شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۶ / Saturday, 24 February, 2018

نگاهی به زندگی فروغ فرخزاد


نگاهی به زندگی فروغ فرخزاد
نادره ای نخستین بر آسمان شعر و ادب فارسی ایران درخشیدن گرفت و افق دید پر فروغش را بر همگان ارزانی داشت ، صدایش ترنم موسیقی بود و شعرش آیت عشق و هم او بود که به نوعی دیگر اندیشیدن را به نوعی دیگر دیدن را در فراسوی چشمان خسته و بسته یمانم قرار داد فروغ عشق را به نظاره نشست و صبر کرد تا ما بزرگ شویم و صبوری کرد تا کلمات درست ادا شوند و جایگاهی درست بیابند در میان حقایق گیتی به جستجو پرداخت و خود را از صیقل عشق گذراند تا اثر هایی این چنین بدیع را به یادگار نهاد فروغ فاصله گرفت از هرآنچه که در بندش می کرد افسوس فروغ برای زمانش بزرگ بود و بزرگتر از آن بود که درک شود و این نا مهربانی زمانه است که اینگونه از ادمهای بزرگ خود پذیرایی می کند چرا که آدمهای بزرگ همیشه از فراسوی زمان خود جلو ترند و طبیعی است که آدمهایی که در تنگنای زمان و از آن تنگ تر در عقاید خشک و بسته خود دست و پا می زنند درک نشود فروغ تابید و درخشش در جهان ادب عالمگیر شد افسوس که صد افسوس مردم ما اندیشه های والا و روح بزرگ این فرزانه جاوید را نفهمیدند همه این ای کاش ها و همه افسوس ها زمانی ثمر می بخشد که ما اندیشه های تابناک او را درک کنیم و بزرگی روحش را ارج نهیم هر چند که او خود مانا و جاوید است .
در دی ماه ۱۳۱۳ در تهران کودکی چشم به هستی گشود که بعد ها همگان را غرق در حیرت کرد ۱۲ سال پیش از درگذشتش اولین شعرش را به جامعه روشنفکر سپرد و همان هفته بود که صد ها هزار نفر با خواندن شعر بی پروای او با نام شاعره ای آشنا شدند که چندی بعد به اوج شهرت رسید و آثارش هواخواهان بسیار یافت و در همان روز ها بود که یکی از شاعران معروف او را در بی پروایی به حافظ تشبیه کرد و نوشت : « که اگر در قدرت بیان هم به پای لسان الغیب برسد ، حافظ دیگری خواهیم داشت » فروغ آنچنان شیطان بود که از در و دیوار بالا می رفت و مثل پسر ها روی نوک درخت ها می نشست و مثل شیطانک ها با کارهایش دیگران را به خنده می انداخت . فروغ بسیار فعال و پر انرژی و نا آرام بود . همین عدم آرامش او هم منجر به شیطنت و هیاهوی او می شد .
فروغ علاوه بر روحیه شیطان یک روحیه دیگر هم داشت . فروغ غم زده و بهانه گیر ، حساس که با کمترین بهانه ساعت ها با صدای بلند گریه می کرد. فروغ عاشق قصه بود . مادر بزرگ قصه های قشنگی می دانست و فروغ یک لحظه مادر بزرگ را آرام نمی گذاشت . به قصه ها گوش می داد و دچار جذبه و شگفتی مالیخولیایی می شد . این شخصیت های دوگانه ، درست مثل مهمانی که از در خانه وارد می شود ، یک یا چند روز در آنجا می ماند و باز از همان در بیرون می رود ، خودشان را نشان می دادند و بعد می رفتند . فروغ احساس تند ، قدرت مطالعه ، تحقیق استعداد های شعری را از پدرش گرفت از مادر هم صفا و مهربانی و سادگی را . پدر شعر می خواند و فروغ با علاقه گوش می داد که با ابیات آشنا شود استعداد فروغ در نوجوانی به حدی بود که معلم انشای فروغ باور نمی کرد که خودش انشاهایش را بنویسد .
