شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۷ / Saturday, 21 July, 2018

دعای ندبه


دعای ندبه
● پرسش: آیا دعای ندبه نزد علما معتبر است؟
▪ پاسخ: روش عرف و عقلا در مسائل تاریخی، قبول هر خبری است که در کتب تاریخی معتبر یا مشهور نقل شده باشد. ولی علمای اسلام در قبول اخبار وروایاتی که مربوط به احکام شرع ومعارف دینی است به این مقدار اکتفا نمی‏کنند، بلکه درصدد بحث وتحقیق برآمده ودر سند احادیث وعدالت ووثاقت راویان حدیث بررسی کامل می‏کنند، ومادامی که اطمینان کامل ووثوق به احادیث پیدا نکنند به آن عمل نمی‏نمایند.
این دقت وتحقیق به جهت حصول اطمینان به صدور حدیث از معصوم در مورد تکالیف الزامی، اعم از وجوب وحرمت دو چندان می‏شود، ولی در مورد مستحبات احتیاج مبرم به این گونه بررسی نیست. مورد ادعیه از این قسم است، زیرا به جهت استحباب قرائت آن احتیاج مبرمی به بررسی سندی ندارد، بلکه قرائت آن به رجا وامید مطلوبیّت کافی است، ومی‏توان از قوت متن والفاظ ومضامین دعا پی به اعتبار آن برد؛ زیرا این مضامین درآیات وروایات معتبر نیز وارد شده است. خصوصاً آنکه مطابق اخبار «من بلغ» که دلالت بر تسامح در ادله سنن و مستحبات دارد، احتیاج چندانی به بررسی سند ادعیه مستحبّه نیست.
● پرسش: راه تشخیص روایت صحیح از غیر صحیح چیست؟
▪ پاسخ: از آنجا که برخی از کذّابین از زمان پیامبراکرم (ص) درصدد جعل ووضع حدیث ونسبت آن به پیامبر واهل بیت: بوده‏اند، لذا جا دارد که میزانی را برای تمییز بین حدیث صحیح از غیرصحیح به دست دهیم. در این باره به چند میزان می‏توان اشاره نمود:
۱) موافقت با قرآن
امام صادق (ع) از رسول خدا (ص) نقل کرده که فرمود: «إنّ علی کلّ حقّ حقیقة وعلی کلّ صواب نوراً، فما وافق کتاب اللَّه فخذوه وما خالف کتاب اللَّه فدعوه»؛ «همانا بر هر حقّی حقیقتی وبر هر صوابی نوری است، پس آنچه موافق کتاب خداست اخذ کرده وآنچه مخالف کتاب خداست رها کنید.»( کافی، ج ۱، ص ۶۹، ح ۱)
۲) موافقت با سایر کلمات معصومین:
حسن بن جهم می‏گوید: به امام رضا (ع) عرض کردم: از جانب شما احادیث مختلف به ما می‏رسد؟ حضرت فرمود: «ما جآءک عنّا فقِس علی کتاب اللَّه عزّوجلّ وأحادیثنا، فإن کان یشبههما فهو منّا، وإن لم‏یکن یشبههما فلیس منّا»؛ «آنچه از جانب ما به شما رسید بر کتاب خداوند عزّوجلّ واحادیث ما مقایسه کنید، اگر شبیه آن دو است از ما می‏باشد، وگرنه از ما نیست.»( وسائل الشیعه، ج ۲۷، ص ۱۲۱، ح ۳۳۳۷۳)
۳) موافقت با عقل وعدم مخالفت با حکم آن
در حدیثی از رسول خدا (ص) نقل است که فرمود: «هر گاه از من حدیثی به شما رسید آن را بر کتاب خدا وحجت عقولتان عرضه بدارید، اگر موافق این دو بود قبول کرده وگرنه آن را بر دیوار زنید».( شرح اصول کافی، ج ۲، ص ۳۴۳، ح ۱ ؛ تفسیر ابوالفتوح رازی، ج ۳، ص ۳۹۲)
● پرسش: نظر بزرگان علما درباره دعای ندبه چیست؟
▪ پاسخ: شیخ مرتضی انصاری؛ در کتاب «المکاسب» در بخش خیارات در ذیل حدیث «المؤمنون عند شروطهم» می‏گوید: بعید نیست که بگوییم عنوان «شرط» بر التزامات ابتدائی صادق نیست، بلکه متبادر عرفی از «شرط» همان التزامات تابع عقد است، همان گونه که از موارد استعمال این کلمه در مثل قول امام در دعای ندبه استفاده می‏شود، آنجا که در ابتدای دعا فرمود: «بعد أن شرطت علیهم الزهد فی درجات هذه الدنیا الدنیّة».( المکاسب، ج ۵، ص ۲۱)
شیخ انصاری؛ گویا این دعا را امر مفروغ عنه از حیث صحت گرفته ولذا به آن در مجال احکام شرعیه استدلال کرده است.
محشّین مکاسب شیخ بر او در این نکته هیچ اعتراضی نکرده وسند آن را نیز مورد منقاشه قرار نداده‏اند.
شیخ عبداللَّه مامقانی در حاشیه خود بر مکاسب می‏گوید: «وجه دلالت این جمله از دعا بر مقصود این است که: کلام امام به این بر می‏گردد که خداوند عزّوجلّ به بندگان خود فرمود: هر کس در این دنیا زهد پیشه کند من به او نعمت مقیم عطا خواهم کرد...».( حاشیه مامقانی بر مکاسب، قسم خیارات، ص ۱۲)
ایروانی نیز می‏گوید: «امّا اطلاق شرط در دعای ندبه به اعتبار این است که در ضمن التزام "جزیل ما عنده"... آمده است...».( حاشیه ایروانی بر مکاسب، ج ۲، ص ۵)
● پرسش: چه کسانی دعای ندبه را نقل کرده‏اند؟
▪ پاسخ: دعای ندبه را عده‏ای از علما ومحدثین نقل کرده‏اند از آن جمله:
۱) شیخ مشهدی در «المزار» از محمّد بن ابی‏قره واو از کتاب ابی‏جعفر محمد بن الحسین بن سفیان بزوفری نقل کرده وآن را به امام زمان (ع) نسبت داده است.( المزار، ص ۵۷۳، دعای ۱۰۷)
۲) سید بن طاووس در «مصباح الزائر» و«اقبال الاعمال» از بعض اصحاب ما از محمّد بن علی بن ابی‏قرّه به نقل از کتاب محمّد بن حسین بن سفیان بزوفری نقل کرده وآن را به امام زمان (ع) نسبت داده است.( مصباح الزائر، ص ۴۴۶ ؛ اقبال الاعمال، ص ۲۹۹-۲۹۵)
۳) علامه مجلسی؛ در کتاب «زاد المعاد» می‏گوید: «وامّا دعای ندبه که مشتمل بر عقاید حقّه وتأسّف بر غیبت قائم (ع) است، به سند معتبر از امام جعفر صادق (ع) نقل شده است...».( زاد المعاد، ص ۴۸۸)
۴) قبل از این بزرگان، این دعا را شیخ جلیل ثقه ابوالفرج محمّد بن علی بن یعقوب بن اسحاق بن ابی‏قره قنانی که معاصر شیخ نجاشی واز اعلام قرن پنجم بوده، نقل کرده است. کسی که شیخ محمّد بن مشهدی در کتاب «المزار» از او زیاد نقل می‏کند.
۵) ونیز شیخ جلیل ثقه ابوجعفر محمّد بن حسین بن سفیان بزوفری در کتاب «الدعاء» نقل کرده است. او که از مشایخ شیخ مفید؛ به حساب می‏آید مورد تأیید خاص او قرار گرفته است. حاجی نوری در «خاتمة المستدرک» او را از مشایخ شیخ مفید برشمرده وبه وثاقت وجلالت قدر او شهادت داده است.
مرحوم آیت‏اللَّه بروجردی می‏فرمود: «یکی از راه‏های شناخت رجال، شناخت شخصیت شاگردان آنان است. وهر گاه مشاهده شد که اشخاصی همچون شیخ مفید؛ از شخص معینی زیاد روایت نقل می‏کند وهرگز مذمّتی در حق او ندارد این به نوبه خود نشانه این است که آن شخص مورد وثوق واطمینان است».
● پرسش: راوی دعای ندبه که معاصر امام نبوده چگونه دعا را نقل می‏کند؟
▪ پاسخ: کسی ادعا نکرده که بزوفری این دعا را بدون واسطه از امام نقل کرده است. و آیا لازم است هرکسی که روایتی را از امام نقل می‏کند معاصر با امام باشد.
