چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۶ / Wednesday, 21 February, 2018

پیرمردها وطنی ندارند No Country for Old Men


پیرمردها وطنی ندارند  No Country for Old Men
▪ نویسنده و کارگردان: ایتن و جوئل کوئن.
▪ موسیقی: کارتر بورول.
▪ مدیر فیلمبرداری: راجر دیکینز.
▪ تدوین: ایتن و جوئل کوئن.
▪ طراح صحنه: جس گانکور.
▪ بازیگران: تامی لی جونز[کلانتر اد تام بل]، خاویر باردم[آنتون شیگور]، جاش برولین[لولین ماس]، وودی هارلسون[کارسون ولز]، کلی مکدانلد[کارلا جین ماس]، گارت دیلاهانت[معاون کلانتر وندل]، تس هاپر[لورتا بل]، بری کوربین[الیس]، استیون روت[مردی که ولز را اجیر می کند]، راجر بویس[کلانتر ال پاسو]، بث گرانت[مادر کارلا جین].
▪ ١٢٢ دقیقه.
▪ محصول ٢٠٠٧ آمریکا.
▪ برنده جایزه بهترین فیلم و بهترین بازیگر نقش مکمل مرد/باردم از مراسم انجمن منتقدان فیلم بوستون، نامزد جایزه بهترین گروه بازیگری، بهترین کارگردانی، بهترین فیلم، بهترین بازیگر نقش مکمل مرد و بهترین فیلمنامه از مراسم انجمن منتقدان رسانه ها، نامزد نخل طلای جشنواره کن، برنده جایزه بهترین کارگردانی، بهترین فیلم، بهترین فیلمنامه اقتباسی، بهترنی بازیگر نقش مکمل مرد و بهترین فیلمبرداری از مراسم انجمن منتقدان فیلم شیکاگو، برنده جایزه بهترین کارگردانی، بهترین فیلم و بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از مراسم انجمن منتقدان دالاس-فورت ورث، نامزد جایزه بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر نقش مکمل مرد و بهترین فیلمنامه از مراسم گولدن گلاب، نامزد جایزه بهترین بازیگر زن نقش مکمل/مکدانلد، بهترین کارگردان، بهترین فیلم سال و بهترین فیلمنامه زا مراسم انجمن منتقدان فیلم لندن، برنده جایزه بهترین گروه بازیگری، بهترین فیلم و بهترین فیلمنامه اقتباسی از انجمن ملی منتقدان فیلم آمریکا، برنده جایزه بهترین کارگردان، بهترین فیلم، بهترین فیلمنامه و هترین بازیگر نقش مکمل مرد از مراسم اتحادیه منتقدان فیلم نیویورک، برنده جایزه بهترین کارگردانی، بهترین گروه بازیگری، بهترین بازیگر نقش مکمل مرد، بهترین فیلم، بهترین فیلمنامه اقتباسی از مراسم منتقدان فیلم فونیکس، برنده جایزه بهترین کارگردانی از انجمن منتقدان فیلم سن فرانسیسکو، برنده جایزه بهترین کارگردانی، بهترین فیلم و نامزد جوایزبهترین بازیگر/جاش برولین، بهترین تدوین، بهترین فیلمنامه اقتباسی از مراسم ساتلایت، برنده جایزه بهترین کارگردان، بهترین گروه بازیگری، بهترین فیلم و بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از مراسم منتقدان فیلم واشتنگتن و حومه.
▪ ژانر: جنایی، درام، وسترن.
جون ١٩٨٠، وست تگزاس. آنتون شیگور مظنون به قتل توسط معاون کلانتر دستگیر می شود. اما در اداره پلیس موفق می شود او را به قتل رسانده و بگریزد. کلانتر اد تام بل که در بازگشت با جسد معاونش روبرو شده، تصمیم دارد تا قاتل را دستگیر کند. همزمان لولین ماس که برای شکار به خارج از شهر رفته با کاروانی از اتومبیل ها در میانه صحرا روبرو می شود.