هر چه هست فروغ است فروغی که بی هراس از جذام ، بی آنکه جذامی ها را زشت و چندش آور ببیند با انها زندگی می کند سرانجام فروغ پسر بچه یک جذامی را به فرزندی انتخاب می کند در این میان تنها کسی که تنها ماند و بی کسی را با همه وجودش حس کرد فرزند خوانده او حسین بود فروغ زمانی نخستین شعرهایش را به چاپ رساند که دوران رونق ( صفحه ادبی بود ) او برای گذراندن زندگی داستان و سفرنامه هم می نوشت و به مجله ها می سپرد اما از همین مجله ها ضربه های سختی خورد و نومید و خشمگین از آنها برید .
فروغ زبان فرانسه ، ایتالیایی ، آلمانی را با شوق پیگیری آموخت تا سر انجام دوستی او را به گلستان معرفی نمود فروغ با شعرا ، نویسندگان و روشنفکران برجسته ای آشنا شد که هر کدام در زمینه کار ادبی و فعالیت فکری نخبه بودند در همین ایام بود که فروغ با ترجمه شعر برجسته ترین شاعر عرب آشنا شد . فروغ خودش هم دستی در ترجمه داشت از میان ترجمه های او می توان به نمایشنامه ژان مقدس از (برنارد شا و ) سیاحتنامه هنری میلر در یونان با عنوان ستون سنگی ماروسی اشاره کرد . فروغ کار سینمایی خود را اینگونه شروع کرد :
از طرف گلستان فیلم در سال ۱۳۳۸ به انگلستان سفر کرد تا در کارهای تشکیلاتی فیلم مطالعه کند پس از بازگشت از سفر نخستین کوشش های خود را در زمینه فیلمبرداری آغاز کرد و پس از تهیه مقدمات ساختن چند فیلم مستند بکار پرداخت و سفری به خوزستان کرد موسسه فیلم کانادا از گلستان فیلم در سال ۱۳۳۹ خواست که در باره مراسم خواستگاری در ایران فیلم کوتاهی بسازد و فروغ در این فیلم بازی کرد و خود در تهیه آن فعال بود و در سال ۱۳۴۰ قسمت دوم فیلم زیبای ( آب و گرما ) را تهیه کرد در همین سال در تهیه صدای فیلم ( موج و مرجان و خارا ) گلستان را یاری داد او برای صفحه نیازمندیهای کیهان یک فیلم یک دقیقه ای ساخت که در نوع خود این اثر قابل تحسین بود . در تابستان سال ۱۳۴۱ در تهیه فیلم دریا ، گلستان را یاری کرد و خود نیز بازی کرد که متاسفانه ناتمام ماند فروغ در سال ۱۳۴۱ فیلم درخشان (خانه سیاه است) را ساخت این فیلم در سال ۱۳۴۲ برنده جایزه بهترین فیلم مستند از فستیوال جهانی اوبرها وزن آلمان شد . ناقدان و سینماگران بزرگ و نام آوران جهان از این فیلم تجلیل کردند . چهار دهمین فستیوال فیلم اوبرها وزن جایزه بزرگ خود را برای فیلم مستند ( به یاد بود فروغ ) نامگذاری کرد . نامگذاری جایزه بهترین فیلم های مستند به نام فروغ ادای حرمتی بود به این هنرمند بزرگ ایرانی و توفیق او در هنر و انسانیت هیئت مدیره فستیوال شاعر جایزه بزرگ خود را از نخستین جمله های فراموش نشدنی فیلم ( خانه سیاه است ) برگزید در سال ۱۳۴۵ فروغ بار دیگر به ایتالیا سفر کرد و در دومین فستیوال سینمایی مولف در شهر پزارو شرکت و در همین سال از کشور سوئد به او پیشنهاد برای ساخت فیلم داده شد .
و سرانجام در سال ۱۳۴۵ فروغ در تصادفی جان باخت و زمین بار دیگر عزاپوش شد و آسمان گریست و این هدیه را در خود جای داد . مرگ فروغ جامعه ما را تکان داد نه تنها روشنفکران که مردم ساده کوی و برزن هم گویی تازه دریافته بودند که چه گوهر یکدانه ای را از دست داده اند فروغ نوشته بود : « می ترسم زود تر از آنچه فکر کنم بمیرم و کارهایم ناتمام بماند و این درد بزرگی است . »


