر آمد روزگار این فقیری دگر دانای راز آید که ناآید!
اقبال لاهوری مردیست که من در برابر عظمت روح و وسعت فکر و اندیشه او بی اختیار و به احترام سر تعظیم فرود می آورم..
روحش شاد و یادش قرین رحمت باد.


وبگردی
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش - باز هم زیر گرفتن ماموران امنیتی و نیروی انتظامی توسط یک ماشین دیگر سواری توسط اراذل خیابان گلستان هفتم
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران - کی از دراویش گنابادی با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در خیابان پاسداران تهران / گفته میشود تعداد شهدای ناجا در حمله آشوبگران فرقه ضاله گنابادی و حامیان نورعلی تابنده به ۴ تن رسیده است.
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای - به دنبال سقوط هواپیمای تهران-یاسوج ویدیو لحظه مواجه خانواده های جانباختگان را با وزیر مشاهده می کنید.
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو - تصاویری دردناک از حمله مرد موتور سوار با چاقو به یک مرد راننده در حضور همسر و فرزندش در شهرستان داراب استان فارس را در ویدئوی زیر می بینید. به نظر میرسد این اتفاق در پی جرو بحثی بر سر پارک کردن وسایل نقلیه روی داده است!
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟ - آنچه مشخص است جمهوری اسلامی ایران باید تصمیم مشخص و درستی درباره سیاست عدم رویارویی با ورزشکاران رژیم صهیونیستی بگیرد. دیگر نمی‌توان با این روش تعقیب و گریزی با این مسئله برخورد کرد. دیگر نمی‌توان ورزشکاران را از مقابله با کشتی‌گیران اسرائیلی باز داشت و در برابر رسانه‌های جهانی گفت به خاطر مصدومیت در میدان حاضر نمی‌شویم و در داخل جشن بگیریم که ما عزت‌مان را حفظ کردیم و...
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
    آشنایی با روش پخت 13 نوع ماهی
    از سرخ کردن بیش از حد ماهی خودداری کنید زیرا در این صورت اسیدهای چرب امگا 3 موجود در آن از بین خواهد رفت.