با نزدیک شدن به کاروان و مشاهده اجساد و اتومبیلی پر از بسته های مواد مخدر، در می یابد که یک معامله بزرگ به خون کشیده شده است. با پرس و جویی از راننده مشرف به موت یکی از اتومبیل ها و تعقیب رد پای بر جای مانده، به مردی زخمی که کیفی پر از دو میلیون دلار همراه دارد، می رسد. تبهکار بر اثر زخمی که خورده، قالب تهی کرده و هیچ مانعی بر سر راه ماس وجود ندارد تا پول ها را تصاحب کند. ماس به خانه بازمی گردد، اما همان شب با تصور این که راننده زخمی زنده مانده و درباره او سخنی بگوید، وی را وادار می کند تا شبانه به سر وقت کاروان قاچاق چیان برود.
اما زمانی که به آنجا می رسد با گروهی تازه نفس روبرو می شود که گویا انتظارش را می کشیده اند. ماس موفق می شود تا از چنگ آنها بگریزد. ولی اتومبیل خود را جا می گذارد و قاچاق چیان از این طریق موفق به شناسایی وی می شوند. ماس در بازگشت همسرش کارلا جین را بیدار و او را با اتوبوس راهی شهری دیگر می کند. خود نیز برای گریز از چنگ قاچاق چیان و شیگور که برای یافتن پول اجیر شده، سر به جاده ها می گذارد. همزمان کلانتر نیز در تعقیب ماجرا به منزل ماس می رسد. شیگور که با کمک سینگال دستگاه ردیابی که درون کیف پول ها تعبیه شده، به هتل محل اقامت ماس دست یافته و بقیه قاچاق چیانی را که قبل از او به هتل رسیده اند، به قتل می رساند. اما خود توسط ماس زخمی می شود. ماس نیز که زخمی شده، از مرز رد شده و به مکزیک می رود. اما کیف را ناچار در پست بازرسی مرزی پنهان می کند. وقتی در بیمارستان مکزیکوسیتی چشم باز می کند، با کارلسون ولز روبرو می شود که از او می خواهد تا پول ها را به وی تحویل داده و جان خود را نجات دهد.
اما ماس امتناع می کند و از بیمارستان می گریزد. شیگور نیز به سراغ ولز رفته و پس از قتل او به سراغ ارباب وی رفته و او را نیز می کشد. کلانتر تام بل نیز که توسط همسر ماس از محل ملاقات شان آگاه شده، تنها برای ختم موضوع به آنجا می رود. اما قاچاق چیان زودتر از او رسیده و ماس را به قتل می رسانند. ولی ماس قبل از مرگ تقاضایی از شیگور کرده است و مدتی بعد شیگور برای کشتن کارلا جین به سراغ او می رود...
● چرا باید دید؟
جوئل کوئن[متولد ١٩٥٤] و ایتن کوئن[متولد ١٩٥٧] مینیاپولیس، مینه سوتا زوج کارگردان، فیلمنامه نویس، تدوینگر، تهیه کننده و بازیگر آمریکایی و مشهور به کارگردان دو سر[The Two-Headed Director]، سازنده فیلم های جنایی، راز آمیز، مهیج و خشن با چاشنی طنز سیاه که گاه از نام مستعار رادریک جینیس استفاده می کنند. آنها از ١٩٨٤ با ساختن Blood Simple. شروع به فیلمسازی کردند و تاکنون ١١ فیلم دیگر ساخته اند که نمایش هر کدام شان در سینمای دو دهه اخیر آمریکا حادثه ای به شمار می رود. از بزرگ کردن آریزونا و دورویی میلر تا شاهکارشان بارتون فینک؛ و سپس فارگو، بیگ لبوفسکی، ای برادر تو کجایی و این اواخر مردی که آنجا نبود و اپیزودی از دوستت دارم، پاریس که کارنامه این دو برادر را با نامزدی چندین اسکار، هفت بار نامزدی برای دریافت نخل طلای کن و سه بار دریافت جایزه بهترین کارگردانی از همین جشنواره و بیش از ٤٠ جایزه بین المللی دیگر زینت داده است.