منبع : کلوب

مطالب مرتبط

خاطراتی از ماندلشتام، پاسترناک


خاطراتی از ماندلشتام، پاسترناک
● دربارهٔ‌ اُ. مندلشتام‌
پیش‌ از همه‌ چیز باید بگویم‌ که‌ قصد ندارم‌ بیوگرافی‌در خور شأن برای‌ مندلشتام‌ بنویسم. آن‌ گونه‌ که‌ از زندگی‌نامهٔ‌ او برمی‌آید مندلشتام‌ شاعری‌ بود که‌ به‌ معنی‌ دقیق‌ کلمه‌ یک‌ ستاره‌ در هفت‌ آسمان‌ نداشت. او شاعری‌ مطرود و طراز اول‌ بود. دلش‌ او را همواره‌ به‌ سوی‌ جنوب، دریا و مکان‌های‌ جدید می‌کشاند. شعرهای‌ جاودانی‌ ۱۹۲۹ او نشانگر عشق‌ دیوانه‌وارش‌ به‌ ارمنستان‌ است.
۱۵ فوریه‌ ۱۹۶۰ ... نمی‌شد پیش‌ اوسیپ‌ از کسی‌ تعریف‌ کرد. از کوره‌ درمی‌رفت‌ و جدل‌ می‌کرد و به‌ طور باور نکردنی‌ انصافش‌ را از دست‌ می‌داد و ستیزه‌جویی‌ می‌کرد. اما اگر کسی‌ از همان‌ آدم‌ پیش‌ او انتقاد می‌کرد همین‌ چیز باز اتفاق‌ می‌افتاد و این‌ بار او با تمامی‌ قدرت‌ از او دفاع‌ می‌کرد.
شعر ساعت‌ ملخی‌ آواز سر داده‌ است دربارهٔ‌ ماست. من‌ تب‌ داشتم. بدنم‌ گُر گرفته‌ بود و تبم‌ را اندازه‌ می‌گرفتم. (و اجاق‌ خشک‌ گُر گرفته‌ است) و ابریشم‌ سرخ‌ در التهاب‌ است.
گاهی‌ در شعر تو حس‌ پرواز به‌ من‌ دست‌ می‌دهد. امروز چنین‌ حسی‌ نگرفتم‌ ولی‌ باید می‌گرفتم. سعی‌ کن‌ این‌ حس‌ را همیشه‌ در شعرت‌ بگنجانی. ابیات‌ تو را فقط‌ می‌شود با کارد جراحی‌ از مغز من‌ بیرون‌ آورد. (درباره‌ مجموعه‌ تسبیح). روزی‌ که‌ صحبت‌ از برخی‌ از اشعار ن. برونی‌ می‌کرد برآشفت‌ و با عصبانیت‌ گفت: بعضی‌ اشعار هستند که‌ من‌ آن‌ها را توهین‌ به‌ خودم‌ حساب‌ می‌کنم.
دربارهٔ‌ پاسترناک‌
تولدی‌ دیگر شامل‌ اولین‌ دوره‌ شعرهای‌ تغزلی‌ اوست. آشکار است‌ که‌ دیگر راهی‌ نمانده‌ بود... دورهٔ‌ طولانی‌ و پر رنج‌ (۱۰ ساله) پس‌ از آن‌ شعرها سپری‌ شد که‌ او حتی‌ یک‌ سطر هم‌ ننوشت. می‌توانم‌ چهره‌اش‌ را تجسم‌ کنم‌ و صدای‌ مضطربش‌ را بشنوم‌ چه‌ دارد بر سرم‌ می‌آید؟ خانه‌ ویلایی‌ پرولکینو ظاهراً‌ تابستانی‌ بود، بعد زمستانی‌ شد و او در واقع‌ شهر را برای‌ همیشه‌ ترک‌ گفت.
در حوالی‌ مسکو بود که‌ با طبیعت‌ ملاقات‌ کرد. طبیعت‌ در سراسر زندگی‌اش‌ تنها منبع‌ الهام‌ ان‌ بود. یار پنهانی‌اش‌ بود که‌ با او به‌ گفت‌ و گو می‌نشست. محبوبه‌اش‌ بود و دلداده‌اش، همسرش‌ و بیوه‌اش. طبیعت‌ برای‌ او مانند روسیه‌ بود برای‌ بلوک. او تا آخر عمر به‌ طبیعت‌ وفادار ماند و در مقابل‌ طبیعت‌ هم‌ پاداش‌ وفاداری‌اش‌ را داد. در ژوئن‌ ۱۹۴۱ وقتی‌ وارد مسکو شدم‌ پشت‌ تلفن‌ به‌ من‌ گفت: نُه‌ شعر سروده‌ام. الان‌ می‌آیم‌ و همه‌ را برایت‌ می‌خوانم. آمد. گفت: این‌ شروع‌ کار است. دیگر راه‌ افتاده‌ام. الان‌ می‌فهمم‌ که‌ وحشتناک‌ترین‌ چیز برای‌ پاسترناک‌ این‌ است‌ که‌ هرگز نمی‌تواند چیزی‌ را به‌ خاطر آورد. در سرتاسر مجموعه‌ وقتی‌ همه‌ چیز صاف‌ می‌شود او پیرمردی‌ است‌ که‌ هیچ‌ چیز را به‌ خاطر نمی‌آورد، نه‌ عزیزانش‌ را، نه‌ عشقش‌ را و نه‌ جوانی‌اش‌ را...
● دربارهٔ‌ مارینا تسوِتایوا
اولین‌ و آخرین‌ دیدار دو روزهٔ‌ ما در ژوئن‌ ۱۹۴۱ بود. نخستین‌ دیدار در بولشایا اوردینکا۱ در منزل‌ آردوف۲ و دومین‌ و آخرین‌ دیدار در مارینا روشچا۳ منزل‌ کارژیف۴.
چه‌ وحشتناک‌ بود اگر او زنده‌ می‌ماند و من‌ در ۳۱ اگوست‌ می‌مُردم‌ و بعد او خاطره‌ ایندیدار را می‌نوشت. آن‌ وقت‌ نوشتهٔ‌ او به‌ قول‌ اجداد ما چیزی‌ می‌شد مانند افسانه‌ عطرآگین. شاید هم‌ مرثیه‌ای‌ می‌شد بر عشقی‌ ۲۵ ساله‌ که‌ سرانجامی‌ بیهوده‌ داشت‌ اما در تمامی‌ این‌ مدت‌ باشکوه‌ بود. حالا که‌ او چون‌ شاه‌ بانویی‌ به‌ مسکوی‌ خود بازگشته‌ و برای‌ همیشه‌ در آن‌ غنوده‌ است‌ می‌خواهم‌ فقط‌ آن‌ دو روز را به‌ خاطر آورم‌ بدون‌ افسانه‌پردازی...