ما اطمینان داریم که این دعا یا با سند در کتاب بزوفری روایت شده ولی دیگران که از آن کتاب نقل کرده‏اند از باب مسامحه آن سند را حذف کرده‏اند، ویا اینکه بزوفری از آنجا که دعا را معروف ومشهور دیده احتیاجی به ذکر سند ندیده است؛ زیرا همان گونه که در این زمان معروف ومشهور است، در عصرهای گذشته نیز چنین بوده است. خصوصاً آنکه متن آن باآیات قرآن وروایات دیگر سازگاری تمام دارد.
● پرسش: «محمّد بن مشهدی» راوی با واسطه دعای ندبه کیست؟
▪ پاسخ: از کلمات آیت اللَّه خوئی؛ به نقل از شیخ حرّ عاملی به دست می‏آید که مراد از محمّد بن مشهدی، محمّد بن علی بن جعفر است.( معجم رجال الحدیث، ج ۱۷، ص ۲۵۹)
ولی مرحوم حاجی نوری در «خاتمه مستدرک» در این باره می‏گوید: «مراد از محمّد بن مشهدی، محمد بن جعفر بن علی بن جعفر مشهدی است که از وی به عنوان «حائری» نیز یاد شده است. ایشان یکی از راویان ابی‏الفضل شاذان بن جبرئیل قمی است. او همچنین با دو واسطه از شیخ مفید روایت نقل می‏کند».( مستدرک الوسائل، ج ۳، ص ۳۶۸)
به هر حال او هر که باشد شخصی قابل اعتماد ومورد وثوق وجلیل‏القدر است که توصیف ومدح وی در کتب رجال آمده است.
● پرسش: «محمّد بن علی بن ابی قرّه» راوی دیگر دعای ندبه کیست؟
▪ پاسخ: او از جمله راویان صاحب کتاب ومورد اعتماد است. نجاشی درباره وی می‏گوید: «...او ثقه بوده وروایات فراوانی شنیده وکتاب‏های بسیاری تألیف کرده است. وی کسی بود که کتاب‏ها را ورق به ورق برای اصحاب امامیه می‏خواند وهمواره در مجالس با ما بود».( رجال نجاشی، ص ۲۸۳)
از آنجا که نجاشی اجازه نقل کتاب‏های ابن ابی‏قرّه را از وی داشته است لذا می‏توان او را از مشایخ اجازه مرحوم نجاشی دانست.
● پرسش: ابن مشهدی دعای ندبه را چگونه از محمّد بن‏أبی‏قره نقل‏کرده است؟
▪ پاسخ: از آنجا که محمّد بن جعفر مشهدی معاصر محمّد بن ابی‏قره نبوده است لذا می‏توان آن را این گونه توجیه کرد:
۱) شیخ مشهدی معمّر بوده ولذا محمّد بن ابی‏قره را درک کرده است.
۲) اگر چه خبر ارسال دارد ولی ابن مشهدی به نقلش از محمّد بن ابی‏قره یقین داشته است.
۳) ابن مشهدی دعا را از کتاب مزار ابن ابی‏قره نقل کرده است، زیرا مطابق نقل صاحب ریاض ابن ابی‏قره کتابی به نام «مزار» داشته است.
● پرسش: آیا درباره محمّد بن حسین بن سفیان بزوفری معروف به ابن مشهدی توثیقی رسیده است؟
▪ پاسخ: او از شاگردان احمد بن ادریس به شمار آمده واز او روایت نقل کرده است. واز آنجا که شیخ مفید از او روایت نقل کرده می‏توان او را از مشایخ شیخ مفید دانست.
درباره وثاقت وی باید گفت: هر چند پیرامون بزوفری در کتب رجال توثیق خاصی وارد نشده است، ولی از آنجا که از مشایخ روایی شیخ مفید بوده ودر موارد زیادی برای وی رضا ورحمت خداوند را طلب کرده است، می‏توان بدون تردید گفت: قواعد توثیق عام، شامل حال وی می‏گردد.
● پرسش: دعای ندبه از کدامین امام است؟
▪ پاسخ: ظاهر این است که این دعا از جانب امام صادق (ع) انشا شده است، همان گونه که مرحوم مجلسی به آن حضرت نسبت می‏دهد. واما اینکه در برخی از مصادر این گونه آمده که این دعا برای صاحب‏الزمان است، ممکن است این گونه توجیه کنیم که: این دعا، دعایی است که برای وجود مقدس امام زمان (ع) انشا شده است نه اینکه این دعا از طرف آن حضرت انشا شده باشد.
هر چند برخی خواسته‏اند احتمال اول را به خاطر ناسازگاری برخی از مضامین دعا، با صدور آن از جانب امام صادق (ع) مردود سازند، ولی برای اهل تحقیق روشن است که این اشکالات قابل توجیه است، زیرا نظیر چنین مضامینی در موارد دیگر از امام صادق (ع) ودیگر ائمه: نیز نقل شده است.( منتخب الاثر، ص ۱۴۰)
ونیز احتمال دارد که بزوفری از پدرش حسین بن علی بن سفیان که از علما وراویان بزرگ قرن چهارم که هم عصر وزمان غیبت صغرا بوده نقل کرده واو هم به وسیله نواب اربعه از راه مکاتبه وتوقیع با امام زمان (ع) در ارتباط بوده واین دعا را در کتاب خود آورده وسپس به دست فرزندش ابوجعفر بزوفری رسیده است.
● پرسش: آیا دعای ندبه انشای برخی از علمای شیعه است؟
▪ پاسخ: ممکن است برخی اشکال کنند که این دعا انشای برخی از علمای شیعه بوده است. ولی این احتمال از جهاتی باطل است:
۱) بزوفری در ادامه روایت این چنین آورده است: «ویستحبّ أن یدعی به فی الأعیاد الأربعة». ظاهر این کلمه می‏رساند که این دعا از جانب معصوم صادر شده است، زیرا محکوم کردن هریک از افعال واذکار به هریک از احکام خمسه (وجوب، حرمت، استحباب، کراهت واباحه) از امور توقیفی است که فقط باید از جانب اولیای معصوم خداوند صورت پذیرد.
۲) اینکه برای قرائت این دعا زمان خاص (اعیاد اربعه) ذکر شده خود دلیل بر آن است که از جانب معصوم صادر شده است؛ زیرا در غیر این صورت نمی‏تواند از چنین ویژگی خاصی برخوردار باشد.
۳) رسم علما چنین بوده که هر گاه دعا یا زیارتی را خود انشا می‏کردند متذکر می‏شدند تا بر مردم مشتبه نگردد، از باب نمونه:
الف) شیخ صدوق در «من لایحضره الفقیه» زیارتی را برای فاطمه زهرا (ع) که از انشاهای خود اوست نقل کرده ومی‏گوید: من آن را در سفر حج در مدینه در کنار قبر فاطمه زهرا (ع) قرائت کردم. ولی آن را به این صورت در اخبار نیافتم...».( من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص ۵۷۴-۵۷۲ ؛ بحارالأنوار، ج ۹۷، ص ۱۹۶، ح ۱۳)
ب) سید بن طاووس در «الاقبال» می‏گوید: «فصلی است درباره آنچه آن را ذکر می‏کنیم از دعایی که آن را انشا کردیم، آن را هنگام تناول طعام ذکر می‏کنیم».( اقبال الاعمال، ص ۱۱۵)
ج) ونیز می‏فرماید: «وامّا آنچه هنگام رؤیت هلال شوّال گفته می‏شود ما آن را در کتاب «عمل الشعر» در ضمن دعایی که انشا کردیم آوردیم، واین دعا صلاحیت برای تمام ماه‏ها را دارد...».( همان، ص ۳۰۵)
ودر موارد دیگر نیز در مورد ادعیه‏ای که خود انشا کرده چنین تعبیراتی آورده است.( مهج الدعوات، ص ۳۴۸و۳۰۲و۳۳۶ ؛ امان الأخطار، ص ۱۷)
۴) ابن مشهدی در «المزار» می‏گوید: «من در این کتاب خود از فنون زیارات، اخباری را جمع کردم که به واسطه راویان ثقه ومورد اعتماد به سادات متصل شده‏اند».( المزار، ص ۱۶)
۵) در صورتی که جمله «انّه الدعاء لصاحب الامر» را به معنای انشا از امام زمان (ع) بدانیم می‏توانیم آن را از توقیعات حضرت به بزوفری بدانیم.