این بار بر خلاف بسیاری از قصه های پیشین از آدم ربایی خبری نیست. یک محموله مواد مخدر، دو میلیون دلار پول نقد و چند جسد... بازماندهای یک معامله بزرگ و بد فرجام که منجر به آغاز حادثه ای سرنوشت ساز برای ماس می شوند. فیلم از زبان اد تام بل کلانتر محلی روایت می شود. او از تغییر زمانه سخن می گوید و این که در گذشته نیازی نبود تا مردان قانون[کسانی همچون پدر او] همواره با خود سلاح حمل کنند. او از توحش زمانه مدرن می نالد و این که زمانی مجبور شده نوجوانی را روانه صندلی الکتریکی کند. کسی که خواهرش را فقط به صرف این که قتلی انجام دهد، کشته بود. او این بار مجبور است با یکی از خونسردترین و وحشی ترین قاتلین کرایه ای که تا امروز در سینما دیده ایم، مقابله کند: شیگرو! کسی که برای کشتن برخی از قربانیانش یا باز کردن راه خود از تفنگ بادی مخصوص کشتن گاوها استفاده می کند. سلاحی هولناک که ردی هم از خود بر جای نمی گذارد!
پیرمردها وطنی ندارند که نامش را از رمان منبع اقتباس خود نوشته کورمک مک کارتی عاریت گرفته است[رمانی که به نوبه خود نامش را وامدار شعر سفر دریایی به بیزانتیوم ویلیام باتلر ییتز است] تا این لحظه ٢٨ میلیون دلار در گیشه به دست آورده، که مطمئناً این رقم افزوده خواهد شد. برادران کوئن با این فیلم بار دیگر به سراغ فلسفه و نگاه و طنز سیاه خود درباره طینت آدمی و صد البته غرب آمریکارفته اند که سخت دستخوش تغییر شده است. فیلم یک وسترن جنایی مدرن است که خشونت اواخر قرن نوزدهم در مقایسه با رفتار شخصیت های آن یک بازی کودکانه بیش نیست.
شخصیت شیگور که توسط خاویر باردم به شکلی فوق العاده تجسد یافته، یکی از اصیل ترین و خطرناک ترین شرورهای تاریخ سینماست و ماس طماع و دیگران نیز دست کمی از وی ندارند. فیلم سرشار از دلتنگی برای غرب وحشی قدیم است. مرثیه ای بر دورانی که جوانمردی سکه رایج بازارش بود، چیزی که پدر کلانتر تام بل فقط یادگار رنگ و رو رفته ای آن است. درباره این فیلم نیز باید مفصل تر نوشت، اما تا آن روز شما را دعوت می کنم به تماشای بازی موش و گربه سه مرد در چشم اندازهای زیبا و خشن تگزاس با فیلمبرداری معرکه راجر دیکینز و بازی های بی نهایت خوب[چنین صوت داودی از جاش برولین انتظار نمی رفت!] با یک کارگردانی ماهرانه که فیلم را تبدیل به یکی از شانس های اصلی مراسم اسکار کرده است.

امیر عزتی

منبع : موج نو

مطالب مرتبط

راهی به رهایی


راهی به رهایی
● نگاهی به فیلم به آهستگی ساخته مازیار میری
قطار (دوربین) به آهستگی روی ریل پر از برف به محمود می رسد تا سختی، سردی و صبوری این مرد غمگین را در بستر داستان در همان ابتدا تفهیم كند. سكوت و بی كلامی تیتراژ آغازین فیلم نیز به كمك این فضاسازی می آید تا دنیای بیرونی فیلم، بازنمای درون افسرده و بهت زده قهرمان داستان باشد.
قهرمانی نه از تبار روشنفكران و اهل فكر و نه از طبقه ثروتمند و مرفه. مردی از قشر كارگر كه ازخودبیگانگی ماركس گونه در چرخه بی رحم نظام اجتماعی او را می رنجاند و این رنج در ساختار قدرتمندتر دیگری به نام «سنت» تشدید می شود؛ سنتی جاهلانه كه گاهی بیش از روح نظام بورژوازی به ازخودبیگانگی و الیناسیون آدمی می انجامد و زیستن را برای این پرولتاریای معصوم، تنگ می كند. او از سویی گرفتار در نظام كاری خویش است كه او را از همسر و خانه اش دور ساخته و وادار به هجران كرده است كه حتی برای دیدن همسر بیمار خویش باید به التماس كارفرمایش بیفتد و از سویی دیگر دربند خانه و محله و مردمی است كه با سوءظن به همسرش تلخی این وضعیت تاریخی را افزون تر كرده اند؛ مردمانی كه همواره با پیش داوری و قضاوت های عجولانه و اشاعه بی رحمانه آن به تخریب یكدیگر و یك زندگی دامن می زنند. حقیقت در فرآیند این سیستم یك كلاغ و چهل كلاغ چنان استحاله می یابد كه عقل را در حجاب خویش پنهان كرده دایره تعصب و تحجر را وسعت می دهد.