وبگردی
استحاله! / بررسی نامه احمدی‌نژاد به رهبری
استحاله! / بررسی نامه احمدی‌نژاد به رهبری - دگرديسي‌هاي فراواني در ايران صورت گرفته‌است؛ اصولگرايان اصلاح‌طلب شده‌اند، تحول‌طلبان محافظه‌كار شده‌اند، مسئولان پاسخ ناكارآمدي‌هاي خود را از مردم مي‌خواهند و در تازه‌ترين نوع اين استحاله‌ها فردي كه بسياري مدعي هستند او برآمده از مهندسي انتخابات است با ارسال نامه به رهبرمعظم انقلاب درخواست برگزاري انتخاباتي آزاد، زودهنگام و به دور از مهندسي كرده‌است! محموداحمدي‌نژاد همان پديده خانمان براندازي كه براي…
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز - فیلم - زهرا خوش نواز در گفتوگو با یورونیوز از مراحلی که برای آماده سازی ظاهرش طی کرد تا با چهره‌ای متفاوت وارد استادیوم شود گفت. او می‌گوید: «زمانی که از تونل گذر کردم و وارد ورزشگاه شدم و چشمانم به چمن ورزشگاه افتاد گریه‌ام گرفت.»
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش - باز هم زیر گرفتن ماموران امنیتی و نیروی انتظامی توسط یک ماشین دیگر سواری توسط اراذل خیابان گلستان هفتم
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران - کی از دراویش گنابادی با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در خیابان پاسداران تهران / گفته میشود تعداد شهدای ناجا در حمله آشوبگران فرقه ضاله گنابادی و حامیان نورعلی تابنده به ۴ تن رسیده است.
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای - به دنبال سقوط هواپیمای تهران-یاسوج ویدیو لحظه مواجه خانواده های جانباختگان را با وزیر مشاهده می کنید.
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو - تصاویری دردناک از حمله مرد موتور سوار با چاقو به یک مرد راننده در حضور همسر و فرزندش در شهرستان داراب استان فارس را در ویدئوی زیر می بینید. به نظر میرسد این اتفاق در پی جرو بحثی بر سر پارک کردن وسایل نقلیه روی داده است!
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
    کیک تولد نارگیلیِ خودم پَز!
    تولد فرزندتان است و دلتان می خواهد خودتان کیک تولدش را درست کنید؟ ما به شما کیک نارگیلی را توصیه می کنیم. کیکی ساده و درحین حال خیلی خوشمزه که مزه تازگی می دهد.