● پرسش: چه ارتباطی بین امام زمان‏علیه‏السلام با کوه رَضْوی وذی‏طوی است؟
▪ پاسخ: امام زمان (ع) در عصر غیبت کبرا مکان خاصی ندارد، نه در کوه رضوی مخفی است ونه در ذی‏طوی ونه در سرداب مقدس. آری برخی از فرقه‏های کیسانیه که منقرض شده‏اند معتقد بودند که محمد بن حنفیه در کوه رَضْوی مخفی است. پس چه ارتباطی با این دو کوه وامام زمان (ع) وجود دارد که در دعای ندبه به آن اشاره شده است.
قبل از پاسخ اشکال باید بدانیم که رضوی وذی‏طوی چه مکانی است؛
ذی طوی اسم مکانی است داخل حرم که حدود یک فرسخ تا مکه فاصله دارد، واز آنجا خانه‏های مکه پیداست.( مجمع البحرین)
ورَضْوی کوهی از کوه‏های مدینه منوّره است در نزدیکی ینبُع، که فاصله بین آن کوه تا مدینه چهل میل است. در مدح وفضیلت آن کوه روایاتی وارد شده است.
در جواب سؤال فوق می‏گوییم: آری ما معتقدیم که حضرت (ع) مکان معینی در عصر غیبت ندارد وروایات وادعیه این مطلب را تأیید می‏کند، ولی این جمله به معنای آن نیست که حضرت در کوه رَضْوی یا در منطقه ذی‏طوی مخفی است، بلکه معنایی کنایی دارد به این معنا که برای حضرت هیچ مکان معینی نیست، ولذا این جمله هیچ ارتباطی با عقیده کیسانیه ندارد.
وامّا اینکه چرا این دو مکان به طور خصوص در این دعا ذکر شده، به جهت تقدّس وتبرّک این دو مکان است، وثابت شده که حضرت (ع) در این دو مکان زیاد تردّد داشته‏اند.
و ممکن است که در ذکر این منطقه اشاره به این نکته باشد که حتّی این دو موضع که مورد اهتمام کیسانیه است تحت تصرّف امام مهدی (ع) ومحلّ تردّد آن حضرت است. ویا اینکه مقصود از ذی‏طوی مکّه مکرّمه ورَضْوی مدینه منورّه باشد، آن گونه که در کتاب «اخبار مکّه» اشاره شده است.
● پرسش: چرا اسامی تمام امامان در این دعا ذکر نشده است؟
▪ پاسخ: گاهی گفته می‏شود چرا اسامی تمام امامان در این دعا ذکر نشده است.
تصریح نشدن به اسامی وعدد دوازده امام از قوّت متن آن نمی‏کاهد. در عین حال گر چه تصریح به نام هر یک از آنها نشده ولی به طور کلّی واجمالی به مصائبی که آنها در راه هدایت خلق متحمّل شده‏اند اشاره کرده است. آنجا که می‏گوید: «لم‏یمتثل أمر رسول اللَّه (ص) فی الهادین بعد الهادین...» یا آنجا که می‏فرماید: «فقتل من قتل وسُبی من سُبی وأُقصی من أُقصی».
این عبارات اشاره به مصائبی دارد که هر یک از امامان در راه هدایت خلق متحمّل شده‏اند.
ونیز در جایی دیگر می‏فرماید: «أین الحسن أین الحسین، أین أبنآء الحسین...».
● پرسش: آیا جمله «وعرجت بروحه» مخالف با معراج جسمانی است؟
▪ پاسخ: برخی می‏گویند: جمله «وعرجت بروحه إلی سمآئک» که در دعای ندبه آمده مخالف با اجماع وآیات وروایاتی است که دلالت بر معراج جسمانی دارد، لذا از این جهت درصدد برآمده‏اند تا در انتساب این دعا به امام خدشه وارد کنند.
صحیح در این جمله: «عرجت به إلی سمآئک» است نه «بروحه» ولذا دلالت بر معراج روحانی ندارد. شاهد این مطلب چند قرینه است:
۱) محدّث نوری؛ در کتاب «تحیّة الزائر» می‏گوید: در نسخه‏ای که من از مزار محمّد بن مشهدی دارم: «عرجت به إلی سمآئک» ثبت شده است.( تحیه الزائر، ص ۲۶۰)
۲) شیخ عباس قمی؛ نیز در کتاب «هدیة الزائر» عبارت استاد خود حاجی نوری را نقل کرده وآن را تأیید نموده است.
۳) الآن نیز نسخه‏ای خطّی ونفیس از کتاب مزار محمّد بن مشهدی موجود است که در آن «وعرجت به» ثبت شده است.
۴) جمله‏های دیگر در دعا نیز مؤیّد معراج جسمانی است از قبیل: «وأوطأته مشارقک ومغاربک» و«سخّرت له البراق».
۵) بر فرض صحّت نسخه «وعرجت بروحه» این جمله دلالت بر معاد روحانی فقط ندارد، از باب استخدام لفظ موضوع برای جزء واراده کلّ، مقصود معراج جسمانی وروحانی است. از قبیل اینکه گفته می‏شود: «روحی لک الفدآء». مرحوم حاج میرزا ابوالفضل تهرانی می‏گوید: «گاهی کلمه روح را در معنای جسم با روح به کار می‏برند به جهت ارتباط بین حالّ ومحلّ یا علاقه ملابست که بین آن دو است...».( شفاء الصدور فی شرح زیارة العاشور، ص ۱۰۸)
● پرسش: چه تألیفاتی درباره دعای ندبه نوشته شده است؟
▪ پاسخ: دانشمندان ومحققان این دعای شریف را مورد توجه خود قرار داده وبر آن شروح وحواشی نوشته‏اند. اینک به برخی از آنها اشاره می‏کنیم:
۱) «شرح دعای ندبه» از صدرالدین محمد حسنی مدرس یزدی.
۲) «عقد الجمان لندبة صاحب‏الزمان» از میرزا عبدالرحیم تبریزی.
۳) «وسیلة القربة فی شرح دعاء الندبة» از شیخ علی خوئی.
۴) «شرح دعای ندبه» از ملا حسن تربتی سبزواری.
۵) «النخبة فی شرح دعاء الندبة» از سید محمود مرعشی.
۶) «شرح یا ترجمه دعای ندبه» از سردار کابلی.
۷) «معالم القربة فی شرح دعاء الندبة» از محدث ارموی.
۸) «وظائف الشیعة فی شرح دعاء الندبة» از ادیب اصفهانی.
۹) «کشف الکربة» از محدث ارموی.
۱۰) «نوید بامداد پیروزی» از موسوی خرم آبادی.
۱۱) «شرح وترجمه دعای ندبه» از محبّ الاسلام.
۱۲) «نصرة المسلمین» از عبدالرضا خان ابراهیمی.
۱۳) «فروغ الولایة» از آیت اللَّه صافی.
۱۴) «الکلمات النخبة» از عطائی اصفهانی.
۱۵) «رسالة حول دعاء الندبة» از محمّد تقی تستری.
۱۶) «رسالة حول دعاء الندبة» از میرجهانی اصفهانی.
۱۷) «سند دعاء الندبة» از سید یاسین الموسوی.
۱۸) «شرحی بر دعای ندبه» از علوی طالقانی.
ودیگر شروح ورساله‏ها در رابطه با دعای ندبه.
● پرسش: چه دعاهایی در عصر غیبت امام زمان‏علیه‏السلام درباره حضرت مستحب است؟
▪ پاسخ: ادعیه درباره امام زمان (ع) بسیار است، که می‏توان به برخی از آنها فهرست‏وار اشاره نمود:
۱) دعایی از امام صادق (ع).( کمال الدین، ص ۳۴۲ ؛ بحارالأنوار، ج ۵۲، ص ۱۴۶، ح ۷۰)
۲) دعای غریق.( بحارالأنوار، ج ۵۲، ص ۱۴۸، ح ۲۳. پاورقی»
۳) دعای بعد از هر فریضه در ماه رمضان.
۴) دعای عهد صغیر.( همان، ج ۸۶، ص ۶۱)
۵) دعای عهد.( البلد الامین، ص ۸۲)
۶) دعا بعد از نماز ظهر.( همان، ص ۱۳)
۷) دعا بعد از نماز عصر.( بحارالأنوار، ج ۵۳، ص ۱۸۷، ح ۱۸)
۸) دعای شب نیمه شعبان.( مفاتیح الجنان، ص ۱۶۶)
● پرسش: در چه مکان‏هایی سفارش دعا برای امام زمان‏علیه‏السلام شده است؟
▪ پاسخ: مطابق روایات در برخی از مکان‏های مقدس سفارش خاص به جهت دعا برای امام زمان (ع) شده است، از آن جمله:
۱) مسجد الحرام.( کمال الدین، ص ۴۴۰)
۲) سرداب مقدس.
۳) مقامات منسوب به حضرت از قبیل مسجد کوفه، مسجد سهله، مسجد صعصعه ومسجد جمکران.
۴) حرم امام حسین (ع).( کامل الزیارات، ص ۲۳۰، ح ۱۷)
۵) حرم امام رضا (ع).( همان، ص ۳۳۱)
۶) حرم عسکریین (علیهما السلام) در سامرا.( همان، ص ۳۱۳)
۷) حرم هریک از امامان به طور عموم.( همان، ص ۳۱۵)
۸) عرفات در محل وقوف.( زاد المعاد)
● پرسش: فلسفه توسّل به امام زمان‏علیه‏السلام چیست؟
▪ پاسخ: توسل، وسیله وواسطه قرار دادن چیزی بین خود ومطلوب است. وسیله بر دو نوع است: گاهی از امور مادی است، مثل آب وغذا که وسیله رفع تشنگی وگرسنگی است. وزمانی نیز از امور معنوی است، مثل گناه‏کاری که خدا را به مقام وجاه یا حقیقت پیامبر (ص) قسم می‏دهد تا از گناهش بگذرد. در هر دو صورت وسیله لازم است؛ زیرا خداوند متعال جهان آفرینش را به بهترین صورت آفریده است، آنجا که می‏فرماید: «اَلَّذِی أَحْسَنَ کُلَّ شَیْ‏ءٍ خَلْقَهُ»؛ «آن خدایی که همه چیز را به بهترین صورت آفرید.»( سوره سجده، آیه ۷)
جهان بر اساس نظم علت ومعلول واسباب ومسببات، برای هدایت ورشد وتکامل انسان‏ها آفریده شده است ونیازمندی‏های طبیعی بشر با عوامل واسباب عادی برآورده می‏گردد. فیوضات معنوی خداوند همچون هدایت، مغفرت وآمرزش نیز بر اساس نظامی خاص بر انسان‏ها نازل می‏شود واراده حکیمانه خداوند بر این تعلّق گرفته که امور از طریق اسباب خاص وعلل معین به انسان‏ها برسد.
بنابراین، همان گونه که در عالم ماده نمی‏توان پرسید: چرا خداوند متعال زمین را با خورشید نورانی کرده وخود بی واسطه به چنین کاری دست نزده است؟ در عالم معنا نیز نمی‏توان گفت: چرا خداوند مغفرت خویش را به واسطه اولیای الهی شامل حال بندگان می‏کند.
شهید مطهری؛ می‏فرماید: «فعل خداوند دارای نظام است. اگر کسی بخواهد به نظام آفرینش اعتنا نداشته باشد گمراه است. به همین جهت است که خدای متعال گناه‏کاران را ارشاد فرموده است که درِ خانه رسول اکرم (ص) بروند وعلاوه بر اینکه خود طلب مغفرت کنند، از آن بزرگوار بخواهند که برای ایشان طلب مغفرت کند. قرآن کریم می‏فرماید: «وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جآؤُوکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِیماً»؛( سوره نساء، آیه ۶۴) «اگر ایشان هنگامی که [با ارتکاب گناه] به خود ستم کردند، نزد تو می‏آمدند واز خدا آمرزش می‏خواستند وپیامبر هم برای ایشان طلب مغفرت می‏کرد، خدا را توبه‏پذیر مهربان می‏یافتند.»( مجموعه آثار، ج ۱، ص ۲۶۴)
از همین رو می‏بینیم که در قرآن وسنت تأکید فراوانی بر وسیله وتوسل شده است. خداوند متعال می‏فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَیْهِ الوَسِیلَةَ»؛( سوره مائده، آیه ۳۵) «ای مؤمنین! تقوا پیشه کنید وبرای رسیدن به او وسیله طلب نمایید.»
اثر وفایده دیگری که در توسل به اولیای الهی خصوصاً ذوات مقدسه اهل بیت: است اینکه مردم به جهت دریافت فیوضات الهی به واسطه آنان، نه تنها به مقام شامخ آنها از نبوت یا امامت یقین حاصل می‏کنند، بلکه از باب اینکه «الانسان عبید الاحسان» فرمان بردار دستورات آنها که همان دستورات خداوند است می‏شوند.
● پرسش: آیا دعا برای ظهور حضرت مهدی‏علیه‏السلام با نهی از عجله در ظهور منافات دارد؟
▪ پاسخ: در روایات فراوان به مسأله دعا برای تعجیل فرج حضرت مهدی (ع) اشاره شده است ودر برخی روایات دیگر از عجله کردن واستعجال نهی شده است. از جمله: «هلک المستعجلون»؛ «کسانی که عجله کردند هلاک شدند.» آیا بین این دو دسته روایات اختلاف وتنافی وجود دارد؟ در جواب می‏گوییم: خیر؛ زیرا:
اولاً: استعجال در ظهور، اصرار زیاد بر فرج حضرت بدون تمهید مقدمات وشرایط وزمینه‏هاست، ولی دعا برای ظهور حضرت، با تمهید مقدمات وشروط است.
ثانیاً: نفس دعا برای تعجیل فرج در ظهور حضرت تأثیر به سزایی دارد، به این معنا که خود دعا می‏تواند به منزله جزء علت تامه در تسریع ظهور تأثیر به سزایی داشته باشد.
● پرسش: آیا اگر کسی چهل روز دعای عهد بخواند از یاران امام مهدی‏علیه‏السلام خواهد شد گرچه انسان بدی باشد؟
▪ پاسخ: مطابق روایتی که از امام صادق (ع) نقل شده آمده است که: « هرکس چهل صبح دعای عهد را بخواند از یاوران «قائم» ما باشد، واگر پیش از ظهور آن حضرت بمیرد خداوند او را از قبر بیرون آورد تا در خدمت آن حضرت باشد...».( مفاتیح الجنان)
در مورد سؤال فوق می‏گوییم:
ـ اولاً: این آثار ممکن است مقیّد باشد به اینکه اعمال ورفتار دیگر نیز درست ومطابق موازین شرع باشد، زیرا انسان باید با حقیقت این دعا انس داشته باشد تا بتواند با خدای خود عهد کند.
ـ ثانیاً: ممکن است که خواندن دعای عهد گرچه از شخصی باشد که انسان بدی است ولی خداوند متعال به برکت این دعا او را متحوّل می‏گرداند وبا خواندن این دعا در چهل روز وعهد قلبی با حضرت مهدی (ع) چنان تحوّلی اساسی در وجود او ایجاد شود که به این قابلیّت برسد که بتواند از اصحاب حضرت شود.


منبع : درگاه پاسخگویی به مسایل دینی

مطالب مرتبط

چگونه عبادت کنیم؟

چگونه عبادت کنیم؟
● چرا عبادت؟
فلسفه آفرینش انسان، بندگی و عبادت و عبودیت است. این کلام صریح الهی در قرآن کریم است که می‌فرماید:
«و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون»
جن و انس را، جز برای پرستش و بندگی خود نیافریدم.
این حکمت و هدف والا، سرلوحه همه رسولان الهی نیز بوده است. در قرآن می‌خوانیم: «و لقد بعثنا فی کل امه رسولا ان اعبدوا الله واجتنبوا الطاغوت»
در هر امتی پیامبری برانگیختم که (به مردم بگویند) بنده خدا باشید واز طاغوت بپرهیزید.
ناگفته نماند که این بندگی کردن، سودی به خدا نمی‌رساند بلکه مایه عزت و سعادت خود انسان است وگرنه خداوند بی‌نیاز مطلق است:
من نکردم خلق تا سودی کنم
بلکه تا بر بندگان جودی کنم
ریشه‌های عبادت
۱) عظمت خدا
برخورد با یک شخصیت برجسته، انسان را به تواضع وامی‌دارد، دیدار با یک دانشمند بزرگ، آدمی را به تکریم و احترام وامی‌دارد، چون که انسان در برابر عظمت و دانش آن شخصیت و این دانشمند، خود را کوچک و کم سواد می‌بیند. خداوند، مبدا همه عظمت‌ها و جلال‌هاست. شناخت خدا به عظمت و بزرگی، انسان ناتوان و حقیر را به کرنش و تعظیم در برابر او وامی‌دارد.
۲) احساس نیاز و وابستگی
انسان، عاجز نیازمند و ناتوان است و خداوند، در اوج بی‌نیازی و غنای مطلق، و سر رشته‌دار امور انسان‌هاست. این هم عاملی است، تا انسان در برابر خداوند «بندگی» کند.
۳) سپاس نعمت
توجه به نعمت‌های بی حساب و فراوانی که از هر سو و در هر زمینه ما را احاطه کرده قوی‌ترین انگیزه را برای پرستش پروردگار ایجاد می‌کند. نعمت‌هایی که حتی پیش از تولد شروع می‌شود و در طول زندگی همراه ماست و در آخرت هم (اگر شایستگی داشته باشیم) از آن بهره‌مند خواهیم شد. قرآن به این نکته اشاره کرده و به مردم زمان پیامبر صلی الله علیه و آله می‌فرماید:
«فلیعبدوا رب هذا البیت الذی اطعمهم من جوع و ءامنهم من خوف» باید خدای کعبه را عبادت کنند، خدایی که آنان را از گرسنگی نجات داد و از ترس، ایمن ساخت.
۴) فطرت
در سرشت انسان، پرستش و نیایش وجود دارد. اگر به معبود حقیقی دست یافت که کمال مطلوب همین است و اگر به انحراف و بیراهه دچار شد، به پرستش معبودهای بدلی و باطل می‌پردازد.
بت‌پرستی، ماه و خورشید پرستی، گوساله و گاو پرستی، نمونه‌هایی انحرافی است که وجوددارد، کسانی هم پول و مقام و همسر و ماشین و مدال و ... را می‌پرستند.
انبیا آمده‌اند تا فطرت را در مسیر حق، هدایت کنند و انسان را از عبادت‌های عوضی نجات بخشند. حضرت علی علیه السلام در مورد بعثت رسول خدا صلی الله علیه وآله می‌فرماید:
«فبعث الله محمدا بالحق لیخرج عباده من عباده الاوثان الی عبادته...» خداوند حضرت محمد صلی الله علیه و آله را برانگیخت، تا بندگانش را از «بت‌پرستی» به «خدا پرستی» دعوت کند.
روح عبادت در فطرت انسان نهفته است و اگر درست رهبری نشود به عبادت بت و طاغوت می‌گراید. مثل میل به غذا که در هر کودکی هست، ولی اگر راهنمایی نشود، کودک خاک می‌خورد و لذت هم می‌برد. بدون هدایت صحیح این گرایش فطری نیز، انسان به عشق‌های زودگذر پوچ یا پرستش‌های بی‌محتوای انحرافی دچار می‌شود.
● چگونه عبادت کنیم؟
مگر نه اینکه نشانی هر خانه را باید از صاحب خانه گرفت؟ و مگر نه اینکه در هر ضیافت و مهمانی، باید نظر میزبان را مراعات کرد؟ عبادت، حضور در برابر آفریدگار است و نشستن بر سر مائده‌های معنوی که او برای «بندگان» خود فراهم کرده است.
پس، چگونه عبادت را هم از او باید فرا گرفت و به دستور او عمل کرد و دید که او چه چیزی را عبادت دانسته و عبادت را به چه صورت از ما طلبیده است؟ غیر از شکل ظاهری عبادات، بخصوص نماز که بیشتر در چگونگی آن سخن خواهیم گفت، محتوای عبادت را باید از دید اولیای دین و متن مکتب شناخت و به کار بست. بهترین عبادت‌ها آن است که:
۱) آگاهانه باشد
دو رکعت نماز انسان آگاه و دانا، از هفتاد رکعت نماز شخص نادان برتر است و عبادت کننده ناآگاه، همچون الاغ آسیاب است که می‌چرخد ولی پیش نمی‌رود.
امام صادق علیه السلام می‌فرماید: کسی که دو رکعت نماز بخواند و بداند با که سخن می‌گوید، گناهانش بخشیده می‌شود. در این صورت است که نماز، معراج روح می‌شود و عامل بازدارنده از فساد و موجب قرب به خدا می‌گردد.
۲) عاشقانه باشد.
آنچه موجب نشاط روح در عبادت می‌شود و عابد از پرستش خود لذت می‌برد، عشق به الله و شوق به گفتگوی با اوست.
عبادت‌های بی‌روح و از روی کسالت و سستی و خمودی، نشانه نداشتن شور و شوق نیایش و نجوا با پروردگار است. در دعا می‌خوانیم: ...« و اجعل نشاطی فی عبادتک»
خداوندا! نشاط مرا در عبادت خودت قرار بده.
آنان که از عبادت لذت نمی‌برند، همچون بیمارانی هستند که از غذای لذیذ، لذت نمی‌برند. اگر این شوق و عشق باشد، دیگر چندان نیازی به تبلیغ، تشویق و تحریک از بیرون نیست، بلکه انگیزه درونی انسان را به عبادت وامی‌دارد و آن گونه که برای دیدار شخصیت معروف و محبوبی، لحظه‌شماری می‌کنیم و از آن دیدار، مسرور می‌شویم، از عبادت هم به وجد و نشاط می‌آییم.
برای عاشقان، شنیدن صدای «اذان» اعلام فرا رسیدن لحظه دیدار است. پیامبر اسلام به بلال می‌فرمود: «ارحنا یا بلال» ای بلال! ما را از غم وتلخی نجات بخش. این شوق زایدوالوصف آن حضرت را به نماز می‌رساند.
۳) خالصانه باشد
هیچ چیز همچون «ریا» و خودنمایی و مردم فریبی، آفت عبادت نیست. از طرف دیگر، هیچ چیز چون خلوص، ارزش‌آفرین عبادت و نماز نیست. البته داشتن اخلاص در عبادت بسیار دشوار است، و دل و جان را از تهاجم وسوسه‌های ابلیسی رهاندن، رنجی بزرگ دارد و همتی بلند و اراده‌ای نیرومند می‌طلبد. عبادت تا خالص نباشد، در درگاه الهی پذیرفته نیست و تنها پیشانی بر زمین سودن و قرائت صحیح داشتن و در صف اول جماعت ایستادن و ... ملاک نیست. باید نماز و بندگی از رنگ ریا پاک و به رنگ الهی «صبغه الله» آراسته باشد تا به خدا برسد. تعبیر قرآن چنین است:
«و ما امروا الا لیعبدوا الله مخلصین له الدین»
هیچ دستور عبادی برای مردم نیامده مگر آنکه امر به اخلاص در آن شده است.
۴) خاشعانه باشد
خشوع، حالت قلبی انسان در عبادت و نتیجه توجه کامل به مقام بندگی در آستان الهی است. آن که نیاز و عجز خود را می‌داند و عظمت و کمال الهی را می‌شناسد و در عبادت، خود را در برابر آن خدای بی‌همتا و آگاه می‌یابد. حالتی متناسب با این «حضور» پیدا می‌کند، در این حالت قلب، خاشع می‌شود، نگاه افتاده می‌گردد و توجه از هر چیز دیگر بریده و به معبود متوجه می‌شود.
قرآن در توصیف مومنان و عبادت‌شان می‌فرماید: «الذین هم فی صلاتهم خشعون» در نمازشان خاشع‌اند.
این حالت، محصول آن توجه است، در حدیث می‌خوانیم: «اعبد الله کانک تراه» خدا را چنان عبادت کن که گویا او را می‌بینی. «فصحها لوقتها صلاه مودع»
چنان نماز را در وقت خودش بخوان که گویا آخرین نماز است. یعنی همواره این حالت را داشتن که گویا فقط برای همین یک نماز، فرصت باقی است.
۵) مخفیانه باشد
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «اعظم العباده اجرا اخفاها» پاداش عبادتی بیشتر و بزرگتر است که مخفی‌تر باشد. این برای آن است که عبادت (بخصوص عبادت‌های مستحب) در حضور جمع، زمینه بیشتری برای تظاهر و ریا دارد.
البته این در مواردی است که اسلام، خود امر به عبادت آشکار نکرده باشد، همچون نماز جماعت در مسجد که از نماز فرادی در خانه برتر است.
شیطان، دشمن رستگاری انسان است و سوگند خورده است که همواره در راه انسان، چاه گمراهی بکند و پرتگاه گناه پدید آورد و انسان را مانند خودش جهنمی کند. از این رو، برای تباه ساختن عمل انسان، دام می‌گسترد و عبادت او را فاسد می‌کند. یا از راه ریا و خراب کردن نیت یا پدید آوردن عجب و خودپسندی به خاطر عبادت یا از طریق سلب توفیق از انسان و ... یا از راه کشاندن به گناه، که موجب تباه شدن و هدر رفتن زحمت انسان در طریق بندگی می‌شود.
همچون کشاورزی که محصول زحمت‌های طاقت‌ فرسایش، با جرقه‌ای می‌سوزد و دود می‌شود، و یا جامی از آب زلال که با افتادن حشره یا ریختن خاک در آن، آلوده می‌شود.
● عبادت، در ترازوی سنجش
گفتیم: عبادت، یعنی بندگی و پرستش، اطاعت امر خدا و انجام تکلیف الهی، خواست خود را فدای خواسته پروردگار کردن و گردن نهادن به احکام شرع.
آنچه به عنوان تکلیف و عبادت انجام می‌شود، به لحاظ نیت و محتوا و کیفیت انجام و خصوصیات فردی هر کس، مراحل و مراتبی می‌یابد.
گاهی عمل عبادی، تنها مرتبه صحت و درستی را از نظر رعایت شرایط دارد، گاهی به مرتبه قبول می‌رسد و گاهی هم صفت کمال می‌یابد. پس برای عبادات، شرایط زیر مطرح است:
۱) شرایط صحت عبادات
۲) شرایط قبولی عبادات
۳) شرایط کمال عبادات
و اینک توضیحی پیرامون این سه مرحله و سه نوع شرایط:
● شرایط صحت عبادت
هدف درست و شکل صحیح عبادت، دو عامل مهم در صحت آن است. یعنی هم مقصود از عبادت، باید رضای خدا و قصد قربت و انجام فرمان الهی باشد، نه جلب نظر مردم و ریا و خودنمایی و هم صورت ظاهری آن، طبق دستور باشد، حتی در جزئیات آن.
عمل خالص و نیت خدایی در عبادات، آن است که چشمداشت تمجید و تشکر از مردم نداشته باشیم، برای خدا کار کنیم و اجر خود را در بندگی و طاعت، از او بخواهیم. امام صادق علیه السلام فرمود: «والعمل الخالص الذی لا ترید ان تحمدک علیه احد الا الله» عمل خالص عملی است که در انجامش، جز از خدا، از احدی انتظار سپاس و ستایش نداشته باشی. عامل دیگر صحت عبادت به شکل آن مربوط است، یعنی عمل طبق آنچه گفته‌اند و مطابق دستور شرع باشد، نه بر اساس ذوق و سلیقه شخصی یا مد روز یا پسند مردم. اینکه مثلا نماز را چگونه باید خواند، کجا آهسته و کجا بلند، کجا نشسته و کجا ایستاده، کجا چهار رکعت و کجا دو رکعت، و ... همه طبق دستور باشد، گرچه همه عبادت است.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده است:
«لا قول و لا عمل و لا نیه الا باصابه السنه» هیچ ارزشی برای گفته‌ها و عمل‌ها نیست، مگر آنجا که به سنت برسیم و متعبد باشیم و طبق دستور، عمل کنیم.
اگر به شما بگویند در صد قدمی گنجی است که می‌توانید استخراج و تصاحب کنید، اگر ۹۸ قدم یا ۱۰۲ قدم بروید و حفر کنید، به گنج دست نخواهید یافت و رنج بیهوده کشیده‌اند.
در گرفتن شماره تلفن، یک شماره کم و زیاد، تماس را با خانه یا اداره دیگری برقرار می‌کند و کلید، اگر یک دندانه کم یا زیاد یا جابجا ساخته شود، قفل را نخواهد گشود. اما کسانی از روی انحراف، در شک عبادت خدا تغییراتی می‌دهند. این تغییر دادن‌ها گاهی از روی لجاجت است، گاهی روشفنکر مآبی علت آن است، گاهی مقدس مآبی و کلاه شرعی سبب آن می‌شود و گاهی جهالت و نادانی یا عوامل دیگر.
«تعبد» آن است که حتی در شکل عمل هم، آن گونه که دستور دین است، بی‌کم و کاست، عمل کنیم تا به مفهوم صحیح، «بندگی» کرده باشیم.
● شرایط قبولی عبادت
مقصود، شرایطی است که رعایت آنها، علاوه بر درستی عمل، موجب قرب به خدا و جلب رضای او می‌شود. ممکن است نمازی صحیح باشد ولی سبب رشد و تزکیه روح نشود، همچون دارویی که شفابخش نباشد، یا جنسی در بازار بی‌مشتری باشد. عبادت هم، گاهی تنها در حد نجات بخشی از کیفر است، ولی گاهی انسان را محبوب خدا و عمل را مقبول درگاهش می‌سازد.
در آیات و روایات، نکات بسیاری پیرامون قبولی عبادت و عمل مطرح است که به عنوان نمونه، چند مورد ذکر می‌شود.
۱) در بعد اعتقادی، «ایمان»
قرآن کریم می‌گوید: اعمال شایسته و صالح، از کسی که «مومن» باشد، موجب حیات طیبه می‌شود. «من عمل صلحا من ذکر او انثی و هو مومن فلنحیینه حیوه طیبه» و در آیه دیگری می‌فرماید: «و من یکفر بالایمن فقد حبط عمله» کسی که کفر ورزد و ایمان را نپذیرد، اعمالش تباه می‌شود.
آن که خدا را باور ندارد، چگونه انتظار می‌رود پرستش‌هایش مورد پذیرش آفریدگار قرار گیرد؟
۲) در بعد سیاسی، «ولایت»
آنچه عمل را در مسیر صحیح و خدایی قرار می‌دهد، پیروی از رهبری آسمانی و شایسته است. در سایه چنین رهبری و ولایتی، خط صحیح عمل و عبادت، کارساز می‌شود و در غیر آن، یا بی‌‌خاصیت و بی‌اثر می‌شود، یا عبادت هم در راستای اهداف دشمنان راه خدا قرار می‌گیرد.
اگر مسافران، با راننده‌ای راه‌شناس و امین مسافرت کنند، هر چند ژنده پوش و نامرتب باشند، سرانجام به مقصد می‌رسند. ولی سرنشینان شیک‌پوش و آراسته اتومبیلی که به راننده‌اش اطمینان نیست، ناشی یا مست است یا مسیر را عوضی می‌رود، هرگز به مقصد نمی‌رسند، بلکه چه بسا نابود می‌شوند. امروزه کشورهای اسلامی، ارزشمندترین دستورالعمل‌های اسلامی را در اختیار دارند ولی به خاطر گردن ننهادن به رهبری معصومین یا جانشینان آنان و تن دادن به ولایت جور و حکومت طاغوت‌ها، دچار ذلت، تفرقه و ضعف‌اند.
عبادت در سایه رهبری صحیح، مفهوم راستین خود را می‌یابد و خداوند آن را می‌پسندد و می‌پذیرد. در حدیث از امام باقر علیه السلام آمده است:
«من دان الله بعباده یجهد فیها نفسه و لا امام له من الله فسعیه غیر مقبول» کسی که ایمان به خدا دارد و عبادت‌های جانفرسا هم انجام می‌دهد، ولی امام شایسته‌ای از طرف خدا ندارد، تلاشش بی‌فایده و نپذیرفته است.
در حدیثی دیگر می‌خوانیم:
«من لم یتولنا لم یرفع الله له عملا»
هر که ولایت ما را نپذیرد و به رهبری ما گردن ننهد، خدا عملی را از او بالا نمی‌برد.
۳) در بعد اخلاقی، «تقوا»
بندگی خدا با شرط تقوا و ترک گناه، قبول می‌شود. قرآن پس از ذکر داستان هابیل و قابیل که هر دو به درگاه خداوند قربانی کردند و قربانی یکی پذیرفته و دیگری رد شد، می‌فرماید: «انما یتقبل الله من المتقین»
خداوند، تنها از اهل تقوا، «قبول» می‌کند.
آنکه دزدی کند و مال دیگران را انفاق کند، مقبول نیست. آنکه حق مردم را بخورد و به نماز بایستد، نمازش مردود است. آنکه نماز را ترک کند ولی جهاد نماید، یا به دیگران ستم کند و نماز بخواند، یا به دیگری تهمت بزند و غیبت کند و به زیارت هم برود، یا چشم ناپاک به نوامیس مسلمین داشته باشد و نماز شب هم بخواند، آن نماز و جهاد و این زیارت و نافله را خدا نمی‌پذیرد، چون همراه با تقوا نیست و بدون تقوا هیچ عملی برای انسان، عمل خیر به حساب نمی‌آید.
۴) در بعد اقتصادی، «رسیدگی به محرومین»
نیازمندان و فقیران، بندگان خدایند. آن عبادت و بندگی که همراه با رسیدگی به وضع بندگان ناتوان و محروم خدا نباشد، بی‌ارزش است. در آیات و روایات، موضوع «نماز» و «زکات»، معمولا در کنار هم آمده است که یکی ارتباط با خداست و دیگری ارتباط با خلق خدا.
از امام رضا علیه السلام نقل شده که فرمود:
« من صلی و لم یزک لم تقبل صلوته» نماز افرادی که زکات ندهند، پذیرفته نیست.
آری نپرداختن حقوق واجب محرومین، اموال انسان را آمیخته به حرام می‌کند و زندگی از مسیر الهی بیرون می‌رود.
۵) در بعد اجتماعی، «خوش رفتاری»
اساس جامعه اسلامی بر اخوت و صفا و برادری میان مسلمانان است. هر چه که این روابط را به هم بزند و وحدت را بشکند و رحمت افراد را زیر پا بگذارد، چنان ناپسند است که قبول عبادت را هم با مشکل مواجه می‌سازد. غیبت و بهتان باشد، یا تفرقه‌انگیزی و نمامی، سوء خلق و بدرفتاری باشد، یا مردم آزاری و قطع رحم. برعکس، صله رحم، حسن خلق، مودت با مردم و حسن نیت با دیگران، موجب رضای خدا و قبول اعمال است. در این زمینه‌ها حدیث بسیار است. به این روایت توجه کنید.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
هر کس مسلمانی را غیبت کند، تا چهل روز، نماز و روزه‌اش قبول نمی‌شود، مگر اینکه غیبت شده او را ببخشد.
رسول خدا صلی الله علیه و آله به ابوذر فرمود:
از هجران و قهر کردن با برادر دینی بپرهیزد، چرا که با این ترک رابطه، عمل قبول نمی‌شود و امام صادق‌علیه السلام فرمود:
بد اخلاقی و بدرفتاری عمل را تباه می‌کند، آن گونه که سرکه عسل را.
۶) در بعد خانوادگی، «رعایت حقوق»
والدین و فرزندان نسبت به هم حقوق متقابل دارند و کسانی که این حقوق را مراعات نکنند، خدا نماز و کارهای نیک آنها را نمی‌پذیرد.
به روایت امام صادق علیه السلام: «من نظر الی ابویه نظر ماقت و هما ظالمان له. لم یقبل الله له صلاه»
فرزندی که از روی خشم به پدر و مادر خود نگاه کند- هر چند والدین در حق او کوتاهی و ظلم کرده باشند- نمازش از سوی خدا پذیرفته نیست.
آری پیوند با خدا در صورتی مفید است که پیوند خانوادگی، با رعایت حقوق و وظایف متقابل میان افراد، مراعات شود.
نماز، معراج روح و نردبان معنویت است. در صورتی می‌توان از این نردبان عروج کرد که پایه‌اش لغزان نباشد. پایه استوار ارتباط با خدا، روابط صحیح میان افراد خانواده است.
● نشانه قبولی عبادت
با این همه شرایطی که برای قبولی عبادت و نماز است، باید مراقب بود نماز بی‌فایده و پرستش بی‌خاصیت نداشته باشیم. صرف انجام تکلیف، کافی نیست، باید چنان انجام وظیفه کرد، که صاحب فرمان که خداوند است، بپذیرد.
علی علیه السلام می‌فرماید: «کونوا علی قبول العمل اشد عنایتا منکم علی العمل» بیشترین توجه شما، به قبولی عمل باشد، نه اصل عمل!
با این حساب، از کجا می‌توان فهمید که طاعتمان را خدا پذیرفته است؟
امام صادق علیه السلام نشانه آن را چنین بیان می‌کند:
«من احب ان یعلم اقبلت صلوته ام لم تقبل فلینظر هل منعته صلوته عن الفحشاء و المنکر؟فبقدر ما منعته قبلت منه»
هر که می خواهد بداند آیا نمازش پذیرفته شده یا نه، ببیند آیا نمازش، او را از گناه و زشتی بازداشته است؟ به هر مقدار که نمازش، مانع گناه و منکر شود، نمازش قبول شده است.
● شرایط کمال عبادت
غیر از شرط صحت و شرایط قبول، شرایطی هم برای کمال عبادت است. یعنی اگر این شرایط باشد، عمل عبادی ارزشی فوق‌العاده و کمالی بالاتر خواهد داشت.عبادات اعمالی که شرایط زیر را داشته باشد، برتر و کامل‌تر است:
۱) مشکل‌تر بودن
در عبادت، باید دشواری آن را تحمل کرد و بر سستی و تن‌پروری غلبه یافت و به پرستشی عاشقانه و پیوسته پرداخت. علی علیه السلام فرموده است: «افضل الاعمال ما اکرهت نفسک علیه» بهترین کارها، عملی است که خود را (علی رغم پذیرش نفس) بر آن وادار کنی.
آن که در لحظات سخت، از رسول خدا حمایت و یاری کند.
آن که با پای پیاده به سفر حج و زیارت برود.
آن که با جان و مال، در راه خدا مبارزه کند.
آن که در راه دین، سختی بیشتری تحمل کند، از فضیلت بیشتری برخوردار است.
۲) نظم و تداوم
عبادت اگر برنامه‌های دائمی و منظم داشته باشد، بهتر است. در روایات آمده است که مومن، اوقات و کارهای خود را تقسیم می‌کند و بخشی را برای عبادت و مناجات با خدا قرار می‌دهد.
۳) مهمتر بودن
در کارها باید اهم و مهم کرد و کارهای «مهم» را فدای کارهای «مهم‌تر» نمود.
وقتی بستگان انسان نیازمند هستند، چرا صدقه به دیگران؟
وقتی کارهای مستحب، به واجبات انسان ضرر بزند، چه نیازی به انجام آن‌ها؟
وقتی کاری، نفع عام‌تری دارد، چرا پرداختن به اموری که خیرش محدود و موقت است؟
علی علیه‌‌ السلام می‌فرماید:
«لا قربه بالنوافل اذا اضرت بالفرائض» هرگاه نمازهای مستحب، به نمازهای واجب ضرر برساند، دیگر آن نافله‌ها موجب قرب به خدا نخواهد شد.
۴) برکت داشتن
گاهی کمال یک عمل، در برکت داشتن آن است، یعنی کاری باشد که خیر و سود آن، جاودان و گسترده و باقی باشد، نه موقت و گذرا.
۵) سبقت گرفتن
در کارهای نیک، پیشتاز بودن و شتاب به سوی صالحات و خیرات، امتیازات ویژه‌ای دارد.
پیوستن به اسلام در آغاز امر، برتر از مسلمان شدن در روزگار غلبه و قدرت مسلمین است. به سوی نماز اول وقت باید شتافت. در کارهای خداپسند باید پیشقدم بود. تاکید بر «سارعوا» و «سابقوا»، در قرآن و حدیث نشان آن است که سرعت و سبقت در عبادت مایه کمال عبادت است.
۶) نشاط و دوام
منافقان، نماز را با کسالت و بی‌نشاط می‌خوانند.
اهل شک، در عبادت‌شان دچار تردید و سستی می‌شوند.
عبادتی کامل‌تر است که همراه با نشاط و برخوردار از استمرار و پیوستگی باشد. عمل اندک و با دوام، برتر از کار زیادی است که انسان از آن ملول و خسته شود و دست بکشد.
خداوند، در توصیف عبادت فرشتگان فرموده است: شبانه روز، بدون خستگی، خدا را تسبیح می‌گویند.
۷) بصیرت و یقین
عملی که از روی بینش عمیق و آگاهی و یقین باشد، به مراتب برتر از کارهای سطحی و عبادت‌های تهی از یقین است. در حدیث می‌خوانیم «ان العمل الدائم القلیل علی الیقین، افضل عندالله من العمل الکثیر علی غیر یقین»
عمل اندک ولی پیوسته و مداومی که همراه با یقین باشد، نزد خداوند برتر از عمل بسیاری است که فاقد بصیرت و یقین باشد.

وبگردی
ماجرای سفر مخفیانه حسن روحانی به انگلیس
ماجرای سفر مخفیانه حسن روحانی به انگلیس - کامران غضنفری با کتاب «راز قطعنامه» شناخته شد؛ هر چند بیش از آن هم دستی بر آتش نوشتن و پژوهش داشت. غضنفری بعد از این تجربه های موفق دست به انتشار کتاب یا به قول خودش مقاله مفصل در مورد پیشنه، زندگی و عملکرد حسن روحانی در فضای مجازی زده است.
ماجرای احسان علیخانی و  ثامن الحجج
ماجرای احسان علیخانی و ثامن الحجج - پنج ماه بعد از اعلام رسمی غیرقانونی بودنِ موسسه ثامن الحجج در آبان 1393، برنامه تحویل سال 1394 شبکه سوم سیما تحت عنوان «بهارنارنج» با تهیه کنندگی و به مدت هشت ساعت پخش شد و این بار به جای تبلیغ مستقیم ثامن الحجج، باشگاه فرهنگی و ورزشی ثامن الحجج تبلیغ شد! در این برنامه بارها از ابوالفضل میرعلی مدیرعامل موسسه ثامن الحجج با عنوان دکتر تقدیر به عمل آمد؛ دکتری که اکنون مشخص شده یک دیپلمه با سوابق مالی…
وقتی یک دامدار با مدرک دیپلم و ۱۱۹ فقره چک برگشتی مدیرعامل «ثامن‌الحجج» شد
وقتی یک دامدار با مدرک دیپلم و ۱۱۹ فقره چک برگشتی مدیرعامل «ثامن‌الحجج» شد - تصاویر با شما سخن می گویند؛ تصاویری بی روتوش با سخنانی بی روتوش‌تر؛ می‌خواهیم با بخش خبری «فوتونیوز»، مقامات با شما بی روتوش و رودررو سخن بگویند. از این پس، عصرگاه هر روز با «فوتو نیوز» تابناک، حرف و سخن مقامات داخلی و خارجی را به عکس بی روتوش‌شان الصاق می‌کنیم، تا بهتر بدانیم چه کسی حرف زده و از چه سخن گفته است. کوتاه و مختصر؛ به احترام وقت شما و فرصتی که برای دانستن می‌گذارید.
جزییاتی تکان‌دهنده از اقدامات موسسه ثامن‌الحجج
جزییاتی تکان‌دهنده از اقدامات موسسه ثامن‌الحجج - دو چهره مشهور تلویزیون نیز از مواهب موسسه ثامن الحجج بی نصیب نبوده‌اند. مؤسسه ثامن‌الحجج دو مبلغ ۱۸۰ میلیون‌تومانی و ۴۰۰ میلیون‌تومانی را به حساب «م.م» مجری یک برنامه تلویزیونی واریز می‌کند و عنوانی که روبه‌روی این اعداد در توضیح دلیل وجه ذکر شده، یک کلمه است؛ هدیه. اما رقم هدیه‌ای که آقای «م.م» به‌عنوان هدیه دریافت کرده، در مقابل تسهیلات دریافتی او از ثامن‌الحجج تقریبا ناچیز است.
ترجیح می‌دهید کدام‌ زن همکار شوهر شما باشد!
ترجیح می‌دهید کدام‌ زن همکار شوهر شما باشد! - یک بنر تبلیغاتی که ظاهراً با هدف ترویج فرهنگ حجاب طراحی شده، سبب‌ساز واکنش‌های کاربران شبکه اجتماعی توییتر شده است. در این بنر، از رهگذران خواسته شده بین دو گزینه موجود، زنی چادری و زنی مانتویی، انتخاب کنند ترجیح می‌دهند کدام‌یک همکار همسرشان باشد!
نمایش دستاورد آزادی و دموکراسی
نمایش دستاورد آزادی و دموکراسی - آقای مطهری بازیکنان آفریقایی تیم فرانسه را دیده ولی دورگه‌های تیم ملی خودمان را ندیده!
فیلم قتل عجیب زن جوان توسط شوهرش در اسلامشهر!
فیلم قتل عجیب زن جوان توسط شوهرش در اسلامشهر! - در اتفاقی عجیب و غیر قابل باور فردی امروز به دلیل درخواست طلاق همسرش در خیابان اسلامشهر وی را با ضربات چاقو از پای درآورد، از سرنوشت این خانم اطلاع دقیقی در دست نیست.
مائده‌ها و دلارهای رانتی
مائده‌ها و دلارهای رانتی - اشارت‌هایی که برخی نکات جالب توجهی دیگری در خصوص آن بیان می‌کنند، مثل مطرح شدن مساله مانتو‌های جلوباز و اشکالی که برخی مسئولان به آن وارد می‌دانند. موضوعی که موجب شد تا بعد از مدت‌های مدید و در شرایطی که بسیاری بر این باورند که شناسایی و مقابله با اخلال گران بازار می‌بایست در اولویت همه امور باشد، گشت‌های ارشاد به خیابان‌ها باز گردند.
دورهمی کثیف‌ترین برنامه جنسی  ! تفکرات پیچیده یک استاد علوم انسانی !
دورهمی کثیف‌ترین برنامه جنسی ! تفکرات پیچیده یک استاد علوم انسانی ! - یکی از بحث های جنجالی دکتر فیاض در سال های اخیر اظهار نظر او در مورد وقوع بحران جنسی در ایران بوده است که حالا او معتقد است تبدیل به انقلاب جنسی شده است. با او در این زمینه مصاحبه مفصلی انجام دادیم که به زودی منتشر می شود. بخشی از این مصاحبه که درباره برنامه دورهمی است را تماشا کنید.
آغوش جنسی یا مادرانه ! مشغله فکری مطهری
آغوش جنسی یا مادرانه ! مشغله فکری مطهری - وی در بخش دیگری از صحبت‌هایش با اشاره به نمایش در آغوش کشیدن تیم ملی کروواسی توسط رئیس‌جمهور کشورشان،گفت: ایشان با یک حس مادرانه این کار را انجام داد و این آغوش، جنسی نبود، البته که پخش آن نباید انجام می‌شد.
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟ - سرنوشت فرزند بزرگ حسن روحانی از جمله مواردی است که در سال‌های گذشته بارها مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته است. پیش از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۲ نیز یکی از وب‌سایت‌های اصولگرا مدعی بود که او به دنبال “شکست عشقی” دست به “خودکشی” زده است. بنا به ادعای برخی از رسانه‌های اصو‌لگرا، فرزند روحانی با کلت کمری پدر خودکشی کرد.
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا - کاربران شبکه های اجتماعی فیلمی را منتشر کرده اند که گفته می شود مربوط به خانه مجلل محمود خاوری در کانادا است. صحت و سقم این قضیه هنوز تایید نشده است.
چرا آیت‌الله جنتی اینگونه فکر می‌کند؟
چرا آیت‌الله جنتی اینگونه فکر می‌کند؟ - احزاب و شخصیت‌ها - زندگی ساده آیت‌الله جنتی گرچه از ویژگی‌های مثبت شخصیت وی است اما نوع نگاهش به عرصه سیاسی و مصداق‌یابی های وی درخصوص افراد انقلابی انتقادهای زیادی را متوجه او می‌کند.
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول - امیرحسین مقصودلو (تتلو) با انتشار عکسی از خودش و مائده هژبری، دختر نوجوانی که پس از اعتراف تلویزیونی اش معروف شد، از کنسرت مشترک در استانبول خبر داد.
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد!
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد! - تصاویر با شما سخن می گویند؛ تصاویری بی روتوش با سخنانی بی روتوش‌تر؛ می‌خواهیم با بخش خبری «فوتونیوز»، مقامات با شما بی روتوش و رودررو سخن بگویند. از این پس، عصرگاه هر روز با «فوتو نیوز» تابناک، حرف و سخن مقامات داخلی و خارجی را به عکس بی روتوش‌شان الصاق می‌کنیم، تا بهتر بدانیم چه کسی حرف زده و از چه سخن گفته است. کوتاه و مختصر؛ به احترام وقت شما و فرصتی که برای دانستن می‌گذارید.
اول مرگ بر ربا بعد مرگ برآمریکا
اول مرگ بر ربا بعد مرگ برآمریکا - صحبت های تامل برانگیز آیت الله رودباری درمورد ربا در کشور
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟ - دختر بازداشت شده در بخشی از مصاحبه توضیح می‌دهد که صبح دستگیر شده و خانواده‌اش در جریان این موضوع قرار گرفته‌اند و این ادعا نشان می‌دهد تهیه فیلم اعترافات به فاصله یک صبح تا عصر انجام شده که خود نشان‌دهنده این است که برای متهم هنوز دادگاهی تشکیل نشده و جرمی به اثبات نرسیده ‌است.
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر!
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر! - پس از آنکه فیلم تازه محمدحسین فرح‌بخش در سالن‌های سینمای شهر تهران اکران نشد. احمدی مدیر سینماشهر که از قضا تهیه کننده برنامه خندوانه نیز هست و سوله مدیریت بحران شهر تهران در دوره تهیه کنندگی او به «خندوانه» اختصاص یافت، مانع از این اکران شده بود و همین مسئله واکنش فرح بخش را به دنبال داشت و او را رانت‌‎‌خوار خواند و پای رامبد جوان را به میان کشید.
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم - یکی از دختران که به شدت مورد توجه قرار گرفته است مائده نام دارد. او از چهره‌های شناخته شده اینستاگرام است که ویدئو‌هایی از رقص هایش را در صفحه خود منتشر کرده است. او متولد سال 1380 است. به گفته خودش حدود 600هزار فالوئر دارد. او حالا با قرار وثیقه آزاد است.
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس)
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس) - سردار آزمون نیمه شب گذشته و در نزدیکی‌های صبح امروز با خودوری پورشه شخصی خود در محور نکا بهشهر پس از عبور از روستای کمیشان با تصادف زنجیره‌ای مواجه شد که در این حادثه خودروهای زیادی خسارت دیدند