دامنه این دایره به ویژه آن جایی كه مسئله زن و ناموس و عاطفه به هم گره می خورد تنگ تر می شود. در فرهنگی كه تعصب و بدبینی و تحجر به «غیرت» معنا می شود بذر سوءتفاهم و بی عدالتی اخلاقی نیز كاشته می شود كه محصول آن جز خشونت و نفرت نیست. در این میان اما محمود صبورتر و عاقل تر از تجربه و پایگاه اجتماعی اش به نظر می رسد. او سعی می كند به سرعت قضاوت نكند و زود تصمیم نگیرد.
نگاه پرسشگر و سكوت تامل برانگیز او مبین این معنا است. اما فشار نظام اجتماعی و به اصطلاح حرف مردم او را دست كم به لحاظ ذهنی و از درون دچار تزلزل می سازد. فروریختگی و آشفتگی روانی محمود با بازی فوق العاده فروتن در صورتش و نگاه مضطرب چشمانش هویداست. به قول دایی پری حرف مردم كمر فیل را می شكند. این خودشكستی حتی تا مرز فكر خودكشی در ذهن محمود می رود اما زود پشیمان شده به دامن ایمان برمی گردد و با اقامه نماز، طلب امداد می كند؛ راهی كه به رهایی او كمك می كند.
او با تحمل حرف غریبه و آشنا از خانواده خویش گرفته تا بستگان همسرش و تا همسایه ها و دوستانش گویی همچنان دل از پری نبریده است و در نهایت باز هم به سخنان او اعتماد می كند و دل از دیگران می برد و برای در امان بودن از مردمان و زخم زبان هایشان سفر را برمی گزیند و به سرزمینی هجرت می كند كه پری در آن آرامش گمشده خودش را پیدا می كند. او ظاهراً دارای ناراحتی اعصاب به معنای جسمانی اش نیست.
زنی است تنها گرفتار در میان مردمی عامی كه او را درنمی یابند و درك نمی كنند. او گویی این سال ها در رنج بی معنایی به سر می برده است و زبان مشتركی با اطرافیانش نداشته است و این تفاوت البته به نامتعارفی معنا شده است؛ همان وضعیتی كه برای روشنفكران دیار ما تجربه می شود و البته «زن بودن» او بر جرمش می افزاید. عدم حمایت نظام اجتماعی را نیز باید به این عوامل افزود. پری وقتی سه راه كتك خوردن، كشته شدن و طلاق گرفتن را از سوی محمود دریافت می كند عاجزانه از او می خواهد طلاقش ندهد.
در واقع او مردن را بر جدایی و حقارت ترجیح می دهد چرا كه می داند در ساختار فرهنگی- اجتماعی جامعه ای كه او زندگی می كند نگاه مثبتی به زن مطلقه نیست و تنهایی او عمیق تر خواهد شد. این اضطراب وجودی زنان و تهدید امنیت روانی- اجتماعی آنان تن دادن به تقدیر تاریخی آنان را سبب می شود. این سوء قضاوت تاریخی به ویژه به زن، دستمایه داستان مازیار میری در «به آهستگی» می شود كه به گفته خودش همیشه دغدغه به تصویر كشیدن این خصیصه عمومی را داشته است. ناپدید شدن پری از خانه بیش از آنكه مورد سوءتفهیم غیبت او باشد برساخته متحجرانه مردم از جنسیت اوست.
عمق این نگرش گاهی چنان است كه گویا خلقت این مخلوق یك سوءظن بزرگ بوده است. در نگرشی كه زن، سپاه شیطان تلقی می شود و هرگونه تصرفی در او شرعاً و عرفاً حق مرد به حساب می آید (صحبت های همسایه نجار) و غیبت پری بدون اثبات علت او حتی از سوی خانواده اش (دایی) به هرزگی تعبیر می شود تا حدی كه مرگ (اشتباهی) پری را بر ننگ این رسوایی ترجیح می دهد. (سكانس رستوران) جایی برای زیستن باقی نمی ماند و زندگی تماماً به بازتولید مداوم این سوءظن ها در عرصه خصوصی آدمی تبدیل می شود. همان عرصه ای كه به قول سیدمحمود در زندگی او جایی ندارد؛ عرصه ای كه به دلیل كنجكاوی زائد این فرهنگ به عرصه عمومی فراخوانده می شود و حیطه خصوصی زندگی را چندان به رسمیت نمی شناسد. وضعیتی كه محمود و پری برای رهایی از آن گریختند و به مشهد محل شهود و آرامش پناه می برند.
آنان با خروج از ساختار ظالمانه و یكسویه اطرافشان، زندگی در غربت آزادی بخش را ترجیح می دهند و نمای گنبد امام رضا نشانه آن آرامش و اعتدالی است كه محمود و پری به آن رسیده اند. در ابتدای فیلم محمود روی ریل (راه زمینی) كار می كرد و در پایان بر بلندی یك ساختمان. (نمودی از رشد او) مازیار میری اما در زیرلایه داستان خود به شكل زیركانه ای به نقد فرهنگ عامه دست می زند و آسیب پذیری نظام خانوادگی را در بستر مولفه های آن بازشناسی می كند. از ریشه گیری و ریاكاری و دخالت های بی جا تا انگ زنی و دورویی و مرده پرستی این قوم كه رفتارشان بعد از اثبات مرگ (صوری) پری تغییر و تیغ تیز نقدشان كند شده بود.
انگار مرگ، غسل تعمیدی بر گناهان آدمی است. تجلی این نگرش را در امضای اهالی محل برای گواهی دفن پری و اثبات همسربودگی محمود شاهدیم. در حقیقت میری به جامعه شناسی خودمانی و نقد از درون دوران می پردازد و زیر پوست فرهنگ را می شكافد.
در این وضعیت تاریخی ماندن تنها به قیمت نابودی تمام می شود. پس باید یافتن و شدن را در رفتن جست وجو كرد؛ راهی كه هم برای بانوی روشنفكر مهرجویی و هم محمود جوشكار میری، تنها طریق رستگاری است. رفتن، یافتن و راهی به رهایی جستن.


وبگردی
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش - باز هم زیر گرفتن ماموران امنیتی و نیروی انتظامی توسط یک ماشین دیگر سواری توسط اراذل خیابان گلستان هفتم
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران - کی از دراویش گنابادی با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در خیابان پاسداران تهران / گفته میشود تعداد شهدای ناجا در حمله آشوبگران فرقه ضاله گنابادی و حامیان نورعلی تابنده به ۴ تن رسیده است.
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای - به دنبال سقوط هواپیمای تهران-یاسوج ویدیو لحظه مواجه خانواده های جانباختگان را با وزیر مشاهده می کنید.
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو - تصاویری دردناک از حمله مرد موتور سوار با چاقو به یک مرد راننده در حضور همسر و فرزندش در شهرستان داراب استان فارس را در ویدئوی زیر می بینید. به نظر میرسد این اتفاق در پی جرو بحثی بر سر پارک کردن وسایل نقلیه روی داده است!
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟ - آنچه مشخص است جمهوری اسلامی ایران باید تصمیم مشخص و درستی درباره سیاست عدم رویارویی با ورزشکاران رژیم صهیونیستی بگیرد. دیگر نمی‌توان با این روش تعقیب و گریزی با این مسئله برخورد کرد. دیگر نمی‌توان ورزشکاران را از مقابله با کشتی‌گیران اسرائیلی باز داشت و در برابر رسانه‌های جهانی گفت به خاطر مصدومیت در میدان حاضر نمی‌شویم و در داخل جشن بگیریم که ما عزت‌مان را حفظ کردیم و...
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
    پاستا گوجه، زیتون و اسفناج
    گوجه های انگوری برای این پاستا خوشمزه بسیار مناسب هستند، اما اگر این نوع گوجه فرنگی در دسترستان قرار نداشت می توانید همان گوجه رنگی عادی را به صورت مکعبی ببرید و استفاده کنید پاستا سبزیجات با اینکه گوشت ندارد ولی شما را به طعمی لذیذ و خاص دعوت